ماه: آبان ۱۴۰۵
سالادها؛ از سادهترین تا محبوبترین انتخابها

سالادها از سادهترین و درعینحال محبوبترین انتخابها برای همراهی یا جایگزینی وعدههای غذایی هستند. تنوع در مواد اولیه، رنگ و طعم باعث شده این غذاهای سبک و سالم، جای ویژهای در سفرهها داشته باشند.
در دنیای پرشتاب امروز، یافتن طعمهای تازه، سالم و در عین حال دلپذیر، اهمیت دوچندانی یافته است. سالادها، با تنوع بینظیرشان، نه تنها گزینهای عالی برای تکمیل وعدههای غذایی اصلی هستند، بلکه میتوانند خود به تنهایی یک وعده غذایی کامل و مقوی باشند. از سالادهای کلاسیک و شناختهشده گرفته تا ترکیبهای خلاقانه و مدرن، هر کدام با طعم و بافت منحصربهفرد خود، سفرههای ما را رنگینتر و سالمتر میکنند. در این گزارش، به معرفی و طرز تهیه هفت سالاد پرطرفدار میپردازیم که میتوانید به راحتی در منزل آماده کنید و از طعم بینظیرشان لذت ببرید.
سالاد فصل
این سالاد، نماد تازگی و سادگی است و با توجه به مواد اولیه در دسترس در هر فصل، طعمی متفاوت دارد.
مواد لازم: کاهو (یا مخلوطی از سبزیجات برگدار) / گوجه فرنگی گیلاسی / خیار / هویج رندهشده / فلفل دلمهای رنگی (دلخواه) / ذرت (دلخواه) / پیاز قرمز (خیلی نازک خرد شده، دلخواه)
مواد لازم برای سس: روغن زیتون فرابکر / آبلیمو یا سرکه بالزامیک / نمک و فلفل سیاه
طرز تهیه:
سبزیجات را بشویید و به اندازه دلخواه خرد کنید.
مواد سس را در کاسه کوچکی مخلوط کرده و خوب هم بزنید تا یکدست شوند.
سبزیجات خرد شده را در کاسه سالاد بریزید، سس را روی آن بریزید و به آرامی مخلوط کنید.
۲. سالاد شیرازی
یکی از معروفترین و محبوبترین سالادهای ایرانی که به خاطر ترکیب ترد و تازه خیار، گوجه و پیاز و عطر نعناعش شناخته میشود.
مواد لازم: خیار / گوجه فرنگی / پیاز / نعناع خشک (یا تازه) / مواد لازم برای سس: / روغن زیتون (اختیاری) / آبلیمو تازه / نمک و فلفل سیاه
طرز تهیه:
خیار، گوجه فرنگی و پیاز را نگینی و ریز خرد کنید. (پیاز را خیلی ریز خرد کنید تا تندی آن کمتر شود).
نعناع خشک (یا تازه ساطوری شده) را اضافه کنید.
مواد سس را مخلوط کرده و روی سالاد بریزید. خوب هم بزنید.
۳. سالاد ماکارونی
یک سالاد مقوی و پرطرفدار که به عنوان پیشغذا یا وعده اصلی سبک سرو میشود و تنوع زیادی در مواد تشکیلدهندهاش دارد.
مواد لازم: ماکارونی فرمی (پیچکی، پاپیونی، فرمولی) / ذرت / نخود فرنگی / خیارشور نگینی خرد شده / سینه مرغ پخته و ریشریش شده (دلخواه) / ژامبون خرد شده (دلخواه) / کاهو خرد شده (دلخواه)
مواد لازم برای سس: / سس مایونز / ماست چکیده (برای سبکتر شدن) / آبلیمو / نمک، فلفل، پودر سیر (دلخواه)
طرز تهیه:
ماکارونی را طبق دستور روی بسته بپزید، آبکش کنید و بگذارید خنک شود.
همه مواد دلخواه (مرغ، ژامبون، خیارشور، ذرت، نخود فرنگی) را به ماکارونی خنک شده اضافه کنید.
مواد سس را مخلوط کرده و روی سالاد بریزید. خوب هم بزنید تا مواد به سس آغشته شوند.
۴. سالاد الویه
سالاد کلاسیک و محبوب ایرانی که معمولاً با نان یا به تنهایی سرو میشود و ترکیبی از مرغ، سیبزمینی، تخممرغ و سبزیجات است.
مواد لازم: سینه مرغ پخته و ریشریش شده (یا ران مرغ) / سیبزمینی پخته و رنده شده (یا له شده) / تخممرغ آبپز و رنده شده / خیارشور نگینی خرد شده / نخود فرنگی پخته / هویج پخته و نگینی خرد شده (دلخواه)
مواد لازم برای سس: / سس مایونز / ماست چکیده (برای لطافت بیشتر) / آبلیمو / نمک، فلفل سیاه، پودر سیر
طرز تهیه:
همه مواد پخته شده (مرغ، سیبزمینی، تخممرغ) و خیارشور و نخود فرنگی را در کاسه بزرگی بریزید.
مواد سس را مخلوط کرده و به مواد سالاد اضافه کنید.
همه مواد را به آرامی مخلوط کنید تا یکدست شوند. چند ساعت در یخچال بگذارید تا مزهها به خورد هم بروند.
۵. سالاد سزار
سالادی ایتالیایی-آمریکایی که با کاهو، کروتان (نان تست شده)، پنیر پارمزان و سس مخصوص سزار شناخته میشود.
مواد لازم: کاهو رومانیا (یا کاهو سالادی) / نان تست (برای کروتان) / پنیر پارمزان رنده شده / سینه مرغ گریل یا آبپز شده و ورقهشده (اختیاری)
مواد لازم برای سس سزار: زرده تخممرغ (یا سس مایونز به عنوان جایگزین) / سیر له شده / آنچووی (ماهی کولی – اختیاری، طعم خاصی میدهد) / آبلیمو تازه / روغن زیتون فرابکر / نمک و فلفل سیاه
طرز تهیه:
نان تست را مکعبی خرد کرده و با کمی روغن زیتون، نمک و فلفل در فر یا تابه تست کنید تا کروتانها طلایی و ترد شوند.
مواد سس را (اگر از زرده تخممرغ استفاده میکنید، آن را با سیر، آنچووی، آبلیمو، روغن زیتون و سس ووسترشر مخلوط و هم بزنید تا کرمی شود. اگر از سس مایونز استفاده میکنید، آن را با بقیه مواد مخلوط کنید).
کاهو را خرد کرده و در کاسه بریزید. سس سزار را روی کاهو بریزید و خوب مخلوط کنید.
مرغ گریل شده (در صورت استفاده)، کروتانها و پنیر پارمزان را روی سالاد بریزید و بلافاصله سرو کنید.
۶. سالاد تن ماهی
سالادی سریع و سیرکننده که با تن ماهی، سبزیجات و سس مایونز تهیه میشود و برای وعدههای ناهار یا شام سبک عالی است.
مواد لازم: کنسرو تن ماهی (روغن آن گرفته شود) / ذرت / خیارشور نگینی خرد شده / پیاز قرمز خیلی ریز خرد شده (دلخواه) / سیبزمینی پخته و نگینی خرد شده (دلخواه) / کاهو یا سبزیجات برگدار
مواد لازم برای سس: سس مایونز / ماست چکیده (برای سبکی) / آبلیمو / نمک و فلفل
طرز تهیه:
روغن کنسرو تن ماهی را کاملاً بگیرید. تن ماهی را در کاسه بریزید و با چنگال کمی خرد کنید.
ذرت، خیارشور، پیاز (اگر استفاده میکنید) و سیبزمینی (اگر استفاده میکنید) را اضافه کنید.
مواد سس را مخلوط کرده و روی مواد سالاد بریزید. خوب هم بزنید.
در صورت تمایل، روی سبزیجات برگدار سرو کنید.
۷. سالاد کینوا
سالادی مدرن و بسیار مقوی که با کینوا (یک دانه کامل سرشار از پروتئین)، سبزیجات تازه و سس لیمویی تهیه میشود.
مواد لازم: / کینوا پخته و خنک شده / خیار نگینی خرد شده / گوجه فرنگی گیلاسی نصف شده / فلفل دلمهای رنگی نگینی خرد شده / جعفری یا گشنیز تازه خرد شده / پیاز قرمز خیلی ریز خرد شده (دلخواه) / حبوبات پخته مانند نخود یا لوبیا (اختیاری)
مواد لازم برای سس: روغن زیتون فرابکر / آبلیمو تازه / نمک و فلفل سیاه / پودر سیر (کمی، اختیاری)
طرز تهیه:
کینوا را طبق دستور بپزید و بگذارید کاملاً خنک شود.
همه سبزیجات خرد شده و حبوبات (اگر استفاده میکنید) را به کینوا اضافه کنید.
مواد سس را مخلوط کرده و روی سالاد بریزید.
خوب هم بزنید و قبل از سرو، بگذارید کمی در یخچال بماند تا طعمها به خورد هم بروند.
اسکرینشات تلهای برای تنبلی حافظه

اسکرینشات گرفتن از نکات آموزشی، دستورهای پخت یا مطالب مهم به یکی از عادتهای روزمره ما تبدیل شده است. پژوهشهای جدید روانشناسی زنگ خطر را به صدا درآورده و نشان دادهاند که این عادت رایج برخلاف تصور عموم، کمکی به حافظه نکرده و احتمال فراموش کردن مطالب را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
چند بار تا به حال از یک دستور پخت جذاب، یک نکته مهم درسی یا صفحهای از یک مقاله با این فکر که بعدا سر فرصت میخوانمش اسکرینشات گرفتهاید اما آن عکس تا ابد در گالری گوشیتان خاک خورده و هرگز به سراغش نرفتهاید؟
حقیقت این است که گالریهای دیجیتال گوشی همراه ما به آرامگاهی از تصاویر فراموششده تبدیل شده است. بر اساس برآوردها، هر فرد بهطور میانگین روزانه حدود ۲۰ عکس میگیرد و نزدیک به ۲۰۰۰ تصویر در گوشی خود ذخیره دارد. نشریه نیویورک پست در گزارشی با تکیه بر پژوهشهای جدید دانشگاه بینگهمتون عنوان کرده که این اسکرینشاتهای انباشتهشده کمکی به ما نکرده و مغز ما را در به خاطر سپردن اطلاعات تنبلتر و ضعیفتر بار میآورند.
اثر تضعیفکننده عکاسی چیست و چگونه عمل میکند؟
مطالعات صورت گرفته بر روی حافظه و شناخت و اثر تضعیف کننده عکاسی نشان میدهد که ثبت تصویر در حین تجربه یک رویداد، حافظه انسان را نسبت به آن اطلاعات تضعیف میکند.
پژوهشگران دانشگاه بینگهمتون مجموعهای از هفت آزمایش را برای بررسی این موضوع انجام دادند. در این آزمایشها، دانشجویان به تماشای آثار هنری پرداخته و از برخی از آنها اسکرینشات ثبت کردند. نتیجه نشان داد که؛ افراد، تصاویری را که از آنها اسکرینشات گرفته بودند، بسیار ضعیفتر از تصاویری به خاطر میسپردند که صرفا با چشم تماشا کرده بودند. عجیبتر اینکه شرکتکنندگان حتی به یاد نمیآوردند که دقیقا از کدام آثار اسکرینشات تهیه کرده یا نکردهاند.
این پدیده معمولا در مواردی رخ میدهد که فرد پس از ثبت تصویر، دیگر به آن مراجعه نمیکند. اگر از عکسها فعالانه برای بازیابی و مرور خاطرات استفاده شود، میتوانند به ماندگاری کمک کنند اما انباشتن تصاویر بدون مرور، اثر کاملا معکوس دارد. مطالعهای دیگر نیز نشان داده است که اگر تصاویر بهصورت خودکار مثلا توسط دوربینهای ثبت وقایع ثبت شوند، حافظه دچار اختلال نمیشود و خود عمل ارادی و فشردن دکمه ثبت است که باعث تضعیف حافظه میشود.
رابطه اسکرینشاتها با فراموشی دیجیتال
برای درک این پدیده باید مکانیسم های روانشناختی زیر را در کنار هم بررسی کرد:
تقسیم توجه: عمل ثبت یک تجربه، بخشی از منابع شناخت مغز را که در حالت عادی باید صرف رمزگردانی یعنی ثبت و پردازش عمیق اطلاعات شود، به خود اختصاص میدهد. البته حتی زمانی که زمان بیشتری به افراد داده شد یا ثبت عکس آسانتر گردید، باز هم این نقص حافظه مشاهده شد.
تخلیه شناختی: نظریهای که میگوید وقتی میدانیم اطلاعات در جای خارجی مثل حافظه گوشی ذخیره شده است، مغز از تلاش برای به خاطر سپردن آنها دست میکشد این درست مشابه فراموش کردن شماره تلفنها پس از ذخیره در بخش مخاطبین عمل میکند. جالب اینجاست که در آزمایشها، حتی وقتی به شرکتکنندگان گفته شد تصاویر بلافاصله حذف میشوند، حافظه آنها باز هم مختل ماند.
عدم مشارکت توجه: عمل گرفتن عکس یا اسکرینشات باعث میشود که ما بهطور ناخودآگاه از تجربه اصلی و لحظه حال فاصله بگیریم و این فاصله فراتر از اطلاعات ثبتشده، به زمینه وسیعتر رویداد نیز گسترش پیدا میکند.
فرار از تله دیجیتال با قلم و کاغذ
این تحقیقات هشدار میدهد که ما احتمالا با فشردن یک دکمه، به حافظهی خود در بهخاطر سپردن اطلاعات و تجربیات آسیب میرسانیم و این نقص ممکن است حتی فراتر از آنچه ثبت میشود، گسترش یابد. برای فرار از این چرخه معیوب، کارشناسان پیشنهاد میکنند که اگر واقعا میخواهید مطلبی را به خاطر بسپارید، روش سنتی را امتحان کنید. یک قلم و کاغذ بردارید و یادداشتبرداری کنید.
نوشتن دستی، مغز را مجبور میکند اطلاعات را به صورت ساختاریافته پردازش کند. این تلاش ذهنی که در روانشناسی به آن دشواری مطلوب میگویند، مغز را وادار به تفکر کرده و ماندگاری اطلاعات را در حافظه بلندمدت تضمین میکند.
اسکرینشات گرفتن تنها زمانی مفید است که بسیار هدفمند باشد و تصاویر معدودی بگیرید که واقعا بعدا آنها را فعالانه مرور می کنید.
فرزند خوب بودن تا کجا؟

مراقبت از پدر و مادر سالمند، برای بسیاری از فرزندان از روی محبت آغاز میشود؛ اما گاهی شببیداری، رفتوآمدهای بیمارستان، مسئولیتهای روزمره و تقسیم نابرابر وظایف، زندگی مراقب را تحت تأثیر قرار میدهد. دکتر معصومه حاتمی، متخصص روانشناسی سلامت، با تأکید بر اینکه خستگی از مراقبت به معنای کمشدن محبت نیست، از ضرورت تعیین حدومرز، تقسیم عادلانه مسئولیتها و توجه به سلامت روان فرزندان میگوید.
تصور کنید زنی را که صبح به محل کار میرود، عصر به خانه برمیگردد، به امور فرزندانش میرسد و شب، مراقبت از پدر بیمار نیز بر عهده اوست. شبهای بیخوابی، رفتوآمدهای بیمارستان و نگرانی مداوم، کمکم توانش را تحلیل میبرد. وقتی میگوید دیگر توان ادامه این وضعیت را ندارد، ممکن است با این پاسخ روبهرو شود که پدرش برای او زحمت کشیده و حالا نوبت جبران است.
اما آیا دوست داشتن والدین به معنای نادیده گرفتن خستگی و نیازهای شخصی است؟ آیا فرزندی که برای مراقبت از پدر یا مادرش به کمک نیاز دارد، کمتر از دیگران به وظیفه خود عمل کرده است؟
خستگی از مراقبت، به معنای خستگی از دوست داشتن نیست
معصومه حاتمی، متخصص روانشناسی سلامت، با اشاره به جایگاه احترام و نیکی به والدین در فرهنگ ایرانی و آموزههای دینی، میگوید: در فرهنگ ما، محبت به پدر و مادر ارزش بسیار زیادی دارد و قرآن نیز بر احسان به والدین تأکید کرده است؛ اما گاهی تعریف ما از فرزند خوب آنقدر سختگیرانه میشود که انگار فرزند نباید خسته شود، نیازی داشته باشد، اعتراض کند یا برای خودش زندگی کند.
او تأکید میکند که فرزند خوب بودن پایان مشخصی ندارد، اما توان انسان محدود است و شیوه مراقبت باید با این توان هماهنگ باشد. ممکن است فردی مادرش را بسیار دوست داشته باشد، اما از شببیداری، رفتوآمد بیمارستان و مسئولیت دائمی مراقبت خسته شود؛ این دو احساس با یکدیگر تناقضی ندارند. خسته شدن از شرایط، لزوماً به معنای خسته شدن از دوست داشتن نیست.
به گفته حاتمی، وقتی فرزندی از ناتوانی خود در ادامه یک وضعیت میگوید، نباید فوراً او را به بیانصافی یا ناسپاسی متهم کرد. او زحمات والدینش را انکار نمیکند، بلکه محدودیت توان خود را بیان میکند. بنابراین، پرسش اصلی نباید این باشد که فرد چقدر بیشتر میتواند تحمل کند؛ بلکه باید پرسید چگونه میتوان مراقبت را به شکلی تنظیم کرد که هم نیازهای پدر یا مادر تأمین شود و هم فرزند از پا نیفتد.
مراقبت مسئولانه، بدون فداکاری بیحدومرز
حاتمی برای ایجاد تعادل میان مراقبت از والدین و توجه به نیازهای شخصی، نخست بر ضرورت تفکیک نیازهای ضروری از ترجیحات تأکید میکند. به گفته او، مصرف داروهای تجویزشده، تغذیه، بهداشت و نظارت لازم برای حفظ ایمنی، از نیازهای ضروریاند؛ اما اینکه فقط یک فرزند هزینهها را بپردازد یا همیشه در دسترس باشد، لزوماً ضرورت ندارد.
او توضیح میدهد که اگر والد سالمند به حضور همیشگی یک فرزند وابسته شده باشد، میتوان ضمن شنیدن نگرانیهای او، برای حضور دیگر اعضای خانواده یا راههای جایگزین مراقبت برنامهریزی کرد. البته اگر سالمند به دمانس یا اختلال شناختی مبتلا باشد، صرف توضیح منطقی مشکل را حل نمیکند و تغییر شیوه مراقبت باید متناسب با وضعیت او انجام شود.
این متخصص روانشناسی سلامت همچنین توصیه میکند: فرزندان پیش از آنکه فرسودگی و بیماری برایشان حد تعیین کند، توان و زمان قابل اختصاص به مراقبت را مشخص کنند. برای مثال، فرد میتواند از ابتدا بگوید هفتهای دو روز یا در نوبتهای پزشکی از پیش هماهنگشده امکان همراهی دارد و برای سایر زمانها باید برنامه دیگری در نظر گرفته شود.
به باور حاتمی، استراحت نیز باید بخشی از برنامه مراقبت باشد؛ زیرا اگر فرد منتظر بماند تا همه کارها تمام شود و بعد استراحت کند، ممکن است هیچوقت فرصتی برای آن پیدا نکند. در زمان استراحت، فرد دیگری باید واقعاً مسئولیت مراقبت را بپذیرد؛ صرف اینکه مراقب اصلی از محل دور شود، اما همچنان پاسخگوی تمام تماسها و تصمیمگیرنده همه امور باشد، به معنای فاصله گرفتن از مسئولیت نیست.
او در ادامه، احساس گناه را یکی دیگر از موضوعاتی میداند که باید بررسی شود. به گفته او، هر بار که این احساس سراغ فرد میآید، بهتر است از خود بپرسد آیا نیاز ضروری والدش بیپاسخ مانده یا فقط نتوانسته همه را راضی نگه دارد. اگر داروی ضروری فراموش شده باشد، باید برای اصلاح اشتباه و جلوگیری از تکرار آن اقدام کرد؛ اما اگر فرد برای معاینه خودش رفته و والدش نزد شخصی مطمئن بوده است، احساس گناه لزوماً نشانه خطاکاری نیست.
حاتمی همچنین بر حفظ استقلال والدین تأکید میکند و میگوید: سالمندی بهخودیخود به معنای ناتوانی نیست و نباید کارهایی را که پدر یا مادر میتوانند با ایمنی انجام دهند، صرفاً از سر دلسوزی از آنان گرفت. در عین حال، اگر رابطه گذشته با والد همراه با خشونت و آزار بوده است، نمیتوان برای فرزند همان نسخهای را پیچید که در یک رابطه خانوادگی امن کاربرد دارد؛ در چنین شرایطی، حمایت میتواند از طریق هماهنگی خدمات یا کمک غیرمستقیم انجام شود و فرد برای اثبات وفاداری مجبور نیست دوباره در معرض آزار قرار بگیرد.
چرا بار مراقبت روی دوش یک فرزند میافتد؟
رئیس مرکز فوق تخصصی روانشناسی و مشاوره سیمین روان، در توضیح چرایی تقسیم نابرابر مسئولیت میان فرزندان میگوید: این وضعیت اغلب با یک تقسیم رسمی آغاز نمیشود، بلکه بهتدریج شکل میگیرد. یک فرزند به والدین نزدیکتر است، یک بار آنها را به بیمارستان میبرد و بار دیگر داروهایشان را تهیه میکند؛ پس از مدتی، دیگران به این وضعیت عادت میکنند و انجام کارها به مسئولیتی دائمی برای همان فرد تبدیل میشود.
به گفته او، گاهی فرضهای خانوادگی نیز در این روند نقش دارند؛ برای مثال، تصور میشود دختر مراقبت را بهتر انجام میدهد، فرزند مجرد وقت بیشتری دارد یا فردی که صبورتر به نظر میرسد، باید مسئولیت بیشتری بپذیرد. در حالی که هیچیک از این ویژگیها به معنای برخورداری از وقت و توان نامحدود نیست.
حاتمی میافزاید: گاهی والد سالمند فقط حضور یک فرزند را میپذیرد، برخی اعضای خانواده بیماری را جدی نمیگیرند یا از مواجهه با ناتوانی پدر و مادر میترسند. در مواردی نیز فرزندی که بیشتر مراقبت میکند، به دلیل نگرانی یا تجربههای ناخوشایند گذشته، بهسختی مسئولیت را به دیگران میسپارد. این عامل هم باید بررسی شود، اما نباید بهانهای برای قرار دادن دوباره بار نابرابری بر دوش همان فرد خسته باشد.
او یادآور میشود که بخش زیادی از کار مراقبت دیده نمیشود. ممکن است همه متوجه شوند چه کسی مادر را به آزمایشگاه برده است، اما کسی نبیند چه کسی نوبت گرفته، ناشتا بودن او را یادآوری کرده، نتیجه آزمایش را پیگیری کرده یا شب را با نگرانی گذرانده است. حضور چندساعته یک عضو خانواده ارزشمند است، اما با مسئولیت روزانه فردی که همیشه باید آماده پاسخگویی باشد، یکسان نیست.
به گفته این متخصص، پیامدهای تقسیم نابرابر مسئولیت فقط به خستگی محدود نمیشود؛ دلخوری میان خواهر و برادرها، احساس تنهایی، فشار مالی، عقب افتادن کار و تحصیل، فاصله گرفتن از همسر و فرزندان و حتی کاهش دقت در مراقبت نیز ممکن است در پی آن ایجاد شود.
درباره مسئولیتها حرف بزنیم
حاتمی معتقد است فرزندی که بخش اصلی مراقبت را بر عهده دارد، نباید برای درخواست کمک تا زمان از پا افتادن صبر کند؛ کمک خواستن نیز بخشی از مسئولیت مراقبت است. او پیشنهاد میکند اعضای خانواده به جای بحث درباره میزان محبت یکدیگر، درباره کارهایی صحبت کنند که باید انجام شوند.
به گفته او، نخستین قدم این است که کارهای روزمره و مسئولیتهای کمتر دیدهشده برای مدتی ثبت شوند؛ از خرید و تهیه غذا و دارو گرفته تا رفتوآمد، گرفتن نوبت، پیگیری آزمایشها و بیداری شبانه. این فهرست صورتحساب محبت نیست، بلکه تصویری از کارهایی است که خانواده باید برای انجام آنها مسئول مشخص کند.
در مرحله بعد، فرد باید واقعیت، تأثیر آن بر زندگی خود و درخواستش را روشن بیان کند. برای مثال، میتواند بگوید در سه هفته گذشته بیشتر مراقبت شبانه بر عهده او بوده، خوابش مختل شده و این وضعیت بر کار و زندگیاش اثر گذاشته است؛ بنابراین، از هفته آینده لازم است دو شب مشخص را فرد دیگری مسئولیت بپذیرد.
این متخصص تأکید میکند: درخواست کمک باید روشن و مشخص باشد؛ عباراتی مانند «بیشتر کمک کنید» ممکن است برای هر فرد معنای متفاوتی داشته باشد. بهتر است مسئولیتها به کارهای معینی مانند همراهی در یک روز مشخص، خرید هفتگی دارو یا هماهنگی نوبت پزشک تبدیل شوند.
او در عین حال، تقسیم منصفانه را لزوماً به معنای تقسیم یکسان نمیداند. توان مالی، سلامت جسمی و روانی، شغل و مسئولیتهای خانوادگی فرزندان متفاوت است؛ ممکن است یک نفر زمان بیشتری اختصاص دهد و دیگری بخشی از هزینهها را بپردازد، به شرط آنکه این توافق واقعاً منصفانه باشد و برای مراقب اصلی نیز فرصت استراحت فراهم کند. زندگی در شهر یا کشور دیگر نیز ممکن است بعضی شکلهای مشارکت را دشوار کند، اما لزوماً همه راههای همکاری را از بین نمیبرد.
مسئولیت را واگذار کنیم، نه فقط انجام یک کار را
به گفته حاتمی، یکی از نکات مهم این است که مسئولیتها بهطور واقعی واگذار شوند. اگر یک فرزند مسئول همراهی پدر در مراجعه پزشکی است، نباید فرزند دیگری همچنان همه مقدمات را آماده کند، نوبت بگیرد و هماهنگیها را انجام دهد و نفر اول فقط رانندگی کند. فردی که مسئولیتی را میپذیرد، باید تا حد امکان هماهنگیهای مربوط به آن را نیز بر عهده بگیرد؛ البته امور تخصصی و درمانی باید مطابق دستور تیم درمان و متناسب با توان و آموزش فرد انجام شوند.
او پیشنهاد میکند: خانواده برای تقسیم کار، توافقی روشن و حتی مکتوب داشته باشد؛ برای مثال، در گروه خانوادگی مشخص شود خرید با کدام عضو، همراهی در مراجعه پزشکی با کدام فرد و هماهنگی ویزیت با چه کسی است. بهتر است زمان مشخصی نیز برای بازبینی توافق تعیین شود تا اگر برنامه عملی نبود، اصلاح شود و مسئولیتها دوباره بهطور خودکار بر دوش مراقب اصلی نیفتند.
حاتمی توضیح میدهد: در مواجهه با جملههایی مانند «تو بهتر بلدی»، میتوان پاسخ داد: «چون بیشتر این کارها را انجام دادهام، یاد گرفتهام و میتوانم به تو هم توضیح بدهم، اما نمیتوانم همیشه بهتنهایی انجامشان دهم.» در برابر این استدلال که «مامان فقط تو را قبول دارد» نیز میتوان گفت باید بهتدریج کمک کرد تا والد با حضور دیگر اعضای خانواده هم احساس امنیت کند.
این روانشناس میگوید: اگر با وجود گفتوگو، همکاری شکل نگیرد، ممکن است کمک گرفتن از روانشناس خانواده، مددکار یا فرد بیطرف و مورد اعتماد لازم باشد؛ فردی که صدای مراقب را هم بشنود و صرفاً از او نخواهد دوباره کوتاه بیاید. مراقب میتواند میزان مسئولیتی را که توان انجامش را دارد مشخص کند، اما برای نیازهای ضروری والد باید راهحل امن دیگری پیدا شود؛ سالمند وابسته را نباید ناگهان رها کرد تا دیگران مجبور به همکاری شوند.
حاتمی در پایان تأکید میکند: نیکی به پدر و مادر ارزش بسیار زیادی دارد، اما عدالت نیز باید در این مراقبت وجود داشته باشد. به جای آنکه فقط به مراقب اصلی بگوییم «خدا قوت»، بهتر است از او بپرسیم: «این هفته کدام مسئولیت را از دوشت بردارم؟» و در کنار مراقبت از والدین، خود مراقب را نیز از کسانی بدانیم که حق مراقبت شدن دارد.
برآوردها از سالانه ۲۵۰ هزار سقط عمدی در کشور حکایت دارد

رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: آمار افرادی که به مراکز غیرمجاز برای سقط جنین مراجعه میکنند، در دسترس نیست و بر اساس مطالعات و تخمینها، سالانه حدود ۲۵۰ هزار سقط عمدی به صورت غیرقانونی در کشور گزارش شده است.
رضا سعیدی درباره سقطهای قانونی و غیرقانونی افزود: سقط جنین به دو گروه عمده تقسیم میشود؛ بسیاری از بارداریها به سرانجام نمیرسد و بر اساس آمارهای متفاوت، ۳۰ تا ۴۰ درصد بارداریها از همین جمله هستند که به آنها سقط خودبهخودی گفته میشود. عمده این جنینها ناهنجاریهای کروموزومی و ژنتیکی دارند یا والدین مشکلاتی دارند که بیماریهای خودایمنی و سایر بیماریها از جمله این موارد است. این جنینها امکان لانهگزینی ندارند و در هفتههای اول از دست میروند.
تعداد سقطهای قانونی در کشور با مجوز پزشکی قانونی
وی اظهار کرد: دسته دیگری هم هستند که جنین مشکلی ندارد و به دلایل مختلف، سقط انجام میشود که این موارد، سقطهای القایی هستند؛ برخی از این موارد، مجوزی دریافت میکنند که امکان دارد ناهنجاریهایی در جنین شناسایی شده باشد و طبق نظر پزشک قانونی، مجوز لازم را دریافت میکنند. سالانه ۱۰ هزار سقط به این شکل در کشور به صورت قانونی انجام میشود.
آمار سقطهای غیرقانونی قطعی نیست
سعیدی گفت: آمار تعداد سقط جنینهای غیرقانونی به دلیل مخفیانه بودن، قطعی نیست اما در قسمتهای بیمارستانی آمارهایی داریم که بر این اساس، در سال گذشته حدود ۷۰ هزار مورد سقط جنین ثبت شده که اکثر این موارد، سقط خودبهخودی یا ناشی از بارداریهای نابهجا بوده است.
وی ادامه داد: درصد کمی از این سقطها نیز برای سقط عمدی مراجعه کرده و به مشکلاتی برخورد کرده بودند و مجبور شدند به بیمارستان مراجعه کنند. در سال جاری نیز تقریبا آمارهای مربوط به سقط که به بیمارستان مراجعه میکنند به همین صورت است.
پیمایش جدید برای رصد آمار سقط عمدی انجام میشود
رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اظهار کرد: حدود یک ماه قبل جلسهای با وزیر بهداشت و برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی داشتیم و این موضوع مصوب شد که با توجه به نیاز مبنی بر رصد آمارهای سقط عمدی، پیمایش ملی جدید توسط وزارت بهداشت انجام شود تا روند سقط در کشور را بررسی کنیم. البته این پیمایش قبلا هم انجام شده بود و اکنون قرار است مجدد تکرار شود.
سازمان غذا و دارو از ثبت جهانی برندهای ایرانی حمایت میکند

مدیرکل فرآوردههای آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و دارو با تأکید بر ظرفیت محصولات ایرانی برای حضور در بازارهای بینالمللی گفت: این سازمان در چارچوب وظایف قانونی خود، مدارک تخصصی و گواهیهای بهداشتی مورد نیاز تولیدکنندگان را برای تسهیل فرایند ثبت برند و ورود به بازارهای جهانی ارائه و از آنها حمایت میکند.
محمود آلبویه اظهار کرد: ثبت ملی یا بینالمللی برند باید از سوی صاحبان برند و شرکتهای تولیدکننده و از طریق مراجع قانونی و ذیربط پیگیری شود.
وی افزود: سازمان غذا و دارو متولی مستقیم ثبت برند نیست، اما به عنوان نهاد رگولاتوری آمادگی دارد در چارچوب وظایف و اختیارات قانونی خود، مدارک تخصصی و گواهیهای بهداشتی مورد نیاز شرکتها را ارائه و همکاری لازم را با متقاضیان انجام دهد.
مدیرکل فرآوردههای آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و دارو با اشاره به ظرفیت برخی محصولات ایرانی برای حضور در بازارهای بینالمللی تصریح کرد: محصولاتی که شرایط و الزامات لازم را داشته باشند، میتوانند از طریق مراجع مربوطه فرایند ثبت برند خود را دنبال کنند.
آلبویه خاطرنشان کرد: توسعه برندهای ایرانی و گسترش حضور آنها در بازارهای جهانی، نیازمند تعامل و هماهنگی میان تولیدکنندگان، صاحبان برند و دستگاههای مرتبط است و سازمان غذا و دارو در حوزه مسئولیتهای تخصصی خود از این مسیر حمایت میکند.
نعمتی: استرس تیر طلایی را دوست داشتم/ نام آرش کمانگیر بر روی مسابقات جهانی است

دارنده سه مدال طلای پارالمپیک با بیان اینکه کمانداری در خون ایرانیان است گفت: نام اسطوره ایرانی بر روی مسابقات جهانی این رشته ثبت شده است.
زهرا نعمتی اظهارداشت: تیر و کمان رشته سختی است و شیرینی این رشته هم به سخت بودنش است. کمانداری در خون و وجود ما ایرانیان است؛ تا جایی که یکی از اسطورههای کهن بوم ایران، یعنی «آرش» با لقب کمانگیر را داریم. شاید لازم باشد بدانید که نام «آرچری» (Archery) روی مسابقات جهانی تیروکمان از آرش کمانگیر گرفته شده است.
وی ادامه داد: بانوان ایران در عرصه تیراندازی بسیار ماهر هستند و امیدوارم آقایان از این حرف من ناراحت نشوند! ما قهرمانان بزرگی از شیرزنان و شیردختران ایرانی داریم.
سرمربی تیم ملی پاراتیروکمان افزود: این رشته چند مولفه خاص میخواهد. تیر و کمان یک رشته سخت است که کماندار باید مجهز به چندین مولفه باشد؛ هم دقت لازم است و هم قدرت. تمرکز بسیار بالایی نیاز دارد و عوامل محیطی نیز بر آن اثر میگذارند، بهطوری که باد و باران میتوانند در مسابقات آن چالشانگیز باشند. البته همه جذابیت تیر و کمان به همین چالشهایش است و کماندار باید تمام عوامل محیطی را کنترل کند. یک قهرمان هم باید توانمندی داشته باشد و هم از اعتمادبهنفس لازم برخوردار باشد. تیر و کمان یک دنیا و یک زندگی است و من بارها از آن درس گرفتم.
چرا زهرا نعمتی کار را به تیر طلایی میکشاند؟ وی در پاسخ به این پرسش گفت: من هیجان را دوست دارم و حتی زمانی که شاگردانم به تیر طلایی میروند، مطمئنم که برنده میشوند. البته مادرم به خاطر این کار استرس زیادی میکشید و من همواره دستبوس پدر و مادرم هستم.
وی در خصوص حضور نداشتن در پارالمپیک پاریس نیز توضیح داد: عدم حضورم در پارالمپیک ۲۰۲۴ یک تصمیم شخصی بود و به سفارش مادرم فضا را برای ورزشکاران جوان باز کردم. من برای بار اول در پارالمپیک لندن طلا گرفتم که خیلی شیرین بود؛ این نخستین مدال طلای زنان ایران در بازیهای المپیک و پارالمپیک بود.
وی در پایان گفت: خیلی وسوسهانگیز است که من دوباره به زندگی قهرمانی برگردم، اما هیجان مربیگری بسیار زیاد است و من این را خیلی دوست دارم. وقتی ورزشکاران امتیاز میگیرند و روی سکو میروند، خیلی هیجان دارم و این هیجان را با هیچ چیزی عوض نمیکنم.
نعمتی در پایان ضمن تشکر از باشگاه گلگهر سیرجان گفت: من فوتبال را دنبال میکنم و طرفدار تیم «گلگهر سیرجان» هستم، چرا که این باشگاه حمایت ویژهای از پاراتیروکمان دارد.
کاهش ازدواج و باروری/ فاصله بین خواست جوانان برای فرزندآوری با آنچه اتفاق میافتد

معاون برنامهریزی، پایش و ارزیابی عملکرد ستاد ملی جمعیت با هشدار نسبت به کاهش نرخ باروری و افت آمار ازدواج در کشور گفت: نرخ باروری کل ایران به ۱.۳۴ رسیده و با تداوم روند فعلی، کاهش ازدواج، افزایش سن فرزندآوری و فاصله طولانی میان تولد فرزندان میتواند کشور را به آستانه «چاه جمعیتی» نزدیک کند.
سید حامد برکاتی درباره وضعیت ازدواج و فرزندآوری در کشور افزود: جمعیتشناسان اصطلاحی با عنوان «چاه جمعیتی» دارند و به زمانی گفته میشود که میزان باروری به ۱.۳ برسد؛ یعنی اگر میزان باروری در کشوری کمتر از ۱.۳ برسد، خیلی قابل ترمیم نخواهد بود و نمونههای بسیاری در دنیا وجود دارد. از جمله علتهای این موضوع میتوان به عدم ازدواج و ازدواج در سن بالا اشاره کرد.
وی ادامه داد: در سال ۱۴۰۳ برای اولین بار در گیلان، تعداد تولدها از مرگها کمتر شد. این موضوع در سال ۱۴۰۴ در مازندران رخ داد و احتمالا این اتفاق در تهران، البرز یا سمنان نیز رخ میدهد. یعنی به سمتی میرویم که برای فرزندآوری ناچاریم سراغ روشهای گرانی مانند فریز تخمک برویم.
معاون برنامهریزی، پایش و ارزیابی عملکرد ستاد ملی جمعیت اضافه کرد: میزان باروری در استان گیلان مانند کره جنوبی حدود ۰.۸ است و با توجه به متوسط ۱.۳۴ کشوری، وضعیت نامناسبی دارد.
برکاتی گفت: اکنون میزان باروری کل در کشور ۱.۳۴ است و در سال ۱۳۹۴ این میزان بیش از ۲.۱ بود. میزان ازدواج نیز از ۸۹۰ هزار در سال ۱۳۸۹ به حدود ۴۳۲ هزار مورد در سال جاری رسیده است.
وی افزود: اولین فرزندان به طور متوسط در کشور در سن ۲۸ سالگی و در تهران در سن ۳۰ سالگی والدین، متولد میشوند.
فاصله بین خواست جامعه و آنچه رخ میدهد، زیاد است
معاون برنامهریزی، پایش و ارزیابی عملکرد ستاد ملی جمعیت گفت: اولین فرزندان معمولا حدود ۴.۶ سال پس از ازدواج و فرزند دوم، ۵.۵ سال بعد به دنیا میآیند؛ یعنی شیوه زندگی جامعه ایرانی به این سمت رفته که حدود ۱۰ سال طول میکشد تا اگر زوج بخواهد دو فرزند داشته باشد، این دو فرزند به دنیا بیایند.
وی بیان کرد: در پژوهشهای متعددی از جوانان پرسیده شده که چند فرزند میخواهند و گفتهاند که حدود ۲.۵ فرزند؛ اما فاصله بین خواست جامعه در سن باروری و آنچه اتفاق میافتد، به دلیل مسائلی مانند شغل، اقتصاد و فرهنگ بسیار زیاد است.
برکاتی اظهار کرد: موضوع جمعیت و خانواده مربوط به خود مردم است و حاکمیت باید تشویق کند اما مردم برای فرزندآوری نیازمند حمایت هستند که کارت امید مادر یکی از این حمایتها محسوب میشود و باید تلاش کنیم میزان آن بیشتر شود. حمایت به معنی مسکن و شغل است؛ وقتی زوجین جوان، فرزنددار میشوند، باید به آنان کمک شود. این سیاست در ستاد ملی جمعیت وجود دارد و قانون هم از آن حمایت میکند.
نقش کلیدی حمایت والدین در شکوفایی استعدادهای کودکان

به گفته یک روانشناس، کشف استعداد تنها گام نخست درآغاز مسیر رشد فرزندان است؛ بنابراین پرورش واقعی توانمندیها با تکیه بر پشتکار، تابآوری و حمایت اصولی والدین، کلید اصلی موفقیت پایدار فرزندان در آینده به شمار میرود.
پریسا ارجمندی، روانشناس ، با اشاره به اینکه پرورش مهارتهایی مثل پشتکار، تابآوری و هوش هیجانی در به ثمر نشستن استعداد نقش دارد، بیان کرد: این مهارتها بسیار مهماند. استعداد مثل ماده اولیه است، اما تبدیل آن به توانمندی واقعی بهعوامل دیگری هم نیاز دارد؛ از جمله تمرین، انگیزه، پشتکار، حمایت و مهارتهای هیجانی.
وی افزود: کودکی که استعداد زیادی دارد اما نمیتواند ناکامی را تحمل کند، بازخورد بگیرد یا پس از شکست دوباره تلاش کند ممکن است نتواند ظرفیت خود را به عملکرد واقعی تبدیل کند، بنابراین هدف نباید فقط این باشد که استعداد کودک را پیدا کنیم، بلکه باید بپرسیم چطور میتوانیم به کودک کمک کنیم تواناییهایش را بهشکلی سالم و پایدار رشد دهیم.
ارجمندی با بیان توصیهای به والدین درباره آینده فرزندانشان تاکید کرد: آینده فرزند را نباید براساس استعدادهای امروز او پیشبینی و تعیین کرد، بلکه لازم است به کودک فرصت داد تا خودش را کشف کند. والد خوب کسی نیست که زودتر از دیگران برای آینده شغلی فرزندش تصمیمگیری کند، بلکه والد موفق کسی است که محیطی امن فراهم کند تا کودک بتواند تجربه کند، اشتباه کند، علایق خود را بیابد، تواناییهایش را بشناسد و بدون ترس از قضاوت رشد کند.
این روانشناس اظهار کرد: قرار نیست والدین آینده کودک را انتخاب کنند، بلکه وظیفه آنها کمک به فرزند برای کسب توانایی «انتخاب کردن» و «ساختن آینده» توسط خود اوست. والدین باید با همراهی و حضور در کنار کودک، زمینههای رشد او را فراهم کنند تا مسیر او به سوی ترکیب استعداد و علاقه هموار شود.
وی در پایان بیان کرد: باید به یاد داشت که قرار نیست همه افراد مشاغل یکسانی داشته باشند و جامعه به تنوع مشاغل و توانمندیها نیاز دارد.
ارجمندی در پایان گفت: در مجموع، موفقیت پایدار فرزندان در گرو توانمندسازی آنها برای انتخابگری، فراهمکردن محیطی امن برای تجربهکردن و تقویت مهارتهای نرمی همچون پشتکار و تابآوری به جای تصمیمگیری زودهنگام از سوی والدین است.
مهریه ۱۴ سکهای؛ حقوق زنانی که یک عمر «خانهداری» کردهاند چه میشود؟

درحالیکه زنان، سالهای زندگی خود را صرف خانهداری، تربیت فرزندان و مراقبت از اعضای خانواده میکنند، ارزش اقتصادی این فعالیتها و فرصتهای شغلی و درآمدی ازدسترفته آنان، همچنان با چالشهایی در نظام حقوقی و حمایتی مواجه است؛ موضوعی که به گفته یک پژوهشگر حوزه زنان، ضرورت بازنگری در حقوق اقتصادی زنان، از جمله تقسیم منصفانه داراییهای دوران زندگی مشترک، تقویت حمایتهای بیمهای و… را دوچندان میکند.
مریم بهادری ، با اشاره به مصوبه مجلس درخصوص کاهش ضمانت اجرای کیفری مهریه به ۱۴ سکه، اظهار کرد: مسئله اصلی در پاسخ به هر سوالی در خصوص مهریه، موافقت یا مخالفت با کاهش ضمانت اجرای مهریه نیست؛ بلکه این است که قانون بتواند بین مردی که واقعاً توان پرداخت مهریه را ندارد و مردی که توانایی پرداخت دارد اما از پرداخت آن خودداری میکند، تفاوت قائل شود؛ بدون اینکه حق زن، در هر حالتی برای دریافت طلبش تضییع شود.
وی معتقد است که نقطه شروع اصلاح قانون باید تفکیک میان «اعسار واقعی» و «امتناع از پرداخت با وجود تمکن مالی» باشد. این دو وضعیت از نظر حقوقی یکسان نیستند و نباید با یک ضمانت اجرا با آنها برخورد کرد. در فقه نیز قاعدهای وجود دارد که از آیه ۲۸۰ سوره بقره گرفته شده «فنظرةٌ إلی میسرة» [مهلت دادن تا توانایی] یعنی ناظر بر مهلت دادن به بدهکاری که واقعاً ناتوان است، نه مصونیت بدهکار متمکن از ادای دین. بنابراین، حمایت از مرد معسر کاملاً قابل دفاع است؛ اما نباید به ابزاری برای مصونیت مدیون ممتنع تبدیل شود. راهکار هم یقینا میتواند ترکیبی از تقویت نظام احراز توانایی مالی، شفافیت داراییها، شناسایی نقلوانتقالات صوری و پیشبینی ضمانت اجرای مؤثر برای کسی است که عامدانه از پرداخت خودداری میکند.
این حقوقدان بیان میکند: نباید ناتوانی از پرداخت را جرمانگاری کرد، اما نباید امتناع از پرداخت را هم به نامِ حمایت از معسر نادیده گرفت و به آن مشروعیت بخشید.
این پژوهشگر حوزه زنان خاطرنشان کرد: باید بپذیریم که زنان خانهدار در بسیاری از موارد، بخشی از فرصتهای اقتصادی و شغلی خود را در بیرون از خانه در جریان تقسیم مسئولیتهای خانوادگی از دست میدهند؛ در حالیکه این مشارکت، هرچند لزوماً درآمد مستقیم ندارد، بلکه در استمرار و تولید ارزش اقتصادی خانواده بسیار مؤثر است. از این منظر، مهریه نباید تنها پشتوانه اقتصادی زنی باشد که سالها از امکان اشتغال مستقل فاصله گرفته، بلکه باید به سمت سازوکارهایی مانند شناسایی حقوق بازنشستگی و بیمهای برای دوره خانهداری و مادری، تقویت ضمانت اجرای نفقه و اجرتالمثل، حمایتهای ساختاری و انتقالی پس از طلاق و پیشبینی سهم منصفانه از داراییهای تحصیلشده در دوران زندگی مشترک حرکت کنیم.
البته بهادری یادآور میشود که این حمایتها نباید نمایشی و صرفاً به پرداختهای مقطعی محدود شوند؛ بلکه باید امکان بازگشت زن به استقلال اقتصادی را نیز فراهم کنند. عدالت اقتصادی یکی از جنبههای عدالت جنسیتی است و در طلاق فقط به معنای تسویه بدهیهای زوجین نیست؛ از این رو باید آثار اقتصادی تقسیم نقشها در دوران زندگی مشترک نیز دیده شود و در واقع باید حکیمانه در قواعد حساسی که بر خانواده حاکم است تا حد ممکن توازن ایجاد کرد.
بنابر اظهارات وی، وقتی زن و مرد از هم به هر دلیلی جدا میشوند، نباید نظام قانونی صرفاً به این نگاه کند که هرکدام چه میزان بدهی یا طلب مالی دارند؛ بلکه باید بررسی شود در طول سالهای زندگی مشترک (ایام زوجیت)، هرکدام چه نقشی در شکلگیری و حفظ زندگی و دارایی خانواده داشتهاند. برای مثال، زنی که سالها مسئولیت نگهداری از فرزندان، خانهداری و مراقبت از اعضای خانواده را بر عهده داشته، ممکن است در همین مدت فرصت اشتغال، ارتقای شغلی، کسب درآمد و ایجاد پسانداز مستقل را از دست داده باشد. در مقابل، ممکن است همسر او به دلیل فراهم بودن این شرایط، فرصت بیشتری برای فعالیت اقتصادی و افزایش دارایی پیدا کرده باشد، بنابراین، اگر هنگام طلاق صرفاً مالکیت رسمی اموال و بدهیهای ثبتشده را ملاک قرار دهیم، بخشی از واقعیت اقتصادی زندگی مشترک نادیده گرفته میشود؛ پس عدالت اقتصادی اقتضا میکند ارزش کار خانگی و مراقبتی زن و فرصتهای اقتصادی ازدسترفته او نیز در تعیین حقوق مالی پس از طلاق مورد توجه قرار گیرد.
این حقوقدان با تاکید بر اینکه از نظر سیاستگذاری تقنینی، اصلاح ضمانت اجرای مهریه بدون بازنگری همزمان در سایر حقوق اقتصادی زنان، اصلاحی نامتوازن خواهد بود، تصریح میکند: در نظام حقوقی فعلی، زن اصولاً مالک مستقل اموال خود است و مطابق ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی، حق تصرف در دارایی خود را دارد؛ اما این استقلال مالکیت، به معنای برخورداری از سهمی از دارایی مشترک تحصیلشده در طول زندگی زناشویی نیست. از سوی دیگر، شرط تنصیف دارایی در نکاحنامه نیز با شرایط و محدودیتهایی همراه است و حقی عمومی و خودکار برای همه زنان ایجاد نمیکند.
وی ادامه میدهد: اجرتالمثل موضوع ماده ۳۳۶ قانون مدنی نیز با وجود اهمیت، به هیچ وجه جایگزین یک نظام جامع تقسیم منصفانه دارایی نیست. پس بنابر آنچه که گفته شد باید سه موضوع بهصورت جدی مورد بازنگری قرار گیرد: نخست، تعیین ضوابط روشن برای تقسیم داراییهای تحصیلشده در ایام زوجیت، دوم، تقویت و تسهیل امکان مطالبه اجرتالمثل البته با مطالعه ویژه حقوقی جهت بهتر کردن شرایط و سوم، شناسایی ارزش اقتصادی کار خانگی و مراقبتی زنان که در حال حاضر چیزی بین ۴ تا ۶ ساعت در روز یعنی تقریبا یک شیفت کاری وقت و توان زنان صرف کار خانگی و مراقبتی میشود. از منظر حقوق بشر نیز کرامت انسانی و تساوی حقوقی زن و مرد در تشکیل و انحلال خانواده، مستلزم توجه به آثار اقتصادی نامتوازن تقسیم نقشهاست.
این پژوهشگر حوزه زنان با اشاره به اینکه تعیین سقف عددی بهتنهایی نمیتواند پاسخگوی مسئلهای باشد که ماهیت آن واقعا چندگانه (اقتصادی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی) است، به ایرادات شورای نگهبان به این مصوبه میپردازد و میگوید: ایراد مهم شورای نگهبان به مصوبه نیز در همین نقطه قابل تأمل است؛ در مصوبه مجلس، ضمانت اجرای ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی برای مهریه تا ۱۴ سکه پیشبینی شده و برای مازاد، توانایی مالی زوج(ملائت) ملاک قرار گرفت. شورای نگهبان اتفاقا ایراد گرفت که صرف دریافت نکردن مال در برابر دین، به معنای معسر بودن بدهکار نیست و ممکن است زوج متمکن باشد اما از پرداخت امتناع کند. همچنین محدود کردن ضمانت اجرا به ۱۴ سکه، نمیتواند جایگزین معیار تمکن و اعسار شود.
وی معتقد است که اصلاح قانون باید بر چهار اصل استوار باشد: تفکیک دقیق اعسار از امتناع، تناسب ضمانت اجرا با وضعیت واقعی بدهکار، حفظ امکان وصول مؤثر حقوق مالی زن و به رسمیت شناختن سهم اقتصادی زن در زندگی مشترک. در واقع با سازوکاری که این موارد را در خود جای میدهد میتوان امیدوار بود که به یک مفاهمه حقوقی قاعدهمند در خصوص موضوع مهریه و سایر حقوق مالی زوجه برسیم. از منظر فقهی نیز نمیتوان حق مالی زوجه[اینجا مهریه] را صرفاً به دلیل آنکه در برابر آن عوض مادی مستقیمی دریافت نشده، بیاثر دانست، زیرا مهریه به موجب ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی، به محض وقوع عقد به مالکیت زن درمیآید و یک دین معتبر است و ربطی به عوض مادی ندارد. بنابراین، با لحاظ این چهار اصل، قانونگذار باید بین میزان مهریه و نحوه پرداخت آن تفاوت قائل شود؛ چراکه مبلغ بدهی یک موضوع است و توانایی یا ناتوانی زوج در پرداخت آن، موضوعی دیگر و نمیتوان با تعیین یک سقف عددی، وضعیت مالی همه افراد را یکسان ارزیابی کرد.
این حقوقدان خاطرنشان میکند: اصلاح درست به قانونی منجر میشود که هم مانع زندانیشدن مردی شود که واقعاً توان پرداخت مهریه را ندارد و هم اجازه ندهد مردی که توانایی مالی دارد، با پنهانکردن دارایی یا خودداری از پرداخت، از مسئولیت خود فرار کند. همچنین همان قانون دارای سازوکار حمایت ویژه از زن و فرزندان حاصل از آن ازدواج است. پس این موضوع بسیار مهم است که سازوکار قانونی در جهت حمایت از مرد معسر به تضییع حق زن یا بیاثر شدن تعهدات مالی زوج منجر نشود.
آغاز برگزاری کلاسهای رایگان آمادگی برای «زایمان فیزیولوژیک» در میناب

رئیس بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) میناب از راهاندازی دورههای آموزشی رایگان زایمان فیزیولوژیک و ورزشهای دوران بارداری با هدف ترویج زایمان ایمن و طبیعی در این شهرستان خبر داد.
محمد مورخ اظهار کرد: این دورههای آموزشی بهصورت کاملاً رایگان و در قالب کلاسهای تئوری و عملی، با هدف افزایش آگاهی مادران باردار و ترویج زایمان ایمن و آسان برگزار میشود.
وی افزود: مادران باردار از هفته بیستم بارداری تا آستانه زایمان میتوانند در این کلاسها شرکت کنند و برای بهرهمندی بهتر از آموزشها، امکان حضور همراه نیز فراهم شده است.
رئیس بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) میناب با اشاره به اهمیت آمادگی روانی و جسمانی مادران تصریح کرد: آشنایی با مراحل زایمان، تمرینهای تنفسی و ورزشهای مناسب دوران بارداری نقش مؤثری در کاهش اضطراب، افزایش آرامش و تجربه یک زایمان ایمن دارد.
ندا بهادری، سرپرستار بخش زایشگاه بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) میناب، با تأکید بر اینکه زایمان فیزیولوژیک رویکردی استاندارد برای کاهش مداخلات پزشکی غیرضروری است، گفت: در این دورهها آموزشهای تخصصی آمادگی جسمی و روانی مادران زیر نظر مربیان مجرب ارائه میشود. این کلاسها روزهای زوج از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) میناب دایر است.
متقاضیان شرکت در این دورهها میتوانند برای ثبتنام و ارسال مشخصات، به شماره واتساپ ۰۹۳۸۴۲۵۵۱۷۲ پیام ارسال کرده و یا بهصورت حضوری به کلینیک ناباروری و زایشگاه بیمارستان مراجعه کنند.