دسته: سبک زندگی
پشت سکوت و کنارهگیری کودکان چه میگذرد؟

یک روانشناس با بیان اینکه برای کمک به کودک گوشهگیر باید به جای برچسب زدن، علت اصلی رفتار را پیدا کرد و با حمایت عاطفی و آموزش مهارتهای اجتماعی مسیر رشد او را تقویت کرد گفت: وقتی به کودکی برچسبهایی مثل «خجالتی» یا «گوشهگیر» میزنیم، ممکن است به مرور این ویژگی را بخشی از هویتش بداند و کمتر برای تغییر یا تجربههای جدید تلاش کند.
پگاه دوستی روانشناس کودک و نوجوان ، در خصوص نقش والدین در کاهش یا تشدید گوشهگیری کودک اظهارکرد: در قدم اول والدین نباید کودک را بابت کمحرف بودن یا اجتماعی نبودنش سرزنش یا با دیگران مقایسه کنند، چون این کار معمولا به جای ایجاد انگیزه میتواند احساس ناکافی بودن و کاهش ارزشمندی ایجاد کند. وقتی به کودکی برچسبهایی مثل «خجالتی» یا «گوشهگیر» میزنیم، ممکن است به مرور این ویژگی را بخشی از هویت خودش بداند و کمتر برای تغییر یا تجربههای جدید تلاش کند.
وی ادامه داد: یکیدیگر از عوامل مهمی که در این زمینه باید به آن توجه کرد، کیفیت رابطه والدین با کودک است. وقتی کودک در خانه احساس امنیت، شنیده شدن و پذیرش را تجربه کند، معمولا در برقراری ارتباط با دیگران هم موفقتر عمل میکند. بهتر است والدین سعی کنند ارتباط عاطفی امنی با فرزندشان ایجاد کنند؛ یعنی بیشتر شنونده باشند تا قضاوتکننده. همچنین والدین میتوانند با فراهمکردن تجربههای اجتماعی مثبت و متناسب با توانایی کودک، زمینه رشد مهارتهای ارتباطی او را فراهم کنند برای مثال میتوانند از موقعیتهای ساده شروع کنند؛ مثل اینکه فرزندشان را با یک دوست همسن به پارک ببرند، از یکی از دوستانش برای بازی به خانه دعوت کنند یا او را در کلاسی که به آن علاقه دارد ثبتنام کنند. این تجربههای کوچک، به مرور تمایل کودک را برای ارتباط با دیگران بیشتر میکند. همچنین لازم است خود والدین الگوی مهارتهای ارتباطی باشند؛ چون کودکان بخش زیادی از رفتارهای اجتماعی را از طریق مشاهده یاد میگیرند.
به گفته این روانشناس گفت: مدرسه بعد از خانواده، یکی از مهمترین محیطهایی است که کودک در آن مهارتهای اجتماعی را یاد میگیرد، بنابراین نقش معلم و فضای مدرسه در این زمینه بسیار مهم است. معلم میتواند با ایجاد یک فضای امن و حمایتکننده به کودک کمک کند احساس تعلق بیشتری به دیگران پیدا کند. گاهی کودکانی که گوشهگیر هستند، به دلیل تجربههایی مثل طرد شدن، مورد تمسخر قرار گرفتن یا نداشتن فرصت مشارکت، بیشتر از جمع فاصله میگیرند. همچنین همکاری بین والدین و مدرسه اهمیت زیادی دارد؛ چون وقتی خانواده و مدرسه در یک مسیر حمایتی حرکت کنند، کودک فرصت بیشتری برای رشد مهارتهای اجتماعی پیدا میکند.
وی درباره راهکاریهای رهایی از گوشهگیری کودکان و نوجوانان تصریح کرد: گوشهگیری بهخودیخود یک اختلال روانشناسی نیست؛ بلکه رفتاری است که ممکن است دلایل مختلفی پشت آن وجود داشته باشد. برای کمک به کودک باید ببینیم چه عاملی پشت این رفتار وجود دارد، چون ممکن است در یک کودک دلیل گوشهگیری، اضطراب اجتماعی باشد، در دیگری تجربههای منفی مثل طردشدن از سوی همسالان یا حتی در گروهی از کودکان به دلیل ضعف در مهارتهای ارتباطی. اگر گوشهگیری به دلیل اضطراب اجتماعی باشد، یکی از درمانهای مؤثر، درمان شناختی – رفتاری (CBT) است که به کودک کمک میکند افکار اضطرابزا را بشناسد و بهتدریج در موقعیتهای اجتماعی راحتتر عمل کند. همچنین آموزش مهارتهای اجتماعی، آموزش مناسب به والدین و در بعضی موارد بازیدرمانی در کودکان میتواند کمککننده باشد.
دوستی در خصوص درمان گوشهگیری کودکان بیان کرد: مدت درمان به عواملی مثل سن کودک، شدت مشکل، همکاری خانواده و علت زمینهای بستگی دارد. بعضی کودکان در چند ماه پیشرفت قابل توجهی نشان میدهند، اما در مشکلات شدیدتر ممکن است به زمان بیشتری نیاز باشد.
این روانشناس با بیان اینکه یکی از نگرانیهای برخی والدین، ارتباط گوشهگیری فرزندشان با اختلال طیف اوتیسم یا اضطراب اجتماعی است، گفت: صرفا کمحرف بودن یا علاقه کمتر به جمع، برای تشخیص هیچیک از این موارد کافی نیست و نیاز به بررسی دقیق دارد. در اضطراب اجتماعی، کودک یا نوجوان معمولا تمایل به ارتباط با دیگران دارد، اما به دلیل ترس از قضاوت شدن، خجالت یا نگرانی از اشتباه، از موقعیتهای اجتماعی دوری میکند. در اوتیسم نیز فقط کمحرف بودن یا کمتر در جمع بودن ملاک نیست، بلکه نحوه ارتباط کودک با دیگران اهمیت دارد؛ مثلا ممکن است کمتر از تماس چشمی استفاده کند، احساسات و علاقههایش را کمتر با دیگران در میان بگذارد یا در درک نشانههای اجتماعی متفاوت باشد. گاهی نیز رفتارهای تکراری، علاقههای محدود یا دشواری در کنار آمدن با تغییرات دیده میشود. با این حال، هیچیک از این موارد بهتنهایی به معنای اوتیسم نیست و تشخیص، نیازمند بررسی روند رشد و رفتارهای کودک است.
وی در این باره که تکفرزندی یا چندفرزندی تاثیری روی گوشهگیری کودکان دارد؟ اظهار کرد: در مجموع، در بررسی گوشهگیری کودک، آنچه اهمیت بیشتری دارد کیفیت روابط کودک و فرصتهایی است که برای ارتباط و تعامل با دیگران پیدا میکند، نه صرفا این که کودک تکفرزند باشد یا خواهر و برادر داشته باشد. تکفرزندی یا چندفرزندی بهتنهایی باعث گوشهگیری نمیشود. داشتن خواهر یا برادر ممکن است فرصتهایی برای تمرین مهارتهای اجتماعی مثل همکاری و ارتباط ایجاد کند، اما به این معنا نیست که همه کودکانی که خواهر و برادر دارند حتما اجتماعیتر هستند. در نهایت، موضوعی که اهمیت بیشتری دارد، کیفیت رابطه بین اعضای خانواده، فرصتهای بازی، تعامل با همسالان و حمایت والدین از رشد اجتماعی کودک است.
دوستی با بیان اینکه لازم است برای گوشهگیری کودک و نوجوان به روانشناس و مشاور مراجعه شود، بیان کرد: آرام بودن یا کمحرف بودن کودک به این معنا نیست که حتما مشکلی وجود دارد، چون بعضی کودکان ذاتا شخصیت آرامتر یا درونگراتری دارند. زمانی مراجعه به روانشناس اهمیت پیدا میکند که گوشهگیری باعث شود در زندگی روزمره کودک اختلال ایجاد شود؛ مثلا نتواند با همسالان ارتباط برقرار کند، از مدرسه یا فعالیتهای مورد علاقهاش دوری کند، یا احساس ناراحتی و اضطراب زیادی داشته باشد. همچنین اگر این گوشهگیری با نشانههایی مثل افت تحصیلی، تغییرات قابل توجه در خواب یا اشتها، کاهش علاقه به فعالیتهای قبلی، ترس شدید از موقعیتهای اجتماعی یا احساس غمگینی طولانیمدت همراه باشد، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود.
وقتی کودک دست بلند کرد، والدین چه کنند

برای خیلی از والدین، لحظهای که کودک عصبانی میشود و دستش را برای زدن بالا میبرد، لحظهای دشوار و گاه فرساینده است؛ بهویژه وقتی این رفتار تکرار میشود و پدر و مادر نمیدانند باید جلوی آن را بگیرند، بیتوجهی کنند یا دربارهاش با کودک حرف بزنند. اما پشت این رفتار چیست و والدین چطور میتوانند به کودک یاد بدهند خشمش را به جای دست، با کلمات بیان کند؟
کودک ممکن است در یک لحظه از ناکامی، خشم یا ناراحتی، به جای گفتن آنچه در درونش میگذرد، به رفتار فیزیکی متوسل شود؛ رفتاری که اگرچه در برخی سنین میتواند بخشی از روند رشد باشد، اما قرار نیست برای همیشه به عنوان راهی برای بیان احساسات باقی بماند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط متوقف کردن دستبزن کودک نیست؛ بلکه باید دید پشت این رفتار چه احساسی قرار دارد و کودک چگونه میتواند راه دیگری برای بیان آن پیدا کند. دکتر ناهید کرمی، روانشناس کودک و نوجوان در گفتوگو با ایرنازندگی، از دلایل شکلگیری این رفتار، نقش الگوی والدین و شیوه مواجهه با کودک در لحظه پرخاشگری میگوید و تأکید دارد که هدف، صرفاً سرزنش رفتار کودک نیست، بلکه باید به او کمک کرد مهارتهای لازم برای بیان احساسات و تنظیم هیجان را یاد بگیرد.
وقتی کودک هنوز زبان احساساتش را بلد نیست
ناهید کرمی درباره علت دستبزن داشتن برخی کودکان میگوید: دستبزن داشتن در کودکان معمولاً به این دلیل است که هنوز مهارت کافی برای بیان و تنظیم احساسات خود را یاد نگرفتهاند. وقتی کودک عصبانی، ناکام یا ناراحت میشود، ممکن است خشمش را با رفتار فیزیکی نشان دهد.
او ادامه میدهد: در سنین پایین، بهویژه حدود ۲ تا ۳ سالگی، این رفتار میتواند بخشی از روند طبیعی رشد باشد، اما طبیعی بودن به معنای نادیده گرفتن آن نیست و کودک باید بهتدریج جایگزینهای مناسب را یاد بگیرد.
این روانشناس کودک و نوجوان همچنین الگوی رفتاری والدین، توجه گرفتن از طریق کتک زدن و تجربههای محیطی را از عواملی میداند که میتوانند این رفتار را تقویت کنند. به گفته او، والد بهتر است ابتدا آرامش خود را حفظ کند، جلوی آسیب را بگیرد و احساس کودک را به زبان بیاورد. اگر دستبزن شدید، مکرر یا متناسب با سن کودک نیست، ارزیابی روانشناختی برای بررسی علت زمینهای توصیه میشود.
هر کتک زدنی، نشانه پرخاشگری نیست
کرمی تأکید میکند که کتک زدن کودک همیشه به معنای پرخاشگری نیست. به گفته او، گاهی کودک هنوز نمیتواند خشم، ناراحتی یا خواستهاش را با کلمات بیان کند و در چنین شرایطی، رفتار فیزیکی میتواند جایگزین بیان کلامی احساسات شود.
او میافزاید: گاهی هم کودک از طریق کتک زدن میخواهد توجه بگیرد یا به خواستهاش برسد. بنابراین مهم است علت رفتار را پیدا کنیم، نه اینکه فقط خود رفتار را سرزنش کنیم.
این روانشناس کودک و نوجوان معتقد است با آموزش مهارتهای بیان احساس، حل مسئله و تنظیم هیجان، میتوان به کودک کمک کرد.
کودکی که خشونت را میبیند، چه میآموزد؟
کرمی درباره تأثیر تنبیه بدنی یا مشاهده دعوا و خشونت میان بزرگسالان بر رفتار کودک میگوید: تجربه تنبیه بدنی یا مشاهده خشونت میتواند احتمال بروز رفتارهای پرخاشگرانه در کودک را افزایش دهد.
او توضیح میدهد: کودک بخش زیادی از رفتارهای خود را از طریق مشاهده و الگوبرداری یاد میگیرد. وقتی کودک میبیند اختلافها با کتک زدن یا خشونت حل میشوند، ممکن است همین الگو را یاد بگیرد. تنبیه بدنی همچنین میتواند احساس خشم، ترس و ناامنی را در کودک بیشتر کند.
کرمی در عین حال تأکید میکند که این به معنای آن نیست که هر کودکی که خشونت را تجربه کرده، حتماً پرخاشگر خواهد شد و میافزاید: سن کودک، شدت و تکرار خشونت و کیفیت رابطه او با والدین نیز اهمیت دارد.
به گفته او، ایجاد محیط امن و استفاده از روشهای تربیتی بدون خشونت میتواند به اصلاح این الگو کمک کند. والدین با نشان دادن الگوی گفتوگوی آرام، یکی از مهمترین مهارتهای کنترل خشم را به کودک آموزش میدهند.
وقتی کودک دست بلند کرد، والد چه کند؟
این روانشناس کودک و نوجوان درباره واکنش فوری والدین در زمانی که کودک در اوج عصبانیت به والدین، خواهر و برادر یا کودک دیگری ضربه میزند، میگوید: والد باید ابتدا آرام بماند و از ادامه آسیب جلوگیری کند.
او توصیه میکند کودک بدون خشونت از فرد مقابل جدا شود و فاصلهای امن ایجاد شود. به گفته کرمی، والد میتواند با صدایی محکم و آرام بگوید: «میفهمم عصبانی هستی، اما زدن کار درستی نیست.»
کرمی تأکید میکند که در همان لحظه باید از سرزنش، تهدید یا توضیحات طولانی خودداری کرد و اجازه داد کودک کمی آرام شود و هیجانش فروکش کند.
او ادامه میدهد: بعد از آرام شدن، درباره علت عصبانیت و احساس او صحبت کنید و به او یاد بدهید خشمش را با کلمات و رفتارهای جایگزین بیان کند. در پایان نیز درباره جبران رفتار و راههای جلوگیری از تکرار آن با کودک گفتوگو کنید.
چند واکنش والدین که دستبزن را بیشتر میکند
کرمی درباره واکنشهایی که والدین ممکن است با نیت تربیتی انجام دهند اما در نهایت به تشدید دستبزن کودک منجر شوند، میگوید: سرزنش، تحقیر یا برچسبزدن به کودک میتواند خشم و پرخاشگری او را بیشتر کند.
او اضافه میکند: داد زدن و تهدید کردن، بهویژه در اوج عصبانیت، معمولاً الگوی نامناسبی برای کودک ایجاد میکند. تنبیه بدنی نیز رفتار خشونتآمیز را بهعنوان راه حل به کودک یاد میدهد.
این روانشناس کودک و نوجوان همچنین هشدار میدهد که تسلیم شدن فوری در برابر خواسته کودک پس از زدن نیز ممکن است این رفتار را تقویت کند. به گفته او، بیتوجهی کامل به رفتار پرخاشگرانه یا نادیده گرفتن احساسات کودک نیز میتواند باعث تکرار و تشدید آن شود.
محرکها را پیدا کنید
کرمی در توصیه به والدینی که از دستبزن داشتن فرزندشان خسته و درمانده شدهاند، ابتدا میگوید: والدین باید بپذیرند که تغییر این رفتار معمولاً به زمان و تمرین نیاز دارد و با ناامیدی بهتر نمیشود. او پیشنهاد میکند والدین الگوی رفتاری کودک را بررسی کنند و ببینند این رفتار معمولاً چه زمانی، در چه موقعیتی و به دنبال چه محرکی اتفاق میافتد.
به گفته کرمی، موقعیتهای محرک مانند خستگی، گرسنگی، ناکامی، رقابت یا محدودیت را باید تا حد امکان پیشبینی و مدیریت کرد. او تأکید میکند قوانین خانه باید کوتاه، روشن و ثابت باشند؛ مثلاً: «عصبانی شدن اشکالی ندارد، اما زدن ممنوع است.»
کنترل خشم کودک از آرامش والد شروع میشود
این روانشناس کودک و نوجوان ادامه میدهد: در لحظه پرخاشگری، ابتدا امنیت کودک و اطرافیان را حفظ کنند و وارد بحث طولانی نشوند. بعد از آرام شدن کودک، به او کمک کنند احساس و خواستهاش را با کلمات بیان کند.
کرمی توصیه میکند هر بار که کودک بدون زدن خشمش را کنترل میکند، همان رفتار مناسب سریع و مشخص تشویق شود. همچنین راههای جایگزین برای ابراز خشم، مانند فاصله گرفتن، نفس عمیق یا درخواست کمک، باید مرتب تمرین شود.
او در پایان تأکید میکند: والدین نیز بهتر است روی کنترل خشم و واکنشهای خودشان کار کنند، چون آرامش والد به تنظیم هیجان کودک کمک میکند. کرمی خاطرنشان میکند: اگر رفتار شدید، مکرر یا آسیبزننده است و با این اقدامات کاهش نمییابد، ارزیابی تخصصی روانشناس کودک میتواند علت اصلی و برنامه مداخله مناسب را مشخص کند.
دستها و مچهای خسته و دردناک بهای زندگی آنلاین

ساعت های طولانی از عمر انسانها در دنیای دیجیتال پشت صفحه نمایش میگذرد. فشارهای تکراری ناشی از کوبیدن مداوم روی کلیدها و لمس مداوم گوشیها، آسیبهای اسکلتی عضلانی دست و مچ را به یکی از شایعترین عوارض کار در زندگی مدرن تبدیل کرده است.
صدای یکنواخت تقتق کلیدهای صفحهکلید، نور آبی مانیتورهایی که چشمها را به خود دوختهاند و انگشتانی که ساعتها بیوقفه روی شیشههای صیقلی گوشیها بالا و پایین میروند، تصویر آشنای روزمره میلیونها انسانی است که کار، آموزش و ارتباطاتشان به صفحه های دیجیتال گره خورده است. دستهابا استخوان های ظریف و کشیده زیر بار ساعتها کار یکنواخت و بدون استراحت، آرامآرام نشانههای خستگی و درد را آشکار میکنند. بر اساس گزارش پایگاه تخصصی سلامت Arthritis WA، بیحرکتی طولانیمدت، فرصت ترمیم را از بافتهای بدن گرفته و بعد از مدتی این احساس ناخوشایند ساده، به آسیبی ماندگار تبدیل می شود.
ریشه درد کجاست و چه عوارضی به بار میآورد؟
خطر اصلی ناشی از حرکات تکراری و پرفشار بهویژه با انگشت شست در حالتهای بدنی نامناسب و ثابت است. زمانی که بافتهای مچ و ساعد ساعتها بدون وقفه منقبض میمانند، فشار مضاعفی به اعصاب و تاندونها وارد میشود. از رایجترین پیامدهای این الگو میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تحت فشار قرار گرفتن اعصاب: مانند سندرم تونل کارپال که با بیحسی، گزگز و خوابرفتگی انگشتان یا ساعد همراه است.
التهاب تاندونها: از جمله تنوسینوویت یا آسیبهای مشابه آرنج تنیسبازان که موجب درد موضعی و ضعف در گرفتن وسایل میشود.
راهکارهای طلایی پیشگیری در محیط کار
برای رهایی از چرخه این آسیب، تغییر رفتارهای روزمره در اولویت قرار دارد:
قانون میکرو استراحت: هر ۲۰ دقیقه یکبار، به مدت ۳۰ تا ۶۰ ثانیه کار را متوقف کنید. از جای خود بلند شوید، مفاصل را حرکت دهید یا چند قدم راه بروید.
تنوعبخشی به فعالیتها: تماسهای تلفنی، گفتوگوهای حضوری یا برنامهریزیها را میان دورههای تایپ طولانی پخش کنید تا وضعیت بدنتان تغییر کند.
تنظیمات ارگونومیک: صندلی و ارتفاع میز را طوری تنظیم کنید که گردن و شانهها در حالت راحت باشند. هنگام کار با صفحهکلید، مچ دستها باید اندکی رو به بالا و به سمت سقف متمایل بمانند، نه اینکه خمیده یا فشرده روی سطح میز قرار بگیرند.
چند حرکت کششی مؤثر برای رفع خشکی مفاصل
انجام چند تمرین ساده در طول روز به بازگشت خونرسانی و کاهش گرفتگیها کمک میکند:
کشش به حالت دعا: کف دستها و ساعدها را روبهروی صورت به هم بچسبانید. در حالی که کف دستها چسبیدهاند، آرنجها را آرام باز کنید و دستها را به سمت ناف پایین بیاورید تا کشش را در مچ حس کنید.
کشش مچ به پایین و بالا: یک دست را روبهرو دراز کنید. یکبار کف دست را رو به زمین و نوک انگشتان را رو به پایین بگیرید و با دست دیگر انگشتان را آرام به سمت بدن بکشید. در حرکت بعدی، همین کار را با کف دست رو به بالا تکرار کنید.
چرخش و باز و بسته کردن مشت: دستها را جلو بگیرید، مچها را به طرفین و سپس به صورت دورانی بچرخانید. در ادامه، دستها را محکم مشت کرده، چند ثانیه نگه دارید و سپس انگشتان را تا جای ممکن باز و از هم جدا کنید.
چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
درد مچ و دست را نباید عادی دانست. اگر دردها تشدید شدند، خواب و کارهای ساده روزمره را مختل کردند یا با بیحسی و ضعف مداوم عضلات همراه شدند، نیاز به مداخله درمانی وجود دارد. درمانگران تخصصی دست با طراحی تمرینات اختصاصی، استفاده از کمپرس و تجویز آتلهای مناسب به روند بهبود سرعت داده و در موارد پیشرفتهتر، ارجاع به جراح دست و روشهای دارویی یا جراحی مدنظر قرار میگیرد.
بوتولیسم؛ خطر پنهان در کنسروهای آلوده

کنسروها ازجمله مواد غذایی پرمصرف در خانوادهها هستند، اما اگر بهدرستی تهیه یا نگهداری نشده باشند، میتوانند سلامت مصرفکنندگان را به خطر بیندازند. یکی از جدیترین خطرات در این زمینه، مسمومیت بوتولیسم است؛ مسمومیتی که در صورت پیشرفت میتواند عضلات تنفسی را فلج کند و حتی به مرگ منجر شود.
مصرف محصولات کنسرویی، بهویژه انواع حبوبات، ماهی و سبزیجات، به دلیل عمر طولانی و راحتی در استفاده، بخش بزرگی از سبد غذایی خانوارها را تشکیل میدهد. اما پشت این بستهبندیهای بسته و ایمن، پتانسیل حضور باکتریهای خطرناکی وجود دارد که در محیطهای بدون اکسیژن رشد میکنند.
مسمومیت بوتولیسم، که برخلاف مسمومیتهای گوارشی معمولی، مستقیماً سیستم عصبی را هدف قرار میدهد، یکی از مرگبارترین تهدیدهای پنهان در این میان است که شناخت علائم و اصول صحیح نگهداری آن را به یک ضرورت برای هر خانواده تبدیل میکند.
در همین راستا، مدیرکل فرآوردههای غذایی و آشامیدنی سازمان غذا و دارو با هشدار درباره این مسمومیت، تأکید کرد که آلودگی مواد غذایی میتواند در تمامی مراحل تولید، آمادهسازی و نگهداری رخ دهد. وی با اشاره به عوامل ایجاد مسمومیتها، از اهمیت کنترل دقیق زنجیره تأمین و رعایت اصول بهداشتی برای جلوگیری از ورود باکتریها و سموم به محصولات غذایی گفت.
وی با تمرکز بر خطر بوتولیسم، هشدار داد که این سم میتواند بهتدریج عضلات بدن، بهویژه عضلات تنفسی را فلج کند و در صورت تأخیر در درمان، منجر به نارسایی تنفسی و مرگ شود. همچنین تأکید کرد که در صورت مشاهده هرگونه علامت مشکوک، مراجعه فوری به مراکز درمانی برای دریافت مراقبتهای ویژه و پادزهر، حیاتیترین اقدام برای نجات جان بیماران است.
چگونه کنسرو آلوده را از ظاهر آن بشناسیم؟
بسیاری از خانوادهها تصور میکنند اگر قوطی کنسرو سالم به نظر برسد، محتویات آن قطعا بیخطر است؛ اما تشخیص دقیق نیاز به دقت بیشتری دارد. علاوه بر بررسی بدنه، باید به «دکمه ایمنی» درب کنسرو نیز توجه کرد. هرگونه برآمدگی یا فرو رفتگی غیرطبیعی در قسمت مرکزی درب، نشانهای از تغییر فشار داخل ظرف است که میتواند ناشی از فعالیت باکتریایی باشد.
همچنین، وجود هرگونه نشتی، زنگزدگی در بدنه یا درزهای قوطی، و همچنین وجود فرورفتگیهای شدید، از مواردی است که باید قوطی را بلافاصله از چرخه مصرف خارج کند. هنگام باز کردن درب کنسرو، اگر با صدای غیرعادی یا خروج ناگهانی گاز مواجه شدید، حتی اگر ظاهر قوطی در ابتدا سالم به نظر میرسیده، نباید ریسک کرده و محتویات آن را مصرف کنید. به یاد داشته باشید که ظاهر، بو یا مزه، همیشه معیار قطعی برای سلامت نیست و سم بوتولیسم میتواند بدون تغییر در طعم یا بوی غذا، درون ظرف پنهان شده باشد.
شناخت علائم؛ کلید نجات از مسمومیت
شناخت سریع علائم برای نجات جان بیماران، بهویژه در گروههای آسیبپذیر، حیاتی است. کودکان، سالمندان و افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند، بیشترین آسیب را از این مسمومیت میبینند؛ زیرا در این ردهها، واکنشهای بدن به سم بسیار سریعتر و شدیدتر است. در مورد کودکان، به دلیل حساسیت بالای دستگاه گوارش و سیستم عصبی، توجه به تغییرات رفتاری و جسمانی بسیار حیاتی است، چرا که در این سنین، زمان، تعیینکننده اصلی میان بهبودی یا بروز عوارض جبرانناپذیر است.
مهمترین نشانههایی که باید فوراً جدی گرفته شوند شامل تاری دید، دوبینی، افتادگی پلکها، خشکی دهان و دشواری در صحبت کردن یا بلع است. همچنین، ضعف عضلانی پیشرونده و احساس ناتوانی در حرکت دستوپا از نشانههای هشداردهنده اصلی هستند. اگرچه ممکن است برخی افراد علائمی مثل تهوع یا درد شکم را نیز تجربه کنند، اما به محض مشاهده تنگی نفس یا ضعف شدید عضلانی، مراجعه به اورژانس الزامی است.
اشتباهات رایج و مدیریت هوشمندانه در آشپزخانه
یکی از بزرگترین اشتباهات خانگی، استفاده از روشهای ساده برای خنثیسازی سم است. بسیاری تصور میکنند با جوشاندن طولانیمدت، سم از بین میرود، اما جوشاندن معمولی در شرایط خانگی برای از بین بردن هاگهای مقاوم این باکتری کافی نیست.
در مدیریت هوشمندانه مواد غذایی در آشپزخانه، مدیریت دما و زمان مصرف نیز اهمیت ویژهای دارد. اگر پس از باز کردن یک قوطی کنسرو، بخشی از آن را استفاده کردید، هرگز نباید باقیمانده آن را در همان قوطی فلزی در یخچال نگهداری کنید؛ زیرا تماس طولانیمدت با فلز پس از باز شدن درب، میتواند باعث واکنشهای شیمیایی شود. بهتر است باقیمانده غذا را حتماً در ظرفهای شیشهای یا پلاستیکی استاندارد و درببسته منتقل کرده و در کوتاهترین زمان ممکن مصرف کنید.
تهیه کنسروهای خانگی بدون داشتن تجهیزات و دانش تخصصی، از بزرگترین ریسکهای سلامتی است. رعایت اصول سادهای مثل خرید از برندهای معتبر، بررسی دقیق تاریخ انقضا و پرهیز از مصرف محصولات با بستهبندی آسیبدیده، میتواند امنیت سلامت خانواده را تضمین کند.
هشدار سازمان غذا و دارو درباره بوتولیسم یادآور این واقعیت است که ایمنی مواد غذایی فقط به تازه بودن، ظاهر مناسب یا بوی طبیعی آنها محدود نمیشود. یک کنسرو آلوده ممکن است بدون نشانههای واضح، سلامت مصرفکننده را به خطر بیندازد. انتخاب محصولات سالم، رعایت اصول صحیح تهیه و نگهداری غذا و شناخت علائم هشداردهنده، سه گام مهم برای محافظت از خانوادهها در برابر این مسمومیت خطرناک است.
کنسرو مشکوک را مصرف نکنید و در صورت مشاهده علائم احتمالی بوتولیسم، مراجعه فوری به مراکز درمانی را به تأخیر نیندازید.
هیچ خواستگاری بهاندازه کافی خوب نیست!

گاهی مشکل این نیست که گزینه مناسبی برای ازدواج پیدا نمیشود؛ مشکل این است که هیچ انتخابی بهاندازه کافی مطمئن به نظر نمیرسد. دکتر علی ملازمانی، مشاور ازدواج ، معتقد است تا زمانی که فرد در جستوجوی تضمین مادامالعمر برای زندگی مشترک باشد، ممکن است هیچوقت دست به انتخاب نزند.
گاهی ماجرا از جایی شروع میشود که فرد، پس از آشنایی با کسی که بسیاری از ویژگیهای موردنظرش را دارد، بهجای آنکه با اطمینان بیشتری به آینده فکر کند، با پرسشهای تازهای روبهرو میشود: آیا این همان فردی است که میخواهم؟ اگر گزینه مناسبتری وجود داشته باشد چه؟ آیا برای ازدواج بهاندازه کافی آمادهام؟ و اگر چند سال بعد از انتخابم پشیمان شوم؟
این پرسشها ممکن است آنقدر تکرار شوند که تصمیمگیری را دشوار کنند؛ فرد همچنان به ازدواج تمایل دارد، اما برای رسیدن به اطمینانی که خیال میکند باید پیش از انتخاب به دست بیاورد، مدام منتظر میماند. در چنین شرایطی، مرز میان احتیاط برای انتخابی آگاهانه و ترس از پذیرفتن یک تصمیم، بهتدریج کمرنگ میشود.
دکتر علی ملازمانی، متخصص روانشناسی و مشاور همسانگزینی و ازدواج، معتقد است این وضعیت میتواند از تلاقی چند سازوکار روانی ناشی شود؛ از کمالگرایی ناسازگار و ترس از دست دادن فرصتهای دیگر گرفته تا سبک دلبستگی ناایمن. او در توضیح این مسئله، به عوامل مؤثر بر اضطراب انتخاب همسر، معنای آمادگی برای ازدواج و راههای عبور از تردیدهای فرساینده میپردازد.
کمالگرایی؛ وقتی هیچ گزینهای بهاندازه کافی خوب نیست
ملازمانی درباره علت ترس برخی افراد از تصمیم نهایی ازدواج، با وجود تمایل به تشکیل زندگی مشترک و حتی پیدا کردن گزینهای مناسب، به تلاقی چند سازوکار روانی اشاره میکند. به گفته او، یکی از این عوامل، کمالگرایی ناسازگار است؛ وضعیتی که در آن فرد بهجای انتخاب گزینهای خوب و کافی، همواره در جستوجوی کاملترین گزینه میماند. او معتقد است رسانهها نیز این تصور را تقویت کردهاند که در جایی دیگر، فردی بدون نقص وجود دارد که بهطور مطلق برای ما آفریده شده است.
به گفته این متخصص روانشناسی، عامل دیگر، ترس از دست دادن سایر فرصتهاست. فرد با انتخاب یک نفر، ناچار است پرونده دیگر سناریوهای خیالی زندگیاش را ببندد و همین بسته شدن درهای تخیل میتواند اضطراب شدیدی در او ایجاد کند.
ملازمانی همچنین سبک دلبستگی ناایمن، بهویژه سبک اجتنابی، را از عوامل مؤثر در این وضعیت میداند. به گفته او، افرادی که ریشههای دلبستگی اجتنابی دارند، ممکن است با رسیدن رابطه به مرحله حساس و عمیق صمیمیت و تعهد رسمی، احساس خفگی یا از دست دادن کنترل کنند. این افراد گاهی اضطراب درونی خود را به شکل ایرادگیری از طرف مقابل یا تصور وجود گزینهای بهتر بروز میدهند تا از حریم امن انفرادی خود محافظت کنند.
منتظر آمادگی کامل برای ازدواج نمانید
این روزها برخی افراد، ازدواج را تا زمان رسیدن به ثبات کامل مالی، شغلی، روانی و شخصیتی به تعویق میاندازند. اما به گفته ملازمانی، در رویکرد سلامت روان، انسان کلی پویا و همواره در حال تحول است و مفهومی به نام آمادگی مطلق و ایستا وجود ندارد.
او توضیح میدهد که بلوغ برای ازدواج به معنای برخورداری از ثروت کامل یا حل تمام گرههای روانی نیست؛ بلکه به توانایی گفتوگوی بدون پرخاش، مسئولیتپذیری، توانایی تأمین نیازهای جنسی طرف مقابل، پذیرش نقصهای بشری، همدلی و برخورداری از امنیت حداقلی در معیشت و شغل مربوط میشود.
این متخصص روانشناسی، میان فردی که برای ازدواج آماده میشود و فردی که تصمیمش را به تعویق میاندازد، تفاوت قائل است. به گفته او، فردی که در مسیر آمادگی برای ازدواج قرار دارد، نگاهی واقعبینانه و زمانمند دارد و میداند دقیقاً در حال برطرف کردن چه مانعی است؛ برای مثال، میداند که تا شش ماه آینده پایاننامهاش تمام میشود یا در حال درمان بیماری مشخصی است. در این حالت، فرایند آمادگی شفاف، سنجشپذیر و رو به جلوست.
در مقابل، ملازمانی معتقد است بعضی افراد برای بهتعویقانداختن ازدواج، مدام شرطهای تازهای برای خودشان تعیین میکنند؛ مثلاً تا زمانی که خانه نخریدهاند، به ثبات کامل روانی نرسیدهاند یا هیچ دغدغه و استرسی ندارند، ازدواج نکنند. به گفته او، این افراد هر بار دلیلی تازه برای صبر کردن پیدا میکنند و در نتیجه، زمان مناسب برای ازدواج هیچوقت از راه نمیرسد. در واقع، گاهی این شرطگذاریها راهی برای فرار از ترس مسئولیتپذیری و ورود به مرحله جدیدی از زندگی است.
چه زمانی تردید در انتخاب همسر به وسواس تبدیل میشود؟
ملازمانی تأکید میکند که وجود میزانی از تأمل و تردید در مراحل آغازین آشنایی، امری سازنده و ناشی از هوشیاری است؛ زیرا سرمایهگذاری عاطفی به بررسی دقیق و واقعی نیاز دارد. بااینحال، به گفته او، این وضعیت زمانی وارد حیطه وسواس فکری و کمالگرایی رابطهای میشود که فرد روی جزئیات سطحی و کماهمیت، مانند طرز خندیدن، فرم بینی یا یک اشتباه کلامی ساده، متوقف شود و کلیت ارزشمند شخصیت طرف مقابل را نادیده بگیرد.
او نشانه دیگر را تکرار پرسشهایی میداند که فرد از دوستان، خانواده، مشاوران اینترنتی یا هوش مصنوعی میپرسد؛ پرسشهایی مانند اینکه آیا طرف مقابل برای او مناسب است یا نه، درحالیکه هیچ پاسخی نمیتواند اضطرابش را آرام کند. به گفته این متخصص روانشناسی، گاهی فرد در زمان دوری از طرف مقابل، احساس دلتنگی و تمایل به رابطه دارد، اما بهمحض جدی شدن صحبتها و نزدیک شدن به مرحله عقد، دچار تهوع روانی، اضطراب شدید و تکانه فرار میشود.
ملازمانی در چنین شرایطی معتقد است مسئله دیگر صرفاً کیفیت خواستگار یا طرف مقابل نیست، بلکه وضعیت خود فرد نیز نیازمند توجه است و مراجعه حضوری به روانشناس و مشاور ازدواج میتواند ضرورت پیدا کند.
پیش از ازدواج چقدر میتوان طرف مقابل را شناخت؟
پرسش از درستی انتخاب و تلاش برای رسیدن به اطمینان پیش از ازدواج، یکی از دغدغههای افرادی است که از پشیمانی در آینده میترسند. ملازمانی در اینباره توضیح میدهد که پیش از ازدواج، از طریق مراوده زوجین با یکدیگر و سپس ارزیابی علمی توسط مشاور ازدواج، میتوان بخشی از شناخت را به دست آورد.
به گفته او، این ارزیابی میتواند شامل مصاحبه بالینی و انجام آزمونهای روانشناختی باشد و در این فرایند، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد شناخت حاصل میشود.
او بخش باقیمانده شناخت را از جنس «شناخت تجربی و زمینهای» میداند؛ شناختی که در بستر تنشهای واقعی، بیماری، بحرانهای مالی و بدهبستانهای روزمره آشکار میشود. به گفته ملازمانی، این بخش از شناخت تا حدود زیادی از طریق تحقیق درست از کسانی که با طرف مقابل زندگی کردهاند و مدت طولانی با او مراوده داشتهاند نیز قابل دستیابی است.
هیچ انتخابی تضمین مادامالعمر ندارد
ملازمانی برای افرادی که از ترس انتخاب اشتباه، ازدواج را مدام به تعویق میاندازند و منتظر اطمینان کامل میمانند، چند راهکار پیشنهاد میکند. نخستین توصیه او، کنار گذاشتن انتظار برای تضمین همیشگی در زندگی مشترک است. به گفته این متخصص روانشناسی، تا زمانی که فرد به دنبال گارانتی مادامالعمر باشد، هیچ انتخابی نخواهد کرد؛ زیرا زندگی مشترک سفری همراه با رشد و مدیریت ریسک است، نه قراردادی تجاری با سود و زیان مشخص.
او تغییر رویکرد از جستوجوی «بهترین گزینه» به انتخاب «گزینه بهاندازه کافی خوب» را نیز راهگشا میداند: در انتخاب همسر باید بر ستونهای اصلی انتخاب تمرکز کرد؛ از جمله سلامت روان، احترام متقابل، تعهد اخلاقی، نبود هرگونه اعتیاد یا خشونت و توانایی تأمین نیازهای جنسی طرف مقابل. اگر این شرایط محقق شوند، میتوان با آرامش بیشتری به داشتن زندگی خوب امیدوار بود.
این متخصص روانشناسی همچنین توصیه میکند افراد بهجای گرفتار شدن در نشخوار ذهنی، از یک زوجدرمانگر یا مشاور متخصص پیش از ازدواج کمک بگیرند تا پویایی رابطه و ویژگیهای شخصیتی هر دو طرف ارزیابی شود. به گفته او، تأیید علمی یک متخصص میتواند به ذهن مضطرب کمک کند تا راحتتر از سد شک و تردید عبور کند.
ملازمانی در ادامه بر ضرورت شجاعت برای روبهرو شدن با پیامدهای انتخاب تأکید میکند و میگوید: هیچ انتخابی در زندگی بدون تاوان نیست؛ حتی تصمیم نگرفتن و مجرد ماندن نیز هزینههایی از جمله از دست رفتن زمان و تجربههای زیسته دارد. او در پایان، بر انتخاب همراه با توکل به خدا و مشورت با متخصصی کارآزموده تأکید میکند و معتقد است فرد میتواند با این شیوه، انتخابی تا حدود زیادی درست و منطقی داشته باشد و به آیندهای خوش و پایدار امیدوار باشد.
آلرژی یا سرماخوردگی؛ تشخیص علائم در کودکان

با آمدن پاییز بعضی نشانهها دوباره در زندگی روزمره کودکان ظاهر میشود که ممکن است در نگاه اول ساده و آشنا به نظر برسد اما همیشه نمیتوان از کنار آنها به سادگی گذشت. عطسههای پیدرپی، بینی گرفته یا چشمهایی که کودک مدام میمالد، میتواند دلایل متفاوتی به جز سرماخوردگی داشته باشد.
با خنک شدن هوا و تغییر شرایط محیطی، بعضی کودکان با مجموعهای از علائم مانند عطسه، آبریزش بینی، خارش چشم و گرفتگی بینی روبهرو میشوند که گاهی با سرماخوردگی اشتباه گرفته میشوند. در حالی که قرار گرفتن در معرض گرده برخی گیاهان، کپک، گرد و غبار و دیگر عوامل محیطی میتواند در فصل پاییز برای کودکان حساس مشکلساز شود. شناخت تفاوت میان آلرژی و سرماخوردگی و توجه به شرایط خانه و محیط بیرون، به خانوادهها کمک میکند مراقبت مناسبتری از کودک داشته باشند.
چرا پاییز میتواند فصل بروز آلرژی باشد؟
آلرژی فصلی تنها بهار و تابستان را درگیر نمیکند. در برخی مناطق، گرده گیاهان در اواخر تابستان و پاییز نیز میتواند در هوا وجود داشته باشد. گرده گیاهان و علفهای هرز یکی از عوامل شناختهشده ایجاد علائم آلرژی فصلی است. البته شدت و زمان بروز این علائم به نوع گیاه، منطقه جغرافیایی و شرایط آبوهوایی بستگی دارد.
در کنار گرده گیاهان، کپک نیز میتواند در این فصل مورد توجه قرار گیرد. برگهای خیس و محیطهای مرطوب شرایط مناسبی برای رشد کپک فراهم میکنند و کودکانی که به کپک حساس هستند ممکن است پس از قرار گرفتن در چنین محیطهایی دچار علائم شوند. کپکهای موجود در محیط داخل خانه نیز در صورت وجود رطوبت و نم میتوانند مشکلساز شوند. بنابراین اگر کودکی هر سال با تغییر فصل دچار عطسه و آبریزش بینی میشود، بهتر است خانواده فقط به این فکر نکند که او “سرما خورده است”. تکرار علائم در یک فصل یا پس از قرار گرفتن در محیط خاص میتواند سرنخ مهمی برای بررسی احتمال آلرژی باشد.
از کجا بفهمیم کودک آلرژی دارد یا سرما خورده است؟
تشخیص قطعی بر عهده پزشک است اما الگوی علائم میتواند به والدین در تشخیص اولیه کمک کند. در آلرژی فصلی، عطسههای مکرر، آبریزش بینی، گرفتگی بینی و خارش و اشک ریزش چشمها شایع هستند. ترشحات بینی در آلرژی معمولا آبکی و شفاف است.
در مقابل سرماخوردگی یک بیماری عفونی است و معمولا در کنار علائم بینی ممکن است با احساس ناخوشی، گلودرد، سرفه و گاهی تب همراه باشد. البته هیچکدام از این نشانهها به تنهایی نمیتوانند علت بیماری را مشخص کنند و ممکن است علائم دو بیماری تا حدی شبیه هم باشند. برای مثال اگر کودک صبحها چندین بار عطسه میکند، بینیاش مرتب آب میآید و چشمهایش میخارد اما تب و بدندرد ندارد و این وضعیت هر سال با شروع یک فصل مشخص تکرار میشود، ارزش دارد موضوع آلرژی با پزشک مطرح شود.
نشانههایی که والدین باید جدی بگیرند
یکی از نکات مهم این است که آلرژی در همه کودکان دقیقا به یک شکل ظاهر نمیشود. بعضی کودکان بیشتر با عطسه و آبریزش بینی مواجهاند و برخی دیگر خارش و قرمزی چشم را بیشتر تجربه میکنند. علائم رایج آلرژی فصلی میتواند شامل عطسه، گرفتگی یا آبریزش بینی، خارش بینی و چشم، قرمزی و اشک ریزش چشم و گاهی سرفه باشد. اگر کودک دچار خسخس سینه، تنگی نفس یا مشکل در تنفس شود، موضوع دیگر صرفا یک آبریزش ساده بینی نیست و باید ارزیابی پزشکی انجام شود. بهویژه کودکانی که سابقه آسم دارند ممکن است در برابر برخی محرکهای محیطی مانند گرده حساستر باشند.
برگهای پاییزی زیبا اما نه برای بازی طولانی همه کودکان
بازی در میان برگهای پاییزی برای کودکان جذاب است اما اگر کودک سابقه حساسیت به کپک یا گرده داشته باشد، بهتر است خانواده نسبت به محیطهای مرطوب و انباشته از برگهای خیس دقت بیشتری داشته باشد. قرار گرفتن در فضای باز به خودی خود برای کودک ممنوع نیست، مساله اصلی شناخت محرکهای شخصی اوست. اگر والدین متوجه شدهاند کودک پس از بازی در باغ، پارک یا میان برگهای خیس دچار عطسه و آبریزش میشود، بهتر است زمان حضور در چنین محیطی را کاهش دهند و واکنش کودک را با دقت بیشتری دنبال کنند. پس از بازی در فضای بیرون نیز تعویض لباس و شستن دستها میتواند به کاهش ورود گرده و آلودگیهای محیطی به فضای خانه کمک کند.
حیوانات خانگی هم ممکن است برای بعضی کودکان محرک باشند
گاهی خانواده تصور میکند اگر کودک به حیوان علاقه دارد، تماس با گربه یا سگ همیشه بی اشکال است. اما در برخی کودکان، مواد حساسیتزای مربوط به حیوانات میتواند علائم آلرژی ایجاد یا تشدید کند. این موضوع به معنای آن نیست که همه کودکان باید از حیوانات خانگی دور باشند، بلکه باید واکنش هر کودک بهطور جداگانه بررسی شود. اگر والدین متوجه شوند کودک پس از بازی با حیوان خانگی مرتب عطسه میکند، چشمهایش میخارد یا آبریزش بینی پیدا میکند، بهتر است این ارتباط را با پزشک در میان بگذارند. منابع مربوط به کیفیت هوای داخل خانه نیز پرز و ذرات مربوط به حیوانات را در گروه عوامل بالقوه حساسیتزا قرار میدهند.
با روشن شدن بخاری، خانه را فراموش نکنید
با سرد شدن هوا، پنجرهها معمولا بیشتر بسته میشوند و خانواده زمان بیشتری را در فضای بسته میگذراند. در چنین شرایطی توجه به کیفیت هوای خانه اهمیت بیشتری پیدا میکند. گردوغبار، کنههای موجود در گرد و غبار، کپک و مواد حساسیتزای حیوانات خانگی از جمله عوامل موجود در محیطهای داخلی هستند که میتوانند در برخی افراد واکنشهای آلرژیک ایجاد کنند. بنابراین، همزمان با روشن کردن بخاری یا شوفاژ، بد نیست خانواده نظافت خانه، رطوبت و وضعیت وسایل گرمایشی را نیز بررسی کند. تمیز کردن منظم سطوح، شست و شوی رختخواب و اسباببازیهای قابل شستوشو و جلوگیری از تجمع گرد و غبار، اقدامات سادهای هستند که میتوانند محیط خانه را برای کودک مناسبتر کنند.
رطوبت زیاد خانه را دستکم نگیرید
رطوبت بیش از حد میتواند زمینه رشد کپک و افزایش برخی عوامل حساسیتزا را فراهم کند. اگر دیوار، سقف، اطراف پنجره یا بخشهایی از خانه نم دارد، بهتر است علت رطوبت پیدا و برطرف شود. در مقابل هوای بیش از حد خشک نیز میتواند بینی و گلو را تحریک کند. بنابراین هدف، نه خشک کردن بیش از اندازه خانه و نه تبدیل آن به محیطی بسیار مرطوب است. متخصصان محدوده رطوبت حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد را برای فضای خانه مناسب میدانند و تاکید میکنند دستگاههای مرطوبکننده نیز باید مرتب تمیز شوند.
شست و شوی بینی، یک راه ساده برای بعضی کودکان
در کودکانی که دچار علائم بینی ناشی از آلرژی هستند، استفاده از محلول آبنمک یا سرم شست و شوی بینی میتواند به پاک شدن مواد محرک از مجرای بینی کمک کند. البته هنگام شست و شوی بینی کودک باید روش مناسب سن او رعایت شود. برای کودکان کم سن، والدین بهتر است قبل از انجام این کار از پزشک یا داروساز درباره روش مناسب سئوال کنند و از محلولها و وسایل استاندارد استفاده کنند.
لباس کودک بعد از بازی بیرون عوض شود
یکی از عادتهای ساده خانوادگی میتواند این باشد که کودک پس از بازگشت از پارک یا فضای سبز، لباس بیرون را عوض کند و دستها و صورتش را بشوید. اگر کودک در فضای سبز بازی کرده و علائم آلرژی دارد، شست و شوی مو و بدن نیز میتواند در کاهش باقی ماندن مواد محیطی روی بدن و لباسها موثر باشد. همچنین بهتر است لباسهای استفاده شده در فضای بیرون روی تخت کودک یا مبلمان اتاق خواب رها نشوند. هدف این اقدامات ایجاد یک محیط کاملا عاری از مواد حساسیتزا نیست، چنین چیزی عملاً ممکن نیست، بلکه کاهش تماس کودک با محرکهایی است که علائم او را تشدید میکنند.
چه زمانی باید کودک را نزد پزشک برد؟
اگر علائم کودک مرتب تکرار میشود، خواب و فعالیت روزانه او را مختل میکند یا با وجود مراقبتهای ساده ادامه دارد، بهتر است موضوع با پزشک کودک مطرح شود. پزشک بر اساس علائم و سابقه کودک میتواند مشخص کند آیا احتمال آلرژی مطرح است و آیا نیاز به بررسی یا درمان خاصی وجود دارد. والدین نباید صرفا بر اساس شباهت علائم، برای کودک داروی ضدحساسیت یا اسپری بینی انتخاب کنند. نوع دارو، مقدار مصرف و مناسب بودن آن برای کودک به سن، وضعیت سلامت و نوع علائم بستگی دارد و بهتر است با نظر پزشک انجام شود.
یادمان باشد پاییز برای بیشتر کودکان فصل بازی، مدرسه و فعالیت در فضای باز است و قرار نیست به دلیل احتمال آلرژی، کودک از همه این فعالیتها محروم شود. مهم این است که خانواده الگوی علائم کودک را بشناسد، محرکهای احتمالی را پیدا کند و با چند عادت ساده مانند نظافت مناسب خانه، توجه به رطوبت، تعویض لباس پس از بازی در فضای بیرون و رعایت توصیههای پزشک، شرایط را برای او آسانتر کند. شناخت به موقع تفاوت میان آلرژی و سرماخوردگی نیز کمک میکند عطسه و آبریزش بینی کودک بیدلیل به حساب یک بیماری عفونی گذاشته نشود.
با این راهکارها مادرانی شاد و بدون استرس باشید

مادر عزیز! شما یک قهرمانان واقعی هستید. شما دائما در حال مدیریت همزمان وظایف گوناگونی مانند؛ کار در خانه و گاهی بیرون، آمادهسازی غذا، مراقبت از فرزندان و خانواده، رساندن و بازگرداندن بچهها، رسیدن به درس آنها و بسیاری موارد دیگر هستید و آخرین چیزی که به آن توجه میکنید خودتان است. مسئلهای که میتواند منجر به فرسودگی و سلامت جسمی و عاطفی شما شود.
در اتاقم، تکیه به دیوار، نشسته بودم و اشک از چشمانم جاری بود. دقایقی قبل از اینکه کنترلم را از دست بدهم. قصد نداشتم سر شوهرم داد بزنم. نمیخواستم دعوا راه بیندازم. اما همین که او این کلمات را گفت: امروز چه کار کردی؟ دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم. من چه کار کردم؟! خیلی طول نکشید که ذهنم شروع به فهرست کردن تمام کارهایی کرد که در حالت کمخوابی به آنها رسیده بودم. من بسیار خسته ام و دوست دارم دوباره از زندگی خانوادگی لذت ببرم. احتمالا داستان این مادر برای بسیاری از مادران آشنا است.
راههای تبدیل یک مادر خسته به مادری دیگر
خسته بودن برای مادران طبیعی است، زندگی مادرانه همیشه خستهکننده است. حتی در دوران اولین بارداری هم این حس به سراغتان میآید. پیدا کردن وضعیتی راحت برای خواب دشوار است، شبها مدام برای دستشویی رفتن بیدار میشوید و وقتی نوزاد به دنیا میآید، خواب یکی از اولین چیزهایی است که دستخوش تغییر میشود. انگار هیچوقت فرصت کافی برای خوابیدن پیدا نمیشود. فراتر از احساس خستگی، نشانههای هشداردهندهی دیگری هم وجود دارد که ممکن است حاکی از فرسودگی شما و ورودتان به مرحلهی غرق شدن در فشار و خستگی مفرط باشد. متخصصان راهکارهایی را پیشنهاد دادهاند تا اگر شما نیز مادری خسته هستید و دوست دارید دوباره انرژی و اشتیاق قبل را بدست آورید با رعایت این موارد به فردی پر انرژی و شاداب تبدیل شوید.
قبل از بچههایتان بیدار شوید
اینکه بتوانید قبل از اینکه مجبور باشید از دیگران مراقبت کنید، از خواب بیدار شوید و از خودتان مراقبت کنید، کلید بزرگی برای داشتن یک روز موفق و آرام است.
دوش آب گرم بگیرید و لباس مناسب بپوشید
دوش آب گرم ویژگی خاصی دارد که کمک میکند روزتان را با احساس شادابی و انرژی شروع کنید. برای مادران پیدا کردن حتی چند لحظه خلوت برای دوش گرفتن بسیار دشوار است. بنابراین قبل از بیدار شدن بچه ها دوش بگیرید و بجای پوشیدن لباس همیشگی، لباسی با رنگ روشن و تمیز به تن کنید و موهای خود را به زیباترین حالت ممکن که میتوانید ببندید، این کار بسیار مهم است که هر روز به ظاهرتان برسید و کمی به خودتان سر و سامان بدهید.
دست از تمیزکاری بردارید
یک مادر کارگر نباشید که همیشه درحال تمیز کاری است، یک روز در هفته را برای نظافت اساسی و دستهجمعی خانه در نظر بگیرید و شبها هم فقط یک مرتبسازی سریع و خانوادگی انجام دهید. غیر از این موارد، بیخیال بههمریختگیها شوید.
مادری کمالگرا نباشید
گاهی اوقات اشکالی ندارد تا اجازه دهید بچهها هدایتگر ماجراجویی باشند. در مورد قوانین سختگیری نکنید و شادی را به عنوان معیار کمال بپذیرید و اصلا فکر کمالگرایی نباشید. برای مثال اگر یک روز فرزندتان میخواهد بستنی برای شام بخورد به او اجازه دهید.
گرسنگی ممنوع
حتی اگر فقط به معنای خوردن یک میانوعده مختصر در اینجا و آنجا باشد، فراموش نکنید که باید چیزی بخورید.
به فضای باز بروید
اگر بچهها کلافهتان کردهاند، آنها را به جای جدیدی ببرید. جایی بدون دیوار تا بتوانند در آن کاوش کنند. برای ماههای سرد و روزهای بارانی، ما به دنبال فضاهای بازی سرپوشیدهای هستیم که دیوارهایی برای بالا رفتن داشته باشند، این کار خیلی بهتر از آن است که بچهها در خانه از در و دیوار بالا بروند!
به راحتی نه بگویید
اشکالی ندارد. نه میتواند کلمهای بسیار رهاییبخش باشد. در مورد کارهایی که از عهدهتان برمیآید واقعبین باشید و به بقیه موارد نه بگویید.
اولویتهایتان را بشناسید
آنها را چنان خوب بشناسید که بتوانید نامشان را به زبان بیاورید، یادداشتشان کنید، به دیوار بزنید و هر روز آن چند مورد معدودی را که واقعا اهمیت دارند، به خودتان یادآوری کنید.
هر روز با فرزندانتان ارتباط برقرار کنید
یک گفتگوی کوتاه یا انجام یک فعالیت مشترک، پیوند والد-فرزندی را تقویت کرده و باعث میشود از این رابطه لذت بیشتری ببرید.
هر زمان که نیاز دارید، استراحت کنید
در زمان استراحت فرزندان بجای رسیدن به کارهای خانه، استراحت کنید.
رژیم غذایی خود را بازنگری کنید
آب بیشتری بنوشید و کمتر غذاهای سرخکردنی و شور بخورید. این کار به افزایش سطح انرژی کمک کند. دقت کنید که چه میخورید؟ چه زمانی میخورید؟ چه مکملها و نوشیدنیهایی مصرف میکنید؟ و بعد از غذا خوردن چه احساسی دارید؟
با کسانی که دوستتان دارند صحبت کنید
آسیبپذیر بودن و ابراز احساسات در کنار دشوار بودن بسیار مفید است. با همسر، یک دوست، همسایه یا حتی یک مشاور گفتگو کنید. بگذارید آنها از احساسات شما باخبر شوند. از آنها بخواهید برایتان دعا کنند. روابط انسانی حال ما را بهتر میکنند.
وقت بیشتری با خدا بگذرانید
وقتی مادری خسته است، خواندن نماز و قرآن و دعا کردن میتواند شما را به آرامش و تعادل بازگرداند چرا که او سرچشمهی حقیقی آرامش، شادی، امید و هدفمندی است.
هر روز از اعضای خانوادهتان تعریف و تمجید کنید
از فرزندان و همسرتان و حتی خودتان. شاید گاهی عجیب یا بیمعنی به نظر برسد، اما تعریف کردن باعث تقویت روابط میشود و از انجام آن احساس خوشحالی خواهید کرد.
بیشتر بخوابید
کارهای خانه را میتوان بعدا هم انجام داد و تماشای تلویزیون یا چک کردن برنامه های تلفن همراه کیفیت زندگیتان را بالا نمیبرد اما خواب کافی این کار را میکند. داشتن یک برنامه مشخص قبل از خواب میتواند کمککننده باشد.
مکث کنید، نفس عمیق بکشید و لبخند بزنید
هر زمان احساس کردید خیلی خسته، کلافه، درمانده یا مضطرب هستید، از آن احساس به عنوان یک تلنگر استفاده کنید. درست مثل وقتی که تلفنتان زنگ میخورد و واکنش خودکار شما پاسخ دادن به آن است و یا حداقل چک میکنید ببینید چه کسی تماس گرفته است. بگذارید آن احساس ناخوشایند، علامتی برای مکث کردن باشد.
لحظات کوتاهی در طول روز که میتوانید در آنها مکث کنید، نفسی عمیق و آرام بکشید و لبخند بزنید، حتی اگر لبخندتان رو به دیوار باشد میتواند به بهبود حال و هوای شما کمک کند.
چرا برخی از بچهدار شدن میترسند؟

یک روانشناس با اشاره به اینکه ترس از بچهدار شدن موضوعی چندلایه و برخاسته از زوایای مختلف روان انسان است، تاکید کرد: این هراس هرگز دلیلی ساده و تکعاملی ندارد، بلکه ترکیبی پیچیده از نگرانیهای درونی، حفظ هویت فردی و چالشهای معیشتی است که در هر فرد شکل متفاوتی به خود میگیرد.
الهام محمد رشنوزاده، روانشناس ، اظهار کرد: روان انسان مانند یک آیینه چندوجهی است و ترس از فرزندآوری نیز برای هر کسی در زاویهای متفاوت از این آیینه دیده میشود. شواهد علمی و بررسیهای عمیق روانشناختی نشان میدهند که این ترس هرگز یک دلیل ساده و تکعاملی ندارد. در اعماق وجود بسیاری از افراد، «ترس از کافی نبودن درونی» وجود دارد، یعنی یک اضطراب عمیق که آیا من شایستگی، صبوری و بلوغ عاطفی کافی را برای پرورش یک کودک دارم یا ممکن است ناخواسته فرزندی رنجور تحویل جامعه دهم؟.
وی ادامه داد: برای گروهی دیگر این ترس ناشی از «از دست رفتن هویت و دستاوردهای شخصی» است، یعنی ترس از اینکه سالها تلاش برای استقلال، پیشرفت شغلی و اهداف شخصی زیر بار سنگین و همیشگی مسئولیت نگهداری از فرزند از بین برود. همزمان، نگرانی دیگری درباره «تغییر شکل رابطه زناشویی» مطرح است. اینکه مبادا خستگی زیاد و تقسیم اجباری توجه، صمیمیت عاشقانه زن و شوهر را کم کند و آنها را فقط به شرکایی برای اداره خانه تبدیل سازد. در نهایت، یک دلنگرانی عمیق اخلاقی وجود دارد و آن ترس از فرستادن یک انسان معصوم به دنیایی پر از تلاطم است؛ بنابراین این ترس نشانه بیمسئولیتی نیست، بلکه ترکیبی چندلایه از کمالگرایی اخلاقی، حفظ احترام به هویت فردی، مراقبت از رابطه مشترک و ترس از تکرار شکستهاست که در هر فرد شکل متفاوتی به خود میگیرد.
این روانشناس با اشاره به اینکه ترس از بچهدار شدن میتواند شامل نگرانی مالی، تجربههای کودکی یا ترس از آینده باشد، در باره ترس از دستدادن آزادی و تغییر سبک زندگی در این تصمیم، تصریح کرد: تاثیر این عامل در انسان امروز بسیار عمیق و تعیینکننده است. زندگی فردی، عرصه شکوفایی استعدادها، خلوتهای سازنده، انتخابهای آزادانه و پروازهای فکری انسان به شمار میرود. والدگری در دنیای امروز فقط مراقبت فیزیکی نیست، بلکه تعهدی همهجانبه، شبانهروزی و بدون بازگشت است که در سالهای نخستین، تمام وقت، انرژی و خلوت فرد را به تسخیر خود درمیآورد.
وی اضافه کرد: برای انسانی که هویت خود را بر پایه استقلال، پیشرفت شغلی و معنابخشی فردی ساخته است، این تغییر ناگهانی نوعی «سوگ پنهان برای من پیشین» ایجاد میکند. فرد نگران است که پذیرش نقش مادری یا پدری، شعله آرزوها، حریمهای امن تنهایی و اهداف والای شخصیاش را زیر خاکستر کارهای مراقبتی پنهان کند، ترسی که فرصت زندگی کردن که فقط یکبار به او داده شده، تماما در پای نیازهای دیگری از بین برود.
تاثیر فشار خانوادهها بر تصمیمگیری زوجها برای فرزندآوری
این روانشناس با تاکید بر اینکه فشار خانوادهها برای بچهدارشدن بر روی زوجها اثر میگذارد، اظهار کرد: سیستم زناشویی برای حفظ سلامت و پویایی خود، به «مرزهایی شفاف، نفوذناپذیر اما منعطف» نیاز دارد؛ حصاری نامرئی که اجازه میدهد دو انسان در پناه خلوتی امن، به دور از قضاوتهای بیرونی، سرنوشت مشترکشان را رقم بزنند.
به گفته رشنوزاده، وقتی پدر و مادرها از روی دلسوزیهای بیجا یا همان باورهای سنتی، مدام به زوجها برای بچهدارشدن فشار میآورند، این حریم خصوصی ترک برمیدارد. نتیجه حتمی این دخالتها، باز شدن پای دیگران به حریم زندگی مشترک است؛ تعادلی که باید بین زن و شوهر باشد بهم میخورد و دستهبندی و اختلاف پیش میآید؛ به طوری که گاهی یکی از زوجها بیشتر طرف خانوادهاش را میگیرد و آن یکی در تنهایی، حصار و بیدفاعی شدیدی رها میشود.
وی اظهار کرد: این فشارها تصمیمگیری زوجها را خراب میکند و بچهدار شدن را که باید «نتیجه آگاهانه و با عشق» باشد، به «وسیلهای اجباری برای راضی کردن دیگران» تبدیل میکند؛ بچهای که هنوز به دنیا نیامده باید بار سنگین توقعات و انتظارات فامیل را به دوش بکشد.
ترس از پیری یا حسرت زندگی نکرده؟؛ وقتی جوانی معیار ارزشمندی میشود

اضطراب افزایش سن و ترس از دست دادن جوانی، بیش از آنکه ریشه در تغییرات طبیعی بدن داشته باشد، تحت تأثیر باورهای ذهنی، فشارهای اجتماعی و معیارهای غیرواقعی زیبایی در فضای مجازی است؛ مسألهای که میتواند مقایسه مداوم با دیگران و نارضایتی از ظاهر را تشدید کند؛ اما یک روانشناس معتقد است: پذیرش تغییرات سنی، بازسازی هویت فردی و توجه به توانمندیها و تجربههای زندگی میتواند به کاهش این اضطراب کمک کند.
لعیا خواجهمهدی روانشناس ، با تاکید بر اینکه اضطراب افزایش سن، بیش از آنکه یک فرایند طبیعی زیستی باشد، محصول باورهای ذهنی و فشارهای اجتماعی است گفت: صنعت زیبایی و استانداردهای فضای مجازی، با فعالکردن ناامنیهای درونی، بسیاری از افراد را درگیر جنگی بیپایان با زمان کرده است. صنعت زیبایی، فیلترهای مجازی و فرهنگ جوانپرستی احساس نقص را تشدید میکنند. مشکل اصلی فضای مجازی تنها وجود عکسهای زیبا نیست، بلکه مساله این است که این تصاویر به مرور معیار مقایسه ما با خودمان میشوند. فیلترها و عکسهای دستکاریشده، چهرهای را نشان میدهند که در دنیای واقعی به سادگی وجود ندارد، اما مغز ما به مرور آن را بهعنوان استاندارد زیبایی درونی میپذیرد.
وی افزود: فرد بعد از آن به جای اینکه بپرسد «آیا من از ظاهر خودم راضی هستم؟»، ممکن است دائما بپرسد «چرا شبیه این تصویر نیستم؟» برای کسی که از قبل حس ناکارآمدی و شرم درونش وجود دارد، این مقایسه میتواند این باور قدیمی را قویتر کند که «مشکل از من است و باید خودم را اصلاح کنم». به این ترتیب صنعت زیبایی همیشه خودش حس نقص را به وجود نمیآورد، بلکه ناامنیهای موجود ما را بیدارتر و دائمیتر میکند، بهویژه وقتی که جوانی از یک ویژگی طبیعی به معیاری برای ارزش اجتماعی تبدیل شود.
حسرت گذشته و ترس از پایان فرصت جبران
وی در ادامه درباره اینکه هراس از پیری و حسرت کارها و زندگی تجربهنشده در گذشته است، تصریح کرد: گاهی فرد از «پیر شدن» نمیترسد، از این میترسد که فرصت جبران آنچه زندگی نکرده، در حال تمام شدن است. وقتی فرد به گذشته نگاه میکند و با انتخابهای انجام نداده، رابطهای که تمام شده، مسیری که دنبال نکرده یا سالهایی که صرفا برای رضایت دیگران زندگی کرده مواجه میشود، افزایش سن میتواند احساس فوریت ایجاد کند.
خواجهمهدی افزود: در چنین شرایطی فرد ممکن است با جوانسازی ظاهر، تغییر ناگهانی سبک زندگی یا تصمیمهای شتابزده بکوشد فرصتهای ازدسترفته را جبران کند. راهحل حتما این نیست که بخواهیم به زور به دوران جوانی برگردیم. گاهی مساله این است که فرد باید غم کارهایی که در زندگی نکرده را بپذیرد و نگاه کند که در زمان باقیمانده چه چیزهایی را هنوز میتواند انتخاب کرده و بسازد.
این روانشناس با اشاره به اینکه حساسیت بیش از حد به سن نیاز به رواندرمانی دارد، بیان کرد: چند نشانه میتواند هشداردهنده باشد. فکرکردن مدام به سن و ظاهر، نگاهکردن مرتب به آینه یا عکسها، مقایسه همیشگی خود با افراد جوانتر، دوری از جمع و موقعیتهای اجتماعی به خاطر ظاهر، انجام مدام کارهای زیبایی برای کمکردن اضطراب یا احساس بیارزشی شدید بعد از دیدن تغییرات ظاهری از جمله این نشانهها هستند.
چرا حساسیت به سن میتواند زندگی ما را مختل کند؟
وی اظهار کرد: برخی بهدلیل سن، از تجربههای مهم زندگی کناره میگیرند و برخی برای اثبات جوانی، رفتارهای پرخطر و شتابزده از خود نشان میدهند. بهتر است این مساله جدیتر بررسی شود. یک معیار مهم میزان بههمخوردن کارهای روزمره است، یعنی اگر نگرانی درباره سن روی روابط، کار، رفتوآمد با دیگران یا تصمیمگیری فرد اثر گذاشته باشد، صحبت با روانشناس میتواند کمککننده باشد. هدف درمان هم این نیست که فرد را مجبور کنیم «پیری را دوست داشته باشد»، بلکه هدف این است که آدم بتواند بدون جنگ همیشگی با زمان همچنان زندگی کند و دست به انتخاب بزند.
این روانشناس ادامه داد: در روش «شفقتدرمانی» هم تلاش میشود که ارتباط فرد با خودش از حالت سرزنش و جنگ همیشگی بهسمت پذیرش و مهربانی واقعی تغییر کند. این کار بهمعنی تسلیم شدن در برابر تغییرات نیست، یعنی فرد بتواند از بدن خودش مراقبت کند یا به آن برسد بدون اینکه برای باارزش بودن مجبور باشد مدام با بدنش بجنگد.
چگونه ارزش خود را به جوانی و زیبایی گره نزنیم؟
خواجهمهدی با اشاره به امکان جداسازی حس ارزشمندی و هویت فردی از جوانی و ظاهر، اظهار کرد: این تفکیک زمانی اتفاق میافتد که فرد بتواند برای خودش منابع متنوعی از ارزشمندی تعریف کند. اگر تمام هویت یک فرد حول «جوان و زیبابودن» ساخته شده باشد، طبیعی است که با بالارفتن سن حس کند بخشی از وجودش از بین رفته است، اما اگر هویت او در کنار ظاهر، روی روابط، توانمندیها، تجربه، ارزشها، شخصیت، خلاقیت، نقشهای اجتماعی و چیزهایی که برایش معنا دارند هم بنا شده باشد، تغییر ظاهر حتما به معنی بههمریختن هویت و شخصیت او نخواهد بود.
پرسش کلیدی برای بازسازی هویت
این روانشناس در پایان گفت: یکی از کارهای مهم در رواندرمانی این است که فرد از خودش بپرسد «اگر ظاهر من دیگر منبع اصلی تایید دیگران نباشد، چه چیزهایی درباره من همچنان ارزشمند باقی میماند؟» پاسخ این سوال میتواند مسیر مهمی برای بازسازی هویت باشد. قرار نیست آدم از زیبایی دست بکشد. قرار است زیبایی فقط یکی از بخشهای هویت او باشد، نه تمام آن.
چگونه بر کمرویی غلبه کنیم؟

یک روانشناس با بیان اینکه کمرویی میتواند مانع پیشرفت شغلی و اجتماعی افراد شود، گفت: ترس از قضاوت دیگران و کمالگرایی از عوامل تشدیدکننده این مشکل است اما با تمرین مهارتهای ارتباطی و مواجهه تدریجی با موقعیتهای اجتماعی میتوان آن را مدیریت کرد.
زیبا شرافتی، در باره تاثیر کمرویی در محیط کار که میتواند مانع پیشرفت شغلی شود، گفت: یکی از مشکلات کمرویی در محیط کار این است که گاهی توانایی واقعی فرد دیده نمیشود. ممکن است فرد بسیار توانمند، ایده خوب و دانش تخصصی بالایی داشته باشد، اما در جلسه حرف نزند، درباره ایدهاش صحبت نکند یا حتی برای گرفتن یک فرصت شغلی مناسب درخواست ندهد. در چنین شرایطی ممکن است دیگران تصور کنند این فرد انگیزه یا توانایی کافی ندارد، در حالی که واقعیت کاملا متفاوت است.
این روانشناس افزود: قرار نیست همه افراد را به آدمهای بسیار برونگرا تبدیل کنیم. هدف این است که فرد بتواند توانمندی خودش را به شکل موثر نشان دهد، یعنی اگر لازم است در جلسه صحبت کند، بتواند؛ اگر ایدهای دارد آن را مطرح کند و اگر حقی دارد از آن دفاع کند؛ حتی اگر کمی اضطراب داشته باشد.
وی با بیان اینکه بزرگترین سد ذهنی فرد کمرو برای برقراری ارتباط ترس از قضاوت و ارزیابی منفی دیگران است، گفت: فرد ممکن است مدام با خودش فکر کند «نکند حرف بدی بزنم؟»، «نکند صدایم بلرزد؟»، «نکند دیگران متوجه اضطرابم شوند» و …، گاهی حتی قبل از اینکه وارد یک جمع شود، بارها در ذهنش گفتوگو را مرور میکند. مشکل اینجاست که فرد به جای اینکه روی خود ارتباط تمرکز کند، دائما خودش را زیر نظر میگیرد مثلا به صدایش، حالت چهرهاش یا واکنش دیگران توجه میکند.
شرافتی خاطرنشان کرد: یکی از اهداف مهم درمان این است که توجه فرد از «من چطور به نظر میرسم؟» به «من چگونه میتوانم در این ارتباط حضور داشته باشم؟» منتقل شود.
این روانشناس با بیان این که کمرویی میتواند با کمالگرایی ارتباط داشته باشد، اظهار کرد: در بعضی افراد این ارتباط کاملا قابل مشاهده است. فرد کمالگرا ممکن است احساس کند برای صحبتکردن باید حتما حرف بسیار هوشمندانهای داشته باشد، نباید اشتباه کند و نباید کسی متوجه ضعف او شود. در نتیجه به جای اینکه بگوید «من میتوانم صحبت کنم و اگر اشتباه کردم اشکالی ندارد»، با خودش میگوید «اگر قرار است کامل نباشم، بهتر است اصلا صحبت نکنم.» اینجاست که کمالگرایی میتواند به اجتناب اجتماعی منجر شود.
شرافتی اضافه کرد: یکی از نکات مهم در درمان این است که فرد به تدریج بپذیرد ارتباط موثر با ارتباط بینقص تفاوت دارد. ما برای انسان بودن لازم نیست همیشه بهترین جمله را بگوییم یا هیچوقت اشتباه نکنیم.
وی با اشاره به مواجه تدریجی با کاهش کمرویی اظهار کرد: مواجهه تدریجی یکی از تکنیکهای مهم در درمان شناختی ـ رفتاری است، اما یک سوءتفاهم درباره آن وجود دارد. مواجهه یعنی فرد را به زور در سختترین موقعیت قرار ندهیم؟ نه اینگونه نیست. در مواجهه اصولی، ابتدا موقعیتهایی که فرد از آنها میترسد شناسایی میشوند و معمولا از موقعیتهای سادهتر شروع میکنیم. برای یک فرد ممکن است اولین قدم فقط سلام کردن به یک فرد آشنا باشد. مرحله بعد پرسیدن یک سوال ساده، بعد شروع یک گفتوگوی کوتاه و در مراحل بالاتر صحبت کردن در یک جمع باشد.
این روانشناس تصریح کرد: مهم این است که فرد به تدریج تجربه کند که «من میتوانم اضطرابم را تحمل کنم و از عهده این موقعیت بربیایم». رها کردن ناگهانی فرد در سختترین موقعیت، بدون آمادگی و بدون توجه به شرایط او با مواجهه درمانی اصولی تفاوت دارد.
پرهیز از برچسبزنی خجالتی بودن فرزند
وی ادامه داد: یکی از مهمترین کارهایی که والدین نباید انجام دهند، برچسبزدن به فرزندشان است. وقتی والدین جلوی دیگران میگویند «بچه من خیلی خجالتیه» یا «اصلا بلد نیست با کسی حرف بزنه»، ممکن است کودک به مرور این جمله را بخشی از هویت خودش بداند. از طرف دیگر، والدین نباید کودک را تحقیر یا مجبور کنند «چرا سلام نمیکنی؟»، «برو حرف بزن، این که کاری نداره!» در مقابل، حمایت بیش از حد هم مناسب نیست؛ مثلا همیشه به جای کودک جوابدادن یا از او در برابر هر موقعیت اجتماعی محافظت کردن. بهترین رویکرد معمولا پذیرش همراه با تشویق تدریجی است، یعنی والد بگوید «میدونم شاید کمی برات سخت باشه، ولی بیا این بار خودت سلام کن»، کودک باید هم احساس امنیت کند و هم فرصت تجربه و یادگیری داشته باشد.
شرافتی اضافه کرد: در درمان، هم روی افکار و باورهای ناکارآمد کار میکنیم و هم روی رفتار، از جمله آموزش مهارتهای ارتباطی، تمرین ابراز وجود و مواجهه تدریجی با موقعیتهای اجتماعی؛ در واقع فرد باید هم یاد بگیرد متفاوت فکر و هم متفاوت عمل کند.
این روانشناس با بیان اینکه در دنیای امروز که رقابت برای دیدهشدن زیاد است، کمرویی یک «نقطه ضعف مطلق» نیست، عنوان کرد: ما نباید کمرویی را بهعنوان یک ویژگی کاملا منفی تعریف کنیم. افرادی که کمتر وارد صحبت میشوند، گاهی شنوندههای بسیار خوبی هستند، با دقت بیشتری مشاهده میکنند و قبل از صحبت کردن بیشتر فکر میکنند. این ویژگیها در بسیاری از روابط و حتی مشاغل میتواند ارزشمند باشد.
شرافتی ادامه داد: مساله زمانی شروع میشود که کمرویی اختیار فرد را از او بگیرد. اگر فرد میخواهد صحبت کند اما نمیتواند، میخواهد رابطهای را شروع کند اما از ترس عقبنشینی میکند، ایده خوبی دارد اما نمیتواند آن را بیان کند یا به دلیل ترس از قضاوت فرصتهای مهم زندگی را از دست میدهد، آن وقت کمرویی تبدیل به یک مشکل میشود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین هدف ما این نیست که همه انسانها را اجتماعی و برونگرا کنیم. هدف این است که فرد آزادی انتخاب داشته باشد، یعنی اگر خواست سکوت کند، انتخاب خودش باشد و اگر خواست صحبت کند، ترس مانع او نشود.