خوابی که میان خبرها گم می‌شود

اثر خبرهای شبانه بر کیفیت خواب

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 آخرین خبر را می‌خواند. صفحه را می‌بندد. تلفن همراه را کنار می‌گذارد و سعی می‌کند بخوابد. چند دقیقه بعد دوباره گوشی را برمی‌دارد. شاید در این فاصله خبر تازه‌ای منتشر شده باشد. شاید جایی اتفاقی افتاده باشد. شاید کسی در یکی از گروه‌ها چیزی نوشته باشد. صفحه کانال‌های خبری دوباره بالا و پایین می‌شود. خبرها عوض شده‌اند، اما اضطراب نه.

این روزها برای بسیاری از مردم، نگرانی فقط از خود حوادث نیست؛ از ندانستن است. از اینکه ندانند چند ساعت دیگر چه اتفاقی می‌افتد، امشب چگونه به پایان می‌رسد و فردا با چه خبری آغاز خواهد شد. در چنین شرایطی، بسیاری ناخواسته وارد چرخه‌ای می‌شوند که خروج از آن آسان نیست؛ چرخه‌ای از نگرانی، جست‌وجوی مداوم خبر، آرامش کوتاه‌مدت و بازگشت دوباره اضطراب. چرخه‌ای که با هر اعلان جدید، هر پیام در گروه‌های خانوادگی و هر شایعه منتشرشده در فضای مجازی از نو آغاز می‌شود.

اعتیاد به خبر؛ وقتی ذهن دنبال امنیت می‌گردد

بسیاری تصور می‌کنند علت چک کردن مداوم اخبار، کنجکاوی است؛ اما روانشناسان توضیح دیگری دارند.

ذهن انسان در شرایط نااطمینانی به دنبال کنترل است. هنگامی که فرد احساس می‌کند اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است اما توان تأثیرگذاری مستقیمی بر آنها ندارد، تلاش می‌کند با جمع‌آوری اطلاعات بیشتر، حس کنترل از دست رفته را بازسازی کند.به همین دلیل است که فرد هر چند دقیقه یک بار تلفن همراه خود را برمی‌دارد؛ نه لزوماً برای کسب اطلاعات جدید، بلکه برای کاهش اضطراب.

مشکل اما اینجاست که این آرامش معمولاً فقط چند دقیقه دوام دارد. خبر بعدی، شایعه بعدی یا تحلیل بعدی دوباره اضطراب را بازمی‌گرداند و فرد را به سمت دور تازه‌ای از جست‌وجوی اخبار سوق می‌دهد.

چرخه‌ای که اضطراب را بیشتر می‌کند

در ظاهر، دنبال کردن اخبار قرار است به ما آرامش بدهد؛ اما در عمل گاهی نتیجه معکوس دارد.

فردی که روزی دو یا سه بار اخبار را مرور می‌کند، معمولاً تصویر کلی رویدادها را دریافت می‌کند. اما کسی که هر ده دقیقه در حال بررسی کانال‌ها و شبکه‌های اجتماعی است، در معرض صدها پیام متناقض، تحلیل‌های غیرمعتبر، تصاویر پراکنده و شایعات قرار می‌گیرد.

در چنین شرایطی مغز فرصت پردازش منطقی اطلاعات را از دست می‌دهد و به حالت آماده‌باش دائمی می‌رود؛ حالتی که با افزایش ضربان قلب، بی‌خوابی، تحریک‌پذیری، کاهش تمرکز و احساس نگرانی مداوم همراه است.

 نسل جدید؛ قربانی اعلان‌ها

اگر در جنگ‌های گذشته مردم برای شنیدن اخبار منتظر رادیو یا بخش خبری می‌ماندند، امروز هر تلفن همراه به یک اتاق خبر ۲۴ ساعته تبدیل شده است.

اعلان‌های خبری، پیام‌های گروه‌های خانوادگی، فیلم‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و تحلیل‌های لحظه‌ای باعث شده‌اند که بسیاری از افراد حتی در زمان استراحت نیز از فضای خبر جدا نشوند.

نتیجه آن است که جنگ فقط در میدان نبرد جریان ندارد؛ بلکه در ذهن میلیون‌ها نفر نیز ادامه پیدا می‌کند.

یکی از مهم‌ترین قربانیان این وضعیت، کودکانی هستند که شاید اخبار را مستقیم دنبال نکنند، اما اضطراب بزرگ‌ترها را کاملاً حس می‌کنند.

کودکی که می‌بیند پدر یا مادر هر چند دقیقه تلفن همراه خود را بررسی می‌کند، با صدای بلند درباره اخبار صحبت می‌کند یا شب‌ها تا دیروقت بیدار می‌ماند، پیام روشنی دریافت می‌کند: «اتفاق خطرناکی در حال رخ دادن است.»

بسیاری از متخصصان کودک معتقدند انتقال اضطراب از طریق رفتار، بسیار بیشتر از انتقال آن از طریق کلمات اتفاق می‌افتد.

چگونه از اخبار جا نمانیم اما اسیر آنها هم نشویم؟

مدیریت اضطراب به معنای بی‌تفاوتی نیست. هیچ‌کس نمی‌گوید مردم اخبار مهم را دنبال نکنند. مسئله، شیوه دنبال کردن اخبار است.

متخصصان چند توصیه ساده دارند:

به‌جای چک کردن مداوم اخبار، ساعات مشخصی برای پیگیری خبر تعیین کنید.

اخبار را از منابع رسمی و معتبر دریافت کنید.

از دنبال کردن شایعات و کانال‌های ناشناس پرهیز کنید.

پیش از خواب اخبار تنش‌زا را مرور نکنید.

زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی را محدود کنید.

درباره نگرانی‌های خود با اعضای خانواده گفت‌وگو کنید.

فعالیت‌های روزمره مانند ورزش، مطالعه و دیدارهای خانوادگی را متوقف نکنید.

زندگی باید ادامه پیدا کند

شاید مهم‌ترین نکته همین باشد؛ اینکه انسان‌ها در طول تاریخ بارها با بحران‌ها، جنگ‌ها و نااطمینانی‌ها مواجه شده‌اند اما زندگی را متوقف نکرده‌اند. خبرها مهم‌اند، اما تمام زندگی نیستند.

اگر قرار باشد هر صدای نامعلوم، هر پیام در شبکه‌های اجتماعی و هر شایعه منتشرشده ذهن ما را برای ساعت‌ها درگیر کند، پیش از آنکه بحران بیرونی آسیب بزند، اضطراب درونی توان ما را تحلیل خواهد برد.

این روزها شاید بیش از هر زمان دیگری لازم باشد میان «آگاه بودن» و «غرق شدن در اخبار» تفاوت قائل شویم؛ زیرا آرامش روانی، خود یکی از مهم‌ترین سرمایه‌هایی است که در روزهای پرتنش باید از آن محافظت کرد.

نمودار زندگی | اثر خبرهای شبانه بر کیفیت خواب

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

بسیاری از افراد پس از خواندن آخرین خبرها، به جای آرامش، با احساس نگرانی و اضطراب مواجه می‌شوند. این وضعیت ناشی از چرخه‌ای است که در آن انسان‌ها به دنبال اطلاعات جدید هستند تا حس کنترل خود را بازگردانند. این تلاش برای کسب اطلاعات، به جای کاهش اضطراب، معمولاً آن را تشدید می‌کند.

در دنیای امروز، چک کردن مداوم اخبار قبل از خواب به یک عادت رایج تبدیل شده است، اما این رفتار می‌تواند منجر به اضطراب و اختلال در کیفیت خواب شود. روانشناسان معتقدند که در شرایط نااطمینانی، ذهن انسان به دنبال امنیت و کنترل است. این نیاز به جمع‌آوری اطلاعات باعث می‌شود که افراد به طور مکرر گوشی‌های خود را چک کنند، حتی اگر اطلاعات جدیدی وجود نداشته باشد. اما این آرامش موقتی به سرعت با اخبار جدید یا شایعات جایگزین می‌شود و اضطراب دوباره بازمی‌گردد.

در حالی که مرور اخبار ممکن است به نظر برسد که به ما کمک می‌کند تا از رویدادهای روز مطلع شویم، اما در واقع، افرادی که به طور مکرر اخبار را بررسی می‌کنند، در معرض اطلاعات متناقض و شایعات قرار می‌گیرند. این وضعیت باعث می‌شود که مغز نتواند به درستی اطلاعات را پردازش کند و در نتیجه، فرد با مشکلاتی نظیر بی‌خوابی، تحریک‌پذیری و نگرانی مداوم روبرو شود.

اعلان‌های خبری و تحلیل‌های لحظه‌ای باعث شده‌اند که مردم حتی در زمان استراحت نیز از فضای خبر جدا نشوند. این وضعیت به ویژه بر کودکان تأثیر می‌گذارد، زیرا اضطراب بزرگ‌ترها را حس می‌کنند. برای مدیریت این اضطراب، توصیه می‌شود ساعات مشخصی برای پیگیری اخبار تعیین شود، از منابع معتبر استفاده شود و زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی محدود گردد. همچنین، گفت‌وگو درباره نگرانی‌ها و ادامه فعالیت‌های روزمره می‌تواند به کاهش اضطراب کمک کند.

اعتمادبه‌نفس؛ میراثی که والدین برای آینده کودک می‌سازند

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 اعتمادبه‌نفس یکی از پایه‌های مهم رشد روانی و اجتماعی کودکان است، احساسی که به آنها کمک می‌کند توانایی‌های خود را باور کرده و با چالش‌های زندگی روبه‌رو شوند. شکل‌گیری این ویژگی بیش از هر چیز به فضای عاطفی خانواده، نوع برخورد والدین با موفقیت و شکست کودک و فرصت‌هایی که برای تجربه و مسئولیت‌پذیری در اختیار او قرار می‌گیرد بستگی دارد.

بسیاری از والدین آرزو دارند فرزندانی با اعتمادبه‌نفس، مستقل و توانمند تربیت کنند، کودکانی که از امتحان کردن تجربه‌های جدید نترسند و در مواجهه با مشکلات نیز قدرت تصمیم‌گیری داشته باشند. با این حال گاهی برخی رفتارهای روزمره در خانواده، ناخواسته می‌تواند احساس توانمندی کودک را تضعیف کند. در این خصوص با مریم یمین روانشناس کودک به گفت‌وگو  پرداختیم تا درباره ریشه‌های کمبود اعتمادبه‌نفس در کودکان و راه حل آن بیشتر بدانیم.

کمبود اعتماد به نفس کودکان و الگوی تربیتی ناپایدار

مریم یمین یکی از مهم‌ترین عوامل کمبود اعتماد به نفس کودکان را الگوهای تربیتی ناپایدار دانست و گفت: وقتی کودک نداند در برابر رفتارهایش چه واکنشی از سوی والدین دریافت می‌کند، احساس امنیت روانی او کاهش یافته و همین موضوع بر تصویر ذهنی او از خودش اثر می‌گذارد.

او ادامه می‌دهد: مقایسه شدن با دیگران نیز از عواملی است که می‌تواند اعتمادبه‌نفس کودک را تضعیف کند. برای مثال وقتی والدین مدام به فرزند خود می‌گویند ببین خواهرت چقدر زود تکالیفش را انجام می‌دهد یا دوستت در کلاس اول شد، کودک به تدریج این پیام را دریافت می‌کند که به اندازه کافی خوب نیست.

شکست، فرصتی برای یادگیری

این روانشناس کودک با تأکید بر اینکه شکست بخش طبیعی رشد است، گفت: اگر کودک پس از شکست با سرزنش یا تحقیر روبه‌رو شود، ممکن است آن را نشانه ناتوانی خود بداند. در حالی که همراهی والدین می‌تواند این تجربه را به فرصتی برای یادگیری تبدیل کند.

به گفته یمین، نوع واکنش والدین در چنین موقعیت‌هایی بسیار تعیین‌کننده است. برای نمونه اگر کودکی در یک مسابقه ورزشی برنده نشود، به جای گفتن جملاتی مانند چرا تلاش نکردی؟، بهتر است والدین از او بپرسند چه چیزی از این تجربه یاد گرفته است و چگونه می‌تواند دفعه بعد بهتر عمل کند.

انتظارات واقع‌بینانه از کودک

این روانشناس همچنین به نقش انتظارات والدین اشاره کرد و گفت: انتظارات بیش از حد یا حتی کمتر از حد توان کودک هر دو می‌تواند احساس بی‌کفایتی ایجاد کند. در مقابل، سپردن مسئولیت‌های کوچک اما واقعی به کودک به شکل‌گیری خودپنداره مثبت کمک می‌کند.

او توضیح می‌دهد: برای مثال وقتی از یک کودک هفت‌ساله خواسته می‌شود اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند یا در چیدن میز غذا کمک کند، این پیام را دریافت می‌کند که توانایی انجام کارها را دارد. همین تجربه‌های ساده، پایه‌های اعتمادبه‌نفس را شکل می‌دهد.

از پرهیز از مقایسه تا قدرت بازی و تجربه در خانه

نقش گفت‌وگو و توجه والدین

یمین یکی از عوامل مهم در تقویت اعتمادبه‌نفس را گوش دادن فعال به کودک می‌داند و می‌گوید: وقتی کودک احساس کند حرف‌هایش شنیده می‌شود و برای والدین اهمیت دارد، حس ارزشمندی در او تقویت می‌شود. حتی گفت‌وگوهای ساده روزمره نیز می‌تواند در این زمینه مؤثر باشد. برای مثال وقتی والدین از کودک می‌پرسند امروز در مدرسه چه چیزی یاد گرفتی؟ یا کدام بخش از روزت را بیشتر دوست داشتی؟ در واقع به او نشان می‌دهند که تجربه‌ها و احساساتش اهمیت دارد.

یادگیری حل مسئله

این روانشناس تأکید می‌کند: یکی از اشتباهات رایج والدین این است که می‌خواهند همه مشکلات کودک را سریع حل کنند. در حالی که بهتر است کودک در پیدا کردن راه‌حل مشارکت داشته باشد. فرض کنید کودک در انجام یک تکلیف درسی دچار مشکل شده است. به جای اینکه والدین پاسخ را مستقیم به او بگویند، می‌توانند با طرح پرسش‌هایی مانند؛ فکر می‌کنی از کجا باید شروع کنی؟ یا چه راه دیگری می‌توان امتحان کرد؟ او را به فکر کردن تشویق کنند.

بازی، تمرین اعتمادبه‌نفس

یمین بازی را یکی از مهم‌ترین بسترهای رشد اعتمادبه‌نفس در کودکان دانست و گفت: کودک در جریان بازی فرصت پیدا می‌کند توانایی‌های خود را تجربه کند، با مفهوم برد و باخت آشنا شود و مهارت‌های اجتماعی مانند همکاری و مذاکره را تمرین کند. برای نمونه، زمانی که کودکان در یک بازی گروهی نقش‌های مختلفی را تجربه می‌کنند یا در ساختن یک سازه با لگو تلاش می‌کنند، در واقع در حال تمرین احساس می‌توانم هستند، احساسی که به تدریج به اعتمادبه‌نفس پایدار تبدیل می‌شود.

نقش محیط خانواده در اعتماد به نفس

این روانشناس در پایان تأکید کرد: محیط خانواده مهم‌ترین بستر شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس کودک است. خانه‌ای که در آن پذیرش، ثبات، تشویق منطقی و فرصت تجربه وجود داشته باشد، زمینه رشد کودکی مطمئن‌تر و خلاق‌تر را فراهم می‌کند. سبک والدگری مقتدرانه که ترکیبی از قاطعیت و مهربانی است، بیشترین تأثیر مثبت را بر رشد روانی کودکان دارد، سبکی که در آن کودک هم مرزهای مشخص را می‌شناسد و هم احساس می‌کند مورد حمایت و توجه قرار دارد.

نسل آنلاین؛ راهکارهای علمی برای کاهش وابستگی کودکان به موبایل

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 در بسیاری از خانه‌ها، یک صحنه تکراری هر روز دیده می‌شود: کودکی که هنگام غذا خوردن، خوابیدن، درس خواندن یا حتی بازی کردن، گوشی موبایل را رها نمی‌کند. چیزی که چند سال پیش فقط یک وسیله ارتباطی بود، امروز برای بسیاری از کودکان به «هم‌بازی»، «معلم»، «سرگرمی» و حتی «آرام‌بخش روانی» تبدیل شده است. اما پشت این آرامش ظاهری، پژوهش‌های علمی درباره کاهش تمرکز، اختلال خواب، اضطراب، افت مهارت‌های اجتماعی و وابستگی رفتاری هشدار می‌دهند.

واقعیت این است که مسئله فقط «زیاد موبایل دیدن» نیست؛ مسئله این است که مغز کودک در سال‌های رشد، به دریافت دائمی محرک‌های سریع، پاداش فوری و هیجان لحظه‌ای عادت می‌کند. به همین دلیل کاهش وابستگی کودکان به موبایل، صرفاً با گرفتن گوشی یا دعوا کردن ممکن نیست؛ بلکه نیازمند یک برنامه هوشمند، تدریجی و علمی است.

بحران خاموشی که آرام‌آرام خانواده‌ها را درگیر کرده است

امروز کودکان پیش از آنکه کامل حرف بزنند، نحوه باز کردن قفل موبایل را یاد می‌گیرند. بسیاری از والدین برای آرام کردن کودک، غذا دادن، جلوگیری از گریه یا حتی مشغول کردن او در مهمانی، موبایل را به ابزاری دائمی تبدیل کرده‌اند. این اتفاق در کوتاه‌مدت شاید آرامش ایجاد کند، اما در بلندمدت می‌تواند ساختار عادت، تمرکز و حتی روابط عاطفی کودک را تغییر دهد.

پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند استفاده بیش‌ازحد از صفحه‌نمایش می‌تواند با مشکلاتی مانند کاهش کیفیت خواب، افت تمرکز و حافظه، افزایش تحریک‌پذیری و عصبانیت، کاهش تعاملات اجتماعی،کاهش فعالیت بدنی و افزایش چاقی و وابستگی رفتاری مشابه اعتیاد ارتباط داشته باشد.

مطالعات علمی همچنین نشان می‌دهند هرچه کودک در سن پایین‌تر بیشتر در معرض موبایل قرار بگیرد، کنترل هیجانی و توجه پایدار او در سال‌های بعد دشوارتر می‌شود.

آمار جهانی؛ کودکان جهان چقدر از موبایل استفاده می‌کنند؟

بررسی‌های بین‌المللی نشان می‌دهد استفاده کودکان و نوجوانان از موبایل طی دهه اخیر رشد انفجاری داشته است. گسترش اینترنت، فراگیر شدن گوشی‌های هوشمند و افزایش حضور شبکه‌های اجتماعی در زندگی روزمره باعث شده کودکان امروز بخش بزرگی از زمان خود را در فضای دیجیتال سپری کنند. بر اساس مطالعات جهانی، میانگین استفاده نوجوانان از موبایل و صفحه‌نمایش در برخی کشورها به بیش از ۷ ساعت در روز رسیده است؛ عددی که نگرانی بسیاری از متخصصان حوزه سلامت و آموزش را افزایش داده است.

تحقیقات همچنین نشان می‌دهد در بسیاری از کشورها، کودکان ۵ تا ۱۵ سال اکنون زمان بیشتری را به فعالیت‌های آنلاین اختصاص می‌دهند تا تماشای تلویزیون سنتی. این تغییر نشان می‌دهد موبایل و فضای مجازی به بخش اصلی سرگرمی، ارتباط و حتی اوقات فراغت کودکان تبدیل شده‌اند. برخلاف تلویزیون که معمولاً یک رسانه منفعل بود، اپلیکیشن‌ها، بازی‌ها و شبکه‌های اجتماعی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که کودک را برای مدت طولانی درگیر نگه دارند و او را مرتب به استفاده دوباره تشویق کنند.

وضعیت ایران؛ آمارها چه می‌گویند؟

ایران نیز همگام با روندهای جهانی، با موج فزاینده وابستگی کودکان و نوجوانان به ابزارهای دیجیتال مواجه است؛ به‌طوری که گزارش‌های داخلی نشان می‌دهند حدود ۶۵ درصد کودکان ۳ تا ۵ سال به گوشی یا تبلت دسترسی دارند، بخش عمده‌ای از نوجوانان روزانه بیش از دو ساعت از این ابزارها استفاده می‌کنند و پژوهش‌های دانشگاهی نیز بر افزایش نرخ وابستگی دانش‌آموزان به گوشی‌های هوشمند صحه می‌گذارند که همگی گویای ضرورت توجه جدی خانواده‌های ایرانی به این مسئله است.

چرا بچه‌ها به موبایل وابسته می‌شوند؟

وابستگی کودک به موبایل معمولاً نشانه «ضعف تربیتی» نیست؛ بلکه نتیجه ترکیب چند عامل روانی و محیطی است.

۱- مغز کودک عاشق پاداش فوری است

بازی‌ها، ویدئوهای کوتاه و شبکه‌های اجتماعی دائماً محرک‌های جدید تولید می‌کنند. مغز کودک به دریافت سریع لذت عادت می‌کند و فعالیت‌های طبیعی مثل کتاب، درس یا بازی واقعی برایش «کند» و «کم‌هیجان» به نظر می‌رسد.

۲- موبایل به ابزار آرام‌سازی تبدیل شده است

وقتی کودک هر بار هنگام بی‌حوصلگی، گریه یا عصبانیت موبایل دریافت می‌کند، یاد می‌گیرد تنظیم هیجان را از طریق صفحه‌نمایش انجام دهد؛ نه از طریق گفت‌وگو، بازی یا ارتباط عاطفی.

۳- والدین خودشان الگوی مصرف هستند

کودکان بیشتر از آنکه به توصیه‌ها گوش کنند، رفتار والدین را تقلید می‌کنند. خانواده‌ای که همیشه تلویزیون روشن است یا اعضا مدام گوشی در دست دارند، نمی‌تواند انتظار مصرف متعادل از کودک داشته باشد.

اشتباهات رایجی که وابستگی کودک را بیشتر می‌کند

دادن موبایل برای غذا خوردن: این کار باعث می‌شود مغز کودک خوردن را با تحریک دیجیتال پیوند بزند و بعدها بدون صفحه‌نمایش تمرکز روی غذا برایش سخت شود.

ممنوعیت ناگهانی و شدید : قطع کامل و ناگهانی موبایل معمولاً نتیجه معکوس دارد و مقاومت شدید ایجاد می‌کند.

استفاده از موبایل به‌عنوان پاداش یا تنبیه: وقتی موبایل تبدیل به «جایزه بزرگ» می‌شود، ارزش روانی آن چند برابر خواهد شد.

راهکارهای واقعی و مؤثر برای کاهش وابستگی کودکان به موبایل

۱- کاهش تدریجی، نه قطع ناگهانی

موفق‌ترین روش علمی، کاهش مرحله‌ای زمان استفاده است. اگر کودک روزی ۵ ساعت موبایل استفاده می‌کند، ابتدا آن را به ۴ ساعت برسانید. سپس هر هفته ۲۰ تا ۳۰ دقیقه کاهش دهید. مغز کودک باید فرصت سازگاری داشته باشد.پژوهش‌های رفتاری نشان می‌دهد تغییر تدریجی پایدارتر از ممنوعیت ناگهانی است.

۲- جایگزین واقعی بسازید، نه فقط محدودیت

کودکی که هیچ سرگرمی جذاب دیگری ندارد، دوباره به موبایل برمی‌گردد.بهترین جایگزین‌ها برای او بازی‌های حرکتی ، ورزش ، لگو و ساختنی‌ها ، موسیقی ، نقاشی ، کتاب داستان تعاملی و بازی‌های خانوادگی است . این را هم بدانیم که جایگزین ها باید «هیجان‌زا» باشد، نه صرفاً آموزشی.

۳- قانون طلایی خانواده: موبایل در اتاق خواب ممنوع

تحقیقات نشان داده نور صفحه‌نمایش کیفیت خواب کودکان را کاهش می‌دهد و خواب ضعیف با اضطراب، پرخاشگری و افت تمرکز مرتبط است. حداقل یک ساعت قبل خواب موبایل ، تبلت و تلویزیون باید خاموش شوند.

۴- زمان‌های بدون موبایل تعریف کنید

خانواده‌های موفق معمولاً «زمان‌های بدون موبایل» دارند مثلا هنگام غذا ، مهمانی ، قبل خواب ، گردش خانوادگی و یا زمان درس این کار به کودک یاد می‌دهد زندگی واقعی هنوز مهم‌تر از صفحه‌نمایش است.

۵-  والدین باید الگوی واقعی باشند

اگر پدر و مادر مدام در حال چک کردن گوشی باشند، محدودیت برای کودک بی‌اثر می‌شود. کودک باید ببیند والدین کتاب می‌خوانند ، گفت‌وگو می‌کنند و یا بدون موبایل تفریح می‌کنند.

۶- کودک باید «تحمل بی‌حوصلگی» را یاد بگیرد

یکی از مهم‌ترین دلایل وابستگی به موبایل، فرار دائمی از سکوت و بی‌حوصلگی است. کودکی که هر لحظه با موبایل سرگرم می‌شود کمتر خیال‌پردازی می‌کند، کمتر خلاق می‌شود و تحمل کمتری در زندگی واقعی دارد. گاهی لازم است کودک چند دقیقه حوصله‌اش سر برود تا مغز او خلاقیت تولید کند.

۷. فعالیت بدنی را جدی بگیرید

ورزش و تحرک واقعی، یکی از قوی‌ترین راه‌های کاهش وابستگی دیجیتال است. فعالیت بدنی دوپامین طبیعی تولید می‌کند ، اضطراب را کم می‌کند ، خواب را بهتر می‌کند و نیاز به محرک دیجیتال را کاهش می‌دهد.

۸- برای نوجوانان: گفت‌وگو بهتر از کنترل شدید است

در نوجوانی، کنترل خشن معمولاً باعث پنهان‌کاری می‌شود. بهتر است ، درباره اثرات موبایل صحبت شود ، قوانین مشترک تعیین شود و اعتماد دوطرفه ایجاد شود.

۹- اگر وابستگی شدید است، کمک تخصصی بگیرید

عصبانیت شدید هنگام قطع موبایل ، افت شدید درس، انزوای اجتماعی ، اختلال خواب و بی‌علاقگی به فعالیت‌های واقعی از نشانه‌های هشدار است .در این شرایط، مشاوره کودک و نوجوان می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

دقت کنید که کاهش وابستگی کودکان به موبایل، جنگ با تکنولوژی نیست؛ بلکه تلاش برای بازگرداندن تعادل به زندگی کودک است. هدف این نیست که کودک کاملاً از دنیای دیجیتال جدا شود؛ زیرا فناوری بخشی از زندگی امروز است. هدف اصلی این است که موبایل «ابزار» باقی بماند، نه اینکه به مرکز زندگی کودک تبدیل شود.

خانواده؛ جایی که تجربه پیر نمی‌شود

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

خانواده، نخستین پناهگاه انسان و بازنشستگان، حافظان حافظه و تجربه جامعه‌اند؛ در روزگاری که سرعت تحولات اجتماعی بیش از هر زمان دیگری است، خانواده همچنان امن‌ترین کانون تربیت و بازنشستگان معتبرترین راویان تجربه باقی مانده‌اند.

خانواده، نخستین مدرسه انسان و بازنشستگان، حافظان تجربه و سرمایه اجتماعی کشورند؛ دو سرمایه‌ای که در فرهنگ ایرانی و آموزه‌های اسلامی جایگاهی ویژه دارند و به همین دلیل، روز «خانواده و تکریم بازنشستگان» در تقویم رسمی کشور به نام هر دو مزین شده است؛ روزی برای یادآوری اهمیت نهادی که بنیان جامعه بر آن استوار است و بزرگانی که سال‌ها برای آبادانی آن تلاش کرده‌اند.

هر سال با فرا رسیدن ۲۵ ذیحجه، نگاه‌ها به یکی از مناسبت‌های فرهنگی و اجتماعی تقویم رسمی کشور جلب می‌شود؛ روزی که از سال ۱۳۸۶ با عنوان «روز خانواده و تکریم بازنشستگان» نامگذاری شده و فرصتی برای بازخوانی نقش دو رکن مهم در حیات اجتماعی، یعنی خانواده و بازنشستگان، فراهم می‌آورد.

انتخاب این روز، ریشه در یکی از مهم‌ترین آموزه‌های دینی دارد, بر اساس منابع اسلامی، آیات سوره «هل أتی» یا «انسان» در شأن اهل بیت پیامبر اکرم (ص) نازل شده است؛ زمانی که حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س) و خاندان ایشان پس از سه روز روزه‌داری، افطار خود را به نیازمندان بخشیدند و ایثار، همدلی و مسئولیت‌پذیری را در بالاترین سطح به نمایش گذاشتند.

این واقعه که نمونه‌ای از استحکام بنیان خانواده و تجلی ارزش‌های انسانی در کانون خانواده است، سبب شد ۲۵ ذیحجه به عنوان روز خانواده در تقویم کشور ثبت شود.

در ادامه نیز شورای فرهنگ عمومی با هدف پاسداشت جایگاه بازنشستگان، این مناسبت را با روز خانواده تلفیق کرد؛ تصمیمی که از یک پیوند عمیق فرهنگی و اجتماعی حکایت دارد، در واقع بازنشستگان نه تنها بخشی از سرمایه انسانی کشور به شمار می‌روند، بلکه در بسیاری از خانواده‌ها نقش ستون و تکیه‌گاه اصلی را ایفا می‌کنند و حضور آنان به معنای استمرار تجربه، خرد و انسجام در محیط خانواده است.

خانواده؛ نخستین سنگ بنای جامعه

اگر جامعه را ساختمانی بزرگ تصور کنیم، خانواده بدون تردید نخستین و مهم‌ترین آجر این بناست، تمامی ارزش‌ها، هنجارها و مهارت‌های اجتماعی در نخستین گام در محیط خانواده شکل می‌گیرد و شخصیت افراد پیش از هر چیز در این نهاد اجتماعی پایه‌گذاری می‌شود.

در آموزه‌های دینی نیز خانواده جایگاهی ممتاز دارد، اسلام همواره بر تحکیم بنیان خانواده، حفظ حرمت اعضای آن و مسئولیت‌پذیری متقابل میان والدین و فرزندان تأکید کرده است، به همین دلیل، سلامت خانواده همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سلامت اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.

کارشناسان حوزه اجتماعی معتقدند بسیاری از آسیب‌های اجتماعی پیش از آنکه در سطح جامعه نمایان شوند، نشانه‌های اولیه خود را در خانواده‌ها بروز می‌دهند، اختلافات خانوادگی، ضعف ارتباط میان اعضا، مشکلات تربیتی و کاهش سرمایه عاطفی در خانواده می‌تواند زمینه‌ساز بروز آسیب‌هایی شود که در نهایت دامنه آن به کل جامعه گسترش می‌یابد.

از همین رو توجه به خانواده تنها یک مسئله شخصی یا خصوصی نیست، بلکه ضرورتی اجتماعی و حتی ملی محسوب می‌شود. زیرا هر اندازه خانواده‌ها از انسجام، آرامش و پایداری بیشتری برخوردار باشند، جامعه نیز از آسیب‌های کمتری رنج خواهد برد و مسیر توسعه و پیشرفت با اطمینان بیشتری طی خواهد شد.

خانواده؛ کانون تربیت سرمایه‌های انسانی

هیچ نهادی به اندازه خانواده در شکل‌گیری سرمایه انسانی نقش ندارد، کودکان نخستین درس‌های زندگی را در محیط خانواده می‌آموزند؛ از احترام و مسئولیت‌پذیری گرفته تا نظم، صداقت، همکاری و مشارکت اجتماعی.

سرمایه انسانی مهم‌ترین پشتوانه توسعه هر کشور به شمار می‌رود و شکل‌گیری این سرمایه از درون خانواده آغاز می‌شود، خانواده سالم، فرزندانی سالم، مسئولیت‌پذیر و توانمند تربیت می‌کند و همین فرزندان در آینده مدیران، معلمان، پزشکان، کارگران، کارآفرینان و سازندگان جامعه خواهند بود.

بر همین اساس، بسیاری از صاحبنظران حوزه توسعه معتقدند سرمایه‌گذاری بر خانواده در حقیقت سرمایه‌گذاری بر آینده کشور است، هر اقدامی که به تحکیم بنیان خانواده کمک کند، در بلندمدت آثار مثبت خود را در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نشان خواهد داد.

احترام به بزرگان؛ آموزه‌ای ریشه‌دار در فرهنگ اسلامی

در کنار تأکید بر خانواده، آموزه‌های اسلامی احترام به سالمندان و بزرگان را نیز از ارزش‌های بنیادین جامعه می‌دانند، قرآن کریم و روایات اسلامی بارها بر ضرورت تکریم والدین، سالمندان و افراد باتجربه تأکید کرده‌اند و این احترام را نشانه‌ای از رشد اخلاقی و فرهنگی جامعه دانسته‌اند.

در فرهنگ ایرانی نیز همواره بزرگ‌ترها جایگاهی ویژه داشته‌اند، خانواده ایرانی در طول تاریخ، محل انتقال تجربه و دانش میان نسل‌ها بوده و سالمندان نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی جامعه ایفا کرده‌اند.

بازنشستگان امروز، همان نیروهای پرتلاشی هستند که سال‌های جوانی و میانسالی خود را در مسیر توسعه کشور صرف کرده‌اند، آنان در بخش‌های مختلف اقتصادی، صنعتی، آموزشی، درمانی و اداری حضور داشته‌اند و حاصل تلاششان در بخش‌های گوناگون کشور قابل مشاهده است.

بازنشستگان؛ گنجینه‌های تجربه

بازنشستگی پایان نقش‌آفرینی اجتماعی نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از حضور و اثرگذاری در جامعه است، بازنشستگان با سال‌ها تجربه، دانش و مهارت اندوخته شده، سرمایه‌ای ارزشمند برای کشور محسوب می‌شوند.

در شرایطی که بسیاری از جوامع دنیا با چالش انتقال تجربه میان نسل‌ها مواجه هستند، بهره‌گیری از ظرفیت بازنشستگان می‌تواند راهگشای بسیاری از مسائل باشد، تجربه‌ای که طی دهه‌ها فعالیت حرفه‌ای به دست آمده، سرمایه‌ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت یا به سادگی جایگزین کرد.

بازنشستگان علاوه بر نقش حرفه‌ای، در خانواده نیز جایگاهی تعیین‌کننده دارند، بسیاری از آنان به عنوان پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، حلقه اتصال نسل‌های مختلف هستند و با انتقال تجربه، ارزش‌ها و خاطرات جمعی، به حفظ هویت خانوادگی کمک می‌کنند.

از این منظر، تکریم بازنشستگان تنها قدردانی از گذشته نیست؛ بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده محسوب می‌شود، جامعه‌ای که از ظرفیت تجربه بهره ببرد، با هزینه‌های کمتری مسیر پیشرفت را طی خواهد کرد.

توجه به معیشت، سلامت، رفاه و کرامت بازنشستگان از جمله وظایفی است که هم نهادهای اجرایی و هم جامعه بر عهده دارند، خدمات مناسب درمانی، حمایت‌های اجتماعی، ایجاد بسترهای مشارکت و حفظ منزلت اجتماعی از جمله مطالباتی است که همواره از سوی این قشر مطرح شده است.

در همین راستا، مسئولان حوزه تأمین اجتماعی نیز بر ضرورت ارائه خدمات شایسته به بازنشستگان تأکید دارند، به اعتقاد آنان، بازنشستگان بخش مهمی از سرمایه اجتماعی کشور هستند و حفظ شأن و منزلت آنان باید به عنوان یک اولویت مورد توجه قرار گیرد.

تلاش‌های سالیان طولانی این قشر در استحکام پایه‌های اقتصادی کشور، توسعه توانمندی‌های صنعتی، پیشبرد امور اداری و تربیت نسل‌های مختلف، سرمایه‌ای ارزشمند برای ایران امروز به شمار می‌رود؛ سرمایه‌ای که باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

پیوندی معنادار میان خانواده و بازنشستگان

شاید در نگاه نخست، قرار گرفتن «خانواده» و «بازنشستگان» در یک مناسبت مشترک، صرفاً یک تصمیم تقویمی به نظر برسد؛ اما با اندکی تأمل می‌توان دریافت که این دو مفهوم ارتباطی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر دارند.

خانواده بدون احترام به بزرگان و بهره‌گیری از تجربه آنان، بخشی از هویت خود را از دست می‌دهد و بازنشستگان نیز در بستر خانواده می‌توانند نقش واقعی خود را ایفا کنند، به همین دلیل، تقویت جایگاه هر یک از این دو، به استحکام دیگری نیز کمک می‌کند.

روز خانواده و تکریم بازنشستگان فرصتی است تا جامعه بار دیگر به اهمیت این دو سرمایه بزرگ بیندیشد؛ خانواده‌هایی که سرچشمه آرامش، تربیت و رشد هستند و بازنشستگانی که با سال‌ها تجربه، مسیر توسعه و پیشرفت کشور را هموار کرده‌اند.

این مناسبت یادآور یک حقیقت مهم است؛ جامعه‌ای که خانواده را پاس بدارد و برای بازنشستگان خود احترام قائل شود، از سرمایه‌ای برخوردار خواهد بود که هیچ بحران و چالشی قادر به تضعیف آن نیست، خانواده‌های مستحکم و بازنشستگان تکریم‌شده، دو ستون اصلی جامعه‌ای پویا، سالم و امیدوار به آینده هستند.

“خانواده ایران” در روزهای سخت معنایی تازه یافت

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

 معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده تاکید کرد: در روزهای سخت، «خانواده ایران» معنای تازه‌ای یافت؛ کنار هم، برای هم و به امید فردایی بهتر.

زهرا بهروزآذر به مناسبت روز ملی خانواده در صفحه اجتماعی خود نوشت: دشمن می‌خواست خانه‌ها را ویران کند؛ اما پیوند دل‌های ایرانیان را محکم‌تر کرد.

وی ادامه داد: در روزهای سخت، «خانواده ایران» معنای تازه‌ای یافت؛ کنار هم، برای هم و به امید فردایی بهتر.

معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده افزود: دولت چهاردهم در کنار این خانواده بزرگ ایستاده است. روز ملی ‌خانواده‌ مبارک.

از سال ۱۳۸۶ روز ۲۵ ذیحجه ( امسال با ۲۱ خرداد ماه مصادف شده است ) به عنوان روز خانواده و تکریم بازنشستگان در تقویم رسمی کشور درج شده است، علت انتخاب این روز شأن نزول آیه «هل اتی» در سوره الانسان که راجع به خانواده و استحکام پایه‌های آن است، عنوان شده است.

خانواده به عنوان کوچک‌ترین نهاد اجتماعی، آسیب پذیرترین گروه در برابر آسیب‌های اجتماعی است به طوری که اکثر مشکلات و آسیب‌ها ابتدا در خانواده‌ها بروز پیدا می‌کند و در صورت عدم پیشگیری و برخورد ناصحیح با آنها، به درون جامعه نیز رسوخ می‌کند.

خانواده به عنوان اثرگذارترین نهاد تربیتی در پرورش و تربیت سرمایه‌های انسانی که از بزرگترین پشتوانه‌های توسعه و تعالی هر کشوری به شمار می‌آید، از چنان اهمیتی برخوردار است که سلامت و صلابت هر جامعه‌ای مرهون وجود خانواده‌های سالم، عفیف و با تقوا است.

همچنین بازنشستگان به عنوان ستون های جامعه در این روز تکریم می شوند، به عبارتی آرامش و امنیت اجتماعی و اقتصادی کشور مدیون تلاش‌های بی‌دریغ بازنشستگانی است که طی سال‌های فعالیت خود از هیچ کوششی مضایقه نکرده و با پشتکار و سخت‌کوشی وصف‌ناپذیر در عرصه آبادانی و سازندگی این مرز و بوم تلاش کردند.

آنتی بیوتیک ها به کاهش خس خس آسم کودکان کمک نمی کنند

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

در کودکان مبتلا به آسم ممکن است حملات خس خس سینه به حدی شدید باشد که باعث مراجعه به اورژانس شود.

به نقل از مدیسن نت، با این حال، یک آزمایش جدید نشان می‌دهد که دریافت آنتی‌بیوتیک‌ها به آنها کمکی نمی‌کند.

در واقع، پس از اینکه محققان دریافتند آنتی بیوتیک آزیترومایسین در کاهش خس خس سینه بی فایده است، این کارآزمایی متوقف شد

دکتر «فرناندو مارتینز» سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه آریزونا، می‌گوید: می‌توانیم با اطمینان بگوییم که به کودکانی که با خس‌خس شدید به مطب پزشک یا اورژانس مراجعه می‌کنند، نباید آزیترومایسین یا هر گونه آنتی‌بیوتیک داده شود.

بر اساس اطلاعات محققان، آسم و خس‌خس‌های ناشی از آن دلیل اصلی بستری شدن کودکان زیر ۵ سال است.

مدت‌هاست که اشاره شده است که دوره‌های خس‌خس سینه دوران کودکی با حضور باکتری‌های خاصی نظیر استرپتوکوک پنومونی، موراکسلا کاتارالیس و هموفیلوس آنفلوآنزا در گلو مرتبط است.

آیا مبارزه با این گونه های باکتریایی با آنتی بیوتیک ها می تواند به کاهش خس خس سینه کمک کند؟

برای پی بردن به این موضوع، تیم تحقیق نتایج را برای ۸۴۰ کودک بستری شده در اورژانس ایالات متحده به دلیل خس خس سینه مقایسه کرد. بچه ها بین ۱۸ ماه تا تقریبا ۵ سال سن داشتند.

به گفته محققان، در مجموع، ۵۲۱ کودک از ۸۴۰ کودک برای حداقل یک نوع باکتری احتمالاً مضر مثبت شدند.

کودکان به‌طور تصادفی انتخاب شدند تا آنتی‌بیوتیک آزیترومایسین یا یک قرص دارونما «ساختگی» را به عنوان بخشی از درمان خود در اورژانس دریافت کنند.

هیچ مزیت بالینی از استفاده از آنتی بیوتیک مشاهده نشد.

مارتینز امیدوار است که این یافته ها ممکن است آنچه را که او معتقد است درمان نادرست است، مهار کند.

وی در بیانیه خبری دانشگاه گفت: سال هاست می گوییم در این شرایط حاد نباید از آنتی بیوتیک استفاده کرد زیرا خس خس ناشی از ویروس هاست. اما پزشکان هنوز هم حداقل در یک چهارم موارد برای این کودکان خردسال آنتی بیوتیک تجویز می کنند.

محققان خاطرنشان کردند که علاوه بر بی اثر بودن، استفاده از داروها در این زمینه می تواند احتمال مقاومت آنتی بیوتیکی را افزایش دهد.

آمار ۶۰ درصدی «سزارین» در ایران؛ چرا مادران کمتر زایمان طبیعی را انتخاب می‌کنند؟

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه وضعیت زایمان طبیعی و سزارین در کشور به هیچ‌وجه خوب نیست، گفت: میزان سزارین در اغلب کشورها ۳۰ درصد است که اختلاف فاحشی میان سزارین ایران با این کشورها وجود دارد؛ طی دو تا سه دهه گذشته، میزان سزارین کشور حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بود که در حال حاضر حدود ۶۰ درصد است.

دکتر رضا سعیدی، درباره وضعیت سزارین در ایران و اقدامات و برنامه‌ها در جهت ترویج زایمان طبیعی، اظهار کرد: بخشی از اقدامات در زمینه زایمان طبیعی به برنامه «جوانی جمعیت» و بخش دیگر آن به «سلامت عمومی» مربوط می‌شود. وضعیت زایمان طبیعی و سزارین در کشور به هیچ‌وجه خوب نیست و جزو دو تا سه کشوری هستیم که بیشترین میزان سزارین را دارند؛ موضوعی که برای نظام سلامت «بد» به شمار می‌رود. راه‌ چاره این موضوع مشخص است، اما موانعی در مسیر اجرا وجود دارد.

وضعیت سزارین در ایران

این فوق‌تخصص نوزادان درباره جزئیات میزان سزارین در ایران توضیح داد: میزان سزارین در کل کشور ۵۸ درصد است؛ اگر از جمعیت اتباع صرف‌نظر کنیم، میزان سزارین به ۶۰ درصد می‌رسد که این وضعیت در برخی‌ها شهرها به ۸۵ درصد نیز می‌رسد.

ترس از زایمان طبیعی، علت سزارین در ایران

رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه برخی مادران باردار اجازه زایمان طبیعی را نمی‌دهند، توضیح داد: بنابر تخصص پزشکی خودم، چگونگی متولدشدن نوزادان را می‌پرسم. اغلب افراد، ترس از زایمان طبیعی را علت سزارین بیان‌ می‌کنند.

سزارین در ایران ۳ برابر استاندارد WHO

او با بیان اینکه برخی سزارین‌ها به علت مسائل پزشکی است، گفت: براساس اظهارات سازمان جهانی بهداشت، ۱۵ تا ۲۰ درصد زایمان‌ها می‌تواند به صورت سزارین و ۸۰ تا ۸۵ درصد طبیعی باشد. آمار و ارقام بیانگر ان است سزارین کشور حدود ۶۰ است که ۳برابر استاندارد به حساب می‌آید. البته تعداد کشورهای محدودی توانسته‌اند به رقم استاندارد سزارین دست‌یابند.

اختلاف ایران با سایر کشورهای جهان

این عضو هیات‌علمی دانشگاه علوم‌پزشکی شهید بهشتی تصریح کرد: میزان سزارین در اغلب کشورها ۳۰ درصد است که اختلاف فاحشی میان سزارین ایران با این کشورها وجود دارد. طی دو تا سه دهه گذشته، میزان سزارین کشور حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بود که در حال حاضر حدود ۶۰ درصد است. براساس قوانین، ایران درنظر داشت میزان سزارین را ۵ درصد در هر سال کاهش دهد اما این میزان در گذر زمان افزایش یافته است.

سزارین، انتخابی خودخواسته

این فوق‌تخصص نوزادان درباره چرایی بالا بودن سزارین در ایران گفت: انتخاب سزارین، خودخواسته است. هنگامی که فرزند اول یک خانواده با سزارین متولد می‌شود، تولد فرزند دوم به صورت زایمان طبیعی خطرناک است و هر پزشکی زیربار خطر آن نمی‌رود. علاوه بر ترس، سزارین در مسائل فرهنگی نیز ریشه‌ دارد. ما ایرانی‌ها فقط در سزارین رکورد نزده‌ایم، بلکه در عمل جراحی زیبایی بینی و بسیاری از عمل‌هایی که در سایر کشورها حدود ۵ درصد است، رکورد زده‌ایم و درباره چرایی آن نیز جامعه‌شناسان و روان‌شناسان می‌بایست درباره این موضوع اظهار نظر کنند.

نقش مسائل حقوقی و اقتصادی بر افزایش سزارین در ایران

او درباره نقش مسائل اقتصادی و حقوقی بر افزایش سزارین اظهار کرد: علاوه بر اصرار مادران، مسائل اقتصادی، میزان پرداخت‌های زایمان طبیعی و حقوقی نیز در افزایش سزارین دخیل است. اگر یک نوزاد در روند زایمان طبیعی دچار خفگی شود یا مشکلاتی در پی‌داشته باشد، مشکلات حقوقی برای پزشک به‌وجود می‌آید. به طور مثال، یک پرونده پزشکی مطرح بود و یک فرد ۱۸ ساله از پزشک نوزادان خود شکایت کرده بود؛ این در حالی است که ۱۸ سال از زمان تولد او می‌گذشت. ریسک زایمان طبیعی بسیار بالا است اما پرداختی‌های ناچیزی دارد؛ در چنین شرایطی، هر پزشکی ریسک نمی‌کند و خطر را نمی‌پذیرد.

تعریف بودجه تشویقی با هدف افزایش زایمان طبیعی

سعیدی با بیان اینکه کمیته «سلامت مادران» در وزارت بهداشت تشکیل شده، گفت: حدود ۷ ماه است که مسئولیت دفتر جوانی جمعیت وزارت بهداشت را بر عهده گرفته‌ام؛ کمیته سلامت مادران را با اساتید این رشته تشکیل داده‌ایم. یکی از فاکتورهایی که برای تخصیص بودجه دانشگاه‌های علوم‌پزشکی درنظر گرفته‌ایم، کاهش میزان سزارین است. اگر زایمان‌های طبیعی نسبت به سزارین در یک دانشگاه علوم‌پزشکی بیشتر باشد، آن دانشگاه مشمول دریافت بودجه تشویقی می‌شود.

اقدام برای افزایش کارانه زایمان طبیعی

وی اظهار کرد: همچنین بنابر مصوبه معاون وزیر بهداشت در نظر داریم که کارانه زایمان طبیعی را ۱۰ برابر افزایش دهیم که بازهم مبلغ ناچیزی با نرخ تورم فعلی به حساب می‌آید. مبلغ کارانه برای مدتی پرداخت نشده، نه تنها آن را پرداخت می‌کنیم بلکه افزایش کارانه را در دستور کار قرار داده‌ایم.

حسادت فرزند بزرگ‌تر به نوزاد؛ واکنشی طبیعی به تغییر ساختار خانواده

روانپزشک کودک و نوجوان بیان کرد:

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایسنا

 یک فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان گفت: حسادت فرزند بزرگ‌تر به نوزاد یا فرزند کوچک‌تر، یکی از شایع‌ترین و طبیعی‌ترین واکنش‌های کودکان به تغییر ساختار خانواده است.

پروین صفوی در خصوص حسادت فرزند بزرگتر به نوزاد تازه متولد شده، اظهار کرد: بسیاری از کودکان پس از تولد خواهر یا برادر جدید، نگران از دست دادن توجه، محبت و جایگاه خود در خانواده هستند، در این خصوص، آنچه اهمیت زیادی دارد، نحوه برخورد والدین با احساسات کودک است.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان ادامه داد: در بیشتر موارد این حسادت یک واکنش طبیعی به تغییر ساختار خانواده محسوب می‌شود، کودک بزرگتر پیش از تولد نوزاد جدید، مرکز توجه خانواده بوده است، اما پس از تولد نوزاد، محبت و توجه والدین تقسیم می‌شود، بنابراین این احساس لزوماً نشانه مشکل روانی در کودک نیست، بلکه واکنشی طبیعی به شرایط جدید است

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان افزود: از مهمترین دلایل شکل‌گیری حسادت پس از تولد فرزند جدید، می‌توان به کاهش توجه به فرزند اول اشاره کرد، نوزاد به طور طبیعی نیازمند صرف زمان و انرژی زیادی از سوی والدین است و کودک بزرگتر ممکن است این موضوع را به معنای بی‌اهمیت شدن خود یا کم‌ارزش شدن جایگاهش نزد والدین تعبیر کند.

وی تصریح کرد: همچنین کودک ممکن است احساس کند جایگاه خود را از دست داده و دیگر اهمیت سابق را برای والدین ندارد، از طرف دیگر، ممکن است خود را با نوزاد مقایسه کند یا والدین با به کار بردن جملات مقایسه‌ای میان فرزند کوچک‌تر و فرزند بزرگ‌تر، این مقایسه را تشدید کنند که این موضوع می‌تواند حس رقابت و حسادت را افزایش دهد.

صفوی توضیح داد: تغییرات ناگهانی در شرایط زندگی، مانند جابه‌جایی اتاق، شروع مهدکودک، سپردن کودک به مراقبی دیگر یا کاهش زمانی که برای فرزند بزرگتر اختصاص داده می‌شود، می‌تواند موجب ایجاد حس ناامنی و افزایش حسادت در فرزند اول شود.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان بیان کرد: ویژگی‌های شخصیتی کودک نیز در این میان اهمیت دارد، به عنوان مثال، کودکان حساس‌تر، مضطرب‌تر یا وابسته‌تر معمولاً واکنش‌های شدیدتری از خود نشان می‌دهند.

وی در خصوص تأثیر سن کودک بر شدت و نوع حسادت، اظهار کرد: این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است، در سنین دو تا چهار سالگی معمولاً شدیدترین واکنش‌ها مشاهده می‌شود، زیرا کودک هنوز مفهوم اشتراک‌گذاری محبت را درک نمی‌کند، در این سن، کودک ممکن است به رفتارهای سنین پایین‌تر برگرد، برای مثال، کودکی که کنترل ادرار داشته است ممکن است دچار شب‌ادراری شود یا رفتارهایی مانند مکیدن انگشت و صحبت کردن با لحن کودکانه در او تشدید شود.

صفوی افزود: در سنین پنج تا هفت سالگی، حسادت بیشتر به شکل رقابت، لجبازی یا شکایت از تبعیض والدین میان فرزندان بروز پیدا می‌کند، در این سن، کودک توانایی بیشتری برای بیان احساسات خود دارد، در سن هشت سال به بالا، معمولاً حسادت پنهان‌تر است و امکان دارد، به شکل گوشه‌گیری، ناراحتی، افت انگیزه یا رفتارهای رقابتی ظاهر شود.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان در خصوص تفاوت میان حسادت طبیعی و حسادتی که نیاز به مداخله تخصصی و درمانی دارد، گفت: حسادت طبیعی بین فرزندان معمولاً به صورت ناراحتی، گاهی همراه با اعتراض، درخواست توجه بیشتر یا بروز رفتارهای رقابتی جزئی دیده می‌شود و این علائم به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند.

وی افزود: اما حسادتی که نیاز به بررسی تخصصی و احتمالاً مداخله روان‌پزشکی یا روان‌شناسی دارد، می‌تواند با علائمی همراه باشد، برای مثال، اگر کودک به مدت چند هفته یا چند ماه پرخاشگری شدیدی نسبت به نوزاد تازه متولدشده داشته باشد، قصد آسیب رساندن عمدی به فرزند کوچک‌تر را داشته باشد، دچار افسردگی، گوشه‌گیری یا غمگینی شدید شود، افت شدید عملکرد تحصیلی پیدا کند یا برای مدت طولانی با اضطراب شدید و اختلال خواب درگیر باشد و همچنین رفتارهای پسرفتی مداوم نشان دهد، در این موارد نیاز به مشورت با روان‌پزشک یا روان‌شناس کودک وجود دارد.

صفوی با اشاره به نشانه‌های حسادت در کودکان گفت: حسادت همیشه به صورت مستقیم بیان نمی‌شود، گاهی ممکن است به شکل چسبندگی بیش از حد کودک به والدین، بهانه‌گیری و قشقرق، لجبازی، مخالفت با قوانین خانه، گریه‌های مکرر و زیاد، درخواست بغل شدن یا شیر خوردن مانند نوزاد، تلاش برای جلب توجه به هر شکل ممکن یا کناره‌گیری و سکوت غیرمعمول بروز پیدا کند.

این فوق تخصص روان‌پزشکی کودکان و نوجوانان یادآور شد: پرخاشگری، لجبازی و افت تحصیلی گاهی نوعی پیام غیرمستقیم از سوی کودک هستند، کودک با این رفتارها در واقع می‌خواهد به والدین بگوید که هنوز به توجه و محبت آن‌ها نیاز دارد، ممکن است کودک متوجه شود که نوزاد هنگام گریه مورد توجه قرار می‌گیرد، بنابراین او نیز با لجبازی، بدرفتاری یا انجام ندادن تکالیف خود تلاش می‌کند توجه والدین را جلب کند.

وی در خصوص روش‌های مؤثر برای کاهش حسادت در کودکان، توضیح داد: یکی از مهم‌ترین اقداماتی که والدین می‌توانند انجام دهند، اختصاص زمان ویژه به فرزند بزرگتر است، یعنی زمانی اختصاصی که والد و کودک به صورت دونفره در کنار هم وقت بگذرانند و بازی‌ها و فعالیت‌های مورد علاقه کودک را انجام دهند، همچنین اختصاص روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه توجه ویژه به فرزند بزرگ‌تر می‌تواند مؤثر باشد.

صفوی اظهار کرد: موضوع مهم دیگر، پذیرش احساسات کودک است، به جای سرزنش او، والدین می‌توانند از جملاتی مانند می‌بینم ناراحتی که امروز بیشتر کنار فرزند کوچک‌تر بودم استفاده کنند، این موضوع به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد و بتواند آن‌ها را بیان کند.

این فوق تخصص روان‌پزشکی کودکان و نوجوانان توضیح داد: همچنین باید از هرگونه مقایسه میان فرزند بزرگتر و نوزاد اجتناب شود، هرگونه مقایسه مستقیم یا غیرمستقیم میان دو فرزند می‌تواند موجب تشدید رقابت شود، لازم است روحیه همکاری به جای رقابت در فرزند شکل بگیرد، برای مثال، به جای اینکه به فرزند بگوییم تو بهترین فرزند خانواده هستی، می‌توانیم بر همکاری و کمک متقابل تأکید کنیم، همچنین باید به رفتارهای مثبت کودک توجه شود، برای نمونه، زمانی که رفتار خوبی با نوزاد دارد، کودک مورد تحسین قرار گیرد.

وی با بیان اینکه مشارکت دادن کودک در مراقبت از نوزاد نیز می‌تواند فواید و محدودیت‌هایی داشته باشد، گفت: از جمله فواید آن می‌توان به افزایش احساس تعلق، کاهش احساس طردشدگی تقویت مسئولیت‌پذیری و ایجاد ارتباط عاطفی با نوزاد اشاره کرد، فعالیت‌هایی مانند انتخاب لباس نوزاد، قصه گفتن برای او و کمک در چیدن وسایل نوزاد از جمله این موارد هستند، اما محدودیت آن این است که نباید نقش والد به کودک بزرگتر واگذار شود و مسئولیت‌های سنگین برای او در نظر گرفته شود، همچنین کمک کردن باید کاملاً داوطلبانه باشد و هیچ اجباری در میان نباشد.

صفوی در خصوص بازی‌ها و فعالیت‌های خانوادگی که می‌توانند رابطه میان فرزندان را تقویت کنند، خاطرنشان کرد: بازی‌های مشارکتی، بازی‌هایی که همه اعضای خانواده در آن حضور دارند، قصه‌گویی خانوادگی، انجام کارهای هنری مشترک و بازی‌های نقش‌آفرینی می‌توانند در تقویت این موضوع مفید باشند.

شناخت و کنترل ریزه‌خواری هیجانی

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 ریزه‌خواری هیجانی یکی از عادت‌های پنهانی اما رو به افزایش در زندگی امروز است، رفتاری که در آن افراد نه از روی گرسنگی واقعی، بلکه برای فرار از استرس، غم، خستگی یا بی‌حوصلگی به سراغ خوراکی‌ها می‌روند.

در بسیاری از خانه‌ها خوردن فقط برای رفع گرسنگی نیست، گاهی یک تکه شکلات بعد از عصبانیت، چیپس هنگام تماشای تلویزیون یا حمله به یخچال پس از یک روز پراسترس، به عادتی تکراری تبدیل می‌شود. متخصصان تغذیه و روانشناسان به این رفتار «ریزه‌خواری هیجانی» می‌گویند، که فرد نه از روی نیاز واقعی بدن، بلکه برای آرام کردن احساسات خود غذا می‌خورد.

این الگو اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت حس آرامش ایجاد کند، اما در درازمدت سلامت جسم و روان را تحت تاثیر قرار می‌دهد و حتی می‌تواند از کودکی تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.

ریزه‌خواری هیجانی چیست؟

ریزه‌خواری هیجانی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در پاسخ به احساساتی مانند استرس، غم، خستگی، تنهایی، اضطراب یا حتی بی‌حوصلگی، به سراغ غذا می‌رود. در این شرایط، غذا نقش «آرام‌بخش» پیدا می‌کند. بسیاری از افراد پس از خوردن خوراکی‌های شیرین یا چرب، برای چند دقیقه احساس بهتری پیدا می‌کنند اما این احساس موقتی است و خیلی زود جای خود را به عذاب وجدان، پشیمانی یا حتی احساس شکست می‌دهد.

بررسی‌های علمی نشان می‌دهد خوراکی‌های پرچرب و شیرین می‌توانند مراکز پاداش در مغز را فعال کنند و به طور موقت احساس آرامش ایجاد کنند. به همین دلیل، مغز به تدریج یاد می‌گیرد در زمان فشار روانی، غذا را به‌عنوان راه‌حل انتخاب کند.

نشانه‌های هشدار را جدی بگیریم

بسیاری از افراد بدون آنکه متوجه باشند درگیر ریزه‌خواری هیجانی هستند. یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها، خوردن بدون احساس گرسنگی واقعی است. فرد ممکن است بلافاصله بعد از یک روز سخت کاری یا پس از یک بحث خانوادگی، سراغ خوراکی برود، در حالی که وعده غذایی خود را به‌تازگی خورده است.

میل ناگهانی به غذاهای شیرین، فست‌فود، چیپس، شیرینی یا شکلات نیز از نشانه‌های رایج این مشکل است. گرسنگی واقعی معمولا تدریجی ایجاد می‌شود و بدن انواع غذاها را می‌پذیرد اما در گرسنگی هیجانی، فرد اغلب فقط خوراکی خاصی می‌خواهد.

احساس آرامش کوتاه‌مدت پس از خوردن و سپس عذاب وجدان، یکی دیگر از زنگ خطرهاست. بسیاری از افراد بعد از پرخوری یا ریزه‌خواری با خود می‌گویند «چرا باز این کار را کردم؟»

در کودکان نیز این رفتار نشانه‌های مشخصی دارد. کودکانی که هنگام ناراحتی، خستگی یا بی‌حوصلگی مدام درخواست خوراکی می‌کنند، ممکن است در حال شکل دادن یک الگوی ناسالم باشند. اگر والدین هر بار برای آرام کردن کودک از خوراکی استفاده کنند، کودک یاد می‌گیرد غذا راه‌حل مشکلات احساسی است.

چرا ریزه‌خواری هیجانی شکل می‌گیرد؟

متخصصان معتقدند خانواده نقش مهمی در شکل‌گیری این رفتار دارد. کودکی که بارها می‌بیند والدین هنگام عصبانیت یا استرس سراغ غذا می‌روند، همان الگو را یاد می‌گیرد. جملاتی مانند «بیا بستنی بخور حالت خوب شود» یا «اگر گریه نکنی برایت شکلات می‌خرم» در ظاهر ساده‌اند اما در ذهن کودک رابطه‌ای مستقیم میان احساسات و غذا ایجاد می‌کنند.

استفاده از غذا به‌عنوان پاداش یا تنبیه نیز زمینه‌ساز مشکلات بعدی است. وقتی کودک برای موفقیت، خوراکی جایزه می‌گیرد یا از برخی غذاها محروم می‌شود، ارزش هیجانی غذا افزایش پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، محدودیت شدید غذایی نیز می‌تواند نتیجه عکس داشته باشد. افرادی که خود را از خوردن کامل برخی خوراکی‌ها محروم می‌کنند، معمولا در زمان فشار روانی کنترل بیشتری از دست می‌دهند و دچار ریزه‌خواری می‌شوند.

استرس مزمن، کم‌خوابی و ناتوانی در بیان احساسات هم از عوامل مهم این مشکل هستند. خواب ناکافی هورمون‌های تنظیم اشتها را بر هم می‌زند و میل به خوراکی‌های پرکالری را افزایش می‌دهد. همچنین افرادی که نمی‌توانند احساسات خود را بیان کنند، بیشتر احتمال دارد از غذا برای تخلیه هیجانی استفاده کنند.

ریزه‌خواری فقط اضافه وزن نیست

بسیاری تصور می‌کنند تنها پیامد ریزه‌خواری هیجانی، چاقی است؛ در حالی که اثرات آن بسیار گسترده‌تر است. افزایش وزن و تجمع چربی، یکی از پیامدهای آشکار این رفتار است، اما مشکل اصلی، تثبیت یک الگوی ناسالم ذهنی است که در آن فرد برای هر احساس ناخوشایند به غذا پناه می‌برد.

این وابستگی هیجانی به غذا می‌تواند عزت نفس فرد را کاهش دهد. برخی افراد پس از پرخوری احساس ضعف یا بی‌ارادگی می‌کنند و همین موضوع اضطراب و ناراحتی بیشتری ایجاد می‌کند. در نتیجه، فرد دوباره برای فرار از این احساسات به غذا پناه می‌برد و یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد ریزه‌خواری هیجانی در کودکی و نوجوانی، احتمال ابتلا به اختلالات خوردن در آینده را افزایش می‌دهد. همچنین خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند دیابت، فشار خون بالا و مشکلات قلبی در افرادی که به‌طور مداوم ریزه‌خواری دارند بیشتر است.

چگونه گرسنگی واقعی را از گرسنگی هیجانی تشخیص دهیم؟

یکی از راهکارهای مهم، یادگیری تفاوت میان گرسنگی جسمی و هیجانی است. گرسنگی واقعی معمولا به‌تدریج ایجاد می‌شود، با علائمی مانند ضعف یا خالی شدن معده همراه است و با خوردن غذای معمولی برطرف می‌شود.

اما گرسنگی هیجانی ناگهانی است، بیشتر با هوس خوراکی خاص همراه می‌شود و حتی پس از سیر شدن نیز ادامه پیدا می‌کند. فرد ممکن است بدون توجه، حجم زیادی غذا بخورد و بعد متوجه شود بیش از حد خورده است.

متخصصان توصیه می‌کنند هنگام هوس شدید غذا، افراد چند دقیقه مکث کنند و از خود بپرسند «آیا واقعا گرسنه‌ام یا فقط خسته، ناراحت یا عصبی هستم؟»

راهکارهایی ساده اما موثر

درمان ریزه‌خواری هیجانی به معنی حذف کامل خوراکی‌های مورد علاقه نیست، بلکه هدف، ایجاد رابطه سالم‌تر با غذاست. نخستین گام، اصلاح رفتار والدین و بزرگسالان در خانه است. کودکان بیش از آنکه به توصیه‌ها گوش دهند، رفتار والدین را تقلید می‌کنند.

یکی از راهکارهای کاربردی، نوشیدن یک لیوان آب و ایجاد وقفه ۱۰ دقیقه‌ای هنگام هوس خوردن است. در بسیاری از مواقع، شدت میل به غذا پس از چند دقیقه کاهش پیدا می‌کند.

صحبت درباره احساسات نیز نقش مهمی دارد. به‌ویژه در کودکان، باید به جای ساکت کردن با خوراکی، احساسات را نام‌گذاری کرد. برای مثال به کودک گفته شود «می‌دانم ناراحتی» یا «به نظر می‌رسد خسته‌ای». این کار به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد و راه‌های سالم‌تری برای مدیریت آن پیدا کند.

فعالیت بدنی، بازی، پیاده‌روی، گفت‌وگو با دوستان یا انجام سرگرمی‌های مورد علاقه می‌تواند جایگزین مناسبی برای پناه بردن به یخچال باشد. حتی چند دقیقه تحرک سبک می‌تواند سطح استرس را کاهش دهد.

تنظیم وعده‌های غذایی نیز اهمیت زیادی دارد. حذف وعده‌ها یا گرسنگی طولانی، احتمال ریزه‌خواری را افزایش می‌دهد. افرادی که صبحانه و وعده‌های منظم دارند، معمولا کنترل بهتری روی اشتهای خود پیدا می‌کنند.

خانه را از محرک‌ها خالی کنیم

محیط زندگی تاثیر مستقیمی بر رفتار غذایی دارد. وقتی خوراکی‌های پرکالری و تنقلات ناسالم همیشه در دسترس باشند، احتمال مصرف آنها بیشتر می‌شود. متخصصان توصیه می‌کنند خانواده‌ها تا حد امکان خانه را از محرک‌های غذایی ناسالم خالی و در عوض میوه، مغزها، سبزیجات یا میان‌وعده‌های سالم را جایگزین کنند.

البته هدف، ممنوعیت کامل نیست؛ زیرا محدودیت شدید می‌تواند میل به آن خوراکی را بیشتر کند. تعادل و مدیریت، مهم‌ترین اصل در تغذیه سالم است.

کمک گرفتن نشانه ضعف نیست

اگر ریزه‌خواری هیجانی شدید باشد و زندگی روزمره یا سلامت فرد را مختل کند، مراجعه به روانشناس یا متخصص تغذیه می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. گاهی ریشه این رفتار در اضطراب، افسردگی یا فشارهای روانی عمیق‌تر قرار دارد و نیاز به درمان تخصصی دارد.

کارشناسان تاکید می‌کنند مقابله با ریزه‌خواری هیجانی، یک فرآیند تدریجی است و تغییر عادت‌ها زمان می‌برد. سرزنش کردن خود یا کودکان نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه ممکن است احساسات منفی را تشدید کند.

در نهایت، غذا باید منبع انرژی و لذت متعادل باشد، نه ابزاری برای فرار از احساسات. شناخت هیجان‌ها، ایجاد سبک زندگی سالم و یادگیری راه‌های درست آرام‌سازی، مهم‌ترین گام‌ها برای جلوگیری از ریزه‌خواری و حفظ سلامت جسم و روان است.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!