دسته: سبک زندگی
عصاره برگ ریحان میتواند شدت علائم سندرم قبل از قاعدگی را کاهش دهد

استادیار دانشگاه علوم پزشکی لرستان با اشاره به نتایج یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترلشده گفت: مصرف کپسول حاوی عصاره برگ ریحان توانسته است شدت علائم سندرم قبل از قاعدگی را بهطور معناداری کاهش دهد و میتواند بهعنوان یک روش غیردارویی، کمعارضه و در دسترس برای کمک به مدیریت این اختلال مورد توجه قرار گیرد.
سهیلا پیرداده بیرانوند ، اظهار کرد: سندرم قبل از قاعدگی یکی از شایعترین مشکلات سلامت زنان در سنین باروری است که علاوه بر سلامت جسمی، بر وضعیت روانی، روابط خانوادگی، عملکرد تحصیلی و شغلی و کیفیت زندگی افراد نیز تأثیر میگذارد.
وی افزود: تاکنون بیش از ۲۰۰ علامت برای سندرم قبل از قاعدگی ثبت شده است که از جمله آنها میتوان به تحریکپذیری، اضطراب، افسردگی، خستگی، اختلال خواب، دردهای جسمانی، نفخ و تغییرات اشتها اشاره کرد و این علائم میتوانند پیامدهای فردی و اجتماعی قابل توجهی به همراه داشته باشند.
این استادیار دانشگاه علوم پزشکی لرستان با بیان اینکه بسیاری از زنان با وجود تجربه علائم این سندرم، از خدمات درمانی مناسب بهرهمند نمیشوند، ادامه داد: در حال حاضر درمانهای موجود عمدتاً شامل دارو یا در برخی موارد روشهای جراحی است، اما استفاده از این روشها به دلیل عوارض جانبی، هزینهها و یا تمایل افراد به استفاده از درمانهای طبیعی، همواره با محدودیتهایی همراه بوده است.
پیرداده بیرانوند با اشاره به افزایش گرایش جهانی به استفاده از گیاهان دارویی، گفت: طی سالهای اخیر، استقبال از فرآوردههای گیاهی در درمان بیماریهای مختلف افزایش یافته است، زیرا این ترکیبات منشأ طبیعی داشته و در بسیاری از موارد با عوارض کمتری همراه هستند. از همین رو، بررسی تأثیر آنها بر کاهش علائم سندرم قبل از قاعدگی نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
وی درباره ویژگیهای گیاه ریحان اظهار کرد: ریحان که از خانواده نعناعیان است، با نام ریحان شیرین نیز شناخته میشود و از دیرباز به عنوان یک گیاه دارویی ارزشمند در طب سنتی مورد استفاده بوده است. این گیاه علاوه بر قیمت مناسب و دسترسی آسان، دارای ترکیبات مؤثر متعددی است که خواص درمانی گستردهای دارند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان افزود: مطالعات نشان دادهاند ترکیبات موجود در ریحان دارای اثرات ضدالتهابی، ضد اضطراب، آنتیاکسیدانی، ضد حساسیت، ضد درد، ضد نفخ، تقویتکننده دستگاه گوارش، تعدیلکننده سیستم ایمنی، کاهشدهنده فشار خون، محافظتکننده از قلب و کبد، ضد تشنج، ضد افسردگی و حتی ضد سرطان هستند.
وی ادامه داد: با توجه به خواص آرامبخش و ضد افسردگی ریحان، از یک سو و شیوع بالای سندرم قبل از قاعدگی و نبود مطالعات کافی درباره تأثیر این گیاه بر علائم این سندرم، تصمیم گرفتیم در قالب یک پژوهش علمی، اثر عصاره برگ ریحان را بر علائم سندرم قبل از قاعدگی در دختران دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی لرستان بررسی کنیم.
پیرداده بیرانوند همچنین با تشریح روند اجرای این مطالعه گفت: این پژوهش به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترلشده در سال ۱۴۰۴ انجام شد. در این مطالعه، ۱۲۸ دختر دانشجوی ایرانی به صورت تصادفی در دو گروه ۶۴ نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند.
وی افزود: شرکتکنندگان گروه آزمایش، از هفت روز پیش از شروع خونریزی قاعدگی تا روز سوم قاعدگی، به مدت دو سیکل متوالی، کپسول حاوی عصاره برگ ریحان مصرف کردند و گروه کنترل نیز در همین بازه زمانی کپسول دارونما دریافت کردند.
این استادیار دانشگاه علوم پزشکی لرستان خاطرنشان کرد: برای ارزیابی میزان علائم، از ابزار استاندارد غربالگری علائم سندرم قبل از قاعدگی(PSST) پیش از شروع مداخله، پس از پایان ماه نخست و در پایان مطالعه استفاده شد تا تغییرات علائم در دو گروه به شکل علمی مورد بررسی قرار گیرد.
وی با اشاره به نتایج این پژوهش گفت: یافتهها نشان داد پیش از آغاز مداخله، تفاوت معناداری بین میانگین نمره علائم سندرم قبل از قاعدگی در دو گروه وجود نداشت، اما پس از مصرف عصاره ریحان، تفاوت میانگین نمرات علائم در طول زمان بین گروه آزمایش و گروه کنترل از نظر آماری معنادار شد که بیانگر اثربخشی این مداخله است.
پیرداده بیرانوند تصریح کرد: نتایج این تحقیق نشان میدهد عصاره برگ ریحان میتواند شدت علائم سندرم قبل از قاعدگی را به طور مؤثر کاهش دهد و به عنوان یک روش درمانی غیردارویی، ایمن، کمعارضه، در دسترس و مقرونبهصرفه، در کنار سایر اقدامات درمانی برای مدیریت این سندرم مورد استفاده قرار گیرد.
وی در پایان تأکید کرد: هرچند نتایج این پژوهش امیدوارکننده است، اما انجام مطالعات گستردهتر با جمعیتهای متنوعتر میتواند شواهد علمی بیشتری درباره اثربخشی عصاره ریحان ارائه دهد و زمینه را برای استفاده از این گیاه دارویی در دستورالعملهای درمانی آینده فراهم کند.
ترکیبات موجود در توتها، چای و کاکائو؛ دشمن پیری مغز

پژوهشگران دانشگاه سِمِلوایز مجارستان با بررسی صدها مطالعه دریافتند که ترکیبات گیاهی به نام «پلیفنول» که در چای، توتها، کاکائو و روغن زیتون فرا بکر یافت میشوند، میتوانند از طریق خواص آنتیاکسیدانی و ضد التهابی خود، به حفظ عملکرد سلولهای عصبی و مقابله با فرآیندهای آسیبزا در مغز در حال پیری کمک کنند. با این حال، هیچ رژیم غذایی یا ماده غذایی خاصی بهتنهایی نمیتواند از بروز زوال عقل (دمانس) پیشگیری کند.
به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه سایتِکدِیلی در گزارشی آورده است:
پژوهشگران دانشگاه سِمِلوایز در مجارستان با بررسی صدها مطالعه آزمایشگاهی، حیوانی، جمعیتی و بالینی، به جمعبندی رسیدهاند که ترکیبات گیاهی به نام پلیفنول میتوانند از طریق فعالیت آنتیاکسیدانی و ضد التهابی خود، به حفظ عملکرد سلولهای عصبی کمک و با برخی از فرآیندهای آسیبزای مرتبط با پیری مغز مقابله کنند. این تحلیل در مجله نوترییِنتز/ Nutrients منتشر شده است.
یک فنجان چای، یک مشت توت یا کمی روغن زیتون فرابکر، همگی حاوی ترکیبات گیاهی هستند که میتوانند بر فرآیندهای مرتبط با پیری مغز تأثیر بگذارند. این ترکیبات که به پلیفنول معروف هستند، در مسیرهای زیستی مرتبط با آلزایمر و سایر بیماریهای ناشی از تخریب سلولهای عصبی نقش دارند.
رژیمهای غذایی غنی از پلیفنول
این بررسی توجه ویژهای به رژیم غذایی مدیترانهای داشت که بر سبزیجات، میوهها، حبوبات، غلات کامل، ماهی و روغن زیتون تأکید دارد. همچنین رژیم مایند/MIND را بررسی کرد که گونهای از رژیم مدیترانهای است و بهطور خاص برای حمایت از سلامت مغز طراحی شده است. این رژیم بر سبزیجات با برگ سبز و توتها تأکید دارد و مصرف گوشت قرمز، کره، پنیر، شیرینیها، غذاهای سرخشده و فستفود را کاهش میدهد.
ترکیباتی که بیشتر بررسی شدهاند عبارتاند از:
اپیگالوکاتشین گالات/ EGCG (آنتیاکسیدان اصلی موجود در چای سبز)؛
رنگدانههای طبیعی که به توتها رنگ میدهند؛
فلاونولهای کاکائو؛
کورکومین، مادهای که به زردچوبه رنگ زرد متمایز میبخشد.
نقش باکتریهای روده در پاسخهای فردی
بدن بسیاری از پلیفنولها را مستقیماً جذب نمیکند. در عوض، باکتریهای روده، آنها را به ترکیبات دیگری تبدیل میکنند که میتوانند بر التهاب، مصرف انرژی سلولی و از طریق این مسیرها، بر عملکرد سیستم عصبی تأثیر بگذارند. از آنجا که ترکیب میکروبیوم روده (مجموعه باکتریهای مفید ساکن در دستگاه گوارش) در هر فرد متفاوت است، یک ماده غذایی مشابه ممکن است در افراد مختلف پاسخهای زیستی یکسانی ایجاد نکند.
دکتر نوئمی موزس (Noémi Mózes)، استادیار مؤسسه پزشکی پیشگیرانه و بهداشت عمومی دانشگاه سملوایز و نویسنده اول این مطالعه، میگوید: این موضوع ممکن است توضیح دهد که چرا یک رژیم غذایی یکسان در همه افراد تأثیر مشابهی ندارد. در آینده، تغذیه شخصیسازیشده میتواند به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم چه کسانی بیشتر از یک رژیم غذایی غنی از پلیفنول بهره میبرند.
زوال عقل؛ ضرورتی فزاینده برای پیشگیری
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO)، بیش از ۵۵ میلیون نفر در سراسر جهان با زوال عقل (دمانس) زندگی میکنند و این تعداد در دهههای آینده رو به افزایش خواهد بود. از آنجا که زوال عقل یکی از مهمترین چالشهای سلامتی مرتبط با پیری است، پژوهشگران توجه بیشتری به عوامل سبک زندگی، از جمله رژیم غذایی، دارند که ممکن است به محافظت از سلامت مغز و کاهش خطر زوال شناختی کمک کنند.
با وجود نتایج امیدوارکننده در مطالعات انسانی، شواهد هنوز به اندازهای قوی نیست که بتوان یک ماده غذایی یا مغذی خاص را بهعنوان روشی مستقل برای پیشگیری از زوال عقل توصیه کرد.
نویسندگان تأکید میکنند که سالمندی سالم مغز بیشتر به عادات غذایی طولانیمدت وابسته است تا یک اَبَرغذای خاص. هیچ رژیم غذایی معجزهآسایی برای پیشگیری از آلزایمر اثبات نشده است. با این حال، شواهد فعلی نشان میدهد که مصرف منظم سبزیجات، میوهها، توتها، غذاهای پر فیبر، ماهی و مغزها، همراه با کاهش غذاهای فوقفرآوریشده، میتواند از سلامت مغز حمایت و به حفظ عملکرد شناختی در طول زمان کمک کند.
چرا نسل جدید کمتر مهمانی میرود؟

«حوصله مهمانی ندارم»؛ جملهای که شاید این روزها بیشتر از گذشته شنیده میشود. نسلی که زمانی بخش مهمی از خاطراتش در خانه مادربزرگها، دورهمیهای خانوادگی و گفتوگوهای طولانی شکل میگرفت، امروز بخش زیادی از ارتباطات خود را در صفحه تلفن همراه تجربه میکند. مهمانیها کوچکتر شدهاند، دیدارهای حضوری کمتر شده و بسیاری از تعاملات انسانی جای خود را به پیامها، تماسهای کوتاه و حضور در شبکههای اجتماعی دادهاند.
دکتر معصومه حاتمی، فوقدکترای روانشناسی سلامت، معتقد است کاهش تمایل به دورهمیها را نمیتوان به بیعلاقگی نسل جدید به خانواده یا روابط اجتماعی نسبت داد؛ بلکه این پدیده حاصل مجموعهای از تغییرات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و روانشناختی است که سبک زندگی انسان امروز را دگرگون کرده است.
چرا نسل جدید کمتر دورهم جمع میشود؟
حاتمی با اشاره به تغییر الگوی روابط اجتماعی در نسل جدید میگوید: «میتوان گفت تمایل به دورهمیها کاهش پیدا کرده است، اما نباید این موضوع را سریع به این معنا تعبیر کنیم که نسل جدید به خانواده یا روابط اجتماعی بیعلاقه شده است. این یک پدیده چندبعدی است که مجموعهای از عوامل در شکلگیری آن نقش دارند؛ از تغییرات اجتماعی و فرهنگی گرفته تا عوامل اقتصادی و روانشناختی.»
او یکی از مهمترین عوامل این تغییر را تحول فناوری و شکلگیری ارتباطات دیجیتال میداند و توضیح میدهد: «در گذشته بخش زیادی از ارتباطات انسانها از طریق دیدارهای حضوری شکل میگرفت، اما امروز شبکههای اجتماعی و پیامرسانها بخشی از نیاز انسان به تعامل را پاسخ میدهند. نسل جدید در فضای دیجیتال متولد شده و طبیعی است که بخشی از هویت اجتماعی خود را در همین فضا تجربه کند.»
این روانشناس، فشارهای زندگی مدرن را عامل مهم دیگری در کاهش حضور افراد در جمعها عنوان میکند و میافزاید: «مشکلات اقتصادی، دغدغههای شغلی، فشارهای تحصیلی، سرعت بالای زندگی شهری و کاهش زمان آزاد باعث شده بسیاری از افراد از نظر روانی انرژی کمتری برای حضور در جمعهای بزرگ داشته باشند. گاهی آنقدر زندگی برای افراد دغدغه ایجاد کرده که ارتباطات اجتماعی به آخرین اولویت تبدیل شده است.»
حاتمی همچنین به تغییرات فرهنگی در نسل جدید اشاره میکند و میگوید: «این نسل بیش از گذشته بر استقلال فردی، مرزهای شخصی و انتخاب آگاهانه روابط تأکید دارد. در گذشته بسیاری از مهمانیها یک وظیفه اجتماعی تلقی میشد، اما امروز افراد بیشتر از خود میپرسند آیا این رابطه برای سلامت روان من مفید است؟ آیا حضور در این جمع ضروری است؟»
او با اشاره به شرایط خاص جامعه ایران ادامه میدهد: «تجربه بحرانهای اجتماعی، نگرانیهای اقتصادی، اخبار مداوم، تهدیدها و شرایط جنگی و نااطمینانیهای ناشی از آن، سطح استرس عمومی را افزایش داده است. در روانشناسی بحران، یکی از واکنشهای طبیعی انسان در شرایط فشار طولانیمدت، کاهش تعاملات غیرضروری و تلاش برای حفظ انرژی روانی است. بنابراین گاهی کاهش حضور در جمعها، در واقع واکنشی برای سازگاری با شرایط پراسترس است و الزاماً نشانه کاهش علاقه به دیگران نیست.»
مرز باریک میان خلوت سالم و انزوای آسیبزا
حاتمی معتقد است نباید حضور پررنگ نسل جدید در فضای مجازی را بهتنهایی نشانه یک آسیب روانشناختی دانست. به گفته او، امروز بخش مهمی از آموزش، کار، ارتباطات و حتی حمایت اجتماعی در فضای آنلاین شکل میگیرد و به همین دلیل، صرف استفاده زیاد از شبکههای اجتماعی و پیامرسانها، لزوماً به معنای وجود یک مشکل روانی نیست.
او ادامه میدهد: «در روانشناسی میان ارتباط انتخابی و سالم با اجتناب روانشناختی تفاوت وجود دارد. گاهی فرد ترجیح میدهد زمان بیشتری را تنها باشد یا در فضای مجازی فعالیت کند، زیرا به استراحت، آرامش و بازیابی انرژی نیاز دارد. این موضوع بهویژه در افرادی که شخصیت درونگراتری دارند یا دورههای پراسترس را پشت سر گذاشتهاند، طبیعی است.»
اگر تنها بودن انتخاب فرد باشد، مشکلی ندارد؛ اما اگر فرد به دلیل فرار از ارتباط، تنهایی را انتخاب کند، میتواند آسیبزا باشد.
این روانشناس اما هشدار میدهد که در برخی موارد، فاصله گرفتن از جمعها میتواند نشانه مسئلهای عمیقتر باشد: «زمانی باید حساس شد که این فاصله گرفتن همراه با نشانههایی مانند ترس شدید از قضاوت دیگران، افزایش اضطراب هنگام حضور در جمع، کاهش تدریجی روابط واقعی، احساس تنهایی همراه با ناتوانی در برقراری ارتباط یا وابستگی شدید به تأیید گرفتن در فضای مجازی باشد.»
حاتمی معتقد است معیار مهم در روانشناسی این است که فرد باید مشخص کند آیا تنهایی را انتخاب کرده یا از ارتباط فرار میکند: «اگر تنها بودن انتخاب فرد باشد، مشکلی ندارد؛ اما اگر فرد به دلیل فرار از ارتباط، تنهایی را انتخاب کند، میتواند آسیبزا باشد. خلوت سالم معمولاً باعث آرامش و بازسازی انرژی روانی میشود، اما انزوای ناسالم میتواند به افزایش تنهایی، اضطراب و کاهش کیفیت زندگی منجر شود.»
دورهمیهای خانوادگی؛ پناهی برای سلامت روان در روزهای سخت
حاتمی با تأکید بر نقش ارتباطات خانوادگی در سلامت روان میگوید: «انسان از نظر روانشناختی موجودی اجتماعی است و این یک اصل اساسی در روانشناسی محسوب میشود. بسیاری از پژوهشهای حوزه سلامت روان نشان میدهند که کیفیت روابط انسانی، یکی از مهمترین و اثرگذارترین عوامل محافظتکننده در برابر اضطراب، افسردگی و فشارهای زندگی است.»
او معتقد است دورهمیهای خانوادگی، اگر در فضایی سالم شکل بگیرند، میتوانند نقش مهمی در تقویت سلامت روان افراد داشته باشند: «دورهمیهای سالم میتوانند احساس تعلق و امنیت روانی ایجاد کنند، احساس تنهایی را کاهش دهند، در زمان بحران حمایت عاطفی فراهم کنند و تابآوری افراد را افزایش دهند. همچنین این ارتباطات فرصتی برای انتقال تجربهها و ارزشهای بیننسلی فراهم میکنند.»
این روانشناس با اشاره به شرایط دشوار اجتماعی و اقتصادی امروز ادامه میدهد: «بهخصوص در شرایطی که جامعه با بحرانهایی مانند جنگ، مشکلات اقتصادی یا نااطمینانیهای اجتماعی مواجه است، شبکههای حمایتی خانوادگی نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت روان دارند. انسان در بحرانها بیش از هر زمان دیگری به این احساس نیاز دارد که تنها نیست و افرادی در کنار او هستند.»
«بخش زیادی از مهارتهای ارتباطی کودکان و نوجوانان در تعاملات واقعی شکل میگیرد؛ مهارتهایی مانند گفتوگو کردن، همدلی، حل اختلاف، مدیریت هیجان، همکاری و مشارکت و شنیدن نظر مخالف.»
او هشدار میدهد که کاهش فرصتهای تعامل واقعی میتواند چالشهایی برای نسل آینده ایجاد کند: «اگر نسل آینده بیشتر در فضای مجازی رشد کند و فرصت تعاملات واقعی کمتر شود، ممکن است در ایجاد روابط عمیق، صمیمیت عاطفی و مدیریت تعارضها با دشواریهایی روبهرو شود.»
با این حال، حاتمی تأکید میکند که هر نوع جمعی الزاماً مفید نیست: «منظور این نیست که انسان باید صرفاً بیشتر در جمع باشد؛ بلکه صحبت از دورهمیهای سالم است؛ دورهمیهایی که در آن احترام، امنیت روانی و پذیرش وجود داشته باشد. روابطی که همراه با سرزنش، مقایسه و فشار روانی هستند، حتی میتوانند آسیبزا باشند.»
چگونه نسل جدید را به ارتباطات اجتماعی سالم تشویق کنیم؟
حاتمی در پاسخ به این پرسش که والدین چگونه میتوانند فرزندان خود را به حضور در جمعها و حفظ روابط اجتماعی سالم تشویق کنند، تأکید میکند که اجبار راهکار مناسبی نیست.
او میگوید: «در تربیت نسل جدید، اجبار معمولاً نتیجه مطلوبی ایجاد نمیکند. نوجوان و جوان امروز نیاز دارد احساس کند انتخابش دیده میشود و مورد احترام قرار میگیرد.»
هدف حذف تلفن همراه یا حذف فضای مجازی نیست؛ هدف این است که فناوری جایگزین کامل روابط انسانی نشود
این روانشناس چند راهکار را برای تقویت روابط اجتماعی سالم در خانوادهها پیشنهاد میکند و نخستین گام را الگوسازی والدین میداند: «کودکان بیشتر از رفتار والدین یاد میگیرند تا از توصیههای آنها. طبق نظریه آلبرت بندورا، کودکان آن چیزی نمیشوند که فقط به آنها میگوییم؛ بلکه بیشتر آن چیزی میشوند که میبینند. خانوادهای که در آن گفتوگو، احترام و ارتباط سالم وجود دارد، الگوی مناسبی برای فرزند خود ایجاد میکند.»
«باید کیفیت دورهمیها را افزایش دهیم. اگر مهمانی برای کودک یا نوجوان همراه با اضطراب، مقایسه یا پرسشهای آزاردهنده باشد، طبیعی است که از آن فاصله بگیرد. اما اگر جمعها دوستانه، شاد و همراه با احساس راحتی باشند، ارتباط اجتماعی برای او به تجربهای لذتبخش تبدیل میشود.»
حاتمی تأکید میکند که والدین باید به جای تحمیل حضور در جمع، زمینه انتخاب و تجربه تدریجی را فراهم کنند: «بهتر است به جای اجبار، درباره احساس فرزندمان گفتوگو کنیم، به تدریج او را به تجربه روابط اجتماعی دعوت کنیم و مهارتهای ارتباطی را به او آموزش دهیم.»
او با اشاره به تجربه خود در اتاق درمان میگوید: «برخی نوجوانان از جمع فاصله میگیرند، اما این همیشه به دلیل بیعلاقگی به ارتباط نیست. در بسیاری از مواقع، مسئله به ضعف مهارتهای ارتباطی، ترس از ارزیابی دیگران، پایین بودن عزت نفس، اضطراب یا خجالتی بودن برمیگردد. اگر مهارتهای ارتباطی به نسل جدید آموزش داده شود، بسیاری از این مشکلات قابل حل خواهد بود.»
این روانشناس در نهایت بر ضرورت ایجاد تعادل در استفاده از فناوری تأکید میکند: «هدف حذف تلفن همراه یا حذف فضای مجازی نیست؛ هدف این است که فناوری جایگزین کامل روابط انسانی نشود.»
«SPF» در کرم ضد آفتاب به چه معناست؟

کرمهای ضد آفتاب با اعداد مختلفی شناسایی میشوند که برای بسیاری معنای ناشناختهای دارند.
SPF یا «فاکتور محافظ» با اعداد ۳۰،۲۰ تا ۵۰، از پوست برای مدتی طولانیتری در برابر نور خورشید محافظت میکند.
ضریب حفاظتی ۳۰ حدود ۳۰۰ دقیقه، یعنی حدود پنج ساعت پوست ما را محافظت میکند.
با این حال این بدان معنا نیست که ما میتوانیم بدون نگرانی و برای پنج ساعت دغدغه محافظت از پوست و تجدید ضدآفتاب را (در مواقع تماس مستقیم با نور خورشید) نداشته باشیم چون در مواردی که بدنمان با آب یا عرق در تماس زیاد باشد، کرم باید زودتر از پنج ساعت تجدید شود.
به گزارش وب ام دی، کارشناسان میگویند این نوع محافظت نه تنها در روزهای داغ تابستان بلکه باید در تمام طول سال یعنی حتی در زمستان انجام شود زیرا اشعه ماوراء بنفش که برای پوست ما مضر است در تمام سال وجود دارد.
“سونیا گالیانو”، داروساز و عضو داروسازی در کالج رسمی داروسازان «آویلا»، توضیح میدهد که کرم ضدآفتاب ۳۰ دقیقه قبل از قرار گرفتن در معرض آفتاب باید روی پوست تمیز و خشک و به مقدار زیاد و یکنواخت مالیده شود.
همچنین ایده آل از نظر علمی، استفاده از دو میلی گرم در سانتی متر مربع برای هر دو ساعت است.
کودکانمان به سکوت نیاز دارند

در روزگاری که صدای اعلان تلفنهای همراه، ترافیک شهری، کلاسهای فشرده و هجوم بیوقفه محتوا به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده، موضوع تازه ای بنام حق سکوت و آرامش در ادبیات حقوق کودک پررنگ شده است. کودکانمان برای سالم ماندن ذهن و شکلگیری شخصیت خود به سکوت و آرامش نیازمندند. مفهومی که پژوهشگران حقوقی از آن با عنوان حق بر سکوت یاد میکنند.
کودکی زمانی با تصویر حیاطهای آرام، بازی در فضای باز، ساعتهایی بدون مزاحمت رسانهها و فرصت خیالپردازی همراه بود، اما امروز سبک زندگی شهری و دیجیتال تجربه کودکی را تغییر داده است. اکنون بسیاری از کودکان روز خود را میان صدای رفتوآمد، نمایشگرها، کلاسها، هشدارهای پیدرپی و محرکهای دائمی سپری میکنند. موضوع فقط سروصدا نیست، مسئله این است که ذهن کودک کمتر فرصت پیدا میکند در سکوت بماند، تجربهها را پردازش کند و از فشار مداوم اطلاعات فاصله بگیرد.
در همین زمینه، محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان و فعال حقوق کودکان در یادداشتی که مبنای این گزارش قرار گرفته، از ضرورت بازتعریف حق بر سکوت به عنوان بخشی از حقوق نوین کودک سخن گفته و معتقد است زمان آن رسیده که آرامش محیطی نیز در کنار سایر حقوق کودک مورد توجه قرار گیرد.
جهانی که هیچوقت خاموش نمیشود
کودکان امروز در شرایطی رشد میکنند که برخلاف نسلهای گذشته، تجربه سکوت به تدریج از زندگی روزمره آنان فاصله گرفته است. صدای خودروها، ساختوسازهای شهری، مراکز تجاری، صفحهنمایشها، شبکههای اجتماعی، زنگها، هشدارها و جریان دائمی اطلاعات، محیطی را شکل داده که در آن ذهن کودک کمتر فرصت استراحت پیدا میکند.
دکتر سیدناصری معتقد است؛ آنچه امروز کودکان را تهدید میکند صرفاً آلودگی صوتی به معنای سنتی نیست. مسئله مهمتر نوعی ازدحام شناختی است. وضعیتی که در آن ذهن کودک فرصت کافی برای سازماندهی تجربهها، پردازش احساسات و بازیابی انرژی روانی خود پیدا نمیکند. رشد مغزی کودک تنها به دریافت محرک وابسته نیست. همانطور که بدن پس از فعالیت به استراحت نیاز دارد، دستگاه عصبی نیز برای تکامل طبیعی به دورههایی از آرامش و فاصله گرفتن از محرکها احتیاج دارد.
وقتی مغز کودک فرصت پردازش ندارد
بحث سلامت روان کودکان معمولاً با خواب، تغذیه، آموزش و روابط خانوادگی گره خورده اما کمتر به کیفیت محیط شناختی پرداخته میشود. این استاد دانشگاه با اشاره به یافتههای علوم اعصاب توضیح میدهد: آرامش محیطی در شکلگیری حافظه، تمرکز، یادگیری و تنظیم هیجانی نقش تعیینکننده دارد. وقتی کودک دائماً در معرض محرک قرار دارد، بخش بزرگی از ظرفیت شناختی او صرف پردازش اطلاعاتی میشود که برای رشدش ضروری نیست.
نتیجه چنین شرایطی میتواند خود را در قالب کاهش تمرکز، خستگی ذهنی، اختلال در یادگیری، اضطراب و دشواری در مدیریت هیجانها نشان دهد. او معتقد است بخشی از مشکلاتی که امروز با عنوان بیقراری یا افت تمرکز کودکان شناخته میشوند، ممکن است به محیطهای پرهیاهو و کمبود فرصتهای آرامش مربوط باشند.
از حق بر آموزش تا حق بر رشد متوازن
این حقوقدان پرسش اصلی را این میداند که آیا کودک فقط حق دارد زنده بماند و آموزش ببیند یا حق دارد در محیطی رشد کند که ظرفیتهای ذهنی و روانی او نیز شکوفا شود؟ وی در پاسخ عنوان میکند: اگر رشد سالم را حق کودک بدانیم، باید بپذیریم سکوت و آرامش هم بخشی از شرایط تحقق این حق هستند. همانطور که آلودگی هوا سلامت جسم را تهدید میکند، آشفتگی صوتی و شناختی نیز میتواند سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد.
مدرسههایی که همیشه محیط یادگیری نیستند
بخش مهمی از زندگی کودکان در مدارس میگذرد اما همه فضاهای آموزشی الزاماً برای آرامش ذهنی طراحی نشدهاند. سیدناصری با اشاره به شرایط برخی شهرهای بزرگ توضیح میدهد: قرار گرفتن مدارس در مجاورت بزرگراهها، مراکز صنعتی یا فضاهای پرتردد، فقط مسئلهای فیزیکی نیست و میتواند بر کیفیت یادگیری و تمرکز دانشآموزان اثر بگذارد.
مدرسه نباید تنها مکانی برای انتقال اطلاعات باش بلکه باید فضایی برای رشد متوازن شخصیت کودک فراهم کند.کاهش سر و صدای غیرضروری، اختصاص زمانهایی برای مطالعه فردی، آموزش تمرکز و توجه بیشتر به سلامت روان از جمله اقداماتی است که به گفته او میتواند کیفیت آموزش را ارتقا دهد.
خانه پناهگاه آرامش یا مرکز تولید محرک؟
اگر زمانی خانه نماد آرامش بود، امروز در بسیاری از خانوادهها وضعیت تغییر کرده است. تلویزیونهای همیشه روشن، تلفنهای همراه، بازیهای دیجیتال و حضور دائمی در شبکههای اجتماعی باعث شده زمان استراحت واقعی کمتر شود.
سیدناصری در توضیح گفت: بسیاری از کودکان حتی پیش از خواب نیز در معرض تصاویر و صداهای متعدد قرار دارند در حالی که خواب عمیق و آرام یکی از پایههای اصلی رشد مغزی در دوران کودکی است. خانوادهها بدون آنکه متوجه باشند، گاهی محیطی ایجاد میکنند که ذهن کودک تقریباً هیچ زمان خاموشی ندارد.
آیا برنامهریزی بیش از حد همیشه به نفع کودک است؟
در بسیاری از خانوادهها، پر بودن برنامه روزانه کودک به عنوان نشانه توجه و سرمایهگذاری تربیتی تلقی میشود؛ کلاس زبان، ورزش، مهارتآموزی و برنامههای متعدد، اما سیدناصری معتقد است ذهن کودک به چیزی فراتر از برنامه نیاز دارد.
کودک برای رشد متوازن به زمانهایی برای تأمل، خیالپردازی، تنهایی سازنده و بازی آزاد نیاز دارد. سکوت به معنای بیکاری نیست. سکوت فرصتی برای بازسازی ذهن است. بسیاری از فرایندهای مهم رشد روانی دقیقاً در همان لحظههایی رخ میدهد که کودک در حال مشاهده، فکر کردن، مطالعه آرام یا بازی آزاد است.
شهر دوستدار کودک فقط زمین بازی نمیخواهد
موضوع آرامش فقط به خانواده و مدرسه محدود نمیشود و به طراحی شهرها نیز مربوط است. سیدناصری معتقد است شهر دوستدار کودک نباید فقط دارای امکانات آموزشی و تفریحی باشد، بلکه باید فضاهایی برای سکوت و آرامش نیز ایجاد کند.
پارکهای طبیعی، کتابخانههای کودک، فضاهای سبز، حیاطهای امن و محیطهای کمصدا از نگاه او بخشی از زیرساختهای ضروری حمایت از کودکان هستند. برنامهریزی شهری نباید صرفاً بر کارآمدی اقتصادی استوار باشد، بلکه سلامت روان نسل آینده نیز باید در آن دیده شود.
مسئولیتی که فقط بر دوش خانواده نیست
به اعتقاد این پژوهشگر، دولتها نیز در این زمینه مسئولیت مستقیمی دارند. قوانین مربوط به آلودگی صوتی، استانداردهای ساختوساز، طراحی مدارس و سیاستهای سلامت روان باید به گونهای تدوین شوند که حق کودکان برای تجربه محیطی آرام مورد توجه قرار گیرد.
در کنار آن، خانوادهها نیز میتوانند با ایجاد ساعتهایی بدون تلفن همراه، کاهش استفاده از رسانهها پیش از خواب، فراهم کردن فضای مطالعه و تشویق حضور در طبیعت، بخشی از این نیاز را پاسخ دهند.
فقر آرامش مسئلهای که کمتر دیده میشود
سیدناصری در پایان تأکید میکند: شاید زمان آن رسیده باشد سکوت و آرامش نه به عنوان امتیازی لوکس، بلکه به عنوان بخشی از حقوق بنیادین کودکان بازتعریف شود. کودک برای رشد سالم به غذا، آموزش و مراقبت نیاز دارد اما به همان اندازه به محیطی احتیاج دارد که ذهن او بتواند در آن نفس بکشد.
شاید یکی از مهمترین وظایف خانوادهها، سیاستگذاران و جامعه در سالهای آینده، محافظت از کودکان در برابر نوعی فقر پنهان باشد؛ فقر آرامش، کمبودی که دیده نمیشود اما میتواند سالها بر ذهن، شخصیت و آینده نسل بعد اثر بگذارد.
راز سیاهی؛ جادوی خوراکیهای تیره در سبد غذایی ما

همیشه فکر میکنیم سلامتی در میوههای خوشرنگ و لعاب و پر زرقوبرق است، اما اگر کمی دقیقتر به اطرافمان نگاه کنیم، میبینیم که قویترین نگهبانهای بدن ما، همین خوراکیهای تیره و ساده هستند. این لیست کوتاه، نگاهی دوستانه و علمی به ۸ خوراکی سیاه است که بهتر است جای ثابتتری در رژیم غذایی ما داشته باشند.
«تا به حال به این فکر کردهاید که چرا طبیعت، رنگهای تیره و عمیق را برای برخی از قدرتمندترین گیاهان و میوهها انتخاب کرده است؟ وقتی به سبد میوهها یا قفسههای سوپرمارکت نگاه میکنیم، چشممان ناخودآگاه به سمت رنگهای درخشان و روشن میرود، اما حقیقت اینجاست که گاهی در تاریکیِ رنگها، گنجینههایی پنهان شدهاند که هیچ رنگ پر زرقوبرقی نمیتواند با آنها رقابت کند.
در واقع، در دنیای تغذیه، رنگها زبانِ گویشِ مواد غذایی هستند؛ آنها فقط برای زیبایی نیستند، بلکه نقش یک شناسنامه را ایفا میکنند که نوع ویتامینها و مواد معدنی موجود در هر محصول را به ما نشان میدهند. این رنگهای تیره، از بنفشِ غلیظِ شاتوت گرفته تا سیاه مایل به قهوهایِ خرما، در واقع نشانهای از حضور ترکیبات گیاهی بسیار قدرتمندی به نام “آنتوسیانین” و “فلاونوئیدها” هستند.
هرچه رنگ یک خوراکی تیرهتر و عمیقتر باشد، احتمالاً با آنتیاکسیدانها و مواد مغذی بیشتری طرف هستیم که وظیفهی اصلیشان محافظت از سلولهای بدن ما در برابر آسیبهاست. این ترکیبات شگفتانگیز، از تقویت سیستم ایمنی گرفته تا بهبود عملکرد مغز، طیف گستردهای از فواید را در دل خود جای دادهاند. در ادامه، میخواهیم نگاهی دقیق و در عین حال ساده به این “سیاهیهای مفید” بیندازیم و بررسی کنیم که چرا این خوراکیها، در واقع همان قهرمانهای گمنام و هوشمندانهی سلامت ما هستند.
۱. شاتوت؛ محافظِ همیشه بیدارِ سیستم ایمنی
وقتی سراغ شاتوت میروید، انگار دارید به بدنتان یک وعده آنتیاکسیدان خالص میرسانید. این میوه با رنگ بنفشِ تیره و غلیظش، به بدن کمک میکند تا در برابر استرسهای روزانه و التهابها، خیلی بهتر مقاومت کند. اگر احساس کردید بدنتان ضعیف شده، یک مشت شاتوت میتواند بهترین متحد شما باشد.
۲. خرما؛ سوختِ پاکِ بدن
خرما فقط یک شیرینکننده نیست. این میوه سیاه و شیرین، بهترین جایگزین برای قندهای مصنوعی است. خرما سرشار از فیبر است که مثل یک رفتگرِ حرفهای، دستگاه گوارش را تمیز میکند. آهن موجود در آن هم برای کسانی که همیشه احساس خستگی میکنند یا دچار کمخونی خفیف هستند، یک کمکحالِ طبیعی و دلچسب است.
۳. تخمه آفتابگردان؛ سپر دفاعیِ بدن
شاید فکر کنید تخمه فقط برای وقتگذرانی است، اما ویتامین E موجود در آن، مثل یک لایه محافظ برای پوست و سلولهای بدن عمل میکند. این دانههای کوچک به بدن کمک میکنند تا با عفونتها مبارزه کند و اجازه ندهد التهابها در بدن ریشه بدوانند.
۴. شکلات تلخ؛ خوراکِ مغز
شکلات تلخ (اگر واقعاً تلخ باشد و درصد کاکائوی بالایی داشته باشد) یکی از لذتبخشترین داروهای طبیعی برای مغز است. این خوراکی جریان خون به سمت مغز را بهتر میکند و باعث میشود در لحظات خستگی یا استرس، تمرکز بیشتری داشته باشید. یک تکه کوچک از آن در روز، حالوهوای روحیتان را هم حسابی عوض میکند.
۵. چای سیاه؛ نگهبان بهداشت دهان
برخلاف باور عمومی که میگویند چای ممکن است دندان را لک کند، مصرف معقول و بدون قند آن، دشمنِ باکتریهای مخرب دهان است. چای سیاه حاوی ترکیباتی است که نمیگذارد میکروبها روی دندانها کلنی بسازند و باعث پوسیدگی شوند. پس اگر عادت دارید چای را تلخ بنوشید، دارید به سلامت لثهها و دندانهایتان کمک میکنید.
۶. مویز؛ انرژیِ تمرکز
مویز یا همان انگور سیاه خشک شده، برای مغز حکم یک تقویتکننده را دارد. اگر در طول روز کارهای فکری زیادی دارید، چند عدد مویز میتواند به جایگزینِ سالمتری برای تنقلات مضر تبدیل شود. نکته جالبش این است که مویز هم مثل چای، از تجمع باکتریهای مضر در دهان جلوگیری میکند.
۷. لوبیا سیاه؛ قهرمانِ قلب
اگر به دنبال پروتئین هستید اما نمیخواهید مدام گوشت بخورید، لوبیا سیاه یک گزینه بینظیر است. این حبوبات تیرهرنگ سرشار از فیبر و پروتئین است و مطالعات نشان داده که برای تنظیم فشار خون و سلامت قلب، عالی عمل میکند. خوردن آن در سوپ یا خوراکهای محلی، شما را ساعتها سیر نگه میدارد و انرژیتان را ثابت نگه میدارد.
۸. کنجد سیاه؛ معدن کلسیم
کنجد سیاه شاید کوچک باشد، اما قدرت عجیبی دارد. این دانهها منبع فوقالعادهای از کلسیم و منیزیم هستند. برای کسانی که میخواهند استخوانهای محکمتری داشته باشند یا به سلامت پوست و موی خود اهمیت میدهند، پاشیدن کمی کنجد سیاه روی سالاد یا ماست، میتواند یک عادت هوشمندانه باشد.
۹. زیتون سیاه؛ امضای سلامتی برای قلب و پوست
اگر بخواهیم درباره «روغنهای سالم» و «چربیهای دوستدار قلب» صحبت کنیم، زیتون سیاه یکی از اصلیترین نامهاست. زیتونهای تیرهرنگ معمولاً زمانی به این رنگ در میآیند که کاملاً رسیده باشند و در این مرحله، میزان ترکیبات آنتیاکسیدانی آنها به اوج خود میرسد.
این دانههای کوچک، سرشار از اسیدهای چرب غیراشباع (مثل اسید اولئیک) هستند که مثل یک لایه محافظ در میآیند که کاملاً رسیده باشند و در این مرحله، میزان ترکیبات آنتیاکسیدانی آنها به اوج خود میرسد.
نکته اینجاست که قرار نیست با خوردنِ این لیست سیاه، معجزه رخ دهد. این خوراکیها در کنار هم و به عنوان بخشی از یک زندگی سالم، به بدن ما کمک میکنند تا عمر طولانیتر و باکیفیتتری داشته باشیم. راز سلامت در این نیست که فقط «چیزهای خوب» بخوریم، بلکه در این است که چقدر به تنوع رنگها در سفرهمان اهمیت میدهیم. پس دفعه بعد که در سوپرمارکت هستید، چشمتان را به دنبال این سیاههای مفید بچرخانید؛ آنها منتظرند تا به شما خدمت کنند!
آمپولهای لاغری؛ نسخهای که برای همه پیچیده نمیشود

از وعده کاهش دهها کیلوگرم وزن تا تبلیغ «معجزه لاغری»؛ آمپولهای لاغری این روزها به یکی از پرحاشیهترین داروهای حوزه سلامت تبدیل شدهاند. دکتر منصور رضایی، فوقتخصص تغذیه، در گفتوگو با ما از واقعیتها، محدودیتها و عوارض این آمپولهای پرحاشیه میگوید.
تب کاهش وزن هیچگاه به اندازه امروز داغ نبوده است. کافی است چند دقیقه در شبکههای اجتماعی بگردید تا با انبوهی از روایتها درباره آمپولهایی روبهرو شوید که وعده میدهند بدون گرسنگی، بدون زحمت و تنها با چند تزریق، دهها کیلوگرم از وزن افراد را کم کنند. همین تبلیغات، بسیاری را به این باور رسانده که سرانجام «معجزه لاغری» پیدا شده است؛ معجزهای که میتواند جای رژیم، ورزش و تغییر سبک زندگی را بگیرد.
اما آیا واقعاً چنین است؟ آیا این داروها همان نسخه نهایی درمان چاقی هستند یا تنها یکی از ابزارهای درمان به شمار میروند؟ عوارض مصرف خودسرانه این آمپولها چیست و چرا متخصصان بر مصرف آنها فقط زیر نظر پزشک تأکید میکنند؟
برای بررسی این موضوع با دکتر منصور رضایی، فوق تخصص تغذیه و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی گفتوگو کردهایم.
این داروها معجزه نیستند؛ فقط یکی از ابزارهای درماناند
منصور رضایی با رد این تصور که آمپولهای لاغری یک «معجزه» برای کاهش وزن هستند، توضیح میدهد که این داروها از ابتدا با هدف درمان چاقی تولید نشده بودند. به گفته او، همانطور که بسیاری از داروها در گذر زمان کاربردهای تازهای پیدا میکنند، این آمپولها نیز مسیر مشابهی را طی کردهاند. او برای روشنتر شدن موضوع به ماینوکسیدیل اشاره میکند و میگوید: « ماینوکسیدیل در ابتدا داروی درمان فشار خون بود، اما بعدها مشخص شد به دلیل گشاد کردن عروق، میتواند به رشد مو نیز کمک کند و امروز به عنوان یکی از داروهای درمان ریزش مو شناخته میشود.»
او ادامه میدهد: «این آمپولها نیز زمانی که وارد بازار شدند، داروهای موفقی برای بیماران مبتلا به دیابت و چاقی بودند، زیرا با کاهش وزن، کنترل قند خون نیز بهتر انجام میشود؛ درست همانگونه که کاهش وزن میتواند به کنترل بهتر فشار خون کمک کند.
این فوق تخصص تغذیه برای توضیح این ذهنیت، از یک تمثیل استفاده میکند و میگوید: «آدمها وقتی درمانده میشوند، معمولاً دنبال معجزه میگردند. روایت مشهوری هست که در برخی قبایل آفریقا، اگر کودکی با ویژگی متفاوت متولد میشد، او را همان نجاتدهندهای میدانستند که قرار است همه را از گرفتاری نجات دهد. امروز هم بسیاری از افراد، آمپولهای لاغری را با همین نگاه میبینند؛ گویی قرار است به تنهایی همه مشکلات اضافهوزن را حل کنند. در حالی که باید بپذیریم چون به یک علت چاق نشدهایم، با یک روش هم درمان نخواهیم شد.
کاهش وزن بدون تغییر سبک زندگی، ماندگار نیست
رضایی با بیان اینکه این داروها میتوانند به کاهش وزن کمک کنند، میگوید: «این آمپولها به کنترل اشتها و متابولیسم کمک میکنند، اما اولاً در همه افراد اثرگذار نیستند، ثانیاً ممکن است برای برخی افراد مضر باشند.
او تأکید میکند: «در کنار مصرف این داروها، رژیم غذایی، فعالیت بدنی و اصلاح سبک زندگی باید حتماً رعایت شود؛ در غیر این صورت، پس از مدتی وزن دوباره به حالت قبل بازمیگردد.
به گفته این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، این داروها نیز مانند هر داروی دیگری عوارض دارند. او میگوید: «حتی قرص آهن، قرص کلسیم و مکملها هم عارضه دارند؛ بنابراین طبیعی است که این داروهای درمانی نیز عوارض خاص خود را داشته باشند. به همین دلیل باید فقط با تشخیص پزشک، تحت نظر پزشک و با کنترل مستمر مصرف شوند.»
عوارضی که نباید نادیده گرفت
رضایی درباره عوارض احتمالی این داروها توضیح میدهد: «اگر کاهش وزن بدون برنامه صحیح و با نوسانات مکرر افزایش و کاهش وزن همراه باشد، میتواند عوارض متعددی ایجاد کند؛ از ریزش مو و پیری پوست گرفته تا کبد چرب و سنگ کیسه صفرا.
او اضافه میکند: «از جمله عوارض احتمالی این آمپولها نیز میتوان به ریزش مو، اختلالات خلقوخو، افسردگی، پرخاشگری و بیحوصلگی اشاره کرد، هرچند واکنش افراد به داروها با یکدیگر متفاوت است.
علت چاقی افراد یکسان نیست
این فوق تخصص تغذیه با اشاره به اینکه علت چاقی در همه افراد مشابه نیست، میگوید: «اگر چاقی فرد ناشی از کمکاری تیروئید، مشکلات هورمونی، استرس، اختلالات اعصاب و روان یا پرخوری باشد، صرفاً با این دارو درمان نخواهد شد. این آمپولها فقط یکی از روشهای درمانی هستند و ممکن است عارضه هم داشته باشند. پزشک با بررسی شرایط بیمار تصمیم میگیرد که آیا منافع مصرف دارو از عوارض احتمالی آن بیشتر است یا خیر.
رضایی میگوید: «در پزشکی چیزی به نام سود مطلق وجود ندارد. همیشه بین بد و بدتر انتخاب میکنیم. پزشک عوارض احتمالی را میسنجد و اگر تشخیص دهد منافع درمان بیشتر است، دارو را تجویز میکند و همزمان تلاش میکند با راهکارهایی، عوارض احتمالی را کاهش دهد.
او برای روشنتر شدن موضوع، مصرف کورتون را مثال میزند و میگوید: «کورتون هم عوارض دارد، اما پزشک آن را کنار نمیگذارد؛ بلکه با راهکارهایی تلاش میکند عوارض آن را کمتر کند.»
مصرف خودسرانه؛ خطری که نباید نادیده گرفت
این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با هشدار نسبت به مصرف خودسرانه آمپولهای لاغری میگوید: «این داروها برای همه افراد مناسب نیستند و تشخیص اینکه چه کسی کاندیدای مناسبی برای مصرف آنهاست، فقط بر عهده پزشک است.
او میافزاید: «حتی نوع چاقی افراد نیز با یکدیگر متفاوت است؛ چاقی مرکزی، چاقی ناحیه میانی بدن، چاقی بالاتنه، الگوی چاقی در زنان و مردان، همه با هم فرق دارند و پزشک باید تشخیص دهد که آیا این دارو برای آن فرد مناسب است یا خیر.
به گفته رضایی، بیشترین گروهی که از این داروها سود میبرند، بیماران مبتلا به دیابت نوع دو همراه با چاقی هستند.
نظارت بر عرضه داروها کافی نیست
این فوق تخصص تغذیه درباره وضعیت عرضه این داروها در کشور نیز معتقد است: « واقعاً نظارت کافی بر عرضه این داروها وجود ندارد.»
او در پایان، خطاب به افرادی که قصد استفاده از آمپولهای لاغری را دارند، تأکید میکند: «خودتان را گول نزنید. با این داروها به تنهایی درمان نمیشوید. اگر سبک زندگی، تغذیه، فعالیت بدنی، خواب، آرامش و مدیریت استرس اصلاح نشود، وزن دوباره برمیگردد و حتی ممکن است بدتر از قبل برگردد.»
او توضیح میدهد: «وقتی فرد وزن کم میکند، بخشی از کاهش وزن مربوط به عضلات است؛ اما اگر دوباره چاق شود، عمده وزن بازگشته از جنس چربی خواهد بود. یعنی ترکیب بدن تغییر میکند و این مسئله میتواند وضعیت فرد را از قبل هم نامطلوبتر کند.»
چرا میوههای فریزشده تابستانی سالمتر از تازه هستند؟

آیا میدانستید میوهای که از فریزر بیرون میآورید، ممکن است از آن میوهی تازهای که در سبد میوه میبینید، سالمتر باشد؟ برخلاف باور عموم، همیشه تازه به معنای مغذی بودن نیست. برخی از محبوبترین میوههای تابستانی، به دلیل حساسیت بالا به نور و هوا، در حالت منجمد، ارزش غذایی و آنتیاکسیدانی بسیار بالاتری نسبت به مدل تازه خود دارند.
میوههای منجمد در سالهای مورد توجه بسیاری از متخصصان تغذیه قرار گرفته و از یک انتخاب ساده و کاربردی، به پای ثابت بسیاری از رژیم های غذایی تبدیل شده است. بر اساس مطلب منتشره در سایت eatingwell برخی از میوه های تابستانی چنانچه پس از کاملا رسیده شدن، برداشت و بلافاصله منجمد شوند، ویتامینها، مواد معدنی و ترکیبات آنتیاکسیدانی آنها بهتر حفظ میشود.
از سوی دیگر، با توجه به اینکه میوههای تازه تا رسیدن به دست مصرفکننده، در معرض نور، گرما، جابهجایی و نگهداری طولانی قرار میگیرند، بخشی از ارزش غذایی خود را از دست میدهند. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند در مورد برخی میوههای تابستانی، نوع منجمد علاوه بر اقتصادیتر و ماندگارتر بودم، از نظر تغذیهای نیز گزینهای بهتری است.
شری گاو Sherri Gove، متخصص تغذیه، توضیح میدهد که برخی مواد مغذی مانند فولات و ویتامین C، بلافاصله پس از برداشت میوه تازه شروع به تجزیه میکنند. ویتامین C یک آنتیاکسیدان محلول در آب است که به نور، گرما و اکسیژن حساس است. میوههایی که سرشار از ویتامین C هستند، در معرض از دست دادن مواد مغذی ناشی از تغییرات دما، حمل و نقل و نگهداری طولانیمدت قرار دارند.
وقتی این میوهها یخزدایی یا مخلوط میشوند، بافت، رنگ و طعمی که انتظار دارید را بدون فساد یا ضایعات ارائه میدهند. لیزا والنته، دیگر متخصص تغذیه، اشاره میکند که میوههای منجمد ماندگاری بیشتری دارند و دیگر لازم نیست نگران دور انداختن توتهای کپکزده یا سیبهای لهشده باشید.
توتهای حساس و کوچک، توتفرنگی و بلوبری: این گروه از میوهها در صدر فهرست متخصصان قرار دارند. بلوبریهایی که فقط چند هفته در تابستان رسیده هستند، به دلیل اینکه حدود ۲۴ ساعت پس از چیدن منجمد میشوند، طعم و ارزش غذایی اوج تابستان را حفظ میکنند. کیتی بروایه Katie Brovarone متخصص تغذیه معتقد است، بلوبریها با وجود اینکه کوچک هستند، نسبت به پوست پالپ بیشتری دارد، هر دانه آن میزان زیادی رنگدانههای بنفش و آبی (آنتوسیانینها) و سایر ترکیبات گیاهی بیشتری به بدن میرسانند.
توتفرنگیهای تازه نیز به دلیل بافت نرم و رطوبت بالا بسیار حساس هستند، اما نوع منجمد آنها با حفظ طعم و مواد مغذی در طولانیمدت، گزینه مطمئنتری است. به گفته گاو، میزان ویتامین C و پلیفنول موجود در توتفرنگیهای منجمد ممکن است با توتفرنگیهای تازهای که روزها نگهداری شدهاند، برابری کند یا حتی بیشتر باشد. استفاده از این میوهها به صورت یخزده، تنوع در مصرف ویتامینها و مواد معدنی را آسانتر میکند.
میوههای گرمسیری و هستهدار، انبه و گیلاس: گاهی موانعی مانند دشواری زمان دقیق رسیدن میوه های گرمسیری و یا زمان بر بودن آمادهسازی آنها مثلا برای هسته گیری یا پوست گیری منجر به هدر رفتن مواد غذایی میوه گرمسیری میشود. انبه یخزده که در اوج رسیدگی منجمد میشود، کاملا شیرین و مستقیما آماده مصرف است و ساختار و مواد مغذی خود را کاملا حفظ میکند.
در مورد گیلاس نیز، خرید نوع یخزده نیاز به هستهگیری را حذف کرده و دسترسی به آن را در خارج از فصل آسان میکند. گیلاسهای منجمد در اوج شیرینی فرآوری میشوند تا به حفظ آنتیاکسیدانها و پلیفنولهای قدرتمند آنها کمک کند. تحقیقات نشان میدهد ترکیبات آنتیاکسیدانی مانند آنتوسیانینها که مسئول رنگ قرمز تیره در گیلاسهای منجمد، پایدار و فعال باقی میمانند و پتانسیل ضدالتهابی خود را حفظ میکنند.
متخصصان تغذیه روشهای زیر را برای استفاده از این میوهها توصیه میکنند:
اضافه کردن به اسموتیها: میتوانید کیسههای اسموتی آماده، شامل میوه و سبزیجات مورد علاقهتان را از قبل در فریزر داشته باشید تا در وقت صرفهجویی کنید.
تکمیل وعده های غذایی: با اضافه کردن یکی از این میوه ها به بلغور جو دوسر گرم میتوان یک وعده صبحانه کامل داشت. علاوه بر این میتوان این میوه های یخ زده را به ماست یا شیر اضافه کنید تا جذب ویتامین و کلسیم موجود در ماست و شیر را دو چندان کنید.
افزودن به انواع سس ها: انبه یخزده را میتوان به انواع سس بخصوص سس سالسا اضافه کرد تا چاشنی شیرین و خوشطعمی برای غذاهای مورد علاقه شما باشد.
تزیین دسرها: این میوهها به راحتی به غذاهای پخته شده اضافه میشوند یا میتوان از آنها برای تهیه بستنی، ژله، کیک و شیرینی و … استفاده کرد.
تهیه کمپوت: میتوانید از میوههایی مانند گیلاس برای تهیه کمپوت استفاده کنید و یا از آنها مارمالاد درست کرده و در انواع دسر و شیرینی ها استفاده نمایید.
بدن در تله عادت بد؛ پیامدهای نادیده قوز کردن

قوز کردن عادتی است که بیسر و صدا وارد زندگی روزمره میشود. اما این وضعیت ساده، بهتدریج تعادل طبیعی بدن را بر هم میزند و از دردهای گردن و کمر تا اختلال در تنفس، خستگی مزمن و حتی کاهش اعتماد به نفس را بهدنبال دارد.
قوز کردن یا وضعیت بدنی نامناسب، یکی از رایجترین عادتهای روزمره در دنیای مدرن است که اغلب هنگام کار با موبایل، نشستن طولانیمدت پشت میز یا حتی راه رفتن شکل میگیرد. بسیاری از افراد تصور میکنند قوز کردن صرفاً یک مشکل ظاهری است، اما شواهد علمی نشان میدهد این عادت میتواند طیف وسیعی از مشکلات جسمی، عملکردی و حتی روانی را بهدنبال داشته باشد.
فشار خاموش بر ستون فقرات
ستون فقرات انسان بهطور طبیعی دارای انحناهای مشخصی است که به حفظ تعادل و توزیع وزن بدن کمک میکند. زمانی که فرد قوز میکند، این انحناهای طبیعی دچار اختلال میشوند و فشار غیرطبیعی به مهرهها و دیسکهای بینمهرهای وارد میشود.
این وضعیت در طول زمان میتواند باعث بروز دردهای مزمن در ناحیه گردن، شانه و کمر شود. همچنین، فشار مداوم بر دیسکها احتمال بیرونزدگی یا فرسایش آنها را افزایش میدهد. بسیاری از متخصصان ارتوپدی معتقدند که وضعیت بدنی نامناسب یکی از عوامل مهم در شیوع کمردردهای مزمن در جوامع امروزی است.
عضلاتی که ضعیف میشوند
قوز کردن تنها به استخوانها آسیب نمیزند، بلکه تعادل عضلانی بدن را نیز برهم میزند. در این حالت، عضلات جلوی بدن (مانند عضلات سینه) کوتاه و منقبض میشوند، در حالی که عضلات پشت کشیده و ضعیف میگردند. این عدم تعادل باعث کاهش انعطافپذیری بدن و افزایش احتمال آسیبهای عضلانی و مفصلی میشود. بهمرور زمان، بدن به این وضعیت نادرست عادت میکند و اصلاح آن دشوارتر خواهد شد. به همین دلیل، بسیاری از فیزیوتراپیستها بر اهمیت اصلاح زودهنگام وضعیت بدن تأکید دارند.
اختلال در تنفس
یکی از پیامدهای کمتر شناختهشده قوز کردن، تأثیر آن بر سیستم تنفسی است. زمانی که شانهها به جلو خم میشوند و قفسه سینه جمع میشود، فضای کافی برای انبساط کامل ریهها کاهش مییابد. این مسئله باعث کاهش ظرفیت تنفسی و در نتیجه کاهش میزان اکسیژنرسانی به بدن میشود. افرادی که بهطور مداوم در وضعیت قوز کرده قرار دارند، ممکن است احساس تنگی نفس، خستگی زودرس یا کاهش تمرکز را تجربه کنند. حتی برخی مطالعات نشان دادهاند که وضعیت بدنی مناسب میتواند عملکرد تنفسی را بهبود بخشد.
خستگی مداوم و افت انرژی
قوز کردن نهتنها بر تنفس اثر میگذارد، بلکه باعث افزایش مصرف انرژی بدن نیز میشود. زمانی که بدن در وضعیت نامتعادل قرار دارد، عضلات بیشتری برای حفظ تعادل درگیر میشوند و این موضوع منجر به خستگی سریعتر میشود. در نتیجه، فرد ممکن است حتی بدون انجام فعالیت سنگین، احساس خستگی و بیحالی داشته باشد. این خستگی مزمن میتواند بر عملکرد روزانه، بهرهوری کاری و حتی کیفیت خواب تأثیر منفی بگذارد.
سردردهایی که از گردن شروع میشوند
یکی دیگر از عوارض شایع قوز کردن، سردردهای تنشی است. این نوع سردرد معمولاً ناشی از گرفتگی و فشار در عضلات گردن و شانههاست. وقتی سر به جلو متمایل میشود، وزن آن فشار بیشتری به عضلات گردن وارد میکند. این فشار مداوم میتواند باعث ایجاد درد در ناحیه گردن و انتشار آن به سر شود. بسیاری از افرادی که ساعات طولانی با موبایل یا کامپیوتر کار میکنند، این نوع سردرد را تجربه کردهاند.
ارتباط پنهان با مشکلات گوارشی
شاید عجیب به نظر برسد، اما وضعیت بدنی میتواند بر عملکرد دستگاه گوارش نیز تأثیر بگذارد. قوز کردن باعث فشرده شدن اندامهای داخلی، از جمله معده، میشود. این فشار میتواند روند هضم را مختل کرده و احتمال بروز مشکلاتی مانند رفلاکس معده را افزایش دهد. بهویژه پس از غذا خوردن، نشستن در وضعیت خمیده میتواند علائم سوزش سر دل را تشدید کند.
کاهش تحرک و سبک زندگی کمتحرک
افرادی که به قوز کردن عادت دارند، معمولاً تمایل کمتری به فعالیت بدنی دارند. این وضعیت میتواند به کاهش تحرک و در نهایت افزایش خطر بیماریهای مرتبط با سبک زندگی کمتحرک منجر شود. وقتی بدن در وضعیت نامناسب قرار دارد، انجام حرکات ورزشی دشوارتر و حتی دردناکتر میشود. این چرخه معیوب میتواند به مرور زمان سلامت عمومی فرد را تحت تأثیر قرار دهد
تغییرات ظاهری
قوز کردن تأثیرات قابلتوجهی بر ظاهر بدن دارد. افتادگی شانهها، جلو آمدن سر و ایجاد غبغب کاذب از جمله این تغییرات هستند. این تغییرات نهتنها ظاهر فرد را مسنتر نشان میدهند، بلکه میتوانند بر برداشت دیگران نیز تأثیر بگذارند. زبان بدن نقش مهمی در ارتباطات اجتماعی دارد و وضعیت بدنی نامناسب ممکن است پیامهایی از خستگی، بیاعتمادی یا عدم اعتماد به نفس منتقل کند
تأثیر بر روان و اعتماد به نفس
ارتباط بین وضعیت بدنی و سلامت روان موضوعی است که در سالهای اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. برخی مطالعات نشان میدهند که وضعیت بدنی خمیده میتواند با افزایش احساس استرس، اضطراب و حتی افسردگی مرتبط باشد. در مقابل، حفظ وضعیت بدنی صاف و متعادل میتواند به بهبود خلقوخو و افزایش احساس اعتماد به نفس کمک کند. این ارتباط دوطرفه نشان میدهد که اصلاح وضعیت بدن نهتنها برای سلامت جسم، بلکه برای سلامت روان نیز اهمیت دارد.
چرا باید قوز کردن را جدی بگیریم؟
قوز کردن عادتی است که بهتدریج شکل میگیرد، اما پیامدهای آن میتواند بلندمدت و جدی باشد. از دردهای اسکلتی و عضلانی گرفته تا اختلالات تنفسی، گوارشی و روانی، همگی نشان میدهند که وضعیت بدنی نقش مهمی در سلامت کلی بدن ایفا میکند. نکته مهم این است که بسیاری از این عوارض قابل پیشگیری هستند. با افزایش آگاهی و ایجاد تغییرات ساده در سبک زندگی، میتوان از بروز بسیاری از این مشکلات جلوگیری کرد.
اصلاح یک عادت کوچک، نجات یک بدن
قوز کردن شاید در نگاه اول یک عادت بیاهمیت به نظر برسد، اما در واقع میتواند زنجیرهای از مشکلات جسمی و روانی را بهدنبال داشته باشد. توجه به وضعیت بدن هنگام نشستن، ایستادن و راه رفتن، انجام تمرینات کششی و تقویتی، و کاهش زمان استفاده از ابزارهای دیجیتال از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند به اصلاح این عادت کمک کنند. در نهایت، حفظ یک وضعیت بدنی صحیح نهتنها به سلامت فیزیکی کمک میکند، بلکه نقش مهمی در افزایش انرژی، بهبود خلقوخو و ارتقای کیفیت زندگی دارد.
فشارخون در کودکی ریشه میدواند؛ نوشابه و آبمیوه مقصرند

نتایج یک مطالعه طولانیمدت نشان میدهد که مصرف مکرر نوشیدنیهای شیرین و آبمیوههای صنعتی از دوران کودکی تا بزرگسالی، با افزایش چشمگیر خطر ابتلا به فشارخون بالا مرتبط است. در مقابل، مصرف میوه کامل چنین خطری را به همراه ندارد. این یافته که در مجله سِرکیولِیشِن/ Circulation منتشر شده، تأکید میکند که منبع و شکل قند مصرفی، بیش از خود قند اهمیت دارد
به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه سایتِکدِیلی در گزارشی آورده است:
فشارخون بالا معمولاً علائم واضحی ندارد، اما با گذشت زمان به رگهای خونی آسیب میزند و فشار بیشتری بر قلب وارد میکند و یکی از عوامل اصلی خطر برای سکته قلبی و مغزی محسوب میشود. سن، سابقه خانوادگی، جنسیت و نژاد از عواملی هستند که تغییرپذیر نیستند، اما رژیم غذایی، سیگار و فعالیت بدنی از جمله عواملی هستند که میتوانند در طول زندگی بر فشارخون تأثیر بگذارند.
اکنون یک مطالعه جدید نشان داده است که انتخاب نوشیدنی در دوران کودکی، میتواند تأثیری ماندگار بر سلامت قلب در بزرگسالی داشته باشد.
نوشیدنیهای شیرین؛ بزرگترین تهدید
پژوهشگران دادههای شرکتکنندگان در یک مطالعه آمریکایی را که از دوران جوانی تا بزرگسالی به مدت ۲۵ سال پیگیری شده بودند، تحلیل کردند. شرکتکنندگان هر ۱ تا ۴ سال، پرسشنامههایی درباره رژیم غذایی، فعالیت بدنی، استعمال دخانیات و سایر عادات خود تکمیل میکردند و میزان مصرف نوشابه، آبمیوههای صنعتی، چای، نوشیدنیهای ورزشی، آبمیوه طبیعی، میوه کامل و سایر مواد غذایی را گزارش میدادند.
نتایج نشان داد افرادی که روزانه حداقل دو وعده نوشیدنی شیرین مصرف میکردند، در مقایسه با افرادی که کمتر از سه وعده در هفته مصرف داشتند، با ۵۲ درصد خطر بالاتر ابتلا به فشارخون بالا روبهرو بودند. هر وعده روزانه نوشابه با ۲۳ درصد افزایش خطر و هر وعده روزانه نوشیدنیهای ورزشی با ۳۶ درصد افزایش خطر همراه بود.
این یافته درباره نوشیدنیهای ورزشی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا این محصولات اغلب بهعنوان نوشیدنیهای سالم و مفید برای ورزشکاران تبلیغ میشوند. برای افرادی که فعالیت بدنی طولانی و شدید دارند، این نوشیدنیها ممکن است کاربرد خاصی داشته باشند، اما برای آبرسانی روزانه، تنها منبع دیگری از قند افزوده محسوب میشوند.
آبمیوه هم بیخطر نیست
مصرف مکرر آبمیوه نیز با افزایش خطر فشارخون همراه بود. افرادی که روزانه حداقل یک و نیم وعده آبمیوه مصرف میکردند، در مقایسه با افرادی که کمتر از یک وعده در هفته مصرف داشتند، با ۳۵ درصد خطر بالاتر ابتلا به فشارخون روبهرو بودند. هر وعده روزانه آب پرتقال با ۲۰ درصد افزایش خطر همراه بود، در حالی که آب سیب و سایر آبمیوهها ارتباط خاصی نشان ندادند.
پژوهشگران هشدار دادند که ممکن است برخی نوشیدنیهای حاوی قند افزوده با طعم پرتقال، بهاشتباه بهعنوان آب پرتقال گزارش شده باشند که این موضوع میتواند در نتیجه تأثیرگذار باشد.
میوه کامل؛ محافظی طبیعی
الگوی مصرف میوه کامل کاملاً متفاوت بود. برخلاف آبمیوه، میوه کامل دارای فیبر است و نیاز به جویدن دارد که مصرف آن را کندتر میکند و معمولاً حس سیری بیشتری ایجاد مینماید. در میوه کامل، قند درون بافت سالم میوه محبوس شده است و برخلاف آبمیوه، بهسرعت و بهصورت مایع وارد جریان خون نمیشود.
تحلیلهای آماری نشان داد که جایگزینکردن یک وعده روزانه نوشیدنی شیرین با میوه کامل، با ۲۲ درصد کاهش خطر فشارخون همراه است. جایگزینی آبمیوه با میوه کامل نیز با ۱۹ درصد کاهش خطر مرتبط بود. همچنین جایگزینی نوشیدنی شیرین با شیر یا آب، با کاهش تا ۱۳ درصدی خطر همراه بود.
منبع قند مهمتر از خود قند است
این یافتهها این دیدگاه را به چالش میکشد که همه مواد غذایی حاوی قند میوه (فروکتوز) به صورت یکسان بر سلامت قلب تأثیر میگذارند. دکتر وسانتی مالک (Vasanti Malik)، نویسنده ارشد این مطالعه و استاد دانشگاه تورنتو، توضیح داد: مصرف نوشیدنیهای شیرین مانند نوشابه و نوشیدنیهای ورزشی که اغلب بهعنوان محصولاتی نسبتاً سالم بازاریابی میشوند، باید محدود شود. مصرف آبمیوه ممکن است در مقادیر کم بیخطر باشد، اما در مقادیر بالا مضر است. این آبمیوهها باید صد درصد طبیعی باشند و حتی در آن صورت، فقط بهصورت متعادل مصرف شوند. میوه کامل باید بر نوشیدنیهای شیرین ترجیح داده شود.
دکتر آمیت کرا (Amit Khera)، از مرکز پزشکی جنوبغربی دانشگاه تگزاس نیز گفت: این پژوهش نشان میدهد که آنچه برای سلامت قلب مهم است، صرفاً میزان قند میوه نیست، بلکه نوع ماده غذایی که قند در آن قرار دارد، تعیینکننده است. نوشیدنیهای شیرین و آبمیوه خطرناکاند، اما میوه کامل چنین خطری ندارد. برخی تصور میکنند که قند میوه در هر شکلی برای قلب مضر است و از طرف دیگر، آبمیوه را یک نوشیدنی کاملاً سالم میدانند. اما این مطالعه نشان میدهد که هر دو باور نادرست است؛ آنچه اهمیت دارد، شکل مصرف قند میوه است.
چه مقدار آبمیوه مجاز است؟
انجمن قلب آمریکا توصیه میکند مصرف آبمیوه را به حداکثر یک لیوان (۲۴۰ میلیلیتر) در روز محدود کنید. حتی آبمیوههای صد درصد طبیعی نیز در مقادیر بالا میتوانند مضر باشند، زیرا فیبر میوه در آنها وجود ندارد و قند بهسرعت جذب میشود.
پیام عملی برای خانوادهها
این مطالعه نشان میدهد که عادتهای غذایی در دوران کودکی میتواند پیامدهای سلامتی ماندگاری داشته باشد. فشارخون بالا نیز در سنین پایینتر در حال ظهور است و میزان آن در جوانان، کودکان و نوجوانان در حال افزایش است که اهمیت تشخیص و پیشگیری زودهنگام را برجسته میکند. به گفته پژوهشگران، جایگزینی نوشیدنیهای شیرین و آبمیوههای صنعتی با میوه کامل، آب یا شیر، میتواند گامی ساده اما مؤثر در کاهش خطر فشارخون بالا در طول زندگی باشد.