ماه: خرداد ۱۴۰۵
برشی از لحظات نفسگیر جستوجوی جانهای بیپناه زیر آوار مدرسه”شجره طیبه”
دردناک ترین داغ تاریخ

حیاطی که باید با خنده کودکان پر میشد، اکنون تنها پژواک ضجه مادران و فریاد پدرانی است که در میان آوار، تنها «دفتر مشق خونین» یا «دستی کوچک» از معصومیت پرپر شده فرزندانشان یافتند. در یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ آموزش، انفجار مدرسه دخترانه «شجره طیبه» و مدرسه پسرانه «رهپویان شهدای خلیجفارس» شهرستان میناب را به قتلگاهی بدل کرد که در آن، حدود ۱۷۰ دانشآموز، به همراه کادر مدرسه و اولیا، به درجه رفیع شهادت رسیدند. این فاجعه، مدرسه را به «گور جمعی فرشتگان» تبدیل ساخت و جهان را در برابر «بزرگترین کشتار دانشآموزان در تاریخ» مبهوت گذاشت. این شهرستان تا امروز، هنوز در صدای گریه پدران و مادرانی میلرزد که نام فرزندانشان را از میان خاک صدا میزنند. احسان محسنی، رئیس جمعیت هلالاحمر شهرستان میناب، از روزهای طاقتفرسای عملیات امداد و نجات در این شهرستان حکایت میکند. شهری که امروز، زخمی است عمیق بر تن زمین، زخمی که تا ابد درد آن التیام نخواهد یافت. این گفتوگو حاوی اطلاعاتی دردآور و آزاردهنده است که ممکن است برای برخی مناسب نباشد. به گفته محسنی ،آمار صدور جواز دفن از پزشک قانونی شهرستان میناب تاکنون ۱۵۴ مورد بوده است.
لحظهای که آسمان بر سر دانشآموزان فروریخت
صدای مهیب انفجارهای ناشی از حمله موشکی ددمنشانه آمریکا و اسرائیل در ساعت ۱۰و ۴۷دقیقه صبح نهم اسفندماه، مدارس میناب را در هم شکست. محسنی، رئیس جمعیت هلالاحمر شهرستان میناب شرح این لحظات را اینگونه آغاز میکند: «پس از حادثه انفجار در تهران، دو تیم هلال احمر میناب مانند اکثر تیمهای دیگر حالت آمادهباش شدند، حدود ساعت ۱۰:۴۷ صبح بود که صدای انفجار اول در میناب را شنیدیم، آنقدر مهیب بود که ابتدا تصور کردیم ساختمان هلالاحمر مورد هدف قرار گرفت، بهسرعت از طبقه بالا به پایین دویدیم و ناگهان شاهد انفجار دوم بودیم. بلافاصله پساز آن، انفجار سوم رخ داد،خیابانها غرق در دود غلیظی شده بود و مسیرها از شدت آوار مسدود شد. فوراً به همراه سایر تیمهای امدادی، با آمبولانسها و خودروهای امدادی به سمت محل حادثه، که تنها حدود ۵۰۰ متر با ما فاصله داشت، اعزام شدیم. هنگامیکه به نزدیکی محل رسیدیم، صحنهی دلخراشی پیش روی ما بود که تا ابد از ذهنمان پاک نخواهد شد، مدرسه دخترانه «شجره طیبه» بهشدت آسیبدیده بود.»
نجاتیافتگان در میان آوار خونین
با رسیدن نیروهای امدادی، تلاش برای نجات جان کودکان آغاز شد، اما آنچه در انتظارشان بود، صحنههایی فراتر از تصور بود. پیش از آنکه نیروهای امدادی حضور یابند، مردمان منطقه، مادر و پدران چشمانتظار و نیروهای بسیج درصحنه حاضر بودند، ترکیبی از هیاهوی آواربرداران، صدای نالهها و اشکهای بیامان و چشمهای مضطربی که در پی عزیزانشان میگشتند، دنیایی از درد توامان با انسانیت به نمایش گذاشته شدهبود. «تیمهای امدادی و آتشنشانی بلافاصله کار تخلیه و آواربرداری را آغاز کردند و در میان انبوهی از بتن و آهن، به جستجوی بازماندگان پرداختند، در لحظاتی نفسگیر، پیکر نیمه جان یکی از دانشآموزان دختر که غرق در خون بود، از زیر آوار بیرون کشیده شد، دواندوان جسم خونینش را به زیر درختی نزد همکاران بردم، عملیات احیا آغاز شد، اما متأسفانه تلاشها بینتیجه ماند و او به شهادت رسیده بود.» صحنهها دلخراش بود، اعضای پیکر مطهر برخی دانشآموزان به علت شدت انفجار به نقاط مختلف مدرسه و یا در حیاط مدرسه پرتابشده بود.
یکی از دانشآموزان در اثر پرتاب با موج انفجار، ۱۰۰ متر دورتر به دیواری چسبیده بود و یا تکههای اعضای بدن انسانها را بیرون از مدرسه لای درختان پیدا میکردیم، هرلحظه با دستها و پاهای کوچک و خونین کودکان روبرو میشدیم، تلاشی دیوانهوار برای نجات هر نفسی که هنوز در سینهها بود. برخی از کودکانی که امید به زندهبودنشان کم بود، زنده پیدا میشدند، در آغوش گرفتن دوباره این فرشتگان کوچک، تنها نقطه نور در آن تاریکی مطلق بود.
همزمان، نیروهای کمکی از بخش خصوصی با تجهیزات سنگین به یاری شتافتند و عملیات نجات و آواربرداری بهصورت شبانهروزی و بیوقفه ادامه یافت. میان آواربرداریها، صحنهی دلخراش دیگری نمایان شد. معلمی که در آغوش خود سه دانشآموزش را گرفته بود، اما هر چهار نفر (خود معلم و سه دانشآموز) به شهادت رسیده بودند، تصویری تکاندهنده از تلاش بیثمر برای محافظت در آخرین لحظات.
سه روز نفسگیر،حکایت امید، اندوه و اراده انسانی
عملیات جستجو و نجات در میناب، سه روز طول کشید، سه روزی که برای خانوادههای چشمانتظار، بهاندازه یک قرن گذشت. رئیس جمعیت هلالاحمر شهرستان میناب از خستگی جسمی و روحی تیمها میگوید: هر آجر را که برمیداشتیم، با صحنهای دلخراشتر از قبل روبرو میشدیم، پیدا کردن تکههای لباس،دفتر نقاشی خونی، یا کفشهای پاره از بچهها، همان و فروریختن چندبارهی دنیا بر سرمان همان. ما نهتنها دنبال زندهها، بلکه دنبال هر نشانی از امید بودیم. بدنهای کوچکشان زیر آوار، گواه مظلومیتشان بود.
در میان این تلاش نفسگیر، چهرههای مردمی و فداکاریهای بیشماری دیده میشد. مرد جوانی به نام حیدری، یکی از داوطلبان پرشور هلالاحمر، که خود حدود ۳۰ نفر از عزیزانش را در این حادثه ازدستداده بود، با قلبی شکسته اما ارادهای استوار، اجساد را از زیر آوار بیرون میآورد. وی در سکوت، فاتحهای میخواند، اشک میریخت و سپس با عزمی راسخ، به کار خود بازمیگشت.«این عملیات، صحنههایی از معجزههای کوچک امید را نیز به خود دید، در مواردی، از روزنههای ایجادشده در آوار، صدای ضعیف و دردآلود دانشآموزان شنیده میشد.نیروهای امدادی با تلاش فراوان در همان ساعات اولیه ، موفق شدند دانشآموزی را زنده از زیرخاک بیرون بکشند، در ساعات اولیه و روز اول عملیات، مجموعاً ۹۵ نفر از زیر آوار نجات یافتند.»
داغی ابدی بر دل پدر
در میان هرجومرج پس از اعلام اولیه، عبدالله کریانی، یکی از پدران داغدار، بهسرعت خود را به مدرسه رساند تا فرزندانش را به خانه ببرد. دو پسر او، کلاس دوم و سوم ابتدایی را میگذراندند. درحالیکه عبدالله دست یکی از پسرانش را گرفته بود و در محوطه مدرسه به انتظار پسر دیگرش ایستاده بود، انفجار هولناک رخ داد.«موج انفجار، خودروی مرد جوان را به یک سمتی پرتاب کرد و او و فرزندش را به سمتی دیگر. پسر کوچکش زیر آوار مدفون شد، اما خود عبدالله، علیرغم جراحات، زنده ماند، هر دو پسرش، در این حادثه جان باختند. فاجعه اما به اینجا ختم نشد، بسیاری از دانشآموزان دیگر نیز در راهروی خروجی طبقه همکف، در تلاش برای فرار، جان باختند. از آنجاییکه طبقه بالا کسی حضور نداشت، همه به سمت پایین، به سمت خروجی، هجوم آورده بودند، اما متأسفانه، تقدیر برای بسیاری از آنها، پایان تلخی را رقم زد.
چشمانتظاری و در نهایت فراق
در میان ویرانههای حادثه میناب، صحنههای دردناک بیتابی خانوادهها، نقشی ماندگار از اندوه و فراق را بر جای گذاشته است. مادرانی با چشمانی اشکبار و صدایی لرزان، در میان آوار، دنبال نشانهای از فرزندشان بودند و آنها در پی یافتن کوچکترین یادگاری بودند تا بتوانند با در آغوش کشیدن کیف یا کتاب درسی او، تسلایی بر دل داغدارشان بیابند…
داستان خانواده سهیل، روایتی دیگر از این مصیبت است. «خواهر سهیل به نام مانیا، دانشآموز کلاس اول ابتدایی، صبح آن روز به دلیل ننوشتن مشقهایش گریه کرده و از رفتن به مدرسه خودداری کرده بود. تقدیر، جان او را نجات داد، اما برادرش، سهیل، در میان قربانیان بود.» مادر، درحالیکه هنوز در شوک از دست دادن سهیل به سر میبرد، با اندوهی وصفناپذیر میگوید: «تنها چیزی که از او پیدا کردم، یکی از دستانش است…» این جمله کوتاه، کوهی از درد و ناباوری را در خود نهفته دارد، پایانی تلخ برای مادری که تنها نشانی از فرزندش، تکهای از او بود.
میناب، زخم ۱۷۰ پر پرواز
آمار نهایی، زخمی عمیقتر بر دلها مینهد: حدود ۱۷۰ دانشآموز، معلم و اولیای حاضر در مدرسه، پر کشیدند، ۱۷۰ دنیا، ۱۷۰ آرزو، ۱۷۰لبخند که برای همیشه خاموش شد. در میان این اندوه بیانتها، ۹۵ نفر نیز با جراحتهای جسمی و زخمهای التیامناپذیر خاطرات تلخ، از این حادثه جان سالم به دربردند، هر یک داستانی از بقا در دل فاجعه. محسنی، با بغضی که راه گلویش را بسته، ادامه میدهد: «هرکدام از این آمار، یک دنیا بودند. یک خانواده، یک آرزو، یک لبخند. شاهد بودیم که چگونه پدری، دو فرزندش را همزمان از دست داد، وی با دستان خالی، در میان آوار، به دنبال فرزندانش میگشت و ما فقط میتوانستیم نظارهگر این مصیبت باشیم.»در آن ساعات نفسگیر، انتقال مجروحان و پیکر پاک شهدا به بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) آغاز شد، جایی که روند درمانی برای بازماندگان و سردخانهای برای عزیزان ازدسترفته، در سکوت و اندوهی سنگین، در جریان بود. صحنههایی دلخراش از تلاش برای شناسایی و انتقال پیکرها…
انبار داروی درمانگاه آبسالان در آماج حمله
در ساعت ۱۵:۴۰ ساعاتی از آغاز عملیات نفسگیر نجات و آواربرداری گذشته بود که سایه شوم چهارمین حمله، بر سر این فاجعه فرود آمد و درمانگاه آبسالان، پناهگاه دردمندان و مجاور مدرسه، هدف قرار گرفت. انبار دارو، که نماد حیات و امید بود، در این حمله ویرانگر، آماج قرار گرفت.
آوار غم بر دو مدرسه
فاجعه میناب، با حمله دلخراش به دو مدرسه کنار هم، “شجره طیبه” (دخترانه) و “رهپویان شهدای خلیجفارس” (پسرانه)، اوج اندوه و ویرانی را به نمایش گذاشت. این دو ساختمان دوطبقه، که گرچه به هم چسبیده بودند اما ورودی و حیاط مجزا داشتند، قلب تپنده آموزش فرزندان این دیار بودند، ۳۵۰ دانشآموز از پیشدبستانی تا ششم دبستان، در این دو مدرسه گرد هم میآمدند. «اصابت موشک به مدرسه دخترانه، “شجره طیبه”، باعث شد تا سهمگینترین ضربه بر پیکر دختران این سرزمین وارد آید و تعداد شهدا در این بخش، به شکل غمانگیزی زیاد باشد.
ایثار در افطار، همدلی در بحران
در میان تلخی ویرانی و اندوه بیکران فاجعه میناب، صحنههایی از ایثار و همدلی مردم، چون نگینی درخشان در جنگ رمضان خودنمایی کرد. هنگامیکه سفره افطار برای خانوادههای داغدار و امدادگران خسته پهن میشد، دستان مهربان مردم، نذریها و غذاهایشان را با عشق و ارادت تقدیم میکرد. این اقدام، نهتنها تسلیبخش جسم و جان آسیبدیدگان بود، بلکه نشان از همبستگی عمیق جامعه در سختترین لحظات داشت.
«نیروهای مردمی، بسیج، بخش خصوصی و امدادگران فداکار جمعیت هلالاحمر، در این روزهای سخت، سنگ تمام گذاشتند. تلاش شبانهروزی و ازخودگذشتگی آنان، ستودنی است و جای تقدیر فراوان دارد.»اما در میان این مصیبت، شایعات نیز چون سیلی ویرانگر، در فضا پراکنده میشد. «در این میان، صبوری مردم و پرهیز از دامن زدن به شایعات، نقشی حیاتی در مدیریت بحران ایفا میکند. بهعنوان یک امدادگر توصیه میکنم همگان اخبار موثق و رسمی را تنها از رسانههای ملی و مراجع رسمی پیگیری نمایند تا از انتشار اطلاعات نادرست و تشدید نگرانیها جلوگیری شود.»تجربیات تلخ این حادثه، لزوم آموزش همگانی در شرایط بحرانی و جنگی را بیشازپیش نمایان ساخت. «آموختن روشهای نجات جان خود و اطرافیان، از اصول اولیه بقا در چنین شرایطی است که باید به خانوادهها و تمام مردم، بهطورجدی آموزش داده شود.»
سهمیههای جهانی دوومیدانی ایران به ۵ رسید

پس از درخشش هانیه شهپری در مسابقات قهرمانی آسیا تعداد ورزشکاران ایرانی دارای ورودی رقابتهای دوومیدانی قهرمانی جوانان جهان به پنج نفر افزایش یافت.
هانیه شهپری ملی پوش تیم کشورمان در مسابقات دوومیدانی قهرمانی آسیا در ماده ۳۰۰۰ متر بامانع با ثبت زمان ۱۰:۲۶.۳۴ دقیقه به مدال نقره رسید و رکورد ملی بزرگسالان ایران را هم شکست. شه پری با ثبت این زمان به عنوان پنجمین ورزشکار ایرانی جواز حضور در مسابقات قهرمانی جوانان جهان را کسب کرد.
پیش از این نیز در جریان مسابقات رکوردگیری تهران و مسابقات جایزه بزرگ بندر ترکمن ۴ ملی پوش دیگر کشورمان موفق به کسب مجوز حضور در مسابقات قهرمانی جوانان جهان شدند.
اسامی پنج دوومیدانی کاری که ورودی مسابقات قهرمانی جوانان جهان را بدست آوردند به شرح زیر است:
*کیارش کابلی در پرتاب وزنه با ثبت رکورد ۱۸.۶۵ متر
*امیر رضا آهنین مرام در پرتاب چکش با ثبت رکورد ۶۹.۶۹ متر
حامد نفر در پرتاب دیسک با ثبت رکورد ۵۷.۰۷ متر
امیدرضا مرادی در ماده ۴۰۰ متر با ثبت رکورد ۴۷.۳۱ ثانیه
*هانیه شه پری در ماده ۳۰۰۰ متر بامانع با ثبت زمان ۱۰:۲۶.۳۴ دقیقه
رقابتهای دوومیدانی قهرمانی جهان جوانان مرداد سال جاری در شهر اورگان آمریکا برگزار خواهد شد.
چاقی به کدام اعصاب بدن آسیب میرساند؟

دانشمندان با استفاده از سیستم پیشرفته هوش مصنوعی موفق شدهاند تغییرات ناشی از بیماریها را با دقتی بیسابقه بررسی کنند. این فناوری جدید نه فقط التهاب گسترده ناشی از چاقی را آشکار کرد، بلکه به کشفی غیرمنتظره در تاثیر چاقی بر اعصاب بدن نیز منجر شد.
این یافتهها میتوانند درک دانشمندان از تاثیرات واقعی چاقی بر بدن را متحول کرده و در آینده به توسعه درمانهای موثرتر برای بیماریهای مرتبط با اضافه وزن کمک کند.
چاقی؛ فراتر از مشکل وزنی
امروزه پزشکان میدانند که چاقی فقط به تجمع چربی در بدن محدود نمیشود. این وضعیت میتواند عملکرد اندامها را مختل کند، سیستم ایمنی را تغییر دهد، به اعصاب آسیب برساند و خطر ابتلا به بیماریهای مختلفی ازجمله دیابت نوع ۲، بیماریهای قلبی، سکته مغزی، سرطان و اختلالات عصبی را افزایش دهد. با وجود این آگاهی، تاکنون بیشتر روشهای تحقیقاتی فقط امکان بررسی یک اندام یا بخش کوچکی از بافت بدن را فراهم میکردند و به همین دلیل تصویر کاملی از تاثیرات چاقی در دسترس نبود.
هوش مصنوعی وارد میدان میشود
پژوهشگران برای حل این مشکل، سامانهای مبتنی بر هوش مصنوعی به نام «موسمپر» (MouseMapper) توسعه دادند. این پلتفرم از فناوری یادگیری عمیق برای تحلیل حجم عظیمی از تصاویر زیستی استفاده میکند و قادر است اندامها، بافتها، اعصاب و سلولهای ایمنی را در سراسر بدن یک موش بهطور خودکار شناسایی کند.
به گفته محققان، «موسمپر» میتواند ۳۱ نوع اندام و بافت مختلف را تشخیص داده و میلیونها ساختار میکروسکوپی را در سراسر بدن نقشهبرداری کند.
چگونه بدن موشها شفاف شد؟
دانشمندان برای تهیه این نقشههای دقیق، ابتدا از نشانگرهای فلورسنت استفاده کردند که زیر میکروسکوپهای خاص میدرخشند. این نشانگرها به سلولهای عصبی و ایمنی متصل شدند، سپس با استفاده از فناوری «شفافسازی بافت»، بدن موشها تقریبا شفاف شد، بدون آنکه ساختارهای داخلی آسیب ببینند. این روش به پژوهشگران اجازه داد بدون برش دادن بافتها، عمق بدن را مشاهده کنند.
در مرحله بعد، فناوری «میکروسکوپ ورقه نوری» برای تهیه تصاویر سهبعدی بسیار دقیق از بدن موشها به کار گرفته شد. این تصاویر شامل اطلاعات مربوط به دهها میلیون سلول و ساختار مختلف بودند.
کشف غیرمنتظره در اعصاب صورت
پژوهشگران برای بررسی تاثیر چاقی، گروهی از موشها را با رژیم غذایی پرچرب تغذیه کردند تا دچار افزایش وزن و مشکلات متابولیکی مشابه انسانهای مبتلا به چاقی شوند. پس از اسکن کامل بدن این حیوانات، تغییرات گستردهای در بخشهای مختلف بدن مشاهده شد اما یکی از شگفتانگیزترین یافتهها مربوط به «عصب سهقلو» بود. این عصب، یکی از مهمترین اعصاب صورت است و در انتقال حس از نواحی مختلف صورت و همچنین برخی عملکردهای حرکتی نقش دارد.
در موشهای چاق، این عصب، آسیب قابلتوجهی ازجمله کاهش تعداد شاخههای عصبی و انتهای رشتههای عصبی نشان داد. این یافته نشان میدهد که چاقی ممکن است عملکرد طبیعی اعصاب صورت را مختل کند.
کاهش حس لامسه در موشهای چاق
پژوهشگران برای اطمینان از این موضوع، آزمایشهای رفتاری انجام دادند. نتایج نشان داد، موشهای چاق نسبت به موشهای سالم حساسیت کمتری به لمس و تحریکات حسی دارند. این موضوع از فرضیه آسیب عصبی ناشی از چاقی حمایت میکند و نشان میدهد که تغییرات مشاهده شده فقط محدود به تصاویر میکروسکوپی نیستند و بر عملکرد واقعی اعصاب نیز تاثیر میگذارند.
شباهت یافتهها در انسان
دانشمندان سپس «گانگلیون سهقلو»، بخشی که اجسام سلولی اعصاب حسی صورت در آن قرار دارند را بررسی کردند. با استفاده از فناوری پیشرفته «پروتئومیکس فضایی»، آنها تغییرات مولکولی مرتبط با التهاب و بازسازی عصبی را شناسایی کردند. نکته مهم این بود که هنگام بررسی نمونههای انسانی افراد مبتلا به چاقی، بسیاری از همین الگوهای مولکولی مشاهده شد. این موضوع احتمال میدهد آسیبهای مشابهی در انسانها نیز رخ دهد.
چرا این کشف اهمیت دارد؟
پژوهشگران معتقدند، این ارتباط میان چاقی، التهاب و آسیب اعصاب احتمالا هرگز با روشهای سنتی کشف نمیشد زیرا تحقیقات گذشته معمولا تنها روی یک عضو خاص تمرکز داشتند اما «موسمپر» توانست بدن را بهعنوان سیستم یکپارچه بررسی کند و ارتباطهای پنهان میان بخشهای مختلف آن را آشکار سازد.
آنان اظهار کردند: «موسمپر» میتواند به ابزاری ارزشمند برای مطالعه بسیاری از بیماریهایی تبدیل شود که همزمان چندین اندام را تحت تاثیر قرار میدهند. این بیماریها ممکن است شامل دیابت، سرطان، بیماریهای خودایمنی و اختلالات مغزی باشند. دانشمندان همچنین مجموعه دادههای تصویربرداری کل بدن را به صورت آنلاین در دسترس عموم قرار دادهاند تا محققان در سراسر جهان بتوانند اطلاعات را بررسی کرده و تغییرات مرتبط با چاقی را در بافتها و اندامهای مختلف مطالعه کنند.
آینده پزشکی با “دوقلوهای دیجیتال”
علی ارتورک، رهبر این پروژه میگوید: هدف بلندمدت گروه پژوهشی ایجاد «دوقلوهای دیجیتال» از بدن موجودات زنده است، مدلهای بسیار دقیقی که دانشمندان بتوانند روی رایانه آنها را مطالعه کنند. چنین مدلهایی میتوانند به شناسایی زودهنگام بیماریها، آزمایش درمانهای جدید و حتی کاهش نیاز به آزمایشهای حیوانی کمک کنند.
جمعبندی
نتایج این پژوهش شواهد جدیدی ارائه کرد که نشان میدهد، چاقی فقط موجب افزایش وزن نمیشود، بلکه میتواند در سطح سلولی ساختار بدن را تغییر دهد و حتی به اعصابی آسیب برساند که پیشتر تصور نمیشد در برابر چاقی آسیبپذیر باشند. این یافتهها ممکن است توضیحی برای برخی علائم مشاهده شده در افراد مبتلا به چاقی، مانند بیحسی، کاهش حس لامسه و برخی انواع دردهای عصبی باشد.
بر اساس گزارش نوریج، بخش عمده این پژوهش روی موشها انجام شده و برای تایید کامل نتایج در انسانها به مطالعات بیشتری نیاز است. با این حال، این پژوهش نمونهای روشن از قدرت روزافزون هوش مصنوعی در پزشکی مدرن است؛ فناوریای که امروز امکان مشاهده و درک بیماریها را به شیوهای فراهم کرده که فقط چند سال پیش غیرقابل تصور بود.
نتایج این پژوهش پژوهشگران «هلمهولتس مونیخ» (Helmholtz Munich)، دانشگاه «لودویگ ماکسیمیلیان» (Ludwig Maximilians) و چند مرکز تحقیقاتی دیگر در نشریه «نیچر» (Nature) منتشر شده است.
پوشش ۹۸ درصدی غربالگری نوزادان در شرق هرمزگان

رییس دانشکده علوم پزشکی شرق هرمزگان از اجرای موفقیتآمیز برنامه غربالگری کمکاری مادرزادی تیروئید با پوشش ۹۸ درصدی خبر داد و گفت: با تشخیص بهموقع این بیماری در ۲۵ نوزاد، روند درمان تخصصی آنان آغاز شده است.
دکتر رضا صفری روز چهارشنبه با اعلام این خبر اظهار کرد: برنامه غربالگری نوزادان یکی از اولویتهای حیاتی حوزه سلامت است که با هدف شناسایی بهموقع کمکاری مادرزادی تیروئید و پیشگیری از عوارض جبرانناپذیر آن در دستور کار این دانشکده قرار دارد.
وی بیان کرد: در سال گذشته ۱۰ هزار و ۱۵۷ نوزاد در مناطق تحت پوشش شرق هرمزگان متولد شدند که از این تعداد ۹ هزار و ۹۵۰ نوزاد (معادل حدود ۹۸ درصد) تحت پوشش برنامه غربالگری قرار گرفتند و مورد آزمایشهای لازم قرار گرفتند.
غربالگری ۹۹۵۰ نوزاد شرق هرمزگان برای تشخیص زودهنگام کمکاری تیروئید
شناسایی و ارجاع ۲۵ نوزاد نیازمند درمان
رییس دانشکده علوم پزشکی شرق هرمزگان با اشاره به دستاوردهای این طرح گفت: در نتیجه اجرای دقیق این غربالگری، ۲۵ نوزاد مبتلا به کمکاری تیروئید شناسایی شدند و بلافاصله پس از اعلام نتایج آزمایشها، فرآیند ارجاع این نوزادان به پزشکان فوقتخصص و متخصص جهت دریافت درمانهای لازم و پیگیریهای مستمر درمانی انجام شد.
وی تاکید کرد: تشخیص و آغاز درمان کمکاری مادرزادی تیروئید در روزهای طلایی پس از تولد، نقش مؤثری در جلوگیری از بروز اختلالات رشدی و ذهنی در کودکان ایفا میکند و اجرای چنین برنامههایی، گامی کلیدی در ارتقای شاخصهای سلامت نسل آینده است.
تداوم طرح غربالگری با مشارکت کادر بهداشت
دکتر صفری ضمن قدردانی از تلاشهای شبانهروزی کادر سلامت در تمامی مراکز بهداشتی و درمانی منطقه، تصریح کرد: موفقیت این طرح مرهون همکاری منسجم تیمهای بهداشتی و اطلاعرسانی صحیح به خانوادهها بوده است.
وی خاطرنشان کرد: این برنامه با جدیت و تداوم در مراکز تحت پوشش دانشکده علوم پزشکی شرق هرمزگان درحال پیگیری است تا هیچ نوزادی از خدمات غربالگری در این زمینه بیبهره نماند و شاهد کاهش حداکثری عوارض ناشی از این بیماری در منطقه باشیم.
شهرستان میناب با جمعیتی افزونبر ۳۰۰ هزار نفر در ۹۰ کیلومتری شرق بندرعباس، مرکز ثقل ارائه خدمات درمانی در شرق استان هرمزگان محسوب میشود.
وقتی خواب ناکافی خلق کودکان را به هم میزند

وقتی خواب کودکان و نوجوانان به اندازه کافی تأمین نمیشود، نخستین نشانهها نه در ظاهر خستگی، بلکه در رفتار و احساسات آنها دیده میشود؛ مسئلهای که اگر نادیده گرفته شود، بر یادگیری، روابط خانوادگی و سلامت روان فرزندان تأثیر جدی میگذارد.
خواب، برای کودکان و نوجوانان فقط یک استراحت ساده نیست، بلکه فرایندی حیاتی برای رشد مغز، تنظیم هیجانات و تثبیت یادگیری است. با این حال، در سبک زندگی امروزی که استفاده از ابزارهای دیجیتال، برنامههای فشرده درسی و تغییر الگوهای زندگی افزایش یافته، کمخوابی به یکی از مشکلات شایع در میان نسلهای کمسن تبدیل شده است. بسیاری از والدین، بدخلقی، لجبازی یا بیحوصلگی فرزندان خود را به مسائل تربیتی نسبت میدهند، در حالی که در موارد قابل توجهی، ریشه این رفتارها را باید در «مغزی خسته» جستوجو کرد، نه در «رفتاری مشکلدار».
وقتی فرماندهی مختل میشود
در هنگام خواب، مغز وارد مرحلهای از بازسازی و تنظیم میشود. این فرآیند شامل تثبیت حافظه، پاکسازی سموم عصبی و تنظیم شبکههای هیجانی است. وقتی کودک یا نوجوان به اندازه کافی نمیخوابد، این چرخه حیاتی مختل میشود.
یکی از نخستین بخشهایی که تحت تأثیر کمخوابی قرار میگیرد، قشر پیشپیشانی است، بخشی از مغز که مسئول تصمیمگیری، کنترل رفتار و تنظیم احساسات است. ضعف عملکرد این ناحیه باعث میشود کودک صبر کمتری داشته باشد، زودتر عصبانی شود و در کنترل واکنشهایش دچار مشکل شود.
از سوی دیگر، کمخوابی باعث افزایش فعالیت در مراکز هیجانی مغز میشود، به همین دلیل واکنشهای احساسی مانند خشم، گریه یا اضطراب شدت میگیرند. در چنین شرایطی، حتی مسائل کوچک میتوانند به واکنشهای بزرگ و غیرمنتظره منجر شوند.
حافظه و یادگیری قربانیان خاموش بیخوابی
یکی از مهمترین کارکردهای خواب، تثبیت اطلاعات در مغز است. در طول خواب، مغز آنچه در طول روز آموخته را پردازش و دستهبندی میکند. کمخوابی این روند را مختل کرده و باعث کاهش توانایی یادگیری و به خاطر سپردن مطالب میشود.
کودکی که خواب کافی ندارد، ممکن است در کلاس درس تمرکز لازم را نداشته باشد، مطالب را سریع فراموش کند و در انجام تکالیف دچار اشتباهات مکرر شود. این موضوع گاهی به اشتباه به ضعف درسی یا بیتوجهی نسبت داده میشود، در حالی که عامل اصلی میتواند صرفاً کمبود خواب باشد.
نشانههای کمخوابی در سنین مختلف
کمخوابی در کودکان و نوجوانان همیشه به شکل «خوابآلودگی» بروز نمیکند، بلکه اغلب با علائم رفتاری و هیجانی همراه است که ممکن است والدین را دچار سوءبرداشت کند.
در محیط مدرسه: دانشآموزان کمخواب معمولاً با افت تمرکز، کندی در یادگیری و اشتباهات مکرر مواجه میشوند. این کودکان ممکن است در کلاس بیحوصله به نظر برسند یا نتوانند دستورالعملها را به درستی دنبال کنند.
در نوجوانان: نوجوانی دورهای حساس از نظر تغییرات هورمونی و هیجانی است. کمخوابی در این سن میتواند به نوسانات شدید خلق، پرخاشگری، کاهش انگیزه و حتی رفتارهای تکانشی منجر شود. برخی از این نشانهها ممکن است با چالشهای طبیعی این دوره اشتباه گرفته شوند.
در کودکان کمسنتر: برخلاف تصور رایج، کمخوابی در کودکان اغلب به صورت «بیشفعالی کاذب» ظاهر میشود. کودک ممکن است بیش از حد پرجنبوجوش، تحریکپذیر یا وابسته به والدین شود. کاهش تمرکز و چسبندگی عاطفی نیز از دیگر نشانههای رایج است.
چرا کمخوابی بیشتر شده است؟
تغییر سبک زندگی در سالهای اخیر، نقش مهمی در افزایش کمخوابی دارد. استفاده از تلفن همراه و تبلت پیش از خواب، یکی از عوامل اصلی است. نور آبی این دستگاهها تولید هورمون ملاتونین (هورمون خواب) را کاهش داده و به تأخیر در به خواب رفتن منجر میشود.
همچنین برنامههای نامنظم خواب، مصرف نوشیدنیهای کافئیندار، فشارهای درسی و کاهش فعالیت بدنی، همگی در کاهش کیفیت خواب نقش دارند. در برخی خانوادهها نیز خواب به عنوان ابزار تنبیه استفاده میشود که این موضوع میتواند نگرش کودک به خواب را منفی کند.
راهکارهایی برای بهبود کیفیت خواب
ایجاد عادات خواب سالم، یکی از مهمترین اقداماتی است که والدین میتوانند برای سلامت روان و جسم فرزندان خود انجام دهند. این کار نیازمند ثبات، آگاهی و همکاری خانواده است.
ثبات در زمان خواب و بیداری: بدن انسان دارای یک ساعت زیستی است که با نظم در خواب تنظیم میشود. حتی در روزهای تعطیل نیز بهتر است زمان خواب و بیداری تا حد امکان ثابت باقی بماند.
محیط مناسب خواب: اتاق خواب باید تاریک، ساکت و کمی خنک باشد. چنین شرایطی به مغز کمک میکند سریعتر وارد فاز خواب عمیق شود.
کاهش استفاده از وسایل دیجیتال: خاموش کردن گوشی، تبلت و تلویزیون حداقل یک ساعت قبل از خواب، تأثیر قابل توجهی در بهبود کیفیت خواب دارد. این زمان میتواند با فعالیتهایی مانند مطالعه، گوش دادن به موسیقی ملایم یا نوشتن افکار جایگزین شود.
پرهیز از محرکها:مصرف نوشیدنیهای حاوی کافئین مانند چای پررنگ، قهوه یا نوشابههای انرژیزا در ساعات عصر و شب باید محدود شود.
فعالیت بدنی منظم: تحرک روزانه به تنظیم خواب کمک میکند، اما انجام فعالیتهای سنگین درست قبل از خواب توصیه نمیشود.
نگرش مثبت به خواب: خواب نباید به عنوان تنبیه یا اجبار معرفی شود. ایجاد حس آرامش و امنیت در زمان خواب، نقش مهمی در پذیرش آن توسط کودک دارد.
نقش والدین
والدین نه تنها باید بر خواب فرزندان خود نظارت داشته باشند، بلکه باید خود نیز الگوی مناسبی در این زمینه باشند. کودکانی که والدینشان برنامه خواب منظم دارند، بیشتر تمایل به رعایت این الگو پیدا میکنند.
همچنین گفتوگو با کودک درباره اهمیت خواب، بدون ایجاد ترس یا فشار، میتواند در شکلگیری عادات سالم مؤثر باشد. در مواردی که مشکلات خواب به صورت جدی ادامهدار باشد، مشورت با متخصصان سلامت کودک ضروری است.
کمخوابی؛ ریشه اختلالات رفتاری کودکان
کمخوابی، مسئلهای ساده و گذرا نیست، بلکه عاملی تأثیرگذار بر رفتار، یادگیری و سلامت روان کودکان و نوجوانان است. بسیاری از رفتارهایی که به عنوان لجبازی، بینظمی یا بیانگیزگی شناخته میشوند، ممکن است در واقع نشانههایی از خستگی مغز باشند.
شناخت این موضوع و توجه به کیفیت خواب، میتواند به بهبود روابط خانوادگی، افزایش موفقیت تحصیلی و ارتقای سلامت روان نسل آینده کمک کند. گاهی یک ساعت خواب بیشتر، میتواند تفاوتی بزرگ در خلقوخو و عملکرد یک کودک ایجاد کند.
برچسب زدن به افراد؛ زخمی که با کلمات ایجاد میشود

برچسبزدن به دیگران، شاید فقط چند کلمه به نظر برسد، اما تأثیر عمیقی روی زندگی و شخصیت افراد میگذارد. وقتی کسی را با یک واژه محدود میکنیم، حق رشد، تغییر و دیده شدن واقعی او نادیده گرفته میشود و این رفتار از نظر اخلاقی نادرست است.
در زندگی اجتماعی، انسانها ناگزیر درباره هم قضاوت میکنند. اما گاهی این قضاوتها به شکل «برچسبزدن» بروز پیدا میکند؛ یعنی یک فرد فقط با یک ویژگی یا اشتباهش شناخته میشود و همه هویت او در یک واژه خلاصه میگردد. وقتی به کسی «بیعرضه»، «تنبل»، «مشکلدار» یا «بزهکار» میگوییم، در واقع او را از جایگاه یک انسان چندبعدی به یک تصویر محدود فرو میکاهیم. این کار شاید در ظاهر بیاهمیت به نظر برسد، اما در حقیقت رفتاری غیراخلاقی و آسیبزننده به شخصیت انسان است.
برچسبزدن دقیقاً یعنی چه؟
برچسبزدن نوعی سادهسازی نادرست است. ما بهجای توجه به مجموعه رفتارها و شرایط زندگی یک فرد، او را فقط با یک ویژگی منفی تعریف میکنیم. ذهن انسان برای درک بهتر دنیا تمایل دارد افراد را دستهبندی کند اما وقتی این دستهبندی با قضاوت قطعی و منفی همراه شود، تبدیل به انگزدن میشود. در این حالت، بهجای اینکه بگوییم «این فرد در این کار موفق نبود»، میگوییم «این فرد ناتوان است». تفاوت این دو جمله در این است که اولی رفتار را نقد میکند اما دومی شخصیت را هدف قرار میدهد.
چرا برچسبزدن از نظر اخلاقی نادرست است؟
نخستین دلیل آن بیاحترامی به کرامت انسان است. هر انسانی حق دارد فراتر از اشتباهات یا ضعفهایش دیده شود. وقتی به کسی برچسب میزنیم، او را از حق انتخاب هویت خود محروم میکنیم. از سوی دیگر، برچسبزدن باعث میشود انسان را به یک کلمه تقلیل دهیم، در حالی که شخصیت افراد پیچیده، قابل رشد و تغییرپذیر است. این رفتار همچنین به تبعیض اجتماعی دامن میزند، زیرا معمولاً علیه کسانی بهکار میرود که در موقعیت ضعیفتری قرار دارند؛ مثل کودکان، بیماران، مهاجران یا اقشار کمدرآمد. علاوه بر این، برچسبزدن به ما احساس برتری میدهد و مسئولیت اخلاقی را از دوشمان برمیدارد، گویی قضاوت ما حقیقت مطلق است.
تأثیر برچسبزدن بر روح و زندگی افراد
کسی که مدام با برچسبهای منفی مواجه میشود، بهتدریج این برچسبها را باور میکند. عزتنفس او کاهش مییابد و احساس شرم و بیارزشی در وجودش ریشه میدواند. این موضوع میتواند روابط اجتماعی فرد را محدود کرده و فرصتهای شغلی، تحصیلی یا عاطفی او را کم کند. گاهی حتی برچسب به واقعیت تبدیل میشود. نوجوانی که دائماً «مشکلساز» خطاب میشود، ممکن است واقعاً به سمت رفتارهای آسیبزا کشیده شود، زیرا دیگران همواره همان تصویر را از او دارند.
حضور برچسبزدن در زندگی روزمره
این پدیده فقط در سطح کلان اجتماعی رخ نمیدهد، بلکه در محیط خانه، مدرسه، محل کار و فضای مجازی بهراحتی دیده میشود. در خانواده، والدین ممکن است ناخواسته به فرزندان خود لقبهایی مانند «تنبل» یا «شیطان» بدهند. در مدرسه، دانشآموزی که یکبار اشتباه کرده، شاید برای همیشه «ضعیف» شناخته شود. در محیط کار نیز بعضی افراد بهسرعت برچسب «بیکفایت» یا «مسئلهدار» میخورند. در شبکههای اجتماعی هم کوچکترین اشتباه، به موجی از قضاوت و حمله تبدیل میشود. این کلمات فقط نظر شخصی نیستند، بلکه گاهی سرنوشتساز میشوند.
نقش رسانهها و فضای مجازی
رسانهها و شبکههای اجتماعی به دلیل گستره و سرعت اثرگذاری، نقش مهمی در ترویج یا کاهش برچسبزدن دارند. وقتی رسانهها با واژههایی کلی و منفی درباره گروهی از مردم صحبت میکنند، ذهن مخاطب بهسمت قضاوتهای سادهانگارانه سوق داده میشود. در فضای مجازی نیز کاربران بدون شناخت کافی، درباره شخصیت دیگران اظهار نظر میکنند و این قضاوتها برای مدت طولانی قابل مشاهده است. در چنین شرایطی، یک لغزش میتواند به هویت اجتماعی فرد تبدیل شود.
مسئولیت اخلاقی ما در انتخاب کلمات
اخلاق انسانی بر چند اصل مهم تکیه دارد؛ احترام به انسانیت دیگران، عدالت در قضاوت، مسئولیتپذیری در گفتار و همدلی. برچسبزدن با همه این اصول در تضاد است. وقتی درباره کسی صحبت میکنیم، باید به یاد داشته باشیم که کلمات میتوانند هم شفابخش باشند و هم مخرب. گاهی یک جمله ما تا سالها در ذهن دیگری باقی میماند.
برچسب زدن به افراد؛ زخمی که با کلمات ایجاد میشود
چگونه میتوانیم از برچسبزدن پرهیز کنیم؟
راهکار اصلی این است که رفتار را از شخصیت جدا کنیم. نقد کردن یک اقدام، با قضاوت درباره تمام هویت فرد تفاوت دارد. بهتر است پیش از قضاوت، از خود بپرسیم آیا همه واقعیت را میدانیم یا فقط بخشی از آن را دیدهایم. استفاده از زبان ملایمتر، پرسیدن سؤال بهجای پیشداوری و تلاش برای فهمیدن شرایط طرف مقابل، به ما کمک میکند منصفتر باشیم. در خانواده نیز والدین میتوانند بهجای برچسب، از جملاتی استفاده کنند که انگیزه رشد و تلاش را افزایش دهد.
ارزش پذیرش تفاوتها
یکی از دلایل اصلی برچسبزدن، ناتوانی در پذیرش تفاوتهاست. انسانها از نظر باورها، سبک زندگی، ظاهر و شخصیت با هم فرق دارند. جامعهای اخلاقیتر است که بهجای حذف و طرد افراد، تلاش کند آنها را بفهمد و با احترام با تفاوتها کنار بیاید. رواج برچسبزدن باعث کاهش اعتماد اجتماعی و دور شدن انسانها از یکدیگر میشود.
انسانیتر دیدن یکدیگر
برچسبزدن ظاهراً کاری ساده است، اما پیامدهای عمیق روانی و اجتماعی دارد. این رفتار فرصت رشد را از افراد میگیرد، آنها را به حاشیه میراند و کرامت انسانیشان را نادیده میگیرد. اگر هرکدام از ما در انتخاب واژهها دقت کنیم و به جای قضاوت شتابزده، کمی بیشتر به شرایط دیگران فکر کنیم، جامعهای مهربانتر و عادلانهتر خواهیم ساخت. انسانها شایسته آن هستند که با هویت واقعی و چندبعدیشان شناخته شوند، نه با برچسبهایی که گاهی در چند ثانیه بر آنها زده میشود.
از خستگی ذهن تا امید تازه؛ راهی که از درون تو میگذرد

بدخلقی، بیحوصلگی و زودرنجی وضعیتی است که گاهی به فشارهای روزمره، تغییرات هورمونی، تنشهای خانوادگی یا دغدغههای تحصیلی و اجتماعی مرتبط است. اگر این احساسات به صورت مداوم ادامه پیدا کند و با ناامیدی، بیعلاقگی یا خشم شدید همراه شود، ممکن است موضوع فقط یک حال بد گذرا نباشد.
بدخلقی و نوسانهای خلقی بخشی از تجربه طبیعی زندگی به شمار میرود و تقریباً همه افراد در مقاطعی از زندگی خود روزهایی را پشت سر میگذارند که زودرنج، عصبی یا بیحوصله هستند. این وضعیت بهویژه در سالهای نوجوانی بیشتر دیده میشود، دورهای که فرد همزمان با تغییرات جسمی، هورمونی، عاطفی و اجتماعی روبهروست.
بر اساس مطلب منتشرشده در سایت WebMD، اگرچه بدخلقیهای مقطعی معمولاً طبیعی است، اما تداوم این وضعیت میتواند هم برای خود فرد و هم برای اطرافیان او مشکلساز شود. به گفته کارشناسان، در برخی موارد، خلق پایین یا تحریکپذیری مداوم ممکن است نشانهای از یک اختلال جدیتر مانند افسردگی باشد؛ موضوعی که نیازمند توجه و پیگیری تخصصی است.
فشارهای روزمره یکی از مهمترین دلایل بدخلقی
یکی از دلایل اصلی بدخلقی، بهویژه در نوجوانان، فشارهایی است که از محیط اطراف به آنها وارد میشود. انتظارات تحصیلی، تلاش برای موفقیت در فعالیتهای فوقبرنامه، تمایل به پذیرفته شدن در جمع همسالان و در عین حال دغدغه ظاهر و محبوبیت، همگی میتواند فشار روانی زیادی ایجاد کند. نوجوان در این دوره از یک سو میخواهد مستقل باشد و مانند یک بزرگسال با او رفتار شود و از سوی دیگر هنوز در بسیاری از موقعیتها به حمایت خانواده نیاز دارد. همین وضعیت بینابینی، گاه احساس سردرگمی، تنهایی و اضطراب ایجاد میکند و زمینهساز نوسانهای خلقی میشود.
بلوغ و تغییرات هورمونی چه نقشی دارند؟
یکی دیگر از عوامل مؤثر بر بدخلقی و نوسانهای خلقی، تغییرات هورمونی دوران بلوغ است. متخصصان توضیح میدهند هورمونهایی که در این دوره فعال میشوند، تنها مسئول تغییرات جسمی نیستند، بلکه میتوانند بر احساسات و واکنشهای فرد نیز اثر بگذارند. به همین دلیل بسیاری از نوجوانان در این سالها بدون آنکه علت روشنی برای آن پیدا کنند، دچار تغییرات ناگهانی خلق میشوند. این وضعیت ممکن است هم برای خود نوجوان و هم برای خانواده و اطرافیان او گیجکننده باشد، اما در بسیاری از موارد بخشی از روند طبیعی رشد به شمار میرود.
چه زمانی بدخلقی دیگر طبیعی نیست؟
اگرچه بدخلقیهای کوتاهمدت بخشی از زندگی طبیعی است، اما متخصصان تأکید میکنند زمانی که تحریکپذیری، غمگینی، ناامیدی یا بیعلاقگی نسبت به فعالیتهای مورد علاقه برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، باید آن را جدی گرفت. به گفته کارشناسان، چنین نشانههایی ممکن است فقط یک تغییر خلق ساده نباشد و به افسردگی یا دیگر اختلالات خلقی مربوط باشد. افسردگی صرفاً احساس غم یا ناراحتی نیست، بلکه میتواند با خشم زیاد، بیتفاوتی، کنارهگیری و در موارد شدید حتی افکار آسیب به خود همراه شود. به همین دلیل در صورت تداوم این نشانهها، مراجعه به پزشک، مشاور یا رواندرمانگر ضروری است.
وقتی بی حوصلگی فراتر از یک حال بد موقت است
چگونه میتوان از یک حال بد عبور کرد؟
متخصصان سلامت روان معتقدند برخی راهکارهای ساده میتواند به کاهش شدت بدخلقی و مدیریت بهتر احساسات کمک کند. یکی از این توصیهها، تمرکز بر چیزهایی است که فرد بابت آنها احساس قدردانی دارد. یادآوری افرادی که در زندگی حامی انسان هستند یا توجه به اتفاقات مثبت، میتواند جریان فکرهای منفی را تا حدی متوقف کند.
انجام یک کار خوب برای دیگران نیز از دیگر پیشنهادهاست. کمک کردن به یک دوست، یکی از اعضای خانواده یا هر فردی که به حمایت نیاز دارد، میتواند توجه فرد را از حال منفی خود دور کند و احساس مفید بودن ایجاد کند.
گوش دادن به موسیقی شاد و انرژیبخش نیز یکی از راههای ساده برای تغییر حال و هواست. موسیقی میتواند سطح تنش را کاهش دهد و بر احساسات فرد اثر مثبت بگذارد.
کارشناسان همچنین توصیه میکنند افراد تلاش کنند عامل محرک بدخلقی خود را شناسایی کنند. اگر مشخص شود چه چیزی باعث ناراحتی یا خشم شده است، احتمال مدیریت یا حل آن بیشتر میشود. در کنار این موضوع، گفتوگو با یک دوست، والدین، معلم یا مشاور میتواند از انباشته شدن احساسات منفی جلوگیری کند. بسیاری از مشکلات زمانی بزرگتر و پیچیدهتر به نظر میرسند که فرد آنها را در درون خود نگه میدارد.
ورزش، خواب و تخلیه هیجانی
فعالیت بدنی منظم نیز از جمله راهکارهایی است که میتواند در بهبود خلق نقش مؤثری داشته باشد. پیادهروی، دوچرخهسواری، ورزشهای گروهی یا حتی چند دقیقه حضور در فضای باز و تنفس عمیق میتواند به کاهش تنش و بهتر شدن حال فرد کمک کند.
خواب کافی نیز اهمیت زیادی دارد. کمخوابی میتواند باعث تحریکپذیری، خستگی ذهنی و کاهش توان فرد در مدیریت احساسات شود. متخصصان توصیه میکنند نوجوانان هر شب حدود هشت و نیم تا نه و نیم ساعت خواب داشته باشند تا بدن و ذهن فرصت بازیابی پیدا کند.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند گاهی ابراز احساسات از طریق گریه کردن، نوشتن، هنر، ورزش یا حتی پیدا کردن یک سرگرمی تازه میتواند به تخلیه روانی کمک کند. به گفته آنها، داشتن یک مسیر سالم برای بیان احساسات، از انباشت خشم و ناراحتی پیشگیری میکند.
کمک تخصصی زمانی که حال بد ماندگار میشود
اگر احساس غم، تحریکپذیری، بیحوصلگی یا ناامیدی به طور مکرر تکرار شود و فرد نتواند از آن خارج شود، باید از یک متخصص کمک بگیرد. مشکلات خلقی درمانپذیر است و نباید تصور کرد که فرد ناچار است این شرایط را به تنهایی تحمل کند. مداخله بهموقع میتواند از تشدید علائم جلوگیری کند و کیفیت زندگی فرد را به شکل قابل توجهی بهبود ببخشد.
بدخلقی و نوسان خلقی، بهویژه در دوران نوجوانی، تجربهای رایج است، اما زمانی که این وضعیت طولانی و شدید شود، میتواند نشانهای از یک مشکل جدیتر باشد. متخصصان میگویند شناخت عوامل زمینهساز، توجه به سلامت روان، خواب کافی، فعالیت بدنی، گفتوگو با اطرافیان و در صورت نیاز مراجعه به مشاور، از مهمترین راهکارهای عبور از این وضعیت است. در واقع، توجه به یک حال بد مداوم نهتنها به حفظ آرامش فرد کمک میکند، بلکه میتواند از بروز مشکلات عمیقتر روانی نیز پیشگیری کند.
مسواک خونی؛ زنگ خطر خاموش برای سلامت لثهها

خونریزی لثه هنگام مسواک زدن، اتفاقی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت و میتواند زنگ خطری خاموش برای سلامت عمومی بدن باشد.
خون دیدن روی مسواک یا هنگام شستن دهان، تجربهای است که بسیاری از افراد دستکم یکبار با آن روبهرو شدهاند. بعضیها این اتفاق را طبیعی میدانند و برخی دیگر آن را به محکم مسواک زدن ربط میدهند اما متخصصان سلامت دهان و دندان معتقدند خونریزی لثه معمولاً یک هشدار جدی از سوی بدن است که اگر نادیده گرفته شود، میتواند به بیماریهای پیشرفته لثه، تحلیل استخوان فک و حتی از دست دادن دندانها منجر شود.
لثه سالم هنگام مسواک زدن یا استفاده از نخ دندان نباید خونریزی داشته باشد. بنابراین مشاهده خون، هرچند اندک، اغلب نشانه وجود التهاب در بافت لثه است که در مراحل اولیه «ژنژیویت» نام دارد و در صورت درمان نشدن میتواند به «پریودنتیت» یا بیماری شدید لثه تبدیل شود.
پلاک باکتریایی متهم اصلی خونریزی لثه
دندانپزشکان مهمترین علت خونریزی لثه را تجمع پلاکهای باکتریایی روی دندانها و حاشیه لثه میدانند. پلاک، لایهای نرم و بیرنگ از باکتریهاست که در اثر باقی ماندن ذرات غذا روی دندان تشکیل میشود. اگر این لایه بهطور منظم با مسواک و نخ دندان پاک نشود، به مرور زمان سفت شده و به جرم تبدیل میشود.
جرم دندانی محیط مناسبی برای رشد باکتریها فراهم میکند. این باکتریها موجب تحریک و التهاب لثه میشوند و در نتیجه، لثه هنگام تماس با مسواک یا نخ دندان دچار خونریزی میشود.
متخصصان تأکید میکنند که در مراحل ابتدایی، التهاب لثه معمولاً بدون درد است و تنها نشانه آن میتواند خونریزی خفیف باشد که باعث میشود بسیاری از افراد آن را جدی نگیرند.
مسواک زبر و فشار زیاد، اشتباهی رایج
بسیاری تصور میکنند هرچه محکمتر مسواک بزنند، دندانهایشان تمیزتر میشود، در حالی که فشار زیاد نهتنها مفید نیست، بلکه میتواند به لثه آسیب بزند.
استفاده از مسواکهای زبر یا حرکات خشن هنگام مسواک زدن باعث خراش و تحریک لثه میشود و احتمال خونریزی را افزایش میدهد. این رفتار در طولانیمدت حتی میتواند باعث تحلیل لثه و حساس شدن ریشه دندانها شود.
دندانپزشکان توصیه میکنند از مسواک با الیاف نرم استفاده شود و مسواک زدن با حرکات آرام و دایرهای انجام گیرد، نه حرکات رفت و برگشتی شدید.
نخ دندان؛ مفید اما در صورت استفاده نادرست آسیبزا
افرادی که بهتازگی استفاده از نخ دندان را شروع میکنند، ممکن است در روزهای ابتدایی با خونریزی مواجه شوند. این اتفاق معمولاً به دلیل التهاب قبلی لثه و همچنین استفاده نادرست از نخ دندان رخ میدهد.
اگر نخ دندان با فشار زیاد وارد فضای بین دندانها شود، میتواند لثه را زخمی کند. اما نکته مهم این است که قطع کردن نخ دندان به دلیل خونریزی، اشتباه است. در بیشتر موارد، با ادامه صحیح استفاده از نخ دندان و کاهش التهاب، خونریزی طی چند روز کمتر میشود.
متخصصان توصیه میکنند نخ دندان بهآرامی و با حرکت کنترلشده در امتداد دیواره دندان حرکت داده شود تا به بافت لثه آسیب وارد نشود.
نقش تغذیه و کمبود ویتامینها
کمبود برخی ویتامینها نیز میتواند سلامت لثه را تحت تأثیر قرار دهد. ویتامین C نقش مهمی در ترمیم بافتها و تقویت سیستم ایمنی دارد و کمبود آن میتواند موجب ضعف و خونریزی لثه شود.
ویتامین K نیز در فرآیند انعقاد خون مؤثر است و کمبود آن احتمال خونریزی را افزایش میدهد.
متخصصان تغذیه توصیه میکنند مصرف میوهها و سبزیجات تازه، مرکبات، فلفل دلمهای، کیوی، سبزیهای برگ سبز و مواد غذایی حاوی ویتامین K در رژیم غذایی روزانه جدی گرفته شود.
تغییرات هورمونی و حساس شدن لثهها
در برخی دورههای زندگی، تغییرات هورمونی باعث افزایش حساسیت لثهها میشود. دوران بارداری، بلوغ و حتی قاعدگی میتواند موجب افزایش جریان خون در بافت لثه و در نتیجه التهاب و خونریزی شود.
به همین دلیل، زنان باردار بیشتر در معرض «ژنژیویت بارداری» قرار دارند. متخصصان تأکید میکنند رعایت دقیق بهداشت دهان در این دوره اهمیت دوچندان دارد، زیرا بیماریهای لثه در بارداری میتواند با برخی عوارض مانند زایمان زودرس نیز مرتبط باشد.
بیماریها و داروهایی که لثه را درگیر میکنند
گاهی خونریزی لثه تنها به مشکلات دهان محدود نمیشود و میتواند نشانهای از بیماریهای زمینهای باشد.
دیابت کنترلنشده، اختلالات انعقاد خون، ضعف سیستم ایمنی و برخی بیماریهای خونی از جمله عواملی هستند که احتمال التهاب و خونریزی لثه را افزایش میدهند.همچنین مصرف برخی داروها مانند رقیقکنندههای خون، داروهای ضدتشنج و بعضی داروهای فشار خون میتواند روی سلامت لثه اثر بگذارد.
متخصصان توصیه میکنند افرادی که خونریزی مداوم لثه دارند و همزمان داروی خاصی مصرف میکنند، این موضوع را با دندانپزشک و پزشک معالج خود مطرح کنند.
چهار گام ساده برای کاهش خونریزی لثه
متخصصان سلامت دهان معتقدند رعایت چند اقدام ساده میتواند در بسیاری از موارد التهاب لثه را کاهش دهد و خونریزی را متوقف کند.
۱- مسواک نرم و روش صحیح
استفاده از مسواک نرم یکی از مهمترین توصیههاست. حرکات آرام و دایرهای به پاکسازی بهتر دندانها کمک میکند و فشار کمتری به لثه وارد میشود.همچنین بهتر است مسواک هر سه ماه یکبار تعویض شود، زیرا الیاف فرسوده کارایی کمتری دارند و ممکن است به لثه آسیب بزنند.
۲- نخ دندان منظم
استفاده روزانه از نخ دندان به حذف پلاک از فضاهای بین دندانها کمک میکند؛ نقاطی که مسواک به آنها دسترسی ندارد.اگرچه در روزهای اول ممکن است کمی خونریزی وجود داشته باشد، اما ادامه صحیح این کار معمولاً التهاب را کاهش میدهد.
۳- آبنمک ولرم
شستوشوی دهان با آبنمک ولرم، دو بار در روز، یکی از روشهای ساده برای کاهش التهاب و تورم لثه است. نمک خاصیت ضدعفونیکننده ملایمی دارد و میتواند به بهبود بافت آسیبدیده کمک کند.
۴- کمپرس سرد
اگر خونریزی ناشی از ضربه یا تحریک موضعی باشد، استفاده از کمپرس سرد روی گونه میتواند تورم و خونریزی را کاهش دهد.
چه زمانی مراجعه به دندانپزشک ضروری است؟
هر خونریزی لثهای نیاز به درمان فوری ندارد، اما برخی علائم هشداردهنده نشان میدهد که مراجعه به دندانپزشک نباید به تعویق بیفتد.اگر خونریزی بیش از یک هفته ادامه داشته باشد، یا همراه با بوی بد دائمی دهان، تورم شدید، درد، عقبرفتگی لثه و لق شدن دندانها باشد، احتمال پیشرفت بیماری لثه وجود دارد.
در مراحل پیشرفته، فاصلهای میان لثه و دندان ایجاد میشود که محل تجمع عفونت و باکتریهاست. در این شرایط، درمانهای تخصصی مانند جرمگیری عمیق یا درمانهای پریودنتال ضروری خواهد بود.
جرمگیری، درمانی فراتر از زیبایی
برخی افراد تصور میکنند جرمگیری فقط برای سفید شدن دندان انجام میشود، در حالی که هدف اصلی این درمان، حذف جرم و باکتریهایی است که سلامت لثه را تهدید میکنند.
دندانپزشکان توصیه میکنند افراد دستکم سالی یکبار برای معاینه و جرمگیری تخصصی مراجعه کنند. این اقدام میتواند از پیشرفت بیماریهای لثه جلوگیری کند و هزینههای درمانی آینده را کاهش دهد.
برخلاف باورهای نادرست، جرمگیری باعث ضعیف شدن دندان نمیشود، بلکه با حذف جرمهای تجمعیافته، التهاب لثه کاهش یافته و سلامت دهان حفظ میشود.
سلامت لثه بخشی از سلامت عمومی بدن
پژوهشهای پزشکی در سالهای اخیر نشان دادهاند بیماریهای لثه فقط به دهان محدود نمیشوند. التهاب مزمن لثه با افزایش خطر بیماریهای قلبی، دیابت و حتی برخی مشکلات تنفسی مرتبط دانسته شده است.
به همین دلیل متخصصان تأکید میکنند سلامت دهان بخشی جداییناپذیر از سلامت عمومی بدن است و نباید به خونریزی لثه به چشم یک مشکل ساده و گذرا نگاه کرد.در واقع، مسواک خونی اغلب پیامی از سوی بدن است که میگوید زمان توجه بیشتر به بهداشت دهان و مراجعه به دندانپزشک فرا رسیده است.
کولیره؛ نان سنتی سنندج با بافتی نرم و نیمهشیرین

نان کولیره سنندج یکی از اصیلترین نانهای محلی کردستان، با عطر دلانگیز هل و زعفران و بافتی نرم و نیمهشیرین، سالهاست جایگاه ویژهای در سفره مردم این منطقه دارد.
نان کولیره یکی از شناختهشدهترین نانهای محلی استان کردستان، بهویژه شهر سنندج است؛ نانی که در مرز میان «نان» و «شیرینی» قرار میگیرد و بهدلیل بافت نرم، طعم شیرین و عطر ادویههایی چون هل و زعفران، جایگاه ویژهای در فرهنگ غذایی مردم این منطقه دارد.
این نان که در زبان محلی گاه «کولیره» یا «گِته» نامیده میشود، نهتنها یک خوراک روزمره، بلکه بخشی از آیینها، مهمانیها و حتی مناسبتهای مذهبی محسوب میشود.
پیشینه و جایگاه فرهنگی کولیره در سنندج
کولیره ریشهای عمیق در فرهنگ بومی کردستان دارد و بهعنوان یکی از نمادهای آشپزی سنتی این منطقه شناخته میشود. در گذشته، پخت این نان بیشتر در تنورهای سنتی و توسط زنان خانواده انجام میگرفت، فرآیندی که علاوه بر تهیه غذا، نوعی فعالیت اجتماعی و انتقال تجربه میان نسلها بهشمار میرفت.
در برخی منابع اشاره شده که این نان در مناسبتهای خاص مانند ماه رمضان یا دورهمیهای خانوادگی بیشتر تهیه میشود و حتی در برخی روستاها رسم بوده که در روزهای خاصی از سال، زنان بهصورت جمعی به پخت آن میپرداختند.
ویژگی مهم کولیره، انعطافپذیری آن در دستور پخت است، بهگونهای که هر خانواده با توجه به ذائقه خود، تغییراتی در مواد اولیه یا روش پخت ایجاد میکند. همین موضوع باعث شده نسخههای مختلفی از این نان در مناطق مختلف کردستان وجود داشته باشد.
ویژگیهای ظاهری و طعمی نان کولیره
نان کولیره از نظر ظاهری شبیه نوعی کلوچه یا نان روغنی است. این نان معمولاً بهصورت دایرهای و نسبتاً تخت تهیه میشود و روی آن با چنگال یا دست طرحهایی ایجاد میکنند. رویه نان اغلب با ترکیبی از زرده تخممرغ، شیر و کنجد یا سیاهدانه پوشانده میشود که پس از پخت، ظاهری طلایی و اشتهابرانگیز به آن میبخشد.
از نظر طعم، کولیره نانی نیمهشیرین است، یعنی نه بهاندازه شیرینیهای معمولی شیرین است و نه کاملاً بیمزه مانند نانهای ساده. استفاده از موادی مانند هل، زعفران و گاهی زردچوبه، عطر و طعمی خاص به آن میدهد که آن را از سایر نانهای محلی متمایز میکند.
مواد اولیه نان کولیره
مواد اولیه این نان ساده اما در عین حال مغذی است و در اغلب خانهها بهراحتی یافت میشود. ترکیب اصلی شامل موارد زیر است:
آرد گندم: ۳ پیمانه
شیر ولرم: یک پیمانه
شکر: دو سوم پیمانه
خمیرمایه: یک قاشق غذاخوری
تخممرغ: یک عدد
روغن یا کره: نصف پیمانه
نمک: نصف قاشق چایخوری
مواد طعمدهنده و اختیاری
هل، زعفران دمکرده، وانیل، زردچوبه
برای رومال (روی نان)
زرده تخممرغ: یک عدد
شیر: ۲ قاشق چایخوری
کنجد یا سیاهدانه: به مقدار دلخواه
در برخی دستورهای سنتی، حتی از گیاهانی مانند گلرنگ برای ایجاد رنگ و عطر خاص استفاده میشود که نشاندهنده پیوند این نان با طبیعت و منابع محلی است.
مراحل تهیه نان کولیره
۱. آمادهسازی خمیرمایه
ابتدا خمیرمایه را با مقداری شیر ولرم و کمی شکر مخلوط کرده و چند دقیقه صبر میکنند تا فعال شود. این مرحله برای ایجاد بافت نرم و پفدار در نان بسیار مهم است.
۲. ترکیب مواد اولیه
در یک ظرف بزرگ، تخممرغ، شکر و ادویههایی مانند هل و وانیل را مخلوط میکنند. سپس شیر، روغن یا کره و خمیرمایه فعالشده را به آن اضافه میکنند و مواد را خوب هم میزنند تا یکدست شود.
۳. افزودن آرد و تهیه خمیر
آرد الکشده بهتدریج به مخلوط اضافه میشود تا خمیری نرم و لطیف بهدست آید. خمیر باید بهگونهای باشد که به دست نچسبد اما خشک هم نباشد.
۴. استراحت خمیر
خمیر آمادهشده را در ظرفی چرب قرار داده و روی آن را میپوشانند. سپس حدود ۱ تا ۲ ساعت در محیطی گرم قرار میدهند تا حجم آن دو برابر شود. این مرحله نقش کلیدی در کیفیت نهایی نان دارد.
۵. شکلدهی
پس از استراحت، خمیر را به قسمتهای مساوی تقسیم کرده و با وردنه به ضخامت حدود نیم سانتیمتر پهن میکنند. روی خمیر با چنگال یا دست طرح میزنند تا ظاهر سنتی آن حفظ شود.
۶. رومال و تزئین
ترکیبی از زرده تخممرغ و شیر روی خمیرها مالیده میشود و سپس کنجد یا سیاهدانه روی آن پاشیده میشود. این کار علاوه بر زیبایی، به طعم نان نیز کمک میکند.
۷. پخت
نانها در فر با دمای حدود ۱۸۰ درجه سانتیگراد به مدت ۱۵ تا ۲۰ دقیقه پخته میشوند تا سطح آنها طلایی شود. در روش سنتی، این نان در تنور پخته میشود که طعمی متفاوت و اصیلتر به آن میدهد.
تفاوت روشهای سنتی و مدرن پخت
در گذشته، کولیره در تنورهای گِلی یا سنگی پخته میشد که حرارت یکنواخت و دود چوب، طعمی خاص به نان میداد. امروزه اما بسیاری از خانوادهها از فرهای خانگی یا حتی توستر برای پخت آن استفاده میکنند.
با وجود این تغییرات، بسیاری معتقدند که طعم کولیره تنوری همچنان بیرقیب است و بخشی از هویت این نان به همین روش پخت سنتی وابسته است.
ارزش غذایی و کاربردها
کولیره بهدلیل استفاده از شیر، تخممرغ و آرد گندم، منبعی مناسب از کربوهیدرات، پروتئین و انرژی است. این نان معمولاً بهعنوان صبحانه یا عصرانه مصرف میشود و گاهی همراه با چای یا لبنیات محلی سرو میگردد.
همچنین بهدلیل ماندگاری نسبتاً خوب، گزینهای مناسب برای سفر یا نگهداری چندروزه در خانه محسوب میشود.
کولیره؛ فراتر از نان
نان کولیره سنندج فراتر از یک خوراک ساده، بخشی از فرهنگ و هویت مردم کردستان است. ترکیب مواد اولیه ساده با مهارتهای سنتی، نانی را به وجود آورده که هم در زندگی روزمره و هم در مناسبتهای خاص حضور دارد. امروزه با وجود تغییر سبک زندگی و ورود ابزارهای مدرن، همچنان این نان جایگاه خود را حفظ کرده و بهعنوان یکی از نمادهای آشپزی محلی ایران شناخته میشود.
اگرچه تهیه آن در خانه کار دشواری نیست اما راز واقعی طعم کولیره در همان سنتها و تجربههایی نهفته است که نسل به نسل منتقل شدهاند.
بختک؛ وقتی ترس مهمان خواب میشود

احساس ناتوانی در حرکت و فشار روی سینه، بختک را به یکی از ترسناکترین تجربههای خواب تبدیل کرده است؛ تجربهای که با شناخت علمی میتوان بر آن غلبه کرد.
بسیاری از افراد دستکم یکبار در زندگی خود حالتی را تجربه کردهاند که در آن نمیتوانند حرکت کنند، حرف بزنند یا حتی فریاد بکشند، در حالی که کاملاً هوشیار هستند. این حالت که در فرهنگ عامه به «بختک» معروف است، اغلب با ترس شدید، احساس خفگی و دیدن تصاویر یا شنیدن صداهای عجیب همراه میشود. به همین دلیل، بسیاری آن را به نیروهای ماورایی، جن یا خوابهای عجیب نسبت میدهند. اما علم پزشکی توضیحی کاملاً منطقی و قابلدرک برای این پدیده دارد و آن را «فلج خواب» مینامد.
نقش خواب در بروز بختک
برای فهم بختک، ابتدا باید با سازوکار خواب آشنا شویم. خواب انسان از چند مرحله تشکیل شده است که مهمترین آنها مرحلهای به نام خواب” REM” است. در این مرحله، مغز بسیار فعال میشود و بیشتر رؤیاها در همین زمان شکل میگیرند. همزمان با فعال شدن مغز، بدن بهطور طبیعی دچار نوعی فلج موقت میشود تا فرد هنگام خواب حرکات رؤیای خود را انجام ندهد. این مکانیسم دفاعی بدن، کاملاً طبیعی و ضروری است.
مشکل زمانی آغاز میشود که فرد پیش از پایان این مرحله، بیدار شود. در این حالت، مغز از خواب خارج شده اما بدن هنوز در وضعیت فلج باقی مانده است. نتیجه این ناهماهنگی، تجربه بختک است.
چگونه بختک اتفاق میافتد؟
بختک زمانی رخ میدهد که فرد در مرز بین خواب و بیداری گیر میکند. مغز پیام بیداری را دریافت کرده اما عضلات هنوز فرمان حرکت نمیگیرند. فرد متوجه اطراف خود میشود، صداها را میشنود و حتی نور را میبیند، اما توانایی حرکت یا صحبت ندارد.
این وضعیت معمولاً چند ثانیه تا چند دقیقه طول میکشد و سپس بهطور ناگهانی پایان مییابد. هرچند مدت آن کوتاه است اما به دلیل حس ناتوانی و ترس، برای فرد بسیار طولانی و آزاردهنده به نظر میرسد.
نشانهها و علائم رایج بختک
بختک معمولاً با مجموعهای از نشانههای مشخص همراه است که در میان بیشتر افراد مشترک است. مهمترین این علائم، ناتوانی در حرکت دادن بدن یا صحبت کردن است. فرد ممکن است تلاش کند فریاد بزند یا تکان بخورد اما موفق نشود.
یکی دیگر از نشانههای رایج، احساس فشار روی قفسه سینه است. بسیاری از افراد تصور میکنند چیزی روی آنها نشسته یا راه تنفسشان بسته شده است. این احساس، یکی از دلایل اصلی ترس شدید هنگام بختک است.
همچنین برخی افراد دچار توهمات دیداری یا شنیداری میشوند. دیدن سایههای تاریک، شنیدن صداهای عجیب یا احساس حضور فردی ناشناس در اتاق از جمله این توهمات است. این تجربهها باعث شده در فرهنگهای مختلف، بختک به موجودات فراطبیعی نسبت داده شود.
چرا بعضی افراد بیشتر دچار بختک میشوند؟
همه انسانها ممکن است بختک را تجربه کنند، اما برخی افراد بیشتر در معرض آن هستند. یکی از مهمترین عوامل، بینظمی در خواب است. کمخوابی، شببیداری، تغییر مداوم ساعت خواب و کارهای شیفتی، احتمال بروز این پدیده را افزایش میدهد.
استرس و اضطراب نیز نقش مهمی دارند. فشارهای روحی، نگرانیهای مداوم و مشکلات روانی میتوانند نظم طبیعی خواب را بر هم بزنند و زمینه بختک را فراهم کنند. همچنین مصرف زیاد کافئین، نوشیدنیهای انرژیزا یا الکل، بهویژه در ساعات پایانی شب، از عوامل تشدیدکننده این وضعیت هستند.
برخی تحقیقات نشان میدهد خوابیدن به پشت نیز میتواند احتمال بختک را افزایش دهد، زیرا در این وضعیت، اختلالات تنفسی و ناهماهنگی خواب بیشتر رخ میدهد.
میزان شیوع بختک در جامعه
بر اساس پژوهشهای علمی، درصد قابل توجهی از مردم در طول زندگی خود حداقل یک بار بختک را تجربه میکنند. آمارها نشان میدهد بین ۸ تا ۵۰ درصد افراد ممکن است با این پدیده روبهرو شوند. این اختلاف آماری به تفاوت سبک زندگی، شرایط روانی و فرهنگی جوامع مختلف مربوط است.
نوجوانان، دانشجویان و جوانان به دلیل استرس تحصیلی، کمخوابی و استفاده زیاد از تلفن همراه، بیشتر در معرض بختک قرار دارند. با این حال، تجربه بختک بهتنهایی نشانه بیماری خاصی نیست.
ارتباط بختک با سلامت روان
بختک بهخودیخود یک بیماری روانی محسوب نمیشود. بسیاری از افراد سالم و بدون مشکل خاصی، آن را تجربه میکنند. با این حال، در افرادی که دچار اضطراب شدید، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه یا بیخوابی مزمن هستند، احتمال بروز آن بیشتر است.
در چنین شرایطی، بختک میتواند به عاملی برای تشدید نگرانی و ترس تبدیل شود و چرخهای معیوب ایجاد کند. ترس از بختک باعث بدخوابی میشود و بدخوابی نیز احتمال بختک را افزایش میدهد.
تشخیص و مراجعه به پزشک
در بیشتر موارد، بختک نیازی به درمان پزشکی ندارد و تنها با اصلاح سبک زندگی کنترل میشود. پزشکان معمولاً بر اساس شرح حال بیمار و توصیف تجربهها، این پدیده را تشخیص میدهند.
اگر بختک بهطور مکرر، شدید یا همراه با خوابآلودگی روزانه، خستگی مفرط یا مشکلات تنفسی باشد، ممکن است پزشک بررسیهای بیشتری انجام دهد. در برخی موارد خاص، آزمایش خواب برای بررسی دقیقتر الگوی خواب تجویز میشود.
راهکارهای علمی برای پیشگیری
خوشبختانه، با رعایت چند اصل ساده میتوان احتمال بختک را تا حد زیادی کاهش داد. اولین و مهمترین نکته، داشتن برنامه منظم خواب است. خوابیدن و بیدار شدن در ساعت مشخص، به تنظیم ساعت زیستی بدن کمک میکند.
کاهش استرس نیز نقش مهمی دارد. تمرینهای تنفسی، مدیتیشن، پیادهروی، ورزش سبک و پرهیز از فکر کردن به مشکلات قبل از خواب، میتواند کیفیت خواب را بهبود دهد. همچنین بهتر است حداقل دو ساعت قبل از خواب از مصرف قهوه، چای پررنگ و نوشیدنیهای انرژیزا خودداری شود.
تغییر وضعیت خواب و پرهیز از خوابیدن به پشت نیز برای برخی افراد مفید است. استفاده کمتر از تلفن همراه و تلویزیون پیش از خواب، محیط آرام و تاریک و تهویه مناسب اتاق خواب، از دیگر عوامل مؤثر هستند.
باورهای نادرست درباره بختک
در بسیاری از فرهنگها، بختک به موجودات نامرئی، جادو یا نیروهای شیطانی نسبت داده میشود. این باورها ریشه در ناآگاهی و ترس انسان از پدیدههای ناشناخته دارد. علم پزشکی بهطور قاطع نشان داده که بختک نتیجه عملکرد طبیعی مغز در شرایط خاص است و هیچ ارتباطی با امور فراطبیعی ندارد.
پذیرفتن این واقعیت علمی میتواند به کاهش ترس افراد کمک و از اضطراب بیمورد جلوگیری کند.
بختک، ترسناک اما بیخطر
بختک تجربهای واقعی، شایع و کاملاً علمی است که در اثر ناهماهنگی موقت بین مغز و بدن هنگام خواب رخ میدهد. هرچند ممکن است بسیار ترسناک باشد، اما معمولاً خطری برای سلامت جسمی ندارد. با تنظیم خواب، کاهش استرس و اصلاح سبک زندگی، میتوان احتمال بروز آن را به میزان زیادی کم کرد.
آگاهی درباره ماهیت واقعی بختک، مهمترین راه برای مقابله با ترس ناشی از آن است. وقتی بدانیم این پدیده نشانه بیماری یا حضور نیروهای ناشناخته نیست، میتوانیم با آرامش بیشتری آن را مدیریت کنیم و کیفیت خواب و زندگی خود را بهبود ببخشیم.