دسته: سلامت
آلرژی یا سرماخوردگی؛ تشخیص علائم در کودکان

با آمدن پاییز بعضی نشانهها دوباره در زندگی روزمره کودکان ظاهر میشود که ممکن است در نگاه اول ساده و آشنا به نظر برسد اما همیشه نمیتوان از کنار آنها به سادگی گذشت. عطسههای پیدرپی، بینی گرفته یا چشمهایی که کودک مدام میمالد، میتواند دلایل متفاوتی به جز سرماخوردگی داشته باشد.
با خنک شدن هوا و تغییر شرایط محیطی، بعضی کودکان با مجموعهای از علائم مانند عطسه، آبریزش بینی، خارش چشم و گرفتگی بینی روبهرو میشوند که گاهی با سرماخوردگی اشتباه گرفته میشوند. در حالی که قرار گرفتن در معرض گرده برخی گیاهان، کپک، گرد و غبار و دیگر عوامل محیطی میتواند در فصل پاییز برای کودکان حساس مشکلساز شود. شناخت تفاوت میان آلرژی و سرماخوردگی و توجه به شرایط خانه و محیط بیرون، به خانوادهها کمک میکند مراقبت مناسبتری از کودک داشته باشند.
چرا پاییز میتواند فصل بروز آلرژی باشد؟
آلرژی فصلی تنها بهار و تابستان را درگیر نمیکند. در برخی مناطق، گرده گیاهان در اواخر تابستان و پاییز نیز میتواند در هوا وجود داشته باشد. گرده گیاهان و علفهای هرز یکی از عوامل شناختهشده ایجاد علائم آلرژی فصلی است. البته شدت و زمان بروز این علائم به نوع گیاه، منطقه جغرافیایی و شرایط آبوهوایی بستگی دارد.
در کنار گرده گیاهان، کپک نیز میتواند در این فصل مورد توجه قرار گیرد. برگهای خیس و محیطهای مرطوب شرایط مناسبی برای رشد کپک فراهم میکنند و کودکانی که به کپک حساس هستند ممکن است پس از قرار گرفتن در چنین محیطهایی دچار علائم شوند. کپکهای موجود در محیط داخل خانه نیز در صورت وجود رطوبت و نم میتوانند مشکلساز شوند. بنابراین اگر کودکی هر سال با تغییر فصل دچار عطسه و آبریزش بینی میشود، بهتر است خانواده فقط به این فکر نکند که او “سرما خورده است”. تکرار علائم در یک فصل یا پس از قرار گرفتن در محیط خاص میتواند سرنخ مهمی برای بررسی احتمال آلرژی باشد.
از کجا بفهمیم کودک آلرژی دارد یا سرما خورده است؟
تشخیص قطعی بر عهده پزشک است اما الگوی علائم میتواند به والدین در تشخیص اولیه کمک کند. در آلرژی فصلی، عطسههای مکرر، آبریزش بینی، گرفتگی بینی و خارش و اشک ریزش چشمها شایع هستند. ترشحات بینی در آلرژی معمولا آبکی و شفاف است.
در مقابل سرماخوردگی یک بیماری عفونی است و معمولا در کنار علائم بینی ممکن است با احساس ناخوشی، گلودرد، سرفه و گاهی تب همراه باشد. البته هیچکدام از این نشانهها به تنهایی نمیتوانند علت بیماری را مشخص کنند و ممکن است علائم دو بیماری تا حدی شبیه هم باشند. برای مثال اگر کودک صبحها چندین بار عطسه میکند، بینیاش مرتب آب میآید و چشمهایش میخارد اما تب و بدندرد ندارد و این وضعیت هر سال با شروع یک فصل مشخص تکرار میشود، ارزش دارد موضوع آلرژی با پزشک مطرح شود.
نشانههایی که والدین باید جدی بگیرند
یکی از نکات مهم این است که آلرژی در همه کودکان دقیقا به یک شکل ظاهر نمیشود. بعضی کودکان بیشتر با عطسه و آبریزش بینی مواجهاند و برخی دیگر خارش و قرمزی چشم را بیشتر تجربه میکنند. علائم رایج آلرژی فصلی میتواند شامل عطسه، گرفتگی یا آبریزش بینی، خارش بینی و چشم، قرمزی و اشک ریزش چشم و گاهی سرفه باشد. اگر کودک دچار خسخس سینه، تنگی نفس یا مشکل در تنفس شود، موضوع دیگر صرفا یک آبریزش ساده بینی نیست و باید ارزیابی پزشکی انجام شود. بهویژه کودکانی که سابقه آسم دارند ممکن است در برابر برخی محرکهای محیطی مانند گرده حساستر باشند.
برگهای پاییزی زیبا اما نه برای بازی طولانی همه کودکان
بازی در میان برگهای پاییزی برای کودکان جذاب است اما اگر کودک سابقه حساسیت به کپک یا گرده داشته باشد، بهتر است خانواده نسبت به محیطهای مرطوب و انباشته از برگهای خیس دقت بیشتری داشته باشد. قرار گرفتن در فضای باز به خودی خود برای کودک ممنوع نیست، مساله اصلی شناخت محرکهای شخصی اوست. اگر والدین متوجه شدهاند کودک پس از بازی در باغ، پارک یا میان برگهای خیس دچار عطسه و آبریزش میشود، بهتر است زمان حضور در چنین محیطی را کاهش دهند و واکنش کودک را با دقت بیشتری دنبال کنند. پس از بازی در فضای بیرون نیز تعویض لباس و شستن دستها میتواند به کاهش ورود گرده و آلودگیهای محیطی به فضای خانه کمک کند.
حیوانات خانگی هم ممکن است برای بعضی کودکان محرک باشند
گاهی خانواده تصور میکند اگر کودک به حیوان علاقه دارد، تماس با گربه یا سگ همیشه بی اشکال است. اما در برخی کودکان، مواد حساسیتزای مربوط به حیوانات میتواند علائم آلرژی ایجاد یا تشدید کند. این موضوع به معنای آن نیست که همه کودکان باید از حیوانات خانگی دور باشند، بلکه باید واکنش هر کودک بهطور جداگانه بررسی شود. اگر والدین متوجه شوند کودک پس از بازی با حیوان خانگی مرتب عطسه میکند، چشمهایش میخارد یا آبریزش بینی پیدا میکند، بهتر است این ارتباط را با پزشک در میان بگذارند. منابع مربوط به کیفیت هوای داخل خانه نیز پرز و ذرات مربوط به حیوانات را در گروه عوامل بالقوه حساسیتزا قرار میدهند.
با روشن شدن بخاری، خانه را فراموش نکنید
با سرد شدن هوا، پنجرهها معمولا بیشتر بسته میشوند و خانواده زمان بیشتری را در فضای بسته میگذراند. در چنین شرایطی توجه به کیفیت هوای خانه اهمیت بیشتری پیدا میکند. گردوغبار، کنههای موجود در گرد و غبار، کپک و مواد حساسیتزای حیوانات خانگی از جمله عوامل موجود در محیطهای داخلی هستند که میتوانند در برخی افراد واکنشهای آلرژیک ایجاد کنند. بنابراین، همزمان با روشن کردن بخاری یا شوفاژ، بد نیست خانواده نظافت خانه، رطوبت و وضعیت وسایل گرمایشی را نیز بررسی کند. تمیز کردن منظم سطوح، شست و شوی رختخواب و اسباببازیهای قابل شستوشو و جلوگیری از تجمع گرد و غبار، اقدامات سادهای هستند که میتوانند محیط خانه را برای کودک مناسبتر کنند.
رطوبت زیاد خانه را دستکم نگیرید
رطوبت بیش از حد میتواند زمینه رشد کپک و افزایش برخی عوامل حساسیتزا را فراهم کند. اگر دیوار، سقف، اطراف پنجره یا بخشهایی از خانه نم دارد، بهتر است علت رطوبت پیدا و برطرف شود. در مقابل هوای بیش از حد خشک نیز میتواند بینی و گلو را تحریک کند. بنابراین هدف، نه خشک کردن بیش از اندازه خانه و نه تبدیل آن به محیطی بسیار مرطوب است. متخصصان محدوده رطوبت حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد را برای فضای خانه مناسب میدانند و تاکید میکنند دستگاههای مرطوبکننده نیز باید مرتب تمیز شوند.
شست و شوی بینی، یک راه ساده برای بعضی کودکان
در کودکانی که دچار علائم بینی ناشی از آلرژی هستند، استفاده از محلول آبنمک یا سرم شست و شوی بینی میتواند به پاک شدن مواد محرک از مجرای بینی کمک کند. البته هنگام شست و شوی بینی کودک باید روش مناسب سن او رعایت شود. برای کودکان کم سن، والدین بهتر است قبل از انجام این کار از پزشک یا داروساز درباره روش مناسب سئوال کنند و از محلولها و وسایل استاندارد استفاده کنند.
لباس کودک بعد از بازی بیرون عوض شود
یکی از عادتهای ساده خانوادگی میتواند این باشد که کودک پس از بازگشت از پارک یا فضای سبز، لباس بیرون را عوض کند و دستها و صورتش را بشوید. اگر کودک در فضای سبز بازی کرده و علائم آلرژی دارد، شست و شوی مو و بدن نیز میتواند در کاهش باقی ماندن مواد محیطی روی بدن و لباسها موثر باشد. همچنین بهتر است لباسهای استفاده شده در فضای بیرون روی تخت کودک یا مبلمان اتاق خواب رها نشوند. هدف این اقدامات ایجاد یک محیط کاملا عاری از مواد حساسیتزا نیست، چنین چیزی عملاً ممکن نیست، بلکه کاهش تماس کودک با محرکهایی است که علائم او را تشدید میکنند.
چه زمانی باید کودک را نزد پزشک برد؟
اگر علائم کودک مرتب تکرار میشود، خواب و فعالیت روزانه او را مختل میکند یا با وجود مراقبتهای ساده ادامه دارد، بهتر است موضوع با پزشک کودک مطرح شود. پزشک بر اساس علائم و سابقه کودک میتواند مشخص کند آیا احتمال آلرژی مطرح است و آیا نیاز به بررسی یا درمان خاصی وجود دارد. والدین نباید صرفا بر اساس شباهت علائم، برای کودک داروی ضدحساسیت یا اسپری بینی انتخاب کنند. نوع دارو، مقدار مصرف و مناسب بودن آن برای کودک به سن، وضعیت سلامت و نوع علائم بستگی دارد و بهتر است با نظر پزشک انجام شود.
یادمان باشد پاییز برای بیشتر کودکان فصل بازی، مدرسه و فعالیت در فضای باز است و قرار نیست به دلیل احتمال آلرژی، کودک از همه این فعالیتها محروم شود. مهم این است که خانواده الگوی علائم کودک را بشناسد، محرکهای احتمالی را پیدا کند و با چند عادت ساده مانند نظافت مناسب خانه، توجه به رطوبت، تعویض لباس پس از بازی در فضای بیرون و رعایت توصیههای پزشک، شرایط را برای او آسانتر کند. شناخت به موقع تفاوت میان آلرژی و سرماخوردگی نیز کمک میکند عطسه و آبریزش بینی کودک بیدلیل به حساب یک بیماری عفونی گذاشته نشود.
با این راهکارها مادرانی شاد و بدون استرس باشید

مادر عزیز! شما یک قهرمانان واقعی هستید. شما دائما در حال مدیریت همزمان وظایف گوناگونی مانند؛ کار در خانه و گاهی بیرون، آمادهسازی غذا، مراقبت از فرزندان و خانواده، رساندن و بازگرداندن بچهها، رسیدن به درس آنها و بسیاری موارد دیگر هستید و آخرین چیزی که به آن توجه میکنید خودتان است. مسئلهای که میتواند منجر به فرسودگی و سلامت جسمی و عاطفی شما شود.
در اتاقم، تکیه به دیوار، نشسته بودم و اشک از چشمانم جاری بود. دقایقی قبل از اینکه کنترلم را از دست بدهم. قصد نداشتم سر شوهرم داد بزنم. نمیخواستم دعوا راه بیندازم. اما همین که او این کلمات را گفت: امروز چه کار کردی؟ دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم. من چه کار کردم؟! خیلی طول نکشید که ذهنم شروع به فهرست کردن تمام کارهایی کرد که در حالت کمخوابی به آنها رسیده بودم. من بسیار خسته ام و دوست دارم دوباره از زندگی خانوادگی لذت ببرم. احتمالا داستان این مادر برای بسیاری از مادران آشنا است.
راههای تبدیل یک مادر خسته به مادری دیگر
خسته بودن برای مادران طبیعی است، زندگی مادرانه همیشه خستهکننده است. حتی در دوران اولین بارداری هم این حس به سراغتان میآید. پیدا کردن وضعیتی راحت برای خواب دشوار است، شبها مدام برای دستشویی رفتن بیدار میشوید و وقتی نوزاد به دنیا میآید، خواب یکی از اولین چیزهایی است که دستخوش تغییر میشود. انگار هیچوقت فرصت کافی برای خوابیدن پیدا نمیشود. فراتر از احساس خستگی، نشانههای هشداردهندهی دیگری هم وجود دارد که ممکن است حاکی از فرسودگی شما و ورودتان به مرحلهی غرق شدن در فشار و خستگی مفرط باشد. متخصصان راهکارهایی را پیشنهاد دادهاند تا اگر شما نیز مادری خسته هستید و دوست دارید دوباره انرژی و اشتیاق قبل را بدست آورید با رعایت این موارد به فردی پر انرژی و شاداب تبدیل شوید.
قبل از بچههایتان بیدار شوید
اینکه بتوانید قبل از اینکه مجبور باشید از دیگران مراقبت کنید، از خواب بیدار شوید و از خودتان مراقبت کنید، کلید بزرگی برای داشتن یک روز موفق و آرام است.
دوش آب گرم بگیرید و لباس مناسب بپوشید
دوش آب گرم ویژگی خاصی دارد که کمک میکند روزتان را با احساس شادابی و انرژی شروع کنید. برای مادران پیدا کردن حتی چند لحظه خلوت برای دوش گرفتن بسیار دشوار است. بنابراین قبل از بیدار شدن بچه ها دوش بگیرید و بجای پوشیدن لباس همیشگی، لباسی با رنگ روشن و تمیز به تن کنید و موهای خود را به زیباترین حالت ممکن که میتوانید ببندید، این کار بسیار مهم است که هر روز به ظاهرتان برسید و کمی به خودتان سر و سامان بدهید.
دست از تمیزکاری بردارید
یک مادر کارگر نباشید که همیشه درحال تمیز کاری است، یک روز در هفته را برای نظافت اساسی و دستهجمعی خانه در نظر بگیرید و شبها هم فقط یک مرتبسازی سریع و خانوادگی انجام دهید. غیر از این موارد، بیخیال بههمریختگیها شوید.
مادری کمالگرا نباشید
گاهی اوقات اشکالی ندارد تا اجازه دهید بچهها هدایتگر ماجراجویی باشند. در مورد قوانین سختگیری نکنید و شادی را به عنوان معیار کمال بپذیرید و اصلا فکر کمالگرایی نباشید. برای مثال اگر یک روز فرزندتان میخواهد بستنی برای شام بخورد به او اجازه دهید.
گرسنگی ممنوع
حتی اگر فقط به معنای خوردن یک میانوعده مختصر در اینجا و آنجا باشد، فراموش نکنید که باید چیزی بخورید.
به فضای باز بروید
اگر بچهها کلافهتان کردهاند، آنها را به جای جدیدی ببرید. جایی بدون دیوار تا بتوانند در آن کاوش کنند. برای ماههای سرد و روزهای بارانی، ما به دنبال فضاهای بازی سرپوشیدهای هستیم که دیوارهایی برای بالا رفتن داشته باشند، این کار خیلی بهتر از آن است که بچهها در خانه از در و دیوار بالا بروند!
به راحتی نه بگویید
اشکالی ندارد. نه میتواند کلمهای بسیار رهاییبخش باشد. در مورد کارهایی که از عهدهتان برمیآید واقعبین باشید و به بقیه موارد نه بگویید.
اولویتهایتان را بشناسید
آنها را چنان خوب بشناسید که بتوانید نامشان را به زبان بیاورید، یادداشتشان کنید، به دیوار بزنید و هر روز آن چند مورد معدودی را که واقعا اهمیت دارند، به خودتان یادآوری کنید.
هر روز با فرزندانتان ارتباط برقرار کنید
یک گفتگوی کوتاه یا انجام یک فعالیت مشترک، پیوند والد-فرزندی را تقویت کرده و باعث میشود از این رابطه لذت بیشتری ببرید.
هر زمان که نیاز دارید، استراحت کنید
در زمان استراحت فرزندان بجای رسیدن به کارهای خانه، استراحت کنید.
رژیم غذایی خود را بازنگری کنید
آب بیشتری بنوشید و کمتر غذاهای سرخکردنی و شور بخورید. این کار به افزایش سطح انرژی کمک کند. دقت کنید که چه میخورید؟ چه زمانی میخورید؟ چه مکملها و نوشیدنیهایی مصرف میکنید؟ و بعد از غذا خوردن چه احساسی دارید؟
با کسانی که دوستتان دارند صحبت کنید
آسیبپذیر بودن و ابراز احساسات در کنار دشوار بودن بسیار مفید است. با همسر، یک دوست، همسایه یا حتی یک مشاور گفتگو کنید. بگذارید آنها از احساسات شما باخبر شوند. از آنها بخواهید برایتان دعا کنند. روابط انسانی حال ما را بهتر میکنند.
وقت بیشتری با خدا بگذرانید
وقتی مادری خسته است، خواندن نماز و قرآن و دعا کردن میتواند شما را به آرامش و تعادل بازگرداند چرا که او سرچشمهی حقیقی آرامش، شادی، امید و هدفمندی است.
هر روز از اعضای خانوادهتان تعریف و تمجید کنید
از فرزندان و همسرتان و حتی خودتان. شاید گاهی عجیب یا بیمعنی به نظر برسد، اما تعریف کردن باعث تقویت روابط میشود و از انجام آن احساس خوشحالی خواهید کرد.
بیشتر بخوابید
کارهای خانه را میتوان بعدا هم انجام داد و تماشای تلویزیون یا چک کردن برنامه های تلفن همراه کیفیت زندگیتان را بالا نمیبرد اما خواب کافی این کار را میکند. داشتن یک برنامه مشخص قبل از خواب میتواند کمککننده باشد.
مکث کنید، نفس عمیق بکشید و لبخند بزنید
هر زمان احساس کردید خیلی خسته، کلافه، درمانده یا مضطرب هستید، از آن احساس به عنوان یک تلنگر استفاده کنید. درست مثل وقتی که تلفنتان زنگ میخورد و واکنش خودکار شما پاسخ دادن به آن است و یا حداقل چک میکنید ببینید چه کسی تماس گرفته است. بگذارید آن احساس ناخوشایند، علامتی برای مکث کردن باشد.
لحظات کوتاهی در طول روز که میتوانید در آنها مکث کنید، نفسی عمیق و آرام بکشید و لبخند بزنید، حتی اگر لبخندتان رو به دیوار باشد میتواند به بهبود حال و هوای شما کمک کند.
چرا برخی از بچهدار شدن میترسند؟

یک روانشناس با اشاره به اینکه ترس از بچهدار شدن موضوعی چندلایه و برخاسته از زوایای مختلف روان انسان است، تاکید کرد: این هراس هرگز دلیلی ساده و تکعاملی ندارد، بلکه ترکیبی پیچیده از نگرانیهای درونی، حفظ هویت فردی و چالشهای معیشتی است که در هر فرد شکل متفاوتی به خود میگیرد.
الهام محمد رشنوزاده، روانشناس ، اظهار کرد: روان انسان مانند یک آیینه چندوجهی است و ترس از فرزندآوری نیز برای هر کسی در زاویهای متفاوت از این آیینه دیده میشود. شواهد علمی و بررسیهای عمیق روانشناختی نشان میدهند که این ترس هرگز یک دلیل ساده و تکعاملی ندارد. در اعماق وجود بسیاری از افراد، «ترس از کافی نبودن درونی» وجود دارد، یعنی یک اضطراب عمیق که آیا من شایستگی، صبوری و بلوغ عاطفی کافی را برای پرورش یک کودک دارم یا ممکن است ناخواسته فرزندی رنجور تحویل جامعه دهم؟.
وی ادامه داد: برای گروهی دیگر این ترس ناشی از «از دست رفتن هویت و دستاوردهای شخصی» است، یعنی ترس از اینکه سالها تلاش برای استقلال، پیشرفت شغلی و اهداف شخصی زیر بار سنگین و همیشگی مسئولیت نگهداری از فرزند از بین برود. همزمان، نگرانی دیگری درباره «تغییر شکل رابطه زناشویی» مطرح است. اینکه مبادا خستگی زیاد و تقسیم اجباری توجه، صمیمیت عاشقانه زن و شوهر را کم کند و آنها را فقط به شرکایی برای اداره خانه تبدیل سازد. در نهایت، یک دلنگرانی عمیق اخلاقی وجود دارد و آن ترس از فرستادن یک انسان معصوم به دنیایی پر از تلاطم است؛ بنابراین این ترس نشانه بیمسئولیتی نیست، بلکه ترکیبی چندلایه از کمالگرایی اخلاقی، حفظ احترام به هویت فردی، مراقبت از رابطه مشترک و ترس از تکرار شکستهاست که در هر فرد شکل متفاوتی به خود میگیرد.
این روانشناس با اشاره به اینکه ترس از بچهدار شدن میتواند شامل نگرانی مالی، تجربههای کودکی یا ترس از آینده باشد، در باره ترس از دستدادن آزادی و تغییر سبک زندگی در این تصمیم، تصریح کرد: تاثیر این عامل در انسان امروز بسیار عمیق و تعیینکننده است. زندگی فردی، عرصه شکوفایی استعدادها، خلوتهای سازنده، انتخابهای آزادانه و پروازهای فکری انسان به شمار میرود. والدگری در دنیای امروز فقط مراقبت فیزیکی نیست، بلکه تعهدی همهجانبه، شبانهروزی و بدون بازگشت است که در سالهای نخستین، تمام وقت، انرژی و خلوت فرد را به تسخیر خود درمیآورد.
وی اضافه کرد: برای انسانی که هویت خود را بر پایه استقلال، پیشرفت شغلی و معنابخشی فردی ساخته است، این تغییر ناگهانی نوعی «سوگ پنهان برای من پیشین» ایجاد میکند. فرد نگران است که پذیرش نقش مادری یا پدری، شعله آرزوها، حریمهای امن تنهایی و اهداف والای شخصیاش را زیر خاکستر کارهای مراقبتی پنهان کند، ترسی که فرصت زندگی کردن که فقط یکبار به او داده شده، تماما در پای نیازهای دیگری از بین برود.
تاثیر فشار خانوادهها بر تصمیمگیری زوجها برای فرزندآوری
این روانشناس با تاکید بر اینکه فشار خانوادهها برای بچهدارشدن بر روی زوجها اثر میگذارد، اظهار کرد: سیستم زناشویی برای حفظ سلامت و پویایی خود، به «مرزهایی شفاف، نفوذناپذیر اما منعطف» نیاز دارد؛ حصاری نامرئی که اجازه میدهد دو انسان در پناه خلوتی امن، به دور از قضاوتهای بیرونی، سرنوشت مشترکشان را رقم بزنند.
به گفته رشنوزاده، وقتی پدر و مادرها از روی دلسوزیهای بیجا یا همان باورهای سنتی، مدام به زوجها برای بچهدارشدن فشار میآورند، این حریم خصوصی ترک برمیدارد. نتیجه حتمی این دخالتها، باز شدن پای دیگران به حریم زندگی مشترک است؛ تعادلی که باید بین زن و شوهر باشد بهم میخورد و دستهبندی و اختلاف پیش میآید؛ به طوری که گاهی یکی از زوجها بیشتر طرف خانوادهاش را میگیرد و آن یکی در تنهایی، حصار و بیدفاعی شدیدی رها میشود.
وی اظهار کرد: این فشارها تصمیمگیری زوجها را خراب میکند و بچهدار شدن را که باید «نتیجه آگاهانه و با عشق» باشد، به «وسیلهای اجباری برای راضی کردن دیگران» تبدیل میکند؛ بچهای که هنوز به دنیا نیامده باید بار سنگین توقعات و انتظارات فامیل را به دوش بکشد.
ترس از پیری یا حسرت زندگی نکرده؟؛ وقتی جوانی معیار ارزشمندی میشود

اضطراب افزایش سن و ترس از دست دادن جوانی، بیش از آنکه ریشه در تغییرات طبیعی بدن داشته باشد، تحت تأثیر باورهای ذهنی، فشارهای اجتماعی و معیارهای غیرواقعی زیبایی در فضای مجازی است؛ مسألهای که میتواند مقایسه مداوم با دیگران و نارضایتی از ظاهر را تشدید کند؛ اما یک روانشناس معتقد است: پذیرش تغییرات سنی، بازسازی هویت فردی و توجه به توانمندیها و تجربههای زندگی میتواند به کاهش این اضطراب کمک کند.
لعیا خواجهمهدی روانشناس ، با تاکید بر اینکه اضطراب افزایش سن، بیش از آنکه یک فرایند طبیعی زیستی باشد، محصول باورهای ذهنی و فشارهای اجتماعی است گفت: صنعت زیبایی و استانداردهای فضای مجازی، با فعالکردن ناامنیهای درونی، بسیاری از افراد را درگیر جنگی بیپایان با زمان کرده است. صنعت زیبایی، فیلترهای مجازی و فرهنگ جوانپرستی احساس نقص را تشدید میکنند. مشکل اصلی فضای مجازی تنها وجود عکسهای زیبا نیست، بلکه مساله این است که این تصاویر به مرور معیار مقایسه ما با خودمان میشوند. فیلترها و عکسهای دستکاریشده، چهرهای را نشان میدهند که در دنیای واقعی به سادگی وجود ندارد، اما مغز ما به مرور آن را بهعنوان استاندارد زیبایی درونی میپذیرد.
وی افزود: فرد بعد از آن به جای اینکه بپرسد «آیا من از ظاهر خودم راضی هستم؟»، ممکن است دائما بپرسد «چرا شبیه این تصویر نیستم؟» برای کسی که از قبل حس ناکارآمدی و شرم درونش وجود دارد، این مقایسه میتواند این باور قدیمی را قویتر کند که «مشکل از من است و باید خودم را اصلاح کنم». به این ترتیب صنعت زیبایی همیشه خودش حس نقص را به وجود نمیآورد، بلکه ناامنیهای موجود ما را بیدارتر و دائمیتر میکند، بهویژه وقتی که جوانی از یک ویژگی طبیعی به معیاری برای ارزش اجتماعی تبدیل شود.
حسرت گذشته و ترس از پایان فرصت جبران
وی در ادامه درباره اینکه هراس از پیری و حسرت کارها و زندگی تجربهنشده در گذشته است، تصریح کرد: گاهی فرد از «پیر شدن» نمیترسد، از این میترسد که فرصت جبران آنچه زندگی نکرده، در حال تمام شدن است. وقتی فرد به گذشته نگاه میکند و با انتخابهای انجام نداده، رابطهای که تمام شده، مسیری که دنبال نکرده یا سالهایی که صرفا برای رضایت دیگران زندگی کرده مواجه میشود، افزایش سن میتواند احساس فوریت ایجاد کند.
خواجهمهدی افزود: در چنین شرایطی فرد ممکن است با جوانسازی ظاهر، تغییر ناگهانی سبک زندگی یا تصمیمهای شتابزده بکوشد فرصتهای ازدسترفته را جبران کند. راهحل حتما این نیست که بخواهیم به زور به دوران جوانی برگردیم. گاهی مساله این است که فرد باید غم کارهایی که در زندگی نکرده را بپذیرد و نگاه کند که در زمان باقیمانده چه چیزهایی را هنوز میتواند انتخاب کرده و بسازد.
این روانشناس با اشاره به اینکه حساسیت بیش از حد به سن نیاز به رواندرمانی دارد، بیان کرد: چند نشانه میتواند هشداردهنده باشد. فکرکردن مدام به سن و ظاهر، نگاهکردن مرتب به آینه یا عکسها، مقایسه همیشگی خود با افراد جوانتر، دوری از جمع و موقعیتهای اجتماعی به خاطر ظاهر، انجام مدام کارهای زیبایی برای کمکردن اضطراب یا احساس بیارزشی شدید بعد از دیدن تغییرات ظاهری از جمله این نشانهها هستند.
چرا حساسیت به سن میتواند زندگی ما را مختل کند؟
وی اظهار کرد: برخی بهدلیل سن، از تجربههای مهم زندگی کناره میگیرند و برخی برای اثبات جوانی، رفتارهای پرخطر و شتابزده از خود نشان میدهند. بهتر است این مساله جدیتر بررسی شود. یک معیار مهم میزان بههمخوردن کارهای روزمره است، یعنی اگر نگرانی درباره سن روی روابط، کار، رفتوآمد با دیگران یا تصمیمگیری فرد اثر گذاشته باشد، صحبت با روانشناس میتواند کمککننده باشد. هدف درمان هم این نیست که فرد را مجبور کنیم «پیری را دوست داشته باشد»، بلکه هدف این است که آدم بتواند بدون جنگ همیشگی با زمان همچنان زندگی کند و دست به انتخاب بزند.
این روانشناس ادامه داد: در روش «شفقتدرمانی» هم تلاش میشود که ارتباط فرد با خودش از حالت سرزنش و جنگ همیشگی بهسمت پذیرش و مهربانی واقعی تغییر کند. این کار بهمعنی تسلیم شدن در برابر تغییرات نیست، یعنی فرد بتواند از بدن خودش مراقبت کند یا به آن برسد بدون اینکه برای باارزش بودن مجبور باشد مدام با بدنش بجنگد.
چگونه ارزش خود را به جوانی و زیبایی گره نزنیم؟
خواجهمهدی با اشاره به امکان جداسازی حس ارزشمندی و هویت فردی از جوانی و ظاهر، اظهار کرد: این تفکیک زمانی اتفاق میافتد که فرد بتواند برای خودش منابع متنوعی از ارزشمندی تعریف کند. اگر تمام هویت یک فرد حول «جوان و زیبابودن» ساخته شده باشد، طبیعی است که با بالارفتن سن حس کند بخشی از وجودش از بین رفته است، اما اگر هویت او در کنار ظاهر، روی روابط، توانمندیها، تجربه، ارزشها، شخصیت، خلاقیت، نقشهای اجتماعی و چیزهایی که برایش معنا دارند هم بنا شده باشد، تغییر ظاهر حتما به معنی بههمریختن هویت و شخصیت او نخواهد بود.
پرسش کلیدی برای بازسازی هویت
این روانشناس در پایان گفت: یکی از کارهای مهم در رواندرمانی این است که فرد از خودش بپرسد «اگر ظاهر من دیگر منبع اصلی تایید دیگران نباشد، چه چیزهایی درباره من همچنان ارزشمند باقی میماند؟» پاسخ این سوال میتواند مسیر مهمی برای بازسازی هویت باشد. قرار نیست آدم از زیبایی دست بکشد. قرار است زیبایی فقط یکی از بخشهای هویت او باشد، نه تمام آن.
چگونه بر کمرویی غلبه کنیم؟

یک روانشناس با بیان اینکه کمرویی میتواند مانع پیشرفت شغلی و اجتماعی افراد شود، گفت: ترس از قضاوت دیگران و کمالگرایی از عوامل تشدیدکننده این مشکل است اما با تمرین مهارتهای ارتباطی و مواجهه تدریجی با موقعیتهای اجتماعی میتوان آن را مدیریت کرد.
زیبا شرافتی، در باره تاثیر کمرویی در محیط کار که میتواند مانع پیشرفت شغلی شود، گفت: یکی از مشکلات کمرویی در محیط کار این است که گاهی توانایی واقعی فرد دیده نمیشود. ممکن است فرد بسیار توانمند، ایده خوب و دانش تخصصی بالایی داشته باشد، اما در جلسه حرف نزند، درباره ایدهاش صحبت نکند یا حتی برای گرفتن یک فرصت شغلی مناسب درخواست ندهد. در چنین شرایطی ممکن است دیگران تصور کنند این فرد انگیزه یا توانایی کافی ندارد، در حالی که واقعیت کاملا متفاوت است.
این روانشناس افزود: قرار نیست همه افراد را به آدمهای بسیار برونگرا تبدیل کنیم. هدف این است که فرد بتواند توانمندی خودش را به شکل موثر نشان دهد، یعنی اگر لازم است در جلسه صحبت کند، بتواند؛ اگر ایدهای دارد آن را مطرح کند و اگر حقی دارد از آن دفاع کند؛ حتی اگر کمی اضطراب داشته باشد.
وی با بیان اینکه بزرگترین سد ذهنی فرد کمرو برای برقراری ارتباط ترس از قضاوت و ارزیابی منفی دیگران است، گفت: فرد ممکن است مدام با خودش فکر کند «نکند حرف بدی بزنم؟»، «نکند صدایم بلرزد؟»، «نکند دیگران متوجه اضطرابم شوند» و …، گاهی حتی قبل از اینکه وارد یک جمع شود، بارها در ذهنش گفتوگو را مرور میکند. مشکل اینجاست که فرد به جای اینکه روی خود ارتباط تمرکز کند، دائما خودش را زیر نظر میگیرد مثلا به صدایش، حالت چهرهاش یا واکنش دیگران توجه میکند.
شرافتی خاطرنشان کرد: یکی از اهداف مهم درمان این است که توجه فرد از «من چطور به نظر میرسم؟» به «من چگونه میتوانم در این ارتباط حضور داشته باشم؟» منتقل شود.
این روانشناس با بیان این که کمرویی میتواند با کمالگرایی ارتباط داشته باشد، اظهار کرد: در بعضی افراد این ارتباط کاملا قابل مشاهده است. فرد کمالگرا ممکن است احساس کند برای صحبتکردن باید حتما حرف بسیار هوشمندانهای داشته باشد، نباید اشتباه کند و نباید کسی متوجه ضعف او شود. در نتیجه به جای اینکه بگوید «من میتوانم صحبت کنم و اگر اشتباه کردم اشکالی ندارد»، با خودش میگوید «اگر قرار است کامل نباشم، بهتر است اصلا صحبت نکنم.» اینجاست که کمالگرایی میتواند به اجتناب اجتماعی منجر شود.
شرافتی اضافه کرد: یکی از نکات مهم در درمان این است که فرد به تدریج بپذیرد ارتباط موثر با ارتباط بینقص تفاوت دارد. ما برای انسان بودن لازم نیست همیشه بهترین جمله را بگوییم یا هیچوقت اشتباه نکنیم.
وی با اشاره به مواجه تدریجی با کاهش کمرویی اظهار کرد: مواجهه تدریجی یکی از تکنیکهای مهم در درمان شناختی ـ رفتاری است، اما یک سوءتفاهم درباره آن وجود دارد. مواجهه یعنی فرد را به زور در سختترین موقعیت قرار ندهیم؟ نه اینگونه نیست. در مواجهه اصولی، ابتدا موقعیتهایی که فرد از آنها میترسد شناسایی میشوند و معمولا از موقعیتهای سادهتر شروع میکنیم. برای یک فرد ممکن است اولین قدم فقط سلام کردن به یک فرد آشنا باشد. مرحله بعد پرسیدن یک سوال ساده، بعد شروع یک گفتوگوی کوتاه و در مراحل بالاتر صحبت کردن در یک جمع باشد.
این روانشناس تصریح کرد: مهم این است که فرد به تدریج تجربه کند که «من میتوانم اضطرابم را تحمل کنم و از عهده این موقعیت بربیایم». رها کردن ناگهانی فرد در سختترین موقعیت، بدون آمادگی و بدون توجه به شرایط او با مواجهه درمانی اصولی تفاوت دارد.
پرهیز از برچسبزنی خجالتی بودن فرزند
وی ادامه داد: یکی از مهمترین کارهایی که والدین نباید انجام دهند، برچسبزدن به فرزندشان است. وقتی والدین جلوی دیگران میگویند «بچه من خیلی خجالتیه» یا «اصلا بلد نیست با کسی حرف بزنه»، ممکن است کودک به مرور این جمله را بخشی از هویت خودش بداند. از طرف دیگر، والدین نباید کودک را تحقیر یا مجبور کنند «چرا سلام نمیکنی؟»، «برو حرف بزن، این که کاری نداره!» در مقابل، حمایت بیش از حد هم مناسب نیست؛ مثلا همیشه به جای کودک جوابدادن یا از او در برابر هر موقعیت اجتماعی محافظت کردن. بهترین رویکرد معمولا پذیرش همراه با تشویق تدریجی است، یعنی والد بگوید «میدونم شاید کمی برات سخت باشه، ولی بیا این بار خودت سلام کن»، کودک باید هم احساس امنیت کند و هم فرصت تجربه و یادگیری داشته باشد.
شرافتی اضافه کرد: در درمان، هم روی افکار و باورهای ناکارآمد کار میکنیم و هم روی رفتار، از جمله آموزش مهارتهای ارتباطی، تمرین ابراز وجود و مواجهه تدریجی با موقعیتهای اجتماعی؛ در واقع فرد باید هم یاد بگیرد متفاوت فکر و هم متفاوت عمل کند.
این روانشناس با بیان اینکه در دنیای امروز که رقابت برای دیدهشدن زیاد است، کمرویی یک «نقطه ضعف مطلق» نیست، عنوان کرد: ما نباید کمرویی را بهعنوان یک ویژگی کاملا منفی تعریف کنیم. افرادی که کمتر وارد صحبت میشوند، گاهی شنوندههای بسیار خوبی هستند، با دقت بیشتری مشاهده میکنند و قبل از صحبت کردن بیشتر فکر میکنند. این ویژگیها در بسیاری از روابط و حتی مشاغل میتواند ارزشمند باشد.
شرافتی ادامه داد: مساله زمانی شروع میشود که کمرویی اختیار فرد را از او بگیرد. اگر فرد میخواهد صحبت کند اما نمیتواند، میخواهد رابطهای را شروع کند اما از ترس عقبنشینی میکند، ایده خوبی دارد اما نمیتواند آن را بیان کند یا به دلیل ترس از قضاوت فرصتهای مهم زندگی را از دست میدهد، آن وقت کمرویی تبدیل به یک مشکل میشود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین هدف ما این نیست که همه انسانها را اجتماعی و برونگرا کنیم. هدف این است که فرد آزادی انتخاب داشته باشد، یعنی اگر خواست سکوت کند، انتخاب خودش باشد و اگر خواست صحبت کند، ترس مانع او نشود.
کمبود ید میتواند رشد و تکامل مغز جنین را مختل کند

عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابنسینا با اشاره به نقش ید در رشد و تکامل عصبی جنین گفت: در اوایل بارداری، جنین برای رشد و تکامل عصبی خود تا حد زیادی به هورمونهای تیروئیدی مادر وابسته است و پیشگیری از کمبود ید بخشی از برنامه حفظ سلامت مادر و جنین محسوب میشود.
دکتر لادن گیاهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوریهای نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابنسینا، با تأکید بر اهمیت پیشگیری از اختلالات ناشی از کمبود ید، گفت: ید یکی از ریزمغذیهای ضروری بدن است که با وجود نیاز اندک روزانه، نقش بسیار مهمی در سلامت انسان دارد. این عنصر برای ساخت هورمونهای تیروئیدی ضروری است و این هورمونها در تنظیم سوختوساز بدن، رشد و تکامل مغز و سیستم عصبی نقش اساسی دارند.
وی افزود: اهمیت این موضوع در سلامت زنان، بهویژه زنان در سن باروری، دوچندان است؛ زیرا نیاز به ید در دوران بارداری و شیردهی افزایش مییابد. در اوایل بارداری، جنین برای رشد و تکامل عصبی خود تا حد زیادی به هورمونهای تیروئیدی مادر وابسته است؛ بنابراین، پیشگیری از کمبود ید صرفاً به معنای پیشگیری از گواتر نیست، بلکه بخشی از برنامه جامع حفظ سلامت مادر، رشد مطلوب جنین و پیشگیری از اختلالات تکاملی قابل پیشگیری است.
گیاهی با اشاره به اهمیت پیشگیری از اختلالات ناشی از کمبود ید در سلامت عمومی اظهار کرد: تجربه جهانی نشان داده است که غنیسازی نمک خوراکی با ید، یکی از مؤثرترین و مقرونبهصرفهترین مداخلات برای کنترل اختلالات ناشی از کمبود این عنصر است. با این حال، تداوم پایش وضعیت تغذیهای جمعیت، بهویژه زنان باردار، همچنان ضرورت دارد.
کمبود ید چه اختلالاتی ایجاد میکند؟
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوریهای نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابنسینا درباره بیماریهای ناشی از کمبود ید گفت: این اختلالات طیف گستردهای دارند و شدت آنها به میزان کمبود، مدت مواجهه و مرحلهای از زندگی که کمبود در آن رخ میدهد، بستگی دارد.
وی افزود: گواتر یا بزرگشدن غده تیروئید در پاسخ به کمبود ید، کمکاری تیروئید در صورت اختلال در تولید کافی هورمونهای تیروئیدی، اختلال رشد و تکامل عصبی بهویژه در جنین و سالهای نخست زندگی و همچنین برخی اختلالات بارداری و پیامدهای نامطلوب جنینی، از مهمترین پیامدهای کمبود ید هستند.
گیاهی با تأکید بر اینکه کمبود خفیف ید ممکن است علامت مشخصی نداشته باشد، تصریح کرد: نبود گواتر یا علائم آشکار، لزوماً به معنای کفایت دریافت ید نیست.
وی با اشاره به دستاوردهای برنامه غنیسازی نمک با ید در ایران ادامه داد: اجرای این برنامه نقش مهمی در کنترل کمبود ید داشته است و گزارشهای علمی، وضعیت مطلوب ید را در جمعیت ایران در مقاطع بررسیشده نشان دادهاند. با این حال، نباید از موفقیت برنامههای گذشته نتیجه گرفت که تمام گروههای جمعیتی در همه مناطق و دورهها، بهویژه زنان باردار، الزاماً ید کافی دریافت میکنند.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابنسینا خاطرنشان کرد: به همین دلیل، پایش دورهای غلظت ید ادرار در سطح جمعیت، بررسی میزان ید نمکهای خوراکی و توجه به گروههای آسیبپذیر همچنان ضروری است.
ارتباط کمبود ید با ناباروری و عوارض بارداری
گیاهی درباره نقش کمبود ید در ناباروری، اختلالات تیروئید و عوارض بارداری توضیح داد: برای بررسی این ارتباط باید میان اثر مستقیم کمبود ید و پیامدهای ناشی از اختلال عملکرد تیروئید تمایز قائل شد.
وی افزود: ید ماده اولیه ساخت هورمونهای تیروئیدی است و کمبود قابلتوجه آن میتواند تولید این هورمونها را مختل کند و در برخی شرایط به کمکاری تیروئید منجر شود. از سوی دیگر، هورمونهای تیروئیدی در عملکرد طبیعی دستگاه تولیدمثل، تنظیم چرخه قاعدگی و فرایندهای مرتبط با بارداری نقش دارند.
وی ادامه داد: در زنان مبتلا به اختلال عملکرد تیروئید، بسته به نوع و شدت اختلال، ممکن است بینظمی قاعدگی، اختلال تخمکگذاری یا مشکلات مرتبط با باروری مشاهده شود. همچنین، کمکاری تیروئید درماننشده در دوران بارداری میتواند با افزایش خطر برخی پیامدهای نامطلوب برای مادر و جنین همراه باشد.
گیاهی با اشاره به اهمیت کمبود شدید ید در دوران بارداری اظهار کرد: در کمبود شدید ید، بهویژه در اوایل بارداری، خطر اختلال در تکامل مغز و سیستم عصبی جنین اهمیت ویژهای دارد. با این حال، شواهد مربوط به ارتباط کمبود خفیف ید با برخی پیامدهای باروری و بارداری یکسان نیست و نباید فراتر از شواهد موجود نتیجهگیری کرد.
وی تأکید کرد: در مراکز درمان ناباروری، توجه به وضعیت تیروئید و کفایت دریافت ریزمغذیهای ضروری، بخشی از رویکرد جامع سلامت پیش از بارداری است.
منابع غذایی ید کداماند؟
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوریهای نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابنسینا درباره منابع غذایی ید گفت: نمک خوراکی یددار، ماهی و سایر غذاهای دریایی، شیر و برخی محصولات لبنی و تخممرغ از منابع غذایی این عنصر هستند.
وی افزود: مقدار ید موجود در مواد غذایی، بسته به شرایط تولید، نوع خوراک دام، منشأ محصول و روش فرآوری متفاوت است؛ بنابراین، نمیتوان برای تمام این مواد غذایی مقدار ثابتی در نظر گرفت.
گیاهی با تأکید بر اینکه استفاده از نمک یددار باید با رعایت اصل کاهش مصرف نمک همراه باشد، اظهار کرد: نمک یددار یکی از مهمترین ابزارهای تأمین ید در سطح جمعیت است، اما برای دریافت ید نباید مصرف نمک را افزایش داد.
وی توصیه کرد: خانوادهها بهجای افزایش مصرف نمک، از نمک خوراکی یددار استاندارد در چارچوب یک رژیم غذایی متعادل استفاده کنند. همچنین بهتر است نمک در ظرف دربسته و دور از نور و رطوبت نگهداری شود و تا حد امکان در مراحل پایانی پخت به غذا اضافه شود تا از اتلاف ید کاسته شود.
نقش نمک مصرفی و رژیم غذایی در تأمین ید
لادن گیاهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوریهای نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابنسینا، با تأکید بر ضرورت توجه به منابع دریافت ید گفت: نباید فرض کنیم نمک موجود در تمام غذاهای صنعتی و فرآوریشده الزاماً یددار است؛ زیرا نوع نمک مصرفی در تولید این محصولات میتواند متفاوت باشد.
وی افزود: کفایت دریافت ید به مجموعه رژیم غذایی، نوع نمک مصرفی و نیازهای فرد بستگی دارد و برای زنان باردار و شیرده، ارزیابی دقیقتر این عوامل اهمیت بیشتری دارد.
نیاز زنان باردار و شیرده به ید بیشتر است
گیاهی درباره نیازهای ویژه زنان باردار، شیرده و افراد در سن باروری اظهار کرد: نیاز به ید در دوران بارداری و شیردهی افزایش مییابد؛ زیرا بدن مادر باید نیازهای متابولیک خود و نیازهای جنین یا شیرخوار را تأمین کند.
وی ادامه داد: نیاز روزانه به ید در بزرگسالان غیرباردار حدود ۱۵۰ میکروگرم است و این میزان در دوران بارداری به ۲۲۰ تا ۲۵۰ میکروگرم در روز افزایش مییابد. نیاز روزانه در دوران شیردهی نیز حدود ۲۵۰ تا ۲۹۰ میکروگرم است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابنسینا با اشاره به اهمیت تأمین ید در رژیم غذایی زنان در سن باروری گفت: توصیه میشود این زنان، بهویژه افرادی که قصد بارداری دارند، از کفایت دریافت ید در رژیم غذایی خود اطمینان حاصل کنند. در زنان باردار یا شیرده، افرادی که رژیم گیاهخواری سختگیرانه دارند یا منابع غذایی ید را به میزان کمی مصرف میکنند، ارزیابی دقیقتر اهمیت دارد.
گیاهی تأکید کرد: در صورت نیاز به مکمل، انتخاب فرآورده و مقدار مصرف آن باید با توجه به رژیم غذایی، مکملهای مصرفی، وضعیت تیروئید و توصیههای بالینی انجام شود. مصرف خودسرانه دوزهای بالای ید یا فرآوردههای جلبک دریایی توصیه نمیشود؛ زیرا دریافت بیش از حد ید نیز میتواند عملکرد تیروئید را مختل کند.
کمبود ید ممکن است در مراحل اولیه علامتی نداشته باشد
وی درباره علائم اولیه کمبود ید و راههای تشخیص آن گفت: یکی از چالشهای کمبود ید این است که در مراحل اولیه ممکن است هیچ علامت مشخصی ایجاد نکند. در صورت تداوم کمبود و بروز اختلال در عملکرد تیروئید، علائمی مانند خستگی، احساس سرما، یبوست، خشکی پوست، کندی عملکرد ذهنی و گاهی اختلالات قاعدگی ممکن است بروز کند. بزرگشدن غده تیروئید یا گواتر نیز یکی از نشانههای شناختهشده کمبود ید است.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابنسینا افزود: این علائم اختصاصی نیستند و ممکن است در بیماریهای مختلف دیگری نیز دیده شوند؛ بنابراین، نمیتوان صرفاً بر اساس علائم، کمبود ید را تشخیص داد.
گیاهی خاطرنشان کرد: مردم نباید برای اطمینان از وضعیت ید بدن خود، به مصرف خودسرانه مکمل روی بیاورند. ارزیابی عملکرد تیروئید با آزمایشهای مناسب و بررسی دریافت غذایی، متناسب با شرایط هر فرد، میتواند به تصمیمگیری بالینی کمک کند.
وی ادامه داد: اندازهگیری ید در یک نمونه ادرار بهتنهایی برای تشخیص قطعی کمبود ید در یک فرد قابل اتکا نیست و این شاخص بیشتر برای ارزیابی وضعیت ید در سطح جمعیت استفاده میشود.
غذاهای فرآوریشده لزوماً دریافت ید را افزایش نمیدهند
گیاهی درباره تأثیر تغییر الگوی غذایی و افزایش مصرف غذاهای فرآوریشده بر وضعیت ید جامعه اظهار کرد: تغییر الگوی غذایی میتواند بر دریافت ید اثر بگذارد، اما برای قضاوت درباره وضعیت واقعی جامعه باید به دادههای پایش تغذیهای تکیه کرد، نه صرفاً تغییر عادات غذایی.
وی افزود: یکی از موضوعات مهم، افزایش سهم غذاهای آماده و فرآوریشده در رژیم غذایی است. اگر نمک مصرفی در تولید این محصولات یددار نباشد، افزایش مصرف آنها لزوماً به معنای افزایش دریافت ید نیست.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابنسینا با تأکید بر ضرورت توجه همزمان به کاهش مصرف نمک و تأمین ید مورد نیاز بدن گفت: کاهش مصرف نمک برای پیشگیری از فشارخون بالا و بیماریهای قلبیعروقی ضروری است؛ بنابراین، راهکار درست افزایش مصرف نمک نیست، بلکه باید غنیسازی مناسب نمک خوراکی و پایش میزان ید دریافتی جمعیت را همزمان دنبال کرد.
گیاهی با اشاره به ضرورت بررسی وضعیت ید در ایران تصریح کرد: برای اعلام اینکه کمبود ید در سالهای اخیر افزایش یا کاهش یافته است، به دادههای جدید و قابل مقایسه از مطالعات ملی نیاز داریم. بدون چنین دادههایی، نسبت دادن تغییر مشخص به الگوی غذایی جدید، نتیجهگیری دقیقی نخواهد بود.
وی توصیه کرد: مردم از نمک یددار استاندارد به میزان مورد نیاز استفاده کنند، مصرف غذاهای پرنمک و فوقفرآوریشده را کاهش دهند و به کیفیت کلی رژیم غذایی خود توجه داشته باشند. در سطح سیاستگذاری نیز بررسی میزان ید نمکهای مصرفی در صنایع غذایی اهمیت زیادی دارد.
ارتباط کمبود ید با متابولیسم و سلامت روان
گیاهی درباره ارتباط کمبود ید با سلامت تیروئید، متابولیسم و سلامت روان گفت: ید برای تولید هورمونهای تیروئیدی ضروری است و این هورمونها در تنظیم مصرف انرژی، عملکرد بسیاری از سلولها، تنظیم دمای بدن، رشد و تکامل سیستم عصبی نقش دارند
وی افزود: در صورت کمبود ید و بروز اختلال در عملکرد تیروئید، ممکن است تغییراتی در متابولیسم بدن ایجاد شود. برای مثال، کمکاری تیروئید میتواند با خستگی، کاهش تحمل سرما، کندی عملکرد ذهنی و تغییر وزن همراه باشد.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابنسینا ادامه داد: اختلالات تیروئید همچنین میتوانند با تغییرات خلقی و علائمی مانند افت انرژی یا مشکلات تمرکز همراه باشند.
رژیمدرمانی بهتنهایی جایگزین درمان اختلالات تیروئید نیست
لادن گیاهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوریهای نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابنسینا، با تأکید بر ضرورت تشخیص دقیق اختلالات تیروئید گفت: هرگونه خستگی، افزایش وزن یا تغییر خلقوخو به معنای کمبود ید یا ابتلا به بیماری تیروئید نیست. مشکلات روانشناختی و اختلالات متابولیک علل متعددی دارند و باید متناسب با شرایط هر فرد بررسی شوند.
وی افزود: رژیمدرمانی در این زمینه دو نقش اصلی دارد؛ نخست، پیشگیری از کمبود ید و تأمین دریافت کافی آن از طریق رژیم غذایی و دوم، کمک به بهبود کیفیت کلی تغذیه در افرادی که به اختلالات تیروئید مبتلا هستند.
گیاهی تأکید کرد: رژیم غذایی نمیتواند جایگزین درمان دارویی کمکاری یا پرکاری تیروئید شود. همچنین، مصرف بیش از حد ید نهتنها لزوماً سودمند نیست، بلکه در برخی افراد میتواند عملکرد تیروئید را مختل کند؛ بنابراین، رویکرد صحیح، تأمین کافی و متعادل ید در کنار تشخیص و درمان پزشکی در صورت نیاز است.
توصیههای تغذیهای به زوجهایی که قصد بارداری دارند
عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابنسینا درباره توصیههای تغذیهای به خانوادهها و زوجهایی که قصد بارداری دارند، گفت: توصیه میکنم مراقبت تغذیهای را به زمان مثبتشدن تست بارداری موکول نکنند؛ زیرا سلامت تغذیهای پیش از بارداری، بهویژه کفایت دریافت ریزمغذیهای ضروری، بخشی از آمادگی برای یک بارداری سالم است.
وی افزود: چند اقدام ساده و قابل اجرا میتواند در این زمینه مفید باشد؛ از جمله استفاده از نمک خوراکی یددار استاندارد، بدون افزایش مقدار کل نمک مصرفی، و گنجاندن منابع غذایی ید مانند لبنیات، تخممرغ و ماهی در رژیم غذایی، متناسب با الگوی تغذیه و شرایط سلامت فرد.
گیاهی ادامه داد: افرادی که رژیم گیاهخواری سختگیرانه دارند، لبنیات و تخممرغ مصرف نمیکنند یا از نمک یددار استفاده نمیکنند، بهتر است درباره کفایت دریافت ید با متخصص تغذیه یا پزشک مشورت کنند.
وی با اشاره به ضرورت بررسی ترکیبات مکملهای دوران بارداری اظهار کرد: پیش از مصرف این مکملها، باید برچسب ترکیبات آنها بررسی شود؛ زیرا همه مکملهای بارداری الزاماً حاوی ید نیستند. در صورت نیاز به مکمل ید نیز مقدار و نوع فرآورده باید با توجه به رژیم غذایی، وضعیت تیروئید و سایر مکملهای مصرفی انتخاب شود. مصرف خودسرانه دوزهای بالای ید یا فرآوردههای غلیظشده جلبک دریایی توصیه نمیشود.
این متخصص تغذیه با اشاره به توصیههای انجمن تیروئید آمریکا در راهنمای سال ۲۰۲۶ خاطرنشان کرد: در زنان پیش از بارداری، دوران بارداری و شیردهی، دریافت مکمل روزانه ۱۵۰ میکروگرم ید در بسیاری از شرایط توصیه میشود؛ با این حال، تصمیمگیری باید با توجه به دریافت غذایی، وضعیت ید در منطقه محل زندگی و شرایط پزشکی فرد انجام شود. در افرادی که به بیماری تیروئید مبتلا هستند یا داروهای تیروئیدی مصرف میکنند، هماهنگی با پزشک اهمیت ویژهای دارد.
پیشگیری از کمبود ید به پایش مستمر و آموزش صحیح نیاز دارد
گیاهی در آستانه روز جهانی پیشگیری از اختلالات ناشی از کمبود ید، با تأکید بر اهمیت مداخلات تغذیهای مبتنی بر شواهد در حفظ سلامت جامعه گفت: گاهی یک ریزمغذی که بدن به مقدار بسیار کمی از آن نیاز دارد، میتواند در رشد و تکامل انسان نقشی اساسی ایفا کند.
وی افزود: برای پیشگیری مؤثر از اختلالات ناشی از کمبود ید، سه اقدام باید در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ حفظ کیفیت و استاندارد غنیسازی نمک با ید، پایش مستمر وضعیت ید جامعه و آموزش صحیح مردم درباره منابع غذایی و مصرف منطقی مکملها.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابنسینا ادامه داد: برای مسئولان سلامت، تداوم برنامههای پایش و توجه ویژه به زنان باردار و شیرده اهمیت دارد. رسانهها نیز باید اطلاعات علمی را به زبانی ساده و دقیق منتقل کنند و از ایجاد ترس یا ترویج مصرف خودسرانه مکملها بپرهیزند.
گیاهی با تأکید بر ضرورت رعایت تعادل در دریافت ید اظهار کرد: مردم نباید کمبود ید را نادیده بگیرند و در عین حال نباید تصور کنند مصرف بیشتر ید الزاماً به معنای سلامت بیشتر است؛ هدف، دریافت کافی و متعادل این عنصر است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: بهعنوان متخصص تغذیه تأکید میکنم که سلامت مادر و کودک از پیش از بارداری آغاز میشود. آگاهی تغذیهای، دسترسی به غذای مناسب و مداخلات پیشگیرانه مبتنی بر شواهد میتوانند از بسیاری از پیامدهای قابل پیشگیری کمبودهای تغذیهای جلوگیری کنند.
فیبرومهای رحمی؛ از خونریزیهای غیرطبیعی تا اختلال در باروری

یک متخصص زنان و زایمان با اشاره به شیوع فیبرومهای رحمی در میان زنان گفت: عوارض این تودهها به محل قرارگیری، اندازه و علائمی که در فرد ایجاد میکنند بستگی دارد و بر همین اساس، روش درمان برای هر بیمار متفاوت خواهد بود.
متخصص زنان و زایمان و عضو هیات علمی دانشگاه با تأکید بر تأثیر احتمالی فیبرومهای رحمی بر سلامت باروری افزود: بسته به محل قرارگیری فیبروم، این تودهها میتوانند در برخی افراد بر باروری، احتمال سقط جنین و پیامدهای بارداری تأثیر بگذارند. همچنین، خونریزیهای غیرطبیعی ناشی از فیبروم در صورت تداوم و عدم رسیدگی مناسب ممکن است به کمخونی و عوارض ناشی از آن منجر شود.
پیله وری با اشاره به ضرورت بررسی فیبرومهای رحمی در افراد دارای علائم بالینی تصریح کرد: وجود فیبروم در هر اندازه یا تعدادی، در صورت ایجاد علائم، نیازمند ارزیابی پزشکی و انتخاب روش درمان متناسب با شرایط بیمار است. همچنین، در مواردی که فیبروم بدون علامت است اما تغییرات قابل توجهی در اندازه آن مشاهده میشود، بررسیهای تکمیلی و ارزیابی دقیقتر ضرورت دارد.
متخصص زنان و زایمان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان درباره روشهای درمان فیبرومهای رحمی توضیح داد: انتخاب روش درمان به عوامل متعددی از جمله اندازه و محل توده، شدت علائم، وضعیت باروری و شرایط عمومی بیمار بستگی دارد. درمانها میتوانند شامل روشهای دارویی، هورمونی و مداخلات جراحی باشند. درمانهای دارویی و هورمونی، بهویژه در برخی افراد مبتلا به خونریزی غیرطبیعی رحمی، با هدف کنترل علائم مورد استفاده قرار میگیرند.
پیله وری ادامه داد: در بیمارانی که با مشکلات مرتبط با سلامت باروری، از جمله ناباروری یا سابقه سقط مکرر مواجه هستند، ممکن است با توجه به شرایط بالینی، درمان جراحی در نظر گرفته شود. همچنین، آمبولیزاسیون شریانهای رحمی یکی دیگر از روشهای درمانی است که با کاهش خونرسانی به فیبرومها، میتواند به کوچکشدن تدریجی آنها کمک کند. انتخاب این روش نیز باید با توجه به شرایط بیمار و اهداف باروری او انجام شود.
وی با اشاره به عوامل احتمالی مؤثر بر ایجاد فیبرومهای رحمی بیان کرد: رشد این تودهها میتواند تحت تأثیر هورمونهای جنسی قرار گیرد، اما این موضوع به معنای نقش مستقیم و قطعی هورمونها بهتنهایی در ایجاد فیبروم نیست. عوامل ژنتیکی، سابقه خانوادگی، شروع زودهنگام قاعدگی، چاقی، سبک زندگی، برخی عادات غذایی، دیابت و فشار خون بالا نیز در مطالعات بهعنوان عوامل مرتبط با بروز فیبرومهای رحمی مطرح شدهاند.
براساس گزارش وبدا، عضو هیات علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: از آنجا که فیبرومهای رحمی در برخی زنان بدون علامت هستند، تشخیص و پیگیری آنها باید بر اساس شرایط فردی و ارزیابی پزشکی انجام شود. مراجعه به متخصص زنان در صورت بروز خونریزی غیرطبیعی، درد یا فشار لگنی و مشکلات باروری، به تشخیص بهموقع و انتخاب روش درمان مناسب کمک میکند.
پروتئین؛ عامل احتمالی پیشرفت آلزایمر در زنان

بیماری آلزایمر، شایعترین علت زوال عقل است، این بیماری بهتدریج به سلولهای مغزی آسیب میزند و باعث از دست رفتن حافظه، بروز مشکلات در تفکر و افزایش دشواری در انجام فعالیتهای روزمره میشود. زنان سهم بیشتری از مبتلایان به این بیماری را تشکیل میدهند و دانشمندان همچنان در تلاش هستند دلیل این تفاوت را درک کنند.
نتایج پژوهش کلینیک مایو به سرنخ زیستی احتمالی در این زمینه اشاره دارد و نشان میدهد زنانی که نشانههایی از وجود دو پروتئین غیرطبیعی در مغز داشتند، با تجمع بسیار سریعتر یکی از پروتئینهای اصلی مرتبط با بیماری آلزایمر مواجه شدند.
کجال کانتارچی، پزشک و پژوهشگر کلینیک مایو و الیجا مک از پژوهشگران این پژوهش دریافتند، یکی از پروتئینهای مورد بررسی «تاو» (tau) است. تاو در مغز سالم به پشتیبانی از سلولهای عصبی کمک میکند اما در بیماری آلزایمر میتواند غیرطبیعی شود و به شکل کلافهایی درآید. با گسترش این تغییرات، آسیب به بخشهایی از مغز که برای حافظه و تفکر اهمیت دارند نیز افزایش مییابد.
پروتئین دوم «آلفا-سینوکلئین» (alpha-synuclein) است که بیشتر به دلیل نقش آن در بیماری پارکینسون و زوال عقل با اجسام لویی شناخته میشود. دانشمندان اکنون میدانند که «آلفا-سینوکلئین» غیرطبیعی میتواند در برخی افراد دارای تغییرات مغزی مرتبط با آلزایمر نیز مشاهده شود.
پژوهشگران کلینیک مایو، ۴۱۵ شرکتکننده از «طرح تصویربرداری عصبی بیماری آلزایمر» را بررسی کردند، برنامه پژوهشی بلندمدتی که تغییرات مغز و حافظه را در طول زمان دنبال میکند. شرکتکنندگان برای اندازهگیری تاو تحت تصویربرداری مغزی قرار گرفتند و برای شناسایی «آلفا-سینوکلئین» غیرطبیعی نیز آزمایش مایع نخاعی انجام دادند.
حدود ۱۷ درصد از شرکتکنندگان شواهدی از وجود «آلفا-سینوکلئین» غیرطبیعی داشتند. پژوهشگران سپس بررسی کردند که آیا وجود این پروتئین همراه با تغییرات مرتبط با آلزایمر، بر سرعت تجمع تاو تاثیر میگذارد یا خیر.
الگوی قابلتوجهی در میان زنان مشاهده شد. زنانی که هر دو نوع تغییر پروتئینی را داشتند، افزایش بسیار سریعتری در تجمع تاو نشان دادند و برخی اندازهگیریها حاکی از آن بود که این روند در آنان تا ۲۰ برابر سریعتر از گروههای مقایسهای بوده است. در مردانی که همین ترکیب را داشتند، چنین الگویی مشاهده نشد.
این یافته نشان میدهد، «آلفا-سینوکلئین» ممکن است در زنان به شکل متفاوتی با فرآیندهای مرتبط با آلزایمر تعامل داشته باشد و در صورت تایید، میتواند به پژوهشگران در درک دلیل تفاوت قابلتوجه روند بیماری آلزایمر از فردی به فرد دیگر کمک کند. همچنین ممکن است سرنخ دیگری درباره شیوع بیشتر بیماری آلزایمر در زنان ارائه دهد. طول عمر متوسط بیشتر، بخشی از این تفاوت را توضیح میدهد اما پژوهشگران بهطور فزایندهای در حال بررسی این موضوع هستند که آیا تفاوتهای زیستی نیز بر آسیبپذیری در برابر این بیماری تاثیر میگذارند یا خیر.
این پژوهش ثابت نمیکند که «آلفا-سینوکلئین» بهطور مستقیم باعث تسریع پیشرفت آلزایمر در زنان میشود. این پژوهش از نوع مشاهدهای بود و تعداد افرادی که ترکیب این دو تغییر پروتئینی را داشتند نسبتا محدود بود. برای تایید این تفاوت میان زنان و مردان و مشخص شدن علت آن، به پژوهشهای بزرگتر نیاز است.
پژوهشگران همچنین این موضوع را بررسی میکنند که آیا الگوهای مشابهی در زوال عقل با اجسام لویی نیز مشاهده میشود یا خیر، بیماری که «آلفا-سینوکلئین» غیرطبیعی یکی از ویژگیهای اصلی آن است. درک نحوه تعامل چند پروتئین آسیبزا با یکدیگر ممکن است در نهایت به پزشکان کمک کند انواع مختلف زوال عقل را با دقت بیشتری شناسایی کنند.
سایت نوریج گزارش کرد، این یافتهها شواهد بیشتری را تقویت میکنند که بر اساس آن، بیماری آلزایمر در همه بیماران یکسان نیست. اگر ترکیبهای متفاوت تغییرات مغزی بر افراد به شکلهای متفاوت تاثیر بگذارند، درمانها و کارآزماییهای بالینی آینده ممکن است لازم باشد این تفاوتهای زیستی را در نظر بگیرند و آلزایمر را بهعنوان بیماریای با ویژگیهای زیستی متفاوت در افراد مختلف در نظر بگیرند.
نتایج این پژوهش در نشریه JAMA Network Open منتشر شده است.
2000 برابر شیرینتر از شکر، اما بدون جهش قند خون!

دانشمندان دریافتهاند که پروتئینی با شیرینی ۲۰۰۰ برابرِ شکر، واکنش جهشی قند خون به بستنی را به نصف کاهش داد.
دانشمندان همچنان به دنبال راههایی برای جایگزینی شکر در رژیم غذایی ما هستند. با وجود اینکه شکر طعم غذا را بسیار دلپذیر میکند، میدانیم که برای سلامتی مفید نیست؛ ضمن اینکه درباره تأثیرات شیرینکنندههای مصنوعی نیز تردیدهایی وجود دارد.
بر اساس مطالعهای جدید که در نشریه «Clinical Nutrition ESPEN» منتشر شده است، پروتئینی به نام «برازین»(brazzein) ممکن است راهحل این مسئله باشد.
این پروتئین که در اصل در میوهای بومی غرب آفریقا یافت میشود و امروزه عمدتاً توسط قارچهای مهندسیشده تولید میگردد، بهراحتی و به شیوهای طبیعی در بدن پردازش میشود و میزان شیرینی آن نسبت به وزنِ برابر، تا دو هزار برابر بیشتر از شکر است.
پژوهشگران مرکز تحقیقات فدرال تغذیه، بیوتکنولوژی و ایمنی مواد غذایی در روسیه، آزمایشهایی را روی ۱۰۱ بزرگسال مبتلا به «بیماری کبد چرب مرتبط با اختلال متابولیک»(MASLD) انجام دادند؛ عارضهای که اغلب با چاقی و دیابت همراه است و در آن چربی در کبد انباشته میشود.
این مطالعه که یک کارآزمایی تصادفیسازیشده، کنترلشده، دوسوکور و متقاطع بود، بر روی بستنی که یکی از وسوسهانگیزترین انواع خوراکیهای شیرین است، متمرکز شد.
هر یک از شرکتکنندگان در سه روز مجزا، یک وعده استاندارد ۱۰۰ گرمی بستنی وانیلی مصرف کردند؛ یک بار بستنی حاوی شکر، یک بار بستنی شیرینشده با برازین و یک بار بستنی حاوی برازین به همراه فیبر غذایی اینولین.
نکته قابلتوجه در دادههای بهدستآمده این بود که افزایش قند خون پس از صرف غذا، هم با مصرف برازین و هم با مصرف ترکیب برازین و اینولین، بهطور چشمگیری کاهش یافت. در هر دو حالت، میزان اوجگیری قند خون تقریباً نصفِ مقدار مشاهدهشده در بستنی شیرینشده با شکر بود.
از آنجا که دستورالعملهای تهیه بستنیهای بدون شکر در سایر ترکیبات نیز تفاوتهایی داشتند، پژوهشگران خاطرنشان میکنند که نمیتوان این اثر را صرفاً به برازین نسبت داد.
این تیم پژوهشی در مقاله منتشرشده خود نوشتند: یافتههای حاضر از منظر تغذیه بالینی نشان میدهد که فرمولاسیونهای آزمایششده (بدون ساکارز و حاوی برازین) ممکن است به عنوان گزینههایی بالقوه برای جایگزینی شکر در بیماران مبتلا به MASLD، از جمله افراد دارای دیابت نوع ۲ شایسته بررسیهای بیشتر باشند.
کاهش جهشهای قند خون در شرکتکنندگان مبتلا به دیابت نوع ۲ محسوستر بود، هرچند در افراد غیرمبتلا نیز قابلتوجه بود و هیچگونه عارضه جانبی جدی گزارش نشد.
این یافتهها پژوهشهای پیشین روی موشها را تأیید میکند که نشان میدادند «برازین» میتواند به عنوان جایگزینی برای شکر عمل کند؛ جایگزینی که شیرینی را حفظ کرده، اما فاقد معایب شکر است. همچنین این مطالعه زمینهساز تحقیقاتی میشود که شرکتکنندگان و وضعیت قند خونشان را در بازه زمانی طولانیتری پایش میکنند.
پژوهشگران میگویند: شدت و زمانبندی اثرات مشاهدهشده، انجام مطالعات آتی بر روی مواد غذایی شیرینشده با برازین را توجیه میکند. پژوهشگران خواستار انجام مطالعاتی طولانیمدت هستند که در آنها برازین جایگزین شکر در طیف وسیعی از غذاهای رایج شود.
برازین به عنوان یک پروتئین، ساختاری مقاوم دارد و میتواند دماهای تا ۸۰ درجه سانتیگراد و دامنه وسیعی از سطوح اسیدیته را تحمل کند. این ویژگی بدین معنا است که میتوان آن را به انواع مختلفی از مواد غذایی، از جمله دسرها و خوراکیهای منجمد افزود.
با این حال، همانطور که پژوهشگران اشاره میکنند، شکر تنها عامل ایجاد شیرینی نیست. برای مثال شکر در بستنی، به آن حجم و غلظت (ویسکوزیته) میبخشد. این مطالعه نشان میدهد که استفاده از سایر ترکیبات «پرکننده» در کنار برازین میتواند به تولید محصولی بسیار شبیه به نمونه اصلی منجر شود.
چنین رویکردی احتمالاً تأثیرگذاری بیشتری نسبت به درخواست از افراد برای حذف کامل شکر از رژیم غذاییشان خواهد داشت، زیرا در این حالت، خوراکیهای شیرین همچنان در سبد غذایی باقی میمانند.
پژوهشگران میگویند: غذاها و نوشیدنیهای شیرینشده با شکر، از جمله اقلام محبوبی مانند بستنی، دسرها و شیرینیجات، جایگاه عمیقی در الگوهای غذایی سراسر جهان دارند و مصرف آنها همچنان رو به افزایش است. محدودیت شدید این محصولات در رژیم غذایی اغلب غیرواقعبینانه است و ممکن است منجر به عدم پایبندی افراد به توصیههای تغذیهای شود.
هنوز پژوهشهای بسیاری باید انجام شود، اما در نهایت ممکن است شاهد استفاده از برازین به جای شکر در مواد غذایی مناسب برای افراد مبتلا به دیابت یا بیماریهایی نظیر «MASLD»(بیماری کبد چرب مرتبط با اختلال عملکرد متابولیک) و یا کسانی باشیم که بهطور کلی قصد کاهش مصرف شکر را دارند.
آنچه در اینجا مشخص نیست، تأثیر احتمالی مصرف غذاهای شیرینشده با برازین بر چربی کبد، دیابت، فشار خون یا سایر بیماریهای مرتبط در طول ماهها یا سالها است. علاوه بر این، شرکتکنندگان در این مطالعه بخش کوچکی از جمعیت را تشکیل میدادند که همگی مبتلا به MASLD بودند و بسیاری از آنها چاق تشخیص داده شده بودند.
ما میدانیم که عوامل متعددی میتوانند بر قند خون تأثیر بگذارند، از اینکه با چه کسی غذا میخورید گرفته تا نحوه غذا خوردن؛ همه این عوامل میتوانند در تحقیقات آینده مورد بررسی دقیق قرار گیرند.
محققان میگویند: مطالعات طولانیتری برای تعیین اینکه آیا جایگزینی مکرر دسرهای حاوی ساکارز با جایگزینهای شیرینشده با برازین به مزایای پایدار متابولیک، کبدی، میکروبیوم یا رفتاری منجر میشود، مورد نیاز است.
این پژوهش در مجله Clinical Nutrition ESPEN منتشر شده است.
کشف ۱۹ ماده شیمیایی سمی در دندانهای کودکان مبتلا به اوتیسم!

با وجود اینکه دانشمندان همچنان در حال شناخت علل اوتیسم هستند، شواهد قابلتوجهی وجود دارد که علاوه بر عوامل ژنتیکی، مواجهه با عوامل محیطی را نیز با این عارضه مرتبط میداند.
در سالهای اخیر، تعدادی از عوامل خطر محیطی شناسایی شدهاند؛ اگرچه دانشمندان هنوز ثابت نکردهاند که عامل خاصی مستقیماً باعث بروز این بیماری میشود، اما بسیار مهم است که شناخت خود را درباره مواد بالقوه سمی که به نظر میرسد با این اختلال مرتبط هستند، افزایش دهیم.
در این زمینه، یکی از چالشها این است که بسیاری از مطالعات، میزان مواجهه با مواد شیمیایی را از طریق آزمایش نمونههای خون یا ادرار میسنجند؛ روشهایی که تنها تصویری کوتاهمدت گاهی فقط در حد چند ساعت از مواد شیمیایی موجود در نمونه ارائه میدهند، پیش از آنکه ردپای آنها محو شود.
دانشمندان در مطالعهای جدید که در نشریه «Neurotoxicology and Teratology» منتشر شده است، راهکاری برای غلبه بر این مشکل یافتهاند و آن، تحلیل دندانهای شیری کودکان به عنوان سندی بلندمدت از مواجهه با مواد شیمیایی است. این مواد در حین شکلگیری دندانها انباشته میشوند و میتوانند ردپای شیمیایی قابلتشخیص را تا دههها حفظ کنند.
لین هیلبران(Lynne Heilbrun)، دانشمند حوزه محیطزیست و نویسنده اصلی این پژوهش از دانشگاه تگزاس در سنآنتونیو میگوید: دندانها مواجهه انباشتهشده در طول دورههای زمانی طولانی را ثبت میکنند، در حالی که نمونههای خون یا ادرار تنها بازه زمانی خاصی را نشان میدهند. ما به هر دو روش نیاز داریم.
پژوهشگران در این مطالعه مقدماتی، دندانهای شیری افتادهای را که توسط خانوادههای ۳۸ کودک اهدا شده بود، مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. ۲۲ نفر از این کودکان مبتلا به اوتیسم بودند و ۱۶ نفر دیگر به عنوان گروه کنترل (شاهد) در نظر گرفته شدند.
دندانهای شیری کودکان که معمولاً بین سنین ۶ تا ۱۲ سالگی میافتند، عمدتاً مواجهه با مواد شیمیایی را از ماه چهارم بارداری، یعنی زمانی که دندانهای شیری در رحم مادر شروع به شکلگیری میکنند تا حدود سه سالگی کودک (زمان تکمیل تشکیل دندانها) ثبت میکنند.
هیلبران میگوید: بازههای زمانی حساسی برای مواجهه با مواد مختلف در دوران بارداری وجود دارد، بهویژه در سهماهه اول، اما این روند در آنجا متوقف نمیشود؛ چرا که سیستم عصبی مرکزی پس از تولد نیز تا حدود ۲۵ سالگی به رشد و تکامل خود ادامه میدهد.
محققان پس از تمیز کردن و آمادهسازی دندانهای اهدایی، دندانها را با استفاده از کروماتوگرافی گازی دوبعدی و طیفسنجی جرمی تجزیه و تحلیل کردند و به دنبال نشانههایی از ترکیبات شیمیایی مورد استفاده در آفتکشها، پلاستیکها، عطرها، مواد ضد حریق و محصولات ضد آفتاب و موارد دیگر بودند.
نتایج نشان داد که به طور متوسط بیش از ۳۰۰ ماده سمی در هر نمونه دندان وجود دارد، اما همه مواد سمی در هر کودک یافت نشد.
محققان با تمرکز بر تجزیه و تحلیل خود بر روی ۶۰ ترکیبی که حداقل در نیمی از کودکان وجود داشت، دریافتند که تقریباً دو سوم (۳۹) از آنها مواد شناخته شدهای هستند که توسط سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا(EPA) به عنوان سموم رشدی یا تولید مثلی یا ترکیبات مختل کننده غدد درون ریز طبقهبندی شدهاند.
از بین این ۶۰ ترکیب، اکثریت قریب به اتفاق (۹۵ درصد) در غلظتهای بالاتر در دندانهای کودکان مبتلا به اوتیسم یافت شدند، اگرچه تنها ۱۹ مورد از تفاوتهای شناسایی شده در نهایت از نظر آماری معنیدار بودند.
با این حال، برخی از تفاوتهای مشاهده شده چشمگیر بودند، به طوری که یک ماده شیمیایی (بنزیل بنزوات) که در محصولات مراقبت شخصی به عنوان افزودنی غذایی و در درمان شپش و گال استفاده میشود، در گروه اوتیسم با غلظت ۷۲۲ درصد بیشتر از گروه کنترل ظاهر شد.
محققان توضیح میدهند: ترکیباتی که در موارد مطالعه به طور قابل توجهی بالاتر بودند، شامل OPEها، اسیدها و استرهای بنزوئیک، فنیل پروپانها، فتالاتها، سالیسیلاتها، اترها، کتونهای آروماتیک و کاپرولاکتام بودند.
آنها افزودند: نکته قابل توجه این است که ما ۱۱ ترکیب را در دندانهای شیری شناسایی کردیم که قبلاً گزارش شده بود از اجزای شیشه شیر کودک به داخل منتقل میشوند. این سموم، همراه با سایر مواد شیمیایی که از محصولات متعدد کودک، مواد در تماس با غذا، لولههای PEX و مبلمان داخلی منتقل میشوند، از جمله ترکیباتی بودند که بیشترین فراوانی را در گروه مطالعه و گروه کنترل داشتند.
این یافتهها نشان نمیدهند که هیچ یک از این مواد شیمیایی باعث اوتیسم میشوند و محققان اذعان میکنند که این تنها یک مطالعه آزمایشی کوچک است.
با این وجود، شواهد موجود نگرانکننده است، چرا که محققان خاطرنشان میکنند بسیاری از سمومی که شناسایی کردهاند، مغز، کبد و میتوکندری را هدف قرار میدهند.
محققان میگویند: مطالعه ما نشان میدهد که کودکان به طور مزمن و مکرر در معرض طیف وسیعتری از سموم رشدی قرار دارند که قبلاً در مطالعات کوتاهمدت شناسایی شده بود. مواد سمی که از شیشه شیر، پستانک، بستهبندی مواد غذایی و لولههای آب PEX نشت میکنند، نوزادان را از طریق آمادهسازی غذا و استفاده روزانه از محصولات پلاستیکی در معرض این مواد قرار میدهند. با توجه به اینکه زنان باردار و شیرده مصرف غذا و آب را افزایش میدهند، احتمالاً میزان قرار گرفتن مادران در معرض این مواد قابل توجه است.
پژوهشگران میگویند مطالعات آینده برای بررسی بیشتر از جمله تحقیقات بیشتر با استفاده از نمونههای دندان ضروری است تا به ما در درک بیشتر چگونگی تأثیر این مواد شیمیایی بر خطر ابتلا به اوتیسم در کودکان کمک کند.
محققان نتیجه میگیرند:«اجتناب احتیاطی از این مواد شیمیایی، به ویژه در بین زنان باردار و کودکان خردسال، باید یک اولویت بهداشت عمومی باشد.
این یافتهها در مجله Neurotoxicology and Teratology گزارش شده است.