آنتی بیوتیک ها به کاهش خس خس آسم کودکان کمک نمی کنند

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

در کودکان مبتلا به آسم ممکن است حملات خس خس سینه به حدی شدید باشد که باعث مراجعه به اورژانس شود.

به نقل از مدیسن نت، با این حال، یک آزمایش جدید نشان می‌دهد که دریافت آنتی‌بیوتیک‌ها به آنها کمکی نمی‌کند.

در واقع، پس از اینکه محققان دریافتند آنتی بیوتیک آزیترومایسین در کاهش خس خس سینه بی فایده است، این کارآزمایی متوقف شد

دکتر «فرناندو مارتینز» سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه آریزونا، می‌گوید: می‌توانیم با اطمینان بگوییم که به کودکانی که با خس‌خس شدید به مطب پزشک یا اورژانس مراجعه می‌کنند، نباید آزیترومایسین یا هر گونه آنتی‌بیوتیک داده شود.

بر اساس اطلاعات محققان، آسم و خس‌خس‌های ناشی از آن دلیل اصلی بستری شدن کودکان زیر ۵ سال است.

مدت‌هاست که اشاره شده است که دوره‌های خس‌خس سینه دوران کودکی با حضور باکتری‌های خاصی نظیر استرپتوکوک پنومونی، موراکسلا کاتارالیس و هموفیلوس آنفلوآنزا در گلو مرتبط است.

آیا مبارزه با این گونه های باکتریایی با آنتی بیوتیک ها می تواند به کاهش خس خس سینه کمک کند؟

برای پی بردن به این موضوع، تیم تحقیق نتایج را برای ۸۴۰ کودک بستری شده در اورژانس ایالات متحده به دلیل خس خس سینه مقایسه کرد. بچه ها بین ۱۸ ماه تا تقریبا ۵ سال سن داشتند.

به گفته محققان، در مجموع، ۵۲۱ کودک از ۸۴۰ کودک برای حداقل یک نوع باکتری احتمالاً مضر مثبت شدند.

کودکان به‌طور تصادفی انتخاب شدند تا آنتی‌بیوتیک آزیترومایسین یا یک قرص دارونما «ساختگی» را به عنوان بخشی از درمان خود در اورژانس دریافت کنند.

هیچ مزیت بالینی از استفاده از آنتی بیوتیک مشاهده نشد.

مارتینز امیدوار است که این یافته ها ممکن است آنچه را که او معتقد است درمان نادرست است، مهار کند.

وی در بیانیه خبری دانشگاه گفت: سال هاست می گوییم در این شرایط حاد نباید از آنتی بیوتیک استفاده کرد زیرا خس خس ناشی از ویروس هاست. اما پزشکان هنوز هم حداقل در یک چهارم موارد برای این کودکان خردسال آنتی بیوتیک تجویز می کنند.

محققان خاطرنشان کردند که علاوه بر بی اثر بودن، استفاده از داروها در این زمینه می تواند احتمال مقاومت آنتی بیوتیکی را افزایش دهد.

آمار ۶۰ درصدی «سزارین» در ایران؛ چرا مادران کمتر زایمان طبیعی را انتخاب می‌کنند؟

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه وضعیت زایمان طبیعی و سزارین در کشور به هیچ‌وجه خوب نیست، گفت: میزان سزارین در اغلب کشورها ۳۰ درصد است که اختلاف فاحشی میان سزارین ایران با این کشورها وجود دارد؛ طی دو تا سه دهه گذشته، میزان سزارین کشور حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بود که در حال حاضر حدود ۶۰ درصد است.

دکتر رضا سعیدی، درباره وضعیت سزارین در ایران و اقدامات و برنامه‌ها در جهت ترویج زایمان طبیعی، اظهار کرد: بخشی از اقدامات در زمینه زایمان طبیعی به برنامه «جوانی جمعیت» و بخش دیگر آن به «سلامت عمومی» مربوط می‌شود. وضعیت زایمان طبیعی و سزارین در کشور به هیچ‌وجه خوب نیست و جزو دو تا سه کشوری هستیم که بیشترین میزان سزارین را دارند؛ موضوعی که برای نظام سلامت «بد» به شمار می‌رود. راه‌ چاره این موضوع مشخص است، اما موانعی در مسیر اجرا وجود دارد.

وضعیت سزارین در ایران

این فوق‌تخصص نوزادان درباره جزئیات میزان سزارین در ایران توضیح داد: میزان سزارین در کل کشور ۵۸ درصد است؛ اگر از جمعیت اتباع صرف‌نظر کنیم، میزان سزارین به ۶۰ درصد می‌رسد که این وضعیت در برخی‌ها شهرها به ۸۵ درصد نیز می‌رسد.

ترس از زایمان طبیعی، علت سزارین در ایران

رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه برخی مادران باردار اجازه زایمان طبیعی را نمی‌دهند، توضیح داد: بنابر تخصص پزشکی خودم، چگونگی متولدشدن نوزادان را می‌پرسم. اغلب افراد، ترس از زایمان طبیعی را علت سزارین بیان‌ می‌کنند.

سزارین در ایران ۳ برابر استاندارد WHO

او با بیان اینکه برخی سزارین‌ها به علت مسائل پزشکی است، گفت: براساس اظهارات سازمان جهانی بهداشت، ۱۵ تا ۲۰ درصد زایمان‌ها می‌تواند به صورت سزارین و ۸۰ تا ۸۵ درصد طبیعی باشد. آمار و ارقام بیانگر ان است سزارین کشور حدود ۶۰ است که ۳برابر استاندارد به حساب می‌آید. البته تعداد کشورهای محدودی توانسته‌اند به رقم استاندارد سزارین دست‌یابند.

اختلاف ایران با سایر کشورهای جهان

این عضو هیات‌علمی دانشگاه علوم‌پزشکی شهید بهشتی تصریح کرد: میزان سزارین در اغلب کشورها ۳۰ درصد است که اختلاف فاحشی میان سزارین ایران با این کشورها وجود دارد. طی دو تا سه دهه گذشته، میزان سزارین کشور حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بود که در حال حاضر حدود ۶۰ درصد است. براساس قوانین، ایران درنظر داشت میزان سزارین را ۵ درصد در هر سال کاهش دهد اما این میزان در گذر زمان افزایش یافته است.

سزارین، انتخابی خودخواسته

این فوق‌تخصص نوزادان درباره چرایی بالا بودن سزارین در ایران گفت: انتخاب سزارین، خودخواسته است. هنگامی که فرزند اول یک خانواده با سزارین متولد می‌شود، تولد فرزند دوم به صورت زایمان طبیعی خطرناک است و هر پزشکی زیربار خطر آن نمی‌رود. علاوه بر ترس، سزارین در مسائل فرهنگی نیز ریشه‌ دارد. ما ایرانی‌ها فقط در سزارین رکورد نزده‌ایم، بلکه در عمل جراحی زیبایی بینی و بسیاری از عمل‌هایی که در سایر کشورها حدود ۵ درصد است، رکورد زده‌ایم و درباره چرایی آن نیز جامعه‌شناسان و روان‌شناسان می‌بایست درباره این موضوع اظهار نظر کنند.

نقش مسائل حقوقی و اقتصادی بر افزایش سزارین در ایران

او درباره نقش مسائل اقتصادی و حقوقی بر افزایش سزارین اظهار کرد: علاوه بر اصرار مادران، مسائل اقتصادی، میزان پرداخت‌های زایمان طبیعی و حقوقی نیز در افزایش سزارین دخیل است. اگر یک نوزاد در روند زایمان طبیعی دچار خفگی شود یا مشکلاتی در پی‌داشته باشد، مشکلات حقوقی برای پزشک به‌وجود می‌آید. به طور مثال، یک پرونده پزشکی مطرح بود و یک فرد ۱۸ ساله از پزشک نوزادان خود شکایت کرده بود؛ این در حالی است که ۱۸ سال از زمان تولد او می‌گذشت. ریسک زایمان طبیعی بسیار بالا است اما پرداختی‌های ناچیزی دارد؛ در چنین شرایطی، هر پزشکی ریسک نمی‌کند و خطر را نمی‌پذیرد.

تعریف بودجه تشویقی با هدف افزایش زایمان طبیعی

سعیدی با بیان اینکه کمیته «سلامت مادران» در وزارت بهداشت تشکیل شده، گفت: حدود ۷ ماه است که مسئولیت دفتر جوانی جمعیت وزارت بهداشت را بر عهده گرفته‌ام؛ کمیته سلامت مادران را با اساتید این رشته تشکیل داده‌ایم. یکی از فاکتورهایی که برای تخصیص بودجه دانشگاه‌های علوم‌پزشکی درنظر گرفته‌ایم، کاهش میزان سزارین است. اگر زایمان‌های طبیعی نسبت به سزارین در یک دانشگاه علوم‌پزشکی بیشتر باشد، آن دانشگاه مشمول دریافت بودجه تشویقی می‌شود.

اقدام برای افزایش کارانه زایمان طبیعی

وی اظهار کرد: همچنین بنابر مصوبه معاون وزیر بهداشت در نظر داریم که کارانه زایمان طبیعی را ۱۰ برابر افزایش دهیم که بازهم مبلغ ناچیزی با نرخ تورم فعلی به حساب می‌آید. مبلغ کارانه برای مدتی پرداخت نشده، نه تنها آن را پرداخت می‌کنیم بلکه افزایش کارانه را در دستور کار قرار داده‌ایم.

حسادت فرزند بزرگ‌تر به نوزاد؛ واکنشی طبیعی به تغییر ساختار خانواده

روانپزشک کودک و نوجوان بیان کرد:

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایسنا

 یک فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان گفت: حسادت فرزند بزرگ‌تر به نوزاد یا فرزند کوچک‌تر، یکی از شایع‌ترین و طبیعی‌ترین واکنش‌های کودکان به تغییر ساختار خانواده است.

پروین صفوی در خصوص حسادت فرزند بزرگتر به نوزاد تازه متولد شده، اظهار کرد: بسیاری از کودکان پس از تولد خواهر یا برادر جدید، نگران از دست دادن توجه، محبت و جایگاه خود در خانواده هستند، در این خصوص، آنچه اهمیت زیادی دارد، نحوه برخورد والدین با احساسات کودک است.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان ادامه داد: در بیشتر موارد این حسادت یک واکنش طبیعی به تغییر ساختار خانواده محسوب می‌شود، کودک بزرگتر پیش از تولد نوزاد جدید، مرکز توجه خانواده بوده است، اما پس از تولد نوزاد، محبت و توجه والدین تقسیم می‌شود، بنابراین این احساس لزوماً نشانه مشکل روانی در کودک نیست، بلکه واکنشی طبیعی به شرایط جدید است

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان افزود: از مهمترین دلایل شکل‌گیری حسادت پس از تولد فرزند جدید، می‌توان به کاهش توجه به فرزند اول اشاره کرد، نوزاد به طور طبیعی نیازمند صرف زمان و انرژی زیادی از سوی والدین است و کودک بزرگتر ممکن است این موضوع را به معنای بی‌اهمیت شدن خود یا کم‌ارزش شدن جایگاهش نزد والدین تعبیر کند.

وی تصریح کرد: همچنین کودک ممکن است احساس کند جایگاه خود را از دست داده و دیگر اهمیت سابق را برای والدین ندارد، از طرف دیگر، ممکن است خود را با نوزاد مقایسه کند یا والدین با به کار بردن جملات مقایسه‌ای میان فرزند کوچک‌تر و فرزند بزرگ‌تر، این مقایسه را تشدید کنند که این موضوع می‌تواند حس رقابت و حسادت را افزایش دهد.

صفوی توضیح داد: تغییرات ناگهانی در شرایط زندگی، مانند جابه‌جایی اتاق، شروع مهدکودک، سپردن کودک به مراقبی دیگر یا کاهش زمانی که برای فرزند بزرگتر اختصاص داده می‌شود، می‌تواند موجب ایجاد حس ناامنی و افزایش حسادت در فرزند اول شود.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان بیان کرد: ویژگی‌های شخصیتی کودک نیز در این میان اهمیت دارد، به عنوان مثال، کودکان حساس‌تر، مضطرب‌تر یا وابسته‌تر معمولاً واکنش‌های شدیدتری از خود نشان می‌دهند.

وی در خصوص تأثیر سن کودک بر شدت و نوع حسادت، اظهار کرد: این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است، در سنین دو تا چهار سالگی معمولاً شدیدترین واکنش‌ها مشاهده می‌شود، زیرا کودک هنوز مفهوم اشتراک‌گذاری محبت را درک نمی‌کند، در این سن، کودک ممکن است به رفتارهای سنین پایین‌تر برگرد، برای مثال، کودکی که کنترل ادرار داشته است ممکن است دچار شب‌ادراری شود یا رفتارهایی مانند مکیدن انگشت و صحبت کردن با لحن کودکانه در او تشدید شود.

صفوی افزود: در سنین پنج تا هفت سالگی، حسادت بیشتر به شکل رقابت، لجبازی یا شکایت از تبعیض والدین میان فرزندان بروز پیدا می‌کند، در این سن، کودک توانایی بیشتری برای بیان احساسات خود دارد، در سن هشت سال به بالا، معمولاً حسادت پنهان‌تر است و امکان دارد، به شکل گوشه‌گیری، ناراحتی، افت انگیزه یا رفتارهای رقابتی ظاهر شود.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان در خصوص تفاوت میان حسادت طبیعی و حسادتی که نیاز به مداخله تخصصی و درمانی دارد، گفت: حسادت طبیعی بین فرزندان معمولاً به صورت ناراحتی، گاهی همراه با اعتراض، درخواست توجه بیشتر یا بروز رفتارهای رقابتی جزئی دیده می‌شود و این علائم به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند.

وی افزود: اما حسادتی که نیاز به بررسی تخصصی و احتمالاً مداخله روان‌پزشکی یا روان‌شناسی دارد، می‌تواند با علائمی همراه باشد، برای مثال، اگر کودک به مدت چند هفته یا چند ماه پرخاشگری شدیدی نسبت به نوزاد تازه متولدشده داشته باشد، قصد آسیب رساندن عمدی به فرزند کوچک‌تر را داشته باشد، دچار افسردگی، گوشه‌گیری یا غمگینی شدید شود، افت شدید عملکرد تحصیلی پیدا کند یا برای مدت طولانی با اضطراب شدید و اختلال خواب درگیر باشد و همچنین رفتارهای پسرفتی مداوم نشان دهد، در این موارد نیاز به مشورت با روان‌پزشک یا روان‌شناس کودک وجود دارد.

صفوی با اشاره به نشانه‌های حسادت در کودکان گفت: حسادت همیشه به صورت مستقیم بیان نمی‌شود، گاهی ممکن است به شکل چسبندگی بیش از حد کودک به والدین، بهانه‌گیری و قشقرق، لجبازی، مخالفت با قوانین خانه، گریه‌های مکرر و زیاد، درخواست بغل شدن یا شیر خوردن مانند نوزاد، تلاش برای جلب توجه به هر شکل ممکن یا کناره‌گیری و سکوت غیرمعمول بروز پیدا کند.

این فوق تخصص روان‌پزشکی کودکان و نوجوانان یادآور شد: پرخاشگری، لجبازی و افت تحصیلی گاهی نوعی پیام غیرمستقیم از سوی کودک هستند، کودک با این رفتارها در واقع می‌خواهد به والدین بگوید که هنوز به توجه و محبت آن‌ها نیاز دارد، ممکن است کودک متوجه شود که نوزاد هنگام گریه مورد توجه قرار می‌گیرد، بنابراین او نیز با لجبازی، بدرفتاری یا انجام ندادن تکالیف خود تلاش می‌کند توجه والدین را جلب کند.

وی در خصوص روش‌های مؤثر برای کاهش حسادت در کودکان، توضیح داد: یکی از مهم‌ترین اقداماتی که والدین می‌توانند انجام دهند، اختصاص زمان ویژه به فرزند بزرگتر است، یعنی زمانی اختصاصی که والد و کودک به صورت دونفره در کنار هم وقت بگذرانند و بازی‌ها و فعالیت‌های مورد علاقه کودک را انجام دهند، همچنین اختصاص روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه توجه ویژه به فرزند بزرگ‌تر می‌تواند مؤثر باشد.

صفوی اظهار کرد: موضوع مهم دیگر، پذیرش احساسات کودک است، به جای سرزنش او، والدین می‌توانند از جملاتی مانند می‌بینم ناراحتی که امروز بیشتر کنار فرزند کوچک‌تر بودم استفاده کنند، این موضوع به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد و بتواند آن‌ها را بیان کند.

این فوق تخصص روان‌پزشکی کودکان و نوجوانان توضیح داد: همچنین باید از هرگونه مقایسه میان فرزند بزرگتر و نوزاد اجتناب شود، هرگونه مقایسه مستقیم یا غیرمستقیم میان دو فرزند می‌تواند موجب تشدید رقابت شود، لازم است روحیه همکاری به جای رقابت در فرزند شکل بگیرد، برای مثال، به جای اینکه به فرزند بگوییم تو بهترین فرزند خانواده هستی، می‌توانیم بر همکاری و کمک متقابل تأکید کنیم، همچنین باید به رفتارهای مثبت کودک توجه شود، برای نمونه، زمانی که رفتار خوبی با نوزاد دارد، کودک مورد تحسین قرار گیرد.

وی با بیان اینکه مشارکت دادن کودک در مراقبت از نوزاد نیز می‌تواند فواید و محدودیت‌هایی داشته باشد، گفت: از جمله فواید آن می‌توان به افزایش احساس تعلق، کاهش احساس طردشدگی تقویت مسئولیت‌پذیری و ایجاد ارتباط عاطفی با نوزاد اشاره کرد، فعالیت‌هایی مانند انتخاب لباس نوزاد، قصه گفتن برای او و کمک در چیدن وسایل نوزاد از جمله این موارد هستند، اما محدودیت آن این است که نباید نقش والد به کودک بزرگتر واگذار شود و مسئولیت‌های سنگین برای او در نظر گرفته شود، همچنین کمک کردن باید کاملاً داوطلبانه باشد و هیچ اجباری در میان نباشد.

صفوی در خصوص بازی‌ها و فعالیت‌های خانوادگی که می‌توانند رابطه میان فرزندان را تقویت کنند، خاطرنشان کرد: بازی‌های مشارکتی، بازی‌هایی که همه اعضای خانواده در آن حضور دارند، قصه‌گویی خانوادگی، انجام کارهای هنری مشترک و بازی‌های نقش‌آفرینی می‌توانند در تقویت این موضوع مفید باشند.

شناخت و کنترل ریزه‌خواری هیجانی

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 ریزه‌خواری هیجانی یکی از عادت‌های پنهانی اما رو به افزایش در زندگی امروز است، رفتاری که در آن افراد نه از روی گرسنگی واقعی، بلکه برای فرار از استرس، غم، خستگی یا بی‌حوصلگی به سراغ خوراکی‌ها می‌روند.

در بسیاری از خانه‌ها خوردن فقط برای رفع گرسنگی نیست، گاهی یک تکه شکلات بعد از عصبانیت، چیپس هنگام تماشای تلویزیون یا حمله به یخچال پس از یک روز پراسترس، به عادتی تکراری تبدیل می‌شود. متخصصان تغذیه و روانشناسان به این رفتار «ریزه‌خواری هیجانی» می‌گویند، که فرد نه از روی نیاز واقعی بدن، بلکه برای آرام کردن احساسات خود غذا می‌خورد.

این الگو اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت حس آرامش ایجاد کند، اما در درازمدت سلامت جسم و روان را تحت تاثیر قرار می‌دهد و حتی می‌تواند از کودکی تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.

ریزه‌خواری هیجانی چیست؟

ریزه‌خواری هیجانی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در پاسخ به احساساتی مانند استرس، غم، خستگی، تنهایی، اضطراب یا حتی بی‌حوصلگی، به سراغ غذا می‌رود. در این شرایط، غذا نقش «آرام‌بخش» پیدا می‌کند. بسیاری از افراد پس از خوردن خوراکی‌های شیرین یا چرب، برای چند دقیقه احساس بهتری پیدا می‌کنند اما این احساس موقتی است و خیلی زود جای خود را به عذاب وجدان، پشیمانی یا حتی احساس شکست می‌دهد.

بررسی‌های علمی نشان می‌دهد خوراکی‌های پرچرب و شیرین می‌توانند مراکز پاداش در مغز را فعال کنند و به طور موقت احساس آرامش ایجاد کنند. به همین دلیل، مغز به تدریج یاد می‌گیرد در زمان فشار روانی، غذا را به‌عنوان راه‌حل انتخاب کند.

نشانه‌های هشدار را جدی بگیریم

بسیاری از افراد بدون آنکه متوجه باشند درگیر ریزه‌خواری هیجانی هستند. یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها، خوردن بدون احساس گرسنگی واقعی است. فرد ممکن است بلافاصله بعد از یک روز سخت کاری یا پس از یک بحث خانوادگی، سراغ خوراکی برود، در حالی که وعده غذایی خود را به‌تازگی خورده است.

میل ناگهانی به غذاهای شیرین، فست‌فود، چیپس، شیرینی یا شکلات نیز از نشانه‌های رایج این مشکل است. گرسنگی واقعی معمولا تدریجی ایجاد می‌شود و بدن انواع غذاها را می‌پذیرد اما در گرسنگی هیجانی، فرد اغلب فقط خوراکی خاصی می‌خواهد.

احساس آرامش کوتاه‌مدت پس از خوردن و سپس عذاب وجدان، یکی دیگر از زنگ خطرهاست. بسیاری از افراد بعد از پرخوری یا ریزه‌خواری با خود می‌گویند «چرا باز این کار را کردم؟»

در کودکان نیز این رفتار نشانه‌های مشخصی دارد. کودکانی که هنگام ناراحتی، خستگی یا بی‌حوصلگی مدام درخواست خوراکی می‌کنند، ممکن است در حال شکل دادن یک الگوی ناسالم باشند. اگر والدین هر بار برای آرام کردن کودک از خوراکی استفاده کنند، کودک یاد می‌گیرد غذا راه‌حل مشکلات احساسی است.

چرا ریزه‌خواری هیجانی شکل می‌گیرد؟

متخصصان معتقدند خانواده نقش مهمی در شکل‌گیری این رفتار دارد. کودکی که بارها می‌بیند والدین هنگام عصبانیت یا استرس سراغ غذا می‌روند، همان الگو را یاد می‌گیرد. جملاتی مانند «بیا بستنی بخور حالت خوب شود» یا «اگر گریه نکنی برایت شکلات می‌خرم» در ظاهر ساده‌اند اما در ذهن کودک رابطه‌ای مستقیم میان احساسات و غذا ایجاد می‌کنند.

استفاده از غذا به‌عنوان پاداش یا تنبیه نیز زمینه‌ساز مشکلات بعدی است. وقتی کودک برای موفقیت، خوراکی جایزه می‌گیرد یا از برخی غذاها محروم می‌شود، ارزش هیجانی غذا افزایش پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، محدودیت شدید غذایی نیز می‌تواند نتیجه عکس داشته باشد. افرادی که خود را از خوردن کامل برخی خوراکی‌ها محروم می‌کنند، معمولا در زمان فشار روانی کنترل بیشتری از دست می‌دهند و دچار ریزه‌خواری می‌شوند.

استرس مزمن، کم‌خوابی و ناتوانی در بیان احساسات هم از عوامل مهم این مشکل هستند. خواب ناکافی هورمون‌های تنظیم اشتها را بر هم می‌زند و میل به خوراکی‌های پرکالری را افزایش می‌دهد. همچنین افرادی که نمی‌توانند احساسات خود را بیان کنند، بیشتر احتمال دارد از غذا برای تخلیه هیجانی استفاده کنند.

ریزه‌خواری فقط اضافه وزن نیست

بسیاری تصور می‌کنند تنها پیامد ریزه‌خواری هیجانی، چاقی است؛ در حالی که اثرات آن بسیار گسترده‌تر است. افزایش وزن و تجمع چربی، یکی از پیامدهای آشکار این رفتار است، اما مشکل اصلی، تثبیت یک الگوی ناسالم ذهنی است که در آن فرد برای هر احساس ناخوشایند به غذا پناه می‌برد.

این وابستگی هیجانی به غذا می‌تواند عزت نفس فرد را کاهش دهد. برخی افراد پس از پرخوری احساس ضعف یا بی‌ارادگی می‌کنند و همین موضوع اضطراب و ناراحتی بیشتری ایجاد می‌کند. در نتیجه، فرد دوباره برای فرار از این احساسات به غذا پناه می‌برد و یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد ریزه‌خواری هیجانی در کودکی و نوجوانی، احتمال ابتلا به اختلالات خوردن در آینده را افزایش می‌دهد. همچنین خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند دیابت، فشار خون بالا و مشکلات قلبی در افرادی که به‌طور مداوم ریزه‌خواری دارند بیشتر است.

چگونه گرسنگی واقعی را از گرسنگی هیجانی تشخیص دهیم؟

یکی از راهکارهای مهم، یادگیری تفاوت میان گرسنگی جسمی و هیجانی است. گرسنگی واقعی معمولا به‌تدریج ایجاد می‌شود، با علائمی مانند ضعف یا خالی شدن معده همراه است و با خوردن غذای معمولی برطرف می‌شود.

اما گرسنگی هیجانی ناگهانی است، بیشتر با هوس خوراکی خاص همراه می‌شود و حتی پس از سیر شدن نیز ادامه پیدا می‌کند. فرد ممکن است بدون توجه، حجم زیادی غذا بخورد و بعد متوجه شود بیش از حد خورده است.

متخصصان توصیه می‌کنند هنگام هوس شدید غذا، افراد چند دقیقه مکث کنند و از خود بپرسند «آیا واقعا گرسنه‌ام یا فقط خسته، ناراحت یا عصبی هستم؟»

راهکارهایی ساده اما موثر

درمان ریزه‌خواری هیجانی به معنی حذف کامل خوراکی‌های مورد علاقه نیست، بلکه هدف، ایجاد رابطه سالم‌تر با غذاست. نخستین گام، اصلاح رفتار والدین و بزرگسالان در خانه است. کودکان بیش از آنکه به توصیه‌ها گوش دهند، رفتار والدین را تقلید می‌کنند.

یکی از راهکارهای کاربردی، نوشیدن یک لیوان آب و ایجاد وقفه ۱۰ دقیقه‌ای هنگام هوس خوردن است. در بسیاری از مواقع، شدت میل به غذا پس از چند دقیقه کاهش پیدا می‌کند.

صحبت درباره احساسات نیز نقش مهمی دارد. به‌ویژه در کودکان، باید به جای ساکت کردن با خوراکی، احساسات را نام‌گذاری کرد. برای مثال به کودک گفته شود «می‌دانم ناراحتی» یا «به نظر می‌رسد خسته‌ای». این کار به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد و راه‌های سالم‌تری برای مدیریت آن پیدا کند.

فعالیت بدنی، بازی، پیاده‌روی، گفت‌وگو با دوستان یا انجام سرگرمی‌های مورد علاقه می‌تواند جایگزین مناسبی برای پناه بردن به یخچال باشد. حتی چند دقیقه تحرک سبک می‌تواند سطح استرس را کاهش دهد.

تنظیم وعده‌های غذایی نیز اهمیت زیادی دارد. حذف وعده‌ها یا گرسنگی طولانی، احتمال ریزه‌خواری را افزایش می‌دهد. افرادی که صبحانه و وعده‌های منظم دارند، معمولا کنترل بهتری روی اشتهای خود پیدا می‌کنند.

خانه را از محرک‌ها خالی کنیم

محیط زندگی تاثیر مستقیمی بر رفتار غذایی دارد. وقتی خوراکی‌های پرکالری و تنقلات ناسالم همیشه در دسترس باشند، احتمال مصرف آنها بیشتر می‌شود. متخصصان توصیه می‌کنند خانواده‌ها تا حد امکان خانه را از محرک‌های غذایی ناسالم خالی و در عوض میوه، مغزها، سبزیجات یا میان‌وعده‌های سالم را جایگزین کنند.

البته هدف، ممنوعیت کامل نیست؛ زیرا محدودیت شدید می‌تواند میل به آن خوراکی را بیشتر کند. تعادل و مدیریت، مهم‌ترین اصل در تغذیه سالم است.

کمک گرفتن نشانه ضعف نیست

اگر ریزه‌خواری هیجانی شدید باشد و زندگی روزمره یا سلامت فرد را مختل کند، مراجعه به روانشناس یا متخصص تغذیه می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. گاهی ریشه این رفتار در اضطراب، افسردگی یا فشارهای روانی عمیق‌تر قرار دارد و نیاز به درمان تخصصی دارد.

کارشناسان تاکید می‌کنند مقابله با ریزه‌خواری هیجانی، یک فرآیند تدریجی است و تغییر عادت‌ها زمان می‌برد. سرزنش کردن خود یا کودکان نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه ممکن است احساسات منفی را تشدید کند.

در نهایت، غذا باید منبع انرژی و لذت متعادل باشد، نه ابزاری برای فرار از احساسات. شناخت هیجان‌ها، ایجاد سبک زندگی سالم و یادگیری راه‌های درست آرام‌سازی، مهم‌ترین گام‌ها برای جلوگیری از ریزه‌خواری و حفظ سلامت جسم و روان است.

سلامت مادر، ضامن بقای نسل آینده است/ اهمیت واکسیناسیون در دوران بارداری

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

در حالی که سلامت مادر در دوران بارداری تنها یک مسئله پزشکی فردی نیست و به عنوان شاخصی کلیدی برای سنجش کیفیت زندگی نسل‌های آینده و پایداری اجتماعی تلقی می‌شود، کارشناسان معتقدند که غفلت از این حوزه می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری برای اقتصاد و ساختار جمعیتی کشور به همراه داشته باشد.

دوران بارداری یکی از حساس‌ترین و پویاترین مراحل زندگی یک زن است که در آن نه تنها سلامت مادر، بلکه توفیق سلامت جنین و آینده‌سازان جامعه در گرو مراقبت‌های دقیق قرار می‌گیرد؛ در این دوره، بدن مادر تحولات بی‌شماری را تجربه می‌کند و هرگونه غفلت یا سهل‌انگاری می‌تواند پیامدهای وخیمی برای هر دو طرف داشته باشد.

توجه ویژه به سلامت مادر نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت بهداشتی و اجتماعی است؛ سیاست‌گذاران حوزه سلامت در سال‌های اخیر بر ارتقای سطح بهداشت مادران تأکید ویژه‌ای داشته‌اند، زیرا سلامت مادران مستقیماً با کاهش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان گره خورده است.

با این حال، آمارها نشان می‌دهند که با وجود خدمات رایگان یا کم‌هزینه ارائه شده، هنوز بسیاری از مادران به دلایل مختلف از جمله بی‌سوادی بهداشتی یا مشکلات اقتصادی، از این خدمات به‌درستی بهره نمی‌برند.

سمانه توکلی متخصص زنان و زایمان در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه سلامت ایرنا، بر اهمیت پیش‌بینی‌پذیری عوارض بارداری تأکید کرد و با اشاره به اینکه بسیاری از این عوارض ریشه در عدم مراقبت‌های اولیه یا تغذیه نامناسب دارد، اظهار کرد: اگر مادر از روزهای اول بارداری تحت نظارت دقیق باشد، خطر مواجهه با مشکلات حاد کاهش می‌یابد.

وی ادامه داد: تغذیه مادر در این دوران نقش محوری در رشد اندام‌های حیاتی جنین ایفا می‌کند همچنین کمبود مواد مغذی مانند آهن، کلسیم و اسید فولیک می‌تواند منجر به نقص‌های مادرزادی یا وزن کم هنگام تولد شود.

توکلی با بیان اینکه رژیم غذایی باید متعادل و متناسب با نیازهای فزاینده بدن مادر تنظیم شود، افزود: برخی بیماری‌های زمینه‌ای مانند دیابت، فشار خون و بیماری‌های کلیوی اگر قبل از بارداری کنترل نشوند، در دوران بارداری تشدید می‌گردند، تشخیص زودهنگام این بیماری‌ها می‌تواند از عواقب کشنده آن‌ها پیشگیری کند.

متخصص زنان با تاکید بر اهمیت مصرف ویتامین‌ها و مکمل‌ها در دوران بارداری، گفت: مصرف روزانه مکمل‌های تجویز شده توسط پزشک، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است، عدم مصرف این مکمل‌ها می‌تواند به مرور زمان سلامت مادر را به خطر انداخته و رشد مغزی جنین را مختل سازد.

توکلی به تاثیر استرس و اضطراب بر سلامت مادر و جنین اشاره کرد و توضیح داد: هورمون‌های استرس می‌توانند از جفت عبور کرده و بر سیستم عصبی جنین تاثیر بگذارند، بنابراین، آرامش روانی مادر باید یکی از اولویت‌های اصلی مراقبت‌های بارداری در نظر گرفته شود.

وی، انجام ورزش‌های سبک و مناسب دوران بارداری را مفید توصیف کرد و افزود: فعالیت‌های بدنی منظم و کنترل‌شده، به کاهش دردهای کمر، بهبود گردش خون و تسهیل زایمان کمک می‌کنند البته این ورزش‌ها باید حتماً تحت نظر پزشک و با توجه به شرایط هر فرد انجام شود.

توکلی با تاکید بر لزوم مراجعه منظم به پزشک متخصص زنان گفت: هیچ‌یک از آزمایش‌ها و سونوگرافی‌ها نباید حذف شوند، زیرا هر مرحله از بارداری نیازمند بررسی‌های خاصی است، غفلت از ویزیت‌های دوره‌ای می‌تواند منجر به تشخیص دیرهنگام عوارض شود.

این متخصص زنان بر اهمیت واکسیناسیون در دوران بارداری تأکید کرد و افزود: برخی واکسن‌ها مانند واکسن آنفولانزا، نه تنها برای مادر بلکه برای جنین نیز مفید هستند و مشورت با پزشک درباره زمان‌بندی واکسیناسیون ضروری است.

هشدار نسبت به خطرات مصرف خودسرانه داروها

این متخصص زنان درباره خطرات مصرف خودسرانه داروها نیز هشدار داد و خاطرنشان کرد: حتی داروهای بدون نسخه نیز می‌توانند در دوران بارداری عوارض جدی برای جنین داشته باشند. مادران باید قبل از مصرف هرگونه دارو، با پزشک خود مشورت کنند.

وی بر اهمیت خواب کافی و باکیفیت تأکید کرد و گفت: کم‌خوابی می‌تواند منجر به ضعف سیستم ایمنی و افزایش خستگی مادر شود، استفاده از بالش‌های مخصوص بارداری می‌تواند به بهبود وضعیت خواب و راحتی مادر کمک کند.

توکلی ادامه‌ داد: لکه‌های پوستی، ترک‌های شکم و تغییرات مو در دوران بارداری طبیعی هستند، پذیرش این تغییرات و عدم مقایسه خود با دیگران، به سلامت روانی مادر کمک می‌کند.

این متخصص زنان بر اهمیت حمایت خانواده از مادر باردار تأکید و عنوان کرد: حضور فعال همسر و اعضای خانواده در مراقبت از مادر، استرس او را کاهش داده و باعث احساس امنیت می‌شود، این حمایت عاطفی، بخشی جدایی‌ناپذیر از سلامت مادر است.

وی با اشاره به خطرات سیگار و الکل در دوران بارداری، هشدار داد که مصرف حتی مقدار کمی از این مواد، می‌تواند باعث نقص‌های مادرزادی و رشد نامتناسب جنین شود و ترک کامل این عادات، یکی از مهم‌ترین کارهایی است که مادر می‌تواند برای سلامت فرزندش انجام دهد.

چاقی به کدام اعصاب بدن آسیب می‌رساند؟

ارسال شده در ۹ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایسنا

دانشمندان با استفاده از سیستم پیشرفته هوش مصنوعی موفق شده‌اند تغییرات ناشی از بیماری‌ها را با دقتی بی‌سابقه بررسی کنند. این فناوری جدید نه‌ فقط التهاب گسترده ناشی از چاقی را آشکار کرد، بلکه به کشفی غیرمنتظره در تاثیر چاقی بر اعصاب بدن نیز منجر شد.

این یافته‌ها می‌توانند درک دانشمندان از تاثیرات واقعی چاقی بر بدن را متحول کرده و در آینده به توسعه درمان‌های موثرتر برای بیماری‌های مرتبط با اضافه‌ وزن کمک کند.

چاقی؛ فراتر از مشکل وزنی

امروزه پزشکان می‌دانند که چاقی فقط به تجمع چربی در بدن محدود نمی‌شود. این وضعیت می‌تواند عملکرد اندام‌ها را مختل کند، سیستم ایمنی را تغییر دهد، به اعصاب آسیب برساند و خطر ابتلا به بیماری‌های مختلفی ازجمله دیابت نوع ۲، بیماری‌های قلبی، سکته مغزی، سرطان و اختلالات عصبی را افزایش دهد. با وجود این آگاهی، تاکنون بیشتر روش‌های تحقیقاتی فقط امکان بررسی یک اندام یا بخش کوچکی از بافت بدن را فراهم می‌کردند و به همین دلیل تصویر کاملی از تاثیرات چاقی در دسترس نبود.

هوش مصنوعی وارد میدان می‌شود

پژوهشگران برای حل این مشکل، سامانه‌ای مبتنی بر هوش مصنوعی به نام «موس‌مپر» (MouseMapper) توسعه دادند. این پلتفرم از فناوری یادگیری عمیق برای تحلیل حجم عظیمی از تصاویر زیستی استفاده می‌کند و قادر است اندام‌ها، بافت‌ها، اعصاب و سلول‌های ایمنی را در سراسر بدن یک موش به‌طور خودکار شناسایی کند.

به گفته محققان، «موس‌مپر» می‌تواند ۳۱ نوع اندام و بافت مختلف را تشخیص داده و میلیون‌ها ساختار میکروسکوپی را در سراسر بدن نقشه‌برداری کند.

چگونه بدن موش‌ها شفاف شد؟

دانشمندان برای تهیه این نقشه‌های دقیق، ابتدا از نشانگرهای فلورسنت استفاده کردند که زیر میکروسکوپ‌های خاص می‌درخشند. این نشانگرها به سلول‌های عصبی و ایمنی متصل شدند، سپس با استفاده از فناوری «شفاف‌سازی بافت»، بدن موش‌ها تقریبا شفاف شد، بدون آنکه ساختارهای داخلی آسیب ببینند. این روش به پژوهشگران اجازه داد بدون برش دادن بافت‌ها، عمق بدن را مشاهده کنند.

در مرحله بعد، فناوری «میکروسکوپ ورقه نوری» برای تهیه تصاویر سه‌بعدی بسیار دقیق از بدن موش‌ها به کار گرفته شد. این تصاویر شامل اطلاعات مربوط به ده‌ها میلیون سلول و ساختار مختلف بودند.

کشف غیرمنتظره در اعصاب صورت

پژوهشگران برای بررسی تاثیر چاقی، گروهی از موش‌ها را با رژیم غذایی پرچرب تغذیه کردند تا دچار افزایش وزن و مشکلات متابولیکی مشابه انسان‌های مبتلا به چاقی شوند. پس از اسکن کامل بدن این حیوانات، تغییرات گسترده‌ای در بخش‌های مختلف بدن مشاهده شد اما یکی از شگفت‌انگیزترین یافته‌ها مربوط به «عصب سه‌قلو» بود. این عصب، یکی از مهم‌ترین اعصاب صورت است و در انتقال حس از نواحی مختلف صورت و همچنین برخی عملکردهای حرکتی نقش دارد.

در موش‌های چاق، این عصب، آسیب قابل‌توجهی ازجمله کاهش تعداد شاخه‌های عصبی و انتهای رشته‌های عصبی نشان داد. این یافته نشان می‌دهد که چاقی ممکن است عملکرد طبیعی اعصاب صورت را مختل کند.

کاهش حس لامسه در موش‌های چاق

پژوهشگران برای اطمینان از این موضوع، آزمایش‌های رفتاری انجام دادند. نتایج نشان داد، موش‌های چاق نسبت به موش‌های سالم حساسیت کمتری به لمس و تحریکات حسی دارند.  این موضوع از فرضیه آسیب عصبی ناشی از چاقی حمایت می‌کند و نشان می‌دهد که تغییرات مشاهده‌ شده فقط محدود به تصاویر میکروسکوپی نیستند و بر عملکرد واقعی اعصاب نیز تاثیر می‌گذارند.

شباهت یافته‌ها در انسان

دانشمندان سپس «گانگلیون سه‌قلو»، بخشی که اجسام سلولی اعصاب حسی صورت در آن قرار دارند را بررسی کردند. با استفاده از فناوری پیشرفته «پروتئومیکس فضایی»، آن‌ها تغییرات مولکولی مرتبط با التهاب و بازسازی عصبی را شناسایی کردند. نکته مهم این بود که هنگام بررسی نمونه‌های انسانی افراد مبتلا به چاقی، بسیاری از همین الگوهای مولکولی مشاهده شد. این موضوع احتمال می‌دهد آسیب‌های مشابهی در انسان‌ها نیز رخ دهد.

چرا این کشف اهمیت دارد؟

پژوهشگران معتقدند، این ارتباط میان چاقی، التهاب و آسیب اعصاب احتمالا هرگز با روش‌های سنتی کشف نمی‌شد زیرا تحقیقات گذشته معمولا تنها روی یک عضو خاص تمرکز داشتند اما «موس‌مپر» توانست بدن را به‌عنوان سیستم یکپارچه بررسی کند و ارتباط‌های پنهان میان بخش‌های مختلف آن را آشکار سازد.

آنان اظهار کردند:  «موس‌مپر»  می‌تواند به ابزاری ارزشمند برای مطالعه بسیاری از بیماری‌هایی تبدیل شود که همزمان چندین اندام را تحت تاثیر قرار می‌دهند. این بیماری‌ها ممکن است شامل دیابت، سرطان، بیماری‌های خودایمنی و اختلالات مغزی باشند. دانشمندان همچنین مجموعه داده‌های تصویربرداری کل بدن را به صورت آنلاین در دسترس عموم قرار داده‌اند تا محققان در سراسر جهان بتوانند اطلاعات را بررسی کرده و تغییرات مرتبط با چاقی را در بافت‌ها و اندام‌های مختلف مطالعه کنند.

آینده پزشکی با “دوقلوهای دیجیتال”

علی ارتورک، رهبر این پروژه می‌گوید: هدف بلندمدت گروه پژوهشی ایجاد «دوقلوهای دیجیتال» از بدن موجودات زنده است، مدل‌های بسیار دقیقی که دانشمندان بتوانند روی رایانه آن‌ها را مطالعه کنند. چنین مدل‌هایی می‌توانند به شناسایی زودهنگام بیماری‌ها، آزمایش درمان‌های جدید و حتی کاهش نیاز به آزمایش‌های حیوانی کمک کنند. 

جمع‌بندی

نتایج این پژوهش شواهد جدیدی ارائه کرد که نشان می‌دهد، چاقی فقط موجب افزایش وزن نمی‌شود، بلکه می‌تواند در سطح سلولی ساختار بدن را تغییر دهد و حتی به اعصابی آسیب برساند که پیش‌تر تصور نمی‌شد در برابر چاقی آسیب‌پذیر باشند. این یافته‌ها ممکن است توضیحی برای برخی علائم مشاهده‌ شده در افراد مبتلا به چاقی، مانند بی‌حسی، کاهش حس لامسه و برخی انواع دردهای عصبی باشد.

بر اساس گزارش نوریج، بخش عمده این پژوهش روی موش‌ها انجام شده و برای تایید کامل نتایج در انسان‌ها به مطالعات بیشتری نیاز است. با این حال، این پژوهش نمونه‌ای روشن از قدرت روزافزون هوش مصنوعی در پزشکی مدرن است؛ فناوری‌ای که امروز امکان مشاهده و درک بیماری‌ها را به شیوه‌ای فراهم کرده که فقط چند سال پیش غیرقابل تصور بود.

نتایج این پژوهش پژوهشگران «هلمهولتس مونیخ» (Helmholtz Munich)، دانشگاه «لودویگ ماکسیمیلیان» (Ludwig Maximilians) و چند مرکز تحقیقاتی دیگر در نشریه «نیچر» (Nature) منتشر شده است.

وقتی خواب ناکافی خلق کودکان را به هم می‌زند

ارسال شده در ۹ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

وقتی خواب کودکان و نوجوانان به اندازه کافی تأمین نمی‌شود، نخستین نشانه‌ها نه در ظاهر خستگی، بلکه در رفتار و احساسات آن‌ها دیده می‌شود؛ مسئله‌ای که اگر نادیده گرفته شود، بر یادگیری، روابط خانوادگی و سلامت روان فرزندان تأثیر جدی می‌گذارد.

خواب، برای کودکان و نوجوانان فقط یک استراحت ساده نیست، بلکه فرایندی حیاتی برای رشد مغز، تنظیم هیجانات و تثبیت یادگیری است. با این حال، در سبک زندگی امروزی که استفاده از ابزارهای دیجیتال، برنامه‌های فشرده درسی و تغییر الگوهای زندگی افزایش یافته، کم‌خوابی به یکی از مشکلات شایع در میان نسل‌های کم‌سن تبدیل شده است. بسیاری از والدین، بدخلقی، لجبازی یا بی‌حوصلگی فرزندان خود را به مسائل تربیتی نسبت می‌دهند، در حالی که در موارد قابل توجهی، ریشه این رفتارها را باید در «مغزی خسته» جست‌وجو کرد، نه در «رفتاری مشکل‌دار».

وقتی فرماندهی مختل می‌شود

در هنگام خواب، مغز وارد مرحله‌ای از بازسازی و تنظیم می‌شود. این فرآیند شامل تثبیت حافظه، پاکسازی سموم عصبی و تنظیم شبکه‌های هیجانی است. وقتی کودک یا نوجوان به اندازه کافی نمی‌خوابد، این چرخه حیاتی مختل می‌شود.

یکی از نخستین بخش‌هایی که تحت تأثیر کم‌خوابی قرار می‌گیرد، قشر پیش‌پیشانی است، بخشی از مغز که مسئول تصمیم‌گیری، کنترل رفتار و تنظیم احساسات است. ضعف عملکرد این ناحیه باعث می‌شود کودک صبر کمتری داشته باشد، زودتر عصبانی شود و در کنترل واکنش‌هایش دچار مشکل شود.

از سوی دیگر، کم‌خوابی باعث افزایش فعالیت در مراکز هیجانی مغز می‌شود، به همین دلیل واکنش‌های احساسی مانند خشم، گریه یا اضطراب شدت می‌گیرند. در چنین شرایطی، حتی مسائل کوچک می‌توانند به واکنش‌های بزرگ و غیرمنتظره منجر شوند.

حافظه و یادگیری قربانیان خاموش بی‌خوابی

یکی از مهم‌ترین کارکردهای خواب، تثبیت اطلاعات در مغز است. در طول خواب، مغز آنچه در طول روز آموخته را پردازش و دسته‌بندی می‌کند. کم‌خوابی این روند را مختل کرده و باعث کاهش توانایی یادگیری و به خاطر سپردن مطالب می‌شود.

کودکی که خواب کافی ندارد، ممکن است در کلاس درس تمرکز لازم را نداشته باشد، مطالب را سریع فراموش کند و در انجام تکالیف دچار اشتباهات مکرر شود. این موضوع گاهی به اشتباه به ضعف درسی یا بی‌توجهی نسبت داده می‌شود، در حالی که عامل اصلی می‌تواند صرفاً کمبود خواب باشد.

نشانه‌های کم‌خوابی در سنین مختلف

کم‌خوابی در کودکان و نوجوانان همیشه به شکل «خواب‌آلودگی» بروز نمی‌کند، بلکه اغلب با علائم رفتاری و هیجانی همراه است که ممکن است والدین را دچار سوءبرداشت کند.

در محیط مدرسه: دانش‌آموزان کم‌خواب معمولاً با افت تمرکز، کندی در یادگیری و اشتباهات مکرر مواجه می‌شوند. این کودکان ممکن است در کلاس بی‌حوصله به نظر برسند یا نتوانند دستورالعمل‌ها را به درستی دنبال کنند.

در نوجوانان: نوجوانی دوره‌ای حساس از نظر تغییرات هورمونی و هیجانی است. کم‌خوابی در این سن می‌تواند به نوسانات شدید خلق، پرخاشگری، کاهش انگیزه و حتی رفتارهای تکانشی منجر شود. برخی از این نشانه‌ها ممکن است با چالش‌های طبیعی این دوره اشتباه گرفته شوند.

در کودکان کم‌سن‌تر: برخلاف تصور رایج، کم‌خوابی در کودکان اغلب به صورت «بیش‌فعالی کاذب» ظاهر می‌شود. کودک ممکن است بیش از حد پرجنب‌وجوش، تحریک‌پذیر یا وابسته به والدین شود. کاهش تمرکز و چسبندگی عاطفی نیز از دیگر نشانه‌های رایج است.

چرا کم‌خوابی بیشتر شده است؟

تغییر سبک زندگی در سال‌های اخیر، نقش مهمی در افزایش کم‌خوابی دارد. استفاده از تلفن همراه و تبلت پیش از خواب، یکی از عوامل اصلی است. نور آبی این دستگاه‌ها تولید هورمون ملاتونین (هورمون خواب) را کاهش داده و به تأخیر در به خواب رفتن منجر می‌شود.

همچنین برنامه‌های نامنظم خواب، مصرف نوشیدنی‌های کافئین‌دار، فشارهای درسی و کاهش فعالیت بدنی، همگی در کاهش کیفیت خواب نقش دارند. در برخی خانواده‌ها نیز خواب به عنوان ابزار تنبیه استفاده می‌شود که این موضوع می‌تواند نگرش کودک به خواب را منفی کند.

راهکارهایی برای بهبود کیفیت خواب

ایجاد عادات خواب سالم، یکی از مهم‌ترین اقداماتی است که والدین می‌توانند برای سلامت روان و جسم فرزندان خود انجام دهند. این کار نیازمند ثبات، آگاهی و همکاری خانواده است.

ثبات در زمان خواب و بیداری: بدن انسان دارای یک ساعت زیستی است که با نظم در خواب تنظیم می‌شود. حتی در روزهای تعطیل نیز بهتر است زمان خواب و بیداری تا حد امکان ثابت باقی بماند.

محیط مناسب خواب: اتاق خواب باید تاریک، ساکت و کمی خنک باشد. چنین شرایطی به مغز کمک می‌کند سریع‌تر وارد فاز خواب عمیق شود.

کاهش استفاده از وسایل دیجیتال: خاموش کردن گوشی، تبلت و تلویزیون حداقل یک ساعت قبل از خواب، تأثیر قابل توجهی در بهبود کیفیت خواب دارد. این زمان می‌تواند با فعالیت‌هایی مانند مطالعه، گوش دادن به موسیقی ملایم یا نوشتن افکار جایگزین شود.

پرهیز از محرک‌ها:مصرف نوشیدنی‌های حاوی کافئین مانند چای پررنگ، قهوه یا نوشابه‌های انرژی‌زا در ساعات عصر و شب باید محدود شود.

فعالیت بدنی منظم: تحرک روزانه به تنظیم خواب کمک می‌کند، اما انجام فعالیت‌های سنگین درست قبل از خواب توصیه نمی‌شود.

نگرش مثبت به خواب: خواب نباید به عنوان تنبیه یا اجبار معرفی شود. ایجاد حس آرامش و امنیت در زمان خواب، نقش مهمی در پذیرش آن توسط کودک دارد.

نقش والدین

والدین نه تنها باید بر خواب فرزندان خود نظارت داشته باشند، بلکه باید خود نیز الگوی مناسبی در این زمینه باشند. کودکانی که والدینشان برنامه خواب منظم دارند، بیشتر تمایل به رعایت این الگو پیدا می‌کنند.

همچنین گفت‌وگو با کودک درباره اهمیت خواب، بدون ایجاد ترس یا فشار، می‌تواند در شکل‌گیری عادات سالم مؤثر باشد. در مواردی که مشکلات خواب به صورت جدی ادامه‌دار باشد، مشورت با متخصصان سلامت کودک ضروری است.

کم‌خوابی؛ ریشه اختلالات رفتاری کودکان

کم‌خوابی، مسئله‌ای ساده و گذرا نیست، بلکه عاملی تأثیرگذار بر رفتار، یادگیری و سلامت روان کودکان و نوجوانان است. بسیاری از رفتارهایی که به عنوان لجبازی، بی‌نظمی یا بی‌انگیزگی شناخته می‌شوند، ممکن است در واقع نشانه‌هایی از خستگی مغز باشند.

شناخت این موضوع و توجه به کیفیت خواب، می‌تواند به بهبود روابط خانوادگی، افزایش موفقیت تحصیلی و ارتقای سلامت روان نسل آینده کمک کند. گاهی یک ساعت خواب بیشتر، می‌تواند تفاوتی بزرگ در خلق‌وخو و عملکرد یک کودک ایجاد کند.

از خستگی ذهن تا امید تازه؛ راهی که از درون تو می‌گذرد

ارسال شده در ۹ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 بدخلقی، بی‌حوصلگی و زودرنجی وضعیتی است که گاهی به فشارهای روزمره، تغییرات هورمونی، تنش‌های خانوادگی یا دغدغه‌های تحصیلی و اجتماعی مرتبط است. اگر این احساسات به صورت مداوم ادامه پیدا کند و با ناامیدی، بی‌علاقگی یا خشم شدید همراه شود، ممکن است موضوع فقط یک حال بد گذرا نباشد.

بدخلقی و نوسان‌های خلقی بخشی از تجربه طبیعی زندگی به شمار می‌رود و تقریباً همه افراد در مقاطعی از زندگی خود روزهایی را پشت سر می‌گذارند که زودرنج، عصبی یا بی‌حوصله هستند. این وضعیت به‌ویژه در سال‌های نوجوانی بیشتر دیده می‌شود، دوره‌ای که فرد هم‌زمان با تغییرات جسمی، هورمونی، عاطفی و اجتماعی روبه‌روست.

بر اساس مطلب منتشرشده در سایت WebMD، اگرچه بدخلقی‌های مقطعی معمولاً طبیعی است، اما تداوم این وضعیت می‌تواند هم برای خود فرد و هم برای اطرافیان او مشکل‌ساز شود. به گفته کارشناسان، در برخی موارد، خلق پایین یا تحریک‌پذیری مداوم ممکن است نشانه‌ای از یک اختلال جدی‌تر مانند افسردگی باشد؛ موضوعی که نیازمند توجه و پیگیری تخصصی است.

فشارهای روزمره یکی از مهم‌ترین دلایل بدخلقی

یکی از دلایل اصلی بدخلقی، به‌ویژه در نوجوانان، فشارهایی است که از محیط اطراف به آن‌ها وارد می‌شود. انتظارات تحصیلی، تلاش برای موفقیت در فعالیت‌های فوق‌برنامه، تمایل به پذیرفته شدن در جمع همسالان و در عین حال دغدغه ظاهر و محبوبیت، همگی می‌تواند فشار روانی زیادی ایجاد کند. نوجوان در این دوره از یک سو می‌خواهد مستقل باشد و مانند یک بزرگسال با او رفتار شود و از سوی دیگر هنوز در بسیاری از موقعیت‌ها به حمایت خانواده نیاز دارد. همین وضعیت بینابینی، گاه احساس سردرگمی، تنهایی و اضطراب ایجاد می‌کند و زمینه‌ساز نوسان‌های خلقی می‌شود.

بلوغ و تغییرات هورمونی چه نقشی دارند؟

یکی دیگر از عوامل مؤثر بر بدخلقی و نوسان‌های خلقی، تغییرات هورمونی دوران بلوغ است. متخصصان توضیح می‌دهند هورمون‌هایی که در این دوره فعال می‌شوند، تنها مسئول تغییرات جسمی نیستند، بلکه می‌توانند بر احساسات و واکنش‌های فرد نیز اثر بگذارند. به همین دلیل بسیاری از نوجوانان در این سال‌ها بدون آنکه علت روشنی برای آن پیدا کنند، دچار تغییرات ناگهانی خلق می‌شوند. این وضعیت ممکن است هم برای خود نوجوان و هم برای خانواده و اطرافیان او گیج‌کننده باشد، اما در بسیاری از موارد بخشی از روند طبیعی رشد به شمار می‌رود.

چه زمانی بدخلقی دیگر طبیعی نیست؟

اگرچه بدخلقی‌های کوتاه‌مدت بخشی از زندگی طبیعی است، اما متخصصان تأکید می‌کنند زمانی که تحریک‌پذیری، غمگینی، ناامیدی یا بی‌علاقگی نسبت به فعالیت‌های مورد علاقه برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، باید آن را جدی گرفت. به گفته کارشناسان، چنین نشانه‌هایی ممکن است فقط یک تغییر خلق ساده نباشد و به افسردگی یا دیگر اختلالات خلقی مربوط باشد. افسردگی صرفاً احساس غم یا ناراحتی نیست، بلکه می‌تواند با خشم زیاد، بی‌تفاوتی، کناره‌گیری و در موارد شدید حتی افکار آسیب به خود همراه شود. به همین دلیل در صورت تداوم این نشانه‌ها، مراجعه به پزشک، مشاور یا روان‌درمانگر ضروری است.

وقتی بی حوصلگی فراتر از یک حال بد موقت است

چگونه می‌توان از یک حال بد عبور کرد؟

متخصصان سلامت روان معتقدند برخی راهکارهای ساده می‌تواند به کاهش شدت بدخلقی و مدیریت بهتر احساسات کمک کند. یکی از این توصیه‌ها، تمرکز بر چیزهایی است که فرد بابت آن‌ها احساس قدردانی دارد. یادآوری افرادی که در زندگی حامی انسان هستند یا توجه به اتفاقات مثبت، می‌تواند جریان فکرهای منفی را تا حدی متوقف کند.

انجام یک کار خوب برای دیگران نیز از دیگر پیشنهادهاست. کمک کردن به یک دوست، یکی از اعضای خانواده یا هر فردی که به حمایت نیاز دارد، می‌تواند توجه فرد را از حال منفی خود دور کند و احساس مفید بودن ایجاد کند.

گوش دادن به موسیقی شاد و انرژی‌بخش نیز یکی از راه‌های ساده برای تغییر حال و هواست. موسیقی می‌تواند سطح تنش را کاهش دهد و بر احساسات فرد اثر مثبت بگذارد.

کارشناسان همچنین توصیه می‌کنند افراد تلاش کنند عامل محرک بدخلقی خود را شناسایی کنند. اگر مشخص شود چه چیزی باعث ناراحتی یا خشم شده است، احتمال مدیریت یا حل آن بیشتر می‌شود. در کنار این موضوع، گفت‌وگو با یک دوست، والدین، معلم یا مشاور می‌تواند از انباشته شدن احساسات منفی جلوگیری کند. بسیاری از مشکلات زمانی بزرگ‌تر و پیچیده‌تر به نظر می‌رسند که فرد آن‌ها را در درون خود نگه می‌دارد.

ورزش، خواب و تخلیه هیجانی

فعالیت بدنی منظم نیز از جمله راهکارهایی است که می‌تواند در بهبود خلق نقش مؤثری داشته باشد. پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری، ورزش‌های گروهی یا حتی چند دقیقه حضور در فضای باز و تنفس عمیق می‌تواند به کاهش تنش و بهتر شدن حال فرد کمک کند.

خواب کافی نیز اهمیت زیادی دارد. کم‌خوابی می‌تواند باعث تحریک‌پذیری، خستگی ذهنی و کاهش توان فرد در مدیریت احساسات شود. متخصصان توصیه می‌کنند نوجوانان هر شب حدود هشت و نیم تا نه و نیم ساعت خواب داشته باشند تا بدن و ذهن فرصت بازیابی پیدا کند.

از سوی دیگر، برخی کارشناسان معتقدند گاهی ابراز احساسات از طریق گریه کردن، نوشتن، هنر، ورزش یا حتی پیدا کردن یک سرگرمی تازه می‌تواند به تخلیه روانی کمک کند. به گفته آن‌ها، داشتن یک مسیر سالم برای بیان احساسات، از انباشت خشم و ناراحتی پیشگیری می‌کند.

کمک تخصصی زمانی که حال بد ماندگار می‌شود

اگر احساس غم، تحریک‌پذیری، بی‌حوصلگی یا ناامیدی به طور مکرر تکرار شود و فرد نتواند از آن خارج شود، باید از یک متخصص کمک بگیرد. مشکلات خلقی درمان‌پذیر است و نباید تصور کرد که فرد ناچار است این شرایط را به تنهایی تحمل کند. مداخله به‌موقع می‌تواند از تشدید علائم جلوگیری کند و کیفیت زندگی فرد را به شکل قابل توجهی بهبود ببخشد.

بدخلقی و نوسان خلقی، به‌ویژه در دوران نوجوانی، تجربه‌ای رایج است، اما زمانی که این وضعیت طولانی و شدید شود، می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل جدی‌تر باشد. متخصصان می‌گویند شناخت عوامل زمینه‌ساز، توجه به سلامت روان، خواب کافی، فعالیت بدنی، گفت‌وگو با اطرافیان و در صورت نیاز مراجعه به مشاور، از مهم‌ترین راهکارهای عبور از این وضعیت است. در واقع، توجه به یک حال بد مداوم نه‌تنها به حفظ آرامش فرد کمک می‌کند، بلکه می‌تواند از بروز مشکلات عمیق‌تر روانی نیز پیشگیری کند.

بختک؛ وقتی ترس مهمان خواب می‌شود

ارسال شده در ۹ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 احساس ناتوانی در حرکت و فشار روی سینه، بختک را به یکی از ترسناک‌ترین تجربه‌های خواب تبدیل کرده است؛ تجربه‌ای که با شناخت علمی می‌توان بر آن غلبه کرد.

بسیاری از افراد دست‌کم یک‌بار در زندگی خود حالتی را تجربه کرده‌اند که در آن نمی‌توانند حرکت کنند، حرف بزنند یا حتی فریاد بکشند، در حالی که کاملاً هوشیار هستند. این حالت که در فرهنگ عامه به «بختک» معروف است، اغلب با ترس شدید، احساس خفگی و دیدن تصاویر یا شنیدن صداهای عجیب همراه می‌شود. به همین دلیل، بسیاری آن را به نیروهای ماورایی، جن یا خواب‌های عجیب نسبت می‌دهند. اما علم پزشکی توضیحی کاملاً منطقی و قابل‌درک برای این پدیده دارد و آن را «فلج خواب» می‌نامد.

نقش خواب در بروز بختک

برای فهم بختک، ابتدا باید با سازوکار خواب آشنا شویم. خواب انسان از چند مرحله تشکیل شده است که مهم‌ترین آن‌ها مرحله‌ای به نام خواب”  REM” است. در این مرحله، مغز بسیار فعال می‌شود و بیشتر رؤیاها در همین زمان شکل می‌گیرند. هم‌زمان با فعال شدن مغز، بدن به‌طور طبیعی دچار نوعی فلج موقت می‌شود تا فرد هنگام خواب حرکات رؤیای خود را انجام ندهد. این مکانیسم دفاعی بدن، کاملاً طبیعی و ضروری است.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که فرد پیش از پایان این مرحله، بیدار شود. در این حالت، مغز از خواب خارج شده اما بدن هنوز در وضعیت فلج باقی مانده است. نتیجه این ناهماهنگی، تجربه بختک است.

چگونه بختک اتفاق می‌افتد؟

بختک زمانی رخ می‌دهد که فرد در مرز بین خواب و بیداری گیر می‌کند. مغز پیام بیداری را دریافت کرده اما عضلات هنوز فرمان حرکت نمی‌گیرند. فرد متوجه اطراف خود می‌شود، صداها را می‌شنود و حتی نور را می‌بیند، اما توانایی حرکت یا صحبت ندارد.

این وضعیت معمولاً چند ثانیه تا چند دقیقه طول می‌کشد و سپس به‌طور ناگهانی پایان می‌یابد. هرچند مدت آن کوتاه است اما به دلیل حس ناتوانی و ترس، برای فرد بسیار طولانی و آزاردهنده به نظر می‌رسد.

نشانه‌ها و علائم رایج بختک

بختک معمولاً با مجموعه‌ای از نشانه‌های مشخص همراه است که در میان بیشتر افراد مشترک است. مهم‌ترین این علائم، ناتوانی در حرکت دادن بدن یا صحبت کردن است. فرد ممکن است تلاش کند فریاد بزند یا تکان بخورد اما موفق نشود.

یکی دیگر از نشانه‌های رایج، احساس فشار روی قفسه سینه است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند چیزی روی آن‌ها نشسته یا راه تنفسشان بسته شده است. این احساس، یکی از دلایل اصلی ترس شدید هنگام بختک است.

همچنین برخی افراد دچار توهمات دیداری یا شنیداری می‌شوند. دیدن سایه‌های تاریک، شنیدن صداهای عجیب یا احساس حضور فردی ناشناس در اتاق از جمله این توهمات است. این تجربه‌ها باعث شده در فرهنگ‌های مختلف، بختک به موجودات فراطبیعی نسبت داده شود.

چرا بعضی افراد بیشتر دچار بختک می‌شوند؟

همه انسان‌ها ممکن است بختک را تجربه کنند، اما برخی افراد بیشتر در معرض آن هستند. یکی از مهم‌ترین عوامل، بی‌نظمی در خواب است. کم‌خوابی، شب‌بیداری، تغییر مداوم ساعت خواب و کارهای شیفتی، احتمال بروز این پدیده را افزایش می‌دهد.

استرس و اضطراب نیز نقش مهمی دارند. فشارهای روحی، نگرانی‌های مداوم و مشکلات روانی می‌توانند نظم طبیعی خواب را بر هم بزنند و زمینه بختک را فراهم کنند. همچنین مصرف زیاد کافئین، نوشیدنی‌های انرژی‌زا یا الکل، به‌ویژه در ساعات پایانی شب، از عوامل تشدیدکننده این وضعیت هستند.

برخی تحقیقات نشان می‌دهد خوابیدن به پشت نیز می‌تواند احتمال بختک را افزایش دهد، زیرا در این وضعیت، اختلالات تنفسی و ناهماهنگی خواب بیشتر رخ می‌دهد.

میزان شیوع بختک در جامعه

بر اساس پژوهش‌های علمی، درصد قابل توجهی از مردم در طول زندگی خود حداقل یک بار بختک را تجربه می‌کنند. آمارها نشان می‌دهد بین ۸ تا ۵۰ درصد افراد ممکن است با این پدیده روبه‌رو شوند. این اختلاف آماری به تفاوت سبک زندگی، شرایط روانی و فرهنگی جوامع مختلف مربوط است.

نوجوانان، دانشجویان و جوانان به دلیل استرس تحصیلی، کم‌خوابی و استفاده زیاد از تلفن همراه، بیشتر در معرض بختک قرار دارند. با این حال، تجربه بختک به‌تنهایی نشانه بیماری خاصی نیست.

ارتباط بختک با سلامت روان

بختک به‌خودی‌خود یک بیماری روانی محسوب نمی‌شود. بسیاری از افراد سالم و بدون مشکل خاصی، آن را تجربه می‌کنند. با این حال، در افرادی که دچار اضطراب شدید، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه یا بی‌خوابی مزمن هستند، احتمال بروز آن بیشتر است.

در چنین شرایطی، بختک می‌تواند به عاملی برای تشدید نگرانی و ترس تبدیل شود و چرخه‌ای معیوب ایجاد کند. ترس از بختک باعث بدخوابی می‌شود و بدخوابی نیز احتمال بختک را افزایش می‌دهد.

تشخیص و مراجعه به پزشک

در بیشتر موارد، بختک نیازی به درمان پزشکی ندارد و تنها با اصلاح سبک زندگی کنترل می‌شود. پزشکان معمولاً بر اساس شرح حال بیمار و توصیف تجربه‌ها، این پدیده را تشخیص می‌دهند.

اگر بختک به‌طور مکرر، شدید یا همراه با خواب‌آلودگی روزانه، خستگی مفرط یا مشکلات تنفسی باشد، ممکن است پزشک بررسی‌های بیشتری انجام دهد. در برخی موارد خاص، آزمایش خواب برای بررسی دقیق‌تر الگوی خواب تجویز می‌شود.

راهکارهای علمی برای پیشگیری

خوشبختانه، با رعایت چند اصل ساده می‌توان احتمال بختک را تا حد زیادی کاهش داد. اولین و مهم‌ترین نکته، داشتن برنامه منظم خواب است. خوابیدن و بیدار شدن در ساعت مشخص، به تنظیم ساعت زیستی بدن کمک می‌کند.

کاهش استرس نیز نقش مهمی دارد. تمرین‌های تنفسی، مدیتیشن، پیاده‌روی، ورزش سبک و پرهیز از فکر کردن به مشکلات قبل از خواب، می‌تواند کیفیت خواب را بهبود دهد. همچنین بهتر است حداقل دو ساعت قبل از خواب از مصرف قهوه، چای پررنگ و نوشیدنی‌های انرژی‌زا خودداری شود.

تغییر وضعیت خواب و پرهیز از خوابیدن به پشت نیز برای برخی افراد مفید است. استفاده کمتر از تلفن همراه و تلویزیون پیش از خواب، محیط آرام و تاریک و تهویه مناسب اتاق خواب، از دیگر عوامل مؤثر هستند.

باورهای نادرست درباره بختک

در بسیاری از فرهنگ‌ها، بختک به موجودات نامرئی، جادو یا نیروهای شیطانی نسبت داده می‌شود. این باورها ریشه در ناآگاهی و ترس انسان از پدیده‌های ناشناخته دارد. علم پزشکی به‌طور قاطع نشان داده که بختک نتیجه عملکرد طبیعی مغز در شرایط خاص است و هیچ ارتباطی با امور فراطبیعی ندارد.

پذیرفتن این واقعیت علمی می‌تواند به کاهش ترس افراد کمک و از اضطراب بی‌مورد جلوگیری کند.

بختک، ترسناک اما بی‌خطر

بختک تجربه‌ای واقعی، شایع و کاملاً علمی است که در اثر ناهماهنگی موقت بین مغز و بدن هنگام خواب رخ می‌دهد. هرچند ممکن است بسیار ترسناک باشد، اما معمولاً خطری برای سلامت جسمی ندارد. با تنظیم خواب، کاهش استرس و اصلاح سبک زندگی، می‌توان احتمال بروز آن را به میزان زیادی کم کرد.

آگاهی درباره ماهیت واقعی بختک، مهم‌ترین راه برای مقابله با ترس ناشی از آن است. وقتی بدانیم این پدیده نشانه بیماری یا حضور نیروهای ناشناخته نیست، می‌توانیم با آرامش بیشتری آن را مدیریت کنیم و کیفیت خواب و زندگی خود را بهبود ببخشیم.

واکسیناسیون بیش از ۱۶۰۰ نفر کودک در طرح تکمیلی فلج اطفال در کیش

ارسال شده در ۲ اسفند ۱۴۰۴

 سرپرست مرکز بهداشت کیش از واکسیناسیون هزار و ۶۰۶ کودک در مرحله دوم طرح تکمیلی واکسیناسیون فلج اطفال در این جزیره خبر داد.

دکتر محمدرضا رضانیا با اشاره به اجرای مرحله دوم طرح تکمیلی واکسیناسیون فلج اطفال، اظهار کرد: این طرح با هدف پیشگیری از شیوع بیماری فلج اطفال و افزایش سطح ایمنی کودکان زیر پنج سال، در مراکز و پایگاه‌های بهداشتی جزیره کیش در حال اجراست.

وی افزود: تا پایان روز چهارم اجرای این مرحله، در مجموع هزار و ۶۰۶ کودک واکسینه شده‌اند که از این تعداد، هزار و ۴۶۰ کودک ایرانی و ۱۴۶ کودک از اتباع خارجی بوده‌اند.

سرپرست مرکز بهداشت کیش با بیان اینکه در روز چهارم طرح، ۱۲۰ کودک ایرانی و ۱۹ کودک از اتباع خارجی واکسن خوراکی فلج اطفال را دریافت کردند، تأکید کرد: مشارکت خانواده‌ها نقش مهمی در موفقیت برنامه‌های ایمن‌سازی و حفظ سلامت جامعه دارد.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!