ماه: خرداد ۱۴۰۵
دوران پساجنگ نیازمند حکمرانی جدیتر در حوزه زنان و خانواده است

معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده تاکید کرد: زنان ایران در میدانهای مختلف از خانواده تا مدیریت، خدمات، آموزش، اقتصاد و عرصههای اجتماعی خوش درخشیدهاند و اکنون توجه به مطالبات و ظرفیتهای آنان، ضرورتی انکارناپذیر برای حکمرانی در دوران پساجنگ است.
زهرا بهروزآذر در بازدید معاون اول رئیسجمهور از معاونت امور زنان و خانواده، این حضور را نشانه توجه دولت به «نیمی از جمعیت ایران» دانست و افزود: امروز نتایج زحمات و استقامت همه ایرانیان در حال به ثمر نشستن است و این حضور، نشاندهنده اهمیت زنان در این پیروزی بزرگ ملی است.
وی با قدردانی از تلاشهای معاون اول رئیسجمهور در روزهای دشوار جنگ تحمیلی سوم و نقش آفرینی ایشان در مدیریت شرایط پیچیده کشور، از اقدامات انجامشده در موضوع اینترنت نیز تقدیر کرد و اظهار داشت: خانوادهها و زنانی که به صورت مستقیم از این موضوع متضرر شده بودند، از اتصال مجدد اینترنت خشنود شدند.
معاون رئیسجمهور با اشاره به اصول ۲۰ و ۲۱ قانون اساسی و اسناد بالادستی مرتبط با حوزه زنان و خانواده، تصریح کرد: در کشور ظرفیتهای قانونی متعددی برای رفع موانع رشد و شکوفایی زنان و تضمین حقوق مادی و معنوی آنان وجود دارد و وظیفه دولتها فراهم کردن زمینه تحقق این حقوق است.
بهروزآذر با مرور روند شکلگیری نهادهای متولی سیاستگذاری درباره زنان پس از انقلاب اسلامی، با تقدیر از تلاش تمامی معاونان و فعالان این حوزه در دولتهای مختلف خاطرنشان کرد: مجموعه معاونت امور زنان و خانواده امروز در سطوح استانی، ملی و بینالمللی نقشآفرینی میکند و با هماهنگی دستگاههای ذیربط، مرجع ارتباط با نهادهایی همچون کمیسیون مقام زن سازمان ملل، ستاد حقوق بشر و مرجع ملی حقوق کودک است.
وی با تأکید بر حضور مستمر زنان در تمامی عرصههای انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و تحولات اخیر کشور، ابراز داشت: زنان در این ۱۰۹ روز نیز موتور محرک جامعه بودند؛ در خیابانها و میدانها حضور داشتند، در کنار خانواده ایستادند و در حوزه خدمات نیز دوشادوش مردان فعالیت کردند و حضور داشتند.
معاون رئیسجمهور با ذکر نمونههایی از حضور زنان در حوزههای درمان، بانکها، دستگاههای اجرایی و حتی مناطق مرزی همچون شلمچه در زمان جنگ تحمیلی سوم با وجود «حق دورکاری» بیان کرد: زنان نشان دادند که در شرایط سخت نیز مسئولیت اجتماعی خود را ترک نمیکنند و حضور خود را تشریفاتی نمیدانند.
بهروزآذر در ادامه، دستاوردهای زنان در حوزههای علمی، آموزشی، فرهنگی و اقتصادی را یادآور شد و با اشاره به رویکرد دولت چهاردهم در شنیدن «صدای بیصدایان» عنوان کرد: زنان را یک گروه یکپارچه نمیبینیم؛ زنان خانهدار، شاغل، سرپرست خانوار، روستایی و عشایری، بازنشسته، دختران دانشجو و فارغالتحصیل، زنان آسیبدیده، زندانی و حتی زنان مهاجر، هر یک مسائل و نیازهای متفاوتی دارند که باید به صورت تخصصی شناسایی و برای آنها راهکار ارائه شود.
وی سفرهای استانی، ارتباطات مردمی و مکاتبات زنان را از مهمترین منابع شناسایی مسائل این حوزه دانست و یادآور شد: بسیاری از لوایح و اصلاحات حقوقی مورد پیگیری، از دل مطالبات مردمی شکل گرفته است.
معاون رئیسجمهور در ادامه، از شکسته شدن رکورد انتصاب زنان در پستهای مدیریتی در دولت چهاردهم خبر داد و گفت: تاکنون حدود دو هزار و ۷۵۰ مدیر زن در دولت به کار گرفته شدهاند، ۲۱ زن با حکم مستقیم رئیسجمهور مسئولیت یافتهاند، ۶۴ زن در سطح معاون وزیر و همتراز فعالیت میکنند و امروز دو معاون استاندار، ۲۳ فرماندار و ۹۱ بخشدار زن در کشور مشغول خدمت هستند.
وی با اشاره به راهاندازی سامانه رصد انتصابات زنان و اجرای دورههای ارتقای شایستگی مدیریتی برای مدیران زن با همکاری دانشگاه تهران، استقرار عدالت جنسیتی را محور اصلی برنامههای معاونت برشمرد و اظهار داشت: برای نخستین بار نظام ارزیابی عملکرد دستگاهها در حوزه عدالت جنسیتی طراحی و کارنامه عملکرد دستگاهها در این زمینه تهیه و منتشر شد.
معاون رئیسجمهور با اشاره به اقدامات حقوقی انجامشده از پیگیری لایحه حفظ کرامت و ارتقای امنیت زنان، آییننامه صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان و ارتقای جایگاه ایران در شاخصهای بینالمللی حوزه زنان خبر داد.
بهروزآذر با اشاره به برخی ناترازیها و چالشهای پیشروی حوزه زنان تصریح کرد: نرخ مشارکت اقتصادی زنان همچنان پایین و حدود ۱۴ درصد است؛ در حالی که زنان بیش از ۶۰ درصد جمعیت دانشجویی کشور را تشکیل میدهند و بیش از ۸۰ درصد برخی مجوزهای کسبوکار توسط آنان دریافت میشود.
وی افزایش سن ازدواج، رشد طلاق در دهه دوم زندگی مشترک، افزایش میزان زنان سرپرست خانوار، کاهش نرخ باروری و تداوم برخی تبعیضها را از دیگر مسائل مهم این حوزه برشمرد و خاطرنشان کرد: توجه به زنان، ضرورتی انکارناپذیر برای حکمرانی است. مطالعات و پیمایشهای انجامشده نشان میدهد زنان در دوران پساجنگ، انتظار دارند شأن اجتماعی آنان ارتقا یابد، فشارهای اجتماعی کاهش پیدا کند، احساس تبعیض نداشته باشند و فرصت نقشآفرینی بیشتری در جامعه پیدا کنند.
معاون رئیسجمهور در پایان، بر ضرورت پیگیری موضوعاتی همچون برابری دستمزد زنان و مردان، امنیت شغلی، افزایش مشارکت سیاسی زنان، اصلاح ساختار حکمرانی حوزه زنان و خانواده، تقویت پاسخگویی دستگاهها، بودجهریزی جنسیتی و ایجاد متولی قدرتمندتر برای این حوزه تأکید کرد.
تاثیر خواب کافی در کاهش اضطراب دوران بارداری

پژوهشگران دریافتهاند که کمخوابی در دوران بارداری و پس از زایمان میتواند یکی از عوامل اصلی ایجاد اضطراب باشد. به گفته آنها، بیخوابی معمولاً پیش از علائم اضطراب ظاهر میشود و میتواند یک «علامت هشدار اولیه» محسوب شود.
وبگاه سایتِکدِیلی در گزارشی آورده است:
کمخوابی اغلب به عنوان بخشی اجتنابناپذیر از بارداری و مادرشدن پذیرفته میشود؛ اما یک پژوهش جدید نشان میدهد که این شبهای بیخوابی ممکن است فراتر از خستگی، نقشی مهم در ایجاد اضطراب در این دوران حساس ایفا کنند.
افسردگی پس از زایمان بیشتر در میان مردم شناخته شده است، اما اختلالات اضطرابی در واقع از رایجترین مشکلات سلامت روان در دوران بارداری و پس از آن هستند.
پژوهشگران دانشگاه واشینگتن در سنلوئیس شواهدی یافتند که نشان میدهد بیخوابی ممکن است یکی از نخستین علائم هشداردهنده باشد و پیش از بروز علائم اضطراب ظاهر شود.
توصیه دانشمندان برای کاهش اضطراب در بارداری: خواب کافی را جدی بگیرید
خواب و سلامت روان در بارداری
تخمین زده میشود حدود ۱۵ درصد از زنان در دوران بارداری یا ماههای پس از زایمان، دچار اختلال اضطرابی میشوند. این دوران همچنین با احتمال بیشتری برای بروز علائم مرتبط با وسواس (از جمله افکار مزاحم و رفتارهای اجباری) همراه است.
برای درک بهتر ارتباط خواب و اضطراب، پژوهشگران حدود ۲۳۰ زن را در مراحل مختلف بارداری و پس از زایمان دنبال کردند.
گروه پژوهشی به سرپرستی دکتر مری کیمِل (Mary Kimmel)؛ روانپزشک و دکتر ربکا کاکس (Rebecca Cox)، روانشناس، شرکتکنندگان را در اوایل و اواخر بارداری و همچنین در دوران پس از زایمان بررسی کردند. هدف آنها تعیین این بود که آیا تغییرات در خواب با تغییرات در اضطراب و علائم مرتبط با وسواس مرتبط است یا خیر.
خواب ناکافی؛ مشکل رایج دوران بارداری
اختلال در خواب در دوران بارداری بسیار رایج است. تغییرات هورمونی، ناراحتیهای جسمی و بیدارشدنهای مکرر در شب از یک سو، و نیازهای مراقبت از نوزاد از سوی دیگر، همگی میتوانند خواب منظم و انرژیبخش را دشوار سازند. مطالعات قبلی نشان دادهاند که کیفیت خواب اغلب در سه ماهه سوم بارداری بدتر میشود و کمی پس از زایمان به پایینترین حد خود میرسد.
توصیه دانشمندان برای کاهش اضطراب در بارداری: خواب کافی را جدی بگیرید
کمخوابی؛ هشدار قبل از اضطراب
یکی از پرسشهای بیپاسخ این بوده که آیا اضطراب باعث بیخوابی میشود یا بیخوابی به ایجاد اضطراب کمک میکند. برای بررسی این موضوع، شرکتکنندگان پرسشنامههایی را درباره عادات خواب، سطح اضطراب و باورهای مرتبط با وسواس تکمیل کردند. سؤالات شامل نگرانیهایی مانند نگرانی درباره نوزاد و ترس از آسیبدیدن نوزاد بود.
پژوهشگران همچنین عاملی روانشناختی به نام توانایی مقابله با مشکلات را بررسی کردند. این عامل نشان میدهد که افراد چقدر به توانایی خود برای مدیریت چالشها و حفظ احساس کنترل در هنگام مواجهه با استرس اعتماد دارند.
نتایج به طور مداوم در یک جهت اشاره داشت: خواب کمتر با افزایش اضطراب و باورهای وسواسی قویتر در طول زمان همراه بود. زنانی که خواب آشفتهتری داشتند، میزان بیشتری از اضطراب دوران بارداری و پس از زایمان را گزارش کردند. این رابطه بهویژه در میان کسانی که اعتماد کمتری به توانایی خود برای مقابله با چالشهای زندگی داشتند، قویتر بود.
توصیه دانشمندان برای کاهش اضطراب در بارداری: خواب کافی را جدی بگیرید
به گفته پژوهشگران، کوتاهی مدت خواب میتواند نشانهای قوی برای پیشبینی اضطراب آینده دوران بارداری و پس از زایمان باشد؛ به عبارت دیگر، تغییر در الگوی خواب ممکن است یک نشانه اولیه باشد که فرد در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به علائم اضطراب در آینده قرار دارد.
دکتر ربکا کاکس در جمعبندی میگوید: تلاش برای اولویتدادن به خواب مادر میتواند فوایدی برای سلامت روان او داشته باشد.
چرا توانایی مقابله مهم است؟
جالب اینجاست که توانایی مقابله با مشکلات، ارتباط بین خواب و اضطراب را تحت تأثیر قرار میداد، اما بر ارتباط بین خواب و باورهای وسواسی تأثیری نداشت. این مطالعه همچنین شواهدی کمّی پیدا کرد که نشان میدهد اضطراب یا باورهای وسواسی باعث بیخوابی میشوند. در واقع، دادهها نشان میدهد که کمخوابی معمولاً زودتر رخ میدهد و علائم اضطراب بعد از آن ظاهر میشوند.
به گفته پژوهشگران، کوتاهبودن مدت خواب میتواند نشانهای قوی برای پیشبینی اضطراب در دوران بارداری و پس از زایمان باشد؛ به عبارت دیگر، تغییر در الگوی خواب ممکن است یک علامت هشدار اولیه باشد که فرد در آینده در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اضطراب قرار دارد.
یافتههای این مطالعه بهتازگی در نشریه اسلیپ/ Sleep منتشر شده است.
مصرف داروی دیگران؛ میانبر خطرناک به سوی بحران سلامت

شباهت علائم بیماری همیشه به معنای نیاز به درمان یکسان نیست، با این حال بسیاری از افراد هنوز هم از داروهای تجویز شده برای دیگران استفاده میکنند که میتواند سلامت افراد را با تهدید جدی روبهرو کند.
تقریبا همه ما حداقل یکبار با این صحنه روبهرو شدهایم؛ فردی در خانه یا محل کار میگوید که «من همین علائم را داشتم، این قرص را بخور خوب میشوی.» شاید در نگاه اول این پیشنهاد دوستانه و بیخطر به نظر برسد، اما پزشکان هشدار میدهند که مصرف داروی تجویز شده برای دیگران، حتی اگر علائم بیماری مشابه باشد، میتواند سلامت فرد را با خطرهای جدی روبهرو کند.
بسیاری از مردم تصور میکنند اگر سردرد، تنگی نفس، تب یا دلدردشان شبیه فرد دیگری باشد، پس همان دارو هم برایشان مناسب است، در حالی که بدن هر انسان ویژگیهای خاص خود را دارد و دارویی که برای یک نفر مفید بوده، ممکن است برای فرد دیگر عوارض شدید ایجاد کند. از واکنشهای آلرژیک گرفته تا مسمومیت دارویی، پنهان ماندن بیماریهای خطرناک و حتی ایجاد مقاومت آنتیبیوتیکی، همگی از پیامدهای مصرف خودسرانه داروهای دیگران است.
هر بدن، واکنش متفاوت
یکی از مهمترین دلایل خطرناک بودن مصرف نسخه قرضی، تفاوتهای فردی میان انسانهاست. پزشکان هنگام تجویز دارو تنها به علائم بیماری توجه نمیکنند، بلکه عواملی مانند سن، وزن، سابقه بیماری، عملکرد کلیه و کبد، داروهای همزمان و حتی حساسیتهای دارویی را در نظر میگیرند.
برای مثال دارویی که برای یک فرد سالم تجویز شده، ممکن است برای بیماری که مشکل کلیوی دارد خطرناک باشد. کلیه و کبد نقش اصلی را در دفع داروها از بدن ایفا میکنند و اگر عملکرد این اندامها مختل باشد، دارو در بدن تجمع پیدا میکند و احتمال مسمومیت افزایش مییابد.
همچنین برخی داروها با یکدیگر تداخل دارند. فردی که داروی فشار خون، رقیقکننده خون یا داروهای قلبی مصرف میکند، ممکن است با خوردن یک قرص ساده سرماخوردگی دچار افت فشار، خونریزی یا اختلال ریتم قلب شود. به همین دلیل پزشکان پیش از تجویز دارو درباره سوابق پزشکی و داروهای مصرفی بیمار پرسوجو میکنند.
حساسیت دارویی، خطری که قابل پیشبینی نیست
واکنشهای حساسیتی از دیگر خطرهای مهم مصرف داروی دیگران است. بعضی افراد نسبت به داروهای خاص حساسیت دارند اما خودشان نیز از آن بیاطلاع هستند تا زمانی که دارو را مصرف کنند.این واکنشها میتواند از خارش و کهیر ساده تا شوک آنافیلاکسی متغیر باشد، وضعیتی که در آن راههای تنفسی دچار تورم میشود و جان بیمار در معرض خطر قرار میگیرد. آنتیبیوتیکها، مسکنها و برخی داروهای ضدالتهاب از جمله داروهایی هستند که بیشتر با حساسیتهای شدید همراه میشوند.
پزشکان تاکید میکنند هیچگاه نباید صرفا به دلیل موثر بودن یک دارو برای اطرافیان، آن را بدون مشورت متخصص مصرف کرد، زیرا بدن هر فرد واکنش متفاوتی دارد.
تله علائم مشابه
یکی از رایجترین اشتباهات مردم، یکسان دانستن علائم بیماریهاست. در حالی که یک علامت میتواند علتهای بسیار متفاوتی داشته باشد. برای نمونه، تنگی نفس ممکن است ناشی از آسم باشد اما همین علامت میتواند نشانه نارسایی قلبی، آمبولی ریه یا حتی اضطراب شدید باشد. مصرف خودسرانه اسپری تنفسی بدون تشخیص پزشک شاید موقتا علائم را کاهش دهد اما بیماری اصلی همچنان در حال پیشرفت باشد.
سردرد نیز مثال دیگری از این وضعیت است. بسیاری از افراد با مشاهده سردرد به سراغ مسکن میروند، در حالی که گاهی سردرد میتواند نشانه فشار خون بالا، خونریزی مغزی یا عفونت باشد. در چنین شرایطی، مصرف دارو تنها علامت را پنهان میکند و فرصت طلایی درمان از دست میرود.
پزشکان معتقدند خطر اصلی نسخههای قرضی این است که فرد تصور میکند درمان شده، در حالی که بیماری واقعی در سکوت پیشرفت میکند.
دوز نامناسب، از بیاثری تا مسمومیت
مقدار دارو برای هر فرد متفاوت است و پزشک آن را بر اساس وزن، سن و شرایط جسمی تعیین میکند. به همین دلیل مصرف همان دوزی که برای شخص دیگری تجویز شده، میتواند خطرناک باشد.برای مثال کودکان نسبت به بزرگسالان به دوزهای بسیار کمتری نیاز دارند و حتی مقدار کمی از برخی داروها ممکن است برای آنان سمی باشد. سالمندان نیز به دلیل کاهش عملکرد اندامها و مصرف همزمان چند دارو، بیشتر در معرض عوارض قرار دارند.
از سوی دیگر برخی افراد به دلیل وزن بالا یا بیماریهای خاص نیازمند تنظیم دقیق دوز هستند. اگر دارو کمتر از حد لازم مصرف شود، ممکن است هیچ اثری نداشته باشد و اگر بیش از اندازه مصرف شود، احتمال آسیب جدی به کبد، کلیه یا سیستم عصبی وجود دارد.مسمومیت با استامینوفن نمونهای شناخته شده از این خطر است. بسیاری تصور میکنند این دارو کاملا بیخطر است اما مصرف بیش از حد آن میتواند به نارسایی شدید کبد منجر شود.
آنتیبیوتیکها و تهدید مقاومت دارویی
کارشناسان سلامت مصرف خودسرانه آنتیبیوتیک را یکی از جدیترین تهدیدهای بهداشتی جهان میدانند. بسیاری از مردم به محض گلودرد، سرماخوردگی یا تب، از آنتیبیوتیکهای باقیمانده در خانه استفاده میکنند؛ در حالی که بیشتر این بیماریها ویروسی هستند و آنتیبیوتیک هیچ تاثیری بر آنها ندارد.
مصرف نادرست آنتیبیوتیک باعث میشود باکتریها به مرور مقاوم شوند. در این شرایط، داروهایی که زمانی بیماری را درمان میکردند، دیگر موثر نخواهند بود و عفونتها سختتر درمان میشوند.
پزشکان هشدار میدهند مقاومت آنتیبیوتیکی تنها یک مشکل فردی نیست، بلکه تهدیدی برای کل جامعه محسوب میشود. وقتی باکتریهای مقاوم گسترش پیدا کنند، درمان عفونتهای ساده نیز دشوار و پرهزینه خواهد شد.یکی دیگر از مشکلات رایج، قطع زودهنگام آنتیبیوتیک است. برخی افراد پس از کاهش علائم، مصرف دارو را متوقف میکنند یا باقیمانده آن را به دیگران میدهند. این اقدام نیز احتمال مقاوم شدن باکتریها را افزایش میدهد.
مسکنها؛ آرامش موقت، خطر پنهان
مسکنها از پرمصرفترین داروهایی هستند که اغلب بدون نسخه میان افراد رد و بدل میشوند. اگرچه این داروها میتوانند درد را کاهش دهند اما مصرف بیرویه یا نادرست آنها خطرهای زیادی به همراه دارد.داروهای ضدالتهاب مانند ایبوپروفن و دیکلوفناک ممکن است در برخی افراد موجب خونریزی معده، افزایش فشار خون یا آسیب کلیوی شوند. افرادی که سابقه زخم معده یا بیماری قلبی دارند، بیش از دیگران در معرض این عوارض هستند.
از سوی دیگر مصرف مسکن میتواند علائم بیماریهای خطرناک را پنهان کند. برای مثال، فردی که دچار آپاندیسیت شده ممکن است با مصرف مداوم مسکن درد را کنترل کند و مراجعه به پزشک را به تاخیر بیندازد؛ تا جایی که بیماری به مرحله پارگی آپاندیس برسد و جان بیمار تهدید شود.
فضای مجازی و توصیههای غیرعلمی
در سالهای اخیر شبکههای اجتماعی به یکی از منابع اصلی توصیههای دارویی تبدیل شدهاند. بسیاری از افراد بدون دانش پزشکی، تجربه شخصی خود را به عنوان راهحل درمانی منتشر میکنند و دیگران نیز بر اساس همان توصیهها دارو مصرف میکنند.
کارشناسان میگویند تجربه یک فرد نمیتواند معیار درمان برای همه باشد. حتی اگر دو نفر بیماری مشابهی داشته باشند، شرایط جسمی و واکنش بدنشان متفاوت است.
برخی تبلیغات فضای مجازی نیز مردم را به مصرف داروهای گیاهی یا مکملهای ناشناخته تشویق میکند. در حالی که طبیعی بودن یک محصول به معنای بیضرر بودن آن نیست و برخی ترکیبات گیاهی میتوانند با داروهای دیگر تداخل خطرناک ایجاد کنند.
چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
پزشکان توصیه میکنند در صورت تداوم علائم، تب بالا، تنگی نفس، درد شدید، ضعف ناگهانی، سرگیجه یا علائم غیرعادی حتما باید به پزشک مراجعه شود و از مصرف خودسرانه دارو پرهیز شود.
همچنین افراد نباید داروهای تجویزی خود را در اختیار دیگران قرار دهند، حتی اگر تصور میکنند بیماری مشابهی دارند. نگهداری داروهای باقیمانده برای مصرفهای بعدی نیز اقدامی نادرست است، زیرا ممکن است تاریخ مصرف آنها گذشته باشد یا شرایط مصرفشان تغییر کرده باشد.
فرهنگسازی برای مصرف منطقی دارو
کارشناسان حوزه سلامت معتقدند بخش زیادی از مصرف خودسرانه دارو ناشی از باورهای اشتباه و دسترسی آسان به داروهاست. بسیاری از مردم برای صرفهجویی در زمان یا هزینه، بدون مراجعه به پزشک از نسخه اطرافیان استفاده میکنند.در حالی که درمان صحیح، تنها با تشخیص درست امکانپذیر است. دارو زمانی موثر و ایمن خواهد بود که متناسب با شرایط هر فرد و زیر نظر پزشک یا داروساز مصرف شود.
نسخه قرضی شاید در ظاهر راهی ساده و سریع به نظر برسد اما میتواند سلامت فرد را با خطرهای جدی روبهرو کند؛ خطری که گاهی بهای آن بسیار سنگینتر از یک مراجعه ساده به پزشک خواهد بود.
آسیب پذیری بیشتر زنان در حوادث و بلایا/ لزوم تدوین برنامه ملی خانواده در برابر حوادث
مدیرگروه سلامت در حوادث دانشگاه علوم پزشکی تهران:

مدیرگروه سلامت در حوادث و بلایای دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به اینکه زنان در حوادث و بلایا بیشتر در معرض آسیب قرار میگیرند بر لزوم تدوین برنامه ملی خانواده در برابر حوادث و بلایا تأکید کرد.
نشست تخصصی«ادغام سلامت زنان و بارداری در برنامههای مدیریت بحران»به همت سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران برگزار شد.
عباس استاد تقیزاده ،مدیر گروه سلامت در حوادث و بلایای دانشگاه علوم پزشکی تهران در این نشست با اشاره به موقعیت جغرافیایی ایران، خاطر نشان کرد ، ایران در یکی از پرخطرترین مناطق جهان از نظر زلزله، خشکسالی، سیل، تنش آبی و گردوغبار قرار دارد و بسیاری از این مخاطرات با تغییرات اقلیمی ارتباط مستقیم دارند.
وی تأکید کرد که افزایش بلایا در سالهای اخیر نشان میدهد توجه به مدیریت بحران باید بیش از گذشته در سیاستگذاریهای کشور مورد توجه قرار گیرد.
این پژوهشگر حوزه سلامت و مدیریت بحران با اشاره به رویکردهای جدید جهانی، گفت : امروزه بسیاری از حوادث و بلایا صرفاً پدیدههای طبیعی تلقی نمیشوند، بلکه عوامل اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی نقش مهمی در شدت پیامدهای آنها دارند.
استاد تقیزاده با استناد به مطالعات انجامشده درباره تابآوری زنان، اظهار کرد: زنان در حوادث و بلایا بیشتر در معرض آسیب قرار میگیرند و نیازهای آنان در بسیاری از مواقع به درستی شناسایی نمیشود. ضمن اینکه زنان دارای ظرفیتهای ارزشمندی در حوزه مدیریت بحران هستند.
به گفته او، زنان معمولاً از شبکههای اجتماعی پایدارتر، ادراک خطر بالاتر، توجه بیشتر به هشدارهای اولیه، انگیزه بیشتر برای مشارکت اجتماعی و توانایی بالاتر در حمایت از اعضای خانواده برخوردارند.
لزوم ارتقای آمادگی روانی ـ اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر
تقیزاده خواستار مشارکت فعال زنان در برنامهریزی، اجرا و ارزیابی برنامههای مدیریت بحران شد و گفت: توانمندسازی زنان از طریق آموزش، ارتقای آمادگی روانی ـ اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر باید به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری تبدیل شود، چراکه افزایش آمادگی روانی و اجتماعی زنان میتواند به طور مستقیم آمادگی کل جامعه را نیز افزایش دهد.
او خاطرنشان کرد: بحرانها علاوه بر آثار جسمی و اقتصادی، میتوانند زمینهساز بروز آسیبهای اجتماعی همچون ازدواج زودهنگام، کودکهمسری، افزایش خشونتهای خانگی و فشارهای روانی شوند.
تقیزاده در جمعبندی سخنان خود پیشنهاد کرد ، علاوه بر برنامههای مدیریت بحران موجود، یک «برنامه ملی خانواده در برابر حوادث و بلایا» نیز تدوین شود تا نیازهای زنان، مادران، کودکان و خانوادهها به صورت جامع در آن دیده شود.
لزوم توجه به حریم خصوصی خانوادهها و امنیت زنان درطراحی اردوگاهها و اسکانهای اضطراری
الهام رجبی، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سلامت در حوادث و بلایا دانشگاه علوم توانبخشی نیز در این نشست تخصصی به اهمیت نقش سلامت زنان در بحران پرداخت و گفت: سلامت مادران در بحران فقط یک مسئله درمانی نیست، بلکه یک موضوع راهبردی برای حفظ خانواده، فرزندآوری و تابآوری جامعه است .۲۵ درصد زنان در سن باروری در بحرانها ممکن است باردار باشند یا با بارداری مواجه شوند. زنان باردار در شرایط بحران جزو آسیبپذیرترین گروهها هستند؛ چون ۶۰ درصد از مرگهای مادری پس از زایمان رخ میدهد و ۴۵ درصد آنها در ساعات و روزهای نخست پس از زایمان رخ میدهد و کوچکترین اختلال در دسترسی به خدمات درمانی، میتواند جان آنها را تهدید کند.
وی در پایان تأکید کرد: در طراحی اردوگاهها و اسکانهای اضطراری باید به حریم خصوصی خانوادهها، امنیت زنان و پیشگیری از خشونت مبتنی بر جنسیت توجه ویژه داشت.
مهاجرانی: لایحه منع خشونت علیه زنان در مسیر استرداد است

سخنگوی دولت اعلام کرد که لایحه منع خشونت علیه زنان در مسیر استرداد است.
فاطمه مهاجرانی امروز – ۲۰ خرداد – در حاشیه مراسم سومین سوگ «امین ایران» که به یاد رهبر شهید انقلاب برگزار شد، در جمع خبرنگاران، اظهار کرد: رهبر شهید انقلاب نگاههای بلندی برگرفته از منظر قرآنی و در حوزههای مختلف از جمله توجه به زنان و علم و توجه متوازن به همه موضوعات داشتند و نگاه ایشان، نگاهی آموزنده بود.
وی افزود: طبیعتا سالهای درازی باید از نگاههایی که ایشان برای ما تبیین کردند و منظرهایی که برای ما ترسیم کردند، بیاموزیم.
سخنگوی دولت همچنین در پاسخ به پرسشی درباره آخرین وضعیت لایحه منع خشونت علیه زنان در مجلس، گفت: لایحه منع خشونت علیه زنان در مسیر استرداد است.
موضوع محله محوری در دستور کار دولت است
مهاجرانی درباره طرح محله محوری گفت: یکی از موضوعاتی که دولت بهطور جدی دنبال میکند، طرح محلهمحوری است که در حال حاضر با توجه به اثری که مساجد میتوانند داشته باشند، این نهاد مذهبی بهعنوان محور اصلی طرح در نظر گرفته شدهاند.
وی ادامه داد: موضوعاتی نظیر آموزش، حمایت، بهداشت و درمان و سایر مسائل مرتبط، در این چارچوب بهصورت کامل در حال طراحی است و وزارت کشور به همراه استانداری تهران اجرای این طرح را در یکی از مناطق آغاز کردهاند.
سخنگوی دولت در پایان گفت: امیدوارم نتایجی که از اجرای این طرح به دست میآید و نقشی که زنان میتوانند در این زمینه ایفا کنند، قابل تسری به سایر نقاط ایران باشد.
تغییر الگوی فرزندآوری در کشور نگران کننده است/ضرورت مراقبت از زنان باردار در مواقع بحران
معاون برنامه ریزی ستاد ملی جمعیت عنوان کرد

معاون برنامه ریزی ستاد ملی جمعیت با اشاره به تغییر الگوی فرزندآوری در کشور، اظهار کرد: یکی از نشانههای نگرانکننده این است که برای نخستین بار، تعداد فرزندان اول از تعداد فرزندان دوم بیشتر شده است. این موضوع نشان میدهد که جامعه به سمت الگوی تکفرزندی حرکت میکند؛ روندی که در صورت تداوم، پیامدهای جدی برای آینده جمعیتی کشور خواهد داشت.
نشست تخصصی«ادغام سلامت زنان و بارداری در برنامههای مدیریت بحران»به همت سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران برگزار شد. در این نشست، متخصصان بر ضرورت توجه به سلامت مادران در تمامی مراحل مدیریت بحران، از پیشگیریتا بازسازی، تأکید کردند.
حامد برکاتی معاون برنامه ریزی ستاد ملی جمعیت ، در ابتدای این نشست با تشکر و قدردانی از شهرداری و سازمان مدیریت بحران؛ پیرامون چهره شهر در حوادث اخیر، افزود: این اقدامات شهرداری تهران باعث زنده نگه داشتن امید در میان مردم شد.
او با توجه به سیاستهای کلی جمعیت که ۱۴ بند است، دو محور را حائز اهمیت دانست و گفت: نخستین محور رسیدن به سطح باروری جایگزین است به این معنا که به ازای هر زن در سن باروری، به طور متوسط ۲.۱ فرزند متولد شود تا ساختار جمعیتی کشور حفظ شود. دومین محور نیز رصد مستمر شاخصهای جمعیتی است که متأسفانه در سالهای گذشته به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
برکاتی مهم ترین چالش در حوزه جمعیت را مسئله ازدواج دانست و اذعان کرد: در حال حاضر حدود ۱۲ میلیون جوان بالای ۲۰ سال و نزدیک به ۱۸ میلیون نفر بالای ۱۵ سال در کشور مجرد هستند که بخش قابل توجهی از ظرفیت آینده جمعیتی کشور در همین گروه قرار دارند.
وی با انتقاد از سیستم اجرایی قانون در این زمینه، افزود: خطرپذیرترین گروهها در حوزه سلامت؛ زنان باردار( خصوصاً سه ماهه سوم بارداری)،زنانی با نیازمند مراقبت ویژه، نوزادان تازه متولد شده، نوجوانان، زنان سرپرست خانوار، زنان شیرده، خانواده های دارای چند کودک و افراد با نیازهای ویژه که معمولا رسیدگی به آنها کمتر اما نیازشان بیش از سایر گروه هاست، هستند.
برکاتی با بیان اندازه و گستره تولد در کشور گفت: در کشور با حدود ۸۶ میلیون نفر جمعیت و نزدیک به ۹۰۰ هزار تولد سالانه، در هر زمان حدود ۷۰ تا ۸۰ هزار زن باردار وجود دارد؛ یعنی حدود یک درصد جمعیت کشور.
معاون برنامه ریزی ستاد ملی جمعیت قطع مراقبتهای زنان باردار را یکی از مهمترین تهدیدها در مواقع بحران دانست و گفت: تجربه حوادثی همچون زلزله ورزقان و سیلابهای شمال کشور نشان داده است که در روزهای نخست وقوع حادثه، دسترسی به خدمات مراقبتی مادران باردار با اختلال جدی مواجه میشود. علاوه بر این، احتمال افزایش زایمانهای ناایمن، اختلال در نظام ارجاع و انتقال بیماران، کمبود دارو، خون و تجهیزات حیاتی و همچنین افزایش استرس، سوءتغذیه و ناامنی وجود دارد.
وی با بیان اینکه در حوزه سلامت مادران سه نوع تأخیرمیتواند پیامدهای جدی ایجاد کند، گفت: در شرایط بحران، سه نوع تأخیر تشدید میشوند و میتوانند سلامت مادر و نوزاد را با خطرات جدی مواجه کنند.نخست، تأخیر در تصمیمگیری برای مراجعه به مراکز درمانی که ممکن است ناشی از ترس، ناآگاهی، محدودیتهای خانوادگی، ناامنی یا باورهای فرهنگی باشد. دوم، تأخیر در رسیدن به مرکز درمانی به دلیل تخریب راهها، کمبود وسایل حملونقل یا اختلال در ارتباطات. سوم، تأخیر در دریافت خدمات مناسب به علت کمبود نیروی انسانی، دارو، تجهیزات یا ظرفیت درمانی. البته زنان در بحران تنها با چالشهای مرتبط با بارداری روبهرو نیستند.
معاون برنامه ریزی ستاد ملی جمعیت گفت: افزایش بارداریهای ناخواسته، خطر خشونت علیه زنان و دختران، نبود حریم خصوصی در محلهای اسکان اضطراری، مشکلات بهداشت قاعدگی و افزایش مسئولیت مراقبت از کودکان و سالمندان از جمله مشکلاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، سلامت روان مادران نیز بهشدت تحت تأثیر بحران قرار میگیرد. اضطراب، افسردگی، اختلال خواب، سوگ و استرس شدید میتواند توانایی مادر در مراقبت از خود و نوزاد را کاهش دهد و پیامدهای بلندمدتی برای خانواده به همراه داشته باشد.
توزیع بیرویه شیرخشک میتواند موجب کاهش تغذیه طبیعی نوزادان
برکاتی با توجه به تجربه حوادث اخیر معتقد است:توزیع بیرویه شیرخشک میتواند موجب کاهش تغذیه طبیعی نوزادان و بروز مشکلات بعدی شود.
او به اقدامات ضروری در قبل ، حین و بعد بحران اشاره کرد و گفت: از اقداماتی که باید پیش از وقوع بحران برای حفاظت از سلامت مادران و نوزادان در بحران برنامهریزی شود، شناسایی زنان باردار و مادران تازهزا ، تعیین مراکز امن زایمان ، استقرار تیمهای مامایی و پزشکی، تأمین دارو و تجهیزات ضروری، ذخایر خون و امکانات جراحی و همچنین برنامهریزی برای مراقبتهای پس از زایمان است.
برکاتی با تأکید بر اینکه در زمان بحران فعالسازی تیمهای سیار، پایش وضعیت مادران و نوزادان، تأمین مسیرهای انتقال ایمن و ثبت و تحلیل مستمر اطلاعات اهمیت ویژهای دارد، تصریح کرد: پس از بحران نیز پیگیری وضعیت مادران نیازمند مراقبت ویژه، ارائه حمایتهای روانی و اجتماعی و بازسازی خدمات سلامت باروری باید در اولویت قرار گیرد.
برکاتی در ادامه سخنان خود با اشاره به وضعیت جمعیتی کشور، اظهار کرد: در سیاستهای کلی جمعیت و قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، برخی موضوعات اساسی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. یکی از مهمترین این موارد، مسئله ازدواج جوانان و فاصله زمانی میان ازدواج و فرزندآوری است.
افزایش سن بارداری، امکان فرزندآوری بیشتر در خانوادهها را از بین میبرد
وی با بیان اینکه میانگین فاصله ازدواج تا تولد نخستین فرزند در کشور حدود ۴.۷ سال است،اظهارکرد: فاصله میان تولد فرزند اول و دوم نیز به طور متوسط به حدود شش سال میرسد. در نتیجه، سن متوسط فرزندآوری نخست برای زنان به حدود ۲۷ سال و سن تولد فرزند دوم به حدود ۳۴ سالگی میرسد. این روند باعث میشود بسیاری از خانوادهها امکان فرزندآوری بیشتر را از دست بدهند.
معاون برنامهریزی ستاد ملی جمعیت با اشاره به شاخص باروری کل کشور افزود: سطح جانشینی جمعیت ۲.۱ فرزند به ازای هر زن است؛ به این معنا که اگر میزان باروری در این سطح قرار داشته باشد، ساختار جمعیتی کشور حفظ میشود. با این حال، میزان باروری در ایران به حدود ۱.۳۴ فرزند رسیده که در زمره سطوح بسیار پایین باروری قرار میگیرد.
کاهش میزان باروری و ایجاد “چاله جمعیتی”
وی هشدار داد: مناطقی که میزان باروری آنها به کمتر از ۱.۳ فرزند برسد، وارد آنچه متخصصان «چاله جمعیتی» مینامند میشوند؛ وضعیتی که خروج از آن بسیار دشوار است. استانهایی مانند گیلان و مازندران اکنون در این شرایط قرار دارند.
برکاتی با اشاره به پیشبینیهای جمعیتی ادامه داد: بر اساس برخی سناریوهای بینالمللی، اگر روند فعلی باروری ادامه یابد، جمعیت ایران تا پایان قرن حاضر ممکن است به حدود ۴۴ میلیون نفر کاهش پیدا کند و بخش قابل توجهی از جمعیت کشور را سالمندان تشکیل دهند.
وی با تأکید بر پیامدهای سالمندی جمعیت گفت: سالمندی تنها یک مسئله جمعیتی نیست، بلکه تمامی بخشهای نظام سلامت، رفاه، اقتصاد و خدمات اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. در دهههای آینده کشور با جمعیت بزرگی از سالمندان مواجه خواه شد که نیازمند خدمات درمانی، مراقبتی و حمایتی هستند.
معاون برنامه ریزی ستاد ملی جمعیت همچنین به روند کاهشی تولدها اشاره کرد و گفت: تعداد موالید کشور از بیش از یک میلیون و ۵۷۰ هزار تولد در سال ۱۳۹۵ به حدود ۸۹۲ هزار تولد در سال ۱۴۰۴ رسیده است. این کاهش نشان میدهد که روند افت باروری نه تنها متوقف نشده، بلکه در سالهای اخیر با سرعت بیشتری ادامه یافته است.
برکاتی با اشاره به تغییر الگوی فرزندآوری در کشور، اظهار کرد: یکی از نشانههای نگرانکننده این است که برای نخستین بار، تعداد فرزندان اول از تعداد فرزندان دوم بیشتر شده است. این موضوع نشان میدهد که جامعه به سمت الگوی تکفرزندی حرکت میکند؛ روندی که در صورت تداوم، پیامدهای جدی برای آینده جمعیتی کشور خواهد داشت.
برکاتی خاطرنشان کرد: بر اساس پیمایشهای ملی، میانگین تعداد فرزند مطلوب در میان خانوادههای ایرانی بیش از دو فرزند است، اما فاصله قابل توجهی میان تمایل خانوادهها و تعداد فرزندان واقعی وجود دارد. این شکاف نشان میدهد که موانع اقتصادی، اجتماعی و حمایتی مانع تحقق خواستههای خانوادهها شده است.
وی افزود: بخش مهمی از این شکاف ناشی از عوامل اقتصادی، نگرانی نسبت به آینده فرزندان، هزینههای تربیت و آموزش، مسکن، اشتغال و همچنین کاهش احساس امنیت و ثبات در زندگی است. بسیاری از زوجهای جوان تمایل به فرزندآوری دارند، اما به دلایل مختلف تصمیم خود را به تعویق میاندازند.
معاون برنامهریزی ستاد ملی جمعیت با اشاره به نتایج نظرسنجیها درباره دلایل کاهش فرزندآوری، گفت: مهمترین عوامل مطرحشده از سوی مردم شامل شرایط اقتصادی نامناسب، ناکافی بودن حمایتهای دولتی، نگرانی نسبت به آینده فرزندان، مسائل فرهنگی و تغییر سبک زندگی است.
برکاتی در ادامه به طرح «کارت امید مادر» اشاره کرد و یادآور شد: یکی از برنامههایی که با هدف حمایت مستقیم از مادران طراحی شده، کارت امید مادر است. این طرح با هدف کاهش بخشی از هزینههای واقعی خانوادهها و همچنین تقویت جایگاه و کرامت مادری در جامعه اجرا میشود.
وی توضیح داد: تمامی مادرانی که از ابتدای سال ۱۴۰۵ صاحب فرزند شدهاند، بدون نیاز به مراجعه حضوری و صرفاً بر اساس ثبت اطلاعات تولد در سامانههای رسمی، مشمول دریافت این حمایت میشوند. اطلاعات تولد از طریق بیمارستانها ثبت و پس از تأیید در سامانه ثبت احوال، فرایند تخصیص اعتبار انجام میشود. اعتبار این طرح به صورت مستقیم بر روی کارت بانکی مادران شارژ میشود و امکان استفاده از آن برای خرید کالاهای تعیینشده فراهم است. همچنین برخی اقلام مورد نیاز مادر و کودک، از جمله پوشک و برخی کالاهای ضروری این طرح مورد توجه قرار گرفتهاند و این دوره اول است. همچنین در سه ماهه آخر سال ۱۴۰۵ یا اوایل ۱۴۰۶ کارت فیزیکی به مادران اهدا خواهد شد که شامل ۳۰ خدمت خواهد بود.
معاون برنامه ریزی ستاد ملی جمعیت، تصریح کرد: هدف اصلی این طرح صرفاً پرداخت کمک مالی نیست، بلکه تلاش میشود جایگاه اجتماعی و ارزش مادری در جامعه بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد و حمایت از مادران به عنوان یکی از ارکان اصلی خانواده تقویت شود.
خوابی که میان خبرها گم میشود
اثر خبرهای شبانه بر کیفیت خواب

آخرین خبر را میخواند. صفحه را میبندد. تلفن همراه را کنار میگذارد و سعی میکند بخوابد. چند دقیقه بعد دوباره گوشی را برمیدارد. شاید در این فاصله خبر تازهای منتشر شده باشد. شاید جایی اتفاقی افتاده باشد. شاید کسی در یکی از گروهها چیزی نوشته باشد. صفحه کانالهای خبری دوباره بالا و پایین میشود. خبرها عوض شدهاند، اما اضطراب نه.
این روزها برای بسیاری از مردم، نگرانی فقط از خود حوادث نیست؛ از ندانستن است. از اینکه ندانند چند ساعت دیگر چه اتفاقی میافتد، امشب چگونه به پایان میرسد و فردا با چه خبری آغاز خواهد شد. در چنین شرایطی، بسیاری ناخواسته وارد چرخهای میشوند که خروج از آن آسان نیست؛ چرخهای از نگرانی، جستوجوی مداوم خبر، آرامش کوتاهمدت و بازگشت دوباره اضطراب. چرخهای که با هر اعلان جدید، هر پیام در گروههای خانوادگی و هر شایعه منتشرشده در فضای مجازی از نو آغاز میشود.
اعتیاد به خبر؛ وقتی ذهن دنبال امنیت میگردد
بسیاری تصور میکنند علت چک کردن مداوم اخبار، کنجکاوی است؛ اما روانشناسان توضیح دیگری دارند.
ذهن انسان در شرایط نااطمینانی به دنبال کنترل است. هنگامی که فرد احساس میکند اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است اما توان تأثیرگذاری مستقیمی بر آنها ندارد، تلاش میکند با جمعآوری اطلاعات بیشتر، حس کنترل از دست رفته را بازسازی کند.به همین دلیل است که فرد هر چند دقیقه یک بار تلفن همراه خود را برمیدارد؛ نه لزوماً برای کسب اطلاعات جدید، بلکه برای کاهش اضطراب.
مشکل اما اینجاست که این آرامش معمولاً فقط چند دقیقه دوام دارد. خبر بعدی، شایعه بعدی یا تحلیل بعدی دوباره اضطراب را بازمیگرداند و فرد را به سمت دور تازهای از جستوجوی اخبار سوق میدهد.
چرخهای که اضطراب را بیشتر میکند
در ظاهر، دنبال کردن اخبار قرار است به ما آرامش بدهد؛ اما در عمل گاهی نتیجه معکوس دارد.
فردی که روزی دو یا سه بار اخبار را مرور میکند، معمولاً تصویر کلی رویدادها را دریافت میکند. اما کسی که هر ده دقیقه در حال بررسی کانالها و شبکههای اجتماعی است، در معرض صدها پیام متناقض، تحلیلهای غیرمعتبر، تصاویر پراکنده و شایعات قرار میگیرد.
در چنین شرایطی مغز فرصت پردازش منطقی اطلاعات را از دست میدهد و به حالت آمادهباش دائمی میرود؛ حالتی که با افزایش ضربان قلب، بیخوابی، تحریکپذیری، کاهش تمرکز و احساس نگرانی مداوم همراه است.
نسل جدید؛ قربانی اعلانها
اگر در جنگهای گذشته مردم برای شنیدن اخبار منتظر رادیو یا بخش خبری میماندند، امروز هر تلفن همراه به یک اتاق خبر ۲۴ ساعته تبدیل شده است.
اعلانهای خبری، پیامهای گروههای خانوادگی، فیلمهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و تحلیلهای لحظهای باعث شدهاند که بسیاری از افراد حتی در زمان استراحت نیز از فضای خبر جدا نشوند.
نتیجه آن است که جنگ فقط در میدان نبرد جریان ندارد؛ بلکه در ذهن میلیونها نفر نیز ادامه پیدا میکند.
یکی از مهمترین قربانیان این وضعیت، کودکانی هستند که شاید اخبار را مستقیم دنبال نکنند، اما اضطراب بزرگترها را کاملاً حس میکنند.
کودکی که میبیند پدر یا مادر هر چند دقیقه تلفن همراه خود را بررسی میکند، با صدای بلند درباره اخبار صحبت میکند یا شبها تا دیروقت بیدار میماند، پیام روشنی دریافت میکند: «اتفاق خطرناکی در حال رخ دادن است.»
بسیاری از متخصصان کودک معتقدند انتقال اضطراب از طریق رفتار، بسیار بیشتر از انتقال آن از طریق کلمات اتفاق میافتد.
چگونه از اخبار جا نمانیم اما اسیر آنها هم نشویم؟
مدیریت اضطراب به معنای بیتفاوتی نیست. هیچکس نمیگوید مردم اخبار مهم را دنبال نکنند. مسئله، شیوه دنبال کردن اخبار است.
متخصصان چند توصیه ساده دارند:
بهجای چک کردن مداوم اخبار، ساعات مشخصی برای پیگیری خبر تعیین کنید.
اخبار را از منابع رسمی و معتبر دریافت کنید.
از دنبال کردن شایعات و کانالهای ناشناس پرهیز کنید.
پیش از خواب اخبار تنشزا را مرور نکنید.
زمان استفاده از شبکههای اجتماعی را محدود کنید.
درباره نگرانیهای خود با اعضای خانواده گفتوگو کنید.
فعالیتهای روزمره مانند ورزش، مطالعه و دیدارهای خانوادگی را متوقف نکنید.
زندگی باید ادامه پیدا کند
شاید مهمترین نکته همین باشد؛ اینکه انسانها در طول تاریخ بارها با بحرانها، جنگها و نااطمینانیها مواجه شدهاند اما زندگی را متوقف نکردهاند. خبرها مهماند، اما تمام زندگی نیستند.
اگر قرار باشد هر صدای نامعلوم، هر پیام در شبکههای اجتماعی و هر شایعه منتشرشده ذهن ما را برای ساعتها درگیر کند، پیش از آنکه بحران بیرونی آسیب بزند، اضطراب درونی توان ما را تحلیل خواهد برد.
این روزها شاید بیش از هر زمان دیگری لازم باشد میان «آگاه بودن» و «غرق شدن در اخبار» تفاوت قائل شویم؛ زیرا آرامش روانی، خود یکی از مهمترین سرمایههایی است که در روزهای پرتنش باید از آن محافظت کرد.
نمودار زندگی | اثر خبرهای شبانه بر کیفیت خواب

بسیاری از افراد پس از خواندن آخرین خبرها، به جای آرامش، با احساس نگرانی و اضطراب مواجه میشوند. این وضعیت ناشی از چرخهای است که در آن انسانها به دنبال اطلاعات جدید هستند تا حس کنترل خود را بازگردانند. این تلاش برای کسب اطلاعات، به جای کاهش اضطراب، معمولاً آن را تشدید میکند.
در دنیای امروز، چک کردن مداوم اخبار قبل از خواب به یک عادت رایج تبدیل شده است، اما این رفتار میتواند منجر به اضطراب و اختلال در کیفیت خواب شود. روانشناسان معتقدند که در شرایط نااطمینانی، ذهن انسان به دنبال امنیت و کنترل است. این نیاز به جمعآوری اطلاعات باعث میشود که افراد به طور مکرر گوشیهای خود را چک کنند، حتی اگر اطلاعات جدیدی وجود نداشته باشد. اما این آرامش موقتی به سرعت با اخبار جدید یا شایعات جایگزین میشود و اضطراب دوباره بازمیگردد.
در حالی که مرور اخبار ممکن است به نظر برسد که به ما کمک میکند تا از رویدادهای روز مطلع شویم، اما در واقع، افرادی که به طور مکرر اخبار را بررسی میکنند، در معرض اطلاعات متناقض و شایعات قرار میگیرند. این وضعیت باعث میشود که مغز نتواند به درستی اطلاعات را پردازش کند و در نتیجه، فرد با مشکلاتی نظیر بیخوابی، تحریکپذیری و نگرانی مداوم روبرو شود.
اعلانهای خبری و تحلیلهای لحظهای باعث شدهاند که مردم حتی در زمان استراحت نیز از فضای خبر جدا نشوند. این وضعیت به ویژه بر کودکان تأثیر میگذارد، زیرا اضطراب بزرگترها را حس میکنند. برای مدیریت این اضطراب، توصیه میشود ساعات مشخصی برای پیگیری اخبار تعیین شود، از منابع معتبر استفاده شود و زمان استفاده از شبکههای اجتماعی محدود گردد. همچنین، گفتوگو درباره نگرانیها و ادامه فعالیتهای روزمره میتواند به کاهش اضطراب کمک کند.

اعتمادبهنفس؛ میراثی که والدین برای آینده کودک میسازند

اعتمادبهنفس یکی از پایههای مهم رشد روانی و اجتماعی کودکان است، احساسی که به آنها کمک میکند تواناییهای خود را باور کرده و با چالشهای زندگی روبهرو شوند. شکلگیری این ویژگی بیش از هر چیز به فضای عاطفی خانواده، نوع برخورد والدین با موفقیت و شکست کودک و فرصتهایی که برای تجربه و مسئولیتپذیری در اختیار او قرار میگیرد بستگی دارد.
بسیاری از والدین آرزو دارند فرزندانی با اعتمادبهنفس، مستقل و توانمند تربیت کنند، کودکانی که از امتحان کردن تجربههای جدید نترسند و در مواجهه با مشکلات نیز قدرت تصمیمگیری داشته باشند. با این حال گاهی برخی رفتارهای روزمره در خانواده، ناخواسته میتواند احساس توانمندی کودک را تضعیف کند. در این خصوص با مریم یمین روانشناس کودک به گفتوگو پرداختیم تا درباره ریشههای کمبود اعتمادبهنفس در کودکان و راه حل آن بیشتر بدانیم.
کمبود اعتماد به نفس کودکان و الگوی تربیتی ناپایدار
مریم یمین یکی از مهمترین عوامل کمبود اعتماد به نفس کودکان را الگوهای تربیتی ناپایدار دانست و گفت: وقتی کودک نداند در برابر رفتارهایش چه واکنشی از سوی والدین دریافت میکند، احساس امنیت روانی او کاهش یافته و همین موضوع بر تصویر ذهنی او از خودش اثر میگذارد.
او ادامه میدهد: مقایسه شدن با دیگران نیز از عواملی است که میتواند اعتمادبهنفس کودک را تضعیف کند. برای مثال وقتی والدین مدام به فرزند خود میگویند ببین خواهرت چقدر زود تکالیفش را انجام میدهد یا دوستت در کلاس اول شد، کودک به تدریج این پیام را دریافت میکند که به اندازه کافی خوب نیست.
شکست، فرصتی برای یادگیری
این روانشناس کودک با تأکید بر اینکه شکست بخش طبیعی رشد است، گفت: اگر کودک پس از شکست با سرزنش یا تحقیر روبهرو شود، ممکن است آن را نشانه ناتوانی خود بداند. در حالی که همراهی والدین میتواند این تجربه را به فرصتی برای یادگیری تبدیل کند.
به گفته یمین، نوع واکنش والدین در چنین موقعیتهایی بسیار تعیینکننده است. برای نمونه اگر کودکی در یک مسابقه ورزشی برنده نشود، به جای گفتن جملاتی مانند چرا تلاش نکردی؟، بهتر است والدین از او بپرسند چه چیزی از این تجربه یاد گرفته است و چگونه میتواند دفعه بعد بهتر عمل کند.
انتظارات واقعبینانه از کودک
این روانشناس همچنین به نقش انتظارات والدین اشاره کرد و گفت: انتظارات بیش از حد یا حتی کمتر از حد توان کودک هر دو میتواند احساس بیکفایتی ایجاد کند. در مقابل، سپردن مسئولیتهای کوچک اما واقعی به کودک به شکلگیری خودپنداره مثبت کمک میکند.
او توضیح میدهد: برای مثال وقتی از یک کودک هفتساله خواسته میشود اسباببازیهایش را جمع کند یا در چیدن میز غذا کمک کند، این پیام را دریافت میکند که توانایی انجام کارها را دارد. همین تجربههای ساده، پایههای اعتمادبهنفس را شکل میدهد.
از پرهیز از مقایسه تا قدرت بازی و تجربه در خانه
نقش گفتوگو و توجه والدین
یمین یکی از عوامل مهم در تقویت اعتمادبهنفس را گوش دادن فعال به کودک میداند و میگوید: وقتی کودک احساس کند حرفهایش شنیده میشود و برای والدین اهمیت دارد، حس ارزشمندی در او تقویت میشود. حتی گفتوگوهای ساده روزمره نیز میتواند در این زمینه مؤثر باشد. برای مثال وقتی والدین از کودک میپرسند امروز در مدرسه چه چیزی یاد گرفتی؟ یا کدام بخش از روزت را بیشتر دوست داشتی؟ در واقع به او نشان میدهند که تجربهها و احساساتش اهمیت دارد.
یادگیری حل مسئله
این روانشناس تأکید میکند: یکی از اشتباهات رایج والدین این است که میخواهند همه مشکلات کودک را سریع حل کنند. در حالی که بهتر است کودک در پیدا کردن راهحل مشارکت داشته باشد. فرض کنید کودک در انجام یک تکلیف درسی دچار مشکل شده است. به جای اینکه والدین پاسخ را مستقیم به او بگویند، میتوانند با طرح پرسشهایی مانند؛ فکر میکنی از کجا باید شروع کنی؟ یا چه راه دیگری میتوان امتحان کرد؟ او را به فکر کردن تشویق کنند.
بازی، تمرین اعتمادبهنفس
یمین بازی را یکی از مهمترین بسترهای رشد اعتمادبهنفس در کودکان دانست و گفت: کودک در جریان بازی فرصت پیدا میکند تواناییهای خود را تجربه کند، با مفهوم برد و باخت آشنا شود و مهارتهای اجتماعی مانند همکاری و مذاکره را تمرین کند. برای نمونه، زمانی که کودکان در یک بازی گروهی نقشهای مختلفی را تجربه میکنند یا در ساختن یک سازه با لگو تلاش میکنند، در واقع در حال تمرین احساس میتوانم هستند، احساسی که به تدریج به اعتمادبهنفس پایدار تبدیل میشود.
نقش محیط خانواده در اعتماد به نفس
این روانشناس در پایان تأکید کرد: محیط خانواده مهمترین بستر شکلگیری اعتمادبهنفس کودک است. خانهای که در آن پذیرش، ثبات، تشویق منطقی و فرصت تجربه وجود داشته باشد، زمینه رشد کودکی مطمئنتر و خلاقتر را فراهم میکند. سبک والدگری مقتدرانه که ترکیبی از قاطعیت و مهربانی است، بیشترین تأثیر مثبت را بر رشد روانی کودکان دارد، سبکی که در آن کودک هم مرزهای مشخص را میشناسد و هم احساس میکند مورد حمایت و توجه قرار دارد.
نسل آنلاین؛ راهکارهای علمی برای کاهش وابستگی کودکان به موبایل

در بسیاری از خانهها، یک صحنه تکراری هر روز دیده میشود: کودکی که هنگام غذا خوردن، خوابیدن، درس خواندن یا حتی بازی کردن، گوشی موبایل را رها نمیکند. چیزی که چند سال پیش فقط یک وسیله ارتباطی بود، امروز برای بسیاری از کودکان به «همبازی»، «معلم»، «سرگرمی» و حتی «آرامبخش روانی» تبدیل شده است. اما پشت این آرامش ظاهری، پژوهشهای علمی درباره کاهش تمرکز، اختلال خواب، اضطراب، افت مهارتهای اجتماعی و وابستگی رفتاری هشدار میدهند.
واقعیت این است که مسئله فقط «زیاد موبایل دیدن» نیست؛ مسئله این است که مغز کودک در سالهای رشد، به دریافت دائمی محرکهای سریع، پاداش فوری و هیجان لحظهای عادت میکند. به همین دلیل کاهش وابستگی کودکان به موبایل، صرفاً با گرفتن گوشی یا دعوا کردن ممکن نیست؛ بلکه نیازمند یک برنامه هوشمند، تدریجی و علمی است.
بحران خاموشی که آرامآرام خانوادهها را درگیر کرده است
امروز کودکان پیش از آنکه کامل حرف بزنند، نحوه باز کردن قفل موبایل را یاد میگیرند. بسیاری از والدین برای آرام کردن کودک، غذا دادن، جلوگیری از گریه یا حتی مشغول کردن او در مهمانی، موبایل را به ابزاری دائمی تبدیل کردهاند. این اتفاق در کوتاهمدت شاید آرامش ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند ساختار عادت، تمرکز و حتی روابط عاطفی کودک را تغییر دهد.
پژوهشهای متعدد نشان دادهاند استفاده بیشازحد از صفحهنمایش میتواند با مشکلاتی مانند کاهش کیفیت خواب، افت تمرکز و حافظه، افزایش تحریکپذیری و عصبانیت، کاهش تعاملات اجتماعی،کاهش فعالیت بدنی و افزایش چاقی و وابستگی رفتاری مشابه اعتیاد ارتباط داشته باشد.
مطالعات علمی همچنین نشان میدهند هرچه کودک در سن پایینتر بیشتر در معرض موبایل قرار بگیرد، کنترل هیجانی و توجه پایدار او در سالهای بعد دشوارتر میشود.
آمار جهانی؛ کودکان جهان چقدر از موبایل استفاده میکنند؟
بررسیهای بینالمللی نشان میدهد استفاده کودکان و نوجوانان از موبایل طی دهه اخیر رشد انفجاری داشته است. گسترش اینترنت، فراگیر شدن گوشیهای هوشمند و افزایش حضور شبکههای اجتماعی در زندگی روزمره باعث شده کودکان امروز بخش بزرگی از زمان خود را در فضای دیجیتال سپری کنند. بر اساس مطالعات جهانی، میانگین استفاده نوجوانان از موبایل و صفحهنمایش در برخی کشورها به بیش از ۷ ساعت در روز رسیده است؛ عددی که نگرانی بسیاری از متخصصان حوزه سلامت و آموزش را افزایش داده است.
تحقیقات همچنین نشان میدهد در بسیاری از کشورها، کودکان ۵ تا ۱۵ سال اکنون زمان بیشتری را به فعالیتهای آنلاین اختصاص میدهند تا تماشای تلویزیون سنتی. این تغییر نشان میدهد موبایل و فضای مجازی به بخش اصلی سرگرمی، ارتباط و حتی اوقات فراغت کودکان تبدیل شدهاند. برخلاف تلویزیون که معمولاً یک رسانه منفعل بود، اپلیکیشنها، بازیها و شبکههای اجتماعی بهگونهای طراحی شدهاند که کودک را برای مدت طولانی درگیر نگه دارند و او را مرتب به استفاده دوباره تشویق کنند.
وضعیت ایران؛ آمارها چه میگویند؟
ایران نیز همگام با روندهای جهانی، با موج فزاینده وابستگی کودکان و نوجوانان به ابزارهای دیجیتال مواجه است؛ بهطوری که گزارشهای داخلی نشان میدهند حدود ۶۵ درصد کودکان ۳ تا ۵ سال به گوشی یا تبلت دسترسی دارند، بخش عمدهای از نوجوانان روزانه بیش از دو ساعت از این ابزارها استفاده میکنند و پژوهشهای دانشگاهی نیز بر افزایش نرخ وابستگی دانشآموزان به گوشیهای هوشمند صحه میگذارند که همگی گویای ضرورت توجه جدی خانوادههای ایرانی به این مسئله است.
چرا بچهها به موبایل وابسته میشوند؟
وابستگی کودک به موبایل معمولاً نشانه «ضعف تربیتی» نیست؛ بلکه نتیجه ترکیب چند عامل روانی و محیطی است.
۱- مغز کودک عاشق پاداش فوری است
بازیها، ویدئوهای کوتاه و شبکههای اجتماعی دائماً محرکهای جدید تولید میکنند. مغز کودک به دریافت سریع لذت عادت میکند و فعالیتهای طبیعی مثل کتاب، درس یا بازی واقعی برایش «کند» و «کمهیجان» به نظر میرسد.
۲- موبایل به ابزار آرامسازی تبدیل شده است
وقتی کودک هر بار هنگام بیحوصلگی، گریه یا عصبانیت موبایل دریافت میکند، یاد میگیرد تنظیم هیجان را از طریق صفحهنمایش انجام دهد؛ نه از طریق گفتوگو، بازی یا ارتباط عاطفی.
۳- والدین خودشان الگوی مصرف هستند
کودکان بیشتر از آنکه به توصیهها گوش کنند، رفتار والدین را تقلید میکنند. خانوادهای که همیشه تلویزیون روشن است یا اعضا مدام گوشی در دست دارند، نمیتواند انتظار مصرف متعادل از کودک داشته باشد.
اشتباهات رایجی که وابستگی کودک را بیشتر میکند
دادن موبایل برای غذا خوردن: این کار باعث میشود مغز کودک خوردن را با تحریک دیجیتال پیوند بزند و بعدها بدون صفحهنمایش تمرکز روی غذا برایش سخت شود.
ممنوعیت ناگهانی و شدید : قطع کامل و ناگهانی موبایل معمولاً نتیجه معکوس دارد و مقاومت شدید ایجاد میکند.
استفاده از موبایل بهعنوان پاداش یا تنبیه: وقتی موبایل تبدیل به «جایزه بزرگ» میشود، ارزش روانی آن چند برابر خواهد شد.
راهکارهای واقعی و مؤثر برای کاهش وابستگی کودکان به موبایل
۱- کاهش تدریجی، نه قطع ناگهانی
موفقترین روش علمی، کاهش مرحلهای زمان استفاده است. اگر کودک روزی ۵ ساعت موبایل استفاده میکند، ابتدا آن را به ۴ ساعت برسانید. سپس هر هفته ۲۰ تا ۳۰ دقیقه کاهش دهید. مغز کودک باید فرصت سازگاری داشته باشد.پژوهشهای رفتاری نشان میدهد تغییر تدریجی پایدارتر از ممنوعیت ناگهانی است.
۲- جایگزین واقعی بسازید، نه فقط محدودیت
کودکی که هیچ سرگرمی جذاب دیگری ندارد، دوباره به موبایل برمیگردد.بهترین جایگزینها برای او بازیهای حرکتی ، ورزش ، لگو و ساختنیها ، موسیقی ، نقاشی ، کتاب داستان تعاملی و بازیهای خانوادگی است . این را هم بدانیم که جایگزین ها باید «هیجانزا» باشد، نه صرفاً آموزشی.
۳- قانون طلایی خانواده: موبایل در اتاق خواب ممنوع
تحقیقات نشان داده نور صفحهنمایش کیفیت خواب کودکان را کاهش میدهد و خواب ضعیف با اضطراب، پرخاشگری و افت تمرکز مرتبط است. حداقل یک ساعت قبل خواب موبایل ، تبلت و تلویزیون باید خاموش شوند.
۴- زمانهای بدون موبایل تعریف کنید
خانوادههای موفق معمولاً «زمانهای بدون موبایل» دارند مثلا هنگام غذا ، مهمانی ، قبل خواب ، گردش خانوادگی و یا زمان درس این کار به کودک یاد میدهد زندگی واقعی هنوز مهمتر از صفحهنمایش است.
۵- والدین باید الگوی واقعی باشند
اگر پدر و مادر مدام در حال چک کردن گوشی باشند، محدودیت برای کودک بیاثر میشود. کودک باید ببیند والدین کتاب میخوانند ، گفتوگو میکنند و یا بدون موبایل تفریح میکنند.
۶- کودک باید «تحمل بیحوصلگی» را یاد بگیرد
یکی از مهمترین دلایل وابستگی به موبایل، فرار دائمی از سکوت و بیحوصلگی است. کودکی که هر لحظه با موبایل سرگرم میشود کمتر خیالپردازی میکند، کمتر خلاق میشود و تحمل کمتری در زندگی واقعی دارد. گاهی لازم است کودک چند دقیقه حوصلهاش سر برود تا مغز او خلاقیت تولید کند.
۷. فعالیت بدنی را جدی بگیرید
ورزش و تحرک واقعی، یکی از قویترین راههای کاهش وابستگی دیجیتال است. فعالیت بدنی دوپامین طبیعی تولید میکند ، اضطراب را کم میکند ، خواب را بهتر میکند و نیاز به محرک دیجیتال را کاهش میدهد.
۸- برای نوجوانان: گفتوگو بهتر از کنترل شدید است
در نوجوانی، کنترل خشن معمولاً باعث پنهانکاری میشود. بهتر است ، درباره اثرات موبایل صحبت شود ، قوانین مشترک تعیین شود و اعتماد دوطرفه ایجاد شود.
۹- اگر وابستگی شدید است، کمک تخصصی بگیرید
عصبانیت شدید هنگام قطع موبایل ، افت شدید درس، انزوای اجتماعی ، اختلال خواب و بیعلاقگی به فعالیتهای واقعی از نشانههای هشدار است .در این شرایط، مشاوره کودک و نوجوان میتواند بسیار کمککننده باشد.
دقت کنید که کاهش وابستگی کودکان به موبایل، جنگ با تکنولوژی نیست؛ بلکه تلاش برای بازگرداندن تعادل به زندگی کودک است. هدف این نیست که کودک کاملاً از دنیای دیجیتال جدا شود؛ زیرا فناوری بخشی از زندگی امروز است. هدف اصلی این است که موبایل «ابزار» باقی بماند، نه اینکه به مرکز زندگی کودک تبدیل شود.