ماه: خرداد ۱۴۰۵
کتابهای «درخت جادویی» و «داستانهای دوستی» در هرمزگان رونمایی شد

آیین رونمایی و معرفی ۲ کتاب «درخت جادویی» نوشته روژا جعفری، عضو نوجوان محفل ادبی چیچکا و «داستانهای دوستی» تالیف مریم قاسمی، در کتابخانه اندیشه آیتالله خامنهای بندرعباس برگزار شد.
محفل ادبی داستان کودک و نوجوان «چیچکا»، با حضور جمعی از نویسندگان و فعالان فرهنگی، میزبان آیینی متفاوت و تاثیرگذار بود.
کتاب «درخت جادویی» که توسط روژا جعفری، عضو نوجوان و مستعد محفل چیچکا، به رشته تحریر درآمده، داستانی خلاقانه با زبانی نمادین است، که در آن، یک درخت از رفتارهای نادرست انسان نسبت به محیط زیست گلایه میکند.
این اثر که با روایتی از زبان درخت پیش میرود، مخاطب را به تاملی عمیق در رابطه انسان و طبیعت فرامیخواند و تلاش دارد با زبانی داستانی، حس مسئولیتپذیری زیستمحیطی را در نسل کودک و نوجوان نهادینه کند.
همچنین کتاب «داستانهای دوستی» نوشته مریم قاسمی، نویسنده هرمزگانی نیز در ادامه این نشست معرفی شد.
این مجموعه ادبی با بهرهگیری از داستانهای کوتاه و گیرا، مفاهیم ناب اخلاقی و تربیتی برگرفته از سخنان و آموزههای حضرت امام علی(ع) را با زبانی ساده، روان و امروزی در اختیار کودکان و نوجوانان قرار میدهد.
قاسمی در این اثر نشان داده است، که چگونه میتوان از دل میراث کهن، پلی به سوی دنیای امروز زد و مفاهیم عمیق انسانی را در قالب قصههایی ملموس و کاربردی روایت کرد.
حاضران در این محفل ادبی، ضمن آشنایی با مراحل نگارش و چاپ این ۲ اثر، درباره پیامهای محتوایی آنها به تبادل نظر پرداختند.
استقبال پرشور اعضای نوجوان محفل چیچکا از آثار مطرح شده و پرسشهای دقیق آنها درباره روند خلق یک اثر داستانی از ویژگیهای این محفل ادبی بود.
کتاب «درخت جادویی» توسط انتشارات امینان و کتاب «داستانهای دوستی» توسط انتشارات سومیتا راهی بازار نشر شدهاند.
برگزاری این نشست، گامی موثر در راستای حمایت از نویسندگان جوان، شناسایی استعدادهای ادبی در حوزه کودک و نوجوان و ترویج فرهنگ کتابخوانی در میان نسل آیندهساز این مرزوبوم ارزیابی میشود؛ رویکردی که محفل ادبی چیچکا با جدیت آن را دنبال میکند.
صنایع دستی، پیشران اقتصاد خانوارهای مددجوی هرمزگانی

صنایع دستی در هرمزگان به بستری برای اشتغال پایدار و تقویت اقتصاد خانوادهها تبدیل شده، حمایتی گسترده که طی ۲ سال اخیر هزاران فرصت شغلی برای مددجویان کمیته امداد این استان ایجاد کرده و سهم بانوان سرپرست خانوار را در تولید و کارآفرینی افزایش داده است.
به مناسبت روز صنایع دستی و روز ملی فرش، ادارهکل کمیته امداد امام خمینی(ره) هرمزگان با ارائه گزارشی از عملکرد ۲ سال اخیر خود تا فروردین ۱۴۰۵، بر نقش محوری بانوان سرپرست خانوار در احیای هنرهای بومی و تقویت اقتصاد خانواده تاکید کرد.
این گزارش نشان میدهد که رویکرد این نهاد با تمرکز بر اشتغالزایی خرد و حمایت از هنرمندان بومی، نتایج قابلتوجهی در سطح استان هرمزگان به همراه داشته است.
اختصاص ۹۹ درصد تسهیلات صنایعدستی به بانوان سرپرستخانوار
در این راستا مدیرکل کمیته امداد امام خمینی(ره) هرمزگان ضمن گرامیداشت این روز از خدمات این نهاد در حوزه صنایع دستی و فرش بافی با هدف کمک به اشتغال خانوادهها و بهویژه زنان سرپرست خانوار خبر داد؛ آماری که نشان میدهد ۹۹ درصد از دریافتکنندگان تسهیلات قرض الحسنه اشتغال در زمینه صنایع دستی و فرش در استان، بانوان سرپرست خانوار بودهاند.
حمید باسره با ارائه گزارشی از عملکرد این نهاد در احیا و حمایت از صنایع دستی بومی و محلی و تولیدکنندگان این حوزه، بر نقش محوری بانوان در تقویت اقتصاد خانواده و همچنین فعال و زنده نگهداشتن صنایع دستی بومی و محلی هرمزگان تاکید کرد.
تخصیص بیشاز ۳۶۵ میلیارد تومان اعتبار برای توسعه صنایع دستی
وی بیان کرد: بر اساس آمارهای سامانه حیات کمیته امداد(سامانه هوشمند معاونت اشتغال و خودکفایی کمیته امداد) در ۲ سال اخیر تا فروردین ۱۴۰۵، این نهاد با هدف حمایت از بنیان خانوادهها و فعالان حوزه صنایع دستی، تعداد چهار هزار و ۱۱۹ طرح اشتغالزایی را در رشتههای متنوع صنایع دستی با همکاری بانکهای عامل و تخصیص اعتباری افزونبر ۳۶۵ میلیارد و ۵۲۰ میلیون تومان برای جامعه هدف و نیازمندان استان اجرا کرده است.
وی با بیان اینکه حدود ۹۹ درصد از دریافتکنندگان این تسهیلات را بانوان سرپرست خانوار تشکیل میدهند، ابراز کرد: این موضوع نشاندهنده تمرکز ویژه کمیته امداد بر حفظ کرامت خانوادهها، توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست و ایجاد استقلال مالی برای آنها از طریق مشاغل کوچک و کمسرمایه در رستههای مختلف شغلی و بهویژه در حوزه صنایع دستی است.
مدیرکل کمیته امداد هرمزگان یادآور شد: تسهیلات اعطا شده به صنعتگران کمیته امداد در زمینه تولید صنایع دستی حصیری، گلابتون دوزی، خوس بافی، زری بافی، طراحی و دوخت البسه محلی، مکرومه بافی، سفالگری، صنایع دستی چوبی و چرمی، صنایع دستی تلفیقی(چرم و حصیر) و صنایع دستی صدفی و دریایی بوده است.
صیانت از هنر فرشبافی با پرداخت تسهیلات قرض الحسنه
باسره همچنین با اشاره به اهمیت حفظ هنر فرشبافی و گلیمبافی در استان، خاطر نشان کرد : در ۲ سال گذشته در حوزه تخصصی فرش بافی و گلیم بافی نیز ۵۹ فقره تسهیلات قرض الحسنه به ارزش پنج میلیارد و ۴۷۰ میلیون تومان به متقاضیان این حوزه شغلی پرداخت شده است.
تولید ۵ میلیون محصول و ورود به بازارهای جهانی
وی بیان کرد: محصولات تولیدی صنعتگران تحت حمایت کمیته امداد در طول این مدت بیش از پنج میلیون انواع محصول صنایع دستی شامل محصولات حصیری، البسه محلی و صنایع دستی دریایی بوده و همچنین هنرمندان فرش باف کمیته امداد نیز افزون بر یکهزار و ۵۰۰ مترمربع فرش و گلیم دست بافت در ۲ سال اخیر تولید کرده و به فروش رسانده است.
با حمایتهای کمیته امداد هرمزگان و با کمک راهبران شغلی همکار با این نهاد در حوزه صنایع دستی و فرش، محصولات تولیدی صنعتگران تحت پوشش کمیته امداد علاوه بر بازارهای درون استانی، در بازارهای داخلی خارج از استان و همچنین برخی محصولات با کیفیت و بازار پسند؛ به خارج از کشور نیز صادر شده است.
در حال حاضر بیشاز ۸۰ هزار نفر صنعتگر صنایعدستی در هرمزگان فعالیت میکنند که از این تعداد بیشاز ۶۰ هزار نفر مجوز فعالیت دریافت کردهاند و همچنین مجوز فعالیت ۱۱ فروشگاه صنایعدستی در این استان صادر شده است.
جشنواره آیینی «چارو»؛ پیوند ناگسستنی معماری و زندگی در غرب هرمزگان

قدمت آیین چارو در غرب استان هرمزگان به حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ سال قبل یعنی همدوره با صفویه، میرسد که با این حال، ریشههای کهنتر آن با آیینهای سوگواری بینالنهرین و حاشیه جنوبی خلیج فارس پیوند دارد.
به دلیل توسعه شهرنشینی و کاهش تعداد راویان محلی در غرب استان هرمزگان، آیین چارو تا مدتی قبل رو به فراموشی رفته و در برخی روستاهای اندک برگزار میشود، اما در بندرلنگه و کیش هنوز گروههای جوان سعی در احیای آن دارند.
جشنواره آیینی «چارو بهده – مهرگان» شهرستان پارسیان در استان هرمزگان، برای دومین سال پیاپی موفق به تمدید پروانه رسمی فعالیت از معاونت گردشگری وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شد، که نشاندهنده ارزیابی مثبت و دقیق نهادهای بالادستی از عملکرد موفقیتآمیز دورهی نخست این جشنواره است و جایگاه این رویداد را بهعنوان یکی از رویدادهای شاخص و جریانساز در تقویم رسمی رویدادهای گردشگری استان هرمزگان و کشور تثبیت میکند.
بر اساس برنامهریزیهای راهبردی سازمان مردمنهاد توسعه و عمران روستای تاریخی بهده و دبیرخانه جشنواره، ویژهبرنامههای این رویداد در ۱۵ مهرماه امسال همزمان با سالروز ثبت جهانی آیین باستانی «مهرگان» در فهرست میراث ناملموس یونسکو و روز ملی روستا در بستری وسیعتر برگزار خواهد شد.
برای درک اهمیت جشنواره «چارو»، باید به عمق مفهومی این آیین نگریست؛ در فرهنگ زیستی مردم پسکرانههای شمالی خلیج فارس، چارو فراتر از یک نام، تداعیگر هنر ساروجکاری، معماری سازگار با اقلیم گرم و خشک و تلاش انسان سختکوش جنوب برای مدیریت منابع حیاتی است و این آیین، روایت تابآوری در برابر طبیعت و خلاقیت در بهرهگیری از عناصر زیستبوم دارد.
امروز چارو، از یک مراسم آیینی صرف در پستوی تاریخ، به یک جریان زنده تبدیل شده و برگزاری این جشنواره، به دنبال احیای این سنت و بازخوانی تاریخ شفاهی، احیای فنون معماری سنتی در معرض فراموشی و تقویت هویت فرهنگی نسلهای جدید است.
حضور منسجم زنان، کهنسالان و نسل جوان، تصویری گویا از انتقال میاننسلی میراث فرهنگی را به نمایش میگذارد؛ جایی که دانش کهن پیشینیان به زبان نسل جدید ترجمه میشود تا از فراموشی مصون بماند.

بدون مشارکت مردم صیانت از میراث ناملموس، ممکن نیست
دبیر جشنواره آیینی «چارو» بهده – مهرگان با اشاره به اهمیت تمدید مجوز این رویداد گفت: دریافت مجدد مجوز، نهتنها یک موفقیت اداری، بلکه بیانگر ظرفیت عظیم مشارکت مردمی در مدیریت میراث فرهنگی بوده و ما بر این باوریم که بدون مشارکت مستقیم و فعال جامعه محلی، صیانت از میراث ناملموس ناممکن است.
عبدالحمید دلشاد با تاکید بر اهداف کلان این جشنواره آیینی افزود: در دوره پیش رو، رویکرد ما از فقط برگزاری رسوم به سمت توسعه گردشگری هدفمند و پایدار تغییر یافته است.
وی خاطرنشان کرد: معرفی ظرفیتهای کمتر شناختهشده گردشگری در بخش مهرگان شهرستان پارسیان، برندسازی محصولات صنایعدستی بومی و ایجاد بازارهای محلی برای تقویت معیشت روستایی، در اولویت برنامهها قرار دارد.
دبیر جشنواره آیینی «چارو بهده – مهرگان» با اشاره به اینکه قصد داریم بهده را به عنوان مقصد گردشگری فرهنگی در جنوب کشور تثبیت کنیم، اظهار کرد: ثبت این رویداد در تقویم گردشگری، مطالبهگری از نهادهای متولی برای توجه ویژه به مناطق کمتر دیده شده غرب هرمزگان را تقویت میکند و بستری برای همافزایی کارشناسان، رسانهها و پژوهشگران حوزه مردمشناسی فراهم می کند.
دعوت به تماشای میراثِ جنوب
دبیر جشنواره آیینی «چارو بهده – مهرگان» ضمن دعوت از همه علاقهمندان، پژوهشگران، تورگردانان و فعالان حوزه میراث فرهنگی کشور برای حضور در نیمه دوم مهرماه ۱۴۰۵ در روستای تاریخی بهده، ابراز امیدواری کرد: این رویداد در آینده میتواند به عنوان الگویی موفق برای سایر جوامع روستایی کشور در راستای تبدیل میراث ناملموس به موتور محرک توسعه گردشگری باشد.
دلشاد ادامه داد: جشنواره چارو، فرصتی بینظیر برای جنوب ایران به شمار میرود که نه تنها با ساحل و دریا، بلکه با غنای فرهنگی و ریشههای کهن هویتی خود شناخته میشود؛ چارو پیامی از قلب تاریخ هرمزگان به آینده بوده، پیامی که میگوید ریشههای ما در خاک، و درخت فرهنگ ما در جریان است.
وی تصریح کرد: حضور علاقهمندان در مهرماه ۱۴۰۵ در این جشنواره، نه یک سفر تفریحی معمولی، بلکه تجربهای برای درک عمیقتر از معنای ماندن و ساختن است و برگزارکنندگان امیدوارند که با تکیه بر مشارکت همه ظرفیتهای فرهنگی و رسانهای، بتوانند جایگاه این رویداد را در سطوح بینالمللی نیز ارتقا بخشند و چارو را به نامی آشنا در ادبیات گردشگری خاورمیانه تبدیل کنند.
آیین «چارو» در روستای بهده از توابع شهرستان پارسیان، با پیشینهای غنی در سفالگری و سنتهای محلی، از مهمترین نمادهای فرهنگی غرب هرمزگان محسوب میشود که با شماره ثبت ۲۰۴۲۸۱۲۱۰، بهعنوان یک جاذبه گردشگری استان هرمزگان به رسمیت شناخته شد.
صادرات ۲ میلیون دلار صنایع دستی از هرمزگان

معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هرمزگان گفت: صادرات صنایع دستی در سال گذشته به حدود ۲ میلیون دلار رسید که نشان از ظرفیت بالای این استان در معرفی هنرهای بومی و سنتی به بازارهای جهانی دارد.
ساناز رمجی با اشاره به اینکه مهمترین محصولات صادراتی استان شامل گلیمبافی، بافتههای داری، محصولات چوبی و حصیری، رودوزیهای سنتی، البسه سنتی، سفال و سرامیک است، افزود: استفاده از مواد اولیه بومی، هویت فرهنگی منحصربهفرد، قیمت رقابتی و جذابیت برای بازارهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، ترکیه، عراق و کشورهای آسیای شرقی از مهمترین دلایل ظرفیت بالای صادرات این محصولات است.
وی با اشاره به تنوع بالای هنرهای بومی در هرمزگان اظهار کرد: در حال حاضر ۴۳ رشته بومی و رایج در استان فعال است، که مهمترین آنها شامل، گلابتوندوزی، خوسدوزی، خوسبافی، بادلهدوزی، شکبافی، حصیربافی، سفالگری، جهله (سفال سنتی)، لنجسازی، البسه محلی، صنایع دستی دریایی، گلیمبافی و چادرشببافی است.
معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هرمزگان خاطرنشان کرد: این استان از استانهای پیشرو از نظر تعداد هنرمند و فعال صنایع دستی است که در حال حاضر بیش از ۸۵ هزار صنعتگر شناسایی شده و حدود ۶۲ هزار نفر از آنها دارای مجوز فعالیت هستند.
رمجی، با اشاره به پیشینه کهن برخی از این هنرها تصریح کرد: سفال سنتی جهله قدمتی پنج هزار ساله دارد و حصیربافی نیز با نامهایی همچون «پیشبافی» یا «تَک» شناخته میشود، که ماده اولیه آن برگ درخت خرماست و در تولید سبد، زیرانداز، بادبزن، زنبیل و کلاه کاربرد دارد.
معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هرمزگان، خوسدوزی را یکی از شناختهشدهترین هنرهای زنان هرمزگانی دانست و خاطرنشان کرد: این هنر در شهرهای بندرعباس، میناب، قشم و روستاهای ساحلی رواج دارد که در آن از نوارهای نقرهای یا طلایی رنگ (خوس) برای تزیین پارچههای توری استفاده میشود و بیشتر در دوخت شال (جلبیل)، روسری، لباسهای محلی و پوششهای آیینی کاربرد دارد.
رمجی با اشاره به نبود بازارچه دائمی صنایع دستی در هرمزگان، گفت: بازارچه دائمی در استان نداریم اما تلاش خواهیم کرد تا این بازارچهها را در مرکز استان و مرکز هر شهرستان احداث کنیم.
در حال حاضر بازارهای سنتی و محلی در اکثر شهرها از جمله بازار قدیم بندرعباس، قشم، میناب، بندرلنگه و جاسک به صورت محدود پذیرای فروش صنایع دستی هستند که از میان آنها، پنجشنبه بازار میناب از قدیمیترین و پرفروشترینهاست.
وی با تاکید بر نقش صنایع دستی در جذب گردشگر افزود: بسیاری از گردشگران علاوه بر بازدید از جاذبههای طبیعی و تاریخی، علاقهمند به بازدید از کارگاههای تولیدی، آشنایی با هنرهای بومی و خرید سوغات محلی هستند، که این موضوع ضمن افزایش ماندگاری گردشگر، به رونق اقتصاد جوامع محلی کمک میکند.
معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هرمزگان با اشاره به چالشهای پیش روی صنایع دستی گفت: محدودیت در تامین برخی گونههای صدف به دلیل ملاحظات زیستمحیطی، کمبود تجهیزات تخصصی، ضعف در بازاریابی و بستهبندی و نبود زنجیره کامل تولید و فروش از عوامل توسعهنیافتگی برخی رشتههاست، هرچند ظرفیت مناسبی برای توسعه صنایع دستی دریایی با رویکردهای نوآورانه و سازگار با محیط زیست وجود دارد.
رمجی ادامه داد: همچنین هر ساله دهها نمایشگاه، بازارچه فصلی و رویداد تخصصی در سطح این استان و کشور با حضور هنرمندان هرمزگانی برگزار میشود.
وی در تشریح هنر بادلهدوزی گفت: بادلهدوزی یکی از رشتههای رایج استان هرمزگان بوده، که پایه آن رشتههای خوسبافی و شکبافی است و در واقع با دوختن نوارهای خوس و شک کنار هم، این رشته به وجود میآید.
معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هرمزگان با اشاره به ماهیت خانگی و سفارشی بسیاری از رشتههای صنایع دستی استان به ویژه رودوزیهای سنتی و البسه محلی تاکید کرد: بانوان هنرمند هرمزگانی نقش پررنگی در این عرصه دارند و فعالیت و فروش آنها به صورت خانگی و سفارشی انجام میشود.
در حال حاضر مجوز فعالیت ۱۱ فروشگاه صنایعدستی در استان هرمزگان صادر شده است و هرساله گردشگران بسیاری از نقاط مختلف کشور به این استان سفر و از هنرهای زیبای صنایع دستی مردان و زنان این استان بازدید و خرید میکنند.
برندگان مسابقات بسکتبال ۳ نفره بانوان کیش معرفی شدند

مسابقات بسکتبال سهنفره بانوان جام اعیاد با قهرمانی تیم برجهای دانا و نایب قهرمانی تیم کیشران به پایان رسید.
در این دوره از مسابقات، هشت تیم بانوان در مدت یک هفته به رقابت پرداختند و پس از برگزاری دیدارهای مختلف، تیم برجهای دانا موفق شد عنوان نخست مسابقات را کسب کند و تیم کیشران نیز در جایگاه دوم قرار گرفت و تیم ولف پک عنوان سوم را به دست آورد.
در آیین اختتامیه این رقابتها، تیم D۷ کیش به عنوان تیم اخلاق معرفی شد و همچنین، سکینه غریبزاده با عملکردی درخشان، عنوان بهترین بازیکن و برترین گلزن مسابقات را به خود اختصاص داد.
در بخش معرفی استعدادهای برتر نیز، سایه ویسیخانی و رونیکا رضایی به عنوان چهرههای آیندهدار این دوره از مسابقات مورد تقدیر قرار گرفتند.
اهمیت استفاده از «داروهای نارسایی قلبی» در بیماران مبتلا به سرطان

درمان سرطان برای بسیاری از بیماران فقط به مقابله با تومور محدود نمیشود، زیرا برخی داروهای ضدسرطان میتوانند به قلب آسیب بزنند. اکنون یک بررسی گسترده نشان میدهد بعضی درمانهای شناختهشده قلبی ممکن است در این شرایط نقش محافظتی مهمی داشته باشند.
یکی از چالشهای مهم در درمان سرطان این است که برخی داروها و روشهای ضدسرطان، در کنار اثر درمانی خود، میتوانند بر قلب نیز فشار وارد کنند. این عوارض ممکن است توان پمپاژ قلب را کاهش دهند یا نشانههایی از اختلال عملکرد قلبی ایجاد کنند. وقتی چنین مشکلی رخ میدهد، گاهی پزشکان ناچار میشوند دوز داروی ضدسرطان را کم کنند یا حتی درمان را متوقف کنند؛ موضوعی که میتواند بر موفقیت درمان سرطان اثر منفی بگذارد. به همین دلیل، محافظت از قلب در بیماران سرطانی در سالهای اخیر به یکی از موضوعات مهم پزشکی تبدیل شده است.
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان، بهویژه در سنین بالاتر، ممکن است همزمان با بیماریهای قلبی یا عوامل خطر قلبی نیز روبهرو باشند. در چنین شرایطی، یافتن راههایی که بتواند هم ادامه درمان سرطان را ممکن کند و هم از افت عملکرد قلب جلوگیری کند، بسیار ارزشمند است. از همین رو، پژوهشگران به این پرسش پرداختهاند که آیا داروهایی که معمولا برای درمان نارسایی قلبی تجویز میشوند، میتوانند در بیماران دریافتکننده درمان ضدسرطان نیز از قلب محافظت کنند یا نه.
در همین خصوص، محققانی از مرکز پزشکی دانشگاه اراسموس در روتردام هلند، پژوهشی را درباره اثرات محافظتی درمانهای توصیهشده برای نارسایی قلبی در بیماران مبتلا به سرطان ارائه کردند. این کار که با تکیه بر گردآوری و ترکیب نتایج مطالعات منتشرشده انجام شد، بهطور ساده بررسی میکرد که درمانهای توصیهشده در راهنماهای پزشکی تا چه اندازه میتوانند از افت عملکرد قلب در بیمارانی که داروهای ضدسرطان دریافت میکنند جلوگیری کنند.
روش کار به این صورت بود که پژوهشگران بهطور نظاممند پایگاههای اطلاعاتی مقالات پزشکی و زیستپزشکی را جستوجو کردند تا همه مطالعات مرتبط را بیابند. آنها تحقیقاتی را وارد بررسی کردند که روی بیماران دریافتکننده داروهای ضدسرطان انجام شده بود و اثر درمانهای توصیهشده برای نارسایی قلبی را سنجیده بود. گروههای دارویی مورد ارزیابی شامل مهارکنندههای سامانه رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون، بتابلوکرها، آنتاگونیستهای گیرنده مینرالوکورتیکوئید، مهارکنندههای سدیم-گلوکز کوترانسپورتر-۲ و همچنین استاتینها بود. در مجموع ۴۹ مطالعه با دادههای ۶۹۹۸ بیمار در این تحلیل وارد شد.
بخش اصلی این بررسی بر شاخصی به نام «کسر جهشی بطن چپ» یا LVEF متمرکز بود؛ معیاری که نشان میدهد قلب با چه تواناییای خون را پمپاژ میکند. نتایج نشان داد در ۲۳ مطالعهای که مهارکنندههای سامانه رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون را بررسی کرده بودند، این داروها در مقایسه با دارونما یا مراقبت معمول، بهبود ۲.۸۸ درصدی در LVEF ایجاد کردند. در ۲۲ مطالعه مربوط به بتابلوکرها نیز بهبود مشاهده شد، هرچند این اثر کمتر و حدود ۱.۲۰ درصد بود. نکته قابل توجه آن بود که در هشت مطالعه، ترکیب این دو گروه دارویی باعث بهبود ۲.۹۸ درصدی شد.
یافتههای دیگر نیز امیدوارکننده بود. پژوهشگران تغییرات مثبت قابل توجهی را در شاخصی به نام «استرین طولی سراسری» مشاهده کردند؛ این شاخص یکی از نشانگرهای قدرت انقباض عضله قلب است و میتواند آسیبهای قلبی را زودتر نشان دهد. این بهبود با مهارکنندههای سامانه رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون، بتابلوکرها و ترکیب این دو دیده شد. همچنین آنتاگونیستهای گیرنده مینرالوکورتیکوئید در دو مطالعه افزایش ۴.۶۸ درصدی در LVEF نشان دادند، هرچند تعداد مطالعات آن کم بود. تنها مطالعه مربوط به مهارکنندههای سدیم-گلوکز کوترانسپورتر-۲ نیز بهبود ۳.۲۰ درصدی را نشان داد. استاتینها هم در هفت مطالعه با افزایش ۲.۴۹ درصدی در این شاخص همراه بودند.
این یافتهها از نظر عملی اهمیت زیادی دارند، زیرا نشان میدهند برخی درمانهای آشنا و از پیش توصیهشده برای نارسایی قلبی ممکن است در بیماران سرطانی نیز به حفظ عملکرد قلب کمک کنند. اهمیت این موضوع فقط در سلامت قلب خلاصه نمیشود، بلکه میتواند به ادامه بهتر درمان سرطان نیز یاری برساند؛ چون هرچه قلب کمتر آسیب ببیند، احتمال وقفه یا تغییر ناخواسته در درمان ضدسرطان نیز کمتر میشود.
در عین حال، پژوهشگران تاکید کردهاند که برای برخی داروهای جدیدتر، تعداد مطالعات هنوز محدود است و نمیتوان با قطعیت کامل درباره جایگاه آنها نظر داد. بنابراین، هرچند نتایج بهویژه درباره ترکیب مهارکنندههای سامانه رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون و بتابلوکرها دلگرمکننده است، اما برای روشن شدن نقش دقیق دیگر درمانهای قلبی در بیماران سرطانی، انجام آزمایشهای بیشتر ضروری خواهد بود.
قابل ذکر است این نتایج در ESC Cardio-Oncology ۲۰۲۶، نشست سالانه شورای کاردیو-آنکولوژی انجمن قلب اروپا، ارائه شدهاند. این رویداد علمی وابسته به انجمن قلب اروپا (European Society of Cardiology) است؛ نهادی علمی و تخصصی که در حوزه بیماریهای قلب و عروق فعالیت میکند.
از امگا۳ تا ویتامین D؛ ایرانیها از چه مکملهایی باید استفاده کنند؟

مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت درباره باید و نبایدهای مصرف مکملها توضیحاتی ارائه داد.
دکتر احمد اسماعیلزاده درباره مکملهای غذایی اظهار کرد: مکملهای غذایی، تکمیلکننده غذای افراد هستند. به طور قطع، افراد میبایست نیاز به موادمغذی را از طریق غذای کافی و متنوع تامین کنند. «نقص رژیم غذایی» و «ابتلا به برخی بیماریها» سبب افزایش نیاز به برخی موادمغذی میشود؛ بنابراین، مکملهای غذایی به منظور تکمیل موادمغذی استفاده میشود.
دیدگاه نادرست درباره مصرف مکمل
این متخصص تغذیه درباره دیدگاهها و باورهای عمومی درباره مصرف مکملها توضیح داد: تصور اینکه تمام افراد جامعه به مصرف روازنه مکمل نیازدارند، تصور درستی نیست. هنگامی که افراد نتوانند نیازهای موادمغذی خود را از طریق غذا تامین کنند یا نیاز بدن به موادمغذی افزایش یابد، استفاده از مکملها در کنار موادغذایی توصیه میشود. به طور مثال، نیاز سالمندان، زنان شیرده، زنان باردار و کودکان در حال رشد به برخی موادمغذی افزایش مییابد؛ این احتمال وجود دارد که نتوانند نیاز خود را با غذا تامین کنند. در چنین شرایطی علاوه بر غذای مکفی نیاز است از مکملها استفادهکنند.
مصرف کم ماهی در ایران
توصیه به مصرف امگا۳ بهجز ساکنان شمال و جنوب کشور
مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت با بیان اینکه به عنوان مثال ایرانیان ماهی به میزان کافی مصرف نمیکنند، گفت: بدن انسان به روزانه یک گرم امگا۳ نیاز دارد اما توانایی ساخت این اسیدچرب را ندارد. با توجه به مصرف کم ماهی، نیاز به امگا۳ میبایست از طریق مکملها تامین شود. مصرف ۳ تا چهار بار مکمل امگا۳ در هفته به همراه غذا برای تمام نقاط کشور به جز اهالی شهرهای شمالی و جنوبی کشور توصیه میشود.
کمبود ویتامین D و توصیه به سنین بالای ۱۲ سال
اسماعیلزاده با بیان اینکه کمبود ویتامین D در ایرانیها شایع است، افزود: براساس این شرایط، مصرف یک عدد مکمل ۵۰هزار ویتامین D در هر ماه به همراه غذا برای تمام افراد بالای ۱۲ سال توصیه میشود.
۳مکمل کلسیم در هفته برای سالمندان
این متخصص تغذیه درباره نیاز بدن به کلسیم هم توضیح داد: همچنین احتمال پوکی استخوان برای زنان و مردانی که در سنین سالمندی قرار دارند، وجود دارد. این احتمال وجود دارد سالمندان با مصرف لبنیات نتوانند نیاز خود به کلسیم را تامین کنند؛ بنابراین توصیه میکنیم که ۳ مکمل کلسیم در هفته در آخر شب مصرف کنند تا نیاز آنها تامین شود.
مصرف کلاژن برای اختلالات پوستی و خشکی مفاصل
اسماعیلزاده درباره مصرف کلاژن گفت: برخی زنان خوهان افزایش کیفیت پوست خود هستند و بسیاری از افراد هم میخواهند که مفاصلشان بهتر کار کند. مصرف مکملهای کلاژنی در این شرایط توصیه میشود اما مصرف این مکملها را برای تمام افراد توصیه نمیکنیم. افرادی که اختلالات پوستی و خشکی مفاصل دردناک دارند، میتوانند از مکملهای کلاژنی استفاده کنند.
مصرف مکمل برای تحریک رشد قدی
مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت درباره مصرف مکمل در کودکان و نوجوانان اظهار کرد: به منظور تحریک رشد قدی کودکان و نوجوانان، استفاده از مکملهای روی، اسیدفولیک، ویتامین D، کلسیم، آهن و ویتامین C توصیه میشود. استفاده از این مکملها میبایست براساس شرایط افراد باشد؛ بنابراین تمام کودکان و نوجوانان نمیتوانند از تمام این مکملها استفاده کنند. این احتمال وجود دارد که یک کودک به تمام مکملها نیاز داشته باشد در حالی که کودک دیگر نیازمند فقط یک مکمل باشد.
هشدار مصرف خودسرانه مولتیویتامین و پروتئین وی
او با بیان اینکه مصرف مولتیویتامین شایع شده، تصریح کرد: برخی افراد بر مصرف مکمل بسیار تاکید میکنند و در نتیجه مکمل مولتیویتامین میخورند. این در حالی است که یک مکمل مولتیویتامین میبایست هر ۷ تا ۱۰ روز مصرف شود.
مصرف خودسرانه مکمل در ورزشکاران
اسماعیلزاده درباره مصرف مکمل برای ورزشکاران گفت: برخی ورزشکاران مکمل را به صورت اغراقآمیز مصرف میکنند. مکمل پروتئین، یکی از مکملهایی است که برای ورزشکارانی که ورزشهای قدرتی انجام میدهند، به شرط نداشتن آسیب کبدی و کلیوی توصیه میشود. ورزشکاران ورزشهای قدرتی به شراط نداشتن آسیب کبدی و کلیوی میتوانند از مکمل پروتئینی برای ۲ تا ۳ ماه استفادهکنند. افرادی که آزمایش ندادهاند، هیچ ضرورتی ندارد که از مکمل پروتئین، Whey یا موارد دیگر استفاده کنند.
او اظهار کرد: استفاده از مکمل پروتئین از روز اول انجام ورزشهای قدرتی میتواند به بدن آسیب وارد کند. این در حالی است که مربیان ورزشی نیز مصرف سایر مکملها را به ورزشکاران توصیه میکنند، اقدامی که میتواند سبب آسیب شود.
بابایاری یک غذای محبوب ایلامی

بابایاری یکی از غذاهای محلی غلیظ و مقوی استان ایلام است که اغلب به عنوان یک خوراک کامل سرو میشود. این غذا با ترکیب عدس، گوجهفرنگی و سبزیجات معطر تهیه میشود و طعمی لذیذ و دلپذیر دارد. با دنبال کردن مراحل سادهی تهیه این غذا، میتوانید یک وعده سالم و خوشمزه را برای خانواده و دوستان خود آماده کنید.
نام «بابایاری» از دو واژه «بابا» و «یاری» تشکیل شده است. در زبان محلی، «بابا» به معنای پدر یا بزرگ خانواده و «یاری» به معنای کمک و همراهی است. این نام نه تنها به شخصیتهای مهم خانواده اشاره دارد، بلکه نماد همبستگی و همکاری در جوامع محلی نیز هست. تهیه و صرف این غذا معمولاً با دورهمیهای خانوادگی همراه است و حس صمیمیت و نزدیکی را در بین اعضای خانواده تقویت میکند. در واقع، بابایاری نه تنها یک وعده غذایی، بلکه فرصتی برای گرد هم آمدن و ایجاد ارتباطات عمیقتر بین افراد خانواده است.
عدس، در این غذا منبع غنی پروتئین گیاهی، فیبر، آهن و اسیدفولیک است که به بهبود عملکرد قلب و تقویت سیستم ایمنی بدن کمک میکند و فیبر موجود در آن نیز قند خون را کنترل کرده و خطر بیماریهای قلبی را کاهش میدهد. گوجهفرنگی سرشار از ویتامین C و آنتیاکسیدانهاست که به سلامت پوست کمک کرده و التهابها را کاهش میدهد و همچنین حاوی لیکوپن است که خواص ضدسرطانی دارد. سبزیجات معطر مانند جعفری، گشنیز و تره علاوه بر عطر و طعم خوشمزهای که به غذا میدهند، حاوی ویتامینها و مواد معدنی ضروری هستند و به هضم بهتر غذا کمک کرده و خواص ضدالتهابی دارند. ادویههایی مانند زردچوبه و فلفل نیز نه تنها طعم غذا را افزایش میدهند بلکه دارای خواص ضدالتهابی هستند؛ به ویژه زردچوبه که به دلیل ترکیب فعال خود، کورکومین، برای سلامت مغز و کاهش التهابات مفید است.
بابایاری به دلیل عدم استفاده از گوشت و روغن زیاد، گزینهای عالی برای رژیمهای گیاهی و کاهش وزن است. فیبر موجود در عدس و سبزیجات باعث ایجاد احساس سیری طولانیمدت میشود و به کنترل اشتها کمک میکند. این غذا با کالری پایین و محتوای بالای مواد مغذی، برای افرادی که به دنبال سبک زندگی سالم هستند، انتخاب مناسبی است. همچنین، مصرف این غذا میتواند به کاهش خطر ابتلا به بیماریهای مزمن مانند دیابت نوع ۲ و بیماریهای قلبی کمک کند.
مواد لازم (برای حدود ۴ نفر)
عدس: ۱ پیمانه، از نوع ریز و تازه، چند ساعت خیس داده شود
سیبزمینی: ۲ عدد متوسط، مکعبی خرد شده.
گوجهفرنگی: ۳ عدد بزرگ، پوست گرفته و ریز خرد یا رنده شده.
پیاز: ۱ عدد بزرگ، نگینی خرد شده.
سبزیجات معطر: حدود نیم پیمانه (تره، جعفری، گشنیز، در صورت تمایل چند برگ شنبلیله)
روغن مایع یا روغن زیتون: ۲ قاشق غذاخوری.
نمک و فلفل سیاه: به مقدار لازم.
زردچوبه: ۱ قاشق چایخوری.
رب گوجهفرنگی (اختیاری): ۱ تا ۲ قاشق غذاخوری.
آب: حدود ۳ فنجان، بسته به غلظت دلخواه.
آبلیمو یا چند قطره لیموی تازه: برای افزودن طعم نهایی.
مراحل تهیه
عدس را خوب بشویید و حداقل دو ساعت در آب خیس کنید. این کار باعث میشود عدس سریعتر بپزد و نفخ کمتری داشته باشد.
در قابلمهای مناسب روغن را گرم کنید. پیاز خرد شده را اضافه کرده و روی حرارت متوسط تفت دهید تا طلایی و معطر شود.
گوجههای خرد شده را به پیاز اضافه کنید. زردچوبه و کمی نمک بریزید و حدود ۵ دقیقه تفت دهید تا گوجهها نرم و آبدار شوند. اگر دوست دارید رنگ خوراک پررنگتر باشد، در همین مرحله رب گوجه را اضافه کرده و کمی تفت دهید تا بوی خامی آن از بین برود.
سیبزمینیهای خرد شده را داخل قابلمه بریزید و چند دقیقه هم بزنید تا کمی با مواد دیگر سرخ شوند و رنگ بگیرند.
عدس خیسخورده را همراه سه فنجان آب اضافه کنید. بگذارید جوش بیاید، سپس حرارت را کم کنید تا خوراک بهآرامی بپزد و جا بیفتد. پس از حدود ۲۰ تا ۲۵ دقیقه، وقتی عدس و سیبزمینی نرم شدند، نیمه راه را طی کردهاید.
حالا سبزیجات معطر خرد شده را اضافه کنید و هم بزنید تا با باقی مواد ترکیب شود. ده دقیقه دیگر روی حرارت ملایم بگذارید تا طعم سبزی در تمام خوراک پخش شود.
در پایان نمک، فلفل و آبلیمو را تنظیم کنید. اگر خوراک خیلی غلیظ بود، کمی آب جوش اضافه کنید؛ اگر رقیقتر از حد دلخواه است، آن را بدون درپوش چند دقیقه بجوشانید تا قوام پیدا کند.
نکات خوشطعمتر شدن
برای نسخه معطرتر و سنتیتر، میتوانید کمی زیره، دارچین یا زعفران دمکرده اضافه کنید.
اگر به طعم شمالی علاقه دارید، ترکیبی از سبزی شنبلیله و کمی لیموی خشک پودرشده بسیار جذاب است.
برای نسخه رژیمی، از روغن زیتون تصفیهنشده و مقدار کمتر روغن استفاده کنید.
افزودن هویج خردشده یا مقداری بلغور گندم در مرحله عدسپخت خوراک را غلیظتر و مقویتر میکند.
روش سرو
میتوانید این خوراک را با نان سنگک تازه، نان جو، یا حتی برنج ساده سرو کنید.
کنارش ماست خانگی یا سبزی خوردن تازه عالی است.
اگر بخواهید مجلسیتر شود، روی خوراک را با پوره سیبزمینی یا کمی کشک تزیین کنید و در ظرف سفالی سرو کنید تا ظاهر سنتی و وسوسهانگیزی داشته باشد.
آشنایی با علائم فرسودگی ذهنی و تکنیکهای مقابله با آن

آیا ذهن شما هم در پایان روز احساس میکند «خالی» شده است؟ شاید دیگر نتوانید روی یک تصمیم ساده تمرکز کنید یا مدام احساس کلافگی دارید. این نشانههای «خستگی تصمیم» است؛ پدیدهای که در دنیای پرشتاب امروز، بسیاری از ما را درگیر کرده است. بیایید با هم علائم این فرسودگی ذهنی را بشناسیم و راههایی برای بازیابی آرامش و تمرکز بیابیم.
در روزهایی که نگرانیهای اقتصادی، دغدغههای امنیتی، مشکلات معیشتی، فشار کاری و اخبار پیدرپی ذهن افراد را درگیر میکند، بسیاری از مردم بدون آنکه متوجه باشند دچار نوعی «فرسودگی ذهنی ناشی از تصمیمگیری» میشوند، وضعیتی که روانشناسان آن را «خستگی تصمیم» مینامند. در این حالت، مغز انسان پس از ساعتها انتخاب و ارزیابی، توان تحلیل خود را به تدریج از دست میدهد و فرد یا تصمیمهای عجولانه میگیرد یا به طور کامل از تصمیمگیری فرار میکند.
این فرسودگی معمولا آرام و بیصدا و بدون تب و درد جسمی و بدون نشانههای آشکار شکل میگیرد اما میتواند کیفیت زندگی، روابط خانوادگی و حتی سلامت روان را تحت تاثیر قرار دهد.
مغز انسان ظرفیت محدودی برای تصمیمگیری دارد
برخلاف تصور عمومی، مغز انسان منبعی بیپایان برای تحلیل و انتخاب نیست. هر تصمیم، حتی انتخابهای ساده روزانه مانند خرید، پاسخ دادن به پیامها، برنامهریزی مالی یا تصمیم درباره آینده فرزندان، بخشی از انرژی ذهنی را مصرف میکند.
متخصصان علوم شناختی معتقدند زمانی که فرد در معرض فشار مداوم قرار میگیرد، مغز برای صرفهجویی در انرژی به سمت تصمیمهای سریع، احساسی یا غیرمنطقی حرکت میکند. به همین دلیل است که افراد خسته ذهنی بیشتر از قبل دچار اشتباه، عصبانیت یا بیحوصلگی میشوند.
در شرایط بحرانی یا ناپایدار، این فشار چند برابر میشود، زیرا فرد ناچار است مدام درباره مسائل مختلف – از امنیت شغلی و هزینههای زندگی گرفته تا سلامت خانواده، آینده تحصیلی فرزندان و اخبار نگرانکننده – فکر کند.
تصمیمهای کوچک، خستگیهای بزرگ
بسیاری تصور میکنند فقط تصمیمهای مهم باعث خستگی ذهنی میشود، در حالی که انبوه انتخابهای کوچک روزانه نیز فشار زیادی به مغز وارد میکند.اینکه امروز چه غذایی تهیه شود، قبضها چگونه پرداخت شود، به کدام خبر اعتماد کنیم، چه چیزی بخریم، چه پیامی را پاسخ دهیم یا حتی چه لباسی بپوشیم، همگی بخشی از انرژی شناختی انسان را مصرف میکنند.
وقتی این انتخابها بدون استراحت ادامه پیدا کند، مغز وارد مرحله فرسودگی میشود، مرحلهای که در آن کیفیت تصمیمگیری به طور محسوسی افت میکند.
نشانههای هشداردهنده فرسودگی تصمیم
یکی از مهمترین مشکلات این وضعیت، ناشناخته بودن آن برای عموم مردم است. بسیاری از افراد تصور میکنند صرفا «اخلاقشان تند شده» یا «حوصله ندارند»، در حالی که مغز آنها عملا خسته شده است.از مهمترین نشانههای هشداردهنده میتوان به تصمیمهای عجولانه برای خلاص شدن از فشار اشاره کرد. فرد ممکن است بدون بررسی کافی، فقط برای پایان یافتن استرس، سریع تصمیم بگیرد، حتی اگر آن تصمیم به ضررش باشد.
بیحوصلگی و عقب انداختن کارهای مهم نیز یکی دیگر از علائم رایج است. در این وضعیت، مغز ترجیح میدهد از هر تصمیم تازهای فرار کند. به همین دلیل فرد کارهای ضروری را مدام به تعویق میاندازد.برخی افراد نیز دچار «فلج تحلیلی» میشوند، یعنی حتی در انتخابهای ساده مانند خرید یک وسیله یا پاسخ دادن به یک درخواست معمولی، احساس درماندگی میکنند و نمیتوانند تصمیم بگیرند.
تندخویی و خشم ناگهانی نیز از دیگر پیامدهای خستگی ذهنی است. مغزی که ساعتها زیر فشار بوده، تحمل سوالات یا درخواستهای جدید را از دست میدهد و واکنشهای عصبی نشان میدهد.
روایتی از فرسودگی ذهنی؛ وقتی مغز زیر فشار تصمیمها از کار میافتد
چرا شبها اختلافهای خانوادگی بیشتر میشود؟
روانشناسان معتقدند بخش زیادی از تنشهای خانوادگی در ساعات پایانی شب رخ میدهد؛ زمانی که مغز افراد، بهویژه سرپرستان خانواده، بیشترین میزان خستگی شناختی را تجربه میکند. فردی که از صبح درگیر کار، نگرانی مالی، اخبار، ترافیک و تصمیمهای مختلف بوده، در پایان روز ظرفیت ذهنی بسیار کمتری برای پاسخگویی به سوالات متعدد دارد. به همین دلیل، پرسشهای پشت سر هم درباره هزینهها، برنامهها یا مشکلات مختلف ممکن است واکنشهای تند و غیرمنتظره ایجاد کند؛ واکنشهایی که الزاما از بیاحترامی یا بیعلاقگی ناشی نمیشود، بلکه حاصل خستگی شدید مغز است.
کارشناسان توصیه میکنند خانوادهها به زمان استراحت ذهنی یکدیگر احترام بگذارند و گفتوگوهای مهم را به زمانی موکول کنند که افراد آرامش و تمرکز بیشتری دارند.
شبکههای اجتماعی چگونه مغز را خستهتر میکنند؟
امروزه تلفن همراه و شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین عوامل فرسودگی ذهنی تبدیل شدهاند. هر بار که فرد میان دهها خبر، ویدیو، پیام یا نظر مختلف جابهجا میشود، مغز ناچار به تصمیمگیریهای سریع و پیدرپی است. حتی انتخاب اینکه کدام محتوا را ببینیم یا به چه پیامی پاسخ دهیم، بخشی از انرژی شناختی را مصرف میکند.
انبوه اطلاعات، اخبار نگرانکننده و مقایسه مداوم زندگی خود با دیگران نیز فشار روانی را تشدید میکند و اجازه نمیدهد ذهن وارد مرحله استراحت واقعی شود. به همین دلیل بسیاری از افراد، با وجود ساعتها استراحت ظاهری، همچنان احساس خستگی ذهنی و آشفتگی دارند.
چگونه میتوان مغز را از فرسودگی نجات داد؟
متخصصان سلامت روان معتقدند مدیریت انرژی ذهنی، به اندازه مدیریت زمان اهمیت دارد. یکی از موثرترین راهکارها، محدود کردن تعداد انتخابهاست. وقتی فرد برای هر موضوع دهها گزینه پیش روی خود قرار میدهد، مغز تحت فشار بیشتری قرار میگیرد. انتخاب بین حداکثر سه گزینه، فرآیند تصمیمگیری را سادهتر و کمهزینهتر میکند.
گرفتن تصمیمهای مهم در ابتدای روز نیز توصیه میشود، زیرا مغز صبحها انرژی شناختی بیشتری دارد و قدرت تحلیل بالاتر است.حذف تصمیمهای تکراری هم میتواند به کاهش خستگی کمک کند. بسیاری از افراد موفق تلاش میکنند بخشی از کارهای روزمره خود را ثابت و روتین کنند تا انرژی ذهنی کمتری مصرف شود. برای نمونه، برنامه غذایی مشخص، ساعت خواب منظم یا تعیین زمان ثابت برای انجام برخی امور، فشار تصمیمگیری را کاهش میدهد.
سکوت، دارویی ساده برای مغز خسته
در دنیایی که ذهن انسان مدام در معرض صدا، تصویر، پیام و اخبار قرار دارد، سکوت به یک نیاز اساسی تبدیل شده است.کارشناسان توصیه میکنند افراد روزانه دستکم ۲۰ دقیقه سکوت کامل را – بدون تلفن همراه، بدون شبکه اجتماعی و بدون محرکهای بیرونی – تجربه کنند.این سکوت به مغز فرصت میدهد بخشی از انرژی مصرفشده را بازیابی کند. حتی چند دقیقه تنفس آرام، پیادهروی بدون گوشی یا نشستن در محیطی آرام میتواند فشار ذهنی را کاهش دهد.
بسیاری از مردم تصور میکنند استراحت یعنی استفاده بیشتر از تلفن همراه یا تماشای مداوم محتوا، در حالی که مغز در این شرایط همچنان مشغول پردازش اطلاعات است و فرصت ترمیم پیدا نمیکند.
همه تصمیمها را خودتان نگیرید
یکی از اشتباهات رایج، تلاش برای کنترل و مدیریت همه امور است. برخی افراد تصور میکنند باید درباره تمام مسائل خانه، کار و زندگی شخصا تصمیم بگیرند، در حالی که این رفتار به مرور ذهن را فرسوده میکند. سپردن تصمیمهای غیرحیاتی به دیگران، نهتنها نشانه ضعف نیست، بلکه نوعی مراقبت از سلامت روان محسوب میشود.
تقسیم مسئولیت میان اعضای خانواده، مشارکت دادن فرزندان در انتخابهای ساده و اعتماد به اطرافیان، میتواند فشار ذهنی را کاهش دهد و روابط خانوادگی را نیز تقویت کند.
مراقبت از ذهن، ضرورتی برای زندگی امروز
در گذشته خستگی بیشتر به معنای فرسودگی جسمی بود، اما زندگی مدرن شکل تازهای از خستگی را ایجاد کرده است؛ خستگیای که در ذهن رخ میدهد و گاهی خطرناکتر از خستگی جسمی است.انسانی که ذهن خستهای دارد، ممکن است نتواند درست تصمیم بگیرد، روابط سالمی داشته باشد یا حتی از زندگی روزمره لذت ببرد.
شناخت نشانههای خستگی تصمیم و ایجاد فرصت برای استراحت ذهنی، امروز دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ آرامش فردی و خانوادگی است.شاید گاهی بهترین تصمیم، این باشد که برای مدتی کوتاه، هیچ تصمیمی نگیریم و اجازه دهیم ذهنمان نفس بکشد.

سرمتراپی؛ درمان ضروری یا باور غلط رایج؟

با وجود رواج سرمتراپی بهعنوان راهی سریع برای رفع ضعف و بیحالی، بررسیهای علمی نشان میدهد این روش تنها در شرایط خاص پزشکی کاربرد دارد و استفاده بیرویه از آن نهتنها سودی ندارد، بلکه میتواند با عوارضی برای سلامت همراه باشد.
در سالهای اخیر، مراجعه برای سرمتراپی (Serum Therapy) بهعنوان راهی سریع برای رفع ضعف، خستگی یا حتی سرماخوردگی در میان برخی افراد رایج شده است. بسیاری تصور میکنند تزریق سرم، نوعی تقویتکننده فوری بدن است، در حالیکه این باور با واقعیتهای علمی فاصله دارد. سرم نه داروی معجزهآساست و نه جایگزین تغذیه و استراحت.
سرم چیست و چه کاربردی دارد؟
سرمهای تزریقی در پزشکی، محلولهایی هستند که معمولاً از آب، نمک (سدیم کلراید) یا قند (گلوکز) و گاهی الکترولیتهایی مانند پتاسیم تشکیل شدهاند. این محلولها از طریق رگ وارد بدن میشوند و هدف اصلی آنها جبران سریع مایعات و الکترولیتها در شرایطی است که فرد قادر به دریافت کافی مایعات از راه خوراکی نیست.
بر اساس دستورالعملهای نهادهایی مانند سازمان جهانی بهداشت (WHO) و مراکز کنترل و پیشگیری بیماریها (CDC)، سرمتراپی بیشتر در شرایط خاص و تحت نظر پزشک و نه برای موارد عمومی مانند خستگی روزمره یا ضعف خفیف توصیه میشود.
چرا تصور «سرم تقویتی» اشتباه است؟
یکی از رایجترین باورهای غلط این است که سرم، بدن را «تقویت» میکند. در واقع، سرمها فاقد ویتامینها، پروتئینها و مواد مغذی ضروری برای تقویت بدن هستند، مگر در موارد خاص که ترکیبات دارویی جداگانه به آنها افزوده شود.
احساس بهبودی پس از تزریق سرم معمولاً به این دلیل است که بدن دچار کمآبی خفیف بوده و با دریافت مایع، حال عمومی بهتر شده است. همین اثر را میتوان با نوشیدن آب، سوپ یا محلولهای خوراکی جبران کمآبی (ORS) نیز بهدست آورد؛ بدون نیاز به تزریق و تحمل عوارض احتمالی.
عوارض سرمتراپی غیرضروری
استفاده بیمورد از سرم نهتنها سودی ندارد، بلکه میتواند با عوارضی همراه باشد. مهمترین این عوارض عبارتند از:
۱. فشار بر قلب و کلیهها: تزریق مایعات اضافی میتواند باعث افزایش حجم خون شود. این مسئله برای افراد مبتلا به بیماریهای قلبی یا کلیوی خطرناک است و ممکن است به تجمع مایع در بدن یا حتی نارسایی قلبی منجر شود.
۲. افزایش فشار خون: در برخی افراد، بهویژه کسانی که زمینه فشار خون بالا دارند، دریافت بیش از حد مایعات میتواند باعث تشدید این مشکل شود.
۳. عفونت و التهاب در محل تزریق: هرگونه تزریق وریدی، حتی در شرایط استریل، با خطراتی مانند عفونت، التهاب، درد و کبودی همراه است. در صورت رعایت نکردن اصول بهداشتی، این خطرات افزایش مییابد.
۴. هزینههای غیرضروری درمان: سرمتراپی هزینهبر است و استفاده بیدلیل از آن، هم برای فرد و هم برای سیستم سلامت، بار مالی ایجاد میکند.
۵. کمبود منابع برای بیماران نیازمند: مصرف بیرویه سرم میتواند باعث کمبود این منابع برای بیمارانی شود که واقعاً به آن نیاز حیاتی دارند؛ مانند بیماران دچار شوک یا کمآبی شدید.
چه زمانی سرمتراپی واقعاً ضروری است؟
برخلاف باور عمومی، سرمتراپی در موارد مشخص و اغلب جدی کاربرد دارد. از جمله:
ناتوانی در دریافت مایعات از راه خوراکی: مثلاً در بیمارانی که بهدلیل تهوع شدید، بیهوشی یا مشکلات گوارشی قادر به نوشیدن آب نیستند.
کمآبی شدید: در مواردی مانند اسهال و استفراغ شدید، بهویژه در کودکان و سالمندان، که خطر دهیدراسیون (دهآبی) وجود دارد.
خونریزیها و سوختگیهای شدید: در این شرایط، بدن مقدار زیادی مایع از دست میدهد و نیاز به جبران سریع دارد.
شوک و افت شدید فشار خون: در شرایط اورژانسی، سرمتراپی میتواند به حفظ جریان خون و عملکرد اندامها کمک کند.
تزریق برخی داروها: برخی داروها باید از طریق سرم و بهصورت وریدی تجویز شوند.
جایگزینهای ساده و ایمن برای رفع ضعف
برای بسیاری از افرادی که دچار ضعف یا بیحالی هستند، راهکارهای ساده و کمهزینهتری وجود دارد که در عین ایمنی بیشتر، اثربخشی قابل قبولی نیز دارند. نوشیدن آب کافی در طول روز، مصرف آبمیوههای طبیعی، استفاده از سوپهای سبک و مقوی، بهکارگیری محلول ORS در موارد کمآبی خفیف و همچنین داشتن استراحت و خواب منظم، از جمله این روشهاست. این اقدامات نهتنها به تأمین مایعات مورد نیاز بدن کمک میکنند، بلکه با رساندن مواد مغذی ضروری، نقش مؤثری در بهبود حال عمومی و بازگشت انرژی ایفا میکنند.
نقش فرهنگ عمومی در رواج مصرف سرم
یکی از دلایل گسترش سرمتراپی غیرضروری، باورهای فرهنگی و تجربیات فردی است. بسیاری از افراد با مشاهده بهبود نسبی پس از تزریق سرم، آن را بهعنوان یک درمان سریع و مؤثر به دیگران توصیه میکنند. در حالیکه این بهبود، اغلب ناشی از جبران کمآبی و نه اثر خاص دارویی است.
از سوی دیگر، برخی مراکز درمانی نیز ممکن است بهدلیل تقاضای بیماران یا مسائل اقتصادی، به تجویز بیش از حد سرم روی آورند؛ موضوعی که نیازمند نظارت و آگاهیبخشی بیشتر است.
توصیه پزشکان چیست
پزشکان تأکید دارند که سرمتراپی باید تنها با تجویز و تشخیص دقیق انجام شود. خوددرمانی یا درخواست سرم بدون نیاز واقعی، میتواند به سلامت فرد آسیب بزند.
در صورت بروز علائمی مانند ضعف، خستگی یا سرماخوردگی، بهتر است ابتدا به روشهای ساده مانند استراحت، تغذیه مناسب و مصرف مایعات توجه شود. اگر علائم شدید یا طولانیمدت بود، مراجعه به پزشک ضروری است.
سرم تقویتی نیست
سرمتراپی یک روش درمانی مهم و گاهی نجاتبخش در پزشکی است، اما استفاده از آن محدود به شرایط خاص است. تصور رایج درباره «تقویتی بودن» سرم، پایه علمی ندارد و میتواند به مصرف بیرویه و بروز عوارض منجر شود.
افزایش آگاهی عمومی درباره کاربرد واقعی سرم و جایگزینهای سادهتر و ایمنتر، میتواند به کاهش این روند کمک کند. در نهایت، بهترین راه برای حفظ سلامت، پیروی از توصیههای علمی و پرهیز از درمانهای غیرضروری است.