نسل آنلاین؛ راهکارهای علمی برای کاهش وابستگی کودکان به موبایل

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 در بسیاری از خانه‌ها، یک صحنه تکراری هر روز دیده می‌شود: کودکی که هنگام غذا خوردن، خوابیدن، درس خواندن یا حتی بازی کردن، گوشی موبایل را رها نمی‌کند. چیزی که چند سال پیش فقط یک وسیله ارتباطی بود، امروز برای بسیاری از کودکان به «هم‌بازی»، «معلم»، «سرگرمی» و حتی «آرام‌بخش روانی» تبدیل شده است. اما پشت این آرامش ظاهری، پژوهش‌های علمی درباره کاهش تمرکز، اختلال خواب، اضطراب، افت مهارت‌های اجتماعی و وابستگی رفتاری هشدار می‌دهند.

واقعیت این است که مسئله فقط «زیاد موبایل دیدن» نیست؛ مسئله این است که مغز کودک در سال‌های رشد، به دریافت دائمی محرک‌های سریع، پاداش فوری و هیجان لحظه‌ای عادت می‌کند. به همین دلیل کاهش وابستگی کودکان به موبایل، صرفاً با گرفتن گوشی یا دعوا کردن ممکن نیست؛ بلکه نیازمند یک برنامه هوشمند، تدریجی و علمی است.

بحران خاموشی که آرام‌آرام خانواده‌ها را درگیر کرده است

امروز کودکان پیش از آنکه کامل حرف بزنند، نحوه باز کردن قفل موبایل را یاد می‌گیرند. بسیاری از والدین برای آرام کردن کودک، غذا دادن، جلوگیری از گریه یا حتی مشغول کردن او در مهمانی، موبایل را به ابزاری دائمی تبدیل کرده‌اند. این اتفاق در کوتاه‌مدت شاید آرامش ایجاد کند، اما در بلندمدت می‌تواند ساختار عادت، تمرکز و حتی روابط عاطفی کودک را تغییر دهد.

پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند استفاده بیش‌ازحد از صفحه‌نمایش می‌تواند با مشکلاتی مانند کاهش کیفیت خواب، افت تمرکز و حافظه، افزایش تحریک‌پذیری و عصبانیت، کاهش تعاملات اجتماعی،کاهش فعالیت بدنی و افزایش چاقی و وابستگی رفتاری مشابه اعتیاد ارتباط داشته باشد.

مطالعات علمی همچنین نشان می‌دهند هرچه کودک در سن پایین‌تر بیشتر در معرض موبایل قرار بگیرد، کنترل هیجانی و توجه پایدار او در سال‌های بعد دشوارتر می‌شود.

آمار جهانی؛ کودکان جهان چقدر از موبایل استفاده می‌کنند؟

بررسی‌های بین‌المللی نشان می‌دهد استفاده کودکان و نوجوانان از موبایل طی دهه اخیر رشد انفجاری داشته است. گسترش اینترنت، فراگیر شدن گوشی‌های هوشمند و افزایش حضور شبکه‌های اجتماعی در زندگی روزمره باعث شده کودکان امروز بخش بزرگی از زمان خود را در فضای دیجیتال سپری کنند. بر اساس مطالعات جهانی، میانگین استفاده نوجوانان از موبایل و صفحه‌نمایش در برخی کشورها به بیش از ۷ ساعت در روز رسیده است؛ عددی که نگرانی بسیاری از متخصصان حوزه سلامت و آموزش را افزایش داده است.

تحقیقات همچنین نشان می‌دهد در بسیاری از کشورها، کودکان ۵ تا ۱۵ سال اکنون زمان بیشتری را به فعالیت‌های آنلاین اختصاص می‌دهند تا تماشای تلویزیون سنتی. این تغییر نشان می‌دهد موبایل و فضای مجازی به بخش اصلی سرگرمی، ارتباط و حتی اوقات فراغت کودکان تبدیل شده‌اند. برخلاف تلویزیون که معمولاً یک رسانه منفعل بود، اپلیکیشن‌ها، بازی‌ها و شبکه‌های اجتماعی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که کودک را برای مدت طولانی درگیر نگه دارند و او را مرتب به استفاده دوباره تشویق کنند.

وضعیت ایران؛ آمارها چه می‌گویند؟

ایران نیز همگام با روندهای جهانی، با موج فزاینده وابستگی کودکان و نوجوانان به ابزارهای دیجیتال مواجه است؛ به‌طوری که گزارش‌های داخلی نشان می‌دهند حدود ۶۵ درصد کودکان ۳ تا ۵ سال به گوشی یا تبلت دسترسی دارند، بخش عمده‌ای از نوجوانان روزانه بیش از دو ساعت از این ابزارها استفاده می‌کنند و پژوهش‌های دانشگاهی نیز بر افزایش نرخ وابستگی دانش‌آموزان به گوشی‌های هوشمند صحه می‌گذارند که همگی گویای ضرورت توجه جدی خانواده‌های ایرانی به این مسئله است.

چرا بچه‌ها به موبایل وابسته می‌شوند؟

وابستگی کودک به موبایل معمولاً نشانه «ضعف تربیتی» نیست؛ بلکه نتیجه ترکیب چند عامل روانی و محیطی است.

۱- مغز کودک عاشق پاداش فوری است

بازی‌ها، ویدئوهای کوتاه و شبکه‌های اجتماعی دائماً محرک‌های جدید تولید می‌کنند. مغز کودک به دریافت سریع لذت عادت می‌کند و فعالیت‌های طبیعی مثل کتاب، درس یا بازی واقعی برایش «کند» و «کم‌هیجان» به نظر می‌رسد.

۲- موبایل به ابزار آرام‌سازی تبدیل شده است

وقتی کودک هر بار هنگام بی‌حوصلگی، گریه یا عصبانیت موبایل دریافت می‌کند، یاد می‌گیرد تنظیم هیجان را از طریق صفحه‌نمایش انجام دهد؛ نه از طریق گفت‌وگو، بازی یا ارتباط عاطفی.

۳- والدین خودشان الگوی مصرف هستند

کودکان بیشتر از آنکه به توصیه‌ها گوش کنند، رفتار والدین را تقلید می‌کنند. خانواده‌ای که همیشه تلویزیون روشن است یا اعضا مدام گوشی در دست دارند، نمی‌تواند انتظار مصرف متعادل از کودک داشته باشد.

اشتباهات رایجی که وابستگی کودک را بیشتر می‌کند

دادن موبایل برای غذا خوردن: این کار باعث می‌شود مغز کودک خوردن را با تحریک دیجیتال پیوند بزند و بعدها بدون صفحه‌نمایش تمرکز روی غذا برایش سخت شود.

ممنوعیت ناگهانی و شدید : قطع کامل و ناگهانی موبایل معمولاً نتیجه معکوس دارد و مقاومت شدید ایجاد می‌کند.

استفاده از موبایل به‌عنوان پاداش یا تنبیه: وقتی موبایل تبدیل به «جایزه بزرگ» می‌شود، ارزش روانی آن چند برابر خواهد شد.

راهکارهای واقعی و مؤثر برای کاهش وابستگی کودکان به موبایل

۱- کاهش تدریجی، نه قطع ناگهانی

موفق‌ترین روش علمی، کاهش مرحله‌ای زمان استفاده است. اگر کودک روزی ۵ ساعت موبایل استفاده می‌کند، ابتدا آن را به ۴ ساعت برسانید. سپس هر هفته ۲۰ تا ۳۰ دقیقه کاهش دهید. مغز کودک باید فرصت سازگاری داشته باشد.پژوهش‌های رفتاری نشان می‌دهد تغییر تدریجی پایدارتر از ممنوعیت ناگهانی است.

۲- جایگزین واقعی بسازید، نه فقط محدودیت

کودکی که هیچ سرگرمی جذاب دیگری ندارد، دوباره به موبایل برمی‌گردد.بهترین جایگزین‌ها برای او بازی‌های حرکتی ، ورزش ، لگو و ساختنی‌ها ، موسیقی ، نقاشی ، کتاب داستان تعاملی و بازی‌های خانوادگی است . این را هم بدانیم که جایگزین ها باید «هیجان‌زا» باشد، نه صرفاً آموزشی.

۳- قانون طلایی خانواده: موبایل در اتاق خواب ممنوع

تحقیقات نشان داده نور صفحه‌نمایش کیفیت خواب کودکان را کاهش می‌دهد و خواب ضعیف با اضطراب، پرخاشگری و افت تمرکز مرتبط است. حداقل یک ساعت قبل خواب موبایل ، تبلت و تلویزیون باید خاموش شوند.

۴- زمان‌های بدون موبایل تعریف کنید

خانواده‌های موفق معمولاً «زمان‌های بدون موبایل» دارند مثلا هنگام غذا ، مهمانی ، قبل خواب ، گردش خانوادگی و یا زمان درس این کار به کودک یاد می‌دهد زندگی واقعی هنوز مهم‌تر از صفحه‌نمایش است.

۵-  والدین باید الگوی واقعی باشند

اگر پدر و مادر مدام در حال چک کردن گوشی باشند، محدودیت برای کودک بی‌اثر می‌شود. کودک باید ببیند والدین کتاب می‌خوانند ، گفت‌وگو می‌کنند و یا بدون موبایل تفریح می‌کنند.

۶- کودک باید «تحمل بی‌حوصلگی» را یاد بگیرد

یکی از مهم‌ترین دلایل وابستگی به موبایل، فرار دائمی از سکوت و بی‌حوصلگی است. کودکی که هر لحظه با موبایل سرگرم می‌شود کمتر خیال‌پردازی می‌کند، کمتر خلاق می‌شود و تحمل کمتری در زندگی واقعی دارد. گاهی لازم است کودک چند دقیقه حوصله‌اش سر برود تا مغز او خلاقیت تولید کند.

۷. فعالیت بدنی را جدی بگیرید

ورزش و تحرک واقعی، یکی از قوی‌ترین راه‌های کاهش وابستگی دیجیتال است. فعالیت بدنی دوپامین طبیعی تولید می‌کند ، اضطراب را کم می‌کند ، خواب را بهتر می‌کند و نیاز به محرک دیجیتال را کاهش می‌دهد.

۸- برای نوجوانان: گفت‌وگو بهتر از کنترل شدید است

در نوجوانی، کنترل خشن معمولاً باعث پنهان‌کاری می‌شود. بهتر است ، درباره اثرات موبایل صحبت شود ، قوانین مشترک تعیین شود و اعتماد دوطرفه ایجاد شود.

۹- اگر وابستگی شدید است، کمک تخصصی بگیرید

عصبانیت شدید هنگام قطع موبایل ، افت شدید درس، انزوای اجتماعی ، اختلال خواب و بی‌علاقگی به فعالیت‌های واقعی از نشانه‌های هشدار است .در این شرایط، مشاوره کودک و نوجوان می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد.

دقت کنید که کاهش وابستگی کودکان به موبایل، جنگ با تکنولوژی نیست؛ بلکه تلاش برای بازگرداندن تعادل به زندگی کودک است. هدف این نیست که کودک کاملاً از دنیای دیجیتال جدا شود؛ زیرا فناوری بخشی از زندگی امروز است. هدف اصلی این است که موبایل «ابزار» باقی بماند، نه اینکه به مرکز زندگی کودک تبدیل شود.

خانواده؛ جایی که تجربه پیر نمی‌شود

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

خانواده، نخستین پناهگاه انسان و بازنشستگان، حافظان حافظه و تجربه جامعه‌اند؛ در روزگاری که سرعت تحولات اجتماعی بیش از هر زمان دیگری است، خانواده همچنان امن‌ترین کانون تربیت و بازنشستگان معتبرترین راویان تجربه باقی مانده‌اند.

خانواده، نخستین مدرسه انسان و بازنشستگان، حافظان تجربه و سرمایه اجتماعی کشورند؛ دو سرمایه‌ای که در فرهنگ ایرانی و آموزه‌های اسلامی جایگاهی ویژه دارند و به همین دلیل، روز «خانواده و تکریم بازنشستگان» در تقویم رسمی کشور به نام هر دو مزین شده است؛ روزی برای یادآوری اهمیت نهادی که بنیان جامعه بر آن استوار است و بزرگانی که سال‌ها برای آبادانی آن تلاش کرده‌اند.

هر سال با فرا رسیدن ۲۵ ذیحجه، نگاه‌ها به یکی از مناسبت‌های فرهنگی و اجتماعی تقویم رسمی کشور جلب می‌شود؛ روزی که از سال ۱۳۸۶ با عنوان «روز خانواده و تکریم بازنشستگان» نامگذاری شده و فرصتی برای بازخوانی نقش دو رکن مهم در حیات اجتماعی، یعنی خانواده و بازنشستگان، فراهم می‌آورد.

انتخاب این روز، ریشه در یکی از مهم‌ترین آموزه‌های دینی دارد, بر اساس منابع اسلامی، آیات سوره «هل أتی» یا «انسان» در شأن اهل بیت پیامبر اکرم (ص) نازل شده است؛ زمانی که حضرت علی (ع)، حضرت فاطمه (س) و خاندان ایشان پس از سه روز روزه‌داری، افطار خود را به نیازمندان بخشیدند و ایثار، همدلی و مسئولیت‌پذیری را در بالاترین سطح به نمایش گذاشتند.

این واقعه که نمونه‌ای از استحکام بنیان خانواده و تجلی ارزش‌های انسانی در کانون خانواده است، سبب شد ۲۵ ذیحجه به عنوان روز خانواده در تقویم کشور ثبت شود.

در ادامه نیز شورای فرهنگ عمومی با هدف پاسداشت جایگاه بازنشستگان، این مناسبت را با روز خانواده تلفیق کرد؛ تصمیمی که از یک پیوند عمیق فرهنگی و اجتماعی حکایت دارد، در واقع بازنشستگان نه تنها بخشی از سرمایه انسانی کشور به شمار می‌روند، بلکه در بسیاری از خانواده‌ها نقش ستون و تکیه‌گاه اصلی را ایفا می‌کنند و حضور آنان به معنای استمرار تجربه، خرد و انسجام در محیط خانواده است.

خانواده؛ نخستین سنگ بنای جامعه

اگر جامعه را ساختمانی بزرگ تصور کنیم، خانواده بدون تردید نخستین و مهم‌ترین آجر این بناست، تمامی ارزش‌ها، هنجارها و مهارت‌های اجتماعی در نخستین گام در محیط خانواده شکل می‌گیرد و شخصیت افراد پیش از هر چیز در این نهاد اجتماعی پایه‌گذاری می‌شود.

در آموزه‌های دینی نیز خانواده جایگاهی ممتاز دارد، اسلام همواره بر تحکیم بنیان خانواده، حفظ حرمت اعضای آن و مسئولیت‌پذیری متقابل میان والدین و فرزندان تأکید کرده است، به همین دلیل، سلامت خانواده همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سلامت اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است.

کارشناسان حوزه اجتماعی معتقدند بسیاری از آسیب‌های اجتماعی پیش از آنکه در سطح جامعه نمایان شوند، نشانه‌های اولیه خود را در خانواده‌ها بروز می‌دهند، اختلافات خانوادگی، ضعف ارتباط میان اعضا، مشکلات تربیتی و کاهش سرمایه عاطفی در خانواده می‌تواند زمینه‌ساز بروز آسیب‌هایی شود که در نهایت دامنه آن به کل جامعه گسترش می‌یابد.

از همین رو توجه به خانواده تنها یک مسئله شخصی یا خصوصی نیست، بلکه ضرورتی اجتماعی و حتی ملی محسوب می‌شود. زیرا هر اندازه خانواده‌ها از انسجام، آرامش و پایداری بیشتری برخوردار باشند، جامعه نیز از آسیب‌های کمتری رنج خواهد برد و مسیر توسعه و پیشرفت با اطمینان بیشتری طی خواهد شد.

خانواده؛ کانون تربیت سرمایه‌های انسانی

هیچ نهادی به اندازه خانواده در شکل‌گیری سرمایه انسانی نقش ندارد، کودکان نخستین درس‌های زندگی را در محیط خانواده می‌آموزند؛ از احترام و مسئولیت‌پذیری گرفته تا نظم، صداقت، همکاری و مشارکت اجتماعی.

سرمایه انسانی مهم‌ترین پشتوانه توسعه هر کشور به شمار می‌رود و شکل‌گیری این سرمایه از درون خانواده آغاز می‌شود، خانواده سالم، فرزندانی سالم، مسئولیت‌پذیر و توانمند تربیت می‌کند و همین فرزندان در آینده مدیران، معلمان، پزشکان، کارگران، کارآفرینان و سازندگان جامعه خواهند بود.

بر همین اساس، بسیاری از صاحبنظران حوزه توسعه معتقدند سرمایه‌گذاری بر خانواده در حقیقت سرمایه‌گذاری بر آینده کشور است، هر اقدامی که به تحکیم بنیان خانواده کمک کند، در بلندمدت آثار مثبت خود را در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نشان خواهد داد.

احترام به بزرگان؛ آموزه‌ای ریشه‌دار در فرهنگ اسلامی

در کنار تأکید بر خانواده، آموزه‌های اسلامی احترام به سالمندان و بزرگان را نیز از ارزش‌های بنیادین جامعه می‌دانند، قرآن کریم و روایات اسلامی بارها بر ضرورت تکریم والدین، سالمندان و افراد باتجربه تأکید کرده‌اند و این احترام را نشانه‌ای از رشد اخلاقی و فرهنگی جامعه دانسته‌اند.

در فرهنگ ایرانی نیز همواره بزرگ‌ترها جایگاهی ویژه داشته‌اند، خانواده ایرانی در طول تاریخ، محل انتقال تجربه و دانش میان نسل‌ها بوده و سالمندان نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی جامعه ایفا کرده‌اند.

بازنشستگان امروز، همان نیروهای پرتلاشی هستند که سال‌های جوانی و میانسالی خود را در مسیر توسعه کشور صرف کرده‌اند، آنان در بخش‌های مختلف اقتصادی، صنعتی، آموزشی، درمانی و اداری حضور داشته‌اند و حاصل تلاششان در بخش‌های گوناگون کشور قابل مشاهده است.

بازنشستگان؛ گنجینه‌های تجربه

بازنشستگی پایان نقش‌آفرینی اجتماعی نیست؛ بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از حضور و اثرگذاری در جامعه است، بازنشستگان با سال‌ها تجربه، دانش و مهارت اندوخته شده، سرمایه‌ای ارزشمند برای کشور محسوب می‌شوند.

در شرایطی که بسیاری از جوامع دنیا با چالش انتقال تجربه میان نسل‌ها مواجه هستند، بهره‌گیری از ظرفیت بازنشستگان می‌تواند راهگشای بسیاری از مسائل باشد، تجربه‌ای که طی دهه‌ها فعالیت حرفه‌ای به دست آمده، سرمایه‌ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت یا به سادگی جایگزین کرد.

بازنشستگان علاوه بر نقش حرفه‌ای، در خانواده نیز جایگاهی تعیین‌کننده دارند، بسیاری از آنان به عنوان پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، حلقه اتصال نسل‌های مختلف هستند و با انتقال تجربه، ارزش‌ها و خاطرات جمعی، به حفظ هویت خانوادگی کمک می‌کنند.

از این منظر، تکریم بازنشستگان تنها قدردانی از گذشته نیست؛ بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده محسوب می‌شود، جامعه‌ای که از ظرفیت تجربه بهره ببرد، با هزینه‌های کمتری مسیر پیشرفت را طی خواهد کرد.

توجه به معیشت، سلامت، رفاه و کرامت بازنشستگان از جمله وظایفی است که هم نهادهای اجرایی و هم جامعه بر عهده دارند، خدمات مناسب درمانی، حمایت‌های اجتماعی، ایجاد بسترهای مشارکت و حفظ منزلت اجتماعی از جمله مطالباتی است که همواره از سوی این قشر مطرح شده است.

در همین راستا، مسئولان حوزه تأمین اجتماعی نیز بر ضرورت ارائه خدمات شایسته به بازنشستگان تأکید دارند، به اعتقاد آنان، بازنشستگان بخش مهمی از سرمایه اجتماعی کشور هستند و حفظ شأن و منزلت آنان باید به عنوان یک اولویت مورد توجه قرار گیرد.

تلاش‌های سالیان طولانی این قشر در استحکام پایه‌های اقتصادی کشور، توسعه توانمندی‌های صنعتی، پیشبرد امور اداری و تربیت نسل‌های مختلف، سرمایه‌ای ارزشمند برای ایران امروز به شمار می‌رود؛ سرمایه‌ای که باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

پیوندی معنادار میان خانواده و بازنشستگان

شاید در نگاه نخست، قرار گرفتن «خانواده» و «بازنشستگان» در یک مناسبت مشترک، صرفاً یک تصمیم تقویمی به نظر برسد؛ اما با اندکی تأمل می‌توان دریافت که این دو مفهوم ارتباطی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر دارند.

خانواده بدون احترام به بزرگان و بهره‌گیری از تجربه آنان، بخشی از هویت خود را از دست می‌دهد و بازنشستگان نیز در بستر خانواده می‌توانند نقش واقعی خود را ایفا کنند، به همین دلیل، تقویت جایگاه هر یک از این دو، به استحکام دیگری نیز کمک می‌کند.

روز خانواده و تکریم بازنشستگان فرصتی است تا جامعه بار دیگر به اهمیت این دو سرمایه بزرگ بیندیشد؛ خانواده‌هایی که سرچشمه آرامش، تربیت و رشد هستند و بازنشستگانی که با سال‌ها تجربه، مسیر توسعه و پیشرفت کشور را هموار کرده‌اند.

این مناسبت یادآور یک حقیقت مهم است؛ جامعه‌ای که خانواده را پاس بدارد و برای بازنشستگان خود احترام قائل شود، از سرمایه‌ای برخوردار خواهد بود که هیچ بحران و چالشی قادر به تضعیف آن نیست، خانواده‌های مستحکم و بازنشستگان تکریم‌شده، دو ستون اصلی جامعه‌ای پویا، سالم و امیدوار به آینده هستند.

“خانواده ایران” در روزهای سخت معنایی تازه یافت

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

 معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده تاکید کرد: در روزهای سخت، «خانواده ایران» معنای تازه‌ای یافت؛ کنار هم، برای هم و به امید فردایی بهتر.

زهرا بهروزآذر به مناسبت روز ملی خانواده در صفحه اجتماعی خود نوشت: دشمن می‌خواست خانه‌ها را ویران کند؛ اما پیوند دل‌های ایرانیان را محکم‌تر کرد.

وی ادامه داد: در روزهای سخت، «خانواده ایران» معنای تازه‌ای یافت؛ کنار هم، برای هم و به امید فردایی بهتر.

معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده افزود: دولت چهاردهم در کنار این خانواده بزرگ ایستاده است. روز ملی ‌خانواده‌ مبارک.

از سال ۱۳۸۶ روز ۲۵ ذیحجه ( امسال با ۲۱ خرداد ماه مصادف شده است ) به عنوان روز خانواده و تکریم بازنشستگان در تقویم رسمی کشور درج شده است، علت انتخاب این روز شأن نزول آیه «هل اتی» در سوره الانسان که راجع به خانواده و استحکام پایه‌های آن است، عنوان شده است.

خانواده به عنوان کوچک‌ترین نهاد اجتماعی، آسیب پذیرترین گروه در برابر آسیب‌های اجتماعی است به طوری که اکثر مشکلات و آسیب‌ها ابتدا در خانواده‌ها بروز پیدا می‌کند و در صورت عدم پیشگیری و برخورد ناصحیح با آنها، به درون جامعه نیز رسوخ می‌کند.

خانواده به عنوان اثرگذارترین نهاد تربیتی در پرورش و تربیت سرمایه‌های انسانی که از بزرگترین پشتوانه‌های توسعه و تعالی هر کشوری به شمار می‌آید، از چنان اهمیتی برخوردار است که سلامت و صلابت هر جامعه‌ای مرهون وجود خانواده‌های سالم، عفیف و با تقوا است.

همچنین بازنشستگان به عنوان ستون های جامعه در این روز تکریم می شوند، به عبارتی آرامش و امنیت اجتماعی و اقتصادی کشور مدیون تلاش‌های بی‌دریغ بازنشستگانی است که طی سال‌های فعالیت خود از هیچ کوششی مضایقه نکرده و با پشتکار و سخت‌کوشی وصف‌ناپذیر در عرصه آبادانی و سازندگی این مرز و بوم تلاش کردند.

آنتی بیوتیک ها به کاهش خس خس آسم کودکان کمک نمی کنند

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

در کودکان مبتلا به آسم ممکن است حملات خس خس سینه به حدی شدید باشد که باعث مراجعه به اورژانس شود.

به نقل از مدیسن نت، با این حال، یک آزمایش جدید نشان می‌دهد که دریافت آنتی‌بیوتیک‌ها به آنها کمکی نمی‌کند.

در واقع، پس از اینکه محققان دریافتند آنتی بیوتیک آزیترومایسین در کاهش خس خس سینه بی فایده است، این کارآزمایی متوقف شد

دکتر «فرناندو مارتینز» سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه آریزونا، می‌گوید: می‌توانیم با اطمینان بگوییم که به کودکانی که با خس‌خس شدید به مطب پزشک یا اورژانس مراجعه می‌کنند، نباید آزیترومایسین یا هر گونه آنتی‌بیوتیک داده شود.

بر اساس اطلاعات محققان، آسم و خس‌خس‌های ناشی از آن دلیل اصلی بستری شدن کودکان زیر ۵ سال است.

مدت‌هاست که اشاره شده است که دوره‌های خس‌خس سینه دوران کودکی با حضور باکتری‌های خاصی نظیر استرپتوکوک پنومونی، موراکسلا کاتارالیس و هموفیلوس آنفلوآنزا در گلو مرتبط است.

آیا مبارزه با این گونه های باکتریایی با آنتی بیوتیک ها می تواند به کاهش خس خس سینه کمک کند؟

برای پی بردن به این موضوع، تیم تحقیق نتایج را برای ۸۴۰ کودک بستری شده در اورژانس ایالات متحده به دلیل خس خس سینه مقایسه کرد. بچه ها بین ۱۸ ماه تا تقریبا ۵ سال سن داشتند.

به گفته محققان، در مجموع، ۵۲۱ کودک از ۸۴۰ کودک برای حداقل یک نوع باکتری احتمالاً مضر مثبت شدند.

کودکان به‌طور تصادفی انتخاب شدند تا آنتی‌بیوتیک آزیترومایسین یا یک قرص دارونما «ساختگی» را به عنوان بخشی از درمان خود در اورژانس دریافت کنند.

هیچ مزیت بالینی از استفاده از آنتی بیوتیک مشاهده نشد.

مارتینز امیدوار است که این یافته ها ممکن است آنچه را که او معتقد است درمان نادرست است، مهار کند.

وی در بیانیه خبری دانشگاه گفت: سال هاست می گوییم در این شرایط حاد نباید از آنتی بیوتیک استفاده کرد زیرا خس خس ناشی از ویروس هاست. اما پزشکان هنوز هم حداقل در یک چهارم موارد برای این کودکان خردسال آنتی بیوتیک تجویز می کنند.

محققان خاطرنشان کردند که علاوه بر بی اثر بودن، استفاده از داروها در این زمینه می تواند احتمال مقاومت آنتی بیوتیکی را افزایش دهد.

آمار ۶۰ درصدی «سزارین» در ایران؛ چرا مادران کمتر زایمان طبیعی را انتخاب می‌کنند؟

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه وضعیت زایمان طبیعی و سزارین در کشور به هیچ‌وجه خوب نیست، گفت: میزان سزارین در اغلب کشورها ۳۰ درصد است که اختلاف فاحشی میان سزارین ایران با این کشورها وجود دارد؛ طی دو تا سه دهه گذشته، میزان سزارین کشور حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بود که در حال حاضر حدود ۶۰ درصد است.

دکتر رضا سعیدی، درباره وضعیت سزارین در ایران و اقدامات و برنامه‌ها در جهت ترویج زایمان طبیعی، اظهار کرد: بخشی از اقدامات در زمینه زایمان طبیعی به برنامه «جوانی جمعیت» و بخش دیگر آن به «سلامت عمومی» مربوط می‌شود. وضعیت زایمان طبیعی و سزارین در کشور به هیچ‌وجه خوب نیست و جزو دو تا سه کشوری هستیم که بیشترین میزان سزارین را دارند؛ موضوعی که برای نظام سلامت «بد» به شمار می‌رود. راه‌ چاره این موضوع مشخص است، اما موانعی در مسیر اجرا وجود دارد.

وضعیت سزارین در ایران

این فوق‌تخصص نوزادان درباره جزئیات میزان سزارین در ایران توضیح داد: میزان سزارین در کل کشور ۵۸ درصد است؛ اگر از جمعیت اتباع صرف‌نظر کنیم، میزان سزارین به ۶۰ درصد می‌رسد که این وضعیت در برخی‌ها شهرها به ۸۵ درصد نیز می‌رسد.

ترس از زایمان طبیعی، علت سزارین در ایران

رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه برخی مادران باردار اجازه زایمان طبیعی را نمی‌دهند، توضیح داد: بنابر تخصص پزشکی خودم، چگونگی متولدشدن نوزادان را می‌پرسم. اغلب افراد، ترس از زایمان طبیعی را علت سزارین بیان‌ می‌کنند.

سزارین در ایران ۳ برابر استاندارد WHO

او با بیان اینکه برخی سزارین‌ها به علت مسائل پزشکی است، گفت: براساس اظهارات سازمان جهانی بهداشت، ۱۵ تا ۲۰ درصد زایمان‌ها می‌تواند به صورت سزارین و ۸۰ تا ۸۵ درصد طبیعی باشد. آمار و ارقام بیانگر ان است سزارین کشور حدود ۶۰ است که ۳برابر استاندارد به حساب می‌آید. البته تعداد کشورهای محدودی توانسته‌اند به رقم استاندارد سزارین دست‌یابند.

اختلاف ایران با سایر کشورهای جهان

این عضو هیات‌علمی دانشگاه علوم‌پزشکی شهید بهشتی تصریح کرد: میزان سزارین در اغلب کشورها ۳۰ درصد است که اختلاف فاحشی میان سزارین ایران با این کشورها وجود دارد. طی دو تا سه دهه گذشته، میزان سزارین کشور حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بود که در حال حاضر حدود ۶۰ درصد است. براساس قوانین، ایران درنظر داشت میزان سزارین را ۵ درصد در هر سال کاهش دهد اما این میزان در گذر زمان افزایش یافته است.

سزارین، انتخابی خودخواسته

این فوق‌تخصص نوزادان درباره چرایی بالا بودن سزارین در ایران گفت: انتخاب سزارین، خودخواسته است. هنگامی که فرزند اول یک خانواده با سزارین متولد می‌شود، تولد فرزند دوم به صورت زایمان طبیعی خطرناک است و هر پزشکی زیربار خطر آن نمی‌رود. علاوه بر ترس، سزارین در مسائل فرهنگی نیز ریشه‌ دارد. ما ایرانی‌ها فقط در سزارین رکورد نزده‌ایم، بلکه در عمل جراحی زیبایی بینی و بسیاری از عمل‌هایی که در سایر کشورها حدود ۵ درصد است، رکورد زده‌ایم و درباره چرایی آن نیز جامعه‌شناسان و روان‌شناسان می‌بایست درباره این موضوع اظهار نظر کنند.

نقش مسائل حقوقی و اقتصادی بر افزایش سزارین در ایران

او درباره نقش مسائل اقتصادی و حقوقی بر افزایش سزارین اظهار کرد: علاوه بر اصرار مادران، مسائل اقتصادی، میزان پرداخت‌های زایمان طبیعی و حقوقی نیز در افزایش سزارین دخیل است. اگر یک نوزاد در روند زایمان طبیعی دچار خفگی شود یا مشکلاتی در پی‌داشته باشد، مشکلات حقوقی برای پزشک به‌وجود می‌آید. به طور مثال، یک پرونده پزشکی مطرح بود و یک فرد ۱۸ ساله از پزشک نوزادان خود شکایت کرده بود؛ این در حالی است که ۱۸ سال از زمان تولد او می‌گذشت. ریسک زایمان طبیعی بسیار بالا است اما پرداختی‌های ناچیزی دارد؛ در چنین شرایطی، هر پزشکی ریسک نمی‌کند و خطر را نمی‌پذیرد.

تعریف بودجه تشویقی با هدف افزایش زایمان طبیعی

سعیدی با بیان اینکه کمیته «سلامت مادران» در وزارت بهداشت تشکیل شده، گفت: حدود ۷ ماه است که مسئولیت دفتر جوانی جمعیت وزارت بهداشت را بر عهده گرفته‌ام؛ کمیته سلامت مادران را با اساتید این رشته تشکیل داده‌ایم. یکی از فاکتورهایی که برای تخصیص بودجه دانشگاه‌های علوم‌پزشکی درنظر گرفته‌ایم، کاهش میزان سزارین است. اگر زایمان‌های طبیعی نسبت به سزارین در یک دانشگاه علوم‌پزشکی بیشتر باشد، آن دانشگاه مشمول دریافت بودجه تشویقی می‌شود.

اقدام برای افزایش کارانه زایمان طبیعی

وی اظهار کرد: همچنین بنابر مصوبه معاون وزیر بهداشت در نظر داریم که کارانه زایمان طبیعی را ۱۰ برابر افزایش دهیم که بازهم مبلغ ناچیزی با نرخ تورم فعلی به حساب می‌آید. مبلغ کارانه برای مدتی پرداخت نشده، نه تنها آن را پرداخت می‌کنیم بلکه افزایش کارانه را در دستور کار قرار داده‌ایم.

حسادت فرزند بزرگ‌تر به نوزاد؛ واکنشی طبیعی به تغییر ساختار خانواده

روانپزشک کودک و نوجوان بیان کرد:

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایسنا

 یک فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان گفت: حسادت فرزند بزرگ‌تر به نوزاد یا فرزند کوچک‌تر، یکی از شایع‌ترین و طبیعی‌ترین واکنش‌های کودکان به تغییر ساختار خانواده است.

پروین صفوی در خصوص حسادت فرزند بزرگتر به نوزاد تازه متولد شده، اظهار کرد: بسیاری از کودکان پس از تولد خواهر یا برادر جدید، نگران از دست دادن توجه، محبت و جایگاه خود در خانواده هستند، در این خصوص، آنچه اهمیت زیادی دارد، نحوه برخورد والدین با احساسات کودک است.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان ادامه داد: در بیشتر موارد این حسادت یک واکنش طبیعی به تغییر ساختار خانواده محسوب می‌شود، کودک بزرگتر پیش از تولد نوزاد جدید، مرکز توجه خانواده بوده است، اما پس از تولد نوزاد، محبت و توجه والدین تقسیم می‌شود، بنابراین این احساس لزوماً نشانه مشکل روانی در کودک نیست، بلکه واکنشی طبیعی به شرایط جدید است

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان افزود: از مهمترین دلایل شکل‌گیری حسادت پس از تولد فرزند جدید، می‌توان به کاهش توجه به فرزند اول اشاره کرد، نوزاد به طور طبیعی نیازمند صرف زمان و انرژی زیادی از سوی والدین است و کودک بزرگتر ممکن است این موضوع را به معنای بی‌اهمیت شدن خود یا کم‌ارزش شدن جایگاهش نزد والدین تعبیر کند.

وی تصریح کرد: همچنین کودک ممکن است احساس کند جایگاه خود را از دست داده و دیگر اهمیت سابق را برای والدین ندارد، از طرف دیگر، ممکن است خود را با نوزاد مقایسه کند یا والدین با به کار بردن جملات مقایسه‌ای میان فرزند کوچک‌تر و فرزند بزرگ‌تر، این مقایسه را تشدید کنند که این موضوع می‌تواند حس رقابت و حسادت را افزایش دهد.

صفوی توضیح داد: تغییرات ناگهانی در شرایط زندگی، مانند جابه‌جایی اتاق، شروع مهدکودک، سپردن کودک به مراقبی دیگر یا کاهش زمانی که برای فرزند بزرگتر اختصاص داده می‌شود، می‌تواند موجب ایجاد حس ناامنی و افزایش حسادت در فرزند اول شود.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان بیان کرد: ویژگی‌های شخصیتی کودک نیز در این میان اهمیت دارد، به عنوان مثال، کودکان حساس‌تر، مضطرب‌تر یا وابسته‌تر معمولاً واکنش‌های شدیدتری از خود نشان می‌دهند.

وی در خصوص تأثیر سن کودک بر شدت و نوع حسادت، اظهار کرد: این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است، در سنین دو تا چهار سالگی معمولاً شدیدترین واکنش‌ها مشاهده می‌شود، زیرا کودک هنوز مفهوم اشتراک‌گذاری محبت را درک نمی‌کند، در این سن، کودک ممکن است به رفتارهای سنین پایین‌تر برگرد، برای مثال، کودکی که کنترل ادرار داشته است ممکن است دچار شب‌ادراری شود یا رفتارهایی مانند مکیدن انگشت و صحبت کردن با لحن کودکانه در او تشدید شود.

صفوی افزود: در سنین پنج تا هفت سالگی، حسادت بیشتر به شکل رقابت، لجبازی یا شکایت از تبعیض والدین میان فرزندان بروز پیدا می‌کند، در این سن، کودک توانایی بیشتری برای بیان احساسات خود دارد، در سن هشت سال به بالا، معمولاً حسادت پنهان‌تر است و امکان دارد، به شکل گوشه‌گیری، ناراحتی، افت انگیزه یا رفتارهای رقابتی ظاهر شود.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان در خصوص تفاوت میان حسادت طبیعی و حسادتی که نیاز به مداخله تخصصی و درمانی دارد، گفت: حسادت طبیعی بین فرزندان معمولاً به صورت ناراحتی، گاهی همراه با اعتراض، درخواست توجه بیشتر یا بروز رفتارهای رقابتی جزئی دیده می‌شود و این علائم به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند.

وی افزود: اما حسادتی که نیاز به بررسی تخصصی و احتمالاً مداخله روان‌پزشکی یا روان‌شناسی دارد، می‌تواند با علائمی همراه باشد، برای مثال، اگر کودک به مدت چند هفته یا چند ماه پرخاشگری شدیدی نسبت به نوزاد تازه متولدشده داشته باشد، قصد آسیب رساندن عمدی به فرزند کوچک‌تر را داشته باشد، دچار افسردگی، گوشه‌گیری یا غمگینی شدید شود، افت شدید عملکرد تحصیلی پیدا کند یا برای مدت طولانی با اضطراب شدید و اختلال خواب درگیر باشد و همچنین رفتارهای پسرفتی مداوم نشان دهد، در این موارد نیاز به مشورت با روان‌پزشک یا روان‌شناس کودک وجود دارد.

صفوی با اشاره به نشانه‌های حسادت در کودکان گفت: حسادت همیشه به صورت مستقیم بیان نمی‌شود، گاهی ممکن است به شکل چسبندگی بیش از حد کودک به والدین، بهانه‌گیری و قشقرق، لجبازی، مخالفت با قوانین خانه، گریه‌های مکرر و زیاد، درخواست بغل شدن یا شیر خوردن مانند نوزاد، تلاش برای جلب توجه به هر شکل ممکن یا کناره‌گیری و سکوت غیرمعمول بروز پیدا کند.

این فوق تخصص روان‌پزشکی کودکان و نوجوانان یادآور شد: پرخاشگری، لجبازی و افت تحصیلی گاهی نوعی پیام غیرمستقیم از سوی کودک هستند، کودک با این رفتارها در واقع می‌خواهد به والدین بگوید که هنوز به توجه و محبت آن‌ها نیاز دارد، ممکن است کودک متوجه شود که نوزاد هنگام گریه مورد توجه قرار می‌گیرد، بنابراین او نیز با لجبازی، بدرفتاری یا انجام ندادن تکالیف خود تلاش می‌کند توجه والدین را جلب کند.

وی در خصوص روش‌های مؤثر برای کاهش حسادت در کودکان، توضیح داد: یکی از مهم‌ترین اقداماتی که والدین می‌توانند انجام دهند، اختصاص زمان ویژه به فرزند بزرگتر است، یعنی زمانی اختصاصی که والد و کودک به صورت دونفره در کنار هم وقت بگذرانند و بازی‌ها و فعالیت‌های مورد علاقه کودک را انجام دهند، همچنین اختصاص روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه توجه ویژه به فرزند بزرگ‌تر می‌تواند مؤثر باشد.

صفوی اظهار کرد: موضوع مهم دیگر، پذیرش احساسات کودک است، به جای سرزنش او، والدین می‌توانند از جملاتی مانند می‌بینم ناراحتی که امروز بیشتر کنار فرزند کوچک‌تر بودم استفاده کنند، این موضوع به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد و بتواند آن‌ها را بیان کند.

این فوق تخصص روان‌پزشکی کودکان و نوجوانان توضیح داد: همچنین باید از هرگونه مقایسه میان فرزند بزرگتر و نوزاد اجتناب شود، هرگونه مقایسه مستقیم یا غیرمستقیم میان دو فرزند می‌تواند موجب تشدید رقابت شود، لازم است روحیه همکاری به جای رقابت در فرزند شکل بگیرد، برای مثال، به جای اینکه به فرزند بگوییم تو بهترین فرزند خانواده هستی، می‌توانیم بر همکاری و کمک متقابل تأکید کنیم، همچنین باید به رفتارهای مثبت کودک توجه شود، برای نمونه، زمانی که رفتار خوبی با نوزاد دارد، کودک مورد تحسین قرار گیرد.

وی با بیان اینکه مشارکت دادن کودک در مراقبت از نوزاد نیز می‌تواند فواید و محدودیت‌هایی داشته باشد، گفت: از جمله فواید آن می‌توان به افزایش احساس تعلق، کاهش احساس طردشدگی تقویت مسئولیت‌پذیری و ایجاد ارتباط عاطفی با نوزاد اشاره کرد، فعالیت‌هایی مانند انتخاب لباس نوزاد، قصه گفتن برای او و کمک در چیدن وسایل نوزاد از جمله این موارد هستند، اما محدودیت آن این است که نباید نقش والد به کودک بزرگتر واگذار شود و مسئولیت‌های سنگین برای او در نظر گرفته شود، همچنین کمک کردن باید کاملاً داوطلبانه باشد و هیچ اجباری در میان نباشد.

صفوی در خصوص بازی‌ها و فعالیت‌های خانوادگی که می‌توانند رابطه میان فرزندان را تقویت کنند، خاطرنشان کرد: بازی‌های مشارکتی، بازی‌هایی که همه اعضای خانواده در آن حضور دارند، قصه‌گویی خانوادگی، انجام کارهای هنری مشترک و بازی‌های نقش‌آفرینی می‌توانند در تقویت این موضوع مفید باشند.

شناخت و کنترل ریزه‌خواری هیجانی

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 ریزه‌خواری هیجانی یکی از عادت‌های پنهانی اما رو به افزایش در زندگی امروز است، رفتاری که در آن افراد نه از روی گرسنگی واقعی، بلکه برای فرار از استرس، غم، خستگی یا بی‌حوصلگی به سراغ خوراکی‌ها می‌روند.

در بسیاری از خانه‌ها خوردن فقط برای رفع گرسنگی نیست، گاهی یک تکه شکلات بعد از عصبانیت، چیپس هنگام تماشای تلویزیون یا حمله به یخچال پس از یک روز پراسترس، به عادتی تکراری تبدیل می‌شود. متخصصان تغذیه و روانشناسان به این رفتار «ریزه‌خواری هیجانی» می‌گویند، که فرد نه از روی نیاز واقعی بدن، بلکه برای آرام کردن احساسات خود غذا می‌خورد.

این الگو اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت حس آرامش ایجاد کند، اما در درازمدت سلامت جسم و روان را تحت تاثیر قرار می‌دهد و حتی می‌تواند از کودکی تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.

ریزه‌خواری هیجانی چیست؟

ریزه‌خواری هیجانی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در پاسخ به احساساتی مانند استرس، غم، خستگی، تنهایی، اضطراب یا حتی بی‌حوصلگی، به سراغ غذا می‌رود. در این شرایط، غذا نقش «آرام‌بخش» پیدا می‌کند. بسیاری از افراد پس از خوردن خوراکی‌های شیرین یا چرب، برای چند دقیقه احساس بهتری پیدا می‌کنند اما این احساس موقتی است و خیلی زود جای خود را به عذاب وجدان، پشیمانی یا حتی احساس شکست می‌دهد.

بررسی‌های علمی نشان می‌دهد خوراکی‌های پرچرب و شیرین می‌توانند مراکز پاداش در مغز را فعال کنند و به طور موقت احساس آرامش ایجاد کنند. به همین دلیل، مغز به تدریج یاد می‌گیرد در زمان فشار روانی، غذا را به‌عنوان راه‌حل انتخاب کند.

نشانه‌های هشدار را جدی بگیریم

بسیاری از افراد بدون آنکه متوجه باشند درگیر ریزه‌خواری هیجانی هستند. یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها، خوردن بدون احساس گرسنگی واقعی است. فرد ممکن است بلافاصله بعد از یک روز سخت کاری یا پس از یک بحث خانوادگی، سراغ خوراکی برود، در حالی که وعده غذایی خود را به‌تازگی خورده است.

میل ناگهانی به غذاهای شیرین، فست‌فود، چیپس، شیرینی یا شکلات نیز از نشانه‌های رایج این مشکل است. گرسنگی واقعی معمولا تدریجی ایجاد می‌شود و بدن انواع غذاها را می‌پذیرد اما در گرسنگی هیجانی، فرد اغلب فقط خوراکی خاصی می‌خواهد.

احساس آرامش کوتاه‌مدت پس از خوردن و سپس عذاب وجدان، یکی دیگر از زنگ خطرهاست. بسیاری از افراد بعد از پرخوری یا ریزه‌خواری با خود می‌گویند «چرا باز این کار را کردم؟»

در کودکان نیز این رفتار نشانه‌های مشخصی دارد. کودکانی که هنگام ناراحتی، خستگی یا بی‌حوصلگی مدام درخواست خوراکی می‌کنند، ممکن است در حال شکل دادن یک الگوی ناسالم باشند. اگر والدین هر بار برای آرام کردن کودک از خوراکی استفاده کنند، کودک یاد می‌گیرد غذا راه‌حل مشکلات احساسی است.

چرا ریزه‌خواری هیجانی شکل می‌گیرد؟

متخصصان معتقدند خانواده نقش مهمی در شکل‌گیری این رفتار دارد. کودکی که بارها می‌بیند والدین هنگام عصبانیت یا استرس سراغ غذا می‌روند، همان الگو را یاد می‌گیرد. جملاتی مانند «بیا بستنی بخور حالت خوب شود» یا «اگر گریه نکنی برایت شکلات می‌خرم» در ظاهر ساده‌اند اما در ذهن کودک رابطه‌ای مستقیم میان احساسات و غذا ایجاد می‌کنند.

استفاده از غذا به‌عنوان پاداش یا تنبیه نیز زمینه‌ساز مشکلات بعدی است. وقتی کودک برای موفقیت، خوراکی جایزه می‌گیرد یا از برخی غذاها محروم می‌شود، ارزش هیجانی غذا افزایش پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، محدودیت شدید غذایی نیز می‌تواند نتیجه عکس داشته باشد. افرادی که خود را از خوردن کامل برخی خوراکی‌ها محروم می‌کنند، معمولا در زمان فشار روانی کنترل بیشتری از دست می‌دهند و دچار ریزه‌خواری می‌شوند.

استرس مزمن، کم‌خوابی و ناتوانی در بیان احساسات هم از عوامل مهم این مشکل هستند. خواب ناکافی هورمون‌های تنظیم اشتها را بر هم می‌زند و میل به خوراکی‌های پرکالری را افزایش می‌دهد. همچنین افرادی که نمی‌توانند احساسات خود را بیان کنند، بیشتر احتمال دارد از غذا برای تخلیه هیجانی استفاده کنند.

ریزه‌خواری فقط اضافه وزن نیست

بسیاری تصور می‌کنند تنها پیامد ریزه‌خواری هیجانی، چاقی است؛ در حالی که اثرات آن بسیار گسترده‌تر است. افزایش وزن و تجمع چربی، یکی از پیامدهای آشکار این رفتار است، اما مشکل اصلی، تثبیت یک الگوی ناسالم ذهنی است که در آن فرد برای هر احساس ناخوشایند به غذا پناه می‌برد.

این وابستگی هیجانی به غذا می‌تواند عزت نفس فرد را کاهش دهد. برخی افراد پس از پرخوری احساس ضعف یا بی‌ارادگی می‌کنند و همین موضوع اضطراب و ناراحتی بیشتری ایجاد می‌کند. در نتیجه، فرد دوباره برای فرار از این احساسات به غذا پناه می‌برد و یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد ریزه‌خواری هیجانی در کودکی و نوجوانی، احتمال ابتلا به اختلالات خوردن در آینده را افزایش می‌دهد. همچنین خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند دیابت، فشار خون بالا و مشکلات قلبی در افرادی که به‌طور مداوم ریزه‌خواری دارند بیشتر است.

چگونه گرسنگی واقعی را از گرسنگی هیجانی تشخیص دهیم؟

یکی از راهکارهای مهم، یادگیری تفاوت میان گرسنگی جسمی و هیجانی است. گرسنگی واقعی معمولا به‌تدریج ایجاد می‌شود، با علائمی مانند ضعف یا خالی شدن معده همراه است و با خوردن غذای معمولی برطرف می‌شود.

اما گرسنگی هیجانی ناگهانی است، بیشتر با هوس خوراکی خاص همراه می‌شود و حتی پس از سیر شدن نیز ادامه پیدا می‌کند. فرد ممکن است بدون توجه، حجم زیادی غذا بخورد و بعد متوجه شود بیش از حد خورده است.

متخصصان توصیه می‌کنند هنگام هوس شدید غذا، افراد چند دقیقه مکث کنند و از خود بپرسند «آیا واقعا گرسنه‌ام یا فقط خسته، ناراحت یا عصبی هستم؟»

راهکارهایی ساده اما موثر

درمان ریزه‌خواری هیجانی به معنی حذف کامل خوراکی‌های مورد علاقه نیست، بلکه هدف، ایجاد رابطه سالم‌تر با غذاست. نخستین گام، اصلاح رفتار والدین و بزرگسالان در خانه است. کودکان بیش از آنکه به توصیه‌ها گوش دهند، رفتار والدین را تقلید می‌کنند.

یکی از راهکارهای کاربردی، نوشیدن یک لیوان آب و ایجاد وقفه ۱۰ دقیقه‌ای هنگام هوس خوردن است. در بسیاری از مواقع، شدت میل به غذا پس از چند دقیقه کاهش پیدا می‌کند.

صحبت درباره احساسات نیز نقش مهمی دارد. به‌ویژه در کودکان، باید به جای ساکت کردن با خوراکی، احساسات را نام‌گذاری کرد. برای مثال به کودک گفته شود «می‌دانم ناراحتی» یا «به نظر می‌رسد خسته‌ای». این کار به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد و راه‌های سالم‌تری برای مدیریت آن پیدا کند.

فعالیت بدنی، بازی، پیاده‌روی، گفت‌وگو با دوستان یا انجام سرگرمی‌های مورد علاقه می‌تواند جایگزین مناسبی برای پناه بردن به یخچال باشد. حتی چند دقیقه تحرک سبک می‌تواند سطح استرس را کاهش دهد.

تنظیم وعده‌های غذایی نیز اهمیت زیادی دارد. حذف وعده‌ها یا گرسنگی طولانی، احتمال ریزه‌خواری را افزایش می‌دهد. افرادی که صبحانه و وعده‌های منظم دارند، معمولا کنترل بهتری روی اشتهای خود پیدا می‌کنند.

خانه را از محرک‌ها خالی کنیم

محیط زندگی تاثیر مستقیمی بر رفتار غذایی دارد. وقتی خوراکی‌های پرکالری و تنقلات ناسالم همیشه در دسترس باشند، احتمال مصرف آنها بیشتر می‌شود. متخصصان توصیه می‌کنند خانواده‌ها تا حد امکان خانه را از محرک‌های غذایی ناسالم خالی و در عوض میوه، مغزها، سبزیجات یا میان‌وعده‌های سالم را جایگزین کنند.

البته هدف، ممنوعیت کامل نیست؛ زیرا محدودیت شدید می‌تواند میل به آن خوراکی را بیشتر کند. تعادل و مدیریت، مهم‌ترین اصل در تغذیه سالم است.

کمک گرفتن نشانه ضعف نیست

اگر ریزه‌خواری هیجانی شدید باشد و زندگی روزمره یا سلامت فرد را مختل کند، مراجعه به روانشناس یا متخصص تغذیه می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. گاهی ریشه این رفتار در اضطراب، افسردگی یا فشارهای روانی عمیق‌تر قرار دارد و نیاز به درمان تخصصی دارد.

کارشناسان تاکید می‌کنند مقابله با ریزه‌خواری هیجانی، یک فرآیند تدریجی است و تغییر عادت‌ها زمان می‌برد. سرزنش کردن خود یا کودکان نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه ممکن است احساسات منفی را تشدید کند.

در نهایت، غذا باید منبع انرژی و لذت متعادل باشد، نه ابزاری برای فرار از احساسات. شناخت هیجان‌ها، ایجاد سبک زندگی سالم و یادگیری راه‌های درست آرام‌سازی، مهم‌ترین گام‌ها برای جلوگیری از ریزه‌خواری و حفظ سلامت جسم و روان است.

سلامت مادر، ضامن بقای نسل آینده است/ اهمیت واکسیناسیون در دوران بارداری

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

در حالی که سلامت مادر در دوران بارداری تنها یک مسئله پزشکی فردی نیست و به عنوان شاخصی کلیدی برای سنجش کیفیت زندگی نسل‌های آینده و پایداری اجتماعی تلقی می‌شود، کارشناسان معتقدند که غفلت از این حوزه می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری برای اقتصاد و ساختار جمعیتی کشور به همراه داشته باشد.

دوران بارداری یکی از حساس‌ترین و پویاترین مراحل زندگی یک زن است که در آن نه تنها سلامت مادر، بلکه توفیق سلامت جنین و آینده‌سازان جامعه در گرو مراقبت‌های دقیق قرار می‌گیرد؛ در این دوره، بدن مادر تحولات بی‌شماری را تجربه می‌کند و هرگونه غفلت یا سهل‌انگاری می‌تواند پیامدهای وخیمی برای هر دو طرف داشته باشد.

توجه ویژه به سلامت مادر نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت بهداشتی و اجتماعی است؛ سیاست‌گذاران حوزه سلامت در سال‌های اخیر بر ارتقای سطح بهداشت مادران تأکید ویژه‌ای داشته‌اند، زیرا سلامت مادران مستقیماً با کاهش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان گره خورده است.

با این حال، آمارها نشان می‌دهند که با وجود خدمات رایگان یا کم‌هزینه ارائه شده، هنوز بسیاری از مادران به دلایل مختلف از جمله بی‌سوادی بهداشتی یا مشکلات اقتصادی، از این خدمات به‌درستی بهره نمی‌برند.

سمانه توکلی متخصص زنان و زایمان در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه سلامت ایرنا، بر اهمیت پیش‌بینی‌پذیری عوارض بارداری تأکید کرد و با اشاره به اینکه بسیاری از این عوارض ریشه در عدم مراقبت‌های اولیه یا تغذیه نامناسب دارد، اظهار کرد: اگر مادر از روزهای اول بارداری تحت نظارت دقیق باشد، خطر مواجهه با مشکلات حاد کاهش می‌یابد.

وی ادامه داد: تغذیه مادر در این دوران نقش محوری در رشد اندام‌های حیاتی جنین ایفا می‌کند همچنین کمبود مواد مغذی مانند آهن، کلسیم و اسید فولیک می‌تواند منجر به نقص‌های مادرزادی یا وزن کم هنگام تولد شود.

توکلی با بیان اینکه رژیم غذایی باید متعادل و متناسب با نیازهای فزاینده بدن مادر تنظیم شود، افزود: برخی بیماری‌های زمینه‌ای مانند دیابت، فشار خون و بیماری‌های کلیوی اگر قبل از بارداری کنترل نشوند، در دوران بارداری تشدید می‌گردند، تشخیص زودهنگام این بیماری‌ها می‌تواند از عواقب کشنده آن‌ها پیشگیری کند.

متخصص زنان با تاکید بر اهمیت مصرف ویتامین‌ها و مکمل‌ها در دوران بارداری، گفت: مصرف روزانه مکمل‌های تجویز شده توسط پزشک، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است، عدم مصرف این مکمل‌ها می‌تواند به مرور زمان سلامت مادر را به خطر انداخته و رشد مغزی جنین را مختل سازد.

توکلی به تاثیر استرس و اضطراب بر سلامت مادر و جنین اشاره کرد و توضیح داد: هورمون‌های استرس می‌توانند از جفت عبور کرده و بر سیستم عصبی جنین تاثیر بگذارند، بنابراین، آرامش روانی مادر باید یکی از اولویت‌های اصلی مراقبت‌های بارداری در نظر گرفته شود.

وی، انجام ورزش‌های سبک و مناسب دوران بارداری را مفید توصیف کرد و افزود: فعالیت‌های بدنی منظم و کنترل‌شده، به کاهش دردهای کمر، بهبود گردش خون و تسهیل زایمان کمک می‌کنند البته این ورزش‌ها باید حتماً تحت نظر پزشک و با توجه به شرایط هر فرد انجام شود.

توکلی با تاکید بر لزوم مراجعه منظم به پزشک متخصص زنان گفت: هیچ‌یک از آزمایش‌ها و سونوگرافی‌ها نباید حذف شوند، زیرا هر مرحله از بارداری نیازمند بررسی‌های خاصی است، غفلت از ویزیت‌های دوره‌ای می‌تواند منجر به تشخیص دیرهنگام عوارض شود.

این متخصص زنان بر اهمیت واکسیناسیون در دوران بارداری تأکید کرد و افزود: برخی واکسن‌ها مانند واکسن آنفولانزا، نه تنها برای مادر بلکه برای جنین نیز مفید هستند و مشورت با پزشک درباره زمان‌بندی واکسیناسیون ضروری است.

هشدار نسبت به خطرات مصرف خودسرانه داروها

این متخصص زنان درباره خطرات مصرف خودسرانه داروها نیز هشدار داد و خاطرنشان کرد: حتی داروهای بدون نسخه نیز می‌توانند در دوران بارداری عوارض جدی برای جنین داشته باشند. مادران باید قبل از مصرف هرگونه دارو، با پزشک خود مشورت کنند.

وی بر اهمیت خواب کافی و باکیفیت تأکید کرد و گفت: کم‌خوابی می‌تواند منجر به ضعف سیستم ایمنی و افزایش خستگی مادر شود، استفاده از بالش‌های مخصوص بارداری می‌تواند به بهبود وضعیت خواب و راحتی مادر کمک کند.

توکلی ادامه‌ داد: لکه‌های پوستی، ترک‌های شکم و تغییرات مو در دوران بارداری طبیعی هستند، پذیرش این تغییرات و عدم مقایسه خود با دیگران، به سلامت روانی مادر کمک می‌کند.

این متخصص زنان بر اهمیت حمایت خانواده از مادر باردار تأکید و عنوان کرد: حضور فعال همسر و اعضای خانواده در مراقبت از مادر، استرس او را کاهش داده و باعث احساس امنیت می‌شود، این حمایت عاطفی، بخشی جدایی‌ناپذیر از سلامت مادر است.

وی با اشاره به خطرات سیگار و الکل در دوران بارداری، هشدار داد که مصرف حتی مقدار کمی از این مواد، می‌تواند باعث نقص‌های مادرزادی و رشد نامتناسب جنین شود و ترک کامل این عادات، یکی از مهم‌ترین کارهایی است که مادر می‌تواند برای سلامت فرزندش انجام دهد.

چاقی به کدام اعصاب بدن آسیب می‌رساند؟

ارسال شده در ۹ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایسنا

دانشمندان با استفاده از سیستم پیشرفته هوش مصنوعی موفق شده‌اند تغییرات ناشی از بیماری‌ها را با دقتی بی‌سابقه بررسی کنند. این فناوری جدید نه‌ فقط التهاب گسترده ناشی از چاقی را آشکار کرد، بلکه به کشفی غیرمنتظره در تاثیر چاقی بر اعصاب بدن نیز منجر شد.

این یافته‌ها می‌توانند درک دانشمندان از تاثیرات واقعی چاقی بر بدن را متحول کرده و در آینده به توسعه درمان‌های موثرتر برای بیماری‌های مرتبط با اضافه‌ وزن کمک کند.

چاقی؛ فراتر از مشکل وزنی

امروزه پزشکان می‌دانند که چاقی فقط به تجمع چربی در بدن محدود نمی‌شود. این وضعیت می‌تواند عملکرد اندام‌ها را مختل کند، سیستم ایمنی را تغییر دهد، به اعصاب آسیب برساند و خطر ابتلا به بیماری‌های مختلفی ازجمله دیابت نوع ۲، بیماری‌های قلبی، سکته مغزی، سرطان و اختلالات عصبی را افزایش دهد. با وجود این آگاهی، تاکنون بیشتر روش‌های تحقیقاتی فقط امکان بررسی یک اندام یا بخش کوچکی از بافت بدن را فراهم می‌کردند و به همین دلیل تصویر کاملی از تاثیرات چاقی در دسترس نبود.

هوش مصنوعی وارد میدان می‌شود

پژوهشگران برای حل این مشکل، سامانه‌ای مبتنی بر هوش مصنوعی به نام «موس‌مپر» (MouseMapper) توسعه دادند. این پلتفرم از فناوری یادگیری عمیق برای تحلیل حجم عظیمی از تصاویر زیستی استفاده می‌کند و قادر است اندام‌ها، بافت‌ها، اعصاب و سلول‌های ایمنی را در سراسر بدن یک موش به‌طور خودکار شناسایی کند.

به گفته محققان، «موس‌مپر» می‌تواند ۳۱ نوع اندام و بافت مختلف را تشخیص داده و میلیون‌ها ساختار میکروسکوپی را در سراسر بدن نقشه‌برداری کند.

چگونه بدن موش‌ها شفاف شد؟

دانشمندان برای تهیه این نقشه‌های دقیق، ابتدا از نشانگرهای فلورسنت استفاده کردند که زیر میکروسکوپ‌های خاص می‌درخشند. این نشانگرها به سلول‌های عصبی و ایمنی متصل شدند، سپس با استفاده از فناوری «شفاف‌سازی بافت»، بدن موش‌ها تقریبا شفاف شد، بدون آنکه ساختارهای داخلی آسیب ببینند. این روش به پژوهشگران اجازه داد بدون برش دادن بافت‌ها، عمق بدن را مشاهده کنند.

در مرحله بعد، فناوری «میکروسکوپ ورقه نوری» برای تهیه تصاویر سه‌بعدی بسیار دقیق از بدن موش‌ها به کار گرفته شد. این تصاویر شامل اطلاعات مربوط به ده‌ها میلیون سلول و ساختار مختلف بودند.

کشف غیرمنتظره در اعصاب صورت

پژوهشگران برای بررسی تاثیر چاقی، گروهی از موش‌ها را با رژیم غذایی پرچرب تغذیه کردند تا دچار افزایش وزن و مشکلات متابولیکی مشابه انسان‌های مبتلا به چاقی شوند. پس از اسکن کامل بدن این حیوانات، تغییرات گسترده‌ای در بخش‌های مختلف بدن مشاهده شد اما یکی از شگفت‌انگیزترین یافته‌ها مربوط به «عصب سه‌قلو» بود. این عصب، یکی از مهم‌ترین اعصاب صورت است و در انتقال حس از نواحی مختلف صورت و همچنین برخی عملکردهای حرکتی نقش دارد.

در موش‌های چاق، این عصب، آسیب قابل‌توجهی ازجمله کاهش تعداد شاخه‌های عصبی و انتهای رشته‌های عصبی نشان داد. این یافته نشان می‌دهد که چاقی ممکن است عملکرد طبیعی اعصاب صورت را مختل کند.

کاهش حس لامسه در موش‌های چاق

پژوهشگران برای اطمینان از این موضوع، آزمایش‌های رفتاری انجام دادند. نتایج نشان داد، موش‌های چاق نسبت به موش‌های سالم حساسیت کمتری به لمس و تحریکات حسی دارند.  این موضوع از فرضیه آسیب عصبی ناشی از چاقی حمایت می‌کند و نشان می‌دهد که تغییرات مشاهده‌ شده فقط محدود به تصاویر میکروسکوپی نیستند و بر عملکرد واقعی اعصاب نیز تاثیر می‌گذارند.

شباهت یافته‌ها در انسان

دانشمندان سپس «گانگلیون سه‌قلو»، بخشی که اجسام سلولی اعصاب حسی صورت در آن قرار دارند را بررسی کردند. با استفاده از فناوری پیشرفته «پروتئومیکس فضایی»، آن‌ها تغییرات مولکولی مرتبط با التهاب و بازسازی عصبی را شناسایی کردند. نکته مهم این بود که هنگام بررسی نمونه‌های انسانی افراد مبتلا به چاقی، بسیاری از همین الگوهای مولکولی مشاهده شد. این موضوع احتمال می‌دهد آسیب‌های مشابهی در انسان‌ها نیز رخ دهد.

چرا این کشف اهمیت دارد؟

پژوهشگران معتقدند، این ارتباط میان چاقی، التهاب و آسیب اعصاب احتمالا هرگز با روش‌های سنتی کشف نمی‌شد زیرا تحقیقات گذشته معمولا تنها روی یک عضو خاص تمرکز داشتند اما «موس‌مپر» توانست بدن را به‌عنوان سیستم یکپارچه بررسی کند و ارتباط‌های پنهان میان بخش‌های مختلف آن را آشکار سازد.

آنان اظهار کردند:  «موس‌مپر»  می‌تواند به ابزاری ارزشمند برای مطالعه بسیاری از بیماری‌هایی تبدیل شود که همزمان چندین اندام را تحت تاثیر قرار می‌دهند. این بیماری‌ها ممکن است شامل دیابت، سرطان، بیماری‌های خودایمنی و اختلالات مغزی باشند. دانشمندان همچنین مجموعه داده‌های تصویربرداری کل بدن را به صورت آنلاین در دسترس عموم قرار داده‌اند تا محققان در سراسر جهان بتوانند اطلاعات را بررسی کرده و تغییرات مرتبط با چاقی را در بافت‌ها و اندام‌های مختلف مطالعه کنند.

آینده پزشکی با “دوقلوهای دیجیتال”

علی ارتورک، رهبر این پروژه می‌گوید: هدف بلندمدت گروه پژوهشی ایجاد «دوقلوهای دیجیتال» از بدن موجودات زنده است، مدل‌های بسیار دقیقی که دانشمندان بتوانند روی رایانه آن‌ها را مطالعه کنند. چنین مدل‌هایی می‌توانند به شناسایی زودهنگام بیماری‌ها، آزمایش درمان‌های جدید و حتی کاهش نیاز به آزمایش‌های حیوانی کمک کنند. 

جمع‌بندی

نتایج این پژوهش شواهد جدیدی ارائه کرد که نشان می‌دهد، چاقی فقط موجب افزایش وزن نمی‌شود، بلکه می‌تواند در سطح سلولی ساختار بدن را تغییر دهد و حتی به اعصابی آسیب برساند که پیش‌تر تصور نمی‌شد در برابر چاقی آسیب‌پذیر باشند. این یافته‌ها ممکن است توضیحی برای برخی علائم مشاهده‌ شده در افراد مبتلا به چاقی، مانند بی‌حسی، کاهش حس لامسه و برخی انواع دردهای عصبی باشد.

بر اساس گزارش نوریج، بخش عمده این پژوهش روی موش‌ها انجام شده و برای تایید کامل نتایج در انسان‌ها به مطالعات بیشتری نیاز است. با این حال، این پژوهش نمونه‌ای روشن از قدرت روزافزون هوش مصنوعی در پزشکی مدرن است؛ فناوری‌ای که امروز امکان مشاهده و درک بیماری‌ها را به شیوه‌ای فراهم کرده که فقط چند سال پیش غیرقابل تصور بود.

نتایج این پژوهش پژوهشگران «هلمهولتس مونیخ» (Helmholtz Munich)، دانشگاه «لودویگ ماکسیمیلیان» (Ludwig Maximilians) و چند مرکز تحقیقاتی دیگر در نشریه «نیچر» (Nature) منتشر شده است.

وقتی خواب ناکافی خلق کودکان را به هم می‌زند

ارسال شده در ۹ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

وقتی خواب کودکان و نوجوانان به اندازه کافی تأمین نمی‌شود، نخستین نشانه‌ها نه در ظاهر خستگی، بلکه در رفتار و احساسات آن‌ها دیده می‌شود؛ مسئله‌ای که اگر نادیده گرفته شود، بر یادگیری، روابط خانوادگی و سلامت روان فرزندان تأثیر جدی می‌گذارد.

خواب، برای کودکان و نوجوانان فقط یک استراحت ساده نیست، بلکه فرایندی حیاتی برای رشد مغز، تنظیم هیجانات و تثبیت یادگیری است. با این حال، در سبک زندگی امروزی که استفاده از ابزارهای دیجیتال، برنامه‌های فشرده درسی و تغییر الگوهای زندگی افزایش یافته، کم‌خوابی به یکی از مشکلات شایع در میان نسل‌های کم‌سن تبدیل شده است. بسیاری از والدین، بدخلقی، لجبازی یا بی‌حوصلگی فرزندان خود را به مسائل تربیتی نسبت می‌دهند، در حالی که در موارد قابل توجهی، ریشه این رفتارها را باید در «مغزی خسته» جست‌وجو کرد، نه در «رفتاری مشکل‌دار».

وقتی فرماندهی مختل می‌شود

در هنگام خواب، مغز وارد مرحله‌ای از بازسازی و تنظیم می‌شود. این فرآیند شامل تثبیت حافظه، پاکسازی سموم عصبی و تنظیم شبکه‌های هیجانی است. وقتی کودک یا نوجوان به اندازه کافی نمی‌خوابد، این چرخه حیاتی مختل می‌شود.

یکی از نخستین بخش‌هایی که تحت تأثیر کم‌خوابی قرار می‌گیرد، قشر پیش‌پیشانی است، بخشی از مغز که مسئول تصمیم‌گیری، کنترل رفتار و تنظیم احساسات است. ضعف عملکرد این ناحیه باعث می‌شود کودک صبر کمتری داشته باشد، زودتر عصبانی شود و در کنترل واکنش‌هایش دچار مشکل شود.

از سوی دیگر، کم‌خوابی باعث افزایش فعالیت در مراکز هیجانی مغز می‌شود، به همین دلیل واکنش‌های احساسی مانند خشم، گریه یا اضطراب شدت می‌گیرند. در چنین شرایطی، حتی مسائل کوچک می‌توانند به واکنش‌های بزرگ و غیرمنتظره منجر شوند.

حافظه و یادگیری قربانیان خاموش بی‌خوابی

یکی از مهم‌ترین کارکردهای خواب، تثبیت اطلاعات در مغز است. در طول خواب، مغز آنچه در طول روز آموخته را پردازش و دسته‌بندی می‌کند. کم‌خوابی این روند را مختل کرده و باعث کاهش توانایی یادگیری و به خاطر سپردن مطالب می‌شود.

کودکی که خواب کافی ندارد، ممکن است در کلاس درس تمرکز لازم را نداشته باشد، مطالب را سریع فراموش کند و در انجام تکالیف دچار اشتباهات مکرر شود. این موضوع گاهی به اشتباه به ضعف درسی یا بی‌توجهی نسبت داده می‌شود، در حالی که عامل اصلی می‌تواند صرفاً کمبود خواب باشد.

نشانه‌های کم‌خوابی در سنین مختلف

کم‌خوابی در کودکان و نوجوانان همیشه به شکل «خواب‌آلودگی» بروز نمی‌کند، بلکه اغلب با علائم رفتاری و هیجانی همراه است که ممکن است والدین را دچار سوءبرداشت کند.

در محیط مدرسه: دانش‌آموزان کم‌خواب معمولاً با افت تمرکز، کندی در یادگیری و اشتباهات مکرر مواجه می‌شوند. این کودکان ممکن است در کلاس بی‌حوصله به نظر برسند یا نتوانند دستورالعمل‌ها را به درستی دنبال کنند.

در نوجوانان: نوجوانی دوره‌ای حساس از نظر تغییرات هورمونی و هیجانی است. کم‌خوابی در این سن می‌تواند به نوسانات شدید خلق، پرخاشگری، کاهش انگیزه و حتی رفتارهای تکانشی منجر شود. برخی از این نشانه‌ها ممکن است با چالش‌های طبیعی این دوره اشتباه گرفته شوند.

در کودکان کم‌سن‌تر: برخلاف تصور رایج، کم‌خوابی در کودکان اغلب به صورت «بیش‌فعالی کاذب» ظاهر می‌شود. کودک ممکن است بیش از حد پرجنب‌وجوش، تحریک‌پذیر یا وابسته به والدین شود. کاهش تمرکز و چسبندگی عاطفی نیز از دیگر نشانه‌های رایج است.

چرا کم‌خوابی بیشتر شده است؟

تغییر سبک زندگی در سال‌های اخیر، نقش مهمی در افزایش کم‌خوابی دارد. استفاده از تلفن همراه و تبلت پیش از خواب، یکی از عوامل اصلی است. نور آبی این دستگاه‌ها تولید هورمون ملاتونین (هورمون خواب) را کاهش داده و به تأخیر در به خواب رفتن منجر می‌شود.

همچنین برنامه‌های نامنظم خواب، مصرف نوشیدنی‌های کافئین‌دار، فشارهای درسی و کاهش فعالیت بدنی، همگی در کاهش کیفیت خواب نقش دارند. در برخی خانواده‌ها نیز خواب به عنوان ابزار تنبیه استفاده می‌شود که این موضوع می‌تواند نگرش کودک به خواب را منفی کند.

راهکارهایی برای بهبود کیفیت خواب

ایجاد عادات خواب سالم، یکی از مهم‌ترین اقداماتی است که والدین می‌توانند برای سلامت روان و جسم فرزندان خود انجام دهند. این کار نیازمند ثبات، آگاهی و همکاری خانواده است.

ثبات در زمان خواب و بیداری: بدن انسان دارای یک ساعت زیستی است که با نظم در خواب تنظیم می‌شود. حتی در روزهای تعطیل نیز بهتر است زمان خواب و بیداری تا حد امکان ثابت باقی بماند.

محیط مناسب خواب: اتاق خواب باید تاریک، ساکت و کمی خنک باشد. چنین شرایطی به مغز کمک می‌کند سریع‌تر وارد فاز خواب عمیق شود.

کاهش استفاده از وسایل دیجیتال: خاموش کردن گوشی، تبلت و تلویزیون حداقل یک ساعت قبل از خواب، تأثیر قابل توجهی در بهبود کیفیت خواب دارد. این زمان می‌تواند با فعالیت‌هایی مانند مطالعه، گوش دادن به موسیقی ملایم یا نوشتن افکار جایگزین شود.

پرهیز از محرک‌ها:مصرف نوشیدنی‌های حاوی کافئین مانند چای پررنگ، قهوه یا نوشابه‌های انرژی‌زا در ساعات عصر و شب باید محدود شود.

فعالیت بدنی منظم: تحرک روزانه به تنظیم خواب کمک می‌کند، اما انجام فعالیت‌های سنگین درست قبل از خواب توصیه نمی‌شود.

نگرش مثبت به خواب: خواب نباید به عنوان تنبیه یا اجبار معرفی شود. ایجاد حس آرامش و امنیت در زمان خواب، نقش مهمی در پذیرش آن توسط کودک دارد.

نقش والدین

والدین نه تنها باید بر خواب فرزندان خود نظارت داشته باشند، بلکه باید خود نیز الگوی مناسبی در این زمینه باشند. کودکانی که والدینشان برنامه خواب منظم دارند، بیشتر تمایل به رعایت این الگو پیدا می‌کنند.

همچنین گفت‌وگو با کودک درباره اهمیت خواب، بدون ایجاد ترس یا فشار، می‌تواند در شکل‌گیری عادات سالم مؤثر باشد. در مواردی که مشکلات خواب به صورت جدی ادامه‌دار باشد، مشورت با متخصصان سلامت کودک ضروری است.

کم‌خوابی؛ ریشه اختلالات رفتاری کودکان

کم‌خوابی، مسئله‌ای ساده و گذرا نیست، بلکه عاملی تأثیرگذار بر رفتار، یادگیری و سلامت روان کودکان و نوجوانان است. بسیاری از رفتارهایی که به عنوان لجبازی، بی‌نظمی یا بی‌انگیزگی شناخته می‌شوند، ممکن است در واقع نشانه‌هایی از خستگی مغز باشند.

شناخت این موضوع و توجه به کیفیت خواب، می‌تواند به بهبود روابط خانوادگی، افزایش موفقیت تحصیلی و ارتقای سلامت روان نسل آینده کمک کند. گاهی یک ساعت خواب بیشتر، می‌تواند تفاوتی بزرگ در خلق‌وخو و عملکرد یک کودک ایجاد کند.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!