چرا کودک با وجود اسباب‌بازی‌های زیاد، خوشحال نیست؟

از اتاق‌های شلوغ تا ذهن‌های خسته؛ داستان نسل جدید کودکان

ارسال شده در ۶ تیر ۱۴۰۵، توسط ایرنا

در حالی که بسیاری از والدین تصور می‌کنند هرچه اسباب‌بازی بیشتر، کودک شادتر، واقعیت‌های روانشناختی تصویر دیگری را نشان می‌دهد؛ کودکانی با اتاق‌های شلوغ اما ذهن‌هایی خسته و کم‌حوصله. دکتر ناهید کرمی در این گفت‌وگو از اثرات پنهان انتخاب اسباب‌بازی بر روان و رفتار نسل جدید کودکان پرده برمی‌دارد.

تصور کنید کودکی در سکوت اتاقش نشسته؛ اطرافش پر است از اسباب‌بازی‌هایی که هرکدام با نور، صدا و رنگ تلاش می‌کنند توجهش را بگیرند. یک ماشین کنترلی که بی‌وقفه حرکت می‌کند، یک عروسک که با چشم‌های درشتش نگاه می‌کند، یک بازی دیجیتالی که هر ثانیه او را وارد مرحله‌ای جدید می‌کند، اما کودک فقط چند دقیقه نگاه می‌کند، بعد یکی را کنار می‌گذارد و سراغ بعدی می‌رود. هیچ‌چیز برایش ماندگار نیست.

این تصویر، امروز برای بسیاری از خانواده‌ها آشناست؛ اتاق‌هایی پر از اسباب‌بازی، اما کودکانی بی‌قرار، زوددل‌زده و گاهی پرخاشگر.

در نقطه مقابل، همین اسباب‌بازی‌های به ظاهر ساده، می‌توانند اولین معلم‌های زندگی کودک باشند؛ معلم‌هایی که بی‌صدا به او یاد می‌دهند چگونه فکر کند، چگونه احساس کند، چگونه با دیگران ارتباط بگیرد و حتی چگونه خودش را بشناسد.

اما مرز میان «بازیِ سازنده» و «بازیِ آسیب‌زا» کجاست؟ کدام اسباب‌بازی‌ها واقعاً به رشد کودک کمک می‌کنند و کدام‌ها فقط ظاهر فریبنده‌ای دارند که در بلندمدت می‌توانند بر روان و رفتار او اثر بگذارند؟

در همین زمینه، دکتر ناهید کرمی، روانشناس کودک و نوجوان، به تشریح ابعاد پنهان و کمتر دیده‌شده انتخاب اسباب‌بازی در زندگی کودکان پرداخته است.

اسباب‌بازی؛ فقط سرگرمی نیست، زبان رشد روانی کودک است

به گفته دکتر ناهید کرمی، انتخاب اسباب‌بازی فقط یک سرگرمی ساده برای کودک نیست؛ بلکه ابزاری مهم در فرآیند رشد روانی، شناختی و اجتماعی او محسوب می‌شود. نوع اسباب‌بازی‌هایی که کودک در سال‌های اولیه زندگی با آن‌ها درگیر می‌شود، می‌تواند بر شکل‌گیری شخصیت، الگوهای رفتاری، مهارت‌های ارتباطی و حتی سبک فکر کردن او تأثیر بگذارد.

این روانشناس کودک توضیح می‌دهد: «اسباب‌بازی‌ها در واقع زبان یادگیری کودک هستند. کودکی که با بازی‌های فکری، ساختنی و خلاقانه درگیر می‌شود، معمولاً مهارت حل مسئله، تمرکز، برنامه‌ریزی و تفکر خلاق در او تقویت می‌شود. در نقطه مقابل، اسباب‌بازی‌های صرفاً هیجانی یا خشونت‌آمیز اگر بدون نظارت و تعادل استفاده شوند، ممکن است زمینه افزایش پرخاشگری، تحریک‌پذیری یا کاهش تحمل روانی را ایجاد کنند.»

 کرمی همچنین به نقش اسباب‌بازی در شکل‌گیری هویت کودک اشاره کرده و می‌گوید: «اسباب‌بازی‌ها در شکل‌گیری هویت و ویژگی‌های شخصیتی نقش دارند. بازی‌های گروهی به کودک مهارت همکاری، رعایت نوبت، همدلی و تعامل اجتماعی را آموزش می‌دهند، در حالی که بازی‌های نمادین مانند عروسک‌بازی یا خانه‌بازی به کودک کمک می‌کنند احساسات، ترس‌ها و تجربه‌های درونی خود را بازنمایی و پردازش کند.»

چه اسباب‌بازی‌هایی می‌توانند اضطراب و پرخاشگری را تشدید کنند؟

این روانشناس کودک در پاسخ به این پرسش که چه نوع اسباب‌بازی‌هایی می‌توانند اضطراب، پرخاشگری یا ترس را در کودک تقویت کنند، توضیح می‌دهد: «اسباب‌بازی‌هایی که بر پایه خشونت شدید، ترس یا تخریب طراحی شده‌اند، می‌توانند در برخی کودکان اضطراب و پرخاشگری را تشدید کنند.»

او اضافه می‌کند: «عروسک‌ها یا شخصیت‌های بسیار ترسناک، بازی‌های دارای صحنه‌های خشن و اسباب‌بازی‌هایی با صداهای ناگهانی و آزاردهنده، برای کودکان حساس می‌توانند احساس ناامنی ایجاد کنند. همچنین بازی‌های رقابتیِ افراطی که مدام حس شکست یا مقایسه را القا می‌کنند، ممکن است اعتمادبه‌نفس کودک را کاهش دهند. اسباب‌بازی‌های دیجیتالی با محرک‌های سریع و هیجان مداوم نیز گاهی باعث تحریک‌پذیری و کاهش تحمل روانی کودک می‌شوند. البته واکنش کودکان متفاوت است و نقش والدین در نظارت، گفت‌وگو و ایجاد تعادل در نوع بازی‌ها بسیار تعیین‌کننده است.»

آیا تفنگ اسباب‌بازی کودک را پرخاشگر می‌کند؟

در سال‌های اخیر یکی از بحث‌های پرتکرار میان والدین و حتی در شبکه‌های اجتماعی این بوده که آیا بازی‌های خشن، به‌ویژه اسباب‌بازی‌هایی مثل تفنگ، می‌توانند باعث افزایش پرخاشگری در کودکان شوند یا نه. بخشی از خانواده‌ها با نگرانی از این نوع اسباب‌بازی‌ها اجتناب می‌کنند و بخشی دیگر آن را صرفاً یک ابزار بازی و تخلیه هیجان می‌دانند.

تفنگ اسباب‌بازی به‌تنهایی کودک را پرخاشگر نمی‌کند، اما تکرار بازی‌های مبتنی بر خشونت می‌تواند حساسیت کودک نسبت به رفتارهای تهاجمی را افزایش دهد.

او تاکید می‌کند: «تأثیر این اسباب‌بازی‌ها به عوامل مهم‌تری مثل فضای خانوادگی، الگوی رفتاری والدین، میزان نظارت و ویژگی‌های شخصیتی کودک بستگی دارد.» این روانشناس کودک اضافه می‌کند: «اگر بازی با تفنگ همراه با آموزش همدلی، کنترل هیجان و تفکیک خیال از واقعیت باشد، معمولاً آسیب جدی ایجاد نمی‌کند.» به گفته او، نگرانی زمانی جدی می‌شود که کودک فقط با بازی‌های خشونت‌آمیز سرگرم باشد و فرصت تجربه بازی‌های خلاقانه و اجتماعی را نداشته باشد.

وقتی اتاق پر از اسباب‌بازی است اما کودک حوصله ندارد

بعضی والدین با این صحنه روبه‌رو هستند: اتاقی پر از اسباب‌بازی، اما کودکی که خیلی زود خسته می‌شود و هیچ‌چیز برایش جذابیت ندارد. این وضعیت در نگاه اول متناقض به نظر می‌رسد، اما از نگاه روانشناسی کودک، اتفاقی قابل توضیح است. کرمی در این‌باره توضیح می‌دهد: «زیاد بودن اسباب‌بازی لزوماً به معنای رشد خلاقیت نیست؛ گاهی تنوع بیش از حد باعث می‌شود کودک تمرکز و درگیری عمیق با بازی را از دست بدهد.»

خلاقیت بیشتر در بازی‌های ساده، آزاد و مشارکتی شکل می‌گیرد؛ نه در انباشت وسایل متعدد و لوکس

او می‌گوید: «وقتی کودک مدام با اسباب‌بازی‌های آماده و سرگرمی‌های سریع بمباران می‌شود، قدرت تخیل و توانایی خلق بازی از درون خودش کمتر فعال می‌شود.» به گفته این روانشناس، «برخی کودکان نیز به دلیل وابستگی به محرک‌های فوری، زود دچار احساس تکرار و بی‌حوصلگی می‌شوند.در واقع خلاقیت بیشتر در بازی‌های ساده، آزاد و مشارکتی شکل می‌گیرد؛ نه در انباشت وسایل متعدد و لوکس.» او همچنین یادآور می‌شود: «گاهی کودک بیش از اسباب‌بازی جدید، به حضور والدین، تعامل عاطفی و فرصت تجربه بازی‌های واقعی نیاز دارد.»

خرید بی‌رویه اسباب‌بازی؛ جبران عاطفی یا خطای تربیتی؟

کرمی در ادامه به پیامدهای خرید بی‌رویه اسباب‌بازی توسط والدین اشاره می‌کند و می‌گوید: «خرید بی‌رویه اسباب‌بازی معمولاً احساس گناه والدین را به‌صورت موقت آرام می‌کند، اما در بلندمدت نمی‌تواند جایگزین ارتباط عاطفی و وقت‌گذرانی واقعی با کودک شود.»

او توضیح می‌دهد: «این رفتار ممکن است کودک را به دریافت پاداش‌های مادی عادت دهد و آستانه رضایت او را بالا ببرد؛ به‌طوری‌که دیگر از داشته‌هایش لذت عمیق نبرد.» همچنین به گفته او، «والدین نیز به‌تدریج دچار فشار اقتصادی، فرسودگی روانی و احساس ناکافی بودن می‌شوند.در چنین شرایطی رابطه عاطفی کم‌کم به جبران با خرید تبدیل می‌شود، در حالی‌که کودک بیش از وسایل جدید، به توجه، امنیت روانی و حضور والدین نیاز دارد.»

چگونه به کودک «نه» بگوییم بدون احساس طردشدگی؟

این روانشناس کودک درباره شیوه برخورد با درخواست‌های مکرر کودک برای خرید اسباب‌بازی می‌گوید: «وقتی کودک مدام اسباب‌بازی جدید می‌خواهد، مهم است که والدین با آرامش و همدلی پاسخ دهند، نه با سرزنش یا عصبانیت.»

او توضیح می‌دهد: بهتر است ابتدا احساس کودک را تأیید کنند؛ مثلا بگویند: “می‌دانم این اسباب‌بازی را خیلی دوست داری.” بعد، قاطع اما مهربان حد و مرز بگذارند: “الان قرار نیست اسباب‌بازی جدید بخریم.

کرمی تاکید می‌کند: «والدین نباید برای کم کردن عذاب وجدان، هر خواسته‌ای را سریع برآورده کنند؛ چون کودک تحمل ناکامی را یاد نمی‌گیرد. می‌توان به کودک حق انتخاب زمان‌دار داد؛ مثلا برای مناسبت بعدی یا با پس‌انداز خودش آن را تهیه کند.

 کودکی که محبت، توجه و گفت‌وگوی کافی دریافت می‌کند، “نه” شنیدن را کمتر معادل طردشدگی یا کمبود عاطفی می‌داند.

معیارهای مهم در خرید اسباب‌بازی برای کودک

در پایان این گفت‌وگو، کرمی درباره معیارهای انتخاب اسباب‌بازی مناسب توضیح می‌دهد: والدین هنگام خرید اسباب‌بازی باید به تناسب آن با سن و مرحله رشدی کودک توجه کنند تا هم ایمن باشد و هم باعث یادگیری و خلاقیت شود.

او می‌گوید: «اسباب‌بازی بهتر است مهارت‌هایی مثل حل مسئله، تخیل، تعامل اجتماعی و تمرکز را تقویت کند، نه فقط کودک را منفعل نگه دارد. همچنی کیفیت و ایمنی محصول اهمیت زیادی دارد؛ نداشتن قطعات خطرناک، لبه تیز و مواد آسیب‌زا ضروری است. بهتر است تعداد اسباب‌بازی‌ها متعادل باشد، چون تنوع و خرید بیش‌ازحد می‌تواند باعث دلزدگی و کاهش تمرکز کودک شود.»

گرمازدگی؛ تهدید خاموش روزهای سوزان

ارسال شده در ۶ تیر ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 گرمازدگی یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای قرار گرفتن طولانی‌مدت در هوای گرم است که می‌تواند در مدت کوتاهی سلامت انسان را با تهدیدی جدی مواجه کند. به همین خاطر شناخت علائم گرمازدگی و آگاهی از راه‌های پیشگیری و مقابله با آن بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند.

بدن انسان به‌طور طبیعی تلاش می‌کند دمای داخلی خود را در حدود ۳۷ درجه سانتی‌گراد حفظ کند. مغز، به‌ویژه بخشی به نام هیپوتالاموس، نقش مرکز کنترل دما را بر عهده دارد. هنگامی که هوا گرم می‌شود یا فعالیت بدنی افزایش پیدا می‌کند، بدن از طریق تعریق و افزایش جریان خون به سطح پوست، گرمای اضافی را دفع می‌کند.

تعریق یکی از مهم‌ترین سازوکارهای خنک‌کننده بدن است. وقتی عرق از سطح پوست تبخیر می‌شود، بخشی از گرمای بدن نیز از بین می‌رود. اما اگر دمای محیط بسیار بالا باشد یا رطوبت هوا زیاد شود، این سیستم کارایی خود را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی بدن دیگر نمی‌تواند گرمای اضافی را به‌درستی دفع کند و دمای داخلی آن به‌تدریج افزایش می‌یابد.

وقتی سیستم خنک‌کننده بدن از کار می‌افتد

گرمازدگی زمانی رخ می‌دهد که مکانیسم‌های طبیعی تنظیم دمای بدن دیگر قادر به کنترل گرما نباشند. در این حالت دمای بدن ممکن است به بیش از ۴۰ درجه سانتی‌گراد برسد، وضعیتی که یک اورژانس پزشکی محسوب می‌شود.

افزایش شدید دمای بدن باعث اختلال در عملکرد سلول‌ها و اندام‌های مختلف می‌شود. هرچه مدت زمان قرار گرفتن فرد در این شرایط بیشتر باشد، احتمال بروز آسیب‌های جدی نیز افزایش می‌یابد. به همین دلیل پزشکان تأکید می‌کنند که گرمازدگی را نباید با خستگی ناشی از گرما اشتباه گرفت.

مغز، نخستین قربانی گرمازدگی

یکی از مهم‌ترین اندام‌هایی که از گرمازدگی آسیب می‌بیند، مغز است. دمای بالا می‌تواند عملکرد طبیعی سلول‌های عصبی را مختل کند و روی توانایی تفکر، تصمیم‌گیری و تمرکز اثر بگذارد. به همین دلیل افراد دچار گرمازدگی ممکن است احساس گیجی، منگی یا سردرگمی داشته باشند. برخی افراد رفتارهای غیرعادی از خود نشان می‌دهند و حتی ممکن است نتوانند به پرسش‌های ساده پاسخ دهند. در موارد شدیدتر نیز احتمال بیهوش شدن وجود دارد.

این تغییرات ذهنی یکی از مهم‌ترین نشانه‌های هشداردهنده گرمازدگی است و نباید نادیده گرفته شود. هرگونه اختلال در هوشیاری فردی که در معرض گرمای شدید قرار گرفته، نیازمند اقدام فوری است.

فشار مضاعف بر قلب و دستگاه گردش خون

در روزهای گرم، قلب برای خنک کردن بدن مجبور است سخت‌تر کار کند. رگ‌های خونی پوست گشاد می‌شوند تا خون بیشتری به سطح بدن برسد و گرما دفع شود. این فرآیند اگرچه ضروری است اما بار کاری قلب را افزایش می‌دهد.

در افراد سالم معمولا بدن می‌تواند این فشار اضافی را تحمل کند، اما در سالمندان، بیماران قلبی یا افرادی که فعالیت بدنی سنگین انجام می‌دهند، شرایط متفاوت است. افزایش ضربان قلب و کاهش حجم مایعات بدن می‌تواند خطر بروز مشکلات قلبی را بیشتر کند.

کارشناسان توصیه می‌کنند افراد دارای بیماری‌های قلبی در ساعات گرم روز از حضور طولانی‌مدت در فضای باز خودداری کنند و مایعات کافی بنوشند.

کم‌آبی، خطری که به آرامی پیش می‌رود

یکی دیگر از پیامدهای مهم گرمازدگی، از دست رفتن آب بدن است. هنگام تعریق، علاوه بر آب، مقداری از املاح ضروری بدن نیز دفع می‌شود. اگر این مایعات جایگزین نشوند، بدن به تدریج دچار کم‌آبی خواهد شد.

کم‌آبی باعث کاهش حجم خون و غلیظ‌تر شدن آن می‌شود. در نتیجه قلب برای پمپاژ خون باید تلاش بیشتری انجام دهد. همچنین خون‌رسانی به برخی اندام‌ها کاهش پیدا می‌کند و احتمال آسیب به کلیه‌ها افزایش می‌یابد.

در موارد شدید، کم‌آبی می‌تواند منجر به اختلال عملکرد کلیه، افت فشار خون و حتی شوک شود. به همین دلیل نوشیدن آب به‌صورت منظم در روزهای گرم اهمیت ویژه‌ای دارد، حتی زمانی که فرد احساس تشنگی نمی‌کند.

علائم هشداردهنده گرمازدگی را بشناسیم

شناخت علائم گرمازدگی می‌تواند از بروز عوارض خطرناک جلوگیری کند. یکی از نشانه‌های مهم، داغ و قرمز شدن پوست است. در بسیاری از موارد پوست فرد به‌طور غیرعادی گرم به نظر می‌رسد. کاهش تعریق یا قطع کامل آن نیز از علائم هشداردهنده محسوب می‌شود. برخلاف تصور عمومی، فرد دچار گرمازدگی شدید ممکن است دیگر عرق نکند، زیرا سیستم تنظیم دمای بدن از کار افتاده است.

سرگیجه، احساس ضعف، تهوع، بی‌قراری و کلافگی از دیگر علائمی هستند که باید جدی گرفته شوند. برخی افراد همچنین دچار سردرد شدید می‌شوند و احساس می‌کنند توان ادامه فعالیت را ندارند.

از تپش قلب تا بیهوشی

با پیشرفت گرمازدگی، علائم شدت بیشتری پیدا می‌کنند. افزایش ضربان قلب، نفس‌نفس زدن و احساس تنگی نفس از جمله نشانه‌هایی هستند که خبر از فشار زیاد بر سیستم گردش خون می‌دهند. در این مرحله ممکن است فرد دچار اختلال در تمرکز شود و نتواند به‌درستی صحبت کند یا تصمیم بگیرد. گیجی شدید، از دست دادن تعادل و رفتارهای غیرعادی از علائمی هستند که نیاز به رسیدگی فوری دارند.

اگر گرمازدگی درمان نشود، احتمال بروز تشنج، کاهش سطح هوشیاری و بیهوشی وجود دارد. این وضعیت یک اورژانس پزشکی است و تأخیر در درمان می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری به دنبال داشته باشد.

هنگام گرمازدگی چه باید کرد؟

اولین اقدام، خارج کردن فرد از محیط گرم است. انتقال به سایه، فضای سرپوشیده یا محیطی دارای تهویه مناسب می‌تواند روند افزایش دمای بدن را متوقف کند. پس از آن باید لباس‌های اضافی یا تنگ را شل کرد و به خنک شدن بدن کمک نمود. استفاده از حوله مرطوب، اسپری آب روی پوست یا قرار دادن پارچه خیس روی گردن و زیر بغل می‌تواند مؤثر باشد.

کارشناسان تأکید می‌کنند که نباید از آب بسیار سرد یا یخ به‌طور ناگهانی استفاده کرد، زیرا این کار ممکن است باعث شوک به بدن شود. خنک کردن تدریجی و کنترل‌شده معمولاً ایمن‌تر است.

نوشیدن مایعات با احتیاط

اگر فرد هوشیار باشد و توانایی بلع داشته باشد، می‌توان به او آب یا محلول‌های حاوی الکترولیت داد. نوشیدن مایعات باید به‌صورت جرعه‌جرعه انجام شود تا از تهوع یا استفراغ جلوگیری شود. مصرف نوشیدنی‌های بسیار شیرین، نوشابه‌های گازدار یا نوشیدنی‌های الکلی توصیه نمی‌شود، زیرا ممکن است روند جبران کم‌آبی را مختل کنند. آب ساده یا محلول‌های مخصوص جبران املاح بدن گزینه‌های مناسب‌تری هستند.

در عین حال، اگر فرد دچار گیجی شدید یا کاهش سطح هوشیاری شده باشد، نباید به او مایعات خورانده شود؛ زیرا خطر خفگی وجود دارد.

چه زمانی باید با اورژانس تماس گرفت؟

هرگاه فرد دچار بیهوشی، گیجی شدید، تشنج یا اختلال واضح در هوشیاری شود، باید فورا با اورژانس تماس گرفت. همچنین اگر علائم با اقدامات اولیه بهبود پیدا نکند یا دمای بدن همچنان بالا باقی بماند، مراجعه فوری به مراکز درمانی ضروری است.

پزشکان تأکید می‌کنند که گرمازدگی شدید یک وضعیت ساده و گذرا نیست. این مشکل می‌تواند در مدت کوتاهی به آسیب مغزی، نارسایی کلیه، مشکلات قلبی و سایر عوارض جدی منجر شود.

پیشگیری بهترین راه مقابله با گرمازدگی

گرمازدگی اگرچه خطرناک است اما در بسیاری از موارد قابل پیشگیری است. نوشیدن آب کافی، پرهیز از فعالیت‌های سنگین در ساعات اوج گرما، استفاده از لباس‌های سبک و روشن و حضور در محیط‌های خنک از مهم‌ترین راهکارهای پیشگیری محسوب می‌شوند.

همچنین توجه به سالمندان، کودکان، کارگران فضای باز و افراد دارای بیماری‌های زمینه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا این گروه‌ها بیشتر در معرض خطر قرار دارند.

با افزایش دمای هوا در فصل تابستان، آگاهی از علائم گرمازدگی و اقدام به‌موقع در برابر آن می‌تواند از بسیاری از مشکلات جدی جلوگیری کند. گاهی شناخت چند نشانه ساده و انجام چند اقدام اولیه، تفاوت میان یک حادثه قابل کنترل و یک وضعیت تهدیدکننده زندگی را رقم می‌زند.

اهمیت استفاده از «داروهای نارسایی قلبی» در بیماران مبتلا به سرطان

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایسنا

درمان سرطان برای بسیاری از بیماران فقط به مقابله با تومور محدود نمی‌شود، زیرا برخی داروهای ضدسرطان می‌توانند به قلب آسیب بزنند. اکنون یک بررسی گسترده نشان می‌دهد بعضی درمان‌های شناخته‌شده قلبی ممکن است در این شرایط نقش محافظتی مهمی داشته باشند.

یکی از چالش‌های مهم در درمان سرطان این است که برخی داروها و روش‌های ضدسرطان، در کنار اثر درمانی خود، می‌توانند بر قلب نیز فشار وارد کنند. این عوارض ممکن است توان پمپاژ قلب را کاهش دهند یا نشانه‌هایی از اختلال عملکرد قلبی ایجاد کنند. وقتی چنین مشکلی رخ می‌دهد، گاهی پزشکان ناچار می‌شوند دوز داروی ضدسرطان را کم کنند یا حتی درمان را متوقف کنند؛ موضوعی که می‌تواند بر موفقیت درمان سرطان اثر منفی بگذارد. به همین دلیل، محافظت از قلب در بیماران سرطانی در سال‌های اخیر به یکی از موضوعات مهم پزشکی تبدیل شده است.

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان، به‌ویژه در سنین بالاتر، ممکن است همزمان با بیماری‌های قلبی یا عوامل خطر قلبی نیز روبه‌رو باشند. در چنین شرایطی، یافتن راه‌هایی که بتواند هم ادامه درمان سرطان را ممکن کند و هم از افت عملکرد قلب جلوگیری کند، بسیار ارزشمند است. از همین رو، پژوهشگران به این پرسش پرداخته‌اند که آیا داروهایی که معمولا برای درمان نارسایی قلبی تجویز می‌شوند، می‌توانند در بیماران دریافت‌کننده درمان ضدسرطان نیز از قلب محافظت کنند یا نه.

در همین خصوص، محققانی از مرکز پزشکی دانشگاه اراسموس در روتردام هلند، پژوهشی را درباره اثرات محافظتی درمان‌های توصیه‌شده برای نارسایی قلبی در بیماران مبتلا به سرطان ارائه کردند. این کار که با تکیه بر گردآوری و ترکیب نتایج مطالعات منتشرشده انجام شد، به‌طور ساده بررسی می‌کرد که درمان‌های توصیه‌شده در راهنماهای پزشکی تا چه اندازه می‌توانند از افت عملکرد قلب در بیمارانی که داروهای ضدسرطان دریافت می‌کنند جلوگیری کنند.

روش کار به این صورت بود که پژوهشگران به‌طور نظام‌مند پایگاه‌های اطلاعاتی مقالات پزشکی و زیست‌پزشکی را جست‌وجو کردند تا همه مطالعات مرتبط را بیابند. آن‌ها تحقیقاتی را وارد بررسی کردند که روی بیماران دریافت‌کننده داروهای ضدسرطان انجام شده بود و اثر درمان‌های توصیه‌شده برای نارسایی قلبی را سنجیده بود. گروه‌های دارویی مورد ارزیابی شامل مهارکننده‌های سامانه رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون، بتابلوکرها، آنتاگونیست‌های گیرنده مینرالوکورتیکوئید، مهارکننده‌های سدیم-گلوکز کوترانسپورتر-۲ و همچنین استاتین‌ها بود. در مجموع ۴۹ مطالعه با داده‌های ۶۹۹۸ بیمار در این تحلیل وارد شد.

بخش اصلی این بررسی بر شاخصی به نام «کسر جهشی بطن چپ» یا LVEF متمرکز بود؛ معیاری که نشان می‌دهد قلب با چه توانایی‌ای خون را پمپاژ می‌کند. نتایج نشان داد در ۲۳ مطالعه‌ای که مهارکننده‌های سامانه رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون را بررسی کرده بودند، این داروها در مقایسه با دارونما یا مراقبت معمول، بهبود ۲.۸۸ درصدی در LVEF ایجاد کردند. در ۲۲ مطالعه مربوط به بتابلوکرها نیز بهبود مشاهده شد، هرچند این اثر کمتر و حدود ۱.۲۰ درصد بود. نکته قابل توجه آن بود که در هشت مطالعه، ترکیب این دو گروه دارویی باعث بهبود ۲.۹۸ درصدی شد.

یافته‌های دیگر نیز امیدوارکننده بود. پژوهشگران تغییرات مثبت قابل توجهی را در شاخصی به نام «استرین طولی سراسری» مشاهده کردند؛ این شاخص یکی از نشانگرهای قدرت انقباض عضله قلب است و می‌تواند آسیب‌های قلبی را زودتر نشان دهد. این بهبود با مهارکننده‌های سامانه رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون، بتابلوکرها و ترکیب این دو دیده شد. همچنین آنتاگونیست‌های گیرنده مینرالوکورتیکوئید در دو مطالعه افزایش ۴.۶۸ درصدی در LVEF نشان دادند، هرچند تعداد مطالعات آن کم بود. تنها مطالعه مربوط به مهارکننده‌های سدیم-گلوکز کوترانسپورتر-۲ نیز بهبود ۳.۲۰ درصدی را نشان داد. استاتین‌ها هم در هفت مطالعه با افزایش ۲.۴۹ درصدی در این شاخص همراه بودند.

این یافته‌ها از نظر عملی اهمیت زیادی دارند، زیرا نشان می‌دهند برخی درمان‌های آشنا و از پیش توصیه‌شده برای نارسایی قلبی ممکن است در بیماران سرطانی نیز به حفظ عملکرد قلب کمک کنند. اهمیت این موضوع فقط در سلامت قلب خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌تواند به ادامه بهتر درمان سرطان نیز یاری برساند؛ چون هرچه قلب کمتر آسیب ببیند، احتمال وقفه یا تغییر ناخواسته در درمان ضدسرطان نیز کمتر می‌شود.

در عین حال، پژوهشگران تاکید کرده‌اند که برای برخی داروهای جدیدتر، تعداد مطالعات هنوز محدود است و نمی‌توان با قطعیت کامل درباره جایگاه آن‌ها نظر داد. بنابراین، هرچند نتایج به‌ویژه درباره ترکیب مهارکننده‌های سامانه رنین-آنژیوتانسین-آلدوسترون و بتابلوکرها دلگرم‌کننده است، اما برای روشن شدن نقش دقیق دیگر درمان‌های قلبی در بیماران سرطانی، انجام آزمایش‌های بیشتر ضروری خواهد بود.

قابل ذکر است این نتایج در ESC Cardio-Oncology ۲۰۲۶، نشست سالانه شورای کاردیو-آنکولوژی انجمن قلب اروپا، ارائه شده‌اند. این رویداد علمی وابسته به انجمن قلب اروپا (European Society of Cardiology) است؛ نهادی علمی و تخصصی که در حوزه بیماری‌های قلب و عروق فعالیت می‌کند.

از امگا۳ تا ویتامین D؛ ایرانی‌ها از چه مکمل‌هایی باید استفاده کنند؟

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایسنا

مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت درباره باید و نبایدهای مصرف مکمل‌ها توضیحاتی ارائه داد.

دکتر احمد اسماعیل‌زاده درباره مکمل‌های غذایی اظهار کرد: مکمل‌های غذایی، تکمیل‌کننده غذای افراد هستند. به طور قطع، افراد می‌بایست نیاز به موادمغذی را از طریق غذای کافی و متنوع تامین کنند. «نقص رژیم غذایی» و «ابتلا به برخی بیماری‌ها» سبب افزایش نیاز به برخی موادمغذی می‌شود؛ بنابراین، مکمل‌های غذایی به منظور تکمیل موادمغذی استفاده می‌شود.

دیدگاه نادرست درباره مصرف مکمل

این متخصص تغذیه درباره دیدگاه‌ها و باورهای عمومی درباره مصرف مکمل‌ها توضیح داد: تصور اینکه تمام افراد جامعه به مصرف روازنه مکمل نیازدارند،  تصور درستی نیست. هنگامی که افراد نتوانند نیازهای موادمغذی خود را از طریق غذا تامین کنند یا نیاز بدن به موادمغذی افزایش یابد، استفاده از مکمل‌ها در کنار موادغذایی توصیه می‌شود. به طور مثال، نیاز سالمندان، زنان شیرده، زنان باردار و کودکان در حال رشد به برخی موادمغذی افزایش می‌یابد؛ این احتمال وجود دارد که نتوانند نیاز خود را با غذا تامین کنند. در چنین شرایطی علاوه بر غذای مکفی نیاز است از مکمل‌ها استفاده‌کنند. 

مصرف کم ماهی در ایران

توصیه به مصرف امگا۳ به‌جز ساکنان شمال و جنوب کشور

مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت با بیان اینکه به عنوان مثال ایرانیان ماهی به میزان کافی مصرف نمی‌کنند، گفت: بدن انسان به روزانه یک گرم امگا۳ نیاز دارد اما توانایی ساخت این اسیدچرب را ندارد. با توجه به مصرف کم ماهی، نیاز به امگا۳ می‌بایست از طریق مکمل‌ها تامین شود. مصرف ۳ تا چهار بار مکمل امگا۳ در هفته به همراه غذا برای تمام نقاط کشور به جز اهالی شهرهای شمالی و جنوبی کشور توصیه می‌شود. 

کمبود ویتامین D و توصیه به سنین بالای ۱۲ سال

اسماعیل‌زاده با بیان اینکه کمبود ویتامین D در ایرانی‌ها شایع است، افزود: براساس این شرایط، مصرف یک عدد مکمل ۵۰هزار ویتامین D در هر ماه به همراه غذا برای تمام افراد بالای ۱۲ سال توصیه می‌شود.

۳مکمل کلسیم در هفته برای سالمندان

این متخصص تغذیه درباره نیاز بدن به کلسیم هم توضیح داد: همچنین احتمال پوکی استخوان برای زنان و مردانی که در سنین سالمندی قرار دارند، وجود دارد. این احتمال وجود دارد سالمندان با مصرف لبنیات نتوانند نیاز خود به کلسیم را تامین‌ کنند؛ بنابراین توصیه می‌کنیم که ۳ مکمل کلسیم در هفته در آخر شب مصرف کنند تا نیاز آنها تامین شود. 

مصرف کلاژن برای اختلالات پوستی و خشکی مفاصل

اسماعیل‌زاده درباره مصرف کلاژن گفت: برخی زنان خوهان افزایش کیفیت پوست خود هستند و بسیاری از افراد هم می‌خواهند که مفاصل‌شان بهتر کار کند. مصرف مکمل‌های کلاژنی در این شرایط توصیه می‌شود اما مصرف این مکمل‌ها را برای تمام افراد توصیه نمی‌کنیم. افرادی که اختلالات پوستی و خشکی مفاصل دردناک دارند، می‌توانند از مکمل‌های کلاژنی استفاده کنند.

مصرف مکمل برای تحریک رشد قدی

مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت درباره مصرف مکمل در کودکان و نوجوانان اظهار کرد: به منظور تحریک رشد قدی کودکان و نوجوانان، استفاده از مکمل‌های روی، اسیدفولیک، ویتامین D، کلسیم، آهن و ویتامین C توصیه می‌شود. استفاده از این مکمل‌ها می‌بایست براساس شرایط افراد باشد؛ بنابراین تمام کودکان و نوجوانان نمی‌توانند از تمام این مکمل‌ها استفاده کنند. این احتمال وجود دارد که یک کودک به تمام مکمل‌ها نیاز داشته باشد در حالی که کودک دیگر نیازمند فقط یک مکمل باشد. 

هشدار مصرف خودسرانه مولتی‌ویتامین و پروتئین وی

او با بیان اینکه مصرف مولتی‌ویتامین شایع شده، تصریح کرد: برخی افراد بر مصرف مکمل بسیار تاکید می‌کنند و در نتیجه مکمل مولتی‌ویتامین می‌خورند. این در حالی است که یک مکمل مولتی‌ویتامین می‌بایست هر ۷ تا ۱۰ روز مصرف شود.

مصرف خودسرانه مکمل در ورزشکاران

اسماعیل‌زاده درباره مصرف مکمل برای ورزشکاران گفت: برخی ورزشکاران مکمل را به صورت اغراق‌آمیز مصرف می‌کنند. مکمل پروتئین، یکی از مکمل‌هایی است که برای ورزشکارانی که ورزش‌های قدرتی انجام می‌دهند، به شرط نداشتن آسیب کبدی و کلیوی توصیه می‌شود. ورزشکاران ورزش‌های قدرتی به شراط نداشتن آسیب کبدی و کلیوی می‌توانند از مکمل پروتئینی برای ۲ تا ۳ ماه استفاده‌کنند. افرادی که آزمایش نداده‌اند، هیچ ضرورتی ندارد که از مکمل پروتئین، Whey یا موارد دیگر استفاده کنند. 

او اظهار کرد: استفاده از مکمل‌ پروتئین از روز اول انجام ورزش‌های قدرتی می‌تواند به بدن آسیب وارد کند. این در حالی است که مربیان ورزشی نیز مصرف سایر مکمل‌ها را به ورزشکاران توصیه می‌کنند، اقدامی که می‌تواند سبب آسیب شود. 

آشنایی با علائم فرسودگی ذهنی و تکنیک‌های مقابله با آن

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

آیا ذهن شما هم در پایان روز احساس می‌کند «خالی» شده است؟ شاید دیگر نتوانید روی یک تصمیم ساده تمرکز کنید یا مدام احساس کلافگی دارید. این نشانه‌های «خستگی تصمیم» است؛ پدیده‌ای که در دنیای پرشتاب امروز، بسیاری از ما را درگیر کرده است. بیایید با هم علائم این فرسودگی ذهنی را بشناسیم و راه‌هایی برای بازیابی آرامش و تمرکز بیابیم.

در روزهایی که نگرانی‌های اقتصادی، دغدغه‌های امنیتی، مشکلات معیشتی، فشار کاری و اخبار پی‌درپی ذهن افراد را درگیر می‌کند، بسیاری از مردم بدون آنکه متوجه باشند دچار نوعی «فرسودگی ذهنی ناشی از تصمیم‌گیری» می‌شوند، وضعیتی که روانشناسان آن را «خستگی تصمیم» می‌نامند. در این حالت، مغز انسان پس از ساعت‌ها انتخاب و ارزیابی، توان تحلیل خود را به تدریج از دست می‌دهد و فرد یا تصمیم‌های عجولانه می‌گیرد یا به طور کامل از تصمیم‌گیری فرار می‌کند.

این فرسودگی معمولا آرام و بی‌صدا و بدون تب و درد جسمی و بدون نشانه‌های آشکار شکل می‌گیرد اما می‌تواند کیفیت زندگی، روابط خانوادگی و حتی سلامت روان را تحت تاثیر قرار دهد.

مغز انسان ظرفیت محدودی برای تصمیم‌گیری دارد

برخلاف تصور عمومی، مغز انسان منبعی بی‌پایان برای تحلیل و انتخاب نیست. هر تصمیم، حتی انتخاب‌های ساده روزانه مانند خرید، پاسخ دادن به پیام‌ها، برنامه‌ریزی مالی یا تصمیم درباره آینده فرزندان، بخشی از انرژی ذهنی را مصرف می‌کند.

متخصصان علوم شناختی معتقدند زمانی که فرد در معرض فشار مداوم قرار می‌گیرد، مغز برای صرفه‌جویی در انرژی به سمت تصمیم‌های سریع، احساسی یا غیرمنطقی حرکت می‌کند. به همین دلیل است که افراد خسته ذهنی بیشتر از قبل دچار اشتباه، عصبانیت یا بی‌حوصلگی می‌شوند.

در شرایط بحرانی یا ناپایدار، این فشار چند برابر می‌شود، زیرا فرد ناچار است مدام درباره مسائل مختلف – از امنیت شغلی و هزینه‌های زندگی گرفته تا سلامت خانواده، آینده تحصیلی فرزندان و اخبار نگران‌کننده – فکر کند.

تصمیم‌های کوچک، خستگی‌های بزرگ

بسیاری تصور می‌کنند فقط تصمیم‌های مهم باعث خستگی ذهنی می‌شود، در حالی که انبوه انتخاب‌های کوچک روزانه نیز فشار زیادی به مغز وارد می‌کند.اینکه امروز چه غذایی تهیه شود، قبض‌ها چگونه پرداخت شود، به کدام خبر اعتماد کنیم، چه چیزی بخریم، چه پیامی را پاسخ دهیم یا حتی چه لباسی بپوشیم، همگی بخشی از انرژی شناختی انسان را مصرف می‌کنند.

وقتی این انتخاب‌ها بدون استراحت ادامه پیدا کند، مغز وارد مرحله فرسودگی می‌شود، مرحله‌ای که در آن کیفیت تصمیم‌گیری به طور محسوسی افت می‌کند.

نشانه‌های هشداردهنده فرسودگی تصمیم

یکی از مهم‌ترین مشکلات این وضعیت، ناشناخته بودن آن برای عموم مردم است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند صرفا «اخلاقشان تند شده» یا «حوصله ندارند»، در حالی که مغز آنها عملا خسته شده است.از مهم‌ترین نشانه‌های هشداردهنده می‌توان به تصمیم‌های عجولانه برای خلاص شدن از فشار اشاره کرد. فرد ممکن است بدون بررسی کافی، فقط برای پایان یافتن استرس، سریع تصمیم بگیرد، حتی اگر آن تصمیم به ضررش باشد.

بی‌حوصلگی و عقب انداختن کارهای مهم نیز یکی دیگر از علائم رایج است. در این وضعیت، مغز ترجیح می‌دهد از هر تصمیم تازه‌ای فرار کند. به همین دلیل فرد کارهای ضروری را مدام به تعویق می‌اندازد.برخی افراد نیز دچار «فلج تحلیلی» می‌شوند، یعنی حتی در انتخاب‌های ساده مانند خرید یک وسیله یا پاسخ دادن به یک درخواست معمولی، احساس درماندگی می‌کنند و نمی‌توانند تصمیم بگیرند.

تندخویی و خشم ناگهانی نیز از دیگر پیامدهای خستگی ذهنی است. مغزی که ساعت‌ها زیر فشار بوده، تحمل سوالات یا درخواست‌های جدید را از دست می‌دهد و واکنش‌های عصبی نشان می‌دهد.

روایتی از فرسودگی ذهنی؛ وقتی مغز زیر فشار تصمیم‌ها از کار می‌افتد

چرا شب‌ها اختلاف‌های خانوادگی بیشتر می‌شود؟

روانشناسان معتقدند بخش زیادی از تنش‌های خانوادگی در ساعات پایانی شب رخ می‌دهد؛ زمانی که مغز افراد، به‌ویژه سرپرستان خانواده، بیشترین میزان خستگی شناختی را تجربه می‌کند. فردی که از صبح درگیر کار، نگرانی مالی، اخبار، ترافیک و تصمیم‌های مختلف بوده، در پایان روز ظرفیت ذهنی بسیار کمتری برای پاسخگویی به سوالات متعدد دارد. به همین دلیل، پرسش‌های پشت سر هم درباره هزینه‌ها، برنامه‌ها یا مشکلات مختلف ممکن است واکنش‌های تند و غیرمنتظره ایجاد کند؛ واکنش‌هایی که الزاما از بی‌احترامی یا بی‌علاقگی ناشی نمی‌شود، بلکه حاصل خستگی شدید مغز است.

کارشناسان توصیه می‌کنند خانواده‌ها به زمان استراحت ذهنی یکدیگر احترام بگذارند و گفت‌وگوهای مهم را به زمانی موکول کنند که افراد آرامش و تمرکز بیشتری دارند.

شبکه‌های اجتماعی چگونه مغز را خسته‌تر می‌کنند؟

امروزه تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی به یکی از مهم‌ترین عوامل فرسودگی ذهنی تبدیل شده‌اند. هر بار که فرد میان ده‌ها خبر، ویدیو، پیام یا نظر مختلف جابه‌جا می‌شود، مغز ناچار به تصمیم‌گیری‌های سریع و پی‌درپی است. حتی انتخاب اینکه کدام محتوا را ببینیم یا به چه پیامی پاسخ دهیم، بخشی از انرژی شناختی را مصرف می‌کند.

انبوه اطلاعات، اخبار نگران‌کننده و مقایسه مداوم زندگی خود با دیگران نیز فشار روانی را تشدید می‌کند و اجازه نمی‌دهد ذهن وارد مرحله استراحت واقعی شود. به همین دلیل بسیاری از افراد، با وجود ساعت‌ها استراحت ظاهری، همچنان احساس خستگی ذهنی و آشفتگی دارند.

چگونه می‌توان مغز را از فرسودگی نجات داد؟

متخصصان سلامت روان معتقدند مدیریت انرژی ذهنی، به اندازه مدیریت زمان اهمیت دارد. یکی از موثرترین راهکارها، محدود کردن تعداد انتخاب‌هاست. وقتی فرد برای هر موضوع ده‌ها گزینه پیش روی خود قرار می‌دهد، مغز تحت فشار بیشتری قرار می‌گیرد. انتخاب بین حداکثر سه گزینه، فرآیند تصمیم‌گیری را ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌کند.

گرفتن تصمیم‌های مهم در ابتدای روز نیز توصیه می‌شود، زیرا مغز صبح‌ها انرژی شناختی بیشتری دارد و قدرت تحلیل بالاتر است.حذف تصمیم‌های تکراری هم می‌تواند به کاهش خستگی کمک کند. بسیاری از افراد موفق تلاش می‌کنند بخشی از کارهای روزمره خود را ثابت و روتین کنند تا انرژی ذهنی کمتری مصرف شود. برای نمونه، برنامه غذایی مشخص، ساعت خواب منظم یا تعیین زمان ثابت برای انجام برخی امور، فشار تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهد.

سکوت، دارویی ساده برای مغز خسته

در دنیایی که ذهن انسان مدام در معرض صدا، تصویر، پیام و اخبار قرار دارد، سکوت به یک نیاز اساسی تبدیل شده است.کارشناسان توصیه می‌کنند افراد روزانه دست‌کم ۲۰ دقیقه سکوت کامل را – بدون تلفن همراه، بدون شبکه اجتماعی و بدون محرک‌های بیرونی – تجربه کنند.این سکوت به مغز فرصت می‌دهد بخشی از انرژی مصرف‌شده را بازیابی کند. حتی چند دقیقه تنفس آرام، پیاده‌روی بدون گوشی یا نشستن در محیطی آرام می‌تواند فشار ذهنی را کاهش دهد.

بسیاری از مردم تصور می‌کنند استراحت یعنی استفاده بیشتر از تلفن همراه یا تماشای مداوم محتوا، در حالی که مغز در این شرایط همچنان مشغول پردازش اطلاعات است و فرصت ترمیم پیدا نمی‌کند.

همه تصمیم‌ها را خودتان نگیرید

یکی از اشتباهات رایج، تلاش برای کنترل و مدیریت همه امور است. برخی افراد تصور می‌کنند باید درباره تمام مسائل خانه، کار و زندگی شخصا تصمیم بگیرند، در حالی که این رفتار به مرور ذهن را فرسوده می‌کند. سپردن تصمیم‌های غیرحیاتی به دیگران، نه‌تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نوعی مراقبت از سلامت روان محسوب می‌شود.

تقسیم مسئولیت میان اعضای خانواده، مشارکت دادن فرزندان در انتخاب‌های ساده و اعتماد به اطرافیان، می‌تواند فشار ذهنی را کاهش دهد و روابط خانوادگی را نیز تقویت کند.

مراقبت از ذهن، ضرورتی برای زندگی امروز

در گذشته خستگی بیشتر به معنای فرسودگی جسمی بود، اما زندگی مدرن شکل تازه‌ای از خستگی را ایجاد کرده است؛ خستگی‌ای که در ذهن رخ می‌دهد و گاهی خطرناک‌تر از خستگی جسمی است.انسانی که ذهن خسته‌ای دارد، ممکن است نتواند درست تصمیم بگیرد، روابط سالمی داشته باشد یا حتی از زندگی روزمره لذت ببرد.

شناخت نشانه‌های خستگی تصمیم و ایجاد فرصت برای استراحت ذهنی، امروز دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ آرامش فردی و خانوادگی است.شاید گاهی بهترین تصمیم، این باشد که برای مدتی کوتاه، هیچ تصمیمی نگیریم و اجازه دهیم ذهن‌مان نفس بکشد.

سرم‌تراپی؛ درمان ضروری یا باور غلط رایج؟

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 با وجود رواج سرم‌تراپی به‌عنوان راهی سریع برای رفع ضعف و بی‌حالی، بررسی‌های علمی نشان می‌دهد این روش تنها در شرایط خاص پزشکی کاربرد دارد و استفاده بی‌رویه از آن نه‌تنها سودی ندارد، بلکه می‌تواند با عوارضی برای سلامت همراه باشد.

در سال‌های اخیر، مراجعه برای سرم‌تراپی (Serum Therapy) به‌عنوان راهی سریع برای رفع ضعف، خستگی یا حتی سرماخوردگی در میان برخی افراد رایج شده است. بسیاری تصور می‌کنند تزریق سرم، نوعی تقویت‌کننده فوری بدن است، در حالی‌که این باور با واقعیت‌های علمی فاصله دارد. سرم نه داروی معجزه‌آساست و نه جایگزین تغذیه و استراحت.

سرم چیست و چه کاربردی دارد؟

سرم‌های تزریقی در پزشکی، محلول‌هایی هستند که معمولاً از آب، نمک (سدیم کلراید) یا قند (گلوکز) و گاهی الکترولیت‌هایی مانند پتاسیم تشکیل شده‌اند. این محلول‌ها از طریق رگ وارد بدن می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها جبران سریع مایعات و الکترولیت‌ها در شرایطی است که فرد قادر به دریافت کافی مایعات از راه خوراکی نیست.

بر اساس دستورالعمل‌های نهادهایی مانند سازمان جهانی بهداشت (WHO) و مراکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها (CDC)، سرم‌تراپی بیشتر در شرایط خاص و تحت نظر پزشک و نه برای موارد عمومی مانند خستگی روزمره یا ضعف خفیف توصیه می‌شود.

چرا تصور «سرم تقویتی» اشتباه است؟

یکی از رایج‌ترین باورهای غلط این است که سرم، بدن را «تقویت» می‌کند. در واقع، سرم‌ها فاقد ویتامین‌ها، پروتئین‌ها و مواد مغذی ضروری برای تقویت بدن هستند، مگر در موارد خاص که ترکیبات دارویی جداگانه به آن‌ها افزوده شود.

احساس بهبودی پس از تزریق سرم معمولاً به این دلیل است که بدن دچار کم‌آبی خفیف بوده و با دریافت مایع، حال عمومی بهتر شده است. همین اثر را می‌توان با نوشیدن آب، سوپ یا محلول‌های خوراکی جبران کم‌آبی (ORS) نیز به‌دست آورد؛ بدون نیاز به تزریق و تحمل عوارض احتمالی.

عوارض سرم‌تراپی غیرضروری

استفاده بی‌مورد از سرم نه‌تنها سودی ندارد، بلکه می‌تواند با عوارضی همراه باشد. مهم‌ترین این عوارض عبارتند از:

۱. فشار بر قلب و کلیه‌ها: تزریق مایعات اضافی می‌تواند باعث افزایش حجم خون شود. این مسئله برای افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی یا کلیوی خطرناک است و ممکن است به تجمع مایع در بدن یا حتی نارسایی قلبی منجر شود.

۲. افزایش فشار خون: در برخی افراد، به‌ویژه کسانی که زمینه فشار خون بالا دارند، دریافت بیش از حد مایعات می‌تواند باعث تشدید این مشکل شود.

۳. عفونت و التهاب در محل تزریق: هرگونه تزریق وریدی، حتی در شرایط استریل، با خطراتی مانند عفونت، التهاب، درد و کبودی همراه است. در صورت رعایت نکردن اصول بهداشتی، این خطرات افزایش می‌یابد.

۴. هزینه‌های غیرضروری درمان: سرم‌تراپی هزینه‌بر است و استفاده بی‌دلیل از آن، هم برای فرد و هم برای سیستم سلامت، بار مالی ایجاد می‌کند.

۵. کمبود منابع برای بیماران نیازمند: مصرف بی‌رویه سرم می‌تواند باعث کمبود این منابع برای بیمارانی شود که واقعاً به آن نیاز حیاتی دارند؛ مانند بیماران دچار شوک یا کم‌آبی شدید.

چه زمانی سرم‌تراپی واقعاً ضروری است؟

برخلاف باور عمومی، سرم‌تراپی در موارد مشخص و اغلب جدی کاربرد دارد. از جمله:

ناتوانی در دریافت مایعات از راه خوراکی: مثلاً در بیمارانی که به‌دلیل تهوع شدید، بیهوشی یا مشکلات گوارشی قادر به نوشیدن آب نیستند.

کم‌آبی شدید: در مواردی مانند اسهال و استفراغ شدید، به‌ویژه در کودکان و سالمندان، که خطر دهیدراسیون (ده‌آبی) وجود دارد.

خونریزی‌ها و سوختگی‌های شدید: در این شرایط، بدن مقدار زیادی مایع از دست می‌دهد و نیاز به جبران سریع دارد.

شوک و افت شدید فشار خون: در شرایط اورژانسی، سرم‌تراپی می‌تواند به حفظ جریان خون و عملکرد اندام‌ها کمک کند.

تزریق برخی داروها: برخی داروها باید از طریق سرم و به‌صورت وریدی تجویز شوند.

جایگزین‌های ساده و ایمن برای رفع ضعف

برای بسیاری از افرادی که دچار ضعف یا بی‌حالی هستند، راهکارهای ساده و کم‌هزینه‌تری وجود دارد که در عین ایمنی بیشتر، اثربخشی قابل قبولی نیز دارند. نوشیدن آب کافی در طول روز، مصرف آبمیوه‌های طبیعی، استفاده از سوپ‌های سبک و مقوی، به‌کارگیری محلول ORS در موارد کم‌آبی خفیف و همچنین داشتن استراحت و خواب منظم، از جمله این روش‌هاست. این اقدامات نه‌تنها به تأمین مایعات مورد نیاز بدن کمک می‌کنند، بلکه با رساندن مواد مغذی ضروری، نقش مؤثری در بهبود حال عمومی و بازگشت انرژی ایفا می‌کنند.

نقش فرهنگ عمومی در رواج مصرف سرم

یکی از دلایل گسترش سرم‌تراپی غیرضروری، باورهای فرهنگی و تجربیات فردی است. بسیاری از افراد با مشاهده بهبود نسبی پس از تزریق سرم، آن را به‌عنوان یک درمان سریع و مؤثر به دیگران توصیه می‌کنند. در حالی‌که این بهبود، اغلب ناشی از جبران کم‌آبی و نه اثر خاص دارویی است.

از سوی دیگر، برخی مراکز درمانی نیز ممکن است به‌دلیل تقاضای بیماران یا مسائل اقتصادی، به تجویز بیش از حد سرم روی آورند؛ موضوعی که نیازمند نظارت و آگاهی‌بخشی بیشتر است.

توصیه پزشکان چیست

پزشکان تأکید دارند که سرم‌تراپی باید تنها با تجویز و تشخیص دقیق انجام شود. خوددرمانی یا درخواست سرم بدون نیاز واقعی، می‌تواند به سلامت فرد آسیب بزند.

در صورت بروز علائمی مانند ضعف، خستگی یا سرماخوردگی، بهتر است ابتدا به روش‌های ساده مانند استراحت، تغذیه مناسب و مصرف مایعات توجه شود. اگر علائم شدید یا طولانی‌مدت بود، مراجعه به پزشک ضروری است.

سرم تقویتی نیست

سرم‌تراپی یک روش درمانی مهم و گاهی نجات‌بخش در پزشکی است، اما استفاده از آن محدود به شرایط خاص است. تصور رایج درباره «تقویتی بودن» سرم، پایه علمی ندارد و می‌تواند به مصرف بی‌رویه و بروز عوارض منجر شود.

افزایش آگاهی عمومی درباره کاربرد واقعی سرم و جایگزین‌های ساده‌تر و ایمن‌تر، می‌تواند به کاهش این روند کمک کند. در نهایت، بهترین راه برای حفظ سلامت، پیروی از توصیه‌های علمی و پرهیز از درمان‌های غیرضروری است.

تاثیر خواب کافی در کاهش اضطراب دوران بارداری

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

پژوهشگران دریافته‌اند که کم‌خوابی در دوران بارداری و پس از زایمان می‌تواند یکی از عوامل اصلی ایجاد اضطراب باشد. به گفته آن‌ها، بی‌خوابی معمولاً پیش از علائم اضطراب ظاهر می‌شود و می‌تواند یک «علامت هشدار اولیه» محسوب شود.

وبگاه سای‌تِک‌دِیلی در گزارشی آورده است:

کم‌خوابی اغلب به عنوان بخشی اجتناب‌ناپذیر از بارداری و مادرشدن پذیرفته می‌شود؛ اما یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که این شب‌های بی‌خوابی ممکن است فراتر از خستگی، نقشی مهم در ایجاد اضطراب در این دوران حساس ایفا کنند.

افسردگی پس از زایمان بیشتر در میان مردم شناخته شده است، اما اختلالات اضطرابی در واقع از رایج‌ترین مشکلات سلامت روان در دوران بارداری و پس از آن هستند.

پژوهشگران دانشگاه واشینگتن در سن‌لوئیس شواهدی یافتند که نشان می‌دهد بی‌خوابی ممکن است یکی از نخستین علائم هشداردهنده باشد و پیش از بروز علائم اضطراب ظاهر شود.

توصیه دانشمندان برای کاهش اضطراب در بارداری: خواب کافی را جدی بگیرید

خواب و سلامت روان در بارداری

تخمین زده می‌شود حدود ۱۵ درصد از زنان در دوران بارداری یا ماه‌های پس از زایمان، دچار اختلال اضطرابی می‌شوند. این دوران همچنین با احتمال بیشتری برای بروز علائم مرتبط با وسواس (از جمله افکار مزاحم و رفتارهای اجباری) همراه است.

برای درک بهتر ارتباط خواب و اضطراب، پژوهشگران حدود ۲۳۰ زن را در مراحل مختلف بارداری و پس از زایمان دنبال کردند.

گروه پژوهشی به سرپرستی دکتر مری کیمِل (Mary Kimmel)؛ روانپزشک و دکتر ربکا کاکس (Rebecca Cox)، روانشناس، شرکت‌کنندگان را در اوایل و اواخر بارداری و همچنین در دوران پس از زایمان بررسی کردند. هدف آن‌ها تعیین این بود که آیا تغییرات در خواب با تغییرات در اضطراب و علائم مرتبط با وسواس مرتبط است یا خیر.

خواب ناکافی؛ مشکل رایج دوران بارداری

اختلال در خواب در دوران بارداری بسیار رایج است. تغییرات هورمونی، ناراحتی‌های جسمی و بیدارشدن‌های مکرر در شب از یک سو، و نیازهای مراقبت از نوزاد از سوی دیگر، همگی می‌توانند خواب منظم و انرژی‌بخش را دشوار سازند. مطالعات قبلی نشان داده‌اند که کیفیت خواب اغلب در سه ماهه سوم بارداری بدتر می‌شود و کمی پس از زایمان به پایین‌ترین حد خود می‌رسد.

توصیه دانشمندان برای کاهش اضطراب در بارداری: خواب کافی را جدی بگیرید

کم‌خوابی؛ هشدار قبل از اضطراب

یکی از پرسش‌های بی‌پاسخ این بوده که آیا اضطراب باعث بی‌خوابی می‌شود یا بی‌خوابی به ایجاد اضطراب کمک می‌کند. برای بررسی این موضوع، شرکت‌کنندگان پرسش‌نامه‌هایی را درباره عادات خواب، سطح اضطراب و باورهای مرتبط با وسواس تکمیل کردند. سؤالات شامل نگرانی‌هایی مانند نگرانی درباره نوزاد و ترس از آسیب‌دیدن نوزاد بود.

پژوهشگران همچنین عاملی روانشناختی به نام توانایی مقابله با مشکلات را بررسی کردند. این عامل نشان می‌دهد که افراد چقدر به توانایی خود برای مدیریت چالش‌ها و حفظ احساس کنترل در هنگام مواجهه با استرس اعتماد دارند.

نتایج به طور مداوم در یک جهت اشاره داشت: خواب کمتر با افزایش اضطراب و باورهای وسواسی قوی‌تر در طول زمان همراه بود. زنانی که خواب آشفته‌تری داشتند، میزان بیشتری از اضطراب دوران بارداری و پس از زایمان را گزارش کردند. این رابطه به‌ویژه در میان کسانی که اعتماد کمتری به توانایی خود برای مقابله با چالش‌های زندگی داشتند، قوی‌تر بود.

توصیه دانشمندان برای کاهش اضطراب در بارداری: خواب کافی را جدی بگیرید

به گفته پژوهشگران، کوتاهی مدت خواب می‌تواند نشانه‌ای قوی‌ برای پیش‌بینی اضطراب آینده دوران بارداری و پس از زایمان باشد؛ به عبارت دیگر، تغییر در الگوی خواب ممکن است یک نشانه اولیه باشد که فرد در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به علائم اضطراب در آینده قرار دارد.

دکتر ربکا کاکس در جمع‌بندی می‌گوید: تلاش برای اولویت‌دادن به خواب مادر می‌تواند فوایدی برای سلامت روان او داشته باشد.

چرا توانایی مقابله مهم است؟

جالب اینجاست که توانایی مقابله با مشکلات، ارتباط بین خواب و اضطراب را تحت تأثیر قرار می‌داد، اما بر ارتباط بین خواب و باورهای وسواسی تأثیری نداشت. این مطالعه همچنین شواهدی کمّی پیدا کرد که نشان می‌دهد اضطراب یا باورهای وسواسی باعث بی‌خوابی می‌شوند. در واقع، داده‌ها نشان می‌دهد که کم‌خوابی معمولاً زودتر رخ می‌دهد و علائم اضطراب بعد از آن ظاهر می‌شوند.

به گفته پژوهشگران، کوتاه‌بودن مدت خواب می‌تواند نشانه‌ای قوی‌ برای پیش‌بینی اضطراب در دوران بارداری و پس از زایمان باشد؛ به عبارت دیگر، تغییر در الگوی خواب ممکن است یک علامت هشدار اولیه باشد که فرد در آینده در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اضطراب قرار دارد.

یافته‌های این مطالعه به‌تازگی در نشریه اسلیپ/ Sleep منتشر شده است.

خوابی که میان خبرها گم می‌شود

اثر خبرهای شبانه بر کیفیت خواب

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 آخرین خبر را می‌خواند. صفحه را می‌بندد. تلفن همراه را کنار می‌گذارد و سعی می‌کند بخوابد. چند دقیقه بعد دوباره گوشی را برمی‌دارد. شاید در این فاصله خبر تازه‌ای منتشر شده باشد. شاید جایی اتفاقی افتاده باشد. شاید کسی در یکی از گروه‌ها چیزی نوشته باشد. صفحه کانال‌های خبری دوباره بالا و پایین می‌شود. خبرها عوض شده‌اند، اما اضطراب نه.

این روزها برای بسیاری از مردم، نگرانی فقط از خود حوادث نیست؛ از ندانستن است. از اینکه ندانند چند ساعت دیگر چه اتفاقی می‌افتد، امشب چگونه به پایان می‌رسد و فردا با چه خبری آغاز خواهد شد. در چنین شرایطی، بسیاری ناخواسته وارد چرخه‌ای می‌شوند که خروج از آن آسان نیست؛ چرخه‌ای از نگرانی، جست‌وجوی مداوم خبر، آرامش کوتاه‌مدت و بازگشت دوباره اضطراب. چرخه‌ای که با هر اعلان جدید، هر پیام در گروه‌های خانوادگی و هر شایعه منتشرشده در فضای مجازی از نو آغاز می‌شود.

اعتیاد به خبر؛ وقتی ذهن دنبال امنیت می‌گردد

بسیاری تصور می‌کنند علت چک کردن مداوم اخبار، کنجکاوی است؛ اما روانشناسان توضیح دیگری دارند.

ذهن انسان در شرایط نااطمینانی به دنبال کنترل است. هنگامی که فرد احساس می‌کند اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است اما توان تأثیرگذاری مستقیمی بر آنها ندارد، تلاش می‌کند با جمع‌آوری اطلاعات بیشتر، حس کنترل از دست رفته را بازسازی کند.به همین دلیل است که فرد هر چند دقیقه یک بار تلفن همراه خود را برمی‌دارد؛ نه لزوماً برای کسب اطلاعات جدید، بلکه برای کاهش اضطراب.

مشکل اما اینجاست که این آرامش معمولاً فقط چند دقیقه دوام دارد. خبر بعدی، شایعه بعدی یا تحلیل بعدی دوباره اضطراب را بازمی‌گرداند و فرد را به سمت دور تازه‌ای از جست‌وجوی اخبار سوق می‌دهد.

چرخه‌ای که اضطراب را بیشتر می‌کند

در ظاهر، دنبال کردن اخبار قرار است به ما آرامش بدهد؛ اما در عمل گاهی نتیجه معکوس دارد.

فردی که روزی دو یا سه بار اخبار را مرور می‌کند، معمولاً تصویر کلی رویدادها را دریافت می‌کند. اما کسی که هر ده دقیقه در حال بررسی کانال‌ها و شبکه‌های اجتماعی است، در معرض صدها پیام متناقض، تحلیل‌های غیرمعتبر، تصاویر پراکنده و شایعات قرار می‌گیرد.

در چنین شرایطی مغز فرصت پردازش منطقی اطلاعات را از دست می‌دهد و به حالت آماده‌باش دائمی می‌رود؛ حالتی که با افزایش ضربان قلب، بی‌خوابی، تحریک‌پذیری، کاهش تمرکز و احساس نگرانی مداوم همراه است.

 نسل جدید؛ قربانی اعلان‌ها

اگر در جنگ‌های گذشته مردم برای شنیدن اخبار منتظر رادیو یا بخش خبری می‌ماندند، امروز هر تلفن همراه به یک اتاق خبر ۲۴ ساعته تبدیل شده است.

اعلان‌های خبری، پیام‌های گروه‌های خانوادگی، فیلم‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و تحلیل‌های لحظه‌ای باعث شده‌اند که بسیاری از افراد حتی در زمان استراحت نیز از فضای خبر جدا نشوند.

نتیجه آن است که جنگ فقط در میدان نبرد جریان ندارد؛ بلکه در ذهن میلیون‌ها نفر نیز ادامه پیدا می‌کند.

یکی از مهم‌ترین قربانیان این وضعیت، کودکانی هستند که شاید اخبار را مستقیم دنبال نکنند، اما اضطراب بزرگ‌ترها را کاملاً حس می‌کنند.

کودکی که می‌بیند پدر یا مادر هر چند دقیقه تلفن همراه خود را بررسی می‌کند، با صدای بلند درباره اخبار صحبت می‌کند یا شب‌ها تا دیروقت بیدار می‌ماند، پیام روشنی دریافت می‌کند: «اتفاق خطرناکی در حال رخ دادن است.»

بسیاری از متخصصان کودک معتقدند انتقال اضطراب از طریق رفتار، بسیار بیشتر از انتقال آن از طریق کلمات اتفاق می‌افتد.

چگونه از اخبار جا نمانیم اما اسیر آنها هم نشویم؟

مدیریت اضطراب به معنای بی‌تفاوتی نیست. هیچ‌کس نمی‌گوید مردم اخبار مهم را دنبال نکنند. مسئله، شیوه دنبال کردن اخبار است.

متخصصان چند توصیه ساده دارند:

به‌جای چک کردن مداوم اخبار، ساعات مشخصی برای پیگیری خبر تعیین کنید.

اخبار را از منابع رسمی و معتبر دریافت کنید.

از دنبال کردن شایعات و کانال‌های ناشناس پرهیز کنید.

پیش از خواب اخبار تنش‌زا را مرور نکنید.

زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی را محدود کنید.

درباره نگرانی‌های خود با اعضای خانواده گفت‌وگو کنید.

فعالیت‌های روزمره مانند ورزش، مطالعه و دیدارهای خانوادگی را متوقف نکنید.

زندگی باید ادامه پیدا کند

شاید مهم‌ترین نکته همین باشد؛ اینکه انسان‌ها در طول تاریخ بارها با بحران‌ها، جنگ‌ها و نااطمینانی‌ها مواجه شده‌اند اما زندگی را متوقف نکرده‌اند. خبرها مهم‌اند، اما تمام زندگی نیستند.

اگر قرار باشد هر صدای نامعلوم، هر پیام در شبکه‌های اجتماعی و هر شایعه منتشرشده ذهن ما را برای ساعت‌ها درگیر کند، پیش از آنکه بحران بیرونی آسیب بزند، اضطراب درونی توان ما را تحلیل خواهد برد.

این روزها شاید بیش از هر زمان دیگری لازم باشد میان «آگاه بودن» و «غرق شدن در اخبار» تفاوت قائل شویم؛ زیرا آرامش روانی، خود یکی از مهم‌ترین سرمایه‌هایی است که در روزهای پرتنش باید از آن محافظت کرد.

نمودار زندگی | اثر خبرهای شبانه بر کیفیت خواب

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

بسیاری از افراد پس از خواندن آخرین خبرها، به جای آرامش، با احساس نگرانی و اضطراب مواجه می‌شوند. این وضعیت ناشی از چرخه‌ای است که در آن انسان‌ها به دنبال اطلاعات جدید هستند تا حس کنترل خود را بازگردانند. این تلاش برای کسب اطلاعات، به جای کاهش اضطراب، معمولاً آن را تشدید می‌کند.

در دنیای امروز، چک کردن مداوم اخبار قبل از خواب به یک عادت رایج تبدیل شده است، اما این رفتار می‌تواند منجر به اضطراب و اختلال در کیفیت خواب شود. روانشناسان معتقدند که در شرایط نااطمینانی، ذهن انسان به دنبال امنیت و کنترل است. این نیاز به جمع‌آوری اطلاعات باعث می‌شود که افراد به طور مکرر گوشی‌های خود را چک کنند، حتی اگر اطلاعات جدیدی وجود نداشته باشد. اما این آرامش موقتی به سرعت با اخبار جدید یا شایعات جایگزین می‌شود و اضطراب دوباره بازمی‌گردد.

در حالی که مرور اخبار ممکن است به نظر برسد که به ما کمک می‌کند تا از رویدادهای روز مطلع شویم، اما در واقع، افرادی که به طور مکرر اخبار را بررسی می‌کنند، در معرض اطلاعات متناقض و شایعات قرار می‌گیرند. این وضعیت باعث می‌شود که مغز نتواند به درستی اطلاعات را پردازش کند و در نتیجه، فرد با مشکلاتی نظیر بی‌خوابی، تحریک‌پذیری و نگرانی مداوم روبرو شود.

اعلان‌های خبری و تحلیل‌های لحظه‌ای باعث شده‌اند که مردم حتی در زمان استراحت نیز از فضای خبر جدا نشوند. این وضعیت به ویژه بر کودکان تأثیر می‌گذارد، زیرا اضطراب بزرگ‌ترها را حس می‌کنند. برای مدیریت این اضطراب، توصیه می‌شود ساعات مشخصی برای پیگیری اخبار تعیین شود، از منابع معتبر استفاده شود و زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی محدود گردد. همچنین، گفت‌وگو درباره نگرانی‌ها و ادامه فعالیت‌های روزمره می‌تواند به کاهش اضطراب کمک کند.

اعتمادبه‌نفس؛ میراثی که والدین برای آینده کودک می‌سازند

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 اعتمادبه‌نفس یکی از پایه‌های مهم رشد روانی و اجتماعی کودکان است، احساسی که به آنها کمک می‌کند توانایی‌های خود را باور کرده و با چالش‌های زندگی روبه‌رو شوند. شکل‌گیری این ویژگی بیش از هر چیز به فضای عاطفی خانواده، نوع برخورد والدین با موفقیت و شکست کودک و فرصت‌هایی که برای تجربه و مسئولیت‌پذیری در اختیار او قرار می‌گیرد بستگی دارد.

بسیاری از والدین آرزو دارند فرزندانی با اعتمادبه‌نفس، مستقل و توانمند تربیت کنند، کودکانی که از امتحان کردن تجربه‌های جدید نترسند و در مواجهه با مشکلات نیز قدرت تصمیم‌گیری داشته باشند. با این حال گاهی برخی رفتارهای روزمره در خانواده، ناخواسته می‌تواند احساس توانمندی کودک را تضعیف کند. در این خصوص با مریم یمین روانشناس کودک به گفت‌وگو  پرداختیم تا درباره ریشه‌های کمبود اعتمادبه‌نفس در کودکان و راه حل آن بیشتر بدانیم.

کمبود اعتماد به نفس کودکان و الگوی تربیتی ناپایدار

مریم یمین یکی از مهم‌ترین عوامل کمبود اعتماد به نفس کودکان را الگوهای تربیتی ناپایدار دانست و گفت: وقتی کودک نداند در برابر رفتارهایش چه واکنشی از سوی والدین دریافت می‌کند، احساس امنیت روانی او کاهش یافته و همین موضوع بر تصویر ذهنی او از خودش اثر می‌گذارد.

او ادامه می‌دهد: مقایسه شدن با دیگران نیز از عواملی است که می‌تواند اعتمادبه‌نفس کودک را تضعیف کند. برای مثال وقتی والدین مدام به فرزند خود می‌گویند ببین خواهرت چقدر زود تکالیفش را انجام می‌دهد یا دوستت در کلاس اول شد، کودک به تدریج این پیام را دریافت می‌کند که به اندازه کافی خوب نیست.

شکست، فرصتی برای یادگیری

این روانشناس کودک با تأکید بر اینکه شکست بخش طبیعی رشد است، گفت: اگر کودک پس از شکست با سرزنش یا تحقیر روبه‌رو شود، ممکن است آن را نشانه ناتوانی خود بداند. در حالی که همراهی والدین می‌تواند این تجربه را به فرصتی برای یادگیری تبدیل کند.

به گفته یمین، نوع واکنش والدین در چنین موقعیت‌هایی بسیار تعیین‌کننده است. برای نمونه اگر کودکی در یک مسابقه ورزشی برنده نشود، به جای گفتن جملاتی مانند چرا تلاش نکردی؟، بهتر است والدین از او بپرسند چه چیزی از این تجربه یاد گرفته است و چگونه می‌تواند دفعه بعد بهتر عمل کند.

انتظارات واقع‌بینانه از کودک

این روانشناس همچنین به نقش انتظارات والدین اشاره کرد و گفت: انتظارات بیش از حد یا حتی کمتر از حد توان کودک هر دو می‌تواند احساس بی‌کفایتی ایجاد کند. در مقابل، سپردن مسئولیت‌های کوچک اما واقعی به کودک به شکل‌گیری خودپنداره مثبت کمک می‌کند.

او توضیح می‌دهد: برای مثال وقتی از یک کودک هفت‌ساله خواسته می‌شود اسباب‌بازی‌هایش را جمع کند یا در چیدن میز غذا کمک کند، این پیام را دریافت می‌کند که توانایی انجام کارها را دارد. همین تجربه‌های ساده، پایه‌های اعتمادبه‌نفس را شکل می‌دهد.

از پرهیز از مقایسه تا قدرت بازی و تجربه در خانه

نقش گفت‌وگو و توجه والدین

یمین یکی از عوامل مهم در تقویت اعتمادبه‌نفس را گوش دادن فعال به کودک می‌داند و می‌گوید: وقتی کودک احساس کند حرف‌هایش شنیده می‌شود و برای والدین اهمیت دارد، حس ارزشمندی در او تقویت می‌شود. حتی گفت‌وگوهای ساده روزمره نیز می‌تواند در این زمینه مؤثر باشد. برای مثال وقتی والدین از کودک می‌پرسند امروز در مدرسه چه چیزی یاد گرفتی؟ یا کدام بخش از روزت را بیشتر دوست داشتی؟ در واقع به او نشان می‌دهند که تجربه‌ها و احساساتش اهمیت دارد.

یادگیری حل مسئله

این روانشناس تأکید می‌کند: یکی از اشتباهات رایج والدین این است که می‌خواهند همه مشکلات کودک را سریع حل کنند. در حالی که بهتر است کودک در پیدا کردن راه‌حل مشارکت داشته باشد. فرض کنید کودک در انجام یک تکلیف درسی دچار مشکل شده است. به جای اینکه والدین پاسخ را مستقیم به او بگویند، می‌توانند با طرح پرسش‌هایی مانند؛ فکر می‌کنی از کجا باید شروع کنی؟ یا چه راه دیگری می‌توان امتحان کرد؟ او را به فکر کردن تشویق کنند.

بازی، تمرین اعتمادبه‌نفس

یمین بازی را یکی از مهم‌ترین بسترهای رشد اعتمادبه‌نفس در کودکان دانست و گفت: کودک در جریان بازی فرصت پیدا می‌کند توانایی‌های خود را تجربه کند، با مفهوم برد و باخت آشنا شود و مهارت‌های اجتماعی مانند همکاری و مذاکره را تمرین کند. برای نمونه، زمانی که کودکان در یک بازی گروهی نقش‌های مختلفی را تجربه می‌کنند یا در ساختن یک سازه با لگو تلاش می‌کنند، در واقع در حال تمرین احساس می‌توانم هستند، احساسی که به تدریج به اعتمادبه‌نفس پایدار تبدیل می‌شود.

نقش محیط خانواده در اعتماد به نفس

این روانشناس در پایان تأکید کرد: محیط خانواده مهم‌ترین بستر شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس کودک است. خانه‌ای که در آن پذیرش، ثبات، تشویق منطقی و فرصت تجربه وجود داشته باشد، زمینه رشد کودکی مطمئن‌تر و خلاق‌تر را فراهم می‌کند. سبک والدگری مقتدرانه که ترکیبی از قاطعیت و مهربانی است، بیشترین تأثیر مثبت را بر رشد روانی کودکان دارد، سبکی که در آن کودک هم مرزهای مشخص را می‌شناسد و هم احساس می‌کند مورد حمایت و توجه قرار دارد.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!