آشنایی با علائم فرسودگی ذهنی و تکنیک‌های مقابله با آن

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

آیا ذهن شما هم در پایان روز احساس می‌کند «خالی» شده است؟ شاید دیگر نتوانید روی یک تصمیم ساده تمرکز کنید یا مدام احساس کلافگی دارید. این نشانه‌های «خستگی تصمیم» است؛ پدیده‌ای که در دنیای پرشتاب امروز، بسیاری از ما را درگیر کرده است. بیایید با هم علائم این فرسودگی ذهنی را بشناسیم و راه‌هایی برای بازیابی آرامش و تمرکز بیابیم.

در روزهایی که نگرانی‌های اقتصادی، دغدغه‌های امنیتی، مشکلات معیشتی، فشار کاری و اخبار پی‌درپی ذهن افراد را درگیر می‌کند، بسیاری از مردم بدون آنکه متوجه باشند دچار نوعی «فرسودگی ذهنی ناشی از تصمیم‌گیری» می‌شوند، وضعیتی که روانشناسان آن را «خستگی تصمیم» می‌نامند. در این حالت، مغز انسان پس از ساعت‌ها انتخاب و ارزیابی، توان تحلیل خود را به تدریج از دست می‌دهد و فرد یا تصمیم‌های عجولانه می‌گیرد یا به طور کامل از تصمیم‌گیری فرار می‌کند.

این فرسودگی معمولا آرام و بی‌صدا و بدون تب و درد جسمی و بدون نشانه‌های آشکار شکل می‌گیرد اما می‌تواند کیفیت زندگی، روابط خانوادگی و حتی سلامت روان را تحت تاثیر قرار دهد.

مغز انسان ظرفیت محدودی برای تصمیم‌گیری دارد

برخلاف تصور عمومی، مغز انسان منبعی بی‌پایان برای تحلیل و انتخاب نیست. هر تصمیم، حتی انتخاب‌های ساده روزانه مانند خرید، پاسخ دادن به پیام‌ها، برنامه‌ریزی مالی یا تصمیم درباره آینده فرزندان، بخشی از انرژی ذهنی را مصرف می‌کند.

متخصصان علوم شناختی معتقدند زمانی که فرد در معرض فشار مداوم قرار می‌گیرد، مغز برای صرفه‌جویی در انرژی به سمت تصمیم‌های سریع، احساسی یا غیرمنطقی حرکت می‌کند. به همین دلیل است که افراد خسته ذهنی بیشتر از قبل دچار اشتباه، عصبانیت یا بی‌حوصلگی می‌شوند.

در شرایط بحرانی یا ناپایدار، این فشار چند برابر می‌شود، زیرا فرد ناچار است مدام درباره مسائل مختلف – از امنیت شغلی و هزینه‌های زندگی گرفته تا سلامت خانواده، آینده تحصیلی فرزندان و اخبار نگران‌کننده – فکر کند.

تصمیم‌های کوچک، خستگی‌های بزرگ

بسیاری تصور می‌کنند فقط تصمیم‌های مهم باعث خستگی ذهنی می‌شود، در حالی که انبوه انتخاب‌های کوچک روزانه نیز فشار زیادی به مغز وارد می‌کند.اینکه امروز چه غذایی تهیه شود، قبض‌ها چگونه پرداخت شود، به کدام خبر اعتماد کنیم، چه چیزی بخریم، چه پیامی را پاسخ دهیم یا حتی چه لباسی بپوشیم، همگی بخشی از انرژی شناختی انسان را مصرف می‌کنند.

وقتی این انتخاب‌ها بدون استراحت ادامه پیدا کند، مغز وارد مرحله فرسودگی می‌شود، مرحله‌ای که در آن کیفیت تصمیم‌گیری به طور محسوسی افت می‌کند.

نشانه‌های هشداردهنده فرسودگی تصمیم

یکی از مهم‌ترین مشکلات این وضعیت، ناشناخته بودن آن برای عموم مردم است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند صرفا «اخلاقشان تند شده» یا «حوصله ندارند»، در حالی که مغز آنها عملا خسته شده است.از مهم‌ترین نشانه‌های هشداردهنده می‌توان به تصمیم‌های عجولانه برای خلاص شدن از فشار اشاره کرد. فرد ممکن است بدون بررسی کافی، فقط برای پایان یافتن استرس، سریع تصمیم بگیرد، حتی اگر آن تصمیم به ضررش باشد.

بی‌حوصلگی و عقب انداختن کارهای مهم نیز یکی دیگر از علائم رایج است. در این وضعیت، مغز ترجیح می‌دهد از هر تصمیم تازه‌ای فرار کند. به همین دلیل فرد کارهای ضروری را مدام به تعویق می‌اندازد.برخی افراد نیز دچار «فلج تحلیلی» می‌شوند، یعنی حتی در انتخاب‌های ساده مانند خرید یک وسیله یا پاسخ دادن به یک درخواست معمولی، احساس درماندگی می‌کنند و نمی‌توانند تصمیم بگیرند.

تندخویی و خشم ناگهانی نیز از دیگر پیامدهای خستگی ذهنی است. مغزی که ساعت‌ها زیر فشار بوده، تحمل سوالات یا درخواست‌های جدید را از دست می‌دهد و واکنش‌های عصبی نشان می‌دهد.

روایتی از فرسودگی ذهنی؛ وقتی مغز زیر فشار تصمیم‌ها از کار می‌افتد

چرا شب‌ها اختلاف‌های خانوادگی بیشتر می‌شود؟

روانشناسان معتقدند بخش زیادی از تنش‌های خانوادگی در ساعات پایانی شب رخ می‌دهد؛ زمانی که مغز افراد، به‌ویژه سرپرستان خانواده، بیشترین میزان خستگی شناختی را تجربه می‌کند. فردی که از صبح درگیر کار، نگرانی مالی، اخبار، ترافیک و تصمیم‌های مختلف بوده، در پایان روز ظرفیت ذهنی بسیار کمتری برای پاسخگویی به سوالات متعدد دارد. به همین دلیل، پرسش‌های پشت سر هم درباره هزینه‌ها، برنامه‌ها یا مشکلات مختلف ممکن است واکنش‌های تند و غیرمنتظره ایجاد کند؛ واکنش‌هایی که الزاما از بی‌احترامی یا بی‌علاقگی ناشی نمی‌شود، بلکه حاصل خستگی شدید مغز است.

کارشناسان توصیه می‌کنند خانواده‌ها به زمان استراحت ذهنی یکدیگر احترام بگذارند و گفت‌وگوهای مهم را به زمانی موکول کنند که افراد آرامش و تمرکز بیشتری دارند.

شبکه‌های اجتماعی چگونه مغز را خسته‌تر می‌کنند؟

امروزه تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی به یکی از مهم‌ترین عوامل فرسودگی ذهنی تبدیل شده‌اند. هر بار که فرد میان ده‌ها خبر، ویدیو، پیام یا نظر مختلف جابه‌جا می‌شود، مغز ناچار به تصمیم‌گیری‌های سریع و پی‌درپی است. حتی انتخاب اینکه کدام محتوا را ببینیم یا به چه پیامی پاسخ دهیم، بخشی از انرژی شناختی را مصرف می‌کند.

انبوه اطلاعات، اخبار نگران‌کننده و مقایسه مداوم زندگی خود با دیگران نیز فشار روانی را تشدید می‌کند و اجازه نمی‌دهد ذهن وارد مرحله استراحت واقعی شود. به همین دلیل بسیاری از افراد، با وجود ساعت‌ها استراحت ظاهری، همچنان احساس خستگی ذهنی و آشفتگی دارند.

چگونه می‌توان مغز را از فرسودگی نجات داد؟

متخصصان سلامت روان معتقدند مدیریت انرژی ذهنی، به اندازه مدیریت زمان اهمیت دارد. یکی از موثرترین راهکارها، محدود کردن تعداد انتخاب‌هاست. وقتی فرد برای هر موضوع ده‌ها گزینه پیش روی خود قرار می‌دهد، مغز تحت فشار بیشتری قرار می‌گیرد. انتخاب بین حداکثر سه گزینه، فرآیند تصمیم‌گیری را ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌کند.

گرفتن تصمیم‌های مهم در ابتدای روز نیز توصیه می‌شود، زیرا مغز صبح‌ها انرژی شناختی بیشتری دارد و قدرت تحلیل بالاتر است.حذف تصمیم‌های تکراری هم می‌تواند به کاهش خستگی کمک کند. بسیاری از افراد موفق تلاش می‌کنند بخشی از کارهای روزمره خود را ثابت و روتین کنند تا انرژی ذهنی کمتری مصرف شود. برای نمونه، برنامه غذایی مشخص، ساعت خواب منظم یا تعیین زمان ثابت برای انجام برخی امور، فشار تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهد.

سکوت، دارویی ساده برای مغز خسته

در دنیایی که ذهن انسان مدام در معرض صدا، تصویر، پیام و اخبار قرار دارد، سکوت به یک نیاز اساسی تبدیل شده است.کارشناسان توصیه می‌کنند افراد روزانه دست‌کم ۲۰ دقیقه سکوت کامل را – بدون تلفن همراه، بدون شبکه اجتماعی و بدون محرک‌های بیرونی – تجربه کنند.این سکوت به مغز فرصت می‌دهد بخشی از انرژی مصرف‌شده را بازیابی کند. حتی چند دقیقه تنفس آرام، پیاده‌روی بدون گوشی یا نشستن در محیطی آرام می‌تواند فشار ذهنی را کاهش دهد.

بسیاری از مردم تصور می‌کنند استراحت یعنی استفاده بیشتر از تلفن همراه یا تماشای مداوم محتوا، در حالی که مغز در این شرایط همچنان مشغول پردازش اطلاعات است و فرصت ترمیم پیدا نمی‌کند.

همه تصمیم‌ها را خودتان نگیرید

یکی از اشتباهات رایج، تلاش برای کنترل و مدیریت همه امور است. برخی افراد تصور می‌کنند باید درباره تمام مسائل خانه، کار و زندگی شخصا تصمیم بگیرند، در حالی که این رفتار به مرور ذهن را فرسوده می‌کند. سپردن تصمیم‌های غیرحیاتی به دیگران، نه‌تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نوعی مراقبت از سلامت روان محسوب می‌شود.

تقسیم مسئولیت میان اعضای خانواده، مشارکت دادن فرزندان در انتخاب‌های ساده و اعتماد به اطرافیان، می‌تواند فشار ذهنی را کاهش دهد و روابط خانوادگی را نیز تقویت کند.

مراقبت از ذهن، ضرورتی برای زندگی امروز

در گذشته خستگی بیشتر به معنای فرسودگی جسمی بود، اما زندگی مدرن شکل تازه‌ای از خستگی را ایجاد کرده است؛ خستگی‌ای که در ذهن رخ می‌دهد و گاهی خطرناک‌تر از خستگی جسمی است.انسانی که ذهن خسته‌ای دارد، ممکن است نتواند درست تصمیم بگیرد، روابط سالمی داشته باشد یا حتی از زندگی روزمره لذت ببرد.

شناخت نشانه‌های خستگی تصمیم و ایجاد فرصت برای استراحت ذهنی، امروز دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ آرامش فردی و خانوادگی است.شاید گاهی بهترین تصمیم، این باشد که برای مدتی کوتاه، هیچ تصمیمی نگیریم و اجازه دهیم ذهن‌مان نفس بکشد.

سرم‌تراپی؛ درمان ضروری یا باور غلط رایج؟

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 با وجود رواج سرم‌تراپی به‌عنوان راهی سریع برای رفع ضعف و بی‌حالی، بررسی‌های علمی نشان می‌دهد این روش تنها در شرایط خاص پزشکی کاربرد دارد و استفاده بی‌رویه از آن نه‌تنها سودی ندارد، بلکه می‌تواند با عوارضی برای سلامت همراه باشد.

در سال‌های اخیر، مراجعه برای سرم‌تراپی (Serum Therapy) به‌عنوان راهی سریع برای رفع ضعف، خستگی یا حتی سرماخوردگی در میان برخی افراد رایج شده است. بسیاری تصور می‌کنند تزریق سرم، نوعی تقویت‌کننده فوری بدن است، در حالی‌که این باور با واقعیت‌های علمی فاصله دارد. سرم نه داروی معجزه‌آساست و نه جایگزین تغذیه و استراحت.

سرم چیست و چه کاربردی دارد؟

سرم‌های تزریقی در پزشکی، محلول‌هایی هستند که معمولاً از آب، نمک (سدیم کلراید) یا قند (گلوکز) و گاهی الکترولیت‌هایی مانند پتاسیم تشکیل شده‌اند. این محلول‌ها از طریق رگ وارد بدن می‌شوند و هدف اصلی آن‌ها جبران سریع مایعات و الکترولیت‌ها در شرایطی است که فرد قادر به دریافت کافی مایعات از راه خوراکی نیست.

بر اساس دستورالعمل‌های نهادهایی مانند سازمان جهانی بهداشت (WHO) و مراکز کنترل و پیشگیری بیماری‌ها (CDC)، سرم‌تراپی بیشتر در شرایط خاص و تحت نظر پزشک و نه برای موارد عمومی مانند خستگی روزمره یا ضعف خفیف توصیه می‌شود.

چرا تصور «سرم تقویتی» اشتباه است؟

یکی از رایج‌ترین باورهای غلط این است که سرم، بدن را «تقویت» می‌کند. در واقع، سرم‌ها فاقد ویتامین‌ها، پروتئین‌ها و مواد مغذی ضروری برای تقویت بدن هستند، مگر در موارد خاص که ترکیبات دارویی جداگانه به آن‌ها افزوده شود.

احساس بهبودی پس از تزریق سرم معمولاً به این دلیل است که بدن دچار کم‌آبی خفیف بوده و با دریافت مایع، حال عمومی بهتر شده است. همین اثر را می‌توان با نوشیدن آب، سوپ یا محلول‌های خوراکی جبران کم‌آبی (ORS) نیز به‌دست آورد؛ بدون نیاز به تزریق و تحمل عوارض احتمالی.

عوارض سرم‌تراپی غیرضروری

استفاده بی‌مورد از سرم نه‌تنها سودی ندارد، بلکه می‌تواند با عوارضی همراه باشد. مهم‌ترین این عوارض عبارتند از:

۱. فشار بر قلب و کلیه‌ها: تزریق مایعات اضافی می‌تواند باعث افزایش حجم خون شود. این مسئله برای افراد مبتلا به بیماری‌های قلبی یا کلیوی خطرناک است و ممکن است به تجمع مایع در بدن یا حتی نارسایی قلبی منجر شود.

۲. افزایش فشار خون: در برخی افراد، به‌ویژه کسانی که زمینه فشار خون بالا دارند، دریافت بیش از حد مایعات می‌تواند باعث تشدید این مشکل شود.

۳. عفونت و التهاب در محل تزریق: هرگونه تزریق وریدی، حتی در شرایط استریل، با خطراتی مانند عفونت، التهاب، درد و کبودی همراه است. در صورت رعایت نکردن اصول بهداشتی، این خطرات افزایش می‌یابد.

۴. هزینه‌های غیرضروری درمان: سرم‌تراپی هزینه‌بر است و استفاده بی‌دلیل از آن، هم برای فرد و هم برای سیستم سلامت، بار مالی ایجاد می‌کند.

۵. کمبود منابع برای بیماران نیازمند: مصرف بی‌رویه سرم می‌تواند باعث کمبود این منابع برای بیمارانی شود که واقعاً به آن نیاز حیاتی دارند؛ مانند بیماران دچار شوک یا کم‌آبی شدید.

چه زمانی سرم‌تراپی واقعاً ضروری است؟

برخلاف باور عمومی، سرم‌تراپی در موارد مشخص و اغلب جدی کاربرد دارد. از جمله:

ناتوانی در دریافت مایعات از راه خوراکی: مثلاً در بیمارانی که به‌دلیل تهوع شدید، بیهوشی یا مشکلات گوارشی قادر به نوشیدن آب نیستند.

کم‌آبی شدید: در مواردی مانند اسهال و استفراغ شدید، به‌ویژه در کودکان و سالمندان، که خطر دهیدراسیون (ده‌آبی) وجود دارد.

خونریزی‌ها و سوختگی‌های شدید: در این شرایط، بدن مقدار زیادی مایع از دست می‌دهد و نیاز به جبران سریع دارد.

شوک و افت شدید فشار خون: در شرایط اورژانسی، سرم‌تراپی می‌تواند به حفظ جریان خون و عملکرد اندام‌ها کمک کند.

تزریق برخی داروها: برخی داروها باید از طریق سرم و به‌صورت وریدی تجویز شوند.

جایگزین‌های ساده و ایمن برای رفع ضعف

برای بسیاری از افرادی که دچار ضعف یا بی‌حالی هستند، راهکارهای ساده و کم‌هزینه‌تری وجود دارد که در عین ایمنی بیشتر، اثربخشی قابل قبولی نیز دارند. نوشیدن آب کافی در طول روز، مصرف آبمیوه‌های طبیعی، استفاده از سوپ‌های سبک و مقوی، به‌کارگیری محلول ORS در موارد کم‌آبی خفیف و همچنین داشتن استراحت و خواب منظم، از جمله این روش‌هاست. این اقدامات نه‌تنها به تأمین مایعات مورد نیاز بدن کمک می‌کنند، بلکه با رساندن مواد مغذی ضروری، نقش مؤثری در بهبود حال عمومی و بازگشت انرژی ایفا می‌کنند.

نقش فرهنگ عمومی در رواج مصرف سرم

یکی از دلایل گسترش سرم‌تراپی غیرضروری، باورهای فرهنگی و تجربیات فردی است. بسیاری از افراد با مشاهده بهبود نسبی پس از تزریق سرم، آن را به‌عنوان یک درمان سریع و مؤثر به دیگران توصیه می‌کنند. در حالی‌که این بهبود، اغلب ناشی از جبران کم‌آبی و نه اثر خاص دارویی است.

از سوی دیگر، برخی مراکز درمانی نیز ممکن است به‌دلیل تقاضای بیماران یا مسائل اقتصادی، به تجویز بیش از حد سرم روی آورند؛ موضوعی که نیازمند نظارت و آگاهی‌بخشی بیشتر است.

توصیه پزشکان چیست

پزشکان تأکید دارند که سرم‌تراپی باید تنها با تجویز و تشخیص دقیق انجام شود. خوددرمانی یا درخواست سرم بدون نیاز واقعی، می‌تواند به سلامت فرد آسیب بزند.

در صورت بروز علائمی مانند ضعف، خستگی یا سرماخوردگی، بهتر است ابتدا به روش‌های ساده مانند استراحت، تغذیه مناسب و مصرف مایعات توجه شود. اگر علائم شدید یا طولانی‌مدت بود، مراجعه به پزشک ضروری است.

سرم تقویتی نیست

سرم‌تراپی یک روش درمانی مهم و گاهی نجات‌بخش در پزشکی است، اما استفاده از آن محدود به شرایط خاص است. تصور رایج درباره «تقویتی بودن» سرم، پایه علمی ندارد و می‌تواند به مصرف بی‌رویه و بروز عوارض منجر شود.

افزایش آگاهی عمومی درباره کاربرد واقعی سرم و جایگزین‌های ساده‌تر و ایمن‌تر، می‌تواند به کاهش این روند کمک کند. در نهایت، بهترین راه برای حفظ سلامت، پیروی از توصیه‌های علمی و پرهیز از درمان‌های غیرضروری است.

تاثیر خواب کافی در کاهش اضطراب دوران بارداری

ارسال شده در ۳۰ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

پژوهشگران دریافته‌اند که کم‌خوابی در دوران بارداری و پس از زایمان می‌تواند یکی از عوامل اصلی ایجاد اضطراب باشد. به گفته آن‌ها، بی‌خوابی معمولاً پیش از علائم اضطراب ظاهر می‌شود و می‌تواند یک «علامت هشدار اولیه» محسوب شود.

وبگاه سای‌تِک‌دِیلی در گزارشی آورده است:

کم‌خوابی اغلب به عنوان بخشی اجتناب‌ناپذیر از بارداری و مادرشدن پذیرفته می‌شود؛ اما یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که این شب‌های بی‌خوابی ممکن است فراتر از خستگی، نقشی مهم در ایجاد اضطراب در این دوران حساس ایفا کنند.

افسردگی پس از زایمان بیشتر در میان مردم شناخته شده است، اما اختلالات اضطرابی در واقع از رایج‌ترین مشکلات سلامت روان در دوران بارداری و پس از آن هستند.

پژوهشگران دانشگاه واشینگتن در سن‌لوئیس شواهدی یافتند که نشان می‌دهد بی‌خوابی ممکن است یکی از نخستین علائم هشداردهنده باشد و پیش از بروز علائم اضطراب ظاهر شود.

توصیه دانشمندان برای کاهش اضطراب در بارداری: خواب کافی را جدی بگیرید

خواب و سلامت روان در بارداری

تخمین زده می‌شود حدود ۱۵ درصد از زنان در دوران بارداری یا ماه‌های پس از زایمان، دچار اختلال اضطرابی می‌شوند. این دوران همچنین با احتمال بیشتری برای بروز علائم مرتبط با وسواس (از جمله افکار مزاحم و رفتارهای اجباری) همراه است.

برای درک بهتر ارتباط خواب و اضطراب، پژوهشگران حدود ۲۳۰ زن را در مراحل مختلف بارداری و پس از زایمان دنبال کردند.

گروه پژوهشی به سرپرستی دکتر مری کیمِل (Mary Kimmel)؛ روانپزشک و دکتر ربکا کاکس (Rebecca Cox)، روانشناس، شرکت‌کنندگان را در اوایل و اواخر بارداری و همچنین در دوران پس از زایمان بررسی کردند. هدف آن‌ها تعیین این بود که آیا تغییرات در خواب با تغییرات در اضطراب و علائم مرتبط با وسواس مرتبط است یا خیر.

خواب ناکافی؛ مشکل رایج دوران بارداری

اختلال در خواب در دوران بارداری بسیار رایج است. تغییرات هورمونی، ناراحتی‌های جسمی و بیدارشدن‌های مکرر در شب از یک سو، و نیازهای مراقبت از نوزاد از سوی دیگر، همگی می‌توانند خواب منظم و انرژی‌بخش را دشوار سازند. مطالعات قبلی نشان داده‌اند که کیفیت خواب اغلب در سه ماهه سوم بارداری بدتر می‌شود و کمی پس از زایمان به پایین‌ترین حد خود می‌رسد.

توصیه دانشمندان برای کاهش اضطراب در بارداری: خواب کافی را جدی بگیرید

کم‌خوابی؛ هشدار قبل از اضطراب

یکی از پرسش‌های بی‌پاسخ این بوده که آیا اضطراب باعث بی‌خوابی می‌شود یا بی‌خوابی به ایجاد اضطراب کمک می‌کند. برای بررسی این موضوع، شرکت‌کنندگان پرسش‌نامه‌هایی را درباره عادات خواب، سطح اضطراب و باورهای مرتبط با وسواس تکمیل کردند. سؤالات شامل نگرانی‌هایی مانند نگرانی درباره نوزاد و ترس از آسیب‌دیدن نوزاد بود.

پژوهشگران همچنین عاملی روانشناختی به نام توانایی مقابله با مشکلات را بررسی کردند. این عامل نشان می‌دهد که افراد چقدر به توانایی خود برای مدیریت چالش‌ها و حفظ احساس کنترل در هنگام مواجهه با استرس اعتماد دارند.

نتایج به طور مداوم در یک جهت اشاره داشت: خواب کمتر با افزایش اضطراب و باورهای وسواسی قوی‌تر در طول زمان همراه بود. زنانی که خواب آشفته‌تری داشتند، میزان بیشتری از اضطراب دوران بارداری و پس از زایمان را گزارش کردند. این رابطه به‌ویژه در میان کسانی که اعتماد کمتری به توانایی خود برای مقابله با چالش‌های زندگی داشتند، قوی‌تر بود.

توصیه دانشمندان برای کاهش اضطراب در بارداری: خواب کافی را جدی بگیرید

به گفته پژوهشگران، کوتاهی مدت خواب می‌تواند نشانه‌ای قوی‌ برای پیش‌بینی اضطراب آینده دوران بارداری و پس از زایمان باشد؛ به عبارت دیگر، تغییر در الگوی خواب ممکن است یک نشانه اولیه باشد که فرد در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به علائم اضطراب در آینده قرار دارد.

دکتر ربکا کاکس در جمع‌بندی می‌گوید: تلاش برای اولویت‌دادن به خواب مادر می‌تواند فوایدی برای سلامت روان او داشته باشد.

چرا توانایی مقابله مهم است؟

جالب اینجاست که توانایی مقابله با مشکلات، ارتباط بین خواب و اضطراب را تحت تأثیر قرار می‌داد، اما بر ارتباط بین خواب و باورهای وسواسی تأثیری نداشت. این مطالعه همچنین شواهدی کمّی پیدا کرد که نشان می‌دهد اضطراب یا باورهای وسواسی باعث بی‌خوابی می‌شوند. در واقع، داده‌ها نشان می‌دهد که کم‌خوابی معمولاً زودتر رخ می‌دهد و علائم اضطراب بعد از آن ظاهر می‌شوند.

به گفته پژوهشگران، کوتاه‌بودن مدت خواب می‌تواند نشانه‌ای قوی‌ برای پیش‌بینی اضطراب در دوران بارداری و پس از زایمان باشد؛ به عبارت دیگر، تغییر در الگوی خواب ممکن است یک علامت هشدار اولیه باشد که فرد در آینده در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اضطراب قرار دارد.

یافته‌های این مطالعه به‌تازگی در نشریه اسلیپ/ Sleep منتشر شده است.

خوابی که میان خبرها گم می‌شود

اثر خبرهای شبانه بر کیفیت خواب

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 آخرین خبر را می‌خواند. صفحه را می‌بندد. تلفن همراه را کنار می‌گذارد و سعی می‌کند بخوابد. چند دقیقه بعد دوباره گوشی را برمی‌دارد. شاید در این فاصله خبر تازه‌ای منتشر شده باشد. شاید جایی اتفاقی افتاده باشد. شاید کسی در یکی از گروه‌ها چیزی نوشته باشد. صفحه کانال‌های خبری دوباره بالا و پایین می‌شود. خبرها عوض شده‌اند، اما اضطراب نه.

این روزها برای بسیاری از مردم، نگرانی فقط از خود حوادث نیست؛ از ندانستن است. از اینکه ندانند چند ساعت دیگر چه اتفاقی می‌افتد، امشب چگونه به پایان می‌رسد و فردا با چه خبری آغاز خواهد شد. در چنین شرایطی، بسیاری ناخواسته وارد چرخه‌ای می‌شوند که خروج از آن آسان نیست؛ چرخه‌ای از نگرانی، جست‌وجوی مداوم خبر، آرامش کوتاه‌مدت و بازگشت دوباره اضطراب. چرخه‌ای که با هر اعلان جدید، هر پیام در گروه‌های خانوادگی و هر شایعه منتشرشده در فضای مجازی از نو آغاز می‌شود.

اعتیاد به خبر؛ وقتی ذهن دنبال امنیت می‌گردد

بسیاری تصور می‌کنند علت چک کردن مداوم اخبار، کنجکاوی است؛ اما روانشناسان توضیح دیگری دارند.

ذهن انسان در شرایط نااطمینانی به دنبال کنترل است. هنگامی که فرد احساس می‌کند اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است اما توان تأثیرگذاری مستقیمی بر آنها ندارد، تلاش می‌کند با جمع‌آوری اطلاعات بیشتر، حس کنترل از دست رفته را بازسازی کند.به همین دلیل است که فرد هر چند دقیقه یک بار تلفن همراه خود را برمی‌دارد؛ نه لزوماً برای کسب اطلاعات جدید، بلکه برای کاهش اضطراب.

مشکل اما اینجاست که این آرامش معمولاً فقط چند دقیقه دوام دارد. خبر بعدی، شایعه بعدی یا تحلیل بعدی دوباره اضطراب را بازمی‌گرداند و فرد را به سمت دور تازه‌ای از جست‌وجوی اخبار سوق می‌دهد.

چرخه‌ای که اضطراب را بیشتر می‌کند

در ظاهر، دنبال کردن اخبار قرار است به ما آرامش بدهد؛ اما در عمل گاهی نتیجه معکوس دارد.

فردی که روزی دو یا سه بار اخبار را مرور می‌کند، معمولاً تصویر کلی رویدادها را دریافت می‌کند. اما کسی که هر ده دقیقه در حال بررسی کانال‌ها و شبکه‌های اجتماعی است، در معرض صدها پیام متناقض، تحلیل‌های غیرمعتبر، تصاویر پراکنده و شایعات قرار می‌گیرد.

در چنین شرایطی مغز فرصت پردازش منطقی اطلاعات را از دست می‌دهد و به حالت آماده‌باش دائمی می‌رود؛ حالتی که با افزایش ضربان قلب، بی‌خوابی، تحریک‌پذیری، کاهش تمرکز و احساس نگرانی مداوم همراه است.

 نسل جدید؛ قربانی اعلان‌ها

اگر در جنگ‌های گذشته مردم برای شنیدن اخبار منتظر رادیو یا بخش خبری می‌ماندند، امروز هر تلفن همراه به یک اتاق خبر ۲۴ ساعته تبدیل شده است.

اعلان‌های خبری، پیام‌های گروه‌های خانوادگی، فیلم‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و تحلیل‌های لحظه‌ای باعث شده‌اند که بسیاری از افراد حتی در زمان استراحت نیز از فضای خبر جدا نشوند.

نتیجه آن است که جنگ فقط در میدان نبرد جریان ندارد؛ بلکه در ذهن میلیون‌ها نفر نیز ادامه پیدا می‌کند.

یکی از مهم‌ترین قربانیان این وضعیت، کودکانی هستند که شاید اخبار را مستقیم دنبال نکنند، اما اضطراب بزرگ‌ترها را کاملاً حس می‌کنند.

کودکی که می‌بیند پدر یا مادر هر چند دقیقه تلفن همراه خود را بررسی می‌کند، با صدای بلند درباره اخبار صحبت می‌کند یا شب‌ها تا دیروقت بیدار می‌ماند، پیام روشنی دریافت می‌کند: «اتفاق خطرناکی در حال رخ دادن است.»

بسیاری از متخصصان کودک معتقدند انتقال اضطراب از طریق رفتار، بسیار بیشتر از انتقال آن از طریق کلمات اتفاق می‌افتد.

چگونه از اخبار جا نمانیم اما اسیر آنها هم نشویم؟

مدیریت اضطراب به معنای بی‌تفاوتی نیست. هیچ‌کس نمی‌گوید مردم اخبار مهم را دنبال نکنند. مسئله، شیوه دنبال کردن اخبار است.

متخصصان چند توصیه ساده دارند:

به‌جای چک کردن مداوم اخبار، ساعات مشخصی برای پیگیری خبر تعیین کنید.

اخبار را از منابع رسمی و معتبر دریافت کنید.

از دنبال کردن شایعات و کانال‌های ناشناس پرهیز کنید.

پیش از خواب اخبار تنش‌زا را مرور نکنید.

زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی را محدود کنید.

درباره نگرانی‌های خود با اعضای خانواده گفت‌وگو کنید.

فعالیت‌های روزمره مانند ورزش، مطالعه و دیدارهای خانوادگی را متوقف نکنید.

زندگی باید ادامه پیدا کند

شاید مهم‌ترین نکته همین باشد؛ اینکه انسان‌ها در طول تاریخ بارها با بحران‌ها، جنگ‌ها و نااطمینانی‌ها مواجه شده‌اند اما زندگی را متوقف نکرده‌اند. خبرها مهم‌اند، اما تمام زندگی نیستند.

اگر قرار باشد هر صدای نامعلوم، هر پیام در شبکه‌های اجتماعی و هر شایعه منتشرشده ذهن ما را برای ساعت‌ها درگیر کند، پیش از آنکه بحران بیرونی آسیب بزند، اضطراب درونی توان ما را تحلیل خواهد برد.

این روزها شاید بیش از هر زمان دیگری لازم باشد میان «آگاه بودن» و «غرق شدن در اخبار» تفاوت قائل شویم؛ زیرا آرامش روانی، خود یکی از مهم‌ترین سرمایه‌هایی است که در روزهای پرتنش باید از آن محافظت کرد.

نمودار زندگی | اثر خبرهای شبانه بر کیفیت خواب

ارسال شده در ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

بسیاری از افراد پس از خواندن آخرین خبرها، به جای آرامش، با احساس نگرانی و اضطراب مواجه می‌شوند. این وضعیت ناشی از چرخه‌ای است که در آن انسان‌ها به دنبال اطلاعات جدید هستند تا حس کنترل خود را بازگردانند. این تلاش برای کسب اطلاعات، به جای کاهش اضطراب، معمولاً آن را تشدید می‌کند.

در دنیای امروز، چک کردن مداوم اخبار قبل از خواب به یک عادت رایج تبدیل شده است، اما این رفتار می‌تواند منجر به اضطراب و اختلال در کیفیت خواب شود. روانشناسان معتقدند که در شرایط نااطمینانی، ذهن انسان به دنبال امنیت و کنترل است. این نیاز به جمع‌آوری اطلاعات باعث می‌شود که افراد به طور مکرر گوشی‌های خود را چک کنند، حتی اگر اطلاعات جدیدی وجود نداشته باشد. اما این آرامش موقتی به سرعت با اخبار جدید یا شایعات جایگزین می‌شود و اضطراب دوباره بازمی‌گردد.

در حالی که مرور اخبار ممکن است به نظر برسد که به ما کمک می‌کند تا از رویدادهای روز مطلع شویم، اما در واقع، افرادی که به طور مکرر اخبار را بررسی می‌کنند، در معرض اطلاعات متناقض و شایعات قرار می‌گیرند. این وضعیت باعث می‌شود که مغز نتواند به درستی اطلاعات را پردازش کند و در نتیجه، فرد با مشکلاتی نظیر بی‌خوابی، تحریک‌پذیری و نگرانی مداوم روبرو شود.

اعلان‌های خبری و تحلیل‌های لحظه‌ای باعث شده‌اند که مردم حتی در زمان استراحت نیز از فضای خبر جدا نشوند. این وضعیت به ویژه بر کودکان تأثیر می‌گذارد، زیرا اضطراب بزرگ‌ترها را حس می‌کنند. برای مدیریت این اضطراب، توصیه می‌شود ساعات مشخصی برای پیگیری اخبار تعیین شود، از منابع معتبر استفاده شود و زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی محدود گردد. همچنین، گفت‌وگو درباره نگرانی‌ها و ادامه فعالیت‌های روزمره می‌تواند به کاهش اضطراب کمک کند.

آنتی بیوتیک ها به کاهش خس خس آسم کودکان کمک نمی کنند

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

در کودکان مبتلا به آسم ممکن است حملات خس خس سینه به حدی شدید باشد که باعث مراجعه به اورژانس شود.

به نقل از مدیسن نت، با این حال، یک آزمایش جدید نشان می‌دهد که دریافت آنتی‌بیوتیک‌ها به آنها کمکی نمی‌کند.

در واقع، پس از اینکه محققان دریافتند آنتی بیوتیک آزیترومایسین در کاهش خس خس سینه بی فایده است، این کارآزمایی متوقف شد

دکتر «فرناندو مارتینز» سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه آریزونا، می‌گوید: می‌توانیم با اطمینان بگوییم که به کودکانی که با خس‌خس شدید به مطب پزشک یا اورژانس مراجعه می‌کنند، نباید آزیترومایسین یا هر گونه آنتی‌بیوتیک داده شود.

بر اساس اطلاعات محققان، آسم و خس‌خس‌های ناشی از آن دلیل اصلی بستری شدن کودکان زیر ۵ سال است.

مدت‌هاست که اشاره شده است که دوره‌های خس‌خس سینه دوران کودکی با حضور باکتری‌های خاصی نظیر استرپتوکوک پنومونی، موراکسلا کاتارالیس و هموفیلوس آنفلوآنزا در گلو مرتبط است.

آیا مبارزه با این گونه های باکتریایی با آنتی بیوتیک ها می تواند به کاهش خس خس سینه کمک کند؟

برای پی بردن به این موضوع، تیم تحقیق نتایج را برای ۸۴۰ کودک بستری شده در اورژانس ایالات متحده به دلیل خس خس سینه مقایسه کرد. بچه ها بین ۱۸ ماه تا تقریبا ۵ سال سن داشتند.

به گفته محققان، در مجموع، ۵۲۱ کودک از ۸۴۰ کودک برای حداقل یک نوع باکتری احتمالاً مضر مثبت شدند.

کودکان به‌طور تصادفی انتخاب شدند تا آنتی‌بیوتیک آزیترومایسین یا یک قرص دارونما «ساختگی» را به عنوان بخشی از درمان خود در اورژانس دریافت کنند.

هیچ مزیت بالینی از استفاده از آنتی بیوتیک مشاهده نشد.

مارتینز امیدوار است که این یافته ها ممکن است آنچه را که او معتقد است درمان نادرست است، مهار کند.

وی در بیانیه خبری دانشگاه گفت: سال هاست می گوییم در این شرایط حاد نباید از آنتی بیوتیک استفاده کرد زیرا خس خس ناشی از ویروس هاست. اما پزشکان هنوز هم حداقل در یک چهارم موارد برای این کودکان خردسال آنتی بیوتیک تجویز می کنند.

محققان خاطرنشان کردند که علاوه بر بی اثر بودن، استفاده از داروها در این زمینه می تواند احتمال مقاومت آنتی بیوتیکی را افزایش دهد.

آمار ۶۰ درصدی «سزارین» در ایران؛ چرا مادران کمتر زایمان طبیعی را انتخاب می‌کنند؟

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه وضعیت زایمان طبیعی و سزارین در کشور به هیچ‌وجه خوب نیست، گفت: میزان سزارین در اغلب کشورها ۳۰ درصد است که اختلاف فاحشی میان سزارین ایران با این کشورها وجود دارد؛ طی دو تا سه دهه گذشته، میزان سزارین کشور حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بود که در حال حاضر حدود ۶۰ درصد است.

دکتر رضا سعیدی، درباره وضعیت سزارین در ایران و اقدامات و برنامه‌ها در جهت ترویج زایمان طبیعی، اظهار کرد: بخشی از اقدامات در زمینه زایمان طبیعی به برنامه «جوانی جمعیت» و بخش دیگر آن به «سلامت عمومی» مربوط می‌شود. وضعیت زایمان طبیعی و سزارین در کشور به هیچ‌وجه خوب نیست و جزو دو تا سه کشوری هستیم که بیشترین میزان سزارین را دارند؛ موضوعی که برای نظام سلامت «بد» به شمار می‌رود. راه‌ چاره این موضوع مشخص است، اما موانعی در مسیر اجرا وجود دارد.

وضعیت سزارین در ایران

این فوق‌تخصص نوزادان درباره جزئیات میزان سزارین در ایران توضیح داد: میزان سزارین در کل کشور ۵۸ درصد است؛ اگر از جمعیت اتباع صرف‌نظر کنیم، میزان سزارین به ۶۰ درصد می‌رسد که این وضعیت در برخی‌ها شهرها به ۸۵ درصد نیز می‌رسد.

ترس از زایمان طبیعی، علت سزارین در ایران

رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه برخی مادران باردار اجازه زایمان طبیعی را نمی‌دهند، توضیح داد: بنابر تخصص پزشکی خودم، چگونگی متولدشدن نوزادان را می‌پرسم. اغلب افراد، ترس از زایمان طبیعی را علت سزارین بیان‌ می‌کنند.

سزارین در ایران ۳ برابر استاندارد WHO

او با بیان اینکه برخی سزارین‌ها به علت مسائل پزشکی است، گفت: براساس اظهارات سازمان جهانی بهداشت، ۱۵ تا ۲۰ درصد زایمان‌ها می‌تواند به صورت سزارین و ۸۰ تا ۸۵ درصد طبیعی باشد. آمار و ارقام بیانگر ان است سزارین کشور حدود ۶۰ است که ۳برابر استاندارد به حساب می‌آید. البته تعداد کشورهای محدودی توانسته‌اند به رقم استاندارد سزارین دست‌یابند.

اختلاف ایران با سایر کشورهای جهان

این عضو هیات‌علمی دانشگاه علوم‌پزشکی شهید بهشتی تصریح کرد: میزان سزارین در اغلب کشورها ۳۰ درصد است که اختلاف فاحشی میان سزارین ایران با این کشورها وجود دارد. طی دو تا سه دهه گذشته، میزان سزارین کشور حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد بود که در حال حاضر حدود ۶۰ درصد است. براساس قوانین، ایران درنظر داشت میزان سزارین را ۵ درصد در هر سال کاهش دهد اما این میزان در گذر زمان افزایش یافته است.

سزارین، انتخابی خودخواسته

این فوق‌تخصص نوزادان درباره چرایی بالا بودن سزارین در ایران گفت: انتخاب سزارین، خودخواسته است. هنگامی که فرزند اول یک خانواده با سزارین متولد می‌شود، تولد فرزند دوم به صورت زایمان طبیعی خطرناک است و هر پزشکی زیربار خطر آن نمی‌رود. علاوه بر ترس، سزارین در مسائل فرهنگی نیز ریشه‌ دارد. ما ایرانی‌ها فقط در سزارین رکورد نزده‌ایم، بلکه در عمل جراحی زیبایی بینی و بسیاری از عمل‌هایی که در سایر کشورها حدود ۵ درصد است، رکورد زده‌ایم و درباره چرایی آن نیز جامعه‌شناسان و روان‌شناسان می‌بایست درباره این موضوع اظهار نظر کنند.

نقش مسائل حقوقی و اقتصادی بر افزایش سزارین در ایران

او درباره نقش مسائل اقتصادی و حقوقی بر افزایش سزارین اظهار کرد: علاوه بر اصرار مادران، مسائل اقتصادی، میزان پرداخت‌های زایمان طبیعی و حقوقی نیز در افزایش سزارین دخیل است. اگر یک نوزاد در روند زایمان طبیعی دچار خفگی شود یا مشکلاتی در پی‌داشته باشد، مشکلات حقوقی برای پزشک به‌وجود می‌آید. به طور مثال، یک پرونده پزشکی مطرح بود و یک فرد ۱۸ ساله از پزشک نوزادان خود شکایت کرده بود؛ این در حالی است که ۱۸ سال از زمان تولد او می‌گذشت. ریسک زایمان طبیعی بسیار بالا است اما پرداختی‌های ناچیزی دارد؛ در چنین شرایطی، هر پزشکی ریسک نمی‌کند و خطر را نمی‌پذیرد.

تعریف بودجه تشویقی با هدف افزایش زایمان طبیعی

سعیدی با بیان اینکه کمیته «سلامت مادران» در وزارت بهداشت تشکیل شده، گفت: حدود ۷ ماه است که مسئولیت دفتر جوانی جمعیت وزارت بهداشت را بر عهده گرفته‌ام؛ کمیته سلامت مادران را با اساتید این رشته تشکیل داده‌ایم. یکی از فاکتورهایی که برای تخصیص بودجه دانشگاه‌های علوم‌پزشکی درنظر گرفته‌ایم، کاهش میزان سزارین است. اگر زایمان‌های طبیعی نسبت به سزارین در یک دانشگاه علوم‌پزشکی بیشتر باشد، آن دانشگاه مشمول دریافت بودجه تشویقی می‌شود.

اقدام برای افزایش کارانه زایمان طبیعی

وی اظهار کرد: همچنین بنابر مصوبه معاون وزیر بهداشت در نظر داریم که کارانه زایمان طبیعی را ۱۰ برابر افزایش دهیم که بازهم مبلغ ناچیزی با نرخ تورم فعلی به حساب می‌آید. مبلغ کارانه برای مدتی پرداخت نشده، نه تنها آن را پرداخت می‌کنیم بلکه افزایش کارانه را در دستور کار قرار داده‌ایم.

حسادت فرزند بزرگ‌تر به نوزاد؛ واکنشی طبیعی به تغییر ساختار خانواده

روانپزشک کودک و نوجوان بیان کرد:

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایسنا

 یک فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان گفت: حسادت فرزند بزرگ‌تر به نوزاد یا فرزند کوچک‌تر، یکی از شایع‌ترین و طبیعی‌ترین واکنش‌های کودکان به تغییر ساختار خانواده است.

پروین صفوی در خصوص حسادت فرزند بزرگتر به نوزاد تازه متولد شده، اظهار کرد: بسیاری از کودکان پس از تولد خواهر یا برادر جدید، نگران از دست دادن توجه، محبت و جایگاه خود در خانواده هستند، در این خصوص، آنچه اهمیت زیادی دارد، نحوه برخورد والدین با احساسات کودک است.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان ادامه داد: در بیشتر موارد این حسادت یک واکنش طبیعی به تغییر ساختار خانواده محسوب می‌شود، کودک بزرگتر پیش از تولد نوزاد جدید، مرکز توجه خانواده بوده است، اما پس از تولد نوزاد، محبت و توجه والدین تقسیم می‌شود، بنابراین این احساس لزوماً نشانه مشکل روانی در کودک نیست، بلکه واکنشی طبیعی به شرایط جدید است

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان افزود: از مهمترین دلایل شکل‌گیری حسادت پس از تولد فرزند جدید، می‌توان به کاهش توجه به فرزند اول اشاره کرد، نوزاد به طور طبیعی نیازمند صرف زمان و انرژی زیادی از سوی والدین است و کودک بزرگتر ممکن است این موضوع را به معنای بی‌اهمیت شدن خود یا کم‌ارزش شدن جایگاهش نزد والدین تعبیر کند.

وی تصریح کرد: همچنین کودک ممکن است احساس کند جایگاه خود را از دست داده و دیگر اهمیت سابق را برای والدین ندارد، از طرف دیگر، ممکن است خود را با نوزاد مقایسه کند یا والدین با به کار بردن جملات مقایسه‌ای میان فرزند کوچک‌تر و فرزند بزرگ‌تر، این مقایسه را تشدید کنند که این موضوع می‌تواند حس رقابت و حسادت را افزایش دهد.

صفوی توضیح داد: تغییرات ناگهانی در شرایط زندگی، مانند جابه‌جایی اتاق، شروع مهدکودک، سپردن کودک به مراقبی دیگر یا کاهش زمانی که برای فرزند بزرگتر اختصاص داده می‌شود، می‌تواند موجب ایجاد حس ناامنی و افزایش حسادت در فرزند اول شود.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان بیان کرد: ویژگی‌های شخصیتی کودک نیز در این میان اهمیت دارد، به عنوان مثال، کودکان حساس‌تر، مضطرب‌تر یا وابسته‌تر معمولاً واکنش‌های شدیدتری از خود نشان می‌دهند.

وی در خصوص تأثیر سن کودک بر شدت و نوع حسادت، اظهار کرد: این موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است، در سنین دو تا چهار سالگی معمولاً شدیدترین واکنش‌ها مشاهده می‌شود، زیرا کودک هنوز مفهوم اشتراک‌گذاری محبت را درک نمی‌کند، در این سن، کودک ممکن است به رفتارهای سنین پایین‌تر برگرد، برای مثال، کودکی که کنترل ادرار داشته است ممکن است دچار شب‌ادراری شود یا رفتارهایی مانند مکیدن انگشت و صحبت کردن با لحن کودکانه در او تشدید شود.

صفوی افزود: در سنین پنج تا هفت سالگی، حسادت بیشتر به شکل رقابت، لجبازی یا شکایت از تبعیض والدین میان فرزندان بروز پیدا می‌کند، در این سن، کودک توانایی بیشتری برای بیان احساسات خود دارد، در سن هشت سال به بالا، معمولاً حسادت پنهان‌تر است و امکان دارد، به شکل گوشه‌گیری، ناراحتی، افت انگیزه یا رفتارهای رقابتی ظاهر شود.

این فوق تخصص روانپزشکی کودکان و نوجوانان در خصوص تفاوت میان حسادت طبیعی و حسادتی که نیاز به مداخله تخصصی و درمانی دارد، گفت: حسادت طبیعی بین فرزندان معمولاً به صورت ناراحتی، گاهی همراه با اعتراض، درخواست توجه بیشتر یا بروز رفتارهای رقابتی جزئی دیده می‌شود و این علائم به‌تدریج کاهش پیدا می‌کنند.

وی افزود: اما حسادتی که نیاز به بررسی تخصصی و احتمالاً مداخله روان‌پزشکی یا روان‌شناسی دارد، می‌تواند با علائمی همراه باشد، برای مثال، اگر کودک به مدت چند هفته یا چند ماه پرخاشگری شدیدی نسبت به نوزاد تازه متولدشده داشته باشد، قصد آسیب رساندن عمدی به فرزند کوچک‌تر را داشته باشد، دچار افسردگی، گوشه‌گیری یا غمگینی شدید شود، افت شدید عملکرد تحصیلی پیدا کند یا برای مدت طولانی با اضطراب شدید و اختلال خواب درگیر باشد و همچنین رفتارهای پسرفتی مداوم نشان دهد، در این موارد نیاز به مشورت با روان‌پزشک یا روان‌شناس کودک وجود دارد.

صفوی با اشاره به نشانه‌های حسادت در کودکان گفت: حسادت همیشه به صورت مستقیم بیان نمی‌شود، گاهی ممکن است به شکل چسبندگی بیش از حد کودک به والدین، بهانه‌گیری و قشقرق، لجبازی، مخالفت با قوانین خانه، گریه‌های مکرر و زیاد، درخواست بغل شدن یا شیر خوردن مانند نوزاد، تلاش برای جلب توجه به هر شکل ممکن یا کناره‌گیری و سکوت غیرمعمول بروز پیدا کند.

این فوق تخصص روان‌پزشکی کودکان و نوجوانان یادآور شد: پرخاشگری، لجبازی و افت تحصیلی گاهی نوعی پیام غیرمستقیم از سوی کودک هستند، کودک با این رفتارها در واقع می‌خواهد به والدین بگوید که هنوز به توجه و محبت آن‌ها نیاز دارد، ممکن است کودک متوجه شود که نوزاد هنگام گریه مورد توجه قرار می‌گیرد، بنابراین او نیز با لجبازی، بدرفتاری یا انجام ندادن تکالیف خود تلاش می‌کند توجه والدین را جلب کند.

وی در خصوص روش‌های مؤثر برای کاهش حسادت در کودکان، توضیح داد: یکی از مهم‌ترین اقداماتی که والدین می‌توانند انجام دهند، اختصاص زمان ویژه به فرزند بزرگتر است، یعنی زمانی اختصاصی که والد و کودک به صورت دونفره در کنار هم وقت بگذرانند و بازی‌ها و فعالیت‌های مورد علاقه کودک را انجام دهند، همچنین اختصاص روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه توجه ویژه به فرزند بزرگ‌تر می‌تواند مؤثر باشد.

صفوی اظهار کرد: موضوع مهم دیگر، پذیرش احساسات کودک است، به جای سرزنش او، والدین می‌توانند از جملاتی مانند می‌بینم ناراحتی که امروز بیشتر کنار فرزند کوچک‌تر بودم استفاده کنند، این موضوع به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد و بتواند آن‌ها را بیان کند.

این فوق تخصص روان‌پزشکی کودکان و نوجوانان توضیح داد: همچنین باید از هرگونه مقایسه میان فرزند بزرگتر و نوزاد اجتناب شود، هرگونه مقایسه مستقیم یا غیرمستقیم میان دو فرزند می‌تواند موجب تشدید رقابت شود، لازم است روحیه همکاری به جای رقابت در فرزند شکل بگیرد، برای مثال، به جای اینکه به فرزند بگوییم تو بهترین فرزند خانواده هستی، می‌توانیم بر همکاری و کمک متقابل تأکید کنیم، همچنین باید به رفتارهای مثبت کودک توجه شود، برای نمونه، زمانی که رفتار خوبی با نوزاد دارد، کودک مورد تحسین قرار گیرد.

وی با بیان اینکه مشارکت دادن کودک در مراقبت از نوزاد نیز می‌تواند فواید و محدودیت‌هایی داشته باشد، گفت: از جمله فواید آن می‌توان به افزایش احساس تعلق، کاهش احساس طردشدگی تقویت مسئولیت‌پذیری و ایجاد ارتباط عاطفی با نوزاد اشاره کرد، فعالیت‌هایی مانند انتخاب لباس نوزاد، قصه گفتن برای او و کمک در چیدن وسایل نوزاد از جمله این موارد هستند، اما محدودیت آن این است که نباید نقش والد به کودک بزرگتر واگذار شود و مسئولیت‌های سنگین برای او در نظر گرفته شود، همچنین کمک کردن باید کاملاً داوطلبانه باشد و هیچ اجباری در میان نباشد.

صفوی در خصوص بازی‌ها و فعالیت‌های خانوادگی که می‌توانند رابطه میان فرزندان را تقویت کنند، خاطرنشان کرد: بازی‌های مشارکتی، بازی‌هایی که همه اعضای خانواده در آن حضور دارند، قصه‌گویی خانوادگی، انجام کارهای هنری مشترک و بازی‌های نقش‌آفرینی می‌توانند در تقویت این موضوع مفید باشند.

شناخت و کنترل ریزه‌خواری هیجانی

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 ریزه‌خواری هیجانی یکی از عادت‌های پنهانی اما رو به افزایش در زندگی امروز است، رفتاری که در آن افراد نه از روی گرسنگی واقعی، بلکه برای فرار از استرس، غم، خستگی یا بی‌حوصلگی به سراغ خوراکی‌ها می‌روند.

در بسیاری از خانه‌ها خوردن فقط برای رفع گرسنگی نیست، گاهی یک تکه شکلات بعد از عصبانیت، چیپس هنگام تماشای تلویزیون یا حمله به یخچال پس از یک روز پراسترس، به عادتی تکراری تبدیل می‌شود. متخصصان تغذیه و روانشناسان به این رفتار «ریزه‌خواری هیجانی» می‌گویند، که فرد نه از روی نیاز واقعی بدن، بلکه برای آرام کردن احساسات خود غذا می‌خورد.

این الگو اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت حس آرامش ایجاد کند، اما در درازمدت سلامت جسم و روان را تحت تاثیر قرار می‌دهد و حتی می‌تواند از کودکی تا بزرگسالی ادامه پیدا کند.

ریزه‌خواری هیجانی چیست؟

ریزه‌خواری هیجانی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد در پاسخ به احساساتی مانند استرس، غم، خستگی، تنهایی، اضطراب یا حتی بی‌حوصلگی، به سراغ غذا می‌رود. در این شرایط، غذا نقش «آرام‌بخش» پیدا می‌کند. بسیاری از افراد پس از خوردن خوراکی‌های شیرین یا چرب، برای چند دقیقه احساس بهتری پیدا می‌کنند اما این احساس موقتی است و خیلی زود جای خود را به عذاب وجدان، پشیمانی یا حتی احساس شکست می‌دهد.

بررسی‌های علمی نشان می‌دهد خوراکی‌های پرچرب و شیرین می‌توانند مراکز پاداش در مغز را فعال کنند و به طور موقت احساس آرامش ایجاد کنند. به همین دلیل، مغز به تدریج یاد می‌گیرد در زمان فشار روانی، غذا را به‌عنوان راه‌حل انتخاب کند.

نشانه‌های هشدار را جدی بگیریم

بسیاری از افراد بدون آنکه متوجه باشند درگیر ریزه‌خواری هیجانی هستند. یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها، خوردن بدون احساس گرسنگی واقعی است. فرد ممکن است بلافاصله بعد از یک روز سخت کاری یا پس از یک بحث خانوادگی، سراغ خوراکی برود، در حالی که وعده غذایی خود را به‌تازگی خورده است.

میل ناگهانی به غذاهای شیرین، فست‌فود، چیپس، شیرینی یا شکلات نیز از نشانه‌های رایج این مشکل است. گرسنگی واقعی معمولا تدریجی ایجاد می‌شود و بدن انواع غذاها را می‌پذیرد اما در گرسنگی هیجانی، فرد اغلب فقط خوراکی خاصی می‌خواهد.

احساس آرامش کوتاه‌مدت پس از خوردن و سپس عذاب وجدان، یکی دیگر از زنگ خطرهاست. بسیاری از افراد بعد از پرخوری یا ریزه‌خواری با خود می‌گویند «چرا باز این کار را کردم؟»

در کودکان نیز این رفتار نشانه‌های مشخصی دارد. کودکانی که هنگام ناراحتی، خستگی یا بی‌حوصلگی مدام درخواست خوراکی می‌کنند، ممکن است در حال شکل دادن یک الگوی ناسالم باشند. اگر والدین هر بار برای آرام کردن کودک از خوراکی استفاده کنند، کودک یاد می‌گیرد غذا راه‌حل مشکلات احساسی است.

چرا ریزه‌خواری هیجانی شکل می‌گیرد؟

متخصصان معتقدند خانواده نقش مهمی در شکل‌گیری این رفتار دارد. کودکی که بارها می‌بیند والدین هنگام عصبانیت یا استرس سراغ غذا می‌روند، همان الگو را یاد می‌گیرد. جملاتی مانند «بیا بستنی بخور حالت خوب شود» یا «اگر گریه نکنی برایت شکلات می‌خرم» در ظاهر ساده‌اند اما در ذهن کودک رابطه‌ای مستقیم میان احساسات و غذا ایجاد می‌کنند.

استفاده از غذا به‌عنوان پاداش یا تنبیه نیز زمینه‌ساز مشکلات بعدی است. وقتی کودک برای موفقیت، خوراکی جایزه می‌گیرد یا از برخی غذاها محروم می‌شود، ارزش هیجانی غذا افزایش پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، محدودیت شدید غذایی نیز می‌تواند نتیجه عکس داشته باشد. افرادی که خود را از خوردن کامل برخی خوراکی‌ها محروم می‌کنند، معمولا در زمان فشار روانی کنترل بیشتری از دست می‌دهند و دچار ریزه‌خواری می‌شوند.

استرس مزمن، کم‌خوابی و ناتوانی در بیان احساسات هم از عوامل مهم این مشکل هستند. خواب ناکافی هورمون‌های تنظیم اشتها را بر هم می‌زند و میل به خوراکی‌های پرکالری را افزایش می‌دهد. همچنین افرادی که نمی‌توانند احساسات خود را بیان کنند، بیشتر احتمال دارد از غذا برای تخلیه هیجانی استفاده کنند.

ریزه‌خواری فقط اضافه وزن نیست

بسیاری تصور می‌کنند تنها پیامد ریزه‌خواری هیجانی، چاقی است؛ در حالی که اثرات آن بسیار گسترده‌تر است. افزایش وزن و تجمع چربی، یکی از پیامدهای آشکار این رفتار است، اما مشکل اصلی، تثبیت یک الگوی ناسالم ذهنی است که در آن فرد برای هر احساس ناخوشایند به غذا پناه می‌برد.

این وابستگی هیجانی به غذا می‌تواند عزت نفس فرد را کاهش دهد. برخی افراد پس از پرخوری احساس ضعف یا بی‌ارادگی می‌کنند و همین موضوع اضطراب و ناراحتی بیشتری ایجاد می‌کند. در نتیجه، فرد دوباره برای فرار از این احساسات به غذا پناه می‌برد و یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد ریزه‌خواری هیجانی در کودکی و نوجوانی، احتمال ابتلا به اختلالات خوردن در آینده را افزایش می‌دهد. همچنین خطر ابتلا به بیماری‌هایی مانند دیابت، فشار خون بالا و مشکلات قلبی در افرادی که به‌طور مداوم ریزه‌خواری دارند بیشتر است.

چگونه گرسنگی واقعی را از گرسنگی هیجانی تشخیص دهیم؟

یکی از راهکارهای مهم، یادگیری تفاوت میان گرسنگی جسمی و هیجانی است. گرسنگی واقعی معمولا به‌تدریج ایجاد می‌شود، با علائمی مانند ضعف یا خالی شدن معده همراه است و با خوردن غذای معمولی برطرف می‌شود.

اما گرسنگی هیجانی ناگهانی است، بیشتر با هوس خوراکی خاص همراه می‌شود و حتی پس از سیر شدن نیز ادامه پیدا می‌کند. فرد ممکن است بدون توجه، حجم زیادی غذا بخورد و بعد متوجه شود بیش از حد خورده است.

متخصصان توصیه می‌کنند هنگام هوس شدید غذا، افراد چند دقیقه مکث کنند و از خود بپرسند «آیا واقعا گرسنه‌ام یا فقط خسته، ناراحت یا عصبی هستم؟»

راهکارهایی ساده اما موثر

درمان ریزه‌خواری هیجانی به معنی حذف کامل خوراکی‌های مورد علاقه نیست، بلکه هدف، ایجاد رابطه سالم‌تر با غذاست. نخستین گام، اصلاح رفتار والدین و بزرگسالان در خانه است. کودکان بیش از آنکه به توصیه‌ها گوش دهند، رفتار والدین را تقلید می‌کنند.

یکی از راهکارهای کاربردی، نوشیدن یک لیوان آب و ایجاد وقفه ۱۰ دقیقه‌ای هنگام هوس خوردن است. در بسیاری از مواقع، شدت میل به غذا پس از چند دقیقه کاهش پیدا می‌کند.

صحبت درباره احساسات نیز نقش مهمی دارد. به‌ویژه در کودکان، باید به جای ساکت کردن با خوراکی، احساسات را نام‌گذاری کرد. برای مثال به کودک گفته شود «می‌دانم ناراحتی» یا «به نظر می‌رسد خسته‌ای». این کار به کودک کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد و راه‌های سالم‌تری برای مدیریت آن پیدا کند.

فعالیت بدنی، بازی، پیاده‌روی، گفت‌وگو با دوستان یا انجام سرگرمی‌های مورد علاقه می‌تواند جایگزین مناسبی برای پناه بردن به یخچال باشد. حتی چند دقیقه تحرک سبک می‌تواند سطح استرس را کاهش دهد.

تنظیم وعده‌های غذایی نیز اهمیت زیادی دارد. حذف وعده‌ها یا گرسنگی طولانی، احتمال ریزه‌خواری را افزایش می‌دهد. افرادی که صبحانه و وعده‌های منظم دارند، معمولا کنترل بهتری روی اشتهای خود پیدا می‌کنند.

خانه را از محرک‌ها خالی کنیم

محیط زندگی تاثیر مستقیمی بر رفتار غذایی دارد. وقتی خوراکی‌های پرکالری و تنقلات ناسالم همیشه در دسترس باشند، احتمال مصرف آنها بیشتر می‌شود. متخصصان توصیه می‌کنند خانواده‌ها تا حد امکان خانه را از محرک‌های غذایی ناسالم خالی و در عوض میوه، مغزها، سبزیجات یا میان‌وعده‌های سالم را جایگزین کنند.

البته هدف، ممنوعیت کامل نیست؛ زیرا محدودیت شدید می‌تواند میل به آن خوراکی را بیشتر کند. تعادل و مدیریت، مهم‌ترین اصل در تغذیه سالم است.

کمک گرفتن نشانه ضعف نیست

اگر ریزه‌خواری هیجانی شدید باشد و زندگی روزمره یا سلامت فرد را مختل کند، مراجعه به روانشناس یا متخصص تغذیه می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. گاهی ریشه این رفتار در اضطراب، افسردگی یا فشارهای روانی عمیق‌تر قرار دارد و نیاز به درمان تخصصی دارد.

کارشناسان تاکید می‌کنند مقابله با ریزه‌خواری هیجانی، یک فرآیند تدریجی است و تغییر عادت‌ها زمان می‌برد. سرزنش کردن خود یا کودکان نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه ممکن است احساسات منفی را تشدید کند.

در نهایت، غذا باید منبع انرژی و لذت متعادل باشد، نه ابزاری برای فرار از احساسات. شناخت هیجان‌ها، ایجاد سبک زندگی سالم و یادگیری راه‌های درست آرام‌سازی، مهم‌ترین گام‌ها برای جلوگیری از ریزه‌خواری و حفظ سلامت جسم و روان است.

سلامت مادر، ضامن بقای نسل آینده است/ اهمیت واکسیناسیون در دوران بارداری

ارسال شده در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

در حالی که سلامت مادر در دوران بارداری تنها یک مسئله پزشکی فردی نیست و به عنوان شاخصی کلیدی برای سنجش کیفیت زندگی نسل‌های آینده و پایداری اجتماعی تلقی می‌شود، کارشناسان معتقدند که غفلت از این حوزه می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری برای اقتصاد و ساختار جمعیتی کشور به همراه داشته باشد.

دوران بارداری یکی از حساس‌ترین و پویاترین مراحل زندگی یک زن است که در آن نه تنها سلامت مادر، بلکه توفیق سلامت جنین و آینده‌سازان جامعه در گرو مراقبت‌های دقیق قرار می‌گیرد؛ در این دوره، بدن مادر تحولات بی‌شماری را تجربه می‌کند و هرگونه غفلت یا سهل‌انگاری می‌تواند پیامدهای وخیمی برای هر دو طرف داشته باشد.

توجه ویژه به سلامت مادر نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت بهداشتی و اجتماعی است؛ سیاست‌گذاران حوزه سلامت در سال‌های اخیر بر ارتقای سطح بهداشت مادران تأکید ویژه‌ای داشته‌اند، زیرا سلامت مادران مستقیماً با کاهش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان گره خورده است.

با این حال، آمارها نشان می‌دهند که با وجود خدمات رایگان یا کم‌هزینه ارائه شده، هنوز بسیاری از مادران به دلایل مختلف از جمله بی‌سوادی بهداشتی یا مشکلات اقتصادی، از این خدمات به‌درستی بهره نمی‌برند.

سمانه توکلی متخصص زنان و زایمان در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه سلامت ایرنا، بر اهمیت پیش‌بینی‌پذیری عوارض بارداری تأکید کرد و با اشاره به اینکه بسیاری از این عوارض ریشه در عدم مراقبت‌های اولیه یا تغذیه نامناسب دارد، اظهار کرد: اگر مادر از روزهای اول بارداری تحت نظارت دقیق باشد، خطر مواجهه با مشکلات حاد کاهش می‌یابد.

وی ادامه داد: تغذیه مادر در این دوران نقش محوری در رشد اندام‌های حیاتی جنین ایفا می‌کند همچنین کمبود مواد مغذی مانند آهن، کلسیم و اسید فولیک می‌تواند منجر به نقص‌های مادرزادی یا وزن کم هنگام تولد شود.

توکلی با بیان اینکه رژیم غذایی باید متعادل و متناسب با نیازهای فزاینده بدن مادر تنظیم شود، افزود: برخی بیماری‌های زمینه‌ای مانند دیابت، فشار خون و بیماری‌های کلیوی اگر قبل از بارداری کنترل نشوند، در دوران بارداری تشدید می‌گردند، تشخیص زودهنگام این بیماری‌ها می‌تواند از عواقب کشنده آن‌ها پیشگیری کند.

متخصص زنان با تاکید بر اهمیت مصرف ویتامین‌ها و مکمل‌ها در دوران بارداری، گفت: مصرف روزانه مکمل‌های تجویز شده توسط پزشک، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است، عدم مصرف این مکمل‌ها می‌تواند به مرور زمان سلامت مادر را به خطر انداخته و رشد مغزی جنین را مختل سازد.

توکلی به تاثیر استرس و اضطراب بر سلامت مادر و جنین اشاره کرد و توضیح داد: هورمون‌های استرس می‌توانند از جفت عبور کرده و بر سیستم عصبی جنین تاثیر بگذارند، بنابراین، آرامش روانی مادر باید یکی از اولویت‌های اصلی مراقبت‌های بارداری در نظر گرفته شود.

وی، انجام ورزش‌های سبک و مناسب دوران بارداری را مفید توصیف کرد و افزود: فعالیت‌های بدنی منظم و کنترل‌شده، به کاهش دردهای کمر، بهبود گردش خون و تسهیل زایمان کمک می‌کنند البته این ورزش‌ها باید حتماً تحت نظر پزشک و با توجه به شرایط هر فرد انجام شود.

توکلی با تاکید بر لزوم مراجعه منظم به پزشک متخصص زنان گفت: هیچ‌یک از آزمایش‌ها و سونوگرافی‌ها نباید حذف شوند، زیرا هر مرحله از بارداری نیازمند بررسی‌های خاصی است، غفلت از ویزیت‌های دوره‌ای می‌تواند منجر به تشخیص دیرهنگام عوارض شود.

این متخصص زنان بر اهمیت واکسیناسیون در دوران بارداری تأکید کرد و افزود: برخی واکسن‌ها مانند واکسن آنفولانزا، نه تنها برای مادر بلکه برای جنین نیز مفید هستند و مشورت با پزشک درباره زمان‌بندی واکسیناسیون ضروری است.

هشدار نسبت به خطرات مصرف خودسرانه داروها

این متخصص زنان درباره خطرات مصرف خودسرانه داروها نیز هشدار داد و خاطرنشان کرد: حتی داروهای بدون نسخه نیز می‌توانند در دوران بارداری عوارض جدی برای جنین داشته باشند. مادران باید قبل از مصرف هرگونه دارو، با پزشک خود مشورت کنند.

وی بر اهمیت خواب کافی و باکیفیت تأکید کرد و گفت: کم‌خوابی می‌تواند منجر به ضعف سیستم ایمنی و افزایش خستگی مادر شود، استفاده از بالش‌های مخصوص بارداری می‌تواند به بهبود وضعیت خواب و راحتی مادر کمک کند.

توکلی ادامه‌ داد: لکه‌های پوستی، ترک‌های شکم و تغییرات مو در دوران بارداری طبیعی هستند، پذیرش این تغییرات و عدم مقایسه خود با دیگران، به سلامت روانی مادر کمک می‌کند.

این متخصص زنان بر اهمیت حمایت خانواده از مادر باردار تأکید و عنوان کرد: حضور فعال همسر و اعضای خانواده در مراقبت از مادر، استرس او را کاهش داده و باعث احساس امنیت می‌شود، این حمایت عاطفی، بخشی جدایی‌ناپذیر از سلامت مادر است.

وی با اشاره به خطرات سیگار و الکل در دوران بارداری، هشدار داد که مصرف حتی مقدار کمی از این مواد، می‌تواند باعث نقص‌های مادرزادی و رشد نامتناسب جنین شود و ترک کامل این عادات، یکی از مهم‌ترین کارهایی است که مادر می‌تواند برای سلامت فرزندش انجام دهد.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!