دسته: سلامت
بررسی رابطه خواب کودکان با فعالیت بدنی، تغذیه و کیفیت زندگی

پژوهشگران در مطالعهای روی کودکان پیشدبستانی نشان دادند فعالیت بدنی، کیفیت زندگی، وضعیت تغذیه، شاخص توده بدنی و الگوی خواب کودکان با یکدیگر ارتباط دارند؛ یافتهای که اهمیت توجه همزمان به سبک زندگی کودکان برای ارتقای سلامت جسمی و روانی آنان را نشان میدهد.
مقاله پژوهشی «بررسی ارتباط فعالیتهای جسمانی و کیفیت زندگی با شاخص توده بدنی، عادتهای خواب و تغذیهای کودکان» به قلم مریم صادقی، علی مصطفیلو و ناصر بای در شماره ۷۰، دوره ۱۸ نشریه «فیزیولوژی ورزشی» در سال ۱۴۰۵ منتشر شده است.
خواب کافی و باکیفیت، فعالیت بدنی منظم، تغذیه سالم و کیفیت مناسب زندگی، از عوامل مهم در رشد جسمانی، شناختی و روانی کودکان به شمار میروند. بر همین اساس، پژوهشگران در این مطالعه تلاش کردند ارتباط میان فعالیتهای جسمانی و کیفیت زندگی را با شاخص توده بدنی، عادتهای خواب و الگوهای تغذیهای کودکان پیشدبستانی بررسی کنند.
این پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود و ۴۰۰ کودک پیشدبستانی شهر مینودشت در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ جامعه آماری آن را تشکیل دادند. از میان این تعداد، ۱۹۶ کودک به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند و اطلاعات مربوط به فعالیت بدنی، کیفیت زندگی، شاخص توده بدنی، عادتهای خواب و تغذیهای آنها مورد بررسی قرار گرفت.
فعالیت بیشتر، تغذیه مطلوبتر
نتایج پژوهش نشان داد کودکانی که فعالیت بدنی بیشتری داشتند، از وضعیت مناسبتری در شاخص توده بدنی و عادتهای تغذیهای برخوردار بودند. از سوی دیگر، کیفیت زندگی کودکان نیز با وضعیت شاخص توده بدنی و عادتهای تغذیهای آنها ارتباط داشت. به زبان ساده، یافتههای پژوهش نشان میدهد فعالیت بدنی، کیفیت زندگی و الگوهای تغذیهای کودکان را نمیتوان کاملاً جدا از یکدیگر در نظر گرفت.
بررسی رابطه خواب کودکان با فعالیت بدنی، تغذیه و کیفیت زندگی
کیفیت زندگی و خواب کودکان
یکی دیگر از یافتههای این مطالعه به ارتباط میان کیفیت زندگی و عادتهای خواب کودکان مربوط میشود. نتایج نشان داد این دو عامل با یکدیگر ارتباط دارند. پژوهشگران در کنار آن، ارتباط کیفیت زندگی با شاخص توده بدنی و عادتهای تغذیهای را نیز گزارش کردهاند.
در مجموع، نتایج این پژوهش نشان میدهد خواب، تغذیه، فعالیت بدنی، وضعیت جسمانی و کیفیت زندگی کودکان به یکدیگر مرتبط هستند و توجه به یکی از این عوامل بدون در نظر گرفتن سایر ابعاد سبک زندگی، تصویر کاملی از سلامت کودک ارائه نمیدهد.
پژوهشگران بر اساس یافتههای مطالعه تأکید کردهاند که فعالیت جسمانی منظم، کیفیت زندگی مطلوب، عادات تغذیهای سالم و شاخص توده بدنی مناسب با الگوهای خواب کودکان ارتباط دارند. این تعامل چندبعدی میتواند در ارتقای سلامت جسمانی و روانی و نیز رشد شناختی و اجتماعی کودکان اهمیت داشته باشد.
سبک زندگی سالم در کودکان؛ از تحرک و تغذیه تا خواب و سلامت روان

روانشناسی تخصصی مرکز آموزشی درمانی زارع ساری، با تأکید بر اهمیت سبک زندگی سالم در دوران کودکی، گفت: تحرک، تغذیه مناسب، خواب کافی، مدیریت استفاده از ابزارهای دیجیتال و توجه به سلامت روان، از مؤلفههای مهم در تأمین سلامت و رشد کودکان به شمار میروند.
سیده فاطمه رحمتی با اشاره به اینکه سبک زندگی سالم صرفاً مجموعهای از عادات روزمره نیست، اظهار کرد: سبک زندگی سالم یکی از زیرساختهای مهم سلامت، رشد و موفقیت فردی است و کودکان امروز بیش از گذشته با عواملی مانند کمتحرکی، استفاده طولانیمدت از صفحات نمایش، تغذیه نامناسب و خواب ناکافی مواجه هستند که میتواند ابعاد مختلف سلامت جسمی و روانی آنان را تحت تأثیر قرار دهد.
وی افزود: نشستنهای طولانیمدت و کاهش فعالیت بدنی میتواند خطر بروز مشکلات جسمی و اضافهوزن را در کودکان افزایش دهد. همچنین استفاده بیش از حد از فناوریهای دیجیتال میتواند با کاهش تحرک، افت کیفیت خواب و کاهش تعاملات اجتماعی مؤثر همراه باشد و زمینه بروز مشکلات تمرکزی و رفتاری را فراهم کند.
رحمتی، خواب کافی و منظم را یکی دیگر از ارکان سبک زندگی سالم در دوران کودکی دانست و گفت: داشتن نظم و روال ثابت در ساعات خواب میتواند بر حافظه، تمرکز، عملکرد سیستم ایمنی و تنظیم خلقوخو تأثیرگذار باشد؛ بنابراین ایجاد الگوی مناسب خواب باید از سنین کودکی مورد توجه خانوادهها قرار گیرد.
وی با تأکید بر اهمیت تغذیه سالم در رشد کودکان، بیان کرد: استفاده از وعدههای غذایی متعادل، مصرف کافی میوه و سبزیجات و مدیریت مصرف فستفودها و محصولات فرآوریشده، از جمله اصولی است که میتواند به شکلگیری یک الگوی غذایی مناسب کمک کند.
این روانشناس مدیریت استفاده از رسانهها و ابزارهای دیجیتال را از ضرورتهای زندگی امروز عنوان کرد و افزود: فرهنگسازی هوشمندانه برای ایجاد تعادل در مصرف رسانه و تعیین محدودیتهای مشخص زمانی و محتوایی برای استفاده از ابزارهای دیجیتال، میتواند به خانوادهها در مدیریت سالمتر زندگی کودکان کمک کند.
رحمتی با اشاره به اهمیت سلامت روان در سبک زندگی سالم، خاطرنشان کرد: آموزش مهارتهایی مانند تنظیم هیجان و افزایش تابآوری روانی میتواند کودکان را برای مواجهه بهتر با موقعیتها و چالشهای مختلف آماده کند و به رشد روانی و عاطفی آنان کمک کند.
وی نقش والدین را در شکلگیری سبک زندگی سالم کودکان مهم دانست و گفت: میان عادات سلامتمحور والدین و توانایی آنان در پرورش فرزندان سالم ارتباط نزدیکی وجود دارد و والدینی که در رفتار روزمره خود الگوهای مثبتی از سلامت جسمی، روانی و عاطفی ارائه میکنند، میتوانند محیطی امن و تقویتکننده برای رشد فرزندان خود فراهم کنند.
رحمتی با اشاره به روز جهانی کودک، اظهار کرد: این مناسبت میتواند فرصتی برای بازنگری در شیوه توجه به نیازهای کودکان باشد تا در کنار توجه به خواستههای آنان، زمان و انرژی بیشتری برای ایجاد زندگی سالمتر، فعالیت بدنی، ارتباط خانوادگی، خواب مناسب، تغذیه سالم و تقویت سلامت روان کودکان اختصاص دهیم.
بحران سکوت جمعی را جدی بگیرید

پیامدهای روانی رخدادهای پرتنش سال گذشته، فراتر از ابعاد عینی آن، تهدیدی خاموش برای سلامت روان جامعه محسوب میشود. در حالی که بخش بزرگی از مردم پیگیر سلامت روان خود پس از بحران نیستند و همین موضوع میتواند به چالشی جدی برای جامعه تبدیل شود.
بر اساس گزارهبرگ «وضعیت شیوع اختلالات روان پزشکی در ایران» که در شهریور ۱۴۰۴ توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و بر پایه پیمایش ملی سلامت روان در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ منتشر شد، شیوع کلی اختلال روان پزشکی در جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال ایران در سال ۱۴۰۰، به میزان ۲۵.۱ درصد گزارش شده که این عدد نسبت به سال ۱۳۹۰، به میزان ۲۳.۶ درصد افزایش داشته است.
همچنین در بین اختلالات روان پزشکی در سال ۱۴۰۰، بیشترین شیوع به ترتیب مربوط به اختلالات خلقی با ۱۶ درصد و سپس، اختلالات اضطرابی با ۱۳.۷ درصد است.
شیوع اختلالات روان پزشکی در زنان، ساکنان مناطق روستایی و افراد با وضعیت اجتماعی اقتصادی پایین، بالاتر از مردان، ساکنان مناطق شهری و افراد با وضعیت اجتماعی اقتصادی بالا گزارش شده است.
لطفا با یکدیگر حرف بزنید!
بحرانهایی مانند جنگ ۱۲ روزه، جنگ تحمیلی سوم و حوادث دی ماه، سلامت روان جامعه را تحت تاثیر قرار داد. تاثیری که گاهی به شکل سکوت و گاهی به شکل سوگ جمعی نمایان شد ولی زیر پوست جامعه، سلامت روان مردم قابل لمس نیست و خود را به واسطه کنشهای اجتماعی از طرف طبقات مختلف، نشان میدهد. آنچه در این میان باید جدی گرفته شود، «گفتوگو» است. اینکه افراد بتوانند در محیطهایی مانند خانواده یا دوستان، با یکدیگر گفتوگو کرده و در صورت داشتن علائم اختلالات روانی، به متخصصان سلامت روان مراجعه کنند.
“محمد رضا شالبافان ” مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در گفتوگو با خبرنگار سلامت ایرنا در این رابطه گفت: افراد باید بدانند که میتوانند روایتهای شخصی خود را با متخصصان سلامت روان مطرح کنند.
وی توضیح داد: صحبت کردن در شرایط ایمن با خانواده یا دوستان، گام مهمی برای بهبود سلامت روان است. در سالهای گذشته، روزگاری را تجربه کردیم که مردم توافق میکردند با یکدیگر حرف نزنند زیرا فضای اجتماعی دوقطبی شده بود و حتی این نگرانی وجود داشت که اگر درباره مسائل روز صحبت کنیم، دعوا و تنش شکل میگیرد. باید توجه داشت که این رفتار آسیبزا است و باید به فضای گفتوگو برگردیم. حتی گاهی اختلاف سلیقه درباره معیارها وجود دارد، اما باید بدانیم که میتوان با وجود اختلاف سلیقه، با یکدیگر گفتوگو کرد.
مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت ادامه داد: یکی از ابزارهای ارجاع برای سلامت روان در همه دنیا، نزدیکان هستند؛ یعنی امکان دارد فرد خودش وضعیت سلامت روان خود را جدی نگیرد، اما دوستان و نزدیکان میتوانند این هشدار را بدهند که فرد شرایط عادی ندارد و بهتر است به متخصص سلامت روان مراجعه کند. وقتی جامعه به سمتی برود که گفتوگو کم شده و روایتها گفته نشود، جای نگرانی دارد و این منبع مهم ارجاع نیز دچار نقص میشود.
شالبافان اظهار کرد: ادبیات سلامت روان باید دوستانه و همدلانه باشد و میتوان این رفتار را با فرهنگسازی ایجاد کرد. مطالعات سلامت روان در جهان نشان میدهد که سواد سلامت روان درباره اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی، پس از کرونا افزایش پیدا کرده و در کشور ما نیز همین طور است اما همچنان نگرانیهای جدی درباره اختلالاتی وجود دارد که پس از بحرانهای اجتماعی رخ میدهد؛ یعنی امکان دارد بسیاری از افراد پس از فوت یکی از عزیزان خود یا وقوع بحرانی که منجر به آسیب به خودشان یا نزدیکان شده، احساس کنند که «معلوم است باید ناراحت باشم و چرا باید به زندگی عادی برگردم؟ پس نباید به روانشناس مراجعه کنم یا این اندوه و سوگ را باید به دوش بکشم.» واقعیت این است که این رفتار، جز آسیب به خود فرد، کمک دیگری نخواهد کرد و اتفاقا باعث میشود فرد آسیب بیشتری دیده و در طول زمان، اندوه مضاعفی را تحمل کند. متاسفانه در فرهنگ جامعه ما چندان به این موضوع توجهی نمیشود و باید اصلاح شود.
علائم اختلالات روانی در مناطق آسیب دیده از جنگ مشاهده میشود
مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: شواهد پراکندهای وجود دارد که نشان میدهد با جامعهای مواجه هستیم که دچار شیوع بالایی از علائم استرس، اضطراب و افسردگی است و به خصوص در مناطقی که آسیب بیشتری از جنگ دیدهاند، علائم مختلفی از اختلالات روانی مشاهده میشود.
وی ادامه داد: اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD معمولا چند ماه پس از سانحه قابل تشخیصگذاری است و بلافاصله پس از سانحه نمیتوان تشخیص قطعی انجام داد اما ارزیابیهای اولیه این است که در جمعیتهایی که به طور مستقیم آسیب دیدهاند و شاهد صحنههای آسیبزا بودهاند یا عزیزان خود را از دست دادهاند، شیوع این اختلال میتواند بالا باشد و مطالعات اولیه حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد بروز این اختلال در برخی جوامع را نشان داده است.
انتظار غیرواقعبینانه از جامعه نداشته باشیم
هرچند بسیاری از برنامهها مانند بازگشایی مدارس به حالت عادی برگشته، اما فقط نباید به این موضوع توجه کنیم و سوال مهم این است که از نظر روانی، چه مسائلی پس از جنگ، هنوز حل نشده است؟ تا چه میزان به سلامت روان جامعه پس از وقوع بحرانهایی مانند جنگ، توجه شده است؟ جامعهای که همچنان با تهدیدهای دشمن مواجه است و صدای انفجارها را به خاطر دارد.
نازنین آهنگری روانشناس بالینی و استاد دانشگاه در این زمینه گفت: آنچه در مراجعان مشاهده میشود، ترکیبی از خستگی، نگرانی، تحریکپذیری، بیحوصلگی و یک نوع بیحسی هیجانی است. گاهی افراد میگویند که دیگر چیزی برای ما اهمیت ندارد و اصلا نگران نیستیم؛ این موضوع یک نوع بیحسی هیجانی است، زیرا در این فاصله اندک نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که افراد از نظر احساسی و هیجانی، کاملا بیتفاوت شده و هیچ واکنشی نشان ندهند.
وی ادامه داد: افراد پس از یک دوره طولانی فشار روانی، حتی انرژی کافی برای ترسیدن هم ندارند و میگویند دیگر حوصله حرف زدن هم نداریم و هر اتفاقی رخ بدهد، اهمیتی ندارد. این به معنی بیتفاوتی واقعی نیست و میتواند نشاندهنده فرسودگی روانی باشد.
آهنگری بیان کرد: با اینکه میل به بازگشت به روال قبل وجود دارد، اما نباید انتظار غیرواقعبینانه داشت، زیرا این انتظار در افراد ایجاد میشود و با خود میگویند «چرا من مثل بقیه افراد نمیتوانم به زندگی عادی برگردم.» درست است که یک بحران تمام شده، اما چیزهای زیادی را از دست دادیم و کودکان و نوجوانان نیز باورهای جدیدی از جنگ پیدا کردهاند. در واقع جامعه پس از یک بحران، نمیتواند به شرایط قبل از بحران برگردد، بلکه یک زایش و ماهیت جدید پیدا خواهد کرد.
آسیب به سلامت روان کادر درمان در جریان حوادث سال گذشته
جنگ و حوادث سال گذشته فقط روان جامعه را به خطر نینداخته است، بلکه کادر بهداشت و درمان، پزشکان و پرستارانی که هر روز و هر ساعت فراتر از اخبار و با واقعیتهای جنگ مواجه بودند نیز آسیبهای فراوانی دیدند.
شالبافان در این زمینه گفت: وضعیت سلامت روان در برخی گروههای شغلی که با آسیبهای سال گذشته در ارتباط بودند، از جمله کادر سلامت میتواند متفاوت باشد؛ افرادی مانند پرستاران که شاهد صحنههای ناگوار فراوانی بودهاند، در معرض آسیب جدی سلامت روان، اضطراب، افسردگی و استرس پس از سانحه بوده و میزان شیوع بالایی در این افراد گزارش شده است.
وی ادامه داد: امدادگران و افرادی که در صحنههای مختلف جنگ به مردم کمک میکردند یا مسئولیت مستقیم داشتند و به اصطلاح در خط مقدم جنگ بودند، کار خود را به خوبی انجام دادند، اما باید توجه کنیم که بسیاری از این افراد دچار آسیبهای سلامت روان شدهاند و با وجود مسئولیتی که دارند، این آسیب را به دوش میکشند و وظیفه داریم به سراغ آنها برویم.
“احمد نجاتیان” رئیس کل سازمان نظام پرستاری در گفتوگو با خبرنگار سلامت ایرنا درباره سلامت روان پرستاران پس از حوادث سال گذشته گفت: به دلیل حوادث سال گذشته از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم و حوادث دیگر، همکاران پرستار ترومای جمعی را تحمل کردند که در این نسل سابقه نداشت.
وی افزود: همه ما یک سال و نیم بسیار سختی را در کشور گذراندیم و همه مردم تحت فشار روانی بودهاند؛ علاوه بر استرس ناشی از جنگ، فشارهای اقتصادی نیز وجود داشت و پرستاران و کادر درمان نیز بخشی از جامعه هستند و این فشارها را تحمل کردهاند.
پیگیری سلامت روان پرستاران با همکاری سازمان نظام روانشناسی
رئیس کل سازمان نظام پرستاری اظهار کرد: به همین دلیل، جلسههایی بین سازمان نظام پرستاری و اداره کل سلامت روان وزارت بهداشت در زمینه مباحث سلامت روان پرستاران برگزار شد همچنین تفاهمنامهای با سازمان نظام روانشناسی و مشاوره برای برگزاری دورههای آموزشی منعقد کردیم. قراردادی با یک مجموعه سنجش سلامت روان نیز منعقد شده تا پرستاران بتوانند به صورت آنلاین خود را سنجیده و اگر در معرض خطر هستند، به روانشناس مراجعه کنند.
خبرنگاران به سلامت روان خود توجه کنند
خبرنگاران نیز در جریان جنگ و حوادث سال گذشته با پیگیری مداوم خبرها و گاهی حضور در متن بحران، شاهد صحنههایی بودهاند که شاید سالها در ذهنشان مانده و بر روانشان تاثیر بگذارد.
شالبافان در این زمینه گفت: خبرنگاران و اهالی رسانه هم راوی رنجهای نامریی مردم در حوزه سلامت روان هستند و هم خودشان باید از سلامت روان خود مراقبت کنند؛ زیرا خبرنگاران در همه بحرانها پای کار بوده و هر روز به دنبال انعکاس اخبار بودهاند. خبرنگاران به دلیل وظیفهای که داشتهاند و در معرض موقعیتهای آسیبزا بودهاند، باید به سلامت روان خود توجه کنند.
پروتکلهایی برای سلامت روان جامعه در حین و پس از بحران
قدر مسلم نظام سلامت باید پروتکلهایی برای سلامت روان جامعه در حین و پس از بحران داشته باشد؛ هرچند معمولا در مواقع بحران، فقط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیست که برای سلامت روان جامعه تصمیم میگیرد و آنقدر خبرهای ناگوار هجوم میآورند که کاری از دست یک وزارتخانه بر نمیآید. با این حال، وجود پروتکلهای مشخص، بهتر از نبودنش است.
مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این رابطه اظهار کرد: پروتکلهایی برای سلامت روان جامعه در زمان بحران از گذشته وجود داشت که البته نیازمند اصلاح بود. هم پروتکل اجرایی برای دستگاههای مختلف از جمله وزارت بهداشت، بهزیستی، هلال احمر و غیره وجود دارد و به طور مثال در پایان سال ۱۴۰۳ یک مانور اجرا شد تا نقاط ضعف پروتکلها مشخص شود. همچنین پروتکلهای تخصصی وجود دارد که به طور مثال اگر روانشناس و روان پزشک به منطقهای رفتند، چه اقداماتی انجام دهند.
وی ادامه داد: همچنین پروتکلی درباره اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD نیز در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا جنگ تحمیلی سوم، در چند منطقه کشور در مراکز جامع سلامت به صورت آزمایشی اجرا شد و از چند هفته پیش، هر فردی که مراجعه کند، علائم این اختلال در شخص بررسی میشود؛ این موضوع به دلیل نیاز جامعه، اضافه شده است.
شالبافان گفت: پروتکلهای تخصصی سلامت روان که از گذشته وجود داشته نیز با برگزاری جلسههای متعدد و منظم مورد بررسی قرار گرفته و به صورت مداوم، بازبینی میشود، زیرا جنس بحرانها تفاوت دارد. به طور مثال حادثه پلاسکو با زلزله بم و سیل استان گلستان تفاوت داشت و جنگ ۱۲ روزه با همه این موارد فرق میکرد. جنس آسیبها در این بحرانها و حوادث با یکدیگر تفاوت دارند و تجربهها نیز بیشتر شده است.
راه حل موقت چیست؟
باید توجه کرد که بحرانها ادامه دارند و نگرانی از مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی در مردم وجود دارد؛ اما برای مراقبت از سلامت روان، نباید در انتظار پایان بحران باشیم و باید در متن بحران، به سلامت روان خود توجه کنیم تا گامی برای رسیدن به پایان بحران برداشته باشیم. در این مسیر میتوان راه حلهای موقت را به کار گرفت.
آهنگری اظهار کرد: ما به جای اینکه به دنبال راه حل بزرگ باشیم، باید چند نکته ساده را جدی بگیریم؛ اول، جدی گرفتن خواب است. زیرا خواب یکی از اولین مواردی است که تحت تاثیر شرایط قرار میگیرد. وقتی شرایط روانی انسان به هم میریزد، خواب تحت تاثیر قرار میگیرد. خواب خوب و منظم، یکی از عوامل تنظیم هیجان محسوب میشود که بسیاری به آن توجه نمیکنند. بنابراین برای تنظیم هیجان، باید به داشتن خواب سالم و منظم توجه کرد.
وی ادامه داد: مورد دوم، حفظ کردن سطح مشخصی از فعالیت در طول شبانه روز است. به طور مثال، پیادهروی منظم و کوتاه روزانه میتواند به تنظیم خلق انسان کمک کند. مورد سوم، حفظ روابط اجتماعی است؛ زیرا فقط افکار انسان نیست که میتواند در شرایط بحرانی به او آسیب بزند، بلکه تنهایی نیز میتواند فشار روانی را برای انسان بیشتر کند.
آهنگری افزود: در زمان بحران، افراد از یکدیگر فاصله گرفتهاند و این اهمیت دارد که باید به دوستیها و روابط انسانی برگردیم. انسان موجود اجتماعی است و انزوا و تنهایی در طولانی مدت، میتواند آسیب زننده باشد. به طور مثال با مراجعانی مواجه هستیم که میگویند حوصله ارتباط به سایر افراد را ندارند که توصیه میشود آرام آرام ارتباطات خود با دوستان و سایر افراد را از سر بگیرند.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی گفت: مورد چهارم، مدیریت مصرف اخبار است؛ یعنی باید حواسمان باشد که پیگیری اخبار، حالت وسواسگونه پیدا نکرده و فقط در حد آگاهی باشد و این مراقبت را باید برای خود و اطرافیان داشته باشیم.
آیا سلامت روان شانس درمان ناباروری را افزایش میدهد

روانشناس بالینی گفت: وقتی زوجی وارد مسیر درمان ناباروری میشوند، معمولا توجهها به نتایج آزمایشها، داروهای هورمونی و تکنیکهای پیشرفته پزشکی معطوف میشود اما تحقیقات علمی در سالهای اخیر نشان داده که ناباروری تنها یک مسئله زیستی نیست بلکه تجربهای پیچیده با ابعاد روانشناختی، اجتماعی و ارتباطی است.
نازنین آهنگری درباره نقش روانشناسان در فرآیند درمان ناباروری، افزود: درمان ناباروری معمولا با داروها، جراحیها و روشهای کمکباروری مانند IVF شناخته میشود؛ اما پژوهشهای دو دهه اخیر نشان دادهاند که سلامت روان نیز بخشی جداییناپذیر از این فرایند است.
وی ادامه داد: مرورهای نظاممند و فراتحلیلها نشان میدهد مداخلات روانشناختی میتواند اضطراب و افسردگی را کاهش دهد، کیفیت زندگی زوجهای نابارور را بهبود بخشد و حتی در برخی مطالعات با افزایش احتمال تداوم درمان و موفقیت درمانهای پزشکی همراه است.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اظهار کرد: بسیاری از زوجها در طول درمان ناباروری با اضطراب، افسردگی، احساس ناکامی، ترس از شکست درمان، فشارهای اقتصادی و تنشهای زناشویی روبهرو میشوند. همین موضوع باعث شده است که در بسیاری از مراکز پیشرفته باروری در جهان، حضور روانشناس به بخشی از تیم درمان تبدیل شود.
روانشناسان دقیقا چه کمکی به زوجهای نابارور میکنند
آهنگری گفت: برخلاف تصور رایج، نقش روانشناس در درمان ناباروری فقط حمایت عاطفی نیست. روانشناسان میتوانند در چند سطح مختلف مداخله کنند؛ اول کاهش اضطراب و افسردگی است. اضطراب ناشی از انتظار برای نتایج آزمایشها، انتقال جنین و احتمال شکست درمان یکی از رایجترین مشکلات زوجهای نابارور است. مطالعات نشان دادهاند که مداخلاتی مانند درمان شناختی – رفتاری (CBT)، آموزش مهارتهای مقابلهای، ذهنآگاهی (Mindfulness) و برنامههای مدیریت استرس میتوانند بهطور معناداری علائم اضطراب و افسردگی را کاهش دهند.
وی افزود: دوم، افزایش تابآوری در برابر شکستهای درمانی است. واقعیت اینکه همه سیکلهای درمان ناباروری به بارداری منجر نمیشوند. بسیاری از زوجها ممکن است چندین بار شکست درمان را تجربه کنند. روانشناسان به افراد کمک میکنند تا با احساس سوگ، ناامیدی و درماندگی مقابله کنند و برای ادامه مسیر تصمیمهای آگاهانهتری بگیرند.
روانشناس بالینی اظهار کرد: سوم، بهبود روابط زوجین است. ناباروری یکی از عوامل مهم تنش در روابط زناشویی است. تفاوت در سبکهای مقابله، احساس گناه، سرزنش خود یا همسر و فشارهای ناشی از درمان میتواند رابطه زوجین را تحت تاثیر قرار دهد. زوجدرمانی و آموزش مهارتهای ارتباطی میتواند کیفیت رابطه و حمایت متقابل زوجین را افزایش دهد.
وی ادامه داد: چهارم، کمک به تصمیمگیریهای دشوار است. ادامه یا توقف درمان، استفاده از تخمک یا اسپرم اهدایی، پذیرش فرزندخواندگی و تصمیمگیری درباره تکرار سیکلهای درمانی از جمله موقعیتهایی هستند که زوجها با پیچیدگیهای هیجانی و اخلاقی متعددی روبهرو میشوند. روانشناسان میتوانند فرایند تصمیمگیری را تسهیل کرده و به افراد کمک کنند تصمیمهایی متناسب با ارزشها و شرایط زندگی خود بگیرند.
آیا مداخلات روانشناختی میتوانند موفقیت درمان پزشکی را افزایش دهند
آهنگری در این رابطه گفت: این پرسش سالهاست مورد توجه پژوهشگران قرار دارد. برخی فراتحلیلها نشان داده که مداخلات روانشناختی ممکن است با افزایش احتمال بارداری و موفقیت درمانهای کمکباروری همراه باشند. با این حال، همه مطالعات به نتایج یکسانی نرسیدهاند و هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که رواندرمانی بهطور مستقیم باعث افزایش نرخ بارداری میشود؛ اما آنچه تقریبا مورد توافق پژوهشگران است، تاثیر مثبت این مداخلات بر سلامت روان، کیفیت زندگی، سازگاری روانی و تداوم درمان است.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی افزود: به بیان دیگر، حتی اگر اثر مستقیم مداخلات روانشناختی بر نرخ بارداری هنوز محل بحث باشد، شواهد علمی بهوضوح نشان میدهد که این مداخلات تجربه درمان ناباروری را برای بیماران قابلتحملتر و سالمتر میکند.
مهمترین مداخلات روانشناسی در درمان ناباروری چیست
آهنگری اظهار کرد: مرورهای نظاممند و فراتحلیلها بیشترین حمایت علمی را برای این مداخلات گزارش کردهاند که شامل درمان شناختی ـ رفتاری (CBT)، ذهنآگاهی (Mindfulness-Based Interventions)، آموزش مدیریت استرس، مشاوره حمایتی، زوجدرمانی، درمانهای مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، گروهدرمانی و گروههای حمایت روانی است.
وی ادامه داد: البته یک تغییر نگرش ضروری است؛ در بسیاری از جوامع هنوز این تصور وجود دارد که مراجعه به روانشناس در دوران درمان ناباروری، تنها زمانی ضروری است که فرد دچار اختلال روانی شده باشد، در حالی که نگاه نوین به سلامت باروری بر این اصل استوار است که مراقبت روانشناختی بخشی از درمان استاندارد ناباروری است؛ درست همانگونه که آزمایشهای پزشکی، دارودرمانی و مراقبتهای تخصصی زنان و مردان بخشی از این فرایند هستند.
حضور روانشناس در کنار تیم درمان ناباروری ضروری است
روانشناس بالینی گفت: شواهد علمی حاصل از مرورهای نظاممند و فراتحلیلهای متعدد نشان میدهد که روانشناسان میتوانند نقش مهمی در کاهش اضطراب و افسردگی، افزایش تابآوری، بهبود روابط زوجین، ارتقای کیفیت زندگی و کمک به تداوم درمان ناباروری ایفا کنند.
آهنگری بیان کرد: امروزه درمان ناباروری فقط به معنی درمان تخمدان، رحم یا اسپرم نیست؛ بلکه به معنی مراقبت از انسانهایی است که در یکی از حساسترین و پراسترسترین مراحل زندگی خود قرار دارند. در چنین شرایطی، حضور روانشناسان در کنار تیمهای درمان ناباروری نه یک خدمت جانبی، بلکه بخشی ضروری از مراقبت جامع از بیماران محسوب میشود.
غذاهای فرآوریشده؛ فریب برچسبهای رژیمی را نخورید

غذاهای فوق فرآوریشده در سالهای اخیر سهم بیشتری از سبد غذایی خانوادهها پیدا کردهاند. این محصولات به دلیل ماندگاری، آماده مصرف بودن و طعم مطلوب، بهراحتی در میان انتخابهای روزمره قرار میگیرند. اما تشخیص آنها همیشه از روی ظاهر یا حتی عبارتهایی مانند رژیمی و کم چرب ساده نیست.
غذاهای بستهبندیشده و آماده، بخش جداییناپذیر زندگی امروز شدهاند که به دلیل آمادهسازی سریع، ماندگاری بالا و طعم مطلوب، جای خود را در سبد غذایی بسیاری از خانوادهها باز کردهاند. اما همه محصولات صنعتی را نمیتوان در یک گروه قرار داد. بعضی از آنها صرفا فرآوری شدهاند، در حالی که گروهی دیگر در دسته غذاهای فوق فرآوریشده قرار میگیرند. این محصولات معمولا ترکیبی از مواد غذایی، مواد استخراجشده از آنها و افزودنیهای مختلف هستند و با هدف ایجاد طعم، بافت، ظاهر، ماندگاری یا سهولت مصرف بیشتر تولید میشوند. سازمان جهانی بهداشت نیز در توضیح این گروه به استفاده از موادی مانند نشاستهها، قندها، چربیها و پروتئینهای ایزولهشده و افزودنیهایی مانند طعمدهندهها، رنگها و امولسیفایرها(موادی هستند که به ترکیب شدن دو مایع ناسازگار مانند آب و روغن کمک می کنند) اشاره کرده است.
بحث درباره غذاهای فوقفرآوریشده فقط به فهرست غذاهای خوب و بد محدود نمیشود. شواهد پژوهشی در سالهای اخیر نشان دادهاند که مصرف بیشتر این محصولات با برخی پیامدهای نامطلوب سلامت ارتباط دارد. هرچند میزان شواهد برای همه پیامدها یکسان نیست و بسیاری از مطالعات موجود، مشاهدهای هستند.
غذای فوقفرآوریشده دقیقا چیست؟
برای شناخت این محصولات، ابتدا باید تفاوت میان فرآوریشده و فوقفرآوریشده را بدانیم. فرآوری مواد غذایی به خودی خود موضوعی منفی نیست. بسیاری از مواد غذایی برای افزایش ماندگاری، ایمنی یا سهولت مصرف فرآوری میشوند. برای مثال پاستوریزه کردن شیر یا کنسرو کردن برخی مواد غذایی میتواند بخشی از فرآیند معمول تولید باشد.
اما در نظام طبقهبندی مواد غذایی، غذاهای فوقفرآوریشده معمولا محصولاتی هستند که فرمولاسیون صنعتی پیچیدهتری دارند و در تهیه آنها از موادی استفاده میشود که کمتر در آشپزی معمول خانگی به کار میروند. نوشابههای شیرین، برخی تنقلات بستهبندیشده، بسیاری از شیرینیها و بیسکویتهای صنعتی، برخی نودلها و سوپهای فوری، بعضی فرآوردههای گوشتی و غذاهای آماده نمونههایی از این گروه هستند.
نکته مهم این است که بستهبندیشده بودن به تنهایی نشانه فوقفرآوری بودن نیست. همچنین وجود یک ماده خاص در فهرست ترکیبات، به تنهایی نمیتواند درباره سلامت یا ناسالم بودن کل محصول تصمیمگیری کند. بهتر است مصرفکننده به مجموع ترکیبات، ارزش غذایی، اندازه وعده و جایگاه محصول در الگوی کلی تغذیه توجه کند.
فهرست ترکیبات را بخوانید
یکی از سادهترین راهها برای شناخت میزان فرآوری یک محصول، نگاه کردن به فهرست ترکیبات روی بستهبندی است. فهرستی بسیار طولانی که شامل مواد متنوع و نامهایی کمتر آشناست، میتواند یک علامت هشدار باشد. البته طولانی بودن فهرست به تنهایی معیار قطعی نیست.
در بسیاری از محصولات فوقفرآوریشده، علاوه بر مواد اصلی، ترکیباتی برای ایجاد طعم، رنگ، بافت، پایداری و افزایش ماندگاری به محصول اضافه میشود. طعمدهندهها، رنگها، شیرینکنندهها، امولسیفایرها و پایدارکنندهها از جمله موادی هستند که ممکن است در چنین محصولاتی دیده شوند. سازمان جهانی بهداشت نیز در تعریف این محصولات به استفاده از چنین افزودنیهایی برای بهبود ماندگاری، خوشخوراکی و ظاهر اشاره کرده است.
البته دیدن نام یک افزودنی روی برچسب نباید به ایجاد ترس یا نتیجهگیری عجولانه منجر شود. بسیاری از افزودنیهای غذایی در شرایط و مقادیر مجاز برای استفاده در غذاها ارزیابی و تنظیم میشوند. مسئله اصلی، نگاه کردن به کل محصول و میزان مصرف آن در رژیم غذایی است.
نامهای ناآشنا چه پیامی دارند؟
گاهی در فهرست ترکیبات با نامهایی مانند مالتودکسترین (این ماده یک کربوهیدرات فرآوریشده است که بدن آن را خیلی سریع هضم میکند)، نشاسته اصلاحشده یا پروتئینهای ایزوله شده مواجه میشویم. وجود چنین موادی میتواند نشان دهد که محصول از مواد اولیهای استفاده کرده که طی فرآیندهای صنعتی استخراج یا تغییر داده شدهاند.
برای مثال نشاسته اصلاحشده با نشاستهای که مستقیما در آشپزی خانگی استفاده میکنیم یکسان نیست و میتواند برای ایجاد قوام یا پایداری بهتر در محصول به کار رود. پروتئینهای ایزولهشده نیز در صنایع غذایی برای افزایش محتوای پروتئین یا ایجاد ویژگیهای خاص در محصول استفاده میشوند.
با این حال، نباید از روی یک نام به تنهایی حکم داد که محصول حتما ناسالم است. آنچه اهمیت بیشتری دارد، ترکیب کلی محصول، مقدار قند، نمک و چربی، میزان فیبر و پروتئین، اندازه مصرف و دفعات قرار گرفتن آن در برنامه غذایی است.
فریب عبارتهای رژیمی و کمچرب را نخورید
یکی از اشتباههای رایج هنگام خرید مواد غذایی، تصمیمگیری صرفا براساس عبارتهای تبلیغاتی روی بستهبندی است. محصولی ممکن است با عباراتی مانند کمچرب، بدون قند، رژیمی یا پرفیبر معرفی شود اما این عبارات به تنهایی تضمین نمیکنند که محصول انتخاب مناسبی برای مصرف مداوم باشد.
برای مثال کاهش چربی یک محصول ممکن است با تغییر سایر مواد تشکیلدهنده همراه شود. همچنین پرفیبر بودن یک محصول به این معنا نیست که همه ویژگیهای تغذیهای آن مطلوب است. بنابراین بهتر است به جای تمرکز بر نوشتههای تبلیغاتی قسمت جلوی بسته، فهرست ترکیبات و جدول ارزش غذایی را بررسی کنیم.
به بیان ساده یک ادعای سلامتمحور نباید جایگزین خواندن برچسب شود. محصول باید به عنوان یک مجموعه کامل ارزیابی شود، نه براساس یک ویژگی مثبت که روی بسته برجسته شده است.
چرا مصرف زیاد این محصولات نگرانکننده است؟
یکی از دلایل اهمیت موضوع، افزایش شواهد درباره ارتباط مصرف زیاد غذاهای فوقفرآوریشده با برخی پیامدهای نامطلوب سلامت است. مصرف بیشتر این محصولات با افزایش خطر برخی پیامدها از جمله چاقی، دیابت نوع ۲، برخی بیماریهای قلبیـعروقی و بعضی پیامدهای مرتبط با سلامت روان همراه بود. با این حال، پژوهشگران تاکید کردهاند که کیفیت شواهد برای همه ارتباطها یکسان نیست و در بسیاری از موارد دادهها از مطالعات مشاهدهای به دست آمدهاند. بنابراین نباید هر ارتباط آماری را به معنای اثبات رابطه علت و معلولی دانست.
بخشی از نگرانی نیز به ویژگیهای تغذیهای بسیاری از این محصولات برمیگردد. برخی از آنها میتوانند انرژی زیادی در حجم کم فراهم کنند و در عین حال مقدار قابل توجهی قند، نمک یا چربی داشته باشند. از طرف دیگر، مصرف زیاد چنین محصولاتی ممکن است جای غذاهای سادهتر و مغذیتر مانند میوه، سبزی، حبوبات و غلات کامل را در رژیم غذایی بگیرد.
بنابراین مسئله فقط این نیست که یک محصول صنعتی است، بلکه مهم است این محصولات چه مقدار از رژیم غذایی روزانه را تشکیل میدهند و چه غذاهایی را از سفره کنار میزنند.
انتخاب بهتر از فروشگاه شروع میشود
برای کاهش مصرف غذاهای فوقفرآوریشده، لازم نیست یکباره تمام محصولات بستهبندیشده را کنار بگذاریم. تغییر تدریجی و واقعبینانه معمولا آسانتر و پایدارتر است. یکی از نخستین گامها، افزایش سهم مواد غذایی ساده و کمفرآوریشده در برنامه روزانه است.
میوه و سبزیجات تازه یا کمفرآوریشده، حبوبات، مغزها و دانهها و غلات کامل میتوانند بخش بیشتری از سبد غذایی را تشکیل دهند. غذاهای خانگی نیز این امکان را فراهم میکنند که فرد مقدار نمک، شکر و چربی مورد استفاده را بهتر کنترل کند.برای نمونه به جای اینکه میان وعده روزانه همیشه از انواع کیک، کلوچه یا تنقلات صنعتی انتخاب شود، میتوان بخشی از روزها میوه، مغزها یا یک میانوعده خانگی ساده را جایگزین کرد. همین تغییرهای کوچک در طول زمان میتوانند سهم غذاهای فوقفرآوریشده را در رژیم غذایی کاهش دهند.
نوشیدنیهای شیرین را کمتر کنیم
نوشیدنیها نیز بخش مهمی از این موضوع هستند. نوشابههای شیرین و برخی نوشیدنیهای طعمدار میتوانند مقدار قابل توجهی قند را بدون ایجاد احساس سیری مشابه یک وعده غذایی وارد بدن کنند.
آب ساده انتخاب مناسبی برای رفع تشنگی روزانه است. جایگزین کردن تدریجی نوشیدنیهای شیرین با آب میتواند یکی از سادهترین تغییرها برای کاهش دریافت قندهای افزوده باشد. اگر تغییر ناگهانی دشوار است، میتوان ابتدا تعداد دفعات مصرف نوشیدنی شیرین را کاهش داد و بهمرور آب را به انتخاب اصلی تبدیل کرد.
هنگام خرید برچسب را مثل یک راهنما ببینید
خواندن برچسب مواد غذایی قرار نیست به یک کار پیچیده تبدیل شود. کافی است چند نکته اصلی مانند فهرست ترکیبات، میزان قند، نمک و چربی، مقدار فیبر و اندازه هر وعده را بررسی کنیم.
فهرست ترکیبات معمولا براساس مقدار مواد موجود در محصول تنظیم میشود، بنابراین توجه به مواد ابتدایی فهرست میتواند تصویر بهتری از ترکیب محصول ارائه دهد. در کنار آن، جدول ارزش غذایی کمک میکند مقدار مواد مغذی و انرژی دریافتی را بهتر ارزیابی کنیم.
به جای اینکه هنگام خرید دنبال یک ماده ممنوع بگردیم، بهتر است از خود بپرسیم این محصول در مجموع چه چیزی به رژیم غذایی من اضافه میکند؟ آیا قرار است جای یک غذای کامل را بگیرد یا صرفا یک خوراکی گاهبهگاه است؟
قرار نیست همه غذاهای فوقفرآوریشده ممنوع شوند
یکی از مهمترین نکات در اصلاح رژیم غذایی، پرهیز از نگاه صفر و صدی است. هدف از توجه به غذاهای فوقفرآوریشده این نیست که افراد احساس کنند باید همه محصولات صنعتی را برای همیشه کنار بگذارند یا با مصرف یک خوراکی خاص، برنامه غذایی خود را خرابشده بدانند.
الگوی کلی تغذیه اهمیت بیشتری دارد. اگر بخش عمده رژیم غذایی فرد را مواد غذایی متنوع، میوه و سبزی، حبوبات، غلات کامل و منابع مناسب پروتئین تشکیل دهد، مصرف گهگاهی یک محصول فرآوریشده لزوما به معنای تغذیه ناسالم نیست.
از سوی دیگر اگر بخش قابل توجهی از انرژی روزانه از نوشیدنیهای شیرین، تنقلات بستهبندیشده، شیرینیهای صنعتی و غذاهای آماده تأمین شود، بهتر است تغییرات بهتدریج آغاز شود. شواهد موجود بیشتر از کاهش مواجهه با غذاهای فوقفرآوریشده حمایت میکنند اما پژوهشها همچنان درباره سازوکارهای دقیق و میزان اثر هر نوع محصول ادامه دارند.
یک تغییر کوچک، بهتر از ممنوعیت بزرگ
شناخت غذاهای فوقفرآوریشده قرار نیست سفره خانواده را پیچیدهتر کند. هدف اصلی افزایش آگاهی هنگام خرید و مصرف است. اینکه بدانیم یک محصول چگونه تولید شده، چه ترکیباتی دارد و چه سهمی از رژیم غذایی ما را تشکیل میدهد.
اگر بخواهیم از یک نقطه شروع کنیم، میتوانیم سهم میوه و سبزی را بیشتر کنیم، حبوبات و غلات کامل را در برنامه غذایی قرار دهیم، نوشیدنیهای شیرین را کاهش دهیم، بیشتر سراغ غذاهای ساده و خانگی برویم و هنگام خرید چند دقیقه برای خواندن برچسب محصول وقت بگذاریم.
در نهایت سالمتر غذا خوردن بیشتر از آنکه به حذف یکباره یک گروه غذایی وابسته باشد، به ساختن یک الگوی متعادل و پایدار مربوط است. غذاهای فوقفرآوریشده میتوانند گاهی در برنامه غذایی حضور داشته باشند اما بهتر است جای غذاهای متنوع و کمفرآوریشده را در سفره روزانه نگیرند.
آغاز برنامههای آگاهی بخشی سرطان پستان با تاکید بر غربالگری و خودمراقبتی

مدیرکل دفتر مدیریت بیماریهای غیرواگیر معاونت بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اشاره به آغاز برنامههای آگاهیبخشی سرطان پستان از ۹ مهر تا ۹ آبان، بر اهمیت سبک زندگی سالم، شناسایی زودهنگام و اقدام به موقع تأکید کرد و گفت: پیام اصلی این ماه، ترس و اضطراب نیست، بلکه آگاهی، امید و اقدام بهموقع است.
جعفر جندقی آگاهی و خودمراقبتی، غربالگری و معاینههای دورهای و پیشگیری و سبک زندگی سالم را سه ستون اصلی مقابله با این بیماری عنوان کرد و از بانوان، بهویژه گروه سنی ۳۰ تا ۶۹ سال، خواست از خدمات آموزش خودمراقبتی و غربالگری ارائهشده در مراکز بهداشتی و درمانی کشور بهرهمند شوند.
مدیرکل دفتر مدیریت بیماریهای غیرواگیر معاونت بهداشت وزارت بهداشت با اشاره به اینکه در آستانه ماه جهانی آگاهیبخشی سرطان پستان و آغاز برنامههای آگاهیبخشی این سرطان در سراسر کشور – از ۹ مهر تا ۹ آبان- هستیم گفت: سرطان پستان یکی از شایعترین سرطانهای زنان است که رعایت سبک زندگی سالم، شناسایی زودهنگام و اقدام بهموقع شانس درمان موفق و بهبود کیفیت زندگی را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد.
وی ادامه داد: مهمترین اقدامات، آشنایی بانوان با راهکارهای پیشگیرانه؛ از جمله عوامل خطر و علایم هشدار، توجه به تغییرات غیرعادی، خودآزمایی و انجام بهموقع معاینه و غربالگری است. در واقع، پیام اصلی این ماه، ترس و اضطراب نیست؛ آگاهی، امید و اقدام بهموقع است.
سلامت بانوان، تنها یک مسئله فردی نیست
جندقی با اشاره به اینکه سلامت بانوان، تنها یک مسئله فردی نیست؛ سرمایه اجتماعی، خانوادگی و ملی ما است گفت: بانوی سالم، خانوادهای پویا، جامعهای قوی و آیندهای روشن میسازد، از این رو، توجه به سلامت بانوان و ایجاد فرهنگ مراقبت از خود، وظیفهای مشترک میان خود بانوان، خانوادهها، نظام سلامت و کل جامعه است.
وی با تاکید بر اینکه مقابله با این بیماری سه ستون اصلی دارد افزود: اول آگاهی و خودمراقبتی آشنایی و توجه به بدن و تغییرات غیرعادی آن است که مهمترین پیام ما این است که هیچ تغییر غیرعادی نباید نادیده گرفته یا اقدام برای آن به تأخیر انداخته شود، مراجعه به مراکز بهداشتی درمانی نشانه مسئولیتپذیری در قبال خود و خانواده است.
مدیرکل دفتر مدیریت بیماریهای غیرواگیر معاونت بهداشت وزارت بهداشت ادامه داد: دوم غربالگری و معاینههای دورهای یک تا دو ساله است که بر اساس آن انجام خودآزمایی، معاینههای بالینی و غربالگریهای توصیه شده توسط ماما یا پزشک، یکی از مؤثرترین راهها برای شناسایی زودهنگام است، از بانوان، به ویژه ۳۰ تا ۶۹ سال دعوت میکنیم از خدمات غربالگری و آموزشهای خودمراقبتی ارائهشده در مراکز بهداشتی درمانی کشور بهرهمند شوند.
وی افزود: پیشگیری و سبک زندگی سالم سومین ستون است که اگرچه برخی از عوامل خطر قابل کنترل نیستند، اما رعایت اصول سبک زندگی سالم – شامل حفظ وزن مناسب، تحرک و فعالیت بدنی منظم، تغذیه متعادل، و پرهیز از عوامل مضر مانند دخانیات – میتواند نقش مهمی در کاهش خطر ایفا کند. همچنین، شناخت سابقه خانوادگی و در صورت نیاز، مشورت با متخصصان، از جمله مواردی است که نباید فراموش شود.
جندقی خاطرنشان کرد: به هر حال، سرطان پستان صرفا مسئلهای پزشکی نیست؛ مسئلهای اجتماعی، روانی و خانوادگی هم است. خانوادهها بهویژه همسران، پدر و مادرها و فرزندان، نقشی کلیدی در تشویق بانوان به معاینههای دورهای، کاهش استرس، همراهی در فرایند درمان و حمایت عاطفی دارند.
به گفته وی از تمامی همکاران در دانشگاه، دانشکدههای علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کشور و نیز رسانهها، سازمانهای مردمنهاد، نهادهای فرهنگی و مسئولان محلی و ملی میخواهیم در طول این ماه با هماهنگی با دانشگاه، دانشکدههای علوم پزشکی، علاوه بر تقویت فرهنگسازی پیرامون آگاهیبخشی و خود مراقبتی و انتشار پیامهای علمی و امیدوارکننده، دسترسی آسان بانوان به خدمات آموزش خودمراقبتی، غربالگری، تشخیص زودهنگام و درمان را تسهیل و تسریع کنند.
براساس این گزارش، دانشگاه ها و دانشکدههای علوم پزشکی میتوانند با بهرهگیری از ظرفیتهای محلی خود مانند خیرین حوزه سرطان از بیماران و خانوادههای آنان حمایت اجتماعی و روانی کنند و تجربههای موفق و نمونههای انگیزشی را با حفظ حریم خصوصی منتشر کنند. ماه آگاهیبخشی سرطان پستان، ماهی برای یادآوری است؛ یادآوری اینکه سلامت، اولویت است؛ یادآوری اینکه اقدام بهموقع، زندگی نجات میدهد و یادآوری اینکه هیچ بانویی در این مسیر تنها نیست.
پویش سرطانها تحت عنوان با هم علیه سرطان؛ از پیشگیری تا درمان و تسکین، از ابتدای سال جاری در کل کشور در حال اجراست و آگاهی بخشی سرطان پستان نیز جزئی از این برنامه است که از ۹ مهر تا ۹ آبان با تمرکز بیشتری، همزمان با سراسر جهان، اجرا میشود.
امیدوارم اقدامات و برنامههای این ماه، نه صرفاً یک رویداد سالانه، بلکه آغازی بر تغییر نگرش و تقویت فرهنگ سلامت در جامعه باشد.
پرتودرمانی؛ از ارکان مهم درمان سرطانهای رحم

متخصص رادیوآنکولوژی با تأکید بر اهمیت تشخیص زودهنگام سرطانهای رحم، پرتودرمانی را یکی از ارکان اصلی درمان این بیماری دانست و بر توجه بانوان به علائم هشداردهنده و مراجعه بهموقع به پزشک تأکید کرد.
مجید کاهه گفت: سرطانهای رحم از شایعترین بدخیمیهای دستگاه تناسلی زنان به شمار میروند، اما در صورت تشخیص بهموقع، در اکثریت قریب به اتفاق موارد قابل درمان هستند.
وی با اشاره به اهمیت شناخت علائم هشداردهنده افزود: کاهش وزن بیدلیل، درد یا فشار در ناحیه لگن و شکم، نفخ، تغییرات در چرخه قاعدگی از جمله قاعدگیهای نامنظم، بسیار سنگین یا طولانی و همچنین خونریزیهای غیرطبیعی باید مورد توجه قرار گیرند.
وی، خونریزی غیرطبیعی بهویژه خونریزی بین دورههای قاعدگی یا پس از یائسگی را از مهمترین و شایعترین علائم عنوان کرد و ادامه داد: تغییرات ادراری و گوارشی مانند تکرر ادرار، درد هنگام ادرار، اسهال یا یبوست مداوم نیز از جمله علائمی هستند که باید جدی گرفته شوند.
کاهه تأکید کرد: وجود هر یک از این علائم لزوماً به معنای ابتلا به سرطان نیست، اما باید جدی گرفته شود و مبنایی برای ارزیابی پزشکی قرار گیرد.
پرتودرمانی در سه مرحله از درمان سرطانهای رحم
وی درباره جایگاه پرتودرمانی در درمان سرطانهای رحم گفت: رادیوتراپی یکی از ارکان اصلی درمان این سرطانهاست و بر اساس مرحله بیماری میتواند در موقعیتهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
این متخصص رادیوآنکولوژی افزود: پرتودرمانی در برخی بیماران پیشرفته که امکان انجام جراحی برای آنها وجود ندارد، میتواند بهعنوان درمان اصلی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین پس از جراحی، برای از بین بردن سلولهای احتمالی باقیمانده و کاهش خطر عود بیماری به کار میرود.
وی ادامه داد: در موارد پیشرفته نیز پرتودرمانی میتواند برای کنترل علائمی مانند درد و خونریزی و کمک به بهبود کیفیت زندگی بیمار مورد استفاده قرار گیرد.
هدفگیری دقیق تومور با پرتودرمانی مدرن
کاهه با اشاره به پیشرفتهای پرتودرمانی اظهار کرد: در روشهای مدرن، اشعه با دقت بالا به ناحیه هدف تابانده میشود و تکنیکهایی مانند پرتودرمانی با شدت مدوله شده (IMRT) و براکیتراپی، امکان هدفگیری دقیقتر تومور را فراهم میکنند.
وی خاطرنشان کرد: این روشها با هدف کاهش میزان تابش به بافتها و اندامهای سالم مجاور مانند مثانه و روده به کار گرفته میشوند و میتوانند به کاهش عوارض درمان و حفظ کیفیت زندگی بیماران کمک کنند.
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی البرز تأکید کرد: غفلت نکردن از علائم هشدار و مراجعه بهموقع برای بررسی پزشکی اهمیت زیادی دارد؛ چرا که تشخیص زودهنگام میتواند مسیر درمان را سادهتر و مؤثرتر کند.
احساس تنهایی میتواند عمرتان را ۶ سال کوتاهتر کند

پژوهشی تازه نشان میدهد تنهایی و انزوای اجتماعی میتوانند تعداد سالهایی را که فرد بدون بیماری جدی زندگی میکند کاهش دهند. بر اساس این مطالعه، مردانی که هم احساس تنهایی میکنند و هم در انزوای اجتماعی هستند، بهطور میانگین حدود ۶ سال زودتر از دیگران دچار اختلال روانی مثل افسردگی یا اضطراب میشوند.
وبگاه سایتِکدِیلی در گزارشی آورده است:
افزایش طول عمر فقط بخشی از معادله سلامت است. پرسش مهمتر این است که چند سال از این عمر بدون بیماریهای جدی جسمی و روانی سپری میشود. پژوهش تازهای نشان میدهد کیفیت زندگی اجتماعی ما ممکن است بیش از آنچه تصور میشد بر این تعداد سال اثر بگذارد.
تنهایی و انزوای اجتماعی مشکلی جهانی است. گزارش سال ۲۰۲۳ میلادی تخمین زد حدود نیمی از بزرگسالان در جهان احساس تنهایی میکنند و شمار زیادی نیز در انزوای اجتماعی بهسر میبرند. پژوهشگران مدتهاست هر دو وضعیت را با سلامت ضعیفتر و مرگ زودرس مرتبط میدانند، اما اثر آنها بر تعداد سالهای سالم زندگی کمتر روشن بوده است.
مطالعهای تازه از دانشگاه تولین یکی از روشنترین برآوردها تاکنون را ارائه میدهد. این پژوهش که در نشریه نِیچِر کامیونیکِیشِنز/ Nature Communications منتشر شده، نشان میدهد افرادی که تنهایی و انزوای اجتماعی را تجربه میکنند، ممکن است چند سال از زندگی بدون بیماری جدی خود را از دست بدهند. بزرگترین تفاوت در سلامت روان دیده شد؛ مردانی که هم تنها بودند و هم منزوی، حدود شش سال زودتر از دیگران دچار اختلال روانی شدند.
لو چی (Lu Qi)، نویسنده اصلی این مطالعه و استاد دانشگاه تولین، میگوید: این مطالعه نشان داد انزوای اجتماعی و تنهایی میتوانند اثر چشمگیری بر سالهای سالم زندگی داشته باشند؛ هم بیماری جسمی و هم بیماری روانی.
تنها بودن با احساس تنهایی متفاوت است
تنهایی و انزوای اجتماعی دو تجربه مرتبط اما متفاوتاند؛ انزوای اجتماعی به تعداد و میزان ارتباطات فرد با دیگران مربوط میشود؛ اما تنهایی شخصیتر است و نشان میدهد فرد چقدر از کیفیت این ارتباطات رضایت دارد. به همین دلیل، ممکن است کسی ارتباط اجتماعی زیادی داشته باشد و همچنان احساس تنهایی کند.
این دو تجربه میتوانند به شکلهای مختلف بر سلامت اثر بگذارند. پژوهشگران چند راه ممکن را مطرح کردهاند؛ مثل تغییرات در استرس، خواب و عادتهای سالم. اما یک مطالعهٔ مشاهدهای نمیتواند ثابت کند که تنهایی یا انزوا مستقیماً باعث یک بیماری خاص میشود.
سلامت روان، بزرگترین تفاوت را نشان داد
برای بررسی اثر احتمالی بر سالهای سالم زندگی، پژوهشگران دادههای ۲۷۷ هزار و ۴۸۹ بزرگسال ۴۰ تا ۶۹ ساله را تحلیل کردند. شرکتکنندگان در آغاز مطالعه هیچیک از هفت بیماری اصلی (دیابت، بیماری قلبی، بیماری ریوی، زوال عقل، سرطان، افسردگی و اضطراب) را نداشتند.
چشمگیرترین کاهشها در افرادی دیده شد که هم تنهایی و هم انزوای اجتماعی را تجربه میکردند.
از نظر سلامت جسمی، زنانی که هم تجربه تنهایی و هم انزوای اجتماعی را داشتند، در مقایسه با افرادی که هیچکدام را نداشتند، حدود ۲٫۵ سال کمتر بدون بیماری زندگی کردند. این تفاوت در مردان حدود ۲ سال بود.
زنانی که هم تنها بودند و هم منزوی، در مقایسه با زنانی که نه تنها بودند و نه منزوی، حدود ۴ سال کمتر بدون اختلال روانی زندگی کردند؛ این عدد برای مردان حدود ۶ سال بود.
لو چی میگوید: این به تفاوتهای میان زنان و مردان برمیگردد. پژوهش ما نشان داد مردان بیشتر در معرض تأثیر تنهایی هستند. همچنین میدانیم زنان معمولاً بیشتر از مردان عمر میکنند.
تغذیه خوب، ورزش، خواب کافی و نکشیدن سیگار بخشی از کاهش سالهای سالم زندگی مرتبط با انزوای اجتماعی را جبران کرد. اما همین الگو برای تنهایی دیده نشد؛ عادتهای سالمتر بهطور چشمگیری خطرهای سلامت اضافی مرتبط با احساس تنهایی را کاهش ندادند.
خانواده؛ پناهگاه سلامت ما

خانه فقط چهاردیواری نیست؛ سنگر امنی است که وقتی روزگار به ما سخت میگیرد، به آن پناه میبریم. با این حال، دوری راه، تحصیل یا ازدواج بچهها گاهی این زنجیره را کمرنگ میکند. گزارشهای علمی جدید نشان میدهد ارتباط ساده با خانواده، فراتر از یک احوالپرسی معمولی، سپری محکم در برابر استرس، افسردگی و بیماری است.
این روزها که مشغلههای زندگی همه ما را به سمت و سویی کشانده، گاهی خانه در ظاهر همان خانه همیشگی است، اما سکوتی متفاوت در آن جاریست. فرزندی که برای تحصیل از شهر دور شده، والدینی که به دلیل کار یا شرایط زندگی فاصله گرفتهاند، یا عضوی که تازه زندگی مستقل تشکیل داده؛ همگی تجربهای مشترک دارند؛ فاصلهای که اگر با گفتوگو و توجه همراه نشود، آرامآرام به دیواری نامرئی تبدیل میشود. «دلتنگی» در این شرایط تنها یک حس زودگذر نیست؛ اگر به حال خودش رها شود، تنهایی آرامآرام به جسم و روانمان نفوذ میکند.
شاید در نگاه اول فکر کنیم این دوری بخشی اجتنابناپذیر از بزرگ شدن یا مسیر زندگی است، اما گزارش پایگاه سلامت «WebMD» نگاه متفاوتی دارد. این گزارش تأکید میکند که ارتباط میان اعضای خانواده فقط راهی برای باخبر شدن از حال یکدیگر نیست، بلکه ستون اصلی حمایت عاطفی و روانی ماست. یافتههای این گزارش نشان میدهد خانوادهها در مسیر رشد و تغییر، مدام با چالشهای دوری و مشغله روبهرو میشوند؛ اما همین تماسهای کوتاه تلفنی، پیامهای ساده یا حتی صحبت درباره اتفاقهای معمولی روزمره، جادویی است که احساس تعلق و امنیت را زنده نگه میدارد و کمک میکند تا در برابر فشارهای روحی و جسمی زندگی، تنها نمانیم.
ارتباط خانوادگی چگونه به سلامت کمک میکند؟
جان نورثمن، روانشناس اهل بوفالو در ایالت نیویورک در گفت وگو با این سایت، احساس ارتباط با دیگران را برای انسان تقویتکننده دانسته و عنوان می کند این احساس میتواند به شادی، سلامت روان و سلامت جسمی کمک کند. به گفته او افرادی که احساس میکنند ارتباط بهتری با خانواده و اطرافیان خود دارند، معمولا از نظر جسمی حال بهتری دارند. چنین افرادی کمتر در معرض افسردگی قرار میگیرند و اگر با افسردگی روبهرو شوند، شرایط مناسبتری برای عبور از آن دارند.
نورثمن تأکید میکند که ارتباط خانوادگی در مجموع، احساس حمایت و پیوند روانی را افزایش میدهد. خانواده برای بسیاری از افراد نخستین جایی است که هنگام مشکل به آن پناه میبرند. اگر اعضای خانواده با یکدیگر گفتوگو نکنند، این شبکه حمایتی بهتدریج ضعیف شده و ممکن است فرد در زمان نیاز، احساس کند کسی را برای تکیه کردن ندارد.
حمایت خانواده فقط کمک مالی نیست
آنیتا ونجلیستی، استاد دانشگاه تگزاس و ویراستار کتاب راهنمای ارتباط خانوادگی در ادامه این مطلب ارتباط را عامل شکل گیری خانواده میداند. به باور او، اعضای خانواده هنگام گفتوگو علاوه بر رد و بدل پیام رابطه خود را حفظ و تقویت میکنند.
حمایت خانوادگی شکلهای گوناگونی دارد، گاهی این حمایت با یک جمله محبتآمیز و گوش دادن به حرفهای فرد نشان داده میشود. گاهی خانواده با تشویق و تأیید تلاشهای فرد، عزتنفس او را بالا میبرد. احساس تعلق نیز نوع دیگری از حمایت است یعنی فرد بداند جایی دارد که در آن پذیرفته شده و به آن تعلق دارد. خانواده همچنین میتواند اطلاعات و تجربههای لازم را در اختیار اعضای خود بگذارد. حمایت مالی یا فرستادن وسایل و بستههای مورد نیاز نیز بخش دیگری از حمایت ملموس خانوادگی به شمار میرود.
پیامک و تماس تلفنی همیشه کافی نیست
امروزه تلفن همراه و ابزارهای ارتباطی، تماس با اعضای خانواده را آسانتر کردهاند اما این ابزارها همیشه به برقراری ارتباط عاطفی خوب منجر نمیشوند.
آرتور بودین، روانشناس و رئیس پیشین انجمن روانشناسی آمریکا در این باره میگوید: ایمیلها بهدلیل سرعت در نوشتن و نبود لحن، بهراحتی میتوانند باعث سوءتفاهم شوند. در یک پیام نوشتاری، مخاطب معمولاً نمیتواند بفهمد جملهای با شوخی، ناراحتی، نگرانی یا عصبانیت نوشته شده است. همین موضوع گاهی رابطه عاطفی میان اعضای خانواده را ضعیف میکند.
پیامک، تماس تلفنی و پیامهای کوتاه در شبکههای اجتماعی نیز ممکن است بسیاری از نشانههایی را که در گفتوگوی حضوری دیده میشود مانند؛ حالت چهره، نگاه و زبان بدن را نداشته باشند. با این حال، ونجلیستی تأکید میکند که مهمتر از نوع ابزار، شیوه استفاده از آن است و یک ارتباط کوتاه و محترمانه، بهتر از بیخبری کامل است.
ارتباط را به اجبار تبدیل نکنید
گاهی یکی از اعضای خانواده، مانند فرزندی که برای تحصیل به شهر دیگری رفته یا والدینی که از خانواده دور هستند، فرصت یا آمادگی تماس منظم ندارد. در چنین شرایطی، اصرار و سرزنش ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
بودین درباره والدینی که فرزندشان در دانشگاه تحصیل میکند، میگوید نباید او را به تماس هر شب یا هر هفته مجبور کرد و در صورت تماس نگرفتن، احساس گناه به او داد. به گفته این روانشناس، خانواده باید بپذیرد که فرد دور از خانه، زندگی و برنامههای خودش را دارد و نباید تلاش کرد تا همه رفتارهای او را از راه دور کنترل کرد.
به جای دستور دادن، میتوان با لحنی آرام درخواست تماس کرد، یک پیام کوتاه فرستاد یا بدون توقع پاسخ فوری، احوال فرد را پرسید. این شیوه به طرف مقابل نشان میدهد که مورد توجه است، اما برای پاسخ دادن تحت فشار قرار ندارد.
گفتوگوهای ساده اما ارزشمند
هر گفتوگویی لازم نیست عمیق، جدی یا سرنوشتساز باشد. صحبت درباره وضعیت هوا، حیوان خانگی، همسایهها، سلامتی یا اتفاقی بامزه که در طول روز رخ داده است، میتواند به حفظ ارتباط کمک کند.
ونجلیستی میگوید: بسیاری از افراد تصور میکنند گفتوگوی خانوادگی باید همیشه عمیق و معنادار باشد در حالی که بخش زیادی از رابطهها از همین صحبتهای عادی و روزمره ساخته میشود. وقتی اعضای خانواده درباره اتفاقهای ساده زندگی با یکدیگر حرف میزنند، در واقع اجازه میدهند زندگی روزانهشان همچنان بخشی از زندگی یکدیگر باقی بماند. بنابراین، برای حفظ رابطه لازم نیست منتظر یک موضوع مهم یا مشکل بزرگ بمانیم. یک احوالپرسی کوتاه، فرستادن عکس، تعریف کردن از یک اتفاق معمولی یا پرسیدن نظر طرف مقابل درباره یک موضوع ساده، میتواند رشته ارتباط را زنده نگه دارد.
راهکارهای تنظیم خواب دانشآموزان با شروع مدارس

روزهای پایانی شهریور، بهترین زمان برای آمادهسازی خانه جهت شروع سال تحصیلی جدید است. هماهنگ کردن دوبارهی ساعت خواب و بیداری، اگر به صورت تدریجی انجام شود، نه تنها کار سختی نیست، بلکه به بچهها کمک میکند با انرژی و نشاط بیشتری به استقبال مدرسه بروند. با چند تغییر ساده در روتین روزانه، میتوانیم کمک کنیم تا فرزندانمان بدون هیچ فشار یا اجباری، خیلی طبیعی با ریتمِ جدیدِ مدرسه همراه شوند.
روزهای آخر تابستان برای خیلی از پدر و مادرها، روزهای «شمارش معکوس» است. نه از این بابت که دلشان برای مدرسه رفتن بچهها تنگ شده، بلکه بیشتر به خاطر این است که باید دوباره با غول «صبح زود بیدار شدن» بجنگند. بعد از سه ماه که برنامه خواب خانه کاملاً بهم ریخته، ناگهان میخواهیم در عرض یک شب همه چیز را اصلاح کنیم. اما بیایید صادق باشیم؛ این جنگ صبحگاهی هیچ برندهای ندارد؛ فقط باعث میشود بچهها با چشمهای پفکرده و اعصاب خرد به مدرسه بروند.
واقعیت این است که بدن کودک مثل یک ماشین پیچیده است. شما نمیتوانید ناگهان بنزین «تعطیلات» را خالی کنید و گازوئیل «مدرسه» بریزید و انتظار داشته باشید بدون مشکل کار کند. سیستم عصبی بچهها به تغییرات تدریجی نیاز دارد. اگر همین حالا از یکی دو هفته مانده به مهر شروع نکنید، روزهای اول مدرسه تبدیل به کابوس میشود. راهش این است: هر شب خواب را ۱۵ تا ۳۰ دقیقه جلو بکشید. این تغییرات کوچک، آنقدر نامحسوس هستند که بدن کودک حتی متوجه فشار ساعت زودتر نمیشود.
نکات کلیدی برای شروع
یکی از نکات کلیدی که خیلی از ما فراموش میکنیم، بحث «شام» است. دستگاه گوارش بچهها نباید شبها خیلی مشغول باشد. خوردن وعدههای سنگین یا نوشیدنیهای شیرین دقیقاً قبل از خواب، مثل این است که به موتور ماشین گاز اضافه بدهید. سعی کنید شام را سبک و زودتر از همیشه بدهید. وقتی معده درگیر هضم یک وعده سنگین نیست، کیفیت خواب عمیقتر میشود و صبح هم بیدار شدن خیلی راحتتر اتفاق میافتد.
محیط خواب را هم دستکم نگیرید. اتاق کودک باید «پیام خواب» بدهد. اگر اتاق شلوغ باشد یا صدای تلویزیون از پذیرایی تا اتاق بیاید، مغز کودک مدام در وضعیت «آمادهباش» میماند. اگر فضای مجزایی ندارید، با یک چراغ خواب کوچک و کم کردن نور خانه، فضای خانه را به سمت سکوت ببرید. وقتی خانه در آرامش فرو میرود، کودک ناخودآگاه میفهمد که زمان بازی تمام شده و باید برای فردا شارژ شود.
یک اشتباه رایج، شکستن روتین در پنجشنبه و جمعههاست. خیلیها فکر میکنند چون تعطیل است، باید بگذارند بچه تا ظهر بخوابد. اما این کار، تمام تلاش هفته شما را هدر میدهد. سعی کنید بیداری صبح جمعه را نهایتاً یک ساعت دیرتر از روزهای مدرسه تنظیم کنید. اینطوری بدن کودک شنبهصبح دچار اختلال ساعت خواب نمیشود.
نور صبحگاهی هم یک جادوی طبیعی است. وقتی کودک صبح بیدار میشود، پردهها را کنار بزنید و اجازه دهید نور طبیعی به اتاق بتابد. نور خورشید به مغز پیام میدهد که «روز شروع شد». اگر کودک صبحها بیحال است، یک صبحانه خوشرنگ و لعاب و پرانرژی (مثلاً نان و پنیر و گردو) میتواند موتور بدنش را روشن کند و او را برای مدرسه سرحال بیاورد.
بحث اضطراب مدرسه را هم جدی بگیرید. خیلی وقتها کودک خوابش نمیبرد چون ذهناش درگیر ترسها یا نگرانیهای مدرسه است. شبها قبل از خواب، دقایقی را برای گپ زدن اختصاص دهید. بپرسید «فردا چه کاری داری که هیجانزدهت میکنه؟» یا «نگرانی خاصی داری؟». همین تخلیه روانی، ذهن را سبک میکند و کودک راحتتر به خواب میرود.
ایجاد یک «آیین شبانه» معجزه میکند. فرقی ندارد چه چیزی باشد؛ خواندن یک صفحه کتاب، گوش دادن به یک موسیقی خیلی آرام، یا حتی جمع کردن کیف مدرسه. این کارهای تکراری به مغز کودک سیگنال میدهند که «الان زمان رفتن به رختخواب است». وقتی بدن کودک این روتین را یاد بگیرد، خودش به صورت اتوماتیک در آن ساعت خاص خوابش میگیرد.
بچهها آینهی رفتار ما هستند
در نهایت، یادتان باشد بچهها آینهی رفتار ما هستند. اگر شما خودتان تا ساعت ۱۲ شب با موبایل در حال چرخ زدن در فضای مجازی هستید، نمیتوانید از بچه انتظار داشته باشید که با کمال میل بخوابد. در این ایام، سعی کنید قانون «خاموشی عمومی» بگذارید. وقتی کل خانواده گوشیها را کنار میگذارند و به رختخواب میروند، کودک احساس نمیکند که دارد «تنبیه» میشود.
اگر دیدید بچهها مقاومت میکنند، صبور باشید. تغییر عادت خواب یکشبه اتفاق نمیافتد. ممکن است دو سه روز اول سخت باشد، اما تسلیم نشوید. بعد از حدود یک هفته، خواهید دید که کودک خودش سر ساعت مشخص پلکهایش سنگین میشود. این یک مهارت است که شما دارید به فرزندتان آموزش میدهید؛ مهارتی برای زندگی سالمتر.
این همان مهندسی کوچکی است که بزرگترین تغییر را در نتیجهگیری تحصیلی فرزندتان ایجاد میکند. دانشآموزی که خوب خوابیده، در کلاس درس بیدار است، یادگیریاش سریعتر است و در مقابل فشارهای درسی، کمتر پرخاشگری میکند. این سادهترین و در عین حال قدرتمندترین هدیهای است که میتوانید به سلامتی او بدهید.