ماه: شهریور ۱۴۰۵
سهم سالمندی در ایران تا ۱۴۳۰ به ۳۰ درصد میرسد/ ۲۰ سال فرصت تا بسته شدن پنجره جمعیتی

امروز ایران در حالی حدود ۱۳ درصد جمعیت بالای ۶۰ سال دارد که تداوم کاهش نرخ فرزندآوری و تغییر ساختار سنی، کشور را به سمت مرحله گستردهتری از سالمندی جمعیت سوق میدهد، روندی که برآوردها نشان میدهد میتواند تا سال ۱۴۳۰ سهم سالمندان را به حدود ۳۰ درصد برساند و فشار قابلتوجهی بر نظام سلامت، صندوقهای بازنشستگی، دستگاههای حمایتی و اقتصاد کشور وارد کند، از این رو برنامهریزی برای مواجهه با این تحول جمعیتی باید پیش از رسیدن به اوج سالمندی آغاز شود.
جمعیت ایران آرامآرام در حال تغییر چهره است، نسلی که روزگاری بخش بزرگی از جامعه را جوانان آن تشکیل میدادند، حالا با کاهش تولدها و افزایش امید به زندگی، جای خود را به جامعهای میدهد که سهم سالمندان در آن هر سال بیشتر میشود، این تغییر شاید امروز چندان محسوس نباشد، اما اعداد تصویر دیگری را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهند، اکنون از هر ۱۰۰ ایرانی حدود ۱۳ نفر بالای ۶۰ سال هستند و اگر روند جمعیتی کنونی ادامه پیدا کند، این نسبت تا سال ۱۴۳۰ میتواند به حدود ۳۰ نفر برسد، نقطهای که دیگر سالمندی جمعیت تنها یک موضوع جمعیتی نیست، بلکه به مسالهای اقتصادی، اجتماعی، درمانی و حتی رفاهی تبدیل خواهد شد.
ایران در مسیر سالمندی جمعیت قرار دارد و پیشبینی میشود در سال ۱۴۳۰، کشور با مرحله گستردهتری از سالمندی جمعیت مواجه شود، کاهش نرخ فرزندآوری و تغییر ساختار سنی جمعیت از مهمترین عوامل شکلگیری این روند است، در همین راستا سیاستهای جوانی جمعیت و مشوقهای فرزندآوری با هدف مدیریت تحولات جمعیتی و جلوگیری از پیامدهای ناشی از سالمندی جمعیت در کشور دنبال میشود.
سالمندی مرحلهای طبیعی از چرخه زندگی است و نحوه مواجهه امروز جامعه با این دوره، شرایط زندگی نسلهای آینده را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد در پژوهش هایی در مورد ساختار سنی و وضعیت سالمندی استانهای کشور در افق ۱۴۳۰ نشان میدهد کاهش باروری تنها به معنای تولد کمتر کودکان نیست بلکه میتواند ساختار سنی کشور را دگرگون کند و سرعت ورود ایران به مرحله سالمندی را افزایش میدهد.
سالمندی جمعیت تنها در افزایش تقاضا برای خدمات درمانی محدود نمیشود، افزایش تعداد سالمندان به معنای رشد نیاز به خدمات مراقبتی، توانبخشی، مراقبت در منزل، مناسبسازی محیط و خدمات رفاهی نیز خواهد بود و علاوه بر اینکه نظام بازنشستگی را دچار تغییراتی می کند بلکه با چالش هایی جدی نیز مواجه می کند و می طلبد که از هم اکنون به فکر تامین معیشت و زندگی سالمندان باشیم، فاصله زمانی میان وضعیت کنونی و ورود ایران به مرحله سالمندی شدید، فرصتی برای سیاستگذاری و اصلاح ساختارهاست که اگر از دست برود، جبران پیامدهای آن دشوارتر خواهد بود، بنابراین به طور جدی نیازمند برنامه ریزی و آماده سازی زیر ساخت برای ورود به این مرحله جمعیتی هستم.
ایران سریعتر پیر می شود/سهم سالمندی به ۳۰ درصد می رسد
به اعتقاد کارشناسان ، با ورود به مرحله سالمندی جمعیت شاهد افزایش فشار به دستگاه های حمایتی خواهیم بود چراکه جمعیت سالمند در افق ۱۴۳۰ که تقریبا یک سوم جمعیت را تشکیل می دهند نیازمند خدمات سلامت، مراقبتهای طولانیمدت، مستمریهای بازنشستگی و حمایتهای اجتماعی خواهند بود و ارایه این خدمات نیز باید افزایش یابد، از سوی دیگر با پیر شدن جمعیت فعالیت های اقتصادی نیز کاهش می یابد و پیامدها و نتایج آن در حوزه های مختلف از جمله بهداشت و درمان، اقتصادی و اجتماعی را شاهد خواهیم بود، بنابراین اگر چه سالمندی جمعیت روندی اجتنابناپذیر است اما برای مواجهه با سالمندی جمعیت به یک برنامه همه جانبه نیازمندیم و سیاستگذاران و تصمیم گیران باید پیش از رسیدن کشور به اوج سالمندی تدابیر لازم را داشته باشند.
شاخص جوانی جمعیت کشور ۲۱.۵ درصد است
دبیر ستاد ملی جمعیت معتقد است؛ یکی از شاخصهایی که باید مورد توجه قرار گیرد، شاخص جوانی جمعیت است و این شاخص بر اساس تعداد جمعیت زیر ۱۵ سال محاسبه میشود و در کشور ما حدود ۲۱.۵ درصد است، یعنی در میان ۱۰۰ نفر جمعیت در نظر بگیریم، حدود ۲۱.۵ نفر از آنها زیر ۱۵ سال هستند.
مرضیه وحید دستجردی با بیان اینکه این وضعیت در حال حاضر هنوز شرایط خوبی دارد تاکید کرد: اما با روند نزولی جمعیت، ممکن است تغییر کند، برای مثال، شاخص جوانی جمعیت در استان گیلان به ۱۴.۲ درصد رسیده است؛ یعنی از هر ۱۰۰ نفر جمعیت، ۱۴.۲ نفر زیر ۱۵ سال هستند.
دبیر ستاد ملی جمعیت هشدار داد: اگر همه ما با همین وضعیت حرکت کنیم، استان ها به تدریج آیندهای شبیه وضعیت امروز گیلان خواهند داشت؛ بنابراین نباید اجازه دهیم به آن نقطه برسیم، باید ابتدا سرعت این روند را کاهش دهیم و سپس آن را به سمت افزایش هدایت کنیم.
شاخص سالمندی؛ ۱۳ درصد برای جمعیت بالای ۶۰ سال
وحیددستجردی درباره شاخص سالمندی نیز گفت: اگر سالمندی را جمعیت ۶۰ سال به بالا در نظر بگیریم، در حال حاضر شاخص سالمندی کشور حدود ۱۳ درصد است؛ یعنی از هر ۱۰۰ نفر جمعیت، ۱۳ نفر بالای ۶۰ سال هستند و اگر سن ۶۵ سال به بالا را معیار قرار دهیم، این شاخص حدود ۹ درصد است؛ یعنی از هر ۱۰۰ نفر جمعیت کشور، حدود ۹ نفر بالای ۶۵ سال هستند.
دبیر ستاد ملی جمعیت خاطرنشان کرد: این وضعیت در حال حاضر برای کل کشور قابل قبول است، اما با روندی که در پیش گرفتهایم، در سال ۱۴۳۰، یعنی حدود ۲۵ سال آینده، شاخص سالمندی میتواند به ۳۰ درصد برسد که در آن زمان رقم بسیار بالایی خواهد بود.
حدود ۱۵ تا ۲۰ سال تا بسته شدن پنجره جمعیتی
وی درباره پنجره جمعیتی کشور گفت: تا بسته شدن پنجره جمعیتی کشور حدود ۱۵ تا ۲۰ سال فاصله داریم. امیدواریم از این فرصت استفاده کنیم و مشکلاتی را که در این سالها داشتهایم و کاهشهایی را که تجربه کردهایم، جبران کنیم و بتوانیم بر آینده ایران تأثیرگذار باشیم.
وی گفت: امیدآفرینی، کار رسانه، هنر و تبلیغ، از جمله اقداماتی است که باید انجام شود، در کنار آن، ستاد ملی جمعیت و دستگاههای مختلفی که با قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مرتبط هستند نیز باید به وظایف خود عمل کنند.
سالمندی جمعیت اجتناب ناپذیر است
معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اعتقاد دارد در حوزه جمعیت نمیتوان با سیاستهای خطی و تکبعدی به نتیجه رسید و گفت: کاهش جمعیت خود یک معلول است، نه علت؛ بنابراین برای اصلاح این روند باید مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی که به کاهش فرزندآوری منجر شدهاند، شناسایی، تحلیل و برطرف شوند و حتی اگر جمعیت را هم زیاد کنیم باید به یاد داشته باشیم سالمندی جمعیت اجتناب ناپذیر است.
علیرضا رییسی افزود: اکنون به عقلانیت نیاز داریم و باید دادههای مناسبت پژوهشی در حوزههای مختلف در دسترس داشته باشیم تا درست حرکت کنیم، آینده ایران با ترس ساخته نمیشود بلکه با علم و امید ساخته میشود.
وی ادامه داد: برای نمونه، ایجاد اشتغال میتواند یکی از عوامل مؤثر بر افزایش جمعیت باشد اما بهتنهایی کافی نیست، تبلیغات رسانهای نیز ممکن است در این زمینه نقش داشته باشد اما نمیتواند جایگزین سیاستهای جامع شود و سیاست جمعیتی موفق، نیازمند نگاه شبکهای و بررسی همزمان مجموعهای از عوامل و علل مؤثر بر رفتار جمعیتی است.
رئیسی خاطرنشان کرد: وقتی در مورد انسانها صحبت میکنیم باید تمام جوانب انسانی را در نظر بگیریم و باید کاری کنیم جوانان با امید زندگی کنند، شاغل شوند، ازدواج کنند و صاحب فرزند شوند تا شرایط بهبود پیدا کند.
وی تصریح کرد: ما فقط در مورد جمعیت صحبت نمیکنیم مساله تغییر ساختار جمعیت نیز هست و تا حدود ۲۸ سال آینده از هر سه نفر یک نفر سالمند خواهند بود، پس باید در دو جبهه جوانی جمعیت و داشتن سالمندان فعال و سالم کار کنیم اما لازم است در حوزه سیاستگذاری، جامعه را برای سالمندان مهیا کنیم.
معاون وزیر بهداشت با طرح این پرسش که آیا جوانان ما تمایل به داشتن فرزند دارند؟ گفت: پاسخ بله است اما چرا ازدواج نمیکنند و اگر ازدواج کردهاند چرا صاحب فرزند نمیشوند، این مشکل را نباید سیاستگذاران به گردن مردم بیندازند بلکه باید موانع را برداریم تا جوانان ازدواج کنند، جوان امروز نیازمند شغل، درآمد و اطمینان از آینده است تا ازدواج کند.
رئیسی ادامه داد: بر اساس یک نظرسنجی جهانی، دو سوم جوانان ازدواج را مهمترین آرمان زندگی خود میدانند، ۸۰ درصد جوانان امید به داشتن فرزند دارند و حداقل ۲ فرزند میخواهند، ۸۰ درصد نیز ابراز کردند کودکان برای آنها امید و شادی به بار میآورند. دو سوم پاسخ دهندگان نیز نسبت به آینده پاسخ مثبت داشتهاند اما مواردی همچون امید مالی، اقتصادی، مسکن و اشتغال را به عنوان موانع ازدواج مطرح کردهاند.
رئیسی گفت: حتی برخی مواقع میتوان به آن نگاه مثبت داشت چرا که بعد از انقلاب امید به زندگی از ۵۰ سال به ۸۰ سال رسیده و جمعیت بیشتر زنده میماند و سالمند میشود.
هشدار نسبت به شتاب بالای سالمندی در ایران
رییس سازمان بهزیستی کشور با هشدار نسبت به شتاب بالای سالمندی در ایران گفت: اگر برای مدیریت این روند برنامهریزی نکنیم در سالهای آینده با یک ابربحران اجتماعی مواجه خواهیم شد اما در صورت برنامهریزی صحیح، سالمندی میتواند به فرصتی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور تبدیل شود.
سید جواد حسینی با تشریح وضعیت سالمندی در ایران افزود: بر اساس معیارهای جمعیتشناسی، اگر هفت درصد جمعیت یک کشور بالای ۶۰ سال باشد، آن کشور جوان، بین هفت تا ۱۴ درصد در حال ورود به سالمندی، بین ۱۴ تا ۲۳ درصد کشور سالمند، بین ۲۳ تا ۲۷ درصد کشور سالخورده و از ۲۷ درصد به بالا شدیدا سالخورده محسوب میشود، در حال حاضر حدود ۱۴ درصد جمعیت ایران بالای ۶۰ سال سن دارند که در این میانگین سنی، کشور وارد مرحله سالمندی شده است و بر اساس پیشبینیها تا سال ۱۴۳۰ بیش از ۳۱ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد و ایران به جامعهای شدیدا سالخورده تبدیل میشود.
رئیس سازمان بهزیستی کشور با تاکید بر ضرورت تبدیل موضوع سالمندی به یک مساله اجتماعی گفت: اگر امروز به موضوع سالمندی توجه نکنیم در آینده با بحرانهای اجتماعی پیچیدهای روبهرو خواهیم شد اما در صورت برنامهریزی مناسب، سالمندی میتواند فرصتهای جدیدی در حوزه اشتغال و اقتصاد ایجاد کند.
وی با اشاره به مفهوم اقتصاد نقرهای افزود: ایجاد مشاغل مرتبط با مراقبت از سالمندان، یکی از سریعترین و پایدارترین فرصتهای اشتغالزایی در دنیاست و ایران نیز باید از این ظرفیت بهرهمند شود.
کارشناسان معتقدند اگر چه تحولات جمعیتی آرام و بی صدا رخ می دهد و گاهی از نظرهای حتی برنامه ریزان و صاحبان فکر و اندیشه به دور می ماند اما ایران در آستانه یک تحول بزرگ جمعیتی (سالمندی ) قرار دارد که می تواند ساختارهای مختلف کشور از جمله اقتصادی و اجتماعی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد، افزایش جمعیت سالمند تنها یک عدد و رقم نیست، افزایش سهم سالمندان به معنای افزایش نیاز به خدمات درمانی، مراقبت، حمایتهای درمانی و بهداشتی، بیمههای بازنشستگی و خدمات توانبخشی است می تواند در آینده ای نه چندان دور به یک ابر چالش تبدیل شود و ضروری است که از هم اکنون دست اندرکاران، سیاستگذاران و مدیران اجرایی به فکر کنترل و مهار این ابرچالش باشند.
نرخ مشارکت اقتصادی زنان فقط ۱۳.۴ درصد است/ لزوم اشتغال پایدار و درآمدزا برای بانوان

رئیس مرکز زنان و خانواده وزارت کشور گفت: در سال ۱۴۰۴ نرخ مشارکت اقتصادی زنان فقط ۱۳.۴ درصد بود، در حالیکه این رقم برای مردان ۶۷.۹ درصد است.
پروین داداندیش در نشست تعاملی «شبکه مدیران زن، همافزایی و ظرفیتسازی برای حل مسائل کشور» افزود: نرخ بیکاری زنان نیز حدود ۱۵ درصد گزارش شده که ۲ برابر نرخ بیکاری مردان است.
وی این آمار را نشانه شکاف میان تحصیل، مهارت و اشتغال زنان دانست و خواستار جدی گرفتن مهارتآموزی در دوران تحصیل و تقویت پیوند دانشگاه با آموزشهای مهارتی و بازار کار شد
رئیس مرکز زنان و خانواده وزارت کشور خاطرنشان کرد: صرفاً داشتن شغل کافی نیست، بلکه نوع و کیفیت آن اهمیت دارد؛ اشتغال زنان باید پایدار و درآمدزا باشد و مسیر رشد حرفهای را فراهم کند، زیرا اشتغال ناپایدار میتواند از یک مساله اقتصادی به مسالهای خانوادگی تبدیل شود.
داداندیش افزود: وقتی درآمد زنان قابل پیشبینی نباشد، امنیت اقتصادی خانواده کاهش مییابد و وقتی شغل با مسئولیتهای خانوادگی ناسازگار باشد، زن ممکن است ناچار به انتخاب میان کار و خانواده شود.
وی با اشاره به اینکه ۶۴ درصد اشتغال زنان در سال ۱۴۰۴ در بخش خدمات بود، گفت: این بخش ظرفیت بالایی دارد، بهویژه در اقتصاد دیجیتال، خدمات تخصصی، آموزشی و سلامت، اما باید مراقب بود که توسعه اشتغال خدماتی به گسترش مشاغل کمدرآمد و ناپایدار برای زنان منجر نشود.
مشاور وزیر کشور با طرح این پرسش که چگونه میتوان فعالیتهای اقتصادی زنان را از مقیاس خرد و پراکنده به کسبوکارهای پایدار و قابل رشد تبدیل کرد، گفت: این مسیر تنها وظیفه دولت نیست و باید زنجیرهای واقعی میان دولت، بخش خصوصی، اتاقهای بازرگانی، بانکها، آموزش فنیوحرفهای و شرکتهای فناوری شکل بگیرد.
داداندیش ادامه داد: وقتی نرخ مشارکت اقتصادی زنان فقط ۱۳.۴ درصد است، این موضوع فراتر از اشتغال چند میلیون نفر است و به بخشی از سرمایه انسانی کشور مربوط میشود که هنوز به اندازه کافی در اقتصاد مشارکت نکرده است.
وی خاطرنشان کرد: اگر اشتغال زنان همزمان مولد، پایدار، درآمدزا و دوستدار خانواده باشد، در راستای تقویت امنیت اقتصادی و تابآوری اجتماعی کشور، بهویژه در شرایط جنگ اقتصادی، عمل خواهد کرد.
نقش زنان در تاب آوری خانواده و اجتماع بسیار حیاتی است/ ضرورت شکلگیری شبکه ملی زنان مدیر
رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور؛

رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور با بیان اینکه تابآوری خانواده و تابآوری اجتماعی، ارکان اصلی تابآوری ملی هستند گفت:در این میان، نقش زنان بسیار حیاتی است، اما نباید این جایگاه را صرفاً به معنای تحمل بیشتر یا بهدوش کشیدن بار بحران تعریف کرد.
پروین داداندیش در نشست تعاملی شبکه ملی مدیران و مشاوران زن، همافزایی و ظرفیتسازی برای حل مسائل کشور با موضوع «سازوکارهای مدیریت مصرف انرژی با استفاده از ظرفیت شبکه مدیران و مشاورین زن» در وزارت کشور، با تأکید بر اینکه خانواده نه تنها دریافتکننده خدمات دولت، بلکه یکی از شرکای راهبردی در ساختن آینده کشور است، خاطرنشان کرد: اگر به دنبال تقویت سرمایه اجتماعی، سلامت روان و انسجام ملی هستیم، باید خانواده را در مرکز همه معادلات قرار دهیم.
وی با تأکید بر ضرورت گذار از رویکردهای فردی به سمت ایجاد قدرت جمعی، ادامه داد: هدف از برگزاری این نشست، صرفاً گفتگو درباره زنان نیست؛ بلکه بررسی نقش راهبردی زنان در حل مسائل کلان کشور است.
مشاور وزیر کشور خطاب به مدیران کل امور بانوان و خانواده استانداریها و مشاوران امور بانوان دستگاههای اجرایی گفت: امروز زنان مدیر و مشاور در سطوح مختلف مدیریتی کشور حضور دارند و تجارب ارزشمندی را در میدان عمل کسب کردهاند؛ اما مسئله اصلی، تبدیل این توانمندیهای پراکنده به یک قدرت جمعی برای گرهگشایی از چالشهای ملی است.
داداندیش با اشاره به ضرورت شکلگیری شبکه ملی زنان مدیر افزود: اگر شبکه ارتباطی تنها محلی برای تبادل اخبار یا برگزاری جلسات تشریفاتی باشد، تحول بزرگی رخ نخواهد داد. این شبکه زمانی ارزشمند و کارآمد است که تجربه موفق یک مدیر در یک استان، به سرمایهای برای سایر مدیران تبدیل شود و مسائل محلی شهرستانها، به راهکارهای مشترک و کلان برای حل مشکلات کشور تبدیل شود.
وی، این شبکه ملی را ظرفیتی برای حکمرانی نوین دانست و ادامه داد: کارکرد اصلی این شبکه باید شناسایی دقیق مسائل، اشتراکگذاری تجربیات، تولید راهکار و عبور از مرحله گفتگو به مرحله اقدام عملیاتی باشد
مشاور وزیر و رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور افزود: تجربه موفق افزایش نرخ ثبتنام زنان در انتخابات شوراها، نشاندهنده قدرت همافزایی و هماهنگی میان مدیران کل امور زنان، معاونان سیاسی، فرمانداران و بخشداران است؛ در حالی که در دورههای گذشته مشارکت زنان در شوراهای شهر و روستا به ۱۰ درصد نمیرسید، با این رویکرد شبکهای و پیگیریهای مستمر، شاهد افزایش قابلتوجه آمار ثبتنام و تایید صلاحیتشدگان بودیم که این موفقیت گواهی بر اثربخشیِ فعالیتهای جمعی است.
داداندیش با بیان اینکه سیاستگذاریها باید با رویکرد دوستدار خانواده تنظیم شود، گفت: در شرایط فعلی، باید ضمن حمایتهای موثر از زنان، ساختارهای حمایتی را بهگونهای تقویت کرد که خانواده به عنوان کانون انسجام اجتماعی، در برابر آسیبها مقاوم بماند. بر همین اساس، موضوع مدیریت بهینه مصرف انرژی، به عنوان یکی از مسائل کلان کشور، در دستور کار این نشست قرار گرفته است تا با بهرهگیری از نقشآفرینی مؤثر مدیران زن در سراسر کشور، راهکارهای اجرایی آن تدوین و عملیاتی شود.
رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور با بیان اینکه «سیاستهای خانوادهمحور» نباید در حد یک عنوان باقی بماند، اظهار کرد: این رویکرد باید به معیار اصلی در تمامی تصمیمگیریهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اجرایی کشور تبدیل شود. در واقع، هر طرحی باید با این پرسش کلیدی سنجیده شود که چه تأثیری بر امکان تشکیل خانواده و ارتقای کیفیت زندگی خانوادهها دارد.
داداندیش تصریح کرد: گزارشهای میدانی مدیران زن در استانها و شهرستانها از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ چرا که این یافتههای میدانی، دقیقتر از آمارهای رسمی، زوایای پنهان مشکلات را آشکار میکند و میتواند مبنای سیاستگذاریهای صحیح قرار گیرد.
وی ضمن تبیین اهداف و جهتگیریهای این نشست ۲ روزه، از معاونتهای اقتصادی، عمران و توسعه امور شهری و روستایی، وزارتخانههای نیرو، نفت، بهداشت و ستاد ملی جمعیت، صدا و سیما، سازمان هواشناسی و… بابت همکاری و حضور در این نشست قدردانی کرد.
آموزش گامبهگام پاستیل میوهای در خانه

آیا تا به حال فکر کردهاید چرا پاستیلهای بازار پر از مواد افزودنی ،رنگهای مصنوعی و شکر زیاد هستند؟ وقت آن رسیده که آشپزخانه را به آزمایشگاه شیرینیپزی طبیعی تبدیل کنید و با ترکیب جادویی میوهها، پاستیلهایی خوشمزه، سالم و مغذی برای خود و فرزندانتان بسازید.
در دنیای امروز که آگاهی از سلامت تغذیه به یک ضرورت تبدیل شده، جایگزین کردن محصولات صنعتی با نسخههای خانگی، یکی از بهترین تصمیماتی است که میتوان گرفت. پاستیلهای صنعتی معمولاً حاوی رنگهای شیمیایی و اسانسهای مصنوعی هستند که در بلندمدت برای کودکان مضرند. اما امروز قرار است با استفاده از قدرت رنگ و طعم طبیعی میوهها، پاستیلی بسازیم که هم چشم را نوازش میدهد و هم بدن را با ویتامینهای ضروری تغذیه میکند.
مواد لازم
برای رسیدن به یک بافت عالی و طعمی بینظیر، این مقادیر را دقیق رعایت کنید:
هلو رسیده: ۳ عدد (منبع عالی ویتامین A و پتاسیم)
توتفرنگی تازه: ۱۰ عدد (سرشار از آنتیاکسیدان و ویتامین C)
پودر ژلاتین: ۱ قاشق غذاخوری (برای ایجاد بافت کشسان و سالم)
عسل طبیعی: ۱ قاشق چایخوری (به جای شکر سفید)
گلوکز: ۱ قاشق چایخوری (برای درخشش و بافت نرم)
آبلیمو تازه: ۳ قطره (برای تثبیت رنگ و جلوگیری از اکسید شدن میوه)

مراحل گامبهگام تهیه
۱. آمادهسازی عصاره میوه:
ابتدا هلوها و توتفرنگیها را کاملاً بشویید. پوست هلو را بگیرید و میوهها را در مخلوطکن بریزید. چند قطره آبلیمو را هم اضافه کنید تا رنگ میوهها در برابر هوا تغییر نکند. سپس مخلوط را کاملاً میکس کنید تا یک پوره یکدست داشته باشید. اگر میخواهید پاستیلتان بسیار شفاف باشد، این پوره را از یک صافی ریز رد کنید تا تکههای کوچک میوه باقی نماند.
۲. فعالسازی ژلاتین:
پودر ژلاتین را با مقدار بسیار کمی آب ولرم (حدود ۲ قاشق غذاخوری) مخلوط کنید و اجازه دهید ۵ دقیقه بماند تا کاملاً حجیم و شل شود.
۳. پخت و ترکیب طعمها:
پوره میوه را در یک قابلمه کوچک روی حرارت بسیار ملایم قرار دهید. عسل و گلوکز را به آن اضافه کنید. سپس ژلاتین حجیم شده را به مخلوط اضافه کرده و مدام هم بزنید.
نکته مهم: مخلوط را نباید به جوش بیاورید؛ فقط کافی است گرم شود تا تمام مواد کاملاً با هم ترکیب شوند و گلوکز و عسل حل شود.
۴. قالبگیری و انتظار:
محلول گرم را در قالبهای سیلیکونی (با اشکال مختلف مثل خرس یا قلب) بریزید. اگر قالب ندارید، میتوانید از یک ظرف شیشهای صاف استفاده کنید و بعداً برش بزنید. ظرف را به مدت حداقل ۴ تا ۶ ساعت در یخچال قرار دهید تا کاملاً خودش را بگیرد.
نکات خاص و حرفهای
بافت جادویی: اگر دوست دارید پاستیلتان کمی حالت ژلهایتر داشته باشد، مقدار ژلاتین را کمی بیشتر کنید. اگر دوست دارید بیشتر حالت کشسان داشته باشد، زمان قرار دادن در یخچال را طولانیتر کنید.
شفافیت بیشتر: برای اینکه پاستیلها درخشان و مثل محصولات حرفهای باشند، حتما از گلوکز استفاده کنید. گلوکز نه تنها بافت را بهبود میدهد، بلکه از چسبندگی بیش از حد جلوگیری میکند.
معطر کردن: میتوانید در مرحله آخر، یک قطره عصاره وانیل یا کمی رزماری تازه (اگر دوست داشتید طعم متفاوت داشته باشید) اضافه کنید.
چرا این پاستیل بهتر است؟
آنتیاکسیدان طبیعی: توتفرنگی حاوی ترکیبات آنتیاکسیدانی است که به تقویت سیستم ایمنی کمک میکند.
جایگزین هوشمندانه قند: استفاده از عسل به جای شکر مصنوعی، باعث میشود قند خون شما به سرعت و به صورت ناگهانی بالا نرود (کمتر از شکر سفید).
سلامت پوست و مفاصل: ژلاتین موجود در این دستور، نه تنها بافت پاستیل را میسازد، بلکه برای سلامت پوست، مو و مفاصل نیز مفید است.
بدون رنگ مصنوعی: رنگ صورتی و نارنجی این پاستیلها مستقیماً از رنگ طبیعی هلو و توتفرنگی تامین شده که هیچ خطری برای سیستم عصبی کودکان ندارد.
«زمان ما اینطور نبود»؛ برای نوجوان امروز جواب نمیدهد

«زمان ما اینطور نبود»؛ جملهای آشنا که احتمالاً بسیاری از نوجوانان امروز بارها از والدین خود شنیدهاند؛ جملهای که قرار است تجربهای را به یاد نوجوان بیاورد، نگرانی والدین را توضیح دهد یا به او نشان دهد که چرا رفتارش از نگاه خانواده درست یا قابل قبول نیست. اما آیا تجربه نوجوانی والدین، با همه تفاوتهای دنیایی که در آن بزرگ شدهاند، هنوز میتواند معیار مناسبی برای فهم و تربیت نوجوان امروز باشد.
نوجوان امروز در جهانی بزرگ میشود که بسیاری از تجربههای آن برای نسل قبل در دوران نوجوانی وجود نداشته است؛ فناوری و شبکههای اجتماعی بخشی از زندگی روزمره او شدهاند و دسترسی به اطلاعات و ارتباط با جهان، شکل تجربه کردن این دوره از زندگی را تغییر داده است. به همین دلیل، طبیعی است که آنچه برای والدین در نوجوانی عادی یا قابل انتظار بوده، برای فرزندشان معنای دیگری داشته باشد؛ همانطور که برخی رفتارهای نوجوان امروز ممکن است برای والدین ناآشنا یا حتی نگرانکننده به نظر برسد.
با این حال، متفاوت بودن نوجوان امروز به معنای کنار کشیدن والدین یا پذیرفتن بیقیدوشرط همه انتخابهای او نیست. مسئله این است که والدین چگونه میتوانند میان تجربههای نسل خود و واقعیتهای نسل جدید پلی بزنند؛ نوجوان را بشناسند، صدای او را بشنوند و در عین حال چارچوبهای خانواده و جامعه را حفظ کنند.
دکتر سیما فردوسی، روانشناس کودک و نوجوان و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، معتقد است نخستین گام برای مواجهه با این تفاوت، شناخت نسلی است که امروز نوجوانی را تجربه میکند. او میگوید: «ما اول باید بدانیم که امروزه نسل نوجوان و جوان ما وارد دنیای جدیدی از زندگی خودش شده است. نسلها کاملاً با هم متفاوتاند و تفاوت میان نسل والدین و نسل نوجوان امروز، بسیار زیاد است.»
«زمان ما» تمام شد؛ نوجوان امروز را باید شناخت
نسل امروز را باید شناخت، نه قضاوت کرد
فردوسی تأکید میکند یکی از کارهایی که والدین باید انجام دهند، شناخت ویژگیهای این نسل است و نباید تصور کنند نوجوانان امروز «آدمهای بدی شدهاند» یا قصد دارند گمراه شوند و والدینشان را اذیت کنند.
او توضیح میدهد: «نسل امروز در شرایطی متفاوت از نسل والدین خود رشد کرده است؛ جهانیشدن، فناوریهای نوین و دسترسی گسترده به اطلاعات و آنچه در فضای مجازی میبینند، بر شکلگیری این نسل تأثیر گذاشته و باعث شده است تفاوتهای زیادی با نسل والدین خود داشته باشد.»
به گفته این روانشناس کودک و نوجوان، همین تفاوت اگر به درستی درک نشود، میتواند میان والدین و نوجوان فاصله ایجاد کند. او در عین حال تأکید دارد که متفاوت بودن نسل جدید به معنای رها کردن نوجوان نیست و والدین همچنان باید نقش خود را ایفا کنند.
قرار نیست والدین از زندگی نوجوان کنار بروند
فردوسی تأکید میکند که تفاوتهای نسلی نباید بهانهای برای عقبنشینی والدین از نقش تربیتی خود باشد. به گفته او، شناخت ویژگیهای نوجوان امروز، بیش از هر چیز مستلزم یافتن شیوه مناسب ارتباط با اوست؛ ارتباطی که در آن والدین ضمن حفظ حضور و نظارت خود، از شیوههای مؤثر گفتوگو با نوجوان، دوستان او و همچنین سرگرمیهای متناسب با این دوره سنی آگاه باشند.
او میگوید: «والدین باید راههای گفتوگوی مؤثر با نوجوانشان را بشناسند که چیست، دوستان بچههایشان را بشناسند که چه کسانی هستند، سرگرمیهای مناسب برای نوجوان خودشان فراهم کنند.»
به باور این روانشناس، کیفیت ارتباط والدین با نوجوان نیز در این میان اهمیت دارد. گفتوگو با نوجوان نباید با تحقیر، تمسخر یا مقایسه او با دیگران همراه باشد؛ بلکه والدین باید ضمن حفظ رابطهای نزدیک با فرزندشان، نسبت به وضعیت و شرایط او نیز مراقبت و توجه داشته باشند.
«والدین باید در کنار بچههای خودشان باشند، مواظب و مراقبشان باشند که خدای نکرده آسیبی به آنها وارد نشود.»
اگر خانه جذاب نباشد، نوجوان فاصله میگیرد
فردوسی یکی از عوامل مؤثر در حفظ ارتباط نوجوان با خانواده را شکلگیری فضایی آرام، بانشاط و جذاب در خانه میداند. به گفته او، والدین باید با فراهم کردن سرگرمیهای متنوع و متناسب با نوجوان، زمینهای ایجاد کنند که فرزندشان تا حد امکان پیوند خود را با خانواده حفظ کند و صرفاً برای یافتن جذابیت و همراهی، به بیرون از خانه پناه نبرد.
او در عین حال نسبت به تأثیرپذیری نوجوان از گروه دوستان نیز هشدار میدهد و میگوید: «اگر نوجوان به سمت دوستان خود برود، ممکن است همه این دوستان «موجه» نباشند و در میان آنها افرادی وجود داشته باشند که بتوانند بر فرزند تأثیر بگذارند.»
فضای آرام و سرگرمکننده در خانه، مانع پناه بردن نوجوان به بیرون میشود.
این روانشناس کودک و نوجوان در عین حال تأکید میکند جذابیت خانواده فقط به سرگرمیهایی که برای نوجوان فراهم میشود محدود نیست و فضای حاکم بر خانه نیز نقش مهمی دارد.
این روانشناس کودک و نوجوان تأکید میکند که حتی اگر نوجوان در برخی رفتارها و انتخابهای خود با نظر والدین همراه نباشد، در صورت حاکم بودن آرامش و نشاط بر فضای خانواده، همچنان میتواند ارتباط خود را با خانواده حفظ کند و از آن فاصله نگیرد.
نه نوجوان باید دربست کوتاه بیاید، نه والدین
اما اگر نوجوان و والدین درباره یک موضوع مشخص به توافق نرسند، چه کسی باید کوتاه بیاید و تصمیم نهایی چگونه گرفته شود؟ فردوسی راهحل را در رسیدن به توافقی نسبی میان دو طرف میداند. به گفته او، نه میتوان والدین را به رها کردن کامل نوجوان و پذیرش همه خواستههای او توصیه کرد و نه میتوان از نوجوان انتظار داشت خواستهها و آرزوهای دوره نوجوانی خود را کنار بگذارد و بهطور کامل تابع نظر والدین باشد.
او بر ضرورت یافتن «یک راه بینابینی» تأکید میکند؛ مسیری که از گفتوگو میان والدین و نوجوان، تعیین قوانین و مقررات و تبیین فرهنگ خانواده و جامعه برای نوجوان میگذرد. فردوسی میگوید: «باید بنشینند با هم صحبت بکنند، قوانین و مقرراتی وضع کنند، فرهنگ خانواده، فرهنگ جامعه برای بچهها باز بشود. به هر حال والدین نه آنقدر سختگیر باشند و نه آنقدر سهلگیر.»
این روانشناس کودک و نوجوان، میانهروی را لازمه چنین رویکردی میداند و تأکید میکند:« والدین باید درباره مسائل مختلف با فرزندان خود گفتوگو کنند و در مواردی که احتمال آسیب وجود دارد، پیامدهای آن را برای نوجوان توضیح دهند.»
از نگاه فردوسی، نحوه این گفتوگو نیز به اندازه محتوای آن اهمیت دارد: «والدین باید با بچههایشان خیلی دوستانه و محترمانه صحبت بکنند که آنها هم یاد بگیرند با والدینشان بسیار محترمانه صحبت بکنند.»
فردوسی در ادامه تأکید میکند که در مواجهه با تفاوتهای میان والدین و نوجوانان، نمیتوان یکی از این دو دیدگاه را بهطور کامل بر دیگری ترجیح داد، بلکه باید بر تعامل و احترام متقابل میان آنها تکیه کرد.
شکستن قولنج گردن چه زمانی خطرناک است؟

صدای «تق» گردن برای بسیاری از افراد با احساس رهایی از گرفتگی و خستگی همراه است و همین موضوع باعث شده شکستن قولنج به عادتی روزمره تبدیل شود. اما آیا این کار همیشه بیخطر است؟
وقتی گردن برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت قرار میگیرد، مثلا هنگام کار با رایانه یا نگاه کردن طولانیمدت به تلفن همراه، ممکن است عضلات آن خسته و احساس خشکی یا فشار ایجاد شود. بعضی افراد در چنین شرایطی گردن خود را به طرفین میچرخانند تا صدای «تق» ایجاد شود. این کار ممکن است برای مدت کوتاهی احساس راحتی ایجاد کند و به همین دلیل فرد دوباره به آن روی بیاورد. اما احساس سبکی بعد از شکستن قولنج به این معنی نیست که مشکل اصلی گردن برطرف شده است. اگر گرفتگی یا درد بهطور مداوم تکرار شود، بهتر است علت آن بررسی شود، نه اینکه هر بار با فشار بیشتر گردن را حرکت دهیم.
صدای «تق» گردن از کجا میآید؟
صدای ایجادشده هنگام حرکت دادن مفاصل گردن لزوما به معنی جابهجا شدن مهره یا «جا افتادن» آن نیست. مفاصل، رباطها و بافتهای اطراف گردن هنگام حرکت تغییر وضعیت میدهند و تغییرات فشار داخل مفصل نیز میتواند باعث ایجاد صدا شود. بنابراین شنیدن صدای تقتق بهتنهایی به معنی آسیب دیدن گردن نیست. مسئله مهمتر نحوه ایجاد این صدا است. یک حرکت معمولی و آرام با چرخاندن ناگهانی و شدید گردن تفاوت زیادی دارد. به زبان ساده نگرانی اصلی متخصصان بیشتر متوجه زمانی است که فرد برای شکستن قولنج، گردن را با شدت زیاد میچرخاند، میکشد یا به آن فشار وارد میکند.
شواهد علمی نمیگویند که شکستن قولنج گردن بهطور معمول باعث سکته مغزی میشود. حتی درباره ارتباط مستقیم میان دستکاری گردن و سکته، هنوز نمیتوان یک رابطه قطعی و ساده بیان کرد. یک مرور نظاممند مطالعات نیز نتیجه گرفته است که شواهد موجود برای اثبات یک ارتباط قوی و قطعی کافی نیست. با این حال، یک نگرانی پزشکی جدی وجود دارد. در موارد نادر، حرکت یا فشار شدید گردن میتواند با آسیب به یکی از رگهای مهم گردن همراه شود. این رگها وظیفه رساندن خون به مغز را بر عهده دارند.
آسیب رگ گردن چگونه میتواند به سکته منجر شود؟
رگهای مهمی در دو طرف گردن قرار دارند و خون را به مغز میرسانند. اگر دیواره یکی از این رگها آسیب ببیند، ممکن است در محل آسیب لخته ایجاد شود. در صورتی که لخته باعث بسته شدن مسیر خون یا حرکت آن به سمت مغز شود، خونرسانی به بخشی از مغز مختل خواهد شد. این اتفاق میتواند به سکته مغزی منجر شود. البته این فرآیند اتفاقی نادر است و نباید از آن نتیجه گرفت که هر فردی که گردن خود را میشکند در معرض سکته قرار دارد. حتی پژوهشهای انجامشده درباره ارتباط دستکاری گردن با آسیب رگها نیز محدودیتهایی داشتهاند و هنوز درباره میزان دقیق این خطر اتفاق نظر وجود ندارد.
چه کسانی باید بیشتر احتیاط کنند؟
همه افراد به یک اندازه شرایط یکسانی ندارند. برخی مشکلات زمینهای میتوانند احتمال آسیب عروق گردن را افزایش دهند و به همین دلیل افرادی که سابقه بیماریهای عروقی یا برخی مشکلات مربوط به بافت همبند دارند، بهتر است بدون نظر پزشک سراغ دستکاری شدید گردن نروند. همچنین افرادی که بهطور مداوم گردن خود را با فشار زیاد میشکنند، باید این عادت را کنار بگذارند. تکرار یک حرکت شدید فقط به این دلیل که بعد از آن احساس راحتی ایجاد میشود، روش مناسبی برای مدیریت درد یا خشکی گردن نیست.
دستکاری گردن توسط افراد غیرمتخصص را جدی بگیرید
یکی از مواردی که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، سپردن گردن به افراد غیرمتخصص برای «جا انداختن» یا شکستن قولنج است. ممکن است فرد تصور کند چند حرکت ساده برای رفع گرفتگی کافی است اما گردن ساختار حساسی دارد و در اطراف آن رگها، اعصاب، عضلات و ستون فقرات قرار گرفتهاند. وارد کردن فشار زیاد یا چرخش ناگهانی میتواند آسیب ایجاد کند.
به همین دلیل اگر فرد مرتب دچار درد یا خشکی گردن میشود، بهتر است به جای مراجعه به افراد غیرمتخصص برای شکستن قولنج، علت مشکل را با یک پزشک یا متخصص مربوط بررسی کند.
چه علائمی بعد از شکستن قولنج هشداردهنده هستند؟
بیشتر دردهای گردن به معنای سکته مغزی نیستند. با این حال بعضی علائم بعد از یک حرکت شدید گردن را نباید نادیده گرفت. سردرد یا گردندرد شدید و ناگهانی یکی از علائمی است که اهمیت بیشتری دارد، بهخصوص اگر با علائم عصبی همراه شود. علائم هشدار شامل بیحسی یا ضعف ناگهانی، بهویژه در یک سمت بدن، اختلال ناگهانی در صحبت کردن، دوبینی یا اختلال ناگهانی در دید، سرگیجه شدید، مشکل در راه رفتن یا حفظ تعادل، سردرد شدید و غیرمعمول و گردندرد شدید و ناگهانی است.اگر چنین علائمی بهصورت ناگهانی ایجاد شوند، نباید منتظر ماند تا خودبهخود برطرف شوند و باید فورا برای ارزیابی پزشکی اقدام کرد.
آیا برای رفع گرفتگی باید گردن را بشکنیم؟
خیر، شکستن قولنج تنها راه رهایی از گرفتگی گردن نیست. اگر مشکل ناشی از نشستن طولانی، وضعیت نامناسب بدن یا کار مداوم با رایانه و تلفن همراه باشد، اصلاح وضعیت بدن و استراحتهای کوتاه میتواند کمککننده باشد. حرکات ملایم گردن نیز میتوانند برای برخی افراد مفید باشند اما نباید باعث درد شدید شوند و نباید با فشار یا سرعت زیاد انجام شوند. اگر درد گردن مداوم است، مرتب تکرار میشود یا به شانه و دستها انتشار پیدا میکند، بهتر است فرد به جای شکستن مداوم قولنج، علت درد را پیگیری کند.
چگونه از گردن خود مراقبت کنیم؟
برای مراقبت از گردن لازم نیست کار پیچیدهای انجام دهیم. مهمترین نکته این است که از حرکات ناگهانی و شدید خودداری کنیم. هنگام کار با رایانه یا تلفن همراه، بهتر است گردن برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت باقی نماند. تغییر وضعیت بدن، استراحتهای کوتاه و توجه به حالت نشستن میتواند فشار واردشده به گردن را کاهش دهد. همچنین اگر فرد عادت دارد چند بار در روز گردنش را برای ایجاد صدای «تق» بشکند، بهتر است این عادت را کاهش دهد. بهخصوص اگر برای ایجاد صدا مجبور است سر را با دست بکشد یا با شدت بچرخاند.
عادت سادهای که نباید بیخطر فرض شود
بهتر است گردن را با شدت و فشار زیاد نشکنیم و برای این کار به افراد غیرمتخصص مراجعه نکنیم. مهمتر از همه اگر بعد از یک حرکت شدید گردن، سردرد یا گردندرد ناگهانی همراه با ضعف، بیحسی، دوبینی، سرگیجه، اختلال تعادل یا مشکل در صحبت کردن ایجاد شد، مراجعه فوری به اورژانس ضروری است.
کودکان گوشی به دست/ هشدار درباره تاخیر زبانی خردسالان

والدین پرمشغله امروز حتی از مشکل تاخیر زبانی بر اثر استفاده خردسالان از موبایل بیخبرند و اکنون کودکانی در جامعه دیده میشوند که با وجود سلامت گفتاری، قادر به صحبت کردن نیستند و با تاخیر زبانی مواجه شدهاند. اما آیا واقعا این ارتباطات یکسویه خردسالان با دنیای موبایل و تبلت میتواند جای تعاملات انسانی دوسویه را بگیرد.
والدینی که در جامعه امروز برای ساکت کردن یا مشغول کردن خردسال خود به راحتی گوشی و تبلت را در اختیار آنها قرار میدهند تا کودک خردسال با دیدن فیلم و بازی کردن با گوشی، ساعتی آنها را راحت بگذارند، خبر ندارند که چه کوتاهی را در حق کودک خردسال خود روا میدارند. استفاده از گوشیهای موبایل و تبلتها توسط خردسالان میتواند عواقب جدی بر روی توسعه زبانی و اجتماعی آنها داشته باشد و استفاده مفرط از این دستگاهها ممکن است به تاخیر زبانی و مشکلات ارتباطی در کودکان منجر شود.
چنین کودکی نه تنها زبان مادری خود را به درستی فرانمیگیرد بلکه ممکن است دچار مشکلات متعدد گفتاری نیز شود. این کودک به دلیل مشکلات گفتاری نمیتواند آنگونه که باید با اطرافیان خود ارتباط برقرار کند اما متاسفانه بسیاری از والدین از این تهدیدات غافل هستند.
تاخیر زبانی، کاهش تعاملات کلامی و حتی تغییر زبان مادری از جمله مشکلات ناشی از استفاده بیش از حد خردسالان از محتواهای ارائه شده در موبایلها و تبلتها به شمار میرود چراکه برخی از کودکان به دلیل دسترسی مکرر به محتوای انگلیسیزبان در بازیها و فیلمها، ممکن است بیشتر به زبان انگلیسی صحبت کنند و در نتیجه کلمات و جملات فارسی را فراموش کنند یا کمتر استفاده کنند. به طور مثال سپیده یکی از خردسالانی است که نزدیک سه سال دارد اما به دلیل استفاده از فیلمها و بازیهای انگلیسی زبان اکنون نمیتواند به زبان فارسی جملهسازی کند و ذهنش پر از کلمات انگلیسی است؛ هنگامی که مادرش به او میگوید «بیا با این ببر بازی کن.» این کودک خردسال اسباب بازی ببر را نشان میدهد و میگوید: «تایگر tiger».
در حقیقت، ارتباط یکسویه این کودک با دنیای موبایل و تبلت او را از تعاملات دوسویه دور ساخته است و اکنون والدین او نمیدانند چکار کنند تا این کودک خردسال با زبان فارسی بتواند با دنیای پیرامون خود ارتباط برقرار کند.
نقش قانون «یکی بگو،یکی بشنو» در ارتباطات کلامی
حالا علاوه بر تاخیر زبانی، تغییر زبان مادری نیز گاه به گاه میان خردسالان در جامعه مشاهده میشود؛ موضوعی که نیاز به اطلاع رسانی و آگاهی بخشی والدین دارد؛ اگر والدین به این مساله بیتوجه باشند، قدرمسلم تعداد کودکانی که با مشکلات زبانی مواجه میشوند به تدریج افزایش خواهد یافت.
البته ماجرا فقط به مشکلات زبانی منجر نمیشود، مشکلات رفتاری نیز در پی آن بروز خواهند کرد چراکه گفتار نقش اساسی در ایجاد ارتباط و الگوهای رفتاری دارد؛ بنابراین لازم است آگاهی بخشی والدین در دستورکار سازمانهای متولی سلامت اجتماعی مانند سازمان بهزیستی قرار گیرد.
هرچند استفاده از تکنولوژیهای مدرن امروزی مانند موبایل و تبلت و لپ تاپ میتواند تاثیرات مثبتی بر زبان و گفتار کودکان داشته باشد اما اطلاع رسانی و آگاهی بخشی والدین باید در این زمینه انجام شود تا شاهد مشکلات زبانی خردسالان نباشیم.
فریبا یادگاری دبیر بورد تخصصی گفتار درمانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این باره به خبرنگار ایرنا میگوید: موبایل، تلویزیون، لپ تاپ و هرگونه وسیلهای که ارتباط یک سویه میسازد و تکانههای یکطرفه میفرستد، اگرچه میتواند باعث آموزش شود و دایره لغت را بالا ببرد یا حتی به نوعی در شکلگیری پایههای ساخت و گرامر زبان موثر باشد اما باید این واقعیت را در نظر بگیریم که در تکامل و رشد کودک چه عواقبی را در پی خواهد داشت.
وی با اشاره به اهمیت ارتباط زنده بین کودک و محیط اطراف، افزود: قانون «یکی بگو، یکی بشنو» نقش اساسی در ارتباطات کلامی موثر دارد. کودک باید در تعامل دوسویه و چندسویه با اطرافیان خود باشد. این اطرافیان شامل انسانهای حاضر در محیط است که گفتوگو میکنند و تکانهای از سوی آنها ارسال میشود و کودک قادر به پاسخگویی است.
آموزش رسانه نمیتواند جایگزین ارتباط زنده باشد
این استاد تمام گفتار درمانی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی گفت: در ارتباط زنده، بازخوردی که از سوی کودک به بزرگسال یا همسال داده میشود باعث میشود گفتار کودک تصحیح شده و به گفتار او کمک شود. در نتیجه چرخه سالم زبانی و ارتباطی شکل میگیرد.
یادگاری خاطرنشان کرد: در ارتباط یکسویه با رسانه، هنگامی که کودک مشغول فیلم و بازی در گوشی میشود، امکان پاسخگویی ندارد. حتی اگر پاسخ دهد، بازخوردی نمیبیند؛ بنابراین به هیچ عنوان آموزش رسانه نمی تواند جایگزین ارتباط زنده باشد.
وی با بیان اینکه برای هر آموزشی، ارتباط دو سویه لازم است، افزود: بازی با کودک در تقویت گفتار و ارتباط کلامی میتواند خیلی کمک کننده باشد. اطرافیان یا همسالان در مهدکودک و همسایگی میتوانند حین بازی، نقشهایی را برعهده بگیرند و الگوهای رفتاری را شکل دهند.
یادگاری تاکید کرد: اینگونه ارتباطات دوسویه کودک با اطرافیان، غیر از اینکه دایره واژگان کودک را افزایش میدهد، حس اعتماد به نفس را در او نیز تقویت میکند چراکه کودک احساس میکند توانسته روی دیگران موثر باشد و هنگامی که تشویق از سمت آنها دریافت میکند، این تجربه مثبت در مجموع دنیایی را که در آینده میخواهد در آن زندگی کند،را شکل میدهد.
این متخصص گفتار درمانی به مادران جوان توصیه کرد که حتما در محیطی زنده با کودکان خود تعامل کلامی داشته باشند و گفت: اطرافیان کودکان حتی مادربزرگ و پدربزرگ میتوانند الگوهای رفتاری را به کودکان یاد دهند و اشتباهات او را تصحیح کرده و رفتارهای مثبت را جایگزین کنند و ساخت زبان هم به اینگونه مسائل ارتباط دارد.
دردسرهای آموزش زبان برای برخی از کودکان
دبیر بورد تخصصی گفتار درمانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: اگر کودک در معرض «الگوی دوزبانه طبیعی» قرار بگیرد، خوب است؛ مثلا در کشور کودکان در شهرهایی مثل تبریز که زبان مادری آنها ترکی یا در سنندج که زبان مادری آنها کردی و در خوزستان که زبان مادری آنها عربی است، همزمان در معرض زبان فارسی نیز هستند و دو زبانه بار میآیند. زندگی در دنیای چند زبانه، فکر غلطی نیست که زبان را از زبان مادری بیشتر کنیم.
یادگاری افزود: حتی برخی خانوادهها که به خارج از کشور مهاجرت می کنند، در خانه فارسی صحبت می کنند و کودک در مدرسه نیز زبان انگلیسی صحبت می کند و مشکلی ندارند. اگر کودک تا ۶ سالگی به زبان فارسی صحبت کند و بعد از آن زبان دیگری را بیاموزد به آن «دوزبانه آموزشی» اطلاق میشود.
وی تصریح کرد: اما زمانی آموزش زبان دوم به کودکان، دردسرساز میشود که کودک در سنین خیلی خردسالی از لحاظ ظرفیت زبانی مشکلی داشته باشد و زبان خود را یاد نگرفته باشد و تازه بخواهد زبان جدیدی نیز یاد بگیرد. در کلینیک گفتاردرمانی شاهد تاخیرهای سخت و شدید زبانی هستیم چون کودک ظرفیت لازم را نداشته که حتی یک زبان را مدیریت کند و زبان دوم هم به او آموزش داده شده است.
زبان مادری نباید فدای آموزش زبان دوم شود
دبیر بورد تخصصی گفتار درمانی وزارت بهداشت اظهار کرد: برای دوزبانه کردن کودک، اینگونه آموزش ها طبیعی نیست؛ آموزش طبیعی آن است که کودک در معرض دو زبان باشد مثلا در مهد زبان انگلیسی و در خانه فارسی صحبت کند، همچنین نوع آموزش مهم است.
یادگاری تاکید کرد: خانوادهها باید حواسشان باشد کودک در ایران بزرگ میشود و زبان فارسی یا زبان مادری ترکی و کردی باید زبان طبیعی کودک باشد، نمیشود کودک را از ابتدا انگلیسی زبان بار آورد؛ زبان مادری مهم است و نباید فدای آموزش زبان دوم شود.
رشد سالم زبانی کودکان در گروی اقدامات کنترلی والدین
به نظر میرسد والدین پرمشغله در جامعه امروز نتوانستهاند آنطور که باید بر نحوه استفاده گوشی و تبلت از سوی کودکان خود نظارت کافی داشته باشند؛ هرچند استفاده از گوشی و تبلت تاثیرات مثبتی مانند افزایش دایره لغات کودک دارد اما ارتباطات یکسویه و استفاده بیرویه کودکان از این فناوریهای نوین میتواند سدی در برابر رشد زبانی آنها باشد.
از این رو و با توجه به تاثیرات منفی زبانی استفاده از گوشی و تبلت، ضروری است که والدین زمان استفاده از گوشیهای موبایل را برای کودکان محدود کرده و جایگزینهای سالمتری مانند بازیهای فیزیکی یا خواندن کتاب را انتخاب کنند همچنین والدین باید فرصتهایی برای گفت و گو با کودکان فراهم کنند و آنها را تشویق کنند تا احساسات و نیازهای خود را بیان کنند. از سوی دیگر والدین باید مراقب محتوایی که کودکانشان مشاهده میکنند باشند و سعی کنند محتوای آموزشی مناسب سن را انتخاب کنند.
با توجه به تاثیرات منفی قابل توجه استفاده از گوشیهای موبایل بر روی توسعه زبانی کودکان والدین باید با آگاهی از این مسائل، مراقب تعاملات کلامی کودکان خود باشند و زمان و نوع استفاده آنها از تکنولوژی را مدیریت کنند تا به رشد سالم زبانی و اجتماعی آنها کمک کنند.
گام تاریخی برای نزدیک شدن به بزرگان؛ والیبال زنان از سایه درآمد

تیم ملی والیبال زنان ایران با ثبت بهترین نتیجه تاریخ خود در مسابقات قهرمانی آسیا، برای نخستینبار به جمع چهار تیم برتر قاره رسید؛ دستاوردی که باید با برنامهریزی و تلاش مستمر ابتدا تکرار و تثبیت شود تا روزی نه تنها در جمع قدرتهای آسیا قرار بگیرد که حضور در لیگ ملتها را هم تجربه کند.
تیم ملی والیبال زنان ایران در مسابقات قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ برای نخستینبار در تاریخ، خود را به جمع چهار تیم برتر قاره رساند و در نهایت با کسب عنوان چهارمی به کار خود پایان داد؛ نتیجهای که اگرچه با شکست برابر ژاپن در دیدار ردهبندی همراه شد، اما فراتر از یک مقام چهارمی، نشانهای از تغییر سطح والیبال زنان ایران در آسیا بود.
ایران در مرحله مقدماتی این مسابقات برابر چینتایپه و عراق به پیروزی رسید و مقابل چین شکست خورد. ملیپوشان در مرحله یکچهارم نهایی از سد اندونزی گذشتند تا برای نخستینبار راهی نیمهنهایی آسیا و جمع چهار تیم شوند. در این مرحله بار دیگر مقابل چین قرار گرفتند و سپس در دیدار ردهبندی برابر ژاپن به میدان رفتند و چهارم شدند.
اگرچه دو قدرت آسیا یعنی چین و ژاپن در نهایت برنده مسابقه مقابل ایران بودند، اما نمایش ملیپوشان برابر این دو تیم نسبت به گذشته نزدیکتر بود. در دیدار ردهبندی مقابل ژاپن، حتی ست پایانی با نتیجه ۲۶ بر ۲۴ به سود حریف به پایان رسید؛ اتفاقی که نشان میدهد فاصله والیبال زنان ایران با تیمهای برتر قاره، دستکم در جریان مسابقه، در حال کاهش است و تیمی که پیش از این بیشتر برای رقابت با قدرتهای آسیا تلاش میکرد، حالا توانایی ایستادگی و نزدیک شدن به آنها را پیدا کرده است.
جراحی والیبال زنان برای رسیدن به یک هدف
این اتفاق را نمیتوان جدا از برنامهای دانست که فدراسیون والیبال از سال ۱۴۰۳ برای توسعه والیبال زنان آغاز کرد. پروژهای که هدف آن حضور ایران در جمع چهار تیم برتر آسیا بود و با جذب لی دو هی، مربی کرهای، وارد مرحله تازهای شد.
در این مدت، سرمایهگذاری در والیبال زنان افزایش پیدا کرد و توجه بیشتری به ردههای پایه و ساختن تیمی جوان شد. حاصل این روند، صعود قابل توجه جایگاه والیبال زنان ایران در ردهبندی جهانی بود؛ تیم ملی که پیش از آغاز این مسیر در رده ۷۹ جهان قرار داشت، با کسب چند مقام رسمی به رتبه سی و نهم رسید.
رئیس فدراسیون والیبال نیز معتقد است این پیشرفت نتیجه یک تغییر نگاه اساسی بوده است؛ میلاد تقوی در گفتوگو با ایسنا، از این تغییر به عنوان یک «جراحی» یاد کرد و گفت: «والیبال زنان نیازمند یک جراحی بود که بسیار سخت و همراه با هزینههای مادی و معنوی فراوان انجام شد. بسیاری از افراد و کارشناسان به این جراحی باور نداشتند، حتی مقابل فدراسیون ایستادند و فکر میکردند این نگاه نتیجهای نخواهد داشت اما فدراسیون تلاش کرد و با جسارت در مسیری که به آن باور داشت، قدم بردارد.»
به گفته تقوی، افزایش بودجه والیبال زنان در یکی دو سال گذشته، بهویژه در ردههای پایه، در کنار جذب مربی خارجی از اقدامات مهم فدراسیون در این مسیر بوده است. او درباره نقش لی دو هی نیز گفت: «خانم لی دو هی در این دو سال برای این تیم بسیار زحمت کشیدند. تیمی که بسیار جوان بود، در کنار این مربی چیزهای زیادی یاد گرفت و باورهایش تغییر کرد.»
از خانم لی تا آقای طلوعکیان
یکی از این تغییرات مهمی که در کادر فنی تیم ملی صورت گرفت، چند ماه پیش از قهرمانی آسیا بود؛ علیرضاطلوعکیان که از مربیان شناختهشده والیبال ایران و دارای سابقه حضور در کادر فنی تیم ملی مردان بزرگسال ایران و همچنین لیگ برتر است، هدایت تیم زنان را برعهده گرفت. تغییری که از ابتدا مشخص بود میتواند فدراسیون را در تحقق خواستهاش برای والیبال زنان یاری دهد.
رئیس فدراسیون از ادامه همکاری با طلوعکیان خبر داد و گفته است این مربی قرار است برای دو سال در تیم ملی زنان به همکاری خود ادامه دهد؛ تصمیمی که میتواند نشانهای برای ایجاد ثبات فنی و ادامه همین مسیر باشد.
بازیکنانی که باور کردند میتوانند
با وجود همه برنامهریزیها و تغییرات، بخش اصلی این موفقیت به بازیکنان برمیگردد. نسلی جوان که در کنار چند بازیکن باتجربه نخستین حضور تاریخی ایران در نیمهنهایی قهرمانی آسیا را رقم زده است. حالا حضور در جمع چهار تیم برتر آسیا را دیگر هدفی دور از دسترس نمیبیند.
این جایگاه اما نباید پایان راه باشد. والیبال زنان ایران حالا رویای «رسیدن به جمع چهار تیم آسیا» را تحقق بخشیده است. نمایش نزدیک برابر چین و ژاپن نیز نشان داد که مسئله فقط یک صعود تاریخی نیست و سطح رقابت تیم ایران در حال تغییر است. اگر این روند با حفظ سرمایهگذاری، ثبات کادر فنی، توجه به ردههای پایه و حضور مستمر در مسابقات بینالمللی ادامه پیدا کند، چهارمی آسیا میتواند نه نقطه اوج، بلکه نخستین ایستگاه والیبال زنان ایران در مسیر تثبیت جایگاه، رسیدن به اهداف مهمتری چون لیگ ملتها باشد. مسیری که دور اما قابل دسترسی است.
توزیع واکسن آنفلوآنزا در مهر ماه

مدیرکل داروی سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت گفت: با وجود تأخیر تولیدکنندگان خارجی، افزایش قیمت و مشکلات نقلوانتقال مالی و حملونقل، تأمین واکسن آنفلوانزا برای معاونتهای بهداشتی و داروخانهها در حال پیگیری است و واکسن معاونتهای بهداشتی از اواخر شهریور و اوایل مهر در دسترس قرار خواهد گرفت.
دکتر اکبر عبداللهی اصل با اشاره به آخرین وضعیت تأمین واکسن آنفلوانزا اظهار کرد: سفارشگذاری و انعقاد قرارداد تأمین واکسن مورد نیاز کشور، هم برای معاونتهای بهداشتی و هم برای عرضه داروخانهای، از ماهها قبل انجام شده بود، اما برخلاف برنامه زمانبندی و تعهدات اعلامشده، تولیدکنندگان اصلی واکسنهای شناختهشده از جمله Vaxigrip و Influvac با تأخیر در تولید و افزایش قیمت مواجه شدهاند.
وی افزود: این موضوع در ایران به دلیل محدودیتهای ناشی از تحریمها، بهویژه در مورد برخی شرکتهای تولیدکننده، از جمله Abbott، همچنین کندی یا توقف نقلوانتقالهای مالی و دشواریهای حملونقل، نمود بیشتری پیدا کرده و بر روند تأمین اثر گذاشته است.
مدیرکل داروی سازمان غذا و دارو درباره وضعیت واکسن تولید داخل نیز گفت: واکسن آنفلوانزای تولید داخل طی سه سال گذشته تولید و عرضه شد، اما تفاوت استقبال مردم از واکسنهای وارداتی و داخلی موجب شد بخشی از تولید داخلی با عدم استقبال کافی مواجه و در نهایت منجر به انقضا و تحمیل خسارات قابل توجه به تولیدکننده شود؛ موضوعی که در سال جاری به توقف تولید داخلی انجامیده است.
عبداللهیاصل تصریح کرد: این تجربه نشان میدهد وابستگی ترجیحی بازار به برندهای خارجی در شرایط اختلال در تجارت بینالمللی میتواند کشور را همزمان با دو چالش مواجه کند؛ از یک سو محدودیت در دسترسی به منابع خارجی و از سوی دیگر از دست رفتن بخشی از ظرفیت تولید داخلی.
وی درباره تأمین واکسن مورد نیاز معاونتهای بهداشتی بیان کرد: حدود یک میلیون دوز واکسن، مطابق سنوات گذشته، از منابع مختلف از جمله چین و روسیه در حال تأمین است و پیشبینی میشود این واکسنها از اواخر شهریور و اوایل مهر در اختیار افراد واجد شرایط قرار گیرد.
مدیرکل داروی سازمان غذا و دارو درباره واکسن مورد نیاز برای عرضه در داروخانهها نیز اظهار کرد: پیشنهادهای غیرقطعی برای تأمین واکسن از چین و روسیه و همچنین تعداد محدودی از کشورهای اروپایی دریافت شده است که قیمت ارزی و ریالی این محمولهها نسبت به سالهای گذشته بالاتر خواهد بود.
وی ادامه داد: در صورت تأمین ارز کافی و ارائه ضمانتهای کیفی لازم، با توجه به فوریتی بودن بخشی از فرآیند واردات و انجام آن خارج از روند معمول ثبت، واکسنهای مورد نیاز شبکه داروخانهای نیز در مهرماه وارد شبکه توزیع خواهد شد.
براساس گزارش روابط عمومی سازمان غذا و دارو»، عبداللهیاصل با تأکید بر ضرورت اطلاعرسانی دقیق به مردم گفت: برای جلوگیری از سردرگمی مردم و بیماران، لازم است اطلاعات صحیح و بهموقع درباره وضعیت تأمین و توزیع واکسن ارائه شود و پس از آغاز توزیع نیز از القای نیاز غیرضروری جلوگیری شود.
وی خاطرنشان کرد: با توجه به محدودیت منابع و شرایط تأمین، افراد دارای ریسک بالاتر و گروههای در معرض خطر باید در اولویت دریافت واکسن آنفلوانزا قرار گیرند.
مهاجرانی: افزایش سهم حضور زنان در عرصههای ملی و بینالمللی از تأکیدات دولت چهاردهم است

سخنگوی دولت گفت: افزایش سهم زنان در کسب مدالهای مختلف ورزشی در عرصههای ملی و بینالمللی و همچنین استفاده درست از ظرفیت زنان از برنامههای دولت است.
فاطمه مهاجرانی درباره حضور زنان در عرصه ورزش کشور، اظهار کرد: یکی از برنامههای جدی دولت چهاردهم، افزایش سهم زنان در کسب مدالهای مختلف ورزشی در عرصههای ملی و بینالمللی است.
وی با اشاره به نقشآفرینی زنان در عرصههای مدیریتی، تأکید کرد: توجه به حضور و نقشآفرینی زنان در حوزههای مدیریتی از جمله موضوعاتی است که آقای رئیسجمهور بهطور جدی دنبال میکنند و تلاش دارند از ظرفیتهای زنان بهدرستی و به شکل مطلوب استفاده شود.
سخنگوی دولت تصریح کرد: امیدوار هستیم که در پایان دولت چهاردهم شاهد حضور زنان مدیر بیشتری در عرصههای مختلف از جمله ورزش و همچنین افزایش تعداد زنان ورزشکار و مدالآور در میادین ملی و بینالمللی باشیم.
وی در رابطه با حضور زنان در کابینه دولت و ساختار مدیریتی نیز گفت: طبق آنچه اعلام شده، بیشترین افزایش حضور زنان را در میان مدیران میانی و مدیران عالی شاهد بودهایم. در حال حاضر، برای نخستینبار چهار عضو زن در کابینه دولت حضور دارند که پیش از این سابقه نداشته است. همچنین برای نخستینبار، وزیر راه و شهرسازی و سخنگوی دولت از میان زنان انتخاب شدهاند.
مهاجرانی ادامه داد: در لایههای مدیریتی پایینتر، از جمله فرمانداریها، بخشداریها و سایر سطوح مدیریتی نیز حضور زنان بهصورت چشمگیری در دولت چهادهم افزایش یافته است.