ماه: مهر ۱۴۰۵
پاداش ۲.۵ میلیاردی کمیته المپیک به دختر دونده ایران
بازی های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا ژاپن

از سوی کمیته ملی المپیک پاداش دو و نیم میلیارد تومانی به دختر دونده ایران اختصاص پیدا کرد.
فاطمه محیطیزاده ملی پوش دوومیدانی ماده هفتگانه ایران دیروز مدالی را که در مسیر رسیدن به آن قرار داشت، با دیسکالیفه شدن به دلیل استفاده از کفش غیراستاندارد از دست داد، اما تلاش و مبارزهای که در رقابتهای هفتگانه بازیهای آسیایی آیچی–ناگویا ۲۰۲۶ به نمایش گذاشت از نگاه کمیته ملی المپیک دور نماند.
ملیپوش جوان ایران پس از پشت سر گذاشتن شش ماده از رقابتهای هفتگانه و کسب ۴۹۲۵ امتیاز در جایگاه دوم جدول قرار داشت و تنها یک ماده تا پایان رقابتها فاصله داشت؛ شرایطی که او را در جمع مدعیان کسب مدال قرار داده بود.
اما در ادامه نتیجه او به دلیل موضوع مربوط به کفش مورد استفاده در رقابت پرش طول از سوی مسئولان مسابقات باطل و محیطیزاده از ادامه رقابتها کنار گذاشته شد؛ تصمیمی که با اعتراض رسمی فدراسیون دوومیدانی ایران نیز همراه شده است.
در پی این اتفاق، محمود خسروی وفا رئیس کمیته ملی المپیک، امروز با حضور در هتل «توکیو اینن» محل استقرار تیم ملی دوومیدانی ایران، با فاطمه محیطیزاده دیدار و گفتوگو کرد.
رئیس کمیته ملی المپیک ضمن دلداری به این ورزشکار جوان از تلاش و عملکرد او در جریان مسابقات قدردانی کرد و تأکید داشت که آنچه فاطمه در میدان مسابقه به نمایش گذاشت برای ورزش ایران ارزشمند و قابل تقدیر است.
با این حال، آنچه برای کمیته ملی المپیک اهمیت دارد تلاشی است که این دختر ورزشکار در میدان مسابقه به نمایش گذاشت؛ تلاشی که در شش ماده و در برابر رقبای قدرتمند آسیایی از جمله دو حریف قدرتمند و رکورد دار میزبان، او را تا آستانه یک افتخار تاریخی برای دوومیدانی زنان ایران پیش برد.
فارغ از اینکه مسئولیت این اتفاق متوجه چه فرد یا مجموعهای باشد، موضوع قطعاً تحت بررسی کمیته ملی المپیک قرار خواهد گرفت و این کمیته قصور یا اشتباه احتمالی را فراموش نخواهد کرد. اما آنچه امروز مورد توجه است، تلاش فاطمه محیطیزاده است؛ دختری که برای افتخارآفرینی ایران تا آخرین لحظه جنگید و شایسته تقدیر است.
بر همین اساس و پس از این دیدار؛ کمیته ملی المپیک تصمیم گرفت مبلغ دو و نیم میلیارد تومان، پاداشی فراتر از مدالی که فاطمه در مسیر کسب آن قرار داشت به این ورزشکار اهدا کند.
این تصمیم فارغ از بررسیهای فنی و اداری درباره اتفاق رخداده اتخاذ شده است؛ موضوعی که فدراسیون دوومیدانی نیز روند بررسی و پیگیری آن را دنبال میکند.
کمیته ملی المپیک تأکید دارد که تلاش یک ورزشکار، حتی اگر نتیجه نهایی آن به هر دلیل در جدول مسابقات ثبت نشود، دیده میشود و ارزش آن برای ورزش ایران محفوظ است و مدالی که از او گرفته شد، ارزش تلاش او را از بین نمیبرد.
تیم ملی کبدی بانوان نائب قهرمان بازیهای آسیایی شد

تیم ملی کبدی بانوان ایران با قبول شکست نزدیک ۳۷ بر ۳۴ مقابل تیم قدرتمند هند در فینال بازیهای آسیایی ناگویا به مدال نقره رسید.
تیم ملی کبدی ایران در فینال بازیهای آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا، از ساعت ۱۳ به وقت ژاپن در ورزشگاه توکای سیتیزن ناگویا به مصاف هند رفت.
دو تیم ایران و هند بازی پایاپایی را در ۱۰ دقیقه ابتدایی نیمه اول از خود نشان دادند و ملیپوشان ایران با انگیزه مقابل حریف قدرتمند هندی ظاهر شدند. در ادامه این تیم هند بود که توانست چند امتیاز از تیم ایران پیش بیفتد و در نهایت نیمه اول بازی با نتیجه ۲۲ بر ۱۶ به سود تیم هند به پایان رسید.
با شروع نیمه دوم ملیپوشان ایران بازی را پرقدرتتر آغاز کردند و توانستند چند امتیاز از دست رفته را جبران کنند. امتیازات در ادامه نیمه دوم پایاپای جلو رفت ولی در نهایت این تیم هند بود که توانست با نتیجه ۳۷ بر ۳۴ از سد دختران ایران بگذرد.
دختران ایران بازی قابل قبولی را از خود نشان دادند ولی در انتهای نیمه دوم، هند با یک بازی بهتر توانست قدرت خود را دیکته کند. تماشاگران هندی استقبال خوبی از این دیدار کرده بودند و فضای سالن به سود ملیپوشان هند بود.
سرمربیگری تیم ملی کبدی بانوان در این دور از رقابتها بر عهده غلامرضا مازندرانی بود.
مهدی علینژاد دبیرکل کمیته ملی المپیک، مناف هاشمی معاون وزیر ورزش و جوانان و محمدرضا عابدی محزون مدیرکل برنامهریزی وزارت ورزش و جوانان نیز در محل سالن فینال بازیها حضور داشتند.
صدای خاموش تاخیر گفتار ؛ چرا مداخله زودهنگام اهمیت دارد
از بلع نوزاد تا گفتار کودک، روایت یک گفتار درمانگر از سال های طلایی رشد

بیتا آذرپیکان، متولد ۱۳۷۴، کارشناس گفتاردرمانی از دانشگاه علوم پزشکی زاهدان است و هشت سال سابقه فعالیت در حوزه گفتاردرمانی و توانبخشی دارد. او سابقه فعالیت در مرکز اوتیسم زاهدان، بیمارستان شریعتی، بیمارستان شهید محمدی، مرکز مشیر دوانی، مرکز اوتیسم بندرعباس و مرکز توانبخشی هلالاحمر بندرعباس را در کارنامه خود دارد.
آذرپیکان در حال حاضر بهعنوان گفتاردرمانگر در شهرک مروارید و مرکز توانبخشی آذرپیکان فعالیت میکند. او همچنین مخترع دستگاه تحریککننده عضلات خارجی در گفتاردرمانی است.
گفتار و زبان، تنها ابزار برقراری ارتباط نیستند؛ بلکه بخش مهمی از رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی کودک را شکل میدهند. تشخیص بهموقع اختلالات گفتار و زبان، مشکلات بلع و تغذیه و همچنین علائم اختلالات رشدی میتواند نقش مهمی در مسیر رشد کودک داشته باشد.
در این گفتوگو با یک گفتاردرمانگر که از سال ۱۳۹۸ در مراکز اوتیسم زاهدان و بندرعباس فعالیت داشته و از سال ۱۴۰۰ بهعنوان نخستین گفتاردرمانگر بیمارستان شریعتی در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU) فعالیت کرده است، درباره اختلالات بلع نوزادان، تأخیر گفتار، اوتیسم، نقش والدین در مداخلات زودهنگام و چالشهای دسترسی به خدمات توانبخشی در هرمزگان گفتوگو کردهایم. او همچنین تجربه طراحی و ثبت اختراع دستگاهی برای تحریک عضلات را در کارنامه خود دارد.
مسیر ورود شما به رشته گفتاردرمانی چگونه شکل گرفت و چه شد که در زمینه نوزادان و کودکان، بهویژه بلع و گفتار و زبان، فعالیت کردید؟
بعد از تحقیق از افراد باتجربه در حوزه توانبخشی و علاقه به آموزش و درمان نوزادان و کودکان، این رشته را انتخاب کردم. بسیار خرسندم از انتخابم؛ چرا که دقیقاً مطابق روحیه و شخصیت من است. همچنین از ایدهپردازی و خلاقیت داشتن لذت میبرم و این شغل دست من را باز گذاشته تا به راحتی با کمک خلاقیت، درمان را پیش ببرم.
از چه زمانی فعالیت حرفهای خود را آغاز کردید و مهمترین تجربه شما در این مسیر چه بوده است؟
از سال ۱۳۹۸ در مراکز اوتیسم زاهدان و بندرعباس فعالیت داشتهام و از سال ۱۴۰۰ نیز بهعنوان نخستین گفتاردرمانگر بیمارستان شریعتی در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU) فعالیت کردم.
یکی از مهمترین تجربهها، توجه به زمان طلایی برای مداخله است. مداخله زودهنگام میتواند هزینههای درمانی و آموزشی آینده را کاهش دهد و به کودک کمک کند از ظرفیتهای خودش استفاده کند و احساسات ناخوشایند کمتری برای کودک و خانواده ایجاد شود. در این مسیر، عشق، صبر و درک کودک و خانواده اهمیت زیادی دارد.
اختلال بلع در نوزادان چیست و چه تفاوتی با بیقراری یا کولیک دارد؟
اختلال بلع در نوزادان معمولاً به ناهماهنگی مکیدن، بلع و تنفس مربوط میشود و ممکن است با علائمی مانند خفگی، سرفه و ورود شیر به راه هوایی همراه باشد. این مشکل در بسیاری از موارد ریشههای عصبی یا ساختاری دارد؛ برای مثال در نوزادان نارس یا نوزادانی که دچار آسیب مغزی شدهاند.
تفاوت آن با کولیک و بیقراری این است که مشکلات معمولی و گذرا لزوماً با ایمنی راه هوایی ارتباط ندارند، اما اختلال بلع یک مشکل ایمنی و عملکردی در فرآیند بلع است.
چه علائمی هنگام شیر خوردن میتواند زنگ خطر باشد و والدین باید به آن توجه کنند؟
در ابتدا باید مکیدن اولیه نوزاد بررسی شود. سرفه و خفگی مکرر هنگام شیر خوردن میتواند نشانه ورود شیر به راه هوایی باشد. تغییر رنگ نیز میتواند ناشی از کاهش اکسیژن در اثر انسداد راه هوایی باشد.
قطع شدن تنفس میتواند نشاندهنده ناهماهنگی در بلع باشد. خارج شدن شیر از بینی نیز ممکن است به نارسایی نرمکام یا ناهماهنگی بلع مربوط باشد.
همچنین اگر تغذیه بیشتر از ۳۰ تا ۴۰ دقیقه طول بکشد یا نوزاد دچار خستگی شدید شود، باید مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا تغذیه طولانی میتواند انرژی زیادی از نوزاد بگیرد.
کدام نوزادان بیشتر در معرض اختلالات بلع قرار دارند؟
نوزادان نارس، بهویژه نوزادانی که قبل از ۳۴ هفتگی متولد میشوند، در معرض خطر بیشتری هستند؛ زیرا هماهنگی مکیدن، بلع و تنفس در حدود ۳۲ تا ۳۴ هفتگی تکامل پیدا میکند.
نوزادان با وزن تولد پایین، نوزادانی که به دلیل نارس بودن، لولهگذاری، دستگاه تنفس یا بیماری زمینهای در NICU بستری بودهاند و نوزادانی که آسیب یا ناهنجاری عصبی دارند نیز در معرض خطر هستند.
آسیب ناشی از کمبود اکسیژن هنگام تولد، خونریزی مغزی، برخی سندرمهای ژنتیکی و ناهنجاریهای ساختاری دهان و حلق مانند شکاف کام و لب و همچنین بیماریهای مادرزادی قلبی و تنفسی از دیگر موارد هستند.
اگر اختلال بلع تشخیص داده نشود، چه پیامدهایی ممکن است برای نوزاد داشته باشد؟
ممکن است باعث ورود شیر یا مواد غذایی به راههای هوایی، مشکلات تنفسی، ذاتالریه و عفونتهای تنفسی مکرر شود.
از طرف دیگر، مشکلات تغذیه میتواند باعث وزنگیری نامناسب و کند شدن رشد شود. دریافت ناکافی مواد غذایی میتواند بر رشد مغز نیز تأثیر بگذارد. همچنین ممکن است کودک به دلیل تجربههای ناخوشایند هنگام تغذیه، دچار بیزاری یا مقاومت رفتاری نسبت به غذا خوردن شود.
نقش گفتاردرمانگر در بخش NICU چیست؟
گفتاردرمانگر آمادگی نوزاد برای تغذیه خوراکی را بررسی میکند و رفلکسهای مکیدن، بلع و تنفس را مورد ارزیابی قرار میدهد.
مداخلات مکیدن غیرتغذیهای و تغذیهای، تحریکات حسی دهان و تقویت رفلکس مکیدن انجام میشود. همچنین آموزش والدین و پرستاران درباره نحوه تغذیه و وضعیت مناسب قرارگیری نوزاد از وظایف مهم گفتاردرمانگر است.
ارزیابی گفتار و زبان کودک از چه سنی باید انجام شود و والدین چه زمانی باید نگران شوند؟
از حدود ۲۰ ماهگی، اگر درک و شناخت کودک متناسب نباشد یا کمتر از ۱۰ کلمه کاربردی داشته باشد، بهتر است ارزیابی انجام شود. اولین قدم نیز مشاوره و آموزش والدین است.
چطور میتوان تفاوت یک کودک دیرگو با کودکی که واقعاً دچار اختلال گفتار و زبان است را تشخیص داد؟
کودکان دیرگو معمولاً در تعداد کلمات و جملهسازی تأخیر دارند، اما درک، شناخت، بازی نمادین و تعامل اجتماعی آنها معمولاً مناسب است. این کودکان معمولاً تا سهسالگی شروع به صحبت کردن میکنند و در برخی موارد نیز سابقه خانوادگی دیرگویی وجود دارد.
در پنج سال اخیر، تعداد کودکانی که با تشخیص اختلال زبان رشدی مراجعه میکنند بیشتر شده است. به نظر من سبک زندگی مدرن، کاهش تعامل والد و کودک و استفاده زیاد از تلویزیون و تلفن همراه در سنین زیر دو سال در این موضوع مؤثر است.
در ۵۰ درصد کودکانی که دیرگو هستند، بعد از سهسالگی علائم آپراکسی دیده میشود و ممکن است وضوح و هماهنگی گفتار آنها کاهش پیدا کند. بنابراین بهتر است در این موارد حتماً با متخصص مشورت شود.
اگر کودک کلمات محدودی دارد، والدین چه اقدامی باید انجام دهند؟
اگر درک و شناخت کودک طبیعی باشد، از حدود ۲۰ ماهگی میتوان به مدت دو ماه با راهنمایی گفتاردرمانگر، روی تعامل و زبان در خانه کار کرد. اگر نتیجهای حاصل نشد، بهتر است کودک برای گفتاردرمانی مراجعه کند.
از دو سال و نیم نیز اگر کودک کلمات یا جملههای محدودی دارد یا اصلاً کلمه و جملهای نمیگوید، گفتاردرمانی ضروری است.
استفاده زیاد از موبایل، تبلت و تلویزیون چه تأثیری بر گفتار و زبان کودک دارد؟
استفاده از موبایل، تبلت و تلویزیون در این سنین میتواند باعث تأخیر در گفتار و زبان، کاهش توجه و تمرکز و ایجاد مشکلات یادگیری شود.
آیا دوزبانگی باعث تأخیر در گفتار میشود؟
خیر، دوزبانگی بهخودیخود باعث تأخیر گفتار و زبان نمیشود. ممکن است تعداد کلمات کودک در هر زبان بهتنهایی کمتر باشد، اما اگر مجموع واژگان دو زبان را در نظر بگیریم، معمولاً وضعیت متفاوت است و حتی ممکن است بیشتر باشد.
اگر کودک در هر دو زبان دچار تأخیر باشد، باید احتمال وجود اختلال زمینهای زبان بررسی شود.
به نظر من بهتر است مادر تا دو سال و نیم با کودک به زبان مادری صحبت کند و بعد زبان دوم را با تعامل باکیفیت وارد کند.
مهمترین نشانههای اولیه اوتیسم که والدین باید به آنها توجه کنند چیست؟
در حوزه ارتباط اجتماعی، محدود بودن تماس چشمی، پاسخ ندادن به اسم تا ۱۲ ماهگی، نداشتن اشاره کردن در ۱۴ تا ۱۸ ماهگی، پایین بودن اشتراک لذت و توجه و کم بودن بازی با همسالان از جمله نشانههایی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
در حوزه گفتار و زبان نیز نداشتن غان و صداهای ارتباطی، از دست دادن کلمات یا مهارتهایی که کودک قبلاً به دست آورده و ضعف در استفاده یا درک حرکات و اشارههای ارتباطی اهمیت دارد.
در حوزه رفتاری نیز حرکات تکراری، علایق محدود، حساسیتهای حسی غیرمعمول، نیاز شدید به روال ثابت و ناراحتی در برابر تغییر میتواند هشداردهنده باشد.
هیچ علامتی بهتنهایی تشخیص اوتیسم نیست و باید مجموعهای از نشانهها در حوزههای اجتماعی و رفتاری بررسی شود. پسرفت مهارتها نیز یک علامت هشدار مهم است و نیاز به ارزیابی سریع دارد.
آیا تأخیر گفتار بهتنهایی به معنای اوتیسم است؟
خیر. تأخیر گفتار بهتنهایی به معنای اوتیسم نیست و برای تشخیص باید سایر نشانههای اجتماعی و رفتاری نیز وجود داشته باشد. یک علامت بهتنهایی نمیتواند تشخیص اوتیسم باشد.
گفتاردرمانی در کودکان مبتلا به اوتیسم چگونه انجام میشود؟
در ابتدا روی ارتباطات پیشکلامی مانند توجه مشترک، اشاره کردن، تماس چشمی و دنبال کردن دستورها کار میکنیم و سپس روی استفاده اجتماعی از زبان تمرکز میشود.
مداخله زودهنگام، بهخصوص قبل از سهسالگی، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا انعطافپذیری مغز در این دوره بیشتر است. اگر کودک نتواند نیازهای خود را از طریق ارتباط بیان کند، ممکن است برای برقراری ارتباط به رفتارهایی مانند پرخاشگری متوسل شود.
مهمترین چالش فعالیت در مراکز اوتیسم زاهدان و بندرعباس چیست؟
یکی از مهمترین مشکلات، هزینه درمان و کمبود متخصص است. بسیاری از کودکان به دو تا سه جلسه گفتاردرمانی در هفته نیاز دارند و همین موضوع هزینه زیادی برای خانواده ایجاد میکند. از طرفی بیمهها در بسیاری از موارد هزینه گفتاردرمانی را پوشش نمیدهند.
این شغل از نظر جسمی و روحی نیز دشوار و خستهکننده است و بعضی از همکاران به دلیل فشار کاری، تعداد مراجعهکنندگان خود را کاهش میدهند یا حتی از این حرفه خارج میشوند.
در هرمزگان نیز تعداد فارغالتحصیلان این رشته کم است و بسیاری از افراد به سمت رشتههایی مانند پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی میروند.
وضعیت دسترسی به خدمات گفتاردرمانی در هرمزگان چگونه است؟
کمبود متخصصان توانبخشی حتی در بندرعباس نیز وجود دارد. در برخی شهرها یا متخصصی وجود ندارد یا تنها یک درمانگر فعالیت میکند.
برای مثال، در میناب و رودان با وجود جمعیت قابل توجه، گفتاردرمانگر وجود ندارد و این موضوع دسترسی خانوادهها به خدمات تخصصی را دشوار کرده است.
شما مخترع دستگاه تحریککننده عضلات خارجی در گفتاردرمانی هستید. ایده این دستگاه چگونه شکل گرفت؟
این دستگاه برای افرادی طراحی شده که به دلایل اکتسابی مانند آسیب مغزی و ضربه یا مشکلات رشدی مانند فلج مغزی و برخی سندرمها، دچار ضعف عضلات صورت، دهان، زبان، نرمکام، دستها یا پاها هستند.
در کنار تمرینات درمانی، این افراد به تحریکات حسی مانند تحریکات حرارتی سرد و گرم و همچنین ویبره نیاز دارند. بسیاری از درمانگران همچنان از روشهای سنتی مانند کیسه آب گرم، وسایل گرم، آب سرد، یخ یا دستگاههای ویبره استفاده میکنند.
هدف من این بود که یک وسیله مدرن طراحی شود که بتواند سه نوع تحریک مهم عضلانی را در یک دستگاه داشته باشد و کیفیت درمان را افزایش دهد. همچنین استفاده از دستگاه به جای یخ میتواند از ایجاد رطوبت و خیس شدن محیط درمان جلوگیری کند.
چه چیزی باعث شد به سمت اختراع و نوآوری بروید؟
این ایده از تجربههای بالینی من شکل گرفت. شرکت در جشنوارههای اختراع، مطالعه کتابهای مختلف و داشتن ذهن پرسشگر و خلاق نیز در این مسیر تأثیر داشت.
همیشه دوست داشتم با خلاقیت و نوآوری کاری انجام دهم که بتواند زندگی افراد را بهتر کند.
آیا این دستگاه وارد مرحله تولید شد؟
متأسفانه دستگاه در مرحله طراحی باقی ماند. شیوع کرونا، هزینه بالای تولید، نبود حمایت کافی و مشکلات مربوط به مالکیت فکری باعث شد امکان تولید آن فراهم نشود.
با این حال، هنوز هم همکارانم هر سال درباره دستگاه سؤال میکنند و تمایل دارند بتوانند آن را تهیه کنند.
والدینی که با توصیههای متفاوت و گاهی متناقض درباره وضعیت فرزندشان مواجه میشوند، باید چه کار کنند؟
اگر کودک از نظر حرکتی، شناختی یا درک و فهم متناسب با سنش رشد نکرده باشد، معمولاً در حدود دو سالگی تفاوتها بیشتر مشخص میشود. مراکز گفتاردرمانی و کاردرمانی میتوانند در این زمینه خانواده را راهنمایی کنند.
اگر مشکل رشد و وزنگیری همراه با تأخیر گفتار وجود داشته باشد، مراجعه به متخصص کودکان توصیه میشود. در صورت وجود مشکلات توجه و تمرکز، تأخیر حرکتی و گفتاری یا پسرفت مهارتها، مراجعه به متخصص مغز و اعصاب لازم است. در صورت وجود مشکلات رفتاری، پرخاشگری یا اختلال توجه نیز ممکن است مراجعه به روانپزشک ضروری باشد.
چرا مداخله زودهنگام اهمیت زیادی دارد و بهترین زمان برای شروع درمان چه زمانی است؟
هرچه مداخله زودتر انجام شود، بهتر است؛ زیرا انعطافپذیری مغز تا سهونیم سالگی بیشتر است. در مواردی مانند اوتیسم، اختلال بلع نوزادان، کمشنوایی و آسیبهای مغزی، بهتر است مداخله از زمان تشخیص آغاز شود.
در مورد مشکلات تلفظ از چهار سالگی و در آپراکسی از سه سالگی میتوان مداخله را آغاز کرد. مداخله زودهنگام میتواند به بهبود مهارتهای اجتماعی، افزایش اعتمادبهنفس و ایجاد ارتباط بهتر کودک با اطرافیان کمک کند.
به نظر شما مهمترین اشتباه والدین در مواجهه با مشکلات گفتار و رشد کودک چیست؟
یکی از اشتباهات مهم، اعتماد کردن به توصیههای سنتی یا مطالبی است که در شبکههای اجتماعی و از دوستان و اطرافیان دریافت میکنند و به همین دلیل مراجعه به متخصص را به تأخیر میاندازند.
بهتر است خانواده در صورت وجود نگرانی، ابتدا یک ارزیابی تخصصی انجام دهد و بر اساس نظر یک متخصص، مسیر درمان را دنبال کند. تأخیر در مداخله میتواند در آینده هزینههای بیشتری را به خانواده تحمیل کند.
و در پایان، اگر بخواهید سه «زنگ خطر» مهم را به والدین گوشزد کنید که نباید از کنار آنها ساده بگذرند و لازم است کودک را برای ارزیابی تخصصی نزد گفتاردرمانگر ببرند، این سه مورد چه هستند؟
اول، از دست دادن مهارتی که کودک قبلاً به دست آورده است.
دوم، پاسخ ندادن به اسم همراه با تماس چشمی محدود یا توجه نامتناسب با سن.
و سوم، نداشتن کلمه معنادار در حدود ۲۰ ماهگی.
هیچ مورد انتقال HIV از مادر به نوزاد در کشور طی ۳ سال گذشته ثبت نشده است
رییس اداره کنترل ایدز وزارت بهداشت:

رئیس اداره کنترل ایدز وزارت بهداشت با بیان اینکه موفقیتهای بسیاری در زمینه کنترل انتقال هپاتیت B و HIV از مادران به نوزادان داشتهایم، گفت: از میان زنان باردار شناسایی شده تقریبا طی ۳ سال گذشته هیچ مورد انتقال HIV به نوزاد نداشتهایم.
دکتر هنگامه نامداریتبار ، درباره وضعیت انتقال هپاتیت B و HIV از مادر به نوزاد اظهار کرد: اگرچه موفقیتهای بسیاری در زمینه کنترل انتقال هپاتیت B و HIV از مادران به نوزادان داشتهایم، شاید بتوان گفت که شرایط بهتری در زمینه هپاتیت B داریم. براساس سابقه برنامه کشوری واکسیناسیون، میزان شیوع هپاتیت B در مادران باردار بسیار پایین است.
او با بیان اینکه برنامه واکسیناسیون هپاتیت B در کشور اجرا میشود، توضیح داد: تمام نوزادان در بدو تولد واکسینه میشوند و برنامه منسجم واکسیناسیون دارند؛ بنابراین با توجه به اجرای سابقه برنامه واکسیناسیون هپاتیت B و واکسینهکردن کودکان علیه این بیماری، احتمال انتقال بیماری از مادر به نوزاد را بسیار کاهش میدهد.
او گفت: تصمیم بر این است که مطالعهای درباره وضعیت انتقال هپاتیت B به نوزاد انجام شود و به زودی این مطالعه آغاز خواهد شد. براساس نتایج این مطالعه میتوانیم درباره وضعیت انتقال از مادر به نوزاد سخن بگوییم.
رئیس اداره کنترل ایدز وزارت بهداشت درباره وضعیت انتقال HIV از مادر به نوزاد نیز توضیح داد: اگر HIV به موقع شناسایی شود و تحت درمان قرار گیرد، بیماری قابلیت انتقال به نوزاد را نخواهد داشت. خوشبختانه از میان زنان باردار شناسایی شده تقریبا طی ۳ سال گذشته هیچ مورد انتقال HIV به نوزاد نداشتهایم. زنانی که شناسایی شدهاند، روند بارداری خود را به سلامت طی کردهاند و کودک آنها سالم به دنیا آمد.
او درباره خدمترسانی به زنان گروههای پرخطر توضیح داد: این احتمال وجود دارد که برخی از زنان در گروههای پرخطر باشند، اما هیچ تفاوتی میان گروهها وجود ندارد. زنان جزو هر گروهی که باشند، پس از شناسایی تحت درمان قرار میگیرند. هنگامی که زنان تحت درمان قرار گیرند، درمان سبب میشود که بیماری از مادر به نوزاد منتقل نشود.
هریسه گندم، صبحانهای گرم با طعم اصیل سنتی

هریسه گندم از آن غذاهای سنتی است که عطر و طعمش با خاطره صبحانههای خانگی و سفرههای ساده گره خورده است. این غذای نرم و گرم که در جنوب ایران طرفداران زیادی دارد، با چند ماده اولیه در دسترس و کمی حوصله آماده میشود.
هریسه در آشپزی سنتی جنوب ایران جایگاه ویژهای دارد و بهویژه در میان غذاهای خانگی مناطق جنوبی شناخته میشود. بافت لعابدار، عطر دارچین و پیاز و امکان استفاده از مواد ساده، از ویژگیهایی است که این غذا را برای سفره خانواده جذاب میکند. در دستورهای خانگی، بلغور گندم با آب یا آب قلم پخته میشود تا دانهها کاملا نرم شوند و غذا به غلظت دلخواه برسد.
محبوبیت هریسه فقط به طعم آن محدود نمیشود. بسیاری از خانوادهها غذاهای سنتی را به دلیل امکان آمادهسازی در خانه، قابلیت تغییر مواد اولیه و سازگاری با ذائقه کودکان و بزرگسالان انتخاب میکنند. هریسه نیز از همین دسته است. میتوان آن را ساده و کم ادویه برای کودک آماده کرد یا برای بزرگسالان با دارچین، پیاز داغ و کنجد عطر و طعم بیشتری به آن داد.
گندم ماده اصلی یک غذای ساده
گندم از گروه غلات است و اگر به شکل کامل یا بلغور تهیه شود، میتواند بخشی از یک الگوی غذایی متنوع باشد. غلات کامل سه بخش سبوس، جوانه و بخش نشاستهای دانه را در خود دارند. سبوس و جوانه حاوی فیبر و مواد مغذی هستند و به همین دلیل متخصصان تغذیه توصیه میکنند در برنامه غذایی، غلات کامل در کنار دیگر گروههای غذایی حضور داشته باشند.
بلغور گندم در هریسه بافتی متفاوت از آرد سفید ایجاد میکند. دانههای خردشده در زمان پخت آب جذب میکنند و نرم میشوند. در نتیجه، هریسه به جای بافت خمیری یکدست، حالتی غلیظ و لطیف پیدا میکند. انتخاب بلغور مناسب و پخت کافی، در کیفیت نهایی غذا تاثیر زیادی دارد.
برای خرید بلغور بهتر است به بستهبندی و ترکیبات محصول توجه شود. رنگ تیرهتر به تنهایی نشانه کامل بودن غله نیست و عبارتهایی مانند چندغله نیز الزاما به معنای استفاده از غلات کامل نیستند. اگر محصول بستهبندیشده میخرید، اطلاعات روی برچسب و ترکیبات آن را بررسی کنید.
مواد لازم برای هریسه گندم خانگی
برای تهیه هریسه به سبک خانگی و با مواد اولیه ساده، میتوان از این اندازهها استفاده کرد. این مقدار برای یک خانواده کوچک مناسب است و با توجه به تعداد افراد قابل تغییر خواهد بود.
مواد اولیه برای حدود ۴ نفر
بلغور گندم: ۱ پیمانه
آب قلم یا آب: ۲ پیمانه آب قلم بعلاوه ۲ پیمانه آب
پیاز متوسط: ۱ عدد
روغن: ۱ قاشق غذاخوری
دارچین: ۱ قاشق چایخوری تا ۱ قاشق غذاخوری
زردچوبه و نمک:به میزان لازم
مبنای این دستور، ترکیب بلغور گندم، آب قلم، پیاز، روغن و ادویههای ذکرشده در دستور خانگی هریسه گندم است. مقدار آب و ادویه را میتوان هنگام پخت و بر اساس غلظت و ذائقه تنظیم کرد
مرحله اول: خیساندن بلغور گندم
پیش از روشن کردن اجاق، بلغور را داخل کاسهای بریزید و روی آن آب سرد اضافه کنید تا چند سانتیمتر بالاتر از سطح گندم قرار بگیرد. دستکم دو ساعت زمان برای خیساندن در نظر بگیرید. این کار به نرمتر شدن دانهها کمک میکند و باعث میشود در ادامه پخت، بلغور زودتر به بافت مطلوب برسد. پس از پایان خیساندن، گندم را آبکش کنید و برای پخت کنار بگذارید.
اگر از شب قبل برای صبحانه برنامهریزی میکنید، میتوانید خیساندن را در زمان مناسب انجام دهید تا روز بعد آمادهسازی غذا آسانتر باشد. با این حال، خیساندن به معنای بینیاز شدن از پخت کامل نیست. بلغور باید در قابلمه به اندازه کافی بپزد تا نرم و قابل خوردن شود.
مرحله دوم: پیاز و ادویه
پیاز را نگینی خرد کنید. بهتر است قطعات خیلی بزرگ نباشند تا در زمان پخت، نرم شوند و با بافت هریسه هماهنگ باشند. روغن را در قابلمه بریزید و پیاز را روی حرارت متوسط تفت دهید تا سبک و شفاف شود. سپس زردچوبه و مقدار کمی دارچین اضافه کنید و مواد را هم بزنید تا عطر ادویهها آزاد شود.
پیاز داغ در هریسه فقط برای تزئین نیست و میتواند طعم غذا را کامل کند. با این حال، برای خانوادههایی که به غذای کم روغن علاقه دارند، استفاده از مقدار کمتر روغن نیز امکانپذیر است. در صورت تمایل، میتوان پیاز را با روغن کم تفت داد و بخش بیشتری از عطر و طعم را از ادویهها گرفت.
مرحله سوم: اضافه کردن بلغور و آب
بلغور خیسخورده را به قابلمه اضافه کنید و همراه پیاز و ادویه کمی هم بزنید. سپس آب قلم و آب را اضافه کنید. در دستور پایه، استفاده از آب قلم طعم بیشتری به غذا میدهد، اما اگر آب قلم در دسترس نیست، آب ساده نیز قابل استفاده است.
در این مرحله حرارت را بیشتر کنید تا مواد به جوش برسند. اگر کف روی سطح غذا جمع شد، میتوانید آن را بردارید. پس از جوش آمدن، حرارت را کم کنید و اجازه دهید پخت آرام آغاز شود.
پخت آرام و طولانی
پخت هریسه گندم به حوصله نیاز دارد. بعد از جوش آمدن، در قابلمه را نیمهباز بگذارید و اجازه دهید غذا روی حرارت ملایم بپزد. هر چند وقت یکبار آن را هم بزنید تا بلغور به کف قابلمه نچسبد. در دستور خانگی این نوع غذا، پخت چند ساعته برای رسیدن به بافت نرم، غلیظ و لعابدار توصیه میشود.
در آشپزی خانگی، عجله یکی از عواملی است که میتواند نتیجه را تغییر دهد. اگر حرارت بیش از اندازه زیاد باشد، آب غذا سریعتر کم میشود و احتمال چسبیدن آن به کف قابلمه بیشتر خواهد بود. از طرف دیگر، اگر هریسه بیش از حد رقیق باشد، میتوان با ادامه پخت و تبخیر بخشی از آب به غلظت بیشتری رسید.
برای جلوگیری از ته گرفتن، از قابلمهای با کف مناسب استفاده کنید و در صورت نیاز آب جوش به غذا بیفزایید. اضافه کردن آب سرد در میانه پخت ممکن است دمای غذا را ناگهان پایین بیاورد، بنابراین آب جوش انتخاب مناسبتری برای تنظیم غلظت است.
چگونه غلظت هریسه را تنظیم کنیم؟
وقتی بلغور کاملا نرم شد، هریسه باید حالتی غلیظ و نرم داشته باشد. اگر قاشق را داخل غذا میچرخانید و هریسه بهراحتی حرکت میکند اما آب جداگانه در قابلمه دیده نمیشود، میتوان آن را برای سرو آماده کرد. اگر غذا بیش از حد غلیظ شده است، کمی آب جوش اضافه کنید و چند دقیقه دیگر روی حرارت ملایم قرار دهید.
غلظت هریسه برای همه یکسان نیست. بعضی افراد آن را غلیظ و کشدار میپسندند، در حالی که برخی دیگر بافت نرمتر و رقیقتری را ترجیح میدهند. خانواده میتواند با توجه به سلیقه اعضا، آب را در پایان پخت تنظیم کند. بهتر است این کار بهتدریج انجام شود تا غذا ناگهان بیش از اندازه رقیق نشود.
هریسه را با چه چیزی سرو کنیم؟
هریسه شیرین: دارچین و مقدار کمی شکر میتواند هریسه را به یک صبحانه گرم و شیرین تبدیل کند. برای کودکان، بهتر است شیرینی غذا متناسب با ذائقه و نیاز غذایی آنها باشد.
هریسه شور: میتوان هریسه را با نمک، پیاز داغ و ادویههای معطر سرو کرد. این شکل از سرو برای کسانی که طعم شیرین را نمیپسندند، گزینه مناسبی است.
هریسه با کنجد: کنجد یا مقدار کمی دارچین میتواند روی هریسه قرار بگیرد و طعم و ظاهر آن را تغییر دهد. در دستور خانگی، این مواد از گزینههای پیشنهادی برای سرو هستند.
در انتخاب افزودنیها، بهتر است به نیازهای اعضای خانواده توجه شود. برای نمونه، اگر هریسه در کنار نان یا خوراکیهای دیگر سرو میشود، لازم نیست مقدار زیادی شکر یا روغن به آن اضافه شود. استفاده از مواد ساده و کنترل مقدار افزودنیها، با توصیههای عمومی تغذیه سالم درباره کاهش مصرف قند افزوده، نمک و چربی اشباع هماهنگ است.
ارزش غذایی هریسه گندم برای خانواده
گندم کامل و فرآوردههای آن مانند بلغور، میتوانند فیبر و برخی مواد مغذی مورد نیاز بدن را تامین کنند. فیبر موجود در غلات کامل به احساس سیری کمک میکند و در یک برنامه غذایی متنوع، جایگاه مهمی دارد. به همین دلیل، انتخاب غلات کامل در کنار سبزیجات، میوهها، حبوبات و دیگر گروههای غذایی توصیه میشود.
البته نباید هریسه را بهتنهایی یک وعده کامل برای همه اعضای خانواده دانست. میزان پروتئین، چربی و دیگر مواد مغذی آن به مواد اولیه بستگی دارد. اگر هریسه با آب ساده تهیه شود، ترکیب غذایی آن با نوعی که آب قلم یا مواد دیگر دارد متفاوت خواهد بود. همچنین اضافه کردن شکر، روغن یا پیاز داغ، مقدار انرژی نهایی غذا را تغییر میدهد.
برای یک صبحانه خانوادگی میتوان هریسه را همراه با تخممرغ، ماست، پنیر یا میوه در نظر گرفت تا تنوع غذایی بیشتری در سفره وجود داشته باشد. کودکان، سالمندان و افرادی که نیازهای تغذیهای خاص دارند، ممکن است به مقدار یا شکل سرو متفاوتی نیاز داشته باشند.
نکات بهداشتی و نگهداری هریسه
گندم خام و آرد فرآوری نشده ممکن است به باکتریهای بیماریزا آلوده باشند و پخت کامل برای کاهش خطر بیماریهای ناشی از غذا اهمیت دارد. اگر برای خانواده مقدار زیادی هریسه آماده میکنید، بهتر است بخشی را که قرار است همان وعده مصرف شود جدا کنید و باقیمانده را پس از خنک شدن مناسب، در ظرف تمیز و دربسته داخل یخچال قرار دهید. غذا را مدت طولانی در دمای اتاق رها نکنید و برای مصرف دوباره، آن را به خوبی گرم کنید. همچنین استفاده از قاشق تمیز هنگام سرو و نگهداری غذا، از آلودگی متقاطع جلوگیری میکند.
چند نکته برای خوشطعمتر شدن هریسه
از بلغور گندم با کیفیت و تازه استفاده کنید.
خیساندن را حذف نکنید، چون به نرم شدن بلغور کمک میکند.
حرارت ملایم و هم زدن منظم، از عوامل مهم در رسیدن به بافت مطلوب هستند.
اگر غذا در پایان پخت خیلی غلیظ شد، آب جوش را کمکم اضافه کنید.
میزان نمک، روغن و شکر را بر اساس ذائقه و نیاز غذایی خانواده تنظیم کنید.
هریسه گندم؛ فرصتی برای دورهمی خانوادگی
تهیه هریسه گندم میتواند فراتر از پخت یک غذای سنتی باشد. وقتی اعضای خانواده در آمادهسازی مواد، شستن بلغور، خرد کردن پیاز یا چیدن سفره مشارکت میکنند، آشپزی به فعالیتی مشترک تبدیل میشود. این غذا به دلیل آمادهسازی ساده و امکان سرو شور یا شیرین، قابلیت آن را دارد که با سلیقههای مختلف در خانه هماهنگ شود. در نهایت، هریسه گندم خانگی نمونهای از غذاهای سنتی است که با مواد اولیه ساده، پخت آرام و توجه به اندازه افزودنیها، میتواند جای خود را در سفره خانواده حفظ کند.
مهارت گفتوگو؛ گامی فراتر از خرید کیف و کتاب

هر سال با نزدیک شدن به روزهای بازگشایی مدارس، بیشتر صحبتها درباره خرید کیف، کفش، دفتر و مداد و آماده کردن وسایل مدرسه است اما یک بخش مهم از آمادگی کودک برای مدرسه، که معمولا کمتر دیده میشود، به مهارتهای ارتباطی بازمیگردد، یعنی اینکه کودک بداند چطور با آدمهای جدید ارتباط بگیرد، چطور حرفش را بزند و چطور خواسته یا مشکلی را که دارد به زبان بیاورد.
در حالی که ویترین مغازهها مملو از کیفهای رنگارنگ و قفسهها با بوی مدادهای نو پر شدهاند، یک آمادگی خاموش در پس این شلوغیها جریان دارد. در کلاس درس، فراتر از نوشتن اسم یا درست گرفتن مداد، نبرد واقعی بر سر کلماتی است که هنوز بر زبان نمیآیند یا به اشتباه در زمان نا مناسب به زبان میآید. سکوتهای کوتاهی که وقتی کودک نمیتواند بگوید متوجه نشدم یا کمک میخواهم، فضای کلاس را سنگین میکند. این مهارتهای کلامی، همان زیربنایی هستند که آمادگی برای مدرسه را از یک خرید ساده به یک تجربه اجتماعی تبدیل میکنند.
این مطلب با تمرکز بر نقش خانه در رشد مهارتهای ارتباطی، به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه تعاملات ساده، آینده اجتماعی کودک را رقم میزنند، موضوعی که مهری زارع داویجانی، روانشناس و مشاور، بر اهمیت آن تأکید ویژهای دارد.
آمادگی در خانه فراتر از نوشتن اسم
این روانشناس با توجه به تجربه سالها تدریس در مدرسه در ابتدا گفت: در کلاسها بارها شاهد کودکانی بودهایم که درس را خوب یاد میگیرند اما وقتی چیزی را متوجه نمیشوند، دستشان را بالا نمیبرند و سؤال نمیکنند یا کودکی که دلدرد گرفته اما چیزی نمیگوید و یا کودکی که دوست دارد با بچههای دیگر بازی کند اما بلد نیست چطور سر صحبت را باز کند. اینها شاید در نگاه اول مسائل کوچکی به نظر برسند، اما برای کودکی که تازه وارد فضای مدرسه شده، میتوانند تجربه روزهای اول را سختتر کنند. به همین دلیل، بخشی از آمادگی باید قبل از ورود به مدرسه در خانه تمرین شده باشد.
اینکه کودک بتواند بگوید کمک میخواهم، این قسمت را متوجه نشدم، حالم خوب نیست یا حتی میتوانم با شما صحبت کنم؟. این مهارتها اتفاقی شکل نمیگیرند. خانه اولین جایی است که کودک در آن حرف زدن، گوش دادن، درخواست کردن و واکنش نشان دادن به دیگران را تجربه میکند. پژوهشهای مربوط به رشد کودک نیز بر اهمیت همین تعاملهای رفتوبرگشتی میان کودک و بزرگسال تأکید دارند، یعنی کودک حرف میزند، بزرگسال گوش میدهد و پاسخ میدهد و همین ارتباطهای ساده به رشد زبان و مهارتهای اجتماعی کمک میکند.
تمرین ارتباط در مدرسه در زندگی روزمره
زارع معتقد است؛ والدین میتوانند این موضوع را قبل از شروع مدرسه، خیلی ساده در زندگی روزمره تمرین کنند. مثلا اگر کودک فقط بگوید مامان، آب میخواهم، همیشه لازم نیست بزرگسال قبل از اینکه جملاتش تمام شود، نیاز او را برآورده کند. میتوان از او خواست خودش واضحتر بگوید لطفا برای من آب میآوری؟ یا اگر چیزی را پیدا نمیکند، به جای اینکه بلافاصله آن را برایش پیدا کنیم، از او بخواهیم توضیح بدهد چه چیزی میخواهد و کجا دنبالش گشته است.
هدف این نیست که کودک را وادار به حرف زدن رسمی و کتابی کنیم، هدف این است که کودک یاد بگیرد نیازش را به زبان بیاورد. چون در مدرسه، معلم نمیتواند همیشه از روی نگاه یا سکوت کودک حدس بزند چه اتفاقی افتاده است. گاهی وقتی از دانشآموز پرسیده میشود چرا چیزی نگفتی؟، جواب میدهد: فکر کردم خودتون میفهمید. در حالی که واقعیت این است که معلم نمیتواند همیشه ذهن کودک را بخواند. اگر کودک یاد گرفته باشد بگوید خانم، من این قسمت را نفهمیدم، خانم، مداد ندارم یا آقا، حالم خوب نیست، خیلی از مشکلات همان ابتدا حل میشوند.
احترام و رعایت نوبت در صحبت
موضوع دیگر، نحوه حرف زدن با دیگران است. کودک باید یاد بگیرد که میشود خواسته خودمان را مطرح کنیم، بدون اینکه به دیگری بیاحترامی کنیم. مثلا به جای اینکه بگوید مدادت رو بده، میتواند بگوید: علی جان، اگر لازم نداری، میشه مدادت رو چند لحظه به من بدی؟. شاید این تفاوت برای یک بزرگسال خیلی ساده باشد، اما برای کودک نیاز به تمرین دارد.
در اینجا یک نکته مهم وجود دارد؛ بچهها بیشتر از آنکه از توضیحات ما یاد بگیرند، از رفتار ما یاد میگیرند. اگر در خانه هنگام اختلاف، بزرگسالان با احترام با هم صحبت کنند، کودک هم همان الگو را یاد میگیرد. اگر قرار است کودک یاد بگیرد با صدای مناسب صحبت کند، حرف دیگری را قطع نکند و برای خواستههاش دلیل بیاورد، بهتر است همین رفتارها را در ارتباطهای روزمره خانواده ببیند.
رعایت نوبت در صحبت کردن نیز یکی از چیزهایی است که میشود قبل از مدرسه تمرین کرد. گاهی به کودک فقط میگوییم وسط حرف دیگران نپر! اما شاید بهتر باشد دلیلش را هم برایش توضیح دهیم؛ وقتی من و تو همزمان حرف میزنیم هیچکدام درست حرف دیگری را نمیشنویم. پس صبر میکنیم نوبتمان برسد. این توضیح ساده باعث میشود کودک قانون را فقط به عنوان یک دستور نبیند، بلکه بفهمد این قانون برای چیست. در کلاس هم وقتی دانشآموز یاد میگیرد منتظر نوبتش بماند، دستش را بالا ببرد و بدون اجازه از جایش بلند نشود، در واقع دارد حق دیگران برای شنیده شدن و داشتن نظم در فضای مشترک را رعایت میکند.
تمرین دوستیابی و همدلی
دوستیابی چیزی نیست که همیشه بتوان از کودک انتظار داشت خودش بلد باشد. ممکن است کودکی روز اول مدرسه کنار یک همکلاسی بنشیند، اما نداند چطور با او ارتباط برقرار کند. والدین میتوانند این موقعیتها را در خانه بازی کنند؛ اگر خواستی با یک بچه جدید دوست بشی، چی میگی؟ مثلا سلام، من … هستم. اسم تو چیه؟ یا دوست داری با هم بازی کنیم؟
حتی همدلی با یک دوست را هم میشود با موقعیتهای ساده تمرین کرد. اگر در روزهای اول مدرسه کودکی را دید که گریه میکند یا میگوید دلش درد میکند، لازم نیست انتظار داشته باشیم کودک خودش مشکل او را حل کند کافی است یاد گرفته باشد بپرسد:حالت خوبه؟ چیزی شده؟ و اگر احساس کرد دوستش نیاز به کمک دارد، موضوع را به معلم بگوید.
اینها همان رفتارهای کوچکی هستند که ممکن است در نگاه اول خیلی ساده به نظر برسند، اما وقتی کودک وارد جمع بزرگتری مثل مدرسه میشود، اهمیتشان بیشتر مشخص میشود. مدرسه از روز اول مهر شروع نمیشود بخشی از آمادگی کودک برای مدرسه، خیلی قبلتر و در همان خانه شکل میگیرد جایی که کودک برای اولین بار یاد میگیرد چطور حرف بزند، چطور گوش بدهد، چطور درخواست کند، چطور کمک بخواهد و چطور در کنار دیگران زندگی کند.
وقتی دلسوزی والدین، استقلال کودک را میگیرد

ساعت هفت صبح است؛ مادر با شتاب لقمه در دهان پسر دهسالهاش میگذارد، کولهپشتیاش را میپوشاند و پیش از آنکه کودک تکان بخورد، بند کفشهایش را گره میزند. پسر بیحرکت ایستاده؛ گویی آموخته که در این خانه، دستها و ارادهاش هیچکارهاند. پانزده سال بعد؛ همان پسر پشت میز اداره نشسته، اما برای کوچکترین تصمیم، دستهایش از استرس میلرزد و نگاهش با وحشت برای تأیید گرفتن، در چشمان دیگران سرگردان است.
ساعت هفت صبح است؛ مادری با عجله لقمه را در دهان پسر دهسالهاش میگذارد، کولهپشتیاش را روی شانهاش میاندازد و قبل از اینکه کودک تکان بخورد، بند کفشهایش را گره میزند. پسر بیحرکت و ساکت فقط تماشا میکند؛ انگار از همان سن کم یاد گرفته که اراده و انتخابهای او در این خانه هیچ ارزشی ندارد. او نمیداند که همین سکوت، راهی است به سوی جوانی مضطرب؛ کسی که سالها بعد، برای کوچکترین تصمیم زندگیاش، با ترس و لرز به دنبال تایید دیگران میگردد.
این صحنه، داستان بسیاری از خانههاست؛ جایی که مرز بین مراقبت و کنترل، زیر سایه سنگین محبتهای افراطی گم میشود. بسیاری از بزرگسالانی که امروز در سادهترین کارهای زندگی درماندهاند، محصول همان قفسهای طلایی هستند که والدینشان با نیت خیرخواهانه برایشان ساختهاند. در این مدل از تربیت، فداکاریهای بیش از حد جای استقلال را میگیرد و اراده فرزند را در پوشش حمایت، از بین میبرد.
اما چطور میتوان تشخیص داد که محبت ما، در حال نابود کردن استقلال فرزندمان است؟ برای بررسی این تضاد و پیدا کردن راهی برای اصلاح این الگوهای تربیتی، با دکتر حسین روزبهانی، روانشناس بالینی، گفتگوی مفصلی داشتیم تا بفهمیم چگونه میتوان مرز میان حمایت و کنترلگری را دوباره درست کرد.
تربیت سمی کودک زیر چادر محبت و ایثار
دکتر حسین روزبهانی درباره آسیبهای محبت افراطی و کنترلگرانه گفت: این مدل رفتارها آرامآرام به شخصیت بچه نفوذ میکند و اولین آسیبش از بین رفتن کامل استقلال کودک است. بچههایی که در چنین فضایی بزرگ میشوند، در دوران بزرگسالی حتی برای سادهترین انتخابهای زندگی خود دچار شک و تردید شده و مدام دنبال این هستند که دیگران کارشان را تأیید کنند یا از بقیه اجازه بگیرند.
این استاد دانشگاه با اشاره به ضربه سنگینی که به اعتمادبهنفس کودک وارد میشود، افزود: چنین بچهای یاد میگیرد که خودش بهتنهایی کافی نیست و فقط وقتی دوستداشتنی است که کاملاً مطابق میل و خواستههای پدر و مادرش رفتار کند.
وی پیامد این رفتارها در بزرگسالی را افراط یا تفریط در زندگی دانست و گفت: این افراد در آینده یا دچار کمالگرایی بیمارگونه میشوند و مدام تلاش میکنند همهچیز را بینقص انجام دهند تا رضایت دیگران را به دست بیاورند، یا برعکس، از شدت فشار روانی خسته میشوند، دست از تلاش میکشند و به آدمهایی کاملاً بیخیال و بیتفاوت تبدیل میشوند. علاوه بر این، چون الگوی رابطه را اینگونه دیدهاند، در آینده یا خودشان در زندگی مشترک رفتارهای کنترلگرانه نشان میدهند یا جذب همسری میشوند که درست مثل والدینشان آنها را محدود و کنترل کند.
ریشههای رفتار والدین، از زخمهای کودکی تا ترس از تنهایی
دکتر روزبهانی با تأکید بر اینکه اکثر پدر و مادرها عاشق فرزندشان هستند و نیت بدی ندارند، گفت: مشکل اینجاست که این والدین عشقشان را با روشهای اشتباه نشان میدهند و ریشه اصلی این رفتارها در درون خودشان است. خیلی از والدین در کودکی خودشان با بیتوجهی، کنترلگری زیاد یا آسیبهای روحی روبهرو بودهاند به همین دلیل حالا میخواهند با غرق کردن فرزند در کنترل و محبت، نداشتههای کودکیشان را جبران کنند یا جلوی آسیب دیدن فرزندشان را بگیرند.
این روانشناس بالینی به اضطراب جدایی و ترسهای درونی والدین اشاره کرد و افزود: برخی والدین از تنهایی و بیمعنا شدن زندگی وحشت دارند بنابراین فرزندشان را به تمام معنا و مرکز زندگی خود تبدیل میکنند و ناخودآگاه او را وابسته نگه میدارند تا این معنا از بین نرود. این حالت بهویژه در مادرهایی که همسرشان فوت کرده، طلاق گرفتهاند، خیانت دیدهاند یا با همسری بیمسئولیت زندگی میکنند، بیشتر دیده میشود. همچنین گروهی از والدین فرزندشان را یک فرد مستقل نمیدانند، بلکه او را ادامه مسیر خودشان میبینند و موفقیت یا شکست او را به پای خودشان مینویسند، به همین دلیل سعی میکنند تمام زندگی فرزند را طبق الگوی ذهنی خودشان بچینند و جلو ببرند.
رفتارهایی که ظاهر فداکارانه اما باطن کنترلگرانه دارند
این استاد دانشگاه درباره رفتارهایی که در ظاهر دلسوزی اما در باطن تخریبکننده هستند، بیان کرد: این رفتارها معمولا زیر نقاب ایثارگری پنهان میشوند. یکی از این مدلها، فداکاریهای اغراقآمیز است. گفتن جملاتی مثل من تمام عمرم را به پای تو ریختم و فدایت کردم، درواقع محبت را به یک بدهی سنگین تبدیل میکند که فرزند احساس میکند تا آخر عمر باید تاوان آن را پس بدهد.
دکتر روزبهانی ادامه داد: رفتار دوم، حمایتهای بیشازحد است، انجام دادن کارهای سادهای که بچه خودش از پس آنها برمیآید. این کار در ظاهر یعنی نگران فرزندم هستم، اما پیام پنهانش به کودک این است که من به توانایی تو هیچ اعتمادی ندارم. همچنین تصمیمگیریهای یکطرفه والدین برای مسائل مهم زندگی مثل رشته تحصیلی، شهر محل زندگی یا روابط بهجای مشورت با فرزند، اراده او را از بین میبرد. مورد دیگر این است که هنگام اشتباه یا استقلالطلبی کودک، والدین بهجای گفتوگوی منطقی، با گریه، ناراحتی یا مظلومنمایی به او عذاب وجدان میدهند تا کودک احساس گناه کند و به خواست والدین تن بدهد.
تفاوت محبت سالم با تربیت سمی پشت نقاب محبت
این متخصص روانشناسی بالینی در تعریف تربیت سمی با نقاب محبت اظهار داشت: در این حالت والد بدون اینکه به نیازها و استقلال واقعی کودک توجهی داشته باشد، از ابزارهای محبت مثل فداکاری، مراقبت بیشازحد و توجه مداوم استفاده میکند تا فرزند را کنترل کرده و نیازهای عاطفی خودش را برطرف سازد. در این شرایط محبت دیگر عامل رشد نیست، بلکه ابزاری برای حفظ قدرت والد است.
وی در بیان تفاوت این سبک با محبت سالم گفت: در حمایت سالم، هدف ما توانمند کردن کودک است تا ابزارهای لازم را پیدا کند و راه مستقل زندگی خودش را برود. اما در تربیت سمی، هدف اصلی وابسته نگهداشتن فرزند است؛ والد همه راهها را از قبل هموار میکند و برای همهچیز تصمیم میگیرد تا بچه حس کند بدون پدر و مادرش توانایی انجام هیچ کاری را ندارد. درواقع تمرکز اصلی در تربیت سمی، ارضای نیاز عاطفی خود والد است تا از طریق خدمترسانی به فرزند، احساس باارزش بودن کند.
چهار گام کاربردی برای اصلاح الگوی تربیتی والدین
دکتر روزبهانی درباره والدینی که متوجه اشتباه بودن رفتار خود شدهاند، تأکید کرد: اولین و مهمترین قدم پذیرش بدون سرزنش خود است. اگر والد مدام خودش را ملامت کند، حالت دفاعی میگیرد و دوباره به همان رفتار قبلی برمیگردد اما پذیرش صادقانه باعث رشد میشود.
این استاد دانشگاه چهار راهکار مهم را برای اصلاح رفتار والدین برشمرد:
پذیرش استقلال فرزند: والد باید بداند خودش یک انسان مستقل است و فرزندش هم انسانی جداگانه با مسیر و اشتباهات مخصوص به خود است و این فکر اشتباه را کنار بگذارد که موفقیت یا شکست فرزند، تعیینکننده ارزش شخصی والد است.
تمرین تأخیر در پاسخدهی: وقتی فرزند با مشکلی روبهرو میشود، والدین نباید فورا خودشان وارد عمل شوند یا تصمیم بگیرند؛ بلکه باید صبور باشند، کمی در واکنش نشان دادن تأخیر کنند و با پرسیدن جملاتی مثل به نظرت چه راهی بهتر است؟ یا چطور میتوانم کمکت کنم تا خودت این کار را انجام دهی؟، به فرزند فرصت حل مسئله بدهند.
مدیریت اضطرابهای شخصی: والدین باید ترسها و اضطرابهای درونی خود مثل ترس از آینده یا ترس از تنهایی را با خودشناسی یا کمک گرفتن از روانشناس حل کنند، نه اینکه این فشارها را روی فرزند خالی کنند.
استفاده از رواندرمانی: کمک گرفتن از روشهایی مثل درمان شناختی-رفتاری (CBT) به والدین کمک میکند تا الگوهای تکراری و مخربی را که از دوران کودکی با خود آوردهاند را شناسایی و درمان کنند.
دکتر حسین روزبهانی در پایان یادآور شد: تغییر دادن رفتار کار سادهای نیست، بهخصوص در سنین بالاتر والدین؛ اما با صبوری و فرصت دادن به خود، میتوان این مسیر را طی کرد و با ایجاد یک رابطه سالم، بزرگترین هدیه را برای ساختن آیندهای روشن و موفق به فرزندان تقدیم نمود.
خانواده؛ پناهگاه سلامت ما

خانه فقط چهاردیواری نیست؛ سنگر امنی است که وقتی روزگار به ما سخت میگیرد، به آن پناه میبریم. با این حال، دوری راه، تحصیل یا ازدواج بچهها گاهی این زنجیره را کمرنگ میکند. گزارشهای علمی جدید نشان میدهد ارتباط ساده با خانواده، فراتر از یک احوالپرسی معمولی، سپری محکم در برابر استرس، افسردگی و بیماری است.
این روزها که مشغلههای زندگی همه ما را به سمت و سویی کشانده، گاهی خانه در ظاهر همان خانه همیشگی است، اما سکوتی متفاوت در آن جاریست. فرزندی که برای تحصیل از شهر دور شده، والدینی که به دلیل کار یا شرایط زندگی فاصله گرفتهاند، یا عضوی که تازه زندگی مستقل تشکیل داده؛ همگی تجربهای مشترک دارند؛ فاصلهای که اگر با گفتوگو و توجه همراه نشود، آرامآرام به دیواری نامرئی تبدیل میشود. «دلتنگی» در این شرایط تنها یک حس زودگذر نیست؛ اگر به حال خودش رها شود، تنهایی آرامآرام به جسم و روانمان نفوذ میکند.
شاید در نگاه اول فکر کنیم این دوری بخشی اجتنابناپذیر از بزرگ شدن یا مسیر زندگی است، اما گزارش پایگاه سلامت «WebMD» نگاه متفاوتی دارد. این گزارش تأکید میکند که ارتباط میان اعضای خانواده فقط راهی برای باخبر شدن از حال یکدیگر نیست، بلکه ستون اصلی حمایت عاطفی و روانی ماست. یافتههای این گزارش نشان میدهد خانوادهها در مسیر رشد و تغییر، مدام با چالشهای دوری و مشغله روبهرو میشوند؛ اما همین تماسهای کوتاه تلفنی، پیامهای ساده یا حتی صحبت درباره اتفاقهای معمولی روزمره، جادویی است که احساس تعلق و امنیت را زنده نگه میدارد و کمک میکند تا در برابر فشارهای روحی و جسمی زندگی، تنها نمانیم.
ارتباط خانوادگی چگونه به سلامت کمک میکند؟
جان نورثمن، روانشناس اهل بوفالو در ایالت نیویورک در گفت وگو با این سایت، احساس ارتباط با دیگران را برای انسان تقویتکننده دانسته و عنوان می کند این احساس میتواند به شادی، سلامت روان و سلامت جسمی کمک کند. به گفته او افرادی که احساس میکنند ارتباط بهتری با خانواده و اطرافیان خود دارند، معمولا از نظر جسمی حال بهتری دارند. چنین افرادی کمتر در معرض افسردگی قرار میگیرند و اگر با افسردگی روبهرو شوند، شرایط مناسبتری برای عبور از آن دارند.
نورثمن تأکید میکند که ارتباط خانوادگی در مجموع، احساس حمایت و پیوند روانی را افزایش میدهد. خانواده برای بسیاری از افراد نخستین جایی است که هنگام مشکل به آن پناه میبرند. اگر اعضای خانواده با یکدیگر گفتوگو نکنند، این شبکه حمایتی بهتدریج ضعیف شده و ممکن است فرد در زمان نیاز، احساس کند کسی را برای تکیه کردن ندارد.
حمایت خانواده فقط کمک مالی نیست
آنیتا ونجلیستی، استاد دانشگاه تگزاس و ویراستار کتاب راهنمای ارتباط خانوادگی در ادامه این مطلب ارتباط را عامل شکل گیری خانواده میداند. به باور او، اعضای خانواده هنگام گفتوگو علاوه بر رد و بدل پیام رابطه خود را حفظ و تقویت میکنند.
حمایت خانوادگی شکلهای گوناگونی دارد، گاهی این حمایت با یک جمله محبتآمیز و گوش دادن به حرفهای فرد نشان داده میشود. گاهی خانواده با تشویق و تأیید تلاشهای فرد، عزتنفس او را بالا میبرد. احساس تعلق نیز نوع دیگری از حمایت است یعنی فرد بداند جایی دارد که در آن پذیرفته شده و به آن تعلق دارد. خانواده همچنین میتواند اطلاعات و تجربههای لازم را در اختیار اعضای خود بگذارد. حمایت مالی یا فرستادن وسایل و بستههای مورد نیاز نیز بخش دیگری از حمایت ملموس خانوادگی به شمار میرود.
پیامک و تماس تلفنی همیشه کافی نیست
امروزه تلفن همراه و ابزارهای ارتباطی، تماس با اعضای خانواده را آسانتر کردهاند اما این ابزارها همیشه به برقراری ارتباط عاطفی خوب منجر نمیشوند.
آرتور بودین، روانشناس و رئیس پیشین انجمن روانشناسی آمریکا در این باره میگوید: ایمیلها بهدلیل سرعت در نوشتن و نبود لحن، بهراحتی میتوانند باعث سوءتفاهم شوند. در یک پیام نوشتاری، مخاطب معمولاً نمیتواند بفهمد جملهای با شوخی، ناراحتی، نگرانی یا عصبانیت نوشته شده است. همین موضوع گاهی رابطه عاطفی میان اعضای خانواده را ضعیف میکند.
پیامک، تماس تلفنی و پیامهای کوتاه در شبکههای اجتماعی نیز ممکن است بسیاری از نشانههایی را که در گفتوگوی حضوری دیده میشود مانند؛ حالت چهره، نگاه و زبان بدن را نداشته باشند. با این حال، ونجلیستی تأکید میکند که مهمتر از نوع ابزار، شیوه استفاده از آن است و یک ارتباط کوتاه و محترمانه، بهتر از بیخبری کامل است.
ارتباط را به اجبار تبدیل نکنید
گاهی یکی از اعضای خانواده، مانند فرزندی که برای تحصیل به شهر دیگری رفته یا والدینی که از خانواده دور هستند، فرصت یا آمادگی تماس منظم ندارد. در چنین شرایطی، اصرار و سرزنش ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
بودین درباره والدینی که فرزندشان در دانشگاه تحصیل میکند، میگوید نباید او را به تماس هر شب یا هر هفته مجبور کرد و در صورت تماس نگرفتن، احساس گناه به او داد. به گفته این روانشناس، خانواده باید بپذیرد که فرد دور از خانه، زندگی و برنامههای خودش را دارد و نباید تلاش کرد تا همه رفتارهای او را از راه دور کنترل کرد.
به جای دستور دادن، میتوان با لحنی آرام درخواست تماس کرد، یک پیام کوتاه فرستاد یا بدون توقع پاسخ فوری، احوال فرد را پرسید. این شیوه به طرف مقابل نشان میدهد که مورد توجه است، اما برای پاسخ دادن تحت فشار قرار ندارد.
گفتوگوهای ساده اما ارزشمند
هر گفتوگویی لازم نیست عمیق، جدی یا سرنوشتساز باشد. صحبت درباره وضعیت هوا، حیوان خانگی، همسایهها، سلامتی یا اتفاقی بامزه که در طول روز رخ داده است، میتواند به حفظ ارتباط کمک کند.
ونجلیستی میگوید: بسیاری از افراد تصور میکنند گفتوگوی خانوادگی باید همیشه عمیق و معنادار باشد در حالی که بخش زیادی از رابطهها از همین صحبتهای عادی و روزمره ساخته میشود. وقتی اعضای خانواده درباره اتفاقهای ساده زندگی با یکدیگر حرف میزنند، در واقع اجازه میدهند زندگی روزانهشان همچنان بخشی از زندگی یکدیگر باقی بماند. بنابراین، برای حفظ رابطه لازم نیست منتظر یک موضوع مهم یا مشکل بزرگ بمانیم. یک احوالپرسی کوتاه، فرستادن عکس، تعریف کردن از یک اتفاق معمولی یا پرسیدن نظر طرف مقابل درباره یک موضوع ساده، میتواند رشته ارتباط را زنده نگه دارد.
راهکارهای تنظیم خواب دانشآموزان با شروع مدارس

روزهای پایانی شهریور، بهترین زمان برای آمادهسازی خانه جهت شروع سال تحصیلی جدید است. هماهنگ کردن دوبارهی ساعت خواب و بیداری، اگر به صورت تدریجی انجام شود، نه تنها کار سختی نیست، بلکه به بچهها کمک میکند با انرژی و نشاط بیشتری به استقبال مدرسه بروند. با چند تغییر ساده در روتین روزانه، میتوانیم کمک کنیم تا فرزندانمان بدون هیچ فشار یا اجباری، خیلی طبیعی با ریتمِ جدیدِ مدرسه همراه شوند.
روزهای آخر تابستان برای خیلی از پدر و مادرها، روزهای «شمارش معکوس» است. نه از این بابت که دلشان برای مدرسه رفتن بچهها تنگ شده، بلکه بیشتر به خاطر این است که باید دوباره با غول «صبح زود بیدار شدن» بجنگند. بعد از سه ماه که برنامه خواب خانه کاملاً بهم ریخته، ناگهان میخواهیم در عرض یک شب همه چیز را اصلاح کنیم. اما بیایید صادق باشیم؛ این جنگ صبحگاهی هیچ برندهای ندارد؛ فقط باعث میشود بچهها با چشمهای پفکرده و اعصاب خرد به مدرسه بروند.
واقعیت این است که بدن کودک مثل یک ماشین پیچیده است. شما نمیتوانید ناگهان بنزین «تعطیلات» را خالی کنید و گازوئیل «مدرسه» بریزید و انتظار داشته باشید بدون مشکل کار کند. سیستم عصبی بچهها به تغییرات تدریجی نیاز دارد. اگر همین حالا از یکی دو هفته مانده به مهر شروع نکنید، روزهای اول مدرسه تبدیل به کابوس میشود. راهش این است: هر شب خواب را ۱۵ تا ۳۰ دقیقه جلو بکشید. این تغییرات کوچک، آنقدر نامحسوس هستند که بدن کودک حتی متوجه فشار ساعت زودتر نمیشود.
نکات کلیدی برای شروع
یکی از نکات کلیدی که خیلی از ما فراموش میکنیم، بحث «شام» است. دستگاه گوارش بچهها نباید شبها خیلی مشغول باشد. خوردن وعدههای سنگین یا نوشیدنیهای شیرین دقیقاً قبل از خواب، مثل این است که به موتور ماشین گاز اضافه بدهید. سعی کنید شام را سبک و زودتر از همیشه بدهید. وقتی معده درگیر هضم یک وعده سنگین نیست، کیفیت خواب عمیقتر میشود و صبح هم بیدار شدن خیلی راحتتر اتفاق میافتد.
محیط خواب را هم دستکم نگیرید. اتاق کودک باید «پیام خواب» بدهد. اگر اتاق شلوغ باشد یا صدای تلویزیون از پذیرایی تا اتاق بیاید، مغز کودک مدام در وضعیت «آمادهباش» میماند. اگر فضای مجزایی ندارید، با یک چراغ خواب کوچک و کم کردن نور خانه، فضای خانه را به سمت سکوت ببرید. وقتی خانه در آرامش فرو میرود، کودک ناخودآگاه میفهمد که زمان بازی تمام شده و باید برای فردا شارژ شود.
یک اشتباه رایج، شکستن روتین در پنجشنبه و جمعههاست. خیلیها فکر میکنند چون تعطیل است، باید بگذارند بچه تا ظهر بخوابد. اما این کار، تمام تلاش هفته شما را هدر میدهد. سعی کنید بیداری صبح جمعه را نهایتاً یک ساعت دیرتر از روزهای مدرسه تنظیم کنید. اینطوری بدن کودک شنبهصبح دچار اختلال ساعت خواب نمیشود.
نور صبحگاهی هم یک جادوی طبیعی است. وقتی کودک صبح بیدار میشود، پردهها را کنار بزنید و اجازه دهید نور طبیعی به اتاق بتابد. نور خورشید به مغز پیام میدهد که «روز شروع شد». اگر کودک صبحها بیحال است، یک صبحانه خوشرنگ و لعاب و پرانرژی (مثلاً نان و پنیر و گردو) میتواند موتور بدنش را روشن کند و او را برای مدرسه سرحال بیاورد.
بحث اضطراب مدرسه را هم جدی بگیرید. خیلی وقتها کودک خوابش نمیبرد چون ذهناش درگیر ترسها یا نگرانیهای مدرسه است. شبها قبل از خواب، دقایقی را برای گپ زدن اختصاص دهید. بپرسید «فردا چه کاری داری که هیجانزدهت میکنه؟» یا «نگرانی خاصی داری؟». همین تخلیه روانی، ذهن را سبک میکند و کودک راحتتر به خواب میرود.
ایجاد یک «آیین شبانه» معجزه میکند. فرقی ندارد چه چیزی باشد؛ خواندن یک صفحه کتاب، گوش دادن به یک موسیقی خیلی آرام، یا حتی جمع کردن کیف مدرسه. این کارهای تکراری به مغز کودک سیگنال میدهند که «الان زمان رفتن به رختخواب است». وقتی بدن کودک این روتین را یاد بگیرد، خودش به صورت اتوماتیک در آن ساعت خاص خوابش میگیرد.
بچهها آینهی رفتار ما هستند
در نهایت، یادتان باشد بچهها آینهی رفتار ما هستند. اگر شما خودتان تا ساعت ۱۲ شب با موبایل در حال چرخ زدن در فضای مجازی هستید، نمیتوانید از بچه انتظار داشته باشید که با کمال میل بخوابد. در این ایام، سعی کنید قانون «خاموشی عمومی» بگذارید. وقتی کل خانواده گوشیها را کنار میگذارند و به رختخواب میروند، کودک احساس نمیکند که دارد «تنبیه» میشود.
اگر دیدید بچهها مقاومت میکنند، صبور باشید. تغییر عادت خواب یکشبه اتفاق نمیافتد. ممکن است دو سه روز اول سخت باشد، اما تسلیم نشوید. بعد از حدود یک هفته، خواهید دید که کودک خودش سر ساعت مشخص پلکهایش سنگین میشود. این یک مهارت است که شما دارید به فرزندتان آموزش میدهید؛ مهارتی برای زندگی سالمتر.
این همان مهندسی کوچکی است که بزرگترین تغییر را در نتیجهگیری تحصیلی فرزندتان ایجاد میکند. دانشآموزی که خوب خوابیده، در کلاس درس بیدار است، یادگیریاش سریعتر است و در مقابل فشارهای درسی، کمتر پرخاشگری میکند. این سادهترین و در عین حال قدرتمندترین هدیهای است که میتوانید به سلامتی او بدهید.
کارگروه بانوان صنایع هرمزگان آغاز به کار کرد

نخستین نشست کارگروه بانوان صنایع هرمزگان با هدف شناسایی و پیگیری مسائل بانوان شاغل در بخش صنعت و ایجاد همافزایی میان دستگاههای اجرایی و مجموعههای صنعتی این استان تشکیل شد.
مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان در این نشست با اشاره به ضرورت توجه هدفمند به ظرفیت بانوان در بخش صنعت، افزود: کارگروه بانوان صنایع ذیل شورای راهبردی و سیاستگذاری بانوان و خانواده استان فعالیت میکند و یکی از ۶ کارگروه تخصصی این شورا است.
محدثه درویشی اظهار کرد: این کارگروه با رویکردی مسئلهمحور تشکیل شده و قرار نیست فقط به طرح موضوعات عمومی بپردازد، بلکه مسائل و نیازهای خاص بانوان شاغل در صنایع را شناسایی و برای پیگیری و رفع آنها، ظرفیت دستگاههای اجرایی و مجموعههای صنعتی استان را به یکدیگر پیوند میدهد.
نقش اجتماعی بانوان صنایع تقویت میشود
مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان خاطرنشان کرد: بانوان فعال در بخش صنعت علاوه بر نقش حرفهای و تخصصی خود، ظرفیت قابل توجهی برای نقشآفرینی در حوزههای اجتماعی، فرهنگی و مسئولیتهای اجتماعی دارند و باید زمینه حضور موثرتر آنان در این عرصهها فراهم شود.
درویشی ادامه داد: شکلگیری این کارگروه فرصت مناسبی برای ایجاد شبکهای منسجم میان بانوان صنایع استان است و همافزایی میان مشاوران امور بانوان، تبادل تجربه، شناسایی ظرفیتها و طراحی برنامههای مشترک میتواند به ارتقای جایگاه بانوان در محیطهای صنعتی و تقویت نقش آنان در توسعه هرمزگان کمک کند.
مسائل بانوان شاغل در صنایع روی میز کارگروه
مشاوران امور بانوان و خانواده صنایع نیز در این نشست به بیان دیدگاهها، مسائل و ظرفیتهای موجود پرداختند و بر استمرار نشستهای تخصصی و تدوین برنامههای مشترک برای پیگیری مسائل بانوان شاغل در صنایع تاکید کردند.
فاطمه عمرانی به عنوان مسئول کارگروه بانوان صنایع استان معرفی و مقرر شد با هماهنگی اعضا، موضوعات و مسائل بانوان شاغل در صنایع شناسایی و در نشستهای آتی به صورت تخصصی پیگیری شود.
به گزارش ایرنا، راهاندازی این کارگروه، نخستین گام برای شکلگیری شبکهای تخصصی میان بانوان صنایع هرمزگان بوده؛ شبکهای که قرار است با شناسایی مسائل، تبادل تجربه و فعالسازی ظرفیتهای موجود، زمینه نقشآفرینی بیشتر بانوان در بخش صنعت و عرصههای اجتماعی و فرهنگی استان را فراهم کند.
اکنون استان هرمزگان دارای بیش از یک هزار و ۴۰۰ واحد تولیدی و صنعتی فعال است.