ماه: شهریور ۱۴۰۵
جایزه ملی جمعیت باید به جریانی فرهنگی تبدیل شود/ تامین اعتبار کارت امید مادر

دبیر ستاد ملی جمعیت با تأکید بر اینکه شرایط جنگی نباید موجب توقف فعالیتهای کشور شود، گفت: جایزه ملی جوانی جمعیت باید با همفکری نخبگان، مسئولان و دستگاههای اجرایی به یک جریان فرهنگی و گفتمان فراگیر در جامعه تبدیل شود.
مرضیه وحیددستجردی در نشست شورای سیاستگذاری چهارمین رویداد جایزه ملی جوانی جمعیت با اشاره به شرایط حساس کشور، بر تداوم فعالیتهای ملی در حوزه جمعیت تأکید کرد و افزود: با وجود همه تهدیدها و شرایط جنگی، کشور نباید از انجام مأموریتهای اساسی خود باز بماند.
وی ادامه داد: با وجود همه مشکلات، باید مسئولیتهای خود را با قوت ادامه دهیم و امیدواریم خداوند به نیروهای مسلح و همه خدمتگزاران کشور توفیق و پیروزی عطا کند.
دبیر ستاد ملی جمعیت با اشاره به برگزاری چهارمین دوره جایزه ملی جوانی جمعیت در ۲۴ آبانماه ۱۴۰۵ گفت: برنامهریزی این دوره از ماهها قبل آغاز شده تا بتوانیم با آمادگی کامل این رویداد را برگزار کنیم.
سال گذشته بودجه حوزه جمعیت به طور کامل تخصیص یافت
وی با تأکید بر اهمیت موضوع جمعیت، از حمایت سازمان برنامه و بودجه در اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت قدردانی کرد و گفت: سال گذشته بودجه حوزه جمعیت به طور کامل تخصیص یافت و امسال نیز اعتبار «کارت امید مادر» با وجود محدودیتهای مالی کشور، در همان فصل نخست تأمین شد.
وحیددستجردی با بیان اینکه کشور به نیروهای دغدغهمند در حوزه جمعیت نیاز دارد، افزود: جایزه ملی جوانی جمعیت صرفاً یک مراسم تقدیر نیست، بلکه یک رویداد فرهنگی است و باید به گفتمانی فراگیر میان مردم، خانوادهها، رسانهها و دستگاههای اجرایی تبدیل شود.
وی همچنین با اشاره به نوآوریهای دورههای گذشته، از اضافه شدن بخشهایی مانند فیلم، عکس، خانواده برتر و مجاهدان جمعیت خبر داد و تأکید کرد: امسال نیز با بهرهگیری از پیشنهادهای اعضای شورا، بخشهای جدید و اثرگذار به این رویداد افزوده خواهد شد.
در ادامه نشست سعید زارع دبیر شورای سیاستگذاری چهارمین دوره جایزه ملی جمعیت، ساختار اجرایی این رویداد را تشریح کرد و گفت: جایزه ملی جمعیت براساس ماده ۱۹ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در هفت گروه شامل خانواده، رسانه، سازمانهای مردمنهاد، دستگاههای اجرایی، شرکتها و مؤسسات خصوصی، مدیران و نخبگان علمی برگزار میشود و بخش ویژه نیروهای مسلح نیز امسال به پیشنهاد دبیر ستاد ملی جمعیت به آن افزوده شده است.
وی افزود: دستورالعمل اجرایی این رویداد در دوره گذشته بازنگری و پس از تأیید رئیسجمهور نهایی شد و اکنون همه فرآیندهای اجرایی بر اساس آن انجام میشود.
وی ساختار جایزه را متشکل از شورای سیاستگذاری، کمیته علمی، کمیته اجرایی و هیات داوران دانست و گفت: سال گذشته حدود ۲ هزار خانواده در بخش خانواده ثبتنام کردند و پس از داوری، برگزیدگان معرفی شدند.
رئیس انجمن علمی تخصصی ناباروری ایران: حدود ۳.۵ میلیون جمعیت نابارور در کشور وجود دارد

رئیس انجمن علمی تخصصی باروری و ناباروری ایران و رئیس انجمن علمی جنینشناسی و بیولوژی تولید مثل ایران با اشاره به وجود حدود ۳ تا ۳.۵ میلیون نفر جمعیت نابارور در کشور و ثبت تنها ۷ تا ۸ هزار تولد سالانه، حاصل از درمانهای تخصصی، خاطرنشان کرد: این آمار نشاندهنده یک عدم تناسب و نیازمند مداخله فوری سیاستگذاران است.
حمید چوبینه در آیین افتتاحیه در بیستوهفتمین همایش بینالمللی پزشکی تولید مثل ضمن تبیین جایگاه راهبردی ایران در تولید علم این حوزه، اظهار کرد: با وجود تمایل زوجین نابارور به فرزندآوری، خروجی درمانیِ سیستم بهگونهای است که سهم ناچیزی در نرخ موالید کشور دارد. این تناقض آماری باید به عنوان یک چالش اصلی توسط اساتید و پژوهشگران ریشهیابی شود.
وی خاطرنشان کرد: پیشرفتهای خیرهکننده علمی کشور، محصول تلاشهای بیوقفه اساتید و پژوهشگران برجسته ماست؛ اما نباید فراموش کرد که صرفِ کسب دانش برتر، غایت نهایی نیست، بلکه هدف اصلی، انتقال این دانش از پژوهش به بالین بیمار و در نهایت به کانون خانوادهها است.
وی با نگاهی انتقادی به چرخه «علم به خدمت»، بر وجود یک شکاف عمیق تأکید کرد و افزود: تولید دانش، زمانی به معنای واقعی موفقیتآمیز است که سلامت جامعه را تضمین کند؛ در غیر این صورت، ما با یک شکاف ملموس در زنجیره خدمات سلامت روبرو هستیم.
آمارهای نگرانکننده؛ لزوم بازنگری در سیاستهای جمعیتی
رئیس انجمن علمی تخصصی باروری و ناباروری ایران، با استناد به تحلیلهای آماری و اظهارات اخیر محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، نسبت به وضعیت بهرهوری در درمان ناباروری هشدار داد.
عدالت در دسترسی؛ «کمیت مراکز» در برابر «کیفیت دسترسی»
وی با اشاره به توسعه کمی مراکز درمان ناباروری که طی چهار سال اخیر به حدود ۱۶۰ مرکز رسیده است، این توسعه را گامی مثبت اما ناکافی دانست و با طرح پرسشهایی راهبردی به مقامات عالی وزارت بهداشت و انجمنهای علمی، بر لزوم بررسی کیفیت خدمات تأکید کرد که آیا گسترش مراکز درمانی توانسته است دسترسی عادلانه و آسان را برای تمامی اقشار، بهویژه در مناطق کمبرخوردار، فراهم کند؟ و یا آیا ظرفیت عملیاتی این مراکز با حجم واقعی نیازِ ۳.۵ میلیون نفر از جمعیت هدف همخوانی دارد؟
ضرورت نگاه فرابخشی به بحران خاموش و جهانی فرزندآوری
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در بخشی دیگر از سخنان خود، بحران فرزندآوری را مسئلهای فراتر از چالشهای صرفاً پزشکی دانست و آن را «بحران هویتی و اجتماعی» توصیف کرد.
وی تأکید کرد: این چالش نیازمند همافزایی میان متخصصان علوم پزشکی و جامعهشناسان است. پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی باید در کنار تیمهای پزشکی به تحلیل ریشهای ابعاد این بحران بپردازند تا راهکارهای جامعی برای مقابله با این روند جهانی در کشور ارائه شود.
رسالت علمی در خدمت به مردم
وی بر نقش محوری کنگرههای علمی در ایجاد بسترهای همافزایی علمی تأکید کرد و گفت: رسالت نهایی ما، تبدیل دستاوردهای علمی به ابزاری قدرتمند برای خدمترسانی به مردم است. تنها با همافزایی مستمر میان مراکز پژوهشی، دانشگاهی و انجمنهای علمی میتوان از چالشهای فعلی عبور کرد و به پیشرفتهای پایدار در حوزه سلامت و حوزه حیاتی تولید مثل دست یافت.
اردوی آمادهسازی تیم ملی کاتا بانوان در قشم پایان یافت

اردوی آمادهسازی تیم ملی کاتا بانوان جمهوری اسلامی ایران در ردههای سنی پایه، با هدف ارتقای آمادگی ملیپوشان برای حضور قدرتمند در رقابتهای قهرمانی آسیا، پس از چند روز تمرین فشرده در جزیره قشم به پایان رسید.
اردوی آمادهسازی تیم ملی کاتا بانوان جمهوری اسلامی ایران در ردههای سنی پایه از هفتم شهریورماه در جزیره قشم آغاز شد و ملیپوشان طی این مدت تمرینات خود را در باشگاه ارس کلاب قشم دنبال کردند.
این اردو با نظارت فنی استاد گودرز کمانگیر، ناظر فدراسیون کاراته و مربیگری محبوبه بزرگپور برگزار شد و تمرینات ملیپوشان با تمرکز بر افزایش آمادگی آنان برای حضور در رقابتهای قهرمانی آسیا ادامه یافت.
برگزاری اردوی تیم ملی در قشم در شرایطی انجام شد که جزیره از ظرفیتهای ورزشی و گردشگری قابل توجهی برای میزبانی اردوهای آمادهسازی برخوردار است و حضور ورزشکاران ملیپوش در این منطقه میتواند زمینه استفاده از این ظرفیتها در برگزاری رویدادهای ورزشی را فراهم کند.
ملیپوشان کاتا بانوان پس از پایان اردوی ششروزه قشم، خود را برای حضور در رقابتهای قهرمانی آسیا در شهر امان، پایتخت اردن، آماده میکنند؛ این رقابتها قرار است از هفدهم تا بیستویکم شهریورماه برگزار شود.
گام نهایی برای حضور در آوردگاه آسیایی امان
رقابتهای قهرمانی آسیا، مقصد بعدی ملیپوشان کاتا بانوان ایران است و اعضای تیم پس از پایان مرحله آمادهسازی در جزیره قشم، مسیر خود را برای حضور در این مسابقات دنبال خواهند کرد.
اردوی برگزارشده در قشم از هفتم تا دوازدهم شهریورماه ادامه داشت و ملیپوشان در طول این مدت زیر نظر کادر فنی و ناظر فدراسیون کاراته به تمرین پرداختند تا با آمادگی بیشتری راهی رقابتهای آسیایی شوند.
این اردو بخشی از برنامه آمادهسازی تیم ملی کاتا بانوان در ردههای سنی پایه برای حضور در رقابتهای قهرمانی آسیا به شمار میرود که میزبانی آن در باشگاه ارس کلاب قشم انجام شد.
بر اساس برنامه اعلامشده، رقابتهای قهرمانی آسیا از ۱۷ تا ۲۱ شهریورماه در شهر امان اردن برگزار خواهد شد و ملیپوشان کاتا بانوان ایران پس از پایان اردوی قشم، آماده حضور در این آوردگاه قارهای میشوند.
مراقبت یا کنترل؟ مرز باریکی که گم میشود

وقتی پای امنیت فرزندان به میان میآید، بسیاری از والدین به ابزارهای ردیابی دیجیتال پناه میبرند، ابزارهایی که قرار است آرامش خاطر بیاورند اما گاهی بیآنکه متوجه باشیم، مرز مراقبت را پشت سر گذاشته و به کنترلگری پنهان تبدیل میشوند.
نگرانی برای امنیت فرزندان، یکی از طبیعیترین و عمیقترین دغدغههای والدین است. در دنیای امروز که فناوری با سرعتی سرسامآور در حال پیشرفت است، ابزارهای دیجیتال متعددی برای نظارت بر موقعیت مکانی و فعالیتهای فرزندان در دسترس قرار گرفتهاند. این ابزارها، از اپلیکیشنهای ردیابی گرفته تا سیستمهای کنترل والدین، وعده آرامش خاطر را به خانوادهها میدهند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این آرامش، واقعی و پایدار است یا بهایی پنهان در قالب آسیبهای روانی و عاطفی برای فرزند به همراه دارد؟
مراقبت یا کنترل؟
در نگاه اول، استفاده از ابزارهای ردیابی بهعنوان نوعی مراقبت مسئولانه به نظر میرسد. والدین میخواهند بدانند فرزندشان کجاست، با چه کسانی در ارتباط است و آیا در امنیت قرار دارد یا نه. اما همین ابزارها، اگر بدون چارچوب و آگاهی استفاده شوند، میتوانند به نوعی «کنترلگری پنهان» تبدیل شوند.
مطالعات روانشناسی کودک نشان میدهد که نظارت بیش از حد، بهویژه زمانی که بدون اطلاع کودک یا نوجوان انجام شود، احساس «زیر نظر بودن دائمی» را در ذهن او ایجاد میکند. این احساس میتواند به مرور زمان به اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و حتی اختلال در شکلگیری هویت مستقل منجر شود.
وقتی نگرانی به آسیب تبدیل میشود
کنترل مداوم و وسواسگونه یکی از نشانههای مراقبت سمی است. والدینی که بهطور مکرر موقعیت فرزند خود را چک میکنند، ناخواسته این پیام را منتقل میکنند که «دنیا جای خطرناکی است و تو به تنهایی قادر به مدیریت آن نیستی».
این پیامهای ناخودآگاه، اثرات عمیقی بر روان کودک یا نوجوان میگذارند:
کاهش حس خودکارآمدی: کودک باور میکند که بدون نظارت والدین نمیتواند از پس موقعیتهای روزمره برآید.
افزایش وابستگی: به جای رشد استقلال، وابستگی عاطفی و تصمیمگیری به والدین تقویت میشود.
پنهانکاری: نوجوان برای فرار از نظارت، به رفتارهای مخفیانه روی میآورد.
اضطراب دائمی: احساس «همیشه دیده شدن» میتواند سطح استرس را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، خانه که باید محل آرامش و امنیت باشد، به فضایی شبیه «بازجویی» یا «نظارت پلیسی» تبدیل میشود. این تغییر فضا، رابطه عاطفی میان والد و فرزند را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد.
امنیت واقعی در چه شرایطی معنا دارد؟
با وجود تمام این نگرانیها، نمیتوان نقش مثبت فناوری در افزایش امنیت کودکان را نادیده گرفت. مسئله اصلی، نحوه و زمان استفاده از این ابزارهاست.
کارشناسان حوزه تربیت کودک معتقدند که ردیابی میتواند در شرایط خاص، مفید و حتی ضروری باشد:
برای کودکان زیر ۱۰ سال: در این سن، کودکان هنوز توانایی کامل برای مدیریت خطرات محیطی را ندارند. استفاده محدود و آگاهانه از ابزارهای ردیابی میتواند به افزایش امنیت آنها کمک کند.
با اطلاع و رضایت فرزند: شفافیت، کلید اصلی اعتماد است. اگر کودک یا نوجوان بداند که چرا و چگونه ردیابی میشود، کمتر دچار احساس بیاعتمادی یا نقض حریم خصوصی خواهد شد.
استفاده در موقعیتهای خاص: مثلاً هنگام سفر، مسیرهای ناشناخته یا شرایط اضطراری. استفاده دائمی و بیوقفه، معمولاً توصیه نمیشود.
چه زمانی ردیابی به نقض اعتماد تبدیل میشود؟
در مقابل، برخی رفتارها بهوضوح در دسته «نقض اعتماد» قرار میگیرند:
برای نوجوانان بالای ۱۲ سال: در این سن، نیاز به استقلال و حریم خصوصی افزایش مییابد. نظارت شدید میتواند روند طبیعی رشد روانی را مختل کند.
نصب پنهانی برنامهها: جاسوسی دیجیتال، حتی اگر با نیت خیر انجام شود، پایههای اعتماد را تخریب میکند. اگر نوجوان متوجه این موضوع شود، بازسازی اعتماد بسیار دشوار خواهد بود.
بررسی جزئیات زندگی روزمره: چک کردن مداوم مکان، ارتباطات و فعالیتها، پیام «بیاعتمادی» را منتقل میکند و رابطه را به سمت تنش سوق میدهد.
پیامدهای بلندمدت کنترلگری دیجیتال
تحقیقات منتشر شده در منابعی مانند «انجمن روانشناسی آمریکا» و «یونیسف» نشان میدهد که نظارت بیش از حد میتواند اثرات بلندمدتی مانند اختلال در شکلگیری هویت مستقل، کاهش مهارت تصمیمگیری، افزایش رفتارهای پرخطر پنهانی و ضعف در مهارتهای اجتماعی داشته باشد.
نوجوانی که فرصت تجربه، اشتباه و یادگیری را نداشته باشد، در بزرگسالی نیز در مواجهه با چالشها دچار سردرگمی خواهد شد.
چگونه تعادل برقرار کنیم؟
برای استفاده سالم و مؤثر از ابزارهای ردیابی، رعایت چند اصل کلیدی ضروری است:
گفتوگوی مؤثر پیش از هر اقدامی: پیش از نصب هر برنامهای، با فرزند خود صحبت کنید. نگرانیهایتان را توضیح دهید و به دیدگاه او گوش دهید. این گفتوگو، پایهای برای اعتماد متقابل ایجاد میکند.
قرارداد شفاف و دوطرفه: با نوجوان خود یک «توافقنامه خانوادگی» تنظیم کنید. در این قرارداد مشخص شود که:
چه اطلاعاتی بررسی میشود
در چه شرایطی استفاده میشود
چه زمانی متوقف خواهد شد
این شفافیت، حس کنترل را کاهش میدهد.
کاهش تدریجی نظارت
با افزایش سن و بلوغ فرزند، میزان نظارت باید کاهش یابد. هدف نهایی، استقلال است نه وابستگی دائمی.
آموزش خودمدیریتی
به جای تکیه صرف بر ابزارها، مهارتهایی مانند تصمیمگیری، مدیریت زمان و تشخیص خطر را به فرزند خود آموزش دهید. این مهارتها، امنیت واقعی و پایدار را ایجاد میکنند.
وقتی مراقبت به کنترل تبدیل میشود؛ پشتپرده ردیابی فرزندان
نقش اعتماد در تربیت دیجیتال
اعتماد، یکی از مهمترین ارکان رابطه والد-فرزند است. بدون اعتماد، حتی پیشرفتهترین ابزارهای نظارتی نیز نمیتوانند امنیت واقعی ایجاد کنند.
وقتی نوجوان احساس کند که مورد اعتماد است، مسئولیتپذیری بیشتری نشان میدهد، کمتر به پنهانکاری روی میآورد و ارتباط صمیمیتری با والدین برقرار میکند. در مقابل، بیاعتمادی مداوم میتواند به شکاف عاطفی عمیق منجر شود.
فناوری، ابزار یا جایگزین تربیت؟
یکی از خطاهای رایج در دنیای امروز، جایگزین کردن فناوری به جای ارتباط انسانی است. ابزارهای ردیابی نمیتوانند جای گفتوگو، آموزش و حضور عاطفی والدین را بگیرند.
اگر رابطهای مبتنی بر اعتماد، احترام و گفتوگوی باز وجود داشته باشد، نیاز به نظارت شدید بهطور طبیعی کاهش مییابد.
امنیت واقعی از کجا میآید؟
ردیابی فرزندان، نه کاملاً خوب است و نه کاملاً بد. آنچه اهمیت دارد، نحوه استفاده، سن فرزند و کیفیت رابطه خانوادگی است.
امنیت واقعی، ترکیبی از اعتماد متقابل، آموزش مهارتهای زندگی، گفتوگوی مستمر و نظارت محدود و هدفمند است.
در نهایت، هدف تربیت این نیست که فرزند همیشه تحت کنترل باشد، بلکه این است که بتواند روزی بدون کنترل، درست تصمیم بگیرد.
لبه تیز فناوری، اگر با آگاهی و تعادل همراه نباشد، میتواند بهجای محافظت، به رابطهای آسیبزا تبدیل شود. انتخاب با والدین است، ساختن پلی از اعتماد یا دیواری از کنترل.
مشکلات گوارشی نوزادان را بشناسید؛ چه زمانی جای نگرانی نیست؟

بسیاری از نوزادان در ماههای نخست زندگی دچار مشکلاتی مانند دلدرد، رفلاکس یا بالا آوردن شیر میشوند که اغلب بخشی طبیعی از روند تکامل دستگاه گوارش است. با این حال آگاهی والدین از تفاوت میان علائم طبیعی و نشانههای هشداردهنده علاوه بر کاهش نگرانیهای بیمورد به تشخیص به موقع مواردی که نیازمند مراجعه به پزشک هستند، کمک میکند.
بسیاری از والدین به ویژه در ماههای نخست تولد فرزندشان با دیدن گریههای طولانی، بالا آوردن شیر یا تغییر در مدفوع نوزاد نگران میشوند و تصور میکنند فرزندشان به بیماری جدی مبتلا شده است. در حالی که متخصصان اطفال تاکید میکنند بخش قابل توجهی از مشکلات گوارشی نوزادان، نتیجه طبیعی تکامل دستگاه گوارش است و با گذشت زمان برطرف میشود. با این حال آشنایی با علائم طبیعی، شناخت نشانههای هشداردهنده و دانستن زمان مراجعه به پزشک، نقش مهمی در حفظ سلامت نوزاد و آرامش خاطر والدین دارد.
دستگاه گوارش نوزاد هنوز در حال رشد است
نوزاد با دستگاه گوارشی کاملا بالغ متولد نمیشود. معده، روده، آنزیمهای گوارشی و حتی باکتریهای مفید روده در ماههای نخست زندگی به تدریج تکامل پیدا میکنند. به همین دلیل ممکن است نوزاد در این دوران دچار نفخ، دلپیچه، بالا آوردن شیر یا تغییرات طبیعی در اجابت مزاج شود.
بر اساس توصیههای برخی پژوهشکدههای بهداشتی اطفال، بسیاری از این مشکلات بخشی از روند طبیعی رشد محسوب میشوند و در بیشتر موارد بدون نیاز به درمان خاص برطرف خواهند شد.
چرا مشکلات گوارشی در نوزادان شایع است؟
یکی از مهمترین دلایل بروز این مشکلات، نارس بودن نسبی دستگاه گوارش است. عضلات معده و روده هنوز هماهنگی کامل پیدا نکردهاند و حرکات آنها به تدریج منظم میشود. عامل دیگر شل بودن دریچه بین مری و معده است. این دریچه وظیفه جلوگیری از بازگشت محتویات معده را بر عهده دارد اما در نوزادان هنوز قدرت کافی ندارد و به همین دلیل برگشت مقدار کمی شیر پس از تغذیه بسیار شایع است.
از سوی دیگر میکروبیوم روده یا مجموعه باکتریهای مفید دستگاه گوارش نیز در حال شکلگیری است. این باکتریها نقش مهمی در هضم غذا، تقویت سیستم ایمنی و سلامت روده دارند و تا ماهها پس از تولد به تدریج به تعادل میرسند.
کولیک، گریهای که والدین را نگران میکند
یکی از شایعترین مشکلات گوارشی نوزادان، کولیک یا دل درد شیرخوارگی است. نوزاد مبتلا به کولیک معمولا در ساعات عصر یا شب بدون دلیل مشخص، گریههای شدید و طولانی دارد؛ در حالی که بین این حملات کاملا طبیعی به نظر میرسد، شیر میخورد، وزن میگیرد و معاینه پزشکی نیز طبیعی است.
پزشکان علت دقیق کولیک را هنوز به طور کامل نمیدانند اما مجموعهای از عوامل مانند تکامل دستگاه عصبی، رشد دستگاه گوارش، تجمع گاز روده و حساسیت بیشتر نوزاد به محرکهای محیطی در ایجاد آن نقش دارند.
خبر امیدوارکننده برای والدین این است که کولیک معمولا از حدود دو تا سه هفتگی آغاز میشود، در دو ماهگی به اوج میرسد و اغلب تا چهار یا پنج ماهگی بدون درمان خاص برطرف میشود.
بالا آوردن شیر همیشه بیماری نیست
بسیاری از نوزادان بعد از شیر خوردن مقداری از شیر را بالا میآورند. این وضعیت که رفلاکس فیزیولوژیک نام دارد، در اغلب موارد طبیعی است و تا پایان سال اول زندگی به تدریج کاهش مییابد. البته رفلاکس همیشه با بالا آوردن واضح همراه نیست. برخی نوزادان فقط هنگام یا بعد از تغذیه بی قرار میشوند، کمر خود را به عقب خم میکنند یا هنگام خواب ناراحتی نشان میدهند.
اگر نوزاد وزنگیری مناسبی داشته باشد، اشتهای خوبی داشته باشد و علائم دیگری مانند اختلال رشد یا مشکلات تنفسی وجود نداشته باشد، معمولا جای نگرانی نیست اما اگر رفلاکس باعث کاهش وزن، امتناع از شیر خوردن، سرفههای مکرر یا مشکلات تنفسی شود، باید توسط پزشک بررسی شود.
حساسیت به پروتئین شیر گاو
برخی نوزادان نسبت به پروتئین موجود در شیر گاو واکنش ایمنی نشان میدهند. این حساسیت ممکن است حتی در نوزادانی که فقط از شیر مادر تغذیه میکنند نیز دیده شود زیرا مقدار کمی از پروتئین شیر گاو میتواند از طریق رژیم غذایی مادر وارد شیر شود. مهمترین علائم این حساسیت شامل بیقراری مداوم در طول شبانه روز، وجود خون یا مخاط در مدفوع، اسهال، استفراغ و گاهی علائم پوستی مانند اگزما است.
تشخیص این بیماری باید توسط پزشک انجام شود و والدین نباید به طور خودسرانه شیر خشک یا رژیم غذایی مادر را تغییر دهند زیرا حذف غیرضروری مواد غذایی میتواند باعث کمبودهای تغذیهای شود.
چگونه والدین میتوانند مشکلات گوارشی را کمتر کنند؟
آروغ گرفتن را فراموش نکنید
یکی از سادهترین راهکارها برای کاهش نفخ و رفلاکس، گرفتن آروغ نوزاد است. هنگام شیر خوردن مقداری هوا وارد معده میشود و اگر خارج نشود، میتواند موجب بیقراری یا بالا آوردن شیر شود. پزشکان توصیه میکنند در فواصل شیردهی و همچنین پس از پایان تغذیه، نوزاد چند دقیقه در وضعیت مناسب قرار گیرد تا آروغ بزند.
نوزاد را بعد از شیر خوردن بلافاصله نخوابانید
نگه داشتن نوزاد در وضعیت عمودی به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پس از تغذیه میتواند احتمال بازگشت شیر را کاهش دهد. البته باید توجه داشت که برای خواب، نوزاد همیشه باید به پشت روی سطح صاف و ایمن خوابانده شود، زیرا این وضعیت خطر سندرم مرگ ناگهانی شیرخوار را کاهش میدهد.
تکنیک صحیح شیردهی اهمیت زیادی دارد
چسبیدن صحیح دهان نوزاد به سینه یا استفاده درست از شیشه شیر، از بلع هوای اضافی جلوگیری میکند و احتمال نفخ، دلدرد و رفلاکس را کاهش میدهد. اگر مادر هنگام شیردهی درد دارد یا نوزاد مرتب هوا میبلعد، بهتر است از مشاور شیردهی یا پزشک کمک بگیرد.
در شروع غذای کمکی عجله نکنید
با آغاز تغذیه تکمیلی بهتر است هر غذای جدید به تنهایی و با فاصله حدود سه تا پنج روز معرفی شود. این کار کمک میکند اگر نوزاد به ماده غذایی خاصی حساسیت داشته باشد، علت آن راحتتر شناسایی شود. متخصصان توصیه میکنند شروع غذای کمکی از حدود شش ماهگی و مطابق نظر پزشک انجام شود.
چه زمانی باید سریع به پزشک مراجعه کرد؟
اگرچه بیشتر مشکلات گوارشی نوزادان طبیعی هستند اما برخی علائم میتوانند نشانه بیماریهای جدی باشند و نیاز به بررسی فوری دارند. استفراغ سبزرنگ یا زرد تیره یکی از مهمترین علائم هشداردهنده است، زیرا ممکن است نشانه انسداد روده باشد.
بیحالی شدید، کاهش هوشیاری، خشکی دهان، کاهش تعداد پوشک خیس و گریه بدون اشک نیز میتوانند از علائم کمآبی بدن باشند که به رسیدگی سریع پزشکی نیاز دارند.
تب بالاتر از ۳۸ درجه سانتیگراد در نوزادان، بهویژه در شیرخواران زیر سه ماه نیز یک وضعیت اورژانسی محسوب میشود و نباید به صورت خودسرانه درمان شود.
همچنین اگر شکم نوزاد به طور غیرطبیعی متورم، سفت و دردناک شود یا نوزاد استفراغهای مکرر همراه با کاهش وزن داشته باشد، مراجعه فوری به پزشک ضروری است.
آرامش والدین بخشی از درمان است
گریههای مکرر نوزاد میتواند والدین را خسته و مضطرب کند اما باید به خاطر داشت که بیشتر مشکلات گوارشی دوران شیرخوارگی موقتی هستند و با رشد نوزاد بهبود پیدا میکنند. اضطراب بیش از حد والدین گاهی باعث تغییرات غیرضروری در شیر خشک، مصرف داروهای بدون تجویز پزشک یا حذف مواد غذایی مختلف از رژیم مادر میشود. این مسائل نه تنها کمکی نمیکنند، بلکه ممکن است مشکلات جدیدی ایجاد کنند.
بهترین راهکار این است که والدین ضمن حفظ آرامش، وضعیت کلی نوزاد مانند وزنگیری، اشتها، خواب، فعالیت و دفعات ادرار را زیر نظر داشته باشند و در صورت مشاهده علائم هشداردهنده یا تداوم مشکلات، با پزشک متخصص اطفال مشورت کنند.
در نهایت بیشتر دلدردها، رفلاکسهای خفیف و بیقراریهای گوارشی، بخشی طبیعی از ماههای نخست زندگی هستند. آگاهی والدین از روند طبیعی رشد دستگاه گوارش، رعایت اصول صحیح شیردهی و شناخت علائم خطر، مهمترین ابزار برای مراقبت از سلامت نوزاد و پیشگیری از نگرانیهای بیمورد است.
اعتیاد دیجیتال؛ میراث ناخواسته والدین برای فرزندان

شاید عادت کودک به گوشی از همان جایی شروع شود که برای چند دقیقه آرامش، تلفن همراه را جلوی چشمش میگیریم؛ پنج دقیقهای که کمکم میشود راهحل هر بیحوصلگی، گریه و سکوت.
کودک بیقرار است، غذا نمیخورد، در ماشین حوصلهاش سر رفته یا مادر و پدر فقط چند دقیقه سکوت میخواهند. گوشی را دستش میدهیم و ناگهان همهچیز آرام میشود. کودک ساکت میشود، غذا میخورد، در صندلی ماشین مینشیند و والدین هم نفسی تازه میکنند.
چند روز بعد، همان پنج دقیقه میشود ده دقیقه. بعد گوشی تبدیل میشود به راهحل همیشگی بیحوصلگی. کودک وقتی ناراحت است گوشی میخواهد، وقتی منتظر است گوشی میخواهد، وقتی غذا میخورد گوشی میخواهد و حتی گاهی برای خوابیدن هم به صفحهنمایش نیاز پیدا میکند.
آنوقت یک روز والدین با نگرانی میگویند: «بچهام به گوشی وابسته شده؛ چه کار کنیم؟»
اما شاید بخشی از ماجرا را باید چند قدم عقبتر دید؛ به همان روزهایی که گوشی را نه بهعنوان یک وسیله سرگرمی، بلکه بهعنوان پستانک دیجیتال، پرستار، جایزه، آرامکننده و راه فرار از بیحوصلگی وارد زندگی کودک کردیم.
این البته به معنای مقصر دانستن والدین نیست. پدر و مادر امروز در شرایطی زندگی میکنند که کار، خستگی، فشار اقتصادی، کمبود وقت و دسترسی دائمی به فناوری، مدیریت رسانه را بسیار دشوار کرده است. مسئله این نیست که «گوشی بد است» یا والدین نباید از تلفن همراه استفاده کنند. مسئله این است که کودک چه زمانی، برای چه کاری، با چه محتوایی و در چه شرایطی از صفحهنمایش استفاده میکند؛ و مهمتر از همه، خودش چه الگویی از مصرف رسانه در خانه میبیند.
حتی آکادمی پزشکی اطفال آمریکا در توصیههای جدید خود تأکید میکند که مسئله را نمیتوان فقط با یک عدد ثابت برای «ساعت مجاز صفحهنمایش» حل کرد؛ سن، مرحله رشد، نوع محتوا، کیفیت استفاده و اینکه رسانه چه فعالیتهایی مانند خواب، بازی، تحرک و ارتباط خانوادگی را کنار میزند، اهمیت دارد.
ما فقط گوشی را به کودک نمیدهیم؛ یک «الگوی رفتاری» به او میدهیم
کودک بیش از آنکه به توصیههای ما گوش کند، رفتار ما را تماشا میکند. اگر هنگام غذا خوردن مدام گوشی را چک کنیم، اگر وسط بازی کودک پیامهایمان را جواب بدهیم، اگر هر بار چند دقیقه سکوت خواستیم خودمان به سراغ تلفن همراه برویم، برای کودک یک پیام ساده شکل میگیرد: هر وقت حوصلهام سر رفت، ناراحت شدم یا چیزی برای انجام دادن نداشتم، تلفن همراه راهحل است.
پژوهشگران برای دخالت گوشی در تعامل والد و کودک اصطلاح «Technoference» را به کار میبرند؛ یعنی تلفن همراه آنقدر وارد تعامل روزمره میشود که ارتباط والد و کودک را قطع یا مختل میکند.
در یک مطالعه روی خانوادههای دارای کودک خردسال، استفاده مسئلهساز والدین از تلفن همراه با وقفه بیشتر در تعامل والد وکودک ارتباط داشت و این وقفه نیز با مشکلات رفتاری کودک مرتبط بود.
حتی پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶ روی ۶۲۱ والد کودکان ۳ تا ۱۲ ساله نشان داد « استفاده والدین از گوشی » و اختلالی که این استفاده در تعامل آنها با کودک ایجاد میکند، با عملکردهای اجرایی والد و کودک ارتباط دارد؛ البته این مطالعه نیز درباره رابطههاست و نباید از آن نتیجه علت و معلولی قطعی گرفت.
اشتباه اول؛ گوشی را تبدیل به «آرامکننده» میکنیم
یکی از خطرناکترین عادتها شاید همین باشد.
کودک گریه میکند؛ گوشی.
کودک عصبانی است؛ گوشی.
در مطب منتظریم؛ گوشی.
در رستوران بیقرار شده؛ گوشی.
در ماشین حوصلهاش سر رفته؛ گوشی.
والدین ممکن است از سر خستگی یا برای اینکه موقعیت را مدیریت کنند چنین کاری کنند؛ اما اگر این اتفاق مرتب تکرار شود، کودک فرصت کمتری پیدا میکند تا مهارتهای دیگری برای تحمل ناراحتی، انتظار، بیحوصلگی و تنظیم هیجان یاد بگیرد.
جالب اینکه دادههای «Common Sense Census 2025» درباره کودکان صفر تا هشت سال در آمریکا نشان میدهد این رفتار چقدر رایج است: ۶۶ درصد والدین گفتهاند دستکم گاهی از رسانه برای سرگرم نگه داشتن کودک وقتی خودشان کاری دارند یا به زمانی برای خود نیاز دارند استفاده میکنند؛ ۴۷ درصد از رسانه بهعنوان پاداش رفتار خوب استفاده میکنند و ۲۵ درصد نیز گفتهاند گاهی از رسانه برای آرام کردن کودک عصبانی یا ناراحت استفاده میکنند. همچنین ۱۷ درصد گفتهاند کودکشان گاهی یا اغلب از یک وسیله همراه برای آرام شدن هنگام عصبانیت، ناراحتی یا غم استفاده میکند.
این اعداد را نباید به همه خانوادههای دنیا تعمیم داد، اما یک الگوی مهم را نشان میدهد: تلفن همراه در بسیاری از خانوادهها فقط وسیله سرگرمی نیست؛ به ابزار مدیریت رفتار و هیجان تبدیل شده است. و این همان جایی است که باید تأمل کرد.
اگر هر بار کودک ناراحت میشود، پیش از آنکه فرصت پیدا کند با ناراحتی خودش کنار بیاید، یک صفحه روشن جلوی او بگذاریم، ممکن است ناخواسته به او یاد بدهیم که برای فرار از احساس ناخوشایند، همیشه باید چیزی بیرون از خودش پیدا کند.
اشتباه دوم؛ گوشی را جای «حوصله سر رفتن» میگذاریم
ما بزرگترها گاهی از بیحوصلگی فرار میکنیم و همان را از کودک هم دریغ میکنیم.
کودک در ماشین نشسته و به بیرون نگاه میکند؛ گوشی.
در صف ایستاده؛ گوشی
در رستوران منتظر غذاست؛ گوشی
در خانه چند دقیقه کاری برای انجام دادن ندارد؛ گوشی.
در حالی که بیحوصلگی الزاماً یک مشکل نیست.
بخشی از بازی، تخیل و خلاقیت کودک دقیقاً از همین خلأها شروع میشود. کودک وقتی هیچ سرگرمی آمادهای جلویش نیست، مجبور میشود چیزی بسازد، داستانی خلق کند، با خواهر و برادرش بازی کند، سؤال بپرسد یا حتی مدتی فقط مشاهده کند.
سازمان جهانی بهداشت نیز در توصیههای مربوط به کودکان زیر پنج سال بر اهمیت جایگزین کردن زمان بیتحرکی با بازی فعال و فعالیتهای تعاملی غیرصفحهای مانند کتابخوانی، قصهگویی، آواز خواندن و پازل تأکید کرده است. بنابراین سؤال فقط این نیست که «کودک روزی چند دقیقه گوشی دستش است؟» سؤال مهمتر این است: اگر گوشی را از او بگیریم، چه جایگرینی برای او داریم؟
اگر پاسخ «هیچ چیز» باشد، احتمالاً مسئله فقط محدود کردن گوشی نیست؛ مسئله، خالی بودن زندگی کودک از جایگزینهای جذاب و واقعی است.
اشتباه سوم؛ گوشی را جایزه میکنیم
«اگر غذاتو بخوری، گوشی میدم.»
«اگر مشقت رو بنویسی، نیم ساعت بازی کن.»
«اگر ساکت باشی، میتونی با گوشی بازی کنی.»
این روش در کوتاهمدت جواب میدهد؛ کودک رفتار موردنظر ما را انجام میدهد و ما هم احساس میکنیم یک ابزار مؤثر تربیتی در اختیار داریم. اما با تکرار این الگو، گوشی از یک وسیله معمولی به کالای بسیار باارزش تبدیل میشود.
در نتیجه ممکن است ارزش خود فعالیتهای دیگر پایینتر به نظر برسد؛ چون جذابترین جایزه همیشه در پایان آنها قرار گرفته است. به همین دلیل بهتر است همه چیز را به جنگ «محرومیت از گوشی» تبدیل نکنیم. قرار نیست گوشی آنقدر جذاب تعریف شود که تمام زندگی کودک در مقایسه با آن کسلکننده به نظر برسد.
اشتباه چهارم؛ خودمان مدام گوشی دستمان است اما از کودک انتظار دیگری داریم
این شاید سختترین قسمت ماجرا باشد. والد میگوید: «اینقدر گوشی دستت نباشه.»
کودک به اطراف نگاه میکند و میبیند پدر هنگام تماشای تلویزیون تلفن همراهش را چک میکند؛ مادر هنگام بازی با او پیام میدهد؛ سر میز غذا گوشی روی میز است؛ در مهمانی، بزرگترها سرشان در گوشی است. کودک شاید چیزی نگوید، اما الگو را میبیند.
آکادمی پزشکی اطفال آمریکا نیز «الگو بودن والدین» را بخش مهمی از مدیریت رسانه میداند و تأکید میکند برنامه رسانهای خانواده باید والدین را هم شامل شود، نه اینکه فقط برای کودک قانون نوشته شود.
حتی یک مطالعه جدیدتر روی ۳۰۰۰ دانشآموز پایه چهارم نیز نشان داده بود استفاده از تلفن همراه در تعامل والد و کودک با استفاده مسئلهساز کودک از گوشی ارتباط دارد و رابطه والد و کودک و سبک فرزندپروری در این ارتباط نقش واسطهای دارند. پس شاید اولین سؤال قبل از اینکه بگوییم «چرا بچهام اینقدر گوشی دستش میگیرد؟» این باشد:«من چند بار در روز جلوی او گوشیام را بیدلیل چک میکنم؟»
اشتباه پنجم؛ برای کودک گوشی میخریم، اما «قانون استفاده» را به او نمیگوییم
داشتن گوشی بهخودیخود تعیینکننده میزان استفاده کودک از آن نیست. ممکن است یک کودک گوشی شخصی داشته باشد و مصرفش بسیار کنترلشده باشد و کودک دیگری فقط به گوشی والدین دسترسی داشته باشد اما ساعتها درگیر صفحهنمایش شود.
مسئله، مجموعهای از عادتهاست: چه محتوایی؟ چه زمانی؟ کجا؟ با چه کسی؟ برای چه هدفی؟
گزارش ۲۰۲۵ Common Sense درباره کودکان صفر تا هشت سال نشان میدهد نزدیک به یکچهارم کودکان تا هشت سالگی تلفن همراه شخصی دارند و ۴۰ درصد کودکان تا دو سالگی تبلت دارند. در همین گزارش، زمان کلی استفاده از صفحهنمایش برای این گروه سنی حدود ۲.۵ ساعت در روز گزارش شده و بازی دیجیتال نسبت به چهار سال قبل ۶۵ درصد افزایش یافته است.
اما یک عدد دیگر از همین گزارش شاید از همه مهمتر باشد: ۷۵ درصد والدین کودکانی که از رسانه استفاده میکنند، هیچ ابزار یا تنظیماتی برای محدود کردن زمان صفحهنمایش به کار نمیبرند. یعنی مسئله فقط «بچهها زیاد گوشی استفاده میکنند» نیست؛ گاهی خانواده اصلاً یک نظام مشخص برای استفاده از رسانه ندارد.
محروم کردن ناگهانی کودک از گوشی، در بسیاری از خانوادهها فقط به یک جنگ تمامعیار تبدیل میشود.راهکار مؤثرتر این است که قانون را از «کودک» به «خانواده» منتقل کنیم. یعنی به جای اینکه بگوییم: «تو نباید گوشی دستت بگیری.» بگوییم: «در خانه ما، هنگام غذا گوشی نداریم.» این تفاوت کوچک بسیار مهم است چون کودک احساس نمیکند قانون فقط برای او ساخته شده است.
برای گوشی جایگزین بسازیم
اگر قرار است صفحهنمایش کمتر شود، باید چیزی در زندگی کودک بیشتر شود.بازی، دوچرخه، پارک، کتاب، نقاشی،آشپزی با پدر و مادر، کمک کردن در کار خانه و…
آکادمی پزشکی اطفال آمریکا هم در برنامه رسانهای خانواده بر این نکته تأکید دارد که استفاده از رسانه نباید فعالیتهای مهم رشد، از جمله خواب، فعالیت بدنی و ارتباط حضوری را کنار بزند. در واقع، هدف این نیست که کودک را از دنیای دیجیتال بیرون بکشیم؛ چنین چیزی نه ممکن است و نه لزوماً مطلوب. هدف این است که گوشی یکی از بخشهای زندگی کودک باشد، نه مرکز زندگی او.
قبل از گرفتن گوشی از دست کودک، گوشی را از دست خودمان زمین بگذاریم. گاهی ما از کودک انتظار داریم بتواند در برابر چیزی مقاومت کند که خودمان هم در برابرش چندان مقاوم نیستیم. کودکی که میبیند بزرگترها در هر لحظهای از روز را با اسکرول کردن پر میکنند، طبیعی است که صفحهنمایش را یکی از جذابترین پاسخها به زندگی بداند. بنابراین اصلاح رابطه کودک با گوشی، از رفتار خانواده شروع میشود. از اینکه وقتی کودک حرف میزند، گوشی را کنار بگذاریم و به چشمهایش نگاه کنیم. از اینکه وقتی بیحوصله شد، بلافاصله گوشی را به او ندهیم. از اینکه اجازه دهیم گاهی منتظر بماند، حوصلهاش سر برود، شکست بخورد، ناراحت شود و آرامآرام یاد بگیرد احساساتش را بدون بازی با گوشی مدیریت کند.
رژیم کتوژنیک؛ نکاتی که پیش از شروع باید بدانید

این روزها رژیمهای غذایی مختلفی برای کاهش وزن و بهبود سبک زندگی پیشنهاد میشوند. در میان این روشها رژیم کتوژنیک به دلیل کاهش شدید مصرف کربوهیدرات و افزایش سهم چربی در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
رژیم کتوژنیک در سالهای اخیر به یکی از شناختهشدهترین الگوهای غذایی برای کاهش وزن تبدیل شده است. این رژیم که با محدود کردن شدید کربوهیدراتها، سهم چربی را بالا میبرد تا بدن به جای تکیه بیشتر بر قند، از چربی و کتونها برای تامین انرژی استفاده کند. با این حال کتوژنیک صرفا یک برنامه لاغری ساده نیست و در برخی شرایط، به ویژه درمان بعضی انواع صرع، کاربرد پزشکی دارد. بنابراین فواید احتمالی آن باید در کنار محدودیتها، عوارض و شرایطی که اجرای آن میتواند خطرناک باشد، بررسی شود.
رژیم کتوژنیک چیست و چگونه عمل میکند؟
کتوژنیک یا «کِتو» یک رژیم غذایی بسیار کمکربوهیدرات، پرچرب و با مقدار متناسب پروتئین است. در این الگوی غذایی، مصرف مواد غذایی سرشار از کربوهیدرات مانند نان، برنج، ماکارونی، شیرینی، نوشیدنیهای شیرین و بسیاری از محصولات غلات بهشدت کاهش پیدا میکند و در مقابل، چربی سهم بیشتری از انرژی روزانه را تامین میکند.
کاهش شدید کربوهیدرات باعث میشود ذخایر گلیکوژن بدن کاهش پیدا کند و بدن برای تامین انرژی بیشتر به سراغ چربیها برود. کبد نیز از اسیدهای چرب، موادی به نام «کتون» تولید میکند که میتوانند بهعنوان منبع انرژی مورد استفاده قرار گیرند. به این وضعیت «کتوز» گفته میشود. در واقع هدف اصلی رژیم کتوژنیک، ایجاد و حفظ همین وضعیت متابولیکی است. البته کتوژنیک به معنای حذف کامل کربوهیدرات یا مصرف نامحدود چربی نیست. نوع مواد غذایی و مقدار مصرف آنها اهمیت زیادی دارد و یک رژیم کتوژنیک درمانی، به ویژه برای بیماران مبتلا به صرع، باید به شکل دقیق تنظیم و پایش شود.
آیا کتوژنیک واقعا باعث کاهش وزن میشود؟
یکی از مهمترین دلایل محبوبیت رژیم کتوژنیک، تاثیر آن بر کاهش وزن است. محدود کردن کربوهیدرات میتواند در کوتاهمدت به کاهش وزن منجر شود و در برخی افراد کنترل اشتها و کاهش دریافت کالری نیز در این روند نقش دارد.با این حال نباید کاهش وزن اولیه را همیشه به معنای از بین رفتن سریع چربی بدن دانست. در آغاز رژیم، کاهش ذخایر گلیکوژن و آب همراه آن نیز میتواند باعث افت قابل توجه وزن روی ترازو شود. به همین دلیل بخشی از کاهش وزن روزهای نخست ممکن است ناشی از تغییر آب بدن باشد.
از طرف دیگر پایبندی طولانی مدت به رژیمهای بسیار محدودکننده برای همه افراد آسان نیست. در بررسیهای پزشکی نیز تاکید شده است که اثرات بلندمدت کتوژنیک برای کاهش وزن و برخی بیماریهای متابولیک هنوز به اندازه کافی روشن نیست و توانایی فرد برای ادامه رژیم اهمیت زیادی دارد. بنابراین کتوژنیک را نباید یک راه میانبر برای لاغری دانست. کاهش وزن پایدار معمولا به مجموعهای از عوامل از جمله میزان انرژی دریافتی، کیفیت مواد غذایی، فعالیت بدنی و امکان ادامه رژیم در بلندمدت وابسته است.
تاثیر احتمالی کتوژنیک بر قند خون
یکی دیگر از موضوعاتی که درباره رژیم کتوژنیک مطرح میشود، تاثیر آن بر قند خون است. کاهش شدید کربوهیدرات میتواند میزان افزایش قند خون بعد از وعدههای غذایی را کاهش دهد و در برخی افراد مبتلا به دیابت نوع ۲، کاهش وزن و بهبود کنترل قند خون مشاهده شده است. اما این موضوع به معنای مناسب بودن کتوژنیک برای تمام مبتلایان به دیابت نیست. وقتی فرد مصرف کربوهیدرات را بهشدت کاهش میدهد، ممکن است نیاز بدن به برخی داروهای کاهشدهنده قند یا انسولین تغییر کند. در صورتی که دارو بدون هماهنگی پزشک ادامه پیدا کند، خطر افت بیش از حد قند خون وجود دارد.
در دیابت نوع یک موضوع حساستر است. محدودیت شدید کربوهیدرات میتواند در شرایط خاص خطر کتواسیدوز دیابتی را افزایش دهد. به همین دلیل افراد مبتلا به دیابت نباید بدون نظر پزشک سراغ رژیم کتوژنیک بروند، بهخصوص اگر انسولین یا داروهای موثر بر قند خون مصرف میکنند.
آیا چربیهای خون با کتوژنیک بهتر میشوند؟
رژیم کتوژنیک میتواند روی چربیهای خون نیز اثر بگذارد اما این اثر برای همه افراد یکسان نیست. برخی مطالعات کاهش تریگلیسرید و افزایش HDL یا همان کلسترول خوب را گزارش کردهاند. بررسی ها نشان میدهد رژیم کتوژنیک بهطور متوسط تریگلیسرید را کاهش میدهد اما همزمان در برخی شرایط با افزایش LDL و کلسترول تام نیز همراه بوده است. بنابراین نمیتوان تنها با مشاهده افزایش HDL یا کاهش تریگلیسرید، نتیجه گرفت که رژیم برای سلامت قلب همه افراد مناسب است.
نوع چربیهای مصرفی نیز اهمیت دارد. استفاده بیشتر از روغن زیتون، مغزها، دانهها، ماهی و سایر منابع چربیهای غیراشباع، انتخاب متفاوتی با مصرف زیاد کره، چربیهای حیوانی و گوشتهای فرآوری شده است.
کتوژنیک و درمان صرع مقاوم به دارو
یکی از مهمترین کاربردهای پزشکی رژیم کتوژنیک، درمان برخی بیماران مبتلا به صرع است؛ بهویژه افرادی که تشنجهایشان با داروهای ضدتشنج به اندازه کافی کنترل نمیشود. انجمن بینالمللی مقابله با صرع، رژیمهای کتوژنیک را بهعنوان یکی از درمانهای تغذیهای مورد استفاده در این شرایط معرفی میکند.
این نوع رژیم با برنامههای رایج کاهش وزن تفاوت دارد و باید مقدار چربی، کربوهیدرات و پروتئین آن با دقت تنظیم شود. در برخی مراکز، شروع رژیم برای کودکان مبتلا به صرع با نظارت نزدیک تیم درمانی انجام میشود و عملکرد کلیه و کبد، الکترولیتها و برخی ریزمغذیها نیز مورد بررسی قرار میگیرد. بنابراین اگرچه کتوژنیک میتواند در درمان صرع نقش داشته باشد، این کاربرد به معنای آن نیست که هر فرد مبتلا به صرع میتواند بهصورت خودسرانه رژیم کتو بگیرد.
عوارض اولیه
تغییر ناگهانی رژیم غذایی و کاهش شدید کربوهیدرات میتواند در روزها یا هفتههای نخست علائمی مانند سردرد، خستگی، سرگیجه، گرفتگی عضلات و احساس ضعف ایجاد کند. تغییر در میزان آب و الکترولیتهای بدن یکی از عواملی است که میتواند در بروز این علائم نقش داشته باشد. مشکلات گوارشی نیز از عوارض نسبتا شناختهشده هستند. یبوست، تهوع، دلدرد یا تغییر اجابت مزاج ممکن است در برخی افراد رخ دهد، به خصوص اگر رژیم با کاهش شدید مصرف سبزیجات و منابع فیبر همراه باشد. بررسیهای جدید نیز یبوست را یکی از شایعترین عوارض گزارششده در رژیمهای کتوژنیک دانستهاند.
بوی خاص دهان نیز ممکن است در دوران کتوز ایجاد شود. این بو به تولید و دفع ترکیبات کتونی مربوط است و در بعضی افراد پس از سازگاری بدن کاهش پیدا میکند.
خطر کمآبی و اختلال الکترولیتها
با کاهش مصرف کربوهیدرات، ذخایر گلیکوژن بدن کاهش مییابد و همراه با آن آب بیشتری دفع میشود. به همین دلیل، برخی افراد در شروع رژیم بیشتر دچار تشنگی، خشکی دهان، سردرد یا سرگیجه میشوند.
مصرف آب کافی اهمیت دارد اما موضوع فقط آب نیست. تعادل الکترولیتهایی مانند سدیم، پتاسیم و منیزیم نیز اهمیت دارد. با این حال، افزودن خودسرانه مکملهای الکترولیتی یا مصرف مقادیر زیاد نمک برای همه افراد مناسب نیست، به خصوص کسانی که بیماری قلبی، فشار خون بالا یا بیماری کلیوی دارند. مقدار مناسب باید با توجه به وضعیت فرد تعیین شود.
یبوست یکی از مشکلات رایج کتوژنیک
یکی از اشتباههای رایج در اجرای کتوژنیک، حذف بسیاری از منابع کربوهیدرات بدون جایگزین کردن منابع مناسب فیبر است. اگر فرد نان، غلات، حبوبات و بسیاری از میوهها را حذف کند اما سبزیجات کمکربوهیدرات را نیز به اندازه کافی مصرف نکند، دریافت فیبر میتواند کاهش پیدا کند. سبزیجاتی مانند اسفناج، بروکلی، کاهو، خیار و دیگر سبزیجات کمکربوهیدرات میتوانند در تامین فیبر و برخی ویتامینها کمککننده باشند. با این حال، انتخاب مواد غذایی باید متنوع باشد تا رژیم غذایی از نظر ریزمغذیها فقیر نشود.
آیا کتوژنیک میتواند به کلیهها آسیب بزند؟
پاسخ به این سؤال ساده نیست و به وضعیت سلامت فرد، نوع رژیم و مدت اجرای آن بستگی دارد. با این حال، افزایش خطر سنگ کلیه یکی از نگرانیهای شناختهشده در رژیمهای کتوژنیک، به ویژه در رژیمهای درمانی صرع است. برای افراد مبتلا به بیماری مزمن کلیه، موضوع جدیتر است. شواهد درباره ایمنی و فایده کتو در این بیماران محدود است و منابع تخصصی توصیه میکنند این افراد رژیم را بدون ارزیابی پزشکی شروع نکنند.
چه کسانی نباید خودسرانه کتوژنیک بگیرند؟
رژیم کتوژنیک برای برخی افراد میتواند نامناسب یا نیازمند نظارت پزشکی باشد. مبتلایان به بیماری کلیوی یا کبدی، افراد مبتلا به برخی بیماریهای زمینهای، زنان باردار یا کسانی که قصد بارداری دارند و افرادی که داروهای خاص مصرف میکنند، باید پیش از شروع رژیم با پزشک مشورت کنند.
در دوران بارداری و شیردهی نیز شواهد درباره درمانهای کتوژنیک محدود است و حتی در زمینه صرع، متخصصان بر ضرورت بررسی دقیق شرایط فرد تأکید کردهاند. بنابراین اجرای خودسرانه رژیم بسیار محدودکننده در این دورهها توصیه نمیشود. کودکان و نوجوانان نیز نباید برای کاهش وزن، بدون ارزیابی متخصص تغذیه یا پزشک وارد چنین رژیم محدودی شوند. در کودکان مبتلا به صرع، کتوژنیک یک درمان تخصصی و تحت نظارت و نه یک رژیم عمومی خانگی است.
داروها را نباید با شروع کتوژنیک خودسرانه تغییر داد
یکی از مهمترین نکات ایمنی این است که رژیم کتوژنیک میتواند نیاز بدن به بعضی داروها را تغییر دهد. این موضوع بهخصوص درباره داروهای دیابت اهمیت دارد، زیرا کاهش شدید کربوهیدرات ممکن است احتمال افت قند خون را افزایش دهد. افرادی که انسولین، برخی داروهای پایینآورنده قند خون، داروهای فشار خون یا داروهای ادرارآور مصرف میکنند نیز بهتر است پیش از تغییر جدی رژیم غذایی با پزشک مشورت کنند. در برخی موارد، با کاهش وزن و تغییر مصرف کربوهیدرات، فشار خون یا قند خون تغییر میکند و لازم است درمان دارویی نیز تحت نظر پزشک بازبینی شود.
چگونه کتوژنیک را ایمنتر اجرا کنیم؟
اگر پزشک یا متخصص تغذیه اجرای رژیم کتوژنیک را برای فرد مناسب تشخیص دهد، کیفیت مواد غذایی اهمیت زیادی دارد. انتخاب چربیهای سالم مانند روغن زیتون، مغزها، دانهها و ماهی میتواند گزینه مناسبتری نسبت به تکیه زیاد بر چربیهای اشباع و گوشتهای فرآوریشده باشد. همچنین نباید سبزیجات را به دلیل داشتن مقدار اندکی کربوهیدرات حذف کرد. سبزیجات کمکربوهیدرات میتوانند به تامین فیبر، ویتامینها و مواد معدنی کمک کنند. دریافت مایعات کافی نیز اهمیت دارد و در صورت نیاز، وضعیت الکترولیتها باید با نظر متخصص بررسی شود.
کتوژنیک رژیم معجزهآسا نیست
رژیم کتوژنیک میتواند برای برخی افراد مزایایی مانند کاهش وزن کوتاهمدت و بهبود برخی شاخصهای قند و چربی خون داشته باشد و در شرایط خاص، یک درمان تغذیهای معتبر برای صرع مقاوم به دارو محسوب میشود. اما همین رژیم میتواند باعث یبوست، سردرد، خستگی، کمآبی، اختلالات الکترولیتی و در برخی افراد افزایش خطر سنگ کلیه شود.
به همین دلیل، کتوژنیک را نباید صرفا به دلیل محبوبیت آن در شبکههای اجتماعی، یک روش سریع و بیخطر برای لاغری تصور کرد. برای فرد سالمی که صرفا قصد کاهش وزن دارد نیز بهتر است پیش از شروع یک رژیم بسیار محدودکننده، وضعیت سلامت، داروهای مصرفی، سابقه بیماری و امکان ادامه رژیم در بلندمدت بررسی شود.
در نهایت بهترین رژیم غذایی الزاما رژیمی نیست که سریعترین کاهش وزن را ایجاد کند، بلکه رژیمی است که در کنار تامین نیازهای بدن، با شرایط فرد سازگار باشد و بتوان آن را به شکل پایدار و ایمن ادامه داد. کتوژنیک در برخی افراد میتواند ابزار مفیدی باشد اما برای همه مناسب نیست و در موارد درمانی، جایگاه آن باید در چارچوب پزشکی و تغذیهای تخصصی تعیین شود.
جملاتی که حال افراد مضطرب را بدتر میکند

دیدن اضطراب یک دوست یا عزیز، ما را به تلاش برای آرام کردن او وامیدارد، اما بسیاری از جملههایی که از سر محبت میگوییم، نتیجهی عکس دارند. دلیلش ساده است: فرد مضطرب قادر نیست احساسش را با منطق کنترل کند.
دیدن اضطراب یک دوست یا عزیز، ما را به تلاش برای آرام کردن او وامیدارد، اما بسیاری از جملههایی که از سر محبت میگوییم، نتیجهی عکس دارند. دلیلش ساده است: فرد مضطرب قادر نیست احساسش را با منطق کنترل کند. اضطراب یک واکنش واقعی و غیرارادی است، نه ضعف یا بیارادگی. پس بهتر است بدانیم چه جملههایی ناخواسته باعث فشار بیشتر میشوند و چگونه میتوانیم جایگزینهای همدلانهتر استفاده کنیم.
نگران نباش
این جمله شاید دلسوزانه باشد، اما برای فرد مضطرب نه تنها اثری ندارد بلکه حس بیتوجهی را منتقل میکند. فردی که اضطراب دارد از نگرانی خود آگاه است، اما نمیتواند آن را متوقف کند. وقتی به او میگوییم «نگران نباش»، در واقع احساساتش را کوچک و غیرمنطقی جلوه دادهایم. در نتیجه، او احساس میکند جدی گرفته نمیشود و بیشتر در خود فرو میرود. جملهای مانند «میفهمم الان نگرانی خیلی اذیتت میکنه، میخوای برام تعریف کنی چه چیزی باعثش شده؟» به او حس درک و امنیت میدهد.
به خودت متکی باش
در لحظههای اضطراب، مغز و بدن پر از فشار است، تمرکز و تصمیمگیری سخت میشود و فرد حس ناتوانی میکند. توصیهی «به خودت متکی باش» در این موقعیت سنگین به نظر میرسد؛ گویی ما باری تازه به دوش او گذاشتهایم. این نوع جمله به جای اینکه قدرت بدهد، احساس ضعف را بیشتر میکند. بهتر است با همراهی و همکاری، حس حمایت ایجاد کنیم: «دوست داری با هم ببینیم الان چه کاری میتونه حالت رو بهتر کنه؟ من کنارتم.»
اینجوری خودت را مریض میکنی
این جمله در ظاهر هشداردهنده است اما در واقع تهدیدآمیز و ترسزاست. فرد مضطرب خود میداند که حالش خوب نیست؛ گفتن چنین عبارتی فقط به اضطراب موجود، ترسی تازه اضافه میکند، مثلاً ترس از بیمار شدن. درحالیکه بدن و ذهن به طور طبیعی در اضطراب واکنش فیزیکی نشان میدهند، یادآوری خطر در آن لحظه نتیجهی معکوس دارد. جملهای مثل «میدونم این فشار بدنت رو خسته کرده، بیا ببینیم چطور میتونیم آرومت کنیم» کمککنندهتر است.
برو استراحت ک
استراحت خوب است، اما دادن دستور مستقیم برای استراحت به فرد مضطرب بینتیجه است. کسی که ذهنش درگیر افکار تکرارشونده است، نمیتواند با فرمان “آرام باش” یا “برو بخواب” آرام شود. چنین عبارتی فقط باعث میشود او احساس ناتوانی کند و فکر کند حتی در استراحت هم ناکام است. بهتر است به جای دستور دادن، انتخاب را در اختیارش بگذاریم: «اگه بخوای کمی آروم بشی، فکر میکنی چی کمکت میکنه؟ قدم زدن؟ حرف زدن؟ یه آهنگ آرام؟»
انقدر فکر نکن
مغز مضطرب در حالت هشدار مداوم قرار دارد و افکار ناخوشایند بهصورت خودکار تکرار میشوند. بنابراین گفتن «انقدر فکر نکن» فقط باعث شرمندگی یا عصبانیت فرد میشود، چون او واقعاً نمیتواند فکر کردن را متوقف کند. این جمله به جای آرام کردن، حس ناتوانی را افزایش میدهد. جملهای مانند «میخوای ببینیم کدوم فکرها بیشتر اذیتت میکنه تا با هم بررسیش کنیم؟» حس همراهی و پذیرش به او میدهد و فضای گفتوگو ایجاد میکند.
یک نوشیدنی بخور، حالت خوب میشه
پیشنهاد نوشیدنی یا مواد آرامبخش نوعی تشویق به فرار از احساسات است، نه مواجههی سالم با آنها. گرچه ممکن است به طور کوتاه احساس آرامش بدهد، اما در بلندمدت اضطراب را تشدید و رفتار ناسالم را تقویت میکند. فرد مضطرب نیاز به حمایت و راهحلهای سالم دارد، نه خوددرمانی. جایگزین مؤثرتر این است که با او فعالیتی آرامبخش و سازنده انجام دهیم: «میخوای با هم چند دقیقه قدم بزنیم یا چند نفس عمیق بکشیم؟»
اینقدر استرسی نباش
این جمله نوعی سرزنش است که فرد مضطرب را مقصر حال خودش میکند. تفاوت بین استرس و اضطراب اینجاست: استرس معمولاً به یک عامل بیرونی مربوط است، اما اضطراب درونی و ذهنیتر است. وقتی میگوییم «استرسی نباش»، در واقع به او میگوییم احساسش اشتباه است. این امر باعث شرم و گناه میشود و ارتباط را قطع میکند. جملهای مانند «به نظر میاد فشار زیادی روت هست، دوست داری فضایی بسازیم که آرومتر باشی؟» در عوض حس درک و امنیت ایجاد میکند.
مرد باش
اضطراب ربطی به جنسیت ندارد، ولی این جمله چنین القا میکند که احساس ترس یا نگرانی مخصوص افراد ضعیف است. گفتن «مرد باش» احساسات او را بیارزش و شرمآور میکند و مانع ابراز درد درونی میشود. مردان نیز مانند هر انسان دیگری حق دارند مضطرب باشند و احساساتشان را بیان کنند. جملهی جایگزین بهتر این است: «حق داری نگران باشی، من اینجام و کنارتم.»
من هم استرس دارم
وقتی برای همدردی چنین جملهای میگوییم، ناخواسته توجه را از فرد مضطرب به خودمان برمیگردانیم. نتیجه این میشود که او احساس میکند دردش دیده نمیشود یا در مقایسه با دیگران بیاهمیت است. مقایسه احساسات در چنین شرایطی تقریباً همیشه آسیبزاست. در لحظهی اضطراب، فرد فقط به یک شنوندهی امن نیاز دارد. کافی است بگوییم: «فعلاً فقط میخوام حرفت رو بشنوم، بگو چی اذیتت میکنه.»
اضطراب یک وضعیت واقعی و پیچیده است، نه ضعف شخصیتی. کمک به فرد مضطرب یعنی درک، گوش دادن بدون قضاوت، و ایجاد حس امنیت. گاهی لازم نیست چیزی بگوییم، فقط حضور آرام و صبورمان بهترین حمایت است.
مکملهای محبوبی که مصرف زیادشان دردسرساز است

تصور اینکه ویتامینها و مکملها چون دارو نیستند، هرچه بیشتر مصرف شوند، فایده بیشتری برای بدن دارند، میتواند افراد را با عوارضی از مشکلات گوارشی و سنگ کلیه گرفته تا آسیبهای کبدی و کلیوی مواجه کند؛ یک متخصص تغذیه و رژیمدرمانی با تأکید بر اینکه «بیشتر مصرف کردن لزوماً به معنای بهتر بودن نیست»، توصیه میکند مصرف مکملها بر اساس نیاز واقعی، دوز مناسب و شرایط هر فرد انجام شود.
دکتر مونا نوروزی، متخصص تغذیه و رژیمدرمانی، در گفتوگو با خبرنگار ایرنازندگی با اشاره به تصور رایج درباره بیخطر بودن ویتامینها و مکملها، میگوید: «مردم بهطور عام تصور میکنند مکملها و ویتامینها چون دارو نیستند، هرچه بیشتر مصرف شوند و در برنامه روزانه قرار گیرند، مشکلی ایجاد نمیکنند؛ در حالی که برای هر ویتامین و ماده معدنی، دوز مشخصی وجود دارد و مصرف بیش از این میزان میتواند عوارضی برای بدن ایجاد کند.»
او با اشاره به ویتامین D به عنوان یکی از ویتامینهایی که امروزه به شکل روتین و در دوزهای مشخص مصرف میشود، توضیح میدهد: «هر فرد به میزان مشخصی ویتامین D نیاز دارد و مصرف بیش از میزان نرمال میتواند باعث رسوب کلسیم، تشکیل سنگ کلیه، آسیب و اختلالات کلیوی و حتی در مواردی اختلالات ریتم قلبی شود.»
نوروزی درباره مصرف بیش از اندازه ویتامین A نیز هشدار میدهد و میگوید: «مصرف بالای این ویتامین، بهخصوص در زنان باردار، میتواند ناهنجاریهای جنینی ایجاد کند. همچنین مصرف بیش از حد آهن میتواند با عوارضی مانند تهوع، یبوست، دردهای شکمی، مسمومیت و آسیب اندامهای داخلی همراه باشد.»
این متخصص تغذیه تأکید میکند: «درست است که مکملها دارو محسوب نمیشوند، اما بیخطر هم نیستند و برای هر فرد باید متناسب با نیاز او تنظیم شوند.»
هر ریزش مویی، نشانه کمبود ویتامین نیست
نوروزی با اشاره به اینکه برخی افراد با مشاهده علائمی مانند خستگی، ضعف، کمبود انرژی یا ریزش مو، بلافاصله سراغ مکملها میروند، میگوید: «کمخوابی، کمانرژی بودن یا نداشتن خلقوخوی خوب لزوماً به معنای کمبود یک ماده مغذی نیست و هرکدام از این عوامل میتواند علتهای مختلفی داشته باشد.»
او درباره ریزش مو نیز توضیح میدهد: «ریزش مو الزاماً به معنی کمبود بیوتین یا گروه خاصی از ویتامینها نیست و میتواند علل هورمونی، ژنتیکی، استرس، تغذیه نامناسب یا حتی مصرف برخی داروها داشته باشد.»
به گفته وی، ممکن است علت ریزش مو کمخونی باشد و در چنین شرایطی باید ابتدا مشکل اصلی اصلاح شود. بنابراین هرچقدر فرد برای خرید مکملهای گرانقیمت ریزش مو هزینه کند، تا زمانی که کمخونی یا مشکل زمینهای او برطرف نشود، نتیجهای نخواهد گرفت.
مصرف بیرویه ویتامینهای محلول در چربی خطرناکتر است
این متخصص تغذیه با اشاره به ویتامینهای محلول در چربی میگوید: «ویتامینهای A، D، E و K به دلیل اینکه در بدن ذخیره میشوند، در صورت مصرف بیش از حد میتوانند مسمومیت ایجاد کنند.»
او ادامه میدهد: «مصرف زیاد ویتامین A میتواند عوارضی مانند سردرد، تهوع، دردهای عضلانی و آسیبهای کبدی ایجاد کند و مصرف بیش از حد ویتامین D نیز میتواند با افزایش ذخیره کلسیم، تهوع، استفراغ، تشنگی، سنگ کلیه و نارساییهای کلیوی و کبدی همراه شود.»
نوروزی همچنین درباره مصرف بالای ویتامین E هشدار میدهد و میگوید: «مصرف بالای این ویتامین میتواند مشکلاتی به نام نوروپاتیهای محیطی ایجاد کند که با علائم مختلفی بروز پیدا میکنند.
ویتامین C هم در دوز بالا بیخطر نیست
نوروزی با اشاره به مصرف خودسرانه ویتامین C بهویژه در فصل پاییز و زمستان میگوید: «افراد در این فصلها که ریسک سرماخوردگی بالاتر میرود، گاهی به شکل خودسرانه ویتامین C را در دوزهای بالا مصرف میکنند، در حالی که این ویتامین نیز دوز مشخصی دارد.»
او اضافه میکند: «مصرف بالای ویتامین C ریسک سنگ کلیه را افزایش میدهد و حتی میتواند باعث دردهای شکمی و اسهال شود. ویتامین C در شرایط خاص مانند سرماخوردگی میتواند برای کوتاه کردن دوره بیماری استفاده شود، اما مصرف روتین آن در افراد سالم توصیه نمیشود.»
کودکان و زنان باردار در مصرف مکملها احتیاط کنند
این متخصص تغذیه، کودکان را یکی از مهمترین گروههایی میداند که باید در مصرف مکملها مورد توجه قرار گیرند و میگوید: «میزان ویتامینها در کودکان با بزرگسالان کاملاً متفاوت است و اگر قرار باشد مکملی برای کودک استفاده شود، باید حتماً از مکملهای مخصوص کودکان با دوز قابل تحمل برای آنها استفاده شود.»
او درباره زنان باردار نیز توضیح میدهد: «نیاز تغذیهای در دوران بارداری کاملاً تغییر میکند، اما این به معنای آن نیست که در این دوره هر مقدار ویتامین قابل مصرف است و مصرف مکمل باید کاملاً زیر نظر پزشک یا متخصص تغذیه تنظیم شود.»
نوروزی سالمندان را نیز از گروههایی میداند که باید در مصرف مکملها احتیاط بیشتری داشته باشند و میگوید: «سالمندان به دلیل بیماریهای مختلف ممکن است چندین دارو را بهصورت همزمان مصرف کنند و با توجه به اینکه عملکرد کلیه و کبد با افزایش سن تغییر میکند، احتمال تداخل و تجمع دارو در بدن آنها بیشتر است.»
او میافزاید: «افراد مبتلا به بیماریهای کلیوی و کبدی نیز به تنظیم دوز نیاز دارند و افرادی که مشکلات تیروئیدی، سنگ کلیه یا سرطان دارند یا داروهای مختلف مصرف میکنند، باید در مصرف برخی ویتامینهای خاص با احتیاط عمل کنند.»
تداخل مکملها با داروها را جدی بگیرید
نوروزی درباره احتمال تداخل مکملها با داروهای مصرفی نیز هشدار میدهد و میگوید: «مصرف برخی ویتامینها میتواند بر جذب داروهایی که فرد استفاده میکند، اثر بگذارد.»
او در توضیح یکی از نمونههای کاربردی میگوید:« مصرف آهن و کلسیم با داروی لووتیروکسین که برای کمکاری تیروئید استفاده میشود، اهمیت دارد؛ آهن میتواند جذب لووتیروکسین را کاهش دهد و به همین دلیل به افرادی که کمخونی دارند توصیه میشود آهن و تیروکسین را با فاصله چندساعته مصرف کنند تا از این تداخل جذب جلوگیری شود.»
این متخصص تغذیه ادامه میدهد:« افرادی که ویتامین E را با دوز بالا مصرف میکنند، در موارد خاص ممکن است با داروهای ضدانعقاد مانند پلاویکس و باریفن تداخل داشته باشند. همچنین مصرف ویتامین D با برخی داروهای دیورتیک که جزو داروهای فشار خون هستند، تداخل دارد و این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد.»
قطع یا ادامه مکمل؛ وابسته به نوع و دوز مصرف
نوروزی درباره افرادی که مدتی است چند مکمل را بهصورت خودسرانه مصرف میکنند، میگوید:« اینکه فرد باید مکملهای خود را قطع کند یا ادامه دهد، بستگی دارد به اینکه چه مکملی، با چه دوزی و با چه هدفی استفاده میشود.»
او توضیح میدهد: «اگر فردی به شکل روتین ویتامین D هزار واحد مصرف میکند، ایرادی ندارد و میتواند آن را استفاده کند؛ اما اگر مکمل خاصی را به شکل طولانیمدت و با دوز مشخص برای هدفی خاص مصرف میکند، حتماً باید با پزشک مشورت شود.»
این متخصص تغذیه توصیه میکند افراد فهرستی از داروها و مکملهای مصرفی خود را پیش از مراجعه به پزشک تهیه کنند و میگوید: «بهتر است این فهرست روی یک برگه یا در یادداشت گوشی همراه فرد باشد تا هنگام مراجعه، پزشک از همه داروها و مکملهای مصرفی مطلع شود و بر اساس میزان و هدف مصرف، برنامه مناسبی تنظیم کند.»
مکمل جای تشخیص را نمیگیرد
نوروزی در پایان با تأکید بر اینکه مکملها نباید جای تشخیص علت علائم را بگیرند، میگوید: «اگر فردی ریزش مو یا ضعف دارد، نباید سریع به دنبال مکمل برود، بلکه باید ابتدا علت آن مشخص شود.» او تأکید میکند: «مکملها زمانی بیشترین فایده را دارند که نیاز واقعی فرد مشخص شود و یک ماده مناسب، با دوز مناسب و برای مدت زمان مناسب برای هر فرد تعیین شود.»
این متخصص تغذیه در نهایت خاطرنشان میکند: «همیشه بیشتر مصرف کردن لزوماً به معنی بهتر بودن نیست و بعضی اوقات بعضی از ویتامینها را وقتی با دوز بالا استفاده میکنیم، میتواند حتی شرایط را بدتر کند.»
آمادگی بازگشت به مدرسه را از تابستان شروع کنیم

با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، تغییر تدریجی ساعت خواب، تمرین برنامه صبحگاهی، گفتوگو درباره نگرانیها و آمادهسازی ذهنی و جسمی کودکان میتواند ورود آنها به مدرسه را آرامتر، کماضطرابتر و موفقتر کند.
تابستان برای بسیاری از خانوادهها فصل رهایی از نظم سختگیرانه روزهای مدرسه است. کودکان شبها دیرتر به خواب میروند، وعدههای غذایی انعطافپذیرتر میشود و بازی، سفر، آفتاب و فراغت بخش زیادی از روزهای کودکان را پر میکند. در چنین فضایی، بازگشت به مدرسه ممکن است دور به نظر برسد اما اگر در این فاصله آمادگی بازگشت همین فاصله اگر بدون آمادگی به روز اول مدرسه برسد، میتواند برای کودک و خانواده به استرس، بینظمی و نگرانی تبدیل شود.
کمی برنامهریزی پیش از شروع سال تحصیلی میتواند به کودکان کمک کند تا با اعتماد به نفس، استراحت کافی و آمادگی بیشتر وارد کلاس درس شوند. بازگشت به مدرسه در کنار خرید لوازم جدید یا بستن کولهپشتی، مجموعهای از آمادگیهای جسمی، ذهنی و عاطفی است که اگر بهتدریج انجام شود، کودک با احساس امنیت بیشتری سال تحصیلی را آغاز میکند.
خواب کافی نخستین قدم برای یادگیری بهتر
یکی از مهمترین تغییراتی که خانوادهها باید پیش از شروع مدرسه به آن توجه کنند، بازگرداندن برنامه خواب کودک به روال منظم است. در بسیاری از خانهها، تعطیلات تابستانی با دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن همراه است اما اگر این تغییر تا شب قبل از مدرسه به تعویق بیافتد، کودک ممکن است روزهای نخست سال تحصیلی را با خستگی، بیحوصلگی و کاهش تمرکز شروع کند.
خواب خوب برای یادگیری و سلامت کودک ضروری است. کودکانی که به اندازه کافی استراحت میکنند، بهتر میتوانند مطالب جدید را بیاموزند لذا اگر برنامه خواب تابستانی کودک با ساعت مدرسه هماهنگ نیست، بهتر است خانوادهها دستکم یک ماه پیش از شروع کلاسها آن را اصلاح کنند. در مواردی که تغییر ساعت خواب زیاد است، این تغییر باید آرام و تدریجی باشد برای مثال هر دو یا سه روز، زمان خواب حدود ۱۵ دقیقه جلوتر آورده شود تا بدن کودک فرصت سازگاری پیدا کند.
صبح مدرسه را قبل از روز اول تمرین کنید
صبحهای مدرسه برای بسیاری از خانوادهها شلوغ و پرتنش است، زنگ ساعت، بیدار شدن، آماده شدن، صبحانه خوردن، پیدا کردن وسایل و رسیدن به موقع به مدرسه، همه باید در زمانی محدود انجام شود. اگر کودک از قبل با این روال آشنا نشده باشد، روزهای اول مدرسه میتواند با عجله، اضطراب و حتی مقاومت او همراه شود.
به همین دلیل خانوادهها در هفته پیش از آغاز مدرسه، برنامه صبحگاهی را با کودک مرور و تمرین کنند. این تمرین میتواند شامل بیدار شدن با زنگ ساعت، لباس پوشیدن، خوردن صبحانه، مسواک زدن، دوش گرفتن در صورت نیاز، بستن کولهپشتی و آماده شدن برای خروج از خانه باشد. وقتی کودک مسیر صبحگاهی را چند بار تجربه کرده باشد، روز اول مدرسه برایش ناشناخته و پراسترس نخواهد بود و والدین نیز بهتر میتوانند زمان لازم برای آماده شدن را مدیریت کنند.
عادتهای غذایی کودک را متناسب با مدرسه کنید
برنامه غذایی کودک در مدرسه همیشه شبیه روزهای خانه نیست. برخی دانشآموزان ممکن است خیلی زود، پیش از ساعت ۱۲، ناهار بخورند و برخی دیگر تا میانه بعدازظهر فرصت ناهار نداشته باشند. همین تفاوتها باعث میشود خانوادهها پیش از شروع مدرسه، برنامه تغذیه فرزندشان را بشناسند و برای آن آماده باشند.
اگر کودک ناهار زودهنگام دارد، شاید به صبحانهای بسیار سنگین نیاز نداشته باشد اما اگر زمان ناهار دیرتر است، یک میانوعده مناسب میتواند به حفظ انرژی و تمرکز او در طول روز کمک کند. ترکیبی از پروتئین، کربوهیدرات، میوه و سبزیجات میتواند انتخاب مناسبی برای صبحانه، ناهار یا میانوعده مدرسه باشد. همراه داشتن بطری آب میتواند به کودک کمک کند در طول روز هوشیارتر مانده و کمتر احساس گرسنگی یا خستگی کند.
خرید لوازم انگیزهای برای بازگشت به مدرسه
برای بسیاری از کودکان، انتخاب کولهپشتی، جامدادی، کفش یا چند وسیله تازه، آغاز سال تحصیلی را به تجربهای هیجانانگیزتر تبدیل میکند. نو بودن برخی لباسها یا وسایل میتواند به کودکان کمک کند تا بازگشت به مدرسه را مانند یک شروع تازه ببینند. خرید زودهنگام علاوه بر اینکه از نظر روحی مفید است به خانوادهها نیز کمک میکند تا در روزهای آخر تابستان گرفتار شتاب و کمبود برخی اقلام نشوند. وقتی کودک در انتخاب وسایل خود نقش داشته باشد، حس مالکیت و آمادگی بیشتری نسبت به مدرسه پیدا میکند و با انگیزه بیشتری به استقبال سال تحصیلی میرود.
نگرانیهای کودک را پیش از مدرسه بشنوید
آمادگی بازگشت به مدرسه را از تابستان شروع کنیم
همه کودکانی که به مدرسه میروند، احساس یکسانی ندارند. بعضیها برای دیدن دوستانشان روزشماری میکنند و بعضی دیگر از کلاس جدید، معلم تازه، پیدا کردن دوست، ساختمان مدرسه یا تجربههای دشوار سال قبل نگران هستند. حتی کودکی که در ظاهر هیجانزده به نظر میرسد، ممکن است در دل خود پرسشها و اضطرابهایی داشته باشد. والدین پیش از شروع مدرسه، زمانی را برای گفتوگوی آرام و بیقضاوت با کودک اختصاص دهند. سؤالهایی ساده مانند اینکه برای چه چیزی هیجانزدهای؟ یا چه چیزی تو را نگران میکند؟ میتواند دریچهای برای شنیدن احساسات واقعی کودک باشد.
نکته مهم این است که والدین فقط به دنبال پاسخ سریع یا نصیحت فوری نباشند، گوش دادن بدون قضاوت به کودک کمک میکند احساس کند نگرانیهایش جدی گرفته میشود. همین گفتوگو میتواند به والدین نشان دهد کودک در کدام بخشها به حمایت بیشتری نیاز دارد.
بازگشت به مدرسه را فراتر از یادگیری بدانید
بازگشت به مدرسه فقط بازگشت به کتاب و تکلیف نیست. کودکان در مدرسه دوست پیدا میکنند، مهارتهای اجتماعی میآموزند، در فعالیتها شرکت میکنند و بهتدریج تصویر روشنتری از تواناییها و علاقههای خود به دست میآورند. به همین دلیل، گفتوگو درباره هدفهای سال تحصیلی میتواند برای آنها انگیزهبخش باشد. برای کودکان کوچکتر، هدفها ممکن است ساده و عاطفی مانند دوست پیدا کردن، شرکت در یک فعالیت یا عادت کردن به کلاس جدید باشد. برای دانشآموزان بزرگتر، این هدفها ممکن است به فعالیتهای فوقبرنامه، درسهای انتخابی یا حتی فکر کردن به آینده شغلی مربوط شود.
والدین از کودک بپرسند امسال دوست دارد به چه چیزی برسد و در کدام بخشها به کمک نیاز دارد. چنین گفتوگوهایی به کودک یادآوری میکند که مدرسه فقط محل گرفتن نمره نیست، بلکه جایی برای رشد، تجربه و ساختن مسیر آینده است.
محیط مدرسه را برای کودک آشنا کنید
یکی از دلایل اضطراب کودکان در روز اول مدرسه، ناآشنا بودن محیط است. اگر مدرسه برنامه بازدید، آشنایی یا دیدار با معلم دارد، حضور در این برنامهها میتواند به کاهش نگرانی کودک کمک کند. هر کاری که باعث شود کودک پیش از روز اول با محیط مدرسه آشنا شود، میتواند مفید باشد.
برای کودکان کوچکتر، دیدن کلاس درس، ملاقات با معلم و آشنایی با چند نفر از همکلاسیها میتواند احساس امنیت بیشتری ایجاد کند. برای دانشآموزان بزرگتر، قدم زدن در راهروها، شناخت مسیر کلاسها و حتی تمرین باز کردن کمد مدرسه میتواند از سردرگمی روزهای اول کم کند.
آشنا شدن با محیط، مدرسه را از یک فضای ناشناخته به جایی قابل پیشبینی تبدیل میکند؛ و همین پیشبینیپذیری برای بسیاری از کودکان آرامشبخش است.
ذهن کودک را آرام به فضای یادگیری برگردانید
تابستان زمانی برای استراحت و بازی است و نباید به مدرسهای دیگر تبدیل شود اما فاصله طولانی از فعالیتهای آموزشی میتواند بازگشت به کلاس را برای بعضی کودکان دشوارتر کند. پدیده لغزش تابستانی یعنی زمانی که کودکان در تعطیلات طولانی، بخشی از آموختههای خود را فراموش میکنند.
خواندن کتاب یکی از سادهترین راهها برای زنده نگه داشتن علاقه کودک به یادگیری است. اگر مدرسه فهرست کتابهای تابستانی داده باشد، بهتر است کودک کتابهایی را انتخاب کند که واقعاً به آنها علاقه دارد. همچنین اگر دانشآموز در سال قبل در درسی خاص مشکل داشته، مرور آرام و کوتاه همان مطالب پیش از شروع مدرسه میتواند اعتماد به نفس او را افزایش دهد. هدف از این کار کمک به ذهن اوست تا کمکم از فضای کاملا آزاد تابستانی به فضای یادگیری برگردد.
معاینات پزشکی را به روزهای شلوغ مدرسه موکول نکنید
اواخر تابستان فرصت مناسبی برای رسیدگی به معاینات پزشکی کودک است، پیش از آنکه برنامه مدرسه، تکالیف، رفتوآمد و فعالیتهای روزانه خانواده را شلوغتر کند. این معاینات بسته به نیاز کودک میتواند شامل بررسی سلامت عمومی، آزمایشهای ورزشی، واکسیناسیون، معاینه چشم، مراجعه به دندانپزشک یا بررسی شنوایی باشد.
رسیدگی به این موارد پیش از آغاز مدرسه باعث میشود اگر مشکلی وجود دارد، زودتر شناسایی و پیگیری شود. کودکی که از نظر جسمی در وضعیت بهتری قرار دارد، با انرژی و آمادگی بیشتری وارد سال تحصیلی میشود.
آمادگی کودک از آرامش خانواده شروع میشود
برنامه زندگی والدین و مراقبان همانند دانش آموزان با شروع سال تحصیلی تغییر میکند. آماده کردن ناهار، امضای فرمها، تنظیم رفتوآمد، مدیریت برنامهها و رسیدگی به احساسات کودک، همگی بخشی از این تغییر هستند. به همین دلیل، همانطور که خانوادهها به کودکان کمک میکنند تا آماده مدرسه شوند، لازم است برای خودشان نیز فرصت، انعطاف و آرامش در نظر بگیرند. هیچ خانوادهای نمیتواند همه چیز را دقیق و بینقص پیشبینی کند، اما خواب کافی، برنامهریزی تدریجی، گفتوگوی صمیمانه و حمایت عاطفی میتواند کودک را برای ورود به کلاس درس آمادهتر کند. ورود دانش آموزان اگر با آرامش آغاز شود، میتواند پایهای محکم برای یک سال تحصیلی موفق باشد.