باورهای غلط درباره “عفونت خونی”

ارسال شده در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایسنا

هر چند «عفونت خونی» می‌تواند بسیار خطرناک شود، اما باورهای نادرستی هم درباره آن وجود دارد؛ باید دانست که عفونت خون می‌تواند ناشی از عفونت در بخش‌های مختلف بدن باشد و در نهایت به «سپسیس» تبدیل شود.

دکتر مهران ورناصری یک متخصص بیماری‌های عفونی و گرمسیری در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به باورهای غلط درباره عفونت خون اظهار کرد: چیزی با اسم عفونت خون در پزشکی وجود ندارد. این یک کلمه اشتباه است که میان مردم جا افتاده است و چند اصطلاح جداگانه برای آن وجود دارد مانند «باکتریمی» و «سپسیس»؛ هنگامی که میکروب وارد جریان خون بشود به آن باکتریمی می‌گوییم و وقتی عفونت علاوه بر جاهایی در بدن، خون را نیز درگیر می‌کند، سپسیس نام دارد.

وی افزود: آنچه مردم با نام عفونت خون می‌شناسند، اشتباه است. هنگامی که تعداد سلول‌های سفید در آزمایش خون بالا باشد، تصور می‌کنند که دچار عفونت خون شده‌اند، در حالی که اگر فردی دچار سپسیس شود، کاملا بدحال می‌شود. در این بیماران ممکن است علائم حیاتی مختل و دچار افت فشار خون شوند، دمای بدن دچار کاهش یا افزایش شود، اکسیژن خون افت کند و ضربان قلب کم یا زیاد شود.

این متخصص بیماری‌های عفونی گفت: در سپسیس ممکن است بیمار دچار اخلال کلیوی یا قطع ادرار شود یا تنگی نفس شدید پیدا کند. در مجموع می‌توان گفت سپسیس باعث بدحالی بیمار می‌شود.

سپسیس چیست؟

وی بیان کرد: توضیح ساده سپسیس، نبرد بین میکروب و بدن است. وقتی در صحنه این جنگ درگیری رخ می‌دهد، بافت‌های اطراف آسیب می‌بینند ‌که این آسیب می‌تواند ناشی از میکروب‌ها یا از سلول‌های دفاعی بدن باشد. برای تعریف خلاصه این بیماری می‌توان گفت سپسیس مجموع اختلال‌هایی است که به دنبال عفونت در برابر پاسخ ایمنی بدن ایجاد می‌شود.

درمان سپسیس

ورناصری توضیح داد: سپسیس قابل درمان است. این بیماری یک عارضه کلی است و درمان آن وابسته به مکان درگیری در بدن است. برای مثال اگر عفونت در سیستم ادراری و ریشه بیماری از آن جا باشد به سراسر بدن پخش می‌شود که به آن سپسیس ادراری می‌گویند. هممچنین محل پیدایش عفونت می‌تواند شکم باشد که به آن سپسیس شکمی می‌گویند

وی ادامه داد: بر اساس اینکه ریشه سپسیس کجا باشد درمان آن متفاوت است اما در ابتدا ریشه آن باید برداشته شود؛ برای مثال اگر عفونت از طریق آبسه وارد شده باشد باید آبسه را خالی کرد در کنار آن درمان با آنتی‌بیوتیک نیز باید انجام داد و در گام سوم وضعیت حیاتی بدن باید حفظ شود که شامل تنظیم فشار خون بیمار و حل اختلال الکترولیتی و موارد دیگر است.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز با اشاره به اینکه احتمال ابتلا به سپسیس در چه افرادی بیشتر از دیگران است، گفت: خطر ابتلا به سپسیس در کودکان و نوزادان و به خصوص در سنین بالا و افراد مسن و همچنین در افرادی که بیماری‌های زمینه‌ای دارند، بالاتر است؛ فردی که مشکل یا نارسایی کلیوی دارد، بیمار مبتلا به دیابت، فردی که پیوند انجام داده، فردی که داروهایی با عوارض تضعیف سیستم ایمنی بدن مصرف می‌کند، فردی که طحال وی برداشته شده است یا بیماری که تالاسمی یا سیکل سل دارد، در معرض خطر ابتلا به سپسیس است.

وی بیان کرد: سوءتغذیه، یک نقص ایمنی بسیار بزرگ است که می‌تواند خطر ابتلا را بالا ببرد؛ این مشکل، باعث تضعیف سیستم ایمنی می‌شود و فرد را مستعد سپسیس می‌کند. سوءتغذیه همیشه به این معنا نیست که فرد غذا نخورد، بد غذا خوردن نیز سوءتغذیه محسوب می‌شود.

راه‌های پیشگیری از سپسیس

ورناصری گفت: تشخیص سریع و به موقع عفونت و پس از آن مراقبت از بیمار، موارد مهم در پیشگیری از ابتلا به سپسیس است؛ برای مثال در صورت بروز علائمی مانند تب در فردی که پیوند کلیه انجام داده است، مشکل باید سریع بررسی شود زیرا اگر اجازه گسترده شدن به این عفونت داده شود، عارضه به سپسیس تبدیل می‌شود.

وی اضافه کرد: موارد دیگری هم هست که به جلوگیری از ابتلا کمک می‌کنند؛ تغذیه مناسب، فعالیت ورزشی یا دوری از آزارهایی که می‌توانند باعث تخریب سیستم امنیتی شوند مانند سم‌ها یا هوای آلوده از این موارد است. کنترل دیابت در افراد دیابتی هم به جلوگیری از سپسیس کمک می‌کند.

تعداد زنان داوطلب انتخابات شوراها از هشت درصد به ۱۴ درصد رسیده است

معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده:

ارسال شده در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایرنا

 معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده با اشاره به اینکه تعداد داوطلبان زن انتخابات شوراها از ۸ درصد در دوره‌های گذشته به حدود ۱۴ درصد افزایش یافته است، گفت: این امر نشان‌دهنده حضور و مشارکت بیشتر زنان در عرصه های مختلف و همچنین افزایش میزان اعتماد به نفس و خودباوری برای تصدی مسئولیت است.

زهرا بهروزآذر در نشست تخصصی «زنان پیشگام تحولات سیاسی و اجتماعی» با بیان اینکه مشارکت سیاسی زنان یکی از مؤلفه‌های اصلی پیشرفت است، افزود: باور ما در جمهوری اسلامی ایران این است که فتح قله‌های پیشرفت، تنها با همراهی و همگامی زنان و مردان میسر می شود و پرواز برای توسعه هم نیازمند ۲ بال(زن و مرد) سالم و همراه است.

وی با اشاره به رویکرد دولت چهاردهم در تقویت نقش و جایگاه زنان، اظهار کرد: از ابتدای دولت چهاردهم تاکنون بیش از پنج هزار زن در سطوح مختلف مدیریتی منصوب شده است که این روند همچنان ادامه دارد چراکه دولت بر افزایش حضور و اثرگذاری زنان در حوزه‌های مختلف تصمیم‌سازی تاکید دارد.

بهروزآذر با تأکید بر اینکه زنان در واقع صدای گروه‌های هستند که کمتر شنیده‌ شده اند، تصریح کرد: به طور معمول، صدای کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و حتی مهاجران از مسیر زنان بهتر شنیده می‌شود و همین مسئله ضرورت حضور زنان در نهادهای تصمیم‌گیر را دوچندان می‌کند.

معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده با اشاره به انتخابات شوراهای اسلامی، خاطرنشان کرد: این انتخابات فرصت بزرگی برای زنان است تا با حضوری آگاهانه، نقش خود در مسیر توسعه و پیشرفت کشور را ایفا کنند.

وی خاطرنشان کرد: مشارکت سیاسی زمانی افزایش می‌یابد که زنان باور کنند در این عرصه صاحب حق و سهم هستند و حضورشان می‌تواند آینده‌ بهتری را برای ایران رقم بزند.

افزایش مشارکت زنان، کیفیت مدیریت شهری و اعتماد اجتماعی را ارتقا می‌دهد

علی زینی‌وند معاون سیاسی وزیر کشور و رئیس ستاد انتخابات هم در این جلسه با تأکید بر نقش تعیین‌کننده زنان در فرآیندهای انتخاباتی، گفت: هر جا حضور زنان پررنگ‌تر بوده، مشارکت مردم افزایش یافته و مدیریت شهری از کیفیت بالاتری برخوردار شده است.

وی افزود: ثبت‌نام انتخابات شوراهای شهر به پایان رسیده و بررسی صلاحیت‌ها در هیئت‌های اجرایی انجام و به هیئت‌های نظارت ارسال شده است. در این دوره، شاهد رشد معنادار ثبت‌نام زنان بوده‌ایم و آمارها نشان می‌دهد هرچه حضور زنان بیشتر بوده، میزان مشارکت نیز افزایش یافته است.

وی با اشاره به تجربه ادوار مختلف انتخابات افزود: در بیش از چهار دهه برگزاری انتخابات، علی‌رغم شرایط سخت از جمله جنگ خارجی، ناآرامی‌های داخلی و محدودیت‌های زیرساختی، انتخابات بدون اخلال جدی برگزار شده است.

رئیس ستاد انتخابات کشور با بیان اینکه مشارکت زنان باید فعالانه و شبکه‌ای تقویت شود، گفت: اگر زنان سهم بیشتری در مدیریت، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری داشته باشند، حکمرانی خلاقانه‌تر، منظم‌تر و اجتماعی‌تر خواهد شد.

وی با اشاره به الکترونیکی‌شدن فرآیندهای رأی‌گیری و شمارش آرا، این اقدام را گامی مهم در افزایش شفافیت، سلامت انتخابات و اعتماد عمومی دانست و ابراز امیدواری کرد با کنشگری فعال زنان، انتخابات پیش‌رو با مشارکتی قابل قبول و اثرگذار برگزار شود

شوراهای شهر و روستا فرصت مغفول افزایش مشارکت سیاسی زنان است

پروین داداندیش رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور نیز در ادامه با اشاره به تحلیل انتخابات شوراها در دوره ششم، اظهار کرد: بررسی‌ها نشان می‌دهد تنها بین ۶ تا ۱۰ درصد از اعضای شوراهای شهر و روستا را زنان تشکیل می‌دهند و این در حالی است که ظرفیت، تحصیلات و انگیزه زنان امروز بسیار فراتر از این میزان است.

وی افزود: دختران و زنان ایرانی امروز از نظر سطح تحصیلات و آمادگی اجتماعی در جایگاه بالایی قرار دارند و شوراهای شهر و روستا می‌تواند یکی از مهم‌ترین بسترها برای بهره‌گیری از این ظرفیت در مسیر تصمیم‌سازی و مدیریت محلی باشد.

وی گفت: تمرکز اصلی ما بر یافتن راهکارهایی برای افزایش حضور زنان در شوراها و ارتقای مشارکت سیاسی آنان در انتخابات پیش‌روست، چراکه تقویت نقش زنان در مدیریت محلی می‌تواند به بهبود شرایط اجتماعی و آینده کشور کمک کند.

ورود «مادر و مامان» به بازار نشر

ارسال شده در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایرنا

 کتاب «مادر و مامان» به تازگی از سوی نشر نیستان هنر منتشر و روانه بازار نشر شد.

کتاب «مادر و مامان» داستانی اجتماعی ـ روان‌شناختی است که با مرگ مادر خانواده آغاز می‌شود؛ رویدادی که به‌جای آشتی‌دادن دل‌ها، برملا شدن سال‌ها رابطه‌ پرتنش میان اعضای خانواده را کلید می‌زند.

نویسنده این کتاب با نگاهی دقیق و ظریف، یکی از پیچیده‌ترین مناسبت‌های انسانی را بازنمایی می‌کند. مادری به‌مثابه‌ میدانی برای قدرت‌ورزی که خواننده را با تناقض‌ها و اشتیاق‌های پنهان شخصیت‌ها مواجه می‌ کند؛ زنی که فرزند را زاییده و زنی که او را بزرگ کرده؛ فرزندی که در کشاکش تصاحب مهر، هویتش تکه‌پاره شده و نیز مردانی که میان این رقابت عاطفی، نظاره‌گر و بی‌پناه باقی می‌مانند.

علی موذنی با زبانی روان و دیالوگ‌هایی زنده، کشمکش‌های روانی را در دل زندگی روزمره به تصویر می‌کشد. فلش‌بک‌ها به‌درستی در خدمت شناخت انگیزه‌ها قرار می‌گیرند و شخصیت‌پردازی دقیق اثر، حتی گرایش خواننده نسبت به افراد را مدام تغییر می‌دهد. هیچ‌کس در این خانه مطلقاً قهرمان یا شرور نیست؛ همه به‌نوعی قربانی‌اند.

«مادر و مامان» تصویری ملموس از خانواده‌ طبقه‌ متوسط ایرانی ارائه می‌دهد؛ جایی که مهر، گاه چهره‌ مالکیت به خود می‌گیرد و زخم‌ها بیشتر از آن‌که با مرگ تمام شوند، تازه سر باز می‌کنند. نتیجه اثری‌ است تأثیرگذار، پرتعلیق و بسیار انسانی؛ داستانی که پس از خواندن، ذهن را رها نمی‌کند.

مهاجرانی: پیشرفت کشور بدون مشارکت فعال زنان، نه امکان‌پذیر است و نه ماندگار

ارسال شده در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایسنا

سخنگوی دولت در یادداشتی با عنوان «گامی رو به جلو در دیپلماسی ورزشی بانوان» تاکید کرد: دولت تقویت نقش زنان را یک ضرورت راهبردی برای توسعه متوازن و پایدار می‌داند. پیشرفت کشور بدون مشارکت فعال زنان، نه امکان‌پذیر است و نه ماندگار.

متن یادداشت فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت،‌به این شرح است:

یکی از شاخص‌های مهم پویایی اجتماعی و بلوغ نهادی در هر جامعه، میزان حضور مؤثر زنان در عرصه‌های تصمیم‌سازی ملی و بین‌المللی است. تجربه جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که به ظرفیت نیمی از جمعیت خود اعتماد می‌کنند و مسیر مشارکت فعال آنان را هموار می‌سازند، از سرمایه انسانی غنی‌تری برای توسعه، تعامل و پیشرفت برخوردار خواهند بود.

در همین چهارچوب، انتخاب خانم ثریا آقایی به عضویت رسمی کمیته بین‌المللی المپیک، رخدادی قابل تأمل و واجد پیام‌های عمیق ملی و بین‌المللی است. این موفقیت، فراتر از یک دستاورد فردی، نشانه‌ای از ارتقای جایگاه ورزش ایران و افزایش اعتماد نهادهای معتبر جهانی به ظرفیت‌های انسانی کشور به شمار می‌رود.

کسب رأی قاطع اعضای مجمع عمومی در شهر میلان، بیانگر آن است که نماینده کشورمان بر پایه شایستگی حرفه‌ای، سابقه مؤثر و اعتبار اخلاقی مورد حمایت جامعه جهانی قرار گرفته است. چنین سطحی از اعتماد، حاصل تلاش مستمر ورزشکاران، مدیران و فعالان این حوزه و نتیجه رویکرد مسئولانه در تعامل با ساختارهای بین‌المللی است.

حمایت رئیس کمیته بین‌المللی المپیک از این نامزدی و پیگیری‌های نمایندگان کشورمان نشان‌دهنده آن است که دیپلماسی ورزشی ایران توانسته جایگاهی حرفه‌ای، قابل اتکا و مؤثر در عرصه جهانی به دست آورد.

اما اهمیت این دستاورد تنها به حوزه مدیریت ورزش محدود نمی‌شود. حضور یک بانوی ایرانی در یکی از عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری ورزش جهان، حامل پیامی روشن برای جامعه داخلی و افکار عمومی بین‌المللی است: زنان ایران با تکیه بر دانش، تجربه، پشتکار و پایبندی به ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی قادرند در رقابتی‌ترین عرصه‌های جهانی نقش‌آفرینی مؤثر داشته باشند.

زنان ایرانی در دهه‌های اخیر مسیر پرچالشی را برای تثبیت جایگاه خود در عرصه‌های مختلف طی کرده‌اند. این مسیر همواره با موانع ساختاری، محدودیت‌های تاریخی و پیچیدگی‌های اجتماعی همراه بوده است. با وجود این، هرگاه فرصت برابر، حمایت هدفمند و نگاه مبتنی بر شایستگی فراهم شد، بانوان کشور توانسته‌اند به نتایجی درخشان دست یابند و مرزهای پیشرفت را جابه‌جا کنند.

دولت تقویت نقش زنان را یک ضرورت راهبردی برای توسعه متوازن و پایدار می‌داند. پیشرفت کشور بدون مشارکت فعال زنان، نه امکان‌پذیر است و نه ماندگار. از این رو سیاست‌گذاری در حوزه آموزش، ورزش، مدیریت و کارآفرینی بانوان، بر پایه توانمندسازی، رفع موانع و ایجاد فرصت‌های عادلانه دنبال شده است. موفقیت اخیر نمونه‌ای عینی از ثمرات این رویکرد محسوب می‌شود.

در حوزه ورزش، زنان ایرانی طی سال‌های گذشته نشان داده‌اند که می‌توان میان حفظ هویت فرهنگی و دستیابی به استانداردهای حرفه‌ای جهانی توازن برقرار کرد. حضور موفق آنان در میادین بین‌المللی، عرصه داوری، آموزش، مدیریت و سیاست‌گذاری، بیانگر آن است که نگاه مبتنی بر شایستگی، در حال جایگزینی رویکردهای سنتی است؛ تحولی که آینده ورزش کشور را تضمین می‌کند.

این دستاورد در عین حال مسئولیت نهادهای تصمیم‌گیر را نیز سنگین‌تر می‌کند. توسعه زیرساخت‌های ورزشی، ارتقای نظام آموزش تخصصی، حمایت‌های حقوقی و مالی هدفمند و اصلاح برخی رویه‌های اداری ضرورتی انکارناپذیر است. سرمایه‌گذاری بر توان زنان، سرمایه‌گذاری بر سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و اعتبار بین‌المللی کشور است. امروز موفقیت ثریا آقایی صرفاً یک عنوان مدیریتی یا یک کرسی بین‌المللی نیست؛ نماد خودباوری، اخلاق‌مداری و تلاش نسلی از زنان ایران است که با وجود همه چالش‌ها، مسیر پیشرفت را با جدیت دنبال کرده‌اند. این دستاورد نشانه‌ای از ظرفیت‌های زنده و پویای کشور است.

همراه با تبریک این افتخار به ملت شریف ایران، جامعه ورزش و به‌ویژه بانوان کشور، بر استمرار حمایت از حضور مؤثر زنان در عرصه‌های ملی و بین‌المللی، باید تأکید کرد که تقویت این مسیر نقش مهمی در ارتقای جایگاه ایران در نظام تعاملات جهانی خواهد داشت.

چرا دچار فراموشی می‌شویم؟

ارسال شده در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایرنا

 فراموشی یکی از پدیده‌های رایج شناختی است که می‌تواند در سنین مختلف و به دلایل گوناگون بروز پیدا کند، اما باید دانست که در بسیاری از موارد، فراموشی‌های روزمره، طبیعی بوده و ناشی از عوامل موقتی هستند.

از دیدگاه علوم اعصاب شناختی، حافظه فرآیندی چندمرحله‌ای شامل رمزگردانی، ذخیره‌سازی و بازیابی اطلاعات است و اختلال در هر یک از این مراحل می‌تواند به فراموشی منجر شود.

روح‌اله زاهدیان عضو هیات علمی گروه علوم اعصاب دانشگاه علوم پزشکی شیراز در خصوص فراموشی، اظهار کرد: کاهش توجه و تمرکز یکی از مهم‌ترین علل فراموشی محسوب می‌شود، زمانی که فرد تحت استرس، اضطراب یا فشارهای روانی قرار دارد، عملکرد شبکه‌های عصبی مرتبط با توجه و حافظه، به‌ویژه در قشر پیش‌پیشانی و هیپوکامپ، دچار اختلال می‌شود.

به گفته وی، استرس مزمن با افزایش سطح هورمون کورتیزول می‌تواند فرآیند تثبیت حافظه را تضعیف کرده و توانایی یادآوری اطلاعات را کاهش دهد

کم خوابی و فراموشی

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز در ادامه، بیان کرد: کم‌خوابی و اختلالات خواب نیز نقش اساسی در بروز فراموشی دارند. خواب، به‌ویژه مراحل خواب عمیق و خواب REM، برای تحکیم حافظه و سازمان‌دهی اطلاعات آموخته‌شده ضروری است؛ محرومیت از خواب باعث کاهش انعطاف‌پذیری سیناپسی و اُفت عملکرد شناختی می‌شود.

دکتر زاهدیان به دیگر عوامل دخیل در بروز فراموشی پرداخت و گفت: با افزایش سن، تغییراتی طبیعی در ساختار و کارکرد مغز رخ می‌دهد که می‌تواند به کاهش سرعت پردازش اطلاعات و کندی در بازیابی حافظه منجر شود؛ این تغییرات در اغلب موارد طبیعی هستند و تا زمانی که فعالیت‌های روزمره فرد را مختل نکنند، نشانه بیماری محسوب نمی‌شوند.

به گفته وی، فراموشی‌های شدید، پیشرونده یا اختلال‌زا می‌توانند نشانه‌ای از اختلالات شناختی بوده و نیازمند بررسی تخصصی باشند.

سبک زندگی و نقش آن در فراموشی

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با تاکید بر اینکه عوامل مرتبط با سبک زندگی تأثیر مستقیمی بر سلامت حافظه دارند، ادامه داد: تغذیه نامناسب، کمبود برخی ریزمغذی‌ها مانند ویتامین‌های گروه B، اسیدهای چرب امگا ۳ و آنتی‌اکسیدان‌ها، مصرف الکل و مواد مخدر و استفاده نادرست از برخی داروها می‌توانند عملکرد سیستم عصبی را تحت تأثیر قرار دهند.

دکتر زاهدیان ادامه داد: مطالعات علمی نشان می‌دهد که پیشگیری از فراموشی و حفظ سلامت شناختی تا حد زیادی با اصلاح سبک زندگی امکان‌پذیر است. خواب کافی و منظم، فعالیت بدنی مستمر، تغذیه سالم، مدیریت استرس و حفظ تعاملات اجتماعی از مهم‌ترین عوامل محافظت‌کننده از حافظه هستند.

فعالیت هایی که میتواند مغز را از دست فراموشی نجات دهد

وی افزود: همچنین فعال نگه داشتن مغز از طریق مطالعه، یادگیری مهارت‌های جدید، فعالیت‌های فکری و چالش‌های شناختی، موجب تقویت انعطاف‌پذیری عصبی و بهبود عملکرد حافظه می‌شود.

زاهدیان در پایان یادآور شد: توجه به سلامت روان و مراجعه به متخصص در صورت بروز علائم غیر طبیعی یا نشانه های مداوم فراموشی، نقش مهمی در تشخیص زودهنگام و حفظ کیفیت زندگی افراد ایفا می‌کند.

۹۷.۵ درصد زنان دانشمند دچار سندروم ایمپاستر هستند

رنج پنهان زنان تحصیل‌کرده؛

ارسال شده در ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایرنا

 پژوهشگران دانشگاه بینگهمتون در مطالعه‌ای گسترده کشف کرده‌اند که تقریباً همه زنان فعال در رشته‌های علوم پایه و مهندسی، موفقیت خود را حاصل شانس می‌دانند، نه شایستگی! این پدیده که «سندروم ایمپاستر» نامیده می‌شود، یکی از اصلی‌ترین عوامل تهدیدکننده سلامت روان و ادامه فعالیت حرفه‌ای در این حوزه است.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه سای‌تِک‌دِیلی در گزارشی آورده است:

بر اساس یک پژوهش جدید، تقریباً همه زنان تحصیل‌کرده در رشته‌های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضی (STEM) با وجود موفقیت‌های چشمگیر، خود را فریبکار می‌دانند و موفقیتشان را تصادفی قلمداد می‌کنند. این پدیده روان‌شناختی که سندروم ایمپاستر نام دارد، نه تنها سلامت روان را تهدید می‌کند، بلکه احتمال فرسودگی شغلی و انصراف از ادامه راه را نیز افزایش می‌دهد.

سندروم ایمپاستر چیست؟

سندروم ایمپاستر یک الگوی روان‌شناختی است که در آن افراد با وجود مدارک آشکار موفقیت، همچنان خود را بی‌کفایت می‌پندارند و ترس از افشا شدن دارند. پژوهشی که توسط جی‌یون الیزابت شین (Jiyun Elizabeth Shin) از دانشگاه بینگهمتون انجام شده، نشان می‌دهد ۹۷.۵ درصد از زنانی که در مقطع تحصیلات تکمیلی رشته‌های علوم، فناوری، مهندسی و ریاضی تحصیل کرده‌اند، دست‌کم در سطح متوسطی این احساس را تجربه می‌کنند. این رقم برای زنانی که چندین هویت حاشیه‌ای (مانند زنان رنگین‌پوست) دارند، بیشتر است.

چرا موفقیت «شانسی» به نظر می‌رسد؟

افراد مبتلا به این حس، موفقیت‌های خود را به عواملی مانند شانس یا موقعیت مناسب نسبت می‌دهند، نه به توانایی‌های ذاتی یا تلاش خود. این احساس به‌ویژه در محیط‌های آکنده از کلیشه‌های منفی علیه زنان، مانند باور نادرست به توانایی کمتر ذاتی آنان در علوم، تشدید می‌شود. کمبود الگوهای زنانه در این حوزه‌ها نیز به احساس تعلق‌نداشتن دامن می‌زند.

تأثیر منفی بر سلامت روان و انصراف از تحصیل

این پژوهش رابطه واضحی بین سندروم ایمپاستر و مشکلات روان‌شناختی نشان می‌دهد. به گفته شین این احساس با سلامت روان ضعیف‌تر، فرسودگی بیشتر و افزایش تمایل به انصراف از تحصیل در میان زنان مرتبط است. همچنین، باور به ثابت‌بودن هوش، یعنی اینکه توانایی‌ها ذاتی هستند، این احساس را تقویت می‌کند.

چرا باید درباره این احساسات صحبت کنیم؟

این احساس در میان افراد موفق شایع است، اما بسیاری از آنان از بیان آن خودداری می‌کنند. سکوت در این زمینه می‌تواند احساس تنهایی و استرس را تشدید کند. شین تأکید می‌کند: برای کاهش این پدیده به تحقیقات بیشتری نیاز است، ولی حمایت اجتماعی و گفت‌وگوی باز می‌تواند به کاهش ترس ناشی از آن کمک کند.

یافته‌های این پژوهش در مجله روان‌شناسی اجتماعی آموزش/ Social Psychology of Education منتشر شده است.

شیب تند بی میلی به فرزندآوری؛ در ایران کمیت بیشتر از کیفیت اهمیت دارد

ارسال شده در ۶ دی ۱۴۰۴، توسط ایسنا

درحالی‌که قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت از سال ۱۴۰۰ با هدف افزایش نرخ باروری در حال اجراست، آمار رسمی نشان‌دهنده‌ روند نزولی تولدها و افزایش تدریجی مرگ‌ومیر است. براساس داده‌های رسمی سازمان ثبت‌ احوال و مرکز آمار ایران، تعداد موالید از یک میلیون و ۱۱۴ هزار و ۹۰ در سال ۱۴۰۰، به ۹۷۹ هزار و ۹۲۸ در سال ۱۴۰۳ رسیده است. به عبارتی شاهد کاهش ۱۲درصدی طی چهار سال هستیم.

روزنامه شرق گزارشی تحلیلی درخصوص افزایش مرگ‌ومیرها و روند نزولی تولدهای امسال ارائه داده که در ادامه می خوانید:

درحالی‌که قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت از سال ۱۴۰۰ با هدف افزایش نرخ باروری در حال اجراست، آمار رسمی نشان‌دهنده‌ روند نزولی تولدها و افزایش تدریجی مرگ‌ومیر است. براساس داده‌های رسمی سازمان ثبت‌ احوال و مرکز آمار ایران، تعداد موالید از یک میلیون و ۱۱۴ هزار و ۹۰ در سال ۱۴۰۰، به ۹۷۹ هزار و ۹۲۸ در سال ۱۴۰۳ رسیده است. به عبارتی شاهد کاهش ۱۲درصدی طی چهار سال هستیم. آمارها همچنین نشان می‌دهد که میزان تولدها در نیمه اول سال ۱۴۰۴ نسبت به نیمه‌ اول سال ۱۴۰۳ کاهش هفت‌درصدی داشته است.

حتی «مرضیه وحید دستجردی»، دبیر ستاد ملی جمعیت، آذرماه امسال به تداوم روند نزولی و ایجادنشدن تغییری محسوس با اجرای قانون جوانی جمعیت، اشاره کرده بود. اما علت این شکست را نمی‌توان فقط در اعداد و آمار یا بررسی میزان اجرا یا مفاد قانون مذکور جست؛ تلاطم‌های اقتصادی و اجتماعی و شیوع ناامیدی‌ از آینده، فرزندآوری را تبدیل به انتخابی سخت و ناممکن برای والدین کرده است. جوانانی که در زندگی روزمره خود شاهد ناکامی‌های متعدداند، فرزندآوری را اشتباه می‌دانند. «شرق» در گفت‌وگو با متخصصان این حوزه به آنچه در قوانینی مثل قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت نادیده گرفته شده است، پرداخت.

  نبود چشم‌انداز روشن از آینده

“احمد دراهکی”، استاد دانشگاه و مدیرگروه جمعیت‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی است. او به تعریف سیاست‌های جمعیتی می‌پردازد و به «شرق» می‌گوید: «برای ارائه یک تعریف ساده از سیاست‌های جمعیتی می‌توان گفت سیاست‌های جمعیتی، هر سیاستی است که دولت با اتخاذ آن دست به استفاده از ابزارهای نهادی برای تأثیرگذاری بر نهاد خانواده می‌زند. نهاد خانواده اما فقط از سیاست‌های دولت تأثیر نمی‌پذیرد، بلکه مسائلی مثل گرانی یا تورم نیز به شکل مستقیم بر نهاد خانواده تأثیر می‌گذارند.

به گفته او، بر همین این اساس، جمعیت‌شناسان سیاست‌های جمعیتی را به دو دسته تقسیم می‌کنند: «سیاست‌های دسته‌ اول که غیرمستقیم هستند؛ مثلا سیاست‌هایی که بر مسائل اقتصادی و فرهنگی متمرکزند اما تأثیر عینی بر جمعیت دارند. دسته دوم سیاست‌هایی‌ هستند که به‌صورت مستقیم برای اثرگذاری بر جمعیت برنامه‌ریزی می‌شوند؛ برای مثال قانون جوانی جمعیت از این دست سیاست‌هاست. اما زمانی سیاست‌های مستقیم می‌تواند اثرگذار ظاهر شوند که سیاست‌های غیرمستقیم را همسو با خود داشته باشند. متأسفانه در سال‌های اخیر وضعیت اقتصادی و اجتماعی که در دسته سیاست‌های غیرمستقیم قرار می‌گیرند، با سیاست افزایش جمعیت همسو نبوده‌اند.

“دراهکی” با اشاره به پیمایش‌هایی مانند پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان توضیح می‌دهد: «در بیشتر پیمایش‌های ملی نشان داده شده که خانواده‌های ایرانی تمایل به داشتن دو یا بیش از دو فرزند دارند، اما میانگین میزان کل باروری در حال حاضر کمتر از یک و نیم است. اینجا می‌توان بین آنچه هدف افراد است با آنچه واقعیت زندگی‌شان است، یک شکاف بزرگ تشخیص داد». این شکاف را می‌توان با شاخص‌ها و معیارهای جمعیت‌شناختی متفاوتی توضیح داد.

“دراهکی”می‌گوید: «یکی از متغیرهای مؤثر بر فرزندآوری سن ازدواج زنان است؛ هرچقدر سن بیشتر باشد، قاعدتا باروری نیز کاهش پیدا می‌کند. یکی دیگر از متغیرهای مهم، افزایش تجرد قطعی است. ما در جامعه باید حواسمان به این باشد که طبق تجربیات جهانی، افراد پس از ۳۰سالگی به سمت تجرد قطعی می‌روند و وقتی آمار تجرد قطعی بالا برود، اولین اثری که مشاهده می‌شود در تعداد فرزندآوری‌ است. افزایش میزان پیشگیری از بارداری و آمار مربوط به طلاق نیز از متغیرهایی‌ است که وضعیت جمعیتی ایران را تحت‌ تأثیر خود قرار داده است.

این جمعیت‌شناس می‌گوید این متغیرهای مؤثر را می‌توان با توجه به وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توضیح داد و از نگاه او مهم‌ترین مسئله، ناشی از چشم‌انداز مردم به آینده است: «کاهش باروری بیش از اینکه ناشی از عوامل پزشکی و ژنتیکی باشد، ناشی از وقایع و اتفاقاتی‌ است که درون جامعه درحال رخ‌دادن است و بر چشم‌انداز افراد بر آینده تأثیر می‌گذارد. تصمیماتی مثل ازدواج و فرزندآوری تصمیمات کوتاه‌مدتی نیستند که افراد با توجه به شرایط کوتاه‌مدت خود درباره آنها تصمیم بگیرند، بلکه به داشتن چشم‌اندازی روشن نسبت به آینده نیاز دارند. درحال‌حاضر چه چشم‌اندازی از وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور وجود دارد وقتی افراد این چشم‌انداز را روشن نمی‌بینند، یا فرزندآوری را به تأخیر می‌اندازند یا در فرزندآوری توقف می‌کنند؟ در نتیجه باید در اولین قدم برای ایجاد یک چشم‌انداز روشن از آینده اقدام کرد.

این استاد دانشگاه به پرهزینه‌بودن انجام سیاست‌های جمعیتی در تمام کشورهای جهان اشاره می‌کند: «طرح جوانی جمعیت برای همه کشورها هزینه دارد؛ خیلی از کشورهای جنوب شرق آسیا یا حوزه اسکاندیناوی بخش مهمی از بودجه عمومی خود را صرف سیاست‌های جمعیتی می‌کنند. اما مسئله این است که آیا این هزینه‌ها ما را به هدفمان می‌رساند؟ سیاست‌های جمعیتی باید به شکل دقیق پایش شوند تا هزینه‌ها صرف دقیقا مادران و افرادی شود که در موالید و جوانی جمعیت نقش مهم دارند. این سیاست‌ها نباید جنبه شعاری داشته باشد و کاری کند که در بین مردم بی‌اعتمادی شکل بگیرد».

باید به کیفیت جمعیت فکر کرد

رابطه توسعه و جمعیت، یک رابطه ساده نیست که بخواهیم فقط یک نسبت کمی بین این دو مقوله ایجاد کنیم. ما باید یک رابطه عمیق اجتماعی، نهادی و تاریخی را در نظر بگیریم که در آن جمعیت هم می‌تواند مانع توسعه باشد و هم می‌تواند منبع توسعه شود»؛ این را «محمد امیرپناهی»، جامعه‌شناس اقتصادی و عضو هیئت‌علمی جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، به «شرق» می‌گوید.

او ادامه می‌دهد: «در رویکردهای کلاسیکی که به رابطه جمعیت و توسعه پرداخته، ما از یک سمت نگاه مالتوسی را داریم که در آن رشد جمعیت به‌مثابه فشاری بر منابع و امکانات و مانعی بر سر راه توسعه تلقی می‌شود. در تلقی مالتوس افزایش جمعیت باعث به‌هم‌خوردن نسبت امکانات و منابع می‌شود و توسعه را دچار موانعی می‌کند. اما از سمت دیگر در نیمه دوم قرن بیستم یک نگاه خوش‌بینانه در رویکردهایی مثل مکتب نوسازی وجود داشت که جمعیت و مخصوصا جمعیت جوان را سرمایه بالقوه برای رشد اقتصادی قلمداد می‌کرد و به جمعیت به‌مثابه یک پتانسیل نگاه می‌شد.

اما حالا از نظر این جامعه‌شناس باید از چنین دوگانه‌های ساده‌انگارانه‌ای گذر کرد: «مسئله در حال‌حاضر تعداد جمعیت نیست، بلکه کیفیت ادغام جمعیت در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی‌ است. این کیفیت ادغام بسیار مسئله مهم‌تری‌ است، زیرا زمانی توسعه با پویایی جمعیت هم‌راستا می‌شود که نظام‌های آموزشی، رفاهی، سیاسی و اقتصادی بتوانند جمعیت را تبدیل به سرمایه انسانی کنند. در این صورت می‌توان جمعیت جوان را در راستای توسعه دانست.

اما اگر چنین ادغامی به‌درستی اتفاق نیفتد، جمعیت جوان تبدیل به مشکل می‌شود: «اگر نهادها ناکارآمد یا نابرابری‌ساز باشند، همان جمعیت جوان تبدیل به منبع بیکاری، نارضایتی و بی‌ثباتی اجتماعی می‌شود. در واقع کاهش یا افزایش جمعیت فی‌نفسه یک بحران یا یک مزیت نیست، بلکه سیاست‌های حمایتی و نظام‌های بازتولید و نوآوری هستند که می‌توانند جمعیت را به معضل یا فرصت تبدیل کنند.

“امیرپناهی” به تجربه پنجره جمعیتی‌ای که از دهه ۶۰ در ایران به ‌وجود آمد، اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: «ایران در گذشته وارد مرحله‌ای شد که می‌توانیم آن را پنجره جمعیتی بنامیم؛ یعنی وضعیتی که سهم بالایی از جمعیت در سن کار و جوانی قرار داشتند و می‌توانستند نقش‌های مهمی ایفا کنند. اما متأسفانه این پنجره جمعیتی برخلاف انتظارات پیش رفت و تبدیل به فرصتی برای توسعه پایدار نشد.

در آن دوران نرخ بالایی از تحصیلات دانشگاهی در میان جوانان و زنان به‌ وجود آمد که بازار، توان جذب و تبدیل این جمعیت به اشتغال مولد را نداشت و در نتیجه ما شاهد شکل‌گیری پدیده‌هایی چون بیکاری، نداشتن اشتغال تحصیل‌کرده‌ها، به تعویق انداختن ازدواج و فرزندآوری و در نهایت فرسایش امید اجتماعی بودیم.

در نتیجه از نظر او مسئله در ایران لزوما کمیت جمعیت و فرزندآوری نیست و همین‌طور نمی‌توان مسئله را فقط با توجه به مسائل اقتصادی توضیح داد: «انسدادهایی که متأسفانه برای نسل‌ جوان در آینده پیش‌رویشان وجود دارد باید محل پرسش قرار بگیرد. عمیق‌تر که نگاه کنیم مسئله فقط هم معضلات اقتصادی نیست، زیرا در دهک‌های بالای درآمدی نیز فرزندآوری کاهش پیدا کرده. باید متغیرهای مختلفی را مورد بررسی قرار داد و به پارامترهای سیاسی، اجتماعی و حتی امنیتی دقت کرد.

“امیرپناهی” می‌گوید تاریک‌بودن دورنمای زندگی، فرزندآوری را تبدیل به انتخاب غیرعقلانی می‌کند: «جامعه باید نسبت به آینده‌ خود احساس امنیت کند و افق‌های سیاسی دوردست را که می‌بیند تصور یک زیست آبرومندانه و توأمان با رفاه و آسایش را داشته باشد؛ وقتی چنین دورنمایی وجود نداشته باشد، جامعه بر مبنای انتخاب عقلانی به این مسیر می‌رود که فرزندآوری را کاهش بدهد و حتی اصلا به آن فکر نکند.

او معتقد است از سوی دیگر، باید مسئله کیفیت جمعیت نیز مورد نظر قرار بگیرد: «سیاست‌گذار باید به کیفیت جمعیت در سالخوردگی نیز فکر کند؛ جمعیت سالخورده در سنی نیستند که ارزش تولید کنند و در اصل مصرف‌کننده نظام درمانی، رفاهی و بازنشستگی هستند. وقتی جمعیت در سالخوردگی دارای کیفیت باشد، از فشار بر این نظام‌ها  کاسته می‌شود.

مسئله مهم این است که وقتی شما به دنبال افزایش جمعیت هستید، باید به الزامات بنیادین آموزشی، رفاهی و امثال آن بیندیشید و مدنظر داشته باشید که چگونه می‌توان جمعیت را نه به مانع توسعه بلکه مولد آن تبدیل کرد.

در پایان «امیرپناهی» می‌گوید نگاه به مسئله جمعیت باید از یک نگرانی درباره کمیت به یک نگرانی درباره کیفیت تبدیل شود: «باید بیشتر به ادغام جمعیت و همین‌طور کیفیت آن فکر کرد و تأمین شرایطی برای ایجاد افرادی با کیفیت و رضایت بیشتر را مدنظر قرار داد. متأسفانه در ایران ما فقط به عدد فکر می‌کنیم و تعداد و کمیت برایمان اهمیت بیشتری از کیفیت و ادغام جمعیت دارد.

جمعیت؛ آینه‌ بحران‌ها

در علم جمعیت‌شناسی، نرخ باروری کل یعنی میانگین تعداد فرزندانی که هر زن در طول دوره باروری خود (۱۵ تا ۴۹سال) به دنیا می‌آورد. سطح جایگزینی استاندارد جمعیت که به معنی نسبت تعداد موالید با تعداد مرگ‌ومیرهاست در جهان معمولا عدد ۲.۱ فرزند به‌ازای هر زن در نرخ باروری کل است؛ حفظ سطح جایگزینی از مهم‌ترین اهداف هر سیاست جمعیتی‌ است. این عدد در سال ۱۴۰۰ که اجرای طرح جوانی جمعیت شروع شد، حدود ۱.۷۴ فرزند به‌ازای هر زن بوده است.

در سال ۱۴۰۱ این عدد به ۱.۶ رسید و در سال ۱۴۰۲ عدد ۱.۵۲ فرزند شد؛ همین‌طور در سال ۱۴۰۳ این عدد به کمترین خود از سال ۱۳۵۰ رسید، یعنی ۱.۴۵ فرزند به ازای هر زن و تا اینجای سال ۱۴۰۴، عدد ۱.۴۴ ثبت شده است. این عدد، نشان‌دهنده ناکارآمدی برنامه‌ای‌ است که برای جوانی جمعیت، با بودجه و مشوق‌های اقتصادی پرتعداد نوشته شده است.

این ناکارآمدی را نمی‌توان تنها با مشکلات و اصول خود برنامه توضیح داد، بلکه باید گفت این ناکارآمدی ناشی از شکست این برنامه در برابر مشکلات ساختاری موجود است. تورم بیش از ۴۰ درصد و نرخ بیکاری نزدیک به ۲۰ درصد در طول این بیش از چهار سال، در کنار بحران عمیق ناامیدی و ناکامی، اجرای هر برنامه‌ جمعیتی‌ را با چالش‌هایی جدی مواجه خواهد کرد. در این میان بیش از هر زمان دیگری نیاز به مشارکت متخصصان است؛ متخصصانی که بتوانند برنامه جوانی جمعیتی مناسب با شرایط نابسامان فعلی بنویسند.

کلید خانه؛ فرصت استقلال یا دروازه اضطراب؟

ارسال شده در ۶ دی ۱۴۰۴، توسط ایرنا

صدای زنگ آخر مدرسه برای برخی نویدبخش آغوش گرم مادر و بوی غذاست، اما برای عده‌ای دیگر، کلید در خانه به روی سکوت و تنهایی محض باز می‌شود. اینجاست که سرنوشت تحصیلی و روانی یک دانش‌آموز بر لبه تیغی دولبه قرار می‌گیرد: آیا این تنهایی، فرصت رشد است یا دروازه‌ای به سوی اضطراب و افت تحصیلی؟ ماجرا فراتر از یک لحظه گذرا است؛ این کلید، مسیر آینده فرزندان ما را تعیین می‌کند.

اشتغال مادران امروز دیگر یک انتخاب شخصی یا محدود به گروهی خاص نیست، بلکه بخشی از واقعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه است. اما این پدیده یک پرسش اساسی را پیش روی والدین، مربیان و سیاست‌گذاران قرار داده است: وقتی فرزندان، به‌ویژه دانش‌آموزان، ساعات زیادی از روز را بدون حضور مادر در خانه می‌گذرانند، چه تاثیری بر روند یادگیری، رشد روانی و تحصیلی آنان می‌گذارد؟

دکتر محسن اصغری نکاح، استاد دانشگاه و روان‌درمانگر، در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنازندگی به ابعاد مختلف این موضوع پرداخته و ضمن تاکید بر پیچیدگی شرایط، راهکارهایی نیز برای کاهش آسیب‌ها ارائه کرده است.

خانواده‌های دارای مادر شاغل؛ طیفی از شرایط

به باور دکتر اصغری نکاح، نباید خانواده‌های دارای مادر شاغل را به دو دسته خوب و بد تقسیم کرد: ما سیاستی نداریم که خانواده‌ها را سفید و سیاه کنیم. عقل سلیم می‌گوید هر کودکی وقتی در آغوش خانواده و در دسترس والدین باشد، زندگی بهتری خواهد داشت. اما شرایط اجتماعی و اقتصادی و حتی مسئولیت‌های فرهنگی و حرفه‌ای ایجاب می‌کند مادران نقش‌های مختلفی را بپذیرند. در نتیجه، بسیاری از مادران به‌ناچار ساعات زیادی را دور از خانه سپری می‌کنند.

او ادامه می‌دهد: اگر قوانین حمایتی و شرایط کاری طوری تنظیم شود که مادران فرصت بیشتری برای حضور در کنار فرزندان داشته باشند، قطعاً بهتر است. اما واقعیت این است که بسیاری از کودکان قبل از رسیدن مادر از مدرسه به خانه می‌رسند و چند ساعتی را تنها می‌گذرانند.

نقش سن و ساختار خانواده

اصغری نکاح معتقد است شدت اثرگذاری این تنهایی، به سن کودک و ساختار خانواده بستگی دارد: اگر خانواده گسترده باشد و کودک در کنار پدربزرگ، مادربزرگ یا خویشاوندان زندگی کند، حضور آنها بخشی از خلا عاطفی و آموزشی را پر می‌کند. اما در خانواده‌هایی که در شهری غریب یا در فضایی تنها زندگی می‌کنند، اثرات تنهایی بیشتر است.

فرزندان مادران شاغل در مقایسه با دیگران، در بعضی زمینه‌ها استقلال بیشتری دارند

او اضافه می‌کند: کودکان بالای ۸ یا ۹ سال اغلب تا حدی استقلال دارند. برخی سرگرمی‌ها یا مهارت‌ها مثل تماس گرفتن با والدین یا انجام تکالیف ساده را بلدند. حتی پژوهش‌ها نشان داده است که فرزندان مادران شاغل در مقایسه با دیگران، در بعضی زمینه‌ها استقلال بیشتری پیدا کرده‌اند.

فرصت‌ها و تهدیدهای تنهایی

به گفته این استاد دانشگاه، تنهایی می‌تواند هم تهدید و هم فرصت باشد؛ گاهی تنها ماندن، نوعی توفیق اجباری است که کودک را به سمت استقلال و خودمدیریتی سوق می‌دهد. اما همین شرایط برای کودکی دیگر می‌تواند اضطراب‌آور باشد و به رشد اجتماعی و تحصیلی او آسیب بزند.

او تأکید می‌کند کودکانی که زمینه اضطرابی دارند یا مهارت‌های خودیاری در آنها ضعیف است، هنگام تنها ماندن در خانه دچار ترس، ناتوانی در مدیریت امور یا حتی افت تحصیلی می‌شوند. در این شرایط، مراجعه به مشاور و دریافت آموزش‌های تخصصی برای کودک و والدین ضروری است.

اثرات مستقیم بر عملکرد تحصیلی

یکی از بخش‌های مهم گفت‌وگوی دکتر اصغری، بررسی تأثیر تنهایی بر تحصیل کودکان است: حداقل اثر این تنهایی این است که وقتی بچه تنها است، کسی برای رفع اشکال درسی یا نظارت مستقیم وجود ندارد. کودک ناچار است صرفاً با اتکا به آنچه در مدرسه یاد گرفته کار کند. این مسئله احتمال خطا را افزایش می‌دهد، تکالیف سخت‌تر می‌شود و فرسودگی تحصیلی به وجود می‌آید.

وقتی کودک بفهمد مادر یا پدر تلاش‌هایش را می‌بینند، حتی اگر حضور فیزیکی نداشته باشند، اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا می‌کند

او ادامه می‌دهد: اگر والدین پیش از ترک خانه بخشی از تکالیف را با کودک مرور کنند، یا بعد از بازگشت زمان کیفی در اختیارش بگذارند، این خلأ کمتر می‌شود. حتی تماس تلفنی کوتاه، ارسال یادداشت یا پرسیدن چند سؤال ساده درباره تکالیف می‌تواند به کودک این حس را بدهد که تحت نظارت است و تنها رها نشده است.»

به باور این روانشناس، تشویق و تحسین از سوی والدین می‌تواند انگیزه‌های تحصیلی کودک را زنده نگه دارد: وقتی کودک بفهمد مادر یا پدر تلاش‌هایش را می‌بینند، حتی اگر حضور فیزیکی نداشته باشند، اعتمادبه‌نفس بیشتری در انجام تکالیف پیدا می‌کند.

استقلال در یادگیری

اصغری در ادامه به جنبه مثبت ماجرا هم اشاره کرد و گفت: برخی دانش‌آموزان وقتی مجبور می‌شوند تکالیفشان را به‌تنهایی انجام دهند، یاد می‌گیرند مسئولیت‌پذیر باشند. این استقلال می‌تواند بعدها به رشد تحصیلی آنها کمک کند. اما لازمه‌اش این است که والدین پیش‌تر مهارت‌های لازم را در کودک پرورش داده باشند.

کیفیت رابطه والدین مهم‌تر از حضور فیزیکی

به گفته دکتر اصغری، مهم‌ترین نکته نوع رابطه مادر با کودک است: تنها بودن کودک به‌خودی‌خود مشکل‌ساز نیست. آنچه اهمیت دارد، کیفیت ارتباط مادر با فرزند است.

مهارت گفت‌وگو، همدلی، تحسین و نظارت غیرمستقیم نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. اگر مادر بتواند زمان‌های کوتاه حضورش را به شکلی کیفی صرف کند، آثار تنهایی به حداقل می‌رسد.

نقش پدران و همراهی معلمان

این روانشناس بر اهمیت نقش پدران نیز تأکید می‌کند: پدران باید بازوی کمکی مادران باشند. اگر آنها در مراقبت و نظارت بر کودک مشارکت کنند، فشار روانی مادر کاهش یافته و کودک نیز احساس امنیت بیشتری خواهد کرد. معلمان نیز وظیفه دارند بر روند یادگیری و کیفیت تکالیف نظارت کنند. اگر متوجه ضعف یا خطا شدند، آن را با والدین در میان بگذارند تا جلوی افت تحصیلی گرفته شود.

نقش دولت و سیاست‌گذاران

به اعتقاد دکتر اصغری نکاح، بخشی از مشکل تنها به خانواده‌ها برنمی‌گردد، بلکه سیاست‌گذاران نیز باید مسئولیت بپذیرند: سال‌های اولیه زندگی کودک بسیار حیاتی است. دولت‌ها باید قوانینی برای حمایت از مادران تدوین کنند تا در این دوره بتوانند وقت بیشتری کنار فرزندان باشند. خوشبختانه در سال‌های اخیر برخی تغییرات قانونی در این زمینه ایجاد شده است، اما هنوز کافی نیست.

او از کمبود ساختارهای حرفه‌ای مراقبت از کودک در کشور انتقاد کرد و گفت: ما برای سالمندان خدمات مراقبتی داریم، اما برای کودکان چنین چیزی به‌طور جدی وجود ندارد. چرا نباید مربیان آموزش‌دیده‌ای داشته باشیم که در خانه‌ها یا مراکز معتبر از کودکان مراقبت کنند؟ این امر می‌تواند به مادران شاغل آرامش خاطر بدهد و در عین حال از افت تحصیلی کودکان جلوگیری کند.»

آموزش مجازی؛ ابزار مکمل

وی در پاسخ به پرسشی درباره استفاده از منابع آموزشی آنلاین، گفت: کتاب‌های صوتی، فیلم‌های آموزشی و سامانه‌های مجازی می‌توانند نقش مکمل ایفا کنند. اما این ابزارها هرگز جایگزین ارتباط عاطفی و نظارت مستقیم والدین نمی‌شوند. اگر این منابع استاندارد و نظارت‌شده باشند، می‌توانند در زمان تنهایی کودک، بخشی از نیاز آموزشی او را پوشش دهند.

خانواده داری مهمترین وظیفه مادران

دکتر اصغری نکاح در پایان می‌گوید: تنهایی دانش‌آموزان در خانواده‌های دارای مادر شاغل یک واقعیت انکارناپذیر است. این شرایط می‌تواند تهدیدی برای تحصیل و روان کودک باشد، اما اگر والدین زمان خود را مدیریت کنند، پدران درگیر شوند، معلمان نظارت کنند و ساختارهای حمایتی تقویت شود، حتی می‌تواند به فرصتی برای رشد استقلال و مسئولیت‌پذیری دانش‌آموزان تبدیل شود.

مهم‌ترین وظیفه مادران در هر شرایطی، خانواده‌داری است؛ خانواده‌داری نه به معنای خانه‌داری، بلکه به معنای ایجاد ارتباط عاطفی گرم، نظارت تربیتی و همراهی با فرزندان.

لیگ بسکتبال بانوان؛ شکست استقلال برابر مدعی قهرمانی

ارسال شده در ۶ دی ۱۴۰۴، توسط ایرنا

گروه بهمن مدعی قهرمانی موفق شد تا استقلال را در هفته دوازدهم لیگ برتر بسکتبال بانوان شکست دهد.

دیدارهای هفته دوازدهم لیگ برتر بسکتبال بانوان، (جمعه ٥ دی) برگزار شد.

در جریان این هفته از مسابقات، مشهدی‌ها در دیدار خانگی خود، شکست دور رفت برابر آکادمی نیکا را جبران کردند و ١٦ امتیازی شدند. «دنیله رینی» از تیم قهوه باتسام با ۳۱ امتیاز، ۸ ریباند، ۴ پاس گل و کارایی ۳۶ بهترین بازیکن این دیدار بود.

در آبادان هم تیم نفت با غلبه بر ستاد گاز تهران به نهمین برد این فصلش دست یافت و ۲۰ امتیازی شد، «داریانا لوییس» از تیم نفت آبادان بهترین بازیکن این دیدار بود، او در کارنامه‌اش ۳۲ امتیاز، ۱۰ ریباند، ۳ پاس گل و کارایی ۴۰ را در کارنامه‌اش ثبت کرد.

در این هفته از مسابقات تیم فرآور شریف سبز متحمل یازدهمین باخت شد، این باخت در تقابل با کاسپین ثبت شد. ۱۹ امتیاز، ۱۳ ریباند، ۴ پاس گل و کارایی ۲۹ سمانه طغیانی را بهترین بازیکن کاسپین و این دیدار کرد.

آخرین دیدار این هفته میان دو تیم گروه بهمن و استقلال برگزار شد، در این دیدار گروه بهمن همچون دیدار رفت برابر حریفش پیروز شد. مهلا عابدی از تیم گروه بهمن با ۱۰ امتیاز، ۲۲ ریباند، ۲ پاس گل، ۲ توپ ربایی و کارایی ۲۵ بهترین بازیکن زمین بود.

نتایج دیدارهای هفته دوازدهم لیگ برتر بسکتبال بانوان به این شرح است:

قهوه باتسام مشهد ۸۹ – آکادمی بسکتبال نیکا ۷۵

پالایش نفت آبادان ۱۰۵ – ستاد گاز تهران ۵۰

کاسپین تهران ۸۲ – فراور شریف سبز تهران ۳۲

گروه بهمن ۶۷ – استقلال تهران ۵۵

شکست پرسپولیس و توقف سپاهان در هفته دوازدهم لیگ فوتبال بانوان

ارسال شده در ۶ دی ۱۴۰۴، توسط ایرنا

در پایان هفته دوازدهم لیگ فوتبال بانوان، تیم پرسپولیس برابر گل گهر شکست خورد و سپاهان متوقف شد.

هفته دوازدهم لیگ فوتبال بانوان امروز جمعه با برگزاری پنج دیدار پیگیری شد که تیم پرسپولیس مقابل گل‌گهر سیرجان ۲ بر یک شکست خورد و در رده هفتم جدول باقی ماند و سپاهان نیز با تساوی یک بر یک برابر پالایش گاز ایلام متوقف شد.

دیگر نتایج لیگ فوتبال زنان به شرح زیر است:

‌خاتون ۲ -۰ سنگین ماشین ایستا

ملوان ۷- فرا ایساتیس ۳

اوا تهران۰-۰ یاسام کردستان

خاتون بم با ۳۶ امتیاز صدرنشین لیگ فوتبال زنان است.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!