داروی ام‌اس؛ امیدی تازه برای درمان زوال عقل

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 پژوهشگران دریافتند که سلول‌های تولیدکننده غلاف محافظ اعصاب (الیگودندروسیت‌ها) ممکن است با افزایش سن، عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش توانایی‌های شناختی کمک کنند. این یافته می‌تواند راه را برای درمان‌های جدید حفظ حافظه در سالمندی هموار کند.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه سای‌تِک‌دِیلی در گزارشی آورده است:

غلاف میلین برای ارتباط سریع در مغز ضروری است. این غلاف مانند یک پوشش محافظ دور فیبرهای عصبی عمل می‌کند تا سیگنال‌های الکتریکی به‌سرعت منتقل شوند؛ اما سلول‌هایی که این عایق را تولید می‌کنند، یعنی الیگودندروسیت‌ها، ممکن است با افزایش سن عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش توانایی‌های شناختی کمک کنند.

پژوهشگران دریافتند افرادی که توانایی‌های شناختی آن‌ها سریع‌تر کاهش یافته، فیبرهای عصبی بزرگ‌تری دارند و میلین (غلاف محافظ) در آن‌ها به‌طور غیرعادی افزایش یافته است. آزمایش‌های روی موش‌ها نیز این ارتباط را تأیید کرد و نشان داد که اختلال در عملکرد الیگودندروسیت‌ها، تغییرات مشابهی ایجاد کرده و عملکرد شناختی را تضعیف می‌کند.

الیگودندروسیت‌ها چه نقشی در مغز دارند؟

الیگودندروسیت‌ها سلول‌های خاصی در مغز هستند که وظیفه تولید غلاف میلین را بر عهده دارند. میلین مانند عایق سیم‌های برق، از فیبرهای عصبی محافظت می‌کند و باعث می‌شود پیام‌های عصبی با سرعت بالا منتقل شوند. با افزایش سن، این سلول‌ها ممکن است دچار اختلال شوند و به‌جای محافظت، به تخریب ارتباطات عصبی کمک کنند.

تغییرات مغزی؛ ردپای کاهش توانایی شناختی

پژوهشگران دانشگاه ادینبرو و مؤسسه تحقیقات زوال عقل بریتانیا، بافت مغز اعضای گروه لوتیَن بِرث کوهورت ۱۹۳۶ را بررسی کردند. توانایی‌های شناختی این افراد از دوران کودکی تا سالمندی ثبت شده بود.

شرکت‌کنندگان ۷۰ تا ۸۲ ساله بودند و آزمون‌های حافظه، سرعت پردازش و مهارت‌های فضایی را انجام دادند. از هزار و ۹۱ نفر این گروه، ۸۶۶ نفر پس از ۷۰ سالگی در آزمون‌های شناختی شرکت کردند.

تقریباً همه آن‌ها کاهشی در توانایی‌های شناختی نشان دادند و این فرصت را به پژوهشگران داد تا بافت مغز افرادی را که کاهش شناختی سریع‌تر یا کندتر از حد متوسط داشتند، مقایسه کنند.

بررسی بافت مغز پس از مرگ این افراد، الگوی واضحی را نشان داد: کاهش سریع‌تر شناختی با فیبرهای عصبی بزرگ‌تر و افزایش غیرعادی میلین ناسالم، به‌ویژه در اطراف فیبرهای بزرگ‌تر، همراه بود.

پروتئین اِن‌آراِف۲؛ یک عامل کلیدی

پژوهشگران سپس به دنبال یک توضیح مولکولی گشتند و دریافتند افرادی که کاهش شناختی شدیدتری داشتند، مقدار کمتری از پروتئین اِن‌آراِف۲/ اِن‌آراِف۲ در الیگودندروسیت‌های خود داشتند. اِن‌آراِف۲ پروتئینی است که صدها ژن مرتبط با محافظت از سلول‌ها در برابر آسیب را تنظیم می‌کند.

برای آزمایش این موضوع، پژوهشگران سطح اِن‌آراِف۲ را در الیگودندروسیت‌های موش‌ها کاهش دادند. موش‌ها دچار افزایش میلین و از دست‌دادن فیبرهای عصبی بزرگ شدند و بهبود عملکرد شناختی آن‌ها با افزایش سن، مختل گردید.

مسیر درمانی موجود

پروتئین اِن‌آراِف۲ هدف داروهای موجود از جمله دارویی است که برای درمان بیماری ام‌اس (بیماری که به غلاف میلین آسیب می‌زند) استفاده می‌شود. پژوهش‌های قبلی نشان داده است که فعال‌سازی اِن‌آراِف۲ می‌تواند عملکرد شناختی را در افراد مبتلا به ام‌اس بهبود بخشد. این موضوع، احتمال استفاده مجدد از این داروها را برای درمان اختلال عملکرد الیگودندروسیت‌ها و کاهش شناختی در سالمندی مطرح می‌کند.

ورونیک میرون (Veronique Miron)، یکی از پژوهشگران این مطالعه، توضیح داد: با افزایش جمعیت سالمند و در حالی که هنوز درمانی برای کاهش شناختی وجود ندارد، این پژوهش بسیار هیجان‌انگیز است؛ زیرا به یک راهبرد احتمالی برای حفظ توانایی‌های شناختی در سالمندی اشاره می‌کند.

جورجینا کریگ (Georgina Craig)، نویسنده اول این مطالعه، نیز تأکید کرد: این مطالعه به‌طور اساسی نگاه ما به این سلول‌های مغزی را تغییر داده است. ما همیشه الیگودندروسیت‌ها را کاملاً مفید می‌دانستیم، اما در کمال تعجب دریافتیم که آن‌ها می‌توانند عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش توانایی‌های شناختی در سالمندی کمک کنند.

جزئیات این پژوهش در نشریه نِیچِر نوروسایِنس/ Nature Neuroscience منتشر شده است.

مشکلات گوارشی نوزادان را بشناسید؛ چه زمانی جای نگرانی نیست؟

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

بسیاری از نوزادان در ماه‌های نخست زندگی دچار مشکلاتی مانند دل‌درد، رفلاکس یا بالا آوردن شیر می‌شوند که اغلب بخشی طبیعی از روند تکامل دستگاه گوارش است. با این حال آگاهی والدین از تفاوت میان علائم طبیعی و نشانه‌های هشداردهنده علاوه بر کاهش نگرانی‌های بی‌مورد به تشخیص به‌ موقع مواردی که نیازمند مراجعه به پزشک هستند، کمک می‌کند.

بسیاری از والدین به‌ ویژه در ماه‌های نخست تولد فرزندشان با دیدن گریه‌های طولانی، بالا آوردن شیر یا تغییر در مدفوع نوزاد نگران می‌شوند و تصور می‌کنند فرزندشان به بیماری جدی مبتلا شده است. در حالی که متخصصان اطفال تاکید می‌کنند بخش قابل توجهی از مشکلات گوارشی نوزادان، نتیجه طبیعی تکامل دستگاه گوارش است و با گذشت زمان برطرف می‌شود. با این حال آشنایی با علائم طبیعی، شناخت نشانه‌های هشداردهنده و دانستن زمان مراجعه به پزشک، نقش مهمی در حفظ سلامت نوزاد و آرامش خاطر والدین دارد.

دستگاه گوارش نوزاد هنوز در حال رشد است

نوزاد با دستگاه گوارشی کاملا بالغ متولد نمی‌شود. معده، روده، آنزیم‌های گوارشی و حتی باکتری‌های مفید روده در ماه‌های نخست زندگی به تدریج تکامل پیدا می‌کنند. به همین دلیل ممکن است نوزاد در این دوران دچار نفخ، دل‌پیچه، بالا آوردن شیر یا تغییرات طبیعی در اجابت مزاج شود.

بر اساس توصیه‌های برخی پژوهشکده‌های بهداشتی اطفال، بسیاری از این مشکلات بخشی از روند طبیعی رشد محسوب می‌شوند و در بیشتر موارد بدون نیاز به درمان خاص برطرف خواهند شد.

چرا مشکلات گوارشی در نوزادان شایع است؟

یکی از مهم‌ترین دلایل بروز این مشکلات، نارس بودن نسبی دستگاه گوارش است. عضلات معده و روده هنوز هماهنگی کامل پیدا نکرده‌اند و حرکات آن‌ها به تدریج منظم می‌شود. عامل دیگر شل بودن دریچه بین مری و معده است. این دریچه وظیفه جلوگیری از بازگشت محتویات معده را بر عهده دارد اما در نوزادان هنوز قدرت کافی ندارد و به همین دلیل برگشت مقدار کمی شیر پس از تغذیه بسیار شایع است.

از سوی دیگر میکروبیوم روده یا مجموعه باکتری‌های مفید دستگاه گوارش نیز در حال شکل‌گیری است. این باکتری‌ها نقش مهمی در هضم غذا، تقویت سیستم ایمنی و سلامت روده دارند و تا ماه‌ها پس از تولد به تدریج به تعادل می‌رسند.

کولیک، گریه‌ای که والدین را نگران می‌کند

یکی از شایع‌ترین مشکلات گوارشی نوزادان، کولیک یا دل‌ درد شیرخوارگی است. نوزاد مبتلا به کولیک معمولا در ساعات عصر یا شب بدون دلیل مشخص، گریه‌های شدید و طولانی دارد؛ در حالی که بین این حملات کاملا طبیعی به نظر می‌رسد، شیر می‌خورد، وزن می‌گیرد و معاینه پزشکی نیز طبیعی است.

پزشکان علت دقیق کولیک را هنوز به طور کامل نمی‌دانند اما مجموعه‌ای از عوامل مانند تکامل دستگاه عصبی، رشد دستگاه گوارش، تجمع گاز روده و حساسیت بیشتر نوزاد به محرک‌های محیطی در ایجاد آن نقش دارند.

خبر امیدوارکننده برای والدین این است که کولیک معمولا از حدود دو تا سه هفتگی آغاز می‌شود، در دو ماهگی به اوج می‌رسد و اغلب تا چهار یا پنج ماهگی بدون درمان خاص برطرف می‌شود.

بالا آوردن شیر همیشه بیماری نیست

بسیاری از نوزادان بعد از شیر خوردن مقداری از شیر را بالا می‌آورند. این وضعیت که رفلاکس فیزیولوژیک نام دارد، در اغلب موارد طبیعی است و تا پایان سال اول زندگی به تدریج کاهش می‌یابد. البته رفلاکس همیشه با بالا آوردن واضح همراه نیست. برخی نوزادان فقط هنگام یا بعد از تغذیه بی‌ قرار می‌شوند، کمر خود را به عقب خم می‌کنند یا هنگام خواب ناراحتی نشان می‌دهند.

اگر نوزاد وزن‌گیری مناسبی داشته باشد، اشتهای خوبی داشته باشد و علائم دیگری مانند اختلال رشد یا مشکلات تنفسی وجود نداشته باشد، معمولا جای نگرانی نیست اما اگر رفلاکس باعث کاهش وزن، امتناع از شیر خوردن، سرفه‌های مکرر یا مشکلات تنفسی شود، باید توسط پزشک بررسی شود.

حساسیت به پروتئین شیر گاو

برخی نوزادان نسبت به پروتئین موجود در شیر گاو واکنش ایمنی نشان می‌دهند. این حساسیت ممکن است حتی در نوزادانی که فقط از شیر مادر تغذیه می‌کنند نیز دیده شود زیرا مقدار کمی از پروتئین شیر گاو می‌تواند از طریق رژیم غذایی مادر وارد شیر شود. مهم‌ترین علائم این حساسیت شامل بی‌قراری مداوم در طول شبانه‌ روز، وجود خون یا مخاط در مدفوع، اسهال، استفراغ و گاهی علائم پوستی مانند اگزما است.

تشخیص این بیماری باید توسط پزشک انجام شود و والدین نباید به طور خودسرانه شیر خشک یا رژیم غذایی مادر را تغییر دهند زیرا حذف غیرضروری مواد غذایی می‌تواند باعث کمبودهای تغذیه‌ای شود.

چگونه والدین می‌توانند مشکلات گوارشی را کمتر کنند؟

آروغ گرفتن را فراموش نکنید

یکی از ساده‌ترین راهکارها برای کاهش نفخ و رفلاکس، گرفتن آروغ نوزاد است. هنگام شیر خوردن مقداری هوا وارد معده می‌شود و اگر خارج نشود، می‌تواند موجب بی‌قراری یا بالا آوردن شیر شود. پزشکان توصیه می‌کنند در فواصل شیردهی و همچنین پس از پایان تغذیه، نوزاد چند دقیقه در وضعیت مناسب قرار گیرد تا آروغ بزند.

نوزاد را بعد از شیر خوردن بلافاصله نخوابانید

نگه داشتن نوزاد در وضعیت عمودی به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پس از تغذیه می‌تواند احتمال بازگشت شیر را کاهش دهد. البته باید توجه داشت که برای خواب، نوزاد همیشه باید به پشت روی سطح صاف و ایمن خوابانده شود، زیرا این وضعیت خطر سندرم مرگ ناگهانی شیرخوار را کاهش می‌دهد.

تکنیک صحیح شیردهی اهمیت زیادی دارد

چسبیدن صحیح دهان نوزاد به سینه یا استفاده درست از شیشه شیر، از بلع هوای اضافی جلوگیری می‌کند و احتمال نفخ، دل‌درد و رفلاکس را کاهش می‌دهد. اگر مادر هنگام شیردهی درد دارد یا نوزاد مرتب هوا می‌بلعد، بهتر است از مشاور شیردهی یا پزشک کمک بگیرد.

در شروع غذای کمکی عجله نکنید

با آغاز تغذیه تکمیلی بهتر است هر غذای جدید به تنهایی و با فاصله حدود سه تا پنج روز معرفی شود. این کار کمک می‌کند اگر نوزاد به ماده غذایی خاصی حساسیت داشته باشد، علت آن راحت‌تر شناسایی شود. متخصصان توصیه می‌کنند شروع غذای کمکی از حدود شش ماهگی و مطابق نظر پزشک انجام شود.

چه زمانی باید سریع به پزشک مراجعه کرد؟

اگرچه بیشتر مشکلات گوارشی نوزادان طبیعی هستند اما برخی علائم می‌توانند نشانه بیماری‌های جدی باشند و نیاز به بررسی فوری دارند. استفراغ سبزرنگ یا زرد تیره یکی از مهم‌ترین علائم هشداردهنده است، زیرا ممکن است نشانه انسداد روده باشد.

بی‌حالی شدید، کاهش هوشیاری، خشکی دهان، کاهش تعداد پوشک خیس و گریه بدون اشک نیز می‌توانند از علائم کم‌آبی بدن باشند که به رسیدگی سریع پزشکی نیاز دارند.

تب بالاتر از ۳۸ درجه سانتی‌گراد در نوزادان، به‌ویژه در شیرخواران زیر سه ماه نیز یک وضعیت اورژانسی محسوب می‌شود و نباید به صورت خودسرانه درمان شود.

همچنین اگر شکم نوزاد به طور غیرطبیعی متورم، سفت و دردناک شود یا نوزاد استفراغ‌های مکرر همراه با کاهش وزن داشته باشد، مراجعه فوری به پزشک ضروری است.

آرامش والدین بخشی از درمان است

گریه‌های مکرر نوزاد می‌تواند والدین را خسته و مضطرب کند اما باید به خاطر داشت که بیشتر مشکلات گوارشی دوران شیرخوارگی موقتی هستند و با رشد نوزاد بهبود پیدا می‌کنند. اضطراب بیش از حد والدین گاهی باعث تغییرات غیرضروری در شیر خشک، مصرف داروهای بدون تجویز پزشک یا حذف مواد غذایی مختلف از رژیم مادر می‌شود. این مسائل نه تنها کمکی نمی‌کنند، بلکه ممکن است مشکلات جدیدی ایجاد کنند.

بهترین راهکار این است که والدین ضمن حفظ آرامش، وضعیت کلی نوزاد مانند وزن‌گیری، اشتها، خواب، فعالیت و دفعات ادرار را زیر نظر داشته باشند و در صورت مشاهده علائم هشداردهنده یا تداوم مشکلات، با پزشک متخصص اطفال مشورت کنند.

در نهایت بیشتر دل‌دردها، رفلاکس‌های خفیف و بی‌قراری‌های گوارشی، بخشی طبیعی از ماه‌های نخست زندگی هستند. آگاهی والدین از روند طبیعی رشد دستگاه گوارش، رعایت اصول صحیح شیردهی و شناخت علائم خطر، مهم‌ترین ابزار برای مراقبت از سلامت نوزاد و پیشگیری از نگرانی‌های بی‌مورد است.

اعتیاد دیجیتال؛ میراث ناخواسته والدین برای فرزندان

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

شاید عادت کودک به گوشی از همان جایی شروع شود که برای چند دقیقه آرامش، تلفن همراه را جلوی چشمش می‌گیریم؛ پنج دقیقه‌ای که کم‌کم می‌شود راه‌حل هر بی‌حوصلگی، گریه و سکوت.

کودک بی‌قرار است، غذا نمی‌خورد، در ماشین حوصله‌اش سر رفته یا مادر و پدر فقط چند دقیقه سکوت می‌خواهند. گوشی را دستش می‌دهیم و ناگهان همه‌چیز آرام می‌شود. کودک ساکت می‌شود، غذا می‌خورد، در صندلی ماشین می‌نشیند و والدین هم نفسی تازه می‌کنند.

چند روز بعد، همان پنج دقیقه می‌شود ده دقیقه. بعد گوشی تبدیل می‌شود به راه‌حل همیشگی بی‌حوصلگی. کودک وقتی ناراحت است گوشی می‌خواهد، وقتی منتظر است گوشی می‌خواهد، وقتی غذا می‌خورد گوشی می‌خواهد و حتی گاهی برای خوابیدن هم به صفحه‌نمایش نیاز پیدا می‌کند.

آن‌وقت یک روز والدین با نگرانی می‌گویند: «بچه‌ام به گوشی وابسته شده؛ چه کار کنیم؟»

اما شاید بخشی از ماجرا را باید چند قدم عقب‌تر دید؛ به همان روزهایی که گوشی را نه به‌عنوان یک وسیله سرگرمی، بلکه به‌عنوان پستانک دیجیتال، پرستار، جایزه، آرام‌کننده و راه فرار از بی‌حوصلگی وارد زندگی کودک کردیم.

این البته به معنای مقصر دانستن والدین نیست. پدر و مادر امروز در شرایطی زندگی می‌کنند که کار، خستگی، فشار اقتصادی، کمبود وقت و دسترسی دائمی به فناوری، مدیریت رسانه را بسیار دشوار کرده است. مسئله این نیست که «گوشی بد است» یا والدین نباید از تلفن همراه استفاده کنند. مسئله این است که کودک چه زمانی، برای چه کاری، با چه محتوایی و در چه شرایطی از صفحه‌نمایش استفاده می‌کند؛ و مهم‌تر از همه، خودش چه الگویی از مصرف رسانه در خانه می‌بیند.

حتی آکادمی پزشکی اطفال آمریکا در توصیه‌های جدید خود تأکید می‌کند که مسئله را نمی‌توان فقط با یک عدد ثابت برای «ساعت مجاز صفحه‌نمایش» حل کرد؛ سن، مرحله رشد، نوع محتوا، کیفیت استفاده و این‌که رسانه چه فعالیت‌هایی مانند خواب، بازی، تحرک و ارتباط خانوادگی را کنار می‌زند، اهمیت دارد.

ما فقط گوشی را به کودک نمی‌دهیم؛ یک «الگوی رفتاری» به او می‌دهیم

کودک بیش از آنکه به توصیه‌های ما گوش کند، رفتار ما را تماشا می‌کند. اگر هنگام غذا خوردن مدام گوشی را چک کنیم، اگر وسط بازی کودک پیام‌هایمان را جواب بدهیم، اگر هر بار چند دقیقه سکوت خواستیم خودمان به سراغ تلفن همراه برویم، برای کودک یک پیام ساده شکل می‌گیرد: هر وقت حوصله‌ام سر رفت، ناراحت شدم یا چیزی برای انجام دادن نداشتم، تلفن همراه راه‌حل است.

پژوهشگران برای دخالت گوشی در تعامل والد و کودک اصطلاح «Technoference» را به کار می‌برند؛ یعنی تلفن همراه آن‌قدر وارد تعامل روزمره می‌شود که ارتباط والد و کودک را قطع یا مختل می‌کند.

در یک مطالعه روی خانواده‌های دارای کودک خردسال، استفاده مسئله‌ساز والدین از تلفن همراه با وقفه بیشتر در تعامل والد وکودک ارتباط داشت و این وقفه نیز با مشکلات رفتاری کودک مرتبط بود.

حتی پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶ روی ۶۲۱ والد کودکان ۳ تا ۱۲ ساله نشان داد « استفاده والدین از گوشی » و اختلالی که این استفاده در تعامل آنها با کودک ایجاد می‌کند، با عملکردهای اجرایی والد و کودک ارتباط دارد؛ البته این مطالعه نیز درباره رابطه‌هاست و نباید از آن نتیجه علت و معلولی قطعی گرفت.

اشتباه اول؛ گوشی را تبدیل به «آرام‌کننده» می‌کنیم

یکی از خطرناک‌ترین عادت‌ها شاید همین باشد.

کودک گریه می‌کند؛ گوشی.

کودک عصبانی است؛ گوشی.

در مطب منتظریم؛ گوشی.

در رستوران بی‌قرار شده؛ گوشی.

در ماشین حوصله‌اش سر رفته؛ گوشی.

والدین ممکن است از سر خستگی یا برای اینکه موقعیت را مدیریت کنند چنین کاری کنند؛ اما اگر این اتفاق مرتب تکرار شود، کودک فرصت کمتری پیدا می‌کند تا مهارت‌های دیگری برای تحمل ناراحتی، انتظار، بی‌حوصلگی و تنظیم هیجان یاد بگیرد.

جالب اینکه داده‌های «Common Sense Census 2025» درباره کودکان صفر تا هشت سال در آمریکا نشان می‌دهد این رفتار چقدر رایج است: ۶۶ درصد والدین گفته‌اند دست‌کم گاهی از رسانه برای سرگرم نگه داشتن کودک وقتی خودشان کاری دارند یا به زمانی برای خود نیاز دارند استفاده می‌کنند؛ ۴۷ درصد از رسانه به‌عنوان پاداش رفتار خوب استفاده می‌کنند و ۲۵ درصد نیز گفته‌اند گاهی از رسانه برای آرام کردن کودک عصبانی یا ناراحت استفاده می‌کنند. همچنین ۱۷ درصد گفته‌اند کودکشان گاهی یا اغلب از یک وسیله همراه برای آرام شدن هنگام عصبانیت، ناراحتی یا غم استفاده می‌کند.

این اعداد را نباید به همه خانواده‌های دنیا تعمیم داد، اما یک الگوی مهم را نشان می‌دهد: تلفن همراه در بسیاری از خانواده‌ها فقط وسیله سرگرمی نیست؛ به ابزار مدیریت رفتار و هیجان تبدیل شده است. و این همان جایی است که باید تأمل کرد.

اگر هر بار کودک ناراحت می‌شود، پیش از آنکه فرصت پیدا کند با ناراحتی خودش کنار بیاید، یک صفحه روشن جلوی او بگذاریم، ممکن است ناخواسته به او یاد بدهیم که برای فرار از احساس ناخوشایند، همیشه باید چیزی بیرون از خودش پیدا کند.

اشتباه دوم؛ گوشی را جای «حوصله سر رفتن» می‌گذاریم

ما بزرگ‌ترها گاهی از بی‌حوصلگی فرار می‌کنیم و همان را از کودک هم دریغ می‌کنیم.

کودک در ماشین نشسته و به بیرون نگاه می‌کند؛ گوشی.

در صف ایستاده؛ گوشی

در رستوران منتظر غذاست؛ گوشی

در خانه چند دقیقه کاری برای انجام دادن ندارد؛ گوشی.

در حالی که بی‌حوصلگی الزاماً یک مشکل نیست.

بخشی از بازی، تخیل و خلاقیت کودک دقیقاً از همین خلأها شروع می‌شود. کودک وقتی هیچ سرگرمی آماده‌ای جلویش نیست، مجبور می‌شود چیزی بسازد، داستانی خلق کند، با خواهر و برادرش بازی کند، سؤال بپرسد یا حتی مدتی فقط مشاهده کند.

سازمان جهانی بهداشت نیز در توصیه‌های مربوط به کودکان زیر پنج سال بر اهمیت جایگزین کردن زمان بی‌تحرکی  با بازی فعال و فعالیت‌های تعاملی غیرصفحه‌ای مانند کتاب‌خوانی، قصه‌گویی، آواز خواندن و پازل تأکید کرده است. بنابراین سؤال فقط این نیست که «کودک روزی چند دقیقه گوشی دستش است؟» سؤال مهم‌تر این است: اگر گوشی را از او بگیریم، چه جایگرینی برای او داریم؟

اگر پاسخ «هیچ چیز» باشد، احتمالاً مسئله فقط محدود کردن گوشی نیست؛ مسئله، خالی بودن زندگی کودک از جایگزین‌های جذاب و واقعی است.

اشتباه سوم؛ گوشی را جایزه می‌کنیم

«اگر غذاتو بخوری، گوشی می‌دم.»

«اگر مشقت رو بنویسی، نیم ساعت بازی کن.»

«اگر ساکت باشی، می‌تونی با گوشی بازی کنی.»

این روش در کوتاه‌مدت جواب می‌دهد؛ کودک رفتار موردنظر ما را انجام می‌دهد و ما هم احساس می‌کنیم یک ابزار مؤثر تربیتی در اختیار داریم. اما با تکرار این الگو، گوشی از یک وسیله معمولی به کالای بسیار باارزش تبدیل می‌شود.

در نتیجه ممکن است ارزش خود فعالیت‌های دیگر پایین‌تر به نظر برسد؛ چون جذاب‌ترین جایزه همیشه در پایان آنها قرار گرفته است. به همین دلیل بهتر است همه چیز را به جنگ «محرومیت از گوشی» تبدیل نکنیم. قرار نیست گوشی آن‌قدر جذاب تعریف شود که تمام زندگی کودک در مقایسه با آن کسل‌کننده به نظر برسد.

اشتباه چهارم؛ خودمان مدام گوشی دستمان است اما از کودک انتظار دیگری داریم

این شاید سخت‌ترین قسمت ماجرا باشد. والد می‌گوید: «این‌قدر گوشی دستت نباشه.»

کودک به اطراف نگاه می‌کند و می‌بیند پدر هنگام تماشای تلویزیون تلفن همراهش را چک می‌کند؛ مادر هنگام بازی با او پیام می‌دهد؛ سر میز غذا گوشی روی میز است؛ در مهمانی، بزرگ‌ترها سرشان در گوشی است. کودک شاید چیزی نگوید، اما الگو را می‌بیند.

آکادمی پزشکی اطفال آمریکا نیز «الگو بودن والدین» را بخش مهمی از مدیریت رسانه می‌داند و تأکید می‌کند برنامه رسانه‌ای خانواده باید والدین را هم شامل شود، نه اینکه فقط برای کودک قانون نوشته شود.

حتی یک مطالعه جدیدتر روی ۳۰۰۰ دانش‌آموز پایه چهارم نیز نشان داده بود استفاده از تلفن همراه  در تعامل والد و کودک با استفاده مسئله‌ساز کودک از گوشی ارتباط دارد و رابطه والد و کودک و سبک فرزندپروری در این ارتباط نقش واسطه‌ای دارند. پس شاید اولین سؤال قبل از اینکه بگوییم «چرا بچه‌ام این‌قدر گوشی دستش می‌گیرد؟» این باشد:«من چند بار در روز جلوی او گوشی‌ام را بی‌دلیل چک می‌کنم؟»

اشتباه پنجم؛ برای کودک گوشی می‌خریم، اما «قانون استفاده» را به او نمی‌گوییم

داشتن گوشی به‌خودی‌خود تعیین‌کننده میزان استفاده کودک از آن نیست. ممکن است یک کودک گوشی شخصی داشته باشد و مصرفش بسیار کنترل‌شده باشد و کودک دیگری فقط به گوشی والدین دسترسی داشته باشد اما ساعت‌ها درگیر صفحه‌نمایش شود.

مسئله، مجموعه‌ای از عادت‌هاست: چه محتوایی؟ چه زمانی؟ کجا؟ با چه کسی؟ برای چه هدفی؟

گزارش ۲۰۲۵ Common Sense درباره کودکان صفر تا هشت سال نشان می‌دهد نزدیک به یک‌چهارم کودکان تا هشت سالگی تلفن همراه شخصی دارند و ۴۰ درصد کودکان تا دو سالگی تبلت دارند. در همین گزارش، زمان کلی استفاده از صفحه‌نمایش برای این گروه سنی حدود ۲.۵ ساعت در روز گزارش شده و بازی دیجیتال نسبت به چهار سال قبل ۶۵ درصد افزایش یافته است.

اما یک عدد دیگر از همین گزارش شاید از همه مهم‌تر باشد: ۷۵ درصد والدین کودکانی که از رسانه استفاده می‌کنند، هیچ ابزار یا تنظیماتی برای محدود کردن زمان صفحه‌نمایش به کار نمی‌برند. یعنی مسئله فقط «بچه‌ها زیاد گوشی استفاده می‌کنند» نیست؛ گاهی خانواده اصلاً یک نظام مشخص برای استفاده از رسانه ندارد.

محروم کردن ناگهانی کودک از گوشی، در بسیاری از خانواده‌ها فقط به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل می‌شود.راهکار مؤثرتر این است که قانون را از «کودک» به «خانواده» منتقل کنیم. یعنی به جای اینکه بگوییم: «تو نباید گوشی دستت بگیری.» بگوییم: «در خانه ما، هنگام غذا گوشی نداریم.» این تفاوت کوچک بسیار مهم است چون کودک احساس نمی‌کند قانون فقط برای او ساخته شده است.

برای گوشی جایگزین بسازیم

اگر قرار است صفحه‌نمایش کمتر شود، باید چیزی در زندگی کودک بیشتر شود.بازی، دوچرخه، پارک، کتاب، نقاشی،آشپزی با پدر و مادر، کمک کردن در کار خانه و…

آکادمی پزشکی اطفال آمریکا هم در برنامه رسانه‌ای خانواده بر این نکته تأکید دارد که استفاده از رسانه نباید فعالیت‌های مهم رشد، از جمله خواب، فعالیت بدنی و ارتباط حضوری را کنار بزند. در واقع، هدف این نیست که کودک را از دنیای دیجیتال بیرون بکشیم؛ چنین چیزی نه ممکن است و نه لزوماً مطلوب. هدف این است که گوشی یکی از بخش‌های زندگی کودک باشد، نه مرکز زندگی او.

قبل از گرفتن گوشی از دست کودک، گوشی را از دست خودمان زمین بگذاریم. گاهی ما از کودک انتظار داریم بتواند در برابر چیزی مقاومت کند که خودمان هم در برابرش چندان مقاوم نیستیم. کودکی که می‌بیند بزرگ‌ترها در هر لحظه‌ای  از روز را با اسکرول کردن پر می‌کنند، طبیعی است که صفحه‌نمایش را یکی از جذاب‌ترین پاسخ‌ها به زندگی بداند. بنابراین اصلاح رابطه کودک با گوشی، از رفتار خانواده شروع می‌شود. از اینکه وقتی کودک حرف می‌زند، گوشی را کنار بگذاریم و به چشم‌هایش نگاه کنیم. از اینکه وقتی بی‌حوصله شد، بلافاصله گوشی را به او ندهیم.  از اینکه اجازه دهیم گاهی منتظر بماند، حوصله‌اش سر برود، شکست بخورد، ناراحت شود و آرام‌آرام یاد بگیرد احساساتش را بدون بازی با گوشی مدیریت کند.

رژیم کتوژنیک؛ نکاتی که پیش از شروع باید بدانید

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

این روزها رژیم‌های غذایی مختلفی برای کاهش وزن و بهبود سبک زندگی پیشنهاد می‌شوند. در میان این روش‌ها رژیم کتوژنیک به دلیل کاهش شدید مصرف کربوهیدرات و افزایش سهم چربی در سال‌های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است.

رژیم کتوژنیک در سال‌های اخیر به یکی از شناخته‌شده‌ترین الگوهای غذایی برای کاهش وزن تبدیل شده است. این رژیم که با محدود کردن شدید کربوهیدرات‌ها، سهم چربی را بالا می‌برد تا بدن به جای تکیه بیشتر بر قند، از چربی و کتون‌ها برای تامین انرژی استفاده کند. با این حال کتوژنیک صرفا یک برنامه لاغری ساده نیست و در برخی شرایط، به‌ ویژه درمان بعضی انواع صرع، کاربرد پزشکی دارد. بنابراین فواید احتمالی آن باید در کنار محدودیت‌ها، عوارض و شرایطی که اجرای آن می‌تواند خطرناک باشد، بررسی شود.

رژیم کتوژنیک چیست و چگونه عمل می‌کند؟

کتوژنیک یا «کِتو» یک رژیم غذایی بسیار کم‌کربوهیدرات، پرچرب و با مقدار متناسب پروتئین است. در این الگوی غذایی، مصرف مواد غذایی سرشار از کربوهیدرات مانند نان، برنج، ماکارونی، شیرینی، نوشیدنی‌های شیرین و بسیاری از محصولات غلات به‌شدت کاهش پیدا می‌کند و در مقابل، چربی سهم بیشتری از انرژی روزانه را تامین می‌کند.

کاهش شدید کربوهیدرات باعث می‌شود ذخایر گلیکوژن بدن کاهش پیدا کند و بدن برای تامین انرژی بیشتر به سراغ چربی‌ها برود. کبد نیز از اسیدهای چرب، موادی به نام «کتون» تولید می‌کند که می‌توانند به‌عنوان منبع انرژی مورد استفاده قرار گیرند. به این وضعیت «کتوز» گفته می‌شود. در واقع هدف اصلی رژیم کتوژنیک، ایجاد و حفظ همین وضعیت متابولیکی است. البته کتوژنیک به معنای حذف کامل کربوهیدرات یا مصرف نامحدود چربی نیست. نوع مواد غذایی و مقدار مصرف آن‌ها اهمیت زیادی دارد و یک رژیم کتوژنیک درمانی، به‌ ویژه برای بیماران مبتلا به صرع، باید به شکل دقیق تنظیم و پایش شود.

آیا کتوژنیک واقعا باعث کاهش وزن می‌شود؟

یکی از مهمترین دلایل محبوبیت رژیم کتوژنیک، تاثیر آن بر کاهش وزن است. محدود کردن کربوهیدرات می‌تواند در کوتاه‌مدت به کاهش وزن منجر شود و در برخی افراد کنترل اشتها و کاهش دریافت کالری نیز در این روند نقش دارد.با این حال نباید کاهش وزن اولیه را همیشه به معنای از بین رفتن سریع چربی بدن دانست. در آغاز رژیم، کاهش ذخایر گلیکوژن و آب همراه آن نیز می‌تواند باعث افت قابل توجه وزن روی ترازو شود. به همین دلیل بخشی از کاهش وزن روزهای نخست ممکن است ناشی از تغییر آب بدن باشد.

از طرف دیگر پایبندی طولانی‌ مدت به رژیم‌های بسیار محدودکننده برای همه افراد آسان نیست. در بررسی‌های پزشکی نیز تاکید شده است که اثرات بلندمدت کتوژنیک برای کاهش وزن و برخی بیماری‌های متابولیک هنوز به اندازه کافی روشن نیست و توانایی فرد برای ادامه رژیم اهمیت زیادی دارد. بنابراین کتوژنیک را نباید یک راه میانبر برای لاغری دانست. کاهش وزن پایدار معمولا به مجموعه‌ای از عوامل از جمله میزان انرژی دریافتی، کیفیت مواد غذایی، فعالیت بدنی و امکان ادامه رژیم در بلندمدت وابسته است.

تاثیر احتمالی کتوژنیک بر قند خون

یکی دیگر از موضوعاتی که درباره رژیم کتوژنیک مطرح می‌شود، تاثیر آن بر قند خون است. کاهش شدید کربوهیدرات می‌تواند میزان افزایش قند خون بعد از وعده‌های غذایی را کاهش دهد و در برخی افراد مبتلا به دیابت نوع ۲، کاهش وزن و بهبود کنترل قند خون مشاهده شده است. اما این موضوع به معنای مناسب بودن کتوژنیک برای تمام مبتلایان به دیابت نیست. وقتی فرد مصرف کربوهیدرات را به‌شدت کاهش می‌دهد، ممکن است نیاز بدن به برخی داروهای کاهش‌دهنده قند یا انسولین تغییر کند. در صورتی که دارو بدون هماهنگی پزشک ادامه پیدا کند، خطر افت بیش از حد قند خون وجود دارد.

در دیابت نوع یک موضوع حساس‌تر است. محدودیت شدید کربوهیدرات می‌تواند در شرایط خاص خطر کتواسیدوز دیابتی را افزایش دهد. به همین دلیل افراد مبتلا به دیابت نباید بدون نظر پزشک سراغ رژیم کتوژنیک بروند، به‌خصوص اگر انسولین یا داروهای موثر بر قند خون مصرف می‌کنند.

آیا چربی‌های خون با کتوژنیک بهتر می‌شوند؟

رژیم کتوژنیک می‌تواند روی چربی‌های خون نیز اثر بگذارد اما این اثر برای همه افراد یکسان نیست. برخی مطالعات کاهش تری‌گلیسرید و افزایش HDL یا همان کلسترول خوب را گزارش کرده‌اند. بررسی ها نشان می‌دهد رژیم کتوژنیک به‌طور متوسط تری‌گلیسرید را کاهش می‌دهد اما همزمان در برخی شرایط با افزایش LDL و کلسترول تام نیز همراه بوده است. بنابراین نمی‌توان تنها با مشاهده افزایش HDL یا کاهش تری‌گلیسرید، نتیجه گرفت که رژیم برای سلامت قلب همه افراد مناسب است.

نوع چربی‌های مصرفی نیز اهمیت دارد. استفاده بیشتر از روغن زیتون، مغزها، دانه‌ها، ماهی و سایر منابع چربی‌های غیراشباع، انتخاب متفاوتی با مصرف زیاد کره، چربی‌های حیوانی و گوشت‌های فرآوری‌ شده است.

کتوژنیک و درمان صرع مقاوم به دارو

یکی از مهمترین کاربردهای پزشکی رژیم کتوژنیک، درمان برخی بیماران مبتلا به صرع است؛ به‌ویژه افرادی که تشنج‌هایشان با داروهای ضدتشنج به اندازه کافی کنترل نمی‌شود. انجمن بین‌المللی مقابله با صرع، رژیم‌های کتوژنیک را به‌عنوان یکی از درمان‌های تغذیه‌ای مورد استفاده در این شرایط معرفی می‌کند.

این نوع رژیم با برنامه‌های رایج کاهش وزن تفاوت دارد و باید مقدار چربی، کربوهیدرات و پروتئین آن با دقت تنظیم شود. در برخی مراکز، شروع رژیم برای کودکان مبتلا به صرع با نظارت نزدیک تیم درمانی انجام می‌شود و عملکرد کلیه و کبد، الکترولیت‌ها و برخی ریزمغذی‌ها نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد.  بنابراین اگرچه کتوژنیک می‌تواند در درمان صرع نقش داشته باشد، این کاربرد به معنای آن نیست که هر فرد مبتلا به صرع می‌تواند به‌صورت خودسرانه رژیم کتو بگیرد.

عوارض اولیه

تغییر ناگهانی رژیم غذایی و کاهش شدید کربوهیدرات می‌تواند در روزها یا هفته‌های نخست علائمی مانند سردرد، خستگی، سرگیجه، گرفتگی عضلات و احساس ضعف ایجاد کند. تغییر در میزان آب و الکترولیت‌های بدن یکی از عواملی است که می‌تواند در بروز این علائم نقش داشته باشد. مشکلات گوارشی نیز از عوارض نسبتا شناخته‌شده هستند. یبوست، تهوع، دل‌درد یا تغییر اجابت مزاج ممکن است در برخی افراد رخ دهد، به‌ خصوص اگر رژیم با کاهش شدید مصرف سبزیجات و منابع فیبر همراه باشد. بررسی‌های جدید نیز یبوست را یکی از شایع‌ترین عوارض گزارش‌شده در رژیم‌های کتوژنیک دانسته‌اند.

بوی خاص دهان نیز ممکن است در دوران کتوز ایجاد شود. این بو به تولید و دفع ترکیبات کتونی مربوط است و در بعضی افراد پس از سازگاری بدن کاهش پیدا می‌کند.

خطر کم‌آبی و اختلال الکترولیت‌ها

با کاهش مصرف کربوهیدرات، ذخایر گلیکوژن بدن کاهش می‌یابد و همراه با آن آب بیشتری دفع می‌شود. به همین دلیل، برخی افراد در شروع رژیم بیشتر دچار تشنگی، خشکی دهان، سردرد یا سرگیجه می‌شوند.

مصرف آب کافی اهمیت دارد اما موضوع فقط آب نیست. تعادل الکترولیت‌هایی مانند سدیم، پتاسیم و منیزیم نیز اهمیت دارد. با این حال، افزودن خودسرانه مکمل‌های الکترولیتی یا مصرف مقادیر زیاد نمک برای همه افراد مناسب نیست، به‌ خصوص کسانی که بیماری قلبی، فشار خون بالا یا بیماری کلیوی دارند. مقدار مناسب باید با توجه به وضعیت فرد تعیین شود.

یبوست یکی از مشکلات رایج کتوژنیک

یکی از اشتباه‌های رایج در اجرای کتوژنیک، حذف بسیاری از منابع کربوهیدرات بدون جایگزین کردن منابع مناسب فیبر است. اگر فرد نان، غلات، حبوبات و بسیاری از میوه‌ها را حذف کند اما سبزیجات کم‌کربوهیدرات را نیز به اندازه کافی مصرف نکند، دریافت فیبر می‌تواند کاهش پیدا کند. سبزیجاتی مانند اسفناج، بروکلی، کاهو، خیار و دیگر سبزیجات کم‌کربوهیدرات می‌توانند در تامین فیبر و برخی ویتامین‌ها کمک‌کننده باشند. با این حال، انتخاب مواد غذایی باید متنوع باشد تا رژیم غذایی از نظر ریزمغذی‌ها فقیر نشود.

آیا کتوژنیک می‌تواند به کلیه‌ها آسیب بزند؟

پاسخ به این سؤال ساده نیست و به وضعیت سلامت فرد، نوع رژیم و مدت اجرای آن بستگی دارد. با این حال، افزایش خطر سنگ کلیه یکی از نگرانی‌های شناخته‌شده در رژیم‌های کتوژنیک، به‌ ویژه در رژیم‌های درمانی صرع است. برای افراد مبتلا به بیماری مزمن کلیه، موضوع جدی‌تر است. شواهد درباره ایمنی و فایده کتو در این بیماران محدود است و منابع تخصصی توصیه می‌کنند این افراد رژیم را بدون ارزیابی پزشکی شروع نکنند.

چه کسانی نباید خودسرانه کتوژنیک بگیرند؟

رژیم کتوژنیک برای برخی افراد می‌تواند نامناسب یا نیازمند نظارت پزشکی باشد. مبتلایان به بیماری کلیوی یا کبدی، افراد مبتلا به برخی بیماری‌های زمینه‌ای، زنان باردار یا کسانی که قصد بارداری دارند و افرادی که داروهای خاص مصرف می‌کنند، باید پیش از شروع رژیم با پزشک مشورت کنند.

در دوران بارداری و شیردهی نیز شواهد درباره درمان‌های کتوژنیک محدود است و حتی در زمینه صرع، متخصصان بر ضرورت بررسی دقیق شرایط فرد تأکید کرده‌اند. بنابراین اجرای خودسرانه رژیم بسیار محدودکننده در این دوره‌ها توصیه نمی‌شود. کودکان و نوجوانان نیز نباید برای کاهش وزن، بدون ارزیابی متخصص تغذیه یا پزشک وارد چنین رژیم محدودی شوند. در کودکان مبتلا به صرع، کتوژنیک یک درمان تخصصی و تحت نظارت و نه یک رژیم عمومی خانگی است.

داروها را نباید با شروع کتوژنیک خودسرانه تغییر داد

یکی از مهمترین نکات ایمنی این است که رژیم کتوژنیک می‌تواند نیاز بدن به بعضی داروها را تغییر دهد. این موضوع به‌خصوص درباره داروهای دیابت اهمیت دارد، زیرا کاهش شدید کربوهیدرات ممکن است احتمال افت قند خون را افزایش دهد. افرادی که انسولین، برخی داروهای پایین‌آورنده قند خون، داروهای فشار خون یا داروهای ادرارآور مصرف می‌کنند نیز بهتر است پیش از تغییر جدی رژیم غذایی با پزشک مشورت کنند. در برخی موارد، با کاهش وزن و تغییر مصرف کربوهیدرات، فشار خون یا قند خون تغییر می‌کند و لازم است درمان دارویی نیز تحت نظر پزشک بازبینی شود.

چگونه کتوژنیک را ایمن‌تر اجرا کنیم؟

اگر پزشک یا متخصص تغذیه اجرای رژیم کتوژنیک را برای فرد مناسب تشخیص دهد، کیفیت مواد غذایی اهمیت زیادی دارد. انتخاب چربی‌های سالم مانند روغن زیتون، مغزها، دانه‌ها و ماهی می‌تواند گزینه مناسب‌تری نسبت به تکیه زیاد بر چربی‌های اشباع و گوشت‌های فرآوری‌شده باشد. همچنین نباید سبزیجات را به دلیل داشتن مقدار اندکی کربوهیدرات حذف کرد. سبزیجات کم‌کربوهیدرات می‌توانند به تامین فیبر، ویتامین‌ها و مواد معدنی کمک کنند. دریافت مایعات کافی نیز اهمیت دارد و در صورت نیاز، وضعیت الکترولیت‌ها باید با نظر متخصص بررسی شود.

کتوژنیک رژیم معجزه‌آسا نیست

رژیم کتوژنیک می‌تواند برای برخی افراد مزایایی مانند کاهش وزن کوتاه‌مدت و بهبود برخی شاخص‌های قند و چربی خون داشته باشد و در شرایط خاص، یک درمان تغذیه‌ای معتبر برای صرع مقاوم به دارو محسوب می‌شود. اما همین رژیم می‌تواند باعث یبوست، سردرد، خستگی، کم‌آبی، اختلالات الکترولیتی و در برخی افراد افزایش خطر سنگ کلیه شود.

به همین دلیل، کتوژنیک را نباید صرفا به دلیل محبوبیت آن در شبکه‌های اجتماعی، یک روش سریع و بی‌خطر برای لاغری تصور کرد. برای فرد سالمی که صرفا قصد کاهش وزن دارد نیز بهتر است پیش از شروع یک رژیم بسیار محدودکننده، وضعیت سلامت، داروهای مصرفی، سابقه بیماری و امکان ادامه رژیم در بلندمدت بررسی شود.

در نهایت بهترین رژیم غذایی الزاما رژیمی نیست که سریع‌ترین کاهش وزن را ایجاد کند، بلکه رژیمی است که در کنار تامین نیازهای بدن، با شرایط فرد سازگار باشد و بتوان آن را به شکل پایدار و ایمن ادامه داد. کتوژنیک در برخی افراد می‌تواند ابزار مفیدی باشد اما برای همه مناسب نیست و در موارد درمانی، جایگاه آن باید در چارچوب پزشکی و تغذیه‌ای تخصصی تعیین شود.

جملاتی که حال افراد مضطرب را بدتر می‌کند

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 دیدن اضطراب یک دوست یا عزیز، ما را به تلاش برای آرام کردن او وامی‌دارد، اما بسیاری از جمله‌هایی که از سر محبت می‌گوییم، نتیجه‌ی عکس دارند. دلیلش ساده است: فرد مضطرب قادر نیست احساسش را با منطق کنترل کند.

دیدن اضطراب یک دوست یا عزیز، ما را به تلاش برای آرام کردن او وامی‌دارد، اما بسیاری از جمله‌هایی که از سر محبت می‌گوییم، نتیجه‌ی عکس دارند. دلیلش ساده است: فرد مضطرب قادر نیست احساسش را با منطق کنترل کند. اضطراب یک واکنش واقعی و غیرارادی است، نه ضعف یا بی‌ارادگی. پس بهتر است بدانیم چه جمله‌هایی ناخواسته باعث فشار بیشتر می‌شوند و چگونه می‌توانیم جایگزین‌های همدلانه‌تر استفاده کنیم.

نگران نباش

این جمله شاید دلسوزانه باشد، اما برای فرد مضطرب نه تنها اثری ندارد بلکه حس بی‌توجهی را منتقل می‌کند. فردی که اضطراب دارد از نگرانی خود آگاه است، اما نمی‌تواند آن را متوقف کند. وقتی به او می‌گوییم «نگران نباش»، در واقع احساساتش را کوچک و غیرمنطقی جلوه داده‌ایم. در نتیجه، او احساس می‌کند جدی گرفته نمی‌شود و بیشتر در خود فرو می‌رود. جمله‌ای مانند «می‌فهمم الان نگرانی خیلی اذیتت می‌کنه، می‌خوای برام تعریف کنی چه چیزی باعثش شده؟» به او حس درک و امنیت می‌دهد.

به خودت متکی باش

در لحظه‌های اضطراب، مغز و بدن پر از فشار است، تمرکز و تصمیم‌گیری سخت می‌شود و فرد حس ناتوانی می‌کند. توصیه‌ی «به خودت متکی باش» در این موقعیت سنگین به نظر می‌رسد؛ گویی ما باری تازه به دوش او گذاشته‌ایم. این نوع جمله به جای اینکه قدرت بدهد، احساس ضعف را بیشتر می‌کند. بهتر است با همراهی و همکاری، حس حمایت ایجاد کنیم: «دوست داری با هم ببینیم الان چه کاری می‌تونه حالت رو بهتر کنه؟ من کنارتم.»

این‌جوری خودت را مریض می‌کنی

این جمله در ظاهر هشداردهنده است اما در واقع تهدیدآمیز و ترس‌زاست. فرد مضطرب خود می‌داند که حالش خوب نیست؛ گفتن چنین عبارتی فقط به اضطراب موجود، ترسی تازه اضافه می‌کند، مثلاً ترس از بیمار شدن. درحالی‌که بدن و ذهن به طور طبیعی در اضطراب واکنش فیزیکی نشان می‌دهند، یادآوری خطر در آن لحظه نتیجه‌ی معکوس دارد. جمله‌ای مثل «می‌دونم این فشار بدنت رو خسته کرده، بیا ببینیم چطور می‌تونیم آرومت کنیم» کمک‌کننده‌تر است.

برو استراحت ک

استراحت خوب است، اما دادن دستور مستقیم برای استراحت به فرد مضطرب بی‌نتیجه است. کسی که ذهنش درگیر افکار تکرارشونده است، نمی‌تواند با فرمان “آرام باش” یا “برو بخواب” آرام شود. چنین عبارتی فقط باعث می‌شود او احساس ناتوانی کند و فکر کند حتی در استراحت هم ناکام است. بهتر است به جای دستور دادن، انتخاب را در اختیارش بگذاریم: «اگه بخوای کمی آروم بشی، فکر می‌کنی چی کمکت می‌کنه؟ قدم زدن؟ حرف زدن؟ یه آهنگ آرام؟»

انقدر فکر نکن

مغز مضطرب در حالت هشدار مداوم قرار دارد و افکار ناخوشایند به‌صورت خودکار تکرار می‌شوند. بنابراین گفتن «انقدر فکر نکن» فقط باعث شرمندگی یا عصبانیت فرد می‌شود، چون او واقعاً نمی‌تواند فکر کردن را متوقف کند. این جمله به جای آرام کردن، حس ناتوانی را افزایش می‌دهد. جمله‌ای مانند «می‌خوای ببینیم کدوم فکرها بیشتر اذیتت می‌کنه تا با هم بررسیش کنیم؟» حس همراهی و پذیرش به او می‌دهد و فضای گفت‌وگو ایجاد می‌کند.

یک نوشیدنی بخور، حالت خوب می‌شه

پیشنهاد نوشیدنی یا مواد آرام‌بخش نوعی تشویق به فرار از احساسات است، نه مواجهه‌ی سالم با آن‌ها. گرچه ممکن است به طور کوتاه احساس آرامش بدهد، اما در بلندمدت اضطراب را تشدید و رفتار ناسالم را تقویت می‌کند. فرد مضطرب نیاز به حمایت و راه‌حل‌های سالم دارد، نه خوددرمانی. جایگزین مؤثرتر این است که با او فعالیتی آرام‌بخش و سازنده انجام دهیم: «می‌خوای با هم چند دقیقه قدم بزنیم یا چند نفس عمیق بکشیم؟»

این‌قدر استرسی نباش

این جمله نوعی سرزنش است که فرد مضطرب را مقصر حال خودش می‌کند. تفاوت بین استرس و اضطراب اینجاست: استرس معمولاً به یک عامل بیرونی مربوط است، اما اضطراب درونی و ذهنی‌تر است. وقتی می‌گوییم «استرسی نباش»، در واقع به او می‌گوییم احساسش اشتباه است. این امر باعث شرم و گناه می‌شود و ارتباط را قطع می‌کند. جمله‌ای مانند «به نظر میاد فشار زیادی روت هست، دوست داری فضایی بسازیم که آروم‌تر باشی؟» در عوض حس درک و امنیت ایجاد می‌کند.

مرد باش

اضطراب ربطی به جنسیت ندارد، ولی این جمله چنین القا می‌کند که احساس ترس یا نگرانی مخصوص افراد ضعیف است. گفتن «مرد باش» احساسات او را بی‌ارزش و شرم‌آور می‌کند و مانع ابراز درد درونی می‌شود. مردان نیز مانند هر انسان دیگری حق دارند مضطرب باشند و احساساتشان را بیان کنند. جمله‌ی جایگزین بهتر این است: «حق داری نگران باشی، من اینجام و کنارتم.»

من هم استرس دارم

وقتی برای هم‌دردی چنین جمله‌ای می‌گوییم، ناخواسته توجه را از فرد مضطرب به خودمان برمی‌گردانیم. نتیجه این می‌شود که او احساس می‌کند دردش دیده نمی‌شود یا در مقایسه با دیگران بی‌اهمیت است. مقایسه احساسات در چنین شرایطی تقریباً همیشه آسیب‌زاست. در لحظه‌ی اضطراب، فرد فقط به یک شنونده‌ی امن نیاز دارد. کافی است بگوییم: «فعلاً فقط می‌خوام حرفت رو بشنوم، بگو چی اذیتت می‌کنه.»

اضطراب یک وضعیت واقعی و پیچیده است، نه ضعف شخصیتی. کمک به فرد مضطرب یعنی درک، گوش دادن بدون قضاوت، و ایجاد حس امنیت. گاهی لازم نیست چیزی بگوییم، فقط حضور آرام و صبورمان بهترین حمایت است.

مکمل‌های محبوبی که مصرف زیادشان دردسرساز است

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

تصور اینکه ویتامین‌ها و مکمل‌ها چون دارو نیستند، هرچه بیشتر مصرف شوند، فایده بیشتری برای بدن دارند، می‌تواند افراد را با عوارضی از مشکلات گوارشی و سنگ کلیه گرفته تا آسیب‌های کبدی و کلیوی مواجه کند؛ یک متخصص تغذیه و رژیم‌درمانی با تأکید بر اینکه «بیشتر مصرف کردن لزوماً به معنای بهتر بودن نیست»، توصیه می‌کند مصرف مکمل‌ها بر اساس نیاز واقعی، دوز مناسب و شرایط هر فرد انجام شود.

دکتر مونا نوروزی، متخصص تغذیه و رژیم‌درمانی، در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنازندگی با اشاره به تصور رایج درباره بی‌خطر بودن ویتامین‌ها و مکمل‌ها، می‌گوید: «مردم به‌طور عام تصور می‌کنند مکمل‌ها و ویتامین‌ها چون دارو نیستند، هرچه بیشتر مصرف شوند و در برنامه روزانه قرار گیرند، مشکلی ایجاد نمی‌کنند؛ در حالی که برای هر ویتامین و ماده معدنی، دوز مشخصی وجود دارد و مصرف بیش از این میزان می‌تواند عوارضی برای بدن ایجاد کند.»

او با اشاره به ویتامین D به عنوان یکی از ویتامین‌هایی که امروزه به شکل روتین و در دوزهای مشخص مصرف می‌شود، توضیح می‌دهد: «هر فرد به میزان مشخصی ویتامین D نیاز دارد و مصرف بیش از میزان نرمال می‌تواند باعث رسوب کلسیم، تشکیل سنگ کلیه، آسیب و اختلالات کلیوی و حتی در مواردی اختلالات ریتم قلبی شود.»

نوروزی درباره مصرف بیش از اندازه ویتامین A نیز هشدار می‌دهد و می‌گوید: «مصرف بالای این ویتامین، به‌خصوص در زنان باردار، می‌تواند ناهنجاری‌های جنینی ایجاد کند. همچنین مصرف بیش از حد آهن می‌تواند با عوارضی مانند تهوع، یبوست، دردهای شکمی، مسمومیت و آسیب اندام‌های داخلی همراه باشد.»

این متخصص تغذیه تأکید می‌کند: «درست است که مکمل‌ها دارو محسوب نمی‌شوند، اما بی‌خطر هم نیستند و برای هر فرد باید متناسب با نیاز او تنظیم شوند.»

هر ریزش مویی، نشانه کمبود ویتامین نیست

نوروزی با اشاره به اینکه برخی افراد با مشاهده علائمی مانند خستگی، ضعف، کمبود انرژی یا ریزش مو، بلافاصله سراغ مکمل‌ها می‌روند، می‌گوید: «کم‌خوابی، کم‌انرژی بودن یا نداشتن خلق‌وخوی خوب لزوماً به معنای کمبود یک ماده مغذی نیست و هرکدام از این عوامل می‌تواند علت‌های مختلفی داشته باشد.»

او درباره ریزش مو نیز توضیح می‌دهد: «ریزش مو الزاماً به معنی کمبود بیوتین یا گروه خاصی از ویتامین‌ها نیست و می‌تواند علل هورمونی، ژنتیکی، استرس، تغذیه نامناسب یا حتی مصرف برخی داروها داشته باشد.»

به گفته وی، ممکن است علت ریزش مو کم‌خونی باشد و در چنین شرایطی باید ابتدا مشکل اصلی اصلاح شود. بنابراین هرچقدر فرد برای خرید مکمل‌های گران‌قیمت ریزش مو هزینه کند، تا زمانی که کم‌خونی یا مشکل زمینه‌ای او برطرف نشود، نتیجه‌ای نخواهد گرفت.

مصرف بی‌رویه ویتامین‌های محلول در چربی خطرناک‌تر است

این متخصص تغذیه با اشاره به ویتامین‌های محلول در چربی می‌گوید: «ویتامین‌های A، D، E و K به دلیل اینکه در بدن ذخیره می‌شوند، در صورت مصرف بیش از حد می‌توانند مسمومیت ایجاد کنند.»

او ادامه می‌دهد: «مصرف زیاد ویتامین A می‌تواند عوارضی مانند سردرد، تهوع، دردهای عضلانی و آسیب‌های کبدی ایجاد کند و مصرف بیش از حد ویتامین D نیز می‌تواند با افزایش ذخیره کلسیم، تهوع، استفراغ، تشنگی، سنگ کلیه و نارسایی‌های کلیوی و کبدی همراه شود.»

نوروزی همچنین درباره مصرف بالای ویتامین E هشدار می‌دهد و می‌گوید: «مصرف بالای این ویتامین می‌تواند مشکلاتی به نام نوروپاتی‌های محیطی ایجاد کند که با علائم مختلفی بروز پیدا می‌کنند.

ویتامین C هم در دوز بالا بی‌خطر نیست

نوروزی با اشاره به مصرف خودسرانه ویتامین C به‌ویژه در فصل پاییز و زمستان می‌گوید: «افراد در این فصل‌ها که ریسک سرماخوردگی بالاتر می‌رود، گاهی به شکل خودسرانه ویتامین C را در دوزهای بالا مصرف می‌کنند، در حالی که این ویتامین نیز دوز مشخصی دارد.»

او اضافه می‌کند: «مصرف بالای ویتامین C ریسک سنگ کلیه را افزایش می‌دهد و حتی می‌تواند باعث دردهای شکمی و اسهال شود. ویتامین C در شرایط خاص مانند سرماخوردگی می‌تواند برای کوتاه کردن دوره بیماری استفاده شود، اما مصرف روتین آن در افراد سالم توصیه نمی‌شود.»

کودکان و زنان باردار در مصرف مکمل‌ها احتیاط کنند

این متخصص تغذیه، کودکان را یکی از مهم‌ترین گروه‌هایی می‌داند که باید در مصرف مکمل‌ها مورد توجه قرار گیرند و می‌گوید: «میزان ویتامین‌ها در کودکان با بزرگسالان کاملاً متفاوت است و اگر قرار باشد مکملی برای کودک استفاده شود، باید حتماً از مکمل‌های مخصوص کودکان با دوز قابل تحمل برای آنها استفاده شود.»

او درباره زنان باردار نیز توضیح می‌دهد: «نیاز تغذیه‌ای در دوران بارداری کاملاً تغییر می‌کند، اما این به معنای آن نیست که در این دوره هر مقدار ویتامین قابل مصرف است و مصرف مکمل باید کاملاً زیر نظر پزشک یا متخصص تغذیه تنظیم شود.»

نوروزی سالمندان را نیز از گروه‌هایی می‌داند که باید در مصرف مکمل‌ها احتیاط بیشتری داشته باشند و می‌گوید: «سالمندان به دلیل بیماری‌های مختلف ممکن است چندین دارو را به‌صورت همزمان مصرف کنند و با توجه به اینکه عملکرد کلیه و کبد با افزایش سن تغییر می‌کند، احتمال تداخل و تجمع دارو در بدن آنها بیشتر است.»

او می‌افزاید: «افراد مبتلا به بیماری‌های کلیوی و کبدی نیز به تنظیم دوز نیاز دارند و افرادی که مشکلات تیروئیدی، سنگ کلیه یا سرطان دارند یا داروهای مختلف مصرف می‌کنند، باید در مصرف برخی ویتامین‌های خاص با احتیاط عمل کنند.»

تداخل مکمل‌ها با داروها را جدی بگیرید

نوروزی درباره احتمال تداخل مکمل‌ها با داروهای مصرفی نیز هشدار می‌دهد و می‌گوید: «مصرف برخی ویتامین‌ها می‌تواند بر جذب داروهایی که فرد استفاده می‌کند، اثر بگذارد.»

او در توضیح یکی از نمونه‌های کاربردی می‌گوید:« مصرف آهن و کلسیم با داروی لووتیروکسین که برای کم‌کاری تیروئید استفاده می‌شود، اهمیت دارد؛ آهن می‌تواند جذب لووتیروکسین را کاهش دهد و به همین دلیل به افرادی که کم‌خونی دارند توصیه می‌شود آهن و تیروکسین را با فاصله چندساعته مصرف کنند تا از این تداخل جذب جلوگیری شود.»

این متخصص تغذیه ادامه می‌دهد:« افرادی که ویتامین E را با دوز بالا مصرف می‌کنند، در موارد خاص ممکن است با داروهای ضدانعقاد مانند پلاویکس و باریفن تداخل داشته باشند. همچنین مصرف ویتامین D با برخی داروهای دیورتیک که جزو داروهای فشار خون هستند، تداخل دارد و این موضوع باید مورد توجه قرار گیرد.»

قطع یا ادامه مکمل؛ وابسته به نوع و دوز مصرف

نوروزی درباره افرادی که مدتی است چند مکمل را به‌صورت خودسرانه مصرف می‌کنند، می‌گوید:« اینکه فرد باید مکمل‌های خود را قطع کند یا ادامه دهد، بستگی دارد به اینکه چه مکملی، با چه دوزی و با چه هدفی استفاده می‌شود.»

او توضیح می‌دهد: «اگر فردی به شکل روتین ویتامین D هزار واحد مصرف می‌کند، ایرادی ندارد و می‌تواند آن را استفاده کند؛ اما اگر مکمل خاصی را به شکل طولانی‌مدت و با دوز مشخص برای هدفی خاص مصرف می‌کند، حتماً باید با پزشک مشورت شود.»

این متخصص تغذیه توصیه می‌کند افراد فهرستی از داروها و مکمل‌های مصرفی خود را پیش از مراجعه به پزشک تهیه کنند و می‌گوید: «بهتر است این فهرست روی یک برگه یا در یادداشت گوشی همراه فرد باشد تا هنگام مراجعه، پزشک از همه داروها و مکمل‌های مصرفی مطلع شود و بر اساس میزان و هدف مصرف، برنامه مناسبی تنظیم کند.»

مکمل جای تشخیص را نمی‌گیرد

نوروزی در پایان با تأکید بر اینکه مکمل‌ها نباید جای تشخیص علت علائم را بگیرند، می‌گوید: «اگر فردی ریزش مو یا ضعف دارد، نباید سریع به دنبال مکمل برود، بلکه باید ابتدا علت آن مشخص شود.» او تأکید می‌کند: «مکمل‌ها زمانی بیشترین فایده را دارند که نیاز واقعی فرد مشخص شود و یک ماده مناسب، با دوز مناسب و برای مدت زمان مناسب برای هر فرد تعیین شود.»

این متخصص تغذیه در نهایت خاطرنشان می‌کند: «همیشه بیشتر مصرف کردن لزوماً به معنی بهتر بودن نیست و بعضی اوقات بعضی از ویتامین‌ها را وقتی با دوز بالا استفاده می‌کنیم، می‌تواند حتی شرایط را بدتر کند.»

تنهایی چگونه پردازش ضربان قلب را در مغز تغییر می‌دهد؟

ارسال شده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 یافته‌های یک مطالعه نشان می‌دهد که افراد تنها، ضربان قلب خود را به اندازه دیگران دقیق حس می‌کنند، اما مغزشان این احساسات را متفاوت پردازش می‌کند و آن‌ها را منفی‌تر ارزیابی می‌کند.

به گزارش وبگاه مدیکال اکسپرس در گزارشی آورده است:

روان‌شناسان مدت‌هاست که تنهایی را به عنوان ناراحتی ناشی از کمبود ارتباطات اجتماعی مطلوب توصیف می‌کنند. اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که تنهایی ابعاد پیچیده‌تری دارد و با نحوه واکنش ما به احساسات منفی و حساسیتمان به نشانه‌های تهدید اجتماعی نیز مرتبط است.

پژوهشگران دانشگاه هیروشیما در مطالعه‌ای که در نشریه روان‌شناسی زیستی/ Biological Psychology منتشر شده، به بررسی ارتباط بین تنهایی و توانایی مغز در حس کردن ضربان قلب و سایر احساسات درونی بدن پرداخته‌اند.

این مطالعه که روی ۳۹ دانشجوی جوان و سالم انجام شده، نشان می‌دهد که افراد تنها، ضربان قلب خود را با همان دقت دیگران تشخیص می‌دهند، اما احساس و تفسیرشان از نشانه‌های بدنی کاملاً متفاوت است. آن‌ها به احساسات بدنی خود اعتماد کمتری دارند، توانایی کمتری در کنترل هیجانات خود احساس می‌کنند و واکنش‌های مغزی ضعیف‌تری به ضربان قلب خود نشان می‌دهند به این معنا که به ضربان قلب، پاسخ کمتری می‌دهد و آن را کمرنگ‌تر پردازش می‌کند.

تنهایی؛ تهدیدی برای سلامت جسم و روان

بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، از هر شش نفر در جهان، یک نفر تنهایی را تجربه می‌کند. پزشکان مدت‌هاست می‌دانند که تنهایی مزمن با مشکلات جدی سلامتی از جمله استرس بالا، افسردگی و اختلال در عملکرد سیستم ایمنی مرتبط است؛ اما اینکه دقیقاً تنهایی چگونه این اثرات را ایجاد می‌کند، هنوز به‌خوبی روشن نبود.

مغز ما دائماً نشانه‌هایی از درون بدن دریافت می‌کند که ضربان قلب از این جمله است. این فرآیند که به ما کمک می‌کند احساسات خود را شکل دهیم و حالات درونی‌مان را تنظیم کنیم، تا پیش از این پژوهش به طور مستقیم با تنهایی مرتبط دانسته نشده بود.

پژوهش چگونه انجام شد؟

محققان ۳۹ بزرگسال جوان را در یک جلسه ۶۰ دقیقه‌ای بررسی کردند. شرکت‌کنندگان ابتدا پرسش‌نامه‌هایی درباره تنهایی، انزوای اجتماعی، آگاهی از بدن و علائم افسردگی پر کردند.

سپس از شرکت‌کنندگان خواسته شد در یک اتاق آرام، دو آزمایش انجام دهند. در آزمایش نخست، بی‌صدا نشستند و ضربان قلب خود را در بازه‌های زمانی ۲۵ تا ۵۰ ثانیه شمارش کردند. در آزمایش دوم، به یک مجموعه صدا گوش دادند و تشخیص دادند که هر صدا با ضربان واقعی قلبشان هماهنگ است یا نه. در پایان، محققان فعالیت مغزی آنان را در حالت آرامش، با دستگاه‌های ثبت امواج مغزی و هم‌زمان، فعالیت قلبی‌شان را ثبت کردند.

احساسات بدنی؛ منفی‌تر و نامطمئن‌تر

نتایج پرسش‌نامه‌ها نشان داد که افراد تنها در چهار زمینه آگاهی از بدن نمرات پایین‌تری داشتند: اعتماد به احساسات بدنی، توانایی کنترل هیجانات، آگاهی عاطفی و رهایی از نگرانی. تنهایی با توجه عمومی به بدن ارتباط نداشت، بلکه به طور خاص با نحوه ارزیابی احساسی و تنظیم نشانه‌های بدنی مرتبط بود.

افراد تنها همچنین واکنش‌های امواج مغزی ضعیف‌تری به ضربان قلب خود نشان دادند. محققان این واکنش ضعیف را به منطقه‌ای از مغز مرتبط دانستند که نقش مرکزی در کنترل احساسات و خودتنظیمی دارد. جالب اینجاست که این واکنش ضعیف به طور خاص با تنهایی مرتبط بود و نمی‌توان آن را با افسردگی، سن یا جنسیت توضیح داد.

بدنی که همیشه در حالت هشدار است

یافته‌های این پژوهش با نظریه‌ای همخوانی دارد که می‌گوید تنهایی باعث می‌شود بدن در حالت هشدار دائمی باشد. وقتی مغز در کنترل نشانه‌های استرس درونی ناتوان باشد، افراد تنها به هر تهدید احتمالی حساس‌تر می‌شوند و همیشه آماده واکنش هستند.

به عبارت ساده‌تر، افراد تنها نه تنها احساسات بدنی خود را منفی‌تر تفسیر می‌کنند، بلکه مغزشان نیز واکنش ضعیف‌تری به این احساسات نشان می‌دهد. این موضوع می‌تواند توضیح دهد که چرا تنهایی، بدن را در حالت آماده‌باش همیشگی نگه می‌دارد.

نگاه پژوهشگران به یافته‌ها

دکتر یوشیو ناکامورا (Yoshio Nakamura)، نویسنده ارشد این پژوهش از دانشگاه هیروشیما می‌گوید: یافته‌های ما نشان می‌دهد که تنهایی توانایی فرد را در تشخیص نشانه‌های بدنی کاهش نمی‌دهد، بلکه نحوه درک و ارزیابی این نشانه‌ها را تغییر می‌دهد. افراد تنها احساسات بدنی خود را منفی‌تر و نامطمئن‌تر تجربه می‌کنند.

وی افزود: این تغییر در نگرش به احساسات بدنی می‌تواند توضیح دهد که چرا افراد تنها بیشتر در معرض استرس، افسردگی و مشکلات جسمانی قرار دارند.

پرسش‌های بی‌پاسخ

با وجود این یافته‌های روشن، هنوز پرسش‌های مهمی بی‌پاسخ مانده است: آیا این تغییر در آگاهی بدنی به‌تنهایی منجر می‌شود، نتیجهٔ آن است یا هم‌زمان با آن ایجاد می‌شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها تنها با انجام مطالعات بلندمدت و آزمایش‌های گسترده‌تر در آینده ممکن خواهد شد.

خشم بی‌دلیل را جدی بگیرید

ارسال شده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 خشم همیشه از یک بحث خانوادگی، فشار کاری یا روزی سخت آغاز نمی‌شود. گاهی تغییر ناگهانی در خلق‌وخو، زودرنجی و طغیان‌های عصبی می‌تواند نشانه‌ای از اختلال در کارکرد بدن، نوسان هورمون‌ها یا حتی عارضه برخی داروها باشد، نشانه‌ای که پیش از قضاوت درباره رفتار فرد، باید آن را از دریچه سلامت بازبینی کرد.

خشم، احساسی طبیعی است که می‌تواند واکنشی سالم به بی‌عدالتی، ناکامی یا تهدید باشد. با این حال، وقتی عصبانیت مکرر، شدید و خارج از الگوی همیشگی فرد می‌شود، ممکن است پای مسئله‌ای فراتر از فشارهای روزمره در میان باشد. به گزارش WebMD، برخی بیماری‌های عصبی، متابولیک و هورمونی و  بعضی داروها می‌توانند با تحریک‌پذیری و تغییرات رفتاری همراه شوند. این موضوع به معنای آن نیست که هر فرد عصبانی بیماری پنهان دارد، اما تغییر ناگهانی یا تشدید خشم، نیازمند توجه و در مواردی بررسی پزشکی دارد.

ردپای بیماری‌های پنهان در طغیان‌های عصبی

برخی اختلالات مغزی و عصبی می‌توانند توان فرد را در کنترل احساسات و بیان نیازهایش تحت تأثیر قرار دهند. در این شرایط، خشم گاهی زبان دیگری برای بیان درد، ترس، سردرگمی یا ناتوانی در برقراری ارتباط است. این اختلالات مغزی و عصبی عبارتند از:

زوال عقل: در دمانس، از جمله آلزایمر و زوال عقل، فرد ممکن است به دلیل فراموشی، گیجی، درد یا ناتوانی در توضیح خواسته‌هایش عصبانی شود. برای خانواده و مراقبان، توجه به علت ناراحتی بیمار، از گرسنگی و درد تا شلوغی محیط، می‌تواند مهم‌تر از واکنش به خود خشم باشد.

اوتیسم: در افراد طیف اوتیسم، اضافه‌بار حسی ناشی از صدا، نور یا شلوغی، تغییر ناگهانی برنامه روزانه و دشواری در بیان احساسات ممکن است به واکنش‌های خشمگینانه منجر شود. این واکنش‌ها گاهی نشانه لجبازی و گاهی نشانه فشار بیش از ظرفیت فرد هستند.

صرع: برخی افراد مبتلا به صرع ممکن است پیش یا پس از تشنج دچار تغییرات رفتاری، گیجی یا تحریک‌پذیری شوند علاوه براین  بعضی داروهای ضدتشنج در مواردی می‌توانند بر خلق‌وخو اثر بگذارند این موضوع به‌ویژه در کودکان باید با پزشک مطرح شود.

سکته مغزی: با توجه به ناحیه آسیب‌دیده در مغز، گاهی تنظیم هیجان و کنترل رفتار دشوار می‌شود. اگر فردی پس از سکته دچار زودرنجی یا عصبانیت غیرمعمول شده است، این تغییر رفتاری می‌تواند بخشی از پیامدهای آسیب مغزی باشد.

بیماری ویلسون: در این بیماری ژنتیکی و نادر ویلسون، مس در بدن، به‌ویژه کبد و مغز، تجمع می‌یابد. درگیری مغز، از جمله نواحی مرتبط با کنترل رفتار، ممکن است با تغییر شخصیت، تحریک‌پذیری و تشدید خشم همراه باشد.

از نوسان قند خون تا تغییرات هورمونی

بدن و روان دو مسیر جدا از هم نیستند. افت قند خون، افزایش هورمون تیروئید یا تغییرات هورمونی در دوره‌های مختلف زندگی می‌تواند تحمل فرد را کمتر و واکنش او به محرک‌های روزمره را شدیدتر کند.

دیابت: افت قند خون در افراد مبتلا به دیابت می‌تواند با تعریق، لرزش، ضعف، گیجی و تحریک‌پذیری همراه باشد. در چنین لحظه‌ای، رفتار تند فرد ممکن است بیش از آنکه از یک تصمیم آگاهانه ناشی شود، به افت گلوکز و اختلال موقت در عملکرد مغز مربوط باشد.

یائسگی و قاعدگی:  برخی زنان در روزهای پیش از قاعدگی یا دوران یائسگی، تغییرات قابل توجهی در خلق‌وخو تجربه می‌کنند. در موارد شدیدتر مانند اختلال ملال پیش از قاعدگی یا PMDD، خشم، اضطراب و احساس درماندگی می‌تواند زندگی روزمره و روابط فرد را مختل کند.

پرکاری تیروئید: افزایش بیش از اندازه هورمون تیروئید می‌تواند فرد را دچار تپش قلب، بی‌خوابی، اضطراب و بی‌قراری کند. در این وضعیت، آستانه تحمل کاهش می‌یابد و عصبانیت ممکن است یکی از نشانه‌های قابل مشاهده پرکاری تیروئید باشد.

نارسایی کبد: در مراحل پیشرفته بیماری‌های کبدی، کبد ممکن است نتواند مواد سمی را به‌خوبی از بدن دفع کند. تجمع این مواد و بروز آنسفالوپاتی کبدی می‌تواند با گیجی، تغییر شخصیت، اختلال تمرکز و کاهش کنترل هیجان همراه شود.

افسردگی: افسردگی برای همه به شکل غم آشکار یا کناره‌گیری ظاهر نمی‌شود. بعضی افراد، به‌ویژه مردان، ممکن است افسردگی را با زودرنجی، بی‌حوصلگی، بدبینی و خشم بیرونی تجربه کنند، نشانه‌هایی که گاهی اطرافیان آن را با اخلاق بد اشتباه می‌گیرند.

وقتی داروها بر خلق‌وخو اثر می‌گذارند

گاهی تغییر رفتار، هم‌زمان با آغاز یک داروی جدید یا تغییر مقدار مصرف آن رخ می‌دهد. این موضوع نباید به قطع خودسرانه دارو منجر شود، اما باید در اولین فرصت با پزشک یا داروساز در میان گذاشته شود.

بنزودیازپین‌ها، داروهایی که برای اضطراب، بی‌خوابی، وسواس یا اختلال استرس پس از سانحه تجویز می‌شوند، در مواردی نادر ممکن است واکنش معکوس ایجاد کنند و با بی‌قراری یا حملات خشم همراه شوند. برخی پژوهش‌ها نیز احتمال ارتباط میان مصرف استاتین‌ها، داروهای کاهنده چربی خون، و تغییرات خلقی یا پرخاشگری را مطرح کرده‌اند با این حال، این ارتباط برای همه افراد رخ نمی‌دهد و نیازمند ارزیابی فردی پزشک است.

 گام‌های عملی برای مدیریت خشم

نخستین گام، این است که بجای اینکه خشم را به عنوان برچسبی بر شخصیت فرد بدانیم آن را به‌عنوان یک نشانه ببینیم. اگر عصبانیت ناگهان آغاز شده، بیش از گذشته تکرار می‌شود یا با علائمی مانند گیجی، فراموشی، لرزش، تعریق، تپش قلب، بی‌خوابی یا تغییر محسوس رفتار همراه است، مراجعه به پزشک می‌تواند ضروری باشد.

ثبت زمان و موقعیت بروز خشم، الگوی خواب، وعده‌های غذایی، بیماری‌های زمینه‌ای و داروهای مصرفی، به پزشک برای یافتن علت احتمالی کمک می‌کند. در کنار بررسی پزشکی، تمرین تنفس عمیق، فاصله گرفتن کوتاه‌مدت از موقعیت تنش‌زا، صحبت کردن درباره احساسات، نوشتن افکار خشم‌آلود و مراجعه به روان‌شناس یا مشاور می‌تواند راهی برای مدیریت سالم‌تر هیجان باشد.

داروها نیز نباید خودسرانه قطع، کم یا زیاد شوند. اگر خشم با تهدید یا آسیب به خود و دیگران همراه است، یا فرد ناگهان دچار سردرگمی و تغییر رفتار شدید شده، باید کمک فوری پزشکی دریافت کند.

کمبود آهن در زنان؛ زنگ خطری که نباید نادیده گرفت

ارسال شده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

کمبود آهن یکی از شایع‌ترین مشکلات تغذیه‌ای در میان زنان است که می‌تواند فراتر از یک کمبود ساده، سلامت و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. آگاهی از علل، علائم و راه‌های پیشگیری از این مشکل، نقش مهمی در حفظ سلامت زنان و جلوگیری از عوارض ناشی از کم‌خونی دارد.

کمبود آهن یکی از شایع‌ترین مشکلات تغذیه‌ای در جهان به شمار می‌رود و زنان بیش از سایر گروه‌ها در معرض آن قرار دارند. بسیاری از افراد تصور می‌کنند کمبود آهن تنها به معنای پایین بودن یک عدد در برگه آزمایش است اما واقعیت این است که این مشکل می‌تواند بر تمام جنبه‌های زندگی روزمره تاثیر بگذارد. از احساس خستگی مداوم و کاهش تمرکز گرفته تا ریزش مو، شکنندگی ناخن‌ها و افت کیفیت زندگی، همگی می‌توانند از پیامدهای کمبود آهن باشند.

آهن ماده‌ای معدنی و ضروری برای بدن است که نقش مهمی در تولید هموگلوبین دارد. هموگلوبین پروتئینی در گلبول‌های قرمز خون است که وظیفه انتقال اکسیژن از ریه‌ها به بافت‌های مختلف بدن را بر عهده دارد. زمانی که ذخایر آهن بدن کاهش پیدا می‌کند، اکسیژن‌رسانی به اندام‌ها با اختلال مواجه می‌شود و نشانه‌های مختلفی ظاهر می‌شوند. به همین دلیل متخصصان سلامت تاکید می‌کنند که آگاهی از علائم و عوامل خطر کمبود آهن می‌تواند به تشخیص و درمان زود هنگام کمک کند.

چرا زنان بیشتر در معرض کمبود آهن هستند؟

زنان در مقایسه با مردان به دلایل مختلفی بیشتر با کمبود آهن روبه‌رو می‌شوند. مهم‌ترین دلیل، از دست دادن خون در دوران قاعدگی است. در برخی زنان خونریزی ماهانه شدیدتر از حد معمول است و همین موضوع می‌تواند به مرور زمان ذخایر آهن بدن را کاهش دهد.

بارداری نیز یکی دیگر از عوامل مهم محسوب می‌شود. در دوران بارداری نیاز بدن به آهن افزایش می‌یابد زیرا علاوه بر تامین نیازهای مادر، رشد جنین و تشکیل جفت نیز به آهن وابسته است. در صورت دریافت ناکافی آهن، احتمال بروز کم‌خونی در مادر افزایش پیدا می‌کند.

دوران شیردهی نیز می‌تواند نیازهای تغذیه‌ ای زنان را افزایش دهد. اگر رژیم غذایی مادر متعادل نباشد یا ذخایر آهن پیش از بارداری پایین بوده باشد، احتمال کمبود آهن بیشتر خواهد شد.

رژیم غذایی نامناسب و نقش آن در کمبود آهن

یکی از دلایل شایع کمبود آهن، دریافت ناکافی این ماده معدنی از طریق غذا است. برخی افراد به دلیل مصرف کم گوشت قرمز، ماهی و سایر منابع غنی آهن، نیاز روزانه بدن خود را تامین نمی‌کنند. همچنین افرادی که رژیم‌های غذایی محدودکننده دارند یا گروه‌های غذایی خاصی را حذف می‌کنند، ممکن است در معرض کمبود آهن قرار بگیرند. البته این موضوع به معنای ناکافی بودن رژیم‌های گیاهی نیست، بلکه افراد گیاه‌خوار باید با برنامه‌ ریزی مناسب از منابع گیاهی آهن مانند حبوبات، عدس، لوبیا، اسفناج، مغزها و غلات غنی‌ شده استفاده کنند.

بیماری‌هایی که جذب آهن را مختل می‌کنند

گاهی مشکل اصلی کمبود آهن، کم بودن دریافت غذایی نیست بلکه جذب ناکافی آهن در دستگاه گوارش است. برخی بیماری‌ها می‌توانند توانایی بدن در جذب این ماده را کاهش دهند. بیماری سلیاک یکی از این موارد است. در این بیماری مصرف گلوتن موجب آسیب به روده کوچک می‌شود و جذب بسیاری از مواد مغذی از جمله آهن کاهش می‌یابد. بیماری کرون نیز با ایجاد التهاب مزمن در دستگاه گوارش می‌تواند جذب آهن را مختل کند.

زخم معده، برخی جراحی‌های گوارشی و مشکلات مرتبط با معده و روده نیز از دیگر عواملی هستند که احتمال کمبود آهن را افزایش می‌دهند. به همین دلیل در مواردی که کمبود آهن به درمان‌های معمول پاسخ نمی‌دهد، بررسی وضعیت دستگاه گوارش ضروری است.

داروهایی که ممکن است ذخایر آهن را کاهش دهند

برخی داروها نیز می‌توانند در کاهش جذب آهن نقش داشته باشند. مصرف طولانی‌مدت داروهای ضداسید معده یکی از مهم‌ترین موارد است. اسید معده در جذب آهن نقش دارد و کاهش بیش از حد آن می‌ تواند میزان جذب آهن را کم کند.

برخی آنتی‌ بیوتیک‌ها و داروهای دیگر نیز ممکن است با جذب آهن تداخل داشته باشند. به همین دلیل افرادی که برای مدت طولانی دارو مصرف می‌کنند، بهتر است تحت نظر پزشک وضعیت آهن خون خود را بررسی کنند.

علائم هشداردهنده کمبود آهن را بشناسید

یکی از مشکلات کمبود آهن این است که نشانه‌های آن معمولا به تدریج ظاهر می‌شوند و ممکن است با خستگی‌های روزمره اشتباه گرفته شوند. خستگی شدید و مداوم از شایع‌ ترین علائم این مشکل است. فرد ممکن است حتی پس از استراحت کافی نیز احساس کمبود انرژی داشته باشد.

کاهش تمرکز، افت عملکرد ذهنی، تحریک‌پذیری و تغییرات خلقی نیز از نشانه‌های رایج هستند. برخی افراد احساس می‌کنند توانایی انجام فعالیت‌های روزانه یا تمرکز بر کارها را مانند گذشته ندارند.

رنگ‌ پریدگی پوست نیز از علائم شناخته‌شده کمبود آهن محسوب می‌شود. زمانی که میزان هموگلوبین کاهش می‌یابد، پوست و مخاط‌ها رنگ طبیعی خود را از دست می‌دهند و فرد ظاهری خسته و بی‌حال پیدا می‌کند.

تاثیر کمبود آهن بر مو و ناخن

بسیاری از زنان نخستین بار به دلیل ریزش مو متوجه کمبود آهن می‌شوند. فولیکول‌های مو برای رشد طبیعی به اکسیژن و مواد مغذی کافی نیاز دارند. زمانی که ذخایر آهن کاهش پیدا می‌کند، رشد موها تحت تاثیر قرار می‌گیرد و ریزش مو افزایش می‌یابد.

شکنندگی ناخن‌ها نیز از دیگر علائم مهم است. ناخن‌ها ممکن است نازک، ضعیف و مستعد شکستن شوند. در موارد شدید حتی شکل ناخن‌ها نیز تغییر می‌کند.

علائمی که نباید نادیده گرفته شوند

با پیشرفت کمبود آهن، علایم جدی‌تری نیز ممکن است ظاهر شوند. تنگی نفس هنگام فعالیت‌های روزمره، سرگیجه، احساس ضعف و تپش قلب از جمله این نشانه‌ها هستند. یکی دیگر از علایم کمتر شناخته‌شده، سندروم پای بی‌قرار است. در این وضعیت فرد به ویژه هنگام استراحت یا خواب احساس نیاز مداوم به حرکت دادن پاهای خود دارد.

همچنین برخی افراد دچار پیکا می‌شوند. پیکا به میل غیرعادی برای خوردن موادی مانند یخ، خاک یا گچ گفته می‌شود. این علامت می‌تواند یکی از نشانه‌های کمبود شدید آهن باشد و نیاز به بررسی پزشکی دارد.

چگونه کمبود آهن را درمان کنیم؟

درمان کمبود آهن باید بر اساس علت زمینه‌ای آن انجام شود. نخستین قدم، تشخیص دقیق از طریق آزمایش خون و بررسی وضعیت ذخایر آهن بدن است. مصرف مکمل آهن یکی از روش‌های رایج درمان محسوب می‌شود اما این مکمل‌ها باید تنها با تجویز پزشک مصرف شوند. مصرف خودسرانه آهن می‌تواند عوارضی مانند مشکلات گوارشی و حتی تجمع بیش از حد آهن در بدن ایجاد کند.

در کنار درمان دارویی، اصلاح رژیم غذایی نیز اهمیت زیادی دارد. گوشت قرمز، جگر، مرغ، ماهی و تخم‌مرغ از منابع خوب آهن هستند. همچنین حبوبات، عدس، لوبیا، اسفناج و انواع مغزها می‌توانند به تامین آهن مورد نیاز بدن کمک کنند.

راز افزایش جذب آهن

دریافت آهن به تنهایی کافی نیست و نحوه جذب آن نیز اهمیت دارد. یکی از بهترین راه‌ها برای افزایش جذب آهن گیاهی، مصرف همزمان منابع ویتامین C است. برای مثال می‌توان همراه با غذا از آبلیمو، پرتقال، نارنگی، فلفل دلمه‌ای یا سایر میوه‌ها و سبزیجات سرشار از ویتامین C استفاده کرد. این کار میزان جذب آهن را به شکل قابل توجهی افزایش می‌دهد. در مقابل برخی مواد غذایی و نوشیدنی‌ها جذب آهن را کاهش می‌دهند و باید در زمان مصرف آن‌ها دقت کرد.

اشتباهاتی که جذب آهن را مختل می‌کنند

نوشیدن چای، قهوه یا شیر بلافاصله قبل یا بعد از غذا می‌تواند جذب آهن را کاهش دهد. متخصصان توصیه می‌کنند حداقل دو ساعت بین مصرف این نوشیدنی‌ها و وعده غذایی فاصله وجود داشته باشد. همچنین افرادی که مکمل آهن مصرف می‌کنند باید بدانند برخی داروها با آن تداخل دارند. برای مثال قرص آهن نباید همزمان با داروهای تیروئید یا مکمل‌های کلسیم مصرف شود. بهتر است بین مصرف این مواد حداقل چهار ساعت فاصله وجود داشته باشد.

پیشگیری بهتر از درمان

کمبود آهن مشکلی شایع اما قابل پیشگیری است. داشتن رژیم غذایی متعادل، توجه به علایم هشداردهنده، انجام آزمایش‌های دوره‌ای در افراد پرخطر و مراجعه به پزشک در صورت بروز نشانه‌ها می‌تواند از بروز عوارض جدی جلوگیری کند.

بسیاری از زنان سال‌ها با خستگی، ریزش مو یا کاهش تمرکز زندگی می‌کنند بدون آنکه بدانند علت اصلی این مشکلات کمبود آهن است. تشخیص به موقع و درمان اصولی نه تنها سلامت جسمی را بهبود می‌بخشد، بلکه کیفیت زندگی، نشاط روزانه و توانایی انجام فعالیت‌های مختلف را نیز افزایش می‌ دهد.

نوجوانتان ریسک می‌کند؟ خوشحال باشید، او در حال ساختن آینده‌اش است

ارسال شده در ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 بسیاری از والدین، نگران تصمیمات ناگهانی و ریسک‌های بی‌پروای دوران نوجوانی فرزندشان هستند. اما تحقیقات علم نوین علوم اعصاب این رفتارهای جسورانه را موتوری حیاتی برای تکامل مغز نوجوان می‌داند. این دوره فرصتی طلایی است تا مغز با آزمون و خطا، زیربنای بزرگسالی موفق خود را بسازد.

سارا که تا دیروز دختری خجالتی بود، امروز با هیجان بالایی برای تست بازیگری در نمایش مدرسه داوطلب ‌شد، حرکتی که برای والدینش پر از استرس و ریسک به نظر می‌رسد. امیر که همیشه تنهایی و سکوت را دوست داشت ترجیح می‌دهد ساعت‌ها وقت خود را به جای خانه، با گروهی جدید از دوستان بگذراند و مسیرهای تازه‌ای را در شهر کشف کند و یا نازنین که با جسارتی که پیش از این در او ندیده بودید، در فضاهای اجتماعی از آرمان‌هایی دفاع می‌کند که به آن‌ها باور قلبی دارد.

این تغییر رفتارها شاید برای ما تغییراتی ناگهانی و آشفته به نظر برسند، اما در واقعیت این نوجوانان، در حال لجبازی نیست او در حال تمرین است. آن‌ها به شکلی طبیعی درگیر آن چیزی هستند که دانشمندان جسارت سالم می‌نامند. بر اساس مطلب منتشره در سایت برین فکتس، این جسارت سالم، تمایلی ذاتی برای ماجراجویی‌های جدید، امتحان کردن ناشناخته‌ها و ساختن هویت مستقل است. این گزارش بررسی می‌کند که چرا رفتارهای پرخطر نوجوانان، نه یک بحران، بلکه بخشی ضروری از رشد آن‌ها برای تبدیل شدن به بزرگسالانی انعطاف‌پذیر، ماهر و باهوش است.

نوجوانی گردبادی از تجربه و ماجراجویی

اطلاعات ما از مغز نوجوانان بسیار زیاد است اما با این وجود مغز انسان در این دوره آنقدر درگیر تغییرات بنیادین، رشد مغز و تغییرات اجتماعی و مهارتی است که نیاز به تحقیقات بیشتری دارد. این تغییرات ناگهانی و گاه آشفته، ممکن است والدین را نگران کند و این سوال را مطرح کند که این دوران چه زمانی تمام می‌شود؟ اما خبر خوب این است که ما اکنون با کمک فناوری اسکن مغز می‌توانیم به درون مغز نوجوان نگاه کنیم و ببینیم که چرا این تغییرات، نه تنها طبیعی، بلکه برای گذار سالم به بزرگسالی ضروری است.

چرا دوره نوجوانی باید طولانی باشد؟

نوجوانی انسان دوره‌ای طولانی است که تقریباً از ۱۰ سالگی شروع شده و تا اواسط دهه ۲۰ زندگی ادامه می‌یابد. شاید این زمان طولانی به نظر برسد، اما همین مدت زمان طولانی یک موهبتی است که به نوجوان اجازه می‌دهد در این سال‌ها بالغ‌تر، ماهرتر و انعطاف‌پذیرتر شود.

آنچه نوجوانان را از کودکان و بزرگسالان متمایز می‌کند، جسارت آن‌ها است. اشتباه نکنید منظور ما شجاعت کورکورانه نیست، بلکه جسارت هوشمندانه است. این ویژگی باعث می‌شود آن‌ها مشتاق تجربه‌های نو، آشنایی با افراد جدید، پذیرش فناوری‌های تازه و دفاع از عقایدشان باشند. این رفتارها با تغییرات طبیعی مغز، این روحیه را تشویق می‌کنند.

دستاوردهای مغز در زمان رشد

مغز نوجوان در طول این دوران، سه نقطه عطف کلیدی را پشت سر می‌گذارد که پایه و اساس بزرگسالی او را می‌سازد:

تقویت مرکز تصمیم‌گیری: ریسک‌پذیری، ناحیه‌ای از مغز به نام قشر جلوی مغز را فعال می‌کند. این همان بخشی است که برای تصمیم‌گیری‌های هوشمندانه، در نظر گرفتن دیدگاه دیگران، کنترل رفتار، برنامه‌ریزی برای آینده و تنظیم احساسات به آن نیاز داریم. ریسک کردن، در واقع تمرینی برای فعال‌سازی و ورزیده کردن این مرکز حیاتی است.

پالایش شبکه عصبی : مغز نوجوان وارد فرآیندی به نام هرس سیناپسی می‌شود. در این فرآیند، مغز اتصالات غیرضروری را حذف می‌کند تا اتصالات مهم تقویت شده و یک شبکه قدرت کارآمد بسازد. یکی از مهم‌ترین اتصالات، پیوند میان آمیگدال مسئول احساسات است و هیپوکامپ مسئول شکل‌گیری خاطرات است. تقویت این مسیر عصبی به نوجوان کمک می‌کند تصویر واضح‌تری از هویت خود بسازد. برای مثال، همان‌طور که گاهی بازگشت به یک مرکز خرید قدیمی، خاطرات خوش دورهمی با دوستان را زنده می‌کند، این شبکه عصبی است که به ما جهت و هدف می‌دهد. این فرآیند یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد و نیاز به زمان و تجربه دارد.

جهش در یادگیری و واکنش به اشتباهات : نوجوانان در یادگیری از اشتباهات خود، حتی از بزرگسالان هم بهتر عمل می‌کنند. تحقیقات آزمایشگاهی نشان می‌دهد که مناطق مغزی مرتبط با انگیزه، پاداش و اکتشاف در نوجوانان بسیار فعال است. آن‌ها در برخورد با ایده‌های جدید و حتی شکست‌های احتمالی، سریع‌تر یاد می‌گیرند.

چرا نوجوانان برای انتخاب تاس می‌اندازند؟

مغز نوجوان در مقایسه با بزرگسالان، واکنش بسیار قوی‌تری به پاداش نشان می‌دهد. ریسک‌پذیری برای آن‌ها ناشناخته‌ها، هیجان‌انگیزها و پاداش‌دهنده ها هستند. این هیجان باعث می‌شود نوجوان تاس بیندازد و ببیند زندگی او را به کجا می‌برد، شرکت در تست بازیگری یا پیوستن به گروهی جدید، انتخاب دانشگاهی در شهری دور از خانه و هزاران ریسک دیگر ممکن است انتخاب یک نوجوان برای ریسک باشد. این‌ها رفتارهای با وجود ریسک‌پذیری بالا، باید آن‌ها را ارج نهاد. وقتی آن‌ها اشتباه می‌کنند که قطعاً خواهند کرد، باید این رفتارها را بخشی سالم از فرآیند رشد بدانیم و با درک و حمایت با آن‌ها برخورد کنیم.

والدین حامیان و لنگرگاه امن نوجوانان

رشد مغز در نوجوانان به تنهایی ضامن موفقیت آنها در بزرگسالی نیست. نوجوانان برای عبور از این دوران به حمایت بزرگسالان نیاز دارند. آن‌ها نیازمند محیط‌های اجتماعی و خانواده‌ای دلسوز هستند که میان دو اصل ،دادن استقلال و ایجاد مکانی امن برای راهنمایی تعادل برقرار کنند.

تجربیات سازنده، به‌ویژه آن‌هایی که نوجوان را به حل مسئله و باور به توانایی‌هایش تشویق می‌کنند، کلید رسیدن به رفاه روانی هستند. والدین باید به عنوان حامی، نقش لنگرگاهی داشته باشند که در مواقع خوشی، ناامیدی یا سختی، در کنار نوجوان باشد تا این مسیر پرپیچ‌ و خم را به سلامت طی کند.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!