کمبود ید می‌تواند رشد و تکامل مغز جنین را مختل کند

ارسال شده در ۲ آبان ۱۴۰۵، توسط ایسنا

عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابن‌سینا با اشاره به نقش ید در رشد و تکامل عصبی جنین گفت: در اوایل بارداری، جنین برای رشد و تکامل عصبی خود تا حد زیادی به هورمون‌های تیروئیدی مادر وابسته است و پیشگیری از کمبود ید بخشی از برنامه حفظ سلامت مادر و جنین محسوب می‌شود.

دکتر لادن گیاهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوری‌های نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابن‌سینا، با تأکید بر اهمیت پیشگیری از اختلالات ناشی از کمبود ید، گفت: ید یکی از ریزمغذی‌های ضروری بدن است که با وجود نیاز اندک روزانه، نقش بسیار مهمی در سلامت انسان دارد. این عنصر برای ساخت هورمون‌های تیروئیدی ضروری است و این هورمون‌ها در تنظیم سوخت‌وساز بدن، رشد و تکامل مغز و سیستم عصبی نقش اساسی دارند.

وی افزود: اهمیت این موضوع در سلامت زنان، به‌ویژه زنان در سن باروری، دوچندان است؛ زیرا نیاز به ید در دوران بارداری و شیردهی افزایش می‌یابد. در اوایل بارداری، جنین برای رشد و تکامل عصبی خود تا حد زیادی به هورمون‌های تیروئیدی مادر وابسته است؛ بنابراین، پیشگیری از کمبود ید صرفاً به معنای پیشگیری از گواتر نیست، بلکه بخشی از برنامه جامع حفظ سلامت مادر، رشد مطلوب جنین و پیشگیری از اختلالات تکاملی قابل پیشگیری است.

گیاهی با اشاره به اهمیت پیشگیری از اختلالات ناشی از کمبود ید در سلامت عمومی اظهار کرد: تجربه جهانی نشان داده است که غنی‌سازی نمک خوراکی با ید، یکی از مؤثرترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین مداخلات برای کنترل اختلالات ناشی از کمبود این عنصر است. با این حال، تداوم پایش وضعیت تغذیه‌ای جمعیت، به‌ویژه زنان باردار، همچنان ضرورت دارد.

کمبود ید چه اختلالاتی ایجاد می‌کند؟

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوری‌های نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابن‌سینا درباره بیماری‌های ناشی از کمبود ید گفت: این اختلالات طیف گسترده‌ای دارند و شدت آن‌ها به میزان کمبود، مدت مواجهه و مرحله‌ای از زندگی که کمبود در آن رخ می‌دهد، بستگی دارد.

وی افزود: گواتر یا بزرگ‌شدن غده تیروئید در پاسخ به کمبود ید، کم‌کاری تیروئید در صورت اختلال در تولید کافی هورمون‌های تیروئیدی، اختلال رشد و تکامل عصبی به‌ویژه در جنین و سال‌های نخست زندگی و همچنین برخی اختلالات بارداری و پیامدهای نامطلوب جنینی، از مهم‌ترین پیامدهای کمبود ید هستند.

گیاهی با تأکید بر اینکه کمبود خفیف ید ممکن است علامت مشخصی نداشته باشد، تصریح کرد: نبود گواتر یا علائم آشکار، لزوماً به معنای کفایت دریافت ید نیست.

وی با اشاره به دستاوردهای برنامه غنی‌سازی نمک با ید در ایران ادامه داد: اجرای این برنامه نقش مهمی در کنترل کمبود ید داشته است و گزارش‌های علمی، وضعیت مطلوب ید را در جمعیت ایران در مقاطع بررسی‌شده نشان داده‌اند. با این حال، نباید از موفقیت برنامه‌های گذشته نتیجه گرفت که تمام گروه‌های جمعیتی در همه مناطق و دوره‌ها، به‌ویژه زنان باردار، الزاماً ید کافی دریافت می‌کنند.

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابن‌سینا خاطرنشان کرد: به همین دلیل، پایش دوره‌ای غلظت ید ادرار در سطح جمعیت، بررسی میزان ید نمک‌های خوراکی و توجه به گروه‌های آسیب‌پذیر همچنان ضروری است.

ارتباط کمبود ید با ناباروری و عوارض بارداری

گیاهی درباره نقش کمبود ید در ناباروری، اختلالات تیروئید و عوارض بارداری توضیح داد: برای بررسی این ارتباط باید میان اثر مستقیم کمبود ید و پیامدهای ناشی از اختلال عملکرد تیروئید تمایز قائل شد.

وی افزود: ید ماده اولیه ساخت هورمون‌های تیروئیدی است و کمبود قابل‌توجه آن می‌تواند تولید این هورمون‌ها را مختل کند و در برخی شرایط به کم‌کاری تیروئید منجر شود. از سوی دیگر، هورمون‌های تیروئیدی در عملکرد طبیعی دستگاه تولیدمثل، تنظیم چرخه قاعدگی و فرایندهای مرتبط با بارداری نقش دارند.

وی ادامه داد: در زنان مبتلا به اختلال عملکرد تیروئید، بسته به نوع و شدت اختلال، ممکن است بی‌نظمی قاعدگی، اختلال تخمک‌گذاری یا مشکلات مرتبط با باروری مشاهده شود. همچنین، کم‌کاری تیروئید درمان‌نشده در دوران بارداری می‌تواند با افزایش خطر برخی پیامدهای نامطلوب برای مادر و جنین همراه باشد.

گیاهی با اشاره به اهمیت کمبود شدید ید در دوران بارداری اظهار کرد: در کمبود شدید ید، به‌ویژه در اوایل بارداری، خطر اختلال در تکامل مغز و سیستم عصبی جنین اهمیت ویژه‌ای دارد. با این حال، شواهد مربوط به ارتباط کمبود خفیف ید با برخی پیامدهای باروری و بارداری یکسان نیست و نباید فراتر از شواهد موجود نتیجه‌گیری کرد.

وی تأکید کرد: در مراکز درمان ناباروری، توجه به وضعیت تیروئید و کفایت دریافت ریزمغذی‌های ضروری، بخشی از رویکرد جامع سلامت پیش از بارداری است.

منابع غذایی ید کدام‌اند؟

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوری‌های نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابن‌سینا درباره منابع غذایی ید گفت: نمک خوراکی یددار، ماهی و سایر غذاهای دریایی، شیر و برخی محصولات لبنی و تخم‌مرغ از منابع غذایی این عنصر هستند.

وی افزود: مقدار ید موجود در مواد غذایی، بسته به شرایط تولید، نوع خوراک دام، منشأ محصول و روش فرآوری متفاوت است؛ بنابراین، نمی‌توان برای تمام این مواد غذایی مقدار ثابتی در نظر گرفت.

گیاهی با تأکید بر اینکه استفاده از نمک یددار باید با رعایت اصل کاهش مصرف نمک همراه باشد، اظهار کرد: نمک یددار یکی از مهم‌ترین ابزارهای تأمین ید در سطح جمعیت است، اما برای دریافت ید نباید مصرف نمک را افزایش داد.

وی توصیه کرد: خانواده‌ها به‌جای افزایش مصرف نمک، از نمک خوراکی یددار استاندارد در چارچوب یک رژیم غذایی متعادل استفاده کنند. همچنین بهتر است نمک در ظرف دربسته و دور از نور و رطوبت نگهداری شود و تا حد امکان در مراحل پایانی پخت به غذا اضافه شود تا از اتلاف ید کاسته شود.

نقش نمک مصرفی و رژیم غذایی در تأمین ید

لادن گیاهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوری‌های نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابن‌سینا، با تأکید بر ضرورت توجه به منابع دریافت ید گفت: نباید فرض کنیم نمک موجود در تمام غذاهای صنعتی و فرآوری‌شده الزاماً یددار است؛ زیرا نوع نمک مصرفی در تولید این محصولات می‌تواند متفاوت باشد.

وی افزود: کفایت دریافت ید به مجموعه رژیم غذایی، نوع نمک مصرفی و نیازهای فرد بستگی دارد و برای زنان باردار و شیرده، ارزیابی دقیق‌تر این عوامل اهمیت بیشتری دارد.

نیاز زنان باردار و شیرده به ید بیشتر است

گیاهی درباره نیازهای ویژه زنان باردار، شیرده و افراد در سن باروری اظهار کرد: نیاز به ید در دوران بارداری و شیردهی افزایش می‌یابد؛ زیرا بدن مادر باید نیازهای متابولیک خود و نیازهای جنین یا شیرخوار را تأمین کند.

وی ادامه داد: نیاز روزانه به ید در بزرگسالان غیرباردار حدود ۱۵۰ میکروگرم است و این میزان در دوران بارداری به ۲۲۰ تا ۲۵۰ میکروگرم در روز افزایش می‌یابد. نیاز روزانه در دوران شیردهی نیز حدود ۲۵۰ تا ۲۹۰ میکروگرم است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابن‌سینا با اشاره به اهمیت تأمین ید در رژیم غذایی زنان در سن باروری گفت: توصیه می‌شود این زنان، به‌ویژه افرادی که قصد بارداری دارند، از کفایت دریافت ید در رژیم غذایی خود اطمینان حاصل کنند. در زنان باردار یا شیرده، افرادی که رژیم گیاه‌خواری سخت‌گیرانه دارند یا منابع غذایی ید را به میزان کمی مصرف می‌کنند، ارزیابی دقیق‌تر اهمیت دارد.

گیاهی تأکید کرد: در صورت نیاز به مکمل، انتخاب فرآورده و مقدار مصرف آن باید با توجه به رژیم غذایی، مکمل‌های مصرفی، وضعیت تیروئید و توصیه‌های بالینی انجام شود. مصرف خودسرانه دوزهای بالای ید یا فرآورده‌های جلبک دریایی توصیه نمی‌شود؛ زیرا دریافت بیش از حد ید نیز می‌تواند عملکرد تیروئید را مختل کند.

کمبود ید ممکن است در مراحل اولیه علامتی نداشته باشد

وی درباره علائم اولیه کمبود ید و راه‌های تشخیص آن گفت: یکی از چالش‌های کمبود ید این است که در مراحل اولیه ممکن است هیچ علامت مشخصی ایجاد نکند. در صورت تداوم کمبود و بروز اختلال در عملکرد تیروئید، علائمی مانند خستگی، احساس سرما، یبوست، خشکی پوست، کندی عملکرد ذهنی و گاهی اختلالات قاعدگی ممکن است بروز کند. بزرگ‌شدن غده تیروئید یا گواتر نیز یکی از نشانه‌های شناخته‌شده کمبود ید است.

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابن‌سینا افزود: این علائم اختصاصی نیستند و ممکن است در بیماری‌های مختلف دیگری نیز دیده شوند؛ بنابراین، نمی‌توان صرفاً بر اساس علائم، کمبود ید را تشخیص داد.

گیاهی خاطرنشان کرد: مردم نباید برای اطمینان از وضعیت ید بدن خود، به مصرف خودسرانه مکمل روی بیاورند. ارزیابی عملکرد تیروئید با آزمایش‌های مناسب و بررسی دریافت غذایی، متناسب با شرایط هر فرد، می‌تواند به تصمیم‌گیری بالینی کمک کند.

وی ادامه داد: اندازه‌گیری ید در یک نمونه ادرار به‌تنهایی برای تشخیص قطعی کمبود ید در یک فرد قابل اتکا نیست و این شاخص بیشتر برای ارزیابی وضعیت ید در سطح جمعیت استفاده می‌شود.

 غذاهای فرآوری‌شده لزوماً دریافت ید را افزایش نمی‌دهند

گیاهی درباره تأثیر تغییر الگوی غذایی و افزایش مصرف غذاهای فرآوری‌شده بر وضعیت ید جامعه اظهار کرد: تغییر الگوی غذایی می‌تواند بر دریافت ید اثر بگذارد، اما برای قضاوت درباره وضعیت واقعی جامعه باید به داده‌های پایش تغذیه‌ای تکیه کرد، نه صرفاً تغییر عادات غذایی.

وی افزود: یکی از موضوعات مهم، افزایش سهم غذاهای آماده و فرآوری‌شده در رژیم غذایی است. اگر نمک مصرفی در تولید این محصولات یددار نباشد، افزایش مصرف آن‌ها لزوماً به معنای افزایش دریافت ید نیست.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابن‌سینا با تأکید بر ضرورت توجه هم‌زمان به کاهش مصرف نمک و تأمین ید مورد نیاز بدن گفت: کاهش مصرف نمک برای پیشگیری از فشارخون بالا و بیماری‌های قلبی‌عروقی ضروری است؛ بنابراین، راهکار درست افزایش مصرف نمک نیست، بلکه باید غنی‌سازی مناسب نمک خوراکی و پایش میزان ید دریافتی جمعیت را هم‌زمان دنبال کرد.

گیاهی با اشاره به ضرورت بررسی وضعیت ید در ایران تصریح کرد: برای اعلام اینکه کمبود ید در سال‌های اخیر افزایش یا کاهش یافته است، به داده‌های جدید و قابل مقایسه از مطالعات ملی نیاز داریم. بدون چنین داده‌هایی، نسبت دادن تغییر مشخص به الگوی غذایی جدید، نتیجه‌گیری دقیقی نخواهد بود.

وی توصیه کرد: مردم از نمک یددار استاندارد به میزان مورد نیاز استفاده کنند، مصرف غذاهای پرنمک و فوق‌فرآوری‌شده را کاهش دهند و به کیفیت کلی رژیم غذایی خود توجه داشته باشند. در سطح سیاست‌گذاری نیز بررسی میزان ید نمک‌های مصرفی در صنایع غذایی اهمیت زیادی دارد.

 ارتباط کمبود ید با متابولیسم و سلامت روان

گیاهی درباره ارتباط کمبود ید با سلامت تیروئید، متابولیسم و سلامت روان گفت: ید برای تولید هورمون‌های تیروئیدی ضروری است و این هورمون‌ها در تنظیم مصرف انرژی، عملکرد بسیاری از سلول‌ها، تنظیم دمای بدن، رشد و تکامل سیستم عصبی نقش دارند

وی افزود: در صورت کمبود ید و بروز اختلال در عملکرد تیروئید، ممکن است تغییراتی در متابولیسم بدن ایجاد شود. برای مثال، کم‌کاری تیروئید می‌تواند با خستگی، کاهش تحمل سرما، کندی عملکرد ذهنی و تغییر وزن همراه باشد.

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابن‌سینا ادامه داد: اختلالات تیروئید همچنین می‌توانند با تغییرات خلقی و علائمی مانند افت انرژی یا مشکلات تمرکز همراه باشند.

رژیم‌درمانی به‌تنهایی جایگزین درمان اختلالات تیروئید نیست

لادن گیاهی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فناوری‌های نوین علوم زیستی جهاددانشگاهی ابن‌سینا، با تأکید بر ضرورت تشخیص دقیق اختلالات تیروئید گفت: هرگونه خستگی، افزایش وزن یا تغییر خلق‌وخو به معنای کمبود ید یا ابتلا به بیماری تیروئید نیست. مشکلات روان‌شناختی و اختلالات متابولیک علل متعددی دارند و باید متناسب با شرایط هر فرد بررسی شوند.

وی افزود: رژیم‌درمانی در این زمینه دو نقش اصلی دارد؛ نخست، پیشگیری از کمبود ید و تأمین دریافت کافی آن از طریق رژیم غذایی و دوم، کمک به بهبود کیفیت کلی تغذیه در افرادی که به اختلالات تیروئید مبتلا هستند.

گیاهی تأکید کرد: رژیم غذایی نمی‌تواند جایگزین درمان دارویی کم‌کاری یا پرکاری تیروئید شود. همچنین، مصرف بیش از حد ید نه‌تنها لزوماً سودمند نیست، بلکه در برخی افراد می‌تواند عملکرد تیروئید را مختل کند؛ بنابراین، رویکرد صحیح، تأمین کافی و متعادل ید در کنار تشخیص و درمان پزشکی در صورت نیاز است.

توصیه‌های تغذیه‌ای به زوج‌هایی که قصد بارداری دارند

عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابن‌سینا درباره توصیه‌های تغذیه‌ای به خانواده‌ها و زوج‌هایی که قصد بارداری دارند، گفت: توصیه می‌کنم مراقبت تغذیه‌ای را به زمان مثبت‌شدن تست بارداری موکول نکنند؛ زیرا سلامت تغذیه‌ای پیش از بارداری، به‌ویژه کفایت دریافت ریزمغذی‌های ضروری، بخشی از آمادگی برای یک بارداری سالم است.

وی افزود: چند اقدام ساده و قابل اجرا می‌تواند در این زمینه مفید باشد؛ از جمله استفاده از نمک خوراکی یددار استاندارد، بدون افزایش مقدار کل نمک مصرفی، و گنجاندن منابع غذایی ید مانند لبنیات، تخم‌مرغ و ماهی در رژیم غذایی، متناسب با الگوی تغذیه و شرایط سلامت فرد.

گیاهی ادامه داد: افرادی که رژیم گیاه‌خواری سخت‌گیرانه دارند، لبنیات و تخم‌مرغ مصرف نمی‌کنند یا از نمک یددار استفاده نمی‌کنند، بهتر است درباره کفایت دریافت ید با متخصص تغذیه یا پزشک مشورت کنند.

وی با اشاره به ضرورت بررسی ترکیبات مکمل‌های دوران بارداری اظهار کرد: پیش از مصرف این مکمل‌ها، باید برچسب ترکیبات آن‌ها بررسی شود؛ زیرا همه مکمل‌های بارداری الزاماً حاوی ید نیستند. در صورت نیاز به مکمل ید نیز مقدار و نوع فرآورده باید با توجه به رژیم غذایی، وضعیت تیروئید و سایر مکمل‌های مصرفی انتخاب شود. مصرف خودسرانه دوزهای بالای ید یا فرآورده‌های غلیظ‌شده جلبک دریایی توصیه نمی‌شود.

این متخصص تغذیه با اشاره به توصیه‌های انجمن تیروئید آمریکا در راهنمای سال ۲۰۲۶ خاطرنشان کرد: در زنان پیش از بارداری، دوران بارداری و شیردهی، دریافت مکمل روزانه ۱۵۰ میکروگرم ید در بسیاری از شرایط توصیه می‌شود؛ با این حال، تصمیم‌گیری باید با توجه به دریافت غذایی، وضعیت ید در منطقه محل زندگی و شرایط پزشکی فرد انجام شود. در افرادی که به بیماری تیروئید مبتلا هستند یا داروهای تیروئیدی مصرف می‌کنند، هماهنگی با پزشک اهمیت ویژه‌ای دارد.

پیشگیری از کمبود ید به پایش مستمر و آموزش صحیح نیاز دارد

گیاهی در آستانه روز جهانی پیشگیری از اختلالات ناشی از کمبود ید، با تأکید بر اهمیت مداخلات تغذیه‌ای مبتنی بر شواهد در حفظ سلامت جامعه گفت: گاهی یک ریزمغذی که بدن به مقدار بسیار کمی از آن نیاز دارد، می‌تواند در رشد و تکامل انسان نقشی اساسی ایفا کند.

وی افزود: برای پیشگیری مؤثر از اختلالات ناشی از کمبود ید، سه اقدام باید در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ حفظ کیفیت و استاندارد غنی‌سازی نمک با ید، پایش مستمر وضعیت ید جامعه و آموزش صحیح مردم درباره منابع غذایی و مصرف منطقی مکمل‌ها.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه ابن‌سینا ادامه داد: برای مسئولان سلامت، تداوم برنامه‌های پایش و توجه ویژه به زنان باردار و شیرده اهمیت دارد. رسانه‌ها نیز باید اطلاعات علمی را به زبانی ساده و دقیق منتقل کنند و از ایجاد ترس یا ترویج مصرف خودسرانه مکمل‌ها بپرهیزند.

گیاهی با تأکید بر ضرورت رعایت تعادل در دریافت ید اظهار کرد: مردم نباید کمبود ید را نادیده بگیرند و در عین حال نباید تصور کنند مصرف بیشتر ید الزاماً به معنای سلامت بیشتر است؛ هدف، دریافت کافی و متعادل این عنصر است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: به‌عنوان متخصص تغذیه تأکید می‌کنم که سلامت مادر و کودک از پیش از بارداری آغاز می‌شود. آگاهی تغذیه‌ای، دسترسی به غذای مناسب و مداخلات پیشگیرانه مبتنی بر شواهد می‌توانند از بسیاری از پیامدهای قابل پیشگیری کمبودهای تغذیه‌ای جلوگیری کنند.

فیبروم‌های رحمی؛ از خون‌ریزی‌های غیرطبیعی تا اختلال در باروری

ارسال شده در ۲ آبان ۱۴۰۵، توسط ایسنا

یک متخصص زنان و زایمان با اشاره به شیوع فیبروم‌های رحمی در میان زنان گفت: عوارض این توده‌ها به محل قرارگیری، اندازه و علائمی که در فرد ایجاد می‌کنند بستگی دارد و بر همین اساس، روش درمان برای هر بیمار متفاوت خواهد بود.

متخصص زنان و زایمان و عضو هیات علمی دانشگاه با تأکید بر تأثیر احتمالی فیبروم‌های رحمی بر سلامت باروری افزود: بسته به محل قرارگیری فیبروم، این توده‌ها می‌توانند در برخی افراد بر باروری، احتمال سقط جنین و پیامدهای بارداری تأثیر بگذارند. همچنین، خون‌ریزی‌های غیرطبیعی ناشی از فیبروم در صورت تداوم و عدم رسیدگی مناسب ممکن است به کم‌خونی و عوارض ناشی از آن منجر شود.

پیله وری با اشاره به ضرورت بررسی فیبروم‌های رحمی در افراد دارای علائم بالینی تصریح کرد: وجود فیبروم در هر اندازه یا تعدادی، در صورت ایجاد علائم، نیازمند ارزیابی پزشکی و انتخاب روش درمان متناسب با شرایط بیمار است. همچنین، در مواردی که فیبروم بدون علامت است اما تغییرات قابل توجهی در اندازه آن مشاهده می‌شود، بررسی‌های تکمیلی و ارزیابی دقیق‌تر ضرورت دارد.

متخصص زنان و زایمان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان درباره روش‌های درمان فیبروم‌های رحمی توضیح داد: انتخاب روش درمان به عوامل متعددی از جمله اندازه و محل توده، شدت علائم، وضعیت باروری و شرایط عمومی بیمار بستگی دارد. درمان‌ها می‌توانند شامل روش‌های دارویی، هورمونی و مداخلات جراحی باشند. درمان‌های دارویی و هورمونی، به‌ویژه در برخی افراد مبتلا به خون‌ریزی غیرطبیعی رحمی، با هدف کنترل علائم مورد استفاده قرار می‌گیرند.

پیله وری ادامه داد: در بیمارانی که با مشکلات مرتبط با سلامت باروری، از جمله ناباروری یا سابقه سقط مکرر مواجه هستند، ممکن است با توجه به شرایط بالینی، درمان جراحی در نظر گرفته شود. همچنین، آمبولیزاسیون شریان‌های رحمی یکی دیگر از روش‌های درمانی است که با کاهش خون‌رسانی به فیبروم‌ها، می‌تواند به کوچک‌شدن تدریجی آن‌ها کمک کند. انتخاب این روش نیز باید با توجه به شرایط بیمار و اهداف باروری او انجام شود.

وی با اشاره به عوامل احتمالی مؤثر بر ایجاد فیبروم‌های رحمی بیان کرد: رشد این توده‌ها می‌تواند تحت تأثیر هورمون‌های جنسی قرار گیرد، اما این موضوع به معنای نقش مستقیم و قطعی هورمون‌ها به‌تنهایی در ایجاد فیبروم نیست. عوامل ژنتیکی، سابقه خانوادگی، شروع زودهنگام قاعدگی، چاقی، سبک زندگی، برخی عادات غذایی، دیابت و فشار خون بالا نیز در مطالعات به‌عنوان عوامل مرتبط با بروز فیبروم‌های رحمی مطرح شده‌اند.

براساس گزارش وبدا، عضو هیات علمی دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: از آنجا که فیبروم‌های رحمی در برخی زنان بدون علامت هستند، تشخیص و پیگیری آن‌ها باید بر اساس شرایط فردی و ارزیابی پزشکی انجام شود. مراجعه به متخصص زنان در صورت بروز خون‌ریزی غیرطبیعی، درد یا فشار لگنی و مشکلات باروری، به تشخیص به‌موقع و انتخاب روش درمان مناسب کمک می‌کند.

پروتئین؛ عامل احتمالی پیشرفت آلزایمر در زنان

ارسال شده در ۱۹ مهر ۱۴۰۵، توسط ایسنا

 بیماری آلزایمر، شایع‌ترین علت زوال عقل است، این بیماری به‌تدریج به سلول‌های مغزی آسیب می‌زند و باعث از دست رفتن حافظه، بروز مشکلات در تفکر و افزایش دشواری در انجام فعالیت‌های روزمره می‌شود. زنان سهم بیشتری از مبتلایان به این بیماری را تشکیل می‌دهند و دانشمندان همچنان در تلاش هستند دلیل این تفاوت را درک کنند.

نتایج پژوهش کلینیک مایو به سرنخ زیستی احتمالی در این زمینه اشاره دارد و نشان می‌دهد زنانی که نشانه‌هایی از وجود دو پروتئین غیرطبیعی در مغز داشتند، با تجمع بسیار سریع‌تر یکی از پروتئین‌های اصلی مرتبط با بیماری آلزایمر مواجه شدند.

کجال کانتارچی، پزشک و پژوهشگر کلینیک مایو و الیجا مک از پژوهشگران این پژوهش دریافتند، یکی از پروتئین‌های مورد بررسی «تاو» (tau) است. تاو در مغز سالم به پشتیبانی از سلول‌های عصبی کمک می‌کند اما در بیماری آلزایمر می‌تواند غیرطبیعی شود و به شکل کلاف‌هایی درآید. با گسترش این تغییرات، آسیب به بخش‌هایی از مغز که برای حافظه و تفکر اهمیت دارند نیز افزایش می‌یابد.

پروتئین دوم «آلفا-سینوکلئین» (alpha-synuclein) است که بیشتر به دلیل نقش آن در بیماری پارکینسون و زوال عقل با اجسام لویی شناخته می‌شود. دانشمندان اکنون می‌دانند که «آلفا-سینوکلئین» غیرطبیعی می‌تواند در برخی افراد دارای تغییرات مغزی مرتبط با آلزایمر نیز مشاهده شود.

پژوهشگران کلینیک مایو، ۴۱۵ شرکت‌کننده از «طرح تصویربرداری عصبی بیماری آلزایمر» را بررسی کردند، برنامه پژوهشی بلندمدتی که تغییرات مغز و حافظه را در طول زمان دنبال می‌کند. شرکت‌کنندگان برای اندازه‌گیری تاو تحت تصویربرداری مغزی قرار گرفتند و برای شناسایی «آلفا-سینوکلئین» غیرطبیعی نیز آزمایش مایع نخاعی انجام دادند.

حدود ۱۷ درصد از شرکت‌کنندگان شواهدی از وجود «آلفا-سینوکلئین» غیرطبیعی داشتند. پژوهشگران سپس بررسی کردند که آیا وجود این پروتئین همراه با تغییرات مرتبط با آلزایمر، بر سرعت تجمع تاو تاثیر می‌گذارد یا خیر.

الگوی قابل‌توجهی در میان زنان مشاهده شد. زنانی که هر دو نوع تغییر پروتئینی را داشتند، افزایش بسیار سریع‌تری در تجمع تاو نشان دادند و برخی اندازه‌گیری‌ها حاکی از آن بود که این روند در آنان تا ۲۰ برابر سریع‌تر از گروه‌های مقایسه‌ای بوده است. در مردانی که همین ترکیب را داشتند، چنین الگویی مشاهده نشد.

این یافته نشان می‌دهد، «آلفا-سینوکلئین» ممکن است در زنان به شکل متفاوتی با فرآیندهای مرتبط با آلزایمر تعامل داشته باشد و در صورت تایید، می‌تواند به پژوهشگران در درک دلیل تفاوت قابل‌توجه روند بیماری آلزایمر از فردی به فرد دیگر کمک کند. همچنین ممکن است سرنخ دیگری درباره شیوع بیشتر بیماری آلزایمر در زنان ارائه دهد. طول عمر متوسط بیشتر، بخشی از این تفاوت را توضیح می‌دهد اما پژوهشگران به‌طور فزاینده‌ای در حال بررسی این موضوع هستند که آیا تفاوت‌های زیستی نیز بر آسیب‌پذیری در برابر این بیماری تاثیر می‌گذارند یا خیر.

این پژوهش ثابت نمی‌کند که «آلفا-سینوکلئین» به‌طور مستقیم باعث تسریع پیشرفت آلزایمر در زنان می‌شود. این پژوهش از نوع مشاهده‌ای بود و تعداد افرادی که ترکیب این دو تغییر پروتئینی را داشتند نسبتا محدود بود. برای تایید این تفاوت میان زنان و مردان و مشخص شدن علت آن، به پژوهش‌های بزرگ‌تر نیاز است.

پژوهشگران همچنین این موضوع را بررسی می‌کنند که آیا الگوهای مشابهی در زوال عقل با اجسام لویی نیز مشاهده می‌شود یا خیر، بیماری‌ که «آلفا-سینوکلئین» غیرطبیعی یکی از ویژگی‌های اصلی آن است. درک نحوه تعامل چند پروتئین آسیب‌زا با یکدیگر ممکن است در نهایت به پزشکان کمک کند انواع مختلف زوال عقل را با دقت بیشتری شناسایی کنند.

سایت نوریج گزارش کرد، این یافته‌ها شواهد بیشتری را تقویت می‌کنند که بر اساس آن، بیماری آلزایمر در همه بیماران یکسان نیست. اگر ترکیب‌های متفاوت تغییرات مغزی بر افراد به شکل‌های متفاوت تاثیر بگذارند، درمان‌ها و کارآزمایی‌های بالینی آینده ممکن است لازم باشد این تفاوت‌های زیستی را در نظر بگیرند و آلزایمر را به‌عنوان بیماری‌ای با ویژگی‌های زیستی متفاوت در افراد مختلف در نظر بگیرند.

نتایج این پژوهش در نشریه JAMA Network Open منتشر شده است.

2000 برابر شیرین‌تر از شکر، اما بدون جهش قند خون!

ارسال شده در ۱۹ مهر ۱۴۰۵، توسط ایسنا

دانشمندان دریافته‌اند که پروتئینی با شیرینی ۲۰۰۰ برابرِ شکر، واکنش جهشی قند خون به بستنی را به نصف کاهش داد.

دانشمندان همچنان به دنبال راه‌هایی برای جایگزینی شکر در رژیم غذایی ما هستند. با وجود اینکه شکر طعم غذا را بسیار دلپذیر می‌کند، می‌دانیم که برای سلامتی مفید نیست؛ ضمن اینکه درباره تأثیرات شیرین‌کننده‌های مصنوعی نیز تردیدهایی وجود دارد.

بر اساس مطالعه‌ای جدید که در نشریه «Clinical Nutrition ESPEN» منتشر شده است، پروتئینی به نام «برازین»(brazzein) ممکن است راه‌حل این مسئله باشد.

این پروتئین که در اصل در میوه‌ای بومی غرب آفریقا یافت می‌شود و امروزه عمدتاً توسط قارچ‌های مهندسی‌شده تولید می‌گردد، به‌راحتی و به شیوه‌ای طبیعی در بدن پردازش می‌شود و میزان شیرینی آن نسبت به وزنِ برابر، تا دو هزار برابر بیشتر از شکر است.

پژوهشگران مرکز تحقیقات فدرال تغذیه، بیوتکنولوژی و ایمنی مواد غذایی در روسیه، آزمایش‌هایی را روی ۱۰۱ بزرگسال مبتلا به «بیماری کبد چرب مرتبط با اختلال متابولیک»(MASLD) انجام دادند؛ عارضه‌ای که اغلب با چاقی و دیابت همراه است و در آن چربی در کبد انباشته می‌شود.

این مطالعه که یک کارآزمایی تصادفی‌سازی‌شده، کنترل‌شده، دوسوکور و متقاطع بود، بر روی بستنی که یکی از وسوسه‌انگیزترین انواع خوراکی‌های شیرین است، متمرکز شد.

هر یک از شرکت‌کنندگان در سه روز مجزا، یک وعده استاندارد ۱۰۰ گرمی بستنی وانیلی مصرف کردند؛ یک بار بستنی حاوی شکر، یک بار بستنی شیرین‌شده با برازین و یک بار بستنی حاوی برازین به همراه فیبر غذایی اینولین.

نکته قابل‌توجه در داده‌های به‌دست‌آمده این بود که افزایش قند خون پس از صرف غذا، هم با مصرف برازین و هم با مصرف ترکیب برازین و اینولین، به‌طور چشمگیری کاهش یافت. در هر دو حالت، میزان اوج‌گیری قند خون تقریباً نصفِ مقدار مشاهده‌شده در بستنی شیرین‌شده با شکر بود.

از آنجا که دستورالعمل‌های تهیه بستنی‌های بدون شکر در سایر ترکیبات نیز تفاوت‌هایی داشتند، پژوهشگران خاطرنشان می‌کنند که نمی‌توان این اثر را صرفاً به برازین نسبت داد.

این تیم پژوهشی در مقاله منتشرشده خود نوشتند: یافته‌های حاضر از منظر تغذیه بالینی نشان می‌دهد که فرمولاسیون‌های آزمایش‌شده (بدون ساکارز و حاوی برازین) ممکن است به عنوان گزینه‌هایی بالقوه برای جایگزینی شکر در بیماران مبتلا به MASLD، از جمله افراد دارای دیابت نوع ۲ شایسته بررسی‌های بیشتر باشند.

کاهش جهش‌های قند خون در شرکت‌کنندگان مبتلا به دیابت نوع ۲ محسوس‌تر بود، هرچند در افراد غیرمبتلا نیز قابل‌توجه بود و هیچ‌گونه عارضه جانبی جدی گزارش نشد.

این یافته‌ها پژوهش‌های پیشین روی موش‌ها را تأیید می‌کند که نشان می‌دادند «برازین» می‌تواند به عنوان جایگزینی برای شکر عمل کند؛ جایگزینی که شیرینی را حفظ کرده، اما فاقد معایب شکر است. همچنین این مطالعه زمینه‌ساز تحقیقاتی می‌شود که شرکت‌کنندگان و وضعیت قند خونشان را در بازه زمانی طولانی‌تری پایش می‌کنند.

پژوهشگران می‌گویند: شدت و زمان‌بندی اثرات مشاهده‌شده، انجام مطالعات آتی بر روی مواد غذایی شیرین‌شده با برازین را توجیه می‌کند. پژوهشگران خواستار انجام مطالعاتی طولانی‌مدت هستند که در آنها برازین جایگزین شکر در طیف وسیعی از غذاهای رایج شود.

برازین به عنوان یک پروتئین، ساختاری مقاوم دارد و می‌تواند دماهای تا ۸۰ درجه سانتی‌گراد و دامنه وسیعی از سطوح اسیدیته را تحمل کند. این ویژگی بدین معنا است که می‌توان آن را به انواع مختلفی از مواد غذایی، از جمله دسرها و خوراکی‌های منجمد افزود.

با این حال، همانطور که پژوهشگران اشاره می‌کنند، شکر تنها عامل ایجاد شیرینی نیست. برای مثال شکر در بستنی، به آن حجم و غلظت (ویسکوزیته) می‌بخشد. این مطالعه نشان می‌دهد که استفاده از سایر ترکیبات «پرکننده» در کنار برازین می‌تواند به تولید محصولی بسیار شبیه به نمونه اصلی منجر شود.

چنین رویکردی احتمالاً تأثیرگذاری بیشتری نسبت به درخواست از افراد برای حذف کامل شکر از رژیم غذایی‌شان خواهد داشت، زیرا در این حالت، خوراکی‌های شیرین همچنان در سبد غذایی باقی می‌مانند.

پژوهشگران می‌گویند: غذاها و نوشیدنی‌های شیرین‌شده با شکر، از جمله اقلام محبوبی مانند بستنی، دسرها و شیرینی‌جات، جایگاه عمیقی در الگوهای غذایی سراسر جهان دارند و مصرف آنها همچنان رو به افزایش است. محدودیت شدید این محصولات در رژیم غذایی اغلب غیرواقع‌بینانه است و ممکن است منجر به عدم پایبندی افراد به توصیه‌های تغذیه‌ای شود.

هنوز پژوهش‌های بسیاری باید انجام شود، اما در نهایت ممکن است شاهد استفاده از برازین به جای شکر در مواد غذایی مناسب برای افراد مبتلا به دیابت یا بیماری‌هایی نظیر «MASLD»(بیماری کبد چرب مرتبط با اختلال عملکرد متابولیک) و یا کسانی باشیم که به‌طور کلی قصد کاهش مصرف شکر را دارند.

آنچه در اینجا مشخص نیست، تأثیر احتمالی مصرف غذاهای شیرین‌شده با برازین بر چربی کبد، دیابت، فشار خون یا سایر بیماری‌های مرتبط در طول ماه‌ها یا سال‌ها است. علاوه بر این، شرکت‌کنندگان در این مطالعه بخش کوچکی از جمعیت را تشکیل می‌دادند که همگی مبتلا به MASLD بودند و بسیاری از آنها چاق تشخیص داده شده بودند.

ما می‌دانیم که عوامل متعددی می‌توانند بر قند خون تأثیر بگذارند، از اینکه با چه کسی غذا می‌خورید گرفته تا نحوه غذا خوردن؛ همه این عوامل می‌توانند در تحقیقات آینده مورد بررسی دقیق قرار گیرند.

محققان می‌گویند: مطالعات طولانی‌تری برای تعیین اینکه آیا جایگزینی مکرر دسرهای حاوی ساکارز با جایگزین‌های شیرین‌شده با برازین به مزایای پایدار متابولیک، کبدی، میکروبیوم یا رفتاری منجر می‌شود، مورد نیاز است.

این پژوهش در مجله Clinical Nutrition ESPEN منتشر شده است.

کشف ۱۹ ماده شیمیایی سمی در دندان‌های کودکان مبتلا به اوتیسم!

ارسال شده در ۱۹ مهر ۱۴۰۵، توسط ایسنا

با وجود اینکه دانشمندان همچنان در حال شناخت علل اوتیسم هستند، شواهد قابل‌توجهی وجود دارد که علاوه بر عوامل ژنتیکی، مواجهه با عوامل محیطی را نیز با این عارضه مرتبط می‌داند.

در سال‌های اخیر، تعدادی از عوامل خطر محیطی شناسایی شده‌اند؛ اگرچه دانشمندان هنوز ثابت نکرده‌اند که عامل خاصی مستقیماً باعث بروز این بیماری می‌شود، اما بسیار مهم است که شناخت خود را درباره مواد بالقوه سمی که به نظر می‌رسد با این اختلال مرتبط هستند، افزایش دهیم.

در این زمینه، یکی از چالش‌ها این است که بسیاری از مطالعات، میزان مواجهه با مواد شیمیایی را از طریق آزمایش نمونه‌های خون یا ادرار می‌سنجند؛ روش‌هایی که تنها تصویری کوتاه‌مدت گاهی فقط در حد چند ساعت از مواد شیمیایی موجود در نمونه ارائه می‌دهند، پیش از آنکه ردپای آنها محو شود.

دانشمندان در مطالعه‌ای جدید که در نشریه «Neurotoxicology and Teratology» منتشر شده است، راهکاری برای غلبه بر این مشکل یافته‌اند و آن، تحلیل دندان‌های شیری کودکان به عنوان سندی بلندمدت از مواجهه با مواد شیمیایی است. این مواد در حین شکل‌گیری دندان‌ها انباشته می‌شوند و می‌توانند ردپای شیمیایی قابل‌تشخیص را تا دهه‌ها حفظ کنند.

لین هیل‌بران(Lynne Heilbrun)، دانشمند حوزه محیط‌زیست و نویسنده اصلی این پژوهش از دانشگاه تگزاس در سن‌آنتونیو می‌گوید: دندان‌ها مواجهه انباشته‌شده در طول دوره‌های زمانی طولانی را ثبت می‌کنند، در حالی که نمونه‌های خون یا ادرار تنها بازه زمانی خاصی را نشان می‌دهند. ما به هر دو روش نیاز داریم.

پژوهشگران در این مطالعه مقدماتی، دندان‌های شیری افتاده‌ای را که توسط خانواده‌های ۳۸ کودک اهدا شده بود، مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. ۲۲ نفر از این کودکان مبتلا به اوتیسم بودند و ۱۶ نفر دیگر به عنوان گروه کنترل (شاهد) در نظر گرفته شدند.

دندان‌های شیری کودکان که معمولاً بین سنین ۶ تا ۱۲ سالگی می‌افتند، عمدتاً مواجهه با مواد شیمیایی را از ماه چهارم بارداری، یعنی زمانی که دندان‌های شیری در رحم مادر شروع به شکل‌گیری می‌کنند تا حدود سه سالگی کودک (زمان تکمیل تشکیل دندان‌ها) ثبت می‌کنند.

هیل‌بران می‌گوید: بازه‌های زمانی حساسی برای مواجهه با مواد مختلف در دوران بارداری وجود دارد، به‌ویژه در سه‌ماهه اول، اما این روند در آنجا متوقف نمی‌شود؛ چرا که سیستم عصبی مرکزی پس از تولد نیز تا حدود ۲۵ سالگی به رشد و تکامل خود ادامه می‌دهد.

محققان پس از تمیز کردن و آماده‌سازی دندان‌های اهدایی، دندان‌ها را با استفاده از کروماتوگرافی گازی دوبعدی و طیف‌سنجی جرمی تجزیه و تحلیل کردند و به دنبال نشانه‌هایی از ترکیبات شیمیایی مورد استفاده در آفت‌کش‌ها، پلاستیک‌ها، عطرها، مواد ضد حریق و محصولات ضد آفتاب و موارد دیگر بودند.

نتایج نشان داد که به طور متوسط بیش از ۳۰۰ ماده سمی در هر نمونه دندان وجود دارد، اما همه مواد سمی در هر کودک یافت نشد.

محققان با تمرکز بر تجزیه و تحلیل خود بر روی ۶۰ ترکیبی که حداقل در نیمی از کودکان وجود داشت، دریافتند که تقریباً دو سوم (۳۹) از آنها مواد شناخته شده‌ای هستند که توسط سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا(EPA) به عنوان سموم رشدی یا تولید مثلی یا ترکیبات مختل کننده غدد درون ریز طبقه‌بندی شده‌اند.

از بین این ۶۰ ترکیب، اکثریت قریب به اتفاق (۹۵ درصد) در غلظت‌های بالاتر در دندان‌های کودکان مبتلا به اوتیسم یافت شدند، اگرچه تنها ۱۹ مورد از تفاوت‌های شناسایی شده در نهایت از نظر آماری معنی‌دار بودند.

با این حال، برخی از تفاوت‌های مشاهده شده چشمگیر بودند، به طوری که یک ماده شیمیایی (بنزیل بنزوات) که در محصولات مراقبت شخصی به عنوان افزودنی غذایی و در درمان شپش و گال استفاده می‌شود، در گروه اوتیسم با غلظت ۷۲۲ درصد بیشتر از گروه کنترل ظاهر شد.

محققان توضیح می‌دهند: ترکیباتی که در موارد مطالعه به طور قابل توجهی بالاتر بودند، شامل OPEها، اسیدها و استرهای بنزوئیک، فنیل پروپان‌ها، فتالات‌ها، سالیسیلات‌ها، اترها، کتون‌های آروماتیک و کاپرولاکتام بودند.

آنها افزودند: نکته قابل توجه این است که ما ۱۱ ترکیب را در دندان‌های شیری شناسایی کردیم که قبلاً گزارش شده بود از اجزای شیشه شیر کودک به داخل منتقل می‌شوند. این سموم، همراه با سایر مواد شیمیایی که از محصولات متعدد کودک، مواد در تماس با غذا، لوله‌های PEX و مبلمان داخلی منتقل می‌شوند، از جمله ترکیباتی بودند که بیشترین فراوانی را در گروه مطالعه و گروه کنترل داشتند.

این یافته‌ها نشان نمی‌دهند که هیچ یک از این مواد شیمیایی باعث اوتیسم می‌شوند و محققان اذعان می‌کنند که این تنها یک مطالعه آزمایشی کوچک است.

با این وجود، شواهد موجود نگران‌کننده است، چرا که محققان خاطرنشان می‌کنند بسیاری از سمومی که شناسایی کرده‌اند، مغز، کبد و میتوکندری را هدف قرار می‌دهند.

محققان می‌گویند: مطالعه ما نشان می‌دهد که کودکان به طور مزمن و مکرر در معرض طیف وسیع‌تری از سموم رشدی قرار دارند که قبلاً در مطالعات کوتاه‌مدت شناسایی شده بود. مواد سمی که از شیشه شیر، پستانک، بسته‌بندی مواد غذایی و لوله‌های آب PEX نشت می‌کنند، نوزادان را از طریق آماده‌سازی غذا و استفاده روزانه از محصولات پلاستیکی در معرض این مواد قرار می‌دهند. با توجه به اینکه زنان باردار و شیرده مصرف غذا و آب را افزایش می‌دهند، احتمالاً میزان قرار گرفتن مادران در معرض این مواد قابل توجه است.

پژوهشگران می‌گویند مطالعات آینده برای بررسی بیشتر از جمله تحقیقات بیشتر با استفاده از نمونه‌های دندان ضروری است تا به ما در درک بیشتر چگونگی تأثیر این مواد شیمیایی بر خطر ابتلا به اوتیسم در کودکان کمک کند.

محققان نتیجه می‌گیرند:«اجتناب احتیاطی از این مواد شیمیایی، به ویژه در بین زنان باردار و کودکان خردسال، باید یک اولویت بهداشت عمومی باشد.

این یافته‌ها در مجله Neurotoxicology and Teratology گزارش شده است.

بررسی رابطه خواب کودکان با فعالیت بدنی، تغذیه و کیفیت زندگی

ارسال شده در ۱۹ مهر ۱۴۰۵، توسط ایرنا

پژوهشگران در مطالعه‌ای روی کودکان پیش‌دبستانی نشان دادند فعالیت بدنی، کیفیت زندگی، وضعیت تغذیه، شاخص توده بدنی و الگوی خواب کودکان با یکدیگر ارتباط دارند؛ یافته‌ای که اهمیت توجه همزمان به سبک زندگی کودکان برای ارتقای سلامت جسمی و روانی آنان را نشان می‌دهد.

مقاله پژوهشی «بررسی ارتباط فعالیت‌های جسمانی و کیفیت زندگی با شاخص توده بدنی، عادت‌های خواب و تغذیه‌ای کودکان» به قلم مریم صادقی، علی مصطفی‌لو و ناصر بای در شماره ۷۰، دوره ۱۸ نشریه «فیزیولوژی ورزشی» در سال ۱۴۰۵ منتشر شده است.

خواب کافی و باکیفیت، فعالیت بدنی منظم، تغذیه سالم و کیفیت مناسب زندگی، از عوامل مهم در رشد جسمانی، شناختی و روانی کودکان به شمار می‌روند. بر همین اساس، پژوهشگران در این مطالعه تلاش کردند ارتباط میان فعالیت‌های جسمانی و کیفیت زندگی را با شاخص توده بدنی، عادت‌های خواب و الگوهای تغذیه‌ای کودکان پیش‌دبستانی بررسی کنند.

این پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود و ۴۰۰ کودک پیش‌دبستانی شهر مینودشت در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ جامعه آماری آن را تشکیل دادند. از میان این تعداد، ۱۹۶ کودک به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و اطلاعات مربوط به فعالیت بدنی، کیفیت زندگی، شاخص توده بدنی، عادت‌های خواب و تغذیه‌ای آنها مورد بررسی قرار گرفت.

فعالیت بیشتر، تغذیه مطلوب‌تر

نتایج پژوهش نشان داد کودکانی که فعالیت بدنی بیشتری داشتند، از وضعیت مناسب‌تری در شاخص توده بدنی و عادت‌های تغذیه‌ای برخوردار بودند. از سوی دیگر، کیفیت زندگی کودکان نیز با وضعیت شاخص توده بدنی و عادت‌های تغذیه‌ای آنها ارتباط داشت. به زبان ساده، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد فعالیت بدنی، کیفیت زندگی و الگوهای تغذیه‌ای کودکان را نمی‌توان کاملاً جدا از یکدیگر در نظر گرفت.

بررسی رابطه خواب کودکان با فعالیت بدنی، تغذیه و کیفیت زندگی

کیفیت زندگی و خواب کودکان

یکی دیگر از یافته‌های این مطالعه به ارتباط میان کیفیت زندگی و عادت‌های خواب کودکان مربوط می‌شود. نتایج نشان داد این دو عامل با یکدیگر ارتباط دارند. پژوهشگران در کنار آن، ارتباط کیفیت زندگی با شاخص توده بدنی و عادت‌های تغذیه‌ای را نیز گزارش کرده‌اند.

در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد خواب، تغذیه، فعالیت بدنی، وضعیت جسمانی و کیفیت زندگی کودکان به یکدیگر مرتبط هستند و توجه به یکی از این عوامل بدون در نظر گرفتن سایر ابعاد سبک زندگی، تصویر کاملی از سلامت کودک ارائه نمی‌دهد.

پژوهشگران بر اساس یافته‌های مطالعه تأکید کرده‌اند که فعالیت جسمانی منظم، کیفیت زندگی مطلوب، عادات تغذیه‌ای سالم و شاخص توده بدنی مناسب با الگوهای خواب کودکان ارتباط دارند. این تعامل چندبعدی می‌تواند در ارتقای سلامت جسمانی و روانی و نیز رشد شناختی و اجتماعی کودکان اهمیت داشته باشد.

سبک زندگی سالم در کودکان؛ از تحرک و تغذیه تا خواب و سلامت روان

ارسال شده در ۱۹ مهر ۱۴۰۵، توسط ایرنا

روان‌شناسی تخصصی مرکز آموزشی درمانی زارع ساری، با تأکید بر اهمیت سبک زندگی سالم در دوران کودکی، گفت: تحرک، تغذیه مناسب، خواب کافی، مدیریت استفاده از ابزارهای دیجیتال و توجه به سلامت روان، از مؤلفه‌های مهم در تأمین سلامت و رشد کودکان به شمار می‌روند.

سیده فاطمه رحمتی با اشاره به اینکه سبک زندگی سالم صرفاً مجموعه‌ای از عادات روزمره نیست، اظهار کرد: سبک زندگی سالم یکی از زیرساخت‌های مهم سلامت، رشد و موفقیت فردی است و کودکان امروز بیش از گذشته با عواملی مانند کم‌تحرکی، استفاده طولانی‌مدت از صفحات نمایش، تغذیه نامناسب و خواب ناکافی مواجه هستند که می‌تواند ابعاد مختلف سلامت جسمی و روانی آنان را تحت تأثیر قرار دهد.

وی افزود: نشستن‌های طولانی‌مدت و کاهش فعالیت بدنی می‌تواند خطر بروز مشکلات جسمی و اضافه‌وزن را در کودکان افزایش دهد. همچنین استفاده بیش از حد از فناوری‌های دیجیتال می‌تواند با کاهش تحرک، افت کیفیت خواب و کاهش تعاملات اجتماعی مؤثر همراه باشد و زمینه بروز مشکلات تمرکزی و رفتاری را فراهم کند.

رحمتی، خواب کافی و منظم را یکی دیگر از ارکان سبک زندگی سالم در دوران کودکی دانست و گفت: داشتن نظم و روال ثابت در ساعات خواب می‌تواند بر حافظه، تمرکز، عملکرد سیستم ایمنی و تنظیم خلق‌وخو تأثیرگذار باشد؛ بنابراین ایجاد الگوی مناسب خواب باید از سنین کودکی مورد توجه خانواده‌ها قرار گیرد.

وی با تأکید بر اهمیت تغذیه سالم در رشد کودکان، بیان کرد: استفاده از وعده‌های غذایی متعادل، مصرف کافی میوه و سبزیجات و مدیریت مصرف فست‌فودها و محصولات فرآوری‌شده، از جمله اصولی است که می‌تواند به شکل‌گیری یک الگوی غذایی مناسب کمک کند.

این روان‌شناس مدیریت استفاده از رسانه‌ها و ابزارهای دیجیتال را از ضرورت‌های زندگی امروز عنوان کرد و افزود: فرهنگ‌سازی هوشمندانه برای ایجاد تعادل در مصرف رسانه و تعیین محدودیت‌های مشخص زمانی و محتوایی برای استفاده از ابزارهای دیجیتال، می‌تواند به خانواده‌ها در مدیریت سالم‌تر زندگی کودکان کمک کند.

رحمتی با اشاره به اهمیت سلامت روان در سبک زندگی سالم، خاطرنشان کرد: آموزش مهارت‌هایی مانند تنظیم هیجان و افزایش تاب‌آوری روانی می‌تواند کودکان را برای مواجهه بهتر با موقعیت‌ها و چالش‌های مختلف آماده کند و به رشد روانی و عاطفی آنان کمک کند.

وی نقش والدین را در شکل‌گیری سبک زندگی سالم کودکان مهم دانست و گفت: میان عادات سلامت‌محور والدین و توانایی آنان در پرورش فرزندان سالم ارتباط نزدیکی وجود دارد و والدینی که در رفتار روزمره خود الگوهای مثبتی از سلامت جسمی، روانی و عاطفی ارائه می‌کنند، می‌توانند محیطی امن و تقویت‌کننده برای رشد فرزندان خود فراهم کنند.

رحمتی با اشاره به روز جهانی کودک، اظهار کرد: این مناسبت می‌تواند فرصتی برای بازنگری در شیوه توجه به نیازهای کودکان باشد تا در کنار توجه به خواسته‌های آنان، زمان و انرژی بیشتری برای ایجاد زندگی سالم‌تر، فعالیت بدنی، ارتباط خانوادگی، خواب مناسب، تغذیه سالم و تقویت سلامت روان کودکان اختصاص دهیم.

بحران سکوت جمعی را جدی بگیرید

ارسال شده در ۱۹ مهر ۱۴۰۵، توسط ایرنا

پیامدهای روانی رخدادهای پرتنش سال گذشته، فراتر از ابعاد عینی آن، تهدیدی خاموش برای سلامت روان جامعه محسوب می‌شود. در حالی که بخش بزرگی از مردم پیگیر سلامت روان خود پس از بحران نیستند و همین موضوع می‌تواند به چالشی جدی برای جامعه تبدیل شود.

بر اساس گزاره‌برگ «وضعیت شیوع اختلالات روان پزشکی در ایران» که در شهریور ۱۴۰۴ توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و بر پایه پیمایش ملی سلامت روان در سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ منتشر شد، شیوع کلی اختلال روان پزشکی در جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال ایران در سال ۱۴۰۰، به میزان ۲۵.۱ درصد گزارش شده که این عدد نسبت به سال ۱۳۹۰، به میزان ۲۳.۶ درصد افزایش داشته است.

همچنین در بین اختلالات روان پزشکی در سال ۱۴۰۰، بیشترین شیوع به ترتیب مربوط به اختلالات خلقی با ۱۶ درصد و سپس، اختلالات اضطرابی با ۱۳.۷ درصد است.

شیوع اختلالات روان پزشکی در زنان، ساکنان مناطق روستایی و افراد با وضعیت اجتماعی اقتصادی پایین، بالاتر از مردان، ساکنان مناطق شهری و افراد با وضعیت اجتماعی اقتصادی بالا گزارش شده است.

لطفا با یکدیگر حرف بزنید!

بحران‌هایی مانند جنگ ۱۲ روزه، جنگ تحمیلی سوم و حوادث دی ماه، سلامت روان جامعه را تحت تاثیر قرار داد. تاثیری که گاهی به شکل سکوت و گاهی به شکل سوگ جمعی نمایان شد ولی زیر پوست جامعه، سلامت روان مردم قابل لمس نیست و خود را به واسطه کنش‌های اجتماعی از طرف طبقات مختلف، نشان می‌دهد. آن‌چه در این میان باید جدی گرفته شود، «گفت‌وگو» است. این‌که افراد بتوانند در محیط‌هایی مانند خانواده یا دوستان، با یکدیگر گفت‌وگو کرده و در صورت داشتن علائم اختلالات روانی، به متخصصان سلامت روان مراجعه کنند.

“محمد رضا شالبافان ” مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت ایرنا در این رابطه گفت: افراد باید بدانند که می‌توانند روایت‌های شخصی خود را با متخصصان سلامت روان مطرح کنند.

وی توضیح داد: صحبت کردن در شرایط ایمن با خانواده یا دوستان، گام مهمی برای بهبود سلامت روان است. در سال‌های گذشته، روزگاری را تجربه کردیم که مردم توافق می‌کردند با یکدیگر حرف نزنند زیرا فضای اجتماعی دوقطبی شده بود و حتی این نگرانی وجود داشت که اگر درباره مسائل روز صحبت کنیم، دعوا و تنش شکل می‌گیرد. باید توجه داشت که این رفتار آسیب‌زا است و باید به فضای گفت‌وگو برگردیم. حتی گاهی اختلاف سلیقه درباره معیارها وجود دارد، اما باید بدانیم که می‌توان با وجود اختلاف سلیقه، با یکدیگر گفت‌وگو کرد.

مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت ادامه داد: یکی از ابزارهای ارجاع برای سلامت روان در همه دنیا، نزدیکان هستند؛ یعنی امکان دارد فرد خودش وضعیت سلامت روان خود را جدی نگیرد، اما دوستان و نزدیکان می‌توانند این هشدار را بدهند که فرد شرایط عادی ندارد و بهتر است به متخصص سلامت روان مراجعه کند. وقتی جامعه به سمتی برود که گفت‌وگو کم شده و روایت‌ها گفته نشود، جای نگرانی دارد و این منبع مهم ارجاع نیز دچار نقص می‌شود.

شالبافان اظهار کرد: ادبیات سلامت روان باید دوستانه و همدلانه باشد و می‌توان این رفتار را با فرهنگ‌سازی ایجاد کرد. مطالعات سلامت روان در جهان نشان می‌دهد که سواد سلامت روان درباره اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی، پس از کرونا افزایش پیدا کرده و در کشور ما نیز همین طور است اما همچنان نگرانی‌های جدی درباره اختلالاتی وجود دارد که پس از بحران‌های اجتماعی رخ می‌دهد؛ یعنی امکان دارد بسیاری از افراد پس از فوت یکی از عزیزان خود یا وقوع بحرانی که منجر به آسیب به خودشان یا نزدیکان شده، احساس کنند که «معلوم است باید ناراحت باشم و چرا باید به زندگی عادی برگردم؟ پس نباید به روانشناس مراجعه کنم یا این اندوه و سوگ را باید به دوش بکشم.» واقعیت این است که این رفتار، جز آسیب به خود فرد، کمک دیگری نخواهد کرد و اتفاقا باعث می‌شود فرد آسیب بیشتری دیده و در طول زمان، اندوه مضاعفی را تحمل کند. متاسفانه در فرهنگ جامعه ما چندان به این موضوع توجهی نمی‌شود و باید اصلاح شود.

علائم اختلالات روانی در مناطق آسیب دیده از جنگ مشاهده می‌شود

مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: شواهد پراکنده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد با جامعه‌ای مواجه هستیم که دچار شیوع بالایی از علائم استرس، اضطراب و افسردگی است و به خصوص در مناطقی که آسیب بیشتری از جنگ دیده‌اند، علائم مختلفی از اختلالات روانی مشاهده می‌شود.

وی ادامه داد: اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD معمولا چند ماه پس از سانحه قابل تشخیص‌گذاری است و بلافاصله پس از سانحه نمی‌توان تشخیص قطعی انجام داد اما ارزیابی‌های اولیه این است که در جمعیت‌هایی که به طور مستقیم آسیب دیده‌اند و شاهد صحنه‌های آسیب‌زا بوده‌اند یا عزیزان خود را از دست داده‌اند، شیوع این اختلال می‌تواند بالا باشد و مطالعات اولیه حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد بروز این اختلال در برخی جوامع را نشان داده است.

انتظار غیرواقع‌بینانه از جامعه نداشته باشیم

هرچند بسیاری از برنامه‌ها مانند بازگشایی مدارس به حالت عادی برگشته، اما فقط نباید به این موضوع توجه کنیم و سوال مهم این است که از نظر روانی، چه مسائلی پس از جنگ، هنوز حل نشده است؟ تا چه میزان به سلامت روان جامعه پس از وقوع بحران‌هایی مانند جنگ، توجه شده است؟ جامعه‌ای که همچنان با تهدیدهای دشمن مواجه است و صدای انفجارها را به خاطر دارد.

نازنین آهنگری روانشناس بالینی و استاد دانشگاه در این زمینه گفت: آن‌چه در مراجعان مشاهده می‌شود، ترکیبی از خستگی، نگرانی، تحریک‌پذیری، بی‌حوصلگی و یک نوع بی‌حسی هیجانی است. گاهی افراد می‌گویند که دیگر چیزی برای ما اهمیت ندارد و اصلا نگران نیستیم؛ این موضوع یک نوع بی‌حسی هیجانی است، زیرا در این فاصله اندک نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که افراد از نظر احساسی و هیجانی، کاملا بی‌تفاوت شده و هیچ واکنشی نشان ندهند.

وی ادامه داد: افراد پس از یک دوره طولانی فشار روانی، حتی انرژی کافی برای ترسیدن هم ندارند و می‌گویند دیگر حوصله حرف زدن هم نداریم و هر اتفاقی رخ بدهد، اهمیتی ندارد. این به معنی بی‌تفاوتی واقعی نیست و می‌تواند نشان‌دهنده فرسودگی روانی باشد.

آهنگری بیان کرد: با این‌که میل به بازگشت به روال قبل وجود دارد، اما نباید انتظار غیرواقع‌بینانه داشت، زیرا این انتظار در افراد ایجاد می‌شود و با خود می‌گویند «چرا من مثل بقیه افراد نمی‌توانم به زندگی عادی برگردم.» درست است که یک بحران تمام شده، اما چیزهای زیادی را از دست دادیم و کودکان و نوجوانان نیز باورهای جدیدی از جنگ پیدا کرده‌اند. در واقع جامعه پس از یک بحران، نمی‌تواند به شرایط قبل از بحران برگردد، بلکه یک زایش و ماهیت جدید پیدا خواهد کرد.

آسیب به سلامت روان کادر درمان در جریان حوادث سال گذشته

جنگ و حوادث سال گذشته فقط روان جامعه را به خطر نینداخته است، بلکه کادر بهداشت و درمان، پزشکان و پرستارانی که هر روز و هر ساعت فراتر از اخبار و با واقعیت‌های جنگ مواجه بودند نیز آسیب‌های فراوانی دیدند.

شالبافان در این زمینه گفت: وضعیت سلامت روان در برخی گروه‌های شغلی که با آسیب‌های سال گذشته در ارتباط بودند، از جمله کادر سلامت می‌تواند متفاوت باشد؛ افرادی مانند پرستاران که شاهد صحنه‌های ناگوار فراوانی بوده‌اند، در معرض آسیب جدی سلامت روان، اضطراب، افسردگی و استرس پس از سانحه بوده و میزان شیوع بالایی در این افراد گزارش شده است.

وی ادامه داد: امدادگران و افرادی که در صحنه‌های مختلف جنگ به مردم کمک می‌کردند یا مسئولیت مستقیم داشتند و به اصطلاح در خط مقدم جنگ بودند، کار خود را به خوبی انجام دادند، اما باید توجه کنیم که بسیاری از این افراد دچار آسیب‌های سلامت روان شده‌اند و با وجود مسئولیتی که دارند، این آسیب را به دوش می‌کشند و وظیفه داریم به سراغ آنها برویم.

“احمد نجاتیان” رئیس کل سازمان نظام پرستاری در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت ایرنا درباره سلامت روان پرستاران پس از حوادث سال گذشته گفت: به دلیل حوادث سال گذشته از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم و حوادث دیگر، همکاران پرستار ترومای جمعی را تحمل کردند که در این نسل سابقه نداشت.

وی افزود: همه ما یک سال و نیم بسیار سختی را در کشور گذراندیم و همه مردم تحت فشار روانی بوده‌اند؛ علاوه بر استرس ناشی از جنگ، فشارهای اقتصادی نیز وجود داشت و پرستاران و کادر درمان نیز بخشی از جامعه هستند و این فشارها را تحمل کرده‌اند.

پیگیری سلامت روان پرستاران با همکاری سازمان نظام روانشناسی

رئیس کل سازمان نظام پرستاری اظهار کرد: به همین دلیل، جلسه‌هایی بین سازمان نظام پرستاری و اداره کل سلامت روان وزارت بهداشت در زمینه مباحث سلامت روان پرستاران برگزار شد همچنین تفاهم‌نامه‌ای با سازمان نظام روانشناسی و مشاوره برای برگزاری دوره‌های آموزشی منعقد کردیم. قراردادی با یک مجموعه سنجش سلامت روان نیز منعقد شده تا پرستاران بتوانند به صورت آنلاین خود را سنجیده و اگر در معرض خطر هستند، به روانشناس مراجعه کنند.

خبرنگاران به سلامت روان خود توجه کنند

خبرنگاران نیز در جریان جنگ و حوادث سال گذشته با پیگیری مداوم خبرها و گاهی حضور در متن بحران، شاهد صحنه‌هایی بوده‌اند که شاید سال‌ها در ذهن‌شان مانده و بر روان‌شان تاثیر بگذارد.

شالبافان در این زمینه گفت: خبرنگاران و اهالی رسانه هم راوی رنج‌های نامریی مردم در حوزه سلامت روان هستند و هم خودشان باید از سلامت روان خود مراقبت کنند؛ زیرا خبرنگاران در همه بحران‌ها پای کار بوده و هر روز به دنبال انعکاس اخبار بوده‌اند. خبرنگاران به دلیل وظیفه‌ای که داشته‌اند و در معرض موقعیت‌های آسیب‌زا بوده‌اند، باید به سلامت روان خود توجه کنند.

پروتکل‌هایی برای سلامت روان جامعه در حین و پس از بحران

قدر مسلم نظام سلامت باید پروتکل‌هایی برای سلامت روان جامعه در حین و پس از بحران داشته باشد؛ هرچند معمولا در مواقع بحران، فقط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیست که برای سلامت روان جامعه تصمیم می‌گیرد و آن‌قدر خبرهای ناگوار هجوم می‌آورند که کاری از دست یک وزارتخانه بر نمی‌آید. با این حال، وجود پروتکل‌های مشخص، بهتر از نبودنش است.

مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این رابطه اظهار کرد: پروتکل‌هایی برای سلامت روان جامعه در زمان بحران از گذشته وجود داشت که البته نیازمند اصلاح بود. هم پروتکل اجرایی برای دستگاه‌های مختلف از جمله وزارت بهداشت، بهزیستی، هلال احمر و غیره وجود دارد و به طور مثال در پایان سال ۱۴۰۳ یک مانور اجرا شد تا نقاط ضعف پروتکل‌ها مشخص شود. همچنین پروتکل‌های تخصصی وجود دارد که به طور مثال اگر روانشناس و روان پزشک به منطقه‌ای رفتند، چه اقداماتی انجام دهند.

وی ادامه داد: همچنین پروتکلی درباره اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD نیز در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا جنگ تحمیلی سوم، در چند منطقه کشور در مراکز جامع سلامت به صورت آزمایشی اجرا شد و از چند هفته پیش، هر فردی که مراجعه کند، علائم این اختلال در شخص بررسی می‌شود؛ این موضوع به دلیل نیاز جامعه، اضافه شده است.

شالبافان گفت: پروتکل‌های تخصصی سلامت روان که از گذشته وجود داشته نیز با برگزاری جلسه‌های متعدد و منظم مورد بررسی قرار گرفته و به صورت مداوم، بازبینی می‌شود، زیرا جنس بحران‌ها تفاوت دارد. به طور مثال حادثه پلاسکو با زلزله بم و سیل استان گلستان تفاوت داشت و جنگ ۱۲ روزه با همه این موارد فرق می‌کرد. جنس آسیب‌ها در این بحران‌ها و حوادث با یکدیگر تفاوت دارند و تجربه‌ها نیز بیشتر شده است.

راه حل موقت چیست؟

باید توجه کرد که بحران‌ها ادامه دارند و نگرانی از مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی در مردم وجود دارد؛ اما برای مراقبت از سلامت روان، نباید در انتظار پایان بحران باشیم و باید در متن بحران، به سلامت روان خود توجه کنیم تا گامی برای رسیدن به پایان بحران برداشته باشیم. در این مسیر می‌توان راه حل‌های موقت را به کار گرفت.

آهنگری اظهار کرد: ما به جای این‌که به دنبال راه حل بزرگ باشیم، باید چند نکته ساده را جدی بگیریم؛ اول، جدی گرفتن خواب است. زیرا خواب یکی از اولین مواردی است که تحت تاثیر شرایط قرار می‌گیرد. وقتی شرایط روانی انسان به هم می‌ریزد، خواب تحت تاثیر قرار می‌گیرد. خواب خوب و منظم، یکی از عوامل تنظیم هیجان محسوب می‌شود که بسیاری به آن توجه نمی‌کنند. بنابراین برای تنظیم هیجان، باید به داشتن خواب سالم و منظم توجه کرد.

وی ادامه داد: مورد دوم، حفظ کردن سطح مشخصی از فعالیت در طول شبانه روز است. به طور مثال، پیاده‌روی منظم و کوتاه روزانه می‌تواند به تنظیم خلق انسان کمک کند. مورد سوم، حفظ روابط اجتماعی است؛ زیرا فقط افکار انسان نیست که می‌تواند در شرایط بحرانی به او آسیب بزند، بلکه تنهایی نیز می‌تواند فشار روانی را برای انسان بیشتر کند.

آهنگری افزود: در زمان بحران، افراد از یکدیگر فاصله گرفته‌اند و این اهمیت دارد که باید به دوستی‌ها و روابط انسانی برگردیم. انسان موجود اجتماعی است و انزوا و تنهایی در طولانی مدت، می‌تواند آسیب زننده باشد. به طور مثال با مراجعانی مواجه هستیم که می‌گویند حوصله ارتباط به سایر افراد را ندارند که توصیه می‌شود آرام آرام ارتباطات خود با دوستان و سایر افراد را از سر بگیرند.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی گفت: مورد چهارم، مدیریت مصرف اخبار است؛ یعنی باید حواس‌مان باشد که پیگیری اخبار، حالت وسواس‌گونه پیدا نکرده و فقط در حد آگاهی باشد و این مراقبت را باید برای خود و اطرافیان داشته باشیم.

آیا سلامت روان شانس درمان ناباروری را افزایش می‌دهد

ارسال شده در ۱۹ مهر ۱۴۰۵، توسط ایرنا

روانشناس بالینی گفت: وقتی زوجی وارد مسیر درمان ناباروری می‌شوند، معمولا توجه‌ها به نتایج آزمایش‌ها، داروهای هورمونی و تکنیک‌های پیشرفته پزشکی معطوف می‌شود اما تحقیقات علمی در سال‌های اخیر نشان داده که ناباروری تنها یک مسئله زیستی نیست بلکه تجربه‌ای پیچیده با ابعاد روان‌شناختی، اجتماعی و ارتباطی است.

نازنین آهنگری درباره نقش روانشناسان در فرآیند درمان ناباروری، افزود: درمان ناباروری معمولا با داروها، جراحی‌ها و روش‌های کمک‌باروری مانند IVF شناخته می‌شود؛ اما پژوهش‌های دو دهه اخیر نشان داده‌اند که سلامت روان نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از این فرایند است.

وی ادامه داد: مرورهای نظام‌مند و فراتحلیل‌ها نشان می‌دهد مداخلات روان‌شناختی می‌تواند اضطراب و افسردگی را کاهش دهد، کیفیت زندگی زوج‌های نابارور را بهبود بخشد و حتی در برخی مطالعات با افزایش احتمال تداوم درمان و موفقیت درمان‌های پزشکی همراه است.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اظهار کرد: بسیاری از زوج‌ها در طول درمان ناباروری با اضطراب، افسردگی، احساس ناکامی، ترس از شکست درمان، فشارهای اقتصادی و تنش‌های زناشویی روبه‌رو می‌شوند. همین موضوع باعث شده است که در بسیاری از مراکز پیشرفته باروری در جهان، حضور روان‌شناس به بخشی از تیم درمان تبدیل شود.

روانشناسان دقیقا چه کمکی به زوج‌های نابارور می‌کنند

آهنگری گفت: برخلاف تصور رایج، نقش روانشناس در درمان ناباروری فقط حمایت عاطفی نیست. روانشناسان می‌توانند در چند سطح مختلف مداخله کنند؛ اول کاهش اضطراب و افسردگی است. اضطراب ناشی از انتظار برای نتایج آزمایش‌ها، انتقال جنین و احتمال شکست درمان یکی از رایج‌ترین مشکلات زوج‌های نابارور است. مطالعات نشان داده‌اند که مداخلاتی مانند درمان شناختی – رفتاری (CBT)، آموزش مهارت‌های مقابله‌ای، ذهن‌آگاهی (Mindfulness) و برنامه‌های مدیریت استرس می‌توانند به‌طور معناداری علائم اضطراب و افسردگی را کاهش دهند.

وی افزود: دوم، افزایش تاب‌آوری در برابر شکست‌های درمانی است. واقعیت این‌که همه سیکل‌های درمان ناباروری به بارداری منجر نمی‌شوند. بسیاری از زوج‌ها ممکن است چندین بار شکست درمان را تجربه کنند. روانشناسان به افراد کمک می‌کنند تا با احساس سوگ، ناامیدی و درماندگی مقابله کنند و برای ادامه مسیر تصمیم‌های آگاهانه‌تری بگیرند.

روانشناس بالینی اظهار کرد: سوم، بهبود روابط زوجین است. ناباروری یکی از عوامل مهم تنش در روابط زناشویی است. تفاوت در سبک‌های مقابله، احساس گناه، سرزنش خود یا همسر و فشارهای ناشی از درمان می‌تواند رابطه زوجین را تحت تاثیر قرار دهد. زوج‌درمانی و آموزش مهارت‌های ارتباطی می‌تواند کیفیت رابطه و حمایت متقابل زوجین را افزایش دهد.

وی ادامه داد: چهارم، کمک به تصمیم‌گیری‌های دشوار است. ادامه یا توقف درمان، استفاده از تخمک یا اسپرم اهدایی، پذیرش فرزندخواندگی و تصمیم‌گیری درباره تکرار سیکل‌های درمانی از جمله موقعیت‌هایی هستند که زوج‌ها با پیچیدگی‌های هیجانی و اخلاقی متعددی روبه‌رو می‌شوند. روانشناسان می‌توانند فرایند تصمیم‌گیری را تسهیل کرده و به افراد کمک کنند تصمیم‌هایی متناسب با ارزش‌ها و شرایط زندگی خود بگیرند.

آیا مداخلات روان‌شناختی می‌توانند موفقیت درمان پزشکی را افزایش دهند

آهنگری در این رابطه گفت: این پرسش سال‌هاست مورد توجه پژوهشگران قرار دارد. برخی فراتحلیل‌ها نشان داده که مداخلات روان‌شناختی ممکن است با افزایش احتمال بارداری و موفقیت درمان‌های کمک‌باروری همراه باشند. با این حال، همه مطالعات به نتایج یکسانی نرسیده‌اند و هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت که روان‌درمانی به‌طور مستقیم باعث افزایش نرخ بارداری می‌شود؛ اما آن‌چه تقریبا مورد توافق پژوهشگران است، تاثیر مثبت این مداخلات بر سلامت روان، کیفیت زندگی، سازگاری روانی و تداوم درمان است.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی افزود: به بیان دیگر، حتی اگر اثر مستقیم مداخلات روان‌شناختی بر نرخ بارداری هنوز محل بحث باشد، شواهد علمی به‌وضوح نشان می‌دهد که این مداخلات تجربه درمان ناباروری را برای بیماران قابل‌تحمل‌تر و سالم‌تر می‌کند.

مهم‌ترین مداخلات روانشناسی در درمان ناباروری چیست

آهنگری اظهار کرد: مرورهای نظام‌مند و فراتحلیل‌ها بیشترین حمایت علمی را برای این مداخلات گزارش کرده‌اند که شامل درمان شناختی ـ رفتاری (CBT)، ذهن‌آگاهی (Mindfulness-Based Interventions)، آموزش مدیریت استرس، مشاوره حمایتی، زوج‌درمانی، درمان‌های مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، گروه‌درمانی و گروه‌های حمایت روانی است.

وی ادامه داد: البته یک تغییر نگرش ضروری است؛ در بسیاری از جوامع هنوز این تصور وجود دارد که مراجعه به روانشناس در دوران درمان ناباروری، تنها زمانی ضروری است که فرد دچار اختلال روانی شده باشد، در حالی که نگاه نوین به سلامت باروری بر این اصل استوار است که مراقبت روان‌شناختی بخشی از درمان استاندارد ناباروری است؛ درست همان‌گونه که آزمایش‌های پزشکی، دارودرمانی و مراقبت‌های تخصصی زنان و مردان بخشی از این فرایند هستند.

حضور روانشناس در کنار تیم درمان ناباروری ضروری است

روانشناس بالینی گفت: شواهد علمی حاصل از مرورهای نظام‌مند و فراتحلیل‌های متعدد نشان می‌دهد که روانشناسان می‌توانند نقش مهمی در کاهش اضطراب و افسردگی، افزایش تاب‌آوری، بهبود روابط زوجین، ارتقای کیفیت زندگی و کمک به تداوم درمان ناباروری ایفا کنند.

آهنگری بیان کرد: امروزه درمان ناباروری فقط به معنی درمان تخمدان، رحم یا اسپرم نیست؛ بلکه به معنی مراقبت از انسان‌هایی است که در یکی از حساس‌ترین و پراسترس‌ترین مراحل زندگی خود قرار دارند. در چنین شرایطی، حضور روانشناسان در کنار تیم‌های درمان ناباروری نه یک خدمت جانبی، بلکه بخشی ضروری از مراقبت جامع از بیماران محسوب می‌شود.

غذاهای فرآوری‌شده؛ فریب برچسب‌های رژیمی را نخورید

ارسال شده در ۱۹ مهر ۱۴۰۵، توسط ایرنا

غذاهای فوق‌ فرآوری‌شده در سال‌های اخیر سهم بیشتری از سبد غذایی خانواده‌ها پیدا کرده‌اند. این محصولات به دلیل ماندگاری، آماده‌ مصرف بودن و طعم مطلوب، به‌راحتی در میان انتخاب‌های روزمره قرار می‌گیرند. اما تشخیص آنها همیشه از روی ظاهر یا حتی عبارت‌هایی مانند رژیمی و کم‌ چرب ساده نیست.

غذاهای بسته‌بندی‌شده و آماده، بخش جدایی‌ناپذیر زندگی امروز شده‌اند که به دلیل آماده‌سازی سریع، ماندگاری بالا و طعم مطلوب، جای خود را در سبد غذایی بسیاری از خانواده‌ها باز کرده‌اند. اما همه محصولات صنعتی را نمی‌توان در یک گروه قرار داد. بعضی از آنها صرفا فرآوری شده‌اند، در حالی که گروهی دیگر در دسته غذاهای فوق‌ فرآوری‌شده قرار می‌گیرند. این محصولات معمولا ترکیبی از مواد غذایی، مواد استخراج‌شده از آنها و افزودنی‌های مختلف هستند و با هدف ایجاد طعم، بافت، ظاهر، ماندگاری یا سهولت مصرف بیشتر تولید می‌شوند. سازمان جهانی بهداشت نیز در توضیح این گروه به استفاده از موادی مانند نشاسته‌ها، قندها، چربی‌ها و پروتئین‌های ایزوله‌شده و افزودنی‌هایی مانند طعم‌دهنده‌ها، رنگ‌ها و امولسیفایرها(موادی هستند که به ترکیب شدن دو مایع ناسازگار مانند آب و روغن کمک می کنند) اشاره کرده است.

بحث درباره غذاهای فوق‌فرآوری‌شده فقط به فهرست غذاهای خوب و بد محدود نمی‌شود. شواهد پژوهشی در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که مصرف بیشتر این محصولات با برخی پیامدهای نامطلوب سلامت ارتباط دارد. هرچند میزان شواهد برای همه پیامدها یکسان نیست و بسیاری از مطالعات موجود، مشاهده‌ای هستند.

غذای فوق‌فرآوری‌شده دقیقا چیست؟

برای شناخت این محصولات، ابتدا باید تفاوت میان فرآوری‌شده و فوق‌فرآوری‌شده را بدانیم. فرآوری مواد غذایی به خودی خود موضوعی منفی نیست. بسیاری از مواد غذایی برای افزایش ماندگاری، ایمنی یا سهولت مصرف فرآوری می‌شوند. برای مثال پاستوریزه کردن شیر یا کنسرو کردن برخی مواد غذایی می‌تواند بخشی از فرآیند معمول تولید باشد.

اما در نظام طبقه‌بندی مواد غذایی، غذاهای فوق‌فرآوری‌شده معمولا محصولاتی هستند که فرمولاسیون صنعتی پیچیده‌تری دارند و در تهیه آنها از موادی استفاده می‌شود که کمتر در آشپزی معمول خانگی به کار می‌روند. نوشابه‌های شیرین، برخی تنقلات بسته‌بندی‌شده، بسیاری از شیرینی‌ها و بیسکویت‌های صنعتی، برخی نودل‌ها و سوپ‌های فوری، بعضی فرآورده‌های گوشتی و غذاهای آماده نمونه‌هایی از این گروه هستند.

نکته مهم این است که بسته‌بندی‌شده بودن به تنهایی نشانه فوق‌فرآوری بودن نیست. همچنین وجود یک ماده خاص در فهرست ترکیبات، به تنهایی نمی‌تواند درباره سلامت یا ناسالم بودن کل محصول تصمیم‌گیری کند. بهتر است مصرف‌کننده به مجموع ترکیبات، ارزش غذایی، اندازه وعده و جایگاه محصول در الگوی کلی تغذیه توجه کند.

فهرست ترکیبات را بخوانید

یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای شناخت میزان فرآوری یک محصول، نگاه کردن به فهرست ترکیبات روی بسته‌بندی است. فهرستی بسیار طولانی که شامل مواد متنوع و نام‌هایی کمتر آشناست، می‌تواند یک علامت هشدار باشد. البته طولانی بودن فهرست به تنهایی معیار قطعی نیست.

در بسیاری از محصولات فوق‌فرآوری‌شده، علاوه بر مواد اصلی، ترکیباتی برای ایجاد طعم، رنگ، بافت، پایداری و افزایش ماندگاری به محصول اضافه می‌شود. طعم‌دهنده‌ها، رنگ‌ها، شیرین‌کننده‌ها، امولسیفایرها و پایدارکننده‌ها از جمله موادی هستند که ممکن است در چنین محصولاتی دیده شوند. سازمان جهانی بهداشت نیز در تعریف این محصولات به استفاده از چنین افزودنی‌هایی برای بهبود ماندگاری، خوش‌خوراکی و ظاهر اشاره کرده است.

البته دیدن نام یک افزودنی روی برچسب نباید به ایجاد ترس یا نتیجه‌گیری عجولانه منجر شود. بسیاری از افزودنی‌های غذایی در شرایط و مقادیر مجاز برای استفاده در غذاها ارزیابی و تنظیم می‌شوند. مسئله اصلی، نگاه کردن به کل محصول و میزان مصرف آن در رژیم غذایی است.

نام‌های ناآشنا چه پیامی دارند؟

گاهی در فهرست ترکیبات با نام‌هایی مانند مالتودکسترین (این ماده یک کربوهیدرات فرآوری‌شده است که بدن آن را خیلی سریع هضم می‌کند)، نشاسته اصلاح‌شده یا پروتئین‌های ایزوله‌ شده مواجه می‌شویم. وجود چنین موادی می‌تواند نشان دهد که محصول از مواد اولیه‌ای استفاده کرده که طی فرآیندهای صنعتی استخراج یا تغییر داده شده‌اند.

برای مثال نشاسته اصلاح‌شده با نشاسته‌ای که مستقیما در آشپزی خانگی استفاده می‌کنیم یکسان نیست و می‌تواند برای ایجاد قوام یا پایداری بهتر در محصول به کار رود. پروتئین‌های ایزوله‌شده نیز در صنایع غذایی برای افزایش محتوای پروتئین یا ایجاد ویژگی‌های خاص در محصول استفاده می‌شوند.

با این حال، نباید از روی یک نام به تنهایی حکم داد که محصول حتما ناسالم است. آنچه اهمیت بیشتری دارد، ترکیب کلی محصول، مقدار قند، نمک و چربی، میزان فیبر و پروتئین، اندازه مصرف و دفعات قرار گرفتن آن در برنامه غذایی است.

فریب عبارت‌های رژیمی و کم‌چرب را نخورید

یکی از اشتباه‌های رایج هنگام خرید مواد غذایی، تصمیم‌گیری صرفا براساس عبارت‌های تبلیغاتی روی بسته‌بندی است. محصولی ممکن است با عباراتی مانند کم‌چرب، بدون قند، رژیمی یا پرفیبر معرفی شود اما این عبارات به تنهایی تضمین نمی‌کنند که محصول انتخاب مناسبی برای مصرف مداوم باشد.

برای مثال کاهش چربی یک محصول ممکن است با تغییر سایر مواد تشکیل‌دهنده همراه شود. همچنین پرفیبر بودن یک محصول به این معنا نیست که همه ویژگی‌های تغذیه‌ای آن مطلوب است. بنابراین بهتر است به جای تمرکز بر نوشته‌های تبلیغاتی قسمت جلوی بسته، فهرست ترکیبات و جدول ارزش غذایی را بررسی کنیم.

به بیان ساده یک ادعای سلامت‌محور نباید جایگزین خواندن برچسب شود. محصول باید به عنوان یک مجموعه کامل ارزیابی شود، نه براساس یک ویژگی مثبت که روی بسته برجسته شده است.

چرا مصرف زیاد این محصولات نگران‌کننده است؟

یکی از دلایل اهمیت موضوع، افزایش شواهد درباره ارتباط مصرف زیاد غذاهای فوق‌فرآوری‌شده با برخی پیامدهای نامطلوب سلامت است. مصرف بیشتر این محصولات با افزایش خطر برخی پیامدها از جمله چاقی، دیابت نوع ۲، برخی بیماری‌های قلبی‌ـ‌عروقی و بعضی پیامدهای مرتبط با سلامت روان همراه بود. با این حال، پژوهشگران تاکید کرده‌اند که کیفیت شواهد برای همه ارتباط‌ها یکسان نیست و در بسیاری از موارد داده‌ها از مطالعات مشاهده‌ای به دست آمده‌اند. بنابراین نباید هر ارتباط آماری را به معنای اثبات رابطه علت و معلولی دانست.

بخشی از نگرانی نیز به ویژگی‌های تغذیه‌ای بسیاری از این محصولات برمی‌گردد. برخی از آنها می‌توانند انرژی زیادی در حجم کم فراهم کنند و در عین حال مقدار قابل توجهی قند، نمک یا چربی داشته باشند. از طرف دیگر، مصرف زیاد چنین محصولاتی ممکن است جای غذاهای ساده‌تر و مغذی‌تر مانند میوه، سبزی، حبوبات و غلات کامل را در رژیم غذایی بگیرد.

بنابراین مسئله فقط این نیست که یک محصول صنعتی است، بلکه مهم است این محصولات چه مقدار از رژیم غذایی روزانه را تشکیل می‌دهند و چه غذاهایی را از سفره کنار می‌زنند.

انتخاب بهتر از فروشگاه شروع می‌شود

برای کاهش مصرف غذاهای فوق‌فرآوری‌شده، لازم نیست یکباره تمام محصولات بسته‌بندی‌شده را کنار بگذاریم. تغییر تدریجی و واقع‌بینانه معمولا آسان‌تر و پایدارتر است. یکی از نخستین گام‌ها، افزایش سهم مواد غذایی ساده و کم‌فرآوری‌شده در برنامه روزانه است.

میوه و سبزیجات تازه یا کم‌فرآوری‌شده، حبوبات، مغزها و دانه‌ها و غلات کامل می‌توانند بخش بیشتری از سبد غذایی را تشکیل دهند. غذاهای خانگی نیز این امکان را فراهم می‌کنند که فرد مقدار نمک، شکر و چربی مورد استفاده را بهتر کنترل کند.برای نمونه به جای اینکه میان‌ وعده روزانه همیشه از انواع کیک، کلوچه یا تنقلات صنعتی انتخاب شود، می‌توان بخشی از روزها میوه، مغزها یا یک میان‌وعده خانگی ساده را جایگزین کرد. همین تغییرهای کوچک در طول زمان می‌توانند سهم غذاهای فوق‌فرآوری‌شده را در رژیم غذایی کاهش دهند.

نوشیدنی‌های شیرین را کمتر کنیم

نوشیدنی‌ها نیز بخش مهمی از این موضوع هستند. نوشابه‌های شیرین و برخی نوشیدنی‌های طعم‌دار می‌توانند مقدار قابل توجهی قند را بدون ایجاد احساس سیری مشابه یک وعده غذایی وارد بدن کنند.

آب ساده انتخاب مناسبی برای رفع تشنگی روزانه است. جایگزین کردن تدریجی نوشیدنی‌های شیرین با آب می‌تواند یکی از ساده‌ترین تغییرها برای کاهش دریافت قندهای افزوده باشد. اگر تغییر ناگهانی دشوار است، می‌توان ابتدا تعداد دفعات مصرف نوشیدنی شیرین را کاهش داد و به‌مرور آب را به انتخاب اصلی تبدیل کرد.

هنگام خرید برچسب را مثل یک راهنما ببینید

خواندن برچسب مواد غذایی قرار نیست به یک کار پیچیده تبدیل شود. کافی است چند نکته اصلی مانند فهرست ترکیبات، میزان قند، نمک و چربی، مقدار فیبر و اندازه هر وعده را بررسی کنیم.

فهرست ترکیبات معمولا براساس مقدار مواد موجود در محصول تنظیم می‌شود، بنابراین توجه به مواد ابتدایی فهرست می‌تواند تصویر بهتری از ترکیب محصول ارائه دهد. در کنار آن، جدول ارزش غذایی کمک می‌کند مقدار مواد مغذی و انرژی دریافتی را بهتر ارزیابی کنیم.

به جای اینکه هنگام خرید دنبال یک ماده ممنوع بگردیم، بهتر است از خود بپرسیم این محصول در مجموع چه چیزی به رژیم غذایی من اضافه می‌کند؟ آیا قرار است جای یک غذای کامل را بگیرد یا صرفا یک خوراکی گاه‌به‌گاه است؟

قرار نیست همه غذاهای فوق‌فرآوری‌شده ممنوع شوند

یکی از مهم‌ترین نکات در اصلاح رژیم غذایی، پرهیز از نگاه صفر و صدی است. هدف از توجه به غذاهای فوق‌فرآوری‌شده این نیست که افراد احساس کنند باید همه محصولات صنعتی را برای همیشه کنار بگذارند یا با مصرف یک خوراکی خاص، برنامه غذایی خود را خراب‌شده بدانند.

الگوی کلی تغذیه اهمیت بیشتری دارد. اگر بخش عمده رژیم غذایی فرد را مواد غذایی متنوع، میوه و سبزی، حبوبات، غلات کامل و منابع مناسب پروتئین تشکیل دهد، مصرف گهگاهی یک محصول فرآوری‌شده لزوما به معنای تغذیه ناسالم نیست.

از سوی دیگر اگر بخش قابل توجهی از انرژی روزانه از نوشیدنی‌های شیرین، تنقلات بسته‌بندی‌شده، شیرینی‌های صنعتی و غذاهای آماده تأمین شود، بهتر است تغییرات به‌تدریج آغاز شود. شواهد موجود بیشتر از کاهش مواجهه با غذاهای فوق‌فرآوری‌شده حمایت می‌کنند اما پژوهش‌ها همچنان درباره سازوکارهای دقیق و میزان اثر هر نوع محصول ادامه دارند.

یک تغییر کوچک، بهتر از ممنوعیت بزرگ

شناخت غذاهای فوق‌فرآوری‌شده قرار نیست سفره خانواده را پیچیده‌تر کند. هدف اصلی افزایش آگاهی هنگام خرید و مصرف است. اینکه بدانیم یک محصول چگونه تولید شده، چه ترکیباتی دارد و چه سهمی از رژیم غذایی ما را تشکیل می‌دهد.

اگر بخواهیم از یک نقطه شروع کنیم، می‌توانیم سهم میوه و سبزی را بیشتر کنیم، حبوبات و غلات کامل را در برنامه غذایی قرار دهیم، نوشیدنی‌های شیرین را کاهش دهیم، بیشتر سراغ غذاهای ساده و خانگی برویم و هنگام خرید چند دقیقه برای خواندن برچسب محصول وقت بگذاریم.

در نهایت سالم‌تر غذا خوردن بیشتر از آنکه به حذف یکباره یک گروه غذایی وابسته باشد، به ساختن یک الگوی متعادل و پایدار مربوط است. غذاهای فوق‌فرآوری‌شده می‌توانند گاهی در برنامه غذایی حضور داشته باشند اما بهتر است جای غذاهای متنوع و کم‌فرآوری‌شده را در سفره روزانه نگیرند.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!