ارتقای سواد سلامت و جلب اعتماد عمومی پیش نیاز اصلاح نظام سلامت

ارسال شده در ۲ اسفند ۱۴۰۴، توسط ایرنا

مردم و مسئولان اطلاع چندانی از اصلاحات در نظام سلامت و اجرای برنامه پزشکی خانواده ندارند و هر از گاهی یکی از مسئولان در تریبون‌های مختلف درباره این برنامه‌های کلان صحبت می‌کند یا گاهی رسانه‌ها از مسئولان سئوال می‌کنند که چرا این برنامه اجرایی نشده یا وضعیت اجرا در چه مرحله‌ای است ولی به این نکته مهم توجه نمی‌شود که مردم و مسئولان چقدر نسبت به جزییات این برنامه آگاهی دارند و در چنین شرایطی همراهی جامعه برای اجرای این برنامه‌ مترقی در نظام سلامت چقدر خواهد بود؟

پیش از این در گزارشی با عنوان «پزشکی خانواده بدون پذیرش اجتماعی زمین‌گیر می‌شود» به اهمیت پذیرش اجتماعی برای اجرای برنامه پزشکی خانواده پرداختیم و گفتیم که برنامه پزشکی خانواده علاوه بر ساختار منسجم، هدفمند و منابع پایدار، نیازمند همراهی و پذیرش اجتماعی است و اگر اعتماد عمومی وجود نداشته باشد، چنین برنامه‌ای نمی‌تواند در مرحله اجرا به موفقیت دست یابد یا نتیجه‌ای جز اجرای ناقص و اسمی نخواهد داشت.

برنامه‌ای که یکی از پایه‌های مهم اصلاحات در نظام سلامت محسوب می‌شود و با وجود قوانین متعدد، تاکنون در کشور اجرایی نشده و فقط در دو استان فارس و مازندران و شهرهای کمتر از ۲۰ هزار نفر جمعیت به مرحله اجرا رسیده و در همین دو استان و شهرها نیز با چالش‌های متعددی مواجه است.

بی‌اطلاعی جامعه از پزشکی خانواده، اتمسفر مناسبی برای اجرای کشوری طرح نیست

علیرضا عسکری رئیس مرکز مدیریت بیمارستانی و تعالی خدمات بالینی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت ایرنا در این باره گفت: واقعیت این است که در زمینه آمادگی اجتماعی برای اجرای پزشکی خانواده، اقدامات لازم انجام نشده است؛ حتی اگر در شهرهایی که برای اجرای برنامه پزشکی خانواده انتخاب شده‌اند نیز از مردم یا مسئولان سئوال شود که قرار است در پی اجرای این طرح در نظام سلامت چه اتفاقی رقم بخورد، کسی از آن اطلاعی ندارد. این اتمسفر برای اجرای پزشکی خانواده مناسب نیست، مگر اینکه در مدت باقی‌مانده، آگاهی اجتماعی داده شود زیرا همین نقطه ضعف بزرگ، در سال ۱۳۹۱ و اجرای پزشکی خانواده در استان فارس نیز تجربه شد.

وی ادامه داد: باید نگاهی منتقدانه به اجرای پزشکی خانواده در استان فارس داشت و از هر جنبه به آن نگاه کرد. در بسیاری از موارد، مردم و نمایندگان مجلس در رابطه با کم و کیف اجرای طرح آگاهی لازم را نداشتند. در کشور ما بسیاری از موارد، تبدیل به مشکل محیطی شده و دغدغه لازم برای حل مسائل وجود ندارد.

انتظار نداشته باشید همه با خیال راحت به سمت پزشکی خانواده بروند

رئیس مرکز مدیریت بیمارستانی و تعالی خدمات بالینی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اظهار کرد: پزشکی خانواده هر فردی را محدود می‌کند و نباید انتظار داشت کسی با خیال راحت به سراغ آن برود؛ حتی کسانی که با اجرای پزشکی خانواده به دنبال صرفه جویی منابع هستند نیز به خوبی می‌دانند که در سال‌های ابتدایی اجرا، هیچ صرفه جویی در منابع ریالی رخ نمی‌دهد بلکه هزینه‌تراشی خود را دارد. مردم سال‌ها عادت کرده‌اند بسیاری از خدمات را با اراده خود به سرعت از یک فوق تخصص دریافت کنند؛ حالا اگر در یک مسیر مشخص قرار بگیرند، واکنش‌هایی خواهند داشت.

وی افزود: حتی در استان فارس این تجربه وجود داشت که مرحله به مرحله از سنگرهای پزشکی خانواده، عقب نشینی شد و پس از سال‌ها تلاش، ماهیت تغییر کرد و نتیجه آن این شد که اکنون پوسته ساده‌ای از برنامه باقی مانده است. در تمام این سال‌ها، دو مشکل اصلی در پزشکی خانواده استان فارس وجود داشت؛ اول این‌که آگاهی اجتماعی به اندازه کافی داده نشد. دوم این‌که به راحتی از اصول پزشکی خانواده مانند نظام پرداخت عقب نشینی شد. در حالی که اگر از چارچوب پزشکی خانواده عبور کنیم، سرنوشت خوبی نخواهد داشت.

رئیس مرکز مدیریت بیمارستانی و تعالی خدمات بالینی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: باید پذیرفت که بی اطلاعی و فقدان آگاهی مردم و حتی مسئولان نسبت به مفاهیم پایه‌ای پزشکی خانواده وجود دارد.

پزشکی خانواده نیازمند باور در همه سطوح است

برنامه پزشکی خانواده نیازمند باور در همه سطوح، از مردم تا مسئولان است و این باور را نمی‌توان به اجبار ایجاد کرد؛ هرچند رئیس جمهور در زمینه اجرای پزشکی خانواده باورمند است، اما آیا در سال ۱۴۰۴ با همه مولفه‌های موجود اجتماعی، می‌خواهیم برنامه پزشکی خانواده را اجرا کنیم؟ آن هم در جامعه‌ای که بحران‌های مختلفی وجود دارد؛ در این شرایط نمی‌توانیم مسائل حاکم بر جامعه را نادیده بگیریم.

رئیس مرکز مدیریت بیمارستانی و تعالی خدمات بالینی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اظهار کرد: پزشکی خانواده منهای تعریف جایگاه دروازه‌بانی پزشک عمومی در سطح یک، شوخی است. اگر پزشک عمومی تقویت نشود، ارتباطی به برنامه پزشکی خانواده ندارد. وقتی نظام سیاسی و اجتماعی کشور از اجرای پزشکی خانواده توجیه نشده باشند، محکوم به شکست است.

وی ادامه داد: از طرفی، برای اجرای پزشکی خانواده باید شخص اول یک استان، پیشتاز در اجرای آن باشد. باید آگاهی رسانی مستقیم و مداوم با مردم وجود داشته باشد. اگر این برنامه توسط یک متخصص جامعه‌شناسی برای مسئولان و مردم تبیین نشود، نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. برنامه‌های زیادی در کشور داشتیم که در آنها از زبان اجتماع و دانش جامعه شناسی غافل شدیم و خواستیم با فرمول‌های غیرعادی پیش برویم و نتیجه این بود که جامعه آنها را کنار زده است.

عسکری گفت: همه با اجرای برنامه پزشکی خانواده باید آماده تغییر باشند، اما این به معنی عدم اجرای پزشکی خانواده نیست؛ باید به قواعد پزشکی خانواده پایبند باشیم. پزشکی خانواده نیازمند نظام ارجاع الکترونیک، پایش منطقی، تضمین منابع مالی، اعتمادسازی است. در این دوره که یک پزشک باورمند در کشور، رئیس جمهور است، می‌توان پزشکی خانواده را اجرایی کرد. در این رابطه پیشنهاد می‌کنم رئیس جمهور جلسه‌ای با جامعه شناسان در این زمینه داشته باشد

نظام پرداخت در پزشکی خانواده مهم است

رئیس مرکز مدیریت بیمارستانی و تعالی خدمات بالینی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: مواردی مانند نظام پرداخت نیز در زمینه پزشکی خانواده اهمیت دارد؛ به طور مثال نظام پرداخت در استان فارس مناسب نبود و درآمد پزشک متخصص، از تولید بیمار بود. نظام پرداخت به ازای خدمت (فی فور سرویس) در سطح دو کاملا با روح پزشکی خانواده در تعارض است؛ یعنی یک متخصص تمایل دارد بیمار بیشتری داشته باشد و در نتیجه فشار مردم در سطح یک خدمات برای ارجاع منتقل می‌شود.

مردم باید از مزایای پزشکی خانواده آگاه شوند

هرچند تجربه اجرای پزشکی خانواده در دو استان فارس و مازندران و شهرهای کمتر از ۲۰ هزار نفر جمعیت چندان موفق نبوده، اما در بخش‌هایی مانند صنعت نفت، تجربه‌های موفقی از اجرای آن نیز وجود دارد؛اگرچه تعداد افراد تحت پوشش بسیار اهمیت دارد، اما به نظر می‌رسد موفقیت صنعت نفت در تشویق و آگاهی کارکنان به عبور از مسیر پزشکی خانواده است.

از طرفی باید توجه کرد که صنعت نفت ایران در حوزه طب کار و پزشکی خانواده پیشرو است. حتی در دهه ۴۰ نیز به نوعی پزشکی خانواده در استان خوزستان و مناطق نفت خیز اجرا می‌شد و زمانی پرونده الکترونیک سلامت در صنعت نفت وجود داشت که حتی وزارت بهداشت نیز به این موضوع توجهی نکرده بود.

“کورش هاشمی اصل” متخصص پزشکی خانواده و رئیس سلامت خانواده سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت ایرنا درباره اجرای پزشکی خانواده در صنعت نفت گفت: سال‌هاست پزشکی خانواده در وزارت نفت اجرایی شده و افراد از مزایای آن بهره‌مند می‌شوند. البته جمعیت محدودی در این برنامه در صنعت نفت حضور دارند؛ اما به نوعی طرح آزمایشی پزشکی خانواده محسوب می‌شود. تفکر اجرای پزشکی در صنعت نفت وجود داشته، در حالی‌که بسیاری گمان می‌کنند درآمد صنعت نفت بسیار زیاد است، اما بانک‌ها هم چنین درآمدی دارند و در عین حال، برنامه پزشکی خانواده را اجرا نکرده‌اند. در صنعت نفت، ارائه خدمات به پزشکی خانواده گره خورده است.

وی ادامه داد: پزشکی خانواده بدون پذیرش اجتماعی قابلین اجرا ندارد؛ اما باید توجه کنیم که مردم چنین چیزی را به طور معمول قبول نمی‌کنند و به طور مثال در انگلستان هم اگر تصمیم با شخص باشد، کسی به دنبال پزشک خانواده نمی‌رود. در سایر کشورها، محدودیت در مراجعه به متخصص وجود دارد و به همین دلیل است که بسیاری از ایرانیان برای استفاده از خدمات درمانی به ایران می‌آیند.

هاشمی اصل اظهار کرد: بازنشسته‌های وزارت نفت به راحتی می‌توانند به هر پزشکی مراجعه کنند، اما بیشترین درصد مراجعه کنندگان به پزشکان خانواده، بازنشستگان هستند؛ زیرا نزد پزشک خانواده، پرونده دارند و حتی داروهای خود را به پزشک خانواده خود نشان داده و مشورت می‌گیرند. طرح پزشکی خانواده بسیار خوب است، اما باید به درستی مدیریت شود؛ مردم باید بدانند مزایای پزشکی خانواده چیست که این موضوع کاملا به سواد سلامت جامعه مربوط می‌شود.

رئیس سلامت خانواده سازمان بهداشت و درمان صنعت نفت افزود: گذاشتن اجبار برای اجرای پزشکی خانواده، امکان پذیر نیست؛ تشویق بسیار موثرتر از تنبیه خواهد بود و به طور مثال چنین اقدامی را در معاینه‌های دوره‌ای در زمینه طب کار در صنعت نفت انجام دادیم و موفق بود.

هاشمی اصل گفت: در کل کشور، ۶۲ مرکز پزشک خانواده با جمعیت مشخص تحت پوشش در صنعت نفت داریم و همه دستورالعمل‌های وزارت بهداشت را نیز اجرا می‌کنیم.

به مردم گفته شود که غربالگری انجام بدهند تا بیمار نشوند

اردوان بهرامی که پزشک خانواده در استان فارس است هم در گفت‌وگو با خبرنگار سلامت ایرنا درباره اهمیت فرهنگ سازی درباره پزشکی خانواده گفت: برای بسیاری از مردم در استان فارس، مسائل اقتصادی در زمینه پزشکی خانواده اهمیت داشته و موضوع غربالگری اهمیت چندانی ندارد؛ در واقع مردم هر وقت نیاز به پزشک داشته باشند، می‌توانند از خدمات ارزان قیمت در مطب پزشک خانواده استفاده کنند. به طور مثال در مطب یک بنر بزرگ برای تشویق به مراجعه برای غربالگری نصب کرده‌ایم، اما در طول ۱۰ سال اخیر، حتی یک نفر به واسطه این بنر، برای غربالگری مراجعه نکرده‌ است.

وی ادامه داد: نظام سلامت باید تمرکز بیشتری بر جامعه داشته باشد و فرهنگ سازی کند تا مردم بدانند راه اندازی برنامه پزشکی خانواده چه مزایایی خواهد داشت؛ باید به جامعه گفته شود که غربالگری انجام بدهند تا بیمار نشوند.

برنامه پزشکی خانواده که ذات آن با ایجاد محدودیت برای مراجعه به پزشک متخصص همراه است، نیازمند ایجاد باور در پزشکان عمومی به عنوان دروازه‌بانان نظام سلامت، آگاهی و تشویق جامعه به بهره‌مندی از مزایای پزشکی خانواده در راستای پیشگیری و حفظ سلامت، مدیریت هزینه‌های بیمار و نظام سلامت و افزایش آگاهی رسانی است. موضوعی که شاید تاکنون کمتر به آن توجه شده است و در چنین شرایطی نمی‌توان یک برنامه اصلاحی در نظام سلامت را اجرا کرد و بعد انتظار همراهی بی کم و کاست از جامعه و حتی پزشکان را داشت.

افطار و شام را در ماه رمضان جدا کنیم/ اهمیت مصرف لبنیات، پروتئین‌ و سبزیجات

ارسال شده در ۲ اسفند ۱۴۰۴، توسط ایرنا

آیا می‌دانید نحوه افطار کردن روزه در ماه مبارک رمضان می‌تواند تأثیر مستقیمی بر سلامت جسم و موفقیت در بهره‌مندی از برکات این ماه داشته باشد؟ یک متخصص تغذیه با تأکید بر اهمیت جدا کردن وعده افطار از شام، هشدار داد که مصرف غذاهای سنگین و پرچرب در لحظه افطار، نه‌تنها موجب بروز ناراحتی‌های گوارشی می‌شود، بلکه روزه‌داران را از اهداف سلامتی این ماه معنوی دور می‌کند.

ماه مبارک رمضان، فرصتی ارزشمند برای تعالی معنوی و بازنگری در سبک زندگی است؛ در این ماه، روزه‌داری علاوه بر جنبه‌های عبادی، تأثیرات عمیقی بر سلامت جسم و روان به جای می‌گذارد، توجه به اصول صحیح تغذیه در این ایام، نه‌تنها به بهره‌مندی بیشتر از برکات این ماه کمک می‌کند، بلکه از بروز مشکلات گوارشی و ضعف بدنی نیز پیشگیری می‌کند.

کارشناسان تغذیه بر این باورند که با رعایت یک برنامه غذایی متعادل و آگاهانه می‌توان انرژی لازم برای عبادت و فعالیت‌های روزانه را تأمین کرد؛ یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های روزه‌داران، نحوه صحیح باز کردن روزه و انتخاب مواد غذایی مناسب برای وعده افطار است؛ پس از ساعت‌ها ناشتایی، بدن نیازمند دریافت ملایم و تدریجی مواد مغذی است تا دستگاه گوارش بتواند به آرامی فعالیت خود را از سر گیرد.

متأسفانه گاهی عادات نادرست مانند مصرف غذاهای سنگین و پرچرب در لحظه افطار، نه‌تنها موجب ناراحتی‌های گوارشی می‌شود، بلکه هدف اصلی روزه‌داری را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

افطار و شام را در ماه رمضان از هم جدا کنید

دکتر رامش عالی‌پور متخصص سیاست‌های غذا و تغذیه و عضو هیات علمی دانشکده علوم تغذیه و رژیم‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران با تشریح نکات کلیدی درباره وعده افطار بر اهمیت جدا کردن آن از شام، انتخاب مواد غذایی مناسب و نقش نوشیدنی‌ها در حفظ سلامت روزه‌داران تاکید کرد.

وی با اشاره به اصول تغذیه در ماه مبارک رمضان، افزود: پس از ساعات طولانی ناشتایی، معده خالی بوده و بدن آمادگی دریافت حجم بالای غذا را ندارد، به همین دلیل توصیه می‌شود ابتدا روزه با مایعات گرم مانند چای کمرنگ، آب جوشیده گرم یا ترکیبات قندی همراه با یک یا دو عدد خرما باز شود تا دستگاه گوارش به‌آرامی فعال شود .

وی اظهار کرد: پس از این مرحله، بهتر است یک وعده غذایی بسیار سبک مانند نان و پنیر و سبزی، مقداری آش یا سوپ ساده، یا ترکیباتی مثل شیربرنج مصرف شود. این کار به معده فرصت می‌دهد تا فعالیت خود را از سر بگیرد و سپس توصیه می‌شود فاصله‌ای کوتاه، حدود نیم تا یک ساعت، بین این وعده و شام ایجاد شود.

این متخصص تغذیه تأکید کرد: وعده شام نیز نباید سنگین باشد تا فرد از اهداف سلامتی روزه‌داری دور نشود، با توجه به فاصله زمانی نه‌چندان زیاد تا سحر در فصل زمستان، پرهیز از غذاهای چرب، سرخ‌شده و سنگین به بازسازی سلول‌های بدن پس از ماه رمضان کمک شایانی می‌کند.

دکتر عالی‌پور در ادامه به اهمیت مصرف نوشیدنی‌ها اشاره کرد و گفت: نوشیدن سه تا چهار لیوان مایعاتی مانند چای، شیر و آب در فاصله افطار تا سحر بسیار مفید است. ایشان اکیداً توصیه کرد که از مصرف نوشابه‌های گازدار، غذاهای آماده مانند پیتزا، فست‌فودها و انواع ساندویچ‌ها در وعده افطار خودداری شود.

عضو هیات علمی دانشکده علوم تغذیه و رژیم‌شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران همچنین به نقش مؤثر ماست در تأمین کلسیم مورد نیاز بدن اشاره کرد و بر گنجاندن آن در برنامه غذایی افطار و سحر تأکید کرد.

به گفته وی، در این وعده‌ها باید از تمام گروه‌های غذایی شامل کربوهیدرات‌ها، لبنیات، پروتئین‌ها (مانند انواع خورش‌های سنتی) و سبزیجات استفاده شود.

دکتر عالی پور خاطرنشان کرد: پس از صرف شام تا زمان خواب، مصرف حداقل دو واحد میوه می‌تواند نیازهای ویتامینی بدن را تکمیل کند، با رعایت این الگو، فرد ضمن تأمین نیازهای تغذیه‌ای، از دریافت حجم بالای غذا و به‌تبع آن از افزایش وزن پس از ماه مبارک رمضان جلوگیری خواهد کرد.

پرهیز از مصرف مواد غذایی شیرین در افطار/ آب و چای ولرم بهترین خوراک برای باز کردن روزه

علیرضا رییسی معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز با اشاره به اینکه صرف چای ولرم و آب بهترین توصیه برای افطار کردن روزه داران است، افزود: پرهیز از مصرف مواد غذایی دارای قند ساده و کربوهیدرات بالا در وعده افطار، نقش مؤثری در حفظ سلامتی دارد و از خواب‌ آلودگی بعد از غذا هم که ناشی از افزایش شدید انسولین است، جلوگیری می‌کند.

وی تاکید کرد: مصرف مواد غذایی با شاخص گلیسمی بالا، میزان و شدت گرسنگی انسان را در طول روز افزایش می‌دهد.

ماه مبارک رمضان، فرصتی مغتنم برای اصلاح سبک زندگی و عادات غذایی نادرست است؛ رعایت اصول ساده اما کلیدی تغذیه، همراه با بهره‌مندی از برکات معنوی این ماه، ضامن سلامتی جسم و روح روزه‌داران خواهد بود و آنان را برای ادامه مسیر زندگی با انرژی و نشاطی مضاعف آماده می‌سازد.

توصیه‌های غذایی در ماه رمضان/ مصرف موادغذایی پرچرب و دارای قند محدود شود

ارسال شده در ۲ اسفند ۱۴۰۴، توسط ایرنا

 مدیرکل فرآورده‌های غذایی و آشامیدنی سازمان غذا و دارو با تأکید بر اهمیت وعده غذایی افطار برای باز کردن روزه و انتخاب مناسب مواد غذایی در وعده سحری، نسبت به مصرف غذاهای پرچرب و نوشیدنی‌های دارای قند در ماه رمضان هشدار داد.

عبدالعظیم بهفر با اشاره به اینکه ماه رمضان می‌تواند فرصتی برای اصلاح الگوی تغذیه باشد، افزود: انتخاب نادرست مواد غذایی ممکن است منجر به افت قند خون، کم‌آبی و ضعف عمومی شود البته تأمین مایعات کافی بین افطار تا سحر هم ضروری است و در این زمینه مصرف آب، شیر و نوشیدنی‌های طبیعی مانند خاکشیر و تخم‌شربتی توصیه می‌شود.

وی با بیان اینکه افطار باید با مواد غذایی سبک و زودهضم آغاز شود، اظهار کرد: شروع افطار با خرما، شیر و یا سوپ کمک می‌کند تا دستگاه گوارش به‌ تدریج فعالیت خود را از سر بگیرد، مصرف غذاهای سرخ‌کرده و پرچرب در این وعده می‌تواند موجب بروز ناراحتی‌های گوارشی شود ضمن اینکه در وعده سحر، استفاده از نان‌های سبوس‌دار، پروتئین‌های کم‌چرب و میوه‌ها برای تأمین انرژی روزانه هم توصیه می‌شود.

مدیرکل فرآورده‌های غذایی و آشامیدنی سازمان غذا و دارو با اشاره به افزایش مصرف محصولاتی مانند خرما، زولبیا و بامیه، لبنیات و فرآورده‌های پروتئینی در این ماه، گفت: سلامت این اقلام و پیشگیری از تخلفات احتمالی در فرآیند تولید و عرضه، از اولویت‌های نظارتی سازمان است، گزارش‌هایی درباره استفاده از روغن‌های غیرمجاز، افزودن مواد نگهدارنده غیرمجاز و عرضه لبنیات غیربهداشتی دریافت شده که لزوم تشدید نظارت‌ها را نشان می‌دهد.

وی افزود: نمونه‌برداری و پایش این فرآورده‌ها به‌صورت مستمر انجام می‌شود و در صورت مشاهده تخلف، برخورد قانونی در دستور کار قرار دارد؛ به مصرف‌کنندگان توصیه می‌شود هنگام خرید، مشخصات بهداشتی فرآورده‌ها را بررسی کرده و از خرید اقلام فله‌ای و بدون مجوز خودداری کنند.

بهفر با تأکید بر نقش نگهداری صحیح مواد غذایی در منازل گفت: خرما باید در محیطی خشک و خنک نگهداری شود، روغن‌های مصرفی نباید چندین بار استفاده شوند و فرآورده‌های پروتئینی باید در دمای مناسب یخچال قرار گیرند. مصرف بیش از حد چای و قهوه در وعده سحر نیز به‌دلیل افزایش دفع آب بدن توصیه نمی‌شود، چراکه می‌تواند تشنگی روزانه را تشدید کند. رعایت این نکات نقش مهمی در ارتقای سلامت روزه‌داران دارد

نگرانی از پیری، روند آن را تسریع می‌کند

ارسال شده در ۲ اسفند ۱۴۰۴، توسط ایرنا

نگرانی از پیری و ترس از کاهش توانایی‌ها در دوران سالمندی ممکن است صرفاً یک احساس نباشد، بلکه اثر آن را می‌توان در بدن هم مشاهده کرد. یک پژوهش جدید نشان می‌دهد زنانی که بیشتر نگران پیری هستند، سریع‌تر نشانه‌های پیری را در سطح سلولی نشان می‌دهند.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه سای‌تِک‌دِیلی در گزارشی آورده است:

ماریانا رودریگز (Mariana Rodrigues)، دانشجوی دکترای دانشگاه نیویورک و نویسنده اول این مطالعه که در مجله سایکونورواندوکرینولوژی/ Psychoneuroendocrinology منتشر شده، می‌گوید: پژوهش ما نشان می‌دهد که تجربیات ذهنی ممکن است بر شاخص‌های عینی پیری اثر بگذارند. اضطراب ناشی از پیری فقط یک نگرانی روانی نیست، بلکه می‌تواند در بدن اثر بگذارد و پیامدهایی واقعی برای سلامت داشته باشد.

نگرانی از پیری معمولاً حول ترس از کاهش توانایی‌های جسمی، بیماری و از دست دادن استقلال می‌چرخد. پژوهش‌های قبلی نشان داده‌اند که استرس روانی مداوم می‌تواند از طریق تغییرات اپی‌ژنتیکی (تغییر در عملکرد ژن‌ها بدون تغییر در خود دی‌اِن‌اِی) بر پیری زیستی تأثیر بگذارد.

چرا نگرانی از پیری برای زنان مهم‌تر است؟

زنان ممکن است نگرانی بیشتری درباره پیری داشته باشند که برخی دلایل آن عبارت‌اند از:

انتظارات اجتماعی درباره جوانی و ظاهر؛

نگرانی‌های مرتبط با باروری و تولیدمثل؛

نقش‌های چندگانه در میانسالی از جمله مراقبت از والدین سالمند.

رودریگز توضیح می‌دهد: زنان در میانسالی ممکن است هم‌زمان نقش‌های متعددی داشته باشند که مراقبت از والدین سالمند از آن جمله‌اند. آن‌ها وقتی می‌بینند اعضای مسن‌تر خانواده بیمار می‌شوند، نگران می‌شوند که همان سرنوشت در انتظار آن‌ها هم باشد.

اندازه‌گیری پیری در سطح مولکولی

پژوهشگران برای بررسی این پدیده، داده‌های ۷۲۶ زن شرکت‌کننده در طرح پژوهشی طولانی‌مدت میانسالی در آمریکا (MIDUS) را تحلیل کردند. از شرکت‌کنندگان پرسیده شد چقدر نگران موارد زیر هستند:

تغییر در ظاهر فیزیکی؛

افزایش مشکلات سلامتی؛

افزایش سن و ناتوانی در فرزندآوری.

همچنین از نمونه‌های خون آنان برای اندازه‌گیری پیری زیستی استفاده شد. پژوهشگران برای این کار از دو ساعت اپی‌ژنتیکی بهره گرفتند؛ این ابزارهای مولکولی با بررسی تغییرات شیمیایی روی دی‌اِن‌اِی، سن واقعی بدن و سرعت پیری را اندازه‌گیری می‌کنند:

DunedinPACE : سرعت پیری را در طول زمان می‌سنجد؛

GrimAge2 :  میزان آسیب‌های زیستی انباشته‌شده مرتبط با پیری را تخمین می‌زند.

نگرانی از سلامت، بیشترین اثر را دارد

زنانی که نگرانی بیشتری درباره پیری داشتند، بر اساس معیار DunedinPACE، پیری سریع‌تری را نشان دادند. این تغییرات می‌تواند خطر کاهش توانایی‌های جسمی و بیماری‌های مرتبط با سن را در آینده افزایش دهد.

در میان انواع نگرانی‌ها، ترس از کاهش سلامتی بیشترین ارتباط را با پیری سریع‌تر نشان داد. در مقابل، نگرانی درباره ظاهر یا باروری ارتباط معناداری نداشت. پژوهشگران معتقدند این احتمالاً به این دلیل است که نگرانی‌های سلامتی با افزایش سن ادامه می‌یابند، در حالی که نگرانی‌های مربوط به زیبایی و باروری معمولاً کاهش می‌یابند.

نقش رفتارهای ناسالم در این رابطه

آدولفو کوواس (Adolfo Cuevas)، دانشیار دانشگاه نیویورک و نویسنده ارشد مطالعه، می‌گوید: پژوهش ما نشان می‌دهد اضطراب از پیری یک عامل روانی قابل اندازه‌گیری و تغییر است که به نظر می‌رسد زیست‌شناسی پیری را شکل می‌دهد.

پژوهشگران تأکید می‌کنند که این مطالعه یک تصویر مقطعی ارائه می‌دهد و نمی‌تواند نقش عوامل دیگر را رد کند. رفتارهای ناسالمی که افراد برای مقابله با اضطراب به‌کار می‌برند (مانند سیگار کشیدن یا مصرف الکل) ممکن است ارتباط بین نگرانی از پیری و تسریع در پیری را توضیح دهند. وقتی پژوهشگران تحلیل خود را برای کنترل این رفتارها تنظیم کردند، ارتباط بین نگرانی از پیری و پیری اپی‌ژنتیک کاهش یافت و دیگر معنادار نبود.

گام بعدی در پژوهش

برای اینکه مشخص شود این نوع اضطراب چگونه در طول زمان بر پیری تأثیر می‌گذارد، به مطالعات بیشتری نیاز است. این یافته‌ها می‌تواند به متخصصان سلامت کمک کند تا بهترین راه‌های حمایت از افرادی که نگرانی از پیری را تجربه می‌کنند، شناسایی و آسیب‌های مرتبط با آن را کاهش دهند.

سخن پایانی

رودریگز تأکید می‌کند: پیری تجربه‌ای جهانی است. ما باید به‌عنوان یک جامعه گفت‌وگویی را آغاز کنیم درباره اینکه چگونه از راه هنجارها، عوامل ساختاری و روابط بین‌فردی خود، با چالش‌های پیری مواجه می‌شویم.

شاید این پژوهش یادآوری کند که ذهن و بدن آن‌قدرها هم که فکر می‌کنیم از هم جدا نیستند. نگرانی از پیری، اگر مهار نشود، ممکن است خود، پیری را تسریع کند.

استرس؛ خطری که بی صدا کلیه‌ها را نابود می‌کند

ارسال شده در ۲ اسفند ۱۴۰۴، توسط ایرنا

استرس را بیشتر با بی‌خوابی، سردرد یا خستگی ذهنی می‌شناسیم، اما به گفته پزشکان، فشارهای روانی طولانی‌مدت می‌توانند عملکرد اندام‌های حیاتی بدن، از جمله کلیه‌ها را تحت تأثیر قرار داده و به خطر بیندازد.

بر اساس مطالب منتشرشده در منابع پزشکی و آموزشی مرتبط با سلامت کلیه در سایتهای kidney  و nohospitals، استرس مزمن فقط یک مسئله روانی نیست. استرس واکنش‌های پیچیده‌ای در بدن ایجاد می‌کند که به‌تدریج بر قلب، عروق و کلیه‌ها اثر می‌گذارد. کلیه‌ها برای انجام وظیفه خود به جریان خون پایدار، فشار خون متعادل و تعادل دقیق هورمون‌ها نیاز دارند. هنگامی که بدن برای مدت طولانی در وضعیت تنش و هشدار باقی می‌ماند، همین عوامل حیاتی دچار نوسان می‌شوند و این نوسان‌ها می‌توانند زمینه‌ساز آسیب‌های تدریجی باشند، آسیب‌هایی که گاهی تا مدت‌ها علامت مشخصی ندارند.

وقتی بدن در وضعیت هشدار دائمی می‌ماند

استرس در اصل واکنش طبیعی بدن به خطر است. در چنین شرایطی هورمون‌هایی مانند آدرنالین و کورتیزول ترشح می‌شوند تا بدن را برای واکنش سریع آماده کنند. این واکنش در کوتاه‌مدت مفید است، اما وقتی استرس به یک وضعیت طولانی تبدیل می‌شود، همین سازوکار مفید می‌تواند به عامل آسیب تبدیل شود.

افزایش ضربان قلب، بالا رفتن فشار خون و تغییر در نحوه توزیع جریان خون از جمله پیامدهای استرس مزمن است. این تغییرات اگر ادامه پیدا کنند، بر رگ‌های ظریف کلیه فشار وارد می‌کنند، رگ‌هایی که وظیفه اصلی تصفیه خون را بر عهده دارند و به فشارهای مداوم حساس هستند.

فشار خون بالا، مهم‌ترین مسیر آسیب به کلیه‌ها

پزشکان یکی از اصلی‌ترین ارتباط‌های میان استرس و بیماری‌های کلیوی را افزایش فشار خون می‌دانند. فشار خون بالا به‌تدریج به دیواره رگ‌ها آسیب می‌زند و این آسیب در رگ‌های بسیار ظریف کلیه‌ها شدیدتر است.

وقتی این رگ‌ها دچار آسیب شوند، توانایی کلیه در فیلتر کردن خون کاهش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی مواد زائدی که باید از بدن دفع شوند، ممکن است در خون باقی بمانند و به مرور مشکلات بیشتری ایجاد کنند. از سوی دیگر، اختلال در عملکرد کلیه می‌تواند باعث افزایش بیشتر فشار خون شده و یک چرخه معیوب شکل بگیرد. چنانچه این چرخه کنترل نشود، به بیماری‌های جدی‌تر منجر خواهد شد.

هورمون‌ها چه نقشی در این میان دارند؟

استرس مزمن سطح هورمون کورتیزول را برای مدت طولانی بالا نگه می‌دارد. بالا بودن این هورمون می‌تواند تعادل نمک و مایعات بدن را برهم بزند و باعث احتباس مایعات شود. این وضعیت فشار بر سیستم گردش خون را بالا برده و موجب بالا رفتن میزان فشار بر کلیه ها می شود.

افزون بر این، تغییرات هورمونی ناشی از استرس می‌تواند بر متابولیسم بدن، سطح قند خون و حتی عملکرد سیستم ایمنی اثر بگذارد. مجموعه این تغییرات، شرایطی ایجاد می‌کند که کلیه‌ها باید در محیطی پرتنش‌ و ناپایدار فعالیت کنند.

التهاب پیامد خاموش استرس

یکی از اثراتی که کمتر به آن توجه می‌شود، افزایش التهاب در بدن است. تحقیقات نشان می‌دهد استرس طولانی‌مدت می‌تواند سطح التهاب عمومی بدن را بالا ببرد. این التهاب اگر ادامه پیدا کند، به مرور زمان بافت‌های مختلف از جمله بافت کلیه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در افرادی که از قبل مشکلات کلیوی دارند، این التهاب می‌تواند روند پیشرفت بیماری را سریع‌تر کند و باعث شود عملکرد کلیه‌ها زودتر کاهش یابد.

اثر غیرمستقیم استرس بر کلیه‌ها

پزشکان تأکید می‌کنند استرس فقط از مسیرهای فیزیولوژیک به کلیه‌ها آسیب نمی‌زند، بلکه از طریق تغییر سبک زندگی نیز نقش مهمی در این روند دارد. افرادی که تحت فشار روانی قرار دارند، بیشتر دچار بی‌خوابی می‌شوند، کمتر تحرک دارند و گاهی به مصرف غذاهای پرنمک یا ناسالم روی می‌آورند. برخی نیز ممکن است مصرف سیگار را افزایش دهند یا مصرف آب کافی را فراموش کنند.

هر یک از این عوامل به‌تنهایی می‌تواند سلامت کلیه‌ها را تهدید کند و وقتی چند عامل در کنار هم قرار بگیرند، خطر بیشتر می‌شود.

چه کسانی باید بیشتر مراقب باشند؟

متخصصان معتقدند؛ همه افراد باید استرس را جدی بگیرند، اما برخی گروه‌ها نیاز به مراقبت بیشتری دارند.

افرادی که فشار خون بالا دارند، مبتلایان به دیابت، کسانی که سابقه بیماری کلیوی در خانواده دارند یا کسانی که به دلیل شرایط شغلی یا خانوادگی در معرض استرس‌های مداوم هستند، در صورت کنترل نکردن فشارهای روانی ممکن است بیشتر در معرض آسیب قرار بگیرند.

برای این افراد، مدیریت استرس نه‌تنها یک توصیه عمومی برای آرامش روانی، بلکه بخشی از مراقبت از سلامت جسمی به شمار می‌رود.

نشانه‌هایی که باید جدی گرفته شوند

کلیه‌ها معمولاً تا زمانی که آسیب قابل توجهی نبینند، علامت واضحی ایجاد نمی‌کنند. با این حال، برخی نشانه‌ها می‌توانند زنگ خطر باشند؛ نشانه‌هایی مانند خستگی مداوم، ورم دست و پا، تغییر در میزان یا رنگ ادرار، یا افزایش فشار خون از جمله این عوامل هستند.

پزشکان توصیه می‌کنند در صورت مشاهده چنین علائمی، به‌ویژه اگر فرد در معرض استرس‌های شدید قرار دارد، بررسی پزشکی به تأخیر نیفتد.

آرامش، بخشی از مراقبت از کلیه‌ها

کارشناسان سلامت معتقدند همان‌طور که تغذیه مناسب و نوشیدن آب کافی برای کلیه‌ها ضروری است، مدیریت استرس نیز باید به عنوان بخشی از مراقبت روزمره در نظر گرفته شود.

فعالیت بدنی منظم، خواب کافی، کاهش مصرف نمک، گفت‌وگو با دوستان یا اعضای خانواده و اختصاص زمانی برای استراحت ذهنی از جمله راهکارهایی است که می‌تواند به کاهش فشار روانی کمک کند.

کلیه‌ها اندام‌هایی هستند که بی‌وقفه کار می‌کنند و معمولاً تا زمانی که آسیب جدی نبینند، صدایی از خود بلند نمی‌کنند. شاید به همین دلیل است که پزشکان می‌گویند توجه به سلامت روان، تنها به معنای داشتن ذهنی آرام نیست بلکه راهی برای محافظت از اندام‌های حیاتی بدن، از جمله کلیه‌ها میباشد.

کودک طلایی؛ افتخار یا بار روانی سنگین؟

ارسال شده در ۲ اسفند ۱۴۰۴، توسط ایرنا

 در برخی خانواده‌ها، یک کودک ناخواسته در جایگاهی قرار می‌گیرد که باید همیشه بهترین باشد، بی‌خطا، موفق و مایه افتخار. این نقش که در روانشناسی غیررسمی از آن با عنوان کودک طلایی یاد می‌شود، اگرچه در ظاهر مثبت به نظر می‌رسد، اما می‌تواند پیامدهای پنهان و ماندگاری بر سلامت روان کودک و روابط خانوادگی او بر جا بگذارد.

با توجه به مطلب منتشرشده در وب‌سایت تخصصی سلامت Cleveland Clinic، مفهوم کودک طلایی به الگویی تربیتی اشاره دارد که در آن یک فرزند به‌طور مداوم مورد تحسین، حمایت بی‌قید و شرط و انتظارات بالا قرار می‌گیرد. این رویکرد، هرچند گاه از نیت‌های مثبت والدین نشأت می‌گیرد، اما از نگاه کارشناسان می‌تواند تعادل عاطفی خانواده را بر هم بزند و در بلندمدت، چالش‌هایی جدی در شکل‌گیری هویت، عزت‌نفس و روابط اجتماعی فرد ایجاد کند.

کودک طلایی دقیقاً به چه معناست؟

بر اساس تحلیل‌های روانشناسی، کودک طلایی به فرزندی گفته می‌شود که در ساختار خانواده، به‌ صورت مداوم به‌ عنوان الگو، موفق‌ترین و بی‌نقص‌ترین عضو معرفی می‌شود. این کودک اغلب بیش از دیگران مورد توجه، حمایت و تحسین والدین قرار می‌گیرد و در مقابل، خطاها و کاستی‌هایش نادیده گرفته می‌شود یا توجیه می‌گردد. در چنین شرایطی، کودک به‌تدریج می‌آموزد که ارزشمندی او وابسته به عملکرد، موفقیت و برآورده‌ کردن انتظارات دیگران است.

چرا این الگو در خانواده شکل می‌گیرد؟

کارشناسان معتقدند این الگوی رفتاری معمولاً ریشه در نیازهای برآورده‌ نشده والدین دارد. گاهی والدین، ناخواسته فرزند خود را به ابزاری برای تحقق آرزوهای شخصی، اجتماعی یا حرفه‌ای‌شان تبدیل می‌کنند. در برخی موارد نیز، تمرکز بیش‌ از حد بر یک کودک می‌تواند نتیجه مقایسه‌های خانوادگی، فشارهای فرهنگی یا سبک‌های تربیتی نادرست باشد، سبکی که در آن برنده بودن مهم‌تر از متعادل رشد کردن تلقی می‌شود.

نشانه‌های رایج کودک طلایی در دوران رشد

مطالعات حوزه سلامت روان نشان می‌دهد کودکانی که در این نقش قرار می‌گیرند، اغلب ویژگی‌های مشترکی از خود بروز می‌دهند. آن‌ها ممکن است در تشخیص خواسته‌ها و احساسات واقعی خود دچار سردرگمی شوند و برای جلب رضایت اطرافیان، بخش‌هایی از شخصیتشان را پنهان کنند. ترس از اشتباه، حساسیت شدید نسبت به انتقاد و اضطراب ناشی از شکست نیز از دیگر نشانه‌های رایج در این کودکان است.

تأثیر این نقش بر روابط خانوادگی

تمرکز افراطی والدین بر یک فرزند، معمولاً تعادل عاطفی خانواده را بر هم می‌زند. خواهر و برادرها ممکن است احساس نادیده‌گرفته‌شدن، رقابت یا حتی خشم پنهان را تجربه کنند. در چنین فضایی، روابط خواهر و برادری به‌جای همدلی و حمایت، به میدان مقایسه و کشمکش تبدیل می‌شود؛ مسئله‌ای که آثار آن می‌تواند تا سال‌ها در روابط بزرگسالی باقی بماند.

پیامدهای روانی در بزرگسالی

تجربه کودک طلایی بودن همیشه با حس اعتماد به ‌نفس سالم همراه نیست. بسیاری از این افراد در بزرگسالی با احساس پوچی، اضطراب مزمن یا ترس از ناکافی بودن مواجه می‌شوند. وابستگی شدید عزت‌نفس به موفقیت‌های بیرونی، آن‌ها را در برابر شکست آسیب‌پذیر می‌کند و ممکن است باعث شود ارزش خود را فقط از نگاه دیگران تعریف کنند.

کودک طلایی و چالش هویت فردی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این الگو، اختلال در شکل‌گیری هویت مستقل است. فردی که از کودکی به‌خاطر بهترین بودن دوست داشته شده، در بزرگسالی ممکن است نداند واقعاً چه می‌خواهد یا چه چیزی او را خوشحال می‌کند. این سردرگمی هویتی، تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی از جمله انتخاب شغل، روابط عاطفی و سبک زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

راهکارهای پیشنهادی برای بازسازی تعادل روانی

کارشناسان سلامت روان تأکید می‌کنند که آگاهی، نخستین گام برای تغییر است. شناخت این الگو و پذیرش تأثیرات آن، می‌تواند مسیر بهبود را هموار کند. روان‌درمانی، به‌ویژه رویکردهای مبتنی بر خودشناسی، به افراد کمک می‌کند ارزش شخصی خود را مستقل از موفقیت‌ها تعریف کنند و رابطه سالم‌تری با خود و دیگران بسازند.

 نقش والدین در پیشگیری از این آسیب پنهان

متخصصان توصیه می‌کنند والدین به‌جای تمرکز افراطی بر دستاوردها، بر فرآیند رشد، تلاش و احساسات فرزندان توجه کنند. ایجاد فضایی امن برای اشتباه‌کردن، شنیده‌شدن و پذیرفته‌شدن بدون شرط، می‌تواند از شکل‌گیری نقش‌هایی مانند کودک طلایی یا کودک نادیده‌گرفته‌شده جلوگیری کند.

ذهن در آماده‌باش؛ روایت اضطراب همیشگی

ارسال شده در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایرنا

 در عصر بمباران اطلاعاتی، ذهن انسان کمتر از هر زمان دیگری فرصت آرام‌گرفتن دارد. تکرار مداوم اخبار اضطراب‌آور، مغز را در وضعیتی از آماده‌باش دائمی نگه می‌دارد؛ وضعیتی که نه‌تنها تمرکز و حافظه را مختل می‌کند، بلکه سلامت روان و روابط انسانی را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. اما این سازوکار چگونه در مغز فعال می‌شود و چه راهی برای خروج از این چرخه اضطراب وجود دارد؟

در روزهایی که اخبار تهدید، جنگ و سناریوهای هولناک لحظه‌به‌لحظه در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها بازنشر می‌شوند، بسیاری از مردم خود را ناخواسته در چرخه‌ای از اضطراب، ترس و پیش‌بینی‌های فاجعه‌بار می‌یابند؛ چرخه‌ای که نه‌تنها آرامش روان را سلب می‌کند، بلکه بر حافظه، سلامت جسم و روابط خانوادگی نیز سایه می‌اندازد. اما چرا مغز انسان تا این اندازه به اخبار تهدید حساس است؟ چه سازوکاری در مغز باعث می‌شود برخی افراد وسواس‌گونه اخبار جنگ را دنبال کنند و برخی دیگر از آن فرار کنند؟ و چگونه می‌توان از این فشار روانی رها شد؟

سعیده کبیری، روان‌شناس و مشاور خانواده، در گفت‌وگو با ما به تشریح نقش «مغز بقا»، هورمون کورتیزول و راهکارهای علمی برای مدیریت اضطراب ناشی از اخبار تهدید می‌پردازد.

وقتی اخبار تهدید مغز بقا را فعال می‌کند

از منظر روان‌شناسی، مواجهه مداوم با اخبار تهدید و سناریوهای جنگی—اینکه تقریباً هر از چند گاهی از اخبار می‌شنویم که مثلاً «ترامپ امروز حمله می‌کند، فردا حمله می‌کند»—تأثیرات جدی بر مغز و روان دارد. سعیده کبیری، روان‌شناس و مشاور خانواده، درباره تأثیر مواجهه مستمر با این اخبار تهدید و سناریوهای جنگی بر مغز و روان انسان می‌گوید:«ما یک مغز بقا داریم و نظام بقا و زنده‌ماندن انسان، مأموریتی است که خدای متعال بر عهده مغز و ذهن گذاشته است. بخشی در مغز به نام آمیگدال وجود دارد که جایگاه ترس، خشم و تولید افکار منفی است؛ با این هدف که بقای انسان تضمین شود. به همین دلیل، در هر شرایطی مغز متناسب با موقعیت، شروع به تولید افکار منفی می‌کند.

کبیری ادامه می‌دهد:«در شرایط جنگی یا در موقعیت‌های ترس و اضطراب، مغز شروع به تصویرسازی می‌کند؛ اینکه ممکن است چه اتفاق بدی رخ دهد تا فرد دچار شوک ناگهانی نشود و بتواند برای بقای خود آماده باشد. به همین دلیل پیشاپیش سناریوهای منفی را در ذهن بازسازی می‌کند. برای مثال، فردی که عزیزش در اتاق عمل است، در ذهن خود تصویر مرگ او را مرور می‌کند تا اگر چنین اتفاقی رخ داد، شوک شدیدتری تجربه نکند. در حالی که همه این‌ها صرفاً افکار ذهنی است و در بسیاری از موارد هیچ اتفاقی نمی‌افتد و فرد بیمار سالم از اتاق عمل خارج می‌شود، اما فرد ساعت‌های طولانی درگیر افکار منفی و اضطراب بوده است.

این روان‌شناس با اشاره به نقش هورمون کورتیزول می‌افزاید:«وقتی آمیگدال فعال می‌شود و مغز بقا شروع به تولید افکار و هیجانات منفی می‌کند، سطح کورتیزول در خون به‌شدت بالا می‌رود. بالا رفتن کورتیزول به خودی خود بد نیست؛ چون اگر در حالت جنگ یا خطر باشم، مغزم مرا آماده می‌کند تا حمایت کنم، فرار کنم، فریاد بزنم یا کمک بخواهم. اگر کورتیزول پایین باشد، ممکن است در حالت فریز شدن قرار بگیرم و هیچ کاری نتوانم انجام دهم و بقایم به خطر بیفتد.

کبیری ادامه می‌دهد:«اما بالا رفتن سطح کورتیزول یک ضرر بزرگ دارد؛ حافظه به‌شدت بازداری می‌شود. اگر نگاه کنید، افراد در تصادف یا اتفاق‌های بزرگ می‌گویند صحنه‌ها را یادشان نمی‌آید یا از یک جایی به بعد به خاطر نمی‌آورند چه اتفاقی افتاده است. این به دلیل بالا رفتن شدید کورتیزول است. حال تصور کنید فردی که به‌طور مستمر در معرض اخبار شدید و تهدیدآمیز قرار می‌گیرد، مدام با هر خبر سطح کورتیزولش بالا می‌رود، در حالی که این رویدادها هنوز واقعی نشده‌اند. مغز شروع به تصویرسازی سناریوهای منفی می‌کند، در حالی که در واقع نه زلزله‌ای رخ داده و نه جنگی اتفاق افتاده و خطری در لحظه فرد را تهدید نمی‌کند.»

افت کورتیزول و بی‌حالی پس از اضطراب

او درباره پیامدهای افت کورتیزول نیز می‌گوید:« سطح کورتیزول معمولاً در واکنش به استرس افزایش می‌یابد و سپس برای بازگشت بدن به وضعیت تعادل کاهش پیدا می‌کند. اما گاهی این کاهش از سطح پایه نیز پایین‌تر می‌رود. در چنین شرایطی فرد دچار بی‌حالی و فرسودگی شدید می‌شود. بسیاری از ما این تجربه را داشته‌ایم که پس از یک روز بسیار هیجان‌انگیز، پرخطر یا مملو از فشار روانی، در روز بعد احساس ضعف و بی‌انرژی می‌کنیم و می‌گوییم توان انجام کار نداریم. این حالت معمولاً ناشی از افت کورتیزول به زیر سطح پایه است.

وقتی خود را به‌طور افراطی در معرض اخبار قرار دهیم، جز آسیب‌های روانی، اختلال در سیستم عصبی و تضعیف روابط خانوادگی، پیامد مثبتی به همراه ندارد

این روانشناس تأکید می‌کند:«وقتی فرد مدام در معرض اخبار حوادث و تهدید قرار می‌گیرد، سطح کورتیزول به‌شدت بالا می‌رود و دوباره افت می‌کند تا به تعادل برسد. این چرخه می‌تواند آسیب‌هایی برای قلب، فشار خون و حافظه ایجاد کند. بسیاری از افراد شکایت می‌کنند که حافظه‌شان کم شده و چیزها را یادشان نمی‌آید و فکر می‌کنند آلزایمر گرفته‌اند، در حالی که این اثر بالا رفتن سطح کورتیزول در خون است.

کبیری می‌گوید:« می‌توان با به‌کارگیری برخی راهکارها، شدت این وضعیت را کنترل کرد؛ از جمله محدود کردن مصرف اخبار. اگر رخداد مهمی قرار باشد اتفاق بیفتد، به هر حال از طرق مختلف به ما خواهد رسید. اینکه به‌صورت آگاهانه و از سر احساس خطر یا بقا، خود را به‌طور افراطی در معرض اخبار قرار دهیم، جز آسیب‌های روانی، اختلال در سیستم عصبی و تضعیف روابط خانوادگی، پیامد مثبتی به همراه ندارد.

چرا برخی افراد وسواس‌گونه اخبار تهدید و جنگ را دنبال می‌کنند؟

کبیری با اشاره به سبک‌های مقابله‌ای انسان در مواجهه با تهدید توضیح می‌دهد: «نخستین نکته در رابطه با سبک‌های مقابله‌ای این است که باید بدانیم ما سه سبک مقابله‌ای داریم: جنگ، فرار و فریز شدن. این سبک‌ها آگاهانه نیستند و افراد به‌طور ناخودآگاه وارد یکی از این الگوها می‌شوند.

او درباره سبک مقابله‌ای «جنگ» می‌گوید: «در این حالت، فرد از چیزی می‌ترسد اما برای اینکه ترس خود را نشان ندهد و بر آن غلبه کند، بیشتر خودش را در معرض آن قرار می‌دهد. مثلاً فردی که از اخبار جنگ می‌ترسد، مدام آن‌ها را دنبال می‌کند تا به خود و دیگران نشان دهد که ترسو نیست. در واقع، بدون اینکه بخواهد، خود را در معرض آسیب روانی بیشتری قرار می‌دهد؛ شبیه کسی که از ارتفاع می‌ترسد اما برای اینکه دیگران ترسش را نبینند، اولین نفر می‌پرد.

کبیری ادامه می‌دهد: «گاهی این رفتار از سیستم بقا ناشی می‌شود. فرد آن‌قدر می‌ترسد که می‌خواهد همه چیز را پیش‌بینی کند تا از آسیب جلوگیری کند، اما در عمل با قرار دادن خود در معرض استرس مداوم، اضطراب بیشتری تولید می‌کند.

او درباره سبک «فرار» نیز می‌گوید: «در سوی دیگر، برخی افراد کاملاً از اخبار و واقعیت‌ها فاصله می‌گیرند و به‌دلیل شدت ترس، هیچ چیزی را پیگیری نمی‌کنند. این افراد در سوی دیگر افراط و تفریط قرار می‌گیرند.

جداسازی از فکر؛ نخستین راهکار روان‌شناختی

کبیری نخستین راهکار را «جداسازی از فکر» معرفی می‌کند و می‌گوید: «در روان‌شناسی یک استراتژی مهم وجود دارد که به آن جداسازی از فکر گفته می‌شود. افکار ما توسط آمیگدالا تولید و در قشر پیش‌پیشانی پردازش می‌شوند. این فرآیند ناخودآگاه و برای سیستم بقاست. اما آیا همه افکاری که داریم درست هستند؟

او تأکید می‌کند: «باید از خود بپرسیم اگر این فکر را باور کنم چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا مرا به ارزش‌هایم نزدیک‌تر می‌کند؟ آیا مرا قوی‌تر، امیدوارتر و باانگیزه‌تر می‌کند؟ قطعاً نه. بنابراین اولین قدم این است که هر فکری به ذهنمان آمد، آن را مشاهده کنیم؛ حتی بنویسیم: من دارم فکر می‌کنم که نمی‌توانم، من دارم فکر می‌کنم که شاید همه بمیریم.

کبیری توضیح می‌دهد: «با این کار، اصالت فکر را می‌گیریم. به آن می‌گوییم تو فقط یک فکر هستی که برای بقا تولید شده‌ای. وقتی شرایط بحرانی است، طبیعی است که مغز مدام سناریوهای ترسناک تولید کند. اما اگر هر شب با این فکر بخوابیم که جنگ می‌شود یا می‌میریم، در حالی که هیچ اتفاقی نیفتاده، در واقع داریم به بدن خود آسیب می‌زنیم.

او برای توضیح این فرآیند از یک مثال تصویری استفاده می‌کند و می‌گوید: «می‌توانیم افکار را مثل زیرنویس تلویزیون ببینیم. ما فیلم اصلی را می‌بینیم و زیرنویس هم در حال پخش است. قرار نیست زیرنویس را قطع کنیم؛ فقط باید بپذیریم که هست، اما قرار نیست آن را بیش از حد باور کنیم.

زندگی در لحظه حال؛ دومین راهبرد برای آرامش روان

کبیری دومین راهکار را «زندگی در لحظه حال» می‌داند و تأکید می‌کند: «ذهن‌آگاه بودن یعنی تلاش کنیم در همین لحظه زندگی کنیم. وقتی آشپزی می‌کنیم، بازی می‌کنیم، مطالعه می‌کنیم یا کنار خانواده غذا می‌خوریم، تمام توجه‌مان را به همان لحظه بدهیم.

او با استناد به آموزه‌های دینی می‌گوید: «امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند گذشته بازنمی‌گردد و آینده هنوز نیامده است. زندگی یعنی همین لحظه حال. هنوز جنگی اتفاق نیفتاده و خانواده آسیبی ندیده‌اند، پس باید از همین لحظه لذت ببریم.

کبیری در پایان تأکید می‌کند: «وقتی فکرهای نگران‌کننده می‌آیند، می‌توان به آن‌ها گفت که بعداً به شما فکر می‌کنم. الان انتخاب من مطالعه است، بازی با فرزندم است یا لذت بردن از کنار خانواده بودن. اگر بعدها اتفاقی افتاد، آن زمان تصمیم می‌گیریم چه کاری بهتر است انجام دهیم.»

کودکان قربانیان خاموش اخبار منفی

ارسال شده در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایرنا

در جهانی که اخبار ناگوار از جنگ و خشونت گرفته تا حوادث و بحران‌های اجتماعی، بی‌وقفه از رسانه‌ها مخابره می‌شود، کودکان بیش از هر زمان دیگری در معرض پیام‌هایی قرار دارند که می‌تواند احساس امنیت روانی آن‌ها را تهدید کند؛ مسئله‌ای که روانشناسان کودک نسبت به پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت آن هشدار می‌دهند.

کودکان، جهان را با منطق پیچیده بزرگسالان نمی بینند بله با عینک احساسات می‌بینند. درک آن‌ها از مفاهیمی مانند جنگ، مرگ، بحران یا ناامنی، محدود و اغلب آمیخته با خیال‌پردازی است. به همین دلیل، مواجهه مستقیم یا مکرر با اخبار منفی می‌تواند ذهن کودک را دچار آشفتگی کند و احساس ترس و ناامنی را در او تقویت کند.

متخصصان سلامت روان کودک معتقدند که مدیریت آگاهانه نوع و میزان اطلاعاتی که کودک دریافت می‌کند، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های والدین در دنیای رسانه‌محور امروز است. در این خصوص با پردیس چلبی روانشناس کودک و نوجوان و روان درمانگر به گفت وگو پرداختیم.

 چرا کودکان بیشتر آسیب می‌بینند؟

به گفته پردیس چلبی، کودکان به دلیل رشد ناکامل شناختی و هیجانی، توانایی تحلیل منطقی اخبار را ندارند. آن‌ها معمولاً نمی‌توانند میان خبر و واقعیت نزدیک به زندگی خود مرز مشخصی ترسیم کنند. در نتیجه، ممکن است تصور کنند اتفاقات ناگوار هر لحظه برای خود یا خانواده‌شان رخ خواهد داد.

اخبار خشونت‌آمیز، تصاویر دلخراش، یا گزارش‌های مربوط به جنگ و بحران، می‌تواند احساس ناامنی عمیقی در ذهن کودک ایجاد کند؛ احساسی که اگر به‌موقع مدیریت نشود، به اضطراب پایدار تبدیل می‌شود.

نشانه‌های هشداردهنده در رفتار کودکان

تأثیر اخبار منفی در کودکان همیشه به‌صورت مستقیم و کلامی بروز نمی‌کند. بسیاری از کودکان احساسات خود را از طریق رفتار نشان می‌دهند. ترس‌های شبانه، کابوس، شب‌ادراری، ناخن جویدن یا وابستگی بیش از حد به والدین از نشانه‌های شایع هستند.

برخی کودکان دچار گوشه‌گیری می‌شوند و تمایل کمتری به بازی یا تعامل با همسالان دارند، در حالی که برخی دیگر پرخاشگری یا تحریک‌پذیری بیشتری از خود نشان می‌دهند. افت تمرکز در درس و بازی، تغییر در الگوی خواب و اشتها و پرسیدن مکرر سؤالات نگران‌کننده درباره مرگ، جنگ یا امنیت خانواده، از دیگر علائمی است که نیازمند توجه جدی والدین است.

والدین، نخستین خط دفاع روانی کودکان

این کارشناس تأکید دارد که خانواده مهم‌ترین پناهگاه روانی کودک است. والدین باید محتوای رسانه‌ای متناسب با سن کودک را انتخاب کنند و از قرار گرفتن او در معرض اخبار سنگین و نگران‌کننده جلوگیری کنند. توضیح ساده و صادقانه اخبار، بدون اغراق و ایجاد ترس، به کودک کمک می‌کند تا واقعیت را در چارچوبی امن درک کند.

گفت‌وگوی آرام و همدلانه، پاسخ دادن به پرسش‌های کودک با زبانی قابل فهم و پرهیز از پخش اخبار در حضور او، نقش مؤثری در کاهش اضطراب دارد. والدینی که خود با آرامش اخبار را دنبال می‌کنند، ناخواسته این آرامش را به فرزندانشان منتقل می‌کنند.

ایجاد احساس امنیت در فضای خانه

چلبی احساس امنیت روانی را یکی از اساسی‌ترین نیازهای کودکان دانست و گفت: ایجاد فضایی گرم، قابل پیش‌بینی و حمایتگر در خانه، می‌تواند اثرات منفی اخبار را تا حد زیادی خنثی کند. محبت، توجه، در آغوش گرفتن کودک و اختصاص زمان باکیفیت به او، پیام روشنی از امنیت و حمایت منتقل می‌کند.

انجام فعالیت‌های شاد، بازی‌های گروهی، ورزش، قصه‌گویی و برنامه‌های سرگرم‌کننده، به کودک کمک می‌کند تا ذهن خود را از اخبار نگران‌کننده دور کند و احساس کنترل بیشتری بر دنیای اطرافش داشته باشد.

مسئولیت رسانه‌ها در قبال کودکان

این درمانگردر ادامه گفت: در کنار خانواده، رسانه‌ها نیز مسئولیت مهمی در حفظ سلامت روان کودکان بر عهده دارند. تولید محتوای متناسب با گروه‌های سنی، استفاده از هشدارهای سنی برای برنامه‌های خبری و پرهیز از نمایش تصاویر خشن و دلخراش، از جمله اقداماتی است که می‌تواند آسیب‌های روانی را کاهش دهد.

کارشناسان معتقدند رسانه‌ها باید میان اطلاع‌رسانی و حفظ سلامت روان جامعه، به‌ویژه کودکان، تعادل برقرار کنند و از هیجان‌سازی افراطی پرهیز شود.

نقش مدارس و آموزش سواد رسانه‌ای

این روانشناس نقش محیط‌های آموزشی را در کاهش اثرات منفی اخبار موثر دانست و افزود: آموزش سواد رسانه‌ای به کودکان، به آن‌ها کمک می‌کند تا اخبار را بهتر درک و تحلیل کنند و دچار ترس‌های غیرواقعی نشوند. ایجاد فضای امن روانی در مدرسه و اطلاع‌رسانی به والدین درباره نشانه‌های اضطراب کودکان، از دیگر اقدامات ضروری در این زمینه است.

مدیریت رسانه‌های دیجیتال در خانواده

کنترل دسترسی کودکان به تلویزیون، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، یکی از توصیه‌های مهم این روان درمانگر بود. استفاده از فیلترهای مناسب سنی، قرار دادن وسایل دیجیتال در فضای مشترک خانه و تعیین زمان مشخص برای استفاده از رسانه‌ها، می‌تواند مواجهه کودک با محتوای نامناسب را کاهش دهد.

همراهی والدین هنگام استفاده کودک از رسانه‌ها و ایجاد فضای گفت‌وگوی امن درباره آنچه دیده یا شنیده است، احساس امنیت و اعتماد را در کودک تقویت می‌کند.

تنش‌های ذهنی، ریشه بسیاری از دردهای مزمن عضلانی‌اند

ارسال شده در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایرنا

 استرس در کنار آسیب‌هایی که به ذهن افراد وارد می‌کند، دشمن خاموش تندرستی بوده و مستقیماً بر ساختار فیزیکی بدن، به‌ویژه عضلات، اثر می‌گذارد. انقباضات مداوم ناشی از فشارهای روزمره، تبدیل به دردهای مزمن و خشکی‌های آزاردهنده در نواحی کلیدی بدن مانند گردن، شانه‌ها و کمر می‌شود. با در پیش گرفتن راهکارهای درست و عملی می‌توان این تنش‌های انباشته را به درستی آزاد کرد.

امروزه در دنیای پرسرعت و پرفشار، استرس دیگر یک مفهوم صرفاً ذهنی نیست. استرس یک معمای فیزیکی است که در تار و پود عضلات ما تنیده می‌شود. از کارمندی که ساعت‌ها پشت میز نشسته است تا مدیری که زیر بار تصمیم‌گیری‌های سنگین قرار دارد همگی در معرض استرس واقع شده اند.

بدن پیامی تکراری از آمادگی برای مبارزه یا فرار می‌فرستد، حتی زمانی که خطر واقعی وجود ندارد. این پاسخ تکاملی، با ترشح مداوم هورمون‌های استرس مانند کورتیزول، عضلات را در حالتی از انقباض خفیف و دائمی نگه می‌دارد. نتیجه این فرآیند، نه یک رهایی فوری، بلکه انباشت تدریجی تنش، شکل‌گیری نقاط ماشه‌ای دردناک، و کاهش دامنه حرکتی است که کیفیت زندگی روزمره را به شدت تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

مطلب منتشره در سایت Cleveland Clinic با درک این پیوند حیاتی میان ذهن و عضله، شما  را با سه ستون اثبات شده علمی از آرام‌سازی تدریجی عضلات گرفته تا کشش هوشیارانه و تمرینات ذهن و بدن آشنا می‌سازد تا بتوانید این زنجیر تنش فیزیکی را شکسته و بدن خود را به حالت تعادل و رهایی بازگردانید.

زیست‌شناسی استرس و انقباض عضلانی

هنگامی که مغز سیگنال استرس را صادر می‌کند، بدن وارد فاز جنگ یا گریز می‌شود. در این فرآیند، غدد فوق کلیوی هورمون‌هایی مانند کورتیزول و آدرنالین ترشح می‌کنند که باعث افزایش ضربان قلب و سفت شدن عضلات می‌گردد. و پیامد فیزیولوژیک برای فرد ایجاد می کند.

سفت شدن عضلات، در کوتاه مدت مفید است اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که این حالت آماده‌باش به یک عادت مزمن تبدیل شود. عضلات فرصت کافی برای رها شدن پیدا نکرده و ذخیره‌ای از تنش‌های ماهیچه‌ای Muscle Tension ایجاد می‌شود. تجمع مداوم اسید لاکتیک و مواد زائد متابولیک در این نواحی منقبض، منجر به ایجاد گره‌های دردناک  می‌شود که منبع دردهای ارجاعی و خستگی مزمن هستند.

راهکارهای اصلی رهایی از دردهای عضلانی

رهایی مؤثر از تنش عضلانی نیازمند ترکیب آگاهی ذهنی با تمرینات فیزیکی هدفمند است. سه راهکار زیر، بر اساس شواهد بالینی، اثربخشی خود را ثابت کرده‌اند:

 آرام‌سازی تدریجی عضلات

این تکنیک، سنگ بنای بسیاری از پروتکل‌های درمانی است و شامل چرخه‌ی عمدی انقباض و شل‌سازی متوالی گره‌های عضلانی است. هدف اصلی این است که بدن از طریق کنتراست شدید، یاد بگیرد که تفاوت بین تنش و رهایی کامل را حس کرده و به طور فعال عضلات را شل کند.

برای اجرای این کار ابتدا باید مرحله آماده سازی را فراهم کرد. در این مرحله  محیطی آرام پیدا کرده و روی تنفس شکمی تمرکز کنید و سپس وارد مرحله انقباض و رهایی شوید. از پاها شروع کرده و به سمت عضلات صورت حرکت کنید؛ پیشانی، چشم‌ها، فک، گردن، شانه‌ها، بازوها، شکم، ران‌ها و پاها، سپس هر گروه عضلانی را به مدت ۵ تا ۱۰ ثانیه با فشار ملایم منقبض کنید به حدی که فشار را حس کنید اما درد نگیرد، بلافاصله آن را برای ۲۰ تا ۳۰ ثانیه کاملاً رها کنید و احساس سنگینی و شل شدن را در آن ناحیه درک نمایید. دقت داشته باشید که تنفس عمیق در تمام مراحل باید حفظ شود.

حرکت هدفمند و کشش هوشیارانه

حرکات کششی سبک، کلید بازیابی انعطاف‌پذیری از دست رفته و افزایش دامنه حرکتی مفاصل تحت تأثیر تنش هستند. تمرکز باید بر روی کشش‌های ایستا همراه با تنفس‌های شکمی عمیق باشد. این کار به بهبود جریان خون  و اکسیژن‌رسانی به بافت‌های سفت شده کمک می‌کند.

به همه افراد توصیه می شود که حرکات کششی را تا جایی انجام دهید که یک کشش ملایم احساس شود، نه درد. حفظ کشش به مدت ۲۰ تا ۳۰ ثانیه در حالت رهاشده، برای بهبود طول عضلات ضروری است. تکرار این تمرینات دو تا سه بار در روز، به‌ویژه پس از دوره‌های طولانی بی‌حرکتی مانند نشستن پشت میز، حیاتی است.

تمرینات ذهن و بدن

یوگا، تای چی و مدیتیشن ابزارهای قدرتمندی برای تعدیل سیستم عصبی سمپاتیک و فعال‌سازی سیستم پاراسمپاتیک هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که این روش‌ها می‌توانند به صورت مستقیم بر کاهش سطح کلی کورتیزول و در نتیجه کاهش حس درد ناشی از تنش‌های عضلانی تأثیر بگذارند.

مکانیزم عمل در تمرینات ذهن و بدن به فرد کمک می‌کند تا اولین نشانه‌های افزایش تنش در بدن را در همان لحظه شناسایی کرده و قبل از تبدیل شدن به گرفتگی مزمن، آن را برطرف سازد.

نقش سبک زندگی و عوامل محیطی بر آرامش عضلانی

حذف تنش عضلانی نیازمند یک رویکرد چندوجهی است. علاوه بر تمرینات تخصصی بالا، توجه به عوامل محیطی و سبک زندگی نقش مکمل اما مهمی ایفا می‌کنند:

بهداشت خواب: اطمینان از خواب کافی و با کیفیت، به عضلات اجازه می‌دهد تا ترمیم شوند.

هیدراتاسیون: مصرف کافی مایعات برای حفظ خاصیت ارتجاعی بافت‌های همبند و تسهیل دفع مواد زائد ضروری است.

ارگونومی: اصلاح پوزیشن بدن در محیط کار از جمله ارتفاع مانیتور، پشتیبانی مناسب کمر برای جلوگیری از ایجاد تنش‌های مکانیکی مزمن، حیاتی است.

در صورت پایداری علائم، دردهای غیرقابل توضیح یا احساس بی‌حسی، مراجعه به پزشک متخصص برای رد سایر دلایل پزشکی مانند مشکلات دیسک یا اختلالات عصبی ضروری است. در نهایت، یادگیری زبان بدن و پاسخ دادن به نیازهای عضلات، کلید حفظ یکپارچگی جسمی در دنیای پرفشار امروز است.

یک میوه با چند خاصیت؛ سلامت با زالزالک

ارسال شده در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، توسط ایرنا

 زالزالک، میوه‌ای کوچک و قرمز با طعمی شیرین و کمی ترش است که علاوه بر خوشمزه بودن، خواص درمانی زیادی برای قلب، فشار خون و دستگاه گوارش دارد. این میوه سنتی از دیرباز در طب سنتی ایران و جهان استفاده می‌شود و می‌تواند به طور طبیعی سلامت شما را تقویت کند.

زالزالک، که در ایران به «سرخه ولیک» هم شناخته می‌شود، میوه‌ای کوچک، گرد و قرمز است که از دیرباز در طب سنتی برای تقویت سلامت قلب، بهبود هضم و افزایش مقاومت بدن در برابر بیماری‌ها استفاده می‌شده است. این میوه درختچه‌ای خودرو است که در مناطق مختلف ایران، اروپا و آسیا می‌روید. طعم آن شیرین و کمی ترش بوده و می‌توان آن را به صورت تازه، خشک یا در قالب دمنوش و عصاره مصرف کرد.

تاریخچه و مصرف سنتی زالزالک

زالزالک قدمتی طولانی در طب سنتی ایران، چین و اروپا دارد. در طب سنتی ایرانی، میوه، گل و برگ زالزالک برای درمان ضعف قلب، مشکلات گوارشی و افزایش انرژی بدن به کار می‌رفته است. در چین این میوه به عنوان تقویت‌کننده قلب و آرامش‌بخش شناخته می‌شود و در اروپا، از قرن هجدهم میلادی به عنوان داروی طبیعی قلب توصیه می‌شده است.

مصرف سنتی زالزالک شامل مربا و کمپوت برای طعم‌دهی و استفاده خوراکی، دمنوش و عصاره گیاهی برای بهره‌مندی از خواص درمانی و همچنین روغن یا تنتور برگ و گل‌ها برای آرامش و درمان خستگی بوده است.

این سابقه نشان می‌دهد که انسان‌ها از دیرباز به خواص مفید این میوه کوچک پی برده‌اند و آن را در زندگی روزمره خود جای داده‌اند.

ترکیبات مفید زالزالک

راز اصلی خواص درمانی زالزالک، مواد مغذی و ترکیبات طبیعی موجود در آن است. این میوه سرشار از:

آنتی‌اکسیدان‌ها: مواد طبیعی که با رادیکال‌های آزاد مقابله می‌کنند و از آسیب سلول‌ها جلوگیری می‌کنند. رادیکال‌های آزاد مولکول‌های ناپایداری هستند که در اثر آلودگی، استرس و تغذیه نامناسب تولید می‌شوند و باعث پیری زودرس و بیماری‌های مزمن می‌شوند.

فلاونوئیدها و پروآنتوسیانیدین‌ها: ترکیباتی که به تقویت قلب، افزایش جریان خون و حفظ انعطاف رگ‌ها کمک می‌کنند.

ویتامین‌ها و مواد معدنی: ویتامین C، ویتامین‌های گروه B و مواد معدنی مثل پتاسیم و منیزیم که برای سلامت عمومی بدن مفید هستند.

به لطف این ترکیبات، زالزالک علاوه بر خوراکی خوشمزه، نقش دارویی و محافظتی برای بدن دارد.

اثرات زالزالک بر قلب و عروق

یکی از مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین خواص زالزالک، تقویت سلامت قلب و عروق است. تحقیقات علمی نشان داده‌اند که:

بهبود عملکرد قلب در نارسایی قلبی خفیف تا متوسط: مصرف عصاره زالزالک می‌تواند خستگی و تنگی نفس را کاهش دهد و توانایی بدن را برای فعالیت روزمره افزایش دهد. مثلاً فردی که با پیاده‌روی کوتاه احساس تنگی نفس می‌کرد، بعد از مصرف منظم دمنوش زالزالک می‌تواند راه طولانی‌تر را بدون خستگی شدید طی کند.

کاهش فشار خون: زالزالک می‌تواند فشار خون سیستولیک و دیاستولیک را تا حدی کاهش دهد و به کنترل پرفشاری خون کمک کند.

محافظت از رگ‌ها و جلوگیری از سخت شدن آن‌ها: ترکیبات زالزالک به حفظ انعطاف دیواره رگ‌ها کمک می‌کنند و می‌توانند خطر بیماری‌های قلبی را کاهش دهند.

به همین دلیل، بسیاری از مکمل‌های قلبی، عصاره استاندارد زالزالک را در ترکیبات خود دارند و استفاده از آن به افرادی که به دنبال روش‌های طبیعی برای تقویت قلب هستند توصیه می‌شود.

اثرات آنتی‌اکسیدانی و ضدالتهابی

زالزالک دارای آنتی‌اکسیدان‌های قوی است که بدن را در برابر اثرات مضر رادیکال‌های آزاد محافظت می‌کنند. این ویژگی باعث می‌شود سلول‌ها دیرتر آسیب ببینند و نشانه‌های پیری و بیماری‌های مزمن کاهش پیدا کنند.

همچنین، این میوه می‌تواند التهاب بدن را کاهش دهد. التهاب مزمن عامل بسیاری از بیماری‌ها مانند مشکلات قلبی، دیابت و حتی مشکلات گوارشی است. بنابراین مصرف زالزالک به حفظ سلامت عمومی بدن و کاهش خطر بیماری‌های مزمن کمک می‌کند.

اثرات گوارشی و کمک به هضم

زالزالک علاوه بر اینکه برای قلب مفید است، می‌تواند به سیستم گوارشی نیز کمک کند. دمنوش این میوه به آرامش معده و کاهش نفخ کمک می‌کند، جذب غذا را بهبود می‌بخشد و هضم را راحت‌تر کرده و همچنین برخی مشکلات گوارشی خفیف را کاهش می‌دهد.

علاوه بر این، مصرف زالزالک ممکن است به تقویت متابولیسم و کمک به کنترل وزن کمک کند و حتی در کاهش علائم یائسگی نقش داشته باشد، هرچند برای این اثرات هنوز تحقیقات علمی بیشتری لازم است.

نحوه مصرف زالزالک در زندگی روزمره

زالزالک را می‌توان به روش‌های مختلف مصرف کرد:

میوه تازه: میوه‌های رسیده و شسته‌شده را می‌توان به صورت میان‌وعده خورد.

میوه خشک: برای دمنوش و دم‌کرده مناسب است و در فصول سرد سال قابل استفاده است.

عصاره یا مکمل استاندارد: برای اثرات قلبی بهتر، عصاره استاندارد توصیه می‌شود.

دمنوش: مصرف روزانه ۱ تا ۲ فنجان دمنوش زالزالک می‌تواند به آرامش بدن و قلب کمک کند.

با افزودن کمی عسل یا مخلوط کردن با چای‌های گیاهی دیگر، طعم دلپذیری به دمنوش داده می‌شود و استفاده روزانه آسان‌تر می‌شود.

نکات ایمنی و احتیاط‌ها

با وجود اینکه زالزالک معمولاً بی‌خطر است، اما بهتر است به چند نکته توجه داشته باشید؛ مصرف بیش از حد این میوه می‌تواند باعث تهوع یا سرگیجه شود و افرادی که داروهای قلبی مصرف می‌کنند باید قبل از استفاده با پزشک مشورت کنند، زیرا ممکن است اثر داروها را تغییر دهد. همچنین زنان باردار یا شیرده بهتر است پیش از مصرف زالزالک با پزشک مشورت کنند تا از ایمنی آن اطمینان حاصل شود.

مصرف متعادل و مطابق با توصیه‌ها، بیشترین فواید را با کمترین عوارض به همراه دارد.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!