دسته: سبک زندگی
برنامهریزی غذایی؛ کلید کنترل آشپزخانه و زندگی روزمره

برنامهریزی غذایی فراتر از صرفاً نوشتن یک لیست خرید است؛ این کار به معنای به دست گرفتن کنترل آشپزخانه و به تبع آن، زندگی روزمره است. با اختصاص دادن تنها یک تا دو ساعت در پایان هفته برای تعیین وعدههای غذایی، میتوان ساعتهای زیادی از هفته پرمشغله کاری را برای خود ذخیره کرد.
همه ما طعم سردرگمی عصرگاهی را چشیدهایم؛ لحظهای که پس از یک روز طولانی کاری، جلوی یخچال ایستادهایم و با این سؤال بیپاسخ مواجه میشویم: “امشب چه بپزیم؟” این تعلل نه تنها باعث اتلاف انرژی ذهنی میشود، بلکه اغلب به تصمیمهای شتابزدهای مثل سفارش غذای آماده یا تهیه سریعترین (و نه لزوماً سالمترین) گزینه منجر میگردد. این سبک زندگی شتابزده، بهطور نامحسوسی هم به سلامت جیب و هم به سلامت جسم ما آسیب میزند. در این میان، برنامهریزی غذایی هفتگی نه یک مد زودگذر، بلکه یک استراتژی مدیریتی قوی است که میتواند این چرخه خستگی و هزینه را متوقف کند.
برنامهریزی غذایی فراتر از صرفاً نوشتن یک لیست خرید است؛ این کار به معنای به دست گرفتن کنترل آشپزخانه و به تبع آن، زندگی روزمره است. با اختصاص دادن تنها یک تا دو ساعت در پایان هفته (معمولاً روزهای تعطیل) برای تعیین وعدههای غذایی، میتوان ساعتهای زیادی از هفته پرمشغله کاری را برای خود ذخیره کرد. این روش به ما این امکان را میدهد که خریدهای خود را هدفمند کنیم، از تخفیفها و محصولات فصلی نهایت استفاده را ببریم و مهمتر از همه، مواد مغذی لازم را به طور پیوسته در رژیم غذایی خانواده خود حفظ کنیم. به این ترتیب، آشپزی از یک وظیفه اضطرابآور به یک فرآیند لذتبخش و سازماندهیشده تبدیل میشود.
هدف این گزارش، ارائه یک راهنمای عملی و گام به گام است تا مخاطبان بتوانند با هوشمندی کامل، وعدههای غذایی کل هفته خود را آماده کنند. ما در اینجا بر روی سه ستون اصلی تمرکز خواهیم کرد: کاهش حداکثری هزینهها، صرفهجویی چشمگیر در زمان و جلوگیری کامل از اسراف مواد غذایی. با اجرای این روشها، شما نه تنها در طول ماه مبلغ قابل توجهی پسانداز خواهید کرد، بلکه خواهید دید که کیفیت تغذیه خانوادهتان نیز به طرز چشمگیری بهبود مییابد.
استراتژیهای صرفهجویی مالی و خرید هوشمندانه
بخش بزرگی از هزینههای غیرضروری آشپزخانه از خریدهای ناگهانی و غیربرنامهریزی شده ناشی میشود. برای مقابله با این موضوع، لازم است برنامهریزی غذایی با یک رویکرد مالی آغاز شود:
برنامهریزی بر اساس موجودی و حراجیها:
قبل از هر چیز، یخچال، فریزر و انباری خود را بررسی کنید. وعدههای غذایی هفته باید حول محور موادی چیده شوند که در حال حاضر در خانه دارید (استفاده از موجودی قدیمیتر برای جلوگیری از فساد) یا موادی که در فروشگاهها در تخفیف ویژه قرار گرفتهاند. خرید مواد اولیه گرانقیمت خارج از برنامه، باید به حداقل برسد.
استفاده از “قانون چندمنظوره بودن” مواد اولیه:
در برنامهریزی، موادی را انتخاب کنید که بتوانند در دو یا سه وعده غذایی مختلف استفاده شوند. برای مثال، اگر سینهی مرغ میخرید، بخشی از آن برای سوپ، بخشی برای کباب و باقی آن برای سالاد سزار استفاده شود. این کار به شما امکان میدهد مواد اولیه را به صورت عمده و ارزانتر خریداری کنید.
مدیریت لیست خرید و اجتناب از انحراف:
لیست خرید نهایی شما باید دقیق و بدون ابهام باشد. به محض ورود به فروشگاه یا بازار، فقط اقلام موجود در لیست را بردارید و از گشتوگذار در راهروهایی که نیازی به اقلام آنها ندارید، خودداری کنید. این سادهترین راه برای جلوگیری از خریدهای وسوسهانگیز و غیرضروری است.
صرفهجویی در زمان با تکنیک آمادهسازی دستهجمعی
بزرگترین مزیت برنامهریزی هفتگی، آزادسازی زمان در طول هفته است. این کار با آمادهسازی دستهجمعی یا همان Batch Prep ممکن میشود:
اصول پخت اولیه (Cooking Basics):
یک روز در هفته (مثلاً جمعه یا شنبه) را به عنوان “روز آمادهسازی” تعیین کنید. در این روز، حجم زیادی از اقلام پایهای که در طول هفته استفاده میشوند را آماده کنید:
پختن حجم زیادی از برنج، حبوبات (عدس، لوبیا) و غلات (جو، کینوا).
شستن و خرد کردن تمام سبزیجات مورد نیاز برای سالادها، سوپها و غذاهای اصلی.
مارینیت کردن (طعمدار کردن) گوشت و مرغ برای وعدههای مختلف و تقسیمبندی آنها در ظروف فریزر.
تکنیکهای آمادهسازی پیشرفته:
برای وعدههای صبحانه و ناهار، که معمولاً زمان کمی برای تهیه دارند، از روشهای زیر استفاده کنید:
صبحانههای آماده: تهیه پنکیک یا مافینهای سالم در حجم زیاد و فریز کردن آنها، یا آمادهسازی شیشههای جو دوسر (Overnight Oats) برای ۴ روز آینده.
ناهار سریع: تبدیل باقیماندهی غذای شام (Leftovers) به ناهار روز بعد. این کار نیاز به پختوپز مجدد را به صفر میرساند.
سازماندهی بر اساس “ایستگاه”:
مواد آمادهشده را در ظروف شفاف و مشخص برای هر وعده در یخچال نگهداری کنید. برای مثال، یک “ایستگاه سالاد” که در آن سبزیجات خردشده، پروتئین پخته شده (مانند مرغ گریل شده) و سسها آماده هستند، زمان آمادهسازی یک ناهار سالم را به کمتر از ۵ دقیقه میرساند.
برنامهریزی غذایی؛ کلید کنترل آشپزخانه و زندگی روزمره
از اسراف تا غذای خلاقانه
اسراف مواد غذایی نه تنها از نظر اخلاقی نادرست است، بلکه یک ضرر مالی مستقیم برای خانواده محسوب میشود. برنامهریزی هوشمندانه، ضایعات را به حداقل میرساند:
بازیابی و تبدیل باقیماندهها:
به جای دور ریختن باقیمانده غذا، آن را به عنوان یک “ماده اولیه جدید” ببینید.
استخوانهای مرغ و سبزیجات غیرقابل استفاده (مانند پوست هویج و ساقه کرفس) را فریز کنید و در نهایت از آنها برای تهیه آب مرغ یا آب سبزیجات غنی و مقوی استفاده کنید.
باقیماندهی برنج روز قبل را میتوان با افزودن چند ماده ساده، به یک پلو مخلوط یا کتلت تبدیل کرد.
سیستم “اولین ورود، اولین خروج”
در یخچال و انبار، همیشه مواد غذایی را که زودتر خریداری کردهاید (قدیمیتر هستند) جلوی دید بگذارید تا ابتدا مصرف شوند. این استراتژی ساده، عمر مفید مواد غذایی را افزایش داده و از فاسد شدن آنها در پشت قفسهها جلوگیری میکند.
انجماد هوشمندانه:
بسیاری از سبزیجات، میوهها و حتی نان را میتوان به راحتی فریز کرد. اگر متوجه شدید که میوهها در حال رسیدن بیش از حد هستند، آنها را خرد کرده و برای اسموتیهای هفتههای بعد فریز کنید. از ظروف دربسته و فریزری استفاده کنید و برچسب تاریخ بزنید تا همیشه از تازگی مواد آگاه باشید.
برنامهریزی غذایی هفتگی یک سرمایهگذاری کوچک زمانی است که بازدهی آن به شکل صرفهجویی مالی، زمان آزاد بیشتر و بهبود سلامت نمود پیدا میکند. این فرآیند به شما این امکان را میدهد که از آشپزخانه خارج شوید، کنترل را به دست بگیرید و از استرس ناشی از تصمیمگیریهای روزمره رها شوید. با اجرای منظم این سه ستون (برنامهریزی مالی، آمادهسازی دستهجمعی و مدیریت ضایعات)، شما نه تنها یک برنامهریز غذا، بلکه یک مدیر مالی و زمانی موفق برای خانه خود خواهید بود. این تغییر کوچک، آغازگر یک سبک زندگی آگاهانه و آرامشبخشتر است.
نوجوانها کم کتاب نمیخوانند؛ جور دیگری میخوانند

این روزها بارها گفته میشود که نوجوان امروز دیگر مانند نسلهای قبل کتاب نمیخواند؛ گزارهای که به اعتقاد منصوره مصطفیزاده، نویسنده و کارشناس کتاب کودک، نیازمند بررسی دقیقتری است. او معتقد است نوجوان امروز الزاماً کمتر از گذشته با متن و خواندن مواجه نیست، بلکه دامنه «خواندنیهای» او گستردهتر شده است.
منصوره مصطفیزاده، نویسنده، کارشناس کتاب کودک و روزنامهنگار در گفتوگو با خبرنگار ما درباره کاهش کتابخوانی نوجوانان نسبت به نسلهای گذشته میگوید: «دلیل این مسئله آن نیست که نوجوان امروز کمتر کتاب میخواند، بلکه خواندنیهای متنوعتری در اختیار دارد. یک نسل پیشتر، بهجز کتاب و مجله، اساساً گزینههای چندانی برای خواندن وجود نداشت؛ اما امروز نوجوانان با انواع متن در فضای ارتباطی و رسانهای مواجهاند.»
وی ادامه میدهد: «نوجوانان امروز در ارتباط با بسیاری از افراد پیرامون خود از پیامهای متنی استفاده میکنند و به همین دلیل متن کم نمیخوانند. آنها یادداشتهای زیادی را در قالب کپشن میخوانند و با متنهای متنوعی مواجهاند، اما کتاب به معنای خاص آن، نسبت به گذشته کمتر خوانده میشود.زیرا جایگزینهای دیگری برای آن وجود دارد.»
نوجوان امروز با «کمبود خواندن» مواجه نیست
مصطفیزاده معتقد است کاهش کتابخوانی نوجوانان بیش از آنکه به معنای کمشدن میل آنها به خواندن باشد، نتیجه تغییر میدان مطالعه و ظهور گزینههای جذابتر است و تأکید میکند: «دلیل این مسئله این است که جایگزینهای خوبی برای کتاب وجود دارد. البته منظورم از “خوب”، مفیدتر یا سالمتر نیست؛ بلکه جایگزینهای جذابتری برای کتابخوانی به وجود آمده است.»
وی با تأکید بر اینکه کتاب همچنان اهمیت و جایگاه خود را دارد، میگوید: «یک زمانی میتوانستیم بگوییم کتاب تنها مرجع شکلدهی به فکر و شخصیت نوجوان بوده است؛ اما امروز اینطور نیست. ما مراجع دیگری هم داریم که از طریق آنها فکر و شخصیت نوجوان شکل میگیرد.»
برای شکلگیری فرهنگ و شخصیت کودکان باید بر گزینه های جذاب ومورد علاقه آنان تمرکز کرد
این نویسنده و کارشناس کتاب کودک ادامه میدهد: «اگر هدف ما این است که فرهنگ و شخصیت شکل بگیرد و روی فکر بچهها اثر بگذاریم، باید در وهله نخست به گزینههایی فکر کنیم که برای آنها جذاب است، نه اینکه الزاماً آنها را به سمت یکی از چند گزینهای که خودمان انتخاب کردهایم، سوق دهیم.»
مصطفیزاده با اشاره به نقش پررنگ شبکههای اجتماعی در زندگی نوجوانان، بر ضرورت توجه به این فضاها تأکید میکند و میگوید: «بخشی از ماجرا این است که شبکههای اجتماعی، یعنی همان فضاهایی که میدانیم بچهها و نوجوانان حضور پررنگی در آنها دارند و از آنها الگو و ایده میگیرند، پربار شوند.مثلاً بچهها، بهطور خاص پسرها، بخش زیادی از اطلاعاتشان را در چتباکسهای بازی به دست میآورند. شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد که در فضای گفتوگو حول بازیهای رایانهای آنلاین، فکر بچهها شکل بگیرد، اما واقعیت همین است. حالا ما میتوانیم این واقعیت را بپذیریم و برای آن فکری کنیم یا نپذیریم و اجازه دهیم دیگران برای آنها فکر کنند.»
نوجوانی؛ حفظ پیوند با کتاب، نه اجبار به مطالعه
مصطفیزاده با تأکید بر اینکه کتاب با وجود تغییر شیوههای دریافت محتوا، همچنان جایگاه ویژه خود را حفظ کرده است، میگوید: «برای ما بسیار مهم است که در دوره نوجوانی، ارتباط بچهها با کتاب بهطور کامل قطع نشود.»
وی با اشاره به اینکه افت کتابخوانی در برخی مقاطع سنی پدیدهای طبیعی است، توضیح میدهد: «بسیاری از بچهها در دوره دبستان بسیار کتابخوان هستند، اما وقتی به نوجوانی میرسند، دچار افت جدی در کتابخوانی میشوند. ما همیشه میگوییم دو “چاله” در کتابخوانی وجود دارد؛ یکی ابتدای دبستان و دیگری دوره نوجوانی؛ دورههایی که بچهها ناگهان کمتر کتاب میخوانند.»
این نویسنده درباره علت این مسئله میگوید: «در ابتدای دبستان، کودک باید از شنونده کتاب به خواننده آن تبدیل شود و همین گذار برایش دشوار است. اما در نوجوانی، ماجرا متفاوت است؛ نوجوان ذاتاً دوست دارد تجربههای تازه و متنوعی داشته باشد و کتاب، به دلیل ریتم آرام و ماهیت تأملبرانگیزش، همیشه با این روحیه هیجانطلب سازگار نیست.»
به گفته مصطفیزاده، به همین دلیل نباید انتظار داشت نوجوان همان میزان مطالعه دوران کودکی را حفظ کند. او میگوید: «اصراری نداریم اگر بچهای پیش از نوجوانی هفتهای پنج کتاب میخوانده، در این دوره هم همان تعداد کتاب بخواند. هدف اصلی این است که ارتباطش با کتاب قطع نشود تا حوالی ۱۶ سالگی و پایان تقریبی دوره نوجوانی، دوباره بتواند با کتاب آشتی کند و مسیر کتابخوانی برایش بسته نشده باشد.»
وی با تأکید بر اینکه در این دوره حفظ عادت مطالعه مهمتر از نوع کتاب است، ادامه میدهد: «حتی اصراری نداریم که نوجوان حتماً کتابهای سنگین و فاخر بخواند. اتفاقاً نوجوانی زمان خواندن آثار عامهپسند است. ممکن است نوجوان بسته به علاقهاش سراغ رمانهای فانتزی، عاشقانه یا کتابهای طنز برود و این کاملاً طبیعی است؛ چون همین کتابها باعث میشوند ارتباط او با کتاب حفظ شود.»
مصطفیزاده در عین حال معتقد است اگر نوجوان در همین دوره هم به سراغ کتابهای عمیقتر و باکیفیتتر برود، میتواند فاصله قابلتوجهی با همسالان خود پیدا کند. او برای توضیح این موضوع از یک مثال ورزشی استفاده میکند و میگوید: «این دوره مثل زمانی است که در یک پیچ، همه ترمز میکنند اما یک نفر گاز میدهد؛ در اتومبیلرانی برنده همان کسی است که از این فرصت استفاده میکند. در زندگی هم کسانی جلو میافتند که در دورهای که دیگران همه چیز را رها میکنند، آنها مسیرشان را ادامه میدهند.»
هیسطوری؛ تجربهای برای پیوند جذابیت و کتابخوانی
یکی از تجربههایی که در سالهای اخیر تلاش کرد کتابخوانی نوجوانان را با قالبهای متنوعتری همراه کند، پویش «هیسطوری» بود؛ پویشی که با محوریت مجموعه «سرگذشت استعمار» و با استفاده از ابزارها و قالبهایی در کنار کتاب، تلاش کرد نوجوانان را با مطالعه همراه کند. مصطفیزاده نیز این تجربه را نمونهای موفق از ایجاد جذابیت پیرامون کتاب میداند.
او با اشاره به تجربه شخصی خود از پویش «هیسطوری»، این تجربه را نمونهای موفق از ایجاد انگیزه و جذابیت برای همراه کردن نوجوانان با کتاب میداند و میگوید: «پویشهایی مثل هیسطوری میتوانند جاذبهای ایجاد کنند که بچه را با کتابخوانی همراه کند و او را به سمت خواندن کتابهای مفیدتر و بهتر ببرد.»
وی با اشاره به پویش کتابخوانی «هیسطوری» بهعنوان یکی از نمونههای موفق ترویج مطالعه در میان نوجوانان، بر ضرورت ایجاد جذابیت و ارزش افزوده در کنار کتاب تأکید میکند و میگوید: «قرار است یک ارزش افزوده روی کتاب بگذاریم و آن را جذاب کنیم. اگر صرفاً به بچه میگفتیم “برو تاریخ بخوان”، احتمالاً این کار را نمیکرد. در هیسطوری، کتابی با نثر روان و شیرین، تاریخ استعمار را که اساساً موضوع شیرینی نیست، روایت میکند و در کنار آن، محصولات و تجربههای مکملی مانند نرمافزار، ویدئو و فرآیندهای بازی طراحی شده تا نوجوان را بیشتر با کتاب همراه کند.»
این کارشناس کتاب کودک معتقد است نقطه قوت چنین تجربههایی، حفظ پیوند همه این ابزارها با کتاب است و تصریح میکند: «همه اینها برای این طراحی میشود که به حلقه اصلی، یعنی کتابخوانی، وصل شود و این کار جواب میدهد.»
مصطفیزاده «هیسطوری» را از نمونههای موفق در حوزه ترویج کتابخوانی برای نوجوانان میداند و میگوید: « هیسطوری هم از نظر تألیف کتاب برای نوجوان و هم از نظر طراحی پویش و مسابقههایی که پیرامون آن برگزار شد، یکی از نمونههای بسیار موفق است.»
وی با اشاره به توصیه رهبر انقلاب درباره مجموعه «سرگذشت استعمار» نیز اظهار میکند: «یادم هست که رهبر شهید درباره همین کتابهای «سرگذشت استعمار» گفته بودند این کتابها برای بچهها بسیار مفید و مهم است و باید کاری کرد که آنها این کتابها را بخوانند.»
این نویسنده، استقبال نوجوانان از هیسطوری را نشانه موفقیت چنین الگوهایی در پیوند دادن سرگرمی و کتاب میداند و میافزاید: «اینکه با چنین پویشی ۶۰ هزار نوجوان این کتابها را خواندند، اتفاق ارزشمندی است. این همان قلابی است که ما دنبالش میگردیم. میدانیم بچهها از بازی، ویدئو و تماشا کردن لذت میبرند؛ بنابراین باید کتاب را هم به همان قالبهایی ببریم که نوجوان با آنها ارتباط برقرار میکند.»
بحران تمرکز؛ حلقهای که باید شکسته شود
مصطفیزاده در ادامه به یکی دیگر از چالشهای کتابخوانی نوجوانان، یعنی مسئله تمرکز، اشاره میکند و میگوید: «ما بحران تمرکز داریم. تا زمانی که تمرکز بچهها پایین است، کتابخوانی امر دشواری است و تا زمانی که کتاب نمیخوانند، تمرکزشان پایین است. این یک حلقه باطل است که در آن گرفتار میشوند.»
باید از هر فرصتی برای ترویج کتابخوانی میان بچهها استفاده کنیم و با هر قلاب و جذابیتی که در اختیار داریم، آنها را به سمت کتاب بکشانیم
وی ادامه میدهد: «باید از هر فرصتی برای ترویج کتابخوانی میان بچهها استفاده کنیم و با هر قلاب و جذابیتی که در اختیار داریم، آنها را به سمت کتاب بکشانیم. حتی مسئله تمرکز هم از همین مسیر قابل حل است؛ چون کتابخوانی به تقویت تمرکز کمک میکند و هرچه تمرکز بیشتر شود، میل و توانایی خواندن هم افزایش پیدا میکند. به این ترتیب، آن حلقه معیوب به یک چرخه سازنده تبدیل میشود.»
این نویسنده در عین حال معتقد است همه راهحلها به ابزارهای نوین، بازی یا فناوری خلاصه نمیشود و گاهی مهمترین عامل، حضور یک انسان تأثیرگذار در کنار نوجوان است. او میگوید: « در دوره نوجوانی یکی از مهمترین عواملی که بچهها را به کتابخوانی عادت میدهد، یک آدم است؛ یک معلم، یک والد یا هر کسی که بچه را در مسیر کتابخوانی همراهی کند.»
مصطفیزاده با تأکید بر نقش این همراهی عاطفی، خاطرنشان میکند: «همراهی با آن آدم برای بچه شیرین است. گاهی همین رابطه صمیمی و لذتبخش، بیش از هر برنامه یا ابزار دیگری میتواند نوجوان را به دنیای کتاب نزدیک کند و ارتباط او با مطالعه را پایدار نگه دارد.»
مادر شدن در سنین بالاتر؛ از فشار قضاوت اجتماعی تا ضرورت آمادگی روانی

افزایش سن فرزندآوری، پدیدهای است که امروزه تحت تاثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی، تحصیلی، تجربه ناباروری و غیره شاهد آن هستیم؛ در همین راستا یک روانشناس با تأکید بر ضرورت توجه به سلامت روان مادر پیش از بارداری و پرهیز از نگاه صفر و یکی به سن فرزندآوری، در عین حال معتقد است که حمایت خانوادگی، کیفیت رابطه زوجین و انعطافپذیری روانی نیز میتواند تجربه مادرشدن در سنین بالاتر را تحتتأثیر قرار دهد.
دنیا نهضت با بیان اینکه تصمیم به بچهدار شدن در سنین بالاتر تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد، اظهار کرد: تصمیم برای فرزندآوری یک تصمیم چند بعدی است و تحت تاثیر عوامل گوناگونی میباشد. افزایش سطح تحصیلات زنان، اشتغال، مسائل اقتصادی، دشواریهای یافتن شریک زندگی مناسب، ناباروری و از طرفی هم پیشرفت روشهای کمکباروری، باعث شده سن اولین بارداری در بسیاری از کشورها افزایش پیدا کند. امروزه بیش از گذشته بسیاری از زنان ترجیح میدهند زمانی مادر شوند که احساس ثبات بیشتری در هویت، رابطه عاطفی، وضعیت مالی و سلامت روان خود داشته باشند.
وی ادامه داد: طبق مطالعات انجام شده عواملی مانند آمادگی روانی برای پذیرش نقش والدگری، کیفیت رابطه زوجین و حمایت اجتماعی، از مهمترین پیشبینیکنندههای تجربه مثبت والدگری هستند و گاهی از سن تقویمی اهمیت بیشتری دارند. البته نباید فراموش کرد که هنوز هم افزایش سن میتواند احتمال برخی خطرات پزشکی برای بارداری را افزایش دهد؛ بنابراین تصمیم گیری در این زمینه بهتر است با آگاهی از ابعاد جسمانی، روانی و خانوادگی زوجین انجام شود.
فشار قضاوتهای اجتماعی بر مادران
نهضت درباره تأثیر قضاوتهای اطرافیان بر تجربه مادرانِ با سن بالاتر گفت: قضاوت اجتماعی غالباً یکی از منابع اصلی استرس و اضطراب برای این زنان است. برخی زنان سالها به دلیل نداشتن فرزند تحت فشار اطرافیان بودهاند و زمانی هم که در سن بالاتر باردار میشوند، با قضاوتهایی مانند “دیگر دیر شده” یا “توانایی بزرگ کردن بچه را نداری” روبهرو میشوند.
به گفته این روانشناس، آنچه از خود قضاوتها اهمیت بیشتری دارد، نحوه مواجهه مادر با این افکار است. آسیب اصلی زمانی ایجاد میشود که مادر این افکار را حقیقت مطلق بداند و درگیر آنها شود، اگر بتواند این قضاوتها را صرفاً بهعنوان افکار ببیند نه واقعیت، انعطافپذیری روانشناختی بیشتری خواهد داشت و راحتتر میتواند براساس ارزشها و تصمیمی که برای زندگیاش مهم است، عمل کند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، مطالعات نشان میدهند که حمایت اجتماعی یکی از مهمترین عوامل محافظتکننده در برابر اضطراب و افسردگی دوران باردای است، بنابراین حضور همسر، خانواده و افرادی که بدون قضاوت کنار مادر باشند، میتواند تجربه این دوران را بسیار آرامتر و دلپذیرتر کند.
عوامل تعیینکننده در سلامت روان مادر
وی با تأکید بر اینکه سن بهتنهایی عامل تعیینکنندهای برای سلامت روان نیست، تصریح کرد: سابقه اضطراب یا افسردگی مادر، کیفیت رابطه زناشویی، حمایت خانوادگی، استرسهای اقتصادی، کیفیت خواب، تجربه ناباروری و به طور کلی ویژگیهای شخصیتی مادر، بیش از خود سن، سلامت روان مادر را پیشبینی میکنند.
وی افزود: مطالعاتی وجود دارد که نشان میدهد زنان در سنین بالاتر، به دلیل ثبات بیشتر در زندگی، تابآوری و رضایت افزونتری از والدگری دارند. در عین حال باید توجه داشته باشیم که اگر بارداری پس از سالها درمان ناباروری یا همراه با نگرانیهای پزشکی اتفاق افتد، احتمالا اضطراب هم افزایش پیدا میکند، بنابراین نمیتوان نگاه صفر و یکی به مقوله سن بارداری داشت.
نهضت درباره چالشهای مادرانی که پس از سالها درمان ناباروری صاحب فرزند میشوند، افزود: تجربه این افراد تجربهای پیچیدهتر است؛ این مادران معمولا ترکیبی از شادی، امید، ترس و نگرانی را همزمان تجربه میکنند. ترس مداوم از دستدادن جنین، کمالگرایی افراطی در نقش مادری، احساس مسئولیت افراطی در قبال فرزند، اضطراب مداوم در مورد سلامت فرزند و حتی نگرانی بیش از حد بابت اینکه همه چیز خوب پیش خواهد رفت یا خیر، از جمله دغدغههای این مادران است. انتظار مادری کامل بودن، میتواند زمینه فرسودگی والدگری را فراهم کند.
نهضت درباره راهکارهای کاهش استرس و افزایش آمادگی روانی برای والدگری گفت: آمادگی روانی برای والد شدن، به اندازه آمادگی جسمانی اهمیت دارد. قبل از هر چیز باید بدانیم که تجربه استرس در آستانه والد شدن کاملا طبیعی است؛ چون والدگری یکی از بزرگترین تغییرات زندگی هر فرد است. آنچه اهمیت دارد این است که والدین با افزایش آگاهی درباره بارداری، نیازهای کودک و مهارتهای فرزندپروری، خود را برای این تغییر آماده کنند. همچنین خوب است از خود بپرسند: «من عمیقا میخواهم چه نوع پدر یا مادری باشم؟» پاسخ به این سوال میتواند مسیر والدگری هر فرد را روشنتر کند.
وی افزود: در کنار این موضوع، یادگیری مهارت تنظیم هیجان نیز بسیار مهم است. تنظیم هیجان به این معنا نیست که اضطراب، ترس یا غم را تجربه نکنیم، بلکه یعنی بتوانیم با وجود این احساسات، همچنان همان پدر یا مادری باشیم که عمیقا دوست داریم باشیم. در نهایت، والدین نباید انتظار کاملبودن از خود داشته باشند. کودکان به والد بینقص نیاز ندارند، بلکه به والدی به اندازه کافی خوب نیاز دارند، به همین دلیل، یادگیری مهارت شفقت به خود، به جای خودسرزنشگریهای مداوم میتواند از فرسودگی والدگری پیشگیری کند و به والدین کمک کند با مهربانی بیشتری با خودشان برخورد کنند. همچنین حمایت همسر، خانواده و داشتن یک شبکه حمایتی امن، نقش مهمی در کاهش استرس و افزایش آمادگی روانی والدین دارد.
نهضت با اشاره به اینکه احساس گناه، تردید یا نگرانی درباره آینده فرزند در این مادران شایع است، اظهار کرد: لزوما این موارد نشانه اختلال روانشناختی نیست. بسیاری از مادران در سن بالاتر نگران آینده فرزند، وضعیت جسمانی خود در سالهای بعد و یا فاصله سنی با فرزندشان هستند. مشکل زمانی ایجاد میشود که این نگرانیها تبدیل به نشخوار فکری یا اجتنابهایی شود که در روند زندگی روزمره فرد اختلال ایجاد کند.
نقش همسر و خانواده در سلامت روان مادر
وی با بیان اینکه همسر و خانواده در سلامت روان مادران با سن بالاتر نقش مهمی دارند، اظهار کرد: حمایت همسر یکی از قویترین و مهمترین عوامل محافظ سلامت روان مادر است. همسر میتواند با مشارکت در مراقبتهای بارداری، حمایت هیجانی، تقسیم مسئولیتها، تصدیق و اعتباربخشی به احساسات مادر استرس او را به شکل قابل توجهی کاهش دهد. خانوادهای که به جای قضاوت، پذیرا و همدلانه کنار مادر قرار میگیرد تا حد زیادی میتوانند عبور از این دوران جدی و پرمسئولیت را برای مادر تسهیل کنند.
این روانشناس درباره اینکه یک زن میتواند در سن مناسب مادر شود یا زمانی که آمادگی روانی واقعی دارد، گفت: مطالعات نشان میدهد در دنیا نمیتوان گفت کدام یک از دیگری مهمتر است. از یک طرف نمیتوان بر واقعیتهای زیستی افزایش سن چشمپوشی کرد و از طرف دیگر آمادگی روانی، رابطه زوجین، ثبات موارد بسیار مهم و تعیین کننده در رشد کودک است. بهترین زمان موقعی است که تعادلی بین آمادگی جسمانی، روانی و شرایط زندگی زوجین وجود داشته باشد، نه صرفا سن پایین تضمینکننده والدگری مطلوب است و نه صرف آمادگی روانی میتواند جبران کننده همه محدودیتهای زیستی و بیولوژیکی باشد.
وی با اشاره به شکاف نسلی احتمالی میان والدین مسنتر و فرزندان، خاطرنشان کرد: سن بیشتر والدین بهخودیخود مشکلآفرین نیست؛ آنچه اهمیت دارد انعطافپذیری آنهاست. اگر والدین بتوانند با تغییرات فرهنگی ، فناوری و نیازهای نسل جدید همراه شوند، شکاف نسلی به حداقل میرسد، اما اگر سبک فرزندپروری والدین خشک، کنترلگر یا غیرمنعطف باشد، احتمال تعارض بیشتر میشود. خانوادههای زیادی را میبینیم که با وجود اختلاف سنی مناسب با فرزندانشان تعارضات زیادی را تجربه میکنند. مطالعات نشان میدهد کیفیت رابطه والد – فرزند بسیار مهمتر از فاصله سنی است.
اهمیت مراجعه به روانشناس پیش از بارداری
نهضت با بیان اینکه مراجعه به روانشناس پیش از بارداری یا در دوران بارداری برای زنان باید اهمیت داشته باشد، گفت: در بسیاری از کشورها سلامت روان، بخشی از مراقبتهای استاندارد دوران بارداری برای همه گروهها محسوب میشود. مشاوره پیش از بارداری میتواند به والدین کمک کند نگرانیهای خود را بشناسند، تعارضات حل نشده زوجین را بررسی کنند. سبکهای دلبستگی و طرحوارههای خود را بهتر بشناسند تا بتوانند فارغ از آسیبهایی که خودشان در زندگی از کودکی تجربه کردهاند، فرزندشان را تربیت کنند.
به گفته وی، خیلی اوقات والدین به آسیبهایی که خودشان دیدهاند بیتوجه هستند و ناخودآگاه براساس همان آسیبها با فرزندانشان رفتار میکنند و بدون اینکه قصدی در کار باشد، فرزندانشان را هم قربانی صدمههایی که از کودکی خورده بودند، میکنند. والدین می توانند با مراجعه به روانشناس مهارتهای تنظیم هیجان را بیاموزند. توجه به این مساله حائز اهمیت است که این کار فقط برای پیشگیری از اختلالات روانی نیست، بلکه سرمایهگذاری برای کیفیت رابطه آینده والد و کودک است.
نهضت در پایان صحبتهایش با تاکید بر اهمیت مراجعه به روانشناس در دوران پیش از بارداری، یادآور شد: به جای اینکه فقط از خودتان بپرسید «آیا دیر شده؟» از خود بپرسید:« آیا در کنار مراقبتهای پزشکی، برای مراقبت از سلامت روان خودم، رابطه با همسرم و مهارتهای والدگری نیز آماده میشوم؟» کودکان بیش از آنکه به والدین کامل نیاز داشته باشند، به والدینی نیاز دارند که بتوانند اشتباه کنند، یاد بگیرند، انعطاف داشته باشند و با خود و فرزندشان مهربان باشند. سن یکی از عوامل والدگری است، اما کیفیت رابطه، امنیت عاطفی و سلامت روان والدین، نقش تعیینکنندهتری در رشد سالم کودک خواهد داشت.
وقتی پیامرسانها به زبان طبیعی نسل جدید تبدیل میشوند

صدای زنگ تلفن که بلند میشود، خیلیها قبل از اینکه دستشان به دکمه پاسخ برسد، لحظهای مکث میکنند. بعضی تماس را رد میکنند، بعضی منتظر میمانند زنگ تمام شود و چند ثانیه بعد تنها یک پیام میفرستند: «ببخشید، پیام بده.» حتی عدهای ترجیح میدهند هیچ تماسی را پاسخ ندهند و گفتوگو را از همان ابتدا به صفحه چت منتقل کنند.
این روزها برای بسیاری از جوانان، تماس تلفنی دیگر اولین انتخاب نیست. حتی برای تبریک گفتن، احوالپرسی، هماهنگی یک قرار یا گفتوگویی که شاید چند دقیقه بیشتر طول نکشد، پیامرسانها ترجیح داده میشوند. بسیاری از والدین از این گلایه میکنند که فرزندشان ساعتها در فضای مجازی با دوستانش در ارتباط است، اما برای پاسخ دادن به یک تماس چند دقیقهای اشتیاقی ندارد. از آن سو، خود جوانها میگویند مکالمه تلفنی برایشان خستهکننده، پراسترس یا دستکم غیرضروری است؛ «پیام بده، راحتترم.»
اما آیا این فقط یک تغییر سلیقه است یا پشت این رفتار، تغییرات عمیقتری در شیوه ارتباط، مدیریت هیجان و روابط انسانی رخ داده است؟
دکتر آرزوسادات ملکنیا، متخصص روانشناسی تربیتی، معتقد است آنچه امروز در الگوی ارتباطی نسل جدید دیده میشود، صرفاً نتیجه پیشرفت فناوری نیست، بلکه بازتاب تحولاتی است که سبک تجربه احساسات، مرزهای ارتباطی و کیفیت روابط میان افراد را نیز دگرگون کرده است.
ملکنیا با اشاره به اینکه این پدیده را نباید صرفاً یک تغییر سلیقه یا پیامد پیشرفت فناوری دانست، میگوید: از منظر روانشناسی، این موضوع بازتابی از تغییرات عمیق در شیوه تجربه و مدیریت هیجان در نسل جدید است.
جوانان با انتخاب زمان و شیوه پاسخگویی، به دنبال مدیریت فشار محیطی و حفظ استقلال روانی خود هستند، نه لزوماً بیمیلی به ارتباطبه گفته او، جوانان امروز در فضایی رشد کردهاند که ارتباطات دیجیتال بخش جداییناپذیر زندگی روزمره آنها بوده است؛ بنابراین ارتباط نوشتاری برای آنها یک ابزار جایگزین نیست، بلکه یک زبان ارتباطی طبیعی محسوب میشود.
وی یکی از مفاهیم مهم در این زمینه را «تنظیم هیجان» عنوان میکند و توضیح میدهد: تماس تلفنی فرد را در موقعیت پاسخدهی فوری قرار میدهد و فرصت اندکی برای پردازش شناختی و تنظیم پاسخ فراهم میکند؛ در حالی که پیامرسانها امکان تأمل، بازنگری و انتخاب آگاهانهتر کلمات را ایجاد میکنند.
به گفته این متخصص روانشناسی تربیتی، این ویژگی برای افرادی که اضطراب اجتماعی، ترس از قضاوت یا حساسیت بینفردی بیشتری دارند، احساس امنیت روانی بیشتری به همراه دارد.
ملکنیا همچنین با اشاره به اهمیت مفهوم «کنترل بر مرزهای ارتباطی» در دنیای امروز تأکید میکند: بسیاری از جوانان ترجیح میدهند خودشان زمان و شیوه پاسخگویی را انتخاب کنند. این مسئله را نباید صرفاً به عنوان بیمیلی به ارتباط تفسیر کرد، بلکه میتوان آن را تلاشی برای حفظ استقلال روانی و مدیریت فشارهای محیطی دانست.
آیا پیامهای کوتاه، صمیمیت را هم کوتاه کردهاند؟
این متخصص روانشناسی تربیتی با اشاره به پیامدهای تغییر الگوی ارتباطی بر روابط خانوادگی و عاطفی میگوید: براساس نظریههای ارتباطات بینفردی، بخش قابل توجهی از پیامهای انسانی از طریق نشانههای غیرکلامی منتقل میشود؛ از جمله لحن صدا، سرعت گفتار، مکثها، شدت هیجان و کیفیت حضور روانی فرد در ارتباط. این مؤلفهها نقش مهمی در شکلگیری همدلی، اعتماد و صمیمیت دارند.
ارتباطات نوشتاری اگر تنها باشند، صمیمیت را میگیرند؛ اما در کنار دیدارهای حضوری و تماسها، روابط را تقویت میکنند.
وی ادامه میدهد: ارتباطات متنی اگرچه انتقال اطلاعات را تسهیل میکنند، اما ظرفیت محدودی برای انتقال ظرافتهای هیجانی دارند؛ به همین دلیل احتمال سوءبرداشت، تفسیرهای نادرست و احساس فاصله عاطفی در آنها بیشتر است.
ملکنیا میافزاید: احساس امنیت در روابط نزدیک معمولاً از طریق تجربه «در دسترس بودن عاطفی» شکل میگیرد. شنیدن صدای فردی که دوستش داریم یا حضور فیزیکی او، پیامهای آرامشبخش بیشتری به دستگاه عصبی منتقل میکند تا خواندن چند جمله کوتاه در یک صفحه نمایش.
وی تأکید میکند: اگر ارتباطات نوشتاری جایگزین کامل تعاملات عمیق شوند، احتمال کاهش صمیمیت وجود دارد؛ اما اگر در کنار تماسهای صوتی، تصویری و دیدارهای حضوری مورد استفاده قرار گیرند، میتوانند به حفظ و حتی تقویت روابط کمک کنند.
نه بازگشت به گذشته؛ نه تسلیم کامل در برابر فناوری
ملکنیا با تأکید بر اینکه مقابله و مقاومت در برابر تحولات نسلی معمولاً به شکاف بین نسلها منجر میشود، اظهار میکند: هر نسل متناسب با شرایط فرهنگی، اجتماعی و فناوری زمان خود، الگوهای ارتباطی ویژهای را توسعه میدهد.
وی معتقد است راهکار مؤثر، نه بازگشت کامل به گذشته و نه پذیرش بیقید و شرط وضعیت موجود، بلکه ایجاد نوعی «سواد ارتباطی» است؛ به این معنا که افراد بیاموزند هر ابزار ارتباطی برای چه موقعیتی مناسبتر است.
پیام متنی میتواند برای هماهنگیهای روزمره بسیار کارآمد باشد، اما حل سوءتفاهم، بیان احساسات عمیق، دلجویی، حمایت عاطفی یا تصمیمگیریهای مهم معمولاً به ارتباطی غنیتر نیاز دارد.
وی همچنین تأکید میکند خانوادهها میتوانند با ایجاد فرصتهای گفتوگوی واقعی، صرف زمان مشترک بدون حضور تلفن همراه و تقویت مهارت شنیدن فعال، کیفیت روابط را افزایش دهند؛ زیرا آنچه سلامت روان روابط را تضمین میکند، نوع ابزار ارتباطی نیست، بلکه کیفیت حضور روانی افراد در رابطه است.
ملکنیا در پایان خاطرنشان میکند: اگرچه فناوری شکل ارتباطات را تغییر داده است، اما نیازهای بنیادین انسان همچنان ثابت ماندهاند. انسان امروز نیز همانند گذشته نیازمند تعلق، دلبستگی، همدلی، پذیرش و صمیمیت است و هنر زندگی در عصر دیجیتال آن است که از فناوری برای تقویت این نیازها استفاده کنیم، نه اینکه اجازه دهیم فناوری جایگزین آنها شود.
کمبود ویتامین دی؛ تهدیدی خاموش برای سلامت کودکان

کمبود ویتامین D در کودکان، یکی از چالشهای خاموش اما روبهگسترش در سلامت عمومی است که میتواند روند طبیعی رشد را مختل کرده و زمینهساز مشکلاتی از جمله ضعف استخوانها، تأخیر در تکامل و افزایش ابتلا به عفونتها شود.
گروه ایرنا زندگی – رشد قدی و استحکام استخوانها از مهمترین نگرانیهای والدین در سالهای اولیه زندگی کودک است. در این میان، ویتامین D نقشی کلیدی و گاه کمتر دیدهشده دارد، ویتامینی که بهدرستی از آن به عنوان «معمار قد کودک» یاد میشود. این ماده حیاتی نهتنها در ساخت و استحکام استخوانها مؤثر است، بلکه در عملکرد سیستم ایمنی، سلامت عضلات و حتی پیشگیری از برخی بیماریها نقش دارد. با این حال، کمبود آن در میان کودکان شایع است و در صورت بیتوجهی میتواند پیامدهای جدی برای رشد و سلامت کودک به همراه داشته باشد.
ویتامین D چیست و چرا اهمیت دارد؟
ویتامین D یک ویتامین محلول در چربی است که بدن برای جذب کلسیم و فسفر به آن نیاز دارد. این دو ماده معدنی برای رشد و استحکام استخوانها و دندانها ضروری هستند. بدون ویتامین D کافی، حتی اگر کودک تغذیه مناسبی داشته باشد، بدن نمیتواند از این مواد معدنی بهخوبی استفاده کند و در نتیجه روند رشد طبیعی مختل میشود.
به گفته نهادهای معتبری مانند سازمان بهداشت جهانی و آکادمی اطفال آمریکا، کمبود ویتامین D یکی از مشکلات شایع تغذیهای در کودکان در سراسر جهان است و میتواند منجر به بیماریهایی مانند نرمی استخوان (راشیتیسم) شود.
نقش ویتامین D در رشد کودک
ویتامین D در چندین فرآیند حیاتی بدن کودک نقش دارد. مهمترین این نقشها شامل موارد زیر است.
تقویت استخوانها: این ویتامین به جذب کلسیم کمک میکند و در نتیجه باعث افزایش تراکم و استحکام استخوانها میشود.
رشد قدی: کمبود آن میتواند رشد طولی استخوانها را کند کرده و در موارد شدید باعث کوتاهی قد شود.
سلامت دندانها: دندانهای سالم و مقاوم به ویتامین D وابسته هستند.
تقویت سیستم ایمنی: این ویتامین به بدن کمک میکند تا در برابر عفونتها، بهویژه عفونتهای تنفسی، مقاومت بیشتری داشته باشد.
عملکرد عضلات: ویتامین D در تقویت عضلات نیز نقش دارد و از ضعف و خستگی زودرس جلوگیری میکند.
علائم کمبود ویتامین D در کودکان
کمبود ویتامین D ممکن است در ابتدا با علائم خفیف بروز کند، اما با گذشت زمان میتواند به مشکلات جدیتری منجر شود. برخی از مهمترین نشانهها عبارتند از:
تاخیر در رشد و تکامل: کودکانی که با کمبود این ویتامین مواجه هستند، ممکن است دیرتر از همسالان خود دندان دربیاورند، راه بروند یا رشد قدی مناسبی نداشته باشند.
تعریق غیرعادی سر: یکی از نشانههای کمتر شناختهشده، تعریق زیاد در ناحیه سر، بهویژه هنگام خواب است.
عفونتهای مکرر: کاهش سطح ویتامین D میتواند سیستم ایمنی را تضعیف کند و باعث ابتلای مکرر به سرماخوردگی و عفونتهای تنفسی شود.
دردهای استخوانی و عضلانی: درد در پاها، بهویژه در شب، خستگی زودهنگام و ضعف عضلانی از دیگر علائم هستند.
تغییر شکل استخوانها: در موارد شدید، ممکن است تغییراتی مانند پاهای پرانتزی یا ناهنجاریهای استخوانی مشاهده شود که نشانهای از بیماری راشیتیسم است.
دلایل کمبود ویتامین D
کمبود این ویتامین معمولاً به دلایل متعددی رخ میدهد که برخی از آنها به سبک زندگی مدرن مرتبط هستند.
کمبود نور خورشید: مهمترین منبع تولید ویتامین D در بدن، نور مستقیم خورشید است. کودکانی که زمان زیادی را در خانه میگذرانند یا کمتر در معرض نور خورشید قرار میگیرند، بیشتر در معرض کمبود هستند.
رژیم غذایی نامناسب: مصرف ناکافی مواد غذایی غنی از ویتامین D مانند ماهیهای چرب (سالمون، ساردین)، تخممرغ و لبنیات غنیشده میتواند یکی از دلایل اصلی باشد.
سبک زندگی کمتحرک: استفاده بیش از حد از وسایل دیجیتال و کاهش بازی در فضای باز، میزان دریافت نور خورشید را کاهش میدهد.
مشکلات جذب: برخی بیماریهای رودهای که باعث اختلال در جذب مواد غذایی میشوند، میتوانند منجر به کمبود این ویتامین شوند، هرچند این موارد نسبتاً نادر هستند.
راهکارهای جبران کمبود ویتامین D
خوشبختانه کمبود ویتامین D در اغلب موارد قابل پیشگیری و درمان است. برای تأمین این ویتامین، میتوان از راهکارهای زیر استفاده کرد.
تغذیه مناسب: مصرف مواد غذایی غنی از ویتامین D مانند ماهیهای چرب، زرده تخممرغ و لبنیات غنیشده توصیه میشود. همچنین برخی غلات صبحانه نیز با این ویتامین غنی شدهاند.
مصرف مکملها: در بسیاری از موارد، بهویژه در نوزادان و کودکان کمسن، پزشکان مصرف مکمل ویتامین D را توصیه میکنند. این مکملها باید حتماً تحت نظر پزشک مصرف شوند تا از بروز عوارض ناشی از مصرف بیش از حد جلوگیری شود.
نور خورشید: قرار گرفتن روزانه کودک در معرض نور مستقیم خورشید به مدت ۱۰ تا ۲۰ دقیقه (بسته به شرایط آبوهوایی و نوع پوست) میتواند به تولید طبیعی این ویتامین کمک کند. البته باید از قرار گرفتن طولانیمدت و بدون محافظت در برابر آفتاب خودداری کرد.
نکات مهم برای والدین
در مدیریت سطح ویتامین D کودک، توجه به چند نکته ضروری است.
پرهیز از مصرف خودسرانه: مصرف بیش از حد ویتامین D میتواند منجر به مسمومیت و مشکلاتی مانند افزایش کلسیم خون شود.
انجام آزمایش خون: برای تشخیص دقیق کمبود، انجام آزمایش خون ضروری است و باید تحت نظر پزشک انجام شود.
توجه به نوزادان: نوزادانی که از شیر مادر تغذیه میکنند، معمولاً نیاز به دریافت مکمل ویتامین D دارند، زیرا شیر مادر بهتنهایی مقدار کافی از این ویتامین را تأمین نمیکند.
پیگیری رشد کودک: بررسی منظم رشد قد و وزن کودک میتواند به تشخیص زودهنگام مشکلات کمک کند.
پیشگیری ساده از یک تهدید خاموش در رشد کودکان
ویتامین D یکی از مهمترین عوامل در رشد سالم کودکان است؛ ویتامینی که نقش آن فراتر از استحکام استخوانهاست و بهطور مستقیم بر کیفیت زندگی و سلامت عمومی کودک تأثیر میگذارد. کمبود این ویتامین، بهویژه در دنیای امروز که کودکان زمان بیشتری را در فضای بسته سپری میکنند، به یک چالش جدی تبدیل شده است.
با این حال با آگاهی والدین، اصلاح سبک زندگی، تغذیه مناسب و در صورت لزوم مصرف مکملها، میتوان بهراحتی از بروز این مشکل پیشگیری کرد. توجه به علائم اولیه و مراجعه به پزشک در صورت مشاهده نشانههای کمبود، نقش مهمی در حفظ سلامت و رشد طبیعی کودک دارد.
تنگی انگشتر و کفش در گرما؛ واکنش طبیعی بدن یا هشدار جدی؟

با افزایش دمای هوا، بسیاری از افراد متوجه میشوند که انگشترشان تنگتر شده، کفشها به سختی پا میروند یا دستها و پاهایشان کمی متورم به نظر میرسد. این اتفاق در بیشتر موارد واکنش طبیعی بدن برای مقابله با گرماست و جای نگرانی ندارد اما گاهی نیز میتواند نشانه یک مشکل جدی باشد.
بدن انسان برای حفظ دمای طبیعی خود، سازوکارهای مختلفی را به کار میگیرد. یکی از مهمترین این سازوکارها، گشاد شدن رگهای خونی نزدیک سطح پوست است. زمانی که هوا گرم میشود، رگها بازتر میشوند تا خون بیشتری به سطح پوست برسد و گرمای بدن راحتتر از طریق تعریق و تبادل حرارتی با محیط خارج شود.
هرچند این فرآیند به خنک شدن بدن کمک میکند اما باعث میشود بخشی از مایعات موجود در رگهای خونی به بافتهای اطراف نشت کند. نتیجه این اتفاق ایجاد ورم خفیف در دستها، پاها، مچ پا و گاهی انگشتان است. پزشکان این وضعیت را «ادم وابسته به گرما» مینامند که معمولا در افراد سالم نیز رخ میدهد و پس از خنک شدن بدن یا استراحت برطرف میشود. این نوع ورم معمولا بدون درد است، به تدریج ایجاد میشود و هر دو دست یا هر دو پا را درگیر میکند.
نقش جاذبه در تجمع مایعات
یکی دیگر از دلایل مهم ورم پاها در روزهای گرم، تاثیر نیروی جاذبه است. وقتی فرد برای مدت طولانی میایستد یا مینشیند، خون و مایعات بدن بیشتر در اندامهای تحتانی تجمع پیدا میکنند.
در حالت طبیعی عضلات ساق پا مانند یک پمپ عمل میکنند و با هر قدم زدن خون را به سمت قلب بازمیگردانند. اما زمانی که فرد برای مدت طولانی بیحرکت باشد، این پمپ عضلانی به خوبی عمل نمیکند و بازگشت خون کاهش مییابد. در نتیجه، فشار داخل رگهای پا افزایش پیدا کرده و مایع بیشتری وارد بافتها میشود. به همین دلیل بسیاری از افراد پس از ساعت ها رانندگی، سفر، کار پشت میز یا ایستادن طولانی، احساس سنگینی و ورم در پاهای خود دارند که در هوای گرم شدیدتر نیز میشود.
چه کسانی بیشتر در معرض ورم ناشی از گرما هستند؟
اگرچه این مشکل ممکن است برای هر فردی رخ دهد اما برخی افراد بیشتر در معرض آن قرار دارند. افراد سالمند به دلیل تغییرات طبیعی در رگهای خونی و کاهش کارایی گردش خون، بیشتر دچار ورم میشوند. همچنین زنان باردار به علت افزایش حجم خون و فشار رحم بر رگهای لگنی، بیشتر با این مشکل مواجه هستند.
افراد دارای اضافه وزن، مبتلایان به بیماریهای وریدی، کسانی که ساعتهای طولانی پشت میز مینشینند یا مشاغلی دارند که نیازمند ایستادن مداوم است نیز احتمال بیشتری برای تجربه این نوع ورم دارند. البته وجود بیماریهایی مانند نارسایی قلب، بیماریهای کلیوی، مشکلات کبدی یا اختلالات تیروئید نیز میتواند باعث ورم اندامها شود. بنابراین نباید هر نوع ورم را صرفاً به گرمای هوا نسبت داد.
چگونه ورم ناشی از گرما را کاهش دهیم؟
خوشبختانه در بیشتر موارد، ورم ناشی از گرما با چند اقدام ساده کاهش پیدا میکند و نیازی به درمان دارویی ندارد.
– بالا نگه داشتن پاها
یکی از موثرترین راهکارها قرار دادن پاها بالاتر از سطح قلب است. این کار باعث میشود جاذبه در جهت بازگشت خون عمل کند و تجمع مایعات در پاها کاهش یابد. حتی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه استراحت با پاهای بالا میتواند ورم را تا حد زیادی کمتر کند.
– حرکت دادن پاها و راه رفتن
فعال بودن عضلات ساق پا، جریان خون را بهبود میبخشد. اگر مجبور هستید مدت زیادی پشت میز بنشینید یا در سفر باشید، هر ۳۰ تا ۶۰ دقیقه چند دقیقه راه بروید. حرکت دادن مچ پا، خم و راست کردن انگشتان و چرخاندن پاها نیز به فعال شدن پمپ عضلانی ساق کمک میکند.
– خنک کردن دست و پا
قرار دادن دست یا پا در آب خنک میتواند رگهای خونی را به حالت طبیعی بازگرداند و احساس تورم را کاهش دهد. البته استفاده از آب بسیار سرد یا یخ توصیه نمیشود، زیرا تغییر ناگهانی دما ممکن است موجب انقباض شدید رگها و ناراحتی بیشتر شود.
– رفتن به محیط خنک
اگر در فضای باز یا محیط بسیار گرم حضور دارید، ورود به محیط دارای تهویه مناسب یا سایه میتواند به سرعت دمای بدن را کاهش دهد و روند ورم را متوقف کند.
– نوشیدن آب کافی
برخلاف تصور برخی افراد، نوشیدن آب باعث افزایش ورم ناشی از گرما نمیشود. کمآبی بدن میتواند مکانیسمهای تنظیم مایعات را مختل کند و حتی احتمال تورم را افزایش دهد. مصرف آب کافی در طول روز، بهویژه هنگام فعالیت بدنی یا قرار گرفتن در هوای گرم، برای حفظ عملکرد طبیعی گردش خون ضروری است.
چگونه از ورم ناشی از گرما پیشگیری کنیم؟
پیشگیری همیشه آسان تر از درمان است و با رعایت چند نکته ساده میتوان احتمال ایجاد این مشکل را کاهش داد. نخست اینکه از ایستادن یا نشستن طولانی خودداری کنید. اگر شرایط شغلی اجازه نمیدهد، دستکم هر نیم ساعت چند دقیقه قدم بزنید یا پاهای خود را حرکت دهید.
استفاده از کفشهای راحت، با پنجه مناسب و جورابهایی که فشار زیادی به پا وارد نمیکنند نیز اهمیت زیادی دارد. کفشهای تنگ میتوانند گردش خون را مختل کرده و ورم را تشدید کنند. همچنین مصرف بیش از حد نمک موجب افزایش احتباس آب در بدن میشود. افرادی که رژیم غذایی پرنمک دارند، بهتر است میزان مصرف نمک، غذاهای فرآوریشده، فستفودها و تنقلات شور را کاهش دهند.
در روزهای بسیار گرم پوشیدن لباسهای سبک و خنک، ماندن در سایه، استفاده از وسایل سرمایشی و پرهیز از فعالیت شدید در ساعات اوج گرما نیز به کاهش فشار وارد بر سیستم تنظیم دمای بدن کمک میکند.
چه زمانی ورم طبیعی نیست؟
اگرچه ورم ناشی از گرما معمولا بیخطر است، اما برخی علایم میتوانند نشانه بیماریهای مهم باشند و نباید نادیده گرفته شوند. یکی از مهمترین هشدارها، ورم ناگهانی تنها در یک پا است. اگر این ورم همراه با درد، قرمزی یا گرم شدن پوست باشد، احتمال وجود لخته خون در وریدهای عمقی مطرح میشود که نیازمند بررسی فوری پزشکی است. همچنین اگر ورم حتی پس از استراحت، خنک شدن بدن یا خواب شبانه از بین نرود یا به تدریج شدیدتر شود، باید علت آن توسط پزشک بررسی شود.
ورم همراه با تنگی نفس، درد قفسه سینه، احساس فشار روی سینه یا تپش قلب نیز میتواند نشانه مشکلات قلبی یا ریوی باشد و مراجعه فوری به مراکز درمانی را ضروری میکند. در افرادی که سابقه بیماری قلبی، کلیوی یا کبدی دارند، بروز یا تشدید ورم نیز باید جدی گرفته شود.
آیا مصرف داروهای ادرارآور راهحل مناسبی است؟
برخی افراد با مشاهده ورم، خودسرانه از داروهای ادرارآور استفاده میکنند. متخصصان تاکید میکنند که این کار میتواند خطرناک باشد. در بسیاری از موارد ورم ناشی از گرما به دلیل اختلال در توزیع مایعات بدن ایجاد میشود، نه افزایش حجم مایعات. بنابراین مصرف خودسرانه داروهای ادرارآور ممکن است موجب کمآبی بدن، افت فشار خون و برهم خوردن تعادل الکترولیتها شود. به همین دلیل مصرف هرگونه داروی ادرارآور باید تنها با تجویز پزشک انجام شود.
ورم دست و پا در گرما، طبیعی یا نگرانکننده؟
ورم دست و پا در روزهای گرم تابستان معمولا نتیجه واکنش طبیعی بدن برای دفع گرما و افزایش جریان خون در سطح پوست است. این وضعیت اغلب خفیف، موقتی و بدون خطر بوده و با اقداماتی مانند استراحت، بالا قرار دادن پاها، حرکت دادن اندامها، نوشیدن آب کافی و قرار گرفتن در محیط خنک بهبود پیدا میکند.
با این حال نباید همه انواع ورم را طبیعی دانست. اگر ورم تنها در یک اندام ایجاد شود، با درد، قرمزی، گرمی پوست، تنگی نفس، درد قفسه سینه یا ماندگاری طولانی همراه باشد، لازم است فرد هرچه سریعتر به پزشک مراجعه کند تا علت اصلی مشخص شود. آگاهی از تفاوت میان ورم طبیعی ناشی از گرما و ورم ناشی از بیماری، میتواند از بروز عوارض جدی جلوگیری کرده و سلامت افراد را در روزهای گرم سال حفظ کند.
عصاره برگ ریحان میتواند شدت علائم سندرم قبل از قاعدگی را کاهش دهد

استادیار دانشگاه علوم پزشکی لرستان با اشاره به نتایج یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترلشده گفت: مصرف کپسول حاوی عصاره برگ ریحان توانسته است شدت علائم سندرم قبل از قاعدگی را بهطور معناداری کاهش دهد و میتواند بهعنوان یک روش غیردارویی، کمعارضه و در دسترس برای کمک به مدیریت این اختلال مورد توجه قرار گیرد.
سهیلا پیرداده بیرانوند ، اظهار کرد: سندرم قبل از قاعدگی یکی از شایعترین مشکلات سلامت زنان در سنین باروری است که علاوه بر سلامت جسمی، بر وضعیت روانی، روابط خانوادگی، عملکرد تحصیلی و شغلی و کیفیت زندگی افراد نیز تأثیر میگذارد.
وی افزود: تاکنون بیش از ۲۰۰ علامت برای سندرم قبل از قاعدگی ثبت شده است که از جمله آنها میتوان به تحریکپذیری، اضطراب، افسردگی، خستگی، اختلال خواب، دردهای جسمانی، نفخ و تغییرات اشتها اشاره کرد و این علائم میتوانند پیامدهای فردی و اجتماعی قابل توجهی به همراه داشته باشند.
این استادیار دانشگاه علوم پزشکی لرستان با بیان اینکه بسیاری از زنان با وجود تجربه علائم این سندرم، از خدمات درمانی مناسب بهرهمند نمیشوند، ادامه داد: در حال حاضر درمانهای موجود عمدتاً شامل دارو یا در برخی موارد روشهای جراحی است، اما استفاده از این روشها به دلیل عوارض جانبی، هزینهها و یا تمایل افراد به استفاده از درمانهای طبیعی، همواره با محدودیتهایی همراه بوده است.
پیرداده بیرانوند با اشاره به افزایش گرایش جهانی به استفاده از گیاهان دارویی، گفت: طی سالهای اخیر، استقبال از فرآوردههای گیاهی در درمان بیماریهای مختلف افزایش یافته است، زیرا این ترکیبات منشأ طبیعی داشته و در بسیاری از موارد با عوارض کمتری همراه هستند. از همین رو، بررسی تأثیر آنها بر کاهش علائم سندرم قبل از قاعدگی نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
وی درباره ویژگیهای گیاه ریحان اظهار کرد: ریحان که از خانواده نعناعیان است، با نام ریحان شیرین نیز شناخته میشود و از دیرباز به عنوان یک گیاه دارویی ارزشمند در طب سنتی مورد استفاده بوده است. این گیاه علاوه بر قیمت مناسب و دسترسی آسان، دارای ترکیبات مؤثر متعددی است که خواص درمانی گستردهای دارند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان افزود: مطالعات نشان دادهاند ترکیبات موجود در ریحان دارای اثرات ضدالتهابی، ضد اضطراب، آنتیاکسیدانی، ضد حساسیت، ضد درد، ضد نفخ، تقویتکننده دستگاه گوارش، تعدیلکننده سیستم ایمنی، کاهشدهنده فشار خون، محافظتکننده از قلب و کبد، ضد تشنج، ضد افسردگی و حتی ضد سرطان هستند.
وی ادامه داد: با توجه به خواص آرامبخش و ضد افسردگی ریحان، از یک سو و شیوع بالای سندرم قبل از قاعدگی و نبود مطالعات کافی درباره تأثیر این گیاه بر علائم این سندرم، تصمیم گرفتیم در قالب یک پژوهش علمی، اثر عصاره برگ ریحان را بر علائم سندرم قبل از قاعدگی در دختران دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی لرستان بررسی کنیم.
پیرداده بیرانوند همچنین با تشریح روند اجرای این مطالعه گفت: این پژوهش به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترلشده در سال ۱۴۰۴ انجام شد. در این مطالعه، ۱۲۸ دختر دانشجوی ایرانی به صورت تصادفی در دو گروه ۶۴ نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند.
وی افزود: شرکتکنندگان گروه آزمایش، از هفت روز پیش از شروع خونریزی قاعدگی تا روز سوم قاعدگی، به مدت دو سیکل متوالی، کپسول حاوی عصاره برگ ریحان مصرف کردند و گروه کنترل نیز در همین بازه زمانی کپسول دارونما دریافت کردند.
این استادیار دانشگاه علوم پزشکی لرستان خاطرنشان کرد: برای ارزیابی میزان علائم، از ابزار استاندارد غربالگری علائم سندرم قبل از قاعدگی(PSST) پیش از شروع مداخله، پس از پایان ماه نخست و در پایان مطالعه استفاده شد تا تغییرات علائم در دو گروه به شکل علمی مورد بررسی قرار گیرد.
وی با اشاره به نتایج این پژوهش گفت: یافتهها نشان داد پیش از آغاز مداخله، تفاوت معناداری بین میانگین نمره علائم سندرم قبل از قاعدگی در دو گروه وجود نداشت، اما پس از مصرف عصاره ریحان، تفاوت میانگین نمرات علائم در طول زمان بین گروه آزمایش و گروه کنترل از نظر آماری معنادار شد که بیانگر اثربخشی این مداخله است.
پیرداده بیرانوند تصریح کرد: نتایج این تحقیق نشان میدهد عصاره برگ ریحان میتواند شدت علائم سندرم قبل از قاعدگی را به طور مؤثر کاهش دهد و به عنوان یک روش درمانی غیردارویی، ایمن، کمعارضه، در دسترس و مقرونبهصرفه، در کنار سایر اقدامات درمانی برای مدیریت این سندرم مورد استفاده قرار گیرد.
وی در پایان تأکید کرد: هرچند نتایج این پژوهش امیدوارکننده است، اما انجام مطالعات گستردهتر با جمعیتهای متنوعتر میتواند شواهد علمی بیشتری درباره اثربخشی عصاره ریحان ارائه دهد و زمینه را برای استفاده از این گیاه دارویی در دستورالعملهای درمانی آینده فراهم کند.
ترکیبات موجود در توتها، چای و کاکائو؛ دشمن پیری مغز

پژوهشگران دانشگاه سِمِلوایز مجارستان با بررسی صدها مطالعه دریافتند که ترکیبات گیاهی به نام «پلیفنول» که در چای، توتها، کاکائو و روغن زیتون فرا بکر یافت میشوند، میتوانند از طریق خواص آنتیاکسیدانی و ضد التهابی خود، به حفظ عملکرد سلولهای عصبی و مقابله با فرآیندهای آسیبزا در مغز در حال پیری کمک کنند. با این حال، هیچ رژیم غذایی یا ماده غذایی خاصی بهتنهایی نمیتواند از بروز زوال عقل (دمانس) پیشگیری کند.
به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه سایتِکدِیلی در گزارشی آورده است:
پژوهشگران دانشگاه سِمِلوایز در مجارستان با بررسی صدها مطالعه آزمایشگاهی، حیوانی، جمعیتی و بالینی، به جمعبندی رسیدهاند که ترکیبات گیاهی به نام پلیفنول میتوانند از طریق فعالیت آنتیاکسیدانی و ضد التهابی خود، به حفظ عملکرد سلولهای عصبی کمک و با برخی از فرآیندهای آسیبزای مرتبط با پیری مغز مقابله کنند. این تحلیل در مجله نوترییِنتز/ Nutrients منتشر شده است.
یک فنجان چای، یک مشت توت یا کمی روغن زیتون فرابکر، همگی حاوی ترکیبات گیاهی هستند که میتوانند بر فرآیندهای مرتبط با پیری مغز تأثیر بگذارند. این ترکیبات که به پلیفنول معروف هستند، در مسیرهای زیستی مرتبط با آلزایمر و سایر بیماریهای ناشی از تخریب سلولهای عصبی نقش دارند.
رژیمهای غذایی غنی از پلیفنول
این بررسی توجه ویژهای به رژیم غذایی مدیترانهای داشت که بر سبزیجات، میوهها، حبوبات، غلات کامل، ماهی و روغن زیتون تأکید دارد. همچنین رژیم مایند/MIND را بررسی کرد که گونهای از رژیم مدیترانهای است و بهطور خاص برای حمایت از سلامت مغز طراحی شده است. این رژیم بر سبزیجات با برگ سبز و توتها تأکید دارد و مصرف گوشت قرمز، کره، پنیر، شیرینیها، غذاهای سرخشده و فستفود را کاهش میدهد.
ترکیباتی که بیشتر بررسی شدهاند عبارتاند از:
اپیگالوکاتشین گالات/ EGCG (آنتیاکسیدان اصلی موجود در چای سبز)؛
رنگدانههای طبیعی که به توتها رنگ میدهند؛
فلاونولهای کاکائو؛
کورکومین، مادهای که به زردچوبه رنگ زرد متمایز میبخشد.
نقش باکتریهای روده در پاسخهای فردی
بدن بسیاری از پلیفنولها را مستقیماً جذب نمیکند. در عوض، باکتریهای روده، آنها را به ترکیبات دیگری تبدیل میکنند که میتوانند بر التهاب، مصرف انرژی سلولی و از طریق این مسیرها، بر عملکرد سیستم عصبی تأثیر بگذارند. از آنجا که ترکیب میکروبیوم روده (مجموعه باکتریهای مفید ساکن در دستگاه گوارش) در هر فرد متفاوت است، یک ماده غذایی مشابه ممکن است در افراد مختلف پاسخهای زیستی یکسانی ایجاد نکند.
دکتر نوئمی موزس (Noémi Mózes)، استادیار مؤسسه پزشکی پیشگیرانه و بهداشت عمومی دانشگاه سملوایز و نویسنده اول این مطالعه، میگوید: این موضوع ممکن است توضیح دهد که چرا یک رژیم غذایی یکسان در همه افراد تأثیر مشابهی ندارد. در آینده، تغذیه شخصیسازیشده میتواند به ما کمک کند تا بهتر بفهمیم چه کسانی بیشتر از یک رژیم غذایی غنی از پلیفنول بهره میبرند.
زوال عقل؛ ضرورتی فزاینده برای پیشگیری
بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO)، بیش از ۵۵ میلیون نفر در سراسر جهان با زوال عقل (دمانس) زندگی میکنند و این تعداد در دهههای آینده رو به افزایش خواهد بود. از آنجا که زوال عقل یکی از مهمترین چالشهای سلامتی مرتبط با پیری است، پژوهشگران توجه بیشتری به عوامل سبک زندگی، از جمله رژیم غذایی، دارند که ممکن است به محافظت از سلامت مغز و کاهش خطر زوال شناختی کمک کنند.
با وجود نتایج امیدوارکننده در مطالعات انسانی، شواهد هنوز به اندازهای قوی نیست که بتوان یک ماده غذایی یا مغذی خاص را بهعنوان روشی مستقل برای پیشگیری از زوال عقل توصیه کرد.
نویسندگان تأکید میکنند که سالمندی سالم مغز بیشتر به عادات غذایی طولانیمدت وابسته است تا یک اَبَرغذای خاص. هیچ رژیم غذایی معجزهآسایی برای پیشگیری از آلزایمر اثبات نشده است. با این حال، شواهد فعلی نشان میدهد که مصرف منظم سبزیجات، میوهها، توتها، غذاهای پر فیبر، ماهی و مغزها، همراه با کاهش غذاهای فوقفرآوریشده، میتواند از سلامت مغز حمایت و به حفظ عملکرد شناختی در طول زمان کمک کند.
چرا نسل جدید کمتر مهمانی میرود؟

«حوصله مهمانی ندارم»؛ جملهای که شاید این روزها بیشتر از گذشته شنیده میشود. نسلی که زمانی بخش مهمی از خاطراتش در خانه مادربزرگها، دورهمیهای خانوادگی و گفتوگوهای طولانی شکل میگرفت، امروز بخش زیادی از ارتباطات خود را در صفحه تلفن همراه تجربه میکند. مهمانیها کوچکتر شدهاند، دیدارهای حضوری کمتر شده و بسیاری از تعاملات انسانی جای خود را به پیامها، تماسهای کوتاه و حضور در شبکههای اجتماعی دادهاند.
دکتر معصومه حاتمی، فوقدکترای روانشناسی سلامت، معتقد است کاهش تمایل به دورهمیها را نمیتوان به بیعلاقگی نسل جدید به خانواده یا روابط اجتماعی نسبت داد؛ بلکه این پدیده حاصل مجموعهای از تغییرات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و روانشناختی است که سبک زندگی انسان امروز را دگرگون کرده است.
چرا نسل جدید کمتر دورهم جمع میشود؟
حاتمی با اشاره به تغییر الگوی روابط اجتماعی در نسل جدید میگوید: «میتوان گفت تمایل به دورهمیها کاهش پیدا کرده است، اما نباید این موضوع را سریع به این معنا تعبیر کنیم که نسل جدید به خانواده یا روابط اجتماعی بیعلاقه شده است. این یک پدیده چندبعدی است که مجموعهای از عوامل در شکلگیری آن نقش دارند؛ از تغییرات اجتماعی و فرهنگی گرفته تا عوامل اقتصادی و روانشناختی.»
او یکی از مهمترین عوامل این تغییر را تحول فناوری و شکلگیری ارتباطات دیجیتال میداند و توضیح میدهد: «در گذشته بخش زیادی از ارتباطات انسانها از طریق دیدارهای حضوری شکل میگرفت، اما امروز شبکههای اجتماعی و پیامرسانها بخشی از نیاز انسان به تعامل را پاسخ میدهند. نسل جدید در فضای دیجیتال متولد شده و طبیعی است که بخشی از هویت اجتماعی خود را در همین فضا تجربه کند.»
این روانشناس، فشارهای زندگی مدرن را عامل مهم دیگری در کاهش حضور افراد در جمعها عنوان میکند و میافزاید: «مشکلات اقتصادی، دغدغههای شغلی، فشارهای تحصیلی، سرعت بالای زندگی شهری و کاهش زمان آزاد باعث شده بسیاری از افراد از نظر روانی انرژی کمتری برای حضور در جمعهای بزرگ داشته باشند. گاهی آنقدر زندگی برای افراد دغدغه ایجاد کرده که ارتباطات اجتماعی به آخرین اولویت تبدیل شده است.»
حاتمی همچنین به تغییرات فرهنگی در نسل جدید اشاره میکند و میگوید: «این نسل بیش از گذشته بر استقلال فردی، مرزهای شخصی و انتخاب آگاهانه روابط تأکید دارد. در گذشته بسیاری از مهمانیها یک وظیفه اجتماعی تلقی میشد، اما امروز افراد بیشتر از خود میپرسند آیا این رابطه برای سلامت روان من مفید است؟ آیا حضور در این جمع ضروری است؟»
او با اشاره به شرایط خاص جامعه ایران ادامه میدهد: «تجربه بحرانهای اجتماعی، نگرانیهای اقتصادی، اخبار مداوم، تهدیدها و شرایط جنگی و نااطمینانیهای ناشی از آن، سطح استرس عمومی را افزایش داده است. در روانشناسی بحران، یکی از واکنشهای طبیعی انسان در شرایط فشار طولانیمدت، کاهش تعاملات غیرضروری و تلاش برای حفظ انرژی روانی است. بنابراین گاهی کاهش حضور در جمعها، در واقع واکنشی برای سازگاری با شرایط پراسترس است و الزاماً نشانه کاهش علاقه به دیگران نیست.»
مرز باریک میان خلوت سالم و انزوای آسیبزا
حاتمی معتقد است نباید حضور پررنگ نسل جدید در فضای مجازی را بهتنهایی نشانه یک آسیب روانشناختی دانست. به گفته او، امروز بخش مهمی از آموزش، کار، ارتباطات و حتی حمایت اجتماعی در فضای آنلاین شکل میگیرد و به همین دلیل، صرف استفاده زیاد از شبکههای اجتماعی و پیامرسانها، لزوماً به معنای وجود یک مشکل روانی نیست.
او ادامه میدهد: «در روانشناسی میان ارتباط انتخابی و سالم با اجتناب روانشناختی تفاوت وجود دارد. گاهی فرد ترجیح میدهد زمان بیشتری را تنها باشد یا در فضای مجازی فعالیت کند، زیرا به استراحت، آرامش و بازیابی انرژی نیاز دارد. این موضوع بهویژه در افرادی که شخصیت درونگراتری دارند یا دورههای پراسترس را پشت سر گذاشتهاند، طبیعی است.»
اگر تنها بودن انتخاب فرد باشد، مشکلی ندارد؛ اما اگر فرد به دلیل فرار از ارتباط، تنهایی را انتخاب کند، میتواند آسیبزا باشد.
این روانشناس اما هشدار میدهد که در برخی موارد، فاصله گرفتن از جمعها میتواند نشانه مسئلهای عمیقتر باشد: «زمانی باید حساس شد که این فاصله گرفتن همراه با نشانههایی مانند ترس شدید از قضاوت دیگران، افزایش اضطراب هنگام حضور در جمع، کاهش تدریجی روابط واقعی، احساس تنهایی همراه با ناتوانی در برقراری ارتباط یا وابستگی شدید به تأیید گرفتن در فضای مجازی باشد.»
حاتمی معتقد است معیار مهم در روانشناسی این است که فرد باید مشخص کند آیا تنهایی را انتخاب کرده یا از ارتباط فرار میکند: «اگر تنها بودن انتخاب فرد باشد، مشکلی ندارد؛ اما اگر فرد به دلیل فرار از ارتباط، تنهایی را انتخاب کند، میتواند آسیبزا باشد. خلوت سالم معمولاً باعث آرامش و بازسازی انرژی روانی میشود، اما انزوای ناسالم میتواند به افزایش تنهایی، اضطراب و کاهش کیفیت زندگی منجر شود.»
دورهمیهای خانوادگی؛ پناهی برای سلامت روان در روزهای سخت
حاتمی با تأکید بر نقش ارتباطات خانوادگی در سلامت روان میگوید: «انسان از نظر روانشناختی موجودی اجتماعی است و این یک اصل اساسی در روانشناسی محسوب میشود. بسیاری از پژوهشهای حوزه سلامت روان نشان میدهند که کیفیت روابط انسانی، یکی از مهمترین و اثرگذارترین عوامل محافظتکننده در برابر اضطراب، افسردگی و فشارهای زندگی است.»
او معتقد است دورهمیهای خانوادگی، اگر در فضایی سالم شکل بگیرند، میتوانند نقش مهمی در تقویت سلامت روان افراد داشته باشند: «دورهمیهای سالم میتوانند احساس تعلق و امنیت روانی ایجاد کنند، احساس تنهایی را کاهش دهند، در زمان بحران حمایت عاطفی فراهم کنند و تابآوری افراد را افزایش دهند. همچنین این ارتباطات فرصتی برای انتقال تجربهها و ارزشهای بیننسلی فراهم میکنند.»
این روانشناس با اشاره به شرایط دشوار اجتماعی و اقتصادی امروز ادامه میدهد: «بهخصوص در شرایطی که جامعه با بحرانهایی مانند جنگ، مشکلات اقتصادی یا نااطمینانیهای اجتماعی مواجه است، شبکههای حمایتی خانوادگی نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت روان دارند. انسان در بحرانها بیش از هر زمان دیگری به این احساس نیاز دارد که تنها نیست و افرادی در کنار او هستند.»
«بخش زیادی از مهارتهای ارتباطی کودکان و نوجوانان در تعاملات واقعی شکل میگیرد؛ مهارتهایی مانند گفتوگو کردن، همدلی، حل اختلاف، مدیریت هیجان، همکاری و مشارکت و شنیدن نظر مخالف.»
او هشدار میدهد که کاهش فرصتهای تعامل واقعی میتواند چالشهایی برای نسل آینده ایجاد کند: «اگر نسل آینده بیشتر در فضای مجازی رشد کند و فرصت تعاملات واقعی کمتر شود، ممکن است در ایجاد روابط عمیق، صمیمیت عاطفی و مدیریت تعارضها با دشواریهایی روبهرو شود.»
با این حال، حاتمی تأکید میکند که هر نوع جمعی الزاماً مفید نیست: «منظور این نیست که انسان باید صرفاً بیشتر در جمع باشد؛ بلکه صحبت از دورهمیهای سالم است؛ دورهمیهایی که در آن احترام، امنیت روانی و پذیرش وجود داشته باشد. روابطی که همراه با سرزنش، مقایسه و فشار روانی هستند، حتی میتوانند آسیبزا باشند.»
چگونه نسل جدید را به ارتباطات اجتماعی سالم تشویق کنیم؟
حاتمی در پاسخ به این پرسش که والدین چگونه میتوانند فرزندان خود را به حضور در جمعها و حفظ روابط اجتماعی سالم تشویق کنند، تأکید میکند که اجبار راهکار مناسبی نیست.
او میگوید: «در تربیت نسل جدید، اجبار معمولاً نتیجه مطلوبی ایجاد نمیکند. نوجوان و جوان امروز نیاز دارد احساس کند انتخابش دیده میشود و مورد احترام قرار میگیرد.»
هدف حذف تلفن همراه یا حذف فضای مجازی نیست؛ هدف این است که فناوری جایگزین کامل روابط انسانی نشود
این روانشناس چند راهکار را برای تقویت روابط اجتماعی سالم در خانوادهها پیشنهاد میکند و نخستین گام را الگوسازی والدین میداند: «کودکان بیشتر از رفتار والدین یاد میگیرند تا از توصیههای آنها. طبق نظریه آلبرت بندورا، کودکان آن چیزی نمیشوند که فقط به آنها میگوییم؛ بلکه بیشتر آن چیزی میشوند که میبینند. خانوادهای که در آن گفتوگو، احترام و ارتباط سالم وجود دارد، الگوی مناسبی برای فرزند خود ایجاد میکند.»
«باید کیفیت دورهمیها را افزایش دهیم. اگر مهمانی برای کودک یا نوجوان همراه با اضطراب، مقایسه یا پرسشهای آزاردهنده باشد، طبیعی است که از آن فاصله بگیرد. اما اگر جمعها دوستانه، شاد و همراه با احساس راحتی باشند، ارتباط اجتماعی برای او به تجربهای لذتبخش تبدیل میشود.»
حاتمی تأکید میکند که والدین باید به جای تحمیل حضور در جمع، زمینه انتخاب و تجربه تدریجی را فراهم کنند: «بهتر است به جای اجبار، درباره احساس فرزندمان گفتوگو کنیم، به تدریج او را به تجربه روابط اجتماعی دعوت کنیم و مهارتهای ارتباطی را به او آموزش دهیم.»
او با اشاره به تجربه خود در اتاق درمان میگوید: «برخی نوجوانان از جمع فاصله میگیرند، اما این همیشه به دلیل بیعلاقگی به ارتباط نیست. در بسیاری از مواقع، مسئله به ضعف مهارتهای ارتباطی، ترس از ارزیابی دیگران، پایین بودن عزت نفس، اضطراب یا خجالتی بودن برمیگردد. اگر مهارتهای ارتباطی به نسل جدید آموزش داده شود، بسیاری از این مشکلات قابل حل خواهد بود.»
این روانشناس در نهایت بر ضرورت ایجاد تعادل در استفاده از فناوری تأکید میکند: «هدف حذف تلفن همراه یا حذف فضای مجازی نیست؛ هدف این است که فناوری جایگزین کامل روابط انسانی نشود.»
«SPF» در کرم ضد آفتاب به چه معناست؟

کرمهای ضد آفتاب با اعداد مختلفی شناسایی میشوند که برای بسیاری معنای ناشناختهای دارند.
SPF یا «فاکتور محافظ» با اعداد ۳۰،۲۰ تا ۵۰، از پوست برای مدتی طولانیتری در برابر نور خورشید محافظت میکند.
ضریب حفاظتی ۳۰ حدود ۳۰۰ دقیقه، یعنی حدود پنج ساعت پوست ما را محافظت میکند.
با این حال این بدان معنا نیست که ما میتوانیم بدون نگرانی و برای پنج ساعت دغدغه محافظت از پوست و تجدید ضدآفتاب را (در مواقع تماس مستقیم با نور خورشید) نداشته باشیم چون در مواردی که بدنمان با آب یا عرق در تماس زیاد باشد، کرم باید زودتر از پنج ساعت تجدید شود.
به گزارش وب ام دی، کارشناسان میگویند این نوع محافظت نه تنها در روزهای داغ تابستان بلکه باید در تمام طول سال یعنی حتی در زمستان انجام شود زیرا اشعه ماوراء بنفش که برای پوست ما مضر است در تمام سال وجود دارد.
“سونیا گالیانو”، داروساز و عضو داروسازی در کالج رسمی داروسازان «آویلا»، توضیح میدهد که کرم ضدآفتاب ۳۰ دقیقه قبل از قرار گرفتن در معرض آفتاب باید روی پوست تمیز و خشک و به مقدار زیاد و یکنواخت مالیده شود.
همچنین ایده آل از نظر علمی، استفاده از دو میلی گرم در سانتی متر مربع برای هر دو ساعت است.