مدیرکل اموربانوان و خانواده استانداری هرمزگان در دوره آموزشی فلسفه حجاب و عفاف؛

زن رسما مربی مرد و مهذب اخلاق اوست

ارسال شده در ۲۱ تیر ۱۳۹۸

مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان گفت: تمدن در نتیجه وجود زنان پاکدامن است‌،  یعنی زن  رسما مربی مرد و مهذب اخلاق اوست

مریم یگانه در حاشیه برگزاری  دوره آموزشی فلسفه حجاب و عفاف و پیامدهای اجتماعی آن، افزود:  در تاریخ بشر مکرر شنیده شده که از دامن زن مرد به معراج می رسد‌،  پس هر کجا مرد موفقی می بینید شک نکنید در پرورش آن زنی خلاق وجود داشته است.

وی با تایید اینکه خانواده محکم ترین و اصلی ترین نهاد و پایه اصول و عقاید اسلام است، گفت: یکی از دلایل انحراف جوانان گرایش به سمت فرهنگ پوششی غرب است و این موضوع نیاز به فرهنگ سازی و آموزش فرهنگ اسلامی در جامعه دارد.

وی تصریح کرد: فقدان آموزش و مهارت در خصوص بنیان خانواده و باورهای عمیق دینی درجامعه مشهود است و این مساله نیاز به بررسی و ارائه راهکارهایی در جهت تقویت باورهای دینی  دارد.

گفتنی است؛ دوره آموزشی فلسفه حجاب و عفاف و پیامدهای اجتماعی آن، به همت دفتر امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان و به مناسبت روز عفاف و حجاب، با حضور مدیرکل روابط عمومی و کارکنان استانداری در سالن اجتماعات استانداری برگزار شد.

مدیرکل دفتر امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان در مراسم گرامیداشت ولادت حضرت معصومه و بزرگداشت دهه کرامت؛

زن مظهر تحقق آمال بشر و مربی انسان است

ارسال شده در ۲۱ تیر ۱۳۹۸

مدیرکل دفتر امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان گفت: زن تنها موجودی است که می تواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به سمت استقامت و ارزش‌های والای انسانی کشیده شود.  مریم یگانه در مراسم گرامیداشت ولادت حضرت معصومه و بزرگداشت دهه کرامت بانوان شاغل و خانواده شرکت منطقه شش عملیات انتقال گاز استان هرمزگان، ضمن گرامیداشت ولادت حضرت معصومه و بزرگداشت دهه کرامت و تبریک به تمام دختران این خانواده بزرگ افزود: زن مظهر تحقق آمال بشر و مربی انسان است.

 وی اضافه کرد: زن تنها موجودی است که می تواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتش یک جامعه به سمت استقامت و ارزش‌های والای انسانی کشیده شود.  یگانه اظهار امیدواری کرد؛ که زنان و دختران این مرز و بوم با مطالعه زندگی ائمه اطهار به مفهوم دقیق معرفت و خودشناسی دست یابند‌. وی افزود: در راستای این خودشناسی زنان ما از آسیب های اجتماعی عصر حاضر دور می مانند و با ذهنی باز و ایده های خلاق در جهت تحقق اهداف گام بر می دارند.

مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان خبر داد:

اجرای طرح توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در سکونت گاههای غیررسمی

ارسال شده در ۲۱ تیر ۱۳۹۸

 مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان از اجرای طرح توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در سکونت گاههای غیررسمی استان خبر داد. مریم یگانه با نشست با اعضای موسسه کاردوک، ضمن اعلام این خبر، افزود: تعداد ۷۰۰ زن سرپرست خانوار تحت آموزش مهارتهای فنی و حرفه ای بصورت تخصصی قرار گرفته اند.   وی با اشاره به نیاز بررسی مرحله چهارم طرح توانمند سازی زنان، اضافه کرد: اجرای مرحله چهارم این طرح با عنوان اتصال به بازارکار نیازمند بررسی کامل و جامع در خصوص بازار و کالای جامعه هدف است.

تجلیل از دختر شهید اکبر آشنایی همزمان با سالروز ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه (س)

ارسال شده در ۲۱ تیر ۱۳۹۸

همزمان با سالروز ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه (س)، با حضور مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان از دختر شهید اکبر آشنایی تجلیل و قدردانی شد. مریم یگانه مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان در این مراسم که در گلزار شهدا برگزار شد، ضمن تبریک سالروز ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه (س) و روز دختر گفت: شهدا سرمایه های انقلاب اسلامی هستند و وظیفه ما این است که از خانواده های معظم شهیدان تجلیل و تکریم کنیم. در این مراسم زهرا حمزه ای معاون آموزش و پژوهش استانداری و مصطفی برزگر مشاور امور ایثارگری استاندار هرمزگان نیز حضور داشتند.

اعطای گواهینامه آموزش فنی و حرفه ای به ۳۰ بانوی جزیره لارک

ارسال شده در ۲۱ تیر ۱۳۹۸

در طی بازدید مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان از کارگاههای آموزشی در راستای توانمند سازی بانوان جزیره لارک گواهینامه  ۳۰ بانوی تسهیلگر جزیره لارک اعطا شد.

هرمزگان در طی مراسمی با حضور مریم یگانه مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری هرمزگان و با حضور سعیدی کیا مدیرعامل محترم بنیاد مستضعفان و طبق تفاهم نامه با بنیاد علوی گواهینامه ۳۰ بانوی تسهیلگر جزیره لارک شهرستان قشم اعطا شد.  این گواهینامه توسط اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان هرمزگان به بانوان جزیره لارک بر اساس تفاهمنامه همکاری “آبادانی و پیشرفت جزیره لارک  ” که بین بنیاد علوی و آموزش فنی و حرفه ای مبادله شده بود ؛ با هدف توانمند سازی بومیان جزایر استان ، رشد و توسعه صنعت بوم گردی و ایجاد اشتغال و کارآفرینی ، ارائه گردید.

لازم بذکر است بنیاد علوی طرح هایی برای توسعه گردشگری در جزیره لارک در دست اقدام دارد. و  اجرای آموزش فاز اول با  رشته های مدیر بوم خانه های گردشگری و راهنمای محلی بوم گردی  ، صنایع غذایی ، گلدوزی ماشینی و تکه دوزی با چرخ آغاز شده است و تاکنون ۳۰ بانوی توانمند موفق به اخذ گواهی گردیده اند.  این دوره ها در راستای توانمند سازی بومیان جزایر می باشد که با توانمند سازی آنان از طریق خانه های بوم گردی و فروش صنایع دستی  و همچنین غذاهای محلی درآمد زدایی نمایند.

دوازده مسکن طبیعی درد دندان

ارسال شده در ۲۱ تیر ۱۳۹۸

آویشن ، نعنا ، پیاز ، زردچوبه ، بومادران و … از جمله موادی هستند که به عنوان مسکن طبیعی درد دندان استفاده می شوند.

به طور تقریبی می توان گفت همه افراد در طول زندگی به دندان درد مبتلا می‌ شوند. یکی از اصلی ترین عوامل ابتلا به دندان درد در افراد ، پوسیدگی دندان ها است. باکتری‌ های دهان از قند و نشاسته باقی مانده مواد غذایی روی دندان‌ ها تغذیه کرده و اسید‌ هایی تولید می‌کنند که به مرور زمان مینای دندان افراد را از بین می‌ برند و موجب مبتلا شدن فرد به دندان درد می‌ شوند. برای خواندن فهرستی از مواد که به عنوان مسکن طبیعی درد دندان استفاده می شوند با ما همراه باشید.

دندان درد گاهی اوقات بسیار دردآور و تحمل ناپذیر می شود.بدتر از همه زمانی است که نیمه شب درد شروع شود و به دندانپزشک دسترسی هم نداشته باشیم.در چنین لحظاتی بهترین کار درمان های خانگی و گیاهی دم دست هستند.داروهای گیاهی که در این مقاله از آنها صحبت شده است، برای تسکین دندان درد بسیار موثرند و اگر دچاردندان در شدید، با این گیاهان دردتان را آرا کنید.

گل میخک

اوژنول، ترکیب اصلی روغن گرفته شده از گل میخک، ماده ای رایج در تولید محصولات دندانی است که می توانددر درمان دندان درد، حرفی برای زدن نداشته باشد.

گل میخک له شده علاوه بر اینکه از درد دندان می کاهد، به دلیل خواص ضدباکتریایی اش، محیط دهان رااز باکتری ها پاک می سازد.گل میخک ویژگی های کرخ و بی حس کننده ای دارد.

زنجبیل

استفاده از ریشه زنجبیل یکی از رایج ترین درمان های گیاهی برای دندان درد است که از دیرباز از آنهااستفاده می شود.ابتدا پوست آن را جدا کنید سپس روی دندان دردناک قرار داده و آن را به آرامی گاز بگیرید.به تدریجی از درد دندان کاسته می شود.

سیر

یکی از رایج ترین چاشنی های موجود در آشپزخانه سیر است.سیر علاوه بر اینکه غذا را خوش طعم می کند، گیاهی موثر در تسکین درد دندان است.درواقع سیر یکی از بهترین آنتی بیوتیک های دنیا است.وقتی آن کاملا له و کوبیده شود، تولید دو ماده شیمیایی می کند که درد را از بین می برند.در واقع یکی از این ماده های شیمیایی، آلیسین است که به این گیاه خاصیت آنتی بیوتیکی می دهد.اما برخی از محققان بر این باورند که سیر ممکن است موجب تحریک لثه ها شود.بنابراین سیر له شده را باید فقط روی دندانی که درد می کند قرار داد.

لیموترش

بنابر تحقیقات، لیموترش به دلیل اینکه حاوی ویتامین ث و اسید سیتریک قوی است می تواند در تسکین دندان دردموثر باشد.یک لایه لیموترش را روی محل دردناک قرار دهید و با آب آن را گرفته و با نمک مخلوط کردهو در دهان بچرخانید.

پیاز

با قرار دادن یک تکه پیاز خام روی دندانی که درد می کند، می توانید از درد آن تا حدیبکاهید.پیاز ویژگی ضدمیکروبی دارد که می تواند در کنترل دندان در موثر باشد.برخی از مردم معتقدند پیاز حتی از مسکن های قوی هم موثرتر است.پیاز آبسه دندان را نیز درمان می کند.آن را روی دندان دردناک گذاشته و با ملایمت گاز بگیرید تا آبش خارج شود.

اسطوخودوس و بابونه

با مخلوط کردن گیاه اسطوخودس و بابونه، می توان به ترکیبی عالی دست یافت که در کاهش دندان درد موثراست.این ترکیب حتی ویژگی های آرام بخشی دارد.

زردچوبه

آیا کاری هست که زردچوبه نتواند انجام دهد؟ اخیرا محققان متوجه شده اند که زردچوبه برای مشکلات لثه و دندانبسیار مفید است.این گیاه می تواند از عفونت های لثه بکاهد و درد دندان را تخفیف دهد.علاوه بر آن توانایی مبارزه با آلزایمر و انواع بیماری های سرطان نیز دارد.

کلم

مسلما انتظار این یکی را نداشتید! آیا می دانستید کلم می تواند برای تخفیف دندان درد عالی باشد؟ وقتی کلمبه طور موضعی استفاده شود سم زدا و درمان کننده فوق العاده ای است.

آویشن

استفاده از آویشن در درمان دردهای دندانی توصیه شده است.این گیاه خواص ضدعفونی کننده، ضدقارچ و دارویی دارد و می تواند جلوی بیماری لثه و فساد دندان را بگیرد.این گیاه کنار شنبلیله در درمان عفونت های باکتریایی بسیار موثر است.از طرفی وقت آویشن با نعناع استفاده شود، در کشتن باکتری هایی که ایجاد تورم می کند موثرتر است.

اسپیلانتس

کمتر از این گیاه صحبت شده است، اسپیلانتس به گیاه دندان درد معروف شده است و در کاستن درد دندانتاثیر غیرقابل انکاری دارد.گل های این گیاه را مستقبما روی دندانی که دردناک است قرار دهید تا ویژگی بی حس کننده اش، ازدرد دندان تان بکاهد.

بومادران

هر وقت دندان درد داشتید، برگ های بومادران را بجوید و آن را روی محل دردناک قرار دهید.خیلی سریع اثرش را می بینید و موقتا از شر درد رها می شوید.

برگ نعناع

بنابر تحقیقات، برگ نعناع یا روغن آن شبیه برخی از ویژگی های روغن گل میخک بوده و از درد دندان می کاهد.

بسیاری از مردم نیز بر این باورند که جویدن نعناع به راستی درد دندان را خیلی زود آرام می کند.این گیاه همچنین حاوی منتول است که خواص ضدالتهابی دارد.دو برگ نعناع را در دهان گذاشته و تا زمانی که کاملا مرطوب شوند، بجوید.بعد از چند دقیقه، دهان تان را با کمی آب و نمک بشویید.

خوب است بدانید : یخ نیز یک مسکن طبیعی درد دندان است

طرز استفاده از کمپرس یخ

چند قالب یخ را در یک کیسه پلاستیکی بریزید سپس پارچه نازکی را دور کیسه بپیچید و برای بی‌حس شدن دندانتان، ۱۵ دقیقه آن را روی قسمتی از صورت خود که دندان دردناک در آن محدوده وجود دارد، بگذارید.

ستاره سهیل

ارسال شده در ۲۱ تیر ۱۳۹۸، توسط کلثوم دده مقام دوم رده نوجوان مسابقه داستان نویسی کمیته دانشجویی بندر خمیر

وقتی تو اوج خواستن، میشی درگیر انبوھی از نداشتن ها ،درگیر مشکلاتی که رسیدن به آرزوھات رو محال میکنه دیگه زندگی برات رنگی نیست،میشه یه زندگی پر ازسیاھی!

حالا اونقدر توی سیاھچال بدبختی فرو بری،که دیگه از خوشی ھا فقط یه اسم برات باقی بمونه ، توی ھر سنی که باشی مرگ میشه یه خوشبختی برات؛وقتی که بدون تکیه گاه خودت باید بشی یه ستون طبیعیه که از درون فرو بریزی؛حالا ھمه ی اینا حکایت زندگی منه،زندگی که با وصله ھای دروغ و بدبختی بهم چسبیده و من توی ھمه ی این بدبختی ها  ،مضحک وار امیدوارم

-باشه…چشم،حتما…خدانگھدار!

با عصبانیت تماس رو قطع کردم؛با صدای بسته شدن در هال،از در اتاق بیرون رفتم،باز ھم مثل این چند مدت چشماش سرخ بود،با طلبکاری گفتم:

-کجا بودی مامان؟!

نگاھش رو به من دوخت و گفت:

-یاد نگرفتی سلام کنی؟!

پوفی کشیدم،زیر لب سلامی کردم،بازم سوالم رو تکرار کردم:

-کار داشتم.

پوزخندی گوشه لبم نشست

-کار داشتی؟!واقعا؟!مامان سر کی رو داری شیره میمالی،بازم رفته بودی در خونشون نه؟مامان مگه من نگفته بودم نرو،ھمچی رو بدتر میکنی  با چشمایی که بازم آماده گریه کردن بود گفت

-میگی بیخیال بشم؟!اون جگرگوشه منه که افتاده…

نذاشتم ادامه بده

-مامان مگه نمیبینی؟من که دارم تلاشمو میکنم،مگه ندیدی چقدر آدم واسطه کردم؟!الان حاج حسین زنگ زد،میگفت شاکی شدن،گفتن اگه دوباره بری ازمون شکایت میکنه،میفھمی مامان؟!شکایت میکنن  

صدای ھق ھقش که بلند شد،بدتر اعصابمو بهم ریخت،کوله پشتیم رو برداشتم و ازخونه زدم بیرون خسته از اینھمه مشکلات،شروع به قدم زدن کردم«اصلا نمیدونم از کجا شروع شد این بدبختی،که ھمون خوشبختی نصف ونیمه رو ھم ازمون گرفت،  کی قراره تموم بشھ مگه چند روزه این دنیای پر از سختی؟دیگه خستم،حالا که نگاه میکنم از آرزوھام تنھا یھ رویای شیرین مونده و حالا من زودتر از چیزی که فکرش رو میکردم،اسیر چرخ گردون این روزگار شدم»

صدای دیرینگ دیرینگ گوشیم،رشته ی افکارم رو پاره کرد،پوفی کشیدم،بله…!کسی جز این پسره دیوونه نمیتونست باشه

-الو

-به سلام سھیل خان! یادی نمیکنی،یه وقت نگی این متین فلک زده مرده یا زندست

-اولا نفس بگیر خفه شدی،دوما تو یکی بمیر نیستی دلم خوش شه

با دلخوری گفت

-دست شما درد نکنه دیگه

-خب نمیخواد قھر کنی،بگو ببینم چی میخوای

-این چه طرز حرف زدنه

-بگو متین،عجله دارم

-باشه،باشه ببین امشب قراره با بچه ھا بریم بیرون پایه ای یا نه؟

چشمام رو توی حدقه چرخوندم

-میدونی که من اھل این دورھمی ھا نیستم،امروزم کلاس دارم،نمیتونم بیام

لبم رو گاز گرفتم وخداخدا کردم سه پیچ نشه

-بسه داداشم،چقدر خرخونی میکنی؟تازه ھمه بچه ھا ھستن پیمان،محمد…

یھو ساکت شد،پوزخندی زدم،وبا تمسخر گفتم

-آره دیگه ،جمعتون جمعه ،با محمدخان خوش باشین،به من نیازی نیست بدون توجه به ادامه حرفاش،قطع کردم،وگوشی رو توی جیبم انداختم،و به تماسای پشت سرھمش توجه نکردم«بعید میدونم اگه متینم از زندگی من بدونه دیگه طرفم بیاد»سرم رو به چپ و راست تکون دادم،تا این افکار مزاحم از ذھنم بیرون بره،نگاھی به ساعت مچیم انداختم،اوه،اوه..ایندفعه دیر کنم از کار بیکار میشم.

-سھیل…سھیل…کجایی پسر؟

درحالی که دستام رو خشک میکردم،به سمتش رفتم

-بله اوستا

نگاھی به سرتاپام انداخت وبا لبخند گفت

-خسته نباشی

سری تکون دادم و با گفتن ممنون،منتظر ادامه حرفش شدم

-این دو ھفته رو نمیخواد بیای،به درس و مشقت برس

با تعجب نگاھی بھش انداختم

-من مشکلی ندارم،ھمینحوری راحتم

از پشت میزش بلند شد

-نگران چی ھستی پسر؟!مامانت نگرانه،میگفت این چند وقته زیاد به درسات نمیرسی با حرص شروع به جویدن لبکردم،حوصله کل کل کردن نداشتم،از یه سال پیش که توی مکانیکیش مشغول به کار شدم،خیلی ھوام رو داشته،اما نمیدونم چرا این مامان…نفس عمیقی کشیدم و باگفتن باشه ای،کوله پشتیم رو برداشتم تا از مکانیکی یرون برم،که با صدای اوستا حامد به سمتش برگشتم

-حقوق این ماھت رو ھم ریختم به حسابت

سری تکون دادم و با خداحافظی زیر لبی به سمت خونه حرکت کردم

«نمیدونم تا کی میخواد بھ اینکاراش ادامه بده!دیگه من اون بچھ دوساله نیستم که نتونم از پس خودم بربیام،مگه نمیبینه دارم کار میکنم تا کمتر خیاطی کنه؟،کمتر از درد کمرش ناله کنه،مگه نمیبینه به خاطر سیاوش دارم به آب و آتیش میزم»حوصله خونه

رفتن نداشتم،نگاھی بهساعتم کردم،تازه ھفت شب بود،با فکر اینکه برم برای سینا خرید کنم،گوشیم رو بیرون آوردم تا به مامان خبر بدم،حوصله غرغراش رو برای توبیخ دیر کردنم نداشتم،با پیچیده شدن صدای بچگانه سینا لبخندی روی لبم نشست:

-الو

-سلام داداشی

-سلام،کجایی سھیل؟

-میخوام برم برات خرید کنم

-میشه ،زودتر بیای خونھ؟

صدای بغض دار سینا،ته دلم رو لرزوند،با نگرانی گفتم

-چی شده؟

-مامان از عصر ھمش داره گریه میکنه

آھی کشیدم،بازم شروع شد

-چرا؟بازم بیرون رفته بود؟

-نه یه آقایی اومد،به مامان گفت دیگه کاری از دستم برنمیاد،رضایت نمیدن،گفت به سھیلم نگو

با بھت به روبروم خیره شدم،زبونم بند اومده بود

-مر…مرد…چه شکلی بود؟

-از اینا که تسبیح دستشون میگیرن،با ریشای سفید بلند،از اینا که…

با حرفای سینا،جز تصویر حاج حسین،تصویر دیگه ای توی ذھنم نقش نمی بست  چشمام سیاھی می رفت،تحمل اینو دیگه نداشتم،با گفتن زود برمیگردم،تماس رو قطع کردم،روی جدول کنار خیابون نشستم،با سرافکندگی به خودم گفتم«خدای من،واقعا درمورد من چی فکر کردن؟اینھمه مدت منو یه بچه احمق فرض کردن»پوزخند تلخی روی لبم نشست«نه،من نمیزارم به ھمین راحتی داداشمو ازم بگیرن،سیاوش بی گناھه ،من نمیزارم،حالا که پا پس کشیدن،خودم دست به کار میشم»با این فکر زود بلند

شدم،و به سمت ایستگاه اتوبوس دویدم  سرم رو به شیشه سرد اتوبوس تکیه دادم،ساعت ھشت شده بود،و من امیدوار بودم

امروز توی شرکت مونده باشه،با رسیدن به ایستگاه بعدی پیاده شدم،با سردرگمی به شرکت روبروم خیره شدم،لبم رو گاز گرفتم«اصلا من میخوام چی بگم،اگه پرتم کنه بیرون چی؟»نفس عمیقی کشیدم و میون اینھمه سردرگمی،به اون طرف خیابون

رفتم،گیج سرجام ایستاده بودم،نمی دونستم رفتنم درسته یا برگشتنم،ھنوز تصمیمم رو نگرفته بودم،که قامت سیاه رنگ مردی از پله ھای جلوی شرکت پایین اومد،نقشه ھای لوله شده رو زیر بغلش گرفته بود و به سمت پارکینگ می رفت،دلم رو به دریا زدم،و بدون فکر به اینکه چی قراره بشه،به سمتش دویدم

-آقای مشفق…آقای مشفق

مرد با تعجب به سمتم برگشت،به نفس نفس افتاده بودم

-س..سلام

سری تکون داد،وبا تعجب بھم خیره شد تا حرفم رو بزنم،با من من گفتم

-من…من…

نفس عمیقی کشیدم،چشمام رو روی ھم گذاشتم و تند گفتم

-ص…صادقی ھستم

با گیجی نگاھم کرد

-به جا نمیارم

بند کولھ پشتی رو توی مشتم فشردم و قدمی بهعقب برداشتم

-ب…برادر…س…یاوش صادقی

اول با سردرگمی نگاھم کرد،اما به آنی رنگ چھره اش عوض شد،و اخماش توی ھم رفت،با خشم گفت

-اینجا چه غلطی میکنی؟

-من…من…ببینید،آقای ربیعی گفتن که شما…

با دادی که زد، ترسیده به عقب رفتم

-ھان!؟چی گفت؟!گفت رضایت نمیدن؟گفت حقشون رو میخوان؟

سرم رو به طرفین تکون دادم

-سیاوش…سیاوش بی گناھه،اون فقط…فقط…

نقشه ھا رو روی زمین انداخت و به سمتم حمله ور شد،دستش رو به تخت سینه ام کوبید،که با شدت روی زمین افتادم،درد طاقت فرسایی توی دستم پیچید،چشمام رو محکم روی ھم فشار دادم و سعی کردم به دردش بی توجه باشم،صدای فریاد مرد توی

گوشم پیچید

-بی گناھه؟!زده برادر منو کشته بی گناھه؟!ببین بچه جون…رعایت سن و سالت رو دارم که دستم روت بلند نشده،اما…  تھدید وار انگشت اشارش رو به سمتم گرفت

-خدارو شاھد میگیرم،دفعه دیگه دوروبر خودم ببینمت،کاری رو باھات میکنم که باید با برادر قاتلت میکردم،گرفتی چی گفتم؟!

نگاھم رو به چشمای سرخ شده از خشم مرد دوختم،نه حرفی داشتم و نه از درد دستم میتونستم حرفی بزنم،صدای نامفھموم مردمی که تازه دورمون جمع شده بودن،توی سرم می پیچید،صدای مردی از بین جمعیت بلند شد

-چیکارش داری آقا؟ببین بچه رنگ به رو نداره

با گفتن این حرف،دونفر از بین جمعیت به سمتم اومدن و بلندم کردن،اما من ھمچنان نگاھم رو از مرد خشمگین روبروم نمی گرفتم،چیزی روی قلبم سنگینی میکرد و بغضی که راه نفسم رو گرفته بود،گواه از دست رفتن تمام دلخوشی ھام بود،نگاھش رو

از من گرفت،نقشه ھا رو از روی زمین جمع کرد و به راھش ادامه داد

-دستش شکسته آقای دکتر؟

-نه گفتم که،فقط ترک برداشته تا دو ھفته دیگه میتونه گچ دستش رو باز کنه

نگاھم رو به متینی انداختم،که پشت سرھم از دکتر سوال می پرسید،ھی خودم رو لعنت می کردم که چرا زنگ زدم بھش

-بلند شو بریم

زیر بغلم رو گرفت و کمک کرد بلند شم،از بیمارستان که بیرون رفتیم،دستم رو از دستش بیرون آوردم

-باید برم خونه ،تا الان مامانم نگران شده  بدون اینکه نگاھم کنه دستم رو گرفت،و به سمت پارک روبروی بیمارستان کشوند

-فعلا اینجا بشین تا برم برات مسکن بگیرم

من رو روی نیمکت نشوندو خودش به سمت داروخونه رفت،ھوا کم کم داشت رو به سردی میرفت،نگاھم رو به آسمون دوختم،که امشب برام دلگیرتر از ھر وقتی بود،مغزم خالی بود،خسته و سردرگم بودم،بغضی که توی گلوم بود،نفس کشیدن رو

برام سخت کرده بود

-بگیر

سرم رو بلند کردم،اخماش توی ھم گره خورده بود،قرص رو ازش گرفتم،طلبکارانه نگاھم کرد

-نمیخوای بگی چی شده؟

بی حوصله تر از چیزی بودم که بخوام جوابش رو بدم،از روی نیمکت بلند شدم

-شرمندتم رفیق،مجبور بودم که زنگ زدم بھت،حالا ھم باید برم خونه

نگاھش رنگ خشم گرفت

-بری خونه؟!به ھمین راحتی؟!نصفه شبی زنگ زدی به من،اومدم دیدم رنگ به رو نداری،نه میگی چی شده نهمیگی نصفه شبی اونجا چه غلطی میکردی،میدونی چقدرترسیدم؟

درد دستم بدتر اعصابم رو بھم میریخت

-معذرت میخوام،اصلا من غلط کردم به تو زنگ زدم،شرمندتم حالا ھم میخوام برم  با خشم داد زد

-تا نگی چی شده،ھیچ جا نمیری

نمیدونم،اما یه لحظه دیوونه شدم،بی حوصله بودنم با داد متین انگار دیوونم کرد،دست خودم نبود،با صدای دورگه شده گفتم

-چی رو میخوای بدونی ھان؟!چی رو؟!چی رو میخوای بھت بگم؟!بدبختی زندگی من مگه شنیدن داره ھان؟!د بگو لعنتی، شنیدن داره؟

بی توجه به دادوفریادای من دستم رو گرفت و روی نیمکت نشوند،کنارم زانو زد

-بگو رفیق،بگو چیه که انقدر بھمت ریخته ،از وقتی شناختمت،نه گذاشتی بدونم کجا زندگی میکنی،نه از زندگیت چیزی گفتی،اینا به خاطر چیه سھیل؟

بازم تن صدام بالا رفت

-نزاشتم ببینی میدونی چرا؟!چون تو ھم میشدی یکی مثل ھمونایی که پشت سرم حرف میزنن،از زندگیم چیزی نگفتم؟!مگه زندگی من،چیزی برای گفتن ھم داره؟ ناخودآگاه صدام پایین اومد،سرم رو پایین انداختم و زمزمه وار گفتم

-نخواه بگم متین،بزار دوست بمونیم

دست سالمم رو توی دستش گرفت

-به ھمون خدایی که بالای سرمه،من کسی نیستم که به خاطر خونه زندگی کسی باھاش باشم،من خودت رو شناختم پسر،قرار نیست بھترین دوستم رو به خاطر اینجور چیزا از دست بدم

آب دھنم رو قورت دادم تا شاید این بغض لعنتی ھم باھاش پایین بره

-محمد اینکارو باھام کرد،یادته؟!یه سال پیش که اومدم مدرستون با محمد بد بودم؟!اون خوب از زندگیم خبر داره،طعنه ھاش رو یادته؟!

پوزخندی زدم

-اما خب! اگه حاج حسین نبود،الان کل مدرسه میدونستن

-چی رو میدونستن سھیل؟د بگو پسر

نمیدونم شاید کم آورده بودم،شاید قرار بود یه دوست تازه رو ھم دوباره از دست بدم،آخرش کھ چی؟!بازم ھمین آشه با ھمین کاسه  اما نه! نمیخواستم اینطوری بشه ،دستش رو کنار زدم تا بلند بشم،که زودتر مچ دستم رو گرفت

-کجا؟!

اینبار دیگه جوش آوردم،بازم گیر داده بود

-دستم رو ول کن

-تا نگی چی شده،نمیزارم بری

زدم به سیم آخر

-چی رو میخوای بدونی؟از چی برات بگم؟!از بابایی که شش ساله ولمون کرده؟یا از مادری که صبح تا شب کارش شده گریه زاری؟میدونی چرا؟  اینبار داد زدم

-به خاطر برادرم،برادری که آدم کشته میفھمی؟!قاتله،منم برادر اونم،برادر یه قاتل تر شدن چشمام رو احساس میکردم،متین بھت زده به صورتم نگاه میکرد،به درک که میگن مرد گریه نمیکنه ، بزار بگن مرد نیست،داغ شدن گونه ھام رو که احساس کردم،اینبار نالیدم

-گفتن دیگه رضایت نمیدن،میخوان برادرمو قصاص کنن،برادری که حکم پدرم رو داره،رو میخوان ازم بگیرن دست گچ گرفتم.رو جلوی چشمم گرفتم،لبخند تلخی زدم

-میبینی؟اینم گواھه که دیگه رضایت نمیدن

دستای متین که دور شونه ھام حلقه شد،صدای آرومش رو کنار گوشم شنیدم

-به خاطر اینا بود که فکر میکردی،جار میزنم کل شھر بفھمن؟

کمی ازم فاصله گرفت،نگاھش نه رنگ ترحم داشت نه دلسوزی،با لبخند مطمئنی گفت

-کنارتم رفیق

تقریبا خودم رو روی نیمکت پرت کردم،نگاھم رو به آسمون دوختم،تا شاید بند بیاد این اشکای لعنتی که دیگه قصد تموم شدن نداشتن،با صدای خش داری گفتم

-تو ھیچی نمیدونی متین،اون روزایی که میگفتم میرم کلاس اصلا میدونی کجا بودم؟

کنارم روی نیمکت نشست،رد نگاھم رو گرفت و به ستاره ھا خیره شد

-میدونم

سیخ سرجام نشستم،با بھت به سمتش برگشتم،بدون اینکه نگاھم کنه،ادامه داد

-خیلی وقته میدونم،از وقتی اومده بودی،با اون اخلاق گندت،یه علامت سوال بودی برام،به خصوص با طعنه ھای محمد

شونه ای بالا انداخت

-منم گفتم ببینم چیکاره ای

نفس پر حرصی کشیدم

-پس کاراگاه ھم ھستی؟!

لبخند عمیقی زد،و در حالی که به ساعتش اشاره میکرد از روی نیمکت بلند شد

-بله که ھستم!شمااحیانا نمیخواین برین خونه؟

با دست ضربه ای به پیشونیم زدم،و از روی نیمکت بلند شدم

-چرا!

اما یھو سرجام ایستادم،نگاھی به دست گچ گرفته ام انداختم

-اینو چیکارش کنم؟

حالت متفکری به خودش گرفت،لبخندی زد

-بگو دعوا کردی،از تو که بعید نیست

سری تکون دادم، «بعید میدونم مامانم باور کنه،اما چاره دیگه ای ھم نداشتم،اگه بفھمه رفتم اونجا،خیلی بد میشه»شونه ای بالا انداختم،و به دنبال متین از پارک بیرون رفتم برای ھزارمین بار به ساعت خیره شدم،چھار ساعت از رفتنشون میگذشت و ھنوز

برنگشته بودن،اونقدر راه رفته بودم که دیگه پاھام تحمل وزنم رو نداشتن،به دیوارتکیه دادم،و باز نگاھم رو به ساعت دوختم؛دو ماه از اون جریانات میگذره،توی این دوماه متین شده یه برادر برام و باباش یه حامی،از اون آدمایی که کم پیدا میشه توی این روزگار،از وقتی به اصرار متین ھمه ی اتفاقات رو برای باباش تعریف کردم،پابه پای حاج حسین برای رضایت گرفتن رفته؛با صدای سرفه ھای سینا از توی فکر بیرون اومدم،طفلک سینا…توی این چند وقت اونقدر درگیر کارای سیاوش بودیم،که سینا رو یادمون رفته بود،به سمت اتاقش رفتم،پتو رو دور خودش پیچیده بود،دو روزی میشد سرما خورده بود و برای ھمین من مونده بودم پیشش،خودم اینجا بودم و دلم اونجا،پتو رو درست روش کشیدم و از اتاق بیرون اومدم؛اگه این بارم راضی نشن،ھفته دیگه

سیاوش…چنگی به موھام زدم،دیگه خسته تر از اونی بودم که بخوام نبود سیاوش رو تحمل کنم،بدتر از ھمه اینا مامان بود،ذره ذره آب شدنش رو میدیدم،غصه ھا و گریه ھای نصفه شبش رو به چشم دیده بودم،آھی کشیدم،با صدای بسته شدن در به سرعت

سرم رو بالا گرفتم،با دیدن مامان،بی حرف بھش خیره شدم،قلبم به شدت میتپید،نگاه قرمزش،با صورتی که خیس اشک بود،بدتر نگرانم میکرد،واژه ھا رو گم کرده بودم،تقلاھام برای حرف زدن فایده ای نداشت،به صورتم خیره شده بود و قطره ھای اشک با سرعت بیشتری از چشماش سرازیر میشدن،لب ھام رو به ھم زدم،و با صدای ضعیفی گفتم

-چ…چی شد؟!

نگاھش روی صورتم میچرخید و کم کم لبخندی به لبھاش رنگ میداد…

تیرامیسو

ارسال شده در ۲۱ تیر ۱۳۹۸

“تیرامیسو” یکی از محبوب‌ترین و خوشمزه‌ترین دسرهای ایتالیایی است که در کشور ما هم طرفداران بی‌شماری دارد. به نظر می‌رسد به خاطر علاقه فراوان ایتالیایی‌ها به طعم و مزه‌های بی‌نظیری که اتفاقا به ذائقه ایرانی‌ها هم نزدیک است (چه در آشپزی و چه در زمینه دسر و شیرینی‌پزی) طعم و مزه دسرهای ایتالیایی طرفداران زیادی در ایران دارد. تیرامیسو چندین دستور پخت دارد. در این نوشتار بهترین طرز تهیه تیرامیسو خامه‌ای با بیسکویت پتی بور یا لیدی فینگر برای شما آورده‌ایم تا شما هم آن را در منزل درست کنید و از طعم و بافت بی‌نظیرش لذت ببرید.

تیرامیسو را با پایه و مواد مختلفی تهیه می‌کنند. برخی تخم‌مرغ را حذف می‌کنند و برخی هم طعم بیسکویت پتی‌پور یا لیدی فینگر را به جای کیک اسفنجی زیر دندان‌شان می‌پسندد. اما یکی از آسان‌ترین دستورهای تهیه برای تیرامیسو، درست کردن تیرامیسو خامه‌ای با پتی بور یا لیدی فینگر است.

مواد لازم

زرده تخم‌مرغ بزرگ: ۶ عدد

شکر: ۱ پیمانه

خامه غلیظ فرم گرفته: ۱و سه چهارم پیمانه

پنیر ماسکارپونه: ۱ و نیم پیمانه (پنیر باید هم دمای محیط باشد)

قهوه اسپرسو یا قهوه دم کرده غلیظ سرد: یک و یک دوم پیمانه

بیسکویت لیدی فینگر یا همان بیسکویت انگشتی: یک بسته

وانیل: یک دوم قاشق چایخوری

پودر کاکائو یا پودر نسکافه: یک چهارم پیمانه

طرز تهیه

برای درست کردن تیرامیسو خامه‌ای با بیسکویت پتی بور یا بیسکویت لیدی فینگر ابتدا زرده‌های تخم‌مرغ را از سفیده کاملا جدا کنید و با شکر مخلوط کنید. ترکیب زرده تخم‌مرغ و شکر و وانیل را آن‌قدر بزنید تا یک مایه غلیظ به دست بیاید. یکی از اشتباهاتی که افراد در شیرینی‌پزی انجام می‌دهند درست هم نزدن تخم‌مرغ و در نتیجه شل و وارفته بودن آن است. برای این‌که به راحتی بتوانید تخم‌مرغ را بزنید، زرده‌ها را در یک قابلمه بریزید و به راحتی آن‌ها را هم بزنید. برای گرفتن نتیجه بهتر بهتر است در یک قابلمه آب را جوش بیاورید و ترکیب شکر و تخم‌مرغ و وانیل را به روش بن‌ماری به مدت ده دقیقه روی بخار آب هم بزنید.به این ترتیب هم رنگ این ترکیب خیلی خوشرنگ و لیمویی می‌شود و هم ترکیب شما غلیظ‌تر و قوام یافته‌تر می‌شود.

یادتان باشد برای تهیه تیرامیسو یا هر شیرینی و دسر دیگری از مواد لبنی تازه استفاده کنید تا طعم دسر و شیرینی لذیذتر و مطبوع‌تر شود.

حالا به ترکیب تخم‌مرغ و شکر، پنیر ماساکارپونه را اضافه کنید و با حوصله آن را هم بزنید، آن‌قدر که یک مایه یکدست و صاف و نرم به دست بیاید. بهتر است پنیر ماسکارپونه با دمای محیط هم دما شود، به این ترتیب هم زدن و یکدست شدن آن راحت‌تر صورت می‌گیرد.

یکی دیگر از اشتباهات رایج در فرایند شیرینی‌پزی در مورد زدن «خامه» رخ می‌دهد. یادتان باشد برای هم زدن خامه فرم‌گرفته و غلیظ خیلی آهسته عمل کنید. حدود ده دقیقه برای زدن خامه باید زمان بگذارید و با حوصله این کار را انجام دهید در این ‌صورت بدون این‌که خامه تغییر شکل و فرم دهد و ژلاتینی شود می‌توانید حتی تا چند روز آن را در یخچال نگهداری کنید. برای درست کردن «تیرامیسو» ما به خامه وانیل و شکر اضافه نمی‌کنیم چون خامه یکی از مواد پایه دسر تیرامیسو است اما اگر قصد دارید از خامه سنگین برای تزیین شیرینی و دسر استفاده کنید حتما کمی شکر و وانیل به آن اضافه کنید.

در این مرحله خامه زده شده را به ترکیب زرده تخم‌مرغ، پنیر ماسکار پونه و شکر اضافه کنید و باز هم به آرامی و با حوصله این ترکیب را هم بزنید تا تمام مواد با هم کاملا مخلوط شوند. بهتر است برای هم زدن خامه و تخم‌مرغ و پنیر و شکر با هم از یک قاشق بزرگ استفاده کنید. در نهایت باید یا از بین رفتن هوای میان ذرات بافت خامه، باید یک مایه یکدست و نرم و لطیف و بدون پستی و بلندی داشته باشید.

در مرحله بعد، قهوه اسپرسو یا قهوه دم کرده غلیظ را در یک کاسه بریزید و بیسکویت‌های پتی بور یا لیدی فینگر یا همان بیسکویت انگشتی خودمان را به سرعت به قهوه آغشته کنید. مراقب باشید بیشتر از یک ثانیه این کار طول نکشد چون بیسکویت‌ها، قهوه را به خود جذب می‌کنند و خمیر می‌شوند یا از هم وا می‌روند. برای بیسکویت پتی بور بهتر است از یک قلم مو برای مالیدن قهوه روی بیسکویت استفاده کنید چون پتی بور نازک است. حالا بیسکویت‌های پتی بور یا انگشتی آغشته به قهوه را در کف ظرفی مثل سینی یا دیس یا هر ظرفی که می‌پسندید، بچینید.

روی بیسکویت‌های پتی بور یا لیدی فینگر چیده شده در ظرف را با یک لایه از کرم تیرامیسو بپوشانید و یک لایه دیگر بیسکویت روی کرم تیرامیسو بچینید. روی این بیسکویت‌ها یک لایه دیگر کرم بمالید. در نهایت باید دو لایه کرم و بیسکویت داشته باشیم.

روی لایه آخر پودر کاکائو یا پودر نسکافه بپاشید، با هر میوه یا افزدونی دیگری که می‌پسندید تزیین کنید و به مدت ۶ ساعت در یخچال نگه‌ دارید تا دسر خودش را بگیرد. در صورت تمایل دور دسر را با لیدی فینگر بپوشانید . بهتر است طوری برنامه‌ریزی کنید که تیرامیسو شب تا صبح در یخچال بماند.

نوش جان

هدف ما توانمند سازی زنان و ساختن فردایی بهتر است

به محله ما خوش آمدید!

ارسال شده در ۲۱ تیر ۱۳۹۸، توسط زهره کرمی

خدیجه تقی زاده بندری متولد اسفند ماه ۱۳۴۵ است و شروع فعالیتش از سال ۸۱ با انجمن اولیا و مربیان مدرسه پسرانه دانش و پس از آشنایی با گروه پایگاه نورالرحمت کارهای داوطلبانه خود را دنبال کرده است .

گروه همیاران سلامت روان

سال ۸۳ با گروه همیاران سلامت روان زیر نظر بهزیستی آشنا شد . تقی زاده می گوید این گروه از سال ۷۶ به صورت پایلوت در دو استان هرمزگان و شهر ری شروع به کار کرده و در دو محله دو هزار و سورو اجرا میشد  . عملکرد این طرح موفق بود و هرمزگان در این طرح یکی از استان های برتر شد.

خدیجه تقی زاده از سال ۸۳ تا سال ۹۷ مدیر عامل جمعیت همیاران استان است و تجربیات خوبی در این زمینه به دست آورده است و به گفته خودش نگاه اش به زندگی تغییر کرده و در فعالیت های اجتماعی اش رشد کرده است.

وی در حال حاضر مدیر دفتر تسیهلگری و توسعه محلی محله کمربندی ( از دوراهی ایسینی تا راه آهن) است و یک سال است که در این محله فعالیت دارد .

در این دفتر ما پنج کارشناس داریم : اقتصادی ، اجتماعی، مددکاری ، حقوقی و شهرسازی . کارها  و طرح های صورت گرفته به تنهایی اجرا نمی شود مگر با همکاری یکدیگر.

از تقی زاده می پرسم که شروع فعالیت هایشان به چه صورت بوده است

شروع فعالیت ما با شناخت محله ای و پر کردن فرم های تمام شماری توسط خانوار های ساکن در محدوده بود . ما سعی میکنیم که مشارکت مردم را جلب کنیم . در این منطقه بسیج و شهرداری با ما همکاری خوبی دارند و می توان گفت مشارکت مردم هم خوب بوده است .

اتوبوس

در بازدیدهای ما از محله به اتوبوسی برخوردیم که ۱۵ سال بود در مدرسه ام کلثوم بی استفاده افتاده بود . با هم فکری همکارانم به این فکر افتادیم که با این اتوبوس برای مردم محله کاری انجام دهیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که اتوبوس را به کتابخانه تبدیل کنیم.

حدود ۸ ماه پیگیر این اتوبوس بودیم  . استانداری، فرمانداری و آموزش و پروش را درگیر کردیم تا اینکه توانستیم بعد از پیگیری ها و نامه نگاری های مکرر امسال تفاهم نامه ای را با آموزش و پرورش ناحیه یک به امضا برسانیم که بتوانیم اتوبوس را تحویل بگیریم . شهرداری به ما قول داده که پایه ای بزند که اتوبوس را به صورت ثابت در خارج از مدرسه نگه داریم . مشکل دیگری که داریم برق آن است که امیدواریم اداره برق نیز برای انجام این کار فرهنگی در محله کمربندی با ما همراه باشد .

تجلیل از دختران نمونه محله

کار بعدی ما شناسایی و تجلیل از ۲۸ دختر محله که مشکلات خاص خودشان را داشتند ولی با معدل بالای ۱۸ در کلاس های هشتم و نهم فارغ التحصیل شده بودند بود .

جشنواره غذایی بومی محلی

در قدم بعدی سعی داریم زنان فعال محله را درگیر کنیم تا با دفتر ما آشنا شوند و جشنواره غذای بومی و محلی را راه اندازی کنیم شاید این کار شروعی برای ایجاد یک بازارچه هفتگی در محله باشد . این دادو ستد ها باعث شکل گرفتتن ارتباطی بهتر و توانمند سازی مردم می شود .

برگزاری کلاس های متنوع

برگزاری کلاس های چرم دوزی ، خیاطی ، گلدوزی و قلاب بافی از کارهایی بود که تا به امروز انجام دادیم ، خانم ها استقبال خیلی خوبی داشتند و در پنجشنبه بازار هنری هم غرفه گرفتیم و زنان ما که در کلاس ها کارهای هنری یاد گرفته اند در آنجا به فروش می رسانند و از این اتفاق خوشحال هستند .

مشارکت مردمی برای ما اهمیت دارد ، این دفتر متعلق به مردم محله است ، ما امیدواریم در کلاس ها شرکت کنند توانمند شوند وبه سمت زندگی و آینده بهتر بروند.

اطلاع رسانی

ما یک کانال محلی ای داریم که مردم محله در آن عضو هستند ، و یا اینکه فراخوان ها را از طریق پارچه نویسی و پایگاه های بسیج به اطلاع مردم محله می رسانیم.

بعد از ظهر های یکشنبه و سه شنبه

سمن کوشا و کتابرانه بعد از ظهرهای یکشنبه و سه شنبه  به این مکان می آمدند و بچه های محله را جمع کرده و آنها را سرگرم می کردند . صبح ها دو بچه پیش ما می امد و نقاشی میکشید، اما الان آن دو نفر به 30  بچه تبدیل شده که هر روز پیش ما می آیند. 

مشکلات مردم

این محله به عنوان حاشیه شهر شناخته شده اما در اصل مرکز شهر است ، ما در اینجا مهاجر زیاد داریم و زمانیکه از روستا به این منطقه می آیند و معمولا بیکار هستند و یا اعتیاد دارند .

ماهیچ وقت نمی توانیم مستقیم وارد عمل شویم هدف ما پیشگیری از آسیب های اجتماعی است درمان نداریم . اما می توانیم آموزش بدهیم که ما آموزش هایمان را شروع کردیم  .

آموزش پیشگیری از اعتیاد ، همایش اعتیاد و … داشتیم . قرار است در روز بازارچه تابلو های اطلاع رسانی پیشگیری از اعتیاد را نصب کنیم تا خانواده ها را درگیر این مساله کنیم تا با این مشکلات اشنا شوند .

هدف دیگر ما سرمایه گذاری بر روی بچه های محله است و این که قدر نه گفتن را داشته باشند .

ما در این منطقه ازدواج هایی در سنین پایین ، کودک آزاری ، نداشتن شناسنامه ، طلاق ، اعتیاد و … داریم . که امیدواریم با همکاری و مشارکت مردم و مسوولین این آسیب های از بین برود .

از دیگر مشکلات محله ما عدم زمین ورزشی رایگان است ، اگر تنها روزی دو ساعت سالن های ورزشی را به صورت رایگان در اختیار بچه های محله قرار دهند بسیاری از مشکلات ما حل میشود .

سید حسین شفیعی  روان شناس مشاور و آموزشگری است که به صورت داوطلبانه با دفتر تسهیلگری کمربندی کار می کند او بر این باور است که هر چیزی زکاتی دارد و زکات علم آموختن آن به اهلش است .

از جمله هدف های او این است که از روان شناسان  و مشاوران بخواهد به صورت داوطلبانه به ارائه خدمات مشاوره و آموزش حداقل هفته ای یک یا دو روز بپردازند . او می گوید هدف توانمند سازی زنان و دختران  است . ممکن است آنها یکسری ایده ها در ذهنشان داشته باشند، تا این فکر ها به عمل برسد نیاز به هدایت گر دارند . شفیعی می گوید باید حس مطالبه گری را در زنان تقویت کنیم .  بیشتر مسوولیت ها بر عهده مادران است ما اگر بتوانیم مادرانی توانمند تحویل جامعه دهیم  فرزندان نیز بهتر تربیت می شوند.

شفیعی در ادامه گفت آسیب های اجتماعی در جامعه رو به افزایش است  و یکی از این آسیب ها سرگردانی و حیرانی جوانان ونوجوانان است. لزوما ورزش به تنهایی برای پیشگری از آسیب ها کافی نیست ، ما باید در کنار ورزش به آموزش مهارت های زندگی هم بپردازیم .

هانیه

هانیه از دختران محله است که با موجود مشکلات توانسته با معدل بالای 19 از پایه هشتم فارغ التحصیل شود و در دفتر تسهیلگری به آموزش ریاضی برای همسن و سالان خود بپردازد و در آینده کتابخانه را اداره کند . او می گوید که این دفتر مثل فرشته ای در محله می ماند اما هیچ کدام از مردم محله آن طور که باید آن را نمی شناسند . من می خواهم که مردم این محله این موضوع را بفهمند

حوریه حاجی زاده

کارشناس اقتصادی دفتر تسهیلگری کمر بندی است و در بخش اشتغال کمک می کند او می گوید با تحقیقات و شناسایی که در این یک سال انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که بر روی زنان این منطقه کار کنیم ، طبق نامه نگاری هایی که با فنی و حرفه ای انجام دادیم بر آن شدیم که کلاس هایی از سوی فنی و حرفه ای بگذاریم تا مدرک بگیرند توانمند شوند و خودشان کار کنند ، هنرجوهای کلاس های چرم سازی سه غرفه در پنجشنبه بازار هنری دارند و کیف دستی چرم خود را به فروش می رسانند ، دو نفر از فارغ التحصیلان کلاس های گل های آپارتمانی در گلخانه هایی که جدیدا در سطح شهر باز شده مشغول به کار شده اند . در حال حاضر کلاس بافندگی داریم که استادشان خودش برای بانوان بازار کار ایجاد می کند.

کلیه کلاس های فنی و حرفه ای به صورت رایگان برگزار می شود . استقبال خانم ها خیلی خوب بود . برای آقایان هم کلاس لوله کشی ،تعمیر لوازم سرد کننده گذاشتیم در ابتدا 18 نفر ثبت نام کردند اما در نهایت 5 نفر مدرک گرفتند . اما خانم ها با انگیزه تر و مصمم تر هستند و البته تاثیر بیشتری هم بر روی خانواده دارند .

خلاصه ای از اقدامات دفتر تسهیلگری و توسعه محلی محله کمربندی :

راه اندازی اتوبوس تست HIV   در دو نقطه از محله کمربندی

سرکشیدی مداوم مددکار دفتر به مددجویان

دارایی سنجی و شناسایی افراد تاثیرگذار محله

تست قند خون رایگان در روز جهانی دیابت

انجام بینایی سنجی و همکاری مداوم با مرکز بهداشت

آموزش خانواده و فرزند پروری

گرفتن شناسنامه برای افراد بی شناسنامه محله ( اول مهر 97 چهار مورد از افراد بی شناسنامه با همکاری دفتر تسهیلگری به مدرسه رفتند )

شناسایی اتباع افغان

شناسایی منازل بی سند و کمک به گرفتن سند خانه

مسابقه نقاشی کودکان

برگزاری جشن بازارچه محلی با کمک شهرداری

ارتباط گرفتن با خیرین و توزیع لوازم التحریر

همکاری با بسیج محله و شهرداری تعمیر حمام و دستشویی منازل قشر آسیب پذیر

توزیع گوشت نذری به مددجویان

برگزاری کلاس های مختلف و …

يكى از طراحان برتر لباس كشور:

لباس سنتى هــرمــزگان كالاى لـوكس است

ارسال شده در ۱۴ تیر ۱۳۹۸، توسط ایسنا خلیج فارس

يكى از طراحان برتر لباس كشور گفت: المان هاى سنتى بر روى لباس ها بايد باتوجه به ظرفيت استان، به سمت مدرنيته شدن پيش بروند.

غزال بهمنى، اظهار کرد: در سال هاى پيش رو، با پيشرفت هنر طراحى و دوخت در كشور هرگز نمى توان با كپى كردن مدل ها مشتريان را راضى نگه داشت.وى ادامه داد: طراحان لباس استان هرمزگان، داراى ايده هاى بسيار خوب و خلاقانه هستند اما متاسفانه نتيجه و اجراى كار بسيار ضعيف است.بهمنى افزود: طراحان بايد به اين نكته توجه كنند كه طراحى هايى كه انجام مى گيرد براى چه منطقه اى بوده و مواداوليه مورد نياز براى تهيه پوشاك بايد داراى چه ويژگى هايى باشد.وى بيان كرد: اگر صادرات و ارز آورى از اهداف طراحان و توليدكنندگان بومى استان است، بايد به تمام نكات از جمله جنس پارچه هاى مورد استفاده نيز توجه شود.

اين توليدكننده تصريح كرد: طراحى و ساخت زيورآلات با استفاده از المان هاى سنتى از جمله نوارهاى سنتى كه در لباس بانوان استان هرمزگان استفاده مى شود، اتفاقى نو و جالب است و بايد سطح ارائه اين قبيل محصولات گسترش و پيشرفت كند.

وى در پاسخ به درخواست خبرنگار مبنى ارائه بر پيشنهاد به افرادى كه قصد ورود به حرفه طراحى و دوخت لباس دارند، ابرازكرد: اين افراد بايد با در نظر گرفتن شرايط موجود تنها و تنها به توليد كالاى لوكس قابل استفاده بپردازند.

بهمنى بيان كرد: بايد به اين نكته توجه شود كه در اين منطقه نيازى به توليد كالاى بی‌کیفیت يا به بيان بهتر كالاى دم دستى، وجود ندارد.

وى افزود: علت اين توصيه اين است كه استان هرمزگان خود داراى المان هاى سنتى و تهيه شده با دست بسيار زيادى است. ارزش اين المان ها به قدرى است كه بايد با قيمت بسيار خوبى به فروش رسانده شوند.

بهمنى اشاره كرد: در استان هرمزگان نمى توان مانند ساير استان ها توليد انبوهى از كالاهاى بی‌کیفیت داشت، كارهاى دستى خاص هرمزگانى اين اجازه را به توليدكندگان و فروشندگان نمى دهد كه كالاى بومى را به قيمت پايين و مانند كالاهاى بی‌کیفیت به فروش رسانند.

این طراح لباس خاطرنشان كرد: طراحان لباس، طرح‌هاى سنتى را مدرن كرده و از بانوان بلوچى به عنوان اجرا كننده استفاده كنند.

وى ادامه داد: دنياى مدرن امروزى طالب اين است كه بتوان لباس ها را در شرايط و اماكن مختلف استفاده كرده و به راحتى به تحرك و فعاليت پرداخت، در عين حال به اندازه لزوم شيك، خاص و جلوه گر باشد.بهمنى تصريح كرد: جاى بسى تاسف است كه ويترين هاى مراكزخريد لوكس در بندرعباس، از اجناس بی‌کیفیت درجه سه و چهار چينى دكور شده اند.

وى افزود: بانوان بومى كه به تهيه و فروش اکسسوری های لوكس و خاص سنتى مشغولند در خيابان ها دست فروشى مى كنند.

اين طراح لباس بيان كرد: بايد با جديت به تناقض مطرح‌شده انديشيد كه چرا مراكز خريد به عرضه اجناس بی‌کیفیت پرداخته و كارهاى سنتى روى زمين فروخته مى شوند.

وى خاطرنشان كرد: در خصوص اين نكته نه در سطح تفكر معمول و عادى بلكه بايد از ديد جامعه‌شناسی نيز مطالعات انجام گيرد.

بهمنى با بيان اینکه «آيا مردم هدف بايد به سمت خريد اجناس بی‌کیفیت سوق داده شوند؟ « اظهار كرد: اين ايرادى است كه به طراحان لباس استان هرمزگان وارد است. علت اين اتفاق عدم فعاليت و همكارى گروه طراحان و عدم آمادگى و اعتمادبه‌نفس لازم براى ارائه طرح‌ها و كالاها در ويترين مراكز خريد است.

وى عنوان كرد: توليدكننده مطرح به‌هیچ‌عنوان اعتمادى به بانوان فروشنده كنار خيابان نمی‌کند. اين تولیدکننده اشاره كرد: اگر در يك مركز خريد كه مكانى معتبر براى خریدوفروش است با ويترينى روبه‌رو شود كه براى مثال شال سنتى هرمزگانى باكيفيت به معرض ديد گذاشته است رغبت و اعتماد خواهد كرد و اين اتفاق به رونق بازار كار طراح و خياط بومى كمك شايانى خواهد كرد.

وى افزود: اگر هدف ما ارائه محصولات در سطح بین‌المللی است بايد به اين نكته توجه كنيم كه برندهاى بین‌المللی به‌هیچ‌عنوان از محصولات عرضه‌شده توسط فروشندگان خيابانى استقبال نكرده و هدف صادرات، ارزآورى و شناساندن هنر بانوان اين استان به ساير نقاط كشور و جهان به‌هیچ‌وجه محقق نخواهد شد.

بهمنى عنوان كرد: عدم وجود بهداشت در فروش و توليد، عدم وجود تضمين(گارانتى) پس از فروش محصولات وعدم توجه به تكنولوژى و فناورى نوين از علل كسادى بازار و فروش خواهد شد.

وى خاطرنشان كرد: با توجه به مباحث مطرح‌شده، در خصوص فروش محصولات و لباس‌های سنتى استان هرمزگان، بايد به اين نكته توجه شود كه بانوان هرمزگانى كه قصد فروش اين محصولات را دارند بايد زير نظر طراحان تحصیل‌کرده اين كار را انجام دهند.

بهمنى افزود: به عبارتى اين فروشندگان و دوزندگان تنها اجراكنندگان بر روى اين محصولات هستند و مطالعات جامعه‌شناسی و روانشناسى محصولات بايد به عهده متخصصين مربوطه در حوزه طراحى و دوخت واگذار شود.

اين طراح لباس اظهار کرد: به‌جای آنکه روزبه‌روز بر كيفيت كارها افزوده شود، كالاهاى بی‌کیفیت تهران که در مکان‌های عادى براى مردم عادى به فروش می‌رسد در ويترين مراكز خريد لوكس با قیمت‌های گزاف به فروش می‌رسد.

وى با بيان اینکه بازاركار طراحان استان محلى نيست، افزود: افراد محلى خود به اين محصولات دسترسى دارند، پس اين طراحان استان هرمزگان هستند كه بايد به صادرات و فروش‌های خارج از استان و كشور توجه كرده و دوخت‌ها و اكسسورى لباس‌های سنتى را در لباس‌های مدرن و مطابق سليقه همگان ارائه دهند.

بهمنى بيان كرد: پس از ارائه محصولات به شكل معقول و علمى شده، برندسازى مرحله ديگرى است كه طراحان بايد به آن توجه كنند.

وى در پايان گفت: طراحان هرمزگان ضمن توجه به خواسته و سليقه بندرعباس و استان هرمزگان بايد به جذب توليدكنندگان و خريداران كشورى و خارج از ايران نيز توجه كنند.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!