تیم دختران کاراته کیش به مسابقات بین‌المللی یونیون شیتوریو اعزام شد

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵

تیم دختران کاراته کیش برای حضور در مسابقات بین‌المللی یونیون شیتوریو و رقابت‌های انتخابی مسابقات جهانی سریلانکا، راهی شهر شیراز در استان فارس شد.

تیم دختران کاراته کیش با هدف حضور در مسابقات بین‌المللی یونیون شیتوریو و رقابت‌های انتخابی مسابقات جهانی کشور سریلانکا، به استان فارس و شهر شیراز اعزام شده است.

این رقابت‌ها از ۱۳ شهریور ماه آغاز شده و ورزشکاران کیش در بخش‌های مختلف این مسابقات به رقابت خواهند پرداخت.

عایشه صادق‌پور نیز به عنوان سرپرست، تیم دختران کاراته کیش را در این رقابت‌ها همراهی می‌کند.

مسابقات یونیون شیتوریو با هدف شناسایی و انتخاب نفرات برتر برای حضور در مسابقات جهانی سریلانکا برگزار می‌شود و ورزشکاران شرکت‌کننده برای کسب جایگاه و جواز حضور در این رقابت‌ها به رقابت خواهند پرداخت.

حضور تیم دختران کاراته کیش در این رویداد بین‌المللی، فرصتی برای محک توانمندی ورزشکاران جزیره و کسب تجربه در سطح بالاتر رقابت‌های کاراته است.

معاون میراث فرهنگی هرمزگان: بازارچه‌های هفتگی صنایع دستی واسطه‌ها را حذف می‌کند

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 معاون صنایع‌دستی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی هرمزگان با اشاره به استمرار برگزاری بازارچه‌های هفتگی صنایع‌دستی در بندرعباس، گفت: این بازارچه‌ها با هدف حمایت از هنرمندان بومی، حذف واسطه‌ها و تقویت فروش مستقیم محصولات صنایع‌دستی استان برپا شده است.

ساناز رمجی در این زمینه افزود: بازارچه‌های هفتگی صنایع‌دستی در بندرعباس، به‌صورت هفتگی در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه برگزار می‌شود و هنرمندان صنایع‌دستی سراسر استان می‌توانند محصولات و آثار خود را به‌صورت مستقیم در معرض دید و خرید شهروندان و گردشگران قرار دهند.

وی اظهار کرد: برگزاری این بازارچه‌ها، یکی از برنامه‌های راهبردی معاونت صنایع‌دستی برای حمایت از اقتصاد هنرمندان و ایجاد فرصت مناسب برای معرفی و فروش آثار تولیدکنندگان بومی است.

معاون صنایع‌دستی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی هرمزگان ادامه داد: بازارچه صنایع‌دستی بندرعباس در روزهای ۱۱ و ۱۲ شهریورماه، از ساعت ۱۷:۳۰ تا ۲۳ در محل مجتمع تجاری علاءالدین برپا می‌شود و علاقه‌مندان، شهروندان و گردشگران می‌توانند از این بازارچه بازدید و از هنرمندان بومی خرید کنند.

رمجی با تاکید بر اهمیت توسعه بازارهای مستقیم برای رونق اقتصادی هنرمندان، تصریح کرد: عرضه مستقیم محصولات صنایع‌دستی موجب کوتاه شدن مسیر فروش و کاهش نقش واسطه‌ها می‌شود و در نتیجه هنرمندان سهم بیشتری از ارزش افزوده حاصل از تولیدات خود به دست می‌آورند.

وی بیان کرد: ارتباط مستقیم میان تولیدکننده و مصرف‌کننده علاوه بر کمک به افزایش درآمد هنرمندان، زمینه معرفی بهتر هنرهای سنتی و بومی هرمزگان را فراهم می‌کند و می‌تواند به حفظ و تداوم این هنرها کمک کند.

معاون صنایع‌دستی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی هرمزگان خاطرنشان کرد: بازارچه‌های هفتگی تنها محلی برای عرضه و فروش محصولات نیستند، بلکه فرصتی برای شناخت سلیقه و نیاز بازار، دریافت بازخورد مستقیم از مشتریان و ارتقای کیفیت تولیدات صنایع‌دستی نیز به شمار می‌روند.

رمجی افزود: استمرار این بازارچه‌ها می‌تواند به ایجاد یک شبکه فروش پایدار برای هنرمندان استان کمک کرده و زمینه حضور بیشتر تولیدکنندگان صنایع‌دستی در بازارهای داخلی و گردشگری را فراهم کند.

وی تاکید کرد: حمایت از هنرمندان، ایجاد فرصت‌های فروش مستقیم و معرفی ظرفیت‌های صنایع‌دستی هرمزگان از محورهای اصلی برنامه‌های این معاونت است و برگزاری مستمر بازارچه‌های هفتگی در همین راستا دنبال می‌شود.

بیش‌از ۸۰ هزار نفر صنعتگر صنایع‌دستی در استان هرمزگان فعالیت می‌کنند، که از این تعداد بیش‌از ۶۰ هزار نفر مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند و همچنین مجوز فعالیت ۱۱ فروشگاه صنایع‌دستی در این استان صادر شده است.

کیش نخستین میزبان مسابقات والیبال قهرمانی زیر ۱۹ سال کشور

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

مسابقات والیبال قهرمانی ایران منطقه جنوب کشور در رده سنی زیر ۱۹ سال دختران، برای نخستین بار به میزبانی جزیره کیش برگزار می‌شود.

این رقابت‌ها از ۱۸ تا ۲۴ شهریورماه ۱۴۰۵ با حضور تیم‌های منطقه جنوب کشور در جزیره کیش برگزار خواهد شد.

میزبانی این رویداد ورزشی، در راستای توسعه ورزش قهرمانی بانوان و با هدف بهره‌گیری از ظرفیت‌ها و زیرساخت‌های ورزشی جزیره کیش صورت می‌گیرد و فرصتی برای حضور و رقابت دختران آینده‌دار والیبال کشور در فضایی مناسب و استاندارد فراهم می‌کند.

در این مسابقات، ۱۴ تیم در قالب تیم های استانی حضور می یابند و در مدت یک هفته با همدیگر به رقابت می‌پردازند.

برگزاری نخستین میزبانی مسابقات والیبال قهرمانی کشور منطقه‌ای زیر ۱۹ سال دختران در کیش، گامی در جهت تقویت جایگاه جزیره به‌عنوان مقصدی مناسب برای میزبانی رویدادهای ورزشی و استفاده از ظرفیت ورزش در معرفی توانمندی‌های جزیره کیش است.

این مسابقات با همکاری معاونت ورزش و تفریحات سالم شرکت عمران، آب و خدمات کیش و هیأت والیبال منطقه آزاد کیش برگزار خواهد شد.

تدوین برنامه جامع ساماندهی روش‌های نوین کمک‌باروری/نقش علم و فناوری در مواجهه با ناباروری

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور با تأکید بر اینکه، مواجهه درست با ناباروری نیازمند پیوند علم و فناوری با سیاست‌های حمایتی است، گفت: فرزندآوری بیش از یک شاخص جمعیتی، تصمیمی انسانی و خانوادگی است و برای خروج از چاله جمعیتی باید شرایطی فراهم شود که خانواده ایرانی با احساس امنیت و امید برای آینده تصمیم بگیرد.

زهرا بهروزآذر در آیین افتتاحیه افتتاحیه و اهداء جوایز بیست و هفتمین کنگره بین‌المللی رویان در دانشگاه علم و فرهنگ، پژوهشگاه رویان را نمادی از تبدیل دانش به خدمت و پژوهش به امید دانست و اظهار کرد: موضوع سلامت باروری در نقطه تلاقی سلامت خانواده، زنان، جوانان و آینده ایران قرار دارد و نباید اجازه دهیم اعداد و شاخص‌های جمعیتی، انسان و خانواده را پشت سر خود پنهان کنند.

وی در ادامه با قدردانی از نقش پیشگامانه پژوهشگاه رویان در مرزشکنی‌های علمی افزود: این نهاد علمی با تکیه بر پژوهش‌های کاربردی توانسته است بار سنگین ناباروری را از دوش هزاران زوج بردارد و مسیر جدیدی برای تحقق عدالت در دسترسی به درمان‌های پیشرفته در کشور هموار سازد.

معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور بیان کرد: پیوند علم با نیازهای واقعی جامعه، الگوی موفقی از کارآمدی دانش‌بنیان در نظام سلامت است که می‌تواند به عنوان مدلی راهبردی در سایر حوزه‌های زیست‌فناوری و پزشکی نوین نیز به کار گرفته شود.

خانواده در کانون تحولات جهانی

بهروزآذر با اشاره به قرارگیری خانواده در نقطه تلاقی چهار ابرچالش تحولات جمعیتی، گسترش شهرنشینی، شتاب فناوری و تغییرات اقلیمی افزود:این نیروهای جهانی شیوه زندگی، روابط اجتماعی و تصمیمات مربوط به فرزندآوری را دگرگون کرده‌اند و سیاست‌گذاری حوزه جمعیت بدون درک عمیق این متغیرها به اهداف مطلوب نخواهد رسید.

وی بیان کرد: سخن گفتن از آینده خانواده به معنای سخن گفتن از آینده جامعه و انتقال امید به نسل‌های بعد است و برای خروج از چاله جمعیتی باید علاوه بر بهبود شرایط اقتصادی، به تغییر ارزش‌ها، اصلاح سبک زندگی و بازآفرینی نگرش‌ها نسبت به باروری توجه ویژه داشت.

این مقام مسئول با بیان اینکه، جامعه باید پذیرش کودک و رفتارهای طبیعی او را دوباره بیاموزد، یادآور شد: فضاهای عمومی، ساختارهای اداری و بسترهای شهری باید دوستدار خانواده طراحی شوند تا حضور والدین به همراه فرزندان در جامعه با سهولت و آرامش خاطر همراه باشد.

وی تأکید کرد: روایت‌های اجتماعی باید از تلخی‌های فرزندآوری به سمت روایت شیرینی‌های والد شدن حرکت کند و در کنار این موارد، سیاست جمعیتی پایدار بدون حمایت جامع از خانواده امکان‌پذیر نیست و باید از رویکرد صرفاً درمان‌محور به سمت رویکردهای پیشگیرانه و ارتقای سواد سلامت باروری حرکت کنیم.

حمایت از حفظ باروری و تقویت برنامه‌های حمایتی

معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور همچنین با اشاره به اقدامات دولت در این حوزه گفت: بر اساس قانون حمایت از خانواده و با همکاری وزارت بهداشت، برنامه ساماندهی روش‌های جایگزین نوین از جمله رحم جایگزین و انجماد تخمک تهیه شده که با تصویب در کمیسیون برای پوشش بیمه‌ای آماده و به‌زودی در هیئت دولت نهایی خواهد شد.

بهروزآذر، یکی از رویکردهای مهم آینده را حفظ باروری دانست و گفت: امکان انجماد تخمک برای دختران مجرد بالای ۳۰ سال به عنوان امانتی قانونی و راهکاری آینده‌نگرانه مورد توجه جدی قرار گرفته است تا چالش‌های ناشی از بالا رفتن سن ازدواج بر سلامت باروری کاهش یابد.

وی بر نقش فناوری‌های همگرا و هوش مصنوعی در کاهش هزینه‌های درمانی تأکید کرد و افزود: همکاری پژوهشگاه‌های تراز اول نظیر رویان با مراکز بالینی سراسر کشور، گامی موثر در تمرکززدایی از خدمات درمان ناباروری و دسترسی عادلانه همه اقشار جامعه به این فناوری‌هاست.

معاون رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: نظام سلامت کشور باید زیرساخت‌های لازم برای تشخیص زودهنگام ریسک‌فاکتورهای ناباروری در سنین جوانی را فراهم سازد تا زوجین پیش از مواجهه با مراحل پیشرفته بیماری، از حمایت‌های پیشگیرانه و مشاوره‌ای بهره‌مند شوند.

ضرورت نگاه متوازن به زن و مرد در سیاست‌گذاری

بهروز آذر در ادامه تأکید کرد: سیاست خانواده نباید زن را میان مادری و پیشرفت اجتماعی مخیر کند، بلکه باید میان این نقش‌ها هم‌افزایی ایجاد شود تا زن ضمن تجربه مادری از امنیت شغلی، انعطاف‌پذیری سازمانی و بازگشت شایسته به محیط کار اطمینان داشته باشد.

وی یادآور شد: سیاست‌گذاری خانواده بدون حمایت از مردان و پدران نیز ناقص است و برای تحقق خانواده پایدار باید معیشت پایدار، امنیت شغلی و کاهش فشارهای اقتصادی برای مردان نیز در دستور کار مراجع تصمیم‌گیر قرار گیرد.

معاون زنان و خانواده رئیس جمهور، مسئولیت اجتماعی نهادها و بنگاه‌های اقتصادی در حوزه جمعیت را یک ضرورت خواند و گفت: سرمایه‌گذاری در حوزه سلامت باروری، سرمایه‌گذاری مستقیم بر سرمایه انسانی و امنیت ملی کشور در دهه‌های آتی محسوب می‌شود.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: کلیدی‌ترین رکن فرزندآوری، امید است و حکمرانی کشور موظف است با اتخاذ سیاست‌های هماهنگ و واقع‌بینانه، فردایی امن و چشم‌اندازی روشن برای جوانان ترسیم کند.

جایزه ملی جمعیت باید به جریانی فرهنگی تبدیل شود/ تامین اعتبار کارت امید مادر

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 دبیر ستاد ملی جمعیت با تأکید بر اینکه شرایط جنگی نباید موجب توقف فعالیت‌های کشور شود، گفت: جایزه ملی جوانی جمعیت باید با همفکری نخبگان، مسئولان و دستگاه‌های اجرایی به یک جریان فرهنگی و گفتمان فراگیر در جامعه تبدیل شود.

مرضیه وحیددستجردی در نشست شورای سیاست‌گذاری چهارمین رویداد جایزه ملی جوانی جمعیت با اشاره به شرایط حساس کشور، بر تداوم فعالیت‌های ملی در حوزه جمعیت تأکید کرد و افزود: با وجود همه تهدیدها و شرایط جنگی، کشور نباید از انجام مأموریت‌های اساسی خود باز بماند.

وی ادامه داد: با وجود همه مشکلات، باید مسئولیت‌های خود را با قوت ادامه دهیم و امیدواریم خداوند به نیروهای مسلح و همه خدمتگزاران کشور توفیق و پیروزی عطا کند.

دبیر ستاد ملی جمعیت با اشاره به برگزاری چهارمین دوره جایزه ملی جوانی جمعیت در ۲۴ آبان‌ماه ۱۴۰۵ گفت: برنامه‌ریزی این دوره از ماه‌ها قبل آغاز شده تا بتوانیم با آمادگی کامل این رویداد را برگزار کنیم.

سال گذشته بودجه حوزه جمعیت به طور کامل تخصیص یافت

وی با تأکید بر اهمیت موضوع جمعیت، از حمایت سازمان برنامه و بودجه در اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت قدردانی کرد و گفت: سال گذشته بودجه حوزه جمعیت به طور کامل تخصیص یافت و امسال نیز اعتبار «کارت امید مادر» با وجود محدودیت‌های مالی کشور، در همان فصل نخست تأمین شد.

وحیددستجردی با بیان اینکه کشور به نیروهای دغدغه‌مند در حوزه جمعیت نیاز دارد، افزود: جایزه ملی جوانی جمعیت صرفاً یک مراسم تقدیر نیست، بلکه یک رویداد فرهنگی است و باید به گفتمانی فراگیر میان مردم، خانواده‌ها، رسانه‌ها و دستگاه‌های اجرایی تبدیل شود.

وی همچنین با اشاره به نوآوری‌های دوره‌های گذشته، از اضافه شدن بخش‌هایی مانند فیلم، عکس، خانواده برتر و مجاهدان جمعیت خبر داد و تأکید کرد: امسال نیز با بهره‌گیری از پیشنهادهای اعضای شورا، بخش‌های جدید و اثرگذار به این رویداد افزوده خواهد شد.

در ادامه نشست سعید زارع دبیر شورای سیاست‌گذاری چهارمین دوره جایزه ملی جمعیت، ساختار اجرایی این رویداد را تشریح کرد و گفت: جایزه ملی جمعیت براساس ماده ۱۹ قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در هفت گروه شامل خانواده، رسانه، سازمان‌های مردم‌نهاد، دستگاه‌های اجرایی، شرکت‌ها و مؤسسات خصوصی، مدیران و نخبگان علمی برگزار می‌شود و بخش ویژه نیروهای مسلح نیز امسال به پیشنهاد دبیر ستاد ملی جمعیت به آن افزوده شده است.

وی افزود: دستورالعمل اجرایی این رویداد در دوره گذشته بازنگری و پس از تأیید رئیس‌جمهور نهایی شد و اکنون همه فرآیندهای اجرایی بر اساس آن انجام می‌شود.

وی ساختار جایزه را متشکل از شورای سیاست‌گذاری، کمیته علمی، کمیته اجرایی و هیات داوران دانست و گفت: سال گذشته حدود ۲ هزار خانواده در بخش خانواده ثبت‌نام کردند و پس از داوری، برگزیدگان معرفی شدند.

رئیس انجمن علمی تخصصی ناباروری ایران: حدود ۳.۵ میلیون جمعیت نابارور در کشور وجود دارد

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

رئیس انجمن علمی تخصصی باروری و ناباروری ایران و رئیس انجمن علمی جنین‌شناسی و بیولوژی تولید مثل ایران با اشاره به وجود حدود ۳ تا ۳.۵ میلیون نفر جمعیت نابارور در کشور و ثبت تنها ۷ تا ۸ هزار تولد سالانه، حاصل از درمان‌های تخصصی، خاطرنشان کرد: این آمار نشان‌دهنده یک عدم تناسب و نیازمند مداخله فوری سیاستگذاران است.

حمید چوبینه در آیین افتتاحیه در بیست‌وهفتمین همایش بین‌المللی پزشکی تولید مثل ضمن تبیین جایگاه راهبردی ایران در تولید علم این حوزه، اظهار کرد: با وجود تمایل زوجین نابارور به فرزندآوری، خروجی درمانیِ سیستم به‌گونه‌ای است که سهم ناچیزی در نرخ موالید کشور دارد. این تناقض آماری باید به عنوان یک چالش اصلی توسط اساتید و پژوهشگران ریشه‌یابی شود.

وی خاطرنشان کرد: پیشرفت‌های خیره‌کننده علمی کشور، محصول تلاش‌های بی‌وقفه اساتید و پژوهشگران برجسته ماست؛ اما نباید فراموش کرد که صرفِ کسب دانش برتر، غایت نهایی نیست، بلکه هدف اصلی، انتقال این دانش از پژوهش به بالین بیمار و در نهایت به کانون خانواده‌ها است.

وی با نگاهی انتقادی به چرخه «علم به خدمت»، بر وجود یک شکاف عمیق تأکید کرد و افزود: تولید دانش، زمانی به معنای واقعی موفقیت‌آمیز است که سلامت جامعه را تضمین کند؛ در غیر این صورت، ما با یک شکاف ملموس در زنجیره خدمات سلامت روبرو هستیم.

آمارهای نگران‌کننده؛ لزوم بازنگری در سیاست‌های جمعیتی

رئیس انجمن علمی تخصصی باروری و ناباروری ایران، با استناد به تحلیل‌های آماری و اظهارات اخیر محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، نسبت به وضعیت بهره‌وری در درمان ناباروری هشدار داد.

عدالت در دسترسی؛ «کمیت مراکز» در برابر «کیفیت دسترسی»

وی با اشاره به توسعه کمی مراکز درمان ناباروری که طی چهار سال اخیر به حدود ۱۶۰ مرکز رسیده است، این توسعه را گامی مثبت اما ناکافی دانست و با طرح پرسش‌هایی راهبردی به مقامات عالی وزارت بهداشت و انجمن‌های علمی، بر لزوم بررسی کیفیت خدمات تأکید کرد که آیا گسترش مراکز درمانی توانسته است دسترسی عادلانه و آسان را برای تمامی اقشار، به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار، فراهم کند؟ و یا آیا ظرفیت عملیاتی این مراکز با حجم واقعی نیازِ ۳.۵ میلیون نفر از جمعیت هدف همخوانی دارد؟

ضرورت نگاه فرابخشی به بحران خاموش و جهانی فرزندآوری

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در بخشی دیگر از سخنان خود، بحران فرزندآوری را مسئله‌ای فراتر از چالش‌های صرفاً پزشکی دانست و آن را «بحران هویتی و اجتماعی» توصیف کرد.

وی تأکید کرد: این چالش نیازمند هم‌افزایی میان متخصصان علوم پزشکی و جامعه‌شناسان است. پژوهشگران حوزه علوم اجتماعی باید در کنار تیم‌های پزشکی به تحلیل ریشه‌ای ابعاد این بحران بپردازند تا راهکارهای جامعی برای مقابله با این روند جهانی در کشور ارائه شود.

رسالت علمی در خدمت به مردم

وی بر نقش محوری کنگره‌های علمی در ایجاد بسترهای هم‌افزایی علمی تأکید کرد و گفت: رسالت نهایی ما، تبدیل دستاوردهای علمی به ابزاری قدرتمند برای خدمت‌رسانی به مردم است. تنها با هم‌افزایی مستمر میان مراکز پژوهشی، دانشگاهی و انجمن‌های علمی می‌توان از چالش‌های فعلی عبور کرد و به پیشرفت‌های پایدار در حوزه سلامت و حوزه حیاتی تولید مثل دست یافت.

اردوی آماده‌سازی تیم ملی کاتا بانوان در قشم پایان یافت

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 اردوی آماده‌سازی تیم ملی کاتا بانوان جمهوری اسلامی ایران در رده‌های سنی پایه، با هدف ارتقای آمادگی ملی‌پوشان برای حضور قدرتمند در رقابت‌های قهرمانی آسیا، پس از چند روز تمرین فشرده در جزیره قشم به پایان رسید.

اردوی آماده‌سازی تیم ملی کاتا بانوان جمهوری اسلامی ایران در رده‌های سنی پایه از هفتم شهریورماه در جزیره قشم آغاز شد و ملی‌پوشان طی این مدت تمرینات خود را در باشگاه ارس کلاب قشم دنبال کردند.

این اردو با نظارت فنی استاد گودرز کمانگیر، ناظر فدراسیون کاراته و مربیگری محبوبه بزرگپور برگزار شد و تمرینات ملی‌پوشان با تمرکز بر افزایش آمادگی آنان برای حضور در رقابت‌های قهرمانی آسیا ادامه یافت.

برگزاری اردوی تیم ملی در قشم در شرایطی انجام شد که جزیره از ظرفیت‌های ورزشی و گردشگری قابل توجهی برای میزبانی اردوهای آماده‌سازی برخوردار است و حضور ورزشکاران ملی‌پوش در این منطقه می‌تواند زمینه استفاده از این ظرفیت‌ها در برگزاری رویدادهای ورزشی را فراهم کند.

ملی‌پوشان کاتا بانوان پس از پایان اردوی شش‌روزه قشم، خود را برای حضور در رقابت‌های قهرمانی آسیا در شهر امان، پایتخت اردن، آماده می‌کنند؛ این رقابت‌ها قرار است از هفدهم تا بیست‌ویکم شهریورماه برگزار شود.

گام نهایی برای حضور در آوردگاه آسیایی امان

رقابت‌های قهرمانی آسیا، مقصد بعدی ملی‌پوشان کاتا بانوان ایران است و اعضای تیم پس از پایان مرحله آماده‌سازی در جزیره قشم، مسیر خود را برای حضور در این مسابقات دنبال خواهند کرد.

اردوی برگزارشده در قشم از هفتم تا دوازدهم شهریورماه ادامه داشت و ملی‌پوشان در طول این مدت زیر نظر کادر فنی و ناظر فدراسیون کاراته به تمرین پرداختند تا با آمادگی بیشتری راهی رقابت‌های آسیایی شوند.

این اردو بخشی از برنامه آماده‌سازی تیم ملی کاتا بانوان در رده‌های سنی پایه برای حضور در رقابت‌های قهرمانی آسیا به شمار می‌رود که میزبانی آن در باشگاه ارس کلاب قشم انجام شد.

بر اساس برنامه اعلام‌شده، رقابت‌های قهرمانی آسیا از ۱۷ تا ۲۱ شهریورماه در شهر امان اردن برگزار خواهد شد و ملی‌پوشان کاتا بانوان ایران پس از پایان اردوی قشم، آماده حضور در این آوردگاه قاره‌ای می‌شوند.

مراقبت یا کنترل؟ مرز باریکی که گم می‌شود

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 وقتی پای امنیت فرزندان به میان می‌آید، بسیاری از والدین به ابزارهای ردیابی دیجیتال پناه می‌برند، ابزارهایی که قرار است آرامش خاطر بیاورند اما گاهی بی‌آنکه متوجه باشیم، مرز مراقبت را پشت سر گذاشته و به کنترل‌گری پنهان تبدیل می‌شوند.

نگرانی برای امنیت فرزندان، یکی از طبیعی‌ترین و عمیق‌ترین دغدغه‌های والدین است. در دنیای امروز که فناوری با سرعتی سرسام‌آور در حال پیشرفت است، ابزارهای دیجیتال متعددی برای نظارت بر موقعیت مکانی و فعالیت‌های فرزندان در دسترس قرار گرفته‌اند. این ابزارها، از اپلیکیشن‌های ردیابی گرفته تا سیستم‌های کنترل والدین، وعده آرامش خاطر را به خانواده‌ها می‌دهند. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این آرامش، واقعی و پایدار است یا بهایی پنهان در قالب آسیب‌های روانی و عاطفی برای فرزند به همراه دارد؟

مراقبت یا کنترل؟

در نگاه اول، استفاده از ابزارهای ردیابی به‌عنوان نوعی مراقبت مسئولانه به نظر می‌رسد. والدین می‌خواهند بدانند فرزندشان کجاست، با چه کسانی در ارتباط است و آیا در امنیت قرار دارد یا نه. اما همین ابزارها، اگر بدون چارچوب و آگاهی استفاده شوند، می‌توانند به نوعی «کنترل‌گری پنهان» تبدیل شوند.

مطالعات روان‌شناسی کودک نشان می‌دهد که نظارت بیش از حد، به‌ویژه زمانی که بدون اطلاع کودک یا نوجوان انجام شود، احساس «زیر نظر بودن دائمی» را در ذهن او ایجاد می‌کند. این احساس می‌تواند به مرور زمان به اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و حتی اختلال در شکل‌گیری هویت مستقل منجر شود.

وقتی نگرانی به آسیب تبدیل می‌شود

کنترل مداوم و وسواس‌گونه یکی از نشانه‌های مراقبت سمی است. والدینی که به‌طور مکرر موقعیت فرزند خود را چک می‌کنند، ناخواسته این پیام را منتقل می‌کنند که «دنیا جای خطرناکی است و تو به تنهایی قادر به مدیریت آن نیستی».

این پیام‌های ناخودآگاه، اثرات عمیقی بر روان کودک یا نوجوان می‌گذارند:

کاهش حس خودکارآمدی: کودک باور می‌کند که بدون نظارت والدین نمی‌تواند از پس موقعیت‌های روزمره برآید.

افزایش وابستگی: به جای رشد استقلال، وابستگی عاطفی و تصمیم‌گیری به والدین تقویت می‌شود.

پنهان‌کاری: نوجوان برای فرار از نظارت، به رفتارهای مخفیانه روی می‌آورد.

اضطراب دائمی: احساس «همیشه دیده شدن» می‌تواند سطح استرس را افزایش دهد.

در چنین شرایطی، خانه که باید محل آرامش و امنیت باشد، به فضایی شبیه «بازجویی» یا «نظارت پلیسی» تبدیل می‌شود. این تغییر فضا، رابطه عاطفی میان والد و فرزند را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

امنیت واقعی در چه شرایطی معنا دارد؟

با وجود تمام این نگرانی‌ها، نمی‌توان نقش مثبت فناوری در افزایش امنیت کودکان را نادیده گرفت. مسئله اصلی، نحوه و زمان استفاده از این ابزارهاست.

کارشناسان حوزه تربیت کودک معتقدند که ردیابی می‌تواند در شرایط خاص، مفید و حتی ضروری باشد:

برای کودکان زیر ۱۰ سال: در این سن، کودکان هنوز توانایی کامل برای مدیریت خطرات محیطی را ندارند. استفاده محدود و آگاهانه از ابزارهای ردیابی می‌تواند به افزایش امنیت آن‌ها کمک کند.

با اطلاع و رضایت فرزند: شفافیت، کلید اصلی اعتماد است. اگر کودک یا نوجوان بداند که چرا و چگونه ردیابی می‌شود، کمتر دچار احساس بی‌اعتمادی یا نقض حریم خصوصی خواهد شد.

استفاده در موقعیت‌های خاص: مثلاً هنگام سفر، مسیرهای ناشناخته یا شرایط اضطراری. استفاده دائمی و بی‌وقفه، معمولاً توصیه نمی‌شود.

چه زمانی ردیابی به نقض اعتماد تبدیل می‌شود؟

در مقابل، برخی رفتارها به‌وضوح در دسته «نقض اعتماد» قرار می‌گیرند:

برای نوجوانان بالای ۱۲ سال: در این سن، نیاز به استقلال و حریم خصوصی افزایش می‌یابد. نظارت شدید می‌تواند روند طبیعی رشد روانی را مختل کند.

نصب پنهانی برنامه‌ها: جاسوسی دیجیتال، حتی اگر با نیت خیر انجام شود، پایه‌های اعتماد را تخریب می‌کند. اگر نوجوان متوجه این موضوع شود، بازسازی اعتماد بسیار دشوار خواهد بود.

بررسی جزئیات زندگی روزمره: چک کردن مداوم مکان، ارتباطات و فعالیت‌ها، پیام «بی‌اعتمادی» را منتقل می‌کند و رابطه را به سمت تنش سوق می‌دهد.

پیامدهای بلندمدت کنترل‌گری دیجیتال

تحقیقات منتشر شده در منابعی مانند «انجمن روان‌شناسی آمریکا» و «یونیسف» نشان می‌دهد که نظارت بیش از حد می‌تواند اثرات بلندمدتی مانند اختلال در شکل‌گیری هویت مستقل، کاهش مهارت تصمیم‌گیری، افزایش رفتارهای پرخطر پنهانی و ضعف در مهارت‌های اجتماعی داشته باشد.

نوجوانی که فرصت تجربه، اشتباه و یادگیری را نداشته باشد، در بزرگسالی نیز در مواجهه با چالش‌ها دچار سردرگمی خواهد شد.

چگونه تعادل برقرار کنیم؟

برای استفاده سالم و مؤثر از ابزارهای ردیابی، رعایت چند اصل کلیدی ضروری است:

گفت‌وگوی مؤثر پیش از هر اقدامی: پیش از نصب هر برنامه‌ای، با فرزند خود صحبت کنید. نگرانی‌هایتان را توضیح دهید و به دیدگاه او گوش دهید. این گفت‌وگو، پایه‌ای برای اعتماد متقابل ایجاد می‌کند.

قرارداد شفاف و دوطرفه: با نوجوان خود یک «توافق‌نامه خانوادگی» تنظیم کنید. در این قرارداد مشخص شود که:

چه اطلاعاتی بررسی می‌شود

در چه شرایطی استفاده می‌شود

چه زمانی متوقف خواهد شد

این شفافیت، حس کنترل را کاهش می‌دهد.

کاهش تدریجی نظارت

با افزایش سن و بلوغ فرزند، میزان نظارت باید کاهش یابد. هدف نهایی، استقلال است نه وابستگی دائمی.

آموزش خودمدیریتی

به جای تکیه صرف بر ابزارها، مهارت‌هایی مانند تصمیم‌گیری، مدیریت زمان و تشخیص خطر را به فرزند خود آموزش دهید. این مهارت‌ها، امنیت واقعی و پایدار را ایجاد می‌کنند.

وقتی مراقبت به کنترل تبدیل می‌شود؛ پشت‌پرده ردیابی فرزندان

نقش اعتماد در تربیت دیجیتال

اعتماد، یکی از مهم‌ترین ارکان رابطه والد-فرزند است. بدون اعتماد، حتی پیشرفته‌ترین ابزارهای نظارتی نیز نمی‌توانند امنیت واقعی ایجاد کنند.

وقتی نوجوان احساس کند که مورد اعتماد است، مسئولیت‌پذیری بیشتری نشان می‌دهد، کمتر به پنهان‌کاری روی می‌آورد و ارتباط صمیمی‌تری با والدین برقرار می‌کند. در مقابل، بی‌اعتمادی مداوم می‌تواند به شکاف عاطفی عمیق منجر شود.

فناوری، ابزار یا جایگزین تربیت؟

یکی از خطاهای رایج در دنیای امروز، جایگزین کردن فناوری به جای ارتباط انسانی است. ابزارهای ردیابی نمی‌توانند جای گفت‌وگو، آموزش و حضور عاطفی والدین را بگیرند.

اگر رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد، احترام و گفت‌وگوی باز وجود داشته باشد، نیاز به نظارت شدید به‌طور طبیعی کاهش می‌یابد.

امنیت واقعی از کجا می‌آید؟

ردیابی فرزندان، نه کاملاً خوب است و نه کاملاً بد. آنچه اهمیت دارد، نحوه استفاده، سن فرزند و کیفیت رابطه خانوادگی است.

امنیت واقعی، ترکیبی از اعتماد متقابل، آموزش مهارت‌های زندگی، گفت‌وگوی مستمر و نظارت محدود و هدفمند است.

در نهایت، هدف تربیت این نیست که فرزند همیشه تحت کنترل باشد، بلکه این است که بتواند روزی بدون کنترل، درست تصمیم بگیرد.

لبه تیز فناوری، اگر با آگاهی و تعادل همراه نباشد، می‌تواند به‌جای محافظت، به رابطه‌ای آسیب‌زا تبدیل شود. انتخاب با والدین است، ساختن پلی از اعتماد یا دیواری از کنترل.

آمادگی بازگشت به مدرسه را از تابستان شروع کنیم

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، تغییر تدریجی ساعت خواب، تمرین برنامه صبحگاهی، گفت‌وگو درباره نگرانی‌ها و آماده‌سازی ذهنی و جسمی کودکان می‌تواند ورود آنها به مدرسه را آرام‌تر، کم‌اضطراب‌تر و موفق‌تر کند.

تابستان برای بسیاری از خانواده‌ها فصل رهایی از نظم سخت‌گیرانه روزهای مدرسه است. کودکان شب‌ها دیرتر به خواب می‌روند، وعده‌های غذایی انعطاف‌پذیرتر می‌شود و بازی، سفر، آفتاب و فراغت بخش زیادی از روزهای کودکان را پر می‌کند. در چنین فضایی، بازگشت به مدرسه ممکن است دور به نظر برسد اما اگر در این فاصله آمادگی بازگشت همین فاصله اگر بدون آمادگی به روز اول مدرسه برسد، می‌تواند برای کودک و خانواده به استرس، بی‌نظمی و نگرانی تبدیل شود.

کمی برنامه‌ریزی پیش از شروع سال تحصیلی می‌تواند به کودکان کمک کند تا با اعتماد به نفس، استراحت کافی و آمادگی بیشتر وارد کلاس درس شوند. بازگشت به مدرسه در کنار خرید لوازم جدید یا بستن کوله‌پشتی، مجموعه‌ای از آمادگی‌های جسمی، ذهنی و عاطفی است که اگر به‌تدریج انجام شود، کودک با احساس امنیت بیشتری سال تحصیلی را آغاز می‌کند.

خواب کافی نخستین قدم برای یادگیری بهتر

یکی از مهم‌ترین تغییراتی که خانواده‌ها باید پیش از شروع مدرسه به آن توجه کنند، بازگرداندن برنامه خواب کودک به روال منظم است. در بسیاری از خانه‌ها، تعطیلات تابستانی با دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن همراه است اما اگر این تغییر تا شب قبل از مدرسه به تعویق بیافتد، کودک ممکن است روزهای نخست سال تحصیلی را با خستگی، بی‌حوصلگی و کاهش تمرکز شروع کند.

خواب خوب برای یادگیری و سلامت کودک ضروری است. کودکانی که به اندازه کافی استراحت می‌کنند، بهتر می‌توانند مطالب جدید را بیاموزند لذا اگر برنامه خواب تابستانی کودک با ساعت مدرسه هماهنگ نیست، بهتر است خانواده‌ها دست‌کم یک ماه پیش از شروع کلاس‌ها آن را اصلاح کنند. در مواردی که تغییر ساعت خواب زیاد است، این تغییر باید آرام و تدریجی باشد برای مثال هر دو یا سه روز، زمان خواب حدود ۱۵ دقیقه جلوتر آورده شود تا بدن کودک فرصت سازگاری پیدا کند.

صبح مدرسه را قبل از روز اول تمرین کنید

صبح‌های مدرسه برای بسیاری از خانواده‌ها شلوغ و پرتنش است، زنگ ساعت، بیدار شدن، آماده شدن، صبحانه خوردن، پیدا کردن وسایل و رسیدن به موقع به مدرسه، همه باید در زمانی محدود انجام شود. اگر کودک از قبل با این روال آشنا نشده باشد، روزهای اول مدرسه می‌تواند با عجله، اضطراب و حتی مقاومت او همراه شود.

به همین دلیل خانواده‌ها در هفته پیش از آغاز مدرسه، برنامه صبحگاهی را با کودک مرور و تمرین کنند. این تمرین می‌تواند شامل بیدار شدن با زنگ ساعت، لباس پوشیدن، خوردن صبحانه، مسواک زدن، دوش گرفتن در صورت نیاز، بستن کوله‌پشتی و آماده شدن برای خروج از خانه باشد. وقتی کودک مسیر صبحگاهی را چند بار تجربه کرده باشد، روز اول مدرسه برایش ناشناخته و پراسترس نخواهد بود و والدین نیز بهتر می‌توانند زمان لازم برای آماده شدن را مدیریت کنند.

عادتهای غذایی کودک را متناسب با مدرسه کنید

برنامه غذایی کودک در مدرسه همیشه شبیه روزهای خانه نیست. برخی دانش‌آموزان ممکن است خیلی زود، پیش از ساعت ۱۲، ناهار بخورند و برخی دیگر تا میانه بعدازظهر فرصت ناهار نداشته باشند. همین تفاوت‌ها باعث می‌شود خانواده‌ها پیش از شروع مدرسه، برنامه تغذیه فرزندشان را بشناسند و برای آن آماده باشند.

اگر کودک ناهار زودهنگام دارد، شاید به صبحانه‌ای بسیار سنگین نیاز نداشته باشد اما اگر زمان ناهار دیرتر است، یک میان‌وعده مناسب می‌تواند به حفظ انرژی و تمرکز او در طول روز کمک کند. ترکیبی از پروتئین، کربوهیدرات، میوه و سبزیجات می‌تواند انتخاب مناسبی برای صبحانه، ناهار یا میان‌وعده مدرسه باشد. همراه داشتن بطری آب می‌تواند به کودک کمک کند در طول روز هوشیارتر مانده و کمتر احساس گرسنگی یا خستگی کند.

خرید لوازم انگیزه‌ای برای بازگشت به مدرسه

برای بسیاری از کودکان، انتخاب کوله‌پشتی، جامدادی، کفش یا چند وسیله تازه، آغاز سال تحصیلی را به تجربه‌ای هیجان‌انگیزتر تبدیل می‌کند. نو بودن برخی لباس‌ها یا وسایل می‌تواند به کودکان کمک کند تا بازگشت به مدرسه را مانند یک شروع تازه ببینند. خرید زودهنگام علاوه بر اینکه از نظر روحی مفید است به خانواده‌ها نیز کمک می‌کند تا در روزهای آخر تابستان گرفتار شتاب و کمبود برخی اقلام نشوند. وقتی کودک در انتخاب وسایل خود نقش داشته باشد، حس مالکیت و آمادگی بیشتری نسبت به مدرسه پیدا می‌کند و با انگیزه بیشتری به استقبال سال تحصیلی می‌رود.

نگرانی‌های کودک را پیش از مدرسه بشنوید

آمادگی بازگشت به مدرسه را از تابستان شروع کنیم

همه کودکانی که به مدرسه می‌روند، احساس یکسانی ندارند. بعضی‌ها برای دیدن دوستانشان روزشماری می‌کنند و بعضی دیگر از کلاس جدید، معلم تازه، پیدا کردن دوست، ساختمان مدرسه یا تجربه‌های دشوار سال قبل نگران هستند. حتی کودکی که در ظاهر هیجان‌زده به نظر می‌رسد، ممکن است در دل خود پرسش‌ها و اضطراب‌هایی داشته باشد. والدین پیش از شروع مدرسه، زمانی را برای گفت‌وگوی آرام و بی‌قضاوت با کودک اختصاص دهند. سؤال‌هایی ساده مانند اینکه برای چه چیزی هیجان‌زده‌ای؟ یا چه چیزی تو را نگران می‌کند؟ می‌تواند دریچه‌ای برای شنیدن احساسات واقعی کودک باشد.

نکته مهم این است که والدین فقط به دنبال پاسخ سریع یا نصیحت فوری نباشند، گوش دادن بدون قضاوت به کودک کمک می‌کند احساس کند نگرانی‌هایش جدی گرفته می‌شود. همین گفت‌وگو می‌تواند به والدین نشان دهد کودک در کدام بخش‌ها به حمایت بیشتری نیاز دارد.

بازگشت به مدرسه را فراتر از یادگیری بدانید

بازگشت به مدرسه فقط بازگشت به کتاب و تکلیف نیست. کودکان در مدرسه دوست پیدا می‌کنند، مهارت‌های اجتماعی می‌آموزند، در فعالیت‌ها شرکت می‌کنند و به‌تدریج تصویر روشن‌تری از توانایی‌ها و علاقه‌های خود به دست می‌آورند. به همین دلیل، گفت‌وگو درباره هدف‌های سال تحصیلی می‌تواند برای آنها انگیزه‌بخش باشد. برای کودکان کوچک‌تر، هدف‌ها ممکن است ساده و عاطفی مانند دوست پیدا کردن، شرکت در یک فعالیت یا عادت کردن به کلاس جدید باشد. برای دانش‌آموزان بزرگ‌تر، این هدف‌ها ممکن است به فعالیت‌های فوق‌برنامه، درس‌های انتخابی یا حتی فکر کردن به آینده شغلی مربوط شود.

والدین از کودک بپرسند امسال دوست دارد به چه چیزی برسد و در کدام بخش‌ها به کمک نیاز دارد. چنین گفت‌وگوهایی به کودک یادآوری می‌کند که مدرسه فقط محل گرفتن نمره نیست، بلکه جایی برای رشد، تجربه و ساختن مسیر آینده است.

محیط مدرسه را برای کودک آشنا کنید

یکی از دلایل اضطراب کودکان در روز اول مدرسه، ناآشنا بودن محیط است. اگر مدرسه برنامه بازدید، آشنایی یا دیدار با معلم دارد، حضور در این برنامه‌ها می‌تواند به کاهش نگرانی کودک کمک کند. هر کاری که باعث شود کودک پیش از روز اول با محیط مدرسه آشنا شود، می‌تواند مفید باشد.

برای کودکان کوچک‌تر، دیدن کلاس درس، ملاقات با معلم و آشنایی با چند نفر از همکلاسی‌ها می‌تواند احساس امنیت بیشتری ایجاد کند. برای دانش‌آموزان بزرگ‌تر، قدم زدن در راهروها، شناخت مسیر کلاس‌ها و حتی تمرین باز کردن کمد مدرسه می‌تواند از سردرگمی روزهای اول کم کند.

آشنا شدن با محیط، مدرسه را از یک فضای ناشناخته به جایی قابل پیش‌بینی تبدیل می‌کند؛ و همین پیش‌بینی‌پذیری برای بسیاری از کودکان آرامش‌بخش است.

ذهن کودک را آرام به فضای یادگیری برگردانید

تابستان زمانی برای استراحت و بازی است و نباید به مدرسه‌ای دیگر تبدیل شود اما فاصله طولانی از فعالیت‌های آموزشی می‌تواند بازگشت به کلاس را برای بعضی کودکان دشوارتر کند. پدیده لغزش تابستانی یعنی زمانی که کودکان در تعطیلات طولانی، بخشی از آموخته‌های خود را فراموش می‌کنند.

خواندن کتاب یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای زنده نگه داشتن علاقه کودک به یادگیری است. اگر مدرسه فهرست کتاب‌های تابستانی داده باشد، بهتر است کودک کتاب‌هایی را انتخاب کند که واقعاً به آنها علاقه دارد. همچنین اگر دانش‌آموز در سال قبل در درسی خاص مشکل داشته، مرور آرام و کوتاه همان مطالب پیش از شروع مدرسه می‌تواند اعتماد به نفس او را افزایش دهد. هدف از این کار کمک به ذهن اوست تا کم‌کم از فضای کاملا آزاد تابستانی به فضای یادگیری برگردد.

معاینات پزشکی را به روزهای شلوغ مدرسه موکول نکنید

اواخر تابستان فرصت مناسبی برای رسیدگی به معاینات پزشکی کودک است، پیش از آنکه برنامه مدرسه، تکالیف، رفت‌وآمد و فعالیت‌های روزانه خانواده را شلوغ‌تر کند. این معاینات بسته به نیاز کودک می‌تواند شامل بررسی سلامت عمومی، آزمایش‌های ورزشی، واکسیناسیون، معاینه چشم، مراجعه به دندانپزشک یا بررسی شنوایی باشد.

رسیدگی به این موارد پیش از آغاز مدرسه باعث می‌شود اگر مشکلی وجود دارد، زودتر شناسایی و پیگیری شود. کودکی که از نظر جسمی در وضعیت بهتری قرار دارد، با انرژی و آمادگی بیشتری وارد سال تحصیلی می‌شود.

آمادگی کودک از آرامش خانواده شروع می‌شود

برنامه زندگی والدین و مراقبان همانند دانش آموزان با شروع سال تحصیلی تغییر میکند. آماده کردن ناهار، امضای فرم‌ها، تنظیم رفت‌وآمد، مدیریت برنامه‌ها و رسیدگی به احساسات کودک، همگی بخشی از این تغییر هستند. به همین دلیل، همان‌طور که خانواده‌ها به کودکان کمک می‌کنند تا آماده مدرسه شوند، لازم است برای خودشان نیز فرصت، انعطاف و آرامش در نظر بگیرند. هیچ خانواده‌ای نمی‌تواند همه چیز را دقیق و بی‌نقص پیش‌بینی کند، اما خواب کافی، برنامه‌ریزی تدریجی، گفت‌وگوی صمیمانه و حمایت عاطفی می‌تواند کودک را برای ورود به کلاس درس آماده‌تر کند. ورود دانش آموزان  اگر با آرامش آغاز شود، می‌تواند پایه‌ای محکم برای یک سال تحصیلی موفق باشد.

نان در سایه جنگ؛ وقتی زن کارآفرین هم زمان با اقتصاد و اضطراب می جنگد

جنگ محل کار زنان را هم می‌گیرد؛ از قایق صیادی تا بازار صنایع دستی

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط زهره کرمی

جنگ فقط ساختمان‌ها، زیرساخت‌ها و مسیرهای ارتباطی را هدف نمی‌گیرد؛ گاهی محل کار آدم‌ها را هم از بین می‌برد.

برای یک زن صاحب کسب‌وکار، محل کار می‌تواند یک کارگاه کوچک، فروشگاه، صفحه‌ای در شبکه‌های اجتماعی، آشپزخانه خانه یا حتی یک قایق ماهیگیری باشد. وقتی جنگ و پیامدهای اقتصادی آن بازار را کوچک می‌کند، هزینه‌ها را بالا می‌برد، گردشگر را دور می‌کند یا امکان فعالیت در دریا را از بین می‌برد، بحران دیگر فقط اقتصادی نیست؛ راهش را به خانه و روان زنان هم باز می‌کند.

اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز با تورم، کاهش قدرت خرید، تحریم، ضعف سرمایه‌گذاری و دشواری دسترسی به منابع مالی روبه‌رو بود. حالا جنگ و پیامدهای آن، بسیاری از این فشارها را تشدید کرده است.

در چنین شرایطی، زنان کارآفرین ناچارند هم‌زمان چند بحران را مدیریت کنند؛ کسب‌وکار، خانواده و آینده‌ای که دیگر به‌سادگی قابل پیش‌بینی نیست.

کسب‌وکاری که دیگر قابل پیش‌بینی نیست

یکی از نخستین قربانیان اقتصاد بحران‌زده، قدرت برنامه‌ریزی است.

کارآفرین باید بداند مواد اولیه را با چه قیمتی تهیه می‌کند، محصولش را با چه قیمتی می‌فروشد، مشتری تا چه اندازه توان خرید دارد و هزینه ماه آینده چقدر خواهد بود. اما وقتی قیمت‌ها، هزینه حمل‌ونقل، اجاره، انرژی و دستمزد دائماً تغییر می‌کنند، پاسخ دادن به همین پرسش‌های ساده هم دشوار می‌شود.

زن صاحب کسب‌وکار در چنین شرایطی با یک انتخاب فرساینده روبه‌روست؛ قیمت را افزایش دهد و بخشی از مشتریان را از دست بدهد یا قیمت را ثابت نگه دارد و حاشیه سودش را قربانی کند.

این فشار برای زنانی که از ابتدا با سرمایه کمتر و حاشیه امن اقتصادی محدودتری وارد بازار شده‌اند، می‌تواند شدیدتر باشد.

چالش فقط کمبود پول نیست. یک کسب‌وکار برای ادامه حیات به سرمایه مالی، بازار، ارتباطات، فناوری، آموزش و امکان تحمل ریسک نیاز دارد. هرکدام از این حلقه‌ها که آسیب ببیند، رشد کسب‌وکار دشوارتر می‌شود.

خانه؛ دومین محل کار، بدون حقوق و مرخصی

برای بسیاری از زنان، کسب‌وکار از خانه جدا نیست.

کاهش درآمد یک زن ممکن است فقط به معنای کم شدن پول شخصی او نباشد؛ ممکن است مستقیماً روی خوراک، آموزش فرزندان، درمان، اجاره خانه و هزینه‌های روزمره خانواده اثر بگذارد.

از سوی دیگر، مسئولیت‌های مراقبتی نیز همچنان بخش بزرگی از زندگی زنان را تشکیل می‌دهد.

به این ترتیب، زنی که صبح نگران فروش و تأمین مواد اولیه است، ممکن است عصر دغدغه هزینه مدرسه فرزند یا خرید خانه را داشته باشد و شب با این سؤال به خواب برود که آیا فردا اصلاً بازاری برای محصولش وجود خواهد داشت یا نه.

اینجاست که بحران اقتصادی آرام‌آرام به بحران روانی تبدیل می‌شود.

اضطراب؛ هزینه‌ای که در حسابداری ثبت نمی‌شود

در حسابداری یک کسب‌وکار، اجاره، حقوق، مواد اولیه و مالیات قابل محاسبه‌اند؛ اما اضطراب، بی‌خوابی، فرسودگی و از دست رفتن انگیزه در هیچ ترازنامه‌ای ثبت نمی‌شوند.

با این حال، اثرشان واقعی است.

کارآفرینی به تمرکز، خلاقیت، تصمیم‌گیری و توان پذیرش ریسک نیاز دارد. اما فردی که دائماً نگران درآمد، امنیت خانواده، بدهی و آینده کسب‌وکار است، بخش زیادی از ظرفیت ذهنی خود را صرف «زنده ماندن اقتصادی» می‌کند، نه توسعه کسب‌وکار.

در شرایط جنگی، این فشار با ترس از حملات، اختلال در زندگی روزمره و نااطمینانی نسبت به آینده بیشتر می‌شود.

ذهنی که دائماً درگیر این سؤال است که «ماه بعد چه می‌شود؟»، فرصت کمتری برای برنامه‌ریزی، نوآوری و توسعه دارد.

در این وضعیت، کارآفرین از «برنامه‌ریزی» به «واکنش نشان دادن» تغییر وضعیت می‌دهد؛ و همین‌جا فرسودگی آغاز می‌شود.

وقتی بازار کوچک می‌شود

کاهش قدرت خرید مردم، یکی از نخستین حلقه‌های این زنجیره است.

وقتی خانواده‌ها ناچار می‌شوند خرید کالاها و خدمات غیرضروری را کاهش دهند، کسب‌وکارهای کوچک و خدماتی بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرند؛ همان کسب‌وکارهایی که زنان بسیاری در آنها فعال هستند.

ممکن است یک کسب‌وکار روی کاغذ هنوز فعال باشد، اما صاحب آن دیگر توان مالی یا روانی ادامه مسیر را نداشته باشد.

این همان بخشی از بحران است که معمولاً در آمارهای اقتصادی دیده نمی‌شود.

هرمزگان؛ جایی که محل کار ممکن است دریا باشد

اگر این بحران را از شهرهای بزرگ به جنوب کشور ببریم، شکل مسئله تغییر می‌کند.

در هرمزگان، بخشی از اقتصاد زنان به دریا، صید، گردشگری، صنایع‌دستی و اقتصاد محلی جزایر وابسته است.

اینجا محل کار همیشه یک مغازه یا دفتر نیست.

گاهی محل کار یک قایق است.

گاهی ساحل.

گاهی بازار ماهی.

گاهی یک کارگاه کوچک صنایع‌دستی یا خانه‌ای که بخشی از درآمد آن از گردشگر تأمین می‌شود.

به همین دلیل، وقتی جنگ فعالیت دریایی و گردشگری را مختل می‌کند، آسیب فقط متوجه یک صنعت نیست؛ یک زنجیره اقتصادی محلی تحت فشار قرار می‌گیرد.

قشم؛ وقتی قایق، سرمایه یک خانواده است

قشم یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این آسیب است.

در جریان جنگ، شماری از شناورهای صیادی این شهرستان آسیب دیدند و موضوع جبران خسارت و بازگرداندن صیادان آسیب‌دیده به چرخه فعالیت در دستور کار قرار گرفت.

اما پشت هر شناور، فقط یک قایق نیست؛ یک زنجیره انسانی قرار دارد: صیاد، خانواده او، فروشنده، خریدار، کارگر، حمل‌ونقل و کسب‌وکارهایی که از فعالیت دریایی درآمد دارند.

برای زنان خانواده‌های صیاد، آسیب به شناور می‌تواند به معنای از دست رفتن بخشی از درآمد خانوار باشد؛ حتی اگر خود زن مستقیماً روی قایق کار نکند.

اما در برخی نقاط هرمزگان، زنان خودشان بخشی از این فعالیت اقتصادی‌اند.

هنگام؛ جایی که زن خودش ماهیگیر است

در هنگام، داستان یک لایه مهم‌تر دارد.

زنان این جزیره سابقه فعالیت مستقیم در ماهیگیری دارند و سال‌ها برای به رسمیت شناخته شدن این فعالیت و برخورداری از حقوق مرتبط با صیادی پیگیری کرده‌اند. صدور مجوز برای زنان صیاد هنگام در سال‌های اخیر، بخشی از این مسیر طولانی برای به رسمیت شناخته شدن شغل آنها بوده است.

بنابراین این زنان را نمی‌توان صرفاً «همسر یا عضو خانواده صیاد» دانست.

برای بخشی از آنها، ماهیگیری شغل است.

برای یک زن صیاد هنگام، قایق فقط یک وسیله نیست؛ محل کار، سرمایه و ابزار درآمد خانواده است.

وقتی فعالیت دریایی متوقف می‌شود، او فقط یک روز کاری را از دست نمی‌دهد؛ ممکن است هم‌زمان درآمد، مشتری، سرمایه در گردش و امنیت اقتصادی خانواده‌اش را از دست بدهد.

اینجا مفهوم بیکاری نیز معنای متفاوتی پیدا می‌کند.

ممکن است کارخانه‌ای تعطیل نشده باشد، شرکتی اخراج رسمی اعلام نکرده باشد و نامه‌ای برای پایان همکاری صادر نشده باشد؛ اما وقتی قایق امکان خروج از اسکله ندارد یا صید و فروش محصول متوقف می‌شود، زن عملاً از منبع درآمد خود محروم شده است.

زنانی که اقتصادشان به موج وابسته است

اقتصاد زنان جزایر فقط به ماهیگیری محدود نمی‌شود.

صنایع‌دستی، برقع‌دوزی، گلابتون‌دوزی، غذاهای محلی، فروش محصولات دریایی، اقامتگاه‌ها و خدمات گردشگری، بخش دیگری از اقتصاد زنان را شکل می‌دهند.

در اینجا یک زن ممکن است شرکت ثبت‌شده یا کارگاه بزرگی نداشته باشد، اما وقتی ماهی می‌گیرد، صنایع‌دستی تولید می‌کند، محصولش را می‌فروشد یا خانه‌اش را در اختیار گردشگر قرار می‌دهد، در حال تولید ارزش اقتصادی است.

به همین دلیل، باید مفهوم «کارآفرینی زنانه» را از تصویر رایج آن فراتر برد.

هرمز؛ وقتی گردشگر نباشد، چرخ اقتصاد زنان جزیره را کند می کند

در جزیره هرمز، بخش مهمی از اقتصاد محلی به گردشگری وابسته است.

صنایع‌دستی، محصولات محلی، غذا، اقامتگاه‌ها، حمل‌ونقل و خدمات گردشگری همه به حضور مسافر گره خورده‌اند.

وقتی گردشگر نیاید، درآمد بسیاری از کسب‌وکارهای خرد محلی نیز کاهش پیدا می‌کند.

مسافر که نیاید، فروشنده صنایع‌دستی مشتری ندارد؛ رستوران محلی خلوت می‌شود؛ اقامتگاه رزرو نمی‌شود و محصول دریایی سخت‌تر به فروش می‌رسد.

یک زنجیره کوچک اقتصادی، یکی پس از دیگری آسیب می‌بیند.

برای زنان جزیره، گزینه‌های جایگزین نیز همیشه فراوان نیست. اگر گردشگر نیاید، بازار محلی ظرفیت محدودی دارد. اگر دریا متوقف شود، جایگزین کردن آن با شغل دیگر آسان نیست. اگر قایق آسیب ببیند، تعمیر یا خرید شناور به سرمایه‌ای بزرگ نیاز دارد.

در چنین شرایطی، زنان ممکن است هم‌زمان هم شغل و هم بازار شغل خود را از دست بدهند.

جنگ برای این زنان فقط خبر جنگ نیست

برای زن ساکن جزیره، بحران ممکن است از صفحه تلویزیون وارد زندگی روزمره شود.

کاهش رفت‌وآمد، توقف یا محدود شدن فعالیت دریایی، کاهش گردشگر و از بین رفتن بازار فروش محصول، همه یک نتیجه مشترک دارند: آینده غیرقابل پیش‌بینی می‌شود.

زنی که نمی‌داند هفته آینده امکان رفتن به دریا وجود دارد یا نه، مشتری خواهد داشت یا نه، هزینه سوخت و مواد اولیه چقدر خواهد شد و درآمد از دست‌رفته را چگونه جبران خواهد کرد، در وضعیت نااطمینانی مزمن زندگی می‌کند.

اگر او مادر باشد، نگرانی درباره هزینه تحصیل، خوراک، درمان و آینده فرزندان نیز به این فشار اضافه می‌شود.

اینجاست که بحران اقتصادی، به بحران روانی تبدیل می‌شود.

سرمایه‌ای که ممکن است روی آب بماند

یکی از تفاوت‌های مهم زنان کارآفرین ساحلی با بسیاری از صاحبان کسب‌وکار شهری این است که بخشی از سرمایه آنها فیزیکی و آسیب‌پذیر است.

قایق، موتور، ابزار صید و تجهیزات دریایی برای یک خانواده صیاد همان نقشی را دارند که مغازه، دستگاه تولید یا تجهیزات یک کارگاه برای یک کارآفرین شهری.

وقتی این سرمایه آسیب ببیند یا امکان استفاده از آن از بین برود، بازسازی کسب‌وکار به سرمایه‌ای نیاز دارد که بسیاری از خانوارهای ساحلی در اختیار ندارند.

بنابراین حمایت از این زنان نمی‌تواند صرفاً به یک کمک‌هزینه محدود شود.

اگر قایق از کار افتاده است، باید امکان تعمیر یا جایگزینی آن فراهم شود؛ اگر بازار از بین رفته، باید مسیر فروش دوباره ایجاد شود؛ و اگر گردشگری آسیب دیده، باید برای بازگشت تدریجی گردشگر برنامه وجود داشته باشد.

تاب‌آوری کافی نیست

سال‌هاست در روایت‌های اجتماعی از زنان هرمزگان با عنوان‌هایی مانند «زنان مقاوم»، «زنان دریادل» و «زنان سختکوش» یاد می‌شود.

این تصویر بخشی از واقعیت است؛ اما یک خطر هم دارد: اینکه تاب‌آوری زن بهانه‌ای برای کم کردن مسئولیت حمایت اجتماعی شود.

زن صیاد ممکن است بسیار مقاوم باشد، اما مقاومت او نباید به این معنا باشد که می‌تواند هر میزان بحران اقتصادی، جنگ، ناامنی شغلی و فشار روانی را بدون حمایت تحمل کند.

میان «تاب‌آوری» و «تحمل فرساینده» خط باریکی وجود دارد.

اگر جامعه دائماً از زنان بخواهد قوی باشند، بدون آنکه دسترسی آنها به سرمایه، بیمه، بازار، آموزش، حمایت اجتماعی و خدمات سلامت روان را تقویت کند، تاب‌آوری تبدیل به راهی برای پنهان کردن هزینه بحران می‌شود.

پس از جنگ، فقط وام کافی نیست

اگر قرار باشد اقتصاد پس از جنگ دوباره فعال شود، حمایت از زنان کارآفرین نباید فقط در قالب وام تعریف شود.

آنچه مورد نیاز است، یک بسته حمایتی چندلایه است؛ تأمین مالی کم‌هزینه و قابل دسترس، دوره تنفس برای بدهی کسب‌وکارهای آسیب‌دیده، حمایت بیمه‌ای، تسهیل دسترسی به بازار، آموزش مدیریت بحران، توسعه فروش دیجیتال و خدمات سلامت روان.

در هرمزگان، این حمایت باید متناسب با اقتصاد منطقه باشد؛ جبران خسارت تجهیزات و شناورها، بازگرداندن فعالیت صیادی، حمایت از زنان صیاد، احیای گردشگری جزایر، حمایت از صنایع‌دستی و کسب‌وکارهای خرد و فراهم کردن مسیرهای فروش محصولات محلی.

زیرا نمی‌توان برای یک زن صیاد نسخه‌ای را تجویز کرد که برای یک صاحب کسب‌وکار شهری نوشته شده است.

زن کارآفرین؛ فقط دریافت‌کننده حمایت نیست

تحلیل این وضعیت نباید زنان را فقط به‌عنوان قربانیان بحران نشان دهد.

زن کارآفرین بخشی از راه‌حل است.

کسب‌وکار کوچک او می‌تواند یک شغل ایجاد کند؛ صنایع‌دستی او می‌تواند گردشگر جذب کند؛ فعالیت صیادی او می‌تواند به اقتصاد خانواده و زنجیره تأمین غذا کمک کند؛ و فعالیت گردشگری او می‌تواند بخشی از اقتصاد محلی یک جزیره را زنده نگه دارد.

بنابراین بازگرداندن زنان به چرخه اقتصادی، هزینه اضافی برای کشور نیست؛ سرمایه‌گذاری برای بازسازی است.

اگر یک زن پس از جنگ بتواند دوباره قایقش را به آب بیندازد، محصولش را بفروشد، کارگاهش را باز کند یا گردشگر را به خانه و جزیره‌اش برگرداند، فقط یک نفر به سر کار بازنگشته است؛ بخشی از یک زنجیره اقتصادی دوباره فعال شده است.

بازسازی، فقط ساختن نیست

شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ این باشد که بازسازی فقط ساختن ساختمان، جاده، اسکله، کارخانه و شبکه انرژی نیست.

بازسازی واقعی، بازسازی اعتماد و توان تصمیم‌گیری مردم نیز هست.

زنی که کسب‌وکارش را از صفر ساخته، مشتری پیدا کرده، کارمند استخدام کرده و در سال‌های تحریم و تورم دوام آورده، سرمایه‌ای برای اقتصاد کشور است.

اگر بعد از جنگ، این زنان به دلیل بدهی، کاهش بازار، فرسودگی روانی یا نبود حمایت مجبور به تعطیلی شوند، کشور فقط چند کسب‌وکار کوچک را از دست نداده است؛ بخشی از سرمایه انسانی، تجربه مدیریتی و ظرفیت اشتغال خود را نیز از دست داده است.

جنگ ممکن است روزی تمام شود، اما آثار اقتصادی و روانی آن می‌تواند ماه‌ها و حتی سال‌ها باقی بماند.

برای زنان کارآفرین، این آثار دوچندان است؛ زیرا آنها نه‌فقط با کاهش قدرت خرید و نااطمینانی بازار، بلکه با دشواری تأمین مالی، مسئولیت‌های خانوادگی و فرسودگی روانی نیز مواجه‌اند.

اگر قرار است از «بازسازی اقتصاد» حرف بزنیم، زنان کارآفرین باید در مرکز این بازسازی قرار بگیرند؛ نه به‌عنوان گروهی که صرفاً نیازمند حمایت‌اند، بلکه به‌عنوان بخشی از نیرویی که می‌تواند اقتصاد پساجنگ را دوباره به حرکت درآورد.

و شاید در هیچ نقطه‌ای به اندازه جزایر هرمزگان نتوان این واقعیت را دید:

گاهی برای بازگرداندن یک زن به کار، لازم نیست فقط یک شغل ایجاد کنیم؛ باید دوباره دریا را به محل کار او تبدیل کنیم.

این تفاوت میان «کمک به زنان پس از جنگ» و «بازسازی اقتصاد با مشارکت زنان» است.

جنگ ممکن است تمام شود؛ اما بازگشت زندگی زمانی اتفاق می‌افتد که زن صنایع‌دستی‌ساز دوباره مشتری داشته باشد، زن صیاد دوباره بتواند قایقش را به آب بیندازد، گردشگر دوباره وارد جزیره شود و خانواده‌ای که درآمدش به دریا گره خورده، دوباره بتواند برای فردایش برنامه‌ریزی کند.

شاید سؤال اصلی همین باشد:

چند زن باید دوباره بتوانند کار کنند تا واقعاً بگوییم اقتصاد به زندگی برگشته است؟

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!