آیا التهاب بدن، افسردگی می‌آورد؟/ بهبود روحیه با داروهای ضد التهاب

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که التهاب، فراتر از یک واکنش صرفاً جسمی، می‌تواند بر خلق‌وخو و سلامت روان نیز تأثیر بگذارد. مطالعات روی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید (روماتیسم مفصلی) حاکی از آن است که داروهای کاهنده التهاب، علاوه بر کاهش درد مفاصل، حالِ روانی بیماران را نیز بهبود می‌بخشند. با این حال، دانشمندان تأکید دارند که استفاده از این داروها برای درمان اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب، همچنان در حوزه پژوهش باقی مانده است.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه گاردین در گزارشی آورده است:

التهاب، واکنش طبیعیِ سیستم ایمنی بدن در برابر آسیب یا عفونت است؛ همان چیزی که مثلاً پس از یک بریدگی، باعث قرمزی و تورم اطراف زخم می‌شود. اما التهاب همیشه موضعی نیست. بیماری‌های مزمن، چاقی و حتی افزایش سن هم می‌توانند باعث ایجاد یک التهابِ خفیف و طولانی‌مدت در سراسر بدن شوند.

پروفسور دنیل اِم. دیویس (Daniel M. Davis) از کالج سلطنتی لندن می‌گوید: در چنین شرایطی، سطح ماده‌ای به نام سیتوکین در خون بالا می‌رود. سیتوکین‌ها در واقع پیام‌رسان‌هایی هستند که سلول‌های ایمنی با کمک آن‌ها با یکدیگر حرف می‌زنند.

جالب اینجاست که بیش از ۱۰۰ نوع سیتوکین در بدن وجود دارد و بعضی از آنها مستقیماً روی مغز اثر می‌گذارند. دیویس تأکید می‌کند: وقتی تب می‌کنید، فقط بدنتان نیست که اذیت می‌شود؛ بلکه حالت روانی‌تان هم تغییر می‌کند. برخی از این پیام‌رسان‌ها مستقیماً روی احساس و خلق‌وخوی شما تأثیر می‌گذارند.

شواهد علمی: از بهبود خلق تا هشدار برای آیند

در پژوهش‌هایی که روی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید (روماتیسم مفصلی) انجام شده، مشاهده شده که داروهای مهارکننده سیتوکین، نه تنها ورم و درد مفاصل را کاهش می‌دهند، بلکه روحیه بیماران را نیز بهبود می‌بخشند. اسکن‌های مغزی نشان داده است که این تغییرات احتمالاً به دلیل اثر این داروها بر فعالیت مغز رخ می‌دهد.

در مطالعه‌ای دیگر بر روی نزدیک به ۵ هزار کودک، محققان دریافتند کودکانی که در ۹ سالگی سطح بالایی از یک سیتوکین خاص به نام اینترلوکین‑۶(Interleukin-6) در خونشان داشته‌اند، بدون آنکه افسرده باشند، در سن ۱۸ سالگی بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به افسردگی قرار گرفته‌اند. همچنین تحقیقات روی بزرگسالان نشان می‌دهد که بین ابتلا به بیماری‌های مرتبط با سیستم ایمنی و سابقه اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب، ارتباط معناداری وجود دارد.

هشدار دانشمندان: هنوز به درمان قطعی نرسیده‌ایم

با وجود این یافته‌های امیدوارکننده، دانشمندان تأکید دارند که راه زیادی تا تبدیل این کشف به یک روش درمانی مطمئن باقی مانده است. پروفسور دیویس در این زمینه می‌گوید: شواهد زیادی نشان می‌دهد که سیستم ایمنی و سلامت روان به هم گره خورده‌اند، اما ما هنوز به اندازه کافی این رابطه را نمی‌شناسیم. نمی‌دانیم دقیقاً کدام بیماران از این روش سود می‌برند و کدام بخش از سیستم ایمنی را می‌توان بی‌خطر هدف گرفت تا سلامت روان بهبود پیدا کند.

به عبارت ساده‌تر، ارتباط التهاب و افسردگی کشف شده، اما تجویز داروهای ضدالتهاب برای درمان اختلالات روانی، فعلاً در حوزه پژوهش است و نباید به عنوان یک درمان قطعی به آن نگاه کرد.

بررسی فرصت‌ها و راهکارهای علمی حفظ باروری پس از ۳۰ سالگی

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

وبینار تخصصی «حفظ باروری در عصر جدید؛ فرصت‌ها و راهکارها برای دختران و پسران مجرد بالای ۳۰ سال» با حضور جمعی از متخصصان و پژوهشگران حوزه باروری و پزشکی تولیدمثل، نهم مهرماه به همت پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی برگزار می‌شود.

به گزارش روز پنجشنبه گروه علمی ایرنا از پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی، افزایش سن ازدواج و به تعویق افتادن فرزندآوری، موضوع سلامت باروری و ضرورت آگاهی از وضعیت توان باروری و گزینه‌های موجود برای حفظ آن را بیش از گذشته به یکی از مباحث مهم حوزه سلامت تبدیل کرده است. در این میان، آگاهی از تغییرات مرتبط با افزایش سن و شناخت به‌موقع فرصت‌های موجود برای حفظ باروری می‌تواند در تصمیم‌گیری آگاهانه افراد درباره آینده فرزندآوری نقش مؤثری داشته باشد

در همین راستا، پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی وبینار تخصصی «حفظ باروری در عصر جدید؛ فرصت‌ها و راهکارها برای دختران و پسران مجرد بالای ۳۰ سال» را با هدف ارائه اطلاعات علمی و کاربردی درباره وضعیت باروری در سنین بالاتر و بررسی گزینه‌های موجود برای حفظ ظرفیت باروری برگزار می‌کند.

این برنامه با نگاهی تخصصی، ابعاد مختلف باروری زنان و مردان را مورد بررسی قرار می‌دهد و موضوعاتی از جمله تأثیر افزایش سن بر توان باروری، ارزیابی وضعیت و ظرفیت باروری، اهمیت آگاهی از وضعیت باروری پیش از به تعویق انداختن فرزندآوری و روش‌های حفظ سلول‌های جنسی را در بر می‌گیرد.

همچنین در این وبینار، ملاحظات پزشکی مرتبط با روش‌های حفظ باروری، عوامل مؤثر بر موفقیت این روش‌ها و فرصت‌ها و محدودیت‌های پیش‌روی افرادی که بنا بر دلایل مختلف تصمیم به تأخیر در فرزندآوری دارند، از منظر متخصصان بررسی خواهد شد.

دکتر محمدحسین نصر اصفهانی، دکتر مرضیه تولایی، دکتر نوشین نادری، دکتر سید ابوالحسن شاهزاده فاضلی، دکتر فهیمه اکبریان، دکتر فرنوش جعفرپور، دکتر رضا عمانی سامانی، دکتر مریم دهقانی و دکتر پیمان صالحی از جمله متخصصان و پژوهشگرانی هستند که در این برنامه به ارائه مباحث تخصصی خواهند پرداخت.

برگزاری این وبینار، ضمن بهره‌مندی جامعه پزشکی و متخصصان حوزه سلامت از مباحث علمی مطرح‌شده، می‌تواند برای دختران و پسران مجرد بالای ۳۰ سال و افرادی که فرزندآوری خود را به سال‌های آینده موکول کرده‌اند نیز فرصتی برای آشنایی با آخرین دیدگاه‌ها و اطلاعات علمی درباره حفظ باروری فراهم کند.

وبینار تخصصی «حفظ باروری در عصر جدید» روز پنجشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۱۶ برگزار می‌شود و شرکت‌کنندگان در این برنامه از امتیاز بازآموزی و آموزش مداوم برخوردار خواهند شد.

پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی در راستای رسالت علمی و آموزشی خود، با برگزاری این برنامه تلاش می‌کند با تکیه بر دانش و تجربه متخصصان این حوزه، زمینه دسترسی به اطلاعات معتبر درباره سلامت باروری و افزایش آگاهی نسبت به اهمیت تصمیم‌گیری به‌موقع در مسیر فرزندآوری را فراهم کند. علاقه‌مندان به شرکت در این وبینار می‌توانند به وب‌سایت معاونت آموزش پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی و یا سامانه آموزش مداوم پزشکی مراجعه کنند.

آیا واقعاً آب سخت به مو آسیب می‌زند؟

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

از درمان‌های مو تا فیلترهای تصفیه‌کننده دوش حمام، محصولات زیادی روانه بازار شده‌اند که ادعا می‌کنند از مو در برابر «مشکلات» ناشی از زندگی در مناطق با آب سخت محافظت می‌کنند؛ اما آیا واقعاً به آن‌ها نیاز است؟ کارشناسان می‌گویند آب سخت می‌تواند رسوباتی روی مو باقی بگذارد، اما حذف این رسوبات نیز برای برخی افراد مشکل‌ساز است.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه گاردین در گزارشی آورده است:

آب سخت (Hard Water) آبی است که میزان املاح حل‌شده در آن، به‌ویژه کلسیم و منیزیم، بیشتر از حد معمول است. این املاح به‌طور طبیعی در آب وجود دارند، به‌ویژه آبی که از باران تأمین نشده باشد. وقتی آب از میان خاک و سنگ‌هایی مانند سنگ‌آهک عبور می‌کند، این مواد معدنی در آن حل می‌شوند و هنگام خروج از شیر آب، همچنان در آن باقی می‌مانند. همین مواد هستند که باعث ایجاد رسوب در کتری می‌شوند.

دزموند توبین (Desmond Tobin)، استاد علوم پوست در دانشگاه کالج دوبلین می‌گوید: برای اینکه بفهمید در منطقه‌ای با آب سخت زندگی می‌کنید یا نه، کافی است به کف صابون توجه کنید؛ اگر صابون به‌سختی کف می‌کند و به جای کف، لایه چربی تشکیل می‌شود، در منطقه‌ای با آب سخت هستید.

رسوبات کلسیم و منیزیم روی مو

شست‌وشوی مو با آب سخت می‌تواند رسوبات معدنی را روی ساقه مو باقی بگذارد. برخی معتقدند که این رسوبات باعث می‌شود موها کدرتر و زبرتر به نظر برسند. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد کلسیم و منیزیم می‌توانند روی موهای شسته‌شده با آب سخت جمع شوند، اگرچه شواهد روشنی مبنی‌بر اینکه این رسوبات به خود مو آسیب می‌زنند، وجود ندارد.

سولفات‌ها چیستند؟

سولفات‌ها مواد شوینده‌ای هستند که با تولید کف فراوان، چربی و رسوبات را از مو جدا می‌کنند. اما استفاده مکرر از آن‌ها می‌تواند لایه محافظ طبیعی مو را از بین ببرد و باعث خشکی، شکنندگی و حتی ریزش مو شود.

مشکل دیگر؛ حذف رسوبات

اما حذف این رسوبات نیز می‌تواند مشکل‌ساز باشد، به‌ویژه برای کسانی که موهای خشک یا شکننده دارند. توبین می‌گوید بهترین شامپوها برای این کار، شامپوهایی هستند که کف زیادی تولید می‌کنند و حاوی موادی مانند سولفات‌ها هستند؛ اما این مواد می‌توانند برای موهای خشک و شکننده، آسیب‌زا باشند.

او توضیح می‌دهد: از یک سو باید رسوبات را از بین برد و از سوی دیگر باید روغن کافی روی مو باقی بماند تا حالت‌دهنده (نرم‌کننده) باشد.

تأثیر آب سخت بر رنگ مو

برای افرادی که موهای رنگ‌شده دارند، آب سخت می‌تواند مشکل‌سازتر باشد؛ زیرا رسوبات معدنی با رنگ‌های شیمیایی واکنش نشان داده و باعث کدرشدن سریع‌تر رنگ و ایجاد رنگ‌های زنگ‌زده و ناخواسته در مو می‌شوند.

راهکارهای مفید برای مقابله با آب سخت

اگر در منطقه‌ای با آب سخت زندگی می‌کنید و متوجه خشک‌تر شدن موهای خود شده‌اید، توبین توصیه می‌کند که یک نرم‌کننده آب (Water Softener) در خانه نصب کنید. علاوه بر این، استفاده از شامپوهای شِلات‌کننده (Chelating Shampoos) که به‌طور ویژه برای حذف رسوبات معدنی طراحی شده‌اند، می‌تواند مفید باشد. همچنین، آبکشی نهایی مو با آب تصفیه‌شده یا سرکه سیب رقیق‌شده (یک قاشق غذاخوری در یک لیوان آب) می‌تواند به خنثی‌کردن املاح و درخشان‌ترشدن مو کمک کند.

جمع‌بندی

در نهایت، آب سخت به خودیِ خود برای مو خطرناک نیست، اما می‌تواند ظاهر و حس آن را تحت تأثیر قرار دهد. انتخاب روش مناسب برای مراقبت از مو در مناطق با آب سخت، به نوع مو، عادت‌های مراقبتی و بودجه هر فرد بستگی دارد. اگر موهای شما در اثر آب سخت خشک و کدر شده‌اند، پیش از هر اقدامی با یک متخصص پوست یا مو مشورت کنید تا بهترین راهکار را برای نوع موی خود بیابید.

آموزش «بوییدن» به کودکان؛ راهی برای بهبود سلامت روان و درک بهتر جهان

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 یک پژوهشگر برجسته تاریخ حواس (به‌ویژه بویایی) معتقد است کودکان باید آموزش ببینند که چگونه بوها را شناسایی و درک کنند. به گفته دکتر ویل تالت (Will Tullett)، این آموزش نه‌تنها به افزایش سلامت روان و احساس خوب کمک می‌کند، بلکه درک ما را از جهان پیرامون نیز عمیق‌تر می‌سازد. او تأکید دارد که بویایی، برخلاف تصور رایج، نقشی کلیدی در سلامت عاطفی و حتی روابط اجتماعی ما ایفا می‌کند.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه گاردین در گزارشی آورده است:

دکتر ویل تالت (Will Tullett)، پژوهشگر برجسته تاریخ حواس (به‌ویژه بویایی) از دانشگاه یورک، معتقد است که بویایی، یکی از مهم‌ترین حس‌های ما، به‌شدت دست‌کم گرفته شده است. وی می‌گوید: اگر کودکان از همان مدرسه یاد بگیرند که به بوها توجه کنند و آن‌ها را بشناسند، نه تنها سلامت روانشان تقویت می‌شود، بلکه نگاهِ تازه‌ای به جهان اطراف خود پیدا می‌کنند و روابط بهتری با دیگران برقرار می‌کنند.

این پژوهشگر معتقد است:آلودگی هوا توانایی بویایی انسان را کاهش می‌دهد. از سوی دیگر، بوی طبیعی بسیاری از اشیا و مواد امروزی، از مارگارین گرفته تا فضای داخلی خودروها و حتی خانه‌های ما، از بین رفته است و عطرهای مصنوعی جایگزین آن شده است.

وی می‌افزاید: این پرسش همچنان مطرح است که گسترش این بوهای مصنوعی در زندگی روزمره، چه تأثیری بر توانایی ما برای تشخیص و تفکیک بوهای مختلف دارد؟

چرا به آموزش بویایی نیاز داریم؟

تالت ضمن تأکید بر ضرورت آموزش بویایی می‌گوید: دوست دارم روزی برسد که در مدارس ابتدایی و متوسطه، به بچه‌ها یاد بدهند از بینی خود استفاده کنند

وی معتقد است چنین تمرین‌هایی را می‌توان حتی در خانه نیز انجام داد. یکی از روش‌های پیشنهادی او، تشویق افراد به بوییدنِ بیشترِ اشیا است. او توضیح می‌دهد: هرچه بیشتر بو بکشیم، دایره واژگانمان برای توصیف چیزهای دیگر هم گسترش می‌یابد.

او به کارشناسان حرفه‌ای تشخیص بو (مثل عطرسازان یا آشپزهای ماهر) اشاره می‌کند که در بازارها قدم می‌زنند و همه‌چیز را بو می‌کنند تا گنجینه بویایی خود را افزایش دهند و بعد بتوانند بوهای مختلف را با یکدیگر مقایسه کنند.

ارتباط جدی بوها و سلامت روان

به گفته تالت، فکر کردن به بوها به ما کمک می‌کند خودمان را بهتر بشناسیم؛ مثلاً بفهمیم چرا برخی بوها برای ما آرامش‌بخش هستند. همچنین بوها اطلاعات مفیدی درباره جهان ارائه می‌دهند.

وی مثال می‌زند: برای نمونه، بوییدن به ما کمک می‌کند تازگی مواد غذایی را تشخیص دهیم و مثلاً بفهمیم شیر ترش شده یا گوشت فاسد شده است؛ بدون اینکه فقط به تاریخ انقضای روی بسته‌بندی تکیه کنیم.

تالت به تحقیقات متعددی اشاره می‌کند که نشان می‌دهند بوها و توانایی ما در لذت بردن از آن‌ها، به شکلی حیاتی با سلامت روان و احساس خوبِ ما مرتبط است.

وی هشدار می‌دهد: کسانی که دچار کاهش یا از دست‌دادن حس بویایی می‌شوند، اغلب به افسردگی، اضطراب و انواع دیگر علائم روانی دچار می‌شوند.

بویایی کم‌اهمیت نیست؛ اما زبانش را بلد نیستیم

اگرچه تالت بر آموزش بویایی تأکید دارد، با این دیدگاه که حس بویایی دست‌کم گرفته شده، مخالف است: وقتی از مردم درباره بوهای به‌یادماندنی‌شان سؤال می‌شود، اغلب خاطرات روشنی را تعریف می‌کنند که با یک بوی خاص پیوند خورده است.

این پژوهشگر معتقد است: مردم واقعاً دوست دارند از نقش بو در زندگی‌شان بگویند و خودشان هم می‌دانند که بو مهم است. اما اغلب نه فرصتِ حرف‌زدن را پیدا می‌کنند، نه کلمه‌های مناسب را بلدند و نه جرئتِ بیانِ آن را دارند.

بو؛ ابزاری برای تبعیض یا همدلی؟

تالت هشدار می‌دهد که بوها هنوز هم می‌توانند ابزار تبعیض باشند؛ برای نمونه، برخی صاحب‌خانه‌ها به خاطر باورهای نادرست درباره بوی غذاهای اقوام مختلف، از اجاره‌دادن منزل به آن‌ها خودداری می‌کنند. یا حتی طرحی در پارلمان بریتانیا مطرح شد که می‌خواست افراد بی‌خانمان را به جرم اینکه زیاد بو می‌دهند، مجرم بشناسد.

تالت معتقد است باید از خود بپرسیم: چرا یک بو را خوشایند یا ناخوشایند می‌دانیم؟ این قضاوت‌ها از کجا آمده‌اند؟ و دیگران چه احساسی نسبت به آن بو دارند؟

وی در جمع‌بندی می‌گوید: باید نسبت به قضاوت‌هایمان درباره بوها آگاه‌تر باشیم و به سلیقه بویایی دیگران احترام بگذاریم. به جای اینکه ناخودآگاه از بو برای جداکردن خود از دیگران استفاده کنیم، بیایید آگاهانه بو بکشیم؛ چون بوکردنِ آگاهانه می‌تواند به ما کمک کند خودمان و اطرافیانمان را بهتر بشناسیم.

بوی قرن بیست‌ویکم؛ از ضدعفونی‌کننده تا آتش‌سوزی

تالت معتقد است بوها همیشه با زمان، مکان و شرایط خاص خود گره خورده‌اند. او پیشنهاد می‌کند اگر روزی کسی بخواهد برای بریتانیای قرن ۲۱ یک بو تعریف کند، احتمالاً آن بو، تلفیقی از بوی تند ضدعفونی‌کننده دست، دود آتش‌سوزی‌های جنگلی و بوی ناخوشایند آلودگی آب خواهد بود.

او با نگاهی به آینده می‌گوید: آتشِ هیزم برای بسیاری از مردم، یادآور خاطرات خوشِ گذشته است. اما به‌گمان من، بوی دودِ ناشی از سوختن گیاهان و درختان، دیگر برای ما بوی خاطره‌انگیز نخواهد بود؛ بلکه بوی هشدار و ترس خواهد شد.

حرف آخر؛ بوها را جدی بگیریم

بوها فقط یک حس ساده نیستند؛ آنها بخش عمیقی از زندگی ما را شکل می‌دهند. از سلامت روان و خاطرات شیرین گرفته تا روابط اجتماعی و حتی تصمیم‌گیری درباره خوردنی‌ها.

آموزش بویایی به کودکان، نه تنها به آن‌ها کمک می‌کند جهان را با جزئیات بیشتری درک کنند، بلکه می‌تواند احساس بهتری به آن‌ها بدهد و همدلی‌شان را با دیگران افزایش دهد؛ اما فراموش نکنیم اگر بی‌دقت و بدون فکر به بوها واکنش نشان دهیم، ممکن است ناخواسته دیگران را قضاوت یا طرد کنیم. اما اگر آگاهانه به بوها توجه کنیم، می‌توانند به ما کمک کنند یکدیگر را بهتر درک کنیم و به جای جدا شدن از هم، به هم نزدیک‌تر شویم.

«زمان ما این‌طور نبود»؛ برای نوجوان امروز جواب نمی‌دهد

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

«زمان ما این‌طور نبود»؛ جمله‌ای آشنا که احتمالاً بسیاری از نوجوانان امروز بارها از والدین خود شنیده‌اند؛ جمله‌ای که قرار است تجربه‌ای را به یاد نوجوان بیاورد، نگرانی والدین را توضیح دهد یا به او نشان دهد که چرا رفتارش از نگاه خانواده درست یا قابل قبول نیست. اما آیا تجربه نوجوانی والدین، با همه تفاوت‌های دنیایی که در آن بزرگ شده‌اند، هنوز می‌تواند معیار مناسبی برای فهم و تربیت نوجوان امروز باشد.

نوجوان امروز در جهانی بزرگ می‌شود که بسیاری از تجربه‌های آن برای نسل قبل در دوران نوجوانی وجود نداشته است؛ فناوری و شبکه‌های اجتماعی بخشی از زندگی روزمره او شده‌اند و دسترسی به اطلاعات و ارتباط با جهان، شکل تجربه کردن این دوره از زندگی را تغییر داده است. به همین دلیل، طبیعی است که آنچه برای والدین در نوجوانی عادی یا قابل انتظار بوده، برای فرزندشان معنای دیگری داشته باشد؛ همان‌طور که برخی رفتارهای نوجوان امروز ممکن است برای والدین ناآشنا یا حتی نگران‌کننده به نظر برسد.

با این حال، متفاوت بودن نوجوان امروز به معنای کنار کشیدن والدین یا پذیرفتن بی‌قیدوشرط همه انتخاب‌های او نیست. مسئله این است که والدین چگونه می‌توانند میان تجربه‌های نسل خود و واقعیت‌های نسل جدید پلی بزنند؛ نوجوان را بشناسند، صدای او را بشنوند و در عین حال چارچوب‌های خانواده و جامعه را حفظ کنند.

دکتر سیما فردوسی، روانشناس کودک و نوجوان و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، معتقد است نخستین گام برای مواجهه با این تفاوت، شناخت نسلی است که امروز نوجوانی را تجربه می‌کند. او می‌گوید: «ما اول باید بدانیم که امروزه نسل نوجوان و جوان ما وارد دنیای جدیدی از زندگی خودش شده است. نسل‌ها کاملاً با هم متفاوت‌اند و تفاوت میان نسل والدین و نسل نوجوان امروز، بسیار زیاد است.»

«زمان ما» تمام شد؛ نوجوان امروز را باید شناخت

نسل امروز را باید شناخت، نه قضاوت کرد

فردوسی تأکید می‌کند یکی از کارهایی که والدین باید انجام دهند، شناخت ویژگی‌های این نسل است و نباید تصور کنند نوجوانان امروز «آدم‌های بدی شده‌اند» یا قصد دارند گمراه شوند و والدینشان را اذیت کنند.

او توضیح می‌دهد: «نسل امروز در شرایطی متفاوت از نسل والدین خود رشد کرده است؛ جهانی‌شدن، فناوری‌های نوین و دسترسی گسترده به اطلاعات و آنچه در فضای مجازی می‌بینند، بر شکل‌گیری این نسل تأثیر گذاشته و باعث شده است تفاوت‌های زیادی با نسل والدین خود داشته باشد.»

به گفته این روانشناس کودک و نوجوان، همین تفاوت اگر به درستی درک نشود، می‌تواند میان والدین و نوجوان فاصله ایجاد کند. او در عین حال تأکید دارد که متفاوت بودن نسل جدید به معنای رها کردن نوجوان نیست و والدین همچنان باید نقش خود را ایفا کنند.

قرار نیست والدین از زندگی نوجوان کنار بروند

فردوسی تأکید می‌کند که تفاوت‌های نسلی نباید بهانه‌ای برای عقب‌نشینی والدین از نقش تربیتی خود باشد. به گفته او، شناخت ویژگی‌های نوجوان امروز، بیش از هر چیز مستلزم یافتن شیوه مناسب ارتباط با اوست؛ ارتباطی که در آن والدین ضمن حفظ حضور و نظارت خود، از شیوه‌های مؤثر گفت‌وگو با نوجوان، دوستان او و همچنین سرگرمی‌های متناسب با این دوره سنی آگاه باشند.

او می‌گوید: «والدین باید راه‌های گفت‌وگوی مؤثر با نوجوانشان را بشناسند که چیست، دوستان بچه‌هایشان را بشناسند که چه کسانی هستند، سرگرمی‌های مناسب برای نوجوان خودشان فراهم کنند.»

به باور این روانشناس، کیفیت ارتباط والدین با نوجوان نیز در این میان اهمیت دارد. گفت‌وگو با نوجوان نباید با تحقیر، تمسخر یا مقایسه او با دیگران همراه باشد؛ بلکه والدین باید ضمن حفظ رابطه‌ای نزدیک با فرزندشان، نسبت به وضعیت و شرایط او نیز مراقبت و توجه داشته باشند.

 «والدین باید در کنار بچه‌های خودشان باشند، مواظب و مراقبشان باشند که خدای نکرده آسیبی به آنها وارد نشود.»

اگر خانه جذاب نباشد، نوجوان فاصله می‌گیرد

فردوسی یکی از عوامل مؤثر در حفظ ارتباط نوجوان با خانواده را شکل‌گیری فضایی آرام، بانشاط و جذاب در خانه می‌داند. به گفته او، والدین باید با فراهم کردن سرگرمی‌های متنوع و متناسب با نوجوان، زمینه‌ای ایجاد کنند که فرزندشان تا حد امکان پیوند خود را با خانواده حفظ کند و صرفاً برای یافتن جذابیت و همراهی، به بیرون از خانه پناه نبرد.

او در عین حال نسبت به تأثیرپذیری نوجوان از گروه دوستان نیز هشدار می‌دهد و می‌گوید: «اگر نوجوان به سمت دوستان خود برود، ممکن است همه این دوستان «موجه» نباشند و در میان آنها افرادی وجود داشته باشند که بتوانند بر فرزند تأثیر بگذارند.»

فضای آرام و سرگرم‌کننده در خانه، مانع پناه بردن نوجوان به بیرون می‌شود.

این روانشناس کودک و نوجوان در عین حال تأکید می‌کند جذابیت خانواده فقط به سرگرمی‌هایی که برای نوجوان فراهم می‌شود محدود نیست و فضای حاکم بر خانه نیز نقش مهمی دارد.

این روانشناس کودک و نوجوان تأکید می‌کند که حتی اگر نوجوان در برخی رفتارها و انتخاب‌های خود با نظر والدین همراه نباشد، در صورت حاکم بودن آرامش و نشاط بر فضای خانواده، همچنان می‌تواند ارتباط خود را با خانواده حفظ کند و از آن فاصله نگیرد.

نه نوجوان باید دربست کوتاه بیاید، نه والدین

اما اگر نوجوان و والدین درباره یک موضوع مشخص به توافق نرسند، چه کسی باید کوتاه بیاید و تصمیم نهایی چگونه گرفته شود؟ فردوسی راه‌حل را در رسیدن به توافقی نسبی میان دو طرف می‌داند. به گفته او، نه می‌توان والدین را به رها کردن کامل نوجوان و پذیرش همه خواسته‌های او توصیه کرد و نه می‌توان از نوجوان انتظار داشت خواسته‌ها و آرزوهای دوره نوجوانی خود را کنار بگذارد و به‌طور کامل تابع نظر والدین باشد.

او بر ضرورت یافتن «یک راه بینابینی» تأکید می‌کند؛ مسیری که از گفت‌وگو میان والدین و نوجوان، تعیین قوانین و مقررات و تبیین فرهنگ خانواده و جامعه برای نوجوان می‌گذرد. فردوسی می‌گوید: «باید بنشینند با هم صحبت بکنند، قوانین و مقرراتی وضع کنند، فرهنگ خانواده، فرهنگ جامعه برای بچه‌ها باز بشود. به هر حال والدین نه آن‌قدر سخت‌گیر باشند و نه آن‌قدر سهل‌گیر.»

این روانشناس کودک و نوجوان، میانه‌روی را لازمه چنین رویکردی می‌داند و تأکید می‌کند:« والدین باید درباره مسائل مختلف با فرزندان خود گفت‌وگو کنند و در مواردی که احتمال آسیب وجود دارد، پیامدهای آن را برای نوجوان توضیح دهند.»

از نگاه فردوسی، نحوه این گفت‌وگو نیز به اندازه محتوای آن اهمیت دارد: «والدین باید با بچه‌هایشان خیلی دوستانه و محترمانه صحبت بکنند که آنها هم یاد بگیرند با والدینشان بسیار محترمانه صحبت بکنند.»

فردوسی در ادامه تأکید می‌کند که در مواجهه با تفاوت‌های میان والدین و نوجوانان، نمی‌توان یکی از این دو دیدگاه را به‌طور کامل بر دیگری ترجیح داد، بلکه باید بر تعامل و احترام متقابل میان آنها تکیه کرد.

شکستن قولنج گردن چه زمانی خطرناک است؟

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

صدای «تق» گردن برای بسیاری از افراد با احساس رهایی از گرفتگی و خستگی همراه است و همین موضوع باعث شده شکستن قولنج به عادتی روزمره تبدیل شود. اما آیا این کار همیشه بی‌خطر است؟

وقتی گردن برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت قرار می‌گیرد، مثلا هنگام کار با رایانه یا نگاه کردن طولانی‌مدت به تلفن همراه، ممکن است عضلات آن خسته و احساس خشکی یا فشار ایجاد شود. بعضی افراد در چنین شرایطی گردن خود را به طرفین می‌چرخانند تا صدای «تق» ایجاد شود. این کار ممکن است برای مدت کوتاهی احساس راحتی ایجاد کند و به همین دلیل فرد دوباره به آن روی بیاورد. اما احساس سبکی بعد از شکستن قولنج به این معنی نیست که مشکل اصلی گردن برطرف شده است. اگر گرفتگی یا درد به‌طور مداوم تکرار شود، بهتر است علت آن بررسی شود، نه اینکه هر بار با فشار بیشتر گردن را حرکت دهیم.

صدای «تق» گردن از کجا می‌آید؟

صدای ایجادشده هنگام حرکت دادن مفاصل گردن لزوما به معنی جابه‌جا شدن مهره یا «جا افتادن» آن نیست. مفاصل، رباط‌ها و بافت‌های اطراف گردن هنگام حرکت تغییر وضعیت می‌دهند و تغییرات فشار داخل مفصل نیز می‌تواند باعث ایجاد صدا شود. بنابراین شنیدن صدای تق‌تق به‌تنهایی به معنی آسیب دیدن گردن نیست. مسئله مهم‌تر نحوه ایجاد این صدا است. یک حرکت معمولی و آرام با چرخاندن ناگهانی و شدید گردن تفاوت زیادی دارد. به زبان ساده نگرانی اصلی متخصصان بیشتر متوجه زمانی است که فرد برای شکستن قولنج، گردن را با شدت زیاد می‌چرخاند، می‌کشد یا به آن فشار وارد می‌کند.

شواهد علمی نمی‌گویند که شکستن قولنج گردن به‌طور معمول باعث سکته مغزی می‌شود. حتی درباره ارتباط مستقیم میان دستکاری گردن و سکته، هنوز نمی‌توان یک رابطه قطعی و ساده بیان کرد. یک مرور نظام‌مند مطالعات نیز نتیجه گرفته است که شواهد موجود برای اثبات یک ارتباط قوی و قطعی کافی نیست. با این حال، یک نگرانی پزشکی جدی وجود دارد. در موارد نادر، حرکت یا فشار شدید گردن می‌تواند با آسیب به یکی از رگ‌های مهم گردن همراه شود. این رگ‌ها وظیفه رساندن خون به مغز را بر عهده دارند.

آسیب رگ گردن چگونه می‌تواند به سکته منجر شود؟

رگ‌های مهمی در دو طرف گردن قرار دارند و خون را به مغز می‌رسانند. اگر دیواره یکی از این رگ‌ها آسیب ببیند، ممکن است در محل آسیب لخته ایجاد شود. در صورتی که لخته باعث بسته شدن مسیر خون یا حرکت آن به سمت مغز شود، خون‌رسانی به بخشی از مغز مختل خواهد شد. این اتفاق می‌تواند به سکته مغزی منجر شود. البته این فرآیند اتفاقی نادر است و نباید از آن نتیجه گرفت که هر فردی که گردن خود را می‌شکند در معرض سکته قرار دارد. حتی پژوهش‌های انجام‌شده درباره ارتباط دستکاری گردن با آسیب رگ‌ها نیز محدودیت‌هایی داشته‌اند و هنوز درباره میزان دقیق این خطر اتفاق نظر وجود ندارد.

چه کسانی باید بیشتر احتیاط کنند؟

همه افراد به یک اندازه شرایط یکسانی ندارند. برخی مشکلات زمینه‌ای می‌توانند احتمال آسیب عروق گردن را افزایش دهند و به همین دلیل افرادی که سابقه بیماری‌های عروقی یا برخی مشکلات مربوط به بافت همبند دارند، بهتر است بدون نظر پزشک سراغ دستکاری شدید گردن نروند. همچنین افرادی که به‌طور مداوم گردن خود را با فشار زیاد می‌شکنند، باید این عادت را کنار بگذارند. تکرار یک حرکت شدید فقط به این دلیل که بعد از آن احساس راحتی ایجاد می‌شود، روش مناسبی برای مدیریت درد یا خشکی گردن نیست.

دستکاری گردن توسط افراد غیرمتخصص را جدی بگیرید

یکی از مواردی که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، سپردن گردن به افراد غیرمتخصص برای «جا انداختن» یا شکستن قولنج است. ممکن است فرد تصور کند چند حرکت ساده برای رفع گرفتگی کافی است اما گردن ساختار حساسی دارد و در اطراف آن رگ‌ها، اعصاب، عضلات و ستون فقرات قرار گرفته‌اند. وارد کردن فشار زیاد یا چرخش ناگهانی می‌تواند آسیب ایجاد کند.

به همین دلیل اگر فرد مرتب دچار درد یا خشکی گردن می‌شود، بهتر است به جای مراجعه به افراد غیرمتخصص برای شکستن قولنج، علت مشکل را با یک پزشک یا متخصص مربوط بررسی کند.

چه علائمی بعد از شکستن قولنج هشداردهنده هستند؟

بیشتر دردهای گردن به معنای سکته مغزی نیستند. با این حال بعضی علائم بعد از یک حرکت شدید گردن را نباید نادیده گرفت. سردرد یا گردن‌درد شدید و ناگهانی یکی از علائمی است که اهمیت بیشتری دارد، به‌خصوص اگر با علائم عصبی همراه شود.  علائم هشدار شامل بی‌حسی یا ضعف ناگهانی، به‌ویژه در یک سمت بدن، اختلال ناگهانی در صحبت کردن، دوبینی یا اختلال ناگهانی در دید، سرگیجه شدید، مشکل در راه رفتن یا حفظ تعادل، سردرد شدید و غیرمعمول و گردن‌درد شدید و ناگهانی است.اگر چنین علائمی به‌صورت ناگهانی ایجاد شوند، نباید منتظر ماند تا خودبه‌خود برطرف شوند و باید فورا برای ارزیابی پزشکی اقدام کرد.

آیا برای رفع گرفتگی باید گردن را بشکنیم؟

خیر، شکستن قولنج تنها راه رهایی از گرفتگی گردن نیست. اگر مشکل ناشی از نشستن طولانی، وضعیت نامناسب بدن یا کار مداوم با رایانه و تلفن همراه باشد، اصلاح وضعیت بدن و استراحت‌های کوتاه می‌تواند کمک‌کننده باشد. حرکات ملایم گردن نیز می‌توانند برای برخی افراد مفید باشند اما نباید باعث درد شدید شوند و نباید با فشار یا سرعت زیاد انجام شوند. اگر درد گردن مداوم است، مرتب تکرار می‌شود یا به شانه و دست‌ها انتشار پیدا می‌کند، بهتر است فرد به جای شکستن مداوم قولنج، علت درد را پیگیری کند.

چگونه از گردن خود مراقبت کنیم؟

برای مراقبت از گردن لازم نیست کار پیچیده‌ای انجام دهیم. مهم‌ترین نکته این است که از حرکات ناگهانی و شدید خودداری کنیم. هنگام کار با رایانه یا تلفن همراه، بهتر است گردن برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت باقی نماند. تغییر وضعیت بدن، استراحت‌های کوتاه و توجه به حالت نشستن می‌تواند فشار واردشده به گردن را کاهش دهد. همچنین اگر فرد عادت دارد چند بار در روز گردنش را برای ایجاد صدای «تق» بشکند، بهتر است این عادت را کاهش دهد. به‌خصوص اگر برای ایجاد صدا مجبور است سر را با دست بکشد یا با شدت بچرخاند.

عادت ساده‌ای که نباید بی‌خطر فرض شود

بهتر است گردن را با شدت و فشار زیاد نشکنیم و برای این کار به افراد غیرمتخصص مراجعه نکنیم. مهم‌تر از همه اگر بعد از یک حرکت شدید گردن، سردرد یا گردن‌درد ناگهانی همراه با ضعف، بی‌حسی، دوبینی، سرگیجه، اختلال تعادل یا مشکل در صحبت کردن ایجاد شد، مراجعه فوری به اورژانس ضروری است.

کودکان گوشی‌ به دست/ هشدار درباره تاخیر زبانی خردسالان

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 والدین پرمشغله امروز حتی از مشکل تاخیر زبانی بر اثر استفاده خردسالان از موبایل بی‌خبرند و اکنون کودکانی در جامعه دیده می‌شوند که با وجود سلامت گفتاری، قادر به صحبت کردن نیستند و با تاخیر زبانی مواجه شده‌اند. اما آیا واقعا این ارتباطات یکسویه خردسالان با دنیای موبایل و تبلت می‌تواند جای تعاملات انسانی دوسویه را بگیرد.

والدینی که در جامعه امروز برای ساکت کردن یا مشغول کردن خردسال خود به راحتی گوشی و تبلت را در اختیار آنها قرار می‌دهند تا کودک خردسال با دیدن فیلم و بازی کردن با گوشی، ساعتی آنها را راحت بگذارند، خبر ندارند که چه کوتاهی را در حق کودک خردسال خود روا می‌دارند. استفاده از گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها توسط خردسالان می‌تواند عواقب جدی بر روی توسعه زبانی و اجتماعی آنها داشته باشد و استفاده مفرط از این دستگاه‌ها ممکن است به تاخیر زبانی و مشکلات ارتباطی در کودکان منجر شود.

چنین کودکی نه تنها زبان مادری خود را به درستی فرانمی‌گیرد بلکه ممکن است دچار مشکلات متعدد گفتاری نیز شود. این کودک به دلیل مشکلات گفتاری نمی‌تواند آنگونه که باید با اطرافیان خود ارتباط برقرار کند اما متاسفانه بسیاری از والدین از این تهدیدات غافل هستند.

تاخیر زبانی، کاهش تعاملات کلامی و حتی تغییر زبان مادری از جمله مشکلات ناشی از استفاده بیش از حد خردسالان از محتواهای ارائه شده در موبایل‌ها و تبلت‌ها به شمار می‌رود چراکه برخی از کودکان به دلیل دسترسی مکرر به محتوای انگلیسی‌زبان در بازی‌ها و فیلم‌ها، ممکن است بیشتر به زبان انگلیسی صحبت کنند و در نتیجه کلمات و جملات فارسی را فراموش کنند یا کمتر استفاده کنند. به طور مثال سپیده یکی از خردسالانی است که نزدیک سه سال دارد اما به دلیل استفاده از فیلم‌ها و بازی‌های انگلیسی زبان اکنون نمی‌تواند به زبان فارسی جمله‌سازی کند و ذهنش پر از کلمات انگلیسی است؛ هنگامی که مادرش به او می‌گوید «بیا با این ببر بازی کن.» این کودک خردسال اسباب بازی ببر را نشان می‌دهد و می‌گوید: «تایگر tiger».

در حقیقت، ارتباط یکسویه این کودک با دنیای موبایل و تبلت او را از تعاملات دوسویه دور ساخته است و اکنون والدین او نمی‌دانند چکار کنند تا این کودک خردسال با زبان فارسی بتواند با دنیای پیرامون خود ارتباط برقرار کند.

نقش قانون «یکی بگو،یکی بشنو» در ارتباطات کلامی

حالا علاوه بر تاخیر زبانی، تغییر زبان مادری نیز گاه به گاه میان خردسالان در جامعه مشاهده می‌شود؛ موضوعی که نیاز به اطلاع رسانی و آگاهی بخشی والدین دارد؛ اگر والدین به این مساله بی‌توجه باشند، قدرمسلم تعداد کودکانی که با مشکلات زبانی مواجه می‌شوند به تدریج افزایش خواهد یافت.

البته ماجرا فقط به مشکلات زبانی منجر نمی‌شود، مشکلات رفتاری نیز در پی آن بروز خواهند کرد چراکه گفتار نقش اساسی در ایجاد ارتباط و الگوهای رفتاری دارد؛ بنابراین لازم است آگاهی بخشی والدین در دستورکار سازمان‌های متولی سلامت اجتماعی مانند سازمان بهزیستی قرار گیرد.

هرچند استفاده از تکنولوژی‌های مدرن امروزی مانند موبایل و تبلت و لپ تاپ می‌تواند تاثیرات مثبتی بر زبان و گفتار کودکان داشته باشد اما اطلاع رسانی و آگاهی بخشی والدین باید در این زمینه انجام شود تا شاهد مشکلات زبانی خردسالان نباشیم.

فریبا یادگاری دبیر بورد تخصصی گفتار درمانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این باره به خبرنگار ایرنا می‌گوید: موبایل، تلویزیون، لپ تاپ و هرگونه وسیله‌ای که ارتباط یک سویه می‌سازد و تکانه‌های یکطرفه می‌فرستد، اگرچه می‌تواند باعث آموزش شود و دایره لغت را بالا ببرد یا حتی به نوعی در شکل‌گیری پایه‌های ساخت و گرامر زبان موثر باشد اما باید این واقعیت را در نظر بگیریم که در تکامل و رشد کودک چه عواقبی را در پی خواهد داشت.

وی با اشاره به اهمیت ارتباط زنده بین کودک و محیط اطراف، افزود: قانون «یکی بگو، یکی بشنو» نقش اساسی در ارتباطات کلامی موثر دارد. کودک باید در تعامل دوسویه و چندسویه با اطرافیان خود باشد. این اطرافیان شامل انسان‌های حاضر در محیط است که گفت‌وگو می‌کنند و تکانه‌ای از سوی آنها ارسال می‌شود و کودک قادر به پاسخگویی است.

آموزش رسانه نمی‌تواند جایگزین ارتباط زنده باشد

این استاد تمام گفتار درمانی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی گفت: در ارتباط زنده، بازخوردی که از سوی کودک به بزرگسال یا همسال داده می‌شود باعث می‌شود گفتار کودک تصحیح شده و به گفتار او کمک شود. در نتیجه چرخه سالم زبانی و ارتباطی شکل می‌گیرد.

یادگاری خاطرنشان کرد: در ارتباط یکسویه با رسانه، هنگامی که کودک مشغول فیلم و بازی در گوشی می‌شود، امکان پاسخگویی ندارد. حتی اگر پاسخ دهد، بازخوردی نمی‌بیند؛ بنابراین به هیچ عنوان آموزش رسانه نمی تواند جایگزین ارتباط زنده باشد.

وی با بیان اینکه برای هر آموزشی، ارتباط دو سویه لازم است، افزود: بازی با کودک در تقویت گفتار و ارتباط کلامی می‌تواند خیلی کمک کننده باشد. اطرافیان یا همسالان در مهدکودک و همسایگی می‌توانند حین بازی، نقش‌هایی را برعهده بگیرند و الگوهای رفتاری را شکل دهند.

یادگاری تاکید کرد: اینگونه ارتباطات دوسویه کودک با اطرافیان، غیر از اینکه دایره واژگان کودک را افزایش می‌دهد، حس اعتماد به نفس را در او نیز تقویت می‌کند چراکه کودک احساس می‌کند توانسته روی دیگران موثر باشد و هنگامی که تشویق از سمت آنها دریافت می‌کند، این تجربه مثبت در مجموع دنیایی را که در آینده می‌خواهد در آن زندگی کند،را شکل می‌دهد.

این متخصص گفتار درمانی به مادران جوان توصیه کرد که حتما در محیطی زنده با کودکان خود تعامل کلامی داشته باشند و گفت: اطرافیان کودکان حتی مادربزرگ و پدربزرگ می‌توانند الگوهای رفتاری را به کودکان یاد دهند و اشتباهات او را تصحیح کرده و رفتارهای مثبت را جایگزین کنند و ساخت زبان هم به اینگونه مسائل ارتباط دارد.

دردسرهای آموزش زبان برای برخی از کودکان

دبیر بورد تخصصی گفتار درمانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: اگر کودک در معرض «الگوی دوزبانه طبیعی» قرار بگیرد، خوب است؛ مثلا در کشور کودکان در شهرهایی مثل تبریز که زبان مادری آنها ترکی یا در سنندج که زبان مادری آنها کردی و در خوزستان که زبان مادری آنها عربی است، همزمان در معرض زبان فارسی نیز هستند و دو زبانه بار می‌آیند. زندگی در دنیای چند زبانه، فکر غلطی نیست که زبان را از زبان مادری بیشتر کنیم.

یادگاری افزود: حتی برخی خانواده‌ها که به خارج از کشور مهاجرت می کنند، در خانه فارسی صحبت می کنند و کودک در مدرسه نیز زبان انگلیسی صحبت می کند و مشکلی ندارند. اگر کودک تا ۶ سالگی به زبان فارسی صحبت کند و بعد از آن زبان دیگری را بیاموزد به آن «دوزبانه آموزشی» اطلاق می‌شود.

وی تصریح کرد: اما زمانی آموزش زبان دوم به کودکان، دردسرساز می‌شود که کودک در سنین خیلی خردسالی از لحاظ ظرفیت زبانی مشکلی داشته باشد و زبان خود را یاد نگرفته باشد و تازه بخواهد زبان جدیدی نیز یاد بگیرد. در کلینیک گفتاردرمانی شاهد تاخیرهای سخت و شدید زبانی هستیم چون کودک ظرفیت لازم را نداشته که حتی یک زبان را مدیریت کند و زبان دوم هم به او آموزش داده شده است.

زبان مادری نباید فدای آموزش زبان دوم شود

دبیر بورد تخصصی گفتار درمانی وزارت بهداشت اظهار کرد: برای دوزبانه کردن کودک، اینگونه آموزش ها طبیعی نیست؛ آموزش طبیعی آن است که کودک در معرض دو زبان باشد مثلا در مهد زبان انگلیسی و در خانه فارسی صحبت کند، همچنین نوع آموزش مهم است.

یادگاری تاکید کرد: خانواده‌ها باید حواسشان باشد کودک در ایران بزرگ می‌شود و زبان فارسی یا زبان مادری ترکی و کردی باید زبان طبیعی کودک باشد، نمی‌شود کودک را از ابتدا انگلیسی زبان بار آورد؛ زبان مادری مهم است و نباید فدای آموزش زبان دوم شود.

رشد سالم زبانی کودکان در گروی اقدامات کنترلی والدین

به نظر می‌رسد والدین پرمشغله در جامعه امروز نتوانسته‌اند آنطور که باید بر نحوه استفاده گوشی و تبلت از سوی کودکان خود نظارت کافی داشته باشند؛ هرچند استفاده از گوشی و تبلت تاثیرات مثبتی مانند افزایش دایره لغات کودک دارد اما ارتباطات یکسویه و استفاده بی‌رویه کودکان از این فناوری‌های نوین می‌تواند سدی در برابر رشد زبانی آنها باشد.

از این رو و با توجه به تاثیرات منفی زبانی استفاده از گوشی و تبلت، ضروری است که والدین زمان استفاده از گوشی‌های موبایل را برای کودکان محدود کرده و جایگزین‌های سالم‌تری مانند بازی‌های فیزیکی یا خواندن کتاب را انتخاب کنند همچنین والدین باید فرصت‌هایی برای گفت و گو با کودکان فراهم کنند و آنها را تشویق کنند تا احساسات و نیازهای خود را بیان کنند. از سوی دیگر والدین باید مراقب محتوایی که کودکانشان مشاهده می‌کنند باشند و سعی کنند محتوای آموزشی مناسب سن را انتخاب کنند.

با توجه به تاثیرات منفی قابل توجه استفاده از گوشی‌های موبایل بر روی توسعه زبانی کودکان والدین باید با آگاهی از این مسائل، مراقب تعاملات کلامی کودکان خود باشند و زمان و نوع استفاده آنها از تکنولوژی را مدیریت کنند تا به رشد سالم زبانی و اجتماعی آنها کمک کنند.

داروی ام‌اس؛ امیدی تازه برای درمان زوال عقل

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 پژوهشگران دریافتند که سلول‌های تولیدکننده غلاف محافظ اعصاب (الیگودندروسیت‌ها) ممکن است با افزایش سن، عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش توانایی‌های شناختی کمک کنند. این یافته می‌تواند راه را برای درمان‌های جدید حفظ حافظه در سالمندی هموار کند.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه سای‌تِک‌دِیلی در گزارشی آورده است:

غلاف میلین برای ارتباط سریع در مغز ضروری است. این غلاف مانند یک پوشش محافظ دور فیبرهای عصبی عمل می‌کند تا سیگنال‌های الکتریکی به‌سرعت منتقل شوند؛ اما سلول‌هایی که این عایق را تولید می‌کنند، یعنی الیگودندروسیت‌ها، ممکن است با افزایش سن عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش توانایی‌های شناختی کمک کنند.

پژوهشگران دریافتند افرادی که توانایی‌های شناختی آن‌ها سریع‌تر کاهش یافته، فیبرهای عصبی بزرگ‌تری دارند و میلین (غلاف محافظ) در آن‌ها به‌طور غیرعادی افزایش یافته است. آزمایش‌های روی موش‌ها نیز این ارتباط را تأیید کرد و نشان داد که اختلال در عملکرد الیگودندروسیت‌ها، تغییرات مشابهی ایجاد کرده و عملکرد شناختی را تضعیف می‌کند.

الیگودندروسیت‌ها چه نقشی در مغز دارند؟

الیگودندروسیت‌ها سلول‌های خاصی در مغز هستند که وظیفه تولید غلاف میلین را بر عهده دارند. میلین مانند عایق سیم‌های برق، از فیبرهای عصبی محافظت می‌کند و باعث می‌شود پیام‌های عصبی با سرعت بالا منتقل شوند. با افزایش سن، این سلول‌ها ممکن است دچار اختلال شوند و به‌جای محافظت، به تخریب ارتباطات عصبی کمک کنند.

تغییرات مغزی؛ ردپای کاهش توانایی شناختی

پژوهشگران دانشگاه ادینبرو و مؤسسه تحقیقات زوال عقل بریتانیا، بافت مغز اعضای گروه لوتیَن بِرث کوهورت ۱۹۳۶ را بررسی کردند. توانایی‌های شناختی این افراد از دوران کودکی تا سالمندی ثبت شده بود.

شرکت‌کنندگان ۷۰ تا ۸۲ ساله بودند و آزمون‌های حافظه، سرعت پردازش و مهارت‌های فضایی را انجام دادند. از هزار و ۹۱ نفر این گروه، ۸۶۶ نفر پس از ۷۰ سالگی در آزمون‌های شناختی شرکت کردند.

تقریباً همه آن‌ها کاهشی در توانایی‌های شناختی نشان دادند و این فرصت را به پژوهشگران داد تا بافت مغز افرادی را که کاهش شناختی سریع‌تر یا کندتر از حد متوسط داشتند، مقایسه کنند.

بررسی بافت مغز پس از مرگ این افراد، الگوی واضحی را نشان داد: کاهش سریع‌تر شناختی با فیبرهای عصبی بزرگ‌تر و افزایش غیرعادی میلین ناسالم، به‌ویژه در اطراف فیبرهای بزرگ‌تر، همراه بود.

پروتئین اِن‌آراِف۲؛ یک عامل کلیدی

پژوهشگران سپس به دنبال یک توضیح مولکولی گشتند و دریافتند افرادی که کاهش شناختی شدیدتری داشتند، مقدار کمتری از پروتئین اِن‌آراِف۲/ اِن‌آراِف۲ در الیگودندروسیت‌های خود داشتند. اِن‌آراِف۲ پروتئینی است که صدها ژن مرتبط با محافظت از سلول‌ها در برابر آسیب را تنظیم می‌کند.

برای آزمایش این موضوع، پژوهشگران سطح اِن‌آراِف۲ را در الیگودندروسیت‌های موش‌ها کاهش دادند. موش‌ها دچار افزایش میلین و از دست‌دادن فیبرهای عصبی بزرگ شدند و بهبود عملکرد شناختی آن‌ها با افزایش سن، مختل گردید.

مسیر درمانی موجود

پروتئین اِن‌آراِف۲ هدف داروهای موجود از جمله دارویی است که برای درمان بیماری ام‌اس (بیماری که به غلاف میلین آسیب می‌زند) استفاده می‌شود. پژوهش‌های قبلی نشان داده است که فعال‌سازی اِن‌آراِف۲ می‌تواند عملکرد شناختی را در افراد مبتلا به ام‌اس بهبود بخشد. این موضوع، احتمال استفاده مجدد از این داروها را برای درمان اختلال عملکرد الیگودندروسیت‌ها و کاهش شناختی در سالمندی مطرح می‌کند.

ورونیک میرون (Veronique Miron)، یکی از پژوهشگران این مطالعه، توضیح داد: با افزایش جمعیت سالمند و در حالی که هنوز درمانی برای کاهش شناختی وجود ندارد، این پژوهش بسیار هیجان‌انگیز است؛ زیرا به یک راهبرد احتمالی برای حفظ توانایی‌های شناختی در سالمندی اشاره می‌کند.

جورجینا کریگ (Georgina Craig)، نویسنده اول این مطالعه، نیز تأکید کرد: این مطالعه به‌طور اساسی نگاه ما به این سلول‌های مغزی را تغییر داده است. ما همیشه الیگودندروسیت‌ها را کاملاً مفید می‌دانستیم، اما در کمال تعجب دریافتیم که آن‌ها می‌توانند عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش توانایی‌های شناختی در سالمندی کمک کنند.

جزئیات این پژوهش در نشریه نِیچِر نوروسایِنس/ Nature Neuroscience منتشر شده است.

مشکلات گوارشی نوزادان را بشناسید؛ چه زمانی جای نگرانی نیست؟

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

بسیاری از نوزادان در ماه‌های نخست زندگی دچار مشکلاتی مانند دل‌درد، رفلاکس یا بالا آوردن شیر می‌شوند که اغلب بخشی طبیعی از روند تکامل دستگاه گوارش است. با این حال آگاهی والدین از تفاوت میان علائم طبیعی و نشانه‌های هشداردهنده علاوه بر کاهش نگرانی‌های بی‌مورد به تشخیص به‌ موقع مواردی که نیازمند مراجعه به پزشک هستند، کمک می‌کند.

بسیاری از والدین به‌ ویژه در ماه‌های نخست تولد فرزندشان با دیدن گریه‌های طولانی، بالا آوردن شیر یا تغییر در مدفوع نوزاد نگران می‌شوند و تصور می‌کنند فرزندشان به بیماری جدی مبتلا شده است. در حالی که متخصصان اطفال تاکید می‌کنند بخش قابل توجهی از مشکلات گوارشی نوزادان، نتیجه طبیعی تکامل دستگاه گوارش است و با گذشت زمان برطرف می‌شود. با این حال آشنایی با علائم طبیعی، شناخت نشانه‌های هشداردهنده و دانستن زمان مراجعه به پزشک، نقش مهمی در حفظ سلامت نوزاد و آرامش خاطر والدین دارد.

دستگاه گوارش نوزاد هنوز در حال رشد است

نوزاد با دستگاه گوارشی کاملا بالغ متولد نمی‌شود. معده، روده، آنزیم‌های گوارشی و حتی باکتری‌های مفید روده در ماه‌های نخست زندگی به تدریج تکامل پیدا می‌کنند. به همین دلیل ممکن است نوزاد در این دوران دچار نفخ، دل‌پیچه، بالا آوردن شیر یا تغییرات طبیعی در اجابت مزاج شود.

بر اساس توصیه‌های برخی پژوهشکده‌های بهداشتی اطفال، بسیاری از این مشکلات بخشی از روند طبیعی رشد محسوب می‌شوند و در بیشتر موارد بدون نیاز به درمان خاص برطرف خواهند شد.

چرا مشکلات گوارشی در نوزادان شایع است؟

یکی از مهم‌ترین دلایل بروز این مشکلات، نارس بودن نسبی دستگاه گوارش است. عضلات معده و روده هنوز هماهنگی کامل پیدا نکرده‌اند و حرکات آن‌ها به تدریج منظم می‌شود. عامل دیگر شل بودن دریچه بین مری و معده است. این دریچه وظیفه جلوگیری از بازگشت محتویات معده را بر عهده دارد اما در نوزادان هنوز قدرت کافی ندارد و به همین دلیل برگشت مقدار کمی شیر پس از تغذیه بسیار شایع است.

از سوی دیگر میکروبیوم روده یا مجموعه باکتری‌های مفید دستگاه گوارش نیز در حال شکل‌گیری است. این باکتری‌ها نقش مهمی در هضم غذا، تقویت سیستم ایمنی و سلامت روده دارند و تا ماه‌ها پس از تولد به تدریج به تعادل می‌رسند.

کولیک، گریه‌ای که والدین را نگران می‌کند

یکی از شایع‌ترین مشکلات گوارشی نوزادان، کولیک یا دل‌ درد شیرخوارگی است. نوزاد مبتلا به کولیک معمولا در ساعات عصر یا شب بدون دلیل مشخص، گریه‌های شدید و طولانی دارد؛ در حالی که بین این حملات کاملا طبیعی به نظر می‌رسد، شیر می‌خورد، وزن می‌گیرد و معاینه پزشکی نیز طبیعی است.

پزشکان علت دقیق کولیک را هنوز به طور کامل نمی‌دانند اما مجموعه‌ای از عوامل مانند تکامل دستگاه عصبی، رشد دستگاه گوارش، تجمع گاز روده و حساسیت بیشتر نوزاد به محرک‌های محیطی در ایجاد آن نقش دارند.

خبر امیدوارکننده برای والدین این است که کولیک معمولا از حدود دو تا سه هفتگی آغاز می‌شود، در دو ماهگی به اوج می‌رسد و اغلب تا چهار یا پنج ماهگی بدون درمان خاص برطرف می‌شود.

بالا آوردن شیر همیشه بیماری نیست

بسیاری از نوزادان بعد از شیر خوردن مقداری از شیر را بالا می‌آورند. این وضعیت که رفلاکس فیزیولوژیک نام دارد، در اغلب موارد طبیعی است و تا پایان سال اول زندگی به تدریج کاهش می‌یابد. البته رفلاکس همیشه با بالا آوردن واضح همراه نیست. برخی نوزادان فقط هنگام یا بعد از تغذیه بی‌ قرار می‌شوند، کمر خود را به عقب خم می‌کنند یا هنگام خواب ناراحتی نشان می‌دهند.

اگر نوزاد وزن‌گیری مناسبی داشته باشد، اشتهای خوبی داشته باشد و علائم دیگری مانند اختلال رشد یا مشکلات تنفسی وجود نداشته باشد، معمولا جای نگرانی نیست اما اگر رفلاکس باعث کاهش وزن، امتناع از شیر خوردن، سرفه‌های مکرر یا مشکلات تنفسی شود، باید توسط پزشک بررسی شود.

حساسیت به پروتئین شیر گاو

برخی نوزادان نسبت به پروتئین موجود در شیر گاو واکنش ایمنی نشان می‌دهند. این حساسیت ممکن است حتی در نوزادانی که فقط از شیر مادر تغذیه می‌کنند نیز دیده شود زیرا مقدار کمی از پروتئین شیر گاو می‌تواند از طریق رژیم غذایی مادر وارد شیر شود. مهم‌ترین علائم این حساسیت شامل بی‌قراری مداوم در طول شبانه‌ روز، وجود خون یا مخاط در مدفوع، اسهال، استفراغ و گاهی علائم پوستی مانند اگزما است.

تشخیص این بیماری باید توسط پزشک انجام شود و والدین نباید به طور خودسرانه شیر خشک یا رژیم غذایی مادر را تغییر دهند زیرا حذف غیرضروری مواد غذایی می‌تواند باعث کمبودهای تغذیه‌ای شود.

چگونه والدین می‌توانند مشکلات گوارشی را کمتر کنند؟

آروغ گرفتن را فراموش نکنید

یکی از ساده‌ترین راهکارها برای کاهش نفخ و رفلاکس، گرفتن آروغ نوزاد است. هنگام شیر خوردن مقداری هوا وارد معده می‌شود و اگر خارج نشود، می‌تواند موجب بی‌قراری یا بالا آوردن شیر شود. پزشکان توصیه می‌کنند در فواصل شیردهی و همچنین پس از پایان تغذیه، نوزاد چند دقیقه در وضعیت مناسب قرار گیرد تا آروغ بزند.

نوزاد را بعد از شیر خوردن بلافاصله نخوابانید

نگه داشتن نوزاد در وضعیت عمودی به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پس از تغذیه می‌تواند احتمال بازگشت شیر را کاهش دهد. البته باید توجه داشت که برای خواب، نوزاد همیشه باید به پشت روی سطح صاف و ایمن خوابانده شود، زیرا این وضعیت خطر سندرم مرگ ناگهانی شیرخوار را کاهش می‌دهد.

تکنیک صحیح شیردهی اهمیت زیادی دارد

چسبیدن صحیح دهان نوزاد به سینه یا استفاده درست از شیشه شیر، از بلع هوای اضافی جلوگیری می‌کند و احتمال نفخ، دل‌درد و رفلاکس را کاهش می‌دهد. اگر مادر هنگام شیردهی درد دارد یا نوزاد مرتب هوا می‌بلعد، بهتر است از مشاور شیردهی یا پزشک کمک بگیرد.

در شروع غذای کمکی عجله نکنید

با آغاز تغذیه تکمیلی بهتر است هر غذای جدید به تنهایی و با فاصله حدود سه تا پنج روز معرفی شود. این کار کمک می‌کند اگر نوزاد به ماده غذایی خاصی حساسیت داشته باشد، علت آن راحت‌تر شناسایی شود. متخصصان توصیه می‌کنند شروع غذای کمکی از حدود شش ماهگی و مطابق نظر پزشک انجام شود.

چه زمانی باید سریع به پزشک مراجعه کرد؟

اگرچه بیشتر مشکلات گوارشی نوزادان طبیعی هستند اما برخی علائم می‌توانند نشانه بیماری‌های جدی باشند و نیاز به بررسی فوری دارند. استفراغ سبزرنگ یا زرد تیره یکی از مهم‌ترین علائم هشداردهنده است، زیرا ممکن است نشانه انسداد روده باشد.

بی‌حالی شدید، کاهش هوشیاری، خشکی دهان، کاهش تعداد پوشک خیس و گریه بدون اشک نیز می‌توانند از علائم کم‌آبی بدن باشند که به رسیدگی سریع پزشکی نیاز دارند.

تب بالاتر از ۳۸ درجه سانتی‌گراد در نوزادان، به‌ویژه در شیرخواران زیر سه ماه نیز یک وضعیت اورژانسی محسوب می‌شود و نباید به صورت خودسرانه درمان شود.

همچنین اگر شکم نوزاد به طور غیرطبیعی متورم، سفت و دردناک شود یا نوزاد استفراغ‌های مکرر همراه با کاهش وزن داشته باشد، مراجعه فوری به پزشک ضروری است.

آرامش والدین بخشی از درمان است

گریه‌های مکرر نوزاد می‌تواند والدین را خسته و مضطرب کند اما باید به خاطر داشت که بیشتر مشکلات گوارشی دوران شیرخوارگی موقتی هستند و با رشد نوزاد بهبود پیدا می‌کنند. اضطراب بیش از حد والدین گاهی باعث تغییرات غیرضروری در شیر خشک، مصرف داروهای بدون تجویز پزشک یا حذف مواد غذایی مختلف از رژیم مادر می‌شود. این مسائل نه تنها کمکی نمی‌کنند، بلکه ممکن است مشکلات جدیدی ایجاد کنند.

بهترین راهکار این است که والدین ضمن حفظ آرامش، وضعیت کلی نوزاد مانند وزن‌گیری، اشتها، خواب، فعالیت و دفعات ادرار را زیر نظر داشته باشند و در صورت مشاهده علائم هشداردهنده یا تداوم مشکلات، با پزشک متخصص اطفال مشورت کنند.

در نهایت بیشتر دل‌دردها، رفلاکس‌های خفیف و بی‌قراری‌های گوارشی، بخشی طبیعی از ماه‌های نخست زندگی هستند. آگاهی والدین از روند طبیعی رشد دستگاه گوارش، رعایت اصول صحیح شیردهی و شناخت علائم خطر، مهم‌ترین ابزار برای مراقبت از سلامت نوزاد و پیشگیری از نگرانی‌های بی‌مورد است.

اعتیاد دیجیتال؛ میراث ناخواسته والدین برای فرزندان

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

شاید عادت کودک به گوشی از همان جایی شروع شود که برای چند دقیقه آرامش، تلفن همراه را جلوی چشمش می‌گیریم؛ پنج دقیقه‌ای که کم‌کم می‌شود راه‌حل هر بی‌حوصلگی، گریه و سکوت.

کودک بی‌قرار است، غذا نمی‌خورد، در ماشین حوصله‌اش سر رفته یا مادر و پدر فقط چند دقیقه سکوت می‌خواهند. گوشی را دستش می‌دهیم و ناگهان همه‌چیز آرام می‌شود. کودک ساکت می‌شود، غذا می‌خورد، در صندلی ماشین می‌نشیند و والدین هم نفسی تازه می‌کنند.

چند روز بعد، همان پنج دقیقه می‌شود ده دقیقه. بعد گوشی تبدیل می‌شود به راه‌حل همیشگی بی‌حوصلگی. کودک وقتی ناراحت است گوشی می‌خواهد، وقتی منتظر است گوشی می‌خواهد، وقتی غذا می‌خورد گوشی می‌خواهد و حتی گاهی برای خوابیدن هم به صفحه‌نمایش نیاز پیدا می‌کند.

آن‌وقت یک روز والدین با نگرانی می‌گویند: «بچه‌ام به گوشی وابسته شده؛ چه کار کنیم؟»

اما شاید بخشی از ماجرا را باید چند قدم عقب‌تر دید؛ به همان روزهایی که گوشی را نه به‌عنوان یک وسیله سرگرمی، بلکه به‌عنوان پستانک دیجیتال، پرستار، جایزه، آرام‌کننده و راه فرار از بی‌حوصلگی وارد زندگی کودک کردیم.

این البته به معنای مقصر دانستن والدین نیست. پدر و مادر امروز در شرایطی زندگی می‌کنند که کار، خستگی، فشار اقتصادی، کمبود وقت و دسترسی دائمی به فناوری، مدیریت رسانه را بسیار دشوار کرده است. مسئله این نیست که «گوشی بد است» یا والدین نباید از تلفن همراه استفاده کنند. مسئله این است که کودک چه زمانی، برای چه کاری، با چه محتوایی و در چه شرایطی از صفحه‌نمایش استفاده می‌کند؛ و مهم‌تر از همه، خودش چه الگویی از مصرف رسانه در خانه می‌بیند.

حتی آکادمی پزشکی اطفال آمریکا در توصیه‌های جدید خود تأکید می‌کند که مسئله را نمی‌توان فقط با یک عدد ثابت برای «ساعت مجاز صفحه‌نمایش» حل کرد؛ سن، مرحله رشد، نوع محتوا، کیفیت استفاده و این‌که رسانه چه فعالیت‌هایی مانند خواب، بازی، تحرک و ارتباط خانوادگی را کنار می‌زند، اهمیت دارد.

ما فقط گوشی را به کودک نمی‌دهیم؛ یک «الگوی رفتاری» به او می‌دهیم

کودک بیش از آنکه به توصیه‌های ما گوش کند، رفتار ما را تماشا می‌کند. اگر هنگام غذا خوردن مدام گوشی را چک کنیم، اگر وسط بازی کودک پیام‌هایمان را جواب بدهیم، اگر هر بار چند دقیقه سکوت خواستیم خودمان به سراغ تلفن همراه برویم، برای کودک یک پیام ساده شکل می‌گیرد: هر وقت حوصله‌ام سر رفت، ناراحت شدم یا چیزی برای انجام دادن نداشتم، تلفن همراه راه‌حل است.

پژوهشگران برای دخالت گوشی در تعامل والد و کودک اصطلاح «Technoference» را به کار می‌برند؛ یعنی تلفن همراه آن‌قدر وارد تعامل روزمره می‌شود که ارتباط والد و کودک را قطع یا مختل می‌کند.

در یک مطالعه روی خانواده‌های دارای کودک خردسال، استفاده مسئله‌ساز والدین از تلفن همراه با وقفه بیشتر در تعامل والد وکودک ارتباط داشت و این وقفه نیز با مشکلات رفتاری کودک مرتبط بود.

حتی پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶ روی ۶۲۱ والد کودکان ۳ تا ۱۲ ساله نشان داد « استفاده والدین از گوشی » و اختلالی که این استفاده در تعامل آنها با کودک ایجاد می‌کند، با عملکردهای اجرایی والد و کودک ارتباط دارد؛ البته این مطالعه نیز درباره رابطه‌هاست و نباید از آن نتیجه علت و معلولی قطعی گرفت.

اشتباه اول؛ گوشی را تبدیل به «آرام‌کننده» می‌کنیم

یکی از خطرناک‌ترین عادت‌ها شاید همین باشد.

کودک گریه می‌کند؛ گوشی.

کودک عصبانی است؛ گوشی.

در مطب منتظریم؛ گوشی.

در رستوران بی‌قرار شده؛ گوشی.

در ماشین حوصله‌اش سر رفته؛ گوشی.

والدین ممکن است از سر خستگی یا برای اینکه موقعیت را مدیریت کنند چنین کاری کنند؛ اما اگر این اتفاق مرتب تکرار شود، کودک فرصت کمتری پیدا می‌کند تا مهارت‌های دیگری برای تحمل ناراحتی، انتظار، بی‌حوصلگی و تنظیم هیجان یاد بگیرد.

جالب اینکه داده‌های «Common Sense Census 2025» درباره کودکان صفر تا هشت سال در آمریکا نشان می‌دهد این رفتار چقدر رایج است: ۶۶ درصد والدین گفته‌اند دست‌کم گاهی از رسانه برای سرگرم نگه داشتن کودک وقتی خودشان کاری دارند یا به زمانی برای خود نیاز دارند استفاده می‌کنند؛ ۴۷ درصد از رسانه به‌عنوان پاداش رفتار خوب استفاده می‌کنند و ۲۵ درصد نیز گفته‌اند گاهی از رسانه برای آرام کردن کودک عصبانی یا ناراحت استفاده می‌کنند. همچنین ۱۷ درصد گفته‌اند کودکشان گاهی یا اغلب از یک وسیله همراه برای آرام شدن هنگام عصبانیت، ناراحتی یا غم استفاده می‌کند.

این اعداد را نباید به همه خانواده‌های دنیا تعمیم داد، اما یک الگوی مهم را نشان می‌دهد: تلفن همراه در بسیاری از خانواده‌ها فقط وسیله سرگرمی نیست؛ به ابزار مدیریت رفتار و هیجان تبدیل شده است. و این همان جایی است که باید تأمل کرد.

اگر هر بار کودک ناراحت می‌شود، پیش از آنکه فرصت پیدا کند با ناراحتی خودش کنار بیاید، یک صفحه روشن جلوی او بگذاریم، ممکن است ناخواسته به او یاد بدهیم که برای فرار از احساس ناخوشایند، همیشه باید چیزی بیرون از خودش پیدا کند.

اشتباه دوم؛ گوشی را جای «حوصله سر رفتن» می‌گذاریم

ما بزرگ‌ترها گاهی از بی‌حوصلگی فرار می‌کنیم و همان را از کودک هم دریغ می‌کنیم.

کودک در ماشین نشسته و به بیرون نگاه می‌کند؛ گوشی.

در صف ایستاده؛ گوشی

در رستوران منتظر غذاست؛ گوشی

در خانه چند دقیقه کاری برای انجام دادن ندارد؛ گوشی.

در حالی که بی‌حوصلگی الزاماً یک مشکل نیست.

بخشی از بازی، تخیل و خلاقیت کودک دقیقاً از همین خلأها شروع می‌شود. کودک وقتی هیچ سرگرمی آماده‌ای جلویش نیست، مجبور می‌شود چیزی بسازد، داستانی خلق کند، با خواهر و برادرش بازی کند، سؤال بپرسد یا حتی مدتی فقط مشاهده کند.

سازمان جهانی بهداشت نیز در توصیه‌های مربوط به کودکان زیر پنج سال بر اهمیت جایگزین کردن زمان بی‌تحرکی  با بازی فعال و فعالیت‌های تعاملی غیرصفحه‌ای مانند کتاب‌خوانی، قصه‌گویی، آواز خواندن و پازل تأکید کرده است. بنابراین سؤال فقط این نیست که «کودک روزی چند دقیقه گوشی دستش است؟» سؤال مهم‌تر این است: اگر گوشی را از او بگیریم، چه جایگرینی برای او داریم؟

اگر پاسخ «هیچ چیز» باشد، احتمالاً مسئله فقط محدود کردن گوشی نیست؛ مسئله، خالی بودن زندگی کودک از جایگزین‌های جذاب و واقعی است.

اشتباه سوم؛ گوشی را جایزه می‌کنیم

«اگر غذاتو بخوری، گوشی می‌دم.»

«اگر مشقت رو بنویسی، نیم ساعت بازی کن.»

«اگر ساکت باشی، می‌تونی با گوشی بازی کنی.»

این روش در کوتاه‌مدت جواب می‌دهد؛ کودک رفتار موردنظر ما را انجام می‌دهد و ما هم احساس می‌کنیم یک ابزار مؤثر تربیتی در اختیار داریم. اما با تکرار این الگو، گوشی از یک وسیله معمولی به کالای بسیار باارزش تبدیل می‌شود.

در نتیجه ممکن است ارزش خود فعالیت‌های دیگر پایین‌تر به نظر برسد؛ چون جذاب‌ترین جایزه همیشه در پایان آنها قرار گرفته است. به همین دلیل بهتر است همه چیز را به جنگ «محرومیت از گوشی» تبدیل نکنیم. قرار نیست گوشی آن‌قدر جذاب تعریف شود که تمام زندگی کودک در مقایسه با آن کسل‌کننده به نظر برسد.

اشتباه چهارم؛ خودمان مدام گوشی دستمان است اما از کودک انتظار دیگری داریم

این شاید سخت‌ترین قسمت ماجرا باشد. والد می‌گوید: «این‌قدر گوشی دستت نباشه.»

کودک به اطراف نگاه می‌کند و می‌بیند پدر هنگام تماشای تلویزیون تلفن همراهش را چک می‌کند؛ مادر هنگام بازی با او پیام می‌دهد؛ سر میز غذا گوشی روی میز است؛ در مهمانی، بزرگ‌ترها سرشان در گوشی است. کودک شاید چیزی نگوید، اما الگو را می‌بیند.

آکادمی پزشکی اطفال آمریکا نیز «الگو بودن والدین» را بخش مهمی از مدیریت رسانه می‌داند و تأکید می‌کند برنامه رسانه‌ای خانواده باید والدین را هم شامل شود، نه اینکه فقط برای کودک قانون نوشته شود.

حتی یک مطالعه جدیدتر روی ۳۰۰۰ دانش‌آموز پایه چهارم نیز نشان داده بود استفاده از تلفن همراه  در تعامل والد و کودک با استفاده مسئله‌ساز کودک از گوشی ارتباط دارد و رابطه والد و کودک و سبک فرزندپروری در این ارتباط نقش واسطه‌ای دارند. پس شاید اولین سؤال قبل از اینکه بگوییم «چرا بچه‌ام این‌قدر گوشی دستش می‌گیرد؟» این باشد:«من چند بار در روز جلوی او گوشی‌ام را بی‌دلیل چک می‌کنم؟»

اشتباه پنجم؛ برای کودک گوشی می‌خریم، اما «قانون استفاده» را به او نمی‌گوییم

داشتن گوشی به‌خودی‌خود تعیین‌کننده میزان استفاده کودک از آن نیست. ممکن است یک کودک گوشی شخصی داشته باشد و مصرفش بسیار کنترل‌شده باشد و کودک دیگری فقط به گوشی والدین دسترسی داشته باشد اما ساعت‌ها درگیر صفحه‌نمایش شود.

مسئله، مجموعه‌ای از عادت‌هاست: چه محتوایی؟ چه زمانی؟ کجا؟ با چه کسی؟ برای چه هدفی؟

گزارش ۲۰۲۵ Common Sense درباره کودکان صفر تا هشت سال نشان می‌دهد نزدیک به یک‌چهارم کودکان تا هشت سالگی تلفن همراه شخصی دارند و ۴۰ درصد کودکان تا دو سالگی تبلت دارند. در همین گزارش، زمان کلی استفاده از صفحه‌نمایش برای این گروه سنی حدود ۲.۵ ساعت در روز گزارش شده و بازی دیجیتال نسبت به چهار سال قبل ۶۵ درصد افزایش یافته است.

اما یک عدد دیگر از همین گزارش شاید از همه مهم‌تر باشد: ۷۵ درصد والدین کودکانی که از رسانه استفاده می‌کنند، هیچ ابزار یا تنظیماتی برای محدود کردن زمان صفحه‌نمایش به کار نمی‌برند. یعنی مسئله فقط «بچه‌ها زیاد گوشی استفاده می‌کنند» نیست؛ گاهی خانواده اصلاً یک نظام مشخص برای استفاده از رسانه ندارد.

محروم کردن ناگهانی کودک از گوشی، در بسیاری از خانواده‌ها فقط به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل می‌شود.راهکار مؤثرتر این است که قانون را از «کودک» به «خانواده» منتقل کنیم. یعنی به جای اینکه بگوییم: «تو نباید گوشی دستت بگیری.» بگوییم: «در خانه ما، هنگام غذا گوشی نداریم.» این تفاوت کوچک بسیار مهم است چون کودک احساس نمی‌کند قانون فقط برای او ساخته شده است.

برای گوشی جایگزین بسازیم

اگر قرار است صفحه‌نمایش کمتر شود، باید چیزی در زندگی کودک بیشتر شود.بازی، دوچرخه، پارک، کتاب، نقاشی،آشپزی با پدر و مادر، کمک کردن در کار خانه و…

آکادمی پزشکی اطفال آمریکا هم در برنامه رسانه‌ای خانواده بر این نکته تأکید دارد که استفاده از رسانه نباید فعالیت‌های مهم رشد، از جمله خواب، فعالیت بدنی و ارتباط حضوری را کنار بزند. در واقع، هدف این نیست که کودک را از دنیای دیجیتال بیرون بکشیم؛ چنین چیزی نه ممکن است و نه لزوماً مطلوب. هدف این است که گوشی یکی از بخش‌های زندگی کودک باشد، نه مرکز زندگی او.

قبل از گرفتن گوشی از دست کودک، گوشی را از دست خودمان زمین بگذاریم. گاهی ما از کودک انتظار داریم بتواند در برابر چیزی مقاومت کند که خودمان هم در برابرش چندان مقاوم نیستیم. کودکی که می‌بیند بزرگ‌ترها در هر لحظه‌ای  از روز را با اسکرول کردن پر می‌کنند، طبیعی است که صفحه‌نمایش را یکی از جذاب‌ترین پاسخ‌ها به زندگی بداند. بنابراین اصلاح رابطه کودک با گوشی، از رفتار خانواده شروع می‌شود. از اینکه وقتی کودک حرف می‌زند، گوشی را کنار بگذاریم و به چشم‌هایش نگاه کنیم. از اینکه وقتی بی‌حوصله شد، بلافاصله گوشی را به او ندهیم.  از اینکه اجازه دهیم گاهی منتظر بماند، حوصله‌اش سر برود، شکست بخورد، ناراحت شود و آرام‌آرام یاد بگیرد احساساتش را بدون بازی با گوشی مدیریت کند.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!