نویسنده: violet_k8419
نگاهی بر سیر تاریخی سنت برقع در حوزه خلیج فارس

برقع درواقع عربی شده کلمه فارسی پرده است. پرده در فارسی به معنای حجاب، پوشش، پنهان کردن، سراپرده و پرده اتاق است.
در برخی از مناطق هرمزگان مانند بندرلنگه به برقع بتوله نیز گفته میشود و هنوز در روستاها زنان از برقعهای گوناگونی استفاده میکنند که به یقین میتوان گفت استفاده کنندگان فعلی از برقع در هرمزگان شاید آخرین نسل از زنانی هستند که از این هنر و سنت استفاده میکنند.
بتوله یک واژه عربی است و دارای معانی کاربردی متفاوتی می باشد. استفاده از بتوله درمیان زنان غرب هرمزگان اززمان حضور پرتغالی ها درسواحل جنوبی ایران زمینه افزایش یافته است.
آنچه استفاده ازبتوله را به عنوان روبند برای زنان ایرانی ساکن جنوب به عنوان یک ارزش معرفی کرد، نقش حجاب گونه آن است که در طول زمان جنبه پوششی آن تبدیل به یک هویت حقیقی شده است.
برخی کشور یونان باستان را منشا بتوله دانسته اند. به این دلیل که زنان یونان قدیم چهره خود را بوسیله روسری خود می پوشاندند. به اعتقاد نویسندگان سیر تاریخی از باستان تا به امروز ملکه های یونان ، از برقع استفاده می کردند. استفاده از برقع به اوایل قرن دوازدهم برمیگردد .
در میان عشایرمصری نوعی نقاب رایج بوده است که بی شباهت به برقع نیست و شامل پارچه ای است که دو بریدگی برای دیدن چشم ها دارد.

برقع یا به قول زنان بومی هرمزگان “بُرکه” نوعی پوشش چهره زنان به شمار میرود، که این روزها مورد استقبال و استفاده جوانترها قرار نگرفته است و بتدریج با از دست رفتن این تمایل برای استفاده به عنوان یک پوشش، رونق و بازار برقع نیز کم کم در حال از دست رفتن است.
این در حالیست که هنوز هم در بازارها و برخی از فروشگاههای لباس سنتی هرمزگان برقع یافت میشود اما استفاده از آن نسبت به سالیان گذشته کمتر شده است.
برقع اما پوششی است که در گذشته زنان جنوب برای حفظ حجاب و جلوگیری از آفتاب سوختگی از آن استفاده میکردند که بسته به منطقهای که در آن بودند رنگ این پوشش نیز میتوانست متفاوت باشد.
برقع روبندهای به شکل مستطیل یا نیم دایره از جنس پارچه یا چرم است که صورت را میپوشاند و از پشت سر به وسیله دو بند و گره به هم وصل میشود، قسمتی از آن نیز برای چشمها و تنفس باز است.
امروزه بیشترین طرفداران یا به قولی مصرف کنندگان این پوشش را زنان روستایی و یا شهرنشینانی تشکیل میدهند که میانسال و یا پیر هستند و همچنان از سنت قدیمی پیروی میکنند.
حتی امروزه بسیاری از این برقعها کارکرد اصلی خود را از دست داده و کارکردی زینتی به خود گرفته است و یا در بسیاری از فعالیتهای هنری مانند تئاتر از آنها استفاده میشود.
با اینکه دیگر این هنر و یا به زبان بهتر این روپوش را نمیتوان در فروشگاهها و بازارهای عمومی یافت اما هنوز زنانی در قسمتیهایی از هرمزگان به دوخت این برقعها مشغولند. هنر دوخت برقع در شرق هرمزگان رونق بیشتری دارد.

برقعها رنگهای متفاوتی دارند و بسته اینکه در کدام ناحیه از هرمزگان زندگی میکنید یا اینکه دختر جوان باشید یا زنی بیوه شکل و رنگ آنها تغییر میکند و این بدین معنیست که مخاطب فرد برقعدار در زمانهای گذشته به خوبی متوجه وضعیت تاهل و یا تجرد زنان می شدند .
برقعهای زرد یا نارنجی رنگ معمولا متعلق به دختران جوان است و نوعروسان و زنان متاهل جوان از رنگهای قرمز و نارنجی استفاده میکنند .
اما زنان مسنتر و آنها که بچههای بزرگتر دارند از برقعهایی استفاده میکنند که دور آنها مشکی است .
زنان مسن و بیوه از برقعهای مشکی استفاده میکنند. با اینکه به واسطه پیشرفت مد، جوانگرایی و تمایل به البسه جدید، استفاده از برقع کاهش یافته اما هنوز در برخی از روستاها به این فرهنگ اصیل پایبند هستند و میتوان موقعیت زنان را از روی این حجاب تشخیص داد.

از انواع برقع میتوان به برقع بلوچی، بندری (بندرعباسی)، سوروچی (سورو نام یکی از محلات قدیمی بندرعباس)، عربی یا جزیرهای، دوقینیچی، هرمزی و کویتی نام برد اما باید خاطر نشان کرد که بیشتر برقعهای رنگی متعلق به قسمتهای شرق هرمزگان مانند جاسک، بشاگرد، میناب و سیریک هستند که معمولا سوزندوزی شدهاند اما برقعهای مناطق دیگر غالبا مشکی یا نیلی رنگ هستند.
در توضیح هر کدام از این نوع برقع میتوان گفت؛ برقع بلوچی از کتان و ابریشم تهیه میشود شکلی مستطیلی دارد و معمولا قرمز رنگ است.
برقع بندری (بندرعباسی) بیشتر از پارچه شیله مشکی تهیه شده و مستطیل شکل است و پایین آن به شکل منحنی است. برقع عربی یا جزیرهای که بیشتر در قشم استفاده میشود کوتاه و مثل نواری مشکی روی ابروها را میپوشاند و روی بینی و لبها نواری پهنتر دارد.
برقع دوقینیچی مانند برقع عربی است اما قسمت زیر آن باریک است. برقع هرمزی قسمت پیشانی و روی لبها به صورت یک خط باریک به عرض یک سانتی متر است قسمت بالای ابروها در آن نازک و قسمت روی لبها کلفت و مثل سیبیل مردان منحنی است.
برقع کویتی معمولا مانند روبنده سرتاسر صورت را میپوشاند و تنها قسمت چشمش باز است این برقع سیاه رنگ است و از پارچههای نخی و پلیاستر تهیه میشود.
فوت مادر باردار عسلویه ای و نوزادش در بیمارستان رستمانی پارسیان هرمزگان

بانوی باردار ٢۵ ساله اهل شهر چاه مبارک شهرستان عسلویه بامداد ۵شنبه ۱۵ خرداد به همراه نوزاد خود در بیمارستان رستمانی پارسیان فوت کرد.
جاسم زارعی رئیس شبکه بهداشت و درمان شهرستان عسلویه در این زمینه گفت: این مادر باردار از ابتدای بارداری تمامی مراقبتهای بهداشتی را توسط بهورز خانه بهداشت و مامای مركز مربوطه دريافت نموده، هيچگونه مشكلی در مراقبتها مشاهده نشده و در طول بارداری توسط پزشك مركز بهداشت درمان شهرستان نيز ويزيت شده است.
وی افزود: در طی بارداری دو بار آزمايشهای لازم را انجام داده و در آخرين آزمايش(دو روز قبل از بستری در بيمارستان رستمانی)، تمامی نتايجش نرمال بوده است.
مادر باردار پس از مراجعه به بيمارستان پارسیان فوراً بستری شده و خدمات درمانی و تخصصی لازم دريافت كرده و تحت مراقبت ويژه بوده است اما متاسفانه ساعت ٢ بامداد ١٥ خرداد در بيمارستان رستمانی دار فانی را وداع گفت.
آمار فوتی مادران باردار در سال ٩٧ يك مورد خانم ۴٠ ساله، در سال ٩٨ صفر و در سال ٩٩ ، فروردين يك مورد ٢٩ ساله و خرداد يك مورد ٢۵ ساله در سطح شهرستان اتفاق افتاده است.
دکتر علی اکبری رئیس بیمارستان رستمانی شهرستان پارسیان در این باره گفت:
خانم ۲۵ ساله باردار اهل چاه مبارک (عسلویه بوشهر) با علائم تب و افزایش ضربان قلب و مشکوک به کرونا ، بصورت سرپایی وارد زایشگاه بیمارستان رستمانی پارسیان میشود .
به گزارش همراهان ، بیمار حدود 35 روز روزه دار بوده و همچنین روز بستری نیز روزه بوده است و از دو روز قبل از مراجعه به بیمارستان رستمانی پارسیان ، بعلت مشکلات کلیوی ( نداشتن برون ده ادراری) به صورت سرپایی به بیمارستان عسلویه مراجعه کرده و ازمایشات لازم از بیمار گرفته میشود علیرغم مختل بودن آزمایشات و بدحالی بیمار بعلت نبود متخصص زنان در بیمارستان عسلویه ، بیمار بدون هماهنگی و اطلاع و یا ارجاع ، مرخص شده و پس از ۲ روز به مطب اقاي دكتر خواجه متخصص داخلی در شهر پارسیان مراجعه و ايشان با شك به كرونا به بیمارستان رستمانی ارجاع مي دهند .
در هنگام مراجعه به بيمارستان، در ابتدا توسط متخصص زنان معاينه شده و بدليل تب و بيحالي و شک به کرونا ، در اتاق ايزوله بخش زنان بستري و توسط پرستار از جنين بيمار نوار قلب گرفته مي شود . بدليل نبود ضربان قلب ، از بيمار سونوگرافي بعمل امده كه متاسفانه جنين فاقد علائم حياتي بود .
با توجه به افت شديد پلاكت و فاكتور هاي انعقادي،انجام سزارين امكان پذير نبود به همین علت از استان درخواست پلاكت شد و پس از دريافت فوری و تزريق پلاكت و فاكتورهاي انعقادي ، جهت ختم حاملگي ، بيمار به اتاق عمل منتقل و با انجام سزارين جنين فوت شده از شكم خارج و پس از عمل بيمار ، جهت مراقبت هاي ويژه به اي سي يو منتقل شد .
برای درمان دقیق تر ، بلافاصله گروه واتس اپي جهت مشاوره با اساتيد استان تشكيل و شرايط لحظه به لحظه بيمار ، مطرح و درمان هاي لازم با نظر اساتيد استان براي بيمار انجام شد .
متاسفانه با توجه به شدت بيماري و از كار افتادن ارگان هاي حياتي ، درمانهاي انجام شده مفيد واقع نشد و مادر در ساعت حدود ١٥:٠٠ دچار ايست قلبي تنفسي شد ، اقدامات احيا انجام شد و بيمار برگشت كرد و درمانهاي مورد نياز با نظر اساتيد ادامه يافت ولي جواب بيمار به درمان محسوس نبود و متاسفانه پس از ارست دوم (ایست قلبی) در ساعت ١:١٥ دقيقه روز بعد (۱۴خرداد) ، عليرغم حدود چهل و پنج دقيقه احيا بيمار فوت شد .
با توجه به انجام تست کرونا و نمونه گیری از بیمار توسط بیمارستان رستمانی پارسیان و ارسال جهت بررسی ، نتیجه آزمایش بیمار از آزمایشگاه دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر ، کرونا مثبت اعلام شد .
فعالیت مهدکودک های زیرزمینی، بلاتکلیفی مهدهای مجاز

روزهای نخست اسفندماه بود که سازمان بهزیستی تعطیلی همپای مهدهای کودک با مدارس را اعلام کرد. بخشنامه ای ابلاغ نشد.
با شیوع بیماری کرونا مهد کودکها هم در سیاهه مشاغل زیاندیده جایی برای خودشان باز کردند. با گذشت بیش از دو ماه ماه از تعطیلی این مراکز که چرخ مخارج شان روی پرداختی شهریه ماهانه والدین میگردد هنوز حمایتی از مدیران و مربیان و خدمه آنها انجام نشده است. در بحبوحه بحران قول و قرارهای ناپایداری از سوی برخی مسئولان مجال بروز پیدا کرد که خیلی زود معلوم شد همان ها هم در آشفتهترین وضعیت کارکنان این مهدها قوز بالا قوز شده اند.
با شروع به کار ادارات و سازمان و مراکز دولتی و پایان زمان دورکاری بسیاری از والدین مستاصل از پاسکاری کودکان شان به خانه اقوام حالا برای نگهداری از آن ها دست به دامن مراکزی شده اند که مجوز درست و درمانی ندارند. مدیران مهد کودکها میگویند به سادگی با رعایت پروتکلهای بهداشتی میتوانند با پذیرش یک سوم از ظرفیت شان از این آسیب پیشگیری کنند و چراغ مهدهای شان را روشن نگاه دارند. اما روند تعطیلی به توجه به این دغدغه ها ادامه دارد و آینده شغلی تعداد زیادی از مربیان و خدمه مهد کودک ها در سراسر کشور نامعلوم و متزلزل شده است.
بیش از ۹ سال است که در محدوده شرق تهران مدیریت موفقترین مهد کودک ها را به عهده داشته است.گیتا بیات میگوید از زمانی که فعالیتش را زیر مجموعه بهزیستی استان تهران از سر گرفته است دردسر های دو چندان محل کارش را دچار بی ثباتی در برنامه ریزی کرده است: «مدیران و کارکنان مهدهای کودک یکی از سختترین مسئولیت ها را در جامعه به عهده دارند. همیشه گفته میشود که هر کودکی سرمایه و نورچشمی خانوادهاش است. والدین به ما اعتماد میکنند و برای ساعتهای معینی نگهداری از این کودکان را به ما میسپارند در کنار کار پر از اضطراب و نگرانی نگهداری از این کودکان مسائل بیشمار دیگری نیز وجود دارد که ما باید به آنها هم بپردازیم. از بحث آموزش بچهها گرفته تا رعایت بهداشت جسمی و تغذیه ای و مدیریت کردن رابطه بین کودکان و مربی همه و همه از دغدغه های ما درباره آن هاست.»
بیات میگوید با وجود دشواریهای بیشمار این شغل این مراکز آنچنان که باید به نظر مسئولان نمیآیند و همواره از آن ها مطالبههای غیر منطقی وجود دارد: بیش از ۹۰ درصد از ملک مهد کودک ها استیجاری هستند. شهریه نگهداری از کودکان به طور ماهانه و تقسیط شده از والدین دریافت و هزینههای جاری این مراکز با همین شهریه های دریافتی پرداخت می شود. حالا با توجه به تعطیلی این مراکز از شهریه خبری نیست. اما هزینههای پرداخت اجاره بهای سنگین این مراکز که عموما متراژ بالا دارند و مهم تر از آن پرداخت حقوق کارکنان تبدیل به دغدغه های اصلی مدیران مهد کودک ها شده است.
مدیر مهد کودک دنیای ستارهها با اشاره به این که بیشتر کارکنان مهد کودک ها از زنان سرپرست خانوار هستند ادامه میدهد: متولی رسیدگی به امور این مراکز سازمان بهزیستی است. متاسفانه ما از سوی مدیران این سازمان حمایت نمیشویم. این در حالی است که بسیاری از همکاران من به نوعی کارآفرین نیز به حساب میآیند. چرا که به طور خودگردان و بدون هیچ تسهیلاتی این مراکز را اداره میکنند و برای هزاران نفر نیز ایجاد شغل در محیطی امن داشتهاند. بسیاری از کارکنان مهد کودک ها از قشر آسیب پذیر زنان سرپرست خانوار هستند. با توجه به تعطیلی مهدها این افراد دچار مشکلات معیشتی زیادی شده اند. پرداخت وام یک میلیون تومانی یا رساندن یک بسته از اقلام غذایی حکم مسکن موقت را برای این افراد دارد. بسیاری از آن ها در موقعیت تلخ از دست دادن شغل شان قرار دارند و به سادگی نمی توانند در این شرایط در محلی دیگر مشغول به کار شوند.

نظارتی بر عملکرد مهدهای غیر مجاز نیست
منطقه ۱۴ رکورد دار انواع و اقسام مهدهای کودک و مراکز نگهداری و آموزش کودکان شده است. تنها در محدوده میدان شکوفه سه مهد که زیرمجموعه سازمان بهزیستی هستند، فعالیت میکنند و در کنار آن ها سراهای محله، دارالقرآن ها، خانه های اسباب بازی و خانه های خلاقیت ساز خود را میزنند و برخی از آن ها بدون مجوز فعالیت خود را از سر گرفتهاند. شیما بستان منش از سال ۸۴ مهد کودکی که متولی آن سازمان بهزیستی استان تهران بوده را اداره کرده و میگوید در تمام این سال ها هیچ مشکلی تا این اندازه رنگ و بوی بحران به مهد کودک ها نداده است: روزی نیست که والدین شاغل با ما تماس نداشته باشند. خیلی از آن ها میگویند ما تنها به شما اعتماد داریم و میدانیم که جای بچههای مان در کنار مربیهای شان امن است و از ما میخواهند حتی شده به شکل غیر قانونی شروع به کار کنیم، اما این اقدامی است که برای ما تبعات سنگینی دارد و وقتی از آن سرباز میزنیم شروع به ردیف کردن نام مهد کودکهای غیرمجازی میکنند که بیتوجه به قوانین موجود پذیرش کودکان را کلید زده اند و دوباره شروع به کار کردهاند.
بستان منش میگوید حضور کودکان در مهدهایی که مجوز ندارند و نظارتی بر عملکرد آن ها نمیشود میتواند آسیبهای جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد: «شما میدانید الان بسیاری از مادران شاغل هستند. زمان دورکاری آنها به پایان رسیده است و هر روز باید در محل کارشان حاضر شوند. مدتی کودکان شان را به اقوام سپردهاند و ادامه این روند برای شان مقدور نیست. وقتی مراکز تایید شده و امن نگهداری از این کودکان تعطیل است آن ها ناگزیر دست به این ریسک می زنند و نگهداری از بچه های شان را افرادی می سپارند که به حتم دانش و تجربه مربیان زیر نظر بهزیستی را ندارند و این می تواند سرآغاز آسیب های متعددی برای این کودکان و والدین شان شود.
مدیر مهدکودک شکوفه از گلایههای مشترک همکارانش از متولیان اصلی و بالا دست این مهد کودک ها میگوید و اشاره میکند تا به حال هیچ نوع تسهیلاتی شامل حال کارکنان این مشاغل زیان دیده نشده است: سازمان بهزیستی متولی ۱۴ هزار مهد کودک در سرتاسر کشور است. در شبکههای اجتماعی با بسیاری از همکاران دیگر گروهی را با عنوان کانون توسعه مهد کودک ها تشکیل دادیم. اعضای هیئت مدیره این گروه با توافق و همراهی اعضای آن اقدام به بیان مشکلات در قالب یک نامه کردند و از مدیران سازمان بهزیستی خواستند این گفته ها را به گوش جناب آقای زالی ریاست ستاد مقابله با کرونا برسانند. اما وقتی بعد از بیتوجهی به این دغدغهها به این ستاد مراجعه شد متوجه شدند مسئولان سازمان بهزیستی اصلا این نامه را در اختیار اعضای ستاد مقابله با کرونا قرار ندادهاند. این از نظر همکاران من سهل انگاری و بیتفاوتی نسبت به مشکلات مان به حساب میآید و همین به نگرانیهای شغلی ما دامن میزند.
درگیر کاغذ بازی های بی حاصل شدهایم
وضعیت گردش مالی و پرداخت هزینه ها و حقوق ها در مهدکودک ها به گونهای نیست که بتوانند ماه ها همپای مدارس تعطیل بمانند و همچنان برقرار باشند. چرا که این مراکز شهریه را به طور ماهانه دریافت میکنند و حالا با تعطیلی طولانی مدت پیش آمد برنامه ریزی های آن ها به هم ریخته و در آستانه تعدیل نیرو و تعطیلی دائم قرار گرفتهاند. فاطمه عاقلی مدیر یکی از مهد کودک های خیابان سهروردی این را میگوید و به بیان مشکلات همکارانش میپردازد: من مدیریت یک مدرسه غیرانتفاعی را به عهده دارم و در کنار آن یکی از مهد کودک ها زیر مجموعه سازمان بهزیستی را هم اداره میکنم. نحوه برخورد وزارت آموزش و پرورش با مدیران و کارکنان مدارس اصلا قابل مقایسه با متولیان سازمان بهزیستی نیست.
آموزش و پرورش در بحران بیماری کرونا حمایت همه جانبهای از کارکنان و مدیران و معلمان کرد. اولیای دانش آموزان توجیه شدند. هیچ شهریهای واپس داده نشد و در روزهای قرنطینه اقدام به آموزش از راه دور کردند. اما در مقابل، متولیان سازمان بهزیستی اولیای کودکان را در برابر کادر مهد کودک ها قرار دادند. بعد از هر مصاحبه ای که از این بزرگواران پخش می شد ما با خیل تماس هایی رو به رو می شدیم که حرف مشترک در تمام آن ها این بود که باید شهریه ثابت ماهانه را نیز به والدین برگردانیم.»
فاطمه عاقلی میگوید این در حالی است که بسیاری از مهد کودکها نیز از طریق شبکه های اجتماعی شرایطی برای آموزش از راه دور ایجاد کرده اند؛ اما این زحمات مربیان هرگز دیده نشد: حدود 3 ماه است که با وجود مشکلات مختلفی سعی داریم کارکنان مهد را به آینده امیدوار کنیم. اما با توجه به شرایط موجود به نظر میرسد که هیچ مسئولی به فکر از دست رفتن شغل این عزیزان و پیامدهای آن در آینده نزدیک نیست . در وعدههای مسئولان عنوان شد که اگر مدیران برای کارکنان شان شرایط ترک کار را لحاظ کنند به آنها بیمه بیکاری تعلق میگیرد. خب این خبر در ابتدا برای ما بارقه امید شد. شروع به ثبت نام کارکنان در سامانه کردیم اما بعد از مدتی همین نیرو ها که این روزها در شرایط نامساعد مالی هستند به ما مراجعه کردند و گفتند که در این مدت تنها درگیر کاغذ بازیهای اداری شدهاند و کمترین مبلغی به حساب شان واریز نشده است.
عاقلی نامشخص بودن زمان بازگشایی مهد کودک ها را مهمترین سردرگمی همکارانش در این روزها بیان می کند: قرارداد ما با نیروهایی که داریم تا پایان خرداد ماه بوده است. الان نمیدانیم که آیا دوباره باید با کارکنان مهد کودکها قرار داد ببندیم یا خیر. از طرفی موعد تنظیم مجدد قرارداد برای واحد های استیجاری هم فرا رسیده و بسیاری از همکاران من برای پرداخت اجاره بها تردید دارند چرا که نمی دانند تا چه زمانی تعطیلی ها ادامه دار خواهد بود.
بازگشایی با پذیرش یک سوم از ظرفیت
مهد کودک «آداب» در شهر رشت به دلیل همراهیهای کارکنان آن با والدین کودکان، خوشنام شده و بر سر زبان ها افتاده است. «زهرا مدبری» مدیر این مهد کودک میگوید در منطقهای فعالیت دارند که خانواده های آن از سطح درآمد پایینی برخوردار هستند و به همین دلیل تا جایی که امکان دارد همواره با تخفیف های ویژه کمک حال مادران شاغلی بودهاند که برای کار در بیرون از منزل کودکان شان را چند ساعت در روز به آن ها میسپارند: «گیلان از جمله استانهایی بود که بیماری کرونا در آن زودتر از دیگر مناطق کشور شیوع پیدا کرد. ما در ماههای پیش از شیوع این بیماری روش های پیشگیری از بیماری آنفولانزا را در مهد اجرایی کردیم.
برای بچهها ماسک تهیه شد و در همه کلاس ها فوم و ژل شستشوی دست نصب کردیم. پیش از زمان خوردن میان وعده و ناهار هم از بچه ها خواسته میشد دستهای شان را با آب و صابون شستشو بدهند. بعد از شیوع کرونا در تماسی که با والدین داشتیم آن ها از آموزش این روش ها رضایت داشتند و میگفتند دیگر نیازی نیست برای شستشوی دست ها یا استفاده از ماسک به بچه ها اصرار کنند. بعد از تعطیلی مهد کودک ها به مرور مشکلات ما روی هم تلنبار شد و حالا بسیاری از آنها در خطر تعطیلی قرار گرفته اند. ما در یکی از کم برخوردارترین محله های رشت فعال هستیم و درباره شهریه ماهانه تخفیف های ویژه ای برای والدین در نظر گرفتیم اما حالا با وجود بکار بستن تمام این موارد آینده نامعلومی داریم.
مدبری با بیان این که به زودی رسته های شغلی مختلف شروع به کار میکنند، ادامه میدهد: مربیان دلسوز مهد کودک ها به بچه هایی که از آن ها نگهداری میکنند، انس گرفتهاند. مادران بسیاری از کودکان شاغل هستند و خبر داریم که این بچه ها حالا هر روز در خانه یکی از اقوام نزدیک نگهداری میشوند و این اصلا به نفع آن ها و خانوادههای شان نیست. مدت ها زمان برده تا یک مربی با یک کودک ارتباط رفته است و ناپایداری در روش تربیتی میتواند به کودکان آسیب بزند و کار مربیان را در آینده دشوارتر کند. ما یقین داریم با بازگشایی پیش دبستانی و مهد کودک ها همه خانواده ها تمایل به فرستادن کودکان شان به این مراکز نخواهند داشت؛ اما ما اعلام میکنیم با رعایت کامل پروتکل های بهداشتی میتوانیم پذیرای یک سوم از کودکانی باشیم که والدین شاغل دارند. با این روش هم از تعطیلی این مراکز پیشگیری میشود هم والدین شاغل این کودکان احساس آرامش بیشتری خواهند داشت.
فعالیت زیر زمینی مهدکودکها در روزهای کرونایی!
بابایی، مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور:
وقتی میگوییم مهدهای کودک زیرزمینی، منظور مهدهای کودک در زیرزمین نیست، بلکه مقصود مراکزی هستند که از نظر فضای فیزیکی و کادر استاندارد برای نگهداری از کودکان آماده نشدهاند و مجوز این کار را ندارند، اما در طول سال و به ویژه در روزهای کرونایی به گونهای با جسارت بیشتری به کار خود مشغولند.
فاطمهی ۵ساله به سه کودک زندگی دوباره داد

اهدای اعضای بدن «فاطمه احمدی» کودک ۵ساله که در بندرعباس براثر سانحه تصادف و مرگ مغزی جان خود را از دست داده بود، زندگی دوبارهای به سه کودک نیازمند به عضو داد. دو کلیه و کبد این کودک برای پیوند به شیراز ارسال شد تا در بدن 3 کودک هم سن و سال فاطمه جانی دوباره بگیرند و به آنان حیات ببخشند.
دکتر حسینپور رئیس واحد اهدای عضو علوم پزشکی هرمزگان گفت: با رضایت خانواده این کودک تحت عمل جراحی اهدای عضو در بیمارستان شهیدمحمدی قرار گرفت و دو کلیه و کبد او برای پیوند به شیراز فرستاده شد تا به ۳ بیمار نیازمند اهدا شود.
موسی احمدی پدر فاطمه در این باره گفت: تصمیم بنده برای اهدای اعضای بدن فرزندم چیزی شبیه معجزه بود و اصلا از قبل هیچ تصوری برای انجام این کار نداشتم. با وجود از دست دادن فرزندم و غم و اندوه بسیار زیادی که داشتم؛ اما با تصمیمی که با همسرم برای اهدای عضو گرفتیم احساس آرامش به خودم و خانوادهام دست داد و با این کار نجاتبخش جان ۳ فاطمه دیگر شدیم.
عکس دختر بندری در سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا

سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا پیش از این عکسهای زیبایی از بازی فوتبال در منطقه کرمانشاه و گیلان منتشر کرده بود، این بار تصویری از دختر بندری با توپ پلاستیکی در سواحل هرمزگان را منتشر کرده و نوشته است:
«فوتبال برای همه.»
کیک دسر موکا

کیک دسر موکا یک کیک فوق العاده و همچنین دسر ایده آل هم مناسب برای پذیرایی و شکیل برای مهمانی های خاص شما می باشد.
مواد لازم :
پنیر ماسکارپونه ۲۰۰ گرم
قهوه فوری ۱ قاشق چایخوری
نسکافه ۱ قاشق چایخوری
پودر قند ۳ لیوان
شکلات چیپسی ۱ لیوان
خامه ۴۰۰ گرم
پودر کاکائو ۴ قاشق غذاخوری
بیسکوییت یا کیک به مقدار لازم
طرز تهیه:
قهوه فوری و نسکافه را با ۱ لیوان آب جوش مخلوط کنید ، مقداری یخ اضافه کنید و کناری قرار دهید ( در زمان استفاده یخ را خارج کنید ) ، برای تهیه کرم موکا پنیر ماسکارپونه یا خامه ای را با همزن بزنید تا یکدست شود سپس قهوه سرد و پودر قند را اضافه و مخلوط کنید.
در ادامه خامه فرم گرفته را به کرم قهوه اضافه و به آرامی مخلوط کنید ، پس از مخلوط کردن نصف مواد را داخل کاسه دیگری بریزید و به آن پودر کاکائو اضافه کنید ( میتوانید به جای خامه از همان مقدار پنیر ماسکارپونه یا خامه ای استفاده کنید ).

ته قالب مقداری بیسکوییت یا کیک قرار دهید و روی ان مقداری کرم موکا بریزید ، روی کرم مقداری چیپس شکلاتی بپاشید و روی آن مقداری کرم شکلاتی بریزید ، لایه بعدی نیز مجدد بیسکوییت ، کرم موکا و کرم شکلاتی بریزید.
پس از اضافه کردن آخرین لایه ( کرم شکلاتی ) باقی مانده شکلات چیپسی را روی کیک بریزید سپس روی قالب کیک را با سلفون بپوشانید و ۱۲ – ۲۴ ساعت داخل یخچال استراحت دهید تا طعم ها جذب هم شود ، پس از این مدت زمان کیک دسر را برش بزنید و سرو کنید.
نکته ها :
برای تهیه این کیک دسر فوق العاده خوشمزه میتوانید از بیسکوییت یا کیک استفاده کنید ، همچنین میتوانید میان لایه های کیک از مغز گردوی خرد شده نیز استفاده کنید.
مادر کودک آزار در فضای مجازی دستگیر شد

معاون اجتماعی پلیس فتاناجا از دستگیری مادر کودک آزار که کلیپ های کتک زدن فرزندش را در اینستاگرام منتشر می کرد، خبر داد. سرهنگ رامین پاشایی اظهار کرد: در پی رصد و احصای مورد مجرمانه بارگذاری و انتشار تصاویر مبنی بر کودک آزاری از سوی یکی از کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام و با عنایت به دریافت تماسهای مکرر از سوی هموطنان مبنی بر درخواست اقدام عاجل از سوی پلیس فتا در خصوص شناسایی و برخورد با عامل انتشار این تصاویر غیر انسانی برابر بررسیهای فنی اولیه و مشخص شدن محل وقوع جرم در استان خراسان رضوی مراتب در دستور کار پلیس فتا استان خراسان رضوی قرار گرفت.
وی افزود: همکاران بنده در واکنش سریع به این اقدام مجرمانه که منجر به تشویش اذهان عمومی شده بود متهم خانم به هویت معلوم شناسایی و برابر هماهنگی با مرجع محترم قضائی دقایقی پیش او دستگیر و به جهت رسیدگی به اتهام منتسب و مشخص شدن علت ارتکاب به این اعمال غیر انسانی و مجرمانه مراتب در حال پیگیری میباشد که به محض مشخص شدن زوایای دقیق علت ارتکاب مراتب در تعاقب اطلاع رسانی خواهد شد.
این فرد در صفحه اینستاگرامی که داشت، فرزندش را کتک میزد و فیلمش را به اشتراک میگذاشت و از مردم تقاضای پول برای عدم انجام این رفتار غیرانسانی میکرد.
صاعقه باعث مرگ دخترنوجوان حاجی آبادی شد

بارندگی در حاجی آباد بدون تلفات نبود، به گفته منابع محلی صاعقه در حوالی روستای حسن آباد از توابع کوهشاه احمدی باعث مرگ دختر نوجوان ده ساله شد.
دختر نوجوان که برای دیدن پدربزرگش از روستا خارج شده بود بعد ظهر دیروز دچار صاعقه و برق گرفتگی شد و جان سپرد.
به سوالات کودکان درباره مرگ چگونه پاسخ دهیم

میتوانید از مرگ برگهای درختان در زمستان بگویید تا مفهوم مرگ برایش قابل درکترشود و این یک امر طبیعی است نه یک مساله ترسناک.
به سؤالات کودکان درباره مرگ اینگونه پاسخ دهید:
باید درباره مرگ صریح و شفاف صحبت کنید
هرگز از تعابیر استعاری مانند: پدربزرگ فقط به خواب رفته است استفاده نکنید. این حرف که بهطور شایع از سوی والدین به کار میرود، موجب میشود که کودک از خوابیدن بترسد و یا دچار کابوسهای شبانه شود. همچنین نباید بگویید که: پدربزرگ به جایی رفته است چون اگر پدربزرگ برنگردد، کودک اعتمادش را به شما از دست خواهد داد. ساده صحبت کنید و از گیج کردن او بپرهیزید.
هنگام پاسخ دادن، سن و میزان درک او را درنظر داشته باشید
برای مثال، به یک کودک دو تا چهار ساله کافی است بگویید: وقتی انسان یا حیوانی نتواند نفس بکشد و بدنش حرکت نکند، مرده است. اما به کودک چهار تا شش ساله لازم است علاوه بر آن، توضیح بدهید که قلب کسی که مرده، نمیزند و چیزهایی که میمیرند دیگر هرگز برنمیگردند.
میتوانید از مثالهایی که کودک تجربه کرده است، برای توضیح مرگ استفاده کنید
یک حیوان خانگی مرده، یک گل پژمرده و خشکیده یا حتی حشره ای بی جان را به او نشان دهید و بگویید که هر موجود جانداری که پا به این دنیا می گذارد حتماً یک روز هم از این دنیا می رود و اگر قرار بود همه موجودات زنده بمانند که دنیا از فرط شلوغی دیگر مکان مناسبی برای زندگی کردن نبود یا درباره ماهی که از تنگ آب بیرون افتاده بود و یا مرگ حیوان خانگی همسایهتان صحبت کنید.
اگر فرزندتان بالای شش سال دارد لازم است برای او توضیح بدهید که «هیچکس به طور دقیق نمیداند که چه زمانی میمیرد اما مرگ برای همه اتفاق میافتد و امری طبیعی است. هر چند مرگ کسانی که دوستشان داریم، ما را بسیار غمگین میکند اما باید این را بپذیریم که افراد پیر مانند مادربزرگ و پدر بزرگ روزی خواهند مرد. آنها موقع مرگ اغلب درد نمیکشند بلکه به تدریج هوشیاری خود را از دست میدهند و به آرامی میمیرند.
چون کسانی که مردهاند دیگر برنمیگردند.» ممکن است کودک از تصور اینکه شما نیز ممکن است روزی بمیرید نگران شود و در اینباره سوالاتی بپرسد. متاسفانه اغلب والدین فکر میکنند که اگر درباره موضوعی که کودک را نگران کرده صحبت نکنند و سوالات کودک را نشنیده بگیرند، به کاهش اضطراب او کمک کردهاند. باید تاکید کنم که این فکر اشتباه است زیرا این کار به جای از بین بردن ترس، به ترس و اضطراب او دامن میزند.
بهتر است به جای این کار به او بگویید که: «خیلی بعید است که من تا زمانی که کاملا پیر نشدهام، بمیرم پس لازم نیست که درباره این موضوع نگران باشی زیرا تا آن زمان تو دیگر کاملا بزرگ شدهای». یادمان باشد که همیشه باید با او صادق باشیم، لازم نیست که همه واقعیت را بگوییم اما لازم است که حتما واقعیت را بگوییم.
در مورد کاربرد واژههاى خداوند و بهشت با احتیاط کامل رفتار کنید
دقت کنید این مفاهیم را براى یک کودک ۵ ساله یا حتى کوچکتر بکار مىبرید و هدف شما این است که او را آرام کنید. پس مراقب باشید او را بیشتر گیج و مضطرب نکنید. براى مثال اگر بگویید مادربزرگ الان خیلى خوشحال است، چون توى بهشت است.
کودک فکر مىکند چطور مادربزرگ واقعا خوشحال است اگر همه کسانى که دور و بر من هستند، این همه ناراحتند؟! یا مثلا بگویید که عمو آنقدر خوب بود که خداوند او را پیش خودش برد. کودک فکر مىکند اگر خدا عمو را پیش خودش برده چون خوب بوده، پس ممکن است مامان ، من یا هرکس خوب دیگرى را نیز پیش خودش ببرد!! یا اگر من هم خیلى خوب باشم، مىتوانم برم پیش خداوند و بابابزرگ را ببینم یا اینکه سعى کنم که بچه بدى باشم تا بتوانم بیشتر پیش بابا و مامان بمانم! بنابراین عبارتى بکار ببرید که او را نگرانتر نسازد. مثلا بگویید: ما خیلى ناراحتیم که بابابزرگ دیگر پیش ما نیست و ما خیلى دلتنگ او مىشویم، ولى این خوب است که بدانى او الان پیش خداوند است.
زنان امروز کمی جسورتر از دیروز
معرفی کتاب هفته

زنان امروز کمی جسورتر از دیروز
نویسنده : دکتر اوته ارهارت
ترجمه :علی اصغر شجاعی
در این کتاب شیوه های دست یابی به عزت نفس ، استقلال فردی و شجاعت به زنان آموزش داده میشود و این که چطور قدرت جسور بودن را وارد زندگی خود کنند .
هر زنی باید با اراده ، قدرت و نیروی خود از خواسته هایش حمایت کند . در غیر این صورت شکست اجتناب ناپذیر و سرزنش کردن خود پیامدهای این شکست خواهد بود .
اغلب زنان فقط به خواسته ها و نیازهای دیگران توجه میکند و از خواستههای خود دور افتاده و اهدافشان را گم میکنند و ثمره این حالت هم تردید نسبت به خود است.
این گونه زنان با تواناییهای خود نیز به همین شکل غیر مسئولانه رفتار میکند و تمام نیروی خود را برای دیگران به کار میگیرند و زمانی که نیاز به تواناییهای خود دارند دیگر چیزی برایشان باقی نمانده است.
زنان باید همواره از خود بپرسند که:
آیا کاری که انجام می دهم به اراده خودم است یا به ساز دیگران می رقصم؟
چه چیزی باعث میشود که حق تقدم را به دیگران بدهم؟
به تواناییهای خود ایمان داشته باشید.
کسی که امیدوار است با تلاش دیگران پیشرفت کند مثل این است که روی یک اسب چوبی نشسته باشد و بخواهد که دیگران او را بکشند .
چنین خدمتگزارانی فقط در قصه ها یافت می شوند.
اعتقاد نداشتن به نیروها و تواناییهای خود در زنان باعث میشود که همیشه با این ترس زندگی کنند که مبادا دست به هر کاری که بزنند آن را خراب کنند.
این ترس های کاذب قوی ترین موانع تغییرات در زندگی هستند. برای اینکه شجاعت و جسارت داشته باشید باید این ترس ها را از سر راه بردارید زیرا مانع از این میشود که فعال باشید .
و در پایان این را به خاطر بسپارید :
در حقیقت شکست وجود ندارد . شکست یک ارزیابی است، نه یک واقعیت. زاویه دید خود را عوض کنید. انسان با هر اشتباه بدشانسی و یا ناکامی این امکان را می یابد که از خود بپرسد من از این موضوع چه چیزی یاد گرفتم؟
دفعه بعد چطور می توانم این کار را بهتر و با روش دیگری انجام بدهم؟
اگر می خواهید بدانید که چگونه می توانید ایده جسور بودن را وارد زندگی خود کرده و اینکه چگونه مشکلات خود را حل کنید و از زندگی لذت ببرید از خوندن این کتاب ارزشمند غافل نشوید.