رکورد پرش طول بانوان ایران پس از ۴۵ سال شکسته شد

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹

ریحانه مبینی بعد از ۴۵ سال رکورد پرش طول بانوان ایران را شکست.

ریحانه مبینی در جریان مسابقات جایزه بزرگ دوومیدانی که در مجموعه ورزشی آفتاب انقلاب در حال برگزاری بود، با ثبت رکورد ۶ متر و ۱۷ سانتی متر رکورد پرش طول ایران را بعد از ۴۵ سال شکست.

رکورد این ماده پیش از این با پرشی به طول ۶،۱۴ متر متعلق به توران شادپور بود که مبینی آن را سه سانتی‌متر بهبود ببخشد.

این رکورد شکنی پس از انجام تست دوپینگ ثبت خواهد شد.

دستگیری عامل انتشار فیلم وادار کردن کودک به مصرف مواد مخدر

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹، توسط مهر

رئیس مرکز مبارزه با جرایم ملی و سازمان یافته پلیس فتا ناجا اعلام کرد: عامل انتشار فیلم وادار کردن کودک ۳ ساله به مصرف مواد مخدر در فضای مجازی دستگیر شد.

 سرهنگ مصطفی نوروزی با اعلام این خبر، اظهار داشت: در پی انتشار کلیپی مبنی بر وادار کردن استعمال مواد مخدر توسط پسر بچه ۳ ساله در فضای مجازی که باعث جریحه دار شدن احساسات عمومی و واکنش کاربران به انتشار کلیپ مذکور شده بود، کارشناسان پلیس فتا تحقیقات تخصصی خود را برای شناسایی و دستگیری متهم آغاز کردند.

وی افزود: در بررسی‌های فنی و کارشناسی صورت گرفته از سوی پلیس فتا، متهم در یکی از استان‌های کشور شناسایی و پس از هماهنگی با مقام قضائی، فرد مذکور که پدر کودک می‌باشد در یک عملیات پلیسی دستگیر شد.

این مقام انتظامی ادامه داد: متهم پس از مواجه با ادله جرم ضمن اعتراف به بزه ارتکابی برای سیر مراحل قانونی به مرجع قضائی تحویل داده شد.

سرهنگ نوروزی خاطرنشان کرد: متهم؛ انگیزه اصلی خود را از این اقدام غیر انسانی، شوخی و سرگرمی در جمع خانوادگی اعلام و اقرار کرد که هرگز تصور نمی‌کردم این کلیپ که توسط یکی از اعضای خانواده تهیه و در فضای مجازی منتشرشده، واکنش منفی کاربران را به همراه داشته باشد.

رئیس مرکز مبارزه با جرایم ملی و سازمان یافته پلیس فتا ناجا در خاتمه به تمامی کاربران فضای مجازی توصیه کرد: از ارتکاب به اقدامات مشابه به دلایل مختلف از جمله جمع آوری فالور و بازدید کننده خودداری کرده و در صورت مشاهده موارد مشکوک، آن را از طریق سایت رسمی پلیس فتا به نشانی www.cybre police.ir قسمت گزارشات مردمی منعکس کنند.

درخشش دانش آموز جناحی در مسابقه استانی ایده های نو

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹

مریم رحیمی دانش آموز آموزشگاه متوسطه دوره اول خیبر هنگویه جناح بستک توانست برگزیده مسابقه استانی ایده های نو در زمینه فاصله گذاری اجتماعی شود و به مقام دوم دست یابد.

این دوره از مسابقات که به میزبانی ناحیه دو بندرعباس برگزار شده بود با استقبال شرکت کنندگان همراه بوده و این پژوهش ها مطمئنا سهم مهمی در ارتقاء کیفیت و آگاهی اجتماعی دانش آموزان خواهد داشت.

بررسی آخرین وضعیت پروتکل های بهداشتی در مدارس بندرعباس

در بازدید سرزده معاون توسعه مدیریت و منابع استاندار انجام شد ؛

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹

معاون توسعه مدیریت و منابع استانداری هرمزگان  به همراه جمعی از مدیران به صورت سرزده  از  تعدادی از مدارس بازدید و آخرین وضعیت پروتکل های بهداشتی در مدارس را مورد ارزیابی قرار دادند.

معاون توسعه مدیریت و منابع استانداری هرمزگان  با تبریک به مناسبت بازگشایی مدارس ضمن تاکید بر رعایت دقیق پروتکل های بهداشتی گفت:  وضعیت بازگشایی مدارس در وضعیت کنونی کرونایی برای دانش اموزان و معلمان شاید در ابتدای کار با سختی ها و چالش های اساسی همراه باشد ولی به دلیل اینکه این بیماری دامنه دار است و شاید چندین ماه و سال طول بکشد باید خودمان را با این شرایط هماهنگ کنیم.

وی افزود: اجرای پروتکل های بهداشتی از سوی مسئولان مدرسه و خود دانش آموزان می تواند نقش مهمی در پیشگیری از این بیماری در سطح مدارس باشد.

نازنین شیبانی تذرجی در نشست با تعدادی از معلمین  خاطر نشان کرد : برنامه‌های درسی باید به‌گونه‌ای باشد تا علاوه بر تدریس کتاب‌ها، زمانی برای ارتباط بیشتر معلمان با دانش آموزان و گفتگو با آن‌ها وجود داشته باشد.

وی تصریح کرد : رعایت فاصله اجتماعی در کلاس های درس به همراه پوشیدن ماسک و ضد عفونی کردن کلاس های درس در دو شیفت صبح و عصر مدارس یکی از مهمترین وظایف مسئولان مدارس است.

در این دیدار معلمان و برخی والدین در مورد مسائل مختلف با معاون استاندارصحبت کردند و پیشنهادهایی را نیز ارائه شد.

دختربچه ۱۱ ساله اهوازی در سنت «فصلیه» معامله شد

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹، توسط ایرنا

هنوز یک ماه از اعتراض فعالان حقوق زنان نسبت به ثبت ملی آیین «فصل و خون‌بس» نگذشته که خبرهایی از معامله شدن یک دختر ۱۱ ساله در اهواز به عنوان «فصلیه» منتشر شده است.

فعالان اجتماعی و فعالان حقوق زنان در اهواز، با انتشار مطالبی در شبکه‌های اجتماعی از توافقات قبیله‌ای برای دادن یک دختر ۱۱ ساله به عنوان فصلیه و خون‌بس در شهر اهواز خبر داده و نسبت به آن اعتراض کردند. این در حالیست که پرونده ثبت آیین «فصل و خون‌بس» در میراث معنوی کشور، که با مخالفت‌های گسترده روبرو شده بود، هنوز به طور کامل بسته نشده است. از سوی دیگر این اتفاق ادعای موافقان ثبت آیین فصل و خون‌بس مبنی بر منسوخ شدن آن در جامعه را رد می‌کند.

فصل و خون‌بس در واقع نوعی‌ دیه عشایری‌ برای رفع نزاع‌های فردی و جنگ‌های طایفه‌ای است که بر اساس آن در صورت وقوع قتل، هتک ناموس، ضرب و جرح و هر گونه انحراف و کج روی‌های اهالی با پادرمیدانی ریش سفیدان و بزرگان طایفه به حل آن مبادرت می‌ورزند. برای پایان دادن به دعوای خونین میان دو قوم، زنی از طایفه‌ قاتل به طایفه مقتول داده می‌شود که عرب‌ها به آن زن «فصلیه» می‌گویند و در سایر اقوام نیز «خون‌بس» نامیده می‌شود. حالا خبر رسیده که این سنت تقبیح شده، دوباره سربرآورده و یک دختر ۱۱ ساله، در یکی از مناطق حاشیه شهر اهواز، قربانی جدید آن است.

یکی از بستگان این دختر ۱۱ ساله روایت فصلیه شدن او را اینگونه توضیح داد: «ماجرا از ازدواج برادر این دختر با زنی از طایفه دیگر آغاز شد، سه روز بعد از ازدواج، پسرعموهای عروس تحت عنوان «نهوه» نسبت به این وصلت اعتراض می‌کنند و منزل خانواده داماد را به رگبار می‌بندند. بعد از آن، طایفه داماد واسطه‌هایی برای مذاکره با طرف مقابل (طایفه عروس) می‌فرستد و بعد از مهلت ۱۶ روزه (در دو مقطع) نشست‌هایی با حضور شیوخ و بزرگان برگزار می‌کنند. در این جلسات طایفه عروس مطالبه سه میلیارد ریال جریمه مالی و دادن دختری به عنوان فصلیه می‌کنند.»

طبق سنت «نهوه»، پسرعموهای یک دختر برای خود حق تصمیم گیری درباره ازدواج آن دختر قائل هستند و می‌توانند از ازدواج دختر با یک فرد از طایفه دیگر ممانعت و به اصطلاح  آن را “نهی ” کنند.

این شخص که خواست نامش فاش نشود، افزود: در نشست بعد، عموزاده‌های عروس از گرفتن جریمه مالی صرفنظر کرده اما برای گرفتن دختری به عنوان فصلیه اصرار می‌ورزند، طبق خواسته عموزاده‌ها، این دختر ۱۱ ساله قرار است بعد از اربعین حسینی به ازدواج مردی از طایفه مقابل درآید، این در حالیست که خانواده دختر به شدت با فصلیه مخالفت و از آن امتناع کردند اما در نهایت به دلیل تصمیم گیری قبیله‌ای و از ترس بروز تبعات و مشکلات یا کشته شدن فردی از طایفه، به آن رضایت می‌دهند.

وی اضافه کرد: شیخ طایفه عروس با فصلیه گرفتن مخالفت کرده اما عموزاده‌ها حرف شیخ طایفه خود را نپذیرفتند و همچنان بر گرفتن فصلیه پافشاری می‌کنند. در حال حاضر شیوخ دو طایفه و برخی طوایف دیگر به این مساله ورود کرده و خواستار حل آن و پایان فسخ قرار فصلیه و جایگزین کردن آن با جریمه مالی هستند.

این فعال اجتماعی خواستار پایان دادن به سنت فصلیه شد و تاکید کرد: باید خودمان را به جای دختران فصلیه بگذاریم، دختران فصلیه قربانی این رسم غلط هستند و این رسم، غیرانسانی و ظالمانه و جرم است و باید از جامعه حذف شود.

اعتراض دوباره زنان خوزستانی به فصلیه

دخترانی که به صورت «فصلیه» ازدواج می‌کنند در واقع قربانی خطای مردان طایفه می‌شوند. آنها به شدت زیر فشار روحی و تحقیر قرار دارند و مرتبه اجتماعی‌شان در عشیره بسیار پایین است.

فعالان حقوق زنان که با طرح پرونده ثبت معنوی فصل و خون‌بس با راه اندازی هشتگ های «#من_خون‌بس_نمیشوم» و «#من_ فصلیة_نمیشوم» در شبکه های اجتماعی، نسبت به آن اعتراض کرده بودند، از دیروز با راه اندازی هشتگ « #لا_للفصلیة» مخالفت های خود را دوباره اعلام کرده اند.

زینب محمداوی دبیر کارگروه فرهنگی موسسه مردم نهاد «آوای زنان ریحانه اهواز» در این باره به ایرنا گفت: چهار روز است که توسط یکی از مردان طایفه دختر، از تصمیم گیری قبیله‌ای برای دادن این دختر ۱۱ ساله به عنوان فصلیه و برای پایان دادن به اختلاف این دو طایفه مطلع شدیم و در این روزها از هر دو طایفه مساله را پیگیری کردیم.

موسسه مردم نهاد «آوای زنان ریحانه اهواز» به عنوان تنها تشکل مردمی ثبت شده حوزه زنان در خوزستان، ۲۸ تیر ماه ۹۹ در نامه‌ای به حجت الاسلام رییسی رییس قوه قضاییه، خواستار توقف روند ثبت پرونده «فصل و خون‌بس» شده که از سوی رییس دادگستری شوش مطرح شده بود اما با وجود وعده شفاهی برای ملغی شدن این پرونده، هنوز به صورت رسمی پاسخی منتشر نشده است.

محمداوی افزود: بر اساس شنیده‌ها این دختر ۱۱ ساله، خواهر یا دختر عموی مردی است که زنی از طایفه دیگر را خواستگاری کرده اما پسرعموهای این زن به اسم «نهوة» نسبت به این ازدواج اعتراض و از آن ممانعت کرده اند ولی به رغم این مخالفت ازدواج مزبور صورت گرفته است. بعد از مطالبه فصلیه از سوی خانواده عروس، این دختر ۱۱ ساله برای این امر پیشنهاد می‌شود که با توجه به مخالفت خانواده دختر، مساله افشا شده است.

وی اضافه کرد: در گذشته خانواده طایفه مقابل، صبر می‌کردند تا دختر بزرگتر شود و به سن ازدواج برسد اما این طایفه نپذیرفتند و در روزهای نزدیک می‌خواهند این ازدواج سر بگیرد و دختر 11ساله را را ببرند، طبق اطلاعاتی که تاکنون به ما رسیده، شیوخ و بزرگان هر دو طایفه با دادن فصلیه مخالفت کرده‌اند و خانواده دختر نیز تا ۱۰ میلیارد ریال را به عنوان جریمه مالی برای جایگزینی فصلیه پیشنهاد داده‌اند اما طرف مقابل آن را نپذیرفته و بر گرفتن فصلیه اصرار دارند.

محمداوی تصریح کرد: «فصلیه» رسم بسیار زشت و زننده، غیرانسانی و غیرقانونی و غیرشرعی است و در این مورد با توجه به اینکه دختر ۱۱ سال دارد، نیز مصداق کودک همسری است، چگونه می‌شود به جای یک کودک که چیزی از اختیار نمی‌داند تصمیم گیری کرد؟ ازدواج یک مساله شخصی است و حتی اگر هم قرار به عهده گرفتن تبعات یک ازدواج باشد، این دختر ۱۱ ساله نباید تاوان خطای دیگران را بدهد زیرا طبق آیات قرآن هیچکس نباید به جای دیگری مجازات شود.

وی گفت: بر اساس پیگیری‌هایی که داشتیم مشخص شده است که تلاش و وساطت بزرگان و شیوخ طوایف برای حل شدن این مشکل و لغو فصلیه، تاکنون موفق نبوده است.

این فعال حوزه زنان ادامه داد: برای اعتراض به پرونده ثبت فصل و خونبس، اعتراضات بسیاری به ما شد که این رسم منسوخ شده و نباید بیش از اندازه به آن پرداخته شود، اکنون نیز انتقادات بسیاری کرده‌اند که انتشار این خبر در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ممکن است به لجبازی طایفه مقابل منجر شود و تلاش‌ها برای لغو شدن فصلیه به ثمر ننشیند اما ما معتقد هستیم این مساله باید منتشر و قبح آن بیش از پیش مشخص شود، زیرا زنان در مضیف و گعده‌های شیوخ و قبایل هیچ جایی ندارند که بتوانند صدای اعتراض خود را برسانند و همه تصمیمات پشت درهای بسته گرفته می‌شود، بنابراین اصرار داریم که همه زن‌ها نسبت به این سنت در شبکه‌های اجتماعی اعتراض خود را بیان کنند و نگذارند این دختر ۱۱ ساله در سکوت قربانی رسوم غلط شود زیرا سکوت کردن نسبت به این اتفاق باعث می‌شود که مطالبه فصلیه برای اختلافات مشابه به یک سنت تبدیل شود.

وی اظهار داشت: رسم فصلیه حدود ۴۰ سال است از قوانین طوایف عرب برداشته شده و اکنون از نظر عشایر حتی مطرح کردن آن قبح دارد، به همین دلیل ما می‌گوییم منسوخ شده اما ممکن است در روستاهای دورافتاده این رسم همچنان اجرا شود و کسی از آن مطلع نباشد، البته در این مورد شاهد وقوع آن در شهر اهواز هستیم.

محمداوی افزود: این اتفاق حتی مغایر عرف رسوم «فصلیه» و «نهوه» بوده و مشابهی نداشته زیرا طبق عرف عشایر، رسم فصلیه در زمان وقوع قتل و ریختن خون استفاده می‌شود و نهوه نیز با جریمه مالی حل می‌شود، مساله دیگر این بود که در این مورد به حرف شیوخ و بزرگان هم اعتنایی نشده، این در حالیست که در گذشته مواردی بوده که بخاطر بزرگان و یا سادات، حتی حکم قصاص هم بخشیده شده است.

وی به تلاش فعالان اجتماعی برای مخالفت با رسم فصلیه و برچیدن آن اشاره کرد و گفت: بعد از اطلاع از ماجرا دنبال شفاف سازی بیشتر بودیم به همین دلیل خبر و نام طوایف را در صفحه اینستاگرام موسسه منتشر کردیم تا نخبگان هر دو طایفه به مساله ورود کنند، اکنون گروهی با حضور فعالان اجتماعی و شیوخ و بزرگان طوایف و وکلا تشکیل دادیم، اما خانواده دختر که امید دارند تلاش‌های شیوخ نتیجه بدهند با ورود افراد دیگر به مساله مخالفت کرده‌اند و ما به خواسته آنها احترام می‌گذاریم، همچنین اجازه نداده‌اند که وکلا بر اساس قانون مساله کودک همسری را مطرح کنند زیرا معتقد هستند که امکان حل مساله از مجرای طایفه‌ای موثرتر است.

محمداوی خواستار موضع گیری و اعتراض همه نخبگان و فرهیختگان عرب نسبت به این اتفاق شد و گفت: متاسفانه در این ماجرا هنوز نتوانستیم اسم کوچک و آدرس دقیق خانه دختر ۱۱ ساله را پیدا کنیم زیرا واسطه‌ها نگران بودند با ورود افراد دیگر به مساله، حل آن دشوارتر شود از سوی دیگر انتظار داشتیم که زنان هر دو طایفه به کمپین مخالفان بپیوندند و درباره این مساله اطلاع رسانی و آن را محکوم کنند اما این انتظار ما هم برآورده نشد.

زنگ خطر بازگشت سنت‌های کهنه

یک حقوقدان نیز نسبت به رایج شدن دوباره سنت‌های غلط هشدار داد و گفت: سنت فصلیه که بسیاری می‌گفتند منسوخ شده با فصلیه شدن این دختر ۱۱ ساله مشخص شده که هنوز وجود دارد، در مورد نهوه نیز حدود ۱۵ سال پرونده‌ای نداشتم اما دو هفته پیش دختر تحصیلکرده‌ای از شهر اهواز که می‌خواست پیشنهاد ازدواج خواستگار خود را قبول کند با تهدید پسرعموها مواجه شد که گفته بودند در صورت ازدواج سر او و خواستگارش را می‌برند، اینها نشان می‌دهد که این سنت‌های غلط هنوز پابرجاست و ما به عنوان زنان روشنفکر عرب و فعال اجتماعی باید نسبت به این رسوم ناپسند روشنگری کنیم.

نوال نزاری افزود: فصلیه شدن دختر ۱۱ ساله مصداق کودک همسری است، از سوی دیگر فصلیه بر اساس شرع حرام است زیرا شرع می‌گوید اگر رضایت در ازدواج نباشد، آن ازدواج باطل است، بنابراین با توجه به اینکه عشایر اعتقادات مذهبی قوی دارند، باید قانون و شرع را برای مردم روشن و این مساله را تبیین کرد که رفتار خلاف شرع، در واقع مخالفت با امر خداست.

وی تاکید کرد: یکی از مهمترین نقش‌ها در این زمینه را روحانیون برعهده دارند، وظیفه روحانیان منحصر به خطابه بر منبرهای روضه خوانی در زمان محرم نیست بلکه با توجه به جایگاه آنها و حرف شنوی که مردم و بخصوص عشایر از خطیبان دارند، باید این سنت‌های غلط را در سخنرانی‌های خود تشریح و با آن مقابله کنند.

نزاری با بیان اینکه این سنت‌ها ناشی از زندگی قبیله‌ای است و تنها به عشایر خوزستان محدود نمی‌شود و در سایر نقاط کشور و دنیا نیز اتفاق می‌افتد، اظهار داشت: وظیفه رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما این است که در این زمینه فرهنگسازی و برنامه سازی کنند زیرا حتی در روستاهای دورافتاده نیز مردم تلویزیون تماشا می‌کنند.

وی با اشاره به خلاءهای قانونی در دفاع از حقوق زنان گفت: لایحه مقابله با کودک همسری چند سال است که در مجلس مانده و تصویب نشده است، همچنین فصلیه طبق لایحه منع خشونت علیه زنان جرم محسوب می‌شود اما این لایحه نیز با وجود دعوت از وکلا و نخبگان برای جمع آوری مطالب و اظهارنظرها هنوز بی‌نتیجه مانده است، که تصویب این قانون‌ها می‌تواند به اجرای حقوق زنان تا حدودی کمک کند.

جای خالی مدرسه

با بازگشایی مدارس، همه دانش آموزان دوباره به کلاس‌های درس رفته‌اند، اما دختر ۱۱ ساله اهوازی، در کابوس پایان ماه‌های عزاداری است تا به عنوان «فصلیه» تاوان ازدواج برادر را بدهد.

در روزهای اخیر صفحه توییتر ریحانه، بخش زن‌ و خانواده پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، به بازخوانی نظر رهبر انقلاب اسلامی در خصوص سنت «خون‌بس» پرداخت: «اگر کسی از قبیله‌ای، برای اینکه اختلافات خود را با قبیله‌ٔ دیگر حل کند – فرض کنید دعوا و اختلاف و خونریزی بوده است – حل این اختلاف و فصل این نزاع را به این قرار دهد که دختری را از این قبیله به آن قبیله بدهند؛ بدون این‌که از خودِ دختر اجازه بگیرند، این کار خلاف شرع است. البته یک وقت از خودِ دختر اجازه می‌گیرند؛ اشکالی ندارد. دختری خودش مایل است با جوانی از قبیله‌ دیگر ازدواج کند که ضمناً با این ازدواج، اختلاف و نزاع هم از بین برود. این، مانعی ندارد؛ اهلاً و سهلاً. اما اگر بخواهند دختری را به این کار مجبور کنند، خلاف شرع و خلاف احکام اسلامی است.»

آیا سنت فصلیه از میان عشایر خوزستان رخت برمی‌بندد؟

خانواده‌ها علائم بیماری کرونا در کودکان را بشناسند

لزوم اقدام سریع برای تشخیص و درمان بیماری

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹، توسط تسنیم

با توجه به بازگشایى مدارس و حضور تعدادى از دانش آموزان در کلاس‌هاى درس، لازم است خانواده‌ها در خصوص علائم کرونا در کودکان آگاهى کامل داشته باشند تا درصورت بروز هرگونه علامتى سریعا پیگیر تشخیص و درمان‌هاى لازم براى فرزندان خود شوند.

در این رابطه متخصص بیمارى‌هاى عفونى و گرمسیرى دانشگاه علوم پزشکى هرمزگان گفت: علائم کرونا در کودکان تفاوت چندانى با بزرگسالان ندارد اما درمجموع بیشتر با مشکلات گوارشی نظیر اسهال و تهوع بروز می‌کند همچنین تب بالا در این گروه سنى از اهمیت بالایى برخوردار است.

پریوش داوودیان افزود: مرگ و میر ناشى از کرونا در کودکان کمتر از بزرگسالان است و معمولا کودکان به فرم خفیف بیمارى مبتلا می‌شوند اما تاکید ما بر این است که نمی‌دانیم کودکى اگر به کرونا مبتلا شود روند بیمارى در آن به چه صورت پیش خواهد رفت و شدید خواهد شد یا خیر.

وى ضمن تاکید بر اینکه باید حتى الامکان از ابتلاى کودکان به کرونا جلوگیرى کرد، ادامه داد: این گروه سنى به دلیل اینکه در صورت ابتلا به کرونا، اغلب علامت خاصى ندارند، ناقلان قوى براى بزرگسالان محسوب می‌شوند همچنین کنترل و رعایت اصول بهداشتى در کودکان به مراتب سخت‌تر از بزرگسالان است.

متخصص کودکان دانشگاه علوم پزشکى نیز درخصوص آخرین تظاهرات بالینى کودکان در هرمزگان اظهار کرد: اکنون اغلب مراجعه کنندگان کودک که مشکوک به کرونا هستند، داراى علائم تب و علائم گوارشى بویژه شکم درد هستند.

وضعیت بیماران بسترى در بیمارستان کودکان بندرعباس

در این رابطه رئیس دانشگاه علوم پزشکى هرمزگان گفت:. درحال حاضر در ICU بیمارستان کودکان بندرعباس، ۹ بیمار بستری هستند که از این تعداد، تنها یک نفر کرونای آن مثبت قطعی بوده و هشت نفر دیگر مشکوک به کرونا هستند.

حسین فرشیدى ضمن اشاره به اینکه مبتلایان کودک نسبت به بزرگسالان بسیار کمتر است، ادامه داد: ۱۰ کودک نیز در بخش‌های کووید١٩ بیمارستان بسترى هستند که تنها یک نفر از آن ها مثبت قطعى است درمجموع از بین این ۱۹ کودک بسترى در بخش و ICU، پسرى یک ساله و دخترى چهار ساله مثبت قطعى بوده و ۶ نفر از آنها در انتظار جواب تست کرونایشان هستند.

وى تاکید کرد: بسیاری از کودکان مشکوک به کرونا، ممکن است به آنفلوآنزا یا بیماری‌های دیگری مبتلا باشند و بدلیل اینکه علائم این بیمارى‌ها با کرونا در این گروه سنى خیلی به یکدیگر شبیه است، برای کودکان مشکوک به کرونا هم تمام اقدامات درمانی که جهت درمان بیماران کووید مثبت صورت می‌گیرد، را انجام می‌دهیم.

درحال حاضر خانواده‌ها باید مراقبت‌هاى بیشترى را درخصوص کودکان خود انجام دهند چراکه نقش این گروه سنى در شیوع و پخش ویروس کرونا بسیار مهم است همچنین طبق گفته رئیس دانشگاه علوم پزشکى هرمزگان، والدین درصورت بروز هرگونه علامتى در کودکان خود، به مراکز درمانى جهت تشخیص و درمان مراجعه کنند.

حکم پدر رومینا اشرفی قابل تجدیدنظر است

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹

مادر رومینا اشرفی نوجوان ۱۳ ساله تالشی که خرداد ماه امسال توسط پدرش به قتل رسید ، گفت: رای دادگاه برای همسرم تنها ۹ سال و برای بهمن خاوری ( پسری که رومینا با او فرار کرده بود) دوسال حبس اعلام شده است.

 رعنا دشتی مادر رومینا اشرفی افزود: با وجود تاکیدات مقام‌های قضایی از “رسیدگی ویژه” به این پرونده، رای دادگاه ترس و وحشت به جان من و خانواده‌ام انداخته است.

من به این رای اعتراض دارم و خواهان تجدیدنظر در دیوان عالی کشور هستم .

غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه درباره آخرین وضعیت حکم پدر رومینا اشرفی  گفت: حکم صادر شده قابل تجدیدنظر و فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است و بعد از قطعیت رسیدگی دیوان عالی کشور مشخص خواهد شد.

حضور خواهران بسکتبالیست هرمزگانی در تیم مهرام تهران

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹، توسط صدا و سیما

عسل و غزل محسنی خواهران بسکتبالیست هرمزگانی به تیم مهرام تهران پیوستند.

عسل و غزل محسنی خواهران بسکتبالیست هرمزگانی از تیم خانه بسکتبال هرمزگان جدا شدند و با امضای قراردادی یک ساله به تیم بسکتبال بانوان مهرام تهران پیوستند.

این دو بسکتبالیست جوان و آینده دار هرمزگانی عضو تیم ملی بسکتبال جوانان و بزرگسالان کشور هستند.

حرف‌های عروس و دامادی که در حیاط زندان به عقد هم درآمدند

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹

داماد اعدامی که به اتهام قتل خواهرزاده‌اش هشت سال زندانی بود سرانجام با همکاری یک خیر موفق به پرداخت دیه ۲۰۰ میلیونی شد و یک شب مانده به عید غدیر از زندان آزاد شد.

امیر ۲۹ ساله بر سر یک جفت کتانی، ناخواسته مرتکب قتل خواهرزاده‌اش شد و از هشت سال پیش در زندان رجایی‌شهر کرج به سر می‌برد و تنها یک گام با مرگ فاصله داشت. خواهرش سال گذشته رضایتش را اعلام کرد اما داماد خانواده می‌گفت اگر امیر بتواند ۲۰۰ میلیون تومان پول به عنوان دیه به او بپردازد، حاضر است رضایت دهد. در غیر این صورت حکم قصاص را اجرا می‌کند.

در ادامه بهار ۲۸ ساله، فوق‌لیسانس تربیت بدنی از طریق برادر زندانی‌اش با مرد اعدامی آشنا شد و یکم تیر در زندان رجایی شهر به عقد امیر درآمد و از آن زمان برای نجات شوهر اعدامی‌اش تلاش کرد.

این در حالی بود که چند هفته بعد مرد خیری به واحد اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران مراجعه کرد و گفت به خاطر گزارشی که درباره اعدام مرد جوان در روزنامه‌ها خوانده است  برای آزادی مرد او پیشقدم شده است‌. او دیه 200 میلیون تومانی را پرداخت کرد. در ادامه امیر از جنبه عمومی جرم در دادگاه محاکمه و قضات دادگاه کیفری مدت زمان بازداشت او را همان مجازات جنبه عمومی جرم وی در نظر گرفتند و به این ترتیب امیر ساعت ۲۳ شنبه شب بعد از تحمل ۸ سال حبس از زندان آزاد شد‌.

سه تا تاریخ تولد دارم

  تا تلفن را جواب داد یک نفر جیغ زد و گفت آزاد شد… امیر آزاد شد … الآن جلوی در زندان هستیم  و دیگر لباس‌های راه‌راه تن امیر نیست‌. بعد هم از روی شوق زد زیر گریه. بهار همان دختری است که قول داده بود کفش آهنی بپوشد و بهار زندگی امیر باشد. خودش قبول ندارد این حرف‌ها را و می‌گوید: من امیر را دوست دارم این بازی با لفظ ها برای شما خبرنگارهاست‌. من قول دادم و سر قولم هم هستم‌. حالا خوشحالم که همه کابوس‌هایمان تمام شد حالا امیر آزاد شده است می‌دانم که حالا که خیالمان راحت است به همه آرزوهایمان هم می‌رسیم‌. بعد هم به پهنای صورتش لبخند می‌زند‌.

امیر اما هنوز باورش نمی‌شود که آزاد شده است‌. می‌گوید‌: فکر نکنم کسی مثل من در دنیا وجود داشته باشد‌. من سه تا تاریخ تولد دارم‌. بعد هم توضیح می‌دهد‌: از همه کم رنگ‌تر تاریخ تولد شناسنامه‌ام است و از همه پر رنگ‌تر تاریخ روزی است که دیه جور شد آن روز را هیچ وقت یادم نمی‌رود، دیگر متهم قصاص نبودم‌. خب امشب هم که بعد از ۸ سال از زندان آزاد شدم باز هم متولد شدم‌. الآن پر از خالی‌ام‌. هنوز هیچ چیزی را باور نمی‌کنم‌. باید آزادی را و عمر دوباره‌ام را مزه مزه کنم‌. اگر بهار نبود هیچ وقت این اتفاق نمی‌افتاد من واقعاً کسی را نداشتم که بیرون از زندان دنبال کارهایم برود‌ و بالاخره هم موفق شود که مرا آزاد کند‌. حالا چشم‌های امیر پر از اشک می‌شود؛ اشک شوق‌.

گزارش یک وصلت خاص در زندان

بهار می‌گوید شرایطم خیلی خاص بود‌. خودم هم می‌دانم که تصمیم  خیلی سختی گرفته بودم. خانواده‌ام موافق نبودند‌. خودم اما هیچ وقت تردید نداشتم‌. حتی یک سر سورن هم فکرش را نمی‌کردم که خسته شوم‌. امیدم به خدا بود‌. چتد بار استخاره کرده بودم و می‌دانستم که خدا کمکم می‌کند‌. می‌گوید‌: از همه مخالف‌تر پدرم بود‌. الآن هم ‌نه اینکه خیلی موافق باشد ‌اما دیگر اندازه آن اوایل سخت‌گیری نمی‌کند و غر نمی‌زند‌. دستکمش این است که با من حرف می‌زند‌. یک روزهایی بود که بابا با من حرف نمی‌زد من هم تک دختر و بابایی خیلی سختم بود‌. ‌هیچ منتی سر امیر ندارم خودش می‌داند که من چقدر تلاش کردم تا به ازدواج راضی‌اش کنم‌. برایم من ناز می‌کرد و می‌گفت نه‌. تا الآن هر اتفاقی برایمان  افتاده است لطف خدا بوده است از خدا ممنونم که هوایم را همیشه دارد و سر جریان امیر به من خیلی کمک کرد و امیدوارم از این به بعد هم هوای زندگی من و امیر را داشته باشد.

بهار ادامه می‌دهد‌: به ملاقات برادرم رفته بودم خانمی که در کابین بغل دستی ما بود یکهو  حالش بد شد‌. من رفتم کمکش و امیر را دیدم‌. بعد از برادرم درباره حکم متهمی که مادرش بد حال شد پرسیدم و فهمیدم که امیر متهم به قصاص است‌. چون آدم کشته است‌. چند بار دیگر به ملاقات برادرم رفتم و بعد هم از امیر خوشم آمد از زندان با هم چند‌ بار تلفنی حرف زدیم و خودم ازش خواستگاری کردم‌ زیر بار نمی‌رفت دلیلش هم منطقی بود او متهم به قصاص  بود و هر آن امکان داشت زبانم لال اعدام شود. برایمان جالب است که حالا بعد از این‌که آن همه سختی را پشت سر گذاشته و امیر صحیح و سالم و آزاد کنار دستش نشسته است باز هم می‌گوید زبانم لال و بین انگشت شست و اشاره‌اش را گاز می‌گیرد‌.

عروس جوان ادامه می‌دهد‌: ‌بالاخره آقای داماد راضی شد‌. حالا بابام راضی نبود‌. برای ازدواج باید از قاضی اجازه ازدواج می‌گرفتم  دادسرا که رفتم برای کسب اجازه یکراست رفتم پیش سر‌پرست دادسرا قاضی شهریاری قبول نمی‌کرد‌. برایش جای سوال بود که چرا می‌خواهم با یک متهم به قصاص ازدواج کنم‌. بعد از اینکه بالاخره اجازه ازدواج را صادر کردند هر بار که برای انجام کارهای اداری پرونده امیر به دادسرا می‌رفتم حتماً از من می‌پرسید که واقعاً قصدت ازدواج است‌؟ و من هم هر بار محکم‌تر از بار قبلی می‌گفتم بله‌. همه فکر می‌کردند که داستان ازدواج من و امیر یک سناریو است برای اینکه امیر بتواند از قصاص رهایی پیدا کند‌. من یک پولی بگیرم و مشهور بشوم‌.‌ اما خدای بالای سر شاهد است که هیچ کدام از اینها هیچ وقت نبود و نیست‌.

وقتی پای خبرنگارها به ماجرا باز شد

بهار می‌گوید‌: برای آینده و زندگی مشترکمان یک عالمه برنامه دارم‌. بعد هم دوباره در باره اتفاق‌هایی که از سر گذرانده است تعریف می‌کند  اجازه ازدواج که صادر شد‌. به امیر که مرخصی نمی‌دادند بیرون بیاید‌. با همکاری چند تا از خبرنگارها قرار شد مراسم عقد را صبح در حیاط زندان برگزار کنیم‌. فکر کنم من و امیر نخستین عروس و دامادی هستیم که در حیاط زندان عقد کردیم‌. آن روزها خیلی خوب بود‌. همه خرید‌ها را خودم انجام دادم‌. کارهای اداری حضور خبرنگارها و عکاس‌ها را هم خود خبرنگارها دنبال کردند خدا را شکر دستم در جیب خودم است‌. برایش کت و شلوار خریدم و فرستادم زندان پوشید بعد اندازه زد و  برگرداند که بروم اندازه‌اش کنم‌. روز عقدمان دیگر حسابی رسانه‌ای شد‌. دست مسئولان زندان درد نکند خیلی برایمان زحمت کشیدند‌.

بهار می‌گوید‌: خوشی مراسم عقد زیاد دوام نداشت‌. ماجرای عقد ما خانواده ولی دم را جری‌تر کرده بود. خواهر امیر که رفته بود رضایت داده بود اما شوهر خواهرش کلی عصبانی شده بود و گفته بود بچه من زیر خروارها خاک خوابیده بعد قاتلش زن می‌گیرد. خدایی حق داشت دلم برایش می‌سوخت اما خب امیر اگر اعدام می‌شد که بچه او زنده نمی‌شد‌. ‌نمی‌خواهم ادعا کنم که درک می‌کنم خانواده ولی دم چه بر سرشان آمده است‌ اما خدا به بخشش و گذشت هم توصیه کرده است‌.

بهار ادامه می‌دهد‌: با من که حرف نمی‌زدند‌. خیلی سعی کردم با ولی دم رو‌به‌رو شوم و با آنان حرف بزنم اما همان یکی دو باری که در دادسرا و به خاطر جلسه صلح و سازش با آن‌ها ملاقات داشتم روی خوش به من نشان ندادند‌.  بزرگ‌تر‌ها هم کسی نبود که پا در میانی کند‌. واقعاً اوضاع و احوال بدی داشتیم‌. یک شب‌هایی آنقدر خسته و در‌مانده می‌شدم که گریه کردن هم دیگر فایده‌ای نداشت‌. امیر بود اما کاری از دستش بر نمی‌آمد‌. همه ازدواج می‌کنند خوشبخت می‌شوند من ازدواج کرده بودم و علاوه بر بد‌بختی‌های خودم باید بار یک آدم دیگر را هم به دوش می‌کشیدم‌. همه درها هم بسته بود‌. به کسی هم نمی‌توانستم گله کنم خودم قبول کرده بودم‌. ‌‌‌خودم خواسته بودم. هیچ امیدی وجود نداشت بعد من باید برای او که همه امیدش به من بود فیلم بازی می‌کردم‌. بعد از مراسم عقد و عکس‌هایی که پخش شد و گزارش تلویزیون خانواده مقتول اعلام کردند که باید حکم اجر شود‌. ‌دوباره امیر را به دادگاه کیفری احضار کردند‌. با همان لباس‌های آبی راه راه زندان‌‌. آن شب حالم آن‌‌قدر بد بود که اصلاً گفتن ندارد خدا نصیب هیچ کس‌ نکند‌. نه دوست نه دشمن خیلی سخت است. به امیر گفته بودند قصاص می‌شود ‌و اگر نتواند مبلغی را که اولیای دم اعلام کرده‌اند را فراهم کند می‌رود زیر تیغ و تمام‌. ماه رمضان آخرین تیری بود که داشتم‌. با همه روزنامه‌ها حرف زدم بماند که یک عالمه راست و دروغ نوشتند از اینکه من ازدواج دومم است و یک بار طلاق گرفته‌آم و شوهر اولم دست بزن داشت و دوست دارم با امیر زندگی تازه‌ای را شروع کنم که دیگر عذاب نکشم‌. تا اینکه می‌خواهم خودم را نشان بدهم و دارم فیلم بازی می‌کنم‌. اصلاً این حرف‌ها و چرندیاتی که می‌شنیدم را کاری نداشتم‌. چند تا گلریزان شرکت کردم اما فقط ۱۰۰ هزار تومان جمع شد‌. بعد هم از شبکه‌های آن طرف آبی خبر رسید که پول دیه را جمع کرده‌اند اما چون تحریم هستیم و بانک‌ها حساب‌هایشان بلوکه است رسماً هیچی به هیچی ‌و نمی‌شود زیاد امیدوار بود.

وقتی خدا حواسش هست

امیر تعریف می‌کند ‌‌‌من اصلاً نمی‌دانستم که این همه اتفاق افتاده است‌. نه تلویزیون داشتیم نه روزنامه‌. هر شب اگر خودم کارت داشتم که هیچی اگر نداشتم که از بچه‌ها می‌گرفتم  به بهار زنگ می‌زدم که درباره اتفاق‌ها برایم توضیح دهد‌. از نهایت تاریکی و ناامیدی حرف‌های بهار را گوش می‌کردم‌. انگار که ته یک چاه عمیق گرفتار شده باشم و حرف‌های بهار مثل بارش شهابی بود که یک کورسوهای امیدی روشن می‌‌‌شد اما دستم بهشان نمی‌رسید‌. بهار باز تعریف می‌کند‌: از  یک روزنامه زنگ زدند که می‌خواهند مصاحبه کنند گفتم به شرطی که شماره حسابم را منتشر کنید امیر برای اجرای حکم وقت ندارد‌ باید ۲۰۰ میلیون تومان جور شود‌. همه داستان زندگی مرا می‌دانند اما کسی پول نمی‌ریزد و کمک نمی‌کند‌. من دستم به هیچ جا بند نیست. آنها قبول کردند‌. هر چی دلم خواست گفتم  اگر ماه رمضان تمام می‌شد اسم امیر می‌رفت توی لیست اعدامی‌ها‌. گزارش چاپ شد خدا رو شکر شماره حساب هم چاپ شده بود‌. دو روز گذشت هیچ خبری نشد‌. هر روز موجودی می‌گرفتم هر روز به ستاد دیه زنگ می‌زدم‌. هر روز همه چیز را چک می‌کردم هیچ خبری نبود. دیگر خسته شده بودم. همه درها بسته بود‌.

بهار با خنده  ادامه می‌دهد: این روز را خیلی پررنگ بنویسید همه چیز را می‌خواهم با جزییات تعریف کنم.  بعد می‌گوید‌: ساعت دو و نیم بعدازظهر دو‌شنبه بود از محل کارم می‌خواستم بزنم بیرون ماه رمضان داشت تمام می‌شد انرژیم را از دست داه بودم امیدم را هم وسایلم را جمع و جور می‌کردم که تلفن زنگ خورد یک خانمی بود که گفت از روزنامه زنگ می‌زند گفتم هیچ اتفاقی نیفتاده و هیچ پولی جمع نشده‌. اجازه نمی‌دادم بنده خدا حرف بزند‌. می‌خواستم زودتر خداحافظی کنم که گفت‌: خانم محترم یک خیر گزارش روزنامه را خوانده و با روزنامه تماس گرفته و قرار است پول دیه را پرداخت کند‌ اما شرطشن این است که اسمی ازشان نباشد‌. یادم هست که چنان بلند گفتم راست می‌گویید: که همه همکارهام به طرفم برگشتند‌. گفتم باشه به هیچ کسی نمی‌گویم چه اتفاقی افتاده حالا باید چکار کنم‌. بعد آن خانم گفتند که خودشان قرار و مدارها را با دادسرا می‌گذارند و به من خبر می‌دهند بعد هم تأکید کردند که تا نهایی نشدن موضوع به امیر چیزی نگویم‌.

جلسه صلح  سازش

امیر می‌گوید‌: از اینجا به بعد را خودم  تعریف می‌کنم‌.  به بهار زنگ زدم که بپرسم چه خبر شده گفت خوبم مرسی گفتم خدا را شکر که خوبی اما پرونده چی شد‌. گفت امیر می‌خواهم یک چیزی بگویم باورت نمی‌شود‌. قلبم ریخت گفتم می‌دانم که اعدام می‌شوم‌. بهت گفتم الکی با من ازدواج نکن داشتم روضه می‌خواندم ‌که بهار گفت ‌دیه جور شد اما تو نباید بدانی. تا جلسه صلح و سازش بشود من هزار بار مردم و زنده شدم‌. داخل دادسرا شوهر خواهر سابقم آمده بود. گفت ۲۰۰ میلیون یک کلام بهار داخل جلسه نبود‌. یک خانم دیگر بود مأمورهای زندان و شوهر خواهرم و نماینده حقوقی آقای خیری که قرار بود ۲۰۰ میلیون را پرداخت کند‌. اما ولی‌دم راضی نمی‌شد‌. گفت قصاص قلبم توی دهنم بود‌. قاضی شهریاری خیلی با او صحبت کرد گفت ۲۰۰ میلیون بدهند رضایت می‌دهم‌. بعد هم رفت همین که از اتاق بیرون رفت آقای وکیل چک ۲۰۰ میلیون را به قاضی داد.

تا زندان روی ابرها بودم‌. باید کارهای حقوقی و اداری انجام می‌شد تا آزد ‌شوم . همان قاضی عزیز محمدی که به قصاص محکومم کرده بود برام حکم آزادی نوشت‌. و شب عید غدیر برای بار سوم متولد شدم این بار دیگر بار آخری است که تیتر یک  صفحه حوادث روزنامه‌ها می‌شوم‌.

چهارده تعاونی برتر هرمزگان تجلیل شدند

ارسال شده در ۲۲ شهریور ۱۳۹۹

در مراسم پانزدهمین دوره معرفی تعاونی های برتر هرمزگان که با حضور ” ایرج حیدری” معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منابع استانداری هرمزگان، “هادی ابراهیمی” مدیرکل تعاون،کار ورفاه اجتماعی استان ،سالاری رئیس اتاق تعاون  و جمعی از شرکتهای تعاونی و اتحادیه ها برگزار شد ۱۴ تعاونی برتر استان در گرایش های مختلف با اهدای تندیس و لوح سپاس، تقدیر شدند.

در این مراسم، مدیرکل تعاون،کار ورفاه اجتماعی هرمزگان با اشاره به نحوه انتخاب تعاونی‌های برتر استان، افزود: از مجموع ۴۵۰ تعاونی که در سامانه جامع و هوشمند تعاون ثبت نام کرده بودند ۶۷ شرکت امتیاز لازم را کسب کردند که بعد از طی فرآیندهای ارزیابی و داوری، این ۱۴ تعاونی بعنوان برتر استانی مشخص شدند.

وی اضافه کرد: همچنین هشت تعاونی نیز با کسب حد نصاب لازم به مرحله کشوری راه پیدا کردند که از بین آنها سه شرکت تعاونی به عنوان برتر ملی انتخاب شدند.

ابراهیمی مجموع تعاونیهای فعال استان را ۲ هزار و ۹۳۲ تعاونی در ۱۴ رشته و با اشتغالزایی ۷۷ هزار و ۵۵۲ نفر عنوان و اضافه کرد: بيشترين تعاوني ها مربوط به شهرستان بندرعباس است.

مراسم تقدیر از تعاونی های برتر هر ساله در دو سطح استانی و ملی با هدف تقدیر از تعاونگران نمونه، به تصویر کشیدن نقاط قوت و موفقیت این بخش، ترویج فرهنگ تعاون و شناساندن نمونه ‌های موفق تعاونی و توانمندی ‌های بالقوه، ایجاد انگیزه مضاعف در زمینه کار گروهی، بهره‌مندی بیشتر از استعدادها و نیز تجمیع سرمایه های اندک‌ برگزار می شود که در استان هرمزگان ۱۴ شرکت تعاونی بعنوان برتر استانی و 3 شرکت تعاونی نیز به عنوان برتر ملی معرفی و تجلیل شدند.

اسامی تعاونی های برتر:

–  بخش کشاورزی: شرکت تعاونی “مروارید شکیل قشم” از شهرستان قشم با مدیرعاملی “خالد نژاد باسعیدو”، فعالیت در زمینه  پرورش میگو، عمل آوری، انجماد و بسته بندی آبزیان

–  بخش زنان: شرکت تعاونی”نان های محلی گندم طلایی بهده” از شهرستان پارسیان با مدیرعاملی “مهله اقبالی نژاد”، فعالیت در زمینه پخت و توزیع انواع غذاهای محلی

–  بخش صنایع دستی: شرکت تعاونی “صدف لب سیاه برکه خلف قشم” از شهرستان قشم با مدیرعاملی “فتحیه رضوانی” ، فعالیت در زمینه تولید و آموزش انواع صنایع دستی

–  بخش صنعت: شرکت تعاونی ” مدکندآلوی قشم” از شهرستان قشم  با مدیرعاملی “غلام پاکوهی قشمی” ، فعالیت در زمینه طراحی، ساخت و نصب تجهیزات شناورها

– بخش خدمات: شرکت تعاونی “هیژا طب همیار” از شهرستان بندرعباس با مدیرعاملی” فرشته فربودی” ، فعالیت در زمینه ارائه خدمات بهداشتی و درمانی

– بخش حمل و نقل: شرکت تعاونی ” شناورهای تندور دریای بندر” از شهرستان بندرعباس با مدیرعاملی” اسحق اصلاحی”، فعالیت در زمینه حمل و نقل دریایی مسافر

– بخش تامین نیاز تولیدکنندگان: شرکت تعاونی ” آرد صدف خلیج فارس” از شهرستان بندرعباس با مدیرعاملی ” علیرضا صادق زاده”  فعالیت در زمینه تولید انواع آرد نانوایی و صنعتی

– بخش تامین نیاز مصرف کنندگان: شرکت تعاونی”مصرف کارکنان اداره بنادر و دریانوردی استان هرمزگان” از شهرستان بندرعباس با مدیرعاملی ” غلامرضا حاتمی” فعالیت در زمینه تامین اقلام مصرفی اعضاء

– بخش مسکن: شرکت تعاونی “مسکن کارکنان جهاد سازندگی استان هرمزگان” از شهرستان بندرعباس با مدیرعاملی

“علی محمد حمیدی” فعالیت در زمینه ساخت مسکن اعضاء

– بخش اعتبار: شرکت تعاونی ” اعتبار کارکنان گمرک شهید باهنر بندرعباس” از شهرستان بندرعباس با مدیرعاملی ” محمدمهدی سنگرزاده” ، فعالیت در زمینه ارائه خدمات اعتباری و مالی به اعضاء

– بخش معدنی: شرکت تعاونی” گچ پری سر بندرعباس” از شهرستان بندرخمیر با مدیرعاملی ” کاظم عبد ا… زاده” فعالیت در زمینه سنگ گچ

– بخش عمرانی: شرکت تعاونی ” سرمایه گذاری پیشگامان یزد کیش” از شهرستان بندرلنگه با مدیرعاملی ” عباس محمودیان اردکانی”، فعالیت در زمینه ساخت هتل و اماکن گردشگری,

– بخش فرش دستباف: شرکت تعاونی ” نقش ترنج بستک” از شهرستان بستک با مدیرعاملی ” فاطمه زنجبران” فعالیت در زمینه تولید فرش دستباف

– بخش دهیاری: شرکت تعاونی ” دهیاری های بخش مرکزی بستک” از شهرستان بستک با مدیرعاملی “نیما خوش اخلاق” فعالیت در زمینه خدمات عمرانی و پیمانکاری

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!