شرایط پرداخت حق اولاد به زنان مطلقه چیست؟

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰، توسط برنا

برای دریافت حق اولاد کافیست که خانم با داشتن سابقه بیمه ۷۲۰ روز به صورت اجباری، فرزندان زیر ۱۸ سال داشته باشند.

موضوعی در مجموعه ها و سازمان های مختلف به این صورت باب شده است: اگر خانم از همسر جدا شود و یا طبق رای دادگاه حق سرپرستی یا حضانت فرزندان برعهده پدر خانواده باشد، به خانم حق اولاد تعلق نمی گیرد!

این موضوع کاملا اشتباه است. پرداخت این فوق العاده به خانم هایی که از همسر جدا شدند، هیچ منع قانونی ندارد؛

در قانون تأمین اجتماعی موضوع سرپرستی یا حضانت فرزندان مطرح نیست.

برای دریافت این فوق العاده کافیست که خانم ۷۲۰ روز به صورت اجباری سابقه بیمه داشته باشد؛ ضمن اینکه فرزندان زیر ۱۸ سال داشته باشند. اینجا حتی اگر رای دادگاه سرپرستی و حضانت را برعهده مرد گذاشته باشد، به این خانم حق اولاد تعلق می‌گیرد. البته اگر هر دو نفر هم در یک مجموعه فعالیت داشته‌ باشند به هر دو اینها تعلق می گیرد.

مطابق ماده ۸۶ قانون تأمین اجتماعی، کمک عائله‌ مندی منحصراً تا دو فرزند بیمه شده پرداخت می‌شود مشروط بر آنکه:

۱- بیمه شده حداقل سابقه پرداخت حق بیمه هفت صد و بیست روز کار را داشته باشد.

۲- سن فرزندان او از هجده سال کمتر باشد و یا منحصراً به تحصیل اشتغال داشته باشند تا پایان تحصیل یا در اثر بیماری یا نقص عضو طبق‌گواهی کمیسیونهای پزشکی موضوع ماده ۹۱ این قانون قادر به کار نباشند.

‌میزان کمک عائله‌مندی معادل سه برابر حداقل مزد روزانه کارگر ساده در مناطق مختلف برای هر فرزند در هر ماه است.

شرایط پرداخت کمک هزینه حق اولاد یا کمک عائله مندی چیست؟

شرایط و قوانین خاصی برای پرداخت کمک هزینه حق اولاد از سمت کارفرما وجود دارد که در این قسمت به صورت موردی به بررسی این موارد می پردازیم.

کارفرما قبل از اینکه بخواهد برای پرداخت کمک هزینه حق اولاد اقدامات لازم را انجام دهد، باید سابقه بیمه کارگر را استعلام کند. به بیانی ساده تر، سابقه ی مورد نیاز یک فرد برای دریافت حق اولاد، ۷۲۰ روز است. در صورتی که فرد دارای این میزان از سابقه بیمه باشد، کارفرما می تواند برای پرداخت حق اولاد اقدام کند.

حق عائله مندی تنها به مشمولین قانون تامین اجتماعی و قانون کار تعلق می گیرد. در اصل کسانی که به دلایل مختلف مشمول صندوق تامین اجتماعی نمی شوند، نمی توانند حق اولاد دریافت کنند زیرا این حق به آن ها تعلق نخواهد گرفت.

سن فرزاندان فرد بیمه شده باید از ۱۸ سال کمتر باشد یا اینکه فرزندان به مشغول به تحصیل باشند. همچنین فرزندانی که به دلیل بیماری یا همچنین نقص عضو، گواهی کمیسیون های پزشکی را دریافت کرده اند و می توانند اثبات کنند که شرایط کار کردن برای آن ها فراهم نیست، می توانند از حق اولاد نیز بهره مند شوند.

افزایش احتمال فرزندآوری با روش غربالگری پیش از لانه گزینی

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰، توسط ایرنا

یک متخصص ژنتیک گفت: زوجینی که دچار سقط های مکرر هستند یا روش لقاح آزمایشگاهی برایشان جواب نمی دهد، می توانند برای فرزندآوری از روش غربالگری پیش از لانه گزینی استفاده کنند.

دکتر محمدرضا زمانیان متخصص ژنتیک انسانی، عضو هیات علمی و دپارتمان پژوهشگاه رویان و مسئول فنی آزمایشگاه ژنتیک پزشکی مرکز درمان ناباروری رویان روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار گروه دانشگاه و آموزش ایرنا درباره افزایش امکان باروری سالم به روش پی جی اس (غربالگری پیش از لانه گزینی) توضیح داد: روش غربالگری پیش از لانه گزینی برای زوجینی است که مشکل ناباروری دارند و در کنار آن از مشکل سقط های مکرر نیز رنج می برند. یعنی زوجینی که برای این روش به ما مراجعه می کنند یا خودشان دچار سقط های مکرر هستند یا وقتی برایشان از روش های آی وی اف (لقاح آزمایشگاهی و روش کمک باروری) استفاده می شود به طور مکرر شکست می خورد و جنین کاشته نمی شود.

عضو هیات علمی و دپارتمان پژوهشگاه رویان اضافه کرد: این درحالی است که متخصصان درصد بالایی از سقط های مکرر یا شکست های مکرر لانه گزینی جنین را به اختلالات کروموزومی مرتبط دانسته اند. یعنی کارشناسان و متخصصان معتقدند چون جنین اختلال کروموزومی دارد، نمی تواند بارداری را ادامه دهد و سقط می شود یا جنین نمی تواند در رحم کاشته شود و به خاطر مشکلات کروموزومی دچار مشکل می شود.

این متخصص ژنتیک انسانی اظهار داشت: به همین دلیل روشی با عنوان پی جی اس (غربالگری پیش از لانه گزینی) وجود دارد که از این طریق سعی می کنیم به باروری فرد کمک کنیم. در واقع روش PGS با اطمینان از انتقال جنین های فاقد ناهنجاری کروموزومی سبب افزایش میزان موفقیت در لقاح آزمایشگاهی می شود.

زمانیان خاطرنشان کرد: در روش پی جی اس اما برای زوجینی که قصد فرزندآوری دارند، غربالگری کروموزومی پیش از لانه گزینی انجام می شود.

وی ادامه داد: برای مثال در کسانی که تالاسمی دارند، در همان سلولی که برای بررسی جدا می شود به جای اینکه ژن تالاسمی آن بررسی شود، به طور کلی کروموزوم هایش نیز بررسی می شود.

مسئول فنی آزمایشگاه ژنتیکی پزشکی مرکز درمان ناباروری رویان تاکید کرد: با ارزیابی بار کروموزومی و بررسی آن متوجه خواهیم شد که سلول و جنین بار کروموزومی طبیعی دارند یا خیر. بنابراین در ادامه این بررسی ها، متخصصان از جنین هایی برای کاشت استفاده می کنند که بار کروموزوم و تعداد کروموزوم هایشان طبیعی است و مشکلی ندرند.

زمانیان افزود: در نتیجه این اقدام شانس بارداری سالم فرد از نظر کروموزومی و عمومی و به طور ژنتیکی را افزایش می دهد.

عضو هیات علمی و دپارتمان پژوهشگاه رویان خاطرنشان کرد: به همین دلیل آزمایش پی جی اس توانسته شانس بارداری را از ۳۰ درصد در آی وی اس به ۵۰ درصد برساند. ولی به طور معمول این روش برای زوج هایی استفاده می شود که سقط های مکرر دارند یا چندین بار آی وی اف شده و هر بار شکست خورده اند یا مادرانی که در سن بالای ۴۰ تا ۴۵ سال قرار دارند.

پیش بینی یک سوم جمعیتی بالای ۶۰ سال تا سال ۲۰۵۰

روند نزولی نرخ جمعیت در کشور؛

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰

اغلب کارشناسان، از روند نگران کننده کاهش نرخ جمعیت در کشور خبر می‌دهند که باید برای برطرف شدن این موضوع تمهیدات جدی قائل شد.

محمدجواد محمودی رئیس کمیته مطالعات و پایش سیاست جمعیتیِ دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی، در رابطه با بحران پیری در آینده اظهار کرد: علت پیری جمعیت مرتبط با سیاست‌های دهه ۶۰ و ۷۰ است که با تغییرات ساختاری اقتصادی – اجتماعی که در کشور اتفاق افتاد, با کاهش شدید تعداد تولد روبرو شدیم چرا که این موضوع باعث شد که باروری کل، یعنی تعداد فرزندان به ازای هر زن که در سال ۶۵, حدود ۶ و نیم فرزند بود در سال ۹۹, به حدود یک و ۶۵ فرزند به ازای هر زن برسد که به طور کلی، این عدد زیرِ حد جایگزینی جمعیت است.

وی بیان کرد: در حال حاضر، نرخ باروری فقط ۵ استان هرمزگان، خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، خوزستان و سیستان و بلوچستان,  بالاتر از حد جایگزینی و نرخ باروری استان‌های دیگر، زیر حد جایگزینی  است. این در حالی است که نرخ باروری در کل دنیا, ۲ و نیم است.

رئیس کمیته مطالعات و پایش سیاست جمعیتی دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: موضوع مهمی که باید به آن پرداخت سرعت کاهش نرخ باروری است که از سال ۶۵ تاکنون, یعنی در طول حدود ۳۵ سال، از ۶ ونیم فرزند به کاهش شدیدی  دست پیدا کردیم که در دنیا سابقه ندارد و  این موضوع نشان می‌دهد که اگر با همین سرعت کاهش نرخ باروری پیش برویم، در آینده, سالخوردگی جمعیت را داریم.

محمودی  گفت: اگر نگاهی به تعداد تولد‌های کشور در چند سال اخیر بیندازیم,  خواهیم دید که تعداد تولد‌ها در سال ۹۴, ۱ میلیون و پانصد و هفتاد هزار بوده که این رقم در سال ۹۹ به ۱ میلیون و صد و چهارده تولد رسیده است که این نشان دهنده کاهش حدود ۴۵۰ هزار تولد است؛ به طوری که نرخ رشد جمعیت برای اولین بار در سال ۹۸ به زیر یک درصد رسید و درحال حاضر، نرخ باروری زیر حد جایگزینی است و انتظار می‌رود که در آینده هم نرخ رشد جمعیت کاهش پیدا کند.

وی ادامه داد: ما در سال ۹۰ – ۹۱ در دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی، اقدامات ملی راهبردی برای جمعیت تصویب کردیم که بعد بر مبنای آن، سیاست‌های کلی جمعیت ۹۳ ابلاغ شده است و در مجلس هم طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده را داریم که این ها نشان می دهد, حداقل، بسترسازی از لحاظ قوانین انجام شده است و فقط کافی است که مراحل آخر رفت و برگشت بین مجلس و شورای نگهبان را طی کند.

رئیس کمیته مطالعات و پایش سیاست جمعیتی دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی افزود: بهترین کاری که در این میان می‌توان انجام داد تا از بی متولی گری و بی قانونی در سیاست‌های افزایش فرزندآوری خارج شویم, اجرایی کردن طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده است که در این میان، برنامه هفتم را هم داریم که مطالبه عمومی است و به مباحث کلان‌تر مثل بازسازی جمعیت، الگوی مصرف آب، اشتغال و… پرداخته می شود و امیدواریم که با روی کار آمدن دولت جدید, این مشکلات برطرف شوند تا تغییرات جدی روی ساختار سنی جمعیت کشور داشته باشد.

محمودی  در پایان خاطرنشان کرد: سازمان بهداشت جهانی پیش بینی کرده است که تا سال ۲۰۵۰, سالخوردگان ما حدود یک سوم جمعیت آن می‌شود که اگر مطابق همان آمار‌های بین المللی تخمین بزنیم که جمعیت ما  به حدود ۹۳ میلیون نفر برسد یک سوم آن بالای ۶۰ سال خواهد بود. این در حالی است که در حال حاضر, ۱۰ درصد جمعیت ما بالای ۶۰ سال است. یعنی با احتساب جمعیت ۸۴ میلیون نفری, ۸ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر بالای ۶۰ سال است که ما با مشکلی بسیار بزرگ در صندوق‌های تامین اجتماعی رو به رو خواهیم شد.

روند سقط‌های عمدی در کشور رو به افزایش است/ جامعه مادر را به سقط جنین تشویق می‌کند

رئیس شورای زنان و شورای عالی انقلاب فرهنگی:

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰، توسط راه دانا

کبری خزعلی گفت: در سطح کل دنیا ۵۶ میلیون سقط از این نوع (جنایی) داریم، در ایران در سال ۹۰ که از طریق وزارت بهداشت اعلام شده است ۷۸ هزار نفر بوده است، در سال ۹۲ این عدد ۲۵۰ هزار نفر ، سال ۹۴ به ۴۵۰ هزار نفر و همین طور این روند افزایش یافته است.

رئیس شورای زنان و شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفتگو با خبرنگار “تیتریک” گفت: سه نوع سقط جنین داریم، سقط خودبه خودی که بدون دخالت مادر و پزشک به دلیل عارضه ای که برای مادر وجود داشته؛ خود به خود اتفاق می افتد که تعداد آنها زیاد نیست و مخاطرات جسمی و روحی هم خیلی نیست.

سقط قانونی؛ سلامت مادر در اولویت است

 کبری خزعلی ادامه داد:  ولی دو نوع دیگر که بحث اصلی ماست اولی سقطی که به نام سقط قانونی و یا با یک معنای غلطی به نام سقط درمانی است درحالی که درمانی نه برای مادر و نه برای بچه انجام نمی شود، سقطی است که به تشخیص پزشک و به تأیید پزشکی قانونی می رسد که می توان نام آن را سقط ضروری گذاشت که به واقعیت نزدیک تر است، که به دلایل پزشکی، مشکلات مادر، تشخیص اینکه بچه معلول است برای این موارد بچه باید سقط شود که وقتی این کودک به دنیا می آید این مادر در طول زندگی این بچه دچار هَرَج نشود یعنی سلامت مادر در اولویت است.

نگهداری فرزند معلول برای مادر و کودک رنج آور است

وی افزود: اگر سلامت مادر دچار مخاطره نیست کودک به دنیا می آید بحثی که الآن مطرح است این است که اگر در بارداری هیچ مشکلی به وجود نیاید و بچه به دنیا بیاید و معلولیت وجود داشته باشد این مادر دچار عارضه هَرَج می شود یعنی نگهداری از بچه برای او سخت خواهد شد، این مورد نه توصیه و نه ترویج شده است و فقط در موارد که مادر بتواند ثابت کند که واقعاً نمی تواند تحمل کند به آن مادر اجازه داده می شود.

نوع سوم سقط جنایی یا عمدی است

 این کارشناس تصریح کرد: نوع سوم سقط هایی هستند که جنایی یا عمدی هستند به عنوان یک خیانت به انسانی است که مثل ماست و شاید برتر از ما خواهد شد و ما به دلیل اینکه به او مسلط هستیم حکم قتل او را صادر می کنیم .

وی دامه داد:  این “ما” منظور پزشک و مادر هستند خود والدین بر تصمیمات پزشک مامایی موثر هستند، قتل بچه ای بدون هیچ گناهی و بدون هیچ امکان دفاع از خودش جنایی است. موردی که جامعه به آن مبتلاست این نوع است که چرا در جامعه آنقدر رو به افزایش است؟

روند سقط های عمدی در کشور رو به افزایش است

 خزعلی گفت: در سطح کل دنیا ۵۶ میلیون سقط از این نوع (جنایی)  را داریم در ایران در سال ۹۰ که از طریق وزارت بهداشت اعلام شده است ۷۸ هزار نفر بوده است، در سال ۹۲ این عدد ۲۵۰ هزار نفر ، سال ۹۴ به ۴۵۰ هزار نفر و همین طور این روند افزایش یافته است تا عددی که در مجموعه کار تحقیقی آقای دکتر حق دوست به بالای یک میلیون نفر هم می رسد.

وی افزود: عددها براساس تخمین ها و استدلال هایی است که وجود دارد آقای دکتر حق دوست محقق و مورد تأیید وزارت بهداشت است و این گزارش در فرهنگستان هم ارائه شده است.

بار معنایی بارداری در جامعه؛ مسیری که پر از مخاطره است

این کارشناس ادامه داد: علل و زمینه هایی که باعث تشدید سقط جنین می شود را من به دو دسته تقسیم می کنم در عللی که می خواهم بگویم به سراغ مواردی می روم که ممکن است این علل خاص مادر، آموزش هایی که داده می شود، فرهنگ سازی هایی که شده است.

وی بیان کرد:  در این ۴۰ سال گذشته هروقت اسم بارداری را می شنویم خطر بارداری هم به دنبالش هست و هر وقت اسم سقط و اقلام کنترل جمعیت و یا عقیم سازی هست نام آن خدمات بهداشتی، خدمات سلامت مادر و کودک را می بینید که چقدر نامش مثبت است.

رییس شورای زنان تصریح کرد: حفاظت از مادر و کودک، خدمات ویژه سلامت و بارداری که در آن عقیم سازی هم هست، حمایت ویژه از بارداری مادران که عقیم سازی هم در آن وجود دارد، این می شود که بار معنایی که ما در این سی تا چهل سال از بارداری داشتیم این است که بارداری چیزی است که باید نگران بود باید از آن فرار کرد، مسیری که پر از مخاطره است، این ها همه باعث شده که تصمیم به سقط بگیرند.

جامعه مادر را به سقط جنین تشویق می کند

خزعلی خاطرنشان کرد: : دوم اینکه بیانی که شده مانند یک شانس و موقعیت است به مادر القا شده که از فرصت استفاده کن که تا این چهارماهه نشده از این لحاظی که می توانی به موقع استفاده کن حتی کلماتی استفاده می کنند که مقدس است مثلاً روزه شک دار نگیر، حالا بعدها بچه ای می آوری چرا فکر می کنی شاید درست است شاید نیست، زودتر کار را تمام کن.

وی در خاتمه گفت: این ترویج شدید در هیچ مبنایی از عقل، علم، پزشکی و نه در روانشناسی نداریم، قرآن می فرماید که از ترس فقر نکشید، و می فرماید فقر وجود دارد از شدت فقر بچه را نکشید. حتی جلوتر از این می فرماید هر مجردی را ازدواج دهید اگر فقیر هستند ازدواج انجام دهید خداوند آن ها را بی نیاز می کند.

کاهش ازدواج و ناباروری؛ دو متهم بحران فرزندآوری/نرخ باروری در سراشیبی می تازد

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰، توسط باشگاه خبرنگاران جوان

دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت، در خصوص کاهش نرخ ازدواج و باروری در کشور توضیحاتی داد.

 صالح قاسمی دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت در یک گفت و گوی رادیویی،  در خصوص موضوع جمعیت و ارتباط آن با تجرد افراد اظهار کرد: متاسفانه، موضوع تجرد در کشور ما در حال تبدیل شدن به یک چالش است که ابعاد مختلف فردی و اجتماعی دارد.

وی بیان کرد: در حال حاضر، آماری که از تجرد داریم این است که در کلیه گروه‌های سنی بالای ۱۵  سال، حدود ۱۳ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر مجرد وجود دارد که این شامل افرادی می شود که یا هرگز ازدواج نکرده اند و یا ازدواج کرده اند و به دلایلی چون فوت همسر یا طلاق، مجرد هستند و به تنهایی زندگی می‌کنند.

قاسمی گفت: در سنین متعارف ازدواج, یعنی بازه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال, ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار مجرد داریم و می‌توانم بگویم که در این میان, نزدیک به ۳۴۰ هزار نفر هم به تجرد قطعی رسیده اند یعنی افرادی که سن ۵۰ سالگی را پشت سر می‌گذارند و هیچ تجربه ای از ازدواج ندارند که به آن‌ها مجرد قطعی می‌گوییم چرا که سن تجرد قطعی ۵۰ سال است و باید  گفت که  این موضوع, بین خانم‌ها بسیار بیشتر از آقایان است.

دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت ادامه داد: آمار افراد در بازه سنی تجرد قطعی نشان می دهد که نزدیک به ۱۹۰ یا ۲۰۰ هزار خانم‌ در سن تجرد قطعی هستند و در این میان، سهم آقایان هم از تجرد قطعی, حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار نفر است که سن این افراد از پنجاه سالگی عبور کرده و درواقع, تجربه ازدواج را ندارند.

وی با اشاره به کاهش جمعیت در ۳۰ سال آینده, اظهارکرد: در کشورمان با بحران و چالش جمعیت روبرو هستیم و کاهش نرخ فرزندآوری خواهیم داشت؛ به طوری که نرخ رشد به ۶ دهم درصد خواهد رسید که این موضوع در تاریخ ایران بی سابقه است چراکه کاهش نرخ باروری به ۱ و ۶ دهم فرزند به ازای هر زن می رسد که باز هم بی سابقه است و این موضوع نشان می دهد که با بحران جمعیت روبرو هستیم، اما نه به صورتی که برخی از افراد می‌گویند جمعیت کشور تا ۳۰ سال آینده به ۳۰ میلیون می‌رسد.

قاسمی تصریح کرد: به طور مطلق,  این عبارت که ما تا ۳ دهه آینده, جمعیت کشورمان به ۳۰ میلیون نفر می‌رسد غلط و غیر علمی است چراکه ما با ۴ فرض آینده پژوهی در ۳۰ سال آینده ۴ فرض جمعیت خواهیم داشت و بالاترین فرض که سخت هم به نظر می‌رسد این است که تا ۳۰ سال آینده جمعیت کشور ما به بیش از ۱۰۰ میلیون نفر می‌رسد، اما این بالاترین و خوشبینانه‌ترین فرضیه است و اگر بخواهم پایین‌ترین فرض را بگویم، درواقع، به این معنی است که اگر هر خانم، از لحاظ آماری، به طور متوسط، یک و نیم فرزند به دنیا آورد باز هم جمعیت ما در سه دهه آینده حدود همین جمعیت فعلی یعنی بین ۸۵ تا ۸۸ ملیون نفر خواهد بود البته ساختار جمعیت ما حتما به هم می‌ریزد و پیری جمعیت خواهیم داشت.

دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت گفت: ما در موضوع ازدواج و فرزندآوری، سیاست‌هایی را که باید، به مجلس و سایر نهاد‌ها توصیه کردیم و کلیت آن‌ها نگاه ایجابی و تشویقی است یعنی به جای این که نگاه سلبی و تنبیهی داشته باشیم باید یک نگاه ایجابی برای خانواده‌هایی داشته باشیم که دارای سه فرزند و بیشتر هستند و برای آن‌ها تسهیلاتی قائل شویم که خانواده‌های دیگر رغبت و انگیزه پیدا کنند که به این الگو نزدیک شوند و طرح جوانی جمعیت هم که در مجلس تصویب شده و برای نهایی شدن، در رفت و برگشت با شورای نگهبان است خوشبختانه، نگاه ایجابی دارد.

عدم اجرای قوانین حمایتی از مادران به دلیل خلأ در نظارت بر قانون

قاسم‌پور در گفتگوی تفصیلی با مهر مطرح کرد؛

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰، توسط مهر

رئیس فراکسیون زنان مجلس به تشریح قوانین حمایتی از مادران شاغل و خلأها و چالش‌های موجود در اجرای این قوانین پرداخت.

اشتغال زنان همواره یکی از مباحث مطرح در اقشار مختلف جامعه بوده و هست. با توجه به نقش‌های زنان در خانواده و مسئولیت‌های آنها به عنوان مادر، همسر و غیره یکی از مهم‌ترین ابعاد اشتغال زنان در سراسر دنیا، وضع قوانین حمایتی برای تسهیل کار بانوان در خارج از منزل است.

قوانینی که بتواند میان مسئولیت‌های زنان در نهاد خانواده و در سطح اجتماعی و شغلی توازن ایجاد کند و منجر به تحقق نقش فردی و اجتماعی بانوان شود.

طی سال‌های گذشته برخی قوانین حمایتی برای تسهیل فعالیت مادران و زنان شاغل وضع شده که کاهش ساعت کاری مادران دارای فرزند خردسال، مرخصی زایمان و غیره ازجمله آنها است هرچند که هنوز در اجرای این قوانین چالش‌هایی وجود دارد و حتی نیاز به وضع قوانین حمایتی بیشتری در این زمینه است.

حال در آستانه چهارم شهریور و روز کارمند، برای بررسی حقوق و قوانین حمایتی از مادران شاغل به گفتگو با فاطمه قاسم‌پور رئیس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی نشستیم که مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید.

* مرخصی شیردهی بانوان شاغل از مهمترین قوانین حمایتی کشور در موضوع فرزندآوری محسوب می‌شود اما کارفرمایان دولتی و غیر دولتی (بیشتر) بعضاً قانون را رعایت نمی‌کنند و حق مادران شاغل و کودکان نیازمند به شیر مادر را تضییع می‌کنند. مشخصاً وظیفه کدام نهاد حکومتی است که حقوق مادران شاغل را به آنها برگرداند. تمهیدات مجلس برای به حداقل رساندن این مشکلات چیست؟

درباره سیاست‌های در نظر گرفته‌شده در زمینه تغذیه با شیر مادر، برنامه ترویج تغذیه با شیر مادر در کشور ما از حدود سال ۱۳۶۵ تعریف شد و با راهبردهای مختلف سعی شد هم موانع و سختی‌های موجود پیش پای زنان در فرآیند شیردهی به نوزادانشان برداشته شود و هم زنان آموزش‌های لازم را درباره ضرورت تغذیه نوزاد خود با این موهبت الهی ببینند.

تغذیه با شیر مادر از همان نخستین ساعات تولد نوزاد، تداوم این تغذیه در ماه‌های آتی و انحصار تغذیه با شیر مادر به ویژه تا ۶ ماهگی موضوعات مهمی بود که از همان زمان در سیاست‌های جمهوری اسلامی و برنامه‌های وزارت بهداشت در ادوار مختلف دنبال می‌شد.

این فعالیت‌ها در حال حاضر به راه‌اندازی بانک‌های متعدد شیر مادر، تربیت مربیان ویژه و فعالیت آن‌ها در بیمارستان‌ها و زایشگاه‌ها برای آموزش و کمک به مادران برای تغذیه نوزاد با شیر خود، راه‌اندازی بیمارستان‌های دوستدار کودک و حمایت‌های تقنینی از مادران شیرده منجر شده است.

این برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌ها که از دهه ۶۰ تاکنون دنبال شده، نشان‌دهنده اهمیت مقوله تغذیه با شیر مادر برای جمهوری اسلامی است. به ویژه آن‌که در اسلام هم توصیه‌های فراوانی نسبت به تغذیه نوزاد با این نعمت خاص خداوند صورت گرفته است. در هر حال این برنامه‌ها دنبال شده و اثرات مثبت خود را نیز نشان داده است. هر چند در این میان شاهد کاستی‌هایی نیز هستیم.

یکی از نواقص، بحث اجرای حمایت‌های قانونی از مادران شیرده است. قانون ترویج تغذیه با شیر مادر و حمایت از مادران در دوران شیردهی در سال ۱۳۷۴ مصوب شده و به مرور نیز به اجرا در آمده است. یکی از موضوعات پیش‌بینی‌شده در این قانون، استفاده از یک ساعت مرخصی حداکثر تا ۲ سالگی نوزاد، پس از اتمام زمان مرخصی زایمان است. قوانین حمایتی اغلب به علت بار مالی که برای کارفرمایان دارد به سختی به مرحله اجرا می‌رسد. این قانون نیز از این قاعده مستثنی نیست.

اجرای قوانین حمایتی در دستگاه‌های دولتی اغلب با کمترین مشکل و مانعی صورت می‌گیرد. اما مسأله اصلی، مراکز غیردولتی و کارفرمایان خصوصی هستند که یا زیر بار این قوانین نمی‌روند و یا ترجیح می‌دهند زن شاغل را اخراج کنند. مادر شیرده نیز در این دوراهی، محروم‌کردن خود از این حمایت‌ها را انتخاب می‌کند تا در فرآیند اشتغال باقی بماند.

این نحوه مواجهه نشان‌دهنده خلاهایی در فرآیند نظارت بر اجرای قانون است که با اهتمام دستگاه‌های اجرایی و متولی این خلاءها بایستی مرتفع شود. ما در مجلس شورای اسلامی با سازمان تأمین اجتماعی، به جد پیگیر رفع این خلاءها در اجرای سیاست‌های حمایتی برای مادران شاغل هستیم.

یکی دیگر از وظایف کارفرمایان تخصیص مکان مناسب مهد کودک و اتاق مادر در محل کار است. این مسئله به نظر می‌رسد به حداقل‌ترین صورت ممکن به آن پرداخته شده است. چه کسی پاسخگو است و وظیفه مجلس در این موضوع چیست؟

مجلس در طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده، به این موضوع توجه ویژه نشان داده است. در این طرح دستگاه‌های ماده ۲۹ قانون برنامه ششم توسعه و کلیه شرکت‌ها و مؤسسات وابسته به آنها مکلف شده‌اند که طی ۶ ماه پس از ابلاغ قانون، فضایی را جهت رفع نیازهای نوزاد، استراحت مادر و شیردهی و نگهداری کودکان طراحی و تجهیز کنند. همچنین با مشارکت بخش خصوصی یا خرید خدمت، نسبت به تأمین مهدکودک برای نگهداری کودکان مادران شاغل اقدام کنند.

این تمهیدات در زمینه اتاق‌های مادر و کودک و مهد کودک در طرح جمعیت توسط مجلس در نظر گرفته شده است. اما علاوه بر این، مجلس به تأمین امنیت شغلی این مادران و همچنین حمایت‌های تغذیه‌ای و بهداشتی مادران دهک‌های پایین در دوران شیردهی نیز ورود کرده است. قطعاً در صورت تصویب طرح، از حیث نظارتی ورود کرده و حسن اجرای این مفاد را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

متولی افزایش سرانه شیر مادر و همچنین تأمین شیرخشک در کشور کیست؟ مجلس چه وظیفه‌ای در این موضوع دارد؟

عمده تمرکز برنامه‌ریزی و ملاحظات بودجه‌ای بر تغذیه با شیر مادر و توسعه فرآیندهای منجر به این هدف است. نظیر آموزش مربیان، ایجاد و توسعه بیمارستان‌های دوستدار کودک و اتاق‌های ویژه مادر و نوزاد و غیره که البته این به معنای عدم توجه به تأمین شیرخشک نیست. به هر حال نوزادانی هستند که از بدو تولد نیازمند مراقبت‌های ویژه تغذیه‌ای هستند و به توصیه پزشک ضروری است شیر خشک مصرف کنند، یا گاه به جهت برخی بیماری‌ها ممکن است یک مادر قادر به شیر دادن نوزاد خود نباشد یا نیاز باشد در کنار شیر مادر، کودک را با شیر خشک نیز تغذیه کند.

در هر صورت تأمین شیرخشک هم نیازمند توجه است. ما در مجلس در قانون بودجه ۱۴۰۰، به موضوع یارانه شیرخشک توجه داشتیم و در بودجه لحاظ شده است. اتفاقاً رشد اعتبار ۱۰۰ درصدی نیز در این زمینه صورت گرفته است. ضمن آن‌که به طور ویژه، یارانه شیر خشک بیماران متابولیک نیز در لایحه پیشنهادی دولت، ۲۵ درصد افزایش اعتبار داشت که مجلس نیز بر آن صحه گذاشت. با توجه به بالا بودن قیمت شیرخشک بیماران متابولیک، اختصاص اعتبار برای این مسئله جهت کاهش هزینه‌های سبد این خانوارها ضروری است.

علاوه بر این بودجه‌ای نیز برای آموزش زنان شیرده ذیل وزارت بهداشت دیده شده است. همچنین نقش دیگر مجلس نظارت بر مصرف بودجه در این مسیر در وزارت‌خانه‌های مربوطه است. ما سال گذشته بر نحوه هزینه‌کرد بودجه در وزارت بهداشت به ویژه در بخش ناباروری و سلامت بارداری نظارت ویژه داشتیم. این فرآیند نظارتی، در سایر بخش‌ها نیز گسترش خواهد یافت.

صنعت شیرخشک بسیار ارزآور است و با توجه به شرایط تحریمی ایران می‌تواند جز کالاهای استراتژیک تلقی شود. برنامه حکومت برای بی نیازی از واردات شیرخشک و درآمدزایی حداکثری در این زمینه چیست؟ مجلس چه نقشی دارد؟

تأمین بازار صادرات این محصول محدود به چند کشور بوده و این کشورها نیز با توجه به شرایط داخلی، با مبالغی پایین‌تر خواهان شیرخشک هستند و همین امر مشکلاتی را برای صادرات این محصول ایجاد کرده است.

بایستی دولت تلاش کند موانع موجود در امر صادرات این محصول را مرتفع ساخته و با افزایش مقاصد بازاری، سبب تسهیل صادرات این محصول شود. ان‌شاءالله دولت سیزدهم با توجه کامل به سبد تغذیه خانواده‌ها و کاهش هزینه‌های ضروری زندگی مردم و همچنین تأمین و گسترش فضای تولید و صادرات محصولات داخلی وضعیت را بهبود بخشد.

حقوق زنان بعد از مرگ به همسرانشان می‌رسد؟

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰، توسط برنا

پس از ‌‌‌‌‌فو‌ت کارمندان زن، بازماندگان آن‌‌‌ها ‌‌می‌توانند از حقوق آن‌ها استفاده کنند.

 وقتی کارمندان فوت ‌‌می‌کنند به علت این‌که بیمه هستند بازماندگان ‌‌می‌توانند از حقوق آن‌ها استفاده کنند اما این حقوق زنان دارای شرایط و قوانین به خصوص خود ‌‌می‌باشد. در این مطلب به موضوع حقوق زن بعد از فوت می‌پردازیم.

دریافت حقوق کارمندان زن بعد از ‌‌‌‌‌فو‌ت فقط برای افراد زیر ممکن ‌‌می‌باشد:

فرزندان و شوهر او

چنان‌چه زن دارای همسر و فرزند باشد و عقد او و شوهرش دائمی بوده باشد طبق قانون بعد از مرگش همسر و فرزندانش ‌‌می‌توانند از حقوق او استفاده کنند.

پدر و مادر او

در صورتی‌که زن کارمند دارای همسر و فرزند نباشد و ‌‌‌‌‌فو‌ت‌ کند‌ پدر و مادر او ‌‌می‌توانند حقوق وی را دریافت کنند.

قوانین مهم دریافت حقوق کارمندان زن بعد از ‌‌‌‌‌فوت

برای دریافت حقوق کارمندان زن بعد از ‌‌‌‌‌فو‌ت ‌‌می‌بایست به برخی قوانین این امر توجه نمود. شوهر برای دریافت حقوق زن کارمند خود بعد از ‌‌‌‌‌فو‌تش ‌‌می‌بایست حتما بالای شصت سال سن ‌داشته باشد و برای انجام کار ناتوان باشد.

    پسر ‌‌می‌تواند بعد از ‌‌‌‌‌فو‌ت مادر کارمندش تا زمانی که تحصیل ‌‌می‌کند از حقوق او استفاده نماید و دختر نیز تا زمان ازدواج مجاز است که از حقوق مادرش استفاده کند.

پدر و مادر خانم کارمند ‌‌‌‌‌فو‌ت شده نیز ‌‌می‌بایست قبل از ‌‌‌‌‌فو‌ت او تحت تکفلش بوده باشند تا بتوانند در صورت ‌‌‌‌‌فو‌ت او نیز از حقوقش استفاده کنند.

اگر زن کارمند دارای همسر، فرزند، پدر و مادر نباشد حقوق او پس از ‌‌‌‌‌فو‌ت به خواهر و برادرش تعلق ‌‌نمی‌گیرد.

چگونه ‌‌می‌توان حقوق زنان بعد از فوت دریافت کرد‌‌‌‌؟

بازماندگان زنان کارمند ‌‌‌‌‌فو‌ت شده ‌‌می‌بایست ابتدا به اداره بیمه مراجعه نمایند و درخواست کنند که حقوق فرد متوفی از این پس به حساب آن‌ها واریز گردد.

اداره بیمه نیز پس از انجام بررسی‌های لازم، اگر درخواست فرد متقاضی را صحیح بداند حقوق کارمند زن ‌‌‌‌‌فو‌ت شده را به حساب او به صورت ماهانه واریز ‌‌می‌کند.

اگر زن کارمند ‌‌‌‌‌فو‌ت شده دارای بدهی باشد بازماندگان ‌‌می‌بایست این بدهی‌‌‌ها را از حقوق او پرداخت کنند و تا زمانی که بدهی‌‌‌ها به‌صورت کامل پرداخت نشده باشند بازماندگان نباید از حقوق آن زن استفاده کنند.

وجود بیش از ۱۴ هزار کودک مطلقه و بیوه در ایران – یک استان رکورددار بیشترین کودکان مطلقه

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰، توسط همشهری آنلاین

یک کنشگر حقوق کودکان گفت: معمولا در روستاها اول کودکان را صیغه می‌کنند و سپس خانواده دختر با آن صیغه‌نامه قاضی را تحت فشار قرار می‌دهد تا مجوز ازدواج رسمی را صادر کند و متاسفانه همین صیغه باعث شده حتی افزایش سن قانونی ازدواج هم مشکل ما را حل نکند.

بر اساس آمار منتشرشده مرکز آمار ایران در سال گذشته ۳۱ هزار و ۳۷۹ دختر ۱۰ تا ۱۴ ساله ازدواج کردند. این آمار در مقایسه با آمار سال ۹۸ بیانگر رشد ۱۰.۵ درصدی ازدواج دختران در این رده سنی است که آمار منتشره تنها معطوف به ازدواج های ثبت شده در سازمان ثبت احوال کشور است و معلوم نیست چه تعداد از این ازدواج ها ثبت نشده است و دخترانی با عروسک هایشان راهی خانه بخت شدند.

اذن پدر و رأی دادگاه برای ازدواج های سن پایین کافی است

یک کنشگر حقوق کودکان و حقوقدان در تعریف کودک همسری و ارتباط بلوغ جسمی با فرارسیدن سن ازدواج گفت: برای تعریف کودک همسری باید ابتدا کودک را تعریف کرد. مطابق کنوانسیون حقوق کودک که ایران هم آن را پذیرفته، منظور از کودک افراد انسانی زیر ۱۸ سال است. ماده ۱ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ نیز در بند ۱ و ۲؛ دوران کودکی را به دو دوران «طفولیت و نوجوانی» تقسیم کرده و طفل را هر فردی که به «سن بلوغ شرعی نرسیده» و نوجوان را هر فرد زیر ۱۸ سال کامل شمسی که به «سن بلوغ شرعی رسیده است»، تعریف کرده است.

سمیرا دماوندی افزود: مطابق ماده ۱۴۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ سن بلوغ در دختران و پسران، به ترتیب، نه و پانزده سال تمام قمری است بنابراین طفل دختر و پسر کسی است که کمتر از ۹ سال و ۱۵ سال سن دارد و بیش از این سن دوران نوجوانی است یعنی مطابق قانون حمایت ۹۹ دوران نوجوانی دختران از ۱۰ سالگی و پسران از ۱۶ سالگی آغاز می شود.

او ادامه داد: این توضیحات نشان می دهد که اول، ما در قوانین مختلف سن های مختلفی را برای دوران کودکی مطرح کردیم و خود این موضوع باعث سردرگمی است. دوم اینکه ۱۰ سالگی بدون تحقیق در مورد تغییرات هورمونی بدن دختران تعیین شده زیرا سن عادت ماهانه دختران بیشتر از ۱۰ سالگی است و انتظار می رفت در تصویب قانون مجازات ۱۳۹۲ و قانون حمایت ۱۳۹۹ این موارد مورد توجه قرار گیرد اما متاسفانه چنین نبوده است.

این حقوقدان بیان کرد: از طرفی کنوانسیون حقوق کودک نیز به دولت ها اجازه تعیین سن کودکی متفاوت از کنوانسیون را داده است چراکه بیان می کند: «از نظر این کنوانسیون منظور از کودک افراد انسانی زیر سن ۱۸ سال است مگر این که طبق قانون قابل اجرا در مورد کودک ، سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود.» بنابراین بهتر بود کنوانسیون در تعیین سن کودکی قاطعانه برخورد می کرد و دولت های عضو را به تعیین سن یکسان تشویق می کرد اما به طور کلی با توجه به مجموع قوانینی که بیان کردم، «کودک به افراد زیر ۱۸ سال تمام شمسی گفته می شود.»

او گفت: حالا که سن کودکی مشخص شده می توان کودک همسری را تعریف کرد؛ «کودک همسری به شکلی از زندگی گفته می شود که در آن افراد انسانی قبل از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام اقدام به ازدواج می کنند و یا از طرف والدین و سرپرستان قانونی خود تزویج می شوند.» تعیین سن برای ازدواج در کشور ما پیشینه تاریخی دارد اما ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی در سال ۱۳۱۳ به تصویب رسید که طبق آن سن ازدواج برای دختر ۱۵ و برای پسر ۱۸ سال در نظر گرفته شد و کمتر از این سن با رعایت شرط مصلحت و پیشنهاد مدعی العموم و تصویب محکمه ازدواج محقق می شد اما در سال ۵۳ این قانون تغییر کرد و سن ازدواج دختر ۱۸ سال و پسر ۲۰ سال قمری قید شد.

دماوندی افزود: قبل از این سن باز هم اجازه داده شد که ازدواج امکان پذیر باشد اما این ماده قید کرد کمتر از ۱۸ سال تا سن ۱۵ سال ازدواج امکان پذیر است و کمتر از آن بدون هیچ شرطی اجازه داده نمی شود و همچنین تصریح شد که برای زندگی زناشویی توان جسمی و روانی باید لحاظ شود و نظر دادستان و تصویب دادگاه شهرستان لازم است.

این فعال حقوق کودکان در ادامه توضیح داد: نهایتا در سال ۸۱ مجمع تشخیص مصلحت نظام اصلاحات آخر در مورد ماده ۱۰۴۱ را به تصویب رساند و از این پس براساس این ماده: «نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تمام و پسر قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط (شد) به اذن ولی به شرط مصلحت با تشخیص دادگاه.» اما اگر به تاریخچه تعیین سن ازدواج در ایران از دوران باستان تا به امروز بنگریم، سن ازدواج در کودکی همواره از ۱۴ سالگی تا ۱۸ سالگی متغییر بوده و تعیین کف سنی ازدواج هم مانع ازدواج و ترویج کودکان نشده است.

طبق قوانین بین المللی ازدواج های زیر ۱۸ سال را ممنوع کنیم

دماوندی با تاکید بر اینکه ازدواج زیر ۱۸ سال باید ممنوع شود، گفت: دلیل اصلی برای تشویق به افزایش سن ازدواج، بهبود شرایط فکری، جسمی، اقتصادی و استقلال دختران و پسران برای قبول مسئولیت های زناشویی و مسئولیت هایی که به عنوان والد بر عهده دارند، بوده است بنابراین بهترین سن برای ازدواج زمانی است که افراد به خودشکوفایی رسیده اند و قادر به تشکیل و اداره زندگی خود و فرزندان خود باشند اما بهتر است ما هم مانند بسیاری از کشورها و با توجه به رهنمودهای سازمان ملل، با در نظر گرفتن مصالح عالیه کودکان، ازدواج زیر ۱۸ سال را از جهت اجتماعی و اقتصادی ممنوع کنیم.

این حقوقدان درخصوص عواقب کودک همسری بیان کرد: در سیاست های کلی نظام خانواده ابلاغی ۱۳۹۵، خانواده اینگونه تعریف شده است: «خانواده واحد بنیادی و سنگ بنای جامعه اسلامی و کانون رشد و تعالی انسان و پشتوانه سلامت و بالندگی و اقتدار و اعتلای معنوی کشور و نظام است» بنابراین خانواده نقشی بنیادی در شکل گیری شخصیت فرد ایفا می کند و کانون رشد و تعالی ویژگی های شخصیتی افراد در جامعه، خانواده است. درجوامعی که دختران آینده ای جز ازدواج و فرزندآوری ندارند و در عین حال خانواده نیز از توان فکری و مالی برای حمایت از دختران خود برخوردار نیست، همچنین نبود امکانات آموزشی و افزایش ترک تحصیل، تعصب های فرهنگی، دیدگاه های مذهبی و بسیاری دلایل دیگر موجب افزایش کودک همسری می شود.

اغلب زنان سرپرست خانوار در کودکی ازدواج کرده اند

او در پاسخ به این سوال که چه راهکارهایی برای این معضل اجتماعی پیشنهاد می کنید، گفت: آموزش به والدین و تبیین مشکلات ازدواج در کودکی، آموزش به دختران و پسران، افزایش مهارت های خودباوری، حمایت مالی از خانواده های کم برخوردار برای مقابله با ترویج کودکان، تصویب قوانین جامع و مانع در خصوص تعیین سن ازدواج، ممنوع کردن ازدواج های غیررسمی، جرم انگاری بازدارنده در خصوص ازدواج های غیررسمی و برخلاف قانون، شناسایی کودکان در معرض ازدواج زودهنگام و حمایت های حقوقی و مشاوره های روانشناسی، افزایش امکانات رفاهی، تحصیلی و بهداشتی در محله های حاشیه نشین، روستاها و مناطق کم برخوردار، استفاده از رسانه های جمعی و آموزش و پرورش جهت تبیین معضلات ازدواج های زودهنگام و اجباری، رایزنی و همفکری با افراد مذهبی و بزرگان قبیله برای بهبود حقوق کودکان و زنان و مردان و از همه مهم تر صرف بودجه برای طراحی و اجرای برنامه های پیشگیرانه رشدمدار و اجتماع مدار با هدف ایجاد زمینه خودشکوفایی افراد جامعه به جای صرف هزینه های بسیار در جهت مقابله با جرم و آسیب های اجتماعی پس از آن از جمله راهکارهایی است که باید برای مقابله با کودک همسری به کار برد.

این کنشگر حقوق کودکان ادامه داد: خانواده نابهنجار باعث شکل گیری نادرست شخصیتی و اجتماعی افراد می شود و همین موضوع رفتارهای نابهنجار اجتماعی را افزایش می دهد. ما چطور انتظار داریم نسلی شاد و سرزنده داشته باشیم که در جهت خودشکوفایی خود و جامعه تلاش کند در حالی که این نسل باید قبل از خودشکوفایی ازدواج کند؟ اگر نگاهی به آمار افراد تحت سرپرستی کمیته امداد و بهزیستی در کشور بیندازید، اغلب این افراد خصوصا زنان سرپرست خانوار کسانی بوده اند که برحسب اجبار یا به دلخواه خود و یا براساس افکار فرهنگی خانواده و منطقه ای که در آن ساکن هستند، در کودکی و پیش از خودشکوفایی فکری و اقتصادی ازدواج کرده اند.

او افزود: مطابق آمار مرکز پژوهش های مجلس از وضعیت اجتماعی ایرانیان در بهار ۱۳۹۹، تعداد مددجویان تحت پوشش بهزیستی در سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۸ روند افزایشی داشته و در مدت سه سال از ۲۲۰۴۳۹۲ به ۲۶۳۲۹۴۶ نفر رسیده است همچنین تعداد خدمات گیرندگان از مراکز آسیب های اجتماعی بهزیستی از ۵۲۱۲۵۱ نفر در سال ۹۵ به ۹۴۵۳۹۴ نفر در سال ۹۸ رسیده همچنین، تعداد زنان سرپرست خانوار از ۱۷۸۴۰۳ در سال ۹۴ به ۲۵۵۶۹۲ نفر در سال ۹۸ رسیده است.

دماوندی اظهار کرد: مادرانی که هنوز دوران کودکی خود را طی نکرده اند و بهره کافی از روابط عاطفی والدینی نبرده اند، بعد از ازدواج باید پاسخگوی نیازهای عاطفی نوزادان خود باشند در عین حال باید همسران خوبی هم باشند حال اگر همین «کودک مادر» از سوی همسر خود مورد رفتار خشونت آمیز قرار بگیرد یا رها شود، به دریافت کمک های مالی و حقوقی نیازمند می شود و بودجه های کلانی باید صرف مراقبت از این زنان و فرزندان آنها صرف شود در حالی که همین بودجه می توانست در جهت خودشکوفایی اجتماعی و اقتصادی این زنان صرف شود.

ازدواج های سن پایین دوام ندارند

این حقوقدان با تاکید بر اینکه ازدواج های سن پایین دوامی ندارند، گفت: به دلیل نبود رشد فکری و عدم درک صحیح زندگی مشترک دوام ازدواج های این چنینی پایین است و همین امر به افزایش طلاق، تشکیل پرونده های مالی برای دریافت مهریه و افزایش جمعیت زندانیان مهریه منجر می شود که نتیجه مستقیم این موضوع، افزایش بار مالی دولت در تامین هزینه های قضایی، سازمان زندان ها و حمایت از خانواده های زندانیان است.

دماوندی ادامه داد: از سوی دیگر، ازدواج زودهنگام و بارداری، آسیب های جسمی و روحی سختی به این کودک همسران وارد می کند که همین موضوع هم تاثیرات قابل پیش بینی بر رفتار فرزندان و تربیت آنها می گذارد درواقع ما یک چرخه و تسلسل باطل از رفتارهای نابهنجار اجتماعی و تاثیر آن بر سلامت جامعه، سازندگی و پیشرفت کشور داریم.

حذف دوران جوانی هزینه سنگینی بر دوش دولت می گذارد

او در خصوص تاثیر حذف دوران نوجوانی بر فرد عنوان کرد: دوران نوجوانی مرحله بسیار مهمی در زندگی هر انسانی است. این مرحله از اهمیت ویژه ای در شکل گیری شخصیت افراد برخوردار است. کشورها سرمایه گذاری های عمده ای در رشد، تربیت و آموزش و پرورش افراد در سنین نوجوانی می کنند درواقع تغییرات اساسی در ساختار جوامع و دست یافتن به جامعه پیشرو و خودباور، با سرمایه گذاری در این دوران اعمال می شود حال اگر ما این دوران را از زندگی افراد حذف کنیم چه جامعه ای به دست می آوریم؟ جامعه ای ناامید، بی انگیزه، با اعتماد به نفس و عزت نفس پایین و خشونت زده درواقع حذف این دوران علاوه بر اینکه باعث از بین رفتن دوره ای از زندگی خود آن فرد می شود، نسل های بعدی را هم تحت تاثیر می گذارد و اتفاقا هزینه های اقتصادی و اجتماعی بسیاری هم بر دولت ها بار می کند.

بیش از ۱۴ هزار کودک مطلقه یا بیوه در کشور وجود دارد

دماوندی در پاسخ به این سوال که معضل کودک بیوه چقدر کودک همسرها را تهدید می کند، گفت: هرساله ارقامی در مورد کودکان مطلقه و بیوه زیر ۱۸ سال از سوی مراکز پژوهشی و اماری استخراج می شود، با توجه به آمار سال ۱۳۹۵ درحال حاضر بیش از ۱۴ هزار دختر زیر ۱۸ سال مطلقه یا بیوه در کشور وجود دارد که خود این موضوع یک آسیب اجتماعی است.

او افزود: این افراد نیازمند کمک های روان درمانی و روان شناختی، آموزش های شغلی و فرزند پروری و همچنین حمایت های مالی هستند که پیشتر هم عرض کردم، سازمان هایی مثل کمیته امداد و بهزیستی باید این مسئولیت ها را به دوش بکشند در عین حال، افسردگی، سرخوردگی و بسیاری از معضلات دیگر نیز زندگی این دختران را در اجتماع تحت تاثیر قرار می دهد.

تولد کودکانِ بدون شناسنامه در پی ازدواج های صیغه ای

او درباره علت افزایش کودک همسری تاکید کرد: علت اصلی افزایش کودک همسری فقر مالی و فرهنگی است.

این کنشگر کودکان از تولد کودکان بدون شناسنامه در ازدواج های شفاهی خبر داد و گفت: معمولا در روستاها اول بچه ها را صیغه می کنند و بعد خانواده دختر با آن صیغه نامه قاضی را تحت فشار قرار می دهد تا مجوز ازدواج رسمی را صادر کند و متاسفانه همین صیغه باعث شده حتی افزایش سن قانونی ازدواج هم مشکل ما را حل نکند ضمن اینکه در بین اهل سنت ازدواج و طلاق شفاهی رواج دارد که باعث به وجود آمدن کودکان بدون شناسنامه در آن مناطق شده است که البته ازدواج های صیغه ای هم باعث تولد این کودکان می شود.

وام ازدواج و طلاق توافقی پس از آن در افزایش کودک همسری بی تاثیر نیست

دماوندی وام ازدواج را هم بی تاثیر ندانست و بیان کرد: با افزایش وام ازدواج، مردم به تزویج کودکان خود روی آوردند و قانون هم شرایط را فراهم کرده است درواقع وام می گیرند سپس طلاق توافقی جاری می کنند و امکان حذف نام همسر هم از شناسنامه وجود دارد که همین عامل باعث افزایش کودک همسری شده است هرچند که نمی توانیم بگوییم همه ازدواج ها به این شکل هستند، درواقع ما چندمدل ازدواج کودکان داریم که شامل ازدواج برای وام، سنت های قومی و قبیله ای و خون بس می شود البته دربرخی مواقع هم خودِ کودکان اجبار به ازدواج دارند؛ مثلا در سال ۹۹ در روستای شادآباد آذربایجان شرقی، یک دختر ۱۱ ساله با پسر ۱۴ ساله فرار کردند و به خانواده اعلام کردند که می خواهند با هم ازدواج کنند.

آذربایجان شرقی؛ رکورددار بیشترین کودکان مطلقه

این پژوهشگر حقوقی ادامه داد: در آذربایجان شرقی که بالاترین آمار کودک مطلقه را شاهد هستیم، یک رسم به نام «قیزقاچیرتماخ» وجود دارد که دختر و پسر خانه یکی از اقوام پسر می روند و اعلام می کنند می خواهیم ازدواج کنیم و اقوام نیز آنها را صیغه می کنند درواقع می توان گفت در آذربایجان شرقی اجبار به ازدواج از طرف دخترها در سنین پایین بسیار زیاد است چرا که ممکن است در خانه پدر و مادر با خشونت و فقر مواجه باشند و فکر کنند اگر خودشان ازدواج کنند، بهتر زندگی می کنند خصوصا بحث خرید جهیزیه و وسایل جدید و هدایایی که داده می شود یک علاقه و میل به ازدواج ایجاد می کند تا جایی که که اگر دختری تا ۱۸ سالگی ازدواج نکند، دچار افسردگی شده و حتی انگ می خورد.

این فعال حقوق کودکان از استانی که بیشترین کودکان مطلقه مربوط به آن هستند، نام برد و گفت: آذربایجان شرقی بالاترین آمار کودک مطلقه را دارد. چون این دخترها بعد از دو سال با مشکلات بسیاری که برایشان به وجود آمده مثل دلزدگی یا خیانت و… طلاق می گیرند.

او ادامه داد: طبق آمار به دست آمده استان آذربایجان شرقی در ازدواج زودهنگام و کودک همسری و همچنین در طلاق گروه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال در سال ۱۳۹۹ رتبه دوم کشور قرار دارد. در بین شهرستان های این استان نیز کودک همسری در شهرستان های ملکان، بستان آباد، سراب و چاراویماق بیشتر رایج است و بالاترین درصد طلاق نیز در ازدواج های زودهنگام در شهرستان ورزقان، ملکان، سراب، خداآفرین، کلیبر و هشترود مشاهده شده است.

سهم ۹۶ درصدی زنان از معاینات«همسرآزاری جسمی» پزشکی قانونی/ افزایش زنان مدعی«همسرآزاری روانی»

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰، توسط ایسنا

بر اساس آمار منتشره مرکز آمار ایران، ۹۶ درصد از مجموع ۸۰ هزار و ۱۸۷ مورد معاینه مدعیان همسرآزاری جسمی پزشکی قانونی طی سال ۹۹ به زنان مدعی همسرآزاری جسمی معطوف می شود و سهم مردان در این بین چهار درصد است.

بنا بر آمار منتشره از سوی مرکز آمار ایران، مجموع موارد معاینات مدعیان همسرآزاری جسمی در بهار، تابستان، پاییز و زمستان ۹۹ حاکی از آن است که طی سال گذشته تعداد ۸۰ هزار و ۱۸۷ مورد معاینه جسمانی در این خصوص توسط پزشکی قانونی انجام شده است که سهم زنان مدعی همسر آزاری جسمی از این معاینات ۷۷ هزار و ۹۶ مورد معاینه و سهم مردان مدعی همسرآزاری جسمی ۲۹۹۱ مورد معاینه بوده است.

در واقع زنان مدعی همسرآزاری جسمی، ۹۶ درصد و مردان مدعی همسرآزاری جسمی، چهار درصد از کل معاینات مربوط به مدعیان همسرآزاری جسمانی پزشکی قانونی طی سال ۹۹ را به خود اختصاص داده اند.

همچنین با توجه به آمار منتشره، در مجموع ۵۸۵ هزار و ۳۷۴ مورد معاینه مربوط به نزاع جسمانی طی سال گذشته در پزشکی قانونی انجام شده است که ۱۳.۶ درصد از این معاینات به مدعیان همسرآزاری جسمانی معطوف می‌شود.

به طور کلی اما اگرچه موارد معاینه نزاع جسمانی طی سال ۹۹ در قیاس با سال ۹۸ با تعداد ۵۸۲ هزار و ۵۶۷ مورد معاینه، روند افزایشی داشته است اما در عین حال موارد معاینات مربوط به مدعیان همسرآزاری جسمانی طی سال ۹۹ در قیاس با آمار سال ۹۸ (تعداد ۸۵ هزار و ۳۵۷ مورد معاینه) کاهش داشته است. این روند کاهشی هم در موارد معاینه زنان مدعی همسرآزاری جسمی و هم در موارد معاینه مردان مدعی همسرآزاری جسمی دیده می شود.

معاینات مربوط به نزاع و درگیری روانی نیز از ۹۹۹ مورد در سال ۹۸ با درصدی رشد به ۱۱۲۱ مورد معاینه در سال ۹۹ رسیده است. از این تعداد، ۱۸۲ مورد معاینه به معاینات مدعیان همسرآزاری روانی معطوف می شود که ۱۰ مورد از این ۱۸۲ مورد معاینه، برای مردان مدعی همسرآزاری روانی و ۱۷۲ مورد برای زنان مدعی همسرآزاری روانی انجام شده است.

در واقع ۹۴.۵ درصد از معاینات مدعیان همسرآزاری روانی پزشکی قانونی طی سال ۹۹ به زنان معطوف می شود و سهم زنان مدعی همسرآزاری روانی از معاینات انجام شده در این خصوص همانند همسرآزاری جسمی، بیشتر از مردان است.

این در حالی است که طی سال ۹۸ از ۱۵۲ مورد معاینه انجام شده بر روی مدعیان همسرآزاری روانی، ۴۹ مورد معاینه سهم مردان و ۱۰۳ مورد سهم زنان بوده است. به این ترتیب طی سال گذشته آمار مردان مدعی همسرآزاری روانی در قیاس با سال ۹۸ کاسته و آمار زنان مدعی همسرآزاری روانی افزایش یافته است.

به طور کلی ۱۶ درصد از تعداد کل معاینات مربوط به نزاع روانی طی سال ۹۹ نیز به مدعیان همسرآزاری روانی معطوف می‌شود.

مطابق با تعریف ارائه شده در این آمار، هرگونه سوءرفتار و آزار جسمی، جنسی، روانی و سهل انگاری که توسط شوهر نسبت به زن و یا برعکس انجام شود؛ مصداق «همسرآزاری» بر شمرده شده است.

همچنین موارد یاد شده مطابق با مجموع آمار فصل های بهار، تابستان، پاییز و زمستان ۹۹ مرکز آمار ایران استخراج شده و این در حالی است که هنوز آمار سالیانه (سال ۹۹) منتشر نشده و امکان اختلاف در مجموع آمار های فصلی با آمار سالیانه به دلیل اختلاف در تاریخ گزارش‌گیری و بعضا افزایش آماری که اکنون منتشر شده است، وجود دارد.

روایت‌ سه زن از وضعیت این روزهای افغانستان

ارسال شده در ۶ شهریور ۱۴۰۰، توسط ایسنا

اخبار کوتاه بود و شوکه‌کننده؛ هرات سقوط کرد، کابل به دست طالبان افتاد. زمان گم می‌شود و از خود می‌پرسیم آیا واقعا این اخبار قرن ۲۱ است یا کابوسی که اگر بیدار شویم تمام می‌شود؟ اما واقعیت همین است که افغانستان حالا تقریبا به دست طالبان افتاده و آنچه تصاویر منتشرشده و صحبت‌های مردم این کشور نشان می‌دهد، گرد وحشتی است که بر سراسر این کشور نشسته است؛ وحشتی که حتی مردانی را برای فرار بر بال‌های هواپیمای آمریکایی نشاند که بی‌توجه به حضور مردم در باند پرواز کردند و تصویری آخرالزمانی خلق کردند.

طالبان می‌گویند عوض شده‌اند و حتی به زنان اجازه اشتغال و تحصیل خواهند داد. شاید عده‌ای بگویند قضاوت درباره رویه جدید طالبان زودهنگام است اما طی هفته‌های اخیر چند تصویر و خبر باعث تداوم بدبینی به این گروه شده است. روزهای اولی که برخی ولایت‌های افغانستان به دست طالبان افتاد، تصاویری از اطلاعیه‌ طالبان منتشر شد که زنان را ملزم به پوشیدن برقع و حضور در شهر با محارم می‌دانست و در همان روزها ویدئویی از تنبیه شدید یک زن با چوب از سوی طالبان فقط بخاطر نداشتن محرم به همراهش در خیابان به طور گسترده دست به دست شد. در همین روزها این خبر نیز که طالبان خانه به خانه می‌گردد و دخترهای بالای دوازده سال را برای ازدواج با اعضای خود می‌برد، منتشر شد.

طالبان اما با انتشار تصاویری از خود که به یک پزشک زن می‌گوید اجازه فعالیت دارد یا حضور در شبکه طلوع‌نیوز در برابر یک مجری زن تا حدودی توانست فشارها را از روی خود بردارد اما همین چند روز پیش به روی افرادی که فقط پرچم افغانستان را بالا برده بودند آتش گشود.

برای ارزیابی بهتر این اخبار ضد و نقیض، با زنانی از خود این کشور به گفت‌وگو نشستیم که مجموع آن نشان می‌دهد آینده وضعیت زنان و سایر موضوعاتی که مردم افغانستان نگران آن هستند در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. با این توضیح که بخاطر خطرات احتمالی از نام مستعار برای این زنان استفاده شده است.

«کیمیا» دختر ۲۵ ساله ساکن کابل است که زندگی اجتماعی موفقی داشته اما برای حفظ جانش، از گفتن جزئیات زندگی‌اش چشم می‌پوشیم. او حرف‌هایش را با ابراز نگرانی از بازرسی خانه به خانه طالبان برای دستگیری و مجازات زنان و افراد فعال و مخالف این گروه شروع می‌کند اما می‌گوید هنوز اطلاعات موثقی از شروع این جست‌وجوی خانه به خانه در دسترس نیست: «خبرهایی از دستگیری چند تن از فعالان شنیده شده و مطمئنیم که بازرسی خانه به خانه نیز آغاز خواهد شد.»

او از دوران قبلی حکومت طالبان چیزی به یاد ندارد اما پدرش در آن زمان بیش از یک سال زندانی طالبان بوده، مادرش اجازه کار در بیرون از منزل نداشته و خواهر بزرگ‌ترش که بعد از بسته‌شدن مکتب دختران از تحصیل بازمانده بود، از طریق کاری در خانه، هزینه خانواده را تامین می‌کرد: «در آن زمان طفل بودیم اما کتاب‌ها و ویدئوها نشان می‌دهد و تاریخ شاهد است که طالب چه ظلمی بر مردم افغانستان روا داشته و از هیچ ظلمی خصوصا نسبت به زنان دریغ نکرده است. زنان قربانیان اصلی جنگ و دوره حکومت طالبان بودند. حتی حق شرعی خود یعنی تحصیل را نداشتند. بدون محرم نمی‌توانستند بیرون بروند و باید حتماً برقع می‌پوشیدند.»

طالبان دو چشم پدرم را گرفت

کیمیا همچنین می‌گوید در گذشته خواهرش که در آن زمان طفل بوده، چندین بار به خاطر پوشیدن پوتین بلند از سوی طالبان با شلاق تنبیه شده بود. دختر جوان باز هم تاکید می‌کند که چیزی از زمان طالبان به خاطر ندارد اما کتاب‌ها و روایت‌های اطرافیان برایش خیلی وحشتناک است: «وقتی پدرم بعد از یک سال و نیم از بند طالبان آزاد شد، مادرم را از صدایش شناخت. پدر به خاطر ضربه‌هایی که به سرش وارد شده بود، یک چشمش را از دست داده بود. در اواخر حکومت طالبان هم یک بار که پدر از خانه بیرون رفته بود، به دلیل اینکه ریش انبوه نداشت دستگیر شد و چشم دیگرش را هم از دست داد.»

حضور کمرنگ زنان در خیابان

او حالا به سختی از خانه خارج می‌شود و خانواده‌اش هم راضی به خروج او از خانه نیستند. اما کیمیا می‌گوید: «ما باید از خانه بیرون شویم. من هم وحشت دارم. وقتی از خانه بیرون می‌شوم فکر می‌کنم چیزی در تعقیب من است که ممکن است هر لحظه مرا از بین ببرد. فقط زنان این حس را ندارند، همه شهرها و حتی مردها دچار وحشتند. وحشتی در شهر پخش شده که در چشم هر کس و در زندگی روزمره مردم می‌توانیم ببینیم. مردان می‌ترسند و رفت و آمد زنان در بازار و شهر نسبت به قبل کمتر و کمرنگ‌تر شده است؛ حتی با چادر.»

گرد وحشت در افغانستان

ترس و وحشت کلماتی است که کیمیا بارها در حرف‌هایش از آن استفاده می‌کند و به شیوه های گوناگون و بدیع آن را توصیف می‌کند: «وقتی از خانه بیرون می‌شویم و وضعیت دستپاچه و ترسان مردم را می‌بینیم انگار که از آمدن قیامت خبر داریم. پلیس‌های طالبان که در ایستگاه‌ها ایستاده‌اند، از من لاغرتر و از لحاظ وضع جسمانی ضعیف‌ترند اما مردهای ما که خیلی هم قوی‌اند از آنها می‌ترسند. من تمام قدرت و انرژی خود را جمع کردم تا نترسم و بیرون شوم اما در چند قدمی همین طالب ضعیف بسیار ترسیده بودم. در حکومت قبلی مامور ترافیک هر چقدر کوشش می‌کرد که طفلی از سرک (خیابان) رد شود بسیار بدانجام بود. اما حالا کافیست طالب دست خود را تکان دهد. کسانی که پیاده هم باشند مکث می‌کنند و بعد دوباره حرکت می‌کنند. اینها همه از ترس و وحشتی است که بر اذهان مردم از قبل ماندگار شده است و مردم حالا هم می‌ترسند. گرچه می‌گویند طالبان عوض شده و حتی با تحصیل و کار زنان مشکلی ندارد اما حکومت هنوز به شکل رسمی آغاز نشده و ما نمی‌دانیم این حرف‌ها حقیقت دارد یا نه.»

با همه ادعاهایی که درباره تغییر طالبان مطرح می‌شود، شنیده‌ها حاکی از آن است که طالبان در مناطقی بازرسی خانه به خانه را شروع کرده است: «نمی‌دانیم شنیده‌ها چقدر حقیقت دارد اما مکان و سرنوشت برخی از زنان فعالی که دستگیر شده‌اند مشخص نیست. طالبان این خبرها را رد می‌کند و می‌گوید برخی از نام آنها استفاده می‌کنند اما هنوز حقیقت مشخص نیست. تجربه‌ای که ما از طالبان داریم نشان می‌دهد شنیده‌ها نمی‌تواند دروغ باشد.»

شهر خاموش و آینده‌ای که با خاک یکسان شد

کیمیا درباره وضعیت شهر نیز می‌گوید: «وقتی بیرون می‌شویم شهر در سر و صداست اما وقتی عمیق فکر می‌کنیم همه در سکوت قرار دارند. شهر، سرک‌ها (خیابان‌ها) و مردم همه خاموشند و این سکوت را با قلبمان می‌شنویم. ما هیچ وقت فکر نمی‌کردیم روزی طالب برگردد و همه برنامه‌ریزی‌هایی که برای زندگی و آینده خود داشتیم با خاک یکسان شود.»

مبارزه می‌کنیم

او اما به سکون و ناامیدی اکتفا نمی‌کند بلکه از مبارزه و روزهای روشن می‌گوید: «الان فقط در خانه نشستیم و منتظر روزی هستیم که ما را با خود ببرند. اما ما خاموش نمی‌نشینیم. این وضعیت ادامه پیدا نمی‌کند. ما ادامه می‌دهیم و مبارزه می‌کنیم. ما در جنگ متولد شدیم، در جنگ بزرگ شدیم و زندگی و جوانی‌مان در جنگ گذشت. اما نسل بعد از ما باید در آرامش باشد. ما مزه آبادی و آزادی را نچشیدیم اما آبادی و آزادی نسبی‌ای که داشتیم خیلی شیرین بود. حالا فکر می‌کنم که اگر واقعاً آرام و آزاد باشیم چقدر شیرین‌تر خواهد بود. گرچه ما آن آرامی را به دست نیاوردیم اما من و هم‌نسل‌هایم کوشش می‌کنیم نسل‌های بعدی ما آن را تجربه کنند و بتوانند آباد و آزاد زندگی کنند.»

جهان به ما پشت کرد، کشور هم‌زبان و هم‌فرهنگ مهاجران را بپذیرد

کیمیا در ادامه از کشورهای دیگر گلایه می‌کند که به افغانستان پشت کردند و صدای زنان و طفلان این کشور را نشنیدند: «سال‌ها در افغانستان فقط به خاطر آرامی، آبادی و آزادی، جنگ بود. اما امروز تمام جهان، ما را به حال خود رها و به ما پشت کرده است. ما هیچ وقت صلح را تجربه نکردیم. تمام جوانان، کهنسالان و خردسالان افغانستان در آرزوی این هستند که یک روز آرام باشند و جنگی نباشد. ما از ایران که هم‌زبان و هم‌فرهنگ ماست توقع بیشتری داریم. ما از ایران می‌خواهیم وقتی می‌بیند وطن ما آرام نیست مهاجران را با آغوش باز قبول کند. امروز یک وضعیت غیرقابل انتظار در افغانستان حاکم شده که مردم از ترس جانشان و صدمه‌رسیدن به فامیلشان فرار می‌کنند.»

اینجا دیگر گریه امانش نمی‌دهد: «هیچ کس دوست ندارد از وطن خود مهاجرت کند. بودن در وطن یک حس خیلی دوست‌داشتنی است که نمی‌توانیم در آرام‌ترین کشور دنیا نظیر آن را تجربه کنیم. من قلبا دوست دارم در وطن خود بمانم و به آن خدمت کنم. می‌دانم خواب و آرامشی که در کشور خودم دارم در کشور دیگری نخواهم داشت حتی اگر آن کشور هم‌زبان من باشد. از طرف دیگر تمام کسانی که مهاجرت می‌کنند، ترس این را دارند که فامیلشان صدمه ببیند و اذیت شوند. خانواده‌ام بارها از من خواسته‌اند که پاسپورت بگیرم و درخواست پناهندگی دهم. من می‌گویم وطن بسیار بسیار زخم خورده است اما هنوز ما را نرانده است. من حتی اگر با فشار خانواده پناهنده شوم، جای دیگری دوام نمی‌آورم و باز هم به افغانستان برمی‌گردم.»

صدای ما شوید

او در پایان از کشورهای همسایه، رسانه‌ها، فعالان مدنی و زنان خواست که «امروز که جهان به ما پشت کرده و طالبان در کوشش است مانند ۲۰ سال پیش صدای ما را خفه کند، آواز ما را بند کند و گلویمان را بسته کند، لطفا صدای ما شوید. اگر امروز می‌خواهند صدای ما را قطع کنند، شما کوشش کنید، حنجره ما شوید، صدای ما شوید و صدای ما را بشنوید.»

سرنوشت‌ نامعلوم دستگیرشدگان

«هانیه» دختری ۲۰ ساله اهل کابل است که از قضا دستی هم بر قلم دارد. تازه می‌خواسته وارد دانشگاه شود ولی با تسخیر کشور از سوی طالبان فکر می‌کند همه درها به رویش بسته شده است. شرایط کابل را نگران‌کننده توصیف می‌کند و می‌گوید طالبان خانه به خانه به دنبال کسانی هستند که با حکومت همکاری داشته‌اند، علیه این گروه فعالیت داشته‌اند یا صدایی بلند کرده‌اند و مشخص نیست بعد از دستگیری چه بلایی بر سر این افراد می‌آید: «هر لحظه صدای گلوله و انفجار به گوش می‌رسد. بیرون، گردشهر رفتن ممکن نیست. همه هراس دارند. هر لحظه صدای شلیک شنیده می‌شود. ما هم در سال‌های گذشته تجربه تلخی داشتیم اما نمی‌خواهیم نسل‌های دیگر همان تجربه‌های گذشته برایشان تکرار شود. کشورهای همسایه همگی ما را در بحران کنونی تنها گذاشتند. مردم قصد داشتند و دارند که از کشور خارج شوند اما همه مرزها و درهای برون‌رفت از افغانستان بسته شده است. کشورها حاضر به کمک به افغانستان نشده‌اند و فقط توانستیم کمکی از هند داشته باشیم که به خبرنگاران و فعالان مدنی ویزا داد اما سرنوشت میلیون‌ها زن، جوان، کودک و بزرگ دیگر چه خواهد شد؟ کشورهای همسایه و جهان به افغانستان کمک کنند تا حداقل مردمی که از طالب هراس دارند یا قرار است به آنها ضرر برسد، از کشور بیرون شوند.»

البته اینها تجربیات کابل است و روایت‌ها از نقاط دیگر افغانستان تلخ‌تر است و مایه نگرانی بیشتر: «زنان در ولایت‌های دیگر از جمله تخار، قندوز و بدخشان روایت‌های تلخی دارند. دخترها در بدخشان ربوده شدند و سرنوشتشان مشخص نیست. در تخار طالب سه زن را در ملاءعام سنگسار کردند، فقط به جرم اینکه برقع بر سر نداشتند. این یک روایت وحشتناک است. زنانی هم به جرم اینکه محرم نداشتند دستگیر و شکنجه شدند و سرنوشتشان مشخص نیست. روایت‌های مختلف وحشتناک از هرات هم به گوش می‌رسد و همه از هر طریق ممکن کوشش می‌کنند خودشان را نجات دهند.»

او اما وضعیت کابل را جور دیگری به تصویر می‌کشد: «ما در کابل هستیم، آفتاب در بیرون است، کابل روز است، اما من فکر می‌کنم شب و همه‌جا تاریک است. این شهر خود ما نیست. ما بی‌وطن شده‌ایم. طالبان وطن را از ما گرفته و آزادی‌های ما را سلب ساخته است. چیزهای زیادی از ما گرفته شده اما ما مبارزه می‌کنیم و دوباره همه حقوق، آزادی‌ها، وطن و هر دار و نداری که داشتیم دوباره از چنگ طالبان آزاد می‌کنیم.»

تاریخ افغانستان امروز صفر است

او از کتاب «هزاران خورشید تابان» تالیف خالد حسینی یاد می‌کند و می‌گوید خودش ۲۰ سال پیشِ افغانستان را ندیده اما فکر می‌کند خالد حسینی وضعیت امروز افغانستان را در آن کتاب به قلم کشیده است: «ما فقط قصه‌های آن روزها را از اقوام شنیده یا در کتاب‌های تاریخ خوانده بودیم اما حالا عین همان روزهای تلخ را پیش روی خود می‌بینیم. تاریخ تکرار می‌شود و ما مظلوم‌تر از قبل میان یک دره سیاه گیر مانده‌ایم.»

هانیه مهم‌ترین دغدغه زنان افغانستان در این روزهای پرآشوب را ازدست‌دادن ارزش‌هایی می‌داند که در ۲۰ سال اخیر با تلاش‌ها و قربانی‌های بسیار به دست آورده‌اند: «این قربانی‌ها ظرف دو هفته از دست رفتند و شرایط دشوارتری از گذشته پیش روی ماست. ما مجبوریم حداقل ۲۰ سال دیگر تلاش کنیم تا به ارزش‌های چند سال قبل برگردیم. تاریخ افغانستان امروز ۱۴۰۰ نیست، تاریخ افغانستان امروز صفر است. ما به گذشته برگشتیم. اما نمی‌خواستیم به گذشته برگردیم.»

او اما از ناامیدی نمی‌گوید بلکه معتقد است این پایان کار نیست و این کابوس وحشتناک روزی به پایان می‌رسد.

او درباره اخباری که از ازدواج اجباری کودکان بالای ۱۲ سال در افغانستان منتشر شده نیز می‌گوید: «یکی از دلایل اصلی که برخی خانواده‌ها می‌خواهند از افغانستان بیرون شوند، هراس از ازدواج اجباری دخترانشان با طالبان است و بیشتر خانواده‌هایی که دختر نوجوان دارند، می‌خواهند از کشور بیرون شوند. البته آنها کسانی را به بردگی جنسی می‌گیرند که از آنها می‌ترسند و همیشه سکوت کردند اما کسانی که نمی‌ترسند و مخالفت می‌کنند سرانجامشان چیزی به جز مرگ نیست.»

زندگی کابل رنگ داشت

هانیه و دختران و جوانان دیگر افغانستان در سال‌های اخیر از زندگی در کابل لذت برده‌اند؛ لذت‌هایی که حالا نگرانند برایشان آرزو شود: «کابل کافه‌های زیادی دارد که دختران و جوانان با بی‌خیالی در آنجا می‌خندیدند و حرف می‌زدند. کتابخانه‌ها ایجاد شده بود و برنامه‌های مختلف فرهنگی برگزار می‌شد. زندگی کابل تا همین سه هفته پیش رنگ داشت اما یک‌شبه همه چیز تغییر کرد. امروز در کوچه‌های کابل حتی آرایشگاه‌هایی که عکس زنان را پشت دروازه‌های خود داشتند مجبور شدند روی آن عکس‌ها رنگ سفید بزنند تا طالب برایشان دغدغه ایجاد نکند و کافه‌ها و دفترها بسته شدند.»

ما زنان دیروز نیستیم

اما او باز هم این روزها را پایان ماجرا نمی‌داند و از مقاومتی می‌گوید که در زندگی روزمره مردم جریان پیدا کرده است: «فعالان مدنی و گروه‌های مختلف تصمیم گرفته‌اند از خانه بیرون شوند و به طالب نشان دهند این شکنجه، زندانی‌شدن و اسارت را پذیرفتنی نمی‌دانند. به همین دلیل دختران و زنان شاغل بر سر کار خود رفتند. اخیراً هم تصویر خانم اتکپال در رسانه طلوع نیوز بطور زنده پخش شد. این چیزها نشان می‌دهد طالبان امروز نمی‌توانند مثل دیروز باشند، هر چند می‌توانند خشن باشند که هستند. طالب تغییر نکرده و بدتر و وحشی‌تر از دیروز است اما ما هم زنان دیروز نیستیم. این حق را به طالب نمی‌دهیم که آزادی ما را سلب کند و ما را مجبور کند برقع سر کنیم. ما به کار و زندگی و داشتن آزادی‌های خود ادامه می‌دهیم و حتی بیشتر از این آزادی‌ها را می‌خواهیم.»

هانیه البته گلایه می‌کند از خبرنگاران و فعالان مدنی ایران که برخلاف کشورهای دیگر هنوز سراغی از همسایه‌های افغانستانی خود نگرفته‌اند: «جمیع دختران حیران شده بودیم که چطور شده کشور هم‌زبان و همسایه ایران با ما در تماس نبودند.»

وضعیت هرات، متفاوت از کابل

«سلیمه» دختری ۲۶ ساله و شاغل است که در هرات زندگی می‌کند و معتقد است روایت‌هایی که از ولایت‌های مختلف درباره اعمال خشونت طالبان به گوش می‌رسد تا حدودی صدق می‌کند: «جغرافیای هرات مبداء و آغاز تحت حاکمیت قرار گرفتن طالبان بود. بسیار خوب به یاد دارم که پنجشنبه‌شب که هرات تحت حاکمیت قرار گرفت، تمام مردم در شوک بودند و هیچ کس باور نمی‌کرد که اینقدر زود هرات به گفته بسیاری تسلیم داده شود و یا به نوعی فروخته شود. مردم با تمام حیرانی منتظر اتفاقات روزهای آینده بودند. طی بیست و چهار ساعت، کمتر و یا بیشتر، طالبان نیروهای خیزش  مردمی که در راسشان امیرمحمد اسماعیل‌خان بود را خلع سلاح کردند و او به نوعی به حبس خانگی در آمد و طالبان بسیار زود تمام تجهیزات نظامی را در اختیار گرفتند. زمانی که این اتفاقات پی در پی افتاد، نگرانی مردم روزافزون شد، اما کابل تنها ولایتی بود که همه فکر می‌کردند ممکن است تنها راه بیرون‌رفت از این شرایط باشد. حتی مردم زیادی در صدد این بودند از هر راه ممکن خود را به کابل برسانند و جان فامیلشان را نجات دهند. اما با ورود طالبان و با توجه به ترس و هراسی که از طالبان دیروز بود و آوازه‌هایی مبنی بر اینکه دختران بالای ۱۲ سال به نکاح طالبان درمی‌آیند، به نظر می‌رسد ماموران دولتی و خبرنگاران و مخصوصا خبرنگاران زن، بیشتر از همه در خطرند. همه اینها دست به دست هم داد که مردم راهی کابل شوند و نتیجه این شد که فرودگاه کابل مأمن امنی شد اما بسیار زود کابل هم تحت حاکمیت قرار گرفت.»

سلیمه فرار غنی را یکی از عوامل هرج و مرج در کابل می‌داند: «بعد از فرار غنی که بین مردم وجهه خوبی نداشت، کابل دچار هرج و مرج شد و اتفاقات ناگواری در میدان هوایی کابل رخ داد که جهانیان باخبرند.»

در هرات خبری از تحصیل و اشتغال زنان نیست

و اما برگردیم به هرات. ترس و وحشت فصل مشترک حرف‌های مردم افغانستان در این روزهاست. سلیمه درباره وضعیت هرات می‌گوید: «هرات در این یک هفته تمام لحظه‌ها را با ترس و وحشت سپری کرده است. روزهای اول با وجود اینکه گفته شد دختران و پسران می‌توانند به دانشگاه بیایند اما در عمل مخالف این گپ (حرف) صورت گرفت. طالبان عملا مانع عبور دختران و همچنین استادان زن به صحن دانشگاه شدند. فعلا در هرات بعد از چند روز حاکمیت، خشونتی صورت نگرفته و زنان همان پوشش سابق خود را دارند. قضیه محرم‌داشتن هم در هرات جدی نیست و رفت و آمدها جریان دارد. مراسم عاشورا و دهه محرم با امنیت کامل برگزار شد و حتی طالبان هم در مراسم حضور داشتند. البته در این یک هفته تحت حاکمیت طالبان هرازگاهی اعلامیه‌هایی صادر می‌شد مبنی بر پوشش آقایان که تاکید به گذاشتن ریش و پوشیدن لباس افغانی داشتند. اعلامیه‌هایی هم درباره ادای نماز و شرکت در نمازهای جماعت و تعیین نرخ مواد غذایی منتشر شد. اما وضعیت مخابراتی زیاد مساعد نیست و با قطع و وصل اینترنت روبه‌رو هستیم. دوره‌های آموزشی هم هنوز خالی از حضور دختران هستند.»

چرا تغییر طالبان باورپذیر نیست؟

اما او هم مانند دیگران به این روزهای طالبان خوش‌بین نیست: «فعلا طالبان می‌خواهند یک چهره متفاوتی از خود نشان بدهند و بگویند که تغییر کردند. اما وقتی قتل عام ۱۲ نفر از مردم هزاره در غزنی یا تخریب تندیس شهید مزاری یا برخورد در مقابل مردم جلال‌آباد که می‌خواستند بیرق کشور را به اهتزاز در بیاورند را می‌بینیم، قبول‌کردن اینکه امروز طالبان آزاداندیش و متحول شدند بسیار سخت است.»

سلیمه در این شرایط خواستار کمک جهانی و منطقه‌ای به بهبود اوضاع افغانستان است و معتقد است حالا نیاز به این کمک بیش از هر زمان دیگری است. او از کشورهایی که در همان روزهای اول، حاکمیت طالبان را پذیرفتند و حمایت خود را به نوعی اعلام کردند هم انتقاد می‌کند و می‌گوید: «این در حالی است که خواست مردم افغانستان این نیست. از طرف دیگر توقع می‌رفت حداقل ایران مرزهای خود را به سمت هجوم مهاجرین باز می‌کرد و سیاست صلح‌آمیزی را پیش می‌گرفت. نه‌تنها ایران بلکه خواست ما از تمام همسایه‌های منطقه و خاورمیانه این است که در بخش ویزا و مهاجران، رفتار مسالمت‌آمیزی داشته باشند.»

او همچنین از برخورد جدی با سارقان در این روزها خبر می‌دهد؛ تا جایی که در روزهای اخیر قرار بود در پیش چشم همگان در یکی از چوک‌های هرات به عنوان محاکمه سارقان، قطع عضو بدن صورت گیرد.

آینده زنان در ابهام

سلیمه اما از ابهام و تاریکی آینده می‌گوید، چرا که طالبان هنوز هیچ چیز را صریح و مشخص اعلام نکرده است: «همچنان سخنگوی طالبان آقای مجاهد صریح عنوان نکردند که آیا بانوان خبرنگار می‌توانند کار کنند؟ منظورشان از حجاب شرعی چیست و چه تعریفی دارند؟ بنابراین همه چیز فعلا در یک لفافه قرار دارد. تا همین لحظه که من همراهتان حرف می‌زنم با وجود اینکه در رسانه‌های مطرح کابل بانوان خبرنگار اجازه یافتند که سر وظیفه بروند اما متاسفانه کسانی که در هرات هستند هنوز این اجازه را دریافت نکرده‌اند.»

کسانی که می‌مانند باید هنر مقاومت را یاد بگیرند

او در پایان از نگرانی‌هایی که برای کشورش دارد می‌گوید؛ ترس و واهمه از اینکه افغانستان مکانی برای داعش و دیگر تروریستان شود و نگرانی از خروج مغزها از کشور: «من فکر می‌کنم همه افغانستانی‌ها توانایی خروج از کشور را ندارند. امروز کسانی که می‌مانند باید هنر مقاومت را یاد بگیرند و اجازه برگشت به وضعیت دو دهه قبل را ندهند. امروز جامعه جهانی در این قسمت باید همکار باشد. ما امروز شاهد فرار مغزهای کشور هستیم که بسیار تلخ و به‌نوعی فاجعه‌بار است.»

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!