دسته: سبک زندگی
حسادت یا شادی؟ واکنش کودک بزرگتر به ورود نوزاد جدید

وقتی نوزادی به خانواده اضافه میشود، کودک بزرگتر احساس طردشدگی و ناامیدی میکند. او که تا دیروز تمام محبتها را بهتنهایی دریافت میکرد، حالا باید آن را با یک موجود کوچک تقسیم کند. این تغییر میتواند باعث احساس نگرانی درباره جایگاهش در خانواده شود. این احساسات طبیعی هستند، اما اگر مدیریت نشوند، ممکن است منجر به رفتارهای نامناسب شود.
تولد فرزند دوم، فصلی نو در کتاب زندگی خانواده است؛ آغازی شیرین و سرشار از برکت. اما این تحول بزرگ، در کنار تمام شادیها و انتظارات، چالشی ظریف را نیز پیش روی والدین قرار میدهد: مدیریت احساسات فرزند اول. کودکی که تا پیش از این، تنها مرکز توجه خانواده بوده، حال باید محبت و توجه والدین را با عضو جدیدی تقسیم کند. این تغییر ناگهانی، میتواند احساساتی مانند حسادت، طردشدگی، و سردرگمی را در او برانگیزد.
بسیاری از والدین، در این دوران با سوالات متعددی مواجه میشوند: چگونه فرزند اول را برای ورود نوزاد جدید آماده کنیم؟ چگونه از بروز حسادت جلوگیری کنیم؟ و چگونه اطمینان حاصل کنیم که هر دو فرزندمان، احساس امنیت و دوست داشته شدن داشته باشند؟ پاسخ به این سوالات، نیازمند درک عمیق از احساسات کودک و اتخاذ رویکردی آگاهانه و صبورانه است.
حسادت فرزند بزرگتر به نوزاد تازه متولد شده امری طبیعی است و والدین میتوانند با راهکارهای مناسب این احساسات را مدیریت کنند.هدف این راهنما، ارائه مجموعهای از راهکارها و توصیههای عملی به والدین است تا بتوانند با مدیریت صحیح این دوران حساس، از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری کرده و زمینه را برای شکلگیری پیوندی عمیق و پایدار بین فرزندانشان فراهم آورند. با برنامهریزی و آمادگی مناسب، میتوانید تولد فرزند دوم را به تجربهای شیرین و لذتبخش برای همه اعضای خانواده تبدیل کنید. به یاد داشته باشید که عشق، صبر و درک، کلید موفقیت در این مسیر است.
چگونه فرزند بزرگترم را برای ملاقات با خواهر یا برادر جدیدش آماده کنم؟
گفتگوی صریح: اولین قدم این است که با فرزندتان درباره نوزاد جدید صحبت کنید. توضیحات خود را متناسب با سن او تنظیم کنید و توضیح دهید که نوزاد چگونه رشد خواهد کرد. فرزندتان را در برنامهریزی برای ورود نوزاد سهیم کنید.
انتظارات واقعبینانه: توضیح دهید که نوزادان بیشتر اوقات میخوابند، غذا میخورند و گریه میکنند. آنها فوراً همبازی نخواهند شد.
تغییرات به موقع: اگر فرزند بزرگتر شما نیاز به تغییر اتاق یا ترک گهواره خود دارد، این تغییرات را قبل از تولد نوزاد انجام دهید.
ارتباط در بیمارستان: زمانی که در بیمارستان هستید، با فرزند بزرگتر خود در تماس باشید. توضیح دهید که به زودی به خانه باز خواهید گشت. در صورت امکان، ترتیبی دهید تا او از بیمارستان دیدن کند تا بتواند ببیند نوزاد چگونه متولد شده است.
اولین ملاقات: پس از تولد نوزاد، از یکی از اعضای خانواده یا دوست نزدیک بخواهید که فرزند بزرگتر شما را برای ملاقات کوتاهی به بیمارستان بیاورد. با یک آغوش گرم و محبتآمیز از او استقبال کنید. هدیهای “از طرف” نوزاد برای فرزند بزرگتر تهیه کنید.
جشن خوشامدگویی به خانه: وقتی از بیمارستان مرخص شدید، فرزند بزرگتر خود را به یک مکان خاص (مانند زمین بازی مورد علاقهاش) ببرید و ورود نوزاد را با یک جشن تولد کوچک جشن بگیرید.
تاثیر سن و میزان رشد فرزند بزرگ بر نحوه واکنش او برای حضور فرزند جدید
راهنمای آمادهسازی فرزند بزرگتر برای ورود نوزاد جدید (بر اساس سن کودک):
۱. کودکان زیر ۲ سال:
درک محدودی از مفهوم خواهر/برادر دارند ، از کتابهای تصویری درباره خانوادههای جدید استفاده کنید، نام نوزاد را مرتباً در مکالمات روزمره بگنجانید.
۲. کودکان ۲ تا ۴ سال (حساسترین گروه):
احتمال حسادت و وابستگی شدید به والدین
فعالیتهای مشارکتی: همراه بردن به خرید وسایل نوزاد، خواندن داستانهای مربوط به نقش خواهر/برادر بزرگتر، دادن عروسک به عنوان “بچه” خودش و مرور آلبوم عکسهای دوران نوزادی خودش
۳. کودکان سن مدرسه (۶ سال به بالا):
تأکید بر مزایای بزرگ بودن:
امتیازات خاص (مانند ساعت خواب دیرتر)، مسئولیتهای ویژه
مشارکت عملی: کمک در تزئین اتاق نوزاد،، مشارکت در مراقبتهای ساده از نوزاد
نکات کلیدی برای همه سنین:
حفظ روال عادی زندگی فرزند بزرگتر،اختصاص زمان ویژه روزانه فقط برای او،ثبت لحظات خاص فرزند بزرگتر همزمان با نوزاد و آمادهسازی هدایای ویژه برای فرزند اول هنگام دریافت هدایای نوزاد
از حسادت تا شادی؛ سفر احساسی کودک بزرگتر با ورود نوزاد جدید
مجموعهای از توصیهها و راهکارها برای والدین ارائه میشود:
توجه ویژه به فرزند بزرگتر
توجه ویژه به فرزند بزرگتر یکی از کلیدهای اصلی برای کاهش حسادت اوست. برای این کار میتوانید:
زمانهای خاص: هر روز یا هر هفته، زمانی را برای فعالیتهای خاص با فرزند بزرگتر در نظر بگیرید. این میتواند شامل بازی، آشپزی، یا حتی یک پیادهروی ساده باشد. این زمانها باید بدون حواسپرتی و کاملاً مختص او باشند.
ارتباط چشمی: هنگام صحبت با او، سعی کنید ارتباط چشمی برقرار کنید. این کار به او احساس میدهد که شما به او توجه دارید و او برای شما مهم است.
مشارکت در مراقبت از نوزاد
مشارکت فرزند بزرگتر در مراقبت از نوزاد میتواند به او احساس مسئولیت و اهمیت بدهد:
وظایف کوچک: برای او وظایف کوچکی تعیین کنید، مانند آوردن پتو یا عوض کردن پوشک (با نظارت شما). این کار نه تنها حس مسئولیت را در او تقویت میکند، بلکه او را در فرآیند خانوادگی دخالت میدهد.
تشویق به محبت: به او بگویید که میتواند نوزاد را نوازش کند یا با صدای آرام با او صحبت کند. این کار باعث ایجاد پیوند عاطفی بین آنها میشود.
توضیح تغییرات
صحبت درباره تغییرات جدید و تأثیر آنها بر زندگی خانواده بسیار مهم است:
استفاده از مثالها: میتوانید از مثالهای ساده استفاده کنید. مثلاً بگویید که چطور نوزاد میتواند دوست خوبی برای او باشد و آنها میتوانند با هم بازی کنند.
ایجاد انتظارات مثبت: به او بگویید که با بزرگتر شدن نوزاد، او میتواند نقش مهمی در یاد دادن چیزهای جدید به او داشته باشد.
تقویت احساسات مثبت
تشویق و تقویت رفتارهای مثبت فرزند بزرگتر بسیار مؤثر است:
پاداشهای کوچک: برای رفتارهای مثبت او، پاداشهای کوچکی مانند برچسب یا یک خوراکی مورد علاقهاش در نظر بگیرید. این کار باعث میشود او متوجه شود که رفتارهای خوبش دیده و قدردانی میشود.
جشن گرفتن موفقیتها: هر بار که فرزند بزرگتر به نوزاد محبت نشان میدهد یا همکاری میکند، این موفقیت را جشن بگیرید. این جشن میتواند شامل یک آغوش یا گفتن “کار عالی بود!” باشد.
حفظ روالهای قبلی
حفظ روالهای روزمره فرزند بزرگتر باعث ایجاد حس ثبات و امنیت میشود:
• تقویم خانوادگی: میتوانید یک تقویم خانوادگی تهیه کنید که فعالیتها و روالهای روزمره را نشان دهد. این کار به فرزند بزرگتر کمک میکند تا بداند چه انتظاری دارد و احساس کنترل بیشتری بر زندگیاش کند.
• زمانبندی مشخص: سعی کنید زمان خواب، غذا خوردن و بازی را در برنامه روزانه حفظ کنید. این کار به او احساس آرامش و نظم میدهد.
توجه به احساسات او
توجه به احساسات فرزند بزرگتر و اجازه دادن به بیان آنها بسیار مهم است:
گفتگو درباره احساسات: با او صحبت کنید و از او بپرسید که چه احساسی دارد. اگر او ناراحت است، بگذارید احساساتش را بیان کند و به او بگویید که این احساسات طبیعی هستند.
مدلسازی احساسات: خودتان نیز احساساتتان را ابراز کنید. مثلاً بگویید: “من هم گاهی اوقات احساس ناراحتی میکنم، اما با همدیگر میتوانیم از آن عبور کنیم.”
تخصیص زمان برای خود
تخصیص زمان برای خود و هر یک از فرزندان مهم است:
زمان مستقل: سعی کنید زمانی را برای خودتان و همچنین برای هر یک از فرزندان اختصاص دهید. این زمانها باید شامل فعالیتهایی باشد که هر یک از اعضای خانواده از آن لذت میبرند.
تعادل در توجه: مطمئن شوید که توجه شما به نوزاد باعث نمیشود فرزند بزرگتر احساس کند که نادیده گرفته شده است. تلاش کنید تا تعادل برقرار کنید.
استفاده از داستانها
کتابهای داستانی درباره خواهران و برادران میتوانند ابزار خوبی برای آموزش مفاهیم مثبت باشند:
انتخاب داستانهای مناسب: داستانهایی را انتخاب کنید که موضوعاتی مانند دوستی، همکاری و عشق بین خواهران و برادران دارند. این داستانها میتوانند به فرزند بزرگتر کمک کنند تا احساساتش را بهتر درک کند.
بحث درباره داستان: بعد از خواندن داستان، با فرزند بزرگتر درباره آن صحبت کنید و بپرسید که چه احساسی دارد یا چه چیزی از آن آموخته است.
فرصتهای ویژه
فرصتهای ویژه برای فرزند بزرگتر میتواند تأثیر زیادی داشته باشد:
فعالیتهای خاص: برای فرزند بزرگتر فعالیتهای خاصی ترتیب دهید، مانند رفتن به پارک یا سینما. این کار باعث میشود او احساس کند که هنوز هم مورد توجه قرار دارد.
هدیههای کوچک: گاهی اوقات یک هدیه کوچک یا یادگاری برای فرزند بزرگتر تهیه کنید تا نشان دهید که به فکر او هستید.
صبر و درک
صبر یکی از عوامل کلیدی در مدیریت حسادت است:
فهمیدن مراحل رشد: بدانید که حسادت ممکن است بخشی طبیعی از رشد کودک باشد و زمان لازم است تا فرزند بزرگتر با شرایط جدید سازگار شود.
اجتناب از مقایسه: هرگز فرزند بزرگتر را با نوزاد مقایسه نکنید. هر کودک منحصر به فرد است و باید به صورت جداگانه مورد توجه قرار گیرد.
مدیریت حسادت فرزند بزرگتر نسبت به نوزاد تازه متولد شده نیازمند توجه، صبر و محبت است. با استفاده از راهکارهای بالا و ایجاد فضایی مثبت و حمایتی، والدین میتوانند به فرزندان خود کمک کنند تا با یکدیگر ارتباط خوبی برقرار کنند و از لحظات شیرین زندگی خانوادگی لذت ببرند. همچنین، ارتباط مستمر با فرزندان و توجه به نیازها و احساسات آنها میتواند به ایجاد یک محیط خانوادگی سالم و شاد کمک کند.
چگونه فرزند بزرگترم را ترغیب کنم که با فرزند جدید خوب رفتار کند؟
گاهی فرزندان بزرگتر فشار ناشی از استرس حضور فردی جدید در خانواده را سر نوزاد خالی میکنند. اگر فرزند بزرگترتان سعی میکند به نوزاد آسیبی برساند وقت آن رسیده که درباره رفتار مناسب با او صحبت کنید.
همزمان به کودک بزرگتر بیشتر محبت کنید و او را در فعالیتهای مربوط به نوزاد شریک کنید.
مانند: آواز خواندن برای نوزاد, استحمام یا تعویض پوشک و … هر زمان فرزند بزرگتر با نوزاد عشق ورزید و رفتاری بامحبت داشت او را تشویق کنید.
حتی اگر فرزند بزرگتر نوزاد را به عنوان عضوی جدید پذیرفته است لازم است که همواره بر رفتارش نظارت داشته باشید و نوزادتان را با خواهر، برادر یا دیگر کودکان زیر ۱۲ سال تنها نگذارید.
واکنش فرزند بزرگتر من به شیردادن نوزاد چیست؟
اگر تصمیم گرفتهاید نوزادتان را از شیر خودتان تغذیه کنید شاید برایتان این سوال پیش بیاید که این کار چه واکنشی در فرزند بزرگتر شما ایجاد خواهد کرد یا اینکه چگونه میتوانید فرزند بزرگتر را در زمان شیر دادن به نوزاد و نگهداری از او سرگرم نگه دارید.
احتمالاً اولین باری که فرزندتان چنین صحنهای را ببیند تعجب خواهد کرد. برایش توضیح دهید که مشغول انجام چه کاری هستید و اگر در این مورد سوالی داشت پاسخ دهید. اگر فرزند بزرگتر خود را هم شیر دادهاید برایش تعریف کنید که در گذشته این کار را برای او هم انجام دادهاید.
سعی کنید فرزند بزرگتر را در پروسه شیر دادن دخیل کنید:مثل آوردن بالشت, تعویض پوشک پیش از شروع شیردادن و یا نوازش کردن نوزاد در حین شیردادن و … برای سرگرم کردن فرزند بزرگتر هنگام شیردادن و نگهداری از نوزاد از اسباب بازی، کتاب، موسیقی یا کتابهای قصه صوتی استفاده کنید.
اگر فرزند بزرگتر شما خواست از نوزاد نگهداری کند این تصمیمگیری بر عهده شماست اما اکثر کودکان به صرف کنجکاوی میخواهند این کار را انجام دهند و بعد از مدت کوتاهی علاقه خود را برای انجام این کار از دست می دهند.
سرگرمی یا آسیب؟ چگونه استفاده از موبایل کودکان را مدیریت کنیم؟

در عصر دیجیتال امروز، موبایل و تبلت تبدیل به ابزارهایی آشنا در دستان کوچک کودکان شدهاند. از بازیهای رنگارنگ تا ویدیوهای آموزشی، صفحهنمایشها دنیایی از سرگرمی و دانش را به کودکان ارائه میدهند. اما آیا این ابزارها تنها یک سرگرمی بیضرر هستند یا میتوانند آسیبهایی جدی به رشد جسمی، ذهنی و اجتماعی کودکان وارد کنند؟
در دنیای امروز، تلفن همراه و تبلتها به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره، چه بزرگسالان و چه کودکان، تبدیل شدهاند. این ابزارها دسترسی به اطلاعات، ارتباطات و سرگرمیهای بینظیری را فراهم میکنند، اما استفاده بیش از حد از آنها میتواند پیامدهای منفی قابل توجهی بر رشد، سلامت و تعاملات اجتماعی کودکان داشته باشد و نگرانیهای بسیاری را در جامعه ایجاد کرده است.
این نگرانیها شامل آسیبهای جسمی مانند مشکلات بینایی و دردهای ستون فقرات، تا مشکلات روانی مانند کمبود توجه و تمرکز و ایجاد اختلال در روابط اجتماعی میشود.از سوی دیگر، این ابزارها میتوانند در یادگیری، کشف و رشد خلاقیت کودکان نیز نقش مهمی ایفا کنند. این دو جنبه متضاد استفاده از تلفن همراه و تبلت، چالش مدیریت این ابزارها را برای والدین دوچندان میکند.
مطالعات مختلف نشان میدهند که استفاده بیش از حد از این ابزارها میتواند منجر به کاهش تعاملات اجتماعی، مشکلات خواب، کمبود تمرکز و حتی افزایش اضطراب و افسردگی در کودکان شود. در عین حال، این ابزارها میتوانند به عنوان ابزاری آموزشی و سرگرمکننده مورد استفاده قرار گیرند، منجر به کشف و رشد خلاقیت و یادگیری شوند. با این حال، عدم تعادل و مدیریت نامناسب استفاده از تلفن همراه و تبلت میتواند پیامدهای جدی و طولانی مدتی برای کودکان داشته باشد.
طبق گزارش Common Sense Media، تقریباً نیمی از کودکان ۸ سال و کمتر، تبلت مخصوص به خود را دارند و به طور متوسط حدود ۲.۲۵ ساعت در روز را پای صفحات نمایش دیجیتال میگذرانند. آیا فکر نمیکنید والدین در انجام مسئولیتهای خود کوتاهی میکنند؟ فقط به این دلیل که آنها کجخلقی میکنند، به آنها اجازه میدهید تلویزیون تماشا کنند، از تلفن یا تبلت بیش از اندازه استفاده کنند.
در این مصاحبه سعی کرده ایم، به بررسی تأثیرات مثبت و منفی استفاده از تلفن همراه و تبلت در کودکان و راهکارهایی برای مدیریت سالم آن و همچنین اهمیت تعادل و ایجاد محدودیتهای منطقی در استفاده از این ابزارها بپردازیم .
در این خصوص با دکتر سعید صادقی استاد دانشگاه و روانشناس بالینی کودک و نوجوان به گفت وگو پرداختیم.
استفاده کودکان از وسایل دیجیتال
دکتر صادقی در خصوص جذابیت وسایل دیجیتال برای کودکان گفت: امروزه به خاطر تغییراتی که در شکل آموزش و نظام آموزش علمی در همه جهان صورت گرفته، کودکان از سنین پایین کودکی با وسایل دیجیتال آشنا می شوند و سخت خانه ای پیدا می شود که در آن وسایل دیجیتالی مانند؛ اسمارت فون یا تلفن هوشمند نباشد. وسایل دیجیتال به خاطر جذابیتهای صوتی و بصری بالایی که دارند مانند؛ صداهای مختلف، نورهای گوناگون، توجه همه بچهها رو جلب میکنند این جلب توجه حتی از ماههای اول بعد از تولد صورت میگیرد.
جلب توجه کودکان به وسایل دیجیتالی باعث می شود که به مرور زمان کودکان به این وسایل علاقمند شده و چنانچه والدین آگاه نباشند و میزان استفاده آنها را مدیریت نکنند، ممکن است استفاده کودکان به شکل افراطی و آسیب زننده تبدیل شود. گروه سنی یکی از ویژگیهای بسیار مهمی است که زمانی که در مورد استفاده وسایل دیجیتال صحبت میکنیم، می توان میزان استفاده را بر مبنای آن تقسیم بندی کرد.
استفاده کودکان زیر ۲ سال از وسایل دیجیتال اکیدا ممنوع
این استاد دانشگاه استفاده کودکان زیر ۲ سال از وسایل دیجیتال را ممنوع دانست و گفت: بر اساس گفته انجمن اطفال آمریکا، انجمن اطفال کانادا، سازمان بهداشت جهانی و وزارت بهداشت نیوزلند آلمان و خیلی از کشورهایی که نظام پیشرویی در زمینه پیشگیری از استفاده افراطی کودکان از وسایل دیجیتال دارند و فقط فکر درمان نیستند، اکیداً توصیه کرده اند که استفاده از وسایل دیجیتال به هر نوعی و با هر هدفی برای بچه زیر ۲ سال ممنوع است.
غذا دادن به کودکان با کمک موبایل ممنوع، لباس عوض کردن کودک لجباز ممنوع و به صورت کلی باید کودکان زیر دو سال را از کلیه وسایل دیجیتال دور نگه داشت. علت این ممنوعیت این است که؛ مغز کودک و مهارتهای انتزاعی او به اندازه کافی رشد نکرده است ، او به شدت حساس و نسبت به تجربیات اجتماعی انعطاف پذیر است.
ما روانشناسان در همه جای دنیا توصیه می کنیم که بچه تجربههای طبیعی داشته باشد؛ مادرش او را در آغوش بگیرد، لمسش کند، تماس چشمی با او برقرار کند، با او حرف بزند و اجازه دهد بچه برخی از کارهایش را خودش انجام دهد . نه اینکه هنگامی که او را پارک می برند یک موبایل به دست او بدهند تا به چیزی دست نزند. همه بچهها باید همه وسایل بی خطر را لمس کنند، ببینند، تجربه کنند، تا حواسشان رشد پیدا کند. این در حالی است که استفاده از وسایل دیجیتال کاملا آسیب زننده است و باعث انزوا اجتماعی و مشکلات حسی میشود و سبب می شود که بچه از نظر حرکتی و کلامی تکاملش به درستی انجام نگیرد. در بچههای زیر ۲ سال هوش باید در تعامل طبیعی و کلاسیک با محیط اطراف شکل بگیرد.
استفاده بیش از حد از وسایل دیجیتال میتواند منجر به انزوا، مشکلات حسی و تأخیر در رشد حرکتی و کلامی کودک شود.
با توجه به توضیحات گفته شده؛ والدینی که بچه صفر تا دو سال دارند باید اینگونه فکر کنند که ۱۰۰ سال پیش به دنیا آمده اند و هیچ وسیله دیجیتالی در زندگیشان نیست. چگونه باید روز بچه را پر کنند! آیا میخواهند با سشوار به بچه غذا دهند؟ آیا قراره با تلویزیون آرامش کنند نه؟
گریه و بیقراری بچه طبیعی است و این مادر است که باید سعی کند تا او را آرام کند. این آرام کردن مادر موجب می شود که بچه مهارت پیدا کرده و خود مادر نیز آن اعتماد به نفس لازم را پیدا کند که من بلدم نیاز بچهام را پاسخ دهم. تا اینکه مدام با در اختیار قرار دادن یک وسیله دیجیتال صورت مسئله را پاک کند. هر چه بچه بزرگتر می شود مادر دنبال راهکارهای بیرونی بیشتری می گردد که به نحوی بچه را آرام کند و این فکر را که وسایل دیجیتال تنها وسیلهای هستند که جلوی بیقراری و نق زدن کودک را میگیرد از بین می برد . این تعامل کاملاً در رابطه والد و کودک تاثیر میگذارد.
استفاده کودکان ۲ تا ۵ سال از وسایل دیجیتال
این روانشناس بالینی کودک و نوجوان در خصوص استفاده کودکان ۲ تا ۵ سال اظهار داشت: بهتر است کودکان در این رده سنی نیز از وسایل دیجیتال استفاده نکنند، اما اگر والدین علاقه مند هستند که کودکشان را با وسایل دیجیتال آشنا کنند، حداکثر روزی یک ساعت برای بچه ۲ تا ۵ سال و آن یک ساعته تحت شرایط خاص باید صورت گیرد.
شرایط خاص این است که والد همراه کودک بنشیند آن کارتون را ببیند و برایش توضیح دهد. چون کودک مهارت انتزاعی ندارد. مثلاً این چیپسه بال در میآورد و پرواز میکند. نمیتواند متوجه تخیل شود. خیلی توان یادگیری بالایی ندارد. مادر باید بنشیند توضیح دهد و بچه را درگیر کند. یعنی در آن یک ساعتی که بچه از وسایل دیجیتال استفاده میکند. باید تعامل اجتماعی با یک فرد بزرگسال را داشته باشد.
استفاده کودکان بالای ۵ سال از وسایل دیجیتال
دکتر سعید صادقی میزان استفاده کودکان بالای ۵ سال از وسایل دیجیتال را حداکثر ۲ ساعت در روز اعلام کرد و ادامه داد: با توجه به دستورالعملهای بینالمللی این کودکان میتوانند حداکثر روزی ۲ ساعت از وسایل دیجیتال استفاده کند. این وسایل میتواند؛ موبایل، تبلت، تلویزیون یا گیم و… باشد. والدین باید ترجیحاً محتوایی را انتخاب کنند که مناسب سن کودک باشد.
با توجه به دستورالعملهای بینالمللی کودکان بالای ۵ سال میتوانند حداکثر روزی ۲ ساعت از وسایل دیجیتال استفاده کند
بعضی محتواها سرعت خیلی بالایی دارند. برای مثال شما کارتونی را نگاه میکنید که در هر دقیقه ۶۰ صحنه عوض میشود و به اصطلاح FAST- PACED است. این کارتونها بر روی مهارتهای شناختی مانند توجه و تمرکز بچهها اثرات مخربی دارد. بنابراین آن دو ساعتی که کودک میتواند از وسایل دیجیتال استفاده کند والدین باید بر روی محتوا آن مطالعه داشته باشد. والدین باید جستجو کنند که محتوای مناسب کودک برای این سن چه محتوایی است.
به طور کلی کودکان باید برنامه هایی را تماشا کنند که سرعت گذر اتفاقات در آن سریع نباشد. علاوه براین در این سنین بهتر است کودکان برنامههایی را ببینند که کمتر تخیلی باشد هر چقدر برنامه ها واقعیتر باشد، کودک میتواند چیزهای بهتری از آن یاد بگیرد.
زبان آموزی با وسایل دیجیتال طوطی وار است
این استاد دانشگاه معتقد است، مطالعه بسیار قوی نداریم که نشان دهد که اگر برای یک کودک 2 ساله روزی ۶ یا ۷ ساعت فیلم غیر از زبان مادری پخش شود و یا برنامه تکراری ببیند آیا زبانش به صورت معناداری رشد پیدا میکند یا خیر؟. البته ممکن است چند کلمه یاد بگیرد اما از آن در بافت استفاده نمیکند. مثل یادگیری طوطی واری است.
اگر والدی به زبان آموزی فرزندش علاقمند است باید خودش هم درگیر شود. باید به جای آنکه کودک را روزی چندین ساعت درگیر وسایل دیجیتال کنند، بچه را کلاس زبان بگذارند، به مهدهای چند زبانه بفرستند بدین صورت کودک همانطور که لغت یاد میگیرد، تعامل با هم سنین را نیز یاد میگیرند، مدیریت هیجانات را یاد میگیرد و از تجربیات اجتماعی محروم نمیشوند.
رابطه استفاده افراطی از وسایل دیجیتال و عدم تمرکز
دکتر سعید صادقی در خصوص رابطه استفاده افراطی از وسایل دیجیتال و مشکلاتی مانند عدم تمرکز، شبه اوتیسم و … ادامه داد: ما جدیداً مراجعین زیادی داریم که تا 2 سالگی از وسایل دیجیتال استفاده میکردند و مشکلات توجه تمرکز و مهارتهای اجتماعی پیدا کرده اند و علائم شبه پیش فعالی و شبه اوتیسم دارند.
اکنون در دانشگاه شهید بهشتی پژوهشکده علوم شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی آزمایشگاه حیوانی است که موشهایی را به صورت افراطی مقابل وسایل دیجیتال گذاشته و کاملاً علائم شبه اوتیسم و شبه پیش فعالی در آنها دیده شده است. در کلینیک توانبخش شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی نیز مطالعات انسانی انجام و مشاورههایی در این خصوص ارائه شده است.
اعتیاد به وسایل دیجیتال
این روانشناس بالینی کودک و نوجوان همچنین اظهار داشت: بعضی وقتها کودکان مواجهه افراطی دارند یعنی بیش از دو ساعت از وسایل دیجیتال تا پیش از ۷ سالگی استفاده میکنند. گاهی اوقات بچه ۵ یا ۶ ساعت موبایل بازی میکند یا کارتونهای تکراری و طولانی میبیند و مواجهه افراطی با آنها دارد. امروزه همه مجامع علمی این مسئله را پذیرفته اند که افرادی که استفاده افرادی از این وسایل دارند به نوعی دچار اعتیاد رفتاری هستند.
اگر جلوی بازی اینترنتی افراطی کودکان در سنین پایین گرفته نشود احتمال اعتیاد به بازیهای کامپیوتری در نوجوانی افزایش مییابد.
در کتاب دستمایه های روانشناسیdsm-۵ که راهنمای تشخیصی اختلال روانی ایت و روانشناسان از طریق آن اختلالات روانشناسی را شناسایی می کنند. در چند سال گذشته اختلالی بنام اینترنت گیم ادیکشن یعنی اعتیاد به بازیهای اینترنتی اضافه شده است. این اختلال تا چند سال پیش در این کتاب نبوده است اما اکنون در کنار اعتیادهای شناخته شدهای مختلفی مانند افسردگی و اعتیاد به مواد مخدر و… این اختلال نیز دیده می شود.
اگر والدین به درستی مدیریت نکنند و از سنین پایین جلوی بازی اینترنتی افراطی کودک را نگیرند و تعادلی بین زندگی واقعی و زندگی مجازی آنها برقرار نکنند، این بچه ها که از سنین پایین روزی چندین ساعت بازی رایانه ای انجام میدهند کاملا مستعد است که در نوجوانی درگیر این نوع اعتیاد شوند.
مقابله با اعتیاد به بازیهای اینترنتی نیازمند برنامهریزی بلندمدت است
این استاد دانشگاه معتقد است مقابله با اعتیاد به بازی های اینترنتی برنامه ریزی بلندمدت می طلبد. والدین باید برنامه ریزی کنند که اکنون که مدارس تمام شده روز بچه چگونه بگذرد، اگر مادر شاغل نیست، برنامه ای بریزند، بیرون بروند، نقاشی بکشند، اشکال ندارد تلویزیون و موبایل و تبلت هم در برنامه باشد، اما باید با مدیریت از آن استفاده کرد.
استفاده درست از وسایل دیجیتال، کسب مهارتهای تعامل اجتماعی سالم و آمادهسازی کودک برای زندگی اجتماعی سالم، از اهمیت بالایی برخوردار است.
چه اشکالی دارد که اگر شما نوجوانی دارید که مدرسه و امتحانش تمام شده در زمان تعطیلات به مغازه پدر، دایی و… برود و در مکانیکی کار کند و.. ممکن است حجم کاری که انجام میدهد زیاد نباشد و کمک جدی برای پدر یا مادرش به حساب نیاید ولی همین که در این سه ماهه در اجتماع مشغول است، زندگی به او مهارت می آموزد و او را برای زندگی در دنیای واقعی آماده می کند.
اعتیاد به اینترنت به یکباره در یک سن بوجود نمی آید بلکه به مرور از کودکی شکل می گیرداین شروع به نوجوان یاد میدهد که چگونه با مشتری رفتار کند، چگونه صحبت کند و به این صورت او برای آینده تجهیز می شود تا در شرایطی که در تنگنا است بتواند از پس شرایط برآید و آرام آرام تجربه های واقعی را بدست آورد. این خیلی بهتر از این است که روزی ۱۰ ساعت از وسایل دیجیتال استفاده کند. این نوجوان در شرایط واقعی بزرگ و بزرگتر می شود و اختلالات خلقی کمتری پیدا می کند.
اعتیاد به اینترنت به یکباره در یک سن بوجود نمی آید بلکه به مرور از کودکی شکل گرفته است. این اعتیاد نتیجه یک سبک زندگی است. شمایی که بچه را از کودکی عادت داده اید تا روزی ۵ یا ۶ ساعت از موبایل و تبلت و PS استفاده کند نمی توانید توقع داشته باشید به یک سنی که برسد دکمه خاموش به همه آنها بزنید تا درسش را برای کنکور بخواند. این عادات در طول زمان شکل می گیرد.
یاد گرفتن اینکه چگونه روز بچه با تعاملات اجتماعی پر شده باشد یک مدیریت درست می خواهد و یک زندگی تحول مدارانه است که به آینده کودک مرتبط است.
اماس چیست و چه درمانی دارد؟

اماس، بیماری که این روزها نامش بیشتر شنیده میشود، چالشی بزرگ برای مبتلایان و خانوادههایشان است. ایرنا اصفهان در این مصاحبه به بررسی علل، علائم، تشخیص و درمانهای نوین این بیماری میپردازد.
بیماری مالتیپل اسکلروزیس یا همان اماس نامی است که شاید این روزها بیشتر از قبل به گوشمان میخورد. یک بیماری مزمن سیستم عصبی مرکزی، که چالشهای فراوانی را برای مبتلایان و خانوادههایشان ایجاد میکند بر اساس اظهارات محمد علی صحراییان، نایب رییس انجمن اماس ایران، آمارها نشان میدهد که ۱۲۰ هزار نفر در ایران به اماس مبتلا هستند و این تعداد رو به افزایش است.
بر اساس آمار انجمن ام اس اصفهان، هم اکنون ۱۳ هزار مبتلا به ام اس در استان اصفهان زندگی می کنند که بیش از ۱۰ درصد مبتلایان به ام اس در سراسر کشور را تشکیل می دهند.
بیماری اماس، با تاثیر بر سیستم عصبی مرکزی، میتواند زندگی افراد را به طور چشمگیری تغییر دهد. این بیماری با علائم متنوع و پیشبینیناپذیر خود، اگر مورد درمان قرار نگیرد می تواند فرد مبتلا، را فلج، نابینا و یا کم توان کند و زندگی وی و خانواده او را فلج نماید.
در مصاحبه پیش رو با دکتر مرضیه رحیمی، پزشک متخصص بیماری های مغز و اعصاب و ستون فقرات بیمارستان عیسی ابن مریم دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، برای بررسی این بیماری به گفت و گو نشسته ایم و تلاش میکنیم تا با ارائه اطلاعات دقیق و جامع، به درک بهتر و مدیریت موثرتر آن کمک کنیم.
اماس چیست و چه درمانی دارد؟
خبرنگار: از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید سپاسگزاریم. برای شروع، اگر ممکن است به زبان ساده توضیح دهید که بیماری اماس دقیقاً چیست و هنگام ابتلا به این بیماری چه اتفاقی در بدن بیماران میافتد؟
رحیمی: سلام عرض میکنم خدمت شما و خوانندگان عزیز. ممنون از توجه شما به این موضوع مهم. اماس در واقع یک بیماری خود ایمنی است. در این بیماری سیستم ایمنی بدن که وظیفه دفاع در برابر عوامل خارجی مانند ویروسها و باکتریها را دارد، به اشتباه به بخشی از سیستم عصبی مرکزی خود فرد (مغز و نخاع) حمله میکند و هدف این حمله، «غلاف میلین» است. میلین را میتوان به پوشش عایق سیمهای برق تشبیه کرد که اطراف رشتههای عصبی را میپوشاند و به انتقال سریع و کارآمد پیامهای عصبی کمک میکند. وقتی میلین آسیب میبیند، این پیامها کند شده یا کاملاً مختل میشوند که این اختلال در ارتباط، منجر به بروز علائم بالینی بیماری اماس میگردد. محل و شدت این آسیبها که به آنها پلاک یا ضایعه گفته میشود تعیینکننده نوع و شدت علائم در هر فرد است.
اماس چیست و چه درمانی دارد؟
خبرنگار: آماری از مبتلایان به بیماری ام اس در سطح دنیا، کشور و اصفهان وجود دارد؟
رحیمی: بله، در حال حاضر بر اساس آخرین گزارش سازمان بهداشت جهانی حدود سه میلیون بیمار مبتلا به اماس در سطح جهان شناسایی شده اند و بر اساس آمار دانشگاه های علوم پزشکی اصفهان و کاشان، استان اصفهان بیش از ۱۳ هزار مبتلا به اماس مبتلا که بیشتر این افراد عضو نهادهای خیریه ای مانند انجمن ام اس اصفهان هستند. در استان اصفهان، از هر هزار نفر، ۲ نفر به اماس مبتلا هستند که این آمار در کلانشهر اصفهان به سه نفر در هر هزار نفر میرسد.
این بیماری در بین خانم های جوان شایع تر است و به عنوان نمونه در اصفهان از هر یک هزار زن، پنج نفر به اماس مبتلا هستند. بر اساس اعلام انجمن ام اس اصفهان، میانگین سنی مبتلایان این بیماری در استان ۲۷ سال است البته در سال ها اخیر تعداد زیادی از جمعیت مسن نیز با این بیماری در کنار دیگر مشکلات ناشی از افزایش سن روبرو شده اند و هم اکنون بنده بیمارانی دارم که در سن ۵۰ سالگی به این بیماری مبتلا شده اند.
خبرنگار: علائم اولیه و شایع که بیماران را به سمت مراجعه به پزشک سوق میدهد، کدامها هستند؟
رحیمی: علائم اماس بسیار متنوع و غیرقابل پیشبینی هستند. هیچ ۲ بیماری علائم یکسانی ندارند و این یکی از چالشهای این بیماری است. با این حال، برخی از علائم شایع اولیه که بیماران را نگران میکند و باعث مراجعه میشوند، شامل خستگی مفرط، مشکلات بینایی، بیحسی یا گزگز، ضعف عضلانی، مشکلات تعادلی و سرگیجه و لرزش است.
لازم به ذکر است این علائم شایع در برخی بیماری های دیگر نیز وجود دارد اما نوع آن در ام اس کمی متفاوت است. به عنوان مثال خستگی مفرط، خستگیای که با استراحت برطرف نمیشود و میتواند ناتوانکننده باشد. مشکلات بینایی شامل تاری دید در یک چشم، دوبینی، درد چشم یا از دست دادن موقت بینایی است. بیحسی یا گزگز نیز اغلب در یک سمت بدن، پاها یا بازوها به وجود می آید. ضعف عضلانی معمولاً در یک اندام یا یک سمت بدن پدید می آید. مشکلات تعادلی و سرگیجه که با حس عدم پایداری هنگام راه رفتن همراه است و لرزش به خصوص در دستها. همه این علائم ممکن است ناگهانی ظاهر شده و سپس بهبود یابند، یا به تدریج تشدید شوند.
خبرنگار: فرمودید که علائم بسیار متنوع هستند. این تفاوت در بروز بیماری در افراد مختلف، به چه دلیل است؟ آیا انواع متفاوتی از اماس وجود دارد؟
رحیمی: بله، تنوع در علائم و سیر بیماری ناشی از محل و وسعت ضایعات میلینی در مغز و نخاع است. به همین دلیل، اماس را به انواع مختلفی طبقهبندی می کنند که این طبقهبندی در انتخاب روش درمانی بسیار مهم است، انواع ام اس بر اساس کتب مرجع پزشکی مغز و اعصاب شامل ام اس عودکننده-فروکشکننده (Relapsing-Remitting MS – RRMS)، اماس پیشرونده ثانویه (Secondary Progressive MS – SPMS)، اماس پیشرونده اولیه (Primary Progressive MS – PPMS) و سندرم بالینی منفرد (Clinically Isolated Syndrome – CIS) است.
ام اس عودکننده-فروکشکننده (Relapsing-Remitting MS – RRMS) شایعترین نوع ام اس است که حدود ۸۵ درصد بیماران به آن مبتلا هستند. این بیماری با دورههای عود به صورت تشدید ناگهانی علائم یا بروز علائم جدید و سپس دورههای بهبودی کامل یا نسبی مشخص میشود. در اماس پیشرونده ثانویه (Secondary Progressive MS – SPMS)، بیماری به تدریج و بدون دورههای عود و بهبودی مشخص، پیشرفت میکند. در اماس پیشرونده اولیه (Primary Progressive MS – PPMS) که نوع کمتر شایع این بیماری است و حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد مبتلایان را شامل می شود، علائم از ابتدا به طور پیوسته و بدون دورههای عود و بهبودی مشخص، تشدید میشود و در نهایت سندرم بالینی منفرد (Clinically Isolated Syndrome – CIS) که معیارهای تشخیصی پیچیده ای دارد. به هرحال شناخت این انواع به پزشکان متخصص مغز و اعصاب کمک میکند تا بهترین استراتژی درمانی را برای هر بیمار و به صورت انفرادی برنامهریزی کنند.
اماس چیست و چه درمانی دارد؟
خبرنگار: با توجه به این پیچیدگی، روند تشخیص اماس چگونه است؟ آیا تشخیص آن دشوار است؟ نقش ام آر آی در این فرآیند چیست؟
رحیمی: تشخیص اماس یک فرآیند بالینی است که نیازمند بررسی دقیق و کنار هم قرار دادن پازلهای مختلف است. هیچ آزمایش واحدی برای تشخیص قطعی وجود ندارد. مراحل اصلی تشخیص شامل معاینه بالینی و شرح حال دقیق، تصویربرداری ام آر آی (MRI)، استفاده از پتانسیلهای برانگیخته Evoked Potentials – بررسی سرعت انتقال پیامهای عصبی در مسیرهای خاص مثل بینایی یا حسی)، پونکسیون کمری (Lumbar Puncture) و بررسی مایع مغزی نخاعی است. البته تشخیص در مراحل اولیه به دلیل احتمال هم پوشانی علائم با بیماریهای دیگر، ممکن است دشوار باشد اما با پیشرفت دانش و تکنولوژی MRI، امروزه دقت تشخیص به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
به هر حال ام آر آی (MRI) مهمترین ابزار تشخیصی این بیماری است و تصاویر ام آر آی از مغز و نخاع میتواند ضایعات میلینی فعال و قدیمی را نشان دهد. امآرآی نه تنها در تشخیص، بلکه در پیگیری روند بیماری و ارزیابی پاسخ به درمان نیز نقش حیاتی دارد.
خبرنگار: در مورد علل بیماری، آیا میدانیم دقیقاً چه چیزی باعث بروز اماس میشود؟ آیا عوامل ژنتیکی یا محیطی نقش دارند؟
رحیمی: متاسفانه، علت دقیق اماس هنوز به طور کامل شناخته نشده است. ما میدانیم که ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی در بروز آن نقش دارند. در مورد عوامل ژنتیکی توجه داشتبه باشید که اماس یک بیماری ارثی نیست، اما استعداد ژنتیکی برای ابتلا به آن در برخی افراد وجود دارد. اگر یکی از اعضای خانواده به اماس مبتلا باشد، خطر ابتلای سایرین کمی بیشتر میشود، اما این بدان معنا نیست که حتماً به ارث خواهد رسید.
در مورد عوامل محیطی نیز تحقیقات نشان دادهاند که برخی عوامل محیطی ممکن است خطر ابتلا را افزایش دهند، امروزه ثابت شده کمبود ویتامین D و حتی سطوح پایین ویتامین D با افزایش خطر ابتلا به اماس مرتبط است. عفونتها، به ویژه عفونت با ویروس اپشتین-بار (EBV) که عامل مونونوکلئوز عفونی است نیز در بروز ام اس نقش پررنگی دارد. تحقیقات نشان داده سیگار کشیدن نیز به عنوان یک عامل خطر قوی و اثبات شده بر روی افزایش احتمال ابتلا و بدتر شدن سیر بیماری ام اس، موثر است همچنین چاقی در دوران نوجوانی نیز به عنوان یک عامل خطر مطرح شده است اما این عوامل به تنهایی بیماریزا نیستند، بلکه در یک زمینه ژنتیکی مستعد، میتوانند به بروز بیماری کمک کنند.
اماس چیست و چه درمانی دارد؟
خبرنگار: به بحث درمان بپردازیم. اهداف اصلی درمان اماس چیست؟ آیا درمانی قطعی وجود دارد؟
رحیمی: متاسفانه، درمانی قطعی برای اماس که بتواند بیماری را ریشهکن کند، هنوز وجود نداردف اما این به معنای ناامیدی نیست. پیشرفتهای درمانی در ۲ دهه اخیر فوقالعاده بوده و کیفیت زندگی بیماران را به شکل چشمگیری بهبود بخشیده است. امروزه اهداف اصلی درمان ام اس شامل کاهش حملات (عودها) و شدت آنهاست که با داروهای تعدیلکننده بیماری (DMTs)، کند کردن پیشرفت ناتوانی با جلوگیری از تجمع ضایعات جدید در مغز و نخاع و کاهش سرعت پیشرفت بیماری و مدیریت علائم، شامل کنترل نشانه هایی مانند خستگی، اسپاسم، درد، مشکلات مثانه و موارد دیگر است که به بهبود کیفیت زندگی روزمره بیماران کمک می کند. البته توانبخشی نیز در روند معالجات ام اس نقش پررنگی دارد و به بیمار برای حفظ عملکرد و استقلال خود کمک زیادی می کند.

خبرنگار: وضعیت درمان بیماری اماس در ایران و اصفهان چطوره؟
رحیمی: درمان بیماری اماس در اصفهان همزمان با تهران از سال ۱۳۶۸ آغاز شده و در حال حاضر ۲۱ داروی مختلف در دسترس بیماران مبتلا به ام اس است که بعضی از آن ها میتوانند علائم را تقریبا به طور کامل از بین ببرند و در ۷۰ تا ۸۰ درصد موارد مؤثر هستند. خوشبختانه در ایران داروهای ام اس به صورت رایگان در اختیار بیماران حتی برای کسانی که بیمه ندارند، قرار میگیرد.
خبرنگار: میتوانید کمی در مورد کلاسهای مختلف داروهای تعدیلکننده بیماری (DMTs) توضیح دهید و اینکه چگونه عمل میکنند؟
رحیمی: بله، DMTs ستون فقرات درمان اماس هستند. این داروها سیستم ایمنی را هدف قرار میدهند تا حمله آن به میلین را کاهش دهند. آنها به اشکال مختلف تزریقی، خوراکی و وریدی موجود هستند. داروهای تزریقی (مانند اینترفرونها و گلاتیرامر استات) نسل اول این داروها بوده که با کاهش فعالیت سیستم ایمنی، حملات را کاهش میدهند.
داروهای خوراکی، نسل جدیدتری از داروهای این بیماری هستند که راحتی بیشتری برای بیمار فراهم میکنند و مکانیسمهای عمل متنوعی دارند، از جمله تاثیر بر سلولهای ایمنی خاص یا جلوگیری از ورود آنها به سیستم عصبی مرکزی. داروهای وریدی (مانند ناتالیزوماب، اوکرلیزوماب، آلمتوزوماب) نیز داروهای با اثربخشی بالاتر هستند که به طور معمول برای بیماران با بیماری فعالتر تجویز میشوند و به طور مستقیم بر سلولهای ایمنی خاص تاثیر میگذارند.
انتخاب دارو بستگی به نوع و شدت بیماری، فعالیت آن در ام آر آی (MRI)، وضعیت سلامت عمومی بیمار و عوارض جانبی احتمالی دارد و درمان باید زیر نظر پزشک متخصص مغز و اعصاب کاملاً شخصیسازی شود.
خبرنگار: علاوه بر داروها، چه درمانهای حمایتی و توانبخشی برای بیماران ام اس اهمیت دارد؟
رحیمی: درمان اماس یک رویکرد چندتخصصی را میطلبد. داروها بیماری را کنترل میکنند، اما توانبخشی و حمایتهای دیگر نیز برای بهبود کیفیت زندگی بیماران حیاتی هستند. فیزیوتراپی، برای حفظ قدرت، تعادل، هماهنگی و کاهش اسپاسم، کاردرمانی، برای کمک به بیمار برای انجام فعالیتهای روزمره و حفظ استقلال، گفتاردرمانی، برای رفع مشکلات بلع یا گفتار و مشاوره تغذیه برای رژیم غذایی سالم و متعادل نقش مهمی در سلامت کلی بیماران ام اس دارند، ضمن آن که مشاوره روانشناختی نیز به کاهش افسردگی و اضطراب و مدیریت استرس در بیماران اماس کمک زیادی می کند و حمایت روانشناختی برای بیماران ام اس بسیار ضروری است.
اما در کنار همه موارد مهمترین بخش در درمان حمایتی مبتلایان ام اس، مدیریت علائم است که با تجویز داروهایی برای کنترل خستگی، درد، مشکلات مثانه و… توسط پزشک صورت می گیرد و تیم حمایتی بیمار ام اس شامل متخصص مغز و اعصاب، فیزیوتراپ، کاردرمانگر، روانشناس، و پرستار متخصص ام اس، در مجموع میتوانند بهترین مراقبت را به بیماران ارائه دهند.
خبرنگار: چه توصیههایی به بیماران تازهتشخیص داده شده و خانوادههایشان دارید؟ چگونه میتوانند با این بیماری زندگی کنند؟
رحیمی: مهمترین نکته برای بیماران تازهتشخیص داده شده و خانوادههایشان این است که ناامید نشوند. مثبت اندیشی شرط اول مقابله با این بیماری است، امروزه ثابت شده است حفظ روحیه مثبت نقش مهمی در مقابله با چالشهای بیماری ام اس دارد. اماس دیگر بیماری ۲۰ سال پیش نیست. با درمانهای موجود، بسیاری از بیماران میتوانند زندگی عادی و پرباری داشته باشند.
بیماران ام اس نباید از آموزش غافل شوند و باید در مورد بیماری خود اطلاعات کافی کسب کنند زیرا هرچه بیشتر بدانند، بهتر میتوانند بیماری خود را مدیریت کنند. رعایت درمان نیز باید مورد توجه مبتلایان قرار بگیرد و باید داروهای خود را به طور منظم و طبق دستور پزشک مصرف و از سبک زندگی سالم پیروی کنند.
ورزش منظم، حتی اگر به صورت سبک باشد، برای حفظ قدرت عضلانی، تعادل و روحیه بیماران ام اس ضروری است و بهره مندی از تغذیه سالم شامل رژیم غذایی سرشار از میوه و سبزیجات، و کاهش غذاهای فرآوری شده به مواجه آن ها با این بیماری کمک زیادی می کند.
مدیریت استرس نیز در مورد بیماران ام اس بسیار مهم است زیرا استرس میتواند علائم را تشدید کند. امروز ثابت شده سیگار کشیدن قطعاً به سیر بیماری آسیب میزند از این رو اجتناب از سیگار به بیماران توصیه می شود.
حفظ ارتباط با پزشک و تیم درمانی کمک زیادی به بیماران ام اس می کند و بیماران می توانند سوالات خود را پرسیده و مشکلات را گزارش دهند تا روند درمان به شکل موثرتری دنبال شود. حمایت اجتماعی نیز برای بیماران ام اس مهم است و این افراد می توانند با پیوستن به گروههای حمایتی به تبادل تجربه با دیگران بپردازند و حس تنهایی خود را کاهش دهند.
خبرنگار: چه چشماندازی برای آینده درمان و مراقبت از بیماران اماس در دهههای آتی دارید؟ چه حوزههایی از تحقیقات بیشترین امید را به ما میدهند؟
رحیمی: آینده بسیار امیدوارکننده و تحقیقات در حوزههای مختلف با سرعت زیادی در حال پیشرفت است. ترمیم میلین یکی از جذابترین این حوزههاست. یافتن داروهایی که بتوانند میلین آسیبدیده را ترمیم کنند، گام بزرگی در درمان قطعی خواهد بود که در مسیر خوبی قرار دارد.
درمانهای عصبی – محافظتی (Neuroprotection) با داروهایی که از خود سلولهای عصبی محافظت میکند و مانع از تخریب آنها میشوند نیز در سال های اخیر گسترش زیادی پیدا کرده ضمن آن که درمانهای شخصیسازی شده که بر اساس پروفایل ژنتیکی و بیولوژیکی هر بیمار روند درمان را مشخص می کند، امروز دنبال می شود و به کمک آن میتوان درمانها را بهینهسازی کرد.
روشهای تشخیص زودهنگام و دقیقتر نیز با کمک بیومارکرهای جدید باعث شده بتوانیم اماس را حتی قبل از بروز علائم بالینی واضح تشخیص دهیم. سلولهای بنیادی نیز در مرکز تحقیقات در حوزه ام اس قرار گرفته اند و تحقیقات در مورد پتانسیل سلولهای بنیادی در ترمیم و بازسازی سیستم عصبی مرکزی به شدت دنبال می شود.
پیام من این به همه بیماران ام اس و خانواده های آن ها این است که با وجود پیچیدگی این بیماری، هر روز امیدهای جدیدی در این حوزه به دست میآید و همکاری بیمار، خانواده، پزشک و جامعه پژوهشی میتواند آینده بهتری را برای مبتلایان به ام اس رقم بزند.
هندزفری، بهای سنگینی برای گوشها دارد

در سالهای اخیر، استفاده از هندزفری و هدفون در میان اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان به شدت افزایش یافته است. این ابزارهای صوتی کوچک اما پرکاربرد، امکان شنیدن موسیقی و ارتباط آسان را فراهم کردهاند، اما آیا این راحتی به قیمت آسیب دیدن سلامت گوش تمام نمیشود؟
هندزفریها اگرچه به ظاهر بیخطرند، اما در صورت استفاده نادرست میتوانند آغازگر اختلالات شنوایی و حتی آسیبهای برگشتناپذیر باشند.
در گفتوگویی با دکتر محمدعلی اصغری، فوق تخصص گوش و استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران به بررسی علائم هشداردهنده، اشتباهات رایج و راهکارهای محافظت از سلامت گوش پرداختیم.
تأثیرات استفاده مداوم از هندزفری بر سلامت گوش
اصغری در ابتدا خاطرنشان کرد که استفاده از هندزفری یا هدفون به خودی خود ضرری ندارد، اما تاکید کرد:«اگر صدا یا درجه ولوم موسیقی یا هر صوتی که از طریق هندزفری وارد گوش میشود افزایش یابد، این موضوع میتواند آسیبزننده باشد. صدای بلند باعث کاهش شنوایی و بروز مشکلاتی مانند وزوز گوش میشود که بسیاری از این آسیبها برگشتناپذیر است.»
صدای بلند باعث کاهش شنوایی و بروز مشکلاتی مانند وزوز گوش میشوداو افزود: «درصورتی که با صدای کم گوش داده شود، هندزفری یا هدفون خطری برای گوش ندارد.»
علائم آسیب گوش ناشی از استفاده نادرست هندزفری
استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران در پاسخ به این پرسش که چه علائمی نشاندهنده آسیب به گوش ناشی از هندزفری است که باید جدی گرفته شود، توضیح داد:«متأسفانه آسیبهای فرکانسهای بالا موجب کاهش شنوایی میشود که ممکن است برای مدتی طولانی بدون تشخیص باقی بماند. پس از استفاده طولانیمدت، فرد به تدریج متوجه کاهش شنوایی یا شنیدن صدای زنگ در گوش میشود. این علائم هشداردهندهای هستند که اغلب زمانی مشاهده میشوند که آسیب به حدی رسیده که دیگر قابل درمان نیست و دائمی خواهد بود.»
تأثیر شدت صدا و مدت زمان استفاده بر سلامت گوش
این فوق تخصص گوش درباره تأثیر استفاده طولانیمدت از هندزفری گفت:«مهمترین فاکتور، شدت صداست؛ یعنی صدای بالای ۸۰ تا ۸۵ دسیبل همراه با مدت زمان طولانی استفاده، آسیب بیشتری ایجاد میکند. هرچقدر مدت زمان استفاده بیشتر باشد، احتمال آسیبدیدگی نیز افزایش مییابد.»
افرادی که روزانه ساعتهای زیادی با هندزفری سر و کار دارند، باید مدت استفاده را محدود کنند.
افرادی که روزانه ساعتهای زیادی با هندزفری سر و کار دارند، باید مدت استفاده را محدود کنند. استفاده طولانیمدت علاوه بر خطرات شنوایی، میتواند موجب عفونت مجرای گوش خارجی شود.
وی تاکید کرد: «منظور از طولانی مدت، استفاده بیش از ۲ ساعت در روز است که بهتر است رعایت شود.»
هندزفری، بهای سنگینی برای گوشها دارد
تفاوت هندزفریهای بیسیم و سیمی و مخاطرات صوتی در تمامی سنین
اصغری در پاسخ به این سوال که آیا هندزفریهای بیسیم و بلوتوثی نسبت به مدلهای سیمی تأثیر متفاوتی روی سلامت گوش دارند، گفت:«خیر، تاکنون شواهدی مبنی بر تفاوت در اثرات این دو نوع هندزفری بر سلامت گوش گزارش نشده است.»
وی همچنین درباره خطرات استفاده از هندزفری در کودکان و نوجوانان گفت:«برای همه افراد، چه کودک و چه بزرگسال، اگر صوت با شدت بالا وارد گوش شود، آسیبزا است. حتی شنیدن موسیقی با صدای بسیار بلند از طریق اسپیکر یا در محیطهایی مانند خودرو نیز میتواند موجب آسیب شود، حتی اگر هندزفری به کار نرود.»
استفاده هندزفری زیر کلاه ایمنی و احتمال آسیب
اصغری در خصوص تأثیر استفاده از هندزفری زیر کلاه ایمنی در مواقع تصادف اظهار داشت: «به هر حال ممکن است کلاه ایمنی هم به گوش آسیب بزند و این موضوع ارتباطی به وجود هندزفری ندارد. اینکه گوش و هندزفری داخل کلاه باشد یا نباشد، بستگی به نوع کلاه دارد و معمولاً باعث ناشنوایی نمیشود.»
افرادی که روزانه ساعتهای زیادی با هندزفری سر و کار دارند، باید مدت استفاده را محدود کنندوی ادامه داد: هندزفری به طور عمقی وارد ساختار گوش نمیشود و نهایتاً ممکن است زخمی یا آسیبی سطحی به مجرای گوش وارد کند.
اصغری در پایان توصیه کرد: « افرادی که روزانه ساعتهای زیادی با هندزفری سر و کار دارند، باید مدت استفاده را محدود کنند. استفاده طولانیمدت علاوه بر خطرات شنوایی، میتواند موجب عفونت مجرای گوش خارجی شود.»
کودک از چه سنی باید در اتاق خود بخوابد؟
بررسی مزایا و معایب خواب کودک در اتاق مستقل

تحقیقات نشان میدهد داشتن اتاق جداگانه میتواند به استقلال و حریم شخصی کودک کمک کند، اما این موضوع به شرایط خانوادگی بستگی دارد.
تصمیمگیری در مورد اتاق جداگانه برای کودکان، موضوعی است که به عوامل مختلفی از جمله فرهنگ، اقتصاد، و نیازهای رشدی کودک بستگی دارد. در فرهنگهای غربی، داشتن اتاق جداگانه برای هر کودک به تدریج به یک استاندارد تبدیل شده است، اما در بسیاری از فرهنگها، به ویژه در خانوادههای چندفرزند، هماتاقی رایج است. تحقیقات نشان میدهد که این موضوع میتواند تأثیرات متفاوتی بر توسعه روانی و اجتماعی کودک داشته باشد
تحقیقات نشان دادهاند که تأخیر در انتقال کودک از گهواره به تخت تا حدود ۳ سالگی میتواند کیفیت و کمیت خواب او را بهبود بخشد. از سوی دیگر، کودکانی که اتاق مستقل دارند بهطور متوسط حدود ۲۸ دقیقه خواب شبانهی بیشتری دارند و حس استقلال بهتری پرورش میدهند، اما ممکن است اضطراب جدایی یا کاهش نظارت والدین را تجربه کنند. لذا تصمیمگیری باید بین ملاحظات ایمنی، نیازهای رشدی کودک، دینامیک خانوادگی و فرهنگ، با گذار تدریجی و ابزارهای نظارتی متعادل شود تا سلامت روان و جسم کودک و آرامش والدین تأمین گردد.
راهنمای آکادمی اطفال آمریکا
آکادمی اطفال آمریکا توصیه میکند نوزادان برای کاهش خطر سندرم مرگ ناگهانی نوزاد (SIDS) حداقل تا ۶ ماه و ترجیحاً تا ۱۲ ماهگی در اتاق والدین اما روی سطح جداگانه (گهواره یا تخت مخصوص) بخوابند.
این سازمان هشدار میدهد که بهکارگیری بالش، تشک نرم یا اسباببازیهای نرم در فضای خواب نوزاد میتواند خطر خفگی یا آسیبدیدگی را افزایش دهد.
اگرچه این توصیهها بیش از یک دهه است که ثابت ماندهاند، شواهد جدید پیشنهاد میکنند ممکن است انتقال به اتاق مستقل زودتر از یک سال نیز در برخی خانوادهها مفید باشد.
مطالعات نشان میدهند که فضای شخصی میتواند به توسعه شخصیت و اعتماد به نفس کودکان کمک کند، اما همزمان، هماتاقی نیز میتواند به تقویت روابط خواهر و برادر و یادگیری مهارتهای اجتماعی کمک کند.
به عنوان مثال، مطالعهای دیگر تأکید دارد که کودکان با داشتن اتاق جداگانه میتوانند خلاقیت خود را ابراز کنند، اما هماتاقی میتواند به کاهش اضطراب در کودکان خردسال کمک کند.
مزایای اتاق جداگانه
بهبود کیفیت و کمیت خواب
براساس این گزارش که در سایت تبیان منتشر شده است ، مطالعات نشان دادهاند که کودکانی که اتاق مستقل دارند، بهطور متوسط ۸ ساعت و ۱۶ دقیقه در شب میخوابند، در حالی که کودکان با خواب مشترک حدود ۷ ساعت و ۴۸ دقیقه میخوابند.
این بهبود به ویژه در خانوادههای با درآمد بالاتر برجسته است، با کاهش اختلاف در کیفیت خواب در سطح درآمدهای پایینتر
تقویت حس استقلال و حریم خصوصی
نویسندگان مقالات روانشناسی رشد استدلال میکنند که داشتن اتاق مستقل میتواند به کودکان حس کنترل و مسئولیتپذیری بدهد و برای آمادهسازی آنها جهت ورود به مراحل بعدی زندگی مفید باشد.
محققان همچنین بیان میکنند که تفکیک فضا برای بازی و خواب میتواند به کودک کمک کند تا الگوهای رفتاری و خواب بهتری بیاموزد، مشابه اصولی که برای بزرگسالان شناختهشده است.
کاهش اختلافات
وقتی کودکان اتاق جداگانهای دارند، احتمال درگیریها و اختلافات بر سر فضا و وسایل شخصی کمتر است. این موضوع به ویژه در خانوادههای چندفرزند مهم است.
فرصت برای ابراز خلاقیت و شخصیت
کودکان میتوانند فضای خود را طبق سلیقهشان تزئین کنند، که این امر به توسعه شخصیت و اعتماد به نفس آنها کمک میکند.
معایب اتاق جداگانه
اضطراب جدایی
والدین ممکن است نگران اضطراب جدایی یا خطرگاههای ایمنی مانند سقوط از تخت یا خفگی باشند، بهخصوص اگر ابزارهای نظارتی (مانند مانیتور کودک) مناسب نباشد.
مطالعات نشان دادهاند که در برخی خانوادهها، خواب در اتاق جداگانه میتواند منجر به بیداریهای مکرر کودک و اضطراب والدین شود که در مجموع کیفیت خواب خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد.
احساس تنهایی
برخی کودکان، به ویژه کسانی که عادت به خوابیدن یا بازی کردن با خواهر یا برادرشان دارند، ممکن است در اتاق جداگانه احساس تنهایی کنند. این موضوع میتواند بر سلامت روانی آنها تأثیر منفی بگذارد.
مشکلات نظارت والدین
والدین ممکن است نظارت بر فعالیتهای کودکان خود را در صورت داشتن اتاق جداگانه سختتر پیدا کنند، به ویژه اگر کودکان جوان هستند و نیاز به نظارت بیشتری دارند.
انزوای اجتماعی
روانشناسان محیطزیستی هشدار میدهند که جداسازی فضا میتواند حس تنهایی و انطباق دشوارتر کودک با محیط خانوادگی را تشدید کند، به ویژه در مناطقی که فرهنگهای جمعگرایانه اهمیت نزدیکی فیزیکی را بیشتر میدانند.
زمینه فرهنگی و تاریخی
از نظر تاریخی و فرهنگی، داشتن اتاق جداگانه برای کودکان یک نرمافزار نسبتاً جدید است. در بسیاری از فرهنگها و حتی در گذشته، کودکان اغلب اتاق را با خواهر و برادر یا حتی والدینشان تقسیم میکردند. این موضوع نشاندهنده آن است که داشتن اتاق جداگانه لزوماً ضروری نیست.
بهتر است این نکات را جدی بگیرید
شروع با گهواره یا تخت در اتاق والدین: تا حداقل ۶ ماهگی ادامه دهید و پس از آن با مانیتور یا پیجر و بررسی ایمنی، مکان گهواره را به نزدیکی در ورودی اتاق کودک منتقل کنید.
ایجاد روتین مشخص: برای خواب یک روتین ثابت مانند قصهخوانی یا موسیقی ملایم در اتاق مستقل کودک داشته باشید تا ارتباط ذهنی بین آن فضا و خواب تقویت شود.
استفاده از ابزارهای نظارتی: بهکارگیری مانیتور صدا یا تصویر و اطمینان از ایمنی تخت و فضای خواب برای کاهش اضطراب والدین و کودک ضروری است.
توجه به ویژگیهای فردی کودک: برخی کودکان از سن ۲–۳ سالگی برای اتاق مستقل آمادهاند، اما برخی دیگر ممکن است نیاز به زمان بیشتر داشته باشند؛ به نشانههای اضطراب یا مقاومت کودک توجه کنید.
تصمیمگیری درباره اتاق خواب مستقل برای کودک در سن خردسالی نیازمند در نظر گرفتن جوانب ایمنی، کیفیت خواب، نیازهای رشدی و ویژگیهای خانوادگی است.
با شناسایی ویژگیهای فردی کودک و توصیههای روانشناسان، میتوان گذار تدریجی و ایمن را برنامهریزی کرد تا کودک از مزایای خواب مستقل بهرهمند شود و والدین نیز از آرامش خاطر کافی برخوردار گردند.
تغذیه، خواب، تمرکز؛ مثلث طلایی موفقیت در شب امتحان

ایام امتحانات که از راه میرسد، دانشآموزان و دانشجویان بسیاری ناگهان به سبک زندگی جدیدی پناه میبرند: شببیداری، خوردن بیبرنامه، تکیه بر قهوه، شیرینی، نوشابههای انرژیزا و البته استرس! در این بین، بسیاری گمان میکنند که رمز موفقیت در حفظ ساعات طولانی مطالعه و رسیدن به تمرکز بیشتر، مصرف مواد محرک و پرانرژی است. اما آیا واقعاً بدن ما هم با این فرمول کنار میآید؟
برای یافتن پاسخی دقیق و علمی، سراغ دکتر منصور رضایی، متخصص تغذیه و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی رفتیم. او دراین گفتوگو، از رازهای ساده و مؤثر تغذیه سالم، اهمیت خواب، و اشتباهات رایج دانشآموزان در شب امتحان پرده برداشت. گفتوگویی که خواندنش میتواند مثل یک جلسه مشاوره مفید، مسیر شما را در شبهای امتحان تغییر دهد.
برای فعالیت فکری مطلوب، جسم باید سالم باشد
رضایی در ابتدای سخن خود بر پیوند میان سلامت جسم و کیفیت فعالیت فکری تأکید میکند و میگوید:«برای اینکه بتوانیم یک فعالیت فکری خوب داشته باشیم، یعنی حافظه، دقت و یادگیری مطلوبی را تجربه کنیم، لازم است که جسم سالمی داشته باشیم؛ جسمی با عضلات قوی، گردش خون مناسب و فعالیت مطلوب مغز. انتقالدهندههای عصبی نظیر سروتونین و دوپامین، از جمله ترکیباتی هستند که مستقیماً بر عملکرد مغز اثرگذارند و عوامل مختلفی بر سلامت این سامانه پیچیده تأثیر میگذارند. در این میان، ارزانترین و سادهترین عامل مؤثر، خواب کافی است.»
مطالعه موثر با استراحت کافی امکانپذیر است، اما برخی دانشآموزان به اشتباه با مصرف مواد کافئیندار، خود را از خواب محروم میکنند.
رضایی ادامه میدهد: وقتی ما به اندازه کافی میخوابیم، اطلاعاتی را که برای درس و امتحان آموختهایم، در ذهن خود پردازش میکنیم؛ همانند عملکرد CPU در رایانه که دادههای خام را تبدیل به اطلاعات قابل استفاده میکند. دانشآموزی که به خوبی استراحت کند، میتواند یادگیری مؤثرتری داشته باشد. در مقابل، متأسفانه باورهای غلطی که از گذشته وجود داشته است، باعث میشود برخی دانشآموزان با مصرف موادی مانند چای، قهوه، شکلات و سایر ترکیبات کافئیندار، خود را به بیخوابیهای طولانی مجبور کنند.
او درباره پیامدهای این سبک زندگی هشدار میدهد: ثمره چنین رفتاری، آن چیزی است که ما در خوابگاهها مشاهده میکنیم: اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و کاهش آستانه تحمل. فردی که به دلیل بدخوابی یا بیخوابی، استراحت مغزش را مختل کرده، در روز امتحان دچار مشکلات رفتاری میشود؛ تمرکزش کاهش مییابد، دقت او پایین میآید و احتمال درگیری، سوءتفاهم، دلخوری و تنشهای مختلف بهشدت افزایش مییابد. اینکه بخواهیم از خواب خود بکاهیم یا اصلاً نخوابیم، خطایی بزرگ است. باید خواب کافی داشته باشیم و راندمان خود را با حذف کارهای بیهوده مانند تماشای تلویزیون، استفاده بیرویه از تلفن همراه و حضور در فضای مجازی، بالا ببریم.
تغذیه؛ مصالح بنای سلامت جسم و روان
این متخصص تغذیه میافزاید: یک دانشآموز یا دانشجو باید بداند که “نام من امروز است”. فردا برای بسیاری از تصمیمات دیر شده است. همانگونه که پدران ما دیگر نمیتوانند با سنین بالا به مدرسه بازگردند، دوران جوانی ما تنها برای درس خواندن و شکلگیری صحیح جسم و روح ماست. همانگونه که برای ساختن یک ساختمان مقاوم در برابر سیل و زلزله از مصالح مناسب مانند گچ، سیمان، آجر و موزاییک استفاده میشود، برای داشتن بدنی سالم که مغزی سالم در آن جای گیرد و حافظه، دقت و انگیزه لازم برای یادگیری را فراهم آورد، نیازمند مصرف مواد غذایی مناسب هستیم.
رضایی با اشاره به اهمیت گروههای غذایی اصلی، توصیه میکند:«ما همواره بر مصرف شش گروه غذایی تأکید میکنیم: میوه، سبزی، غلات، گوشت، لبنیات، و البته مصرف غذاهای خانگی بهجای غذاهای فرآوریشده، کارخانهای، کنسروی و فستفودها. مواد غذایی فرآوریشده معمولاً حاوی افزودنیها، طعمدهندهها و نگهدارندههایی هستند که اغلب محرکاند و فرد را تحریکپذیر، عصبی و پرخاشگر میکنند.
نشانه غذای مناسب برای ایام مطالعه و امتحان
به گفته این استاد دانشگاه،بهترین نشانه غذای خوب برای سلامت، سبکی آن است. غذای سنگین و حجیم نهتنها مانع مطالعه، بلکه مانع ورزش، عبادت و هر فعالیت مفید دیگری میشود. هنگامی که معده بیشازحد پر است، خون بهجای عضلات و مغز، درگیر فرایند گوارش میشود و فرد نهتنها قادر به یادگیری نیست، بلکه دچار کسالت میشود.
نباید شب امتحان غذای ناشناخته یا تهیهشده از رستوران مصرف کرد؛ چرا که ممکن است موجب مسمومیت شده و روز امتحان را از بین ببرد
رضایی نسخهای ساده و مؤثر ارائه میدهد:«ما باید روزانه شش وعده غذایی سبک و متنوع داشته باشیم تا بدن درگیر فرایندهای سنگین هضم نشود و دچار افت قند نگردد. هر گروه غذایی خاصیتی منحصر بهفرد دارد و باید از تکرار غذایی پرهیز کرد. همچنین نباید شب امتحان غذای ناشناخته یا تهیهشده از رستوران مصرف کرد؛ چرا که ممکن است موجب مسمومیت شده و روز امتحان را از بین ببرد.»
لبنیات و گیاهمحوری، کلید آرامش در شب امتحان
در بخش پایانی، رضایی به تأثیر تغذیه بر اضطراب و کیفیت خواب میپردازد و میگوید: «برخی دانشآموزان به دلیل اضطراب، دچار اختلال در خواب میشوند. در این موارد، توصیه میشود که مصرف لبنیاتی نظیر ماست افزایش یابد. ترکیب ماست با میوه و سبزی، بهویژه در قالب بورانی، آرامش خاصی به فرد میبخشد و باعث ترشح سروتونین میشود.
برخلاف این، غذاهای فستفود با طعمهای شور، شیرین و تند، همچنین نوشابهها و آبمیوههای صنعتی، موجب تپش قلب و افزایش اضطراب میشوند. همچنین مصرف بیرویه چای و قهوه نیز به افزایش اضطراب و اختلال در خواب میانجامد. در مقابل، غذاهای گیاهی، لبنیات و ترکیب آنها با سبزیها و میوهها میتوانند آرامش قابل توجهی ایجاد کنند و خوابی باکیفیت را در شب امتحان رقم بزنند.
پروتئین گیاهی یا حیوانی؛ برای مدیریت وزن چه بخوریم؟

در دنیای رژیمهای غذایی و تلاش برای مدیریت وزن، پروتئین همواره به عنوان یک عنصر کلیدی مطرح بوده است. اما سوالی که ذهن بسیاری را درگیر میکند این است: پروتئین حیوانی یا گیاهی؟ کدامیک برای کاهش وزن و حفظ سلامتی مناسبتر است؟
پروتئین یکی از ضروریترین مواد مغذی برای عملکردهای بدن است و در انواع غذاها از جمله لبنیات کمچرب، گوشت، حبوبات و توفو یافت میشود. با این حال، کیفیت پروتئینها در منابع مختلف متفاوت است و برخی از آنها میتوانند تاثیرات بهتری بر سلامت و عملکرد بدن داشته باشند.
نوع پروتئینی که مصرف میکنید نقش مهمی در حفظ وزن سالم و تقویت بدن دارد. در حال حاضر، افراد بیشتری نسبت به گذشته به میزان و کیفیت پروتئین مصرفی خود اهمیت میدهند. با این حال، اهمیت پروتئین فقط به میزان آن محدود نمیشود؛ بلکه نوع و منشأ پروتئین نیز بر سلامت و کاهش وزن تاثیرگذار است. بنابراین، انتخاب منابع پروتئینی مناسب میتواند نقش کلیدی در دستیابی به اهداف سلامتی و تناسب اندام شما ایفا کند.
قابلیت هضم پروتئین یکی از رایجترین موضوعات در دنیای تغذیه سالم است. معمولاً اعتقاد بر این است که پروتئین حیوانی بسیار بهتر از پروتئین گیاهی است. اما آیا این حقیقت دارد؟ بله، اما تفاوت این دو آنچنان که به نظر میرسد قابل توجه نیست.
به طور کلی، پروتئین را می توان از حیوانات، از جمله مرغ، ماهی و تخم مرغ، یا از غذاهای گیاهی مانند آجیل، عدس، لوبیا و غلات کامل تامین کرد.اما کیفیت پروتئینها در منابع مختلف، تفاوتهایی دارد که باید در نظر گرفته شود. اگرچه بسیاری از مردم پروتئین را با گوشت مرتبط میدانند، کارشناسان معتقدند که گزینههای گیاهی ممکن است گزینه سالمتری باشند، به خصوص برای افرادی که به دنبال کاهش یا مدیریت وزن خود هستند.
همچنین تحقیقات نشان میدهد که پروتئینهای گیاهی میتوانند به اندازه پروتئینهای حیوانی در تامین نیازهای بدن موثر باشند. این منابع گیاهی اغلب دارای فواید سلامتی بیشتری هستند و میتوانند به کاهش خطر بیماریهای مرتبط با مصرف پروتئینهای حیوانی کمک کنند. این امر باعث میشود که پروتئینهای گیاهی بهعنوان گزینهای عالی برای افرادی که به دنبال سبک زندگی سالم هستند، شناخته شوند.
نقش پروتئین در مدیریت وزن و متابولیسم بدن
پروتئین از منابع مختلف، یک راه موثر برای کمک به حفظ وزن سالم و افزایش متابولیسم است. مصرف پروتئین میتواند منجر به احساس سیری بیشتری شود و مدت زمان طولانیتری شما را سیر نگه دارد. این خاصیت پروتئین باعث میشود که افراد با مصرف آن کالری کمتری دریافت کنند و به این ترتیب به کنترل وزن خود کمک کنند.
پروتئینهای گیاهی ممکن است گزینههای سالمتری برای افرادی باشند که به دنبال کاهش وزن هستند. این منابع پروتئینی اغلب فیبر بیشتری دارند که به افزایش احساس سیری و بهبود سلامت دستگاه گوارش کمک میکند. هرچند این به معنای اجبار به گیاهخواری نیست و میتوان از هر دو نوع پروتئین در رژیم غذایی استفاده کرد.
برای حفظ سلامت بدن و عضلات در هنگام کاهش وزن، مصرف پروتئین به میزان کافی ضروری است. هنگام کاهش وزن، ممکن است بخشی از توده عضلانی خود را از دست بدهید، بنابراین باید پروتئین کافی به بدن خود برسانید تا عضلات بدن تحلیل نرود.
مزایای سلامتی پروتئینهای گیاهی نسبت به حیوانی
از نظر متخصصان تغذیه، پروتئینهای گیاهی بهطور کلی برای سلامت بدن بهتر از پروتئینهای حیوانی هستند. یکی از دلایل این امر، وجود فیبر بیشتر در منابع گیاهی پروتئین نسبت به منابع حیوانی است. فیبر نقش مهمی در کاهش وزن و حفظ سلامت دستگاه گوارش دارد و به شما کمک میکند مدت زمان بیشتری احساس سیری داشته باشید.
بهعنوان مثال، یک فنجان لوبیای سیاه حاوی حدود ۴۲ گرم پروتئین و ۳۰ گرم فیبر است، در حالی که نصف فیله ماهی تقریباً ۴۳ گرم پروتئین و تنها ۴ گرم فیبر دارد. این تفاوت نشان میدهد که چگونه منابع گیاهی پروتئین میتوانند به بهبود سلامت و کاهش وزن کمک کنند.
در نهایت، انتخاب پروتئینهای گیاهی بهعنوان بخشی از رژیم غذایی میتواند به کاهش خطر ابتلا به بیماریهای مزمن مانند دیابت نوع دوم و بیماریهای قلبی کمک کند. با انتخاب منابع پروتئینی سالمتر، میتوانید به بهبود سلامت عمومی بدن و کاهش وزن خود کمک کنید.
مزایای غذایی گیاهی برای سلامتی و کاهش خطر بیماری
غذاهای گیاهی به طور کلی برای سلامت عمومی بدن بهتر از غذاهای حیوانی هستند، زیرا معمولاً چربیهای اشباع کمتری دارند. نوع خاص پروتئین و شیوه پخت آن نیز تاثیرگذار است؛ اما کاهش مصرف غذاهای بسیار فرآوری شده، به دلیل داشتن کالری و چربی اشباع بالا، توصیه میشود. غذاهای فرآوری شده نه تنها کالری بیشتری دارند بلکه اثرات مخربی بر بدن میگذارند. تحقیقات نشان میدهد مصرف بیش از حد گوشت قرمز، به ویژه فرآوری شده، میتواند با افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع دوم، بیماریهای قلبی و مرگومیر زودرس مرتبط باشد.
انتخاب پروتئینهای گیاهی بهعنوان بخشی از رژیم غذایی روزانه میتواند به کاهش خطر بیماریهای مزمن کمک کند. منابع پروتئینی گیاهی اغلب دارای فیبر بیشتری هستند که به بهبود عملکرد دستگاه گوارش و افزایش احساس سیری کمک میکند. این امر باعث میشود که فرد کمتر به سمت غذاهای ناسالم و پرکالری جذب شود، که به نوبه خود میتواند به کاهش وزن و حفظ سلامتی کمک کند.
برای بهرهمندی از مزایای غذایی گیاهی، توصیه میشود که حداقل سه وعده در هفته از حبوبات و سایر منابع پروتئینی گیاهی استفاده کنید. ترکیب این منابع با یک رژیم غذایی متعادل که شامل میوهها، سبزیجات و غلات کامل باشد، میتواند به بهبود سلامت عمومی بدن و کاهش خطر ابتلا به بیماریهای مزمن کمک کند.
اهمیت انتخاب پروتئین باکیفیت برای سلامتی
پروتئینهای گیاهی مانند حبوبات، آجیل و غلات کامل میتوانند گزینههای سالمتری برای بسیاری از افراد باشند. این منابع پروتئینی نه تنها حاوی چربیهای اشباع کمتری هستند بلکه میتوانند به کاهش خطر بیماریهای قلبی و دیابت کمک کنند. اما این بدان معنا نیست که همه باید گیاهخوار شوند؛ بلکه تعادل در مصرف منابع پروتئینی مختلف بهترین راه برای حفظ سلامتی است.
در نهایت، یک رژیم غذایی متعادل باید شامل ترکیبی از پروتئینهای گیاهی و حیوانی باشد. مصرف منابع کمچرب پروتئین حیوانی مانند ماهی، مرغ و بوقلمون نیز میتواند به حفظ سلامتی کمک کند. نکته کلیدی این است که به کیفیت ماده مغذی توجه کنید و از مصرف پروتئینهای فرآوری شده یا پرچرب پرهیز کنید.
تعادل در مصرف پروتئینهای گیاهی و حیوانی برای بهبود سلامتی
یک رژیم غذایی متعادل که شامل هر دو منبع پروتئینی گیاهی و حیوانی باشد، میتواند به بهبود سلامت عمومی بدن کمک کند. در حالی که پروتئینهای گیاهی به دلیل داشتن فیبر بیشتر و چربیهای اشباع کمتر مزایای زیادی دارند، منابع کمچرب پروتئین حیوانی نیز میتوانند بخشی از یک رژیم غذایی سالم باشند. مصرف ترکیبی از این منابع میتواند به بهبود عملکرد متابولیسم و حفظ وزن سالم کمک کند.
مصرف پروتئینهای حیوانی مانند ماهی، مرغ و بوقلمون، که چربیهای اشباع کمتری دارند، میتواند به سلامت قلب و کاهش خطر بیماریهای مزمن کمک کند. این منابع پروتئینی اغلب حاوی ویتامینها و مواد مغذی مهمی هستند که به بهبود سلامت عمومی بدن کمک میکنند. اما باید توجه داشت که مصرف گوشت قرمز و فرآوری شده باید به حداقل برسد تا خطر بیماریهای مرتبط با آن کاهش یابد.
در نهایت، مهم است که به کیفیت پروتئین مصرفی خود اهمیت دهید و سعی کنید از منابع متنوع پروتئینی استفاده کنید. با ترکیب منابع گیاهی و حیوانی پروتئین در رژیم غذایی، میتوانید از مزایای سلامتی هر دو نوع پروتئین بهرهمند شوید و به حفظ وزن سالم و بهبود سلامت عمومی بدن خود کمک کنید.
همچنین به خاطر داشته باشید که این مطالب فقط برای آگاهی شما است و نباید برای تشخیص پزشکی یا خوددرمانی استفاده شود. توصیه میکنیم در صورت وجود هر گونه نگرانی از سلامتی خود با پزشک مشورت کنید.
یک «نه» به موقع، یک دنیا امنیت میسازد

گفتن “نه” به موقع، نه تنها به حفظ مرزهای شخصی و سلامت روانی کمک میکند، بلکه زمینهساز روابط سالم و پایدار در آینده است. این توانایی، کودکان را در برابر فشارهای اجتماعی و سوءاستفادههای احتمالی مصونتر میکند و به آنها میآموزد که نیازهای خود را درک و بیان کنند. یک “نه” قاطع و محکم، احترام به خود و دیگران را تقویت کرده و به ایجاد اعتماد به نفس در فرد کمک میکند. در نهایت، این مهارت اساسی، پایه و اساس یک زندگی شاد و سالم را بنا مینهد.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه میتوانید به فرزندانتان کمک کنید تا در برابر فشارهای احتمالی مقاومت کنند؟ آموزش گفتن «نه» میتواند تفاوت اساسی در زندگی آنها ایجاد کند. کودکانِ مسلط به مهارت «نه گفتن» از سنین پایین، کمتر در معرض خطر سوءاستفادههای روانی، کلامی و فیزیکی قرار میگیرند و روابط بینفردی سالمتری را در بزرگسالی تجربه میکنند.
بعضی از والدین به داشتن فرزندان مطیع و بله چشمگو افتخار میکنند اما باید از خود بپرسند که آیا این تبعیت برخوردی انفعالی نیست؟ بسیاری از مشکلاتی که با آنها مواجه میشویم ناشی از ناتوانی ما در رد کردن خواستهها یا نظرات دیگران است. بنابراین آموزش مهارت نه گفتن از دوران کودکی، باعث پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در آینده میشود. علاوه بر این افرادی که قدرت نه گفتن دارند تصمیمات بهتری میگیرند، در روابط مرزبندی درستی تعیین میکنند و آسیبپذیری آنها کاهش پیدا میکند. تمام این موارد انسان را در زندگی در موضع سالمتری قرار میدهد و منجر به سلامت روان و افزایش عزت نفس در کودک میشود. در این مطلب میخواهیم ببینیم چطور میتوان قدرت نه گفتن را در کودکان ایجاد کرد پرورش داد.
مهارت نه گفتن در کودکان نقش اساسی در تربیت آنها ایفا میکند و به آنها کمک میکند تا در مواجهه با درخواستها یا پیشنهادات نامناسب، قاطعانه رفتار کنند. اگر کودکتان میتواند در موقعیتهای سخت یا ناعادلانه «نه» بگوید، این نشانهای از رشد مهارت مهمی در اوست. مهارت «نه گفتن» در دنیای امروز، نهتنها بیانگر جسارت و اعتمادبهنفس کودک است، بلکه یکی از ابزارهای کلیدی برای محافظت روانی و اجتماعی او در مسیر رشد به شمار میآید.
این مهارت علاوه بر محافظت از کودکان در برابر آسیبهای اجتماعی، به تقویت عزت نفس و سلامت روان آنها نیز کمک میکند. آموزش صحیح این توانایی میتواند کودکان را قادر سازد تا در برابر فشارهای منفی محیطی، بهشکلی مستقل و آگاهانه تصمیم بگیرند.مطابق با برخی پژوهشهای روانشناسی رشد، کودکانی که از سنین پایین مهارت «نه گفتن» را تمرین میکنند، کمتر در معرض خطر سوءاستفادههای روانی، کلامی و حتی فیزیکی قرار میگیرند و در بزرگسالی روابط بینفردی سالمتری را تجربه میکنند.
چرا «نه» گفتن مهارتی حیاتی است؟
۱. محافظت از مرزهای شخصی
زمانی که کودک یاد میگیرد در موقعیتهای ناراحتکننده یا تهدیدآمیز «نه» بگوید، در واقع مرزهای شخصی خود را مشخص میکند و از خود محافظت مینماید. این توانایی، نقشی مهم در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و سوءاستفادههای احتمالی ایفا میکند.
۲. رشد استقلال شخصیتی
مطالعات انجامشده در دانشگاههایی مانند واشنگتن نشان دادهاند که توانایی «نه گفتن» با افزایش عزتنفس و خودآگاهی در کودکان مرتبط است. این مهارت به آنها کمک میکند در آینده تصمیمگیرندگانی مستقل و مسئول باشند که کمتر تحت تأثیر فشارهای اجتماعی قرار میگیرند.
۳. تقویت مهارتهای ارتباطی
کودکانی که توانایی نه گفتن را در خود پرورش میدهند، بهمرور مهارتهایی همچون گفتگو، مذاکره و ابراز احساسات را نیز تقویت میکنند. آنها میآموزند چگونه با حفظ احترام، دیدگاه متفاوت خود را بیان کنند.
چگونه به کودک «نه گفتن» را بیاموزیم؟
– از سنین پایین شروع کنید
کودکان باید از سالهای ابتدایی زندگی بیاموزند که احساسات، مرزها و خواستههایشان ارزشمند است و همیشه «بله گفتن» نشانه ادب یا مهربانی نیست.
-با بازیهای نقشآفرینی تمرین کنید
سناریوهایی طراحی کنید که کودک در آنها ناچار به مواجهه با درخواستهای غیرمنطقی یا خطرناک باشد. تمرین «نه گفتن» در محیطی امن، اعتماد او را برای مواجهه با موقعیتهای واقعی افزایش میدهد.
– الگوی مناسبی باشید
زمانی که کودک میبیند والدینش نیز در موقعیتهای لازم و با احترام «نه» میگویند، اعتماد او به استفاده از این مهارت بیشتر میشود. رفتار شما، مهمترین کلاس آموزشی فرزندتان است.
در مجموع، آموزش مهارت “نه گفتن” به کودکان، سرمایهگذاری ارزشمندی در سلامت روانی و اجتماعی آنها به شمار میرود. این مهارت نه تنها کودکان را در برابر آسیبهای احتمالی محافظت میکند، بلکه به آنها اعتماد به نفس و استقلال رای میبخشد. کودکی که “نه گفتن” را آموخته، در بزرگسالی نیز قادر خواهد بود در برابر فشارهای نامناسب ایستادگی کند و انتخابهای آگاهانهتری داشته باشد.
با توجه به پیچیدگیها و چالشهای روزافزون دنیای مدرن، آموزش این مهارت به نسل آینده بیش از پیش ضروری به نظر میرسد. والدین و مربیان باید با صبر و حوصله، کودکان را با مفهوم “نه گفتن” آشنا کنند و به آنها بیاموزند که چگونه با حفظ احترام و قاطعیت، از حقوق و ارزشهای خود دفاع کنند.
در نهایت، جامعهای که کودکان آن از قدرت “نه گفتن” برخوردار باشند، جامعهای سالمتر، امنتر و پویاتر خواهد بود. آموزش این مهارت، نه تنها به نفع کودکان، بلکه به نفع کل جامعه است و آیندهای روشنتر را نوید میدهد.
سوالات متداول
۱. چرا مهارت نه گفتن برای کودکان مهم است؟
مهارت نه گفتن به کودکان کمک میکند تا از حقوق خود دفاع کنند و در برابر خواستههای نادرست ایستادگی کنند.
۲. چه زمانی باید مهارت نه گفتن را به کودکان آموزش داد؟
آموزش این مهارت باید از سنین پایین آغاز شود تا کودک بتواند در موقعیتهای مختلف از خود محافظت کند.
۳. چگونه میتوان مهارت نه گفتن را به کودک آموخت؟
از طریق داستانها، بازیها و تمرینهای عملی میتوان به کودک آموخت که چگونه بهدرستی نه بگوید.
۴. آیا آموزش مهارت نه گفتن میتواند از سواستفاده جلوگیری کند؟
آموزش این مهارت به کودک کمک میکند تا در برابر سواستفاده و فشارهای اجتماعی از خود دفاع کند.
چگونه موسیقی ذهن کودکان را شکل میدهد؟

موسیقی یکی از کهنترین و تأثیرگذارترین جلوههای فرهنگی است که نقش بسزایی در شکلگیری هویت فردی و اجتماعی دارد. از آنجایی که در یک آهنگ کلمات با ریتم، دهها یا حتی صدها بار در ذهن کودکان خوانده میشوند، تأثیر آن بسیار بیشتر از زمانی است که کلمات به صورت گفتاری بیان شوند.
وقتی کودکان و نوجوانان در خانه هستند، بیشتر آنها به گوش دادن به موسیقی و یا تماشای تلویزیون متوسل میشوند. بگذارید با پرداختن به موسیقی شروع کنیم. سوال من از والدین این است که “فرزندان شما به چه موسیقی گوش میدهند؟” آیا اصلاً برایتان مهم است؟ آیا میدانید موسیقی چه تاثیرات مثبت و منفی می تواند بر فرزند شما داشته باشد؟ موسیقی، فراتر از یک سرگرمی، نقشی حیاتی در شکلگیری ذهن و شخصیت کودک ایفا میکند. تأثیر شگفتانگیز آن، از طریق ریتم، ملودی و کلمات، در ذهن کودک، بسیار فراتر از تاثیر گفتار است.
مطالعات علمی نشان دادهاند که موسیقی، با اثرگذاری بر نواحی مختلف مغز، میتواند در رشد شناختی، احساسی و اجتماعی کودکان نقش بسزایی داشته باشد.توسعه مهارتهای شنیداری، حافظه و خلاقیت، همگی از جمله تأثیرات شگفتانگیز موسیقی بر کودک است.در این خصوص با دکتر محمد مهدی سید ناصری ، حقوق دان، استاد دانشگاه و فعال حوزه کودک به گفت وگو نشستیم.
موسیقی های غیراخلاقی و ایجاد بحران هویتی در کودکان و نوجوانان
دکتر سید ناصری معتقد است قدرت موسیقی غیرقابل انکار است، زیرا میتوانند احساسات را برانگیزد و ما را به مکانها و زمانهای مختلف منتقل کند. با این حال، تحقیقات نشان میدهد که موسیقی همچنین میتواند اثرات مضری ایجاد کند. این امر به ویژه برای کودکان و بخصوص نوجوانان نگرانکننده است. موسیقی میتواند ابزاری قدرتمند برای ابراز وجود و تنظیم احساسات باشد. به عنوان والدین، مهم است که با فرزندانمان در مورد تأثیرات موسیقی بر خلق و خو و شناخت گفت وگو کنیم و به آنها کمک کنیم تا درک کنند که چگونه از استفاده از موسیقی برای تقویت احساسات و روح و روان خود استفاده کنند.
موسیقی نه تنها ابزاری برای بیان احساسات و تجربیات انسانی است، بلکه بهعنوان رسانهای قوی میتواند نگرشها، ارزشها و رفتارهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد
موسیقی نه تنها ابزاری برای بیان احساسات و تجربیات انسانی است، بلکه بهعنوان رسانهای قوی میتواند نگرشها، ارزشها و رفتارهای اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. بااینحال، در دهههای اخیر، باگسترش فناوریهای نوین ارتباطی و افزایش دسترسی نوجوانان به فضای مجازی، نوعی از موسیقی با مضامین غیر اخلاقی، سطحی و مخرب در دسترس این گروه سنی قرار گرفته است که نه تنها سلامت روانی و اجتماعی آنان را به خطر میاندازد، بلکه به نقض حقوق اساسی آنان نیز منجر میشود.
برخی موسیقیها با نمایش جذابیتهای ظاهری، کلیشههای جنسیتی، رفتارهای اغراقآمیز و مضامین احساسی سطحی و از سوی دیگر، برخی از خوانندگان نسل جدید ایرانی و یا غیرایرانی با تولید و انتشار آهنگهایی که در آنها از الفاظ رکیک، مضامین خشونتآمیز، مصرف مواد مخدر، ترویج روابط ناسالم و بیتوجهی به ارزشهای فرهنگی و اخلاقی استفاده میشود، تأثیری عمیق و در برخی موارد مخرب بر نوجوانان میگذارند.
آهنگهایی که در آنها خشونت بهعنوان یک ارزش یا ابزار حل تعارض معرفی میشود یا روابط ناسالم میان دختران و پسران به شکلی اغراقآمیز و سطحی نمایش داده میشود، نه تنها در تضاد با ارزشهای فرهنگی جامعه ایران است، بلکه به ایجاد بحران هویتی در میان نوجوانان منجر میشود.
حمایت قانون از کودکان و نوجوانان در برابر موسیقی های غیر اخلاقی
این استاد دانشگاه در خصوص دیدگاه قانون درباره حمایت از کودکان و نوجوانان در برابر موسیقی های غیر اخلاقی گفت: کودکان و نوجوانان مطابق باکنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، مصوب ۱۹۸۹میلادی و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان ایران مصوب ۱۳۹۹هجری شمسی ، حق دارند در محیطی امن و سالم زندگی کنند و از محتوای آسیبزا مصون بمانند. این اسناد بینالمللی و ملی، به صراحت تأکید دارند که دولتها و نهادهای اجتماعی موظف به حمایت از کودکان در برابر هرگونه آسیب روحی، روانی و اخلاقی هستند. بااینحال، دسترسی آسان و بدون محدودیت به موسیقیهای مخرب در فضای مجازی و عدم نظارت کافی بر محتوا این آثار، نقض آشکار حقوق کودکان و نوجوانان محسوب میشود.
بررسیهای میدانی نشان داده است که بسیاری از نوجوانان ایرانی بدون آگاهی کافی از پیامدهای روانشناختی و اجتماعی، ساعتهای زیادی را صرف گوش دادن به موسیقی میکنند. این موسیقیها که متاسفانه برخی از آنها غیراخلاقی بوده و بین کودکان و نوجوانان بسیار رایج شده است، به دلیل دسترسی آسان، محتوای اغواگرانه، جذابیتهای ظاهری و تبلیغات گسترده در فضای مجازی، تأثیرات عمیق و پایداری بر هویت، رفتار و نگرش نوجوانان میگذارند.
در بسیاری از کشورها، قوانین و مقررات مشخصی برای محدود کردن دسترسی کودکان و نوجوانان به محتوای نامناسب وجود دارد.
نوجوانان بهعنوان قشری آسیبپذیر نیازمند حمایتهای ویژهای هستند. دسترسی آسان به این موسیقیها میتواند حقوق اساسی آنان را نقض کند. برای مثال، حق برخورداری از محیطی سالم و امن، حق آموزش مناسب و حق رشد و تکامل سالم از جمله حقوقی هستندکه ممکن است در مواجهه با این نوع موسیقیها نقض شوند. در بسیاری از کشورها، قوانین سختگیرانهای برای محدود کردن دسترسی کودکان و نوجوانان به محتوای نامناسب وجود دارد. در ایران نیز، بر اساس ماده ۱۰ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، در دسترس قراردادن یا ارائه محتوای غیر اخلاقی به طفل یانوجوان جرم محسوب میشود.
در بسیاری از کشورها، قوانین و مقررات مشخصی برای محدود کردن دسترسی کودکان و نوجوانان به محتوای نامناسب وجود دارد. برای مثال، در ایالات متحده، سیستم درجهبندی محتوای موسیقی(Parental Advisory) وجود دارد که به والدین کمک میکند تا از محتوای نامناسب آگاه شوند. در انگلستان نیز، قوانین سختگیرانهای برای محتوای موسیقی و ویدئوهای مرتبط با آن وجود دارد. در ایران، هرچند قوانین مشخصی برای مقابله با این محتواها وجود دارد، اما اجرای این قوانین با چالشهایی مواجه است و نیازمند نظارت و اجرای مؤثرتر است. در سالهای اخیر نبود نظارت کافی بر تولید و توزیع این نوع موسیقیها و دسترسی آسان به آنها در شبکههای اجتماعی، اجرای مؤثر این قوانین را با چالش مواجه کرده است.
تأثیرات روانشناختی موسیقیهای غیر اخلاقی بر نوجوانان
موسیقی ابزاری عالی است که والدین باید از سنین پایین از تاثیرات مثبت و نشاطآور آن بر فرزندان خود استفاده کنند، نه فقط برای ریشهکن کردن یا پاک کردن تأثیرات ناخواسته آن. موسیقی میتواند نبوغ خلاق کودک را بیدار کند و آنها را به دستاوردهای بزرگ الهام بخشد. تحقیقات نشان میدهد که ملودیهای زیبایی که در پسزمینه پخش میشوند، خلاقیت را افزایش میدهند و آرامش و لذت شنیداری قابل توجهی را فراهم میکند. در مقابل موسیقی های غیر اخلاقی تاثیرات سوء بسیاری بر ذهن و روان کودکان می گذارد.
موسیقیهای حاوی مضامین خشن، جنسی و غیراخلاقی میتوانند منجر به افزایش رفتارهای پرخطر، کاهش همدلی و افزایش تمایلات خشونتآمیز در نوجوانان شوند.
دکتر سید ناصری در بیان تاثیرات روانشناختی موسیقی غیراخلاقی بر نوجوانان گفت: نوجوانی دورهای حساس از زندگی است که در آن فرد به دنبال هویتیابی و استقلال است. در این مرحله، موسیقی بهعنوان یک ابزار قدرتمند میتواند بر شکلگیری شخصیت و رفتار نوجوانان تأثیرگذار باشد. مطالعات نشان دادهاند که موسیقیهای حاوی مضامین خشن، جنسی و غیراخلاقی میتوانند منجر به افزایش رفتارهای پرخطر، کاهش همدلی و افزایش تمایلات خشونتآمیز در نوجوانان شوند.
از منظر روانشناختی، این موسیقیها میتوانند به ایجاد ناهنجاریهای رفتاری، کاهش احساس همدلی، افزایش رفتارهای پرخاشگرانه، کاهش عزتنفس و افزایش تمایلات آسیبرسان در نوجوانان منجر شوند. نوجوانانی که در معرض مداوم این محتوا قرار میگیرند، ممکن است به دلیل پذیرش غیر نقادانه مضامین ارائهشده، رفتارهایی را در پیش گیرند که در تضاد با هنجارهای اخلاقی و اجتماعی جامعه است.
تأثیرات اجتماعی موسیقیهای غیراخلاقی
این پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان معتقد است، این نوع موسیقیها با ترویج رفتارهای ناهنجار و غیراخلاقی میتوانند به تغییر نگرشها و ارزشهای اجتماعی منجر شوند. برای مثال، ترویج مصرف مواد مخدر، روابط جنسی ناسالم و خشونت موجود در این موسیقیها میتواند به افزایش پذیرش این رفتارها در جامعه منجر شود. همچنین، این نوع موسیقیها میتوانند به تضعیف فرهنگ و هنر اصیل یک جامعه منجر شوند و ارزشهای سنتی و فرهنگی را تحتالشعاع قرار دهند.
از بعد اجتماعی، موسیقیهای غیراخلاقی میتوانند به تضعیف ارزشهای فرهنگی و هنجارهای اجتماعی منجر شوند. در بسیاری از کشورها، بهویژه در ایران، موسیقی به عنوان ابزاری برای انتقال فرهنگ و ارزشهای بومی شناخته میشود؛ با اینحال، ترویج این گونه موسیقیها و تقلید از سبکهای بیگانه، به تضعیف فرهنگ بومی و بحران هویتی در میان نوجوانان انجامیده است. این بحران هویتی میتواند به انزوای اجتماعی، گرایش به گروههای نامناسب و حتی ارتکاب جرائم منجر شود.
راهکارهایی برای مقابله با موسیقی های مبتذل
این استاد دانشگاه راهکار مقابله با تاثیرات منفی موسیقی های غیراخلاقی بر کودکان و نوجوانان راههای زیر را ارائه داده است:
– آگاهیبخشی به خانوادهها: والدین باید با محتوای موسیقیهایی که فرزندانشان گوش میدهند، آشنا باشند و درباره پیامدهای آنها گفتوگو کنند.
– تقویت قوانین و نظارت: نهادهای قانونی و اجرایی باید قوانین موجود را تقویت کرده و با نظارت مؤثر، مانع از دسترسی آسان کودکان و نوجوانان به محتوای بد شوند.
– آموزش و پرورش: مدارس میتوانند با آموزش تفکر نقادانه، مهارت تحلیل محتوا و تقویت هویت فرهنگی، مانع از تأثیرپذیری غیرمنطقی نوجوانان از موسیقیهای نامناسب شوند.
-حمایت از موسیقی اصیل و سالم: تولید و ترویج موسیقیهایی بامحتوای ارزشمند و فرهنگی، میتواند به کاهش تأثیرات مخرب موسیقیهای غیر اصیل کمک کند.
وی در پایان اظهار داشت: موسیقیهای غیر اخلاقی و نامناسب، با توجه به دامنه گسترده و نفوذپذیری عمیق در میان نوجوانان، بهعنوان یک تهدید جدی برای سلامت روانی، اجتماعی و فرهنگی آنان شناخته میشوند. برای جلوگیری از این آسیبها، نیاز به همکاری همه جانبه از سوی خانوادهها، نهادهای آموزشی، فرهنگی و قضایی وجود دارد. حفاظت از حقوق کودکان و نوجوانان، نه تنها یک مسئولیت فردی بلکه یک تعهد جمعی است که باید با دقت و حساسیت پیگیری شود.
با نظارت درست و مستمر بر فرزندانتان امروز انتخاب کنید چه چیزی به ناخودآگاه فرزندتان وارد میشود.
روغن زیتون شما سالم است یا فاسد؟

شاید تصور کنیم روغن زیتون مرغوب، همیشه ماندگار است و تاریخ انقضایش فقط یک عدد روی برچسب است. اما واقعیت این است که این طلای مایع هم مانند هر ماده طبیعی دیگری، در گذر زمان و تحت شرایط نگهداری نامناسب، کیفیت خود را از دست میدهد و فاسد میشود.
بسیاری از ما بر این باوریم که روغن زیتون، به خصوص اگر از نوع مرغوب و اصل باشد، همواره کیفیت خود را حفظ میکند و تاریخ انقضای درج شده بر روی برچسب، تنها یک عدد اسمی است. اما واقعیت این است که این طلای مایع نیز مانند هر ماده طبیعی دیگری، تحت تأثیر گذر زمان و شرایط نگهداری، دچار تغییر شده و خواص خود را از دست میدهد؛ حتی ممکن است فاسد شود. در این مقاله نکات ماندگاری روغن زیتون را برای شما توضیح می دهیم. اگر مطمئن نیستید روغن زیتون آشپزخانه تان سالم است، خواندن این مطلب را ادامه دهید تا پاسخ خود را کشف کنید.
آیا می دانید روغن زیتون هم تاریخ مصرف دارد؟
احتمالاً برایتان جالب است که بدانید روغن زیتون، این مایع طلایی پرخاصیت، برخلاف تصور بسیاری از مردم، همیشه تازه نمی ماند. درست مثل میوه ها که پس از چیدن به تدریج کیفیت خود را از دست می دهند، روغن زیتون هم می تواند خراب شود، طعمش تغییر کند یا حتی برای سلامتی مضر باشد. اما چطور متوجه شویم که روغنمان دیگر قابل استفاده نیست و چطور از این اتفاق جلوگیری کنیم؟
اگر متوجه شدید روغن زیتونتان بوی تند ترشیدگی می دهد، طعمش تلخ یا نامطبوع شده یا رنگ آن به طور غیرعادی کدر شده، بهتر است دور آن را خط بکشید. این نشانه ها خبر از اکسیداسیون و فساد روغن می دهند. یادتان باشد روغنهای صنعتی معمولاً تاریخ انقضا دارند، اما اگر از کارگاه های محلی یا روغن گیریهای سنتی خرید می کنید، حتماً تاریخ تهیه آن را روی بطری یادداشت کنید تا عمر مفیدش را زیر نظر داشته باشید.
نکته کاربردی: روغن زیتون عاشق جای خنک، تاریک و خشک است. نور مستقیم، گرما و حتی هوای آزاد دشمنان اصلی این روغن هستند. مثلاً نگهداری آن کنار اجاق گاز یا پنجره آشپزخانه اصلاً ایده خوبی نیست. از طرفی، اگر بطری شیشه ای تیره رنگ دارید، بهترین گزینه برای ذخیره روغن است، چون جلوی نفوذ نور را می گیرد. اما اگر روغن را در بطری پلاستیکی خریده اید و قصد دارید ماهها از آن استفاده کنید، حتماً آن را به ظرف شیشه ای یا فلزی منتقل کنید تا با گذشت زمان، مواد شیمیایی پلاستیک وارد روغن نشوند.
یک باور اشتباه: بعضی ها فکر می کنند اگر روغن زیتون در یخچال مه آلود شود، یعنی خراب شده؛ درحالیکه این مه آلودگی طبیعی است و با بازگرداندن روغن به دمای محیط، دوباره شفاف می شود. اما اگر می خواهید روغن عطر و طعمش را حفظ کند، یخچال جای مناسبی نیست.
توصیه مهم: همیشه به برچسب «فرابکر» و «طبیعی» روی بطری ها اعتماد نکنید. تنها روغن زیتون فرابکرِ خالص است که بدون دخالت مواد شیمیایی تولید می شود. پس قبل از خرید، از فروشنده در مورد فرآیند تولید روغن سوال کنید و اگر به سلامت روغن شک دارید، آزمایش طعم ساده ترین راه است. یک قاشق از آن را بچشید. اگر حس کردید گلویتان را می سوزاند یا طعمی تند و تیز دارد، احتمالاً روغن هنوز سالم است. اما اگر مزه کهنگی یا ترشی می دهد، وقتش است خداحافظی کنید.
فراموش نکنید روغن زیتون باکیفیت نه تنها برای سلامتی مفید است، بلکه طعم بی نظیری به غذاهایتان می دهد. پس با نگهداری اصولی، از هر قطره آن نهایت استفاده را ببرید.
مضرات روغن زیتون تاریخ گذشته
استخراج این روغن پرکاربرد از میوه درخت زیتون انجام می شود و در بازار عمدتاً به دو گونه تصفیه شده و تصفیه نشده یافت می گردد. ترکیبات اصلی آن را اسیدهای چرب غیراشباع تشکیل می دهند که برای سلامت قلب مفیدند، در حالی که سهم چربی های اشباع در آن بسیار ناچیز است.
اگرچه مصرف روغن زیتون پس از گذشت تاریخ انقضا معمولاً تهدید جدی برای سلامتی محسوب نمی شود، اما ممکن است به مرور زمان اکسید شده و طعم و عطر طبیعی خود را از دست بدهد. این تغییرات به ویژه در پخت و پز مشکل ساز هستند.
از دیدگاه کارشناسان، شرایط نگهداری، نقش مؤثری در حفظ کیفیت این روغن ایفا می کند. نگهداری در محیطی خشک، خنک، و دور از نور مستقیم خورشید، عمر مفید آن را تا ۱۲ ماه تضمین کند. توجه به این نکات نه تنها از فساد زودهنگام جلوگیری می کند، بلکه طعم و خواص تغذیه ای آن را نیز در طول زمان حفظ می کند.
در مجموع، آگاهی از نحوه انتخاب نوع روغن (فرابکر یا تصفیه شده) و رعایت اصول نگهداری، به بهره مندی کامل از مزایای این ماده ارزشمند در آشپزی و سلامت کمک شایانی می کند.
روش تشخیص روغن زیتون فاسد
برای تشخیص فاسد بودن روغن زیتون، می توانید از روشهای ساده و کاربردی زیر استفاده کنید. این روشها بر اساس علائم فیزیکی و حسی روغن است که در منابع مختلف ذکر شده است:
توجه به تغییرات طعم
روغن زیتون تازه طعم ملایم و کمی تلخ دارد. اگر طعم آن ترش، شبیه فلز، یا شیمیایی شد، نشانه فساد است.
برخی روغنهای فاسد نیز طعمی شبیه مداد شمعی یا چسب (طعم ماندگی یا بتونه) می دهند که نشان دهنده اکسیداسیون شدید است.
شخیص از طریق بو
روغن زیتون تازه عطری گیاهی یا میوه ای دارد. اگر بوی ترشیدگی، کپک، یا گندیدگی استشمام کردید، روغن خراب شده است. بوی شبیه کره فاسد نیز از علائم فساد است .
مشاهده تغییرات ظاهری
روغن زیتون تازه معمولاً سبز کمرنگ یا زرد طلایی است. رنگ تیره (قهوه ای یا سبز تیره) یا کدر شدن روغن نشانه اکسیداسیون و کاهش کیفیت است. رسوبات زیاد در ته بطری یا لایه سفید روی سطح روغن، احتمالاً ناشی از فساد یا ناخالصی است .
توجه به تاریخ انقضا و شرایط نگهداری
روغن زیتون فرابکر معمولاً ۱۲–۱۸ ماه و انواع دیگر تا ۲۴ ماه ماندگاری دارند. پس از این مدت، کیفیت آن کاهش می یابد. قرار گرفتن در معرض نور، گرما، یا هوا باعث اکسیداسیون سریعتر روغن می شود. همانطور که گفتیم روغن باید در ظرف شیشه ای تیره و در محیط خنک و تاریک نگهداری شود.
تست های ساده خانگی
پس از قرار دادن روغن در یخچال به مدت ۲۴ ساعت، اگر روغن غلیظ یا کدر شد، نشانه کیفیت بالای آن است. اگر مایع باقی ماند، ممکن است تقلبی یا فاسد باشد (البته این روش قطعی نیست).
روش دیگر تست آب است. پس از ریختن روغن در آب روغن اصل به آرامی روی آب شناور می ماند. در حالی که روغنهای مخلوط یا فاسد ممکن است با آب ترکیب شوند.
یخ زدن روغن زیتون در یخچال
یخ زدن روغن زیتون در یخچال می تواند نشانه ای از اصل بودن آن باشد. روغن زیتون طبیعی در دماهای پایین شروع به انجماد می کند، اما این تغییر حالت به ارزش غذایی آن آسیبی نمی زند. وقتی روغن به دمای معمولی برگردد، به تدریج به حالت مایع خود باز می گردد.
در مورد ماندگاری روغن زیتون در یخچال، این مدت بسته به نوع روغن زیتون بکر، فرابکر یا مخصوص سرخ کردن متفاوت است. به طور کلی، توصیه می شود که روغن زیتون حداکثر تا شش ماه پس از باز کردن درب بطری مصرف شود. زیرا با باز شدن درب، ترکیبات شیمیایی روغن تحت تأثیر قرار می گیرند و ممکن است کیفیت آن کاهش یابد. بنابراین، برای حفظ طراوت و کیفیت روغن زیتون، بهتر است به این نکات توجه شود.
پس کیفیت روغن زیتون با قرار گرفتن در معرض هوا، نور و گرما به تدریج اکسید شده کاهش می یابد. پس از باز کردن، حداکثر تا ۶ ماه آن را مصرف کرده و در ظرف دربسته، جای خنک و تاریک نگهداری کنید. یخ زدن در یخچال نشانه خرابی نیست و با بازگشت به دمای اتاق، به حالت مایع برمی گردد. تغییر بو، طعم یا رنگ تند نشان دهنده فساد آن است.امیدواریم با رعایت نکات نگهداری، همیشه از روغن زیتونی تازه و با کیفیت بهره ببرید.