دسته: سلامت
مواد غذایی که بهتر است با هم مصرف نشوند

متخصصان تغذیه میگویند بعضی مواد غذایی اگر همزمان با هم مصرف شوند میتوانند منجر به افت انرژی و مشکلات گوارشی و یا مانع از جذب ویتامینها و مواد معدنی شوند.
«ایندیپندنت» در مقالهای جدید برخی از این ترکیبات غذایی را که به گفته متخصصان سلامتی بهتر است همزمان مصرف نشوند، نام برده است:
شیر و مرکبات
ترکیب شیر با مرکباتی مانند پرتقال یا لیمو ممکن است باعث لخته شدن پروتئینهای شیر شود و ناراحتی گوارشی یا نفخ ایجاد کند. این حالت به این دلیل رخ میدهد که اسیدسیتریک موجود در مرکبات موجب تجمع و بههم چسبیدن پروتئینهای کازئین در شیر میشود. هضم شیر لختهشده ممکن است دشوارتر باشد و علائمی مانند گاز معده، نفخ، درد شکم یا سوءهاضمه ایجاد کند.
قهوه و موز
ترکیب کافئین با کربوهیدراتهایی که بهسرعت هضم میشوند، این تصور را ایجاد میکند که انرژی بدن برای مدتی طولانی حفظ خواهد شد اما واقعیت این است که پس از افت قند خون، این افزایش انرژی نیز بهشدت فروکش میکند و فرد بیش از قبل احساس خستگی خواهد کرد.
بنابراین بهتر است صبح را با یک لیوان بزرگ آب و یک منبع پروتئینی سالم مانند تخممرغ، آغاز و سپس قهوه و مواد غذایی حاوی کربوهیدرات مصرف کنید.
شکلات تلخ و شیر
مصرف شکلات تلخ همراه با شیر، فواید آن را برای سلامتی قلب عملا خنثی میکند. فلاونوئیدهای موجود در شکلات تلخ مرغوب با دستکم ۷۰ درصد کاکائو به کاهش فشار خون و بهبود سلامت قلب کمک میکنند اما پروتئینهای شیر مانع جذب آنها در بدن میشوند.
به بیان دیگر، نوشیدن یک لیوان شیر همراه با یک تکه شکلات تلخ باعث میشود ترکیبات مفیدی که شکلات تلخ را برای سلامتی سودمند میکنند، جذب بدن نشوند.
البته این به معنای کنار گذاشتن خوراکی شیرین موردعلاقهتان نیست. تنها کافی است شیوه مصرف آن را تغییر دهید.
کرونا یا آلرژی فصلی؟؛ «خارش» علامت آلرژی و «تب و بدندرد» زنگ خطر بیماریهای ویروسی

یک فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی با اشاره به افزایش مجدد موارد ابتلا به کرونا و سویههای جدید عفونتهای ویروسی تنفسی در کشور، گفت: برای شناخت دقیق تفاوت آلرژی و بیماریهای ویروسی باید به این نکته بالینی توجه داشت که «خارش» شناسه اصلی آلرژی و «تب و بدندرد» زنگ خطر بیماریهای ویروسی است.
دکتر سیما بهرامی در این خصوص اظهار کرد: این روزها با افزایش مجدد موارد ابتلا به کرونا و سویههای جدید عفونتهای ویروسی تنفسی در کشور و قرارگیری گروههای حساس در معرض خطر جدی در جامعه روبرو هستیم. همزمانی این موج با تغییرات فصلی، چالشهای متعددی بهویژه برای مبتلایان به بیماریهای آلرژیک و کادر درمان ایجاد میکند.
وی افزود: بسیاری از مبتلایان به حساسیتهای تنفسی، علائم اولیه ابتلا به کرونا را با آلرژی اشتباه گرفته و بدون رعایت پروتکلهای بهداشتی در جامعه و میان خانواده تردد میکنند؛ رفتاری پرخطر که جان سالمندان و بیماران زمینهای را به شدت تهدید میکند و در مقابل بسیاری از بیماران با سابقه آلرژی فصلی که با بروز نخستین عطسه، آبریزش بینی یا گرفتگی مجاری تنفسی، دچار اضطراب شدید ناشی از ترس ابتلا به کرونا شده و بلافاصله به مصرف خودسرانه داروهای نامرتبط روی میآورند که هر دو حالت متاسفانه آسیبزا است.
آلرژی بههیچوجه با تب، لرز، تعریق یا دردهای حاد استخوانی و عضلانی همراه نیست.دکتر بهرامی ادامه داد: تفکیک دقیق و بهموقع علائم بالینی این دو وضعیت نهتنها از سردرگمی و اضطراب بیماران میکاهد، بلکه نقشی کلیدی در قطع زنجیره انتقال ویروس در جامعه ایفا میکند.
به گفته این فوق تخصص آلرژی، برای شناخت دقیق تفاوتها، باید به این نکته بالینی توجه داشت که «خارش» شناسه اصلی آلرژی و «تب و بدندرد» زنگ خطر بیماریهای ویروسی است.
این فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی افزود: در آلرژی فصلی، بیمار بهطور معمول از خارش شدید بینی، چشمها، گوش و سقف دهان شکایت دارد؛ عطسهها مکرر و ترشحات بینی کاملاً شفاف و رقیق هستند. مهمتر از همه اینکه آلرژی بههیچوجه با تب، لرز، تعریق یا دردهای حاد استخوانی و عضلانی همراه نیست.
وی در ادامه اظهار کرد: در مقابل، در عفونتهای ویروسی نظیر کرونا، شروع بیماری اغلب ناگهانی و همراه با احساس کوفتگی شدید، ضعف مفرط، تب و لرز، گلودرد سوزاننده و گاه علائم گوارشی مانند تهوع یا اسهال است. وجود سرفههای خشک و مداوم، درد قفسه سینه یا کاهش ناگهانی حس چشایی و بویایی، ظن ابتلا به یک بیماری عفونی و واگیردار را بهشدت افزایش میدهد.
دکتر بهرامی توصیه کرد: کلیه بیماران آلرژیک داروهای کنترلکننده، آنتیهیستامینها یا اسپریهای تجویزی خود را در این روزها قطع نکنند و درمان را تحت نظر پزشک فوق تخصص آلرژی ادامه دهند، چرا که التهاب مهارنشده در راههای هوایی، مجاری تنفسی را در برابر نفوذ ویروسها آسیبپذیرتر میسازد.
وی در پایان افزود: افراد در صورت بروز هرگونه تب، لرز یا دردهای عضلانی، حتی اگر سابقه دیرینه آلرژی داشته باشند، باید فرض را بر بیماری ویروسی گذاشته، بلافاصله از ماسک استفاده کنند، در محیط خانه استراحت نمایند و تا زمان رفع علائم از تماس با افراد آسیبپذیر، سالمندان و مبتلایان به بیماریهای مزمن خودداری کنند.
آیا التهاب بدن، افسردگی میآورد؟/ بهبود روحیه با داروهای ضد التهاب

پژوهشهای جدید نشان میدهد که التهاب، فراتر از یک واکنش صرفاً جسمی، میتواند بر خلقوخو و سلامت روان نیز تأثیر بگذارد. مطالعات روی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید (روماتیسم مفصلی) حاکی از آن است که داروهای کاهنده التهاب، علاوه بر کاهش درد مفاصل، حالِ روانی بیماران را نیز بهبود میبخشند. با این حال، دانشمندان تأکید دارند که استفاده از این داروها برای درمان اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب، همچنان در حوزه پژوهش باقی مانده است.
به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه گاردین در گزارشی آورده است:
التهاب، واکنش طبیعیِ سیستم ایمنی بدن در برابر آسیب یا عفونت است؛ همان چیزی که مثلاً پس از یک بریدگی، باعث قرمزی و تورم اطراف زخم میشود. اما التهاب همیشه موضعی نیست. بیماریهای مزمن، چاقی و حتی افزایش سن هم میتوانند باعث ایجاد یک التهابِ خفیف و طولانیمدت در سراسر بدن شوند.
پروفسور دنیل اِم. دیویس (Daniel M. Davis) از کالج سلطنتی لندن میگوید: در چنین شرایطی، سطح مادهای به نام سیتوکین در خون بالا میرود. سیتوکینها در واقع پیامرسانهایی هستند که سلولهای ایمنی با کمک آنها با یکدیگر حرف میزنند.
جالب اینجاست که بیش از ۱۰۰ نوع سیتوکین در بدن وجود دارد و بعضی از آنها مستقیماً روی مغز اثر میگذارند. دیویس تأکید میکند: وقتی تب میکنید، فقط بدنتان نیست که اذیت میشود؛ بلکه حالت روانیتان هم تغییر میکند. برخی از این پیامرسانها مستقیماً روی احساس و خلقوخوی شما تأثیر میگذارند.
شواهد علمی: از بهبود خلق تا هشدار برای آیند
در پژوهشهایی که روی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید (روماتیسم مفصلی) انجام شده، مشاهده شده که داروهای مهارکننده سیتوکین، نه تنها ورم و درد مفاصل را کاهش میدهند، بلکه روحیه بیماران را نیز بهبود میبخشند. اسکنهای مغزی نشان داده است که این تغییرات احتمالاً به دلیل اثر این داروها بر فعالیت مغز رخ میدهد.
در مطالعهای دیگر بر روی نزدیک به ۵ هزار کودک، محققان دریافتند کودکانی که در ۹ سالگی سطح بالایی از یک سیتوکین خاص به نام اینترلوکین‑۶(Interleukin-6) در خونشان داشتهاند، بدون آنکه افسرده باشند، در سن ۱۸ سالگی بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به افسردگی قرار گرفتهاند. همچنین تحقیقات روی بزرگسالان نشان میدهد که بین ابتلا به بیماریهای مرتبط با سیستم ایمنی و سابقه اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب، ارتباط معناداری وجود دارد.
هشدار دانشمندان: هنوز به درمان قطعی نرسیدهایم
با وجود این یافتههای امیدوارکننده، دانشمندان تأکید دارند که راه زیادی تا تبدیل این کشف به یک روش درمانی مطمئن باقی مانده است. پروفسور دیویس در این زمینه میگوید: شواهد زیادی نشان میدهد که سیستم ایمنی و سلامت روان به هم گره خوردهاند، اما ما هنوز به اندازه کافی این رابطه را نمیشناسیم. نمیدانیم دقیقاً کدام بیماران از این روش سود میبرند و کدام بخش از سیستم ایمنی را میتوان بیخطر هدف گرفت تا سلامت روان بهبود پیدا کند.
به عبارت سادهتر، ارتباط التهاب و افسردگی کشف شده، اما تجویز داروهای ضدالتهاب برای درمان اختلالات روانی، فعلاً در حوزه پژوهش است و نباید به عنوان یک درمان قطعی به آن نگاه کرد.
بررسی فرصتها و راهکارهای علمی حفظ باروری پس از ۳۰ سالگی

وبینار تخصصی «حفظ باروری در عصر جدید؛ فرصتها و راهکارها برای دختران و پسران مجرد بالای ۳۰ سال» با حضور جمعی از متخصصان و پژوهشگران حوزه باروری و پزشکی تولیدمثل، نهم مهرماه به همت پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی برگزار میشود.
به گزارش روز پنجشنبه گروه علمی ایرنا از پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی، افزایش سن ازدواج و به تعویق افتادن فرزندآوری، موضوع سلامت باروری و ضرورت آگاهی از وضعیت توان باروری و گزینههای موجود برای حفظ آن را بیش از گذشته به یکی از مباحث مهم حوزه سلامت تبدیل کرده است. در این میان، آگاهی از تغییرات مرتبط با افزایش سن و شناخت بهموقع فرصتهای موجود برای حفظ باروری میتواند در تصمیمگیری آگاهانه افراد درباره آینده فرزندآوری نقش مؤثری داشته باشد
در همین راستا، پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی وبینار تخصصی «حفظ باروری در عصر جدید؛ فرصتها و راهکارها برای دختران و پسران مجرد بالای ۳۰ سال» را با هدف ارائه اطلاعات علمی و کاربردی درباره وضعیت باروری در سنین بالاتر و بررسی گزینههای موجود برای حفظ ظرفیت باروری برگزار میکند.
این برنامه با نگاهی تخصصی، ابعاد مختلف باروری زنان و مردان را مورد بررسی قرار میدهد و موضوعاتی از جمله تأثیر افزایش سن بر توان باروری، ارزیابی وضعیت و ظرفیت باروری، اهمیت آگاهی از وضعیت باروری پیش از به تعویق انداختن فرزندآوری و روشهای حفظ سلولهای جنسی را در بر میگیرد.
همچنین در این وبینار، ملاحظات پزشکی مرتبط با روشهای حفظ باروری، عوامل مؤثر بر موفقیت این روشها و فرصتها و محدودیتهای پیشروی افرادی که بنا بر دلایل مختلف تصمیم به تأخیر در فرزندآوری دارند، از منظر متخصصان بررسی خواهد شد.
دکتر محمدحسین نصر اصفهانی، دکتر مرضیه تولایی، دکتر نوشین نادری، دکتر سید ابوالحسن شاهزاده فاضلی، دکتر فهیمه اکبریان، دکتر فرنوش جعفرپور، دکتر رضا عمانی سامانی، دکتر مریم دهقانی و دکتر پیمان صالحی از جمله متخصصان و پژوهشگرانی هستند که در این برنامه به ارائه مباحث تخصصی خواهند پرداخت.
برگزاری این وبینار، ضمن بهرهمندی جامعه پزشکی و متخصصان حوزه سلامت از مباحث علمی مطرحشده، میتواند برای دختران و پسران مجرد بالای ۳۰ سال و افرادی که فرزندآوری خود را به سالهای آینده موکول کردهاند نیز فرصتی برای آشنایی با آخرین دیدگاهها و اطلاعات علمی درباره حفظ باروری فراهم کند.
وبینار تخصصی «حفظ باروری در عصر جدید» روز پنجشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۱۶ برگزار میشود و شرکتکنندگان در این برنامه از امتیاز بازآموزی و آموزش مداوم برخوردار خواهند شد.
پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی در راستای رسالت علمی و آموزشی خود، با برگزاری این برنامه تلاش میکند با تکیه بر دانش و تجربه متخصصان این حوزه، زمینه دسترسی به اطلاعات معتبر درباره سلامت باروری و افزایش آگاهی نسبت به اهمیت تصمیمگیری بهموقع در مسیر فرزندآوری را فراهم کند. علاقهمندان به شرکت در این وبینار میتوانند به وبسایت معاونت آموزش پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی و یا سامانه آموزش مداوم پزشکی مراجعه کنند.
آیا واقعاً آب سخت به مو آسیب میزند؟

از درمانهای مو تا فیلترهای تصفیهکننده دوش حمام، محصولات زیادی روانه بازار شدهاند که ادعا میکنند از مو در برابر «مشکلات» ناشی از زندگی در مناطق با آب سخت محافظت میکنند؛ اما آیا واقعاً به آنها نیاز است؟ کارشناسان میگویند آب سخت میتواند رسوباتی روی مو باقی بگذارد، اما حذف این رسوبات نیز برای برخی افراد مشکلساز است.
به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه گاردین در گزارشی آورده است:
آب سخت (Hard Water) آبی است که میزان املاح حلشده در آن، بهویژه کلسیم و منیزیم، بیشتر از حد معمول است. این املاح بهطور طبیعی در آب وجود دارند، بهویژه آبی که از باران تأمین نشده باشد. وقتی آب از میان خاک و سنگهایی مانند سنگآهک عبور میکند، این مواد معدنی در آن حل میشوند و هنگام خروج از شیر آب، همچنان در آن باقی میمانند. همین مواد هستند که باعث ایجاد رسوب در کتری میشوند.
دزموند توبین (Desmond Tobin)، استاد علوم پوست در دانشگاه کالج دوبلین میگوید: برای اینکه بفهمید در منطقهای با آب سخت زندگی میکنید یا نه، کافی است به کف صابون توجه کنید؛ اگر صابون بهسختی کف میکند و به جای کف، لایه چربی تشکیل میشود، در منطقهای با آب سخت هستید.
رسوبات کلسیم و منیزیم روی مو
شستوشوی مو با آب سخت میتواند رسوبات معدنی را روی ساقه مو باقی بگذارد. برخی معتقدند که این رسوبات باعث میشود موها کدرتر و زبرتر به نظر برسند. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد کلسیم و منیزیم میتوانند روی موهای شستهشده با آب سخت جمع شوند، اگرچه شواهد روشنی مبنیبر اینکه این رسوبات به خود مو آسیب میزنند، وجود ندارد.
سولفاتها چیستند؟
سولفاتها مواد شویندهای هستند که با تولید کف فراوان، چربی و رسوبات را از مو جدا میکنند. اما استفاده مکرر از آنها میتواند لایه محافظ طبیعی مو را از بین ببرد و باعث خشکی، شکنندگی و حتی ریزش مو شود.
مشکل دیگر؛ حذف رسوبات
اما حذف این رسوبات نیز میتواند مشکلساز باشد، بهویژه برای کسانی که موهای خشک یا شکننده دارند. توبین میگوید بهترین شامپوها برای این کار، شامپوهایی هستند که کف زیادی تولید میکنند و حاوی موادی مانند سولفاتها هستند؛ اما این مواد میتوانند برای موهای خشک و شکننده، آسیبزا باشند.
او توضیح میدهد: از یک سو باید رسوبات را از بین برد و از سوی دیگر باید روغن کافی روی مو باقی بماند تا حالتدهنده (نرمکننده) باشد.
تأثیر آب سخت بر رنگ مو
برای افرادی که موهای رنگشده دارند، آب سخت میتواند مشکلسازتر باشد؛ زیرا رسوبات معدنی با رنگهای شیمیایی واکنش نشان داده و باعث کدرشدن سریعتر رنگ و ایجاد رنگهای زنگزده و ناخواسته در مو میشوند.
راهکارهای مفید برای مقابله با آب سخت
اگر در منطقهای با آب سخت زندگی میکنید و متوجه خشکتر شدن موهای خود شدهاید، توبین توصیه میکند که یک نرمکننده آب (Water Softener) در خانه نصب کنید. علاوه بر این، استفاده از شامپوهای شِلاتکننده (Chelating Shampoos) که بهطور ویژه برای حذف رسوبات معدنی طراحی شدهاند، میتواند مفید باشد. همچنین، آبکشی نهایی مو با آب تصفیهشده یا سرکه سیب رقیقشده (یک قاشق غذاخوری در یک لیوان آب) میتواند به خنثیکردن املاح و درخشانترشدن مو کمک کند.
جمعبندی
در نهایت، آب سخت به خودیِ خود برای مو خطرناک نیست، اما میتواند ظاهر و حس آن را تحت تأثیر قرار دهد. انتخاب روش مناسب برای مراقبت از مو در مناطق با آب سخت، به نوع مو، عادتهای مراقبتی و بودجه هر فرد بستگی دارد. اگر موهای شما در اثر آب سخت خشک و کدر شدهاند، پیش از هر اقدامی با یک متخصص پوست یا مو مشورت کنید تا بهترین راهکار را برای نوع موی خود بیابید.
آموزش «بوییدن» به کودکان؛ راهی برای بهبود سلامت روان و درک بهتر جهان

یک پژوهشگر برجسته تاریخ حواس (بهویژه بویایی) معتقد است کودکان باید آموزش ببینند که چگونه بوها را شناسایی و درک کنند. به گفته دکتر ویل تالت (Will Tullett)، این آموزش نهتنها به افزایش سلامت روان و احساس خوب کمک میکند، بلکه درک ما را از جهان پیرامون نیز عمیقتر میسازد. او تأکید دارد که بویایی، برخلاف تصور رایج، نقشی کلیدی در سلامت عاطفی و حتی روابط اجتماعی ما ایفا میکند.
به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه گاردین در گزارشی آورده است:
دکتر ویل تالت (Will Tullett)، پژوهشگر برجسته تاریخ حواس (بهویژه بویایی) از دانشگاه یورک، معتقد است که بویایی، یکی از مهمترین حسهای ما، بهشدت دستکم گرفته شده است. وی میگوید: اگر کودکان از همان مدرسه یاد بگیرند که به بوها توجه کنند و آنها را بشناسند، نه تنها سلامت روانشان تقویت میشود، بلکه نگاهِ تازهای به جهان اطراف خود پیدا میکنند و روابط بهتری با دیگران برقرار میکنند.
این پژوهشگر معتقد است:آلودگی هوا توانایی بویایی انسان را کاهش میدهد. از سوی دیگر، بوی طبیعی بسیاری از اشیا و مواد امروزی، از مارگارین گرفته تا فضای داخلی خودروها و حتی خانههای ما، از بین رفته است و عطرهای مصنوعی جایگزین آن شده است.
وی میافزاید: این پرسش همچنان مطرح است که گسترش این بوهای مصنوعی در زندگی روزمره، چه تأثیری بر توانایی ما برای تشخیص و تفکیک بوهای مختلف دارد؟
چرا به آموزش بویایی نیاز داریم؟
تالت ضمن تأکید بر ضرورت آموزش بویایی میگوید: دوست دارم روزی برسد که در مدارس ابتدایی و متوسطه، به بچهها یاد بدهند از بینی خود استفاده کنند
وی معتقد است چنین تمرینهایی را میتوان حتی در خانه نیز انجام داد. یکی از روشهای پیشنهادی او، تشویق افراد به بوییدنِ بیشترِ اشیا است. او توضیح میدهد: هرچه بیشتر بو بکشیم، دایره واژگانمان برای توصیف چیزهای دیگر هم گسترش مییابد.
او به کارشناسان حرفهای تشخیص بو (مثل عطرسازان یا آشپزهای ماهر) اشاره میکند که در بازارها قدم میزنند و همهچیز را بو میکنند تا گنجینه بویایی خود را افزایش دهند و بعد بتوانند بوهای مختلف را با یکدیگر مقایسه کنند.
ارتباط جدی بوها و سلامت روان
به گفته تالت، فکر کردن به بوها به ما کمک میکند خودمان را بهتر بشناسیم؛ مثلاً بفهمیم چرا برخی بوها برای ما آرامشبخش هستند. همچنین بوها اطلاعات مفیدی درباره جهان ارائه میدهند.
وی مثال میزند: برای نمونه، بوییدن به ما کمک میکند تازگی مواد غذایی را تشخیص دهیم و مثلاً بفهمیم شیر ترش شده یا گوشت فاسد شده است؛ بدون اینکه فقط به تاریخ انقضای روی بستهبندی تکیه کنیم.
تالت به تحقیقات متعددی اشاره میکند که نشان میدهند بوها و توانایی ما در لذت بردن از آنها، به شکلی حیاتی با سلامت روان و احساس خوبِ ما مرتبط است.
وی هشدار میدهد: کسانی که دچار کاهش یا از دستدادن حس بویایی میشوند، اغلب به افسردگی، اضطراب و انواع دیگر علائم روانی دچار میشوند.
بویایی کماهمیت نیست؛ اما زبانش را بلد نیستیم
اگرچه تالت بر آموزش بویایی تأکید دارد، با این دیدگاه که حس بویایی دستکم گرفته شده، مخالف است: وقتی از مردم درباره بوهای بهیادماندنیشان سؤال میشود، اغلب خاطرات روشنی را تعریف میکنند که با یک بوی خاص پیوند خورده است.
این پژوهشگر معتقد است: مردم واقعاً دوست دارند از نقش بو در زندگیشان بگویند و خودشان هم میدانند که بو مهم است. اما اغلب نه فرصتِ حرفزدن را پیدا میکنند، نه کلمههای مناسب را بلدند و نه جرئتِ بیانِ آن را دارند.
بو؛ ابزاری برای تبعیض یا همدلی؟
تالت هشدار میدهد که بوها هنوز هم میتوانند ابزار تبعیض باشند؛ برای نمونه، برخی صاحبخانهها به خاطر باورهای نادرست درباره بوی غذاهای اقوام مختلف، از اجارهدادن منزل به آنها خودداری میکنند. یا حتی طرحی در پارلمان بریتانیا مطرح شد که میخواست افراد بیخانمان را به جرم اینکه زیاد بو میدهند، مجرم بشناسد.
تالت معتقد است باید از خود بپرسیم: چرا یک بو را خوشایند یا ناخوشایند میدانیم؟ این قضاوتها از کجا آمدهاند؟ و دیگران چه احساسی نسبت به آن بو دارند؟
وی در جمعبندی میگوید: باید نسبت به قضاوتهایمان درباره بوها آگاهتر باشیم و به سلیقه بویایی دیگران احترام بگذاریم. به جای اینکه ناخودآگاه از بو برای جداکردن خود از دیگران استفاده کنیم، بیایید آگاهانه بو بکشیم؛ چون بوکردنِ آگاهانه میتواند به ما کمک کند خودمان و اطرافیانمان را بهتر بشناسیم.
بوی قرن بیستویکم؛ از ضدعفونیکننده تا آتشسوزی
تالت معتقد است بوها همیشه با زمان، مکان و شرایط خاص خود گره خوردهاند. او پیشنهاد میکند اگر روزی کسی بخواهد برای بریتانیای قرن ۲۱ یک بو تعریف کند، احتمالاً آن بو، تلفیقی از بوی تند ضدعفونیکننده دست، دود آتشسوزیهای جنگلی و بوی ناخوشایند آلودگی آب خواهد بود.
او با نگاهی به آینده میگوید: آتشِ هیزم برای بسیاری از مردم، یادآور خاطرات خوشِ گذشته است. اما بهگمان من، بوی دودِ ناشی از سوختن گیاهان و درختان، دیگر برای ما بوی خاطرهانگیز نخواهد بود؛ بلکه بوی هشدار و ترس خواهد شد.
حرف آخر؛ بوها را جدی بگیریم
بوها فقط یک حس ساده نیستند؛ آنها بخش عمیقی از زندگی ما را شکل میدهند. از سلامت روان و خاطرات شیرین گرفته تا روابط اجتماعی و حتی تصمیمگیری درباره خوردنیها.
آموزش بویایی به کودکان، نه تنها به آنها کمک میکند جهان را با جزئیات بیشتری درک کنند، بلکه میتواند احساس بهتری به آنها بدهد و همدلیشان را با دیگران افزایش دهد؛ اما فراموش نکنیم اگر بیدقت و بدون فکر به بوها واکنش نشان دهیم، ممکن است ناخواسته دیگران را قضاوت یا طرد کنیم. اما اگر آگاهانه به بوها توجه کنیم، میتوانند به ما کمک کنند یکدیگر را بهتر درک کنیم و به جای جدا شدن از هم، به هم نزدیکتر شویم.
شکستن قولنج گردن چه زمانی خطرناک است؟

صدای «تق» گردن برای بسیاری از افراد با احساس رهایی از گرفتگی و خستگی همراه است و همین موضوع باعث شده شکستن قولنج به عادتی روزمره تبدیل شود. اما آیا این کار همیشه بیخطر است؟
وقتی گردن برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت قرار میگیرد، مثلا هنگام کار با رایانه یا نگاه کردن طولانیمدت به تلفن همراه، ممکن است عضلات آن خسته و احساس خشکی یا فشار ایجاد شود. بعضی افراد در چنین شرایطی گردن خود را به طرفین میچرخانند تا صدای «تق» ایجاد شود. این کار ممکن است برای مدت کوتاهی احساس راحتی ایجاد کند و به همین دلیل فرد دوباره به آن روی بیاورد. اما احساس سبکی بعد از شکستن قولنج به این معنی نیست که مشکل اصلی گردن برطرف شده است. اگر گرفتگی یا درد بهطور مداوم تکرار شود، بهتر است علت آن بررسی شود، نه اینکه هر بار با فشار بیشتر گردن را حرکت دهیم.
صدای «تق» گردن از کجا میآید؟
صدای ایجادشده هنگام حرکت دادن مفاصل گردن لزوما به معنی جابهجا شدن مهره یا «جا افتادن» آن نیست. مفاصل، رباطها و بافتهای اطراف گردن هنگام حرکت تغییر وضعیت میدهند و تغییرات فشار داخل مفصل نیز میتواند باعث ایجاد صدا شود. بنابراین شنیدن صدای تقتق بهتنهایی به معنی آسیب دیدن گردن نیست. مسئله مهمتر نحوه ایجاد این صدا است. یک حرکت معمولی و آرام با چرخاندن ناگهانی و شدید گردن تفاوت زیادی دارد. به زبان ساده نگرانی اصلی متخصصان بیشتر متوجه زمانی است که فرد برای شکستن قولنج، گردن را با شدت زیاد میچرخاند، میکشد یا به آن فشار وارد میکند.
شواهد علمی نمیگویند که شکستن قولنج گردن بهطور معمول باعث سکته مغزی میشود. حتی درباره ارتباط مستقیم میان دستکاری گردن و سکته، هنوز نمیتوان یک رابطه قطعی و ساده بیان کرد. یک مرور نظاممند مطالعات نیز نتیجه گرفته است که شواهد موجود برای اثبات یک ارتباط قوی و قطعی کافی نیست. با این حال، یک نگرانی پزشکی جدی وجود دارد. در موارد نادر، حرکت یا فشار شدید گردن میتواند با آسیب به یکی از رگهای مهم گردن همراه شود. این رگها وظیفه رساندن خون به مغز را بر عهده دارند.
آسیب رگ گردن چگونه میتواند به سکته منجر شود؟
رگهای مهمی در دو طرف گردن قرار دارند و خون را به مغز میرسانند. اگر دیواره یکی از این رگها آسیب ببیند، ممکن است در محل آسیب لخته ایجاد شود. در صورتی که لخته باعث بسته شدن مسیر خون یا حرکت آن به سمت مغز شود، خونرسانی به بخشی از مغز مختل خواهد شد. این اتفاق میتواند به سکته مغزی منجر شود. البته این فرآیند اتفاقی نادر است و نباید از آن نتیجه گرفت که هر فردی که گردن خود را میشکند در معرض سکته قرار دارد. حتی پژوهشهای انجامشده درباره ارتباط دستکاری گردن با آسیب رگها نیز محدودیتهایی داشتهاند و هنوز درباره میزان دقیق این خطر اتفاق نظر وجود ندارد.
چه کسانی باید بیشتر احتیاط کنند؟
همه افراد به یک اندازه شرایط یکسانی ندارند. برخی مشکلات زمینهای میتوانند احتمال آسیب عروق گردن را افزایش دهند و به همین دلیل افرادی که سابقه بیماریهای عروقی یا برخی مشکلات مربوط به بافت همبند دارند، بهتر است بدون نظر پزشک سراغ دستکاری شدید گردن نروند. همچنین افرادی که بهطور مداوم گردن خود را با فشار زیاد میشکنند، باید این عادت را کنار بگذارند. تکرار یک حرکت شدید فقط به این دلیل که بعد از آن احساس راحتی ایجاد میشود، روش مناسبی برای مدیریت درد یا خشکی گردن نیست.
دستکاری گردن توسط افراد غیرمتخصص را جدی بگیرید
یکی از مواردی که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، سپردن گردن به افراد غیرمتخصص برای «جا انداختن» یا شکستن قولنج است. ممکن است فرد تصور کند چند حرکت ساده برای رفع گرفتگی کافی است اما گردن ساختار حساسی دارد و در اطراف آن رگها، اعصاب، عضلات و ستون فقرات قرار گرفتهاند. وارد کردن فشار زیاد یا چرخش ناگهانی میتواند آسیب ایجاد کند.
به همین دلیل اگر فرد مرتب دچار درد یا خشکی گردن میشود، بهتر است به جای مراجعه به افراد غیرمتخصص برای شکستن قولنج، علت مشکل را با یک پزشک یا متخصص مربوط بررسی کند.
چه علائمی بعد از شکستن قولنج هشداردهنده هستند؟
بیشتر دردهای گردن به معنای سکته مغزی نیستند. با این حال بعضی علائم بعد از یک حرکت شدید گردن را نباید نادیده گرفت. سردرد یا گردندرد شدید و ناگهانی یکی از علائمی است که اهمیت بیشتری دارد، بهخصوص اگر با علائم عصبی همراه شود. علائم هشدار شامل بیحسی یا ضعف ناگهانی، بهویژه در یک سمت بدن، اختلال ناگهانی در صحبت کردن، دوبینی یا اختلال ناگهانی در دید، سرگیجه شدید، مشکل در راه رفتن یا حفظ تعادل، سردرد شدید و غیرمعمول و گردندرد شدید و ناگهانی است.اگر چنین علائمی بهصورت ناگهانی ایجاد شوند، نباید منتظر ماند تا خودبهخود برطرف شوند و باید فورا برای ارزیابی پزشکی اقدام کرد.
آیا برای رفع گرفتگی باید گردن را بشکنیم؟
خیر، شکستن قولنج تنها راه رهایی از گرفتگی گردن نیست. اگر مشکل ناشی از نشستن طولانی، وضعیت نامناسب بدن یا کار مداوم با رایانه و تلفن همراه باشد، اصلاح وضعیت بدن و استراحتهای کوتاه میتواند کمککننده باشد. حرکات ملایم گردن نیز میتوانند برای برخی افراد مفید باشند اما نباید باعث درد شدید شوند و نباید با فشار یا سرعت زیاد انجام شوند. اگر درد گردن مداوم است، مرتب تکرار میشود یا به شانه و دستها انتشار پیدا میکند، بهتر است فرد به جای شکستن مداوم قولنج، علت درد را پیگیری کند.
چگونه از گردن خود مراقبت کنیم؟
برای مراقبت از گردن لازم نیست کار پیچیدهای انجام دهیم. مهمترین نکته این است که از حرکات ناگهانی و شدید خودداری کنیم. هنگام کار با رایانه یا تلفن همراه، بهتر است گردن برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت باقی نماند. تغییر وضعیت بدن، استراحتهای کوتاه و توجه به حالت نشستن میتواند فشار واردشده به گردن را کاهش دهد. همچنین اگر فرد عادت دارد چند بار در روز گردنش را برای ایجاد صدای «تق» بشکند، بهتر است این عادت را کاهش دهد. بهخصوص اگر برای ایجاد صدا مجبور است سر را با دست بکشد یا با شدت بچرخاند.
عادت سادهای که نباید بیخطر فرض شود
بهتر است گردن را با شدت و فشار زیاد نشکنیم و برای این کار به افراد غیرمتخصص مراجعه نکنیم. مهمتر از همه اگر بعد از یک حرکت شدید گردن، سردرد یا گردندرد ناگهانی همراه با ضعف، بیحسی، دوبینی، سرگیجه، اختلال تعادل یا مشکل در صحبت کردن ایجاد شد، مراجعه فوری به اورژانس ضروری است.
داروی اماس؛ امیدی تازه برای درمان زوال عقل

پژوهشگران دریافتند که سلولهای تولیدکننده غلاف محافظ اعصاب (الیگودندروسیتها) ممکن است با افزایش سن، عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش تواناییهای شناختی کمک کنند. این یافته میتواند راه را برای درمانهای جدید حفظ حافظه در سالمندی هموار کند.
به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه سایتِکدِیلی در گزارشی آورده است:
غلاف میلین برای ارتباط سریع در مغز ضروری است. این غلاف مانند یک پوشش محافظ دور فیبرهای عصبی عمل میکند تا سیگنالهای الکتریکی بهسرعت منتقل شوند؛ اما سلولهایی که این عایق را تولید میکنند، یعنی الیگودندروسیتها، ممکن است با افزایش سن عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش تواناییهای شناختی کمک کنند.
پژوهشگران دریافتند افرادی که تواناییهای شناختی آنها سریعتر کاهش یافته، فیبرهای عصبی بزرگتری دارند و میلین (غلاف محافظ) در آنها بهطور غیرعادی افزایش یافته است. آزمایشهای روی موشها نیز این ارتباط را تأیید کرد و نشان داد که اختلال در عملکرد الیگودندروسیتها، تغییرات مشابهی ایجاد کرده و عملکرد شناختی را تضعیف میکند.
الیگودندروسیتها چه نقشی در مغز دارند؟
الیگودندروسیتها سلولهای خاصی در مغز هستند که وظیفه تولید غلاف میلین را بر عهده دارند. میلین مانند عایق سیمهای برق، از فیبرهای عصبی محافظت میکند و باعث میشود پیامهای عصبی با سرعت بالا منتقل شوند. با افزایش سن، این سلولها ممکن است دچار اختلال شوند و بهجای محافظت، به تخریب ارتباطات عصبی کمک کنند.
تغییرات مغزی؛ ردپای کاهش توانایی شناختی
پژوهشگران دانشگاه ادینبرو و مؤسسه تحقیقات زوال عقل بریتانیا، بافت مغز اعضای گروه لوتیَن بِرث کوهورت ۱۹۳۶ را بررسی کردند. تواناییهای شناختی این افراد از دوران کودکی تا سالمندی ثبت شده بود.
شرکتکنندگان ۷۰ تا ۸۲ ساله بودند و آزمونهای حافظه، سرعت پردازش و مهارتهای فضایی را انجام دادند. از هزار و ۹۱ نفر این گروه، ۸۶۶ نفر پس از ۷۰ سالگی در آزمونهای شناختی شرکت کردند.
تقریباً همه آنها کاهشی در تواناییهای شناختی نشان دادند و این فرصت را به پژوهشگران داد تا بافت مغز افرادی را که کاهش شناختی سریعتر یا کندتر از حد متوسط داشتند، مقایسه کنند.
بررسی بافت مغز پس از مرگ این افراد، الگوی واضحی را نشان داد: کاهش سریعتر شناختی با فیبرهای عصبی بزرگتر و افزایش غیرعادی میلین ناسالم، بهویژه در اطراف فیبرهای بزرگتر، همراه بود.
پروتئین اِنآراِف۲؛ یک عامل کلیدی
پژوهشگران سپس به دنبال یک توضیح مولکولی گشتند و دریافتند افرادی که کاهش شناختی شدیدتری داشتند، مقدار کمتری از پروتئین اِنآراِف۲/ اِنآراِف۲ در الیگودندروسیتهای خود داشتند. اِنآراِف۲ پروتئینی است که صدها ژن مرتبط با محافظت از سلولها در برابر آسیب را تنظیم میکند.
برای آزمایش این موضوع، پژوهشگران سطح اِنآراِف۲ را در الیگودندروسیتهای موشها کاهش دادند. موشها دچار افزایش میلین و از دستدادن فیبرهای عصبی بزرگ شدند و بهبود عملکرد شناختی آنها با افزایش سن، مختل گردید.
مسیر درمانی موجود
پروتئین اِنآراِف۲ هدف داروهای موجود از جمله دارویی است که برای درمان بیماری اماس (بیماری که به غلاف میلین آسیب میزند) استفاده میشود. پژوهشهای قبلی نشان داده است که فعالسازی اِنآراِف۲ میتواند عملکرد شناختی را در افراد مبتلا به اماس بهبود بخشد. این موضوع، احتمال استفاده مجدد از این داروها را برای درمان اختلال عملکرد الیگودندروسیتها و کاهش شناختی در سالمندی مطرح میکند.
ورونیک میرون (Veronique Miron)، یکی از پژوهشگران این مطالعه، توضیح داد: با افزایش جمعیت سالمند و در حالی که هنوز درمانی برای کاهش شناختی وجود ندارد، این پژوهش بسیار هیجانانگیز است؛ زیرا به یک راهبرد احتمالی برای حفظ تواناییهای شناختی در سالمندی اشاره میکند.
جورجینا کریگ (Georgina Craig)، نویسنده اول این مطالعه، نیز تأکید کرد: این مطالعه بهطور اساسی نگاه ما به این سلولهای مغزی را تغییر داده است. ما همیشه الیگودندروسیتها را کاملاً مفید میدانستیم، اما در کمال تعجب دریافتیم که آنها میتوانند عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش تواناییهای شناختی در سالمندی کمک کنند.
جزئیات این پژوهش در نشریه نِیچِر نوروسایِنس/ Nature Neuroscience منتشر شده است.
مشکلات گوارشی نوزادان را بشناسید؛ چه زمانی جای نگرانی نیست؟

بسیاری از نوزادان در ماههای نخست زندگی دچار مشکلاتی مانند دلدرد، رفلاکس یا بالا آوردن شیر میشوند که اغلب بخشی طبیعی از روند تکامل دستگاه گوارش است. با این حال آگاهی والدین از تفاوت میان علائم طبیعی و نشانههای هشداردهنده علاوه بر کاهش نگرانیهای بیمورد به تشخیص به موقع مواردی که نیازمند مراجعه به پزشک هستند، کمک میکند.
بسیاری از والدین به ویژه در ماههای نخست تولد فرزندشان با دیدن گریههای طولانی، بالا آوردن شیر یا تغییر در مدفوع نوزاد نگران میشوند و تصور میکنند فرزندشان به بیماری جدی مبتلا شده است. در حالی که متخصصان اطفال تاکید میکنند بخش قابل توجهی از مشکلات گوارشی نوزادان، نتیجه طبیعی تکامل دستگاه گوارش است و با گذشت زمان برطرف میشود. با این حال آشنایی با علائم طبیعی، شناخت نشانههای هشداردهنده و دانستن زمان مراجعه به پزشک، نقش مهمی در حفظ سلامت نوزاد و آرامش خاطر والدین دارد.
دستگاه گوارش نوزاد هنوز در حال رشد است
نوزاد با دستگاه گوارشی کاملا بالغ متولد نمیشود. معده، روده، آنزیمهای گوارشی و حتی باکتریهای مفید روده در ماههای نخست زندگی به تدریج تکامل پیدا میکنند. به همین دلیل ممکن است نوزاد در این دوران دچار نفخ، دلپیچه، بالا آوردن شیر یا تغییرات طبیعی در اجابت مزاج شود.
بر اساس توصیههای برخی پژوهشکدههای بهداشتی اطفال، بسیاری از این مشکلات بخشی از روند طبیعی رشد محسوب میشوند و در بیشتر موارد بدون نیاز به درمان خاص برطرف خواهند شد.
چرا مشکلات گوارشی در نوزادان شایع است؟
یکی از مهمترین دلایل بروز این مشکلات، نارس بودن نسبی دستگاه گوارش است. عضلات معده و روده هنوز هماهنگی کامل پیدا نکردهاند و حرکات آنها به تدریج منظم میشود. عامل دیگر شل بودن دریچه بین مری و معده است. این دریچه وظیفه جلوگیری از بازگشت محتویات معده را بر عهده دارد اما در نوزادان هنوز قدرت کافی ندارد و به همین دلیل برگشت مقدار کمی شیر پس از تغذیه بسیار شایع است.
از سوی دیگر میکروبیوم روده یا مجموعه باکتریهای مفید دستگاه گوارش نیز در حال شکلگیری است. این باکتریها نقش مهمی در هضم غذا، تقویت سیستم ایمنی و سلامت روده دارند و تا ماهها پس از تولد به تدریج به تعادل میرسند.
کولیک، گریهای که والدین را نگران میکند
یکی از شایعترین مشکلات گوارشی نوزادان، کولیک یا دل درد شیرخوارگی است. نوزاد مبتلا به کولیک معمولا در ساعات عصر یا شب بدون دلیل مشخص، گریههای شدید و طولانی دارد؛ در حالی که بین این حملات کاملا طبیعی به نظر میرسد، شیر میخورد، وزن میگیرد و معاینه پزشکی نیز طبیعی است.
پزشکان علت دقیق کولیک را هنوز به طور کامل نمیدانند اما مجموعهای از عوامل مانند تکامل دستگاه عصبی، رشد دستگاه گوارش، تجمع گاز روده و حساسیت بیشتر نوزاد به محرکهای محیطی در ایجاد آن نقش دارند.
خبر امیدوارکننده برای والدین این است که کولیک معمولا از حدود دو تا سه هفتگی آغاز میشود، در دو ماهگی به اوج میرسد و اغلب تا چهار یا پنج ماهگی بدون درمان خاص برطرف میشود.
بالا آوردن شیر همیشه بیماری نیست
بسیاری از نوزادان بعد از شیر خوردن مقداری از شیر را بالا میآورند. این وضعیت که رفلاکس فیزیولوژیک نام دارد، در اغلب موارد طبیعی است و تا پایان سال اول زندگی به تدریج کاهش مییابد. البته رفلاکس همیشه با بالا آوردن واضح همراه نیست. برخی نوزادان فقط هنگام یا بعد از تغذیه بی قرار میشوند، کمر خود را به عقب خم میکنند یا هنگام خواب ناراحتی نشان میدهند.
اگر نوزاد وزنگیری مناسبی داشته باشد، اشتهای خوبی داشته باشد و علائم دیگری مانند اختلال رشد یا مشکلات تنفسی وجود نداشته باشد، معمولا جای نگرانی نیست اما اگر رفلاکس باعث کاهش وزن، امتناع از شیر خوردن، سرفههای مکرر یا مشکلات تنفسی شود، باید توسط پزشک بررسی شود.
حساسیت به پروتئین شیر گاو
برخی نوزادان نسبت به پروتئین موجود در شیر گاو واکنش ایمنی نشان میدهند. این حساسیت ممکن است حتی در نوزادانی که فقط از شیر مادر تغذیه میکنند نیز دیده شود زیرا مقدار کمی از پروتئین شیر گاو میتواند از طریق رژیم غذایی مادر وارد شیر شود. مهمترین علائم این حساسیت شامل بیقراری مداوم در طول شبانه روز، وجود خون یا مخاط در مدفوع، اسهال، استفراغ و گاهی علائم پوستی مانند اگزما است.
تشخیص این بیماری باید توسط پزشک انجام شود و والدین نباید به طور خودسرانه شیر خشک یا رژیم غذایی مادر را تغییر دهند زیرا حذف غیرضروری مواد غذایی میتواند باعث کمبودهای تغذیهای شود.
چگونه والدین میتوانند مشکلات گوارشی را کمتر کنند؟
آروغ گرفتن را فراموش نکنید
یکی از سادهترین راهکارها برای کاهش نفخ و رفلاکس، گرفتن آروغ نوزاد است. هنگام شیر خوردن مقداری هوا وارد معده میشود و اگر خارج نشود، میتواند موجب بیقراری یا بالا آوردن شیر شود. پزشکان توصیه میکنند در فواصل شیردهی و همچنین پس از پایان تغذیه، نوزاد چند دقیقه در وضعیت مناسب قرار گیرد تا آروغ بزند.
نوزاد را بعد از شیر خوردن بلافاصله نخوابانید
نگه داشتن نوزاد در وضعیت عمودی به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پس از تغذیه میتواند احتمال بازگشت شیر را کاهش دهد. البته باید توجه داشت که برای خواب، نوزاد همیشه باید به پشت روی سطح صاف و ایمن خوابانده شود، زیرا این وضعیت خطر سندرم مرگ ناگهانی شیرخوار را کاهش میدهد.
تکنیک صحیح شیردهی اهمیت زیادی دارد
چسبیدن صحیح دهان نوزاد به سینه یا استفاده درست از شیشه شیر، از بلع هوای اضافی جلوگیری میکند و احتمال نفخ، دلدرد و رفلاکس را کاهش میدهد. اگر مادر هنگام شیردهی درد دارد یا نوزاد مرتب هوا میبلعد، بهتر است از مشاور شیردهی یا پزشک کمک بگیرد.
در شروع غذای کمکی عجله نکنید
با آغاز تغذیه تکمیلی بهتر است هر غذای جدید به تنهایی و با فاصله حدود سه تا پنج روز معرفی شود. این کار کمک میکند اگر نوزاد به ماده غذایی خاصی حساسیت داشته باشد، علت آن راحتتر شناسایی شود. متخصصان توصیه میکنند شروع غذای کمکی از حدود شش ماهگی و مطابق نظر پزشک انجام شود.
چه زمانی باید سریع به پزشک مراجعه کرد؟
اگرچه بیشتر مشکلات گوارشی نوزادان طبیعی هستند اما برخی علائم میتوانند نشانه بیماریهای جدی باشند و نیاز به بررسی فوری دارند. استفراغ سبزرنگ یا زرد تیره یکی از مهمترین علائم هشداردهنده است، زیرا ممکن است نشانه انسداد روده باشد.
بیحالی شدید، کاهش هوشیاری، خشکی دهان، کاهش تعداد پوشک خیس و گریه بدون اشک نیز میتوانند از علائم کمآبی بدن باشند که به رسیدگی سریع پزشکی نیاز دارند.
تب بالاتر از ۳۸ درجه سانتیگراد در نوزادان، بهویژه در شیرخواران زیر سه ماه نیز یک وضعیت اورژانسی محسوب میشود و نباید به صورت خودسرانه درمان شود.
همچنین اگر شکم نوزاد به طور غیرطبیعی متورم، سفت و دردناک شود یا نوزاد استفراغهای مکرر همراه با کاهش وزن داشته باشد، مراجعه فوری به پزشک ضروری است.
آرامش والدین بخشی از درمان است
گریههای مکرر نوزاد میتواند والدین را خسته و مضطرب کند اما باید به خاطر داشت که بیشتر مشکلات گوارشی دوران شیرخوارگی موقتی هستند و با رشد نوزاد بهبود پیدا میکنند. اضطراب بیش از حد والدین گاهی باعث تغییرات غیرضروری در شیر خشک، مصرف داروهای بدون تجویز پزشک یا حذف مواد غذایی مختلف از رژیم مادر میشود. این مسائل نه تنها کمکی نمیکنند، بلکه ممکن است مشکلات جدیدی ایجاد کنند.
بهترین راهکار این است که والدین ضمن حفظ آرامش، وضعیت کلی نوزاد مانند وزنگیری، اشتها، خواب، فعالیت و دفعات ادرار را زیر نظر داشته باشند و در صورت مشاهده علائم هشداردهنده یا تداوم مشکلات، با پزشک متخصص اطفال مشورت کنند.
در نهایت بیشتر دلدردها، رفلاکسهای خفیف و بیقراریهای گوارشی، بخشی طبیعی از ماههای نخست زندگی هستند. آگاهی والدین از روند طبیعی رشد دستگاه گوارش، رعایت اصول صحیح شیردهی و شناخت علائم خطر، مهمترین ابزار برای مراقبت از سلامت نوزاد و پیشگیری از نگرانیهای بیمورد است.
رژیم کتوژنیک؛ نکاتی که پیش از شروع باید بدانید

این روزها رژیمهای غذایی مختلفی برای کاهش وزن و بهبود سبک زندگی پیشنهاد میشوند. در میان این روشها رژیم کتوژنیک به دلیل کاهش شدید مصرف کربوهیدرات و افزایش سهم چربی در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
رژیم کتوژنیک در سالهای اخیر به یکی از شناختهشدهترین الگوهای غذایی برای کاهش وزن تبدیل شده است. این رژیم که با محدود کردن شدید کربوهیدراتها، سهم چربی را بالا میبرد تا بدن به جای تکیه بیشتر بر قند، از چربی و کتونها برای تامین انرژی استفاده کند. با این حال کتوژنیک صرفا یک برنامه لاغری ساده نیست و در برخی شرایط، به ویژه درمان بعضی انواع صرع، کاربرد پزشکی دارد. بنابراین فواید احتمالی آن باید در کنار محدودیتها، عوارض و شرایطی که اجرای آن میتواند خطرناک باشد، بررسی شود.
رژیم کتوژنیک چیست و چگونه عمل میکند؟
کتوژنیک یا «کِتو» یک رژیم غذایی بسیار کمکربوهیدرات، پرچرب و با مقدار متناسب پروتئین است. در این الگوی غذایی، مصرف مواد غذایی سرشار از کربوهیدرات مانند نان، برنج، ماکارونی، شیرینی، نوشیدنیهای شیرین و بسیاری از محصولات غلات بهشدت کاهش پیدا میکند و در مقابل، چربی سهم بیشتری از انرژی روزانه را تامین میکند.
کاهش شدید کربوهیدرات باعث میشود ذخایر گلیکوژن بدن کاهش پیدا کند و بدن برای تامین انرژی بیشتر به سراغ چربیها برود. کبد نیز از اسیدهای چرب، موادی به نام «کتون» تولید میکند که میتوانند بهعنوان منبع انرژی مورد استفاده قرار گیرند. به این وضعیت «کتوز» گفته میشود. در واقع هدف اصلی رژیم کتوژنیک، ایجاد و حفظ همین وضعیت متابولیکی است. البته کتوژنیک به معنای حذف کامل کربوهیدرات یا مصرف نامحدود چربی نیست. نوع مواد غذایی و مقدار مصرف آنها اهمیت زیادی دارد و یک رژیم کتوژنیک درمانی، به ویژه برای بیماران مبتلا به صرع، باید به شکل دقیق تنظیم و پایش شود.
آیا کتوژنیک واقعا باعث کاهش وزن میشود؟
یکی از مهمترین دلایل محبوبیت رژیم کتوژنیک، تاثیر آن بر کاهش وزن است. محدود کردن کربوهیدرات میتواند در کوتاهمدت به کاهش وزن منجر شود و در برخی افراد کنترل اشتها و کاهش دریافت کالری نیز در این روند نقش دارد.با این حال نباید کاهش وزن اولیه را همیشه به معنای از بین رفتن سریع چربی بدن دانست. در آغاز رژیم، کاهش ذخایر گلیکوژن و آب همراه آن نیز میتواند باعث افت قابل توجه وزن روی ترازو شود. به همین دلیل بخشی از کاهش وزن روزهای نخست ممکن است ناشی از تغییر آب بدن باشد.
از طرف دیگر پایبندی طولانی مدت به رژیمهای بسیار محدودکننده برای همه افراد آسان نیست. در بررسیهای پزشکی نیز تاکید شده است که اثرات بلندمدت کتوژنیک برای کاهش وزن و برخی بیماریهای متابولیک هنوز به اندازه کافی روشن نیست و توانایی فرد برای ادامه رژیم اهمیت زیادی دارد. بنابراین کتوژنیک را نباید یک راه میانبر برای لاغری دانست. کاهش وزن پایدار معمولا به مجموعهای از عوامل از جمله میزان انرژی دریافتی، کیفیت مواد غذایی، فعالیت بدنی و امکان ادامه رژیم در بلندمدت وابسته است.
تاثیر احتمالی کتوژنیک بر قند خون
یکی دیگر از موضوعاتی که درباره رژیم کتوژنیک مطرح میشود، تاثیر آن بر قند خون است. کاهش شدید کربوهیدرات میتواند میزان افزایش قند خون بعد از وعدههای غذایی را کاهش دهد و در برخی افراد مبتلا به دیابت نوع ۲، کاهش وزن و بهبود کنترل قند خون مشاهده شده است. اما این موضوع به معنای مناسب بودن کتوژنیک برای تمام مبتلایان به دیابت نیست. وقتی فرد مصرف کربوهیدرات را بهشدت کاهش میدهد، ممکن است نیاز بدن به برخی داروهای کاهشدهنده قند یا انسولین تغییر کند. در صورتی که دارو بدون هماهنگی پزشک ادامه پیدا کند، خطر افت بیش از حد قند خون وجود دارد.
در دیابت نوع یک موضوع حساستر است. محدودیت شدید کربوهیدرات میتواند در شرایط خاص خطر کتواسیدوز دیابتی را افزایش دهد. به همین دلیل افراد مبتلا به دیابت نباید بدون نظر پزشک سراغ رژیم کتوژنیک بروند، بهخصوص اگر انسولین یا داروهای موثر بر قند خون مصرف میکنند.
آیا چربیهای خون با کتوژنیک بهتر میشوند؟
رژیم کتوژنیک میتواند روی چربیهای خون نیز اثر بگذارد اما این اثر برای همه افراد یکسان نیست. برخی مطالعات کاهش تریگلیسرید و افزایش HDL یا همان کلسترول خوب را گزارش کردهاند. بررسی ها نشان میدهد رژیم کتوژنیک بهطور متوسط تریگلیسرید را کاهش میدهد اما همزمان در برخی شرایط با افزایش LDL و کلسترول تام نیز همراه بوده است. بنابراین نمیتوان تنها با مشاهده افزایش HDL یا کاهش تریگلیسرید، نتیجه گرفت که رژیم برای سلامت قلب همه افراد مناسب است.
نوع چربیهای مصرفی نیز اهمیت دارد. استفاده بیشتر از روغن زیتون، مغزها، دانهها، ماهی و سایر منابع چربیهای غیراشباع، انتخاب متفاوتی با مصرف زیاد کره، چربیهای حیوانی و گوشتهای فرآوری شده است.
کتوژنیک و درمان صرع مقاوم به دارو
یکی از مهمترین کاربردهای پزشکی رژیم کتوژنیک، درمان برخی بیماران مبتلا به صرع است؛ بهویژه افرادی که تشنجهایشان با داروهای ضدتشنج به اندازه کافی کنترل نمیشود. انجمن بینالمللی مقابله با صرع، رژیمهای کتوژنیک را بهعنوان یکی از درمانهای تغذیهای مورد استفاده در این شرایط معرفی میکند.
این نوع رژیم با برنامههای رایج کاهش وزن تفاوت دارد و باید مقدار چربی، کربوهیدرات و پروتئین آن با دقت تنظیم شود. در برخی مراکز، شروع رژیم برای کودکان مبتلا به صرع با نظارت نزدیک تیم درمانی انجام میشود و عملکرد کلیه و کبد، الکترولیتها و برخی ریزمغذیها نیز مورد بررسی قرار میگیرد. بنابراین اگرچه کتوژنیک میتواند در درمان صرع نقش داشته باشد، این کاربرد به معنای آن نیست که هر فرد مبتلا به صرع میتواند بهصورت خودسرانه رژیم کتو بگیرد.
عوارض اولیه
تغییر ناگهانی رژیم غذایی و کاهش شدید کربوهیدرات میتواند در روزها یا هفتههای نخست علائمی مانند سردرد، خستگی، سرگیجه، گرفتگی عضلات و احساس ضعف ایجاد کند. تغییر در میزان آب و الکترولیتهای بدن یکی از عواملی است که میتواند در بروز این علائم نقش داشته باشد. مشکلات گوارشی نیز از عوارض نسبتا شناختهشده هستند. یبوست، تهوع، دلدرد یا تغییر اجابت مزاج ممکن است در برخی افراد رخ دهد، به خصوص اگر رژیم با کاهش شدید مصرف سبزیجات و منابع فیبر همراه باشد. بررسیهای جدید نیز یبوست را یکی از شایعترین عوارض گزارششده در رژیمهای کتوژنیک دانستهاند.
بوی خاص دهان نیز ممکن است در دوران کتوز ایجاد شود. این بو به تولید و دفع ترکیبات کتونی مربوط است و در بعضی افراد پس از سازگاری بدن کاهش پیدا میکند.
خطر کمآبی و اختلال الکترولیتها
با کاهش مصرف کربوهیدرات، ذخایر گلیکوژن بدن کاهش مییابد و همراه با آن آب بیشتری دفع میشود. به همین دلیل، برخی افراد در شروع رژیم بیشتر دچار تشنگی، خشکی دهان، سردرد یا سرگیجه میشوند.
مصرف آب کافی اهمیت دارد اما موضوع فقط آب نیست. تعادل الکترولیتهایی مانند سدیم، پتاسیم و منیزیم نیز اهمیت دارد. با این حال، افزودن خودسرانه مکملهای الکترولیتی یا مصرف مقادیر زیاد نمک برای همه افراد مناسب نیست، به خصوص کسانی که بیماری قلبی، فشار خون بالا یا بیماری کلیوی دارند. مقدار مناسب باید با توجه به وضعیت فرد تعیین شود.
یبوست یکی از مشکلات رایج کتوژنیک
یکی از اشتباههای رایج در اجرای کتوژنیک، حذف بسیاری از منابع کربوهیدرات بدون جایگزین کردن منابع مناسب فیبر است. اگر فرد نان، غلات، حبوبات و بسیاری از میوهها را حذف کند اما سبزیجات کمکربوهیدرات را نیز به اندازه کافی مصرف نکند، دریافت فیبر میتواند کاهش پیدا کند. سبزیجاتی مانند اسفناج، بروکلی، کاهو، خیار و دیگر سبزیجات کمکربوهیدرات میتوانند در تامین فیبر و برخی ویتامینها کمککننده باشند. با این حال، انتخاب مواد غذایی باید متنوع باشد تا رژیم غذایی از نظر ریزمغذیها فقیر نشود.
آیا کتوژنیک میتواند به کلیهها آسیب بزند؟
پاسخ به این سؤال ساده نیست و به وضعیت سلامت فرد، نوع رژیم و مدت اجرای آن بستگی دارد. با این حال، افزایش خطر سنگ کلیه یکی از نگرانیهای شناختهشده در رژیمهای کتوژنیک، به ویژه در رژیمهای درمانی صرع است. برای افراد مبتلا به بیماری مزمن کلیه، موضوع جدیتر است. شواهد درباره ایمنی و فایده کتو در این بیماران محدود است و منابع تخصصی توصیه میکنند این افراد رژیم را بدون ارزیابی پزشکی شروع نکنند.
چه کسانی نباید خودسرانه کتوژنیک بگیرند؟
رژیم کتوژنیک برای برخی افراد میتواند نامناسب یا نیازمند نظارت پزشکی باشد. مبتلایان به بیماری کلیوی یا کبدی، افراد مبتلا به برخی بیماریهای زمینهای، زنان باردار یا کسانی که قصد بارداری دارند و افرادی که داروهای خاص مصرف میکنند، باید پیش از شروع رژیم با پزشک مشورت کنند.
در دوران بارداری و شیردهی نیز شواهد درباره درمانهای کتوژنیک محدود است و حتی در زمینه صرع، متخصصان بر ضرورت بررسی دقیق شرایط فرد تأکید کردهاند. بنابراین اجرای خودسرانه رژیم بسیار محدودکننده در این دورهها توصیه نمیشود. کودکان و نوجوانان نیز نباید برای کاهش وزن، بدون ارزیابی متخصص تغذیه یا پزشک وارد چنین رژیم محدودی شوند. در کودکان مبتلا به صرع، کتوژنیک یک درمان تخصصی و تحت نظارت و نه یک رژیم عمومی خانگی است.
داروها را نباید با شروع کتوژنیک خودسرانه تغییر داد
یکی از مهمترین نکات ایمنی این است که رژیم کتوژنیک میتواند نیاز بدن به بعضی داروها را تغییر دهد. این موضوع بهخصوص درباره داروهای دیابت اهمیت دارد، زیرا کاهش شدید کربوهیدرات ممکن است احتمال افت قند خون را افزایش دهد. افرادی که انسولین، برخی داروهای پایینآورنده قند خون، داروهای فشار خون یا داروهای ادرارآور مصرف میکنند نیز بهتر است پیش از تغییر جدی رژیم غذایی با پزشک مشورت کنند. در برخی موارد، با کاهش وزن و تغییر مصرف کربوهیدرات، فشار خون یا قند خون تغییر میکند و لازم است درمان دارویی نیز تحت نظر پزشک بازبینی شود.
چگونه کتوژنیک را ایمنتر اجرا کنیم؟
اگر پزشک یا متخصص تغذیه اجرای رژیم کتوژنیک را برای فرد مناسب تشخیص دهد، کیفیت مواد غذایی اهمیت زیادی دارد. انتخاب چربیهای سالم مانند روغن زیتون، مغزها، دانهها و ماهی میتواند گزینه مناسبتری نسبت به تکیه زیاد بر چربیهای اشباع و گوشتهای فرآوریشده باشد. همچنین نباید سبزیجات را به دلیل داشتن مقدار اندکی کربوهیدرات حذف کرد. سبزیجات کمکربوهیدرات میتوانند به تامین فیبر، ویتامینها و مواد معدنی کمک کنند. دریافت مایعات کافی نیز اهمیت دارد و در صورت نیاز، وضعیت الکترولیتها باید با نظر متخصص بررسی شود.
کتوژنیک رژیم معجزهآسا نیست
رژیم کتوژنیک میتواند برای برخی افراد مزایایی مانند کاهش وزن کوتاهمدت و بهبود برخی شاخصهای قند و چربی خون داشته باشد و در شرایط خاص، یک درمان تغذیهای معتبر برای صرع مقاوم به دارو محسوب میشود. اما همین رژیم میتواند باعث یبوست، سردرد، خستگی، کمآبی، اختلالات الکترولیتی و در برخی افراد افزایش خطر سنگ کلیه شود.
به همین دلیل، کتوژنیک را نباید صرفا به دلیل محبوبیت آن در شبکههای اجتماعی، یک روش سریع و بیخطر برای لاغری تصور کرد. برای فرد سالمی که صرفا قصد کاهش وزن دارد نیز بهتر است پیش از شروع یک رژیم بسیار محدودکننده، وضعیت سلامت، داروهای مصرفی، سابقه بیماری و امکان ادامه رژیم در بلندمدت بررسی شود.
در نهایت بهترین رژیم غذایی الزاما رژیمی نیست که سریعترین کاهش وزن را ایجاد کند، بلکه رژیمی است که در کنار تامین نیازهای بدن، با شرایط فرد سازگار باشد و بتوان آن را به شکل پایدار و ایمن ادامه داد. کتوژنیک در برخی افراد میتواند ابزار مفیدی باشد اما برای همه مناسب نیست و در موارد درمانی، جایگاه آن باید در چارچوب پزشکی و تغذیهای تخصصی تعیین شود.