خانواده؛ پناهگاه سلامت ما

ارسال شده در ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

خانه فقط چهاردیواری نیست؛ سنگر امنی است که وقتی روزگار به ما سخت می‌گیرد، به آن پناه می‌بریم. با این حال، دوری راه، تحصیل یا ازدواج بچه‌ها گاهی این زنجیره را کم‌رنگ می‌کند. گزارش‌های علمی جدید نشان می‌دهد ارتباط ساده با خانواده، فراتر از یک احوالپرسی معمولی، سپری محکم در برابر استرس، افسردگی و بیماری است.

این روزها که مشغله‌های زندگی همه ما را به سمت و سویی کشانده، گاهی خانه در ظاهر همان خانه همیشگی است، اما سکوتی متفاوت در آن جاری‌ست. فرزندی که برای تحصیل از شهر دور شده، والدینی که به دلیل کار یا شرایط زندگی فاصله گرفته‌اند، یا عضوی که تازه زندگی مستقل تشکیل داده؛ همگی تجربه‌ای مشترک دارند؛ فاصله‌ای که اگر با گفت‌وگو و توجه همراه نشود، آرام‌آرام به دیواری نامرئی تبدیل می‌شود. «دلتنگی» در این شرایط تنها یک حس زودگذر نیست؛ اگر به حال خودش رها شود، تنهایی آرام‌آرام به جسم و روانمان نفوذ می‌کند.

شاید در نگاه اول فکر کنیم این دوری بخشی اجتناب‌ناپذیر از بزرگ شدن یا مسیر زندگی است، اما گزارش پایگاه سلامت «WebMD» نگاه متفاوتی دارد. این گزارش تأکید می‌کند که ارتباط میان اعضای خانواده فقط راهی برای باخبر شدن از حال یکدیگر نیست، بلکه ستون اصلی حمایت عاطفی و روانی ماست. یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد خانواده‌ها در مسیر رشد و تغییر، مدام با چالش‌های دوری و مشغله روبه‌رو می‌شوند؛ اما همین تماس‌های کوتاه تلفنی، پیام‌های ساده یا حتی صحبت درباره اتفاق‌های معمولی روزمره، جادویی است که احساس تعلق و امنیت را زنده نگه می‌دارد و کمک می‌کند تا در برابر فشارهای روحی و جسمی زندگی، تنها نمانیم.

ارتباط خانوادگی چگونه به سلامت کمک می‌کند؟

جان نورثمن، روان‌شناس اهل بوفالو در ایالت نیویورک در گفت وگو با این سایت، احساس ارتباط با دیگران را برای انسان تقویت‌کننده دانسته و عنوان می کند این احساس می‌تواند به شادی، سلامت روان و سلامت جسمی کمک کند. به گفته او افرادی که احساس می‌کنند ارتباط بهتری با خانواده و اطرافیان خود دارند، معمولا از نظر جسمی حال بهتری دارند. چنین افرادی کمتر در معرض افسردگی قرار می‌گیرند و اگر با افسردگی روبه‌رو شوند، شرایط مناسب‌تری برای عبور از آن دارند.

نورثمن تأکید می‌کند که ارتباط خانوادگی در مجموع، احساس حمایت و پیوند روانی را افزایش می‌دهد. خانواده برای بسیاری از افراد نخستین جایی است که هنگام مشکل به آن پناه می‌برند. اگر اعضای خانواده با یکدیگر گفت‌وگو نکنند، این شبکه حمایتی به‌تدریج ضعیف شده و ممکن است فرد در زمان نیاز، احساس کند کسی را برای تکیه کردن ندارد.

حمایت خانواده فقط کمک مالی نیست

آنیتا ونجلیستی، استاد دانشگاه تگزاس و ویراستار کتاب راهنمای ارتباط خانوادگی در ادامه این مطلب ارتباط را عامل شکل گیری خانواده می‌داند. به باور او، اعضای خانواده هنگام گفت‌وگو علاوه بر رد و بدل پیام رابطه خود را حفظ و تقویت می‌کنند.

حمایت خانوادگی شکل‌های گوناگونی دارد، گاهی این حمایت با یک جمله محبت‌آمیز و گوش دادن به حرف‌های فرد نشان داده می‌شود. گاهی خانواده با تشویق و تأیید تلاش‌های فرد، عزت‌نفس او را بالا می‌برد. احساس تعلق نیز نوع دیگری از حمایت است یعنی فرد بداند جایی دارد که در آن پذیرفته شده و به آن تعلق دارد. خانواده همچنین می‌تواند اطلاعات و تجربه‌های لازم را در اختیار اعضای خود بگذارد. حمایت مالی یا فرستادن وسایل و بسته‌های مورد نیاز نیز بخش دیگری از حمایت ملموس خانوادگی به شمار می‌رود.

پیامک و تماس تلفنی همیشه کافی نیست

امروزه تلفن همراه و ابزارهای ارتباطی، تماس با اعضای خانواده را آسان‌تر کرده‌اند اما این ابزارها همیشه به برقراری ارتباط عاطفی خوب منجر نمی‌شوند.

آرتور بودین، روان‌شناس و رئیس پیشین انجمن روان‌شناسی آمریکا در این باره می‌گوید:  ایمیل‌ها به‌دلیل سرعت در نوشتن و نبود لحن، به‌راحتی می‌توانند باعث سوءتفاهم شوند. در یک پیام نوشتاری، مخاطب معمولاً نمی‌تواند بفهمد جمله‌ای با شوخی، ناراحتی، نگرانی یا عصبانیت نوشته شده است. همین موضوع گاهی رابطه عاطفی میان اعضای خانواده را ضعیف می‌کند.

پیامک، تماس تلفنی و پیام‌های کوتاه در شبکه‌های اجتماعی نیز ممکن است بسیاری از نشانه‌هایی را که در گفت‌وگوی حضوری دیده می‌شود مانند؛ حالت چهره، نگاه و زبان بدن را نداشته باشند. با این حال، ونجلیستی تأکید می‌کند که مهم‌تر از نوع ابزار، شیوه استفاده از آن است و یک ارتباط کوتاه و محترمانه، بهتر از بی‌خبری کامل است.

ارتباط را به اجبار تبدیل نکنید

گاهی یکی از اعضای خانواده، مانند فرزندی که برای تحصیل به شهر دیگری رفته یا والدینی که از خانواده دور هستند، فرصت یا آمادگی تماس منظم ندارد. در چنین شرایطی، اصرار و سرزنش ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.

بودین درباره والدینی که فرزندشان در دانشگاه تحصیل می‌کند، می‌گوید نباید او را به تماس هر شب یا هر هفته مجبور کرد و در صورت تماس نگرفتن، احساس گناه به او داد. به گفته این روان‌شناس، خانواده باید بپذیرد که فرد دور از خانه، زندگی و برنامه‌های خودش را دارد و نباید تلاش کرد تا همه رفتارهای او را از راه دور کنترل کرد.

به جای دستور دادن، می‌توان با لحنی آرام درخواست تماس کرد، یک پیام کوتاه فرستاد یا بدون توقع پاسخ فوری، احوال فرد را پرسید. این شیوه به طرف مقابل نشان می‌دهد که مورد توجه است، اما برای پاسخ دادن تحت فشار قرار ندارد.

گفت‌وگوهای ساده اما ارزشمند

هر گفت‌وگویی لازم نیست عمیق، جدی یا سرنوشت‌ساز باشد. صحبت درباره وضعیت هوا، حیوان خانگی، همسایه‌ها، سلامتی یا اتفاقی بامزه که در طول روز رخ داده است، می‌تواند به حفظ ارتباط کمک کند.

ونجلیستی می‌گوید: بسیاری از افراد تصور می‌کنند گفت‌وگوی خانوادگی باید همیشه عمیق و معنادار باشد در حالی که بخش زیادی از رابطه‌ها از همین صحبت‌های عادی و روزمره ساخته می‌شود. وقتی اعضای خانواده درباره اتفاق‌های ساده زندگی با یکدیگر حرف می‌زنند، در واقع اجازه می‌دهند زندگی روزانه‌شان همچنان بخشی از زندگی یکدیگر باقی بماند. بنابراین، برای حفظ رابطه لازم نیست منتظر یک موضوع مهم یا مشکل بزرگ بمانیم. یک احوالپرسی کوتاه، فرستادن عکس، تعریف کردن از یک اتفاق معمولی یا پرسیدن نظر طرف مقابل درباره یک موضوع ساده، می‌تواند رشته ارتباط را زنده نگه دارد.

راهکارهای تنظیم خواب دانش‌آموزان با شروع مدارس

ارسال شده در ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

روزهای پایانی شهریور، بهترین زمان برای آماده‌سازی خانه جهت شروع سال تحصیلی جدید است. هماهنگ کردن دوباره‌ی ساعت خواب و بیداری، اگر به صورت تدریجی انجام شود، نه تنها کار سختی نیست، بلکه به بچه‌ها کمک می‌کند با انرژی و نشاط بیشتری به استقبال مدرسه بروند. با چند تغییر ساده در روتین روزانه، می‌توانیم کمک کنیم تا فرزندانمان بدون هیچ فشار یا اجباری، خیلی طبیعی با ریتمِ جدیدِ مدرسه همراه شوند.

روزهای آخر تابستان برای خیلی از پدر و مادرها، روزهای «شمارش معکوس» است. نه از این بابت که دلشان برای مدرسه رفتن بچه‌ها تنگ شده، بلکه بیشتر به خاطر این است که باید دوباره با غول «صبح زود بیدار شدن» بجنگند. بعد از سه ماه که برنامه خواب خانه کاملاً بهم ریخته، ناگهان می‌خواهیم در عرض یک شب همه چیز را اصلاح کنیم. اما بیایید صادق باشیم؛ این جنگ صبحگاهی هیچ برنده‌ای ندارد؛ فقط باعث می‌شود بچه‌ها با چشم‌های پف‌کرده و اعصاب خرد به مدرسه بروند.

واقعیت این است که بدن کودک مثل یک ماشین پیچیده است. شما نمی‌توانید ناگهان بنزین «تعطیلات» را خالی کنید و گازوئیل «مدرسه» بریزید و انتظار داشته باشید بدون مشکل کار کند. سیستم عصبی بچه‌ها به تغییرات تدریجی نیاز دارد. اگر همین حالا از یکی دو هفته مانده به مهر شروع نکنید، روزهای اول مدرسه تبدیل به کابوس می‌شود. راهش این است: هر شب خواب را ۱۵ تا ۳۰ دقیقه جلو بکشید. این تغییرات کوچک، آنقدر نامحسوس هستند که بدن کودک حتی متوجه فشار ساعت زودتر نمی‌شود.

نکات کلیدی برای شروع

یکی از نکات کلیدی که خیلی از ما فراموش می‌کنیم، بحث «شام» است. دستگاه گوارش بچه‌ها نباید شب‌ها خیلی مشغول باشد. خوردن وعده‌های سنگین یا نوشیدنی‌های شیرین دقیقاً قبل از خواب، مثل این است که به موتور ماشین گاز اضافه بدهید. سعی کنید شام را سبک و زودتر از همیشه بدهید. وقتی معده درگیر هضم یک وعده سنگین نیست، کیفیت خواب عمیق‌تر می‌شود و صبح هم بیدار شدن خیلی راحت‌تر اتفاق می‌افتد.

محیط خواب را هم دست‌کم نگیرید. اتاق کودک باید «پیام خواب» بدهد. اگر اتاق شلوغ باشد یا صدای تلویزیون از پذیرایی تا اتاق بیاید، مغز کودک مدام در وضعیت «آماده‌باش» می‌ماند. اگر فضای مجزایی ندارید، با یک چراغ خواب کوچک و کم کردن نور خانه، فضای خانه را به سمت سکوت ببرید. وقتی خانه در آرامش فرو می‌رود، کودک ناخودآگاه می‌فهمد که زمان بازی تمام شده و باید برای فردا شارژ شود.

یک اشتباه رایج، شکستن روتین در پنجشنبه و جمعه‌هاست. خیلی‌ها فکر می‌کنند چون تعطیل است، باید بگذارند بچه تا ظهر بخوابد. اما این کار، تمام تلاش هفته شما را هدر می‌دهد. سعی کنید بیداری صبح جمعه را نهایتاً یک ساعت دیرتر از روزهای مدرسه تنظیم کنید. این‌طوری بدن کودک شنبه‌صبح دچار اختلال ساعت خواب نمی‌شود.

نور صبحگاهی هم یک جادوی طبیعی است. وقتی کودک صبح بیدار می‌شود، پرده‌ها را کنار بزنید و اجازه دهید نور طبیعی به اتاق بتابد. نور خورشید به مغز پیام می‌دهد که «روز شروع شد». اگر کودک صبح‌ها بی‌حال است، یک صبحانه خوش‌رنگ و لعاب و پرانرژی (مثلاً نان و پنیر و گردو) می‌تواند موتور بدنش را روشن کند و او را برای مدرسه سرحال بیاورد.

بحث اضطراب مدرسه را هم جدی بگیرید. خیلی وقت‌ها کودک خوابش نمی‌برد چون ذهن‌اش درگیر ترس‌ها یا نگرانی‌های مدرسه است. شب‌ها قبل از خواب، دقایقی را برای گپ زدن اختصاص دهید. بپرسید «فردا چه کاری داری که هیجان‌زده‌ت می‌کنه؟» یا «نگرانی خاصی داری؟». همین تخلیه روانی، ذهن را سبک می‌کند و کودک راحت‌تر به خواب می‌رود.

ایجاد یک «آیین شبانه» معجزه می‌کند. فرقی ندارد چه چیزی باشد؛ خواندن یک صفحه کتاب، گوش دادن به یک موسیقی خیلی آرام، یا حتی جمع کردن کیف مدرسه. این کارهای تکراری به مغز کودک سیگنال می‌دهند که «الان زمان رفتن به رختخواب است». وقتی بدن کودک این روتین را یاد بگیرد، خودش به صورت اتوماتیک در آن ساعت خاص خوابش می‌گیرد.

بچه‌ها آینه‌ی رفتار ما هستند

در نهایت، یادتان باشد بچه‌ها آینه‌ی رفتار ما هستند. اگر شما خودتان تا ساعت ۱۲ شب با موبایل در حال چرخ زدن در فضای مجازی هستید، نمی‌توانید از بچه انتظار داشته باشید که با کمال میل بخوابد. در این ایام، سعی کنید قانون «خاموشی عمومی» بگذارید. وقتی کل خانواده گوشی‌ها را کنار می‌گذارند و به رختخواب می‌روند، کودک احساس نمی‌کند که دارد «تنبیه» می‌شود.

اگر دیدید بچه‌ها مقاومت می‌کنند، صبور باشید. تغییر عادت خواب یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. ممکن است دو سه روز اول سخت باشد، اما تسلیم نشوید. بعد از حدود یک هفته، خواهید دید که کودک خودش سر ساعت مشخص پلک‌هایش سنگین می‌شود. این یک مهارت است که شما دارید به فرزندتان آموزش می‌دهید؛ مهارتی برای زندگی سالم‌تر.

این همان مهندسی کوچکی است که بزرگترین تغییر را در نتیجه‌گیری تحصیلی فرزندتان ایجاد می‌کند. دانش‌آموزی که خوب خوابیده، در کلاس درس بیدار است، یادگیری‌اش سریع‌تر است و در مقابل فشارهای درسی، کمتر پرخاشگری می‌کند. این ساده‌ترین و در عین حال قدرتمندترین هدیه‌ای است که می‌توانید به سلامتی او بدهید.

مواد غذایی که بهتر است با هم مصرف نشوند

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایسنا

متخصصان تغذیه می‌گویند بعضی مواد غذایی اگر همزمان با هم مصرف شوند می‌توانند منجر به افت انرژی و مشکلات گوارشی و یا مانع از جذب ویتامین‌ها و مواد معدنی شوند.

«ایندیپندنت» در مقاله‌ای جدید برخی از این ترکیبات غذایی را که به گفته متخصصان سلامتی بهتر است هم‌زمان مصرف نشوند، نام برده است:

شیر و مرکبات

ترکیب شیر با مرکباتی مانند پرتقال یا لیمو ممکن است باعث لخته‌ شدن پروتئین‌های شیر شود و ناراحتی گوارشی یا نفخ ایجاد کند. این حالت به این دلیل رخ می‌دهد که اسیدسیتریک موجود در مرکبات موجب تجمع و به‌هم‌ چسبیدن پروتئین‌های کازئین در شیر می‌شود. هضم شیر لخته‌شده ممکن است دشوارتر باشد و علائمی مانند گاز معده، نفخ، درد شکم یا سوءهاضمه ایجاد کند.

قهوه و موز

ترکیب کافئین با کربوهیدرات‌هایی که به‌سرعت هضم می‌شوند، این تصور را ایجاد می‌کند که انرژی بدن برای مدتی طولانی حفظ خواهد شد اما واقعیت این است که پس از افت قند خون، این افزایش انرژی نیز به‌شدت فروکش می‌کند و فرد بیش از قبل احساس خستگی خواهد کرد.

بنابراین بهتر است صبح را با یک لیوان بزرگ آب و یک منبع پروتئینی سالم مانند تخم‌مرغ، آغاز و سپس قهوه و مواد غذایی حاوی کربوهیدرات مصرف کنید.

شکلات تلخ و شیر

مصرف شکلات تلخ همراه با شیر، فواید آن را برای سلامتی قلب عملا خنثی می‌کند. فلاونوئیدهای موجود در شکلات تلخ مرغوب با دست‌کم ۷۰ درصد کاکائو به کاهش فشار خون و بهبود سلامت قلب کمک می‌کنند اما پروتئین‌های شیر مانع جذب آن‌ها در بدن می‌شوند.

به بیان دیگر، نوشیدن یک لیوان شیر همراه با یک تکه شکلات تلخ باعث می‌شود ترکیبات مفیدی که شکلات تلخ را برای سلامتی سودمند می‌کنند، جذب بدن نشوند.

البته این به معنای کنار گذاشتن خوراکی شیرین موردعلاقه‌تان نیست. تنها کافی است شیوه مصرف آن را تغییر دهید.

کرونا یا آلرژی فصلی؟؛ «خارش» علامت آلرژی و «تب و بدن‌درد» زنگ خطر بیماری‌های ویروسی

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایسنا

یک فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی با اشاره به افزایش مجدد موارد ابتلا به کرونا و سویه‌های جدید عفونت‌های ویروسی تنفسی در کشور، گفت: برای شناخت دقیق تفاوت آلرژی و بیماری‌های ویروسی باید به این نکته بالینی توجه داشت که «خارش» شناسه اصلی آلرژی و «تب و بدن‌درد» زنگ خطر بیماری‌های ویروسی است.

دکتر سیما بهرامی در این خصوص اظهار کرد: این روزها با افزایش مجدد موارد ابتلا به کرونا و سویه‌های جدید عفونت‌های ویروسی تنفسی در کشور و قرارگیری گروه‌های حساس در معرض خطر جدی در جامعه روبرو هستیم. همزمانی این موج با تغییرات فصلی، چالش‌های متعددی به‌ویژه برای مبتلایان به بیماری‌های آلرژیک و کادر درمان ایجاد می‌کند.

وی افزود: بسیاری از مبتلایان به حساسیت‌های تنفسی، علائم اولیه ابتلا به کرونا را با آلرژی اشتباه گرفته و بدون رعایت پروتکل‌های بهداشتی در جامعه و میان خانواده تردد می‌کنند؛ رفتاری پرخطر که جان سالمندان و بیماران زمینه‌ای را به شدت تهدید می‌کند و در مقابل بسیاری از بیماران با سابقه آلرژی فصلی که با بروز نخستین عطسه، آبریزش بینی یا گرفتگی مجاری تنفسی، دچار اضطراب شدید ناشی از ترس ابتلا به کرونا شده و بلافاصله به مصرف خودسرانه داروهای نامرتبط روی می‌آورند که هر دو حالت متاسفانه آسیب‌زا است.

آلرژی به‌هیچ‌وجه با تب، لرز، تعریق یا دردهای حاد استخوانی و عضلانی همراه نیست.دکتر بهرامی ادامه داد: تفکیک دقیق و به‌موقع علائم بالینی این دو وضعیت نه‌تنها از سردرگمی و اضطراب بیماران می‌کاهد، بلکه نقشی کلیدی در قطع زنجیره انتقال ویروس در جامعه ایفا می‌کند.

به گفته این فوق تخصص آلرژی، برای شناخت دقیق تفاوت‌ها، باید به این نکته بالینی توجه داشت که «خارش» شناسه اصلی آلرژی و «تب و بدن‌درد» زنگ خطر بیماری‌های ویروسی است.

این فوق تخصص آلرژی و ایمونولوژی بالینی افزود: در آلرژی فصلی، بیمار به‌طور معمول از خارش شدید بینی، چشم‌ها، گوش و سقف دهان شکایت دارد؛ عطسه‌ها مکرر و ترشحات بینی کاملاً شفاف و رقیق هستند. مهم‌تر از همه اینکه آلرژی به‌هیچ‌وجه با تب، لرز، تعریق یا دردهای حاد استخوانی و عضلانی همراه نیست.

وی در ادامه اظهار کرد: در مقابل، در عفونت‌های ویروسی نظیر کرونا، شروع بیماری اغلب ناگهانی و همراه با احساس کوفتگی شدید، ضعف مفرط، تب و لرز، گلودرد سوزاننده و گاه علائم گوارشی مانند تهوع یا اسهال است. وجود سرفه‌های خشک و مداوم، درد قفسه سینه یا کاهش ناگهانی حس چشایی و بویایی، ظن ابتلا به یک بیماری عفونی و واگیردار را به‌شدت افزایش می‌دهد.

دکتر بهرامی توصیه کرد: کلیه بیماران آلرژیک داروهای کنترل‌کننده، آنتی‌هیستامین‌ها یا اسپری‌های تجویزی خود را در این روزها قطع نکنند و درمان را تحت نظر پزشک فوق تخصص آلرژی ادامه دهند، چرا که التهاب مهارنشده در راه‌های هوایی، مجاری تنفسی را در برابر نفوذ ویروس‌ها آسیب‌پذیرتر می‌سازد.

وی در پایان افزود: افراد در صورت بروز هرگونه تب، لرز یا دردهای عضلانی، حتی اگر  سابقه دیرینه آلرژی داشته باشند، باید فرض را بر بیماری ویروسی گذاشته، بلافاصله از ماسک استفاده کنند، در محیط خانه استراحت نمایند و تا زمان رفع علائم از تماس با افراد آسیب‌پذیر، سالمندان و مبتلایان به بیماری‌های مزمن خودداری کنند.

آیا التهاب بدن، افسردگی می‌آورد؟/ بهبود روحیه با داروهای ضد التهاب

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که التهاب، فراتر از یک واکنش صرفاً جسمی، می‌تواند بر خلق‌وخو و سلامت روان نیز تأثیر بگذارد. مطالعات روی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید (روماتیسم مفصلی) حاکی از آن است که داروهای کاهنده التهاب، علاوه بر کاهش درد مفاصل، حالِ روانی بیماران را نیز بهبود می‌بخشند. با این حال، دانشمندان تأکید دارند که استفاده از این داروها برای درمان اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب، همچنان در حوزه پژوهش باقی مانده است.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه گاردین در گزارشی آورده است:

التهاب، واکنش طبیعیِ سیستم ایمنی بدن در برابر آسیب یا عفونت است؛ همان چیزی که مثلاً پس از یک بریدگی، باعث قرمزی و تورم اطراف زخم می‌شود. اما التهاب همیشه موضعی نیست. بیماری‌های مزمن، چاقی و حتی افزایش سن هم می‌توانند باعث ایجاد یک التهابِ خفیف و طولانی‌مدت در سراسر بدن شوند.

پروفسور دنیل اِم. دیویس (Daniel M. Davis) از کالج سلطنتی لندن می‌گوید: در چنین شرایطی، سطح ماده‌ای به نام سیتوکین در خون بالا می‌رود. سیتوکین‌ها در واقع پیام‌رسان‌هایی هستند که سلول‌های ایمنی با کمک آن‌ها با یکدیگر حرف می‌زنند.

جالب اینجاست که بیش از ۱۰۰ نوع سیتوکین در بدن وجود دارد و بعضی از آنها مستقیماً روی مغز اثر می‌گذارند. دیویس تأکید می‌کند: وقتی تب می‌کنید، فقط بدنتان نیست که اذیت می‌شود؛ بلکه حالت روانی‌تان هم تغییر می‌کند. برخی از این پیام‌رسان‌ها مستقیماً روی احساس و خلق‌وخوی شما تأثیر می‌گذارند.

شواهد علمی: از بهبود خلق تا هشدار برای آیند

در پژوهش‌هایی که روی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید (روماتیسم مفصلی) انجام شده، مشاهده شده که داروهای مهارکننده سیتوکین، نه تنها ورم و درد مفاصل را کاهش می‌دهند، بلکه روحیه بیماران را نیز بهبود می‌بخشند. اسکن‌های مغزی نشان داده است که این تغییرات احتمالاً به دلیل اثر این داروها بر فعالیت مغز رخ می‌دهد.

در مطالعه‌ای دیگر بر روی نزدیک به ۵ هزار کودک، محققان دریافتند کودکانی که در ۹ سالگی سطح بالایی از یک سیتوکین خاص به نام اینترلوکین‑۶(Interleukin-6) در خونشان داشته‌اند، بدون آنکه افسرده باشند، در سن ۱۸ سالگی بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به افسردگی قرار گرفته‌اند. همچنین تحقیقات روی بزرگسالان نشان می‌دهد که بین ابتلا به بیماری‌های مرتبط با سیستم ایمنی و سابقه اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب، ارتباط معناداری وجود دارد.

هشدار دانشمندان: هنوز به درمان قطعی نرسیده‌ایم

با وجود این یافته‌های امیدوارکننده، دانشمندان تأکید دارند که راه زیادی تا تبدیل این کشف به یک روش درمانی مطمئن باقی مانده است. پروفسور دیویس در این زمینه می‌گوید: شواهد زیادی نشان می‌دهد که سیستم ایمنی و سلامت روان به هم گره خورده‌اند، اما ما هنوز به اندازه کافی این رابطه را نمی‌شناسیم. نمی‌دانیم دقیقاً کدام بیماران از این روش سود می‌برند و کدام بخش از سیستم ایمنی را می‌توان بی‌خطر هدف گرفت تا سلامت روان بهبود پیدا کند.

به عبارت ساده‌تر، ارتباط التهاب و افسردگی کشف شده، اما تجویز داروهای ضدالتهاب برای درمان اختلالات روانی، فعلاً در حوزه پژوهش است و نباید به عنوان یک درمان قطعی به آن نگاه کرد.

بررسی فرصت‌ها و راهکارهای علمی حفظ باروری پس از ۳۰ سالگی

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

وبینار تخصصی «حفظ باروری در عصر جدید؛ فرصت‌ها و راهکارها برای دختران و پسران مجرد بالای ۳۰ سال» با حضور جمعی از متخصصان و پژوهشگران حوزه باروری و پزشکی تولیدمثل، نهم مهرماه به همت پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی برگزار می‌شود.

به گزارش روز پنجشنبه گروه علمی ایرنا از پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی، افزایش سن ازدواج و به تعویق افتادن فرزندآوری، موضوع سلامت باروری و ضرورت آگاهی از وضعیت توان باروری و گزینه‌های موجود برای حفظ آن را بیش از گذشته به یکی از مباحث مهم حوزه سلامت تبدیل کرده است. در این میان، آگاهی از تغییرات مرتبط با افزایش سن و شناخت به‌موقع فرصت‌های موجود برای حفظ باروری می‌تواند در تصمیم‌گیری آگاهانه افراد درباره آینده فرزندآوری نقش مؤثری داشته باشد

در همین راستا، پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی وبینار تخصصی «حفظ باروری در عصر جدید؛ فرصت‌ها و راهکارها برای دختران و پسران مجرد بالای ۳۰ سال» را با هدف ارائه اطلاعات علمی و کاربردی درباره وضعیت باروری در سنین بالاتر و بررسی گزینه‌های موجود برای حفظ ظرفیت باروری برگزار می‌کند.

این برنامه با نگاهی تخصصی، ابعاد مختلف باروری زنان و مردان را مورد بررسی قرار می‌دهد و موضوعاتی از جمله تأثیر افزایش سن بر توان باروری، ارزیابی وضعیت و ظرفیت باروری، اهمیت آگاهی از وضعیت باروری پیش از به تعویق انداختن فرزندآوری و روش‌های حفظ سلول‌های جنسی را در بر می‌گیرد.

همچنین در این وبینار، ملاحظات پزشکی مرتبط با روش‌های حفظ باروری، عوامل مؤثر بر موفقیت این روش‌ها و فرصت‌ها و محدودیت‌های پیش‌روی افرادی که بنا بر دلایل مختلف تصمیم به تأخیر در فرزندآوری دارند، از منظر متخصصان بررسی خواهد شد.

دکتر محمدحسین نصر اصفهانی، دکتر مرضیه تولایی، دکتر نوشین نادری، دکتر سید ابوالحسن شاهزاده فاضلی، دکتر فهیمه اکبریان، دکتر فرنوش جعفرپور، دکتر رضا عمانی سامانی، دکتر مریم دهقانی و دکتر پیمان صالحی از جمله متخصصان و پژوهشگرانی هستند که در این برنامه به ارائه مباحث تخصصی خواهند پرداخت.

برگزاری این وبینار، ضمن بهره‌مندی جامعه پزشکی و متخصصان حوزه سلامت از مباحث علمی مطرح‌شده، می‌تواند برای دختران و پسران مجرد بالای ۳۰ سال و افرادی که فرزندآوری خود را به سال‌های آینده موکول کرده‌اند نیز فرصتی برای آشنایی با آخرین دیدگاه‌ها و اطلاعات علمی درباره حفظ باروری فراهم کند.

وبینار تخصصی «حفظ باروری در عصر جدید» روز پنجشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۱۶ برگزار می‌شود و شرکت‌کنندگان در این برنامه از امتیاز بازآموزی و آموزش مداوم برخوردار خواهند شد.

پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی در راستای رسالت علمی و آموزشی خود، با برگزاری این برنامه تلاش می‌کند با تکیه بر دانش و تجربه متخصصان این حوزه، زمینه دسترسی به اطلاعات معتبر درباره سلامت باروری و افزایش آگاهی نسبت به اهمیت تصمیم‌گیری به‌موقع در مسیر فرزندآوری را فراهم کند. علاقه‌مندان به شرکت در این وبینار می‌توانند به وب‌سایت معاونت آموزش پژوهشگاه رویان جهاددانشگاهی و یا سامانه آموزش مداوم پزشکی مراجعه کنند.

آیا واقعاً آب سخت به مو آسیب می‌زند؟

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

از درمان‌های مو تا فیلترهای تصفیه‌کننده دوش حمام، محصولات زیادی روانه بازار شده‌اند که ادعا می‌کنند از مو در برابر «مشکلات» ناشی از زندگی در مناطق با آب سخت محافظت می‌کنند؛ اما آیا واقعاً به آن‌ها نیاز است؟ کارشناسان می‌گویند آب سخت می‌تواند رسوباتی روی مو باقی بگذارد، اما حذف این رسوبات نیز برای برخی افراد مشکل‌ساز است.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه گاردین در گزارشی آورده است:

آب سخت (Hard Water) آبی است که میزان املاح حل‌شده در آن، به‌ویژه کلسیم و منیزیم، بیشتر از حد معمول است. این املاح به‌طور طبیعی در آب وجود دارند، به‌ویژه آبی که از باران تأمین نشده باشد. وقتی آب از میان خاک و سنگ‌هایی مانند سنگ‌آهک عبور می‌کند، این مواد معدنی در آن حل می‌شوند و هنگام خروج از شیر آب، همچنان در آن باقی می‌مانند. همین مواد هستند که باعث ایجاد رسوب در کتری می‌شوند.

دزموند توبین (Desmond Tobin)، استاد علوم پوست در دانشگاه کالج دوبلین می‌گوید: برای اینکه بفهمید در منطقه‌ای با آب سخت زندگی می‌کنید یا نه، کافی است به کف صابون توجه کنید؛ اگر صابون به‌سختی کف می‌کند و به جای کف، لایه چربی تشکیل می‌شود، در منطقه‌ای با آب سخت هستید.

رسوبات کلسیم و منیزیم روی مو

شست‌وشوی مو با آب سخت می‌تواند رسوبات معدنی را روی ساقه مو باقی بگذارد. برخی معتقدند که این رسوبات باعث می‌شود موها کدرتر و زبرتر به نظر برسند. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد کلسیم و منیزیم می‌توانند روی موهای شسته‌شده با آب سخت جمع شوند، اگرچه شواهد روشنی مبنی‌بر اینکه این رسوبات به خود مو آسیب می‌زنند، وجود ندارد.

سولفات‌ها چیستند؟

سولفات‌ها مواد شوینده‌ای هستند که با تولید کف فراوان، چربی و رسوبات را از مو جدا می‌کنند. اما استفاده مکرر از آن‌ها می‌تواند لایه محافظ طبیعی مو را از بین ببرد و باعث خشکی، شکنندگی و حتی ریزش مو شود.

مشکل دیگر؛ حذف رسوبات

اما حذف این رسوبات نیز می‌تواند مشکل‌ساز باشد، به‌ویژه برای کسانی که موهای خشک یا شکننده دارند. توبین می‌گوید بهترین شامپوها برای این کار، شامپوهایی هستند که کف زیادی تولید می‌کنند و حاوی موادی مانند سولفات‌ها هستند؛ اما این مواد می‌توانند برای موهای خشک و شکننده، آسیب‌زا باشند.

او توضیح می‌دهد: از یک سو باید رسوبات را از بین برد و از سوی دیگر باید روغن کافی روی مو باقی بماند تا حالت‌دهنده (نرم‌کننده) باشد.

تأثیر آب سخت بر رنگ مو

برای افرادی که موهای رنگ‌شده دارند، آب سخت می‌تواند مشکل‌سازتر باشد؛ زیرا رسوبات معدنی با رنگ‌های شیمیایی واکنش نشان داده و باعث کدرشدن سریع‌تر رنگ و ایجاد رنگ‌های زنگ‌زده و ناخواسته در مو می‌شوند.

راهکارهای مفید برای مقابله با آب سخت

اگر در منطقه‌ای با آب سخت زندگی می‌کنید و متوجه خشک‌تر شدن موهای خود شده‌اید، توبین توصیه می‌کند که یک نرم‌کننده آب (Water Softener) در خانه نصب کنید. علاوه بر این، استفاده از شامپوهای شِلات‌کننده (Chelating Shampoos) که به‌طور ویژه برای حذف رسوبات معدنی طراحی شده‌اند، می‌تواند مفید باشد. همچنین، آبکشی نهایی مو با آب تصفیه‌شده یا سرکه سیب رقیق‌شده (یک قاشق غذاخوری در یک لیوان آب) می‌تواند به خنثی‌کردن املاح و درخشان‌ترشدن مو کمک کند.

جمع‌بندی

در نهایت، آب سخت به خودیِ خود برای مو خطرناک نیست، اما می‌تواند ظاهر و حس آن را تحت تأثیر قرار دهد. انتخاب روش مناسب برای مراقبت از مو در مناطق با آب سخت، به نوع مو، عادت‌های مراقبتی و بودجه هر فرد بستگی دارد. اگر موهای شما در اثر آب سخت خشک و کدر شده‌اند، پیش از هر اقدامی با یک متخصص پوست یا مو مشورت کنید تا بهترین راهکار را برای نوع موی خود بیابید.

آموزش «بوییدن» به کودکان؛ راهی برای بهبود سلامت روان و درک بهتر جهان

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 یک پژوهشگر برجسته تاریخ حواس (به‌ویژه بویایی) معتقد است کودکان باید آموزش ببینند که چگونه بوها را شناسایی و درک کنند. به گفته دکتر ویل تالت (Will Tullett)، این آموزش نه‌تنها به افزایش سلامت روان و احساس خوب کمک می‌کند، بلکه درک ما را از جهان پیرامون نیز عمیق‌تر می‌سازد. او تأکید دارد که بویایی، برخلاف تصور رایج، نقشی کلیدی در سلامت عاطفی و حتی روابط اجتماعی ما ایفا می‌کند.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه گاردین در گزارشی آورده است:

دکتر ویل تالت (Will Tullett)، پژوهشگر برجسته تاریخ حواس (به‌ویژه بویایی) از دانشگاه یورک، معتقد است که بویایی، یکی از مهم‌ترین حس‌های ما، به‌شدت دست‌کم گرفته شده است. وی می‌گوید: اگر کودکان از همان مدرسه یاد بگیرند که به بوها توجه کنند و آن‌ها را بشناسند، نه تنها سلامت روانشان تقویت می‌شود، بلکه نگاهِ تازه‌ای به جهان اطراف خود پیدا می‌کنند و روابط بهتری با دیگران برقرار می‌کنند.

این پژوهشگر معتقد است:آلودگی هوا توانایی بویایی انسان را کاهش می‌دهد. از سوی دیگر، بوی طبیعی بسیاری از اشیا و مواد امروزی، از مارگارین گرفته تا فضای داخلی خودروها و حتی خانه‌های ما، از بین رفته است و عطرهای مصنوعی جایگزین آن شده است.

وی می‌افزاید: این پرسش همچنان مطرح است که گسترش این بوهای مصنوعی در زندگی روزمره، چه تأثیری بر توانایی ما برای تشخیص و تفکیک بوهای مختلف دارد؟

چرا به آموزش بویایی نیاز داریم؟

تالت ضمن تأکید بر ضرورت آموزش بویایی می‌گوید: دوست دارم روزی برسد که در مدارس ابتدایی و متوسطه، به بچه‌ها یاد بدهند از بینی خود استفاده کنند

وی معتقد است چنین تمرین‌هایی را می‌توان حتی در خانه نیز انجام داد. یکی از روش‌های پیشنهادی او، تشویق افراد به بوییدنِ بیشترِ اشیا است. او توضیح می‌دهد: هرچه بیشتر بو بکشیم، دایره واژگانمان برای توصیف چیزهای دیگر هم گسترش می‌یابد.

او به کارشناسان حرفه‌ای تشخیص بو (مثل عطرسازان یا آشپزهای ماهر) اشاره می‌کند که در بازارها قدم می‌زنند و همه‌چیز را بو می‌کنند تا گنجینه بویایی خود را افزایش دهند و بعد بتوانند بوهای مختلف را با یکدیگر مقایسه کنند.

ارتباط جدی بوها و سلامت روان

به گفته تالت، فکر کردن به بوها به ما کمک می‌کند خودمان را بهتر بشناسیم؛ مثلاً بفهمیم چرا برخی بوها برای ما آرامش‌بخش هستند. همچنین بوها اطلاعات مفیدی درباره جهان ارائه می‌دهند.

وی مثال می‌زند: برای نمونه، بوییدن به ما کمک می‌کند تازگی مواد غذایی را تشخیص دهیم و مثلاً بفهمیم شیر ترش شده یا گوشت فاسد شده است؛ بدون اینکه فقط به تاریخ انقضای روی بسته‌بندی تکیه کنیم.

تالت به تحقیقات متعددی اشاره می‌کند که نشان می‌دهند بوها و توانایی ما در لذت بردن از آن‌ها، به شکلی حیاتی با سلامت روان و احساس خوبِ ما مرتبط است.

وی هشدار می‌دهد: کسانی که دچار کاهش یا از دست‌دادن حس بویایی می‌شوند، اغلب به افسردگی، اضطراب و انواع دیگر علائم روانی دچار می‌شوند.

بویایی کم‌اهمیت نیست؛ اما زبانش را بلد نیستیم

اگرچه تالت بر آموزش بویایی تأکید دارد، با این دیدگاه که حس بویایی دست‌کم گرفته شده، مخالف است: وقتی از مردم درباره بوهای به‌یادماندنی‌شان سؤال می‌شود، اغلب خاطرات روشنی را تعریف می‌کنند که با یک بوی خاص پیوند خورده است.

این پژوهشگر معتقد است: مردم واقعاً دوست دارند از نقش بو در زندگی‌شان بگویند و خودشان هم می‌دانند که بو مهم است. اما اغلب نه فرصتِ حرف‌زدن را پیدا می‌کنند، نه کلمه‌های مناسب را بلدند و نه جرئتِ بیانِ آن را دارند.

بو؛ ابزاری برای تبعیض یا همدلی؟

تالت هشدار می‌دهد که بوها هنوز هم می‌توانند ابزار تبعیض باشند؛ برای نمونه، برخی صاحب‌خانه‌ها به خاطر باورهای نادرست درباره بوی غذاهای اقوام مختلف، از اجاره‌دادن منزل به آن‌ها خودداری می‌کنند. یا حتی طرحی در پارلمان بریتانیا مطرح شد که می‌خواست افراد بی‌خانمان را به جرم اینکه زیاد بو می‌دهند، مجرم بشناسد.

تالت معتقد است باید از خود بپرسیم: چرا یک بو را خوشایند یا ناخوشایند می‌دانیم؟ این قضاوت‌ها از کجا آمده‌اند؟ و دیگران چه احساسی نسبت به آن بو دارند؟

وی در جمع‌بندی می‌گوید: باید نسبت به قضاوت‌هایمان درباره بوها آگاه‌تر باشیم و به سلیقه بویایی دیگران احترام بگذاریم. به جای اینکه ناخودآگاه از بو برای جداکردن خود از دیگران استفاده کنیم، بیایید آگاهانه بو بکشیم؛ چون بوکردنِ آگاهانه می‌تواند به ما کمک کند خودمان و اطرافیانمان را بهتر بشناسیم.

بوی قرن بیست‌ویکم؛ از ضدعفونی‌کننده تا آتش‌سوزی

تالت معتقد است بوها همیشه با زمان، مکان و شرایط خاص خود گره خورده‌اند. او پیشنهاد می‌کند اگر روزی کسی بخواهد برای بریتانیای قرن ۲۱ یک بو تعریف کند، احتمالاً آن بو، تلفیقی از بوی تند ضدعفونی‌کننده دست، دود آتش‌سوزی‌های جنگلی و بوی ناخوشایند آلودگی آب خواهد بود.

او با نگاهی به آینده می‌گوید: آتشِ هیزم برای بسیاری از مردم، یادآور خاطرات خوشِ گذشته است. اما به‌گمان من، بوی دودِ ناشی از سوختن گیاهان و درختان، دیگر برای ما بوی خاطره‌انگیز نخواهد بود؛ بلکه بوی هشدار و ترس خواهد شد.

حرف آخر؛ بوها را جدی بگیریم

بوها فقط یک حس ساده نیستند؛ آنها بخش عمیقی از زندگی ما را شکل می‌دهند. از سلامت روان و خاطرات شیرین گرفته تا روابط اجتماعی و حتی تصمیم‌گیری درباره خوردنی‌ها.

آموزش بویایی به کودکان، نه تنها به آن‌ها کمک می‌کند جهان را با جزئیات بیشتری درک کنند، بلکه می‌تواند احساس بهتری به آن‌ها بدهد و همدلی‌شان را با دیگران افزایش دهد؛ اما فراموش نکنیم اگر بی‌دقت و بدون فکر به بوها واکنش نشان دهیم، ممکن است ناخواسته دیگران را قضاوت یا طرد کنیم. اما اگر آگاهانه به بوها توجه کنیم، می‌توانند به ما کمک کنند یکدیگر را بهتر درک کنیم و به جای جدا شدن از هم، به هم نزدیک‌تر شویم.

شکستن قولنج گردن چه زمانی خطرناک است؟

ارسال شده در ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

صدای «تق» گردن برای بسیاری از افراد با احساس رهایی از گرفتگی و خستگی همراه است و همین موضوع باعث شده شکستن قولنج به عادتی روزمره تبدیل شود. اما آیا این کار همیشه بی‌خطر است؟

وقتی گردن برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت قرار می‌گیرد، مثلا هنگام کار با رایانه یا نگاه کردن طولانی‌مدت به تلفن همراه، ممکن است عضلات آن خسته و احساس خشکی یا فشار ایجاد شود. بعضی افراد در چنین شرایطی گردن خود را به طرفین می‌چرخانند تا صدای «تق» ایجاد شود. این کار ممکن است برای مدت کوتاهی احساس راحتی ایجاد کند و به همین دلیل فرد دوباره به آن روی بیاورد. اما احساس سبکی بعد از شکستن قولنج به این معنی نیست که مشکل اصلی گردن برطرف شده است. اگر گرفتگی یا درد به‌طور مداوم تکرار شود، بهتر است علت آن بررسی شود، نه اینکه هر بار با فشار بیشتر گردن را حرکت دهیم.

صدای «تق» گردن از کجا می‌آید؟

صدای ایجادشده هنگام حرکت دادن مفاصل گردن لزوما به معنی جابه‌جا شدن مهره یا «جا افتادن» آن نیست. مفاصل، رباط‌ها و بافت‌های اطراف گردن هنگام حرکت تغییر وضعیت می‌دهند و تغییرات فشار داخل مفصل نیز می‌تواند باعث ایجاد صدا شود. بنابراین شنیدن صدای تق‌تق به‌تنهایی به معنی آسیب دیدن گردن نیست. مسئله مهم‌تر نحوه ایجاد این صدا است. یک حرکت معمولی و آرام با چرخاندن ناگهانی و شدید گردن تفاوت زیادی دارد. به زبان ساده نگرانی اصلی متخصصان بیشتر متوجه زمانی است که فرد برای شکستن قولنج، گردن را با شدت زیاد می‌چرخاند، می‌کشد یا به آن فشار وارد می‌کند.

شواهد علمی نمی‌گویند که شکستن قولنج گردن به‌طور معمول باعث سکته مغزی می‌شود. حتی درباره ارتباط مستقیم میان دستکاری گردن و سکته، هنوز نمی‌توان یک رابطه قطعی و ساده بیان کرد. یک مرور نظام‌مند مطالعات نیز نتیجه گرفته است که شواهد موجود برای اثبات یک ارتباط قوی و قطعی کافی نیست. با این حال، یک نگرانی پزشکی جدی وجود دارد. در موارد نادر، حرکت یا فشار شدید گردن می‌تواند با آسیب به یکی از رگ‌های مهم گردن همراه شود. این رگ‌ها وظیفه رساندن خون به مغز را بر عهده دارند.

آسیب رگ گردن چگونه می‌تواند به سکته منجر شود؟

رگ‌های مهمی در دو طرف گردن قرار دارند و خون را به مغز می‌رسانند. اگر دیواره یکی از این رگ‌ها آسیب ببیند، ممکن است در محل آسیب لخته ایجاد شود. در صورتی که لخته باعث بسته شدن مسیر خون یا حرکت آن به سمت مغز شود، خون‌رسانی به بخشی از مغز مختل خواهد شد. این اتفاق می‌تواند به سکته مغزی منجر شود. البته این فرآیند اتفاقی نادر است و نباید از آن نتیجه گرفت که هر فردی که گردن خود را می‌شکند در معرض سکته قرار دارد. حتی پژوهش‌های انجام‌شده درباره ارتباط دستکاری گردن با آسیب رگ‌ها نیز محدودیت‌هایی داشته‌اند و هنوز درباره میزان دقیق این خطر اتفاق نظر وجود ندارد.

چه کسانی باید بیشتر احتیاط کنند؟

همه افراد به یک اندازه شرایط یکسانی ندارند. برخی مشکلات زمینه‌ای می‌توانند احتمال آسیب عروق گردن را افزایش دهند و به همین دلیل افرادی که سابقه بیماری‌های عروقی یا برخی مشکلات مربوط به بافت همبند دارند، بهتر است بدون نظر پزشک سراغ دستکاری شدید گردن نروند. همچنین افرادی که به‌طور مداوم گردن خود را با فشار زیاد می‌شکنند، باید این عادت را کنار بگذارند. تکرار یک حرکت شدید فقط به این دلیل که بعد از آن احساس راحتی ایجاد می‌شود، روش مناسبی برای مدیریت درد یا خشکی گردن نیست.

دستکاری گردن توسط افراد غیرمتخصص را جدی بگیرید

یکی از مواردی که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، سپردن گردن به افراد غیرمتخصص برای «جا انداختن» یا شکستن قولنج است. ممکن است فرد تصور کند چند حرکت ساده برای رفع گرفتگی کافی است اما گردن ساختار حساسی دارد و در اطراف آن رگ‌ها، اعصاب، عضلات و ستون فقرات قرار گرفته‌اند. وارد کردن فشار زیاد یا چرخش ناگهانی می‌تواند آسیب ایجاد کند.

به همین دلیل اگر فرد مرتب دچار درد یا خشکی گردن می‌شود، بهتر است به جای مراجعه به افراد غیرمتخصص برای شکستن قولنج، علت مشکل را با یک پزشک یا متخصص مربوط بررسی کند.

چه علائمی بعد از شکستن قولنج هشداردهنده هستند؟

بیشتر دردهای گردن به معنای سکته مغزی نیستند. با این حال بعضی علائم بعد از یک حرکت شدید گردن را نباید نادیده گرفت. سردرد یا گردن‌درد شدید و ناگهانی یکی از علائمی است که اهمیت بیشتری دارد، به‌خصوص اگر با علائم عصبی همراه شود.  علائم هشدار شامل بی‌حسی یا ضعف ناگهانی، به‌ویژه در یک سمت بدن، اختلال ناگهانی در صحبت کردن، دوبینی یا اختلال ناگهانی در دید، سرگیجه شدید، مشکل در راه رفتن یا حفظ تعادل، سردرد شدید و غیرمعمول و گردن‌درد شدید و ناگهانی است.اگر چنین علائمی به‌صورت ناگهانی ایجاد شوند، نباید منتظر ماند تا خودبه‌خود برطرف شوند و باید فورا برای ارزیابی پزشکی اقدام کرد.

آیا برای رفع گرفتگی باید گردن را بشکنیم؟

خیر، شکستن قولنج تنها راه رهایی از گرفتگی گردن نیست. اگر مشکل ناشی از نشستن طولانی، وضعیت نامناسب بدن یا کار مداوم با رایانه و تلفن همراه باشد، اصلاح وضعیت بدن و استراحت‌های کوتاه می‌تواند کمک‌کننده باشد. حرکات ملایم گردن نیز می‌توانند برای برخی افراد مفید باشند اما نباید باعث درد شدید شوند و نباید با فشار یا سرعت زیاد انجام شوند. اگر درد گردن مداوم است، مرتب تکرار می‌شود یا به شانه و دست‌ها انتشار پیدا می‌کند، بهتر است فرد به جای شکستن مداوم قولنج، علت درد را پیگیری کند.

چگونه از گردن خود مراقبت کنیم؟

برای مراقبت از گردن لازم نیست کار پیچیده‌ای انجام دهیم. مهم‌ترین نکته این است که از حرکات ناگهانی و شدید خودداری کنیم. هنگام کار با رایانه یا تلفن همراه، بهتر است گردن برای مدت طولانی در یک وضعیت ثابت باقی نماند. تغییر وضعیت بدن، استراحت‌های کوتاه و توجه به حالت نشستن می‌تواند فشار واردشده به گردن را کاهش دهد. همچنین اگر فرد عادت دارد چند بار در روز گردنش را برای ایجاد صدای «تق» بشکند، بهتر است این عادت را کاهش دهد. به‌خصوص اگر برای ایجاد صدا مجبور است سر را با دست بکشد یا با شدت بچرخاند.

عادت ساده‌ای که نباید بی‌خطر فرض شود

بهتر است گردن را با شدت و فشار زیاد نشکنیم و برای این کار به افراد غیرمتخصص مراجعه نکنیم. مهم‌تر از همه اگر بعد از یک حرکت شدید گردن، سردرد یا گردن‌درد ناگهانی همراه با ضعف، بی‌حسی، دوبینی، سرگیجه، اختلال تعادل یا مشکل در صحبت کردن ایجاد شد، مراجعه فوری به اورژانس ضروری است.

داروی ام‌اس؛ امیدی تازه برای درمان زوال عقل

ارسال شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، توسط ایرنا

 پژوهشگران دریافتند که سلول‌های تولیدکننده غلاف محافظ اعصاب (الیگودندروسیت‌ها) ممکن است با افزایش سن، عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش توانایی‌های شناختی کمک کنند. این یافته می‌تواند راه را برای درمان‌های جدید حفظ حافظه در سالمندی هموار کند.

به گزارش گروه علمی ایرنا، وبگاه سای‌تِک‌دِیلی در گزارشی آورده است:

غلاف میلین برای ارتباط سریع در مغز ضروری است. این غلاف مانند یک پوشش محافظ دور فیبرهای عصبی عمل می‌کند تا سیگنال‌های الکتریکی به‌سرعت منتقل شوند؛ اما سلول‌هایی که این عایق را تولید می‌کنند، یعنی الیگودندروسیت‌ها، ممکن است با افزایش سن عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش توانایی‌های شناختی کمک کنند.

پژوهشگران دریافتند افرادی که توانایی‌های شناختی آن‌ها سریع‌تر کاهش یافته، فیبرهای عصبی بزرگ‌تری دارند و میلین (غلاف محافظ) در آن‌ها به‌طور غیرعادی افزایش یافته است. آزمایش‌های روی موش‌ها نیز این ارتباط را تأیید کرد و نشان داد که اختلال در عملکرد الیگودندروسیت‌ها، تغییرات مشابهی ایجاد کرده و عملکرد شناختی را تضعیف می‌کند.

الیگودندروسیت‌ها چه نقشی در مغز دارند؟

الیگودندروسیت‌ها سلول‌های خاصی در مغز هستند که وظیفه تولید غلاف میلین را بر عهده دارند. میلین مانند عایق سیم‌های برق، از فیبرهای عصبی محافظت می‌کند و باعث می‌شود پیام‌های عصبی با سرعت بالا منتقل شوند. با افزایش سن، این سلول‌ها ممکن است دچار اختلال شوند و به‌جای محافظت، به تخریب ارتباطات عصبی کمک کنند.

تغییرات مغزی؛ ردپای کاهش توانایی شناختی

پژوهشگران دانشگاه ادینبرو و مؤسسه تحقیقات زوال عقل بریتانیا، بافت مغز اعضای گروه لوتیَن بِرث کوهورت ۱۹۳۶ را بررسی کردند. توانایی‌های شناختی این افراد از دوران کودکی تا سالمندی ثبت شده بود.

شرکت‌کنندگان ۷۰ تا ۸۲ ساله بودند و آزمون‌های حافظه، سرعت پردازش و مهارت‌های فضایی را انجام دادند. از هزار و ۹۱ نفر این گروه، ۸۶۶ نفر پس از ۷۰ سالگی در آزمون‌های شناختی شرکت کردند.

تقریباً همه آن‌ها کاهشی در توانایی‌های شناختی نشان دادند و این فرصت را به پژوهشگران داد تا بافت مغز افرادی را که کاهش شناختی سریع‌تر یا کندتر از حد متوسط داشتند، مقایسه کنند.

بررسی بافت مغز پس از مرگ این افراد، الگوی واضحی را نشان داد: کاهش سریع‌تر شناختی با فیبرهای عصبی بزرگ‌تر و افزایش غیرعادی میلین ناسالم، به‌ویژه در اطراف فیبرهای بزرگ‌تر، همراه بود.

پروتئین اِن‌آراِف۲؛ یک عامل کلیدی

پژوهشگران سپس به دنبال یک توضیح مولکولی گشتند و دریافتند افرادی که کاهش شناختی شدیدتری داشتند، مقدار کمتری از پروتئین اِن‌آراِف۲/ اِن‌آراِف۲ در الیگودندروسیت‌های خود داشتند. اِن‌آراِف۲ پروتئینی است که صدها ژن مرتبط با محافظت از سلول‌ها در برابر آسیب را تنظیم می‌کند.

برای آزمایش این موضوع، پژوهشگران سطح اِن‌آراِف۲ را در الیگودندروسیت‌های موش‌ها کاهش دادند. موش‌ها دچار افزایش میلین و از دست‌دادن فیبرهای عصبی بزرگ شدند و بهبود عملکرد شناختی آن‌ها با افزایش سن، مختل گردید.

مسیر درمانی موجود

پروتئین اِن‌آراِف۲ هدف داروهای موجود از جمله دارویی است که برای درمان بیماری ام‌اس (بیماری که به غلاف میلین آسیب می‌زند) استفاده می‌شود. پژوهش‌های قبلی نشان داده است که فعال‌سازی اِن‌آراِف۲ می‌تواند عملکرد شناختی را در افراد مبتلا به ام‌اس بهبود بخشد. این موضوع، احتمال استفاده مجدد از این داروها را برای درمان اختلال عملکرد الیگودندروسیت‌ها و کاهش شناختی در سالمندی مطرح می‌کند.

ورونیک میرون (Veronique Miron)، یکی از پژوهشگران این مطالعه، توضیح داد: با افزایش جمعیت سالمند و در حالی که هنوز درمانی برای کاهش شناختی وجود ندارد، این پژوهش بسیار هیجان‌انگیز است؛ زیرا به یک راهبرد احتمالی برای حفظ توانایی‌های شناختی در سالمندی اشاره می‌کند.

جورجینا کریگ (Georgina Craig)، نویسنده اول این مطالعه، نیز تأکید کرد: این مطالعه به‌طور اساسی نگاه ما به این سلول‌های مغزی را تغییر داده است. ما همیشه الیگودندروسیت‌ها را کاملاً مفید می‌دانستیم، اما در کمال تعجب دریافتیم که آن‌ها می‌توانند عملکرد خود را تغییر دهند و به کاهش توانایی‌های شناختی در سالمندی کمک کنند.

جزئیات این پژوهش در نشریه نِیچِر نوروسایِنس/ Nature Neuroscience منتشر شده است.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!