دسته: گفتوگو
هما مداح دختر هرمزگانی مدال نقره جهانی آورد
اختراعی برای کاهش ترس و اضطراب حین معاینه زنان

دختر ۲۲ ساله بندرعباسی اختراعی در راستای سلامت زنان به ثبت رساند که در دو مسابقه جهانی برای کشور مدال نقره به ارمغان آورده است.
به گزارش آوای دریا، هما مداح ۲۲ ساله، ساکن بندرعباس و فارغ التحصیل رشته مامایی از دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، توانسته « اسپکولوم مشبک» بسازد و آن را در ایران به ثبت ملی برساند. این اختراع در نخستین دوره مسابقات بینالمللی اختراعات سوئیس (ویژه مخترعان عضو فدراسیون جهانی ایفیا) که تیرماه امسال به صورت مجازی برگزار شد و ۸۰۰ شرکت کننده در آن حضور داشتند و همینطور ششمین دوره نمایشگاه و مسابقات بینالمللی اختراعات کشور ترکیه(ISIF ۲۰۲۱) نخستین مسابقات ویژه اختراعات پس از همه گیری کووید 19 بود که به صورت حضوری در استانبول برگزار شد، بین ۲۶۰ شرکت کننده مدال نقره کسب کند.
مداح با اشاره به علاقه اش به رشته مامایی می گوید: در رشته های دانشگاهی به پزشکی و مامایی علاقه داشتم که متناسب با رتبه و شرایط زمانی مامایی انتخاب اولم بود، همیشه ایده ها و نوآوری های فراوانی به ذهنم میرسد اما اولین اختراعم اسپکولوم مشبک بود که در ایران به ثبت ملی رسید و توانست در دو مسابقه جهانی نیز مدال نقره بیاورد.
او درباره اختراع خود توضیح می دهد: در حال حاضر مدل هایی از اسپکولوم در بیمارستان ها، کلینیک ها و مطب های زنان مورد استفاده قرار میگیرد که نقص های فراوانی همچون درد بسیار هنگام استفاده و ثابت نماندن اسپکولوم و جا بجا شدن هنگام معاینه برای همه زنان با بافت های مختلف قابل استفاده نیست. اسپکولوم مشبک در حقیقت این نواقص را رفع می کند و می تواند در صورت تولید به پزشکان و بیماران کمک شایانی کند.
این دختر جوان از دیگر دغدغه هایش می گوید و ادامه میدهد: شهر های جنوبی به دلیل شرایط جغرافیایی و دوری از پایتخت با نبود امکانات و نظارت خدمات بهداشتی و درمانی بیشتری دست و پنجه نرم می کنند و یکی از دغدغه های همیشگی من تسهیل روند انجام معاینات برای اوپراتور (متخصص زنان و ماما) و کمک به کاهش درد بیماران در همه جای دنیا هنگام معاینات بود زیرا بسیاری از زنان به دلیل ترس از این وسیله برای تشخیص بیماری خود مراجعه نکرده و دچار مشکلات بزرگ تری در روابط زناشویی، ادراری و حتی سرطان میشوند .
تولید این وسیله یکی از اهداف و برنامه های کوتاه مدت مداح به شمار می رود. او می گوید: طرح های بسیاری در ذهن دارم که در حال حاضر دو طرح جدید در حال تدوین و طی کردن مرحله ثبت است. هر دو در حیطه پزشکی بوده که یکی از آن ها در حوزه جراحی و دیگری در زمینه داروسازی است که به زودی آنها را نیز معرفی می کنم.
او به دنبال تشویق یکی از همکاران باتجربه اش در زمینه اختراعات این فرصت را پیدا کرد که در سطح جهانی مطرح شود و در حال حاضر عضو فدراسیون جهانی مخترعان است که مقر آن در ژنو سوئیس است.
اسپکولوم (speculum) وسیلهای جهت معاینه بهتر فرد بیمار است که با کنارزدن بافتهای مختلف اطراف محل مورد معاینه، دید بهتری را جهت بررسی و معاینه برای پزشک فراهم میآورد. اين ابزار کاربردی اولين بار توسط يوناني ها و روس ها از جنس فولاد و فلز در حوزه مصارف پزشکی ساخته شده است. به منظور معاینههای قسمتهای مختلف بدن مانند بینی، راست روده (رکتوم)، گوش (گوش میانی) و دهان از این وسیله استفاده میشود اما پرکاربردترین و شناختهشده ترین نوع اسپکولوم، اسپکولوم واژینال است. هر کدام از این ابزارها دارای سایزهای مختلفی هستند و از آن ها برای تمام رده های سنی، حتی کودکان نیز می توان استفاده کرد. به منظور پیشگیری از انتقال عفونت، اسپکولومهای واژینال اغلب از جنس پلاستیک است.
از مسئولین می خواهیم که تیم فوتبال ساحلی بانوان را حمایت کنند
گفتگوی اختصاصی آوای دریا با دو تن از بازیکنان تیم فوتبال ساحلی بانوان:

ضمن تبریک قهرمانی تیم فوتبال ساحلی بانوان شهرداری بندرعباس به سراغ دو تن از بازیکنان این تیم خانم ها طیبه ایرانی و مژگان مهدی زاده رفتیم و ساعتی با آنها به گفتگو نشستیم.
فوتبال را از کجا شروع کردید و در چه تیمهای حضور داشتید؟
ایرانی : از سن پانزده سالگی فوتبال را شروع کردم و در تیم های هئیت فوتبال استان،تجارت خانه جنوب ، ابومسلم ،یاران جوان، منطقه ویژه ، باشگاه نخلاب، باشگاه آرش، استقلال جنید، پارسیان ، شهرداری بندرعباس ، آریا ترکان مراغه ، فوتبال جوانان و همچنین اردوی تیم ملی فوتبال حضور داشتم.
مهدی زاده: از سن چهارده سالگی و از دوران راهنمایی ورزش را شروع کردم. تیم تجارت خانه جنوب، شاهین بندرعباس ، آذرخش بندرعباس لیگ دست یک رودان، لیگ برتر رودان ، ابومسلم، لیگ دسته یک ، دو و سه انرژی بر پارسیان، شهرداری بندرعباس، فوتبال جوانان از جمله تیم هایی بود که در آن حضور داشتم . علاوه بر آن مسئول کمیته فوتبال داوران رودان و نائب رئیس هیت فوتبال رودان هم بودم.
چگونه با فوتبال ساحلی آشنا شدید ؟
ایرانی و مهدی زاده : با شروع به کار تیم فوتبال ساحلی در کشور حضور پیدا کردیم . ما در آن زمان بازیکن فوتسال و فوتبال بودیم و فوتبال ساحلی به بازیکن نیاز داشت.
چه عنوانهای در فوتبال ساحلی بدست آورید ؟
ایرانی: شش قهرمانی و یک نایب قهرمانی
اردوی تیم فوتبال ساحلی را چگونه ارزیابی می کنید؟
مهدی زاده : امسال نسبت به سالهای گذشته تیم ها از سطح خیلی بالاتری بودند
مشکلات فوتبال ساحلی بندرعباس را در چه می بینید و راه حل رفع هر مشکل چیست؟
ایرانی : از مسئولین می خواهیم که تیم فوتبال ساحلی بانوان را همانند آقایان حمایت کنند و سقف قرار دادها را بالاتر برده و مطالبات بازیکنان را به موقع پرداخت کنند.
آیا حمایتهایی از طرف مسئولین فوتبال بندرعباس از شما شده است؟
مهدی زاده : باید بگویم که امسال نسبت به سال های گذشته حمایت بیشتری صورت گرفته است.
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید؟
ایرانی و مهدی زاده : از خانم سلطانی زاده عزیز سرمربی خوبمان تشکر میکنیم. نتیجه دلسوزی و از خود گذشتگی ایشان برای فوتبال ساحلی بندرعباس باعث کسب هفتمین ستاره فوتبال ساحلی و دو نائب قهرمانی شده است.
قطعا مجموعه ما پیش بینی هایی برای قدردانی تیم فوتبال ساحلی بانوان شهرداری بندرعباس در نظر گرفته است
حامد رضوانی رییس سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری بندرعباس :

تیم فوتبال ساحلی بانوان شهرداری بندرعباس برای هفتمین بار پیاپی موفق به کسب عنوان قهرمانی در لیگ برتر کشور شد. به همین بهانه به سراغ حامد رضوانی رییس سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری بندرعباس رفتیم تا ضمن تبریک به ایشان از حال و هوای این روزهای تیم جویا شویم.
رضوانی با بیان اینکه تیم فوتبال ساحلی بانوان از سال ۱۳۸۸ در استان فعالیت خود را آغاز کرده است گفت: با حمایتهای شهردار وقت (امینی زاده) مجوز فعالیت این تیم از شورای اسلامی دور چهارم گرفته شد و فعالیت خود را با عنوان شهرداری بندرعباس ادامه داد.
در کارنامه تیم بانوان شهرداری بندرعباس ۷ قهرمانی کشوری و ۲ نائب قهرمانی وجود دارد و می توان به آن لقب پر افتخارترین تیم زیر مجموعه خانواده بزرگ فوتبال استان داد.
از نظر شما دلایل قهرمانی تیم درهفت سال پیاپی و دو نایب قهرمانی در چیست؟
داشتن هدف مهمترین علت ۷ساله بانوان هرمزگانی می باشد . چرا که هر جا هدف اولویت باشد مسائل و حاشیه ها نمی تواند شما را دل سرد کند که بانوان ساحلی باز ما از این ویژگی مستثنی نبودند.
در مرحله بعد وجود برنامه ریزی و حمایتهای مادی و معنوی بود. البته ذکر این نکته لازم است که ورزش و تیم داری در شرایط بد اقتصادی کشور ما هزینه های زیادی دارد.
باید گفت که یکی از دلایل عمده شکست و حتی منحل شدن باشگاه های خصوصی و کوچک بحث عدم تامین منابع مالی می باشد که خوشبختانه روحیه کار تیمی در بانوان ساحلی باز شهرداری بندرعباس مانع شکست تیم شد و من از همین طریق بابت تمام کمبود ها و کاستی ها عذر خواهی می کنم.
تیم ساحلی شهرداری بندرعباس از سال ۹۶ تا سال ۱۴۰۰ فعالیتش به دلایلی متوقف شد که خوشبختانه با حمایت و پشتیبانی اعضای محترم شورای شهر و جناب شهردار در سال ۱۴۰۰ مجددا شروع به کار کرد.
برای قدردانی از زحمات دختران فوتبال ساحلی چه تدابیری در نظر گرفته شده است؟
قطعا مجموعه ما پیش بینی هایی برای قدردانی از این عزیزان را در نظر گرفته است و امیدواریم شرمنده تلاشهای این عزیزان نشویم.
حرف آخر
در پایان ضمن تبریک مجدد به بانوان فوتبال ساحلی شهرداری بندرعباس از مجموعه هیئت فوتبال استان جناب آقای حاج قاسم رنجبریان و تیم کمیته فوتبال ساحلی استان بخصوص آقای جعفری و اقای رضایی و خانواده بزرگ رسانه ای استان تشکر می کنم.
زن عنکبوتی ایران: نه بیمه دارم، نه آینده

میگوید ۲۰ سال از عمرم را گذاشتم و مثل یک کارگر کار کردم تا بتوانم پرچم کشورم را بالا ببرم. میگوید از پایینترین سطح آغاز کردم و پلهپله صعود کردم تا رسیدم به مدال جهانی؛ صعودی که در سنگنوردی هم شکلی نمادین دارد، هم شکلی واقعی. بدون ترس از شکست، بدون ترس از قضاوت شدن و بدون ترس از سقوط زن عنکبوتی، ایران بالا و بالاتر رفت و حالا در جایی ایستاده که کمترین لیاقتش است؛ قله! و تازه میخواهد بالاتر هم برود.
به گزارش ایسنا، روزنامه «اعتماد» در ادامه نوشت: به بهانه مدال تاریخی الناز رکابی بانوی سنگنورد کشورمان با ایشان به گفتوگو نشستیم.
به نظر این مدال با سختی خیلی زیادی به دست آمده. هم به خاطر نگاهی که به ورزش زنان هست و هم به خاطر امکانات و این جور چیزها. درست میگویم؟
بله واقعا با زحمت زیادی به دست آمد. سنگنوردی هر روز رو به تغییر است و مهارتهایش بهروز میشود و ما باید هر سال در مسابقاتی که برگزار میشود شرکت کنیم تا آپدیت بمانیم. امکانات هم به همین شکل رو به تغییر است. در حالی که در کشور ما امکانات خیلی دیر به دیر آپدیت میشود. به خاطر اینکه ما واردات نداریم و امکاناتی که داریم مشابه مسابقات جهانی نیست. من سالهای سال است در سه رشته سنگنوردی فعالیت میکردم و در حد متوسطی بودم اما توانستم خودم را به حدی برسانم که لیاقت این مدال را داشته باشم. سالها بود که به دلایل مختلف حالا چه بدشانسی چه مساوی نبودن امکانات ما با سایر کشورها با وجود اینکه پتانسیل و تواناییاش را داشتم این مدال نصیبم نمیشد. این مدال برای خود من بسیار با ارزش است چون بعد از سالها تلاش به دست آمده. امیدوارم بتوانم در سالهای بعد در تکرشته این مدال را تکرار کنم و به هدف اصلی زندگیام که کسب مدال مسابقات جهانی در تکرشته سنگنوردی مثل بولدرینگ و سرطناب است، برسم.
فدراسیون چه پاداشی برای شما در نظر گرفت؟
فدراسیون همان پای سکو پاداش ۵۰۰ دلاری به من داد. اما نمیدانم پاداش دیگری در کار هست یا خیر. با توجه به اینکه این اولین مدال به حساب میآید و خیلی سخت بود به دست آوردنش. به دلیل اینکه رشتههای بولدرینگ و سرطناب رشتههای اروپایی هستند. فعلا چیزی راجع به تجلیل و پاداش به من گفته نشده ولی امیدوارم به حق و حقوق خودم برسم. فکر میکنم برای من که عمرم را در مربیگری و سنگنوردی گذاشتم کمترین حقم این باشد که مشکلاتم را درک کنند. من نه بیمه دارم و نه شغلی. من تمام وقتم را برای این رشته گذاشتم. من با ۳۲ سال سن هیچ آینده تامینی ندارم. حداقل میخواهم به من شغلی بدهند و بیمه بشوم.
موفقیت شما همزمان شد با موفقیت رشتههای هندبال و فوتبال. آیا این احساس به شما دست داد که خبر مدال شما در سایه قرار گرفت؟
بله، همین طور است. این به خاطر تبلیغاتی است که رشتههای دیگر نسبت به رشته ما دارد. در رشتههای انفرادی رشد کردن خیلی سخت است. مخصوصا با امکانات ما. مساله دیگر این است که تبلیغات در مورد رشتههای ما خیلی کم است. رشتههای ما با زحمت زیادی به مدال میرسد. زمانش دقیقا میشود مساوی با ۲۰ سال از عمر من. مدالم نسبت به رشتههای دیگر خیلی کمتر دیده شد.
با لقب «زن عنکبوتی ایران» که به شما دادهاند مشکلی ندارید؟
زن عنکبوتی در واقع از همان مرد عنکبوتی گرفته شده که توی انیمیشنهاست. شخصیت خیلی دوستداشتنی و فوقالعادهای دارد. فکر میکنم هر کسی خوشش بیاید که زن یا مرد عنکبوتی خطاب شود. همه سنگنوردها این احساس را دارند.
زن بودن و سنگنوردی از نظر خیلیها نمیتواند کنار هم قرار بگیرد. نظر خودتان در این رابطه چیست؟
تصور غلطی در تمام دنیا و به خصوص ایران وجود دارد که فکر میکنند ورزشهای سخت و سنگین برای زنان خیلی عجیب و غریب است. مخصوصا اینکه در سنگنوردی دست و پاها درگیر است و آن ظرافتها ممکن است از بین برود. یعنی ورزش زمختی به حساب میآید. ولی خب خود ورزش پر از تکنیک و ظرافت و مهارتهای ریز است. چیزهایی که باعث شده صعود کردن یک زن خیلی جذابتر باشد چون پر از تکنیک و خلاقیت است. همه ورزشها در عصر جدید به سمت مهارت میرود. یعنی صرفا قدرت و توانایی بدنی خشک نمیطلبد. مهارت خیلی بالا نیاز است و کسب علم. در این زمینه درست است که از لحاظ فیزیولوژیکی مردان نسبت به زنان برتری دارند ولی چون ورزش به سمت مهارت و علم میرود زنان هم میتوانند همگام با مردان در تمام ورزشها موفق باشند و بتوانند خودشان را به مدالهای بالایی برسانند. تا روزی که زن و مرد بودن و جدایی بین زن و مرد کمکم برداشته شود و همه بتوانند کنار هم ورزش کنند و از یکدیگر چیز یاد بگیرند و پا به پای هم پیشرفت کنند.
ورزشی که انجام میدهید تا حدی ترسناک هم هست.
ترس یک حس طبیعی است و به صورت غریزی در همه آدمها هست. آنهایی که سنگنوردی میکنند آدمهای نترسی نیستند. اکثرا آدمهای ترسویی بودند که وارد این ورزش شدند و خودشان را با ارتفاع آداپته کردند و ترسشان از بین رفته. جالب است بدانید در بین ورزشکاران حرفهای سنگنوردی هنوز کسانی هستند که از ارتفاع میترسند ولی خب همین غلبه بر ترس و تجربه مواجهه با آن بسیار لذتبخش است. از لحاظ خطرناک بودن هم بالاخره ورزشی است که با ارتفاع سر و کار دارد. فدراسیون جهانی یکسری استانداردهای جهانی را در نظر گرفته و این باعث شده سنگنوردی نسبت به ورزشهای دیگر هیچ خطری نداشته باشد. هرقدر ارتفاع میرود بالاتر ابزارها و استانداردها به تبع آن بالا میرود. ما با طناب صعود میکنیم و وقتی هم سقوط کنیم با طناب سقوط میکنیم و فشار روی کل بدن تقسیم میشود و فشار روی یک قسمت خاص از بدن وارد نمیشود که آسیب ایجاد شود. رشته دیگر که بولدرینگ است برای کاهش خطر ارتفاع دیواره را بیشتر از چهار متر نمیگذارند و تشکهای استانداردی تعبیه شده که در هنگام سقوط روی آنها بیفتیم و فشار پخش شود به همه جای بدن و در واقع این رشته هیچ خطری ندارد. من این را تضمین میکنم که خطرات سنگنوردی نسبت به رشتههای دیگر خیلی کمتر است.
چه کار کنیم که این مدال ادامه پیدا کند و بیشتر شود؟
این مدال میتواند آغازگر خوبی باشد برای اینکه خیلیها مخصوصا نسل بعدی به این باور میرسند که اگر من الناز رکابی با این همه زحمت توانستم به مدال برسم آنها هم میتوانند. میبینند که ما خیلی از مهارتها را در خلال مسابقات بینالمللی کسب کردیم و حالا آنها از ما یاد میگیرند. در این دهه یعنی دههای که در آن قرار داریم و قرار است همه از جمله خود من در آن سنگنوردی کنیم امکانات حرف اول را میزند. ما نیاز به سالنهایی مجهز و اردوهای خارجی داریم تا بتوانیم کنار رقبای خارجی تمرین کنیم و در فرهنگ سنگنوردی آنجا قرار بگیریم و به آن چیزها عادت کنیم. آنجا امکانات خیلی خوب است و ایران خیلی طول میکشد تا به آن امکانات برسد. با توجه به سختگیریهایی که وجود دارد. اگر اینها باشد و از دانش مربیان خارجی هم استفاده شود قطعا این مدال تداوم پیدا میکند. حمایت از ورزشکاران هم خیلی موثر است. یک نفر خیلی کم است برای جامعه سنگنوردی. من سالها تنها تلاش کردم. سالها در رشتههای بولدرینگ و سرطناب تنها بودم و تنها اعزام میشدم. این عشق به ورزشم بوده که من را سالها زنده نگه داشته. عشق به اینکه خودم را نماینده ایران میدانستم من را نگه داشته. در بین خارجیها من به عنوان نماینده ایران شناخته شدم و این باعث شد هیچوقت نتوانم مهاجرت کنم. اسمش را بگذاریم عرق به وطن یا هر چیز دیگری اما دوست داشتم بگویم ما با همین امکانات میتوانیم خودمان را برسانیم به سطحی که میخواهیم با همین حجاب و اوضاع ایران. حدودا به جاهایی در سطح جهانی رسیدم و امیدوارم امکانات برای خود من و نسل بعد فراهم شود که بتوانم این سالهای طلایی سنگنوردی به موفقیتهای بیشتری برسم. سالهای طلایی سنگنوردی ۴ یا ۵ سال بیشتر نیست. امیدوارم بتوانم در این سالها با انگیزه بیشتر و احساس بهتری ورزش کنم و امروز که زمان برداشت است چیزهایی که کاشتهام را درو کنم.
وضعیت معیشت و درآمد شما به چه صورت است و چه انتظاری دارید؟
من آنقدر درگیر ورزش هستم که یکسری معیارهایی که برای یک زندگی خوب است را در نظر نمیگیرم. من همیشه در حال تمرین و ورزش قهرمانی هستم. از صبح که میآیم بیرون تمرینم را میکنم و به مربیگریام میپردازم که بتوانم بخشی از هزینههای زندگیام را تامین کنم و بعد هم به خانه برمیگردم. جز این دغدغه دیگری در زندگی ندارم. ولی خب قطعا زندگی خرج دارد و حقوقی که از طریق مربیگری به دست میآورم کفاف زندگیام را نمیدهد و مزد زحماتم نمیتواند باشد. سالها طول کشیده تا من پلهپله خودم را به این سطح رساندم و قطعا نسل بعدی خیلی شرایط بهتری خواهند داشت. ولی امیدوارم مسوولان درک کنند و آن چیزی که مزد زحمات ورزشکاران حرفهای هست را بدهند. ورزشکارانی که تمام زندگیشان را برای ورزش میگذارند. مساله مهم این است که یکسری رشتهها در بازیهای آسیایی یا المپیک مدالآور هستند. این رشتهها و ورزشکارانش خودشان را به سطحی رساندهاند که میتوانند مدالآوری کنند ولی ورزش ما چون نوپاست مدالآوری در آن خیلی سخت است. در واقع باید یکی، دو دهه زمان داد تا به آن سطح برسیم. مسوولان این را نمیبینند و فقط مدال بازیهای آسیایی و المپیک را میبینند. امیدوارم کسانی که مسوولیت دارند این را درک کنند که ورزش ما کار خیلی سختی برای کسب مدال در مسابقات جهانی و بازیهای آسیایی و المپیک دارد و برای کسانی که نامبروانهای این رشتهها هستند همان امکاناتی را در نظر بگیرند که برای المپیکیها در نظر میگیرند. مثلا میگویند به اینها شغل میدهند یا جایی استخدام میشوند. برای ورزشهایی نظیر ورزش ما هم اینها لحاظ شود. من سالها در سطح آسیا چهارم میشدم ولی کسی این را نمیدید. همه فقط سکو را میبینند. همه میپرسند رفتی روی سکو یا نه؟ در حالی که ورزش ما این شکلی نیست و ورزشکاران پلهپله بالا میروند. من خودم از سطح خیلی پایین شروع کردم و بعد به مدال آسیا رسیدم و حالا در سطح جهان مدال گرفتم. دو دهه از زندگی من به صورت کامل برای این ورزش رفته. من دقیقا مثل یک کارگر کار کردم تا بتوانم پرچم کشورم را بیاورم بالا. خیلی امید دارم تلاشم دیده شود و شرایط خوبی برای من در نظر بگیرند.
می توان برای شروع کسب و کار مشوق خود بود/ تجهیزات خیاطی گران اما برای بقای کار ضروریاند
یک پیشران طرح ملی مشاغل خانگی:

به راستی هریک از پیشرانهای کار آفرین داستانی منحصر به فردبرای گفتن دارند زنانی که بهانه ها را کنار گذاشته و علی رغم مسیر سخت زندگی برای رسیدن به مراحل کمال تلاش کرده و همنوعان خود را به فعالیت وا داشته اند. طرح ملی مشاغل خانگی با اجرای جهاد دانشگاهی وکارفرمایی اداره کار فرصتی است برای نشستن پای سخنان این پیشرانها و آشنا شدن با زنان هنرمند و پرتلاش استان هرمزگان.
یک پیشران طرح ملی مشاغل خانگی در گفتو گو با ایسنا، گفت: به دلیل علاقه ام به کارهای هنری مشوق من برای راه اندازی این کسب و کار، خودم بودم.
صدیقه رسولیان عنوان کرد: با این که رشته تحصیلیم با کار که انجام می دهم متفاوت است اما همواره کارهای هنری انجام می دادم از جمله دوخت لباس برای عروسک، ساخت کارت پستال، دوخت رومیزی، کارهای نمدی، ساخت گل های دکوراتیو. در نهایت پس از انجام کارهای هنری متفاوت در آخر به کاری که اکنون آن را انجام می دهم رسیده و با پشتکار شروع به کسب درامد از این راه کردم.
وی با بیان این که سعی کردم در فعالیت مسجد شرکت کرده و برای کودکان دوره های هنری بگذاریم، ادامه داد: پس از کسب درآمد از آموزش، از مبلغ کسب شده جهت خریدملزومات و نیز کمک به نیازمندان استفاده کنیم. بعضی از خانوادهها یک بار در سال به مسجد می آیند، این اثر تخریبی برای فرزند دارد، از این رو سعی کردم در فعالیت های آموزشی در مسجد شرکت کنم.
وی افزود: ظرافت، شکنندگی و انعطاف پذیری شخصیت کودک، پیچیدگی و حساسیت تربیت آنان باعث شد به دوخت لحاف تشک برای نوزادان خانواده های کم بضاعت روی بیاورم و در حاشیه این کار باعث شد کارهایم دیده شود و افراد زیادی به کارم جذب شوند.
رسولیان بیان کرد: ما گاهی در معاملههایمان خیانت میکنیم، کم فروشی میکنیم و حق دیگران را به درستی ادا نمیکنیم و گمان میکنیم برنده ماجرا بودهایم، غافل از اینکه پروردگار عالم، دانا به اعمال و رفتار ما است و نتیجه عمل ما را در روزی دیگری به نحوی به ما بر میگرداند و ما باز هم به یاد نمیآوریم این شکست نتیجه پیروزی کاذبی بود که دیروز برای خود ایجاد کرده بودیم؛ مصداق عینی ضرب المثل هرچه کنی به خود کنی!
وی عنوان کرد: این که کار خیر سعادتی است که به من بخشش را آموخت و برکتی عظیم در زندگیم انداخت که برای خودم نیز قیر قابل تصور بود، از خداوند سپاس گزارم که به من توفیق خدمت داد.
رسولیان ادامه داد: اکنون دوخت تمام مدل های سرویس خواب نوزاد، دوخت لحاف، تشک، بالشت، کوسن های عروسکی، گارد تخت نوزاد، روتختی، کاور های تخت هتلی، قنداق و کیسه خواب می دوزم .را انجام می دهم.
این پیشران افزود: درحال حاضر من در خانه کار میکنم و نمیتوانم خیاط بیشتری داشته باشم که به آنان آموزش بدهم و یا نمی توانم سفارش های بیشتری را بگیرم، اگر بتوانم محیطی را اجاره کنم و در روستایمان مرکزی راه اندازی خواهم کرد که بانوان هنرمند و هنر دوست بتوانند در آن گرد آیند و به فعالیت پرداخته و مشغول کار شوند.
وی بابیان این که نیاز به چرخ خیاطی و باقی ملزومات خیاطی هم دارم، عنوان کرد: متاسفانه همه تجهیزات قیمت بسیار بالایی دارند و کارهم با یک چرخ پیش نمی رود، کارگاهی ندارم و در خانه خیاطی میکنم.
وی در پایان ضمن تشکر از جهاددانشگاهی به عنوان یک نهاد علمی به دلیل آموزش های مفید و کارآمد، گفت: صفحه کاری من در فضای مجازی در اینستاگرام موجود است، که علاقه مندان می توانند از طریق این صفحه جهت سفارش کارهای هنری مدنظرخود مراجعه کنند.
بانوان سختکوش بلوچ سکاندار مدیریتها

چند سالیست که بانوان سخت کوش بلوچ سکان مدیریت برخی دستگاهها و نهادها را برعهده گرفته و نشان دادند که هرگاه به آنان اعتماد شود میتوانند قلههای پیشرفت و توسعه را یکی پس از دیگری طی کنند، ژیلا میرمرادزهی و جمیله بهرامی رییس و نایب رییس شورای شهر سراوان نمونهای از آنان هستند.
ژیلا میرمرادزهی و جمیله بهرامی ۲ بانوی سخت کوش و جوان بلوچ هستند که از دیار جنوب شرق ایران اسلامی پا به عرصه میدان مدیریت شهری گذاشته اند تا شهرشان سراوان را بعد از گذر از محرومیتها و قصههای پر فراز و نشیب توسعه شهری یاریگر باشند و نشان دهند که هر گاه به زنان و دختران اعتماد شود در مسیر خدمترسانی و پیشرفت جامعه دوشادوش و بعضا جلوتر از مردان حرکت میکنند.
رشد شتابان شهر و شهرنشینی و گسترش مسائل و مشکلات زندگی شهری باعث شده تا نیاز به حضور فعالانه و تأثیرگذار زنان در عرصههای مدیریت شهری بیش از پیش احساس شود به گفته کارشناسان زنان همانطور که امور خانه را که مصداق کوچکی از امور شهری است به راحتی مدیریت میکنند میتوانند در سطوح مختلف مدیریت شهری نقش و تأثیر چشمگیری داشته باشند.
در اکثر کشورهای توسعهیافته یکی از مسائل مهم در مدیریت شهری مشارکت پایدار همه گروههای اجتماعی در رسیدگی به امور شهری است بدون شک مشارکت مـردم و شهروندان از تمامی اقشار و گروههای سنی اصلیترین عامل در راه موفقیت مواد قانونی و دستیابی به شهری ایدهال در تمامی زمینههاست.
زنان ایرانی نیز برای افزایش مشارکتشان در انواع مدیریت های شهری مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرده و در طول تاریخ با بی مهریهای زیادی مواجه شده اند اما بعد از گذر از دورانهای مختلف به ویژه در عصر حاضر به حدی از دانش و تواناییها رسیدند که خیلی از مدیریتها و ادارههای جوامع بدون حضورشان امکانپذیر نبوده است.
یکی از انواع مدیریت شهری بحث شوراهاست شوراهایی که با امید زیادی از سوی مردم انتخاب میشوند تا سرو سامانی به امور شهر دهند در این بین بانوان کشورمان چند سالی است که حضوری قوی در میدان این شوراها داشتند اما جالبتر و شاید تامل برانگیزترین ورود به این میدانها مربوط به مناطق محروم کشور است جایی که بانوانش برای رسیدن به تحصیل و جایگاه اجتماعی سختیهایشان دوچندان بوده این گزارش با این مقدمه به سراغ بانویی رفته که در یکی از شرقی ترین نقاط کشورمان ریاست شورای شهر را به عهده گرفته است.
دختر سراوان
ژیلا میرمرادزهی دختر جوان دهه شصتی رییس شورای شهر سراوان است شهری در جنوب شرقی کشورمان که به زادگاه خورشید معروف بوده و تاریخ و تمدنش آوازهای پنهان در میان مردم دارد.
از سراوان کم و بیش بعضیهایمان چیزهایی میدانیم شهری که ژیلا آن را گونهای دیگر دوست میدارد به قول خودش «سراوانی بودن یک افتخار است » ساختن و بودن سراوان آن گونه که دوست میدارد برایش همیشه آرزو بود از همان زمان کودکی، بنابراین برای رسیدن به این آرزوها فراز و نشیبهای زیادی را طی کرد تا درس بخواند و بخواند و دکتر شود و دندان پزشکی متخصص به سراوان بیاید.
از حال و هوای بودنش در شهر میپرسم از شورا از اینکه چرا سراوان؟ و در جوابم با مکث و نگاهی که به چشمانم گره میزند گفت: بعد از اینکه تحصیلاتم را در دانشگاه آزاد تهران تمام کردم با خودم گفتم باید در حد توان و دانشی که کسب کردهام برای بهتر شدن وضعیت شهرم تلاش کنم.
از کجا شروع کردی؟ چه شد که به شورا رسید؟ در جواب سوالم گفت: به سراوان که آمدم فعالیتهای مختلفی را در حوزه بانوان آغاز کردم از کمیسیون بانوان فرمانداری این شهر گرفته تا بهزیستی و کمیته امداد هر جا که میدیدم جایی هست که میشود برای بانوان خدمتی کرد میرفتم تا اینکه برای ادامه مسوولیتهای اجتماعی و برای رفع مشکلات مهمتر شهر شورای شهر را محل مناسب خدمت دیدم.
شورایی برای شهرم
شورای شهر برایش همه چیز است انگیزه، علاقه و شوق و ذوقش برای رسیدن به شورا از چشمانش پیداست، با لبخندی گفت: آمدم شهرم را جای بهتری برای فردای فرزندانمان کنم جایگاه بانوان را در مدیریت شهری ارتقاء دهم، مشارکت بانوان را در تصمیمسازی ها بیشتر کنم و صدای مردم بی صدا باشم و سکوتها را بشکنم.
میرمرادزهی ادامه داد: ما میتوانیم منشأ تغییر در جامعه باشیم حضور قدرتمند بانوان باعث میشود نگاه جامعه نسبت به زنان تغییر کند و این تغییر به نفع جامعه است و هدف نهایی من نیز تغییر نگاههاست.
وی بیان کرد: مشارکت اجتماعی میان همه اعضای جامعه برای توسعه یک شهر ضروری است بانوان در همه عرصهها ثابت کردند که پیشرو و سازنده اتفاقات مثبت در هر شهری هستند و در طول تاریخ هم این موضوع را نشان داده اند.

بانوان در مدیریتها
رییس شورای شهر سراوان ادامه داد: جهان امروز جهان جنسیت زدهی دیروز نیست امروزه اساس هر کاری شایستگی است در این میان باید توجه کرد زنان بعد از سالها مبارزه علیه تبعیض و نابرابری قلههای مهمی را فتح کردهاند.
وی افزود: هماینک دنیا دریافته که بدون حضور زنها نمیشود جهان را اداره کرد صدراعظم آلمان بعنوان یک زن توانسته این کشور را به بزرگترین اقتصاد اروپا تبدیل کند یا نخست وزیر نیوزلند در زمینه مدیریت اپیدمی کرونا بسیار موفق عمل کرده است.
میرمرادزهی با بیان اینکه در کشور همسایه ساره امیری که اصلیتی ایرانی و بلوچ دارد توانست پروژه پرتاب ماهواره به فضا را عملی کند تصریح کرد: در ایران و استان سرفراز خودمان هم خانم حمیرا ریگی سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشور برونئی شده و بسیاری موارد دیگر که همگی الگوهای موفقی برای من بودند که میتوان در مدیریت شهری وارد شد.
وی خاطرنشان کرد: در بحث مدیریت شهری فارغ از هر گونه نگاه جنسیتزدگی اعتقاد دارم زنان به دلیل عاطفه و حس مادرانه که در وجودشان است احساس مسوولیت بیشتری نسبت به مردها دارند وقتی این حس با تخصص و تلاش همراه شود آنگاه میتوان ثمره آن را دید و شهری بهتر داشت.
بزرگترین موانع
این عضو شورای شهر سراوان معتقد است که زنان نخست باید به خود باوری برسند و در راستای تخصصی که دارند هدف گذاری کرده و از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.
وی تصریح کرد: نوع نگرش جامعه هم نسبت به زنان باید عوض شود با وجود اینکه در سالهای اخیر زنها توانستهاند این نگاه مردود که «این شغل سخت است و زنها نمیتوانند» را کنار بزنند و به پستهای مهم اجرایی و سیاسی برسند اما هنوز تا رسیدن به موقعیت مطلوب راههای نرفته بسیاری وجود دارد.
میرمرادزهی اظهارداشت: اعتقاد قلبیام بر این است که اگر از زد و بندهای حزبی و جناحی فاصله بگیریم و به شایستهسالاری نزدیک شویم آنگاه زنها موقعیت بهتری خواهند داشت زیرا زنها کمتر درگیر این مسائل هستند برای همین همواره کنار گذاشته میشوند.
حضور بانوان از نگاه دیگران
وی با بیان اینکه نگاه افکار عمومی نسبت به حضور زنان بسیار مثبت است به این جمله کونته ورسیه که “مردان قانون وضع میکنند و زنان اخلاق به وجود میآورند” اشاره کرد و گفت: به نظر بنده تکه گمشدهای پازل موفقیت اخلاق مداریست.
رییس شورای شهر سراوان افزود: آدم های توانمندی داریم که در کار خود بینظیر هستند اما بسیار خشک و رسمی برخورد میکنند در سمتی مثل شورا که یک نهاد مردمیست بسیاری از مردم شوراها را درست ترین آدرس میدانند وقتی با مشکلی مواجه میشوند حتی در بسیاری مواقع آن کار در حوزه اختیارات شورا نیست یا خارج از وقت اداری است، اینجاست که زنها اخلاق مدارتر و با عاطفهتر هستند.
وی خاطرنشان کرد: افکار عمومی این مهم را دریافته که ویژگیهای اخلاقی بانوان مزیت برتر آنان بوده و این یکی از عوامل راه یافتن زنان به شوراها است.
حضوری که نباید ویترینی باشد
میرمرادزهی با اشاره به اینکه اگر حضور بانوان در شوراها حضوری ویترینی، تزئینی و سمبولیک نباشد بسیار سودمند است و در این رابطه افزود: حضور شایسته زنان در راس امور که با خوشنامی و موفقیت همراه باشد میتواند نگاه جامعه را نسبت به زنان تغییر دهد، زنان در مسائل کلان تصمیمساز میشوند و راه را برای دیگر بانوان هموار میکنند باید این نکته را بدانیم که زنان نیمی از جامعه را تشکیل میدهند این پتانسیل عظیم اگر درست به کار گرفته شود بسیاری از مشکلات بخودیخود رفع خواهند شد.

برابری با مردان
وی با بیان اینکه در مورد برابری زنان و مردان در شوراها جای هیچ بحثی نیست گفت: این برابری وجود دارد و در خیلی از موارد اختیارات بیشتری هم به بانوان داده میشود یا خودشان کسب میکنند زیرا زنان حس مسوولیت و دلسوزی بیشتری دارندکارها را بهتر به سرانجام میرسانند دقیقتر و منظمتر هستند و حس مادری و خواهری دارند و این حس آنان را در اداره امور برتر میکند و جای هیچ گونه نابرابری باقی نمیگذارد.
رییس شورای شهر سراوان با اشاره به اینکه قانون هم در این مورد نظر به برابری دارد و توقع مردم هم همین است افزود: با توجه به این پیش فرض حاکم در شوراها توسعه شهری هر چه سریعتر محقق میشود.
ژیلا میرمردازهی نخستین زن فعال در جامعه ایران نیست اما او در نوع خود نگاهی متفاوت داشته از اینکه به سراوان آمده از اینکه موقعیتهای متفاوت تهران و پایتخت را رها کرده و رفع محرومیت شهرش را آرزوی خود قرار داده او آرمان شهرش را در نگاه امیدوار مردم منطقه خود دیده همچون سایر زنان این سرزمین که در هر عرصه، لباس و شغل و موقعیتی برای کشورمان افتخار آفریدند.
نه تنها ژیلا میرمرادزهی به عنوان رییس شورای شهر سراوان انتخاب شده بلکه جمیله بهرامی نیز یکی دیگر از بانوان سراوانی است که بر کرسی نایب رییسی این شورا تکیه زده است.
هرگونه فعل یا ترک فعل خارج از دایره نیکی در معاشرت با زنان خشونت است
عضو فراکسیون زنان در مصاحبه اختصاصی با ایرنا:

عضو فراکسیون زنان و خانواده مجلس شورای اسلامی گفت: در لایحه صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان در برابر خشونت، هرگونه فعل یا ترک فعلی که از دایره نیکی در معاشرت با زنان خارج باشد، مصداق خشونت بوده و جرم انگاری تلقی می شود.
لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت که بعدها به «صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در مقابل خشونت» تغییر نام داد، پس از گذشت هفت سال بالاخره در سال ۹۹ به تصویب رسید و در سال جاری به شکل ویژه در دستور کار مجلس قرار گرفت.
آنچه از گذشته در این لایحه مورد مناقشه قرار داشته است، مسئله تامین امنیت زنان در برابر خشونت بوده که تعابیر متعددی را شامل میشود.
برخی از جامعه شناسان و حقوقدانان در سراسر جهان معتقدند که هرگونه اعمال خشونت با هدف آسیب یا رنجاندن جسمی، جنسی و یا روانی زنان و یا احتمال رود که به خشونت منجر خواهد شد، مصداق خشونت شمرده شده و باید بر اساس قوانین داخلی هر کشوری مورد پیگیرد قانونی قرار گیرد.
در لایحه صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان نیز با وجود اینکه به صراحت در مورد مفاد خشونت علیه زنان صحبت شده است، اما لازم است که در این رابطه اقدامات فرهنگی نیز صورت پذیرد.
در همین رابطه با عضو کمیسیون زنان و خانواده و نماینده مردم قزوین، البرز و آبیک در مجلس شورای اسلامی گفت و گو کردیم؛ فاطمه محمدبیگی در ادامه به سوالات خبرنگار ایرنا چنین پاسخ داد:
بدرفتاری در معاشرت با زنان مصداق خشونت و جرم انگاری است
مهم ترین نگرانی فعالان حوزه زن در کشور ایجاد امنیت قانونی برای مقابله با خشونت است، در این مسیر چه اقداماتی انجام شده است؟
من به عنوان یک فعال حوزه زن نزدیک به یک دهه است که با مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زنان آشنا هستم؛ اگر بخواهیم مسائل و موضوعات زنان را دسته بندی کنیم، شاید مهم ترین آن در بین توانمندی، شکوفایی استعدادها و استقلال اجتماعی همین برخورداری از امنیت در برابر خشونت است.
پیگیری و ادامه جدی فرآیند رسیدگی در لایحه صیانت، کرامت و تأمین امنیت بانوان در برابر خشونت یکی از افتخارات نمایندگان در مجلس یازدهم است؛ چرا که اجرایی شدن این لایحه میتواند بخش عظیمی از نگرانیهای دلسوزان حوزه زن و خانواده را خاتمه داده و مشکلات این حوزه را از این میان بردارد.
نظر اساسی و بنیادی این لایحه در مورد خشونت علیه زنان چیست؟
در این لایحه نیکی در تعامل با زنان مبنای عدالت اجتماعی قرار گرفته و در نتیجه فعل یا ترک فعلی که از دایره نیکی در معاشرت با زنان خارج باشد، مصداق خشونت علیه زنان تلقی شده و برخلاف مبانی عدالت اجتماعی شناخته میشود، در چنین مواردی هرگونه بدرفتاری جرم انگاری تلقی شده و قابلیت پیگیرد قانونی و مجازات دارد.
منظور ما از نیکی همان خوش رویی و خوش رفتاری است، بحثی که قرنها پیش قرآن نیز به آن تاکید داشته و همواره تلاش کرده جایگاه زنان را ارتقا بخشد؛ به همین دلیل اجرایی شدن دقیق این لایحه امنیت زنان را در محافل عمومی و حتی زندگی خصوصی تضمین میکند.
در مرحله بعدی تشکیلات منسجم و نسبتا جامعی برای نظارت بر اجرای این لایحه پیش بینی کردهایم؛ به طوری که آموزش، گفتمان سازی، پیشگیری از وقوع جرم، حمایت از زنان در معرض خشونت و یا آسیب دیده از خشونت، پایه های اصلی این لایحه را تشکیل میدهند که با همکاری و یاری دستگاه های اجرایی و نظارتی امیدواریم بخش عظیمی از دغدغه های حوزه زنان را مرتفع سازیم.
نیکی در تعامل با زنان مبنای عدالت اجتماعی قرار گرفته و در نتیجه فعل یا ترک فعلی که از دایره نیکی در معاشرت با زنان خارج باشد، مصداق خشونت علیه زنان تلقی شده و برخلاف مبانی عدالت اجتماعی شناخته میشود.
این لایحه تا چه اندازه توانسته برای زنان آسیب دیده سهولت رسیدگی به خشونت را فراهم سازد؟
لایحه قوه قضائیه را ملزم کرده تا نسبت به ایجاد دفاتر حمایت از بانوان اقدام کند و زنان آسیب دیده از انواع خشونت و زنانی که مورد تعرض قرار گرفته اند به صورت ویژه مورد حمایت قرار گیرند.
این لایحه همچنین تکالیف مهمی بر دوش وزارت خانههای آموزش و پرورش، علوم و تحقیقات، بهداشت و درمان و حتی راه و شهرسازی گذاشته و همچنین نقشهای بسیار مهمی را برای سازمانهای بهزیستی، صدا و سیما و پزشکی قانونی تعریف کرده تا در راستای حمایت، آموزش و احقاق حقوق قانونی زنان آسیب دیده گام بردارند.
علاوه بر پیگیری در خصوص لایحه صیانت از کرامت و تأمین امنیت بانوان، رویکرد حمایتی شما در حوزه زنان چگونه است؟
رویکرد من در حوزه ی زنان، رویکرد پیشگیری از وقوع جرم با آموزش، گفتمان سازی و تقویت قوانین است. برای مثال در حوزه سلامت جسمی و روحی بانوان نیاز به تقویت قوانین داریم؛ طرح های حمایتی و تشویقی خوبی نیز برای حمایت از مادران باردار و شیرده و همچنین مادران شاغل در طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده گنجانده شده و بنا داریم همین مسیر را ادامه دهیم.
بدرفتاری در معاشرت با زنان مصداق خشونت و جرم انگاری است
مانع بزرگ زنان از منظر شما چیست؟
سیاسی کاری در حوزه زن و خانواده یکی از موانع جدی احقاق حقوق اساسی زنان است؛ پس از اینکه مجلس یازدهم کار خود را آغاز کرد متاسفانه شاهد آن بودیم که یکی از چشم گیرترین مسائل در حوزه زنان، به حاشیه راندن مسائل اصلی زنان و پرداختن به حوزههایی بود که فقط قشر خاصی از زنان را پوشش میداد یا دغدغه جامعه کوچکی از زنان را برطرف میکرد.
برای برداشتن این مانع بزرگ از مسیر ارتقاء کیفیت زندگی زنان ضرورت داشت که در بسیاری از طرحهای حوزه زنان بازنگری صورت پذیرد و مواردی که اولویت مهم تری دارند و جامعه هدف بزرگ تری از زنان را شامل میشوند، در دستور کار مجلس قرار گیرد؛ یکی از این موارد همین لایحه صیانت از کرامت و تامین امنیت زنان است که مورد تاکید جدی فراکسیون زنان قرار دارد.
سیاسی کاری در حوزه زن و خانواده یکی از موانع جدی احقاق حقوق اساسی زنان است.
چگونه میتوان امنیت زنان یا دختران را در محل کار تامین کرد؛ مخصوصا هنگامی که کارفرما مرد باشد؛ آیا دستورالعملی در قانون کار وجود دارد یا خیر؟
در مورد حفاظت و صیانت از حقوق زنان در محل کار نیز هر گونه فعل یا ترک فعلی از جانب کارفرما اعم از اجبار، تهدید، تطمیع و تشویق بانوان به اموری که خلاف شان زن باشد، جرم انگاری تلقی شده و زنان میتوانند با شکایت به مراجع قضایی از حقوق قانونی خود دفاع کنند.
طبیعتا اجرایی شدن قوانین حمایتی در حوزه زنان و همچنین لایحه یاد شده که نیاز فوری زنان کشور محسوب میشود، با موانعی مواجه خواهد شد که مجلس یازدهم تلاش میکند با نظارت دقیق بر حسن اجرای آن، امنیت و شأنیت زنان را تضمین کند.
به عنوان سوال آخر، وضعیت استان قزوین در حوزه زنان را چگونه ارزیابی میکنید؟
هنر دولت سیزدهم باید این باشد که بین ظرفیت ذاتی زنان و میزان شکوفایی آنها تعادل ایجاد کند.
حرکتهای خوبی را در حوزه زنان شاهد هستیم، مشاوران خوبی در حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی وارد کار شدهاند؛ اما متاسفانه مدیران زن در حوزه اجتماعی از این ظرفیتها خوب استفاده نکردهاند و تناسبی بین ظرفیت حوزه زنان و توانمندی آنها وجود ندارد؛ به نظرم هنر دولت سیزدهم باید این باشد که بین ظرفیت ذاتی زنان و میزان شکوفایی آنها تعادل ایجاد کند که این مهم اکنون وجود ندارد.
فراگیری و تمرین در پیشرفت نوازندگی پایانی ندارد

چهارمین دوره مستر کلاس و کارگاه نوازندگی گیتار کلاسیک توسط “دکتر لیلی افشار” به میزبانی آکادمی موسیقی “نوبان در بندرعباس برگزار شد که در حاشیه آن به گفت و گو با لیلی افشار، نخستین بانویی که در دنیا توانسته رشته نوازندگی گیتار دکترای خود را اخذ کند، پرداختیم.
لیلی افشار افزود: از ریتم های موسیقی هرمزگان بسیار خوشم می آید زیرا ریتم های آفریقایی، کوبایی و چنین ریتم هایی درون آن وجود دارد و موسیقی جالبی است که توانایی عرضه شدن در سطح جهان دارد که به طور حتم مورد استقبال قرار می گیرد.
وی در خصوص جایگاه موسیقی کلاسیک در کشورمان، عنوان کرد: چند بار با ارکسترهای مختلف در ایران اجرا داشتم که به موضوع جالبی برخوردم، در خارج از کشور با دو تمرین کنسرت می گذاریم زیرا تمامی اعضا حرفه ای هستند و با دو روز تمرین همگی مهیای برگزاری یک کنسرت حرفه ای هستند اما در کشورمان یک ماه تمرین می کنند برای یک کنسرت و این موضوع عجیبی بود که به چشمم آمد.
افشار با بیان اینکه در کشورمان نوازندگان چیره دست و با استعدادی وجود دارند، خاطرنشان کرد: باید جامعه موسیقی اتحاد بیشتری داشته باشند و از طرفی باید وزارت فرهنگ و ارشاد حمایت بیشتری را از نوازندگان موسیقی به عمل آورد.
این مدرس موسیقی با اشاره به اینکه وقتی محصل بودم در خارج از کشور در تمامی مستر کلاس های هر مدرس و نوازنده ای که به شهرمان می آمد حضور پیدا می کردم، اضافه کرد: هرچه بیشتر نوازنده با اساتید بهتری درس بخواند و نوازندگی کند بهتر و تجربه اش بیشتر می شود تا به پیشرفت برسد و این موضوع بر روی بنده بسیار تأثیرگذار بود و همین موضوع را به طور حتم به تمامی هموطنانم منتقل می کنم.
وی ادامه داد: با تمرین و مرور درس هاست که می توان پیشرفت و این یادگیری پایانی ندارد و می توان موضوعات جدیدی را یاد گرفت که در آینده به کمک یک نوازنده بیاید.
افشار با بیان اینکه از نظر بنده گیتار کلاسیک قشنگترین ساز دنیاست، اظهار کرد: طنینی که در گیتار کلاسیک وجود دارد و صدای دلنوازی که انتقال می دهد در هیچ سازی نیست و حمل و نقل آن آسان و نواختن تمامی آهنگ ها با دانستن سه آکورد سبب شده گرایش عموم مردم به آن بیشتر از هر ساز دیگری است.
لیلی افشار از جمله نوازندگان برجسته گیتار کلاسیک در جهان و نخستین زنی است که در رشته اجرای گیتار کلاسیک از دانشگاه ایالتی فلوریدا به درجه دکتری دست یافته است. این هنرمند لیسانس موسیقی خود را از کنسرواتوار بوستون دریافت کرده تاکنون جوایز زیادی را کسب کرده و اکنون استاد دانشگاه ممفیس است و کنسرتهای متعددی در فرانسه، دانمارک، ایتالیا، آمریکا، انگلستان، ایرلند، کانادا و استرالیا برگزار کرده است.
هدفم از عکاسی ثبت لحظاتی از زندگی است که گاهی حرفا برای گفتن دارند
گفتگوی اختصاصی آوای دریا با برگزیده ششمین جشنواره مهرواره عکس انجمن عکاسان نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور؛

محدثه بشیریان زاده متولد ۱۳۸۳ از شهرستان بندرعباس و محله سید کامل برگزیده ششمین مهرواره فصلی عکس انجمن عکاسان نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور شده است. او پیش از این نیز در نخستین مهرواره عکس خلیج فارس رتبه برگزیده را کسب کرده بود . به همین بهانه گفتگویی را با وی انجام دادیم که شما را به خواندن آن دعوت می کنیم
چطورشد به عکاسی علاقمند شدید و شروع عکاسی از کجا بود؟
من با عکاسی بزرگ شدم چون تمام سرگرمی من بعد درس نشستن در کنار پدر و دیدن عکسها و توضیحات ایشان بود . پدر عکاس است و گاهی من را همراه خودش به عکاسی می برد. اینکه چطور سوژه را انتخاب میکردند و با سوژه ارتباط میگرفتند و آن لحظات را ثبت میکردند برایم چالش برانگیز و دیدن خروجی کار بسیار جذاب بود .
گاهی بعضی لحظات ممکن است به چشم نیاید ولی وقتی خروجی و عکس ها را می دیدم برایم تازگی داشت. پدر وقتی متوجه شد به عکاسی علاقه دارم در تولد ده سالگی ام یک دوربین خرید و من بعد از آن عکاسی را دنبال کردم.
هدف از عکاسی چیست؟
هدف از عکاسی برای من ثبت لحظات هست لحظاتی که گاهی حرفا برای گفتن دارند و یا خاطراتی رو تداعی میکنند و ما می توانیم با دیدن آثار عکاسان دید خاص هنرمندان را نسبت به سوژه های مختلفی که ممکن است هر روز با آن سر کار داریم را ببینیم
سوژه مورد علاقه شما در عکاسی چیست؟
سوژه مورد علاقه من کودکان هستن
در چه مسابقه یا جشنواره هایی شرکت کردید؟
از آنها بگویید؟
برگزیده شدن نخستین مهرواره عکس خلیج فارس قلب آبی ایران با حضور استان های ساحلی بوشهر ،خوزستان و هرمزگان
برگزیده شدن در ششمین مهرواره عکس انجمن عکاسان نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور
برگزیده شدن یک اثر و راهیابی سه اثر به نمایشگاه دهمین جشنواره ملی عکس رشد
راهیابی یک اثر به جشنواره ی فیلم و عکس هرمزگان من
شایسته تقدیر در بخش استعداد جوان و راهیابی دو اثر به نمایشگاه ششمین جشن عکس هرمزگان
لوح سپاس به عنوان جوان ترین شرکت کننده ی در پنجمین جشن عکس هرمزگان
و افتخار همکاری و عکاسی پشت صحنه دو فیلم آخرین نسل آخرین مشتا و باسِنَک به کارگردانی و تهیه کنندگی پدرم (محمد بشیریان زاده)
عکاسی را چطور تعریف می کنید؟
ثبت لحظات شیرین زندگی ما آدما ها ، فرهنگ ها و سنت هایی که به سرعت در حال فراموشی هستند و از نظر بنده عکاسی یعنی فریز کردن لحظات و نگهداری آنها برای آیندگان
موضوعات غالب عکاسی شما چیست؟
کودکان ، محله های قدیمی ، اتفاقات خاصی که در ساحل رخ میدهد
برای تهیه یک عکس خوب چه نکاتی را باید مد نظر قرار داشت؟
انتخاب سوژه ، کادر بندی درست ، تنظیم نور ، قرار گرفتن در زاویه خوب و قرار دادن سوژه در نقاط طلایی
اگر قرار باشد یکی از مناطق استان را برای عکاسی انتخاب کنی آنجا کجاست؟
مکانهایی که هنوز انسان ها تعاملشان با طبیعت و محیط زیست دوستانه است و برای حفظ آن میکوشند مثل جزایر و روستاها
به عنوان یک عکاس چه پیشنهادی برای علاقمندان به این حرفه و خصوصا بانوان داری؟
برای شروع عکاسی به تجهیزات و امکانات فراوانی نیاز نیست و با یک دوربین معمولی یا موبایل هم میشه عکس خوب گرفت همچنین بانوان در عکاسی میتونن ارتباط بهتری با سوژه بگیرند و با علاقه و پشتکار به عکاسی بپردازند
یکی از عکسهایی که خیلی دوست داری را برایمان معرفی کن و داستان پشت این عکس چیست؟
اولین عکسی که بدون دخالت پدرم با سوژه ارتباط برقرار کردم و اولین جایزه را با همین عکس گرفتم
عکس دختره بچه یِ بومیِ بندر عباس در ساحل که روی دستاش حنا داشت و خیلی جدی عروسکش رو در آغوش گرفته بود
دراین راه چه کسانی مشوقت بودند و نظرآنها چه بود؟
خانواده و راهنمایی های موثر پدرم
چه توصیه ای برای هم سن و سالان خود دارید؟
بنظر من انسان برای زنده بودن و زندگی دو چیز نیاز دارد هنر که بوسیله آن روحش می تواند به آرامش برسد و ورزش که برای سلامتیش مفید است. و من عکاسی را انتخاب کردم چون هنری هست که در آن تحرک و چالش هم وجود دارد.
ترک اعتیاد، رویای غیرقابل تعبیر برای زنان معتاد

این که اعتیاد در ایران تصویر ذهنی مردانه دارد و تصور اعتیاد زنان برای بخش بزرگی از مردم ناآشنا است ،واقعیتی است که سبب میشود تا زنان مسیر سختتری برای ترک اعتیاد در پیش داشته باشند.
سرگذشت « عاطفه » به صورت موجز و خلاصه بیانگر آخر و عاقبت گیر افتادن زنان در منجلاب اعتیاد است ، باتلاقی که مجبورند هر روز بیشتر و بیشتر در آن دست و پا بزنند کمتر و کمتر راه رهایی برایشان پیدا می شود.
در روستای دور افتادهای زندگی میکردند، پدرش ناشنوا بود. روستایی که اکنون هم با گسترش شهرنشینی و فضای شهری، مسافت زیادی تا شهر دارد و خانه آنها که در انتهای روستا بود هم فاصله زیادی تا مسیر جاده داشت. کلاس دوم بود که دیگر نتوانست تمسخر بچهها را تحمل کند. ادای صحبت کردن پدرش را درمیآوردند و او خجالت میکشید. عاطفه یک روز به خانه آمد و دیگر به مدرسه نرفت. از نظر مالی هم توانمند نبودند. از همان روزها، کارگری در زمینهای کشاورزی را شروع کرد. مادرش میگوید «عاطفه قوی بود و قدرتمند، از مردها بیشتر کار میکرد، خرج ما را میداد. نمیدانم این مرد که خواهر و برادر و همه خانودهاش معتاد هستند از کجا سر راه عاطفه پیدا شد. عاطفه با او ازدواج کرد و حالا هر ۲ معتاد هستند».
همسر عاطفه به مواد مخدر سنتی اعتیاد دارد و عاطفه مصرف کننده شیشه است. فرزندی دارند و در حالی که باید مانند همسن و سالان خود تا کلاس دوم، حداقل حروف الفبا را بداند و یا شمردن بلد باشد، جز چند روز به مدرسه نرفته و حروف الفبا را نمیشناسد.
«عاطفه اغلب ساعتها روز را در خواب است. هر زمان که به خانه اشان بروی در خانه باز است و فرزندش میرود و میآید و عاطفه غرق در دنیای خود. گاهی هم که بیدار باشد صدای داد فریادش گوش فلک را کر می کند. ناسزا میگوید. همسایهها از دستش کلافه هستند. نمیدانیم چه کنیم، از آنها میترسیم. زن و شوهر خیلی خشن هستند،. عاطفه خشونت بیشتری دارد» اینها را یکی از همسایگان عاطفه گفت.
«فرزندش رها در کوچه و خیابان است، گاهی قبل از ساعت هفت صبح، پسرش را در کوچه میبینم، لباسهایش اغلب کثیف و گلآلود است. شام و ناهارش معلوم نیست. هر کسی هم که رد میشود چیزی به او میگوید. وقتی پدر و مادرش اینطور هستند همه به خود حق میدهند که با این بچه بدرفتاری کنند» همسایه دیگری این صحبتها را بیان میکند.
همسر عاطفه زبالهگرد است و سابقه خردهفروشی مواد مخدر، سرقت و زندان دارد. یک بار که همسر عاطفه به زندان افتاد ، مادر و خواهرانش تصمیم گرفتند او را به کمپ ترک اعتیاد ببرند. عاطفه یک ماهی در کمپ ترک اعتیاد بود. «آن وقتها که عاطفه رفته بود ترک کند ، مادرش آمد و خانه عاطفه را تمیز کرد، مراقب فرزندش بود، آن مدت اصلا ندیدیم که فرزند عاطفه در کوچه رها شده باشد، لباسهایش هم تمیز و مرتب بود و تازه داشت زندگی میکرد» همسایهها از مادر مهرمان عاطفه میگویند که چه زن مهربان و سادهای است و چقدر در آن مدت زحمت کشیده تا دخترش به زندگی برگردد. اما همسر عاطفه از زندان آزاد شد و با خواهر همسرش به آن مرکز ترک اعتیاد رفت و عاطفه را به خانه آورد و درمان نیمهکاره باقی ماند. عاطفه دوباره به سراغ شیشه رفت و رویای مادر و همسایههایش نقش برآب شد. اعتیاد نه تنها دامن عاطفه را گرفته ، بلکه به جان مادر و فرزندش هم آتش زده ؛ مادری که توان تقابل با همسر عاطفه را ندارد و فرزندی که آنقدر کوچک است که کاری از دستش برنمیآید جز اینکه به مادربزرگ بگوید «یه روز میذارم میرم».

دزد مهر مادری
اعتیاد بلای خانمانسوزی است که مبتلای آن فرقی نمیکند مرد باشد یا زن، در هر حال خانمان برانداز است ، اما آنجا که مادر که اسوه محبت و مهربانی و پناه فرزند است به اعتیاد مبتلا شود، از مهر مادری دیگر چیزی برای عرضه به فرزند ندارد و چه بسا مانند عاطفه، فقط فریادهایش را از نداشتن مواد مخدر، بر سر فرزند هوار کند و خبری از ایفای نقش مادری نباشد.
طبق آمار رسمی که اردیبهشت ماه امسال از سوی مدیرکل درمان و حمایتهای اجتماعی ستاد مبارزه با مواد مخدر بیان شده از ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار معتاد در کشور، تخمین زده میشود ۱۵۶ هزار زن معتاد باشند.
بر اساس آمار دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر که مربوط به آذرماه سال گذشته است ؛ ۶ درصد معتادان کشور زن هستند. طبق آمار معاون امور توسعه پیشگیری بهزیستی مازندران در خرداد ماه سال ۹۸ به میزان ۱۰ درصد از معتادان مازندران را زنان تشکیل میدادند.
دبیر شورای هماهنگی مبارزه به مواد مخدر مازندران ، سال ۹۹ درباره زنانه شدن اعتیاد در استان هشدار داده و گفته بود : افزایش تعداد زنان معتاد در سنین پایین، یک زنگ خطر است. احمد مظفری در نشست خبری هفته مبارزه با مواد مخدر امسال هم از زنانه شدن اعتیاد و کاهش سن اعتیاد صحبت کرد. وی به ایرنا گفت: نرخ شیوع و مرگ و میر زنان معتاد همپای مردان معتاد در حال افزایش است.
مظفری با بیان اینکه ۶۵ درصد همسر آزاریها، ۵۵ درصد از طلاق، ۲۳ درصد از نزاع و خشونت و ۲۵ درصد از قتل عمد، پایه و اساس مواد مخدر دارد، اظهار کرد: بیشترین آمار مرگ و میر مواد مخدر در مازندران مربوط به معتادان مجرد است که یا جدا شدهاند و یا به خاطر وضعیت اعتیاد، ازدواج نکردهاند. آمار تفکیکی درباره اعتیاد زنان در مازندران وجود ندارد. نبودن این آمار، مساله دیگری در مسیر ترک اعتیاد زنان است.

رنج مضاعف برچسب
یک روانشناس ترک اعتیاد در گفت و گو با ایرنا اظهار کرد: آمار دقیقی از اعتیاد زنان در کشور وجود ندارد و این مساله ترک اعتیاد را برای زنان، سختتر میکند.
زهرا قبادی با اشاره به اینکه زنان کمتر برای ترک اعتیاد به مراکز درمانی مراجعه میکنند، افزود: در یک مرکز ترک اعتیاد با شیوه متادونتراپی از ۱۳۷ مراجعهکننده، فقط هفت نفر زن هستند، اغلب زنان که درگیر اعتیاد هستند از ترس آبرو و یا خجالت، برای ترک اعتیاد مراجعه نمیکنند.
وی با بیان اینکه ابرچسبی که جامعه به زنان معتاد میزند به مراتب سختتر از برچسبی است که به مردان معتاد زده میشود، گفت: همین مساله باعث شده به ویژه زنان جوان، مراجعه کمتری برای ترک اعتیاد داشته باشند.
قبادی با اظهار این که زنان معتاد اغلب دارای شوهر، پدر و یا برادر معتاد هستند که در زندگی آنها هم تاثیر داشته و به سمت اعتیاد کشیده شدهاند، گفت: فرقی نمیکند پدر یا مادر کدام یک در خانواده معتاد باشند ، تاثیر سوء آن بر کودک نمود خواهد یافت.
این روانشناس با اشاره به اینکه برخی از مردان معتاد همسران خود را معتاد میکنند تا مجبور شوند برای خود و شوهرشان مواد تهیه کنند، افزود : در کنار عوامل روانشناختی شخصیتی که باعث اعتیاد میشود، اصلیترین علت اعتیاد، محیط خانه و خانواده است.
قبادی با بیان اینکه سرخوردگیهای اجتماعی و کمبودها باعث میشود برخی افراد به سمت اعتیاد کشیده شوند، ادامه داد: اعتیاد شدید در زنان بعضا به موارد فحشا و تنفروشی هم منجر میشود.
وی با اشاره به اینکه بانوانی که برای ترک اعتیاد از طریق متادونتراپی مراجعه میکنند اغلب در سنین بالا هستند، خاطرنشان کرد: دختران جوان کمتر به مراکز ترک اعتیاد مراجعه میکنند و این کار را سخت میکند.
قبادی با بیان اینکه در ترک اعتیاد زنان با یک مشکل قانونی هم مواجه هستیم، اظهار کرد: زنان متاهل در مقابل قدرت غلبه مرد، نمیتوانند به مراکز ترک اعتیاد مراجعه کنند، این شوهران مانع از ترک اعتیاد همسران خود میشوند و اگر زنی حتی به میل خود و نه با فشار خانواده، برای ترک اعتیاد مراجعه کند، مانع بزرگی به اسم شوهر معتاد دارد.
وی با اشاره به افزایش مصرف گل و حشیش و شیشه در میان دختران جوان، افزود: این افراد در دورهمیهای دوستانه، گل و حشیش مصرف میکنند و تصور آنها این است که معتاد نیستند و تفریحی مصرف میکنند؛ نداشتن رابطه خوب در خانواده باعث میشود جوانان و نوجوانان تحت تاثیر دوستان قرار گیرند و به سمت مصرف مواد مخدر میروند.

پیوند اعتیاد زنان و سایر آسیبهای اجتماعی
۱۹ ساله بود؛ به قد بلند و صورت استخوانی. در حاشیه شهر با پدرش زندگی میکرد؛ پدری که بیش از ۸۰ سال سن داشت و جای پدربزرگش بود. حاصل ازدواج دوم پدرش از مادری کم سن و سال بود که به عقد پدرش آمد و چند سالی بعد از تولد او، پدر و مادرش از هم جدا شدند.
پیرمرد شربت متادون مصرف میکرد. دختر به مدرسه نرفته بود و از شربت متادون پدر استفاده میکرد و فکر نمیکرد وارد دره اعتیاد شده است. اهل یکی از استانهای جنوبی بودند. علاوه بر تنهایی و گذران ایام با پدر پیرش، تحت خشونت برادری بود که سالها قبل به مازندران کوچ کرده بود.
یک جامعهشناس در گفت و گو با ایرنا اظهار کرد: در دهههای گذشته، اعتیاد مقولهای کاملا مردانه قلمداد میشد و تصور عموم براین بود که ورود زنان به این عرصه و درگیری آنان با این موضوع بسیار ناچیز است. اما نگاهی به آمارهای موجود در سطح جهان و ایران و تحقیقات به عمل آمده در این زمینه، مؤید تغییرات عمده در الگوهای سنی، جنسی، طبقاتی، جغرافیایی و فراگیری در کشورهای گوناگون است.
دکتر مطهره فولادی با اشاره به اینکه در جهان، سوء مصرف مواد در مردان، شایعتر از زنان است، افزود : واقعیت این است که عرصه اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر از تک جنسیتی بودن سنتی گذشته به سمت ۲ جنسیتی شدن در شرایط معاصر پیش میرود و جامعه ایران نیز با چنین گرایش و روندی در تغییر الگوهای جنسیتی مصرف مواد روبهرو است.
این پژوهشگر با بیان اینکه اعتیاد در بین زنان از نظر علت، شیوع و تاثیر آن بر جامعه اختلافات قابل توجهی با اعتیاد در مردان دارد، گفت: ولی با این حال در کشور ما، در حال حاضر هیچ گونه خدمات اختصاصی برای اعتیاد زنان وجود ندارد و حتی برخی از خدمات و مراکز فقط به مردان اختصاص دارند.
وی افزود : از سوی دیگر با توجه به اینکه مصرف مواد مخدر در زنان ناهنجارتر از مردان تلقی میشود، زنان معمولا از مراجعه به مراکز درمانی معتادان که بیشترین مراجعه کنندگان آنها مردان هستند اکراه دارند ، در نتیجه با توجه به اینکه مراکز درمانی مهم ترین مکان دسترسی به معتادان هستند ، بیشترین میزان اطلاعات مربوط به معتادان از این مراکز تامین میشود.
این جامعه شناس گفت : یکی از مشکلات این است که شیوع اعتیاد در زنان کمتر از میزان واقعی تخمین زده شده و در نتیجه آمار دقیقی از زنان معتاد در دست نباشد که این خود یکی از موانع ترک اعتیاد زنان تلقی میشود.
فولادی با اشاره به اینکه در اعتیاد به مواد مخدر نقش زنان چه به عنوان مصرف کننده و چه به عنوان افراد در معرض خطر انکار ناپذیر است ، افزود : اما به دلایل اجتماعی عمده مطالعات اعتیاد در کشور، جمعیت مردان را هدف گرفته است. نه تنها مطالعات بلکه روشهای پیشگیری و درمان نیز غالبا مرد محور است.
وی با اعلام این که در تازه ترین مطالعات و یافتههای کلینیکی مشخص شده که وابستگی افراد به مواد مخدر در زنان و مردان کاملا متفاوت است ، گفت : این یافته ها منجر به پیشنهاد طی مراحل ترک مختلف در زنان و مردان شده است.
این جامعهشناس با بیان اینکه سوء مصرف مواد مخدر و اعتیاد از عوامل تأثیرگذار بر وضعیت سلامت جسمی، روانی و اجتماعی در جامعه هستند، ادامه داد: اگر چه در جهان پیشرفت قابل توجهی در درک این اختلالات و یافتن مناسبترین راه پیشگیری و درمان آنها ایجاد شده است ، اما از انجام پژوهش بر زنان تا ۲ دهه قبل کاملا غفلت شده بود. بیشتر مداخلات مربوط به سوء مصرف مواد که تا کنون طراحی و اجرا شدهاند، به طور قابل ملاحظهای بر اساس ویژگیها و نیازمندیهای مردان شکل گرفتهاند.
فولادی یادآور شد: از آنجا که به طور سنتی نسبت زنان در مطالعات مربوط به اعتیاد در کسانی که تحت درمان هستند کمتر است، تأثیر سوء مصرف مواد بر زنان کمتر از مردان شناخته شده است ، اما شواهد علمی که تاکنون تولید شده، نشان میدهد که سوء مصرف مواد و اعتیاد چالشهای متفاوتی را برای سلامت زنان ایجاد کرده و سیر متفاوتی را هر دو جنس دارد.
وی افزود : مطالعات اجتماعی موجود، زمینهها و عوامل گرایش زنان به سوء مصرف مواد مخدر را بیش از هر چیز ناشی از وضعیت آشفته و مغشوش بسترهای خانوادگی قلمداد کردهاند و اغلب قائل به وجود رد پای یک مرد در اعتیاد زنان هستند.
فولادی با اظهار این که گفته می شود اغلب زنان معتاد مجرد، پدر یا برادر معتاد دارند و یا مورد یک بزه اجتماعی واقع شدهاند و اکثر زنان معتاد متأهل هم توسط همسرانشان آلوده میشوند، گفت: اگر چه نقش اثرگذار مردان در زندگی زنان، بویژه در جایگاه همسر قابل انکار نیست و شاید به دلیل فقدان حمایتهای اجتماعی، بسیاری از زنان زندگی و همراهی با همسر معتاد را به تنش و درگیری و یا جدایی ترجیح دهند، اما ضرورت دارد در رابطه با اعتیاد به مواد مخدر جدید که سهم قابل توجهی در روند افزایشی و رو به رشد اعتیاد زنانه دارد، با احتیاط بیشتری نسبت به چنین تحلیلهایی مواجه شد و از چنین تقلیلگراییهایی پرهیز کرد.
وی افزود : شاید بتوان در این زمینه برای کلیشههای جنسیتی رایج مدرن که بر خلاف کلیشههای جنسیتی سنتی کمتر به چالش کشیده می شوند و همچنین سردر گمی در هویتهای جنسیتی و فشار اجتماعی و فرهنگی دستیابی به الگوی موفق و مطلوب زنانه، نقش بیشتر و مؤثرتری قائل شد.
این جامعهشناس با بیان اینکه زنان معتاد اغلب حوادث خشونت بار تکان دهندهای را از لحاظ روانی تجربه و تحمل کرده اند، گفت : همچنین در تعداد زیادی از معتادان، سابقه و تاریخچهای از سوء استفاده جنسی در کودکی، افسردگی و اضطراب دیده شده است. مباحث مطرح شده در سه حوزه مهمترین عوامل موثر بر گرایش، آسیبها و پیامدها و نیز درمان سوء مصرف مواد در میان زنان نشان داد که در سه حوزه مورد نظر، عواملی وجود دارند که یا به صورت اختصاصی در مقوله اعتیاد زنان حائز اهمیت هستند یا عواملی که با وجود اثرگذاری بر وضعیت و پیامدها و درمان اعتیاد در میان دو جنس، درباره زنان از اهمیت و تأثیر بیشتری برخوردارند.
وی با اشاره به اینکه آسیبهای اعتیاد زنان از دو جنبه حائز اهمیت است ، افزود : یکی ، از جنبه آسیبهایی است که به خود فرد وارد می شود و دیگری با توجه به اهمیت نقش زنان در خانواده و آسیبهایی است که به شبکه اطراف بویژه خانواده و جامعه وارد می شود. پیامدهای جسمی، روانی و اجتماعی که از رهگذر زنان معتاد به اطرافیان به خصوص فرزندان وارد میشود با مشکلاتی که از ناحیه مردان با نقشهای مشابه وارد می شود ، قابل مقایسه نیست.
این جامعه شناس با تاکید بر این که آسیبهای فردی اعتیاد در زنان چه از جنبه مشکلات جسمی و روانی و چه از جنبه مسائل اجتماعی و خانوادگی به مراتب مخربتر از موقعیت مشابه مردان است، تصریح کرد : اعتیاد زنان، علاوه بر بیماریهای سوء تغذیه، فشار خون بسیار بالا و سرطان، آنان را در معرض بیماریهای خطرناکی مانند هپاتیت و ایدز قرار می دهد. در واقع زنان معتاد در مقایسه با مردان احتمال بیشتری دارد دچار ایدز و دیگر بیماریهای ناشی از روابط جنسی شوند و در مقایسه با زنان دیگر احتمال بیشتری وجود دارد که به بیماریهای زنانه و معضلات آن دچار شوند. زن مصرف کننده در فرهنگ ما به راحتی از خانواده و دوستانش طرد می شود. همچنین، زنان با توجه به مشکل کسب درآمد و توانایی برای به دست آوردن مواد مخدر از راههای دیگر ، گاهی به کارهای ضد اخلاقی تن میدهند و به راحتی مورد سوء استفاده جنسی قرار میگیرند که این باعث افزایش تخریب آنها شده و برگشت آنها به زندگی سالم را سخت تر می کند.
وی با اشاره به اینکه پیامدهای خانوادگی و اجتماعی اعتیاد زنان نیز به مراتب عمیقتر از مردان است ، توضیح داد : شاید بتوان گفت آسیبی که در اثر اعتیاد زنان به مواد مخدر بر جامعه و محیط اجتماعی پیرامون مترتب میشود، کمتر از آسیبهای فردی نیست. خانواده هسته اصلی و نهاد بنیادی هر جامعه است و زنان نقش محوری را در خانواده ایفا میکنند و پرورش و تربیت فرزندان نسل بعد که آینده سازان و سرمایههای آتی هر جامعهای محسوب میشوند عموما در دامان زنان صورت میگیرد. اعتیاد زنان به سوء مصرف مواد مخدر به طور منفی فرزندان و خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد و به طور مستقیم و غیر مستقیم، بسیاری از مشکلات و انحرافات اجتماعی از این ناهنجاری ناشی میشود.
فولادی با اشاره به اینکه فروپاشی خانوادههای زنان مصرف کننده از طریق طلاق یا مرگ بر اثر مشکلات جسمی ناشی از اعتیاد از جمله این مسائل است، گفت: در اشکال حاد اعتیاد زنان، بر آسیبها و انحرافات اجتماعی حاد دیگری نیز دامن زده میشود و خشونت، افزایش تجاوز، روابط جنسی خارج از چارچوب، تجارت جنسی، بارداریهای ناخواسته، فروش کودکان، افزایش کودکان کار در جامعه و مواردی از این دست از جمله مسائلی هستند که به شکل مستقیم یا غیر مستقیم با معضل اعتیاد زنان پیوند دارند.

مهمانیهای شبانه با سرو گل
در یکی از خیابانهای حاشیه شهر که از قضا محل خرید و فروش مواد مخدر است در حال قدم زدن هستم، زن و مردی را اتفاقی دیدم. زن جوان به مرد التماس میکرد و مواد مخدر میخواست. مرد بیاعتنا به او، ایستاده بود و گاهی چند قدم برمیداشت و زن هم به دنبالش. هرچه زن بیشتر التماس میکرد بیاعتنایی مرد بیشتر میشد. زن با حالت زار به مرد میگفت«حالم خوب نیست، بده دیگه. به جون سارا و مانیا اگه پول داشتم بهت میدادم، حتما پولش رو چند روز دیگه بهت میدم».
یک روانشناس در گفت و گو با ایرنا اظهار کرد: افراد در دورههای سنتی مختلف دارای شخصیتهای متفاوتی هستند؛ نوجوانی و جوانی یکی از حساسترین مراحل زندگی افراد است که فرد در این مرحله دارای خصوصیاتی مثل استقلالطلبی، خودنمایی، لذتجویی، هیجان طلبی و تاثیرپذیری از گروه دوستان است و در نتیجه زمینه مناسبی برای انحراف بویژه گرایش به مواد مخدر وجود دارد.
دکتر مبینا شهریاری با بیان اینکه اعتیاد زنان به عواملی بستگی دارد، افزود: در علتهای فردی، شخص برای کاهش دردهای جسمانی، کسب لذت، کنجکاوی و کمبود عاطفه و محبت به آن روی میآورد.
وی با اشاره به اینکه پایین آمدن سطح شناخت نسبت به پیامدهای استفاده از مواد مخدر از دیگر علل گرایش به سمت مصرف مواد مخدر است، ادامه داد : افراد سست عنصر به سرعت تحت تاثیر افراد معتاد قرار میگیرند و ناهنجاریها را قبول میکنند، افراد ضعیف و شکننده در برابر مشکلات، بیشتر در معرض خطر ابتلا هستند.
این روانشناس با بیان اینکه در اکثر جوامع تعداد معتادان زندانی مرد بیشتر از معتادان زندانی زن است، گفت: چون زنان معتاد، مواد مخدر را در خانه مصرف میکنند و به همین خاطر مشکلات اعتیاد زنان در جامعه کمتر به چشم میآید.
وی با اشاره به اینکه زنانی که از زندگی زناشویی خود راضی نیستند، احساس میکنند حامی ندارند وخانواده پشتیبان آنها نیستند و پذیرش ندارند، بعد از جدایی بیشتر در معرض استفاده از مواد مخدر قرار دارند، تصریح کرد: زنانی که در زندگی مورد بدرفتاری و خشونت همسر خود قرار میگیرند ممکن است برای غلبه بر درد، اضطراب و ترس ناشی از آن درگیر اعتیاد شوند.
این روانشناس ادامه داد: در مهمانیهای شبانه معروف به مهمانیهای شیطانی، مردان و زنانی که به بهانههای مختلف دور هم جمع میشوند و مصرف مواد نخستین پذیرایی است که در این محفل کذایی قرار دارد.
وی با اشاره به اینکه احساس تنهایی از دیگر عوامل روی آوردن فرد به اعتیاد است و برخی روانشناسان اعتیاد را بیماری تنهایی میدانند، خاطرنشان کرد: افرادی که ارتباط محکم و خوبی با خانواده و دوستان ندارند و جمعگریز هستند و تقریبا همیشه احساس تنهایی میکنند ، برای تحمل شکست در رابطه به مواد مخدر روی میآورند و لذتهای آنی را جایگزین آن مساله میکنند.
شهریاری با بیان اینکه همسران معتاد از مهم ترین عوامل اعتیاد زنان به حساب میآیند، اظهار کرد: این افراد برای اینکه اعتقاد همسر خود را کاهش دهند و همسر برای مصرف مواد مخدر آنها، درگیری ایجاد نکند و حامیشان باشد و به اصطلاح برای مصرف خود، دوست و همراه داشته باشند زنان خود را درگیر مصرف میکنند و در مواقع تنگدستی برای تهیه مواد از زنان معتاد خود به صورت ابزاری بهره میبرند.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از معتادان طبق پژوهشها شخصیت ضد اجتماعی دارند، افزود: این افراد همسر خود را به کارهای نامشروع و خودفروشی وادار کرده و حتی از فرزندان خود برای تکدیگری استفاده میکنند تا مصرف خود را تامین کنند. مردان معتاد حتی دختران کم سن و سال خود را برای گرفتن مواد، به عقد مردان مسن درمیآورند.
این روانشناس با اظهار این که تابآوری و صبر در برابر ناملایمات به اراده افراد بستگی دارد و کسانی که تحمل کمتری دارند بیشتر به سمت اعتیاد کشانده میشوند ، گفت : اعتیاد، نظام خانواده را متلاشی و درآمد خانواده را کم میکند و فرد معتاد نسبت به قوانین اجتماعی و خانوادگی بیتفاوت میشود که زمینه انحرافات را فراهم میکند. در ضمن فرصت ازدواج دختران مجرد معتاد و فرزندان مادران معتاد بسیار کاهش مییابد مگر اینکه فردی مانند خود را انتخاب کنند.
شهریاری با بیان اینکه ارتباط و تاثیر مادر با بچهها بیشتر از ارتباط پدر با فرزند است، ادامه داد: زنان معتاد از طرف خانواده هم طرد میشوند ضمن اینکه جامعه هم آنها را نمیپذیرد چون اعتیاد زنان رفتارهای ضداخلاقی هم به همراه دارد. مادر معتاد نمیتواند نقش مادری خود را حتی به میزان کم ایفا کند و فرزندان این افراد بشدت تحت فشار قرار دارند چون عواطف مادری را احساس نمیکنند.
وی با اشاره به اینکه مادر معتاد نیاز خود را مقدم بر سایر نیازهای افراد خانواده میداند، خاطرنشان کرد: اعتیاد زنان آسیبهای جبران ناپذیری دارد، برخی زنان حتی اگر برای ترک اعتیاد اقدام کنند مورد حمایت خانواده قرار نمیگیرند. همچنین کاهش توجه به بهداشت شخصی، ابتلا به هپاتیت و اچ آی وی در زنان معتاد بسیار زیاد است.
شهریاری گفت: آمار درستی از اعتیاد زنان نداریم اما اعتیاد زنان روز به روز در حال افزایش است. ضمن اینکه کمبود مرکز ترک اعتیاد زنان را در مازندران شاهد هستیم . سه مرکز ترک اعتیاد زنان در شهرهای ساری، بابل و تنکابن در استان هم از امکانات و ظرفیت پذیرش کافی برخوردار نیست.
وی با اشاره به اینکه انتظار است مسئولان برای جلوگیری از ازدواج دختران با افراد معتاد، نظارت بیشتری روی آزمایشهای زمان ازدواج داشته باشند، اظهار کرد: برخی آزمایشهای اعتیاد با سهلانگاری انجام میشود و خانوادهها هم صرف آزمایشی که انجام شده اعتماد میکنند و بعدها متوجه میشوند آزمایش فرمالیته بوده و اعتباری نداشته و فرد مورد نظر معتاد بوده است.
شهریاری خاطرنشان کرد: ترک اعتیاد باید با اراده شخص معتاد صورت گیرد، ترک اعتیاد با زور و جبر، تاثیرگذار نیست و فرد دوباره با شدت بیشتری به سمت اعتیاد گرایش پیدا میکند.

بخشنامه پاسخگوی مسائل اجتماعی زنان نیست
یک ساختار هدفمند در حوزه زنان شاید بتواند مسیر ترک اعتیاد زنان را هموار کند. بر کسی پوشیده نیست ترک اعتیاد در مراکز ترک اعتیاد، فقط بخشی از مسیر است و درمانهای روانشناختی و استفاده از مشاورههای روان درمانی پس از ترخیص از ملزومات ترک اعتیاد برای افراد معتاد است.
یک جامعهشناس به ایرنا گفت: آسیبهای اجتماعی به عوامل متعدد از قبیل اقلیم، شغل، جنسیت و بسیاری از عوامل دیگر بستگی دارد و اعتیاد به عنوان یکی از فراگیرترین آسیبهای اجتماعی، ساحتهای مختلف انسان و جامعه را هدف قرار میدهد.
دکتر شعبان بزرگی با اشاره به اینکه زنان در طول تاریخ در اکثر جوامع، به عنوان جنس دوم یا جنس دیگر، عرفی شدن را پذیرفتند و با چنین شرایطی در فرآیند جامعهپذیری در مقابل بحرانهای اجتماعی، آسیبپذیرتر بودهاند، اظهار کرد: اعتیاد زنان، مساله چند ساحتی است که ابعاد بسیار گستردهای برای بهبود وضعیت نامطلوب، طلب میکند.
وی با بیان اینکه زنان در طول تاریخ، با توجه به نقشهایی که در فرآیند اجتماعی شدن فرزندان، تولید فرزند و پرورش و مدیریت خانواده داشتند ویژگیهای سازمانی بسیاری از نهادهای اجتماعی مانند خانواده، آموزش و پرورش، اقتصاد و دیگر مسائل را درون بافتار خویش جای دادهاند، افزود: در واقع آسیبشناسی اعتیاد زنان نشان میدهد که زنان به دلیل اینکه ستون ساختاری نهادهای اجتماعی هستند به ساختار نهادی هم آسیب وارد میآید.
این پژوهشگر تصریح کرد: به دلیل اینکه نظام اجتماعی و در پی آن نظام سیاسی در جامعه ایرانی، نظامی پدرسالارانه بوده است ، قوانین نیز توسط مردان و برای مردان تحریر شده و تقریر این تحریر در سطح زیرساختهای فرهنگی، یکی از اصلیترین موانع رشد، توسعه و یکپارچگی هویت و وجدان جمعی زنان نسبت به جامعه متعصب است.
بزرگی ادامه داد: روح آنچه به عنوان وجدان جمعی مینامیم در زنان باعث عدم تقویت و ترمیم مسئولیتهایی است که جامعه در مقابل زنان دارد ، اما در دهههای اخیر جنبشهای مدنی و خیرخواهانه که عمومی با جذب حداکثری زنان، گسترش یافته است تغییرات بسیار عمیقی در مطالبات و نقش زنان ایجاد کرده است.
وی با اشاره به اینکه حل مساله زنان بویژه در حوزه اعتیاد به انواع مواد مخدر، باید به شکل امری بینالنهادی مورد بررسی قرار گیرد، گفت:همیاری نهادهای اجتماعی، همپای سازمانهای متولی امر و تقویت پایههای تشکلهای مدنی، میتواند مطالبات عرفی زنان را تغییر داده و با کمک شبکههای رسمی تولید قدرت، به قانون تبدیل شود.
این جامعهشناس خاطرنشان کرد: نگه داشتن مطالبات مشروع زنان در حد بخشنامه میتواند لشکر اعتیاد را بیشتر به دامن جامعه بکشاند. زنان برای آن که بر آسیبهای اجتماعی غلبه کنند به قانون نیاز دارند نه بخشنامه.
بزرگی یادآور شد: قانونگذاری مردانه در جامعه ایرانی باید به صورت دیگری و در متنی تازه جریان یابد. قانون نگاری مطالبهگرایانه باید جایگزین بخشنامههای فصلی حمایتی و قیممآبانه شود. شورایی از زنان در سازمانهای متبوع و متولی امر اعتیاد زدایی میتواند کلید حل زیربنایی تمایز و تبعیض جنسیتی باشد.
براساس مشاهدات میدانی میتوان ادعا کرد مردان بعد از ترک اعتیاد میتوانند از شرایط امن خانواده بهره برده و از مراقبتهای بعد از ترخیص برخوردار شوند. اما زنانی که همسر، برادر و یا پدر معتاد دارند در صورت اراده شخصی برای ترک اعتیاد، دوباره به آن محیط ناامن برمیگردند و مانند عاطفه، زمینه اعتیاد مجدد دارند. به نظر میرسد توجه به شرایط ترک اعتیاد برای زنان باید از سوی مسئولان متولی مورد توجه قرار گیرد تا ورای کمبودهای قانونی و اصرار برخی مردان معتاد بر معتاد بودن همسران خود، زنان معتاد بتوانند مسیر درستی را در ترک اعتیاد طی کنند.