نویسنده: violet_k8419
نسل Z، دستور نمیپذیرد! بچهها را چطور همراه کنیم؟

گاهی والدین با چالشی مواجه میشوند که نمیدانند ریشهاش در کجاست: چرا فرزندشان به حرفهایشان گوش نمیدهد؟ چرا درخواستها و هشدارهایشان نادیده گرفته میشود؟ آیا این «نافرمانی» نشانه لجبازی کودک است یا مرحلهای طبیعی از رشد او؟ پاسخ به این پرسشها، نیازمند درک دقیقتری از روانشناسی کودک و نوجوان است.
در روزگار ما که سرعت تغییرات رفتاری و فکری کودکان و نوجوانان سرسامآور است، دیگر نمیتوان با نسخههای قدیمیِ تربیتی، مسیر تربیت را ادامه داد. بچههای امروز، حرف شنویشان را با منطق، احترام و تعامل معنا میکنند، نه با فرمان و اطاعت. و والدینی که این تفاوت را نبینند، ناخواسته وارد یک میدان فرسایشی خواهند شد؛ میدان سوءتفاهمها، لجبازیها و سکوتهای سرد. برای فهمیدن اینکه چرا فرزندان گاهی گوش نمیدهند، اول باید دانست چگونه باید شنیده شوند.
در همین راستا با دکتر سیما فردوسی، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، به گفتوگو نشستیم. او در این گفتوگو به نکاتی کلیدی درباره ریشههای نافرمانی کودکان و نقش والدین در شکلگیری آن اشاره میکند.
نافرمانی یا مرحلهای از رشد؟
سیما فردوسی، روانشناس در ابتدا تأکید میکند:«همه گوش نکردنها یک علت ندارد و ممکن است به دلایل مختلفی باشد. مثلاً ممکن است خودِ مادر یا پدر رفتار خشنی داشته باشند یا توقعاتی خیلی بالا و خارج از توان فرزندشان داشته باشند. یا ممکن است باعث دلخوری بچه شده باشند، حالا بچه هم دارد تلافی میکند یا عمل متقابل بهمثل انجام میدهد و گوش نمیدهد.
همه گوش نکردنها یک علت ندارد و ممکن است به دلایل مختلفی باشد
البته در دو مقطع سنی هم این رفتار طبیعی تلقی میشود. در حدود ۴ سالگی، بچهها میخواهند خیلی چیزها را خودشان تجربه کنند، محیط پیرامونشان را بشناسند. ممکن است کاری را که به آنها گفتهاند انجام نده، فقط به خاطر تجربه کردن انجام دهند. مرحله بعدی در دوره نوجوانی است؛ در این دوره هم نه اینکه بخواهند والدین را ناراحت کنند، بلکه میخواهند ادعای یک هویت مستقل برای خودشان داشته باشند. یعنی بگویند “من رأساً تصمیم میگیرم، من بچه نیستم و لازم نیست حتماً به آنچه شما میگویید گوش بدهم”. اینها مراحلی از رشد هستند.
سبک تربیتی والدین؛ کلید همراهی یا مقاومت
فردوسی درباره تأثیر سبک تربیتی والدین میگوید:«اگر والدین از حالت تعادل خارج شوند و دچار افراط یا تفریط شوند، یعنی یا بسیار سختگیر باشند یا بیش از حد سهلگیر، هر دو حالت مضر است. اگر والدین خیلی سخت بگیرند، بچه رفتار عکس را انجام میدهد؛ میخواهد تلافی کند. اگر خیلی آسانگیر باشند، بچه هر کاری دلش بخواهد میکند و باز هم به حرف والدین گوش نمیدهد؛ چون آنها را مظهر اقتدار نمیبیند. اینجاست که افراط و تفریط در روشهای تربیتی پاسخ نمیدهد و والدین باید آن حد متعارف از اقتدار را داشته باشند.
تکرار و فریاد؛ روشهایی بیاثر برای نسل امروز
او در ادامه نسبت به تکرار مداوم دستورها یا فریاد زدن هشدار میدهد:«امر و نهی زیاد، بهویژه برای نسل امروز، که در واقع نسل Z را تشکیل میدهد، اثر معکوس دارد. این بچهها از تکرار بدشان میآید. بنابراین، وقتی والدین یک مطلب را خیلی تکرار میکنند، بچهها واکنش معکوس نشان میدهند. یعنی والدین هرچه بیشتر تکرار کنند، نتیجه عکس میگیرند.
مهارتهایی که والدین باید بلد باشند
این روانشناس تربیتی درباره مهارتهای مورد نیاز والدین برای همراه کردن بچهها چنین توضیح میدهد:« والدین باید رفتاری معقول داشته باشند و همچنین نظم و قانونگرایی را مطرح کنند. یعنی خانواده قانون دارد و اگر ما به تو میگوییم کاری را انجام بده، بر اساس قانون خانواده است که میگوییم. باید بچهها را تشویق کرد که قانونگریز نباشند و بدانند که خانواده هم مثل هر جای دیگری مقرراتی دارد که باید آنها را اجرا کرد.
رابطهای دوطرفه میان گوش دادن
به باور این روانشناس، میزان گوش دادن بچهها به والدین، به شدت تحت تأثیر گوش دادن والدین به بچههاست. او تصریح میکند:« این تأثیر متقابل است. البته والدین باید ببینند خواسته کودکانشان معقول است یا نه، چون به هر چیزی هم نمیشود گوش داد. اگر خواستهای طبیعی و معقول است و جزو نیازهای بچه محسوب میشود، و ما روی آن پافشاری کنیم یا لجبازی کنیم و اجابتش نکنیم، معلوم است که آنها هم جریتر میشوند و ممکن است بخواهند تلافی کنند. رفتارهای بسیار سختگیرانه، وسواسگونه یا تحقیرآمیز از سوی والدین موجب لجبازی بچهها میشود.
همکاری بیشتر با روشهایی غیر از تنبیه بدنی
فردوسی در پاسخ به این پرسش که برای افزایش مشارکت و همکاری کودکان در خانه چه باید کرد، تأکید میکند:«تنبیه بدنی اصلاً جایز نیست و به هیچ وجه نباید بچهها را کتک زد، چون پیامدهای بسیار بدی دارد. ما باید بچهها را تشویق کنیم به اینکه در خانواده مسئولیتپذیر باشند، قانون و مقررات را رعایت کنند. اگر این کارها را بکنند، قطعاً مورد تأیید و تشویق قرار میگیرند.
او در مورد تنبیههایی مانند گرفتن گوشی تلفن نیز میگوید:«اینگونه محرومیتها و محدودیتها هم باید از قبل با بچهها طی شود. باید به آنها گفته شود که اگر رفتاری نادرست داشته باشند، ممکن است مثلاً برای یک روز گوشیشان گرفته شود؛ البته اگر رفتار درستی داشته باشند، تایید، تشویق و پاداش هم در انتظارشان است.»
احساس خستگی را جدی بگیرید

تا به حال شده با صدای زنگ ساعت، از دل یک خواب طولانی بیدار شوید اما حس کنید اصلاً نخوابیدهاید؟ یا روزی را سپری کرده باشید که هیچ کار خاصی نکردهاید، اما انگار کوه جابهجا کردهاید؟ این خستگی همیشگی، این کسالتی که مثل سایه دنبالمان میآید، از کجاست؟ چرا بدن و ذهنمان دیگر مثل قبل سرحال نمیشوند، حتی وقتی به ظاهر «همهچیز» خوب است؟
در روزگاری که زندگی شهرنشینی، تغذیه ناصحیح، استرسهای مزمن و سبک زندگی بیتحرک، همه و همه بر سلامت جسم و روان ما سایه افکندهاند، خستگی مداوم دیگر یک شکایت ساده نیست؛ زنگ خطری است برای سلامت پنهان ما.
برای یافتن پاسخ به این معمای روزمره، سراغ دکتر رضا ایلخانی، متخصص طب سنتی ایرانی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی رفتیم. او با روایتی دقیق و کاربردی، از مهمترین دلایل خستگیهای مزمن و خوابآلودگیهای روزانه میگوید.
خواب و کمخوابی؛ ریشه نخست خستگی
دکتر رضا ایلخانی، متخصص طب سنتی در ابتدای صحبتهایش اشاره میکند که خستگی در علم پزشکی، علل مختلفی دارد. در پزشکی، بر اساس تجربه و مطالعات، مهمترین و رایجترین عامل آن کمخوابی است. کمخوابی و دیرخوابی همزمان، از دلایل اصلی احساس خستگی مداوم است.
هر انسان بالغ، بر حسب مزاج خود، به طور معمول بین ۶ تا ۸ ساعت خواب در شبانهروز نیاز دارد. مزاجهای گرم و خشک به خواب کمتری نیاز دارند (حدود ۶ ساعت)، در حالی که مزاجهای سرد، به حدود ۸ ساعت خواب احتیاج دارند.
کمخوابی و دیرخوابی همزمان، از دلایل اصلی احساس خستگی مداوم است
به گفته ایلخانی، با توجه به سبک زندگی شهرنشینی و مشغلههای کاری، بسیاری از مردم دیر میخوابند و صبح زود باید سر کار بروند؛ بنابراین دچار کمخوابی مزمن میشوند.
او تأکید میکند: خواب، فقط به کمیت آن محدود نمیشود. کیفیت خواب نیز اهمیت دارد. بهترین زمان خواب، یکسوم میانی شب است. اگر شب را از اذان مغرب تا اذان صبح یا نهایتاً طلوع آفتاب در نظر بگیریم، این بازه را به سه قسمت تقسیم میکنیم. بهترین زمان برای شروع خواب، یکسوم اول شب است، و کل یکسوم وسط شب زمان طلایی خواب محسوب میشود.
مصرف زیاد سردیجات؛ مزاج مغز را سرد میکند
ایلخانی دومین عامل مهم خستگی را از دیدگاه طب سنتی، افراط در مصرف سردیجات میداند. او میگوید: وقتی خوراکیهایی با مزاج سرد زیاد مصرف میشود، کیفیت سردی بر مغز غلبه میکند و مغز نیاز به استراحت بیشتری پیدا میکند. در نتیجه فرد دچار خوابآلودگی و خستگی میشود.
او با ذکر مثالهایی میافزاید: شایعترین سردیجات در لبنیات، ماست و دوغ هستند. در میان میوهها نیز میوههای تابستانی مانند خیار، گوجه، هندوانه، هلو و طالبی عموماً مزاج سرد دارند. مصرف زیاد این مواد، بهویژه در شب، میتواند خواب را سنگینتر و بیدار شدن را دشوارتر کند. در طول روز نیز مصرف زیاد این مواد میتواند باعث خوابآلودگی شود.
نوشیدن بیش از حد آب؛ عاملی پنهان اما مؤثر
به گفته ایلخانی، نوشیدن آب بیش از حد نیاز بدن نیز یکی از عوامل خستگی روزانه است. او تصریح میکند: آب دارای مزاج سرد و تر است. مصرف زیاد آن، بهویژه در شب، باعث غلبه سردی بر مغز میشود و خوابآلودگی و خستگی را در پی دارد.
او در پاسخ به این پرسش که منظور از “نوشیدن بیش از حد آب” چیست، میگوید: ما مبنای ثابتی مثل هشت لیوان آب در روز نداریم. حتی در طب جدید هم این نظریه تقریباً کنار گذاشته شده است. نیاز بدن به آب تحت تأثیر عواملی مثل میزان تعریق، دمای محیط، فعالیت بدنی و غیره قرار دارد.
ایلخانی ادامه میدهد: مبنای نوشیدن آب باید احساس تشنگی باشد. از نظر طب سنتی، حتی هنگام نوشیدن آب، نباید کاملاً سیراب کرد. یعنی همیشه باید کمی احساس تشنگی باقی بماند. کسانی که بدون احساس نیاز، صرفاً از روی عادت یا علاقه آب زیادی مینوشند، ممکن است دچار خستگی مزمن شوند.
غلبه بلغم؛ خستگی با ریشه مزاجی
از دیگر علل مهمی که ایلخانی بر آن تأکید میکند، غلبه بلغم در بدن است. او میگوید: افرادی که دچار غلبه بلغم هستند، معمولاً احساس خستگی، بیحالی و خوابآلودگی در طول روز دارند. این حالت نوعی بیماری محسوب میشود و باید توسط پزشک طب سنتی تشخیص و درمان شود.
در پاسخ به این سؤال که چگونه میتوان متوجه غلبه بلغم شد، ایلخانی توضیح میدهد: علائم مختلفی دارد؛ از جمله احساس سنگینی بدن، جاری شدن آب دهان هنگام خواب، ترش کردن معده در صورت تجمع بلغم در معده، و احساس سرمای زودهنگام در مقابل باد کولر. اگر بلغم در مغز غالب شود، علائمی مانند کندذهنی و فراموشی نیز دیده میشود.
غلبه خون؛ خواب زیاد و بیکیفیت
به گفته ایلخانی، یکی دیگر از دلایل خستگی و خوابآلودگی، غلبه خون (دم) در بدن است. او میگوید: این افراد معمولاً از خواب سیر نمیشوند و دچار خوابآلودگی مداوم هستند. اهدای خون، حجامت یا فصد میتواند در بهبود حال آنان مؤثر باشد. البته تشخیص دقیق این وضعیت نیز باید توسط پزشک متخصص طب سنتی صورت گیرد.
کمخونی؛ عامل شایع در بانوان
ایلخانی یکی دیگر از علل خستگی را کمخونی میداند. او تأکید میکند: کمخونی بهویژه در میان بانوان، به دلیل عادت ماهانه، شایع است. این افراد معمولاً دچار ضعف و بیحالی بوده و نیاز مکرر به خواب دارند. درمان این وضعیت نیز مستلزم بررسی و اصلاح کمخونی است.
استرس و استفاده زیاد از فضای مجازی میتواند باعث خستگی چشم، ذهن و در نهایت خستگی عمومی بدن شود
این متخصص طب سنتی با اشاره به تأثیر عوامل روحی، دارویی و محیط های مجازی و تنشهای روزمره، میگوید: استرس و استفاده زیاد از فضای مجازی نیز میتواند باعث خستگی چشم، خستگی ذهن و در نهایت خستگی عمومی بدن شود.
او همچنین به برخی بیماریها اشاره میکند: کمکاری تیروئید، افسردگی، یا عوارض داروهایی مثل داروهای اعصاب، میتوانند منجر به خستگی و خوابآلودگی شوند. این نوع خستگی علاوه بر جسم، روح و ذهن را نیز درگیر میکند.
چای کهنهدم؛ خوابآور پنهان
نکته جالبی که ایلخانی به آن اشاره میکند، چای کهنهدم است. او میگوید: در بسیاری از ادارات، چای را ابتدای صبح دم میکنند و تا ۱۱- ۱۲ ظهر از همان استفاده میکنند. این چای کهنهدم، برخلاف چای تازه، خاصیت خوابآور دارد و موجب خستگی میشود.
کِی باید نگران باشیم؟
در پاسخ به این پرسش که چگونه متوجه شویم خستگی ما نشانه بیماری پنهان است، ایلخانی میگوید: ما ابتدا باید عوامل ساده را بررسی و اصلاح کنیم. اگر کمخوابی داریم، آن را جبران کنیم. مثلاً در فصل تابستان، خواب نیمروزی ۳۰ تا ۶۰ دقیقهای توصیه میشود. اگر مصرف آب یا سردیجات بیش از حد است، باید تعدیل شود.
او ادامه میدهد: اگر پس از رعایت این موارد، باز هم احساس خستگی باقی ماند، احتمال وجود بیماری پنهان مطرح است. در این شرایط، فرد باید با شرح حال دقیق به پزشک مراجعه کند.
در پایان، این متخصص طب سنتی و استاد دانشگاه توصیه میکند: افرادی که از خستگی مزمن رنج میبرند، باید بدانند این وضعیت مانع بهرهوری از وقت، انرژی و عمرشان است. خستگی مزمن یعنی توانایی انجام کارها کاهش مییابد، تمرکز کم میشود و عمر به بطالت میگذرد. بنابراین حتماً باید زمان بگذارند، علت را شناسایی کرده و تحت درمان قرار بگیرند.
خستگی مزمن یعنی توانایی انجام کارها کاهش مییابد، تمرکز کم میشود و عمر به بطالت میگذرد
او درباره ورزش نیز خاطرنشان میکند: «ورزش بخش مهمی از سبک زندگی سالم است و برای انجام آن، امکانات خاصی نیاز نیست. در همان اتاق خواب با حداقل فضا و تنها با ۱۰ دقیقه فعالیت فیزیکی، فرد میتواند جریان خون را بهبود ببخشد، عرق کند، سرعت تنفسش را بالا ببرد و از فواید ورزش بهرهمند شود.»
ویتامینهایی که برای حفظ ایمنی دهان و دندان ضروری است

دندانها مانند بخشهای دیگر نیازمند حفظ سلامتی و تقویت هستند. برای این منظور باید مواد مغذی و لازم خود را دریافت کنند. ویتامینها از جمله این مواد مغذی بوده که به استحکام آنها کمک میکنند.
دندانها جزو مهمترین بخش از بدن انسان است که در عملکرد جایگزینی ندارد. معمولا اولین موضوعی که در سلامتی آنها به ذهن افراد متبادر میشود، استفاده از مسواک و یا در نهایت نخ دندان است. اما بر اساس آخرین مطالعات این موارد نمیتواند کافی باشد و نیازمند مکملهایی از جمله ویتامینها و مواد معدنی است.
در این میان استفاده از انواع غذاها و یا رژیم مخصوص میتواند در کنار اقدامات دیگر، سلامتی دندان و لثه را ضمانت کند. ما در این مطلب به شما درباره اینکه چه ویتامینهایی را میتوانید برای کمک به سلامتی دندانها مصرف کنید، توضیح خواهیم داد.
ویتامین A
یکی از محافظین طبیعی دندان در قبال میکروبها و باکتریهای بزاق دهان است. همچنین بزاق دهان میتواند از پوسیدگی دندان جلوگیری کند. ویتامین A نقش مهمی در سلامت بزاق و همچنین سیستم ایمنی دهان دارد. لازم به توضیح است بزاق از عوامل اصلی تجزیه و تحلیل غذا و بهبود دهان است
ویتامین A را میتوان در گوشت قرمز، جگر، انواع ماهی، زرده تخم مرغ، کلم پیچ، کلم برگ، اسفناج، سبزیجات زرد رنگ، سیب زمینی شیرین و طالبی یافت. موارد گفته شده دارای مقدار زیادی بتاکاروتن هستند که در بدن به ویتامین A تبدیل میشوند.
بنابراین، مصرف متعادل این مواد غذایی نه تنها به سلامت کلی بدن کمک میکند، بلکه سلامت دندانها و دهان را نیز از طریق بهبود عملکرد بزاق و تقویت سیستم ایمنی تضمین میکند.
کلسیم
کلسیم یکی از حیاتیترین عناصر معدنی برای بدن انسان است، به ویژه برای حفظ سلامت و استحکام استخوانها، فک و دندانها. از دوران کودکی، تأمین کلسیم کافی برای رشد و تکامل صحیح این ساختارها ضروری است. مینای دندان که سختترین بخش بدن انسان است، بخش عمدهای از ساختار خود را مدیون کلسیم است. این ماده معدنی نقش اساسی در حفظ استحکام و مقاومت مینای دندان در برابر اسیدها و عوامل پوسیدگی دارد.
کمبود کلسیم میتواند عواقب جدی برای سلامت دهان و دندان داشته باشد. در صورت عدم دریافت مقادیر کافی کلسیم، خطر ابتلا به التهاب و بیماریهای لثه افزایش مییابد و همچنین دندانها بیشتر مستعد پوسیدگی میشوند. این کمبود میتواند منجر به ضعیف شدن ساختار دندان و افزایش حساسیت آنها گردد. بنابراین، توجه به تأمین کلسیم از طریق رژیم غذایی مناسب، امری ضروری برای پیشگیری از مشکلات دهان و دندان است.
منابع اصلی تأمین کلسیم برای بدن شامل محصولات لبنی مانند شیر، ماست و پنیر است که به وفور در دسترس هستند. با این حال، علاوه بر لبنیات، منابع دیگری نیز وجود دارند که میتوانند به تأمین کلسیم مورد نیاز بدن کمک کنند. ماهیهای چرب مانند ساردین و سالمون، سبزیجات برگ سبز تیره همچون کلم بروکلی و اسفناج، و همچنین مغزهایی مانند بادام درختی، سرشار از کلسیم هستند. در مواردی که از طریق رژیم غذایی، کمبود کلسیم همچنان ادامه داشته باشد، مشورت با پزشک و استفاده از مکملهای کلسیم میتواند راهگشا باشد.
پتاسیم
پتاسیم، یک ماده معدنی حیاتی، نقش مهمی در حفظ تراکم و استحکام استخوانها ایفا میکند. این ماده معدنی در کنار کلسیم، به تقویت ساختار استخوانها و فک کمک کرده و از ضعف و شکنندگی آنها جلوگیری مینماید. علاوه بر این، پتاسیم در سلامت لثهها نیز نقش بسزایی دارد؛ به طوری که با جلوگیری از خونریزی لثه، به حفظ سلامت بافتهای نگهدارنده دندان کمک میکند. پتاسیم همچنین در فرآیند ترمیم زخمها و جراحتهای دهان و دندان مؤثر است و به بهبود سریعتر آنها یاری میرساند.
منابع غذایی فراوانی وجود دارند که میتوانند پتاسیم مورد نیاز بدن را تأمین کنند. موز، سیب زمینی، آووکادو، انواع لوبیا، آلو، قارچ، و همچنین محصولات لبنی مانند شیر، ماست و پنیر، از مهمترین منابع پتاسیم محسوب میشوند. گنجاندن این مواد غذایی در رژیم غذایی روزانه، راهی طبیعی و مؤثر برای دریافت مقادیر کافی پتاسیم است که فواید متعددی برای سلامت عمومی بدن، به ویژه سلامت استخوانها، دندانها و لثهها دارد.
تأمین پتاسیم از طریق تغذیه صحیح، نه تنها به استحکام استخوانها و دندانها کمک میکند، بلکه با پیشگیری از مشکلات لثه و تسریع در ترمیم جراحات دهانی، به حفظ سلامت کلی دهان و دندان یاری میرساند. بنابراین، توجه به مصرف متعادل مواد غذایی حاوی پتاسیم، گامی مهم در جهت داشتن لبخندی سالم و زیبا است.
فسفر
فسفر یکی از عناصر معدنی ضروری است که نقش حیاتی در حفظ ساختار و استحکام دندانها، به ویژه در تقویت مینای دندان، ایفا میکند. این عنصر به تنهایی قادر به انجام وظایف خود نیست، بلکه در همکاری نزدیک با کلسیم، به جذب بهتر آن در بدن کمک میکند. در واقع، فسفر به عنوان یک همراه ضروری برای کلسیم عمل کرده و با تسهیل فرآیند جذب کلسیم، به حفظ سلامت و مقاومت مینای دندان کمک شایانی میکند.
برای دریافت مقادیر کافی فسفر و جلوگیری از آسیب به استخوانها و دندانها، توصیه میشود از منابع غذایی غنی از این عنصر استفاده کنید. گوشت، انواع حبوبات از جمله عدس، ماهی، تخم مرغ، محصولات لبنی و آجیل، همگی منابع عالی فسفر هستند. گنجاندن این مواد غذایی در رژیم غذایی به طور منظم، به حفظ سلامت استخوانها و دندانها کمک کرده و از بروز مشکلات ناشی از کمبود فسفر جلوگیری میکند.
ویتامین C
ویتامین C به عنوان یک آنتیاکسیدان قوی، نقشی حیاتی در حفظ سلامت بافت لثه و استحکام آن ایفا میکند. این ویتامین ضروری، در فرآیند تولید کلاژن، پروتئینی که برای ساختار و ترمیم بافتهای همبند ضروری است، نقش مستقیم دارد. کلاژن به حفظ سلامت و انعطافپذیری لثهها کمک کرده و آنها را در برابر آسیب مقاوم میسازد. بنابراین، دریافت کافی ویتامین C برای جلوگیری از مشکلات لثه و حفظ سلامت کلی دهان و دندان اهمیت بالایی دارد.
کمبود ویتامین C میتواند منجر به عواقب نامطلوبی برای سلامت دهان و دندان شود. التهاب و خونریزی لثه، بیماریهای پریودنتال که ناشی از عفونتهای باکتریایی در لثه هستند، و حتی سست شدن دندانها، از جمله عوارضی هستند که در صورت کمبود این ویتامین ممکن است رخ دهند. برای اطمینان از دریافت کافی ویتامین C، مصرف منابع غذایی غنی از آن مانند سیب زمینی، انواع توتها، گوجه فرنگی، مرکبات، فلفل، سیب زمینی شیرین، کلم بروکلی و کلم پیچ توصیه میشود.
ویتامین D
این ویتامین از اثرگذارین ویتامینها در موضوع سلامتی دهان و دندان است. مطالعات وبررسیها نشان میدهد این نوع ویتامین نقش تعیین کنندهای در جذب فسفر و کلسیم برای بدن دارد. کمبود ویتامین D اثرات نامطلوب از جمله بیماریهای دهان، پوسیدگی دندان و عفونت لثه را در پی دارد.
بهترین تامین کننده ویتامین D نور خوشید است اما در کنار آن میتوان از کنسرو ماهی، جگر گاو، زرده تخم مرغ، شیر، آب پرتقال و غلات استفاده کرد.
نکته پایانی
قطعا استفاده از انواع ویتامینها هر کدام در حفظ ایمنی و سلامتی دهان، دندان و لثهها موثر هستند اما به این بدان معنا نیست که از رعایت بهداشت دهان و دندان استنکاف کرد. شما علاوه بر استفاده از انواع مواد غنی و معدنی برای دندانهای خود، باید به طور مرتب از مسواک و خمیردندان استفاده کرده و در کنار آن برای مشاوره به پزشک متخصص برای حفظ و حراست از دندانهای خود مراجعه کنید.
شربت بهارنارنج، خوشعطر و خنک برای تابستان

شربت بهارنارنج از جمله نوشیدنیهای اصیل و سنتی است که استفاده از آن تابستانهای گرم را برای شما قابل تحمل میکند. شربتی خوش عطر که نوشیدن خنک آن در کنار خانواده لذتی ماندگار برای شما ایجاد خواهد کرد.
نارنج از جمله درختان معروف جهانی است که از تمامی محصولات آن از جمله شکوفه تا میوه آن قابل استفاده است، درعین حال دارای خواص پزشکی بسیار زیادی است. عطر این درخت که ناشی از پدیدار شدن شکوفههای آن در فصل بهار بوده و به بهارنارنج معروف است، برای کسانی که اهل سفر باشند یاد و خاطره شهر شیراز را زنده نگه میدارد.
شکوفه بهارنارنج که از آن برای شما بیشتر خواهیم گفت، دارای خواص پزشکی از جمله تسکین و آرامش اعصاب، رفع اختلالات گوارشی، رفع اختلالات خواب، تقویت سیستم ایمنی بدن، جلوگیری حمله قلبی و حتی کمک به لاغری است.
همچنین از بهارنارنج محصولات خوراکی زیادی شامل مربا، دمنوش، عرقیجات و شربت میتوان تهیه کرد که ما قصد داریم که بعنوان محصولات سنتی سالیان سال در بین مردم ایران استفاده میشود. اما در این مطلب تلاش میکنیم از نحوه تهیه شربت آن برایتان بگوییم که در روزهای گرم تابستان در میان اعضای خانواده مشتریهای دائمی دارد.
شربت بهار نارنج از جمله شربتهای اصیل و سنتی در ایران مخصوصا در شهر شیراز است که طعم و عطر آن همیشه برای ایرانیان، یادآور این شهر خواهد بود. این شربت علاوه بر تامین آب بدن در فصول گرم سال، به شادابی پوست و بهبود فشار خون نیز کمک کرده و تسکین دهنده اعصاب است. با ما برای نحوه چگونگی ساخت این شربت با دو شیوه عرق بهارنارنج و شکوفه بهارنارنج همراه باشید.
اقلام مورد نیاز برای تهیه شربت بهارنارنج با عرق بهارنارنج
عرق بهار نارنج: ۲ لیوان
آب: ۳ لیوان
شکر: ۵ لیوان
آب لیموترش تازه: ۳ قاشق غذاخوری
گلاب: یک چهارم لیوان
زعفران دم کرده: به میزان دلخواه
مدت زمان آماده سازی مواد شربت ۱۰ دقیقه و مدت زمان پخت شربت بهار نارنج در حدود نیم ساعت پیشبینی میشود.
شیوه اول
در ابتدا شکر را به همراه آب داخل ظرف ریخته و با حرارت پایین شروع به هم زدن این ترکیب کنید. این اقدام را تا حل شدن ذرات شکر در آب ادامه دهید.
سپس عرق بهارنارنج را به همراه زعفران دم کرده و مقداری گلاب به ظرف حامل آب و شکر اضافه کنید.
در این بخش ترکیب آماده شده را دوباره بر روی شعله گاز قرار دهید تا کمی از آب آن تبخیر شده و محتوای آن غلیظ شود.
در ادامه آب لیموترش را که به صورت تازه تهیه کردهاید را به این ترکیب اضافه کنید. پس از ۵ دقیقه شعله گاز را خاموش کنید.
شربت شما آماده است اما باید آن را خنک کرده و داخل ظروف شیشهای دارای در ریخته و در یخچال نگهداری کنید. در جریان باشید برای تهیه یک لیوان شربت بهارنارنج ترکیب آب سرد، دو قاشق غذاخوری از محتوای رقیق شده شربت و نیز کمی یخ یا پودر یخ کفایت میکند.
شیوه دوم
اقلام مورد نیاز برای تهیه شربت بهار نارنج با شکوفه
شکوفه بهار نارنج تازه: ۴ لیوان
آب لیموی تازه: ۲ قاشق غذاخوری
شکر: ۳ لیوان
آب: ۳ لیوان
هل سبز پودر شده: نصف قاشق مرباخوری
مدت زمان آماده سازی مواد شربت بهارنارنج، ۱۲ ساعت و مدت زمان پخت آن با شکوفه بهارنارنج یک ساعت پیشبینی میشود.
تهیه این شربت با شکوفه بهارنارنج کمی متفاوت از عطر آن است. استفاده از شکوفههای تازه و معطر در تهیه شربت آن بسیار موثر بوده و طعم خوبی را برای مصرف کننده آن ایجاد میکند.
ابتدا شکوفههای بهارنارنج را پرپر کرده و آن را به خوبی بشویید.
سپس شکوفههای شسته شده داخل ظرفی بهمراه دو لیتر آب بر روی شعله گاز قرار دهید. زمانی که آب داخلی ظرف به جوش آمد در همان ابتدای جوش آمدن شکوفههای بهارنارنج را بوسیله آبکش جدا کرده و با آب خنک بشویید. این اقدام را سه بار مداوم تکرار کرده تا تلخی شکوفهها گرفته شود.
در ادامه شکوفههای بهار نارنج را در ظرفی فلزی به همراه آب سرد ریخته و شکر را به آن اضافه کنید. این ترکیب باید به مدت ۱۲ ساعت با شرایط ذکر شده در یخچال بماند.
پس از مدت تعیین شده، ظرف فلزی را بر روی شعله گاز قرار داده تا پس از جوشیدن کمی آب آن گرفته شده و غلیظ شود.
بعد از این میتوانید به ترکیب غلیظ شده پودر هل و آب لیموی تازه اضافه کرده و دوباره بر روی شعله گاز قرار دهید. به محض جوشیدن ترکیب، شعله گاز را خاموش کرده و اجازه دهید تا ترکیب تهیه شده خنک شود. شربت برای سرو شدن آماده است.
نکات مهم در تهیه شربت بهار نارنج
استفاده از زعفران در تهیه شربت بهارنارنج اجباری نیست و شما میتوانید از آن استفاده نکنید.
در شربتی که با عرق بهارنارنج تهیه میشود میتوانید از مواد خوش عطری همچنین گل محمدی، هل و یا حتی عرق بیدمشک استفاده کنید.
در تهیه شربت بهارنارنج به جای شکر میتوانید از عسل استفاده کنید. استفاده از آب لیموی تازه باعث میشود شربت شما شکرک نزند.
چه ژنهایی از والدینمان به ارث میبریم؟

همه ما دو مجموعه ژن داریم که از والدین خود به ارث میبریم. اما آیا میدانید کدام ژنها از طرف پدر و کدام از طرف مادر است و اصولا چقدر ژن از هر یک از والدین خود دریافت میکنیم؟
در تعداد ژنهایی که زنها و مردها از والدین خود به ارث میبرند، تفاوت مختصری وجود دارد. ۵۰ درصد DNA زنها از پدر و ۵۰ درصد دیگر از مادرشان است. اما مردها ۵۱ درصد از DNA خود را از مادر و ۴۹ درصد آن را از پدرشان به ارث میبرند.
ژنهای پدر
قد: ژنهای مربوط به قد را از هر دو والد خود به ارث میبریم اما ژنهای IGF (فاکتور رشد شبهانسولین) پدر قویتر است و تاثیر بیشتری در رشد و قدکشیدن ما دارد.
مشکلات دندانی: دندانهای کج و دندانهایی که زود خراب میشوند، معمولا در ژنهای پدر نهفته هستند و به ما میرسد.
جنسیت: زن یا مرد بودن ما با ژنهای X و Y پدر تعیین میشود. دو تا کروموزوم X برای زنها و دو کروموزوم X و Y برای مردهاست.
ذخیره چربی: ما در بدنمان دو نوع چربی قهوهای و سفید داریم. چربی قهوهای که برای تجزیه گلوکز در بدن استفاده میشود، از مادرانمان به ارث میرسد اما چربی سفید را از پدرانمان میگیریم. چربی سفید بیشتر برای ذخیره انرژی است و اگر مقدار آن بیش از حد شود، ما را به بیماریهای قلبی و همینطور چاقی هدایت میکند.
ژنهای مادر
بیماریهای میتوکندریایی: این بیماریها، بیماریهای ژنتیکی هستند که بهدلیل نقص و جهش در DNA میتوکندری ایجاد میشوند. میتوکندریها وظیفه تولید انرژی برای سلولهای بدن را به عهده دارند. این بیماریها با ژنهای مادر به ما منتقل میشوند.
مشکلات بینایی: ساختار چشم و دید، بهویژه نزدیکبینی شدید، از مادر به فرزند به ارث میرسد. همچنین کوررنگی که فرزندان پسر را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد از مادر به ارث میرسد.
ویژگیهای فیزیکی: برخی از ویژگیهای فیزیکی مثل ساختار و رنگ مو، پوستمان، حتی وریدهای واریسی از مادرمان به ارث میرسد.
هوش: بررسیها نشان داده که در تعیین سطح هوش فرزند از نظر ژنتیکی، مادر تاثیر بیشتری روی فرزند دارد.
از دیگر ژنها و ویژگیهای فرزندان که از مادر بیشتر از پدر به آنها ارث میرسد میتوان به الگوی خواب، سرعت پیرشدن (غیر از عوامل محیطی)، سوختوساز بدن، اختلال بیشفعالی- نقص توجه، حال روحی و خلقوخو، استقامت بدن اشاره کرد.
کمبود این ویتامینها باعث پیری زودرس میشود

کمبود برخی ویتامینها در بدن سبب میشوند که پوست شادابی خود را از دست بدهد.
کمبود کدام ویتامین باعث پیری زودرس میشود؟ این سوال بسیاری از افراد است. پیری زودرس میتواند ناشی از کمبود چندین نوع ویتامین و مواد مغذی باشد.
در ادامه، به بررسی چند ویتامین کلیدی و تأثیرات آنها بر پیری زودرس میپردازیم:
ویتامین C (اسکوربیک اسید): ویتامین C یک آنتیاکسیدان قوی است که نقش مهمی در تولید کلاژن دارد، پروتئینی که ساختار پوست را تقویت میکند. کمبود ویتامین C میتواند باعث خشکی و چین و چروک پوست شده و به تسریع پیری پوست منجر شود. همچنین، این ویتامین از پوست در برابر آسیبهای ناشی از اشعه UV محافظت میکند.
ویتامین : E ویتامین E نیز یک آنتیاکسیدان قوی است که از سلولهای پوست در برابر آسیبهای اکسیداتیو محافظت میکند. کمبود این ویتامین میتواند منجر به کاهش الاستیسیته پوست و بروز چین و چروکهای زودرس شود.
ویتامین A (رتینوئیدها): ویتامین A نقش مهمی در نوسازی سلولی و تولید کلاژن دارد. کمبود این ویتامین میتواند باعث خشکی، قرمزی و نازک شدن پوست شود و در نتیجه پیری زودرس پوست را به همراه داشته باشد.
ویتامین D : ویتامین D به سلامت کلی پوست کمک میکند و نقش ضد التهابی دارد. کمبود ویتامین D میتواند باعث خشکی و التهاب پوست شده و به پیری زودرس منجر شود.
ویتامین K : ویتامین K در انعقاد خون و کاهش تیرگی زیر چشمها نقش دارد. کمبود این ویتامین میتواند باعث تیرگی و چین و چروکهای زیر چشم شود.
ویتامین گروه B۳: ویتامین B۳ نیاسین به حفظ رطوبت پوست و بهبود ظاهر پوست کمک میکند. کمبود این ویتامین میتواند باعث خشکی و التهاب پوست شود.
کشف دنیا با دستهایی متفاوت
به مناسبت روز جهانی چپدستها؛

تصور کنید در دنیایی زندگی میکنید که همه چیز برای دیگری طراحی شده است؛ از قیچی سادهای که در دست نمینشیند تا میز تحریری که برای شما چپپا میزند. این واقعیت زندگی میلیونها چپدست در سراسر جهان است. اما آیا این تمام ماجراست؟
سیزدهم اوت، مصادف با بیست و دوم مرداد، نه تنها یک تاریخ، بلکه جشن بزرگداشت تفاوتهای شگفتانگیز انسانهاست: روز جهانی چپدستها. این نامگذاری که ریشهاش به سال ۱۹۷۶ میلادی بازمیگردد، برای اولین بار به طور رسمی در دنیا مطرح شد تا توجهها را به سمت آن دسته از افرادی جلب کند که جهان را با دست چپ خود لمس میکنند.
چپدستی، که به معنای گرایش طبیعی به استفاده از دست چپ برای کارهای دقیق، بهویژه نوشتن است، اکنون نه تنها یک ویژگی شناخته شده، بلکه موضوع پژوهشهای علمی نویدبخشی است. اخیراً، دانشگاه آکسفورد از کشف ژنی خبر داده که گمان میرود نقش تعیینکنندهای در بروز چپدستی ایفا کند. این کشف، دریچهای نوین به سوی درک عمیقتر بیولوژیکی این ویژگی گشوده است.
در دنیایی که غالب آن راستدست هستند، چپدستها اقلیتی قابل توجه را تشکیل میدهند. پژوهشها نشان میدهد که بین ۷۰ تا ۹۰ درصد جمعیت جهان را راستدستها تشکیل میدهند؛ این یعنی از هر ۱۰ نفر، حداقل یک نفر چپدست است. در کنار این دو گروه، درصد بسیار کمی نیز وجود دارند که به «یکساندست» معروفند؛ افرادی که توانایی استفاده برابر از هر دو دست را دارند. این توزیع آماری، تنوع زیستی انسان را به زیبایی به نمایش میگذارد و اهمیت درک و پذیرش تفاوتها را برجسته میکند.
دین آر کمپبل، بنیانگذار شرکت بین المللی چپ دست، اولین بار در سال ۱۹۷۶ تاریخ دقیق روز جهانی چپ دست ها را انتخاب کرد تا به افزایش آگاهی از مزایا و معایب چپ دست بودن کمک کند. مراسم سالانه روز جهانی چپ دست ها پس از اولین به رسمیت شناختن توسط کمپبل ادامه یافت و بعداً این روز به عنوان جشن رسمی توسط باشگاه روز چپ دست ها در ۱۳ آگوست ۱۹۹۷ اعلام شد.
علل و ریشههای چپدستی و راستدستی: نگاهی عمیقتر
گرچه هنوز دلیل قطعی برای تعیین دست غالب افراد مشخص نیست، اما پژوهشها تصویری پیچیده از تعامل عوامل ژنتیکی و محیطی ارائه میدهند. تخمین زده میشود که حدود ۲۵ درصد از گرایش به چپدستی به عوامل ژنتیکی و ۷۵ درصد دیگر به تأثیرات محیطی مربوط باشد. نوزادان در ماههای اولیه زندگی، توانایی استفاده از هر دو دست را به طور تقریباً یکسان دارند، اما به تدریج و با گذشت زمان، یکی از دستان به عنوان دست غالب برای انجام کارهایی نظیر نوشتن، غذا خوردن و بازی کردن، برتری پیدا میکند. نظریههای متعددی در این زمینه مطرح شدهاند که شامل نقش وراثت، فرآیندهای یادگیری در دوران رشد، و همچنین فعالیتهای مغزی خاص در دوران جنینی و سالهای اولیه پس از تولد است. این عوامل در کنار هم، سرنوشت دست غالب هر فرد را رقم میزنند.
تحقیقات پیشگامانه در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) نشاندهنده تفاوتهای جالبی در رشد مغزی بین کودکان چپدست و راستدست در دوران جنینی است. یافتهها حاکی از آن است که مغز جنینهایی که احتمالاً چپدست خواهند شد، در رحم مادر، از آزادی و انعطافپذیری بیشتری در رشد برخوردار است. این انعطافپذیری میتواند زمینهساز تفاوت در نحوه پردازش اطلاعات و بروز استعدادهای خاص شود. این یافتهها، نظریه تأثیرگذاری مراحل اولیه رشد مغزی بر تعیین دست غالب را تقویت کرده و نشان میدهد که چگونگی شکلگیری ارتباطات عصبی در مراحل اولیه، نقش بسزایی در این تمایلات دارد.
چالشهای چپدستها در جامعه
چپدستها در دنیایی که بیشتر برای راستدستها طراحی شده، با چالشهای روزمرهی متعددی روبرو هستند. از ابزارهای نوشتاری مانند قیچی و خطکش گرفته تا وسایل آشپزخانه و حتی ابزارهای صنعتی، بسیاری از طراحیها ارگونومی دست راست را در اولویت قرار دادهاند. این عدم تطابق میتواند منجر به احساس ناراحتی، کاهش کارایی و حتی در موارد نادر، آسیبهای جزئی شود. برای مثال، استفاده از ماوس کامپیوتر یا حتی باز کردن درب قوطی کنسرو میتواند برای یک چپدست تجربهای متفاوت و گاهی دشوار باشد.
در سیستمهای آموزشی نیز، چپدستها ممکن است با چالشهای خاصی مواجه شوند. بسیاری از مدارس این چالش را با اختصاص میزهای مخصوص یا ارائه وسایل نوشتن مناسب برای چپدستان به چالش میکشند. این اقدامات میتواند به ایجاد فضایی مناسبتر برای یادگیری چپدستان کمک کند
فراتر از مسائل فیزیکی، چپدستها گاهی با باورهای نادرست و تبعیضهای فرهنگی نیز روبرو بودهاند. در گذشته، در برخی فرهنگها، چپدستی با مفاهیم منفی مانند بدشانسی یا ناهنجاری مرتبط دانسته میشد که گاهی منجر به اجبار کودکان به تغییر دست غالب خود میگردید. با وجود پیشرفتهای علمی و درک بهتر بیولوژیکی چپدستی، هنوز هم این سوگیریها در ناخودآگاه جمعی برخی جوامع باقی مانده است. روز جهانی چپدستها تلاش میکند تا این دیدگاهها را اصلاح کرده و بر ارزش تنوع انسانها تأکید کند.
پیوند چپدستی با خلاقیت و تواناییهای شناختی
تحقیقات علمی متعددی بر وجود ارتباط میان چپدستی و طیف وسیعی از تواناییهای شناختی و خلاقانه تأکید دارند. مطالعات نشان دادهاند که چپدستها ممکن است در زمینههایی مانند تفکر واگرا (خلاقیت)، مهارتهای زبانی و توانایی حل مسائل پیچیده، عملکرد قویتری از خود نشان دهند. این تفاوتها احتمالاً به ساختار متفاوت مغز چپدستها بازمیگردد؛ به طور خاص، نحوه توزیع و ارتباط نیمکرههای مغزی در آنها متفاوت است. برای مثال، در بسیاری از چپدستها، هر دو نیمکره مغز در پردازش زبان و سایر عملکردهای شناختی دخیل هستند که این امر میتواند منجر به انعطافپذیری ذهنی و توانایی دیدن مسائل از زوایای مختلف شود.
درک بهتر چپدستی نه تنها به فهم ما از تنوع انسان کمک میکند، بلکه میتواند کاربردهای عملی در علوم مختلف داشته باشد. به عنوان مثال، کشف ژنهای مرتبط با چپدستی، همانطور که اشاره شد، درک ما را از چگونگی رشد و تکامل مغز افزایش میدهد. همچنین، با توجه به اینکه چپدستها در برخی حوزهها مانند ورزشهای رقابتی (مثل تنیس یا شمشیربازی) یا مشاغل خلاقانه (مانند موسیقی و هنر) حضور پررنگتری دارند، پژوهش بر روی این گروه میتواند به کشف استعدادهای نهفته و توسعه روشهای آموزشی مناسبتر کمک کند.
چپدستها عموماً در دنیای ورزش نیز موفق عمل میکنند. بسیاری از ورزشکاران مشهور چپدست، مانند تنیسور معروف «رادیک استپانک» و بوکسور «مایک تایسون»، به عنوان قهرمانان ورزشی شناخته میشوند. این موفقیتها نشاندهنده قدرت و توانمندی چپدستان در فعالیتهای بدنی است.

معروف ترین افراد چپ دست تاریخ
تاریخ سرشار از چهرههای برجستهای است که با خلاقیت، هوش و ارادهی خود مسیر تاریخ را تغییر دادهاند. در میان این بزرگان، افراد چپدست جایگاه ویژهای دارند؛ کسانی که با وجود زندگی در دنیایی که عمدتاً برای راستدستها طراحی شده، توانستهاند نبوغ و استعدادهای منحصر به فرد خود را شکوفا کنند و در زمینههای گوناگون، از هنر و علم گرفته تا سیاست و ورزش، به موفقیتهای چشمگیر دست یابند. در ادامه به برخی از این شخصیتهای الهامبخش اشاره خواهیم کرد.
هنرمندان و دانشمندان خلاق: بسیاری از چهرههای درخشان تاریخ در زمینههای هنر و علم، چپدست بودهاند. لئوناردو داوینچی، نابغه دوران رنسانس، با دست چپ خود شاهکارهای هنری بینظیری خلق کرد و همچنین در علم و مهندسی نیز نبوغ خود را به نمایش گذاشت. میکلآنژلو، هنرمند بزرگ دیگر، نیز گفته میشود که در هنگام نقاشی سقف کلیسای سیستین، از دست چپ خود استفاده میکرده است. در دنیای علم، آلبرت اینشتین، فیزیکدان برجسته قرن بیستم، چپدست بود و نظریات انقلابی او همچنان الهامبخش دانشمندان است. این افراد نشان میدهند که چپدستی با خلاقیت و نبوغ فکری پیوند عمیقی دارد.
رهبران سیاسی و شخصیتهای تاریخی: در عرصه سیاست و رهبری نیز افراد چپدست تأثیرگذار زیادی وجود داشتهاند. ژولیوس سزار، امپراتور روم، و ملکه ویکتوریا از جمله رهبران قدرتمندی بودند که چپدست بودند. در دوران مدرن، باراک اوباما، رئیسجمهور سابق ایالات متحده، نیز یکی از مشهورترین چپدستهای دنیای سیاست است. بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت، نیز با دست چپ خود دنیای فناوری را دگرگون کرده است. این شخصیتها با وجود چالشهای احتمالی در دنیای راستدستمحور، توانستند به موفقیتهای چشمگیری دست یابند و تاریخساز شوند.
موسیقیدانان و ورزشکاران برجسته:دنیای موسیقی و ورزش نیز مملو از استعدادهای چپدست است. پل مککارتنی، عضو افسانهای گروه بیتلز، با نواختن گیتار چپدست خود، ترانههای جاودانهای خلق کرده است. جیمی هندریکس، یکی از بزرگترین گیتاریستهای تاریخ راک، نیز با گیتار چپدست خود انقلابی در موسیقی ایجاد کرد. در دنیای ورزش، رافائل نادال، تنیسور اسپانیایی و یکی از پرافتخارترین بازیکنان تاریخ، یک چپدست ماهر است که با قدرت و تکنیک خاص خود حریفان را مغلوب میکند. محمد علی کلی، بوکسور افسانهای، نیز با سبک منحصر به فرد و چپدستی خود، ورزشی را که در آن فعالیت میکرد، متحول کرد.
نقش روز جهانی چپدستها در افزایش آگاهی و حمایت
در سراسر جهان، روز جهانی چپدستها با برگزاری رویدادهای فرهنگی و اجتماعی متنوعی گرامی داشته میشود. این گردهماییها شامل جشنوارههای هنری، نمایشگاههای ابزار و محصولات مخصوص چپدستها، مسابقات ورزشی و کارگاههای آموزشی است که در آنها افراد چپدست تجربیات خود را به اشتراک میگذارند و با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. این رویدادها فرصتی بینظیر برای ایجاد حس همبستگی، تقویت روحیه جمعی و نشان دادن استعدادهای فراوان جامعه چپدستها فراهم میآورد و به آنها یادآوری میکند که تنها نیستند.
ساختن جهانی فراگیرتر برای همه
با وجود اینکه چالشهای عملی مانند طراحی ابزارهای راستدستمحور همچنان برای چپدستها وجود دارد، روز جهانی چپدستها بستری ایدهآل برای ایجاد تغییرات مثبت و پایدار در نگرش جامعه فراهم میآورد. با افزایش آگاهی عمومی نسبت به این چالشها و ترویج فرهنگ پذیرش تنوع، میتوانیم به ساختن جهانی فراگیرتر کمک کنیم؛ جهانی که در آن تفاوتها نه به عنوان مانع، بلکه به عنوان بخشی غنی از گسترهی انسانی دیده شوند. این روز، یادآوری مهمی است که با همدلی و درک، میتوانیم محیطی عادلانهتر و راحتتر برای همه، فارغ از اینکه با کدام دست مینویسند یا کار میکنند، فراهم آوریم.
مربیان، آگاهی جنسی را به زبان ساده به کودکان منتقل سازند

تربیت جنسی در دوران ابتدایی، برخلاف تصور رایج، صحبت از مسائل بزرگسالانه نیست، بلکه درباره آموزش مهارتهایی چون شناخت بدن، حفظ حریم شخصی، آشنایی با مفهوم نه گفتن و تشخیص موقعیتهای ناامن است. آموزش تدریجی و علمی این مفاهیم میتواند از بسیاری از آسیبهای جنسی و روانی در آینده پیشگیری کرده و پایهگذار جامعهای آگاه، امن و سالم باشد.
گاهی والدین با شنیدن آموزش جنسی در مدارس ابتدایی، یا تعجب می کنند و یا دلهره حدود این آموزش را پیدا می کنند. باید گفت؛ آموزش جنسی در مدارس ابتدایی باید به جای تمرکز بر فعالیت جنسی، بر مباحث متناسب با سن کودک مانند درک بدن، بلوغ، روابط سالم و مرزها تمرکز کند. هدف از این آموزش، فراهم کردن پایه و اساس برای رشد سالم، تعاملات محترمانه و تصمیمگیری مسئولانه بوده و شامل؛ یادگیری در مورد انواع مختلف خانوادهها، نقشهای جنسیتی و احترام به فضای شخصی است.
در این خصوص با مهری زارع داویجانی، روانشناس، مشاور و در عین حال دبیر مدرسه ابتدایی به گفت وگو نشستیم.
لزوم آموزش جنسی در مدارس ابتدایی
زارع پیشگیری از آسیبهای پنهان آموزش مسائل جنسی در سنین ابتدایی را یکی از حساسترین و در عین حال ضروریترین بخشهای تربیت کودک دانست و گفت: در این دوره، کنجکاوی جنسی امری طبیعی بوده و سرکوب یا بیتوجهی به آن میتواند زمینهساز آسیبهای جدیتر در آینده کودک شود. والدین و مربیان باید بدانند که تربیت جنسی صرفاً به آموزش اندامهای بدن محدود نمیشود، بلکه مفاهیمی مانند احترام به بدن خود و دیگران، حریم خصوصی، احساسات و مهارت نهگفتن را نیز در برمیگیرد. در این میان، مدارس و معلمان میتوانند با بهرهگیری از شیوههای غیرمستقیم و متناسب با سن، نقش کلیدی در آگاهیبخشی ایفا کنند.
پیشگیری از آسیبهای پنهان آموزش مسائل جنسی در سنین ابتدایی یکی از حساسترین و در عین حال ضروریترین بخشهای تربیت کودک است
وی ادامه داد: استفاده از قصهها، بازیها، نمایشهای ساده و برنامههای مشارکتی، به کودک کمک میکند تا ضمن حفظ معصومیت کودکانه، از حق آگاهی و محافظت از خود برخوردار باشد. همچنین لازم است که معلمان دوره ابتدایی آموزشهای تخصصی در حوزه تربیت جنسی دریافت کنند تا هم خودشان دچار سردرگمی نشوند و هم بتوانند در کنار والدین، نقش مؤثری در پیشگیری از آزارهای جنسی و ارتقاء سلامت روانی ایفا کنند.
در این میان نقش کودکان نیز نباید نادیده گرفته شود، با آموزش مهارتهای ارتباطی، جراتورزی و شناخت احساسات، آنها میآموزند چگونه از خود محافظت کرده و در صورت مواجهه با خطر، بدون ترس یا شرم، موضوع را به بزرگترهای امن خود اطلاع دهند. در نهایت، هماهنگی خانه و مدرسه در این مسیر، ضامن رشد سالم کودکان در جامعهای آگاه و امن خواهد بود.
ضرورت آموزش جنسی در مدارس ابتدایی با وجود دسترسی بی مرز کودکان به اطلاعات
این روانشناس معتقد است؛ با رشد سریع کودکان در دنیای امروز و دسترسی بیمرز به اطلاعات، تربیت جنسی صحیح دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی آموزشی است .متأسفانه، تابو بودن این موضوع در بسیاری از مدارس ابتدایی منجر به شکلگیری رفتارهای اشتباه یا پرخطر در کودکان شده است .آموزش تدریجی، متناسب با سن و فضای فرهنگی کودک، از ارکان اصلی پیشگیری در این حوزه است .
معلمان میتوانند با آموزش مفاهیم سادهای مثل “حریم شخصی”،”نه گفتن” و “اعتماد به والدین” در زمان خطر، به خودآگاهی جنسی کودک کمک کنند
مدرسه، بهعنوان دومین نهاد تربیتی پس از خانواده، میتواند در نقش یک پایگاه ایمن و قابل اعتماد عمل کند. جایی که کودکان نه تنها اطلاعات درست دریافت کنند، بلکه بیاموزند چگونه از خود محافظت کنند. حضور معلمانی آموزشدیده که با زبان کودک و اصول روانشناسی رشد آشنا هستند، میتواند در کاهش آسیبهای جنسی مؤثر باشد .در واقع، معلمان میتوانند با آموزش مفاهیم سادهای مثل “حریم شخصی”،”نه گفتن” و “اعتماد به والدین” در زمان خطر، به خودآگاهی جنسی کودک کمک کنند.
زارع با حیاتی دانستن نقش والدین نقش والدین نیز در این امر اظهار داشت: والدینی که از کنجکاوی جنسی کودک نترسند و به جای سرکوب، پاسخهایی ساده، علمی و متناسب با سن کودک ارائه دهند، زمینهساز شکلگیری درک درستی از بدن، حریم و احترام میشوند. تعامل خانه و مدرسه، با رویکردی همدلانه، در پیشگیری از سوءاستفادهها بسیار مؤثر است.
کودکان نیز باید یاد بگیرند که نقش فعالی در محافظت از خود داشته باشند. آموزش احساسات، نامگذاری اندامها بهدرستی، و تمرین گفتوگو درباره موقعیتهای مشکوک با والد یا معلم، مهارتهایی است که میتوان در قالب بازی، قصه و آموزشهای غیرمستقیم به کودک آموخت.
آموزش جنسی در مدارس ابتدایی، پیشگیری از بروز آسیبهای آینده
این دبیر مدرسه پس از سالها تجربه در امر تدریس در مدرسه و در ارتباط مستقیم با دانش آموزان در خصوص نادیده گرفته شدن تربیت جنسی در مدارس ابتدایی گفت: تربیت جنسی در دوران ابتدایی، برخلاف تصور رایج، صحبت از مسائل بزرگسالانه نیست، بلکه درباره آموزش مهارتهایی چون شناخت بدن، حفظ حریم شخصی، آشنایی با مفهوم نه گفتن و تشخیص موقعیتهای ناامن است. آموزش تدریجی و علمی این مفاهیم در مدرسه، میتواند از بسیاری از آسیبهای جنسی و روانی در آینده پیشگیری کند.
کودک نیز میتواند با آموزش صحیح، تبدیل به فردی آگاه و توانمند شود؛ کسی که میداند چگونه از بدن خود مراقبت کند، در موقعیتهای خطرناک کمک بخواهد و بین لمس خوب و بد تمایز قائل شود
معلمان با ایجاد فضای امن، پذیرنده و بدون قضاوت، نقش کلیدی در تربیت جنسی ایفا میکنند. استفاده از کتابها و بازیهای مناسب سن، آموزش مهارتهای خودمراقبتی، و گفتوگوی غیرمستقیم درباره احساسات، از جمله روشهایی است که میتواند همزمان با آموزش رسمی در کلاس، به کودکان در شناخت مرزهای شخصی کمک کند. مدارس با برگزاری کارگاههای آموزشی برای والدین و معلمان، میتوانند هماهنگی مؤثری بین خانه و مدرسه ایجاد کنند.
مهری زارع همچنین افزود: والدین باید کنجکاویهای جنسی کودک را بهعنوان بخشی طبیعی از رشد بشناسند و پاسخهایی صادقانه، کوتاه و متناسب با سن کودک ارائه دهند. نادیدهگرفتن یا سرکوب این پرسشها، کودک را بهسمت منابع نادرست سوق میدهد.
کودک نیز میتواند با آموزش صحیح، تبدیل به فردی آگاه و توانمند شود؛ کسی که میداند چگونه از بدن خود مراقبت کند، در موقعیتهای خطرناک کمک بخواهد و بین لمس خوب و بد تمایز قائل شود. تربیت جنسی سالم، پایهگذار جامعهای آگاه، امن و سالم است؛ اگر خانواده، مدرسه و کودک، هر سه در این مسیر با هم حرکت کنند.
استرس و پرخوری عصبی؛ چگونه کنترل را دوباره به دست بگیریم؟

در دنیای پرشتاب و پرتنش امروز، استرس گاهی اوقات خود را در قالب پرخوری عصبی نشان میدهد؛ یک چرخه ناخوشایند که در آن، غذا به جای تسکین گرسنگی، به مرهمی موقت برای احساسات ناخوشایند تبدیل میشود. اما این چرخه قابل شکستن است. با شناخت ریشههای این رفتار و بهکارگیری راهکارهای مؤثر، میتوان کنترل زندگی را دوباره به دست گرفت و به سوی سلامتی جسمی و روانی گام برداشت.
پرخوری عصبی که به عنوان “اختلال پرخوری” (Binge Eating Disorder) نیز شناخته میشود، وضعیتی است که در آن فرد به طور مکرر مقادیر زیادی غذا را در مدت زمان کوتاه مصرف میکند و احساس میکند کنترلی بر خوردن خود ندارد. استرس یکی از شایعترین محرکهای این اختلال است. بدن ما در پاسخ به استرس، هورمونهایی مانند کورتیزول را ترشح میکند که میتواند اشتها را افزایش دهد و تمایل به مصرف غذاهای پرکالری و راحت را تشدید کند. مقابله با این چرخه نیازمند یک رویکرد چندوجهی است که جنبههای شناختی، رفتاری، هیجانی و محیطی را در بر میگیرد.
پرخوری عصبی ریشه در مسائل عمیقتری مانند استرس، اضطراب، افسردگی، تصویر بدنی منفی و تجربیات آسیبزا دارد. برای مقابله مؤثر با این اختلال، نیاز به یک رویکرد چندوجهی است که نه تنها به جنبههای رفتاری (مانند الگوهای خوردن)، بلکه به جنبههای شناختی (مانند افکار و باورها)، هیجانی (مانند احساسات و عواطف) و محیطی (مانند شرایط زندگی و روابط اجتماعی) نیز توجه کند. هدف نهایی، ایجاد یک رابطه سالم و متعادل با غذا و بدن، و یادگیری راهبردهای مؤثر برای مدیریت استرس و احساسات ناخوشایند است.
همچنین فشارهای اجتماعی و فرهنگی برای داشتن اندام لاغر، تبلیغات رسانهای که بدنهای غیرواقعی را به عنوان الگو معرفی میکنند، و تجربههای تبعیض و قلدری مرتبط با وزن، نیز میتوانند تصویر بدنی منفی و نارضایتی از خود را تشدید کنند و به پرخوری عصبی منجر شوند.
راهکارهای کلیدی برای مدیریت و غلبه بر پرخوری عصبی ناشی از استرس
شناختدرمانی : شناختدرمانی یکی از مؤثرترین رویکردهای درمانی برای اختلالات خوردن، از جمله پرخوری عصبی است. این رویکرد بر این اصل استوار است که افکار، احساسات و رفتارها به هم مرتبط هستند و تغییر در یکی میتواند بر دیگری تأثیر بگذارد.
شناسایی و به چالش کشیدن افکار ناکارآمد: اولین قدم، آگاهی از افکاری است که قبل، حین و بعد از پرخوری به ذهن شما میآیند. این افکار ممکن است شامل خودسرزنشگری (“من اراده ندارم”، “چرا همیشه اینطوری میشم؟”)، کمالگرایی (“اگر نتونم کامل رعایت کنم، پس دیگه بیخیال!”) یا پیشبینیهای منفی (“حتماً الان پرخوری میکنم”) باشند.
زمانی که این افکار را شناسایی کردید، باید با شواهد واقعی آنها را بسنجید. آیا واقعاً اراده ندارید یا فقط در شرایط استرسزا این اتفاق میافتد؟ آیا یک اشتباه کوچک به معنای شکست کامل است؟ جایگزینی این افکار با افکار واقعبینانهتر و مثبتتر مانند حتی اگر امروز ناخواسته پرخوری کردم، میتوانم از وعده بعدی دوباره مسیر درست را انتخاب کنم میتواند بسیار کمککننده باشد.همچنین یادگیری تکنیکهای جدید برای مدیریت استرس و احساسات ناخوشایند به جای پناه بردن به غذا نیز از توسعه راهبردهای مقابلهای سالم به شمار می رود.
تنفس عمیق: تمرینات ساده تنفس شکمی میتواند سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال کند و احساس آرامش را افزایش دهد. کافیست چند دقیقه بنشینید، چشمها را ببندید و نفسهای عمیق و آهسته بکشید، هوا را به شکم خود هدایت کنید و سپس به آرامی بازدم کنید.
ذهنآگاهی: تمرین ذهنآگاهی به شما کمک میکند تا در لحظه حال زندگی کنید و از قضاوت خودداری کنید. میتوانید با تمرکز بر حواس پنجگانه (چه چیزی میبینید، میشنوید، بو میکنید، لمس میکنید و میچشید) یا با مدیتیشنهای هدایتشده، این مهارت را تمرین کنید. این کار به شما کمک میکند تا با احساسات دشوار روبرو شوید بدون اینکه بلافاصله به آنها واکنش نشان دهید.
فعالیتهای بدنی منظم: ورزش نه تنها به کاهش استرس کمک میکند، بلکه اندورفین آزاد میکند که خلق و خو را بهبود میبخشد. پیادهروی، دویدن، شنا، یوگا یا هر فعالیتی که از آن لذت میبرید، میتواند مؤثر باشد.
فعالیتهای آرامشبخش: اختصاص دادن زمان برای فعالیتهایی که به شما آرامش میدهند، مانند گوش دادن به موسیقی، مطالعه، حمام آب گرم، باغبانی یا گذراندن وقت با حیوانات خانگی.
برنامهریزی و مدیریت زمان: احساس غرق شدن در کارها و مسئولیتها میتواند استرسزا باشد. سازماندهی کارها، تعیین اولویتها و استراحتهای کوتاه در طول روز میتواند به کاهش این احساس کمک کند.
ایجاد نظم در وعدههای غذایی: خوردن منظم وعدههای غذایی متعادل (صبحانه، ناهار، شام) و میانوعدههای سالم میتواند به تثبیت قند خون و جلوگیری از گرسنگی شدید که منجر به پرخوری میشود، کمک کند. از حذف وعدههای غذایی خودداری کنید.
پرهیز از رژیمهای سختگیرانه: رژیمهای غذایی بسیار محدودکننده اغلب نتیجه عکس میدهند و میتوانند باعث احساس محرومیت و در نهایت پرخوری شوند. تمرکز بر تعادل و تنوع غذایی مهمتر از حذف کامل گروههای غذایی است.
انتخاب غذاهای مغذی: مصرف غذاهای کامل و مغذی مانند میوهها، سبزیجات، غلات کامل و پروتئینهای کمچرب به بهبود خلق و خو و سطح انرژی کمک میکند.
توجه به سیگنالهای گرسنگی و سیری بدن: یاد بگیرید به نشانههای واقعی گرسنگی (مانند صدای معده، ضعف) و سیری (احساس رضایت و پر بودن ملایم) توجه کنید و بر اساس آنها غذا بخورید، نه بر اساس احساسات یا عوامل بیرونی.
آمادهسازی محیط غذا خوردن: سعی کنید در محیطی آرام و بدون حواسپرتی (مانند تماشای تلویزیون یا کار با موبایل) غذا بخورید تا بتوانید از طعم و بافت غذا لذت ببرید و نشانههای سیری را بهتر تشخیص دهید.
پاکسازی محیط از غذاهای محرک: سعی کنید غذاهایی را که معمولاً در زمان پرخوری مصرف میکنید، در دسترس نداشته باشید یا از خانه حذف کنید.
ایجاد فضای حمایتی: صحبت کردن با دوستان، خانواده یا شریک زندگی در مورد احساسات و چالشهایتان میتواند بسیار تسکیندهنده باشد. حمایت اجتماعی قوی، یک عامل محافظتی مهم در برابر استرس و اختلالات خوردن است.
نوشتن خاطرات غذایی و احساسی: ثبت آنچه میخورید، زمان خوردن، میزان گرسنگی و احساسات قبل و بعد از آن، میتواند به شناسایی الگوها و محرکها کمک کند.
یادگیری “نه” گفتن: توانایی رد کردن موقعیتها یا فشارهایی که باعث استرس یا پرخوری میشوند.به طور مثال فردی که پس از یک روز کاری پرفشار احساس خستگی و اضطراب میکند و تمایل به خوردن یک بسته کامل چیپس دارد، میتواند با چند دقیقه تمرین تنفس عمیق، قدم زدن کوتاه در خانه یا گوش دادن به موسیقی آرامشبخش، این میل را مدیریت کرده و به جای آن یک میانوعده سالم مانند میوه یا ماست انتخاب کند. این تغییر کوچک اما مداوم، در طول زمان تفاوت بزرگی ایجاد میکند.
مقابله با پرخوری عصبی ناشی از استرس یک فرآیند تدریجی است که نیازمند صبر، خودآگاهی و تلاش مداوم است. با ترکیب رویکردهای شناختی، رفتاری، مدیریت استرس و تغذیه سالم، و در صورت لزوم با کمک گرفتن از متخصصان، میتوان این چرخه را شکست و به سمت یک زندگی سالمتر و متعادلتر حرکت کرد. به یاد داشته باشید که شفقت به خود و پذیرش اشتباهات به عنوان بخشی از مسیر یادگیری، کلیدی است.
منسف؛ غذای خوش طعم اردنی

منسف غذای محلی کشور اردن است که در سایر کشورهای عربی نیز طبق میشود. این غذا از جمله محبوبترین غذاها در دنیاست که شباهت زیادی به غذای ایرانی دارد. ما برای شما در این مطلب طرز تهیه این غذای خوشمزه عربی را خواهیم گفت.
غذاهای جهان معمولا حاوی داستانها، احساسات و عواطفی است که باورهای گذشته مردم را شکل میدهند. در این میان غذاهای عربی بعنوان یکی از خوش طعمترین و متنوعترین غذاها در جهان بازتابی از این روحیات و فرهنگ است.
یکی از معروفترین غذاهای کشور اردن که شباهت زیادی به غذاهای ایرانی داشته و طعم آن باب میل ما ایرانیهاست، غذای منسف (Mansaf) است که امروزه میتوان آن را در بسیاری از رستورانهای مدیترانهای واقع در اغلب کشورهای جهان یافت. دلیل اصلی نام گذاری این خوراک بزرگی سینی یا طبقی است که در آن غذا ریخته میشود (منسف به معنی سینی بزرگ است).
این جنس از غذا به ترکیب پلوی ایرانی بسیار نزدیک است بوده اما در آن به جای استفاده از رب، از ماست استفاده میکنند. تلاش کردیم در این ترکیب، کمی تغییرات در ایجاد کنیم تا به ذائقه ما ایرانیها نزدیک باشد.
مواد اولیه
برنج: ۴ لیوان
پیاز: ۱ عدد
گوشت گوسفندی: ۱ کیلوگرم
ماست یونانی: ۳ لیوان
سیر: ۶ حبه
ادویه گرم ماسالا: ۱ قاشق غذاخوری
پودر زیره: ۱ قاشق غذاخوری
برگ بو: ۲ عدد
هل: نصف قاشق چای خوری
خلال بادام: نصف لیوان
استاک گوشت: ۱ و نیم لیوان
کره: ۱۰۰ گرم
فلفل و نمک و زردچوبه: به مقدار لازم
نان: به مقدار لازم
گشنیز تازه: برای تزیین
زمان لازم برای آمادهسازی مواد اولیه ۱ تا ۲ ساعت و مدت زمان مورد نیاز برای پخت منسف پلو اردنی ۲ تا ۳ ساعت مورد نیاز است.
طرز تهیه
بخش اول
برنج را خوب شده و در سپس اجازه دهید در ظرفی با یک قاشق غذاخوری نمک خیس بخورد. همزمان گوشت تهیه شده (ترجیحا گوشت گوسفندی) را پس از شستشو در اندازههای درشت تکه تکه کنید. در کنار آن پیاز را به صورت نگینی خرد کرده و آماده کنید.
سیرها را نیز پس از پوست کندن رنده کرده و به صورت پوره در بیاورید. بادامهای خلال شده را هم در آب خیس کنید.
بخش دوم
در این بخش روغن در نظر گرفته شده را در ظرفی ریخته و بر روی حرارت شعله قرار دهید. پس از آن پیازهای آماده شده را در ماهی تابه ریخته و کمی تفت دهید. در ادامه زردچوبه را به پیاز اضافه کرده و دوباره پیازها را تفت داده تا بوی زردچوبه به مشام برسد.
بخش سوم
حالا، گوشتهای تکه شده را به پیاز در حال سرخ شدن اضافه کرد و همراه با زردچوبه که پیش از این ریخته شده، تفت دهید. این کار را تا زمانی ادامه دهید که رنگ گوشت از قهوهای به سفید تغییر کند.
بخش چهارم
در ادامه نصف سیر را که پیش از این آماده شده بود را به مواد در حال تفت دادن اضافه کنید. این اقدام را تا زمان خارج شدن بوی سیر ادامه دهید. همچنین برگ بو و ادویه گرم ماسالا را در انتها در درون این ظرف(قابلمه) بریزید.
به جای ادویه گرم ماسالا یک چهارم قاشق چایخوری دارچین و یا نصف قاشق چایخوری پودر هل درون این غذا بریزید.
بخش پنجم
پس از تفت مواد عنوان شده، آب به ظرف اضافه کنید. به یاد داشته باشید آب ریخته شده، حتما به صورت جوش باشد. برای مدت ۳ ساعت اجازه دهید این ترکیب بر روی شعله کم بپزد.
بخش ششم
پس از پخته شدن این مواد، آب آن را از صافی عبور داده و کنار بگذارید تا در انتها از آن بعنوان سس این غذا استفاده شود.
بخش هفتم
در این بخش مقداری روغن در ظرف دیگری ریخته و بر روی شعله گاز گذاشته تا داغ شود. در ادامه نیمی از سیر باقی مانده را درون این ظرف ریخته و یک دقیقه بر روی حرارت تفت میدهیم. سپس ماست را اضافه کرده و آن را همراه با سیر تفت داده شده و روغن ترکیب میکنیم. ماست در این اقدام باید گرم شود.
بخش هشتم
برای تهیه سس منسف، آب گوشت که از قبل در ظرف دیگری نگهداری کردیم را از صافی عبور داده و به ترکیب آن کمی نمک و زردچوبه اضافه میکنید. این مواد را بهم بزنید تا به خورد هم بروند.
بخش نهم
حالا گوشت پخته شده را به این ترکیب که برای سس منسف آماده کرده بودید، اضافه کرده و اجازه دهید به مدت ۳۰ دقیقه بر روی حرارت کم پخته شود. پس از غلیظ شدن سس، آن را از روی شعله برداشته و گوشت را خارج کنید.
بخش دهم
آماده کردن برنج این غذا با پختن برنجهایی که به صورت معمول میپزید، کمی متفاوت است. شما در این سبک از غذا پختن باید برنج را که پیش از این شسته و نمک اضافه کردهاید را مجددا آبکشی کرده تا نمک اضافه آن برطرف شود. در ادامه برنج را همراه با کره به مدت سه دقیقه تفت دهید.
بخش یازدهم
هنگام تفت دادن برنج، مقداری نمک همراه با پودر هل و پودر زیره را اضافه کرده و حساب مخطوط کنید. پس از این اقدام، آب به میزان لازم برای پختن کته به قابلمه اضافه کنید. برنج باید به گونهای بپزد که ته دیگ ایجاد نشود. شما میتوانید حدود ۳۰ دقیقه برای پختن برنج زمان بگذارید
بخش دوازدهم
همزمان با پختن برنج، کمی کره را در ماهی تابه و بر روی شعله کم گرم کنید و خلال بادامها را به کره ترکیب کنید. آنقدر بادامها را تفت دهید تا حسابی بوداده و برشته شود.
بخش پایانی
پس از آماده شدن برنج، تکه بزرگی از نان را بر روی کف سینی قرار دهید و سس منسف را بر روی نان ریخته و با قاشق، نان را آغشته به سس کنید. سپس برنج را بر روی سینی و نان اضافه کنید.
در ادامه گوشت را بروی برنج ریخته و روی آن را سس منسف بریزید. خلال بادامهای برشته شده را به صورت متراکم به این پلو اضافه کنید.
چند نکته مهم برای پخت بهتر
گوشت گوسفندی مخصوصا ران و سردست به دلیل لطافت آن، برای این غذا مناسب است اما شما میتوانید از گوشت گوساله هم استفاده کنید.
در کنار خلال بادام، میتوانید از خلال پسته و کشمش پلویی نیز (بسته به ذائقه شما) استفاده کنید.
زعفران دم کرده پلوی شما را علاوه بر زیبایی، خوش طعمتر هم میکنید. پیشنهاد میکنیم از آن استفاده کنید.
در برخی شیوههای پخت از مقدار کمی کشک در سس منصف استفاده میشود.