هیچ خواستگاری بهاندازه کافی خوب نیست!

گاهی مشکل این نیست که گزینه مناسبی برای ازدواج پیدا نمیشود؛ مشکل این است که هیچ انتخابی بهاندازه کافی مطمئن به نظر نمیرسد. دکتر علی ملازمانی، مشاور ازدواج ، معتقد است تا زمانی که فرد در جستوجوی تضمین مادامالعمر برای زندگی مشترک باشد، ممکن است هیچوقت دست به انتخاب نزند.
گاهی ماجرا از جایی شروع میشود که فرد، پس از آشنایی با کسی که بسیاری از ویژگیهای موردنظرش را دارد، بهجای آنکه با اطمینان بیشتری به آینده فکر کند، با پرسشهای تازهای روبهرو میشود: آیا این همان فردی است که میخواهم؟ اگر گزینه مناسبتری وجود داشته باشد چه؟ آیا برای ازدواج بهاندازه کافی آمادهام؟ و اگر چند سال بعد از انتخابم پشیمان شوم؟
این پرسشها ممکن است آنقدر تکرار شوند که تصمیمگیری را دشوار کنند؛ فرد همچنان به ازدواج تمایل دارد، اما برای رسیدن به اطمینانی که خیال میکند باید پیش از انتخاب به دست بیاورد، مدام منتظر میماند. در چنین شرایطی، مرز میان احتیاط برای انتخابی آگاهانه و ترس از پذیرفتن یک تصمیم، بهتدریج کمرنگ میشود.
دکتر علی ملازمانی، متخصص روانشناسی و مشاور همسانگزینی و ازدواج، معتقد است این وضعیت میتواند از تلاقی چند سازوکار روانی ناشی شود؛ از کمالگرایی ناسازگار و ترس از دست دادن فرصتهای دیگر گرفته تا سبک دلبستگی ناایمن. او در توضیح این مسئله، به عوامل مؤثر بر اضطراب انتخاب همسر، معنای آمادگی برای ازدواج و راههای عبور از تردیدهای فرساینده میپردازد.
کمالگرایی؛ وقتی هیچ گزینهای بهاندازه کافی خوب نیست
ملازمانی درباره علت ترس برخی افراد از تصمیم نهایی ازدواج، با وجود تمایل به تشکیل زندگی مشترک و حتی پیدا کردن گزینهای مناسب، به تلاقی چند سازوکار روانی اشاره میکند. به گفته او، یکی از این عوامل، کمالگرایی ناسازگار است؛ وضعیتی که در آن فرد بهجای انتخاب گزینهای خوب و کافی، همواره در جستوجوی کاملترین گزینه میماند. او معتقد است رسانهها نیز این تصور را تقویت کردهاند که در جایی دیگر، فردی بدون نقص وجود دارد که بهطور مطلق برای ما آفریده شده است.
به گفته این متخصص روانشناسی، عامل دیگر، ترس از دست دادن سایر فرصتهاست. فرد با انتخاب یک نفر، ناچار است پرونده دیگر سناریوهای خیالی زندگیاش را ببندد و همین بسته شدن درهای تخیل میتواند اضطراب شدیدی در او ایجاد کند.
ملازمانی همچنین سبک دلبستگی ناایمن، بهویژه سبک اجتنابی، را از عوامل مؤثر در این وضعیت میداند. به گفته او، افرادی که ریشههای دلبستگی اجتنابی دارند، ممکن است با رسیدن رابطه به مرحله حساس و عمیق صمیمیت و تعهد رسمی، احساس خفگی یا از دست دادن کنترل کنند. این افراد گاهی اضطراب درونی خود را به شکل ایرادگیری از طرف مقابل یا تصور وجود گزینهای بهتر بروز میدهند تا از حریم امن انفرادی خود محافظت کنند.
منتظر آمادگی کامل برای ازدواج نمانید
این روزها برخی افراد، ازدواج را تا زمان رسیدن به ثبات کامل مالی، شغلی، روانی و شخصیتی به تعویق میاندازند. اما به گفته ملازمانی، در رویکرد سلامت روان، انسان کلی پویا و همواره در حال تحول است و مفهومی به نام آمادگی مطلق و ایستا وجود ندارد.
او توضیح میدهد که بلوغ برای ازدواج به معنای برخورداری از ثروت کامل یا حل تمام گرههای روانی نیست؛ بلکه به توانایی گفتوگوی بدون پرخاش، مسئولیتپذیری، توانایی تأمین نیازهای جنسی طرف مقابل، پذیرش نقصهای بشری، همدلی و برخورداری از امنیت حداقلی در معیشت و شغل مربوط میشود.
این متخصص روانشناسی، میان فردی که برای ازدواج آماده میشود و فردی که تصمیمش را به تعویق میاندازد، تفاوت قائل است. به گفته او، فردی که در مسیر آمادگی برای ازدواج قرار دارد، نگاهی واقعبینانه و زمانمند دارد و میداند دقیقاً در حال برطرف کردن چه مانعی است؛ برای مثال، میداند که تا شش ماه آینده پایاننامهاش تمام میشود یا در حال درمان بیماری مشخصی است. در این حالت، فرایند آمادگی شفاف، سنجشپذیر و رو به جلوست.
در مقابل، ملازمانی معتقد است بعضی افراد برای بهتعویقانداختن ازدواج، مدام شرطهای تازهای برای خودشان تعیین میکنند؛ مثلاً تا زمانی که خانه نخریدهاند، به ثبات کامل روانی نرسیدهاند یا هیچ دغدغه و استرسی ندارند، ازدواج نکنند. به گفته او، این افراد هر بار دلیلی تازه برای صبر کردن پیدا میکنند و در نتیجه، زمان مناسب برای ازدواج هیچوقت از راه نمیرسد. در واقع، گاهی این شرطگذاریها راهی برای فرار از ترس مسئولیتپذیری و ورود به مرحله جدیدی از زندگی است.
چه زمانی تردید در انتخاب همسر به وسواس تبدیل میشود؟
ملازمانی تأکید میکند که وجود میزانی از تأمل و تردید در مراحل آغازین آشنایی، امری سازنده و ناشی از هوشیاری است؛ زیرا سرمایهگذاری عاطفی به بررسی دقیق و واقعی نیاز دارد. بااینحال، به گفته او، این وضعیت زمانی وارد حیطه وسواس فکری و کمالگرایی رابطهای میشود که فرد روی جزئیات سطحی و کماهمیت، مانند طرز خندیدن، فرم بینی یا یک اشتباه کلامی ساده، متوقف شود و کلیت ارزشمند شخصیت طرف مقابل را نادیده بگیرد.
او نشانه دیگر را تکرار پرسشهایی میداند که فرد از دوستان، خانواده، مشاوران اینترنتی یا هوش مصنوعی میپرسد؛ پرسشهایی مانند اینکه آیا طرف مقابل برای او مناسب است یا نه، درحالیکه هیچ پاسخی نمیتواند اضطرابش را آرام کند. به گفته این متخصص روانشناسی، گاهی فرد در زمان دوری از طرف مقابل، احساس دلتنگی و تمایل به رابطه دارد، اما بهمحض جدی شدن صحبتها و نزدیک شدن به مرحله عقد، دچار تهوع روانی، اضطراب شدید و تکانه فرار میشود.
ملازمانی در چنین شرایطی معتقد است مسئله دیگر صرفاً کیفیت خواستگار یا طرف مقابل نیست، بلکه وضعیت خود فرد نیز نیازمند توجه است و مراجعه حضوری به روانشناس و مشاور ازدواج میتواند ضرورت پیدا کند.
پیش از ازدواج چقدر میتوان طرف مقابل را شناخت؟
پرسش از درستی انتخاب و تلاش برای رسیدن به اطمینان پیش از ازدواج، یکی از دغدغههای افرادی است که از پشیمانی در آینده میترسند. ملازمانی در اینباره توضیح میدهد که پیش از ازدواج، از طریق مراوده زوجین با یکدیگر و سپس ارزیابی علمی توسط مشاور ازدواج، میتوان بخشی از شناخت را به دست آورد.
به گفته او، این ارزیابی میتواند شامل مصاحبه بالینی و انجام آزمونهای روانشناختی باشد و در این فرایند، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد شناخت حاصل میشود.
او بخش باقیمانده شناخت را از جنس «شناخت تجربی و زمینهای» میداند؛ شناختی که در بستر تنشهای واقعی، بیماری، بحرانهای مالی و بدهبستانهای روزمره آشکار میشود. به گفته ملازمانی، این بخش از شناخت تا حدود زیادی از طریق تحقیق درست از کسانی که با طرف مقابل زندگی کردهاند و مدت طولانی با او مراوده داشتهاند نیز قابل دستیابی است.
هیچ انتخابی تضمین مادامالعمر ندارد
ملازمانی برای افرادی که از ترس انتخاب اشتباه، ازدواج را مدام به تعویق میاندازند و منتظر اطمینان کامل میمانند، چند راهکار پیشنهاد میکند. نخستین توصیه او، کنار گذاشتن انتظار برای تضمین همیشگی در زندگی مشترک است. به گفته این متخصص روانشناسی، تا زمانی که فرد به دنبال گارانتی مادامالعمر باشد، هیچ انتخابی نخواهد کرد؛ زیرا زندگی مشترک سفری همراه با رشد و مدیریت ریسک است، نه قراردادی تجاری با سود و زیان مشخص.
او تغییر رویکرد از جستوجوی «بهترین گزینه» به انتخاب «گزینه بهاندازه کافی خوب» را نیز راهگشا میداند: در انتخاب همسر باید بر ستونهای اصلی انتخاب تمرکز کرد؛ از جمله سلامت روان، احترام متقابل، تعهد اخلاقی، نبود هرگونه اعتیاد یا خشونت و توانایی تأمین نیازهای جنسی طرف مقابل. اگر این شرایط محقق شوند، میتوان با آرامش بیشتری به داشتن زندگی خوب امیدوار بود.
این متخصص روانشناسی همچنین توصیه میکند افراد بهجای گرفتار شدن در نشخوار ذهنی، از یک زوجدرمانگر یا مشاور متخصص پیش از ازدواج کمک بگیرند تا پویایی رابطه و ویژگیهای شخصیتی هر دو طرف ارزیابی شود. به گفته او، تأیید علمی یک متخصص میتواند به ذهن مضطرب کمک کند تا راحتتر از سد شک و تردید عبور کند.
ملازمانی در ادامه بر ضرورت شجاعت برای روبهرو شدن با پیامدهای انتخاب تأکید میکند و میگوید: هیچ انتخابی در زندگی بدون تاوان نیست؛ حتی تصمیم نگرفتن و مجرد ماندن نیز هزینههایی از جمله از دست رفتن زمان و تجربههای زیسته دارد. او در پایان، بر انتخاب همراه با توکل به خدا و مشورت با متخصصی کارآزموده تأکید میکند و معتقد است فرد میتواند با این شیوه، انتخابی تا حدود زیادی درست و منطقی داشته باشد و به آیندهای خوش و پایدار امیدوار باشد.