مادری که خودش را فراموش کرده؛ آیا این یک استاندارد است؟

ارسال شده در ۴ مهر ۱۴۰۵، توسط ایرنا

مادری از آن نقش‌هایی است که پایان ساعت کاری ندارد؛ از لحظه‌ای که کودک چشم باز می‌کند تا زمانی که خانه آرام می‌شود، همیشه کاری برای انجام دادن هست. با این حال، در میان این مراقبت بی‌وقفه، یک نفر گاهی از فهرست نیازهای خانواده جا می‌ماند: خود مادر.

بسیاری از مادران وقتی فرصتی برای استراحت، دیدار با دوستان، مطالعه یا حتی چند دقیقه تنهایی پیدا می‌کنند، به جای آرامش با احساس گناه روبه‌رو می‌شوند؛ گویی زمانی که برای خود صرف می‌کنند، بخشی از وظیفه مادری را کنار گذاشته‌اند. اما آیا مراقبت از خود واقعاً با مادری خوب بودن در تضاد است؟

دکتر نسیم نوری، متخصص روان‌شناسی، معتقد است پاسخ را باید در «تعادل» جست‌وجو کرد؛ تعادلی که هم به نیازهای کودک توجه دارد و هم هویت، شادابی و انرژی مادر را حفظ می‌کند.

مادری؛ مهم‌ترین نقش، نه به قیمت حذف خود

نوری در ابتدا با اشاره به اهمیت نقش مادری می‌گوید: «مادری مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نقش از نقش‌های اجتماعی است که نیازمند درایت، صبر، آگاهی و مسئولیت‌پذیری است.»

او تأکید می‌کند رعایت اعتدال و خارج نشدن از مرزهای سالم در رسیدگی و مراقبت از فرزند اهمیت دارد و می‌افزاید: «مدیریت ارتباط دلبسته ایمن با فرزند و رفع نیازهای لازم، نه مفرط، فرآیند رشد و تحول سالم‌تری را نتیجه خواهد داد.»

به گفته این متخصص روان‌شناسی، در نقش مادری باید ضمن توجه به نگهداری و رسیدگی به فرزند، هویت خود مادر، شادابی و انرژی لازم برای انجام مسئولیت‌های مادری نیز حفظ شود.

چرا استراحت مادر گاهی با احساس گناه همراه می‌شود؟

نوری درباره احساس گناه مادرانی که در کنار نقش مادری برای خود وقت می‌گذارند، توضیح می‌دهد: «احساس گناه هیجانی است که زمانی پدید می‌آید که فرد معتقد است یک استاندارد اخلاقی درونی یا بیرونی را زیر پا گذاشته است.در فرآیند مادری، این استانداردها اغلب تحت تأثیر هنجارهای فرهنگی، اجتماعی و شخصی درباره بایدهایی قرار دارند که یک مادر برای چگونگی رفتار خود شکل می‌دهد.»

به گفته او، مادر ممکن است احساس کند از نظر ذهنی نتوانسته بهترین شکل نقش مادری را برای فرزندش انجام دهد یا جامعه این حس را در او ایجاد کند. در چنین شرایطی، «هویت مادری خود را زیر سؤال می‌برد و خود را یک مادر بی‌کفایت تلقی می‌کند.»

نوری احساس گناه را مخرب و اثرگذار بر خودپنداره مادر می‌داند و تفاوت آن را با مسئولیت‌پذیری یادآور می‌شود: «احساس گناه، برخلاف مسئولیت‌پذیری، سرزنش خود را در پی دارد. در مقابل، مسئولیت‌پذیری یک فرآیند مثبت است که مادر را به سمت مراقبت بهتر و پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی و نه مفرط خود و فرزند جهت می‌دهد.»

مادر ایده‌آل؛ زنی که قرار است هیچ‌وقت خسته نشود!

وی یکی از مهم‌ترین ریشه‌های شکل‌گیری احساس گناه در مادر را «کمال‌گرایی افراطی ذهنی» می‌داند؛ کمال‌گرایی‌ای که با ساختن تصویری از مادر ایده‌آل همراه است.

او توضیح می‌دهد: «بسیاری از زنان تحت تأثیر تربیت تحولی خودشان، دچار کمال‌گرایی هستند. این زنان در نقش مادری تصویری خیالی از یک مادر بی‌نقص در ذهن دارند که اولویتش خانه و فرزندان است و هرگز خسته نمی‌شود، به تفریح نیازی ندارد و همیشه علی‌رغم نادیده انگاشتن خود، با انجام مسئولیت‌های مادری شاداب است.»

به گفته نوری، ریشه دیگر می‌تواند در «نقص احترام به خود» باشد. افرادی که ارزش کافی برای خود قائل نیستند، نه فقط در نقش مادری، بلکه در دیگر نقش‌های زندگی نیز ممکن است خود را لایق شادی، آرامش، لذت و تفریح ندانند.

او می‌گوید این افراد معمولاً با ایجاد لایه‌ای دفاعی به صورت توجیه‌های عقلانی بیرونی، تلاش می‌کنند حس بی‌ارزشی خود را با بیش‌ارزش دادن به فعالیت‌های مادر فداکار بپوشانند؛ مادری که خود را در برابر فرزندش نادیده می‌گیرد و قربانی می‌کند.

نوری قضاوت‌های اجتماعی و فشار اطرافیان را نیز در شکل‌گیری احساس گناه مؤثر می‌داند. او می‌گوید:« خانواده، مادربزرگ‌ها و جامعه اغلب دیدگاه‌های متفاوتی درباره نقش مادری، اهمیت توجه مطلق به فرزند، مفهوم ایثار مادری و روش‌های فرزندپروری ارائه می‌دهند.»

به گفته نوری، ترس از اینکه تصمیم مادر برای اختصاص وقت به خودش مورد نقد دیگران قرار گیرد، می‌تواند احساس سرزنش درونی ایجاد کند. در بسیاری از خانواده‌ها و فرهنگ‌ها مادر فداکار به معنای نادیده گرفتن کامل خود تعریف می‌شود و بنابراین هرگونه توجه به نیازهای شخصی خود برای مادر گناهی نابخشودنی قلمداد می‌شود.

نوری معتقد است سال‌ها «فداکاری بی‌وقفه» به عنوان ملاک مادر خوب بودن تعریف شده و در این ساختار، مادر خوب کسی است که همیشه در دسترس و صبور باشد، دیگران را مقدم بداند و از نیازها و تفریحات خودش بگذرد.

مادر شاغل؛ گرفتار میان دو احساس گناه

این متخصص روان‌شناسی، تعارض میان نقش‌های مختلف را نیز از عوامل تشدیدکننده این وضعیت می‌داند. به گفته او، تلاش برای حفظ تعادل میان نقش مادری، نقش‌های تحصیلی، شغلی و اجتماعی و فرصت رسیدگی به خود و پاسخ‌گویی به انتظارات همه این نقش‌ها، می‌تواند تعارض شدیدی در مادر ایجاد کند.

او می‌گوید: «بسیاری از مادران شاغل وقتی سر کار هستند، احساس گناه می‌کنند که کنار فرزندشان نیستند و وقتی به خانه بازمی‌گردند، دیگر به خود اجازه نمی‌دهند از زمانی که باید با فرزندشان بگذرانند، برای استراحت و تفریح شخصی استفاده کنند.این فرآیند می‌تواند خستگی و فرسودگی را در مادران شاغل افزایش دهد.»

مادری که خودش را فراموش می‌کند، فقط خودش آسیب نمی‌بیند

نوری درباره پیامدهای توجه مفرط به نیازهای فرزند و نادیده گرفتن نیازهای مادر می‌گوید :«به لحاظ زیستی و طبیعی، سیستم جسمی و روانی مادر برای رسیدگی و تأمین نیازهای فرزند در یک حالت آماده‌باش همیشگی قرار دارد.»

او توضیح می‌دهد که بازی هورمون‌ها و انتقال‌دهنده‌های عصبی از زمان بارداری و پس از زایمان، سیستم مادر را برای این امر آماده می‌سازد، اما در بسیاری از مادران، تحت تأثیر فرآیندهای روانی، اجتماعی و فرهنگی، این فرآیند از حالت طبیعی فراتر رفته و به صورت مفرط و گاهی آسیب‌رسان درمی‌آید.

به گفته وی، رسیدگی مفرط به فرزند و بی‌توجهی به نیازهای خود می‌تواند به تدریج انرژی روانی و جسمی مادر را تحلیل ببرد و او را به سمت فرسودگی سوق دهد؛ فرسودگی‌ای که فراتر از خستگی ساده است و می‌تواند بر کل سیستم خانواده اثرگذار باشد.

این متخصص روان‌شناسی کاهش کیفیت تعامل با فرزند را یکی از نتایج فشار شدید بر مادر می‌داند و می‌گوید:« مادری که تحت فشار است، ممکن است مدام دچار اضطراب و بی‌قراری باشد و این اضطراب نیز به فرزند منتقل شود و بر سلامت روان او اثر منفی بگذارد.»

او همچنین به رفتارهای جبرانی افراطی در مادری که احساس گناه می‌کند اشاره می‌کند؛ رفتارهایی که ممکن است با نبود مرزبندی صحیح، باج دادن‌های بی‌مورد، پذیرش بی‌قیدوشرط تمام خواسته‌های کودک و سبک‌های تربیتی ناکارآمد همراه شود و به تربیت فرزند آسیب بزند.

وقتی فرسودگی مادر به زندگی مشترک می‌رسد

نوری تأثیر فرسودگی مادر بر رابطه زناشویی را نیز قابل توجه می‌داند و می‌گوید:« وقتی تمام انرژی روانی زن صرف کلنجار رفتن با احساس مادری می‌شود، دیگر توانی برای حفظ رابطه عاطفی با همسر باقی نمی‌ماند. این وضعیت می‌تواند به سردی روابط زوجین، افزایش تعارضات میان آنها و کاهش صمیمیت زناشویی منجر شود.»

او در مقابل، داشتن حمایت اجتماعی و کمک اطرافیان، به‌ویژه همسر، در نگهداری از نوزاد و بعدها در فرآیند تربیت کودک را در ارتقای سلامت روانی مادر مؤثر می‌داند؛ حمایتی که می‌تواند توانایی مادر را برای اختصاص وقت بیشتر به خود، افزایش سلامت روانی و بدنی، حفظ صمیمیت با همسر و برقراری ارتباط مؤثرتر با خانواده افزایش دهد. نوری تأکید می‌کند: «پدر خانواده باید به عنوان شریک فعال در مسیر فرزندپروری حضور داشته باشد.»

برای مادر کودک خردسال، چند دقیقه هم غنیمت است

نوری درباره ضرورت داشتن زمان شخصی برای مادران دارای فرزند خردسال می‌گوید:« مادران نوزادان و کودکان خردسال، به دلیل صرف وقت بیشتر برای نگهداری و مراقبت از نیازهای اولیه و آنی فرزند، ممکن است خستگی و فرسودگی بیشتری نسبت به مادران کودکان بزرگ‌تر داشته باشند.در این دوره، نقش پدر در همراهی مادر در مسیر مراقبت از فرزند بسیار مؤثر است»

به گفته نوری، برای مقابله با احساس گناه، استفاده از فرصت‌های کوتاه برای خود، در زمان خواب نوزاد یا زمانی که اطرافیان با نوزاد ارتباط دارند، می‌تواند مؤثر باشد.

او از مطالعه فردی، تماشای فیلم و سریال مورد علاقه، ارتباط هرچند کوتاه تلفنی و مجازی با دوستان، انجام ورزش‌هایی مانند یوگا در منزل، تکنیک‌های تمرکز و آرام‌بخشی و رسیدگی به فرآیندهای زیبایی و مراقبتی از خود به عنوان نمونه‌هایی از این زمان‌های کوتاه نام می‌برد.

نوری تأکید می‌کند: «این رفتارهای کوچک اما مداوم می‌تواند تا حدودی احساس احترام و توجه به خود را برای مادران ایجاد کند و به افزایش شادابی آنان کمک کند.»

مادر خوب، مادری که خودش را فراموش نکرده است / چرا مادرها از استراحت کردن هم احساس گناه می‌کنند؟

باید صدای «بایدها» را در ذهن خاموش کرد

نوری نخستین گام را شناسایی «افکار خودآیندی» می‌داند که احساس گناه را تولید می‌کنند. او می‌گوید مادر باید «بایدها و نبایدهایی» را که برای نقش مادری خود تعیین کرده است، پیدا کند و سپس این افکار را با واقعیت نیازهای خودش بسنجد و از خود بپرسد: «آیا واقعاً امکان‌پذیر است که بی‌نقص باشم؟»

او برای غلبه بر کمال‌گرایی و احساس گناه، مهربان‌تر بودن با خود و داشتن درک و دلسوزی بیشتر نسبت به خود را ضروری می‌داند. به گفته نوری، وقتی مادر احساس خستگی می‌کند و نیاز به اختصاص زمان برای خودش دارد، به جای سرزنش خود باید به خودش بگوید: «مادری مسئولیت بزرگ و فرآیند سختی است و طبیعی است که گاهی خسته شوم و نیاز به توجه بیشتر به خود داشته باشم.»

او همچنین بر گفت‌وگو با اطرافیان بر مبنای نیازهای مادر و درخواست کمک بیشتر تأکید می‌کند و می‌گوید:« مادر باید بپذیرد که درخواست کمک ناشی از ضعف نیست؛ بلکه شادابی مادر می‌تواند به بهتر شدن فرآیند فرزندپروری کمک کند.»

مراقبت از خود؛ تجمل نیست، ضرورت است

این مخصص روانشناسی در پایان تأکید می‌کند که مادر باید به این آگاهی برسد که مراقبت از خود «یک کار خودخواهانه یا تفریحی نیست، بلکه یک ضرورت زیستی و روانی است.»

او اختصاص زمان‌های کوتاه در روز برای مطالعه، پیاده‌روی، ورزش یا صحبت با یک دوست و حضور در اجتماع را راه‌هایی برای تأمین انرژی لازم برای بازگشت به نقش مادری می‌داند.

به اعتقاد این متخصص روان‌شناسی، در فرزندپروری تنها میزان زمانی که مادر کنار کودک می‌گذراند تعیین‌کننده نیست؛ بلکه کیفیت این رابطه نیز اهمیت دارد: «کیفیت رابطه در زمان‌های حضور یک مادر شاداب با کودک مهم‌تر از کمیت زمان گذرانده‌شده مادر خسته و افسرده با کودک است.»

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!