تیدا عبداللهی ؛ دختر ۱۰ ساله‌ای که مسیر خودش را پیدا کرده است

از کلاس نویسندگی تا قفسه کتاب ها؛

ارسال شده در ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، توسط زهره کرمی

تیدا عبداللهی ، دختر ۱۰ ساله‌ای است که با پشتکار و خلاقیت، مسیر خود را در دنیای نویسندگی پیدا کرده و به تازگی نخستین کتاب خود را با عنوان «ناخدای بعدی» توسط انتشارات «سمت روشن کلمه» منتشر کرده است؛ کتابی که روایتی کودکانه از رؤیا، تلاش و عبور از کلیشه‌های جنسیتی است.

«ناخدای بعدی» داستان دختری به نام آوید است که آرزو دارد مانند پدربزرگش ناخدا شود. پدربزرگ به دنبال ناخدایی برای کشتی خود است و آوید دوست دارد ناخدای بعدی باشد. واکنش پدربزرگ به خواسته او، زمینه شکل‌گیری این داستان را فراهم می‌کند.

این کتاب با نویسندگی تیدا عبداللهی ، ترجمه انگلیسی میترا کرمی) مادر تیدا( و تصویرگری صبا ایمانی منتشر شده و اثری دو زبانه است.

یک کتاب؛ حاصل همراهی مادر و دختر

میترا کرمی، مترجم کتاب، با بیان اینکه افتخار ترجمه کتاب دخترش را داشته است، گفت: «داستان این کتاب ساخته ذهن زیبا و خلاق دخترمان است و با چاپ شدنش یکی از آرزوهای من، همسرم و البته تیدا برآورده شده است. »

کرمی، کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی و دارای ۲۰ سال سابقه تدریس زبان انگلیسی و ترجمه متون و مقالات انگلیسی است.

گفت‌وگو با میترا کرمی، مادر تیدا و مترجم “ناخدای بعدی”

وقتی دخترتان برای نخستین بار ایده نوشتن کتاب را با شما مطرح کرد، چه واکنشی داشتید؟

بی‌نهایت خوشحال شدم. انگار چیزی که سال‌ها منتظرش بودم داشت اتفاق می‌افتاد؛ چون تیدا از سه‌سالگی برای ما داستان‌های زیبایی تعریف می‌کرد.

چه زمانی متوجه شدید این کار برای او فقط یک سرگرمی نیست و واقعاً استعداد و علاقه جدی به نویسندگی دارد؟

از زمانی که علاوه بر کتاب خواندن به عنوان سرگرمی، با اشتیاق در کلاس‌های نویسندگی شرکت کرد و تمرین‌هایش را با دقت انجام می‌داد.

در مسیر نوشتن کتاب چقدر به او کمک کردید و چطور تلاش کردید خلاقیت خودش حفظ شود؟

هر جایی که سؤالی از ما داشت، به او جواب دادیم و اصلاً نظر خودمان را به او تحمیل نکردیم.

تصمیم ترجمه کتاب به انگلیسی چطور شکل گرفت؟

من و تیدا هر دو به این فکر کردیم که با دو زبانه شدن کتاب، اثر صرفاً مناسب کودکان نباشد و بزرگسالانی که به زبان انگلیسی علاقه‌مند هستند نیز بتوانند از آن استفاده کنند. همچنین بچه‌های خارج از کشور هم می‌توانند از خواندن آن لذت ببرند.

ترجمه کتاب توسط خود شما انجام شده است؛ چه تفاوتی میان ترجمه یک متن معمولی و ترجمه نوشته یک کودک وجود دارد؟

زبان کتاب کودک باید ساده و روان باشد و واژگان محدودتر و متناسب با سن کودکان در آن استفاده شود. گاهی نیز نیاز به بازآفرینی وجود دارد و ترجمه مستقیم امکان‌پذیر نیست. هدف ترجمه، علاوه بر انتقال مفاهیم، سرگرمی و آموزش نیز هست.

آیا هنگام ترجمه تلاش کردید لحن و دنیای کودکانه نوشته او حفظ شود؟

بله، البته. هر جایی هم که مردد بودم، از خود تیدا سؤال می‌کردم که چه حسی پشت آن جمله یا کلمه بوده است.

واکنش دخترتان وقتی فهمید مادرش کتابش را به انگلیسی ترجمه کرده، چه بود؟

این تصمیم دو نفره ما بود و البته پیشنهاد همسرم هم بود و هر سه ما با آن موافق بودیم.

فکر می‌کنید حمایت خانواده چقدر می‌تواند در شکوفایی استعدادهای کودکان نقش داشته باشد؟

وقتی والدین تلاش کودک را تشویق می‌کنند، کودک جرأت می‌کند استعدادش را نشان دهد و والدین زودتر متوجه توانایی‌های او می‌شوند.

به نظر شما والدین چطور می‌توانند بدون اینکه به کودک فشار بیاورند، استعداد او را شناسایی و تقویت کنند؟

کودک باید در هر لحظه حمایت عاطفی والدین را احساس کند و بداند حتی اگر شکست بخورد، ارزش و جایگاهش تغییر نمی‌کند. والدین هم باید استعداد و علاقه کودک را هدایت کنند، نه اینکه نظر خودشان را به او تحمیل کنند.

مهم‌ترین چیزی که در این مسیر از دخترتان یاد گرفتید، چه بود؟

یاد گرفتم که باید به توانایی‌های کودکان اعتماد کنیم. گاهی بچه‌ها خیلی بیشتر از تصور ما توانایی دارند و استعدادشان را همیشه به یک شکل نشان نمی‌دهند.

اگر بخواهید به والدین دیگر یک توصیه برای کشف و پرورش استعداد فرزندشان داشته باشید، چه می‌گویید؟

والدین باید به علایق کودکان توجه کنند، به آنها فرصت تجربه کردن بدهند و تلاش کودک را بیشتر از نتیجه تشویق کنند.

تیدا: می‌خواهم رمان‌های هیجانی بنویسم

حالا که نخستین کتاب تیدا منتشر شده و داستان «آوید» راه خود را به میان مخاطبان باز کرده است، پای صحبت خود نویسنده ۱۰ ساله این کتاب نشستیم؛ دختری که می‌گوید از کودکی به داستان علاقه داشته و حالا رؤیای نوشتن رمان‌های هیجانی را در سر دارد.

گفت‌وگو با تیدا عبدالهی، نویسنده «ناخدای بعدی»

اول از همه خودت را برای خواننده‌های ما معرفی می‌کنی؟ چند سالت است و در چه پایه‌ای درس می‌خوانی؟

تیدا عبدالهی: من تیدا عبدالهی هستم، ۱۰ سالمه و قرار است به کلاس پنجم بروم

چه شد که تصمیم گرفتی کتاب بنویسی؟ ایده این کتاب از کجا به ذهنت رسید؟

من همیشه به داستان خواندن و داستان نوشتن علاقه داشتم. در کلاس نویسندگی ایده‌پردازی می‌کردیم و ایده کتاب از یکی از تمرین‌های کلاس نویسندگی شروع شد.

داستان کتابت درباره چیست؟ اگر بخواهی در چند جمله برای بچه‌های هم‌سن‌وسالت تعریفش کنی، چه می‌گویی؟

درباره دختری به نام آوید است که می‌خواهد ناخدا شود، اما از نظر بقیه این کار ممکن نیست. در نهایت با تلاش خودش به آرزویش می‌رسد.

چرا این موضوع را برای داستانت انتخاب کردی؟

از نظر خودم موضوع جالبی بود.

نوشتن کتاب را از کجا شروع کردی و چقدر طول کشید تا تمامش کنی؟

از سال پیش نوشتن را شروع کردم و این کتاب حدود یک ماه زمان برد.

وقتی برای اولین بار به خودت گفتی «من می‌خواهم یک کتاب بنویسم»، خانواده‌ات چه واکنشی نشان دادند؟

تشویقم کردند و گفتند که حمایتم می‌کنند.

سخت‌ترین قسمت نوشتن کتاب برای تو چه بود؟

اینکه بفهمم موضوع و داستان به اندازه کافی خوب هستند یا نه.

موقع نوشتن، بیشتر از تخیلت کمک می‌گرفتی یا از اتفاق‌هایی که در زندگی واقعی برایت افتاده بود؟

از تخیلم استفاده می‌کردم.

شخصیت مورد علاقه‌ات در کتاب کدام است؟ چرا؟

آوید؛ چون شجاع است و آرزوهایش را دنبال می‌کند.

وقتی فهمیدی کتابت قرار است منتشر شود، چه حسی داشتی؟

خوشحال شدم، هیجان‌زده شدم و کمی هم دلهره داشتم.

حالا که کتابت به زبان انگلیسی هم ترجمه شده، چه حسی داری؟

خوشحالم، چون آدم‌های بیشتری می‌توانند از کتابم استفاده کنند. هم به کسانی که به زبان انگلیسی علاقه دارند کمک می‌کند و هم آدم‌های خارج از کشور که می‌خواهند فارسی یاد بگیرند، می‌توانند از آن استفاده کنند.

می‌دانی کتابت به زبان انگلیسی می‌تواند توسط بچه‌های کشورهای دیگر هم خوانده شود؟ درباره این موضوع چه فکری می‌کنی؟

بله، خوشحالم چون احساس می‌کنم کتابم فقط برای بچه‌های ایرانی نیست و بچه‌های کشورهای دیگر هم آن را می‌خوانند.

ترجمه شدن کتاب به انگلیسی چقدر برای خودت جالب بود؟

برایم خیلی جالب بود و فکر می‌کنم تصمیم خوبی بود.

دوست داری در آینده باز هم کتاب بنویسی؟ اگر بله، دوست داری درباره چه موضوعی باشد؟

بله. دوست دارم رمان‌هایی با داستان‌های هیجانی بنویسم.

نویسنده مورد علاقه‌ات کیست و چه کتابی را بیشتر از همه دوست داری؟

خانم رِینا تلگمایر را دوست دارم و کتاب «لبخندها» اثر ایشان را بیشتر از همه دوست دارم.

اگر یک کودک ۱۰ ساله دیگر به تو بگوید «من هم دوست دارم کتاب بنویسم، ولی فکر می‌کنم نمی‌توانم»، به او چه می‌گویی؟

می‌گویم الان به نتیجه فکر نکن و فقط تلاش کن. حتی اگر موفق نشوی، سعی خودت را کرده‌ای و این خیلی بهتر از تلاش نکردن است. در این راه چیزهای زیادی هم یاد می‌گیری.

اگر قرار بود یک جمله به بچه‌های هم‌سن خودت بگویی تا آنها را به کتاب خواندن یا نوشتن تشویق کنی، چه می‌گفتی؟

کتاب بخوانید تا دنیا را بهتر ببینید و زندگی بهتری داشته باشید.

اگر ۲۰ سال دیگر کتاب امروزت را دوباره ورق بزنی، دوست داری درباره دختر ۱۰ ساله‌ای که این کتاب را نوشته، چه چیزی به خودت بگویی؟

به خودم افتخار می‌کنم و به یاد همه خوشحالی‌های روز رونمایی کتابم می‌افتم.

حمایت خانواده؛ فراتر از حمایت مادی

یدالله شهرجو، مدیرمسئول انتشارات «سمت روشن کلمه»، ضمن تبریک به تیدا عبداللهی ، نویسنده نوجوان و آینده‌دار، با تشکر از حمایت پدر و مادر او گفت: «این کتاب همکاری مشترک بین مادر و فرزند بود؛ به این صورت که کتاب توسط تیدا نوشته و توسط مادرش، میترا کرمی، به انگلیسی ترجمه شد. این کتاب یک اثر دو زبانه است و این مشارکت بسیار جالب و قابل تأمل است. »

او افزود: «در واقع حمایت خانواده فقط حمایت مادی نبود، بلکه در عرصه نوشتن، آماده‌سازی و شکل‌گیری این اثر، مادر نقش مهم و ارزشمندی ایفا کرده است.»

شهرجو همچنین صبا ایمانی، تصویرگر کتاب، را ضلع سوم این اثر دانست و گفت: «تصاویر این کتاب بسیار با متن و داستان هماهنگ است و تصویرگر توانسته اثر زیبایی را خلق کند.»

رؤیاهایی که نباید جنسیت داشته باشند

هانا زارعی، مدیر اجرایی انتشارات «سمت روشن کلمه»، با بیان اینکه این کتاب در عین سادگی حرف‌های مهمی برای کودکان دارد، گفت: «در نگاه اول، یک کتاب ساده با داستانی ساده و تصاویری زیباست؛ اما ارزش واقعی این کتاب در حرفی است که کودک بعد از تمام شدن داستان با آن مواجه می‌شود و در ذهنش نقش می‌بندد. «ناخدای بعدی» هم چنین کتابی است.»

زارعی یکی از موضوعات قابل توجه در این اثر را برابری جنسیتی دانست و گفت: «یک‌سری شغل‌ها در جامعه هستند که برای مردها تعریف شده‌اند. برای مثال، شغل ناخدا در ذهن بسیاری از افراد شغلی مردانه است؛ اما در اینجا آوید خواسته است به رویایی برسد که فراتر از جنسیتی بودن یک شغل است.»

او ادامه داد: «این کتاب به کودک یاد می‌دهد که برای تحقق رویا، فقط داشتن رویا کافی نیست؛ بلکه باید برای آن تلاش کرد و مطالعه داشت تا به رویا رسید. »

زارعی درباره ویژگی‌های این کتاب گفت: «از دید من، این کتاب چند ویژگی خاص دارد؛ رویا داشتن و تلاش برای رسیدن به آن، اعتمادبه‌نفسی که از طریق یادگیری به دست می‌آید و محدود نشدن توسط کلیشه‌ها. »

او تأکید کرد: «این کتاب برای پدر و مادرها نکته مهمی دارد؛ اینکه رویاهای بچه‌ها را ببینیم و آنها را جدی بگیریم و به آنها فرصت بدهیم تا خودشان را باور کنند و دنبال آرزوهایشان بروند. »

مدیر اجرایی انتشارات «سمت روشن کلمه» در پایان گفت: «هر کودکی باید به خودش بگوید که من می‌توانم ناخدای زندگی خودم باشم و همه رویاهایی را که در ذهنم دارم، بدون هیچ محدودیتی و با تلاش، کوشش و اعتماد به‌ نفس دنبال کنم. »

از جنوب تا یک داستان دریایی

معصومه ناصری، نویسنده و مربی نویسندگی کودکان، با بیان اینکه در این اتفاق فقط یک نویسنده کودک معرفی نمی‌شود، بلکه یک مترجم کودک نیز معرفی می‌شود، گفت: «ترجمه کتاب کودک کار ساده‌ای نیست و کاری سخت و دشوار است. ویژگی خاص این کتاب نیز دو زبانه بودن آن است. »

او افزود: «ایده تیدا شاید یک ایده کوچک بود، اما او عمیق به آن فکر کرده است. تیدا با خود بخشی از جنوب را دارد و نخستین داستانش نیز درباره دریا و ناخداست.»

ناصری ادامه داد: «برای من بسیار جذاب بود که تیدا به ناخدا بودن به عنوان یک شغل و همچنین هموار کردن راه برای بقیه فکر کرده است. »

«ناخدای بعدی» حالا نخستین قدم تیدا عبداللهی  در مسیر نویسندگی است؛ دختری ۱۰ ساله که رؤیای خود را روی کاغذ آورده و با همراهی خانواده، آن را به کتاب تبدیل کرده است؛ شاید روایتی کوچک برای کودکان، اما با پیامی بزرگ: برای رسیدن به رؤیاها باید آنها را باور کرد، برایشان تلاش کرد و اجازه نداد کلیشه‌ها مسیرمان را تعیین کنند.

newsletter

عضویت در خبرنامه

زمانی که شماره جدید منتشر شد، ما شما را با خبر میکنیم!