بحران سکوت جمعی را جدی بگیرید

پیامدهای روانی رخدادهای پرتنش سال گذشته، فراتر از ابعاد عینی آن، تهدیدی خاموش برای سلامت روان جامعه محسوب میشود. در حالی که بخش بزرگی از مردم پیگیر سلامت روان خود پس از بحران نیستند و همین موضوع میتواند به چالشی جدی برای جامعه تبدیل شود.
بر اساس گزارهبرگ «وضعیت شیوع اختلالات روان پزشکی در ایران» که در شهریور ۱۴۰۴ توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و بر پایه پیمایش ملی سلامت روان در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ منتشر شد، شیوع کلی اختلال روان پزشکی در جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال ایران در سال ۱۴۰۰، به میزان ۲۵.۱ درصد گزارش شده که این عدد نسبت به سال ۱۳۹۰، به میزان ۲۳.۶ درصد افزایش داشته است.
همچنین در بین اختلالات روان پزشکی در سال ۱۴۰۰، بیشترین شیوع به ترتیب مربوط به اختلالات خلقی با ۱۶ درصد و سپس، اختلالات اضطرابی با ۱۳.۷ درصد است.
شیوع اختلالات روان پزشکی در زنان، ساکنان مناطق روستایی و افراد با وضعیت اجتماعی اقتصادی پایین، بالاتر از مردان، ساکنان مناطق شهری و افراد با وضعیت اجتماعی اقتصادی بالا گزارش شده است.
لطفا با یکدیگر حرف بزنید!
بحرانهایی مانند جنگ ۱۲ روزه، جنگ تحمیلی سوم و حوادث دی ماه، سلامت روان جامعه را تحت تاثیر قرار داد. تاثیری که گاهی به شکل سکوت و گاهی به شکل سوگ جمعی نمایان شد ولی زیر پوست جامعه، سلامت روان مردم قابل لمس نیست و خود را به واسطه کنشهای اجتماعی از طرف طبقات مختلف، نشان میدهد. آنچه در این میان باید جدی گرفته شود، «گفتوگو» است. اینکه افراد بتوانند در محیطهایی مانند خانواده یا دوستان، با یکدیگر گفتوگو کرده و در صورت داشتن علائم اختلالات روانی، به متخصصان سلامت روان مراجعه کنند.
“محمد رضا شالبافان ” مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در گفتوگو با خبرنگار سلامت ایرنا در این رابطه گفت: افراد باید بدانند که میتوانند روایتهای شخصی خود را با متخصصان سلامت روان مطرح کنند.
وی توضیح داد: صحبت کردن در شرایط ایمن با خانواده یا دوستان، گام مهمی برای بهبود سلامت روان است. در سالهای گذشته، روزگاری را تجربه کردیم که مردم توافق میکردند با یکدیگر حرف نزنند زیرا فضای اجتماعی دوقطبی شده بود و حتی این نگرانی وجود داشت که اگر درباره مسائل روز صحبت کنیم، دعوا و تنش شکل میگیرد. باید توجه داشت که این رفتار آسیبزا است و باید به فضای گفتوگو برگردیم. حتی گاهی اختلاف سلیقه درباره معیارها وجود دارد، اما باید بدانیم که میتوان با وجود اختلاف سلیقه، با یکدیگر گفتوگو کرد.
مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت ادامه داد: یکی از ابزارهای ارجاع برای سلامت روان در همه دنیا، نزدیکان هستند؛ یعنی امکان دارد فرد خودش وضعیت سلامت روان خود را جدی نگیرد، اما دوستان و نزدیکان میتوانند این هشدار را بدهند که فرد شرایط عادی ندارد و بهتر است به متخصص سلامت روان مراجعه کند. وقتی جامعه به سمتی برود که گفتوگو کم شده و روایتها گفته نشود، جای نگرانی دارد و این منبع مهم ارجاع نیز دچار نقص میشود.
شالبافان اظهار کرد: ادبیات سلامت روان باید دوستانه و همدلانه باشد و میتوان این رفتار را با فرهنگسازی ایجاد کرد. مطالعات سلامت روان در جهان نشان میدهد که سواد سلامت روان درباره اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی، پس از کرونا افزایش پیدا کرده و در کشور ما نیز همین طور است اما همچنان نگرانیهای جدی درباره اختلالاتی وجود دارد که پس از بحرانهای اجتماعی رخ میدهد؛ یعنی امکان دارد بسیاری از افراد پس از فوت یکی از عزیزان خود یا وقوع بحرانی که منجر به آسیب به خودشان یا نزدیکان شده، احساس کنند که «معلوم است باید ناراحت باشم و چرا باید به زندگی عادی برگردم؟ پس نباید به روانشناس مراجعه کنم یا این اندوه و سوگ را باید به دوش بکشم.» واقعیت این است که این رفتار، جز آسیب به خود فرد، کمک دیگری نخواهد کرد و اتفاقا باعث میشود فرد آسیب بیشتری دیده و در طول زمان، اندوه مضاعفی را تحمل کند. متاسفانه در فرهنگ جامعه ما چندان به این موضوع توجهی نمیشود و باید اصلاح شود.
علائم اختلالات روانی در مناطق آسیب دیده از جنگ مشاهده میشود
مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: شواهد پراکندهای وجود دارد که نشان میدهد با جامعهای مواجه هستیم که دچار شیوع بالایی از علائم استرس، اضطراب و افسردگی است و به خصوص در مناطقی که آسیب بیشتری از جنگ دیدهاند، علائم مختلفی از اختلالات روانی مشاهده میشود.
وی ادامه داد: اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD معمولا چند ماه پس از سانحه قابل تشخیصگذاری است و بلافاصله پس از سانحه نمیتوان تشخیص قطعی انجام داد اما ارزیابیهای اولیه این است که در جمعیتهایی که به طور مستقیم آسیب دیدهاند و شاهد صحنههای آسیبزا بودهاند یا عزیزان خود را از دست دادهاند، شیوع این اختلال میتواند بالا باشد و مطالعات اولیه حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد بروز این اختلال در برخی جوامع را نشان داده است.
انتظار غیرواقعبینانه از جامعه نداشته باشیم
هرچند بسیاری از برنامهها مانند بازگشایی مدارس به حالت عادی برگشته، اما فقط نباید به این موضوع توجه کنیم و سوال مهم این است که از نظر روانی، چه مسائلی پس از جنگ، هنوز حل نشده است؟ تا چه میزان به سلامت روان جامعه پس از وقوع بحرانهایی مانند جنگ، توجه شده است؟ جامعهای که همچنان با تهدیدهای دشمن مواجه است و صدای انفجارها را به خاطر دارد.
نازنین آهنگری روانشناس بالینی و استاد دانشگاه در این زمینه گفت: آنچه در مراجعان مشاهده میشود، ترکیبی از خستگی، نگرانی، تحریکپذیری، بیحوصلگی و یک نوع بیحسی هیجانی است. گاهی افراد میگویند که دیگر چیزی برای ما اهمیت ندارد و اصلا نگران نیستیم؛ این موضوع یک نوع بیحسی هیجانی است، زیرا در این فاصله اندک نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که افراد از نظر احساسی و هیجانی، کاملا بیتفاوت شده و هیچ واکنشی نشان ندهند.
وی ادامه داد: افراد پس از یک دوره طولانی فشار روانی، حتی انرژی کافی برای ترسیدن هم ندارند و میگویند دیگر حوصله حرف زدن هم نداریم و هر اتفاقی رخ بدهد، اهمیتی ندارد. این به معنی بیتفاوتی واقعی نیست و میتواند نشاندهنده فرسودگی روانی باشد.
آهنگری بیان کرد: با اینکه میل به بازگشت به روال قبل وجود دارد، اما نباید انتظار غیرواقعبینانه داشت، زیرا این انتظار در افراد ایجاد میشود و با خود میگویند «چرا من مثل بقیه افراد نمیتوانم به زندگی عادی برگردم.» درست است که یک بحران تمام شده، اما چیزهای زیادی را از دست دادیم و کودکان و نوجوانان نیز باورهای جدیدی از جنگ پیدا کردهاند. در واقع جامعه پس از یک بحران، نمیتواند به شرایط قبل از بحران برگردد، بلکه یک زایش و ماهیت جدید پیدا خواهد کرد.
آسیب به سلامت روان کادر درمان در جریان حوادث سال گذشته
جنگ و حوادث سال گذشته فقط روان جامعه را به خطر نینداخته است، بلکه کادر بهداشت و درمان، پزشکان و پرستارانی که هر روز و هر ساعت فراتر از اخبار و با واقعیتهای جنگ مواجه بودند نیز آسیبهای فراوانی دیدند.
شالبافان در این زمینه گفت: وضعیت سلامت روان در برخی گروههای شغلی که با آسیبهای سال گذشته در ارتباط بودند، از جمله کادر سلامت میتواند متفاوت باشد؛ افرادی مانند پرستاران که شاهد صحنههای ناگوار فراوانی بودهاند، در معرض آسیب جدی سلامت روان، اضطراب، افسردگی و استرس پس از سانحه بوده و میزان شیوع بالایی در این افراد گزارش شده است.
وی ادامه داد: امدادگران و افرادی که در صحنههای مختلف جنگ به مردم کمک میکردند یا مسئولیت مستقیم داشتند و به اصطلاح در خط مقدم جنگ بودند، کار خود را به خوبی انجام دادند، اما باید توجه کنیم که بسیاری از این افراد دچار آسیبهای سلامت روان شدهاند و با وجود مسئولیتی که دارند، این آسیب را به دوش میکشند و وظیفه داریم به سراغ آنها برویم.
“احمد نجاتیان” رئیس کل سازمان نظام پرستاری در گفتوگو با خبرنگار سلامت ایرنا درباره سلامت روان پرستاران پس از حوادث سال گذشته گفت: به دلیل حوادث سال گذشته از جمله جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم و حوادث دیگر، همکاران پرستار ترومای جمعی را تحمل کردند که در این نسل سابقه نداشت.
وی افزود: همه ما یک سال و نیم بسیار سختی را در کشور گذراندیم و همه مردم تحت فشار روانی بودهاند؛ علاوه بر استرس ناشی از جنگ، فشارهای اقتصادی نیز وجود داشت و پرستاران و کادر درمان نیز بخشی از جامعه هستند و این فشارها را تحمل کردهاند.
پیگیری سلامت روان پرستاران با همکاری سازمان نظام روانشناسی
رئیس کل سازمان نظام پرستاری اظهار کرد: به همین دلیل، جلسههایی بین سازمان نظام پرستاری و اداره کل سلامت روان وزارت بهداشت در زمینه مباحث سلامت روان پرستاران برگزار شد همچنین تفاهمنامهای با سازمان نظام روانشناسی و مشاوره برای برگزاری دورههای آموزشی منعقد کردیم. قراردادی با یک مجموعه سنجش سلامت روان نیز منعقد شده تا پرستاران بتوانند به صورت آنلاین خود را سنجیده و اگر در معرض خطر هستند، به روانشناس مراجعه کنند.
خبرنگاران به سلامت روان خود توجه کنند
خبرنگاران نیز در جریان جنگ و حوادث سال گذشته با پیگیری مداوم خبرها و گاهی حضور در متن بحران، شاهد صحنههایی بودهاند که شاید سالها در ذهنشان مانده و بر روانشان تاثیر بگذارد.
شالبافان در این زمینه گفت: خبرنگاران و اهالی رسانه هم راوی رنجهای نامریی مردم در حوزه سلامت روان هستند و هم خودشان باید از سلامت روان خود مراقبت کنند؛ زیرا خبرنگاران در همه بحرانها پای کار بوده و هر روز به دنبال انعکاس اخبار بودهاند. خبرنگاران به دلیل وظیفهای که داشتهاند و در معرض موقعیتهای آسیبزا بودهاند، باید به سلامت روان خود توجه کنند.
پروتکلهایی برای سلامت روان جامعه در حین و پس از بحران
قدر مسلم نظام سلامت باید پروتکلهایی برای سلامت روان جامعه در حین و پس از بحران داشته باشد؛ هرچند معمولا در مواقع بحران، فقط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیست که برای سلامت روان جامعه تصمیم میگیرد و آنقدر خبرهای ناگوار هجوم میآورند که کاری از دست یک وزارتخانه بر نمیآید. با این حال، وجود پروتکلهای مشخص، بهتر از نبودنش است.
مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در این رابطه اظهار کرد: پروتکلهایی برای سلامت روان جامعه در زمان بحران از گذشته وجود داشت که البته نیازمند اصلاح بود. هم پروتکل اجرایی برای دستگاههای مختلف از جمله وزارت بهداشت، بهزیستی، هلال احمر و غیره وجود دارد و به طور مثال در پایان سال ۱۴۰۳ یک مانور اجرا شد تا نقاط ضعف پروتکلها مشخص شود. همچنین پروتکلهای تخصصی وجود دارد که به طور مثال اگر روانشناس و روان پزشک به منطقهای رفتند، چه اقداماتی انجام دهند.
وی ادامه داد: همچنین پروتکلی درباره اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD نیز در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا جنگ تحمیلی سوم، در چند منطقه کشور در مراکز جامع سلامت به صورت آزمایشی اجرا شد و از چند هفته پیش، هر فردی که مراجعه کند، علائم این اختلال در شخص بررسی میشود؛ این موضوع به دلیل نیاز جامعه، اضافه شده است.
شالبافان گفت: پروتکلهای تخصصی سلامت روان که از گذشته وجود داشته نیز با برگزاری جلسههای متعدد و منظم مورد بررسی قرار گرفته و به صورت مداوم، بازبینی میشود، زیرا جنس بحرانها تفاوت دارد. به طور مثال حادثه پلاسکو با زلزله بم و سیل استان گلستان تفاوت داشت و جنگ ۱۲ روزه با همه این موارد فرق میکرد. جنس آسیبها در این بحرانها و حوادث با یکدیگر تفاوت دارند و تجربهها نیز بیشتر شده است.
راه حل موقت چیست؟
باید توجه کرد که بحرانها ادامه دارند و نگرانی از مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی در مردم وجود دارد؛ اما برای مراقبت از سلامت روان، نباید در انتظار پایان بحران باشیم و باید در متن بحران، به سلامت روان خود توجه کنیم تا گامی برای رسیدن به پایان بحران برداشته باشیم. در این مسیر میتوان راه حلهای موقت را به کار گرفت.
آهنگری اظهار کرد: ما به جای اینکه به دنبال راه حل بزرگ باشیم، باید چند نکته ساده را جدی بگیریم؛ اول، جدی گرفتن خواب است. زیرا خواب یکی از اولین مواردی است که تحت تاثیر شرایط قرار میگیرد. وقتی شرایط روانی انسان به هم میریزد، خواب تحت تاثیر قرار میگیرد. خواب خوب و منظم، یکی از عوامل تنظیم هیجان محسوب میشود که بسیاری به آن توجه نمیکنند. بنابراین برای تنظیم هیجان، باید به داشتن خواب سالم و منظم توجه کرد.
وی ادامه داد: مورد دوم، حفظ کردن سطح مشخصی از فعالیت در طول شبانه روز است. به طور مثال، پیادهروی منظم و کوتاه روزانه میتواند به تنظیم خلق انسان کمک کند. مورد سوم، حفظ روابط اجتماعی است؛ زیرا فقط افکار انسان نیست که میتواند در شرایط بحرانی به او آسیب بزند، بلکه تنهایی نیز میتواند فشار روانی را برای انسان بیشتر کند.
آهنگری افزود: در زمان بحران، افراد از یکدیگر فاصله گرفتهاند و این اهمیت دارد که باید به دوستیها و روابط انسانی برگردیم. انسان موجود اجتماعی است و انزوا و تنهایی در طولانی مدت، میتواند آسیب زننده باشد. به طور مثال با مراجعانی مواجه هستیم که میگویند حوصله ارتباط به سایر افراد را ندارند که توصیه میشود آرام آرام ارتباطات خود با دوستان و سایر افراد را از سر بگیرند.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی گفت: مورد چهارم، مدیریت مصرف اخبار است؛ یعنی باید حواسمان باشد که پیگیری اخبار، حالت وسواسگونه پیدا نکرده و فقط در حد آگاهی باشد و این مراقبت را باید برای خود و اطرافیان داشته باشیم.