صدای خاموش تاخیر گفتار ؛ چرا مداخله زودهنگام اهمیت دارد
از بلع نوزاد تا گفتار کودک، روایت یک گفتار درمانگر از سال های طلایی رشد

بیتا آذرپیکان، متولد ۱۳۷۴، کارشناس گفتاردرمانی از دانشگاه علوم پزشکی زاهدان است و هشت سال سابقه فعالیت در حوزه گفتاردرمانی و توانبخشی دارد. او سابقه فعالیت در مرکز اوتیسم زاهدان، بیمارستان شریعتی، بیمارستان شهید محمدی، مرکز مشیر دوانی، مرکز اوتیسم بندرعباس و مرکز توانبخشی هلالاحمر بندرعباس را در کارنامه خود دارد.
آذرپیکان در حال حاضر بهعنوان گفتاردرمانگر در شهرک مروارید و مرکز توانبخشی آذرپیکان فعالیت میکند. او همچنین مخترع دستگاه تحریککننده عضلات خارجی در گفتاردرمانی است.
گفتار و زبان، تنها ابزار برقراری ارتباط نیستند؛ بلکه بخش مهمی از رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی کودک را شکل میدهند. تشخیص بهموقع اختلالات گفتار و زبان، مشکلات بلع و تغذیه و همچنین علائم اختلالات رشدی میتواند نقش مهمی در مسیر رشد کودک داشته باشد.
در این گفتوگو با یک گفتاردرمانگر که از سال ۱۳۹۸ در مراکز اوتیسم زاهدان و بندرعباس فعالیت داشته و از سال ۱۴۰۰ بهعنوان نخستین گفتاردرمانگر بیمارستان شریعتی در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU) فعالیت کرده است، درباره اختلالات بلع نوزادان، تأخیر گفتار، اوتیسم، نقش والدین در مداخلات زودهنگام و چالشهای دسترسی به خدمات توانبخشی در هرمزگان گفتوگو کردهایم. او همچنین تجربه طراحی و ثبت اختراع دستگاهی برای تحریک عضلات را در کارنامه خود دارد.
مسیر ورود شما به رشته گفتاردرمانی چگونه شکل گرفت و چه شد که در زمینه نوزادان و کودکان، بهویژه بلع و گفتار و زبان، فعالیت کردید؟
بعد از تحقیق از افراد باتجربه در حوزه توانبخشی و علاقه به آموزش و درمان نوزادان و کودکان، این رشته را انتخاب کردم. بسیار خرسندم از انتخابم؛ چرا که دقیقاً مطابق روحیه و شخصیت من است. همچنین از ایدهپردازی و خلاقیت داشتن لذت میبرم و این شغل دست من را باز گذاشته تا به راحتی با کمک خلاقیت، درمان را پیش ببرم.
از چه زمانی فعالیت حرفهای خود را آغاز کردید و مهمترین تجربه شما در این مسیر چه بوده است؟
از سال ۱۳۹۸ در مراکز اوتیسم زاهدان و بندرعباس فعالیت داشتهام و از سال ۱۴۰۰ نیز بهعنوان نخستین گفتاردرمانگر بیمارستان شریعتی در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU) فعالیت کردم.
یکی از مهمترین تجربهها، توجه به زمان طلایی برای مداخله است. مداخله زودهنگام میتواند هزینههای درمانی و آموزشی آینده را کاهش دهد و به کودک کمک کند از ظرفیتهای خودش استفاده کند و احساسات ناخوشایند کمتری برای کودک و خانواده ایجاد شود. در این مسیر، عشق، صبر و درک کودک و خانواده اهمیت زیادی دارد.
اختلال بلع در نوزادان چیست و چه تفاوتی با بیقراری یا کولیک دارد؟
اختلال بلع در نوزادان معمولاً به ناهماهنگی مکیدن، بلع و تنفس مربوط میشود و ممکن است با علائمی مانند خفگی، سرفه و ورود شیر به راه هوایی همراه باشد. این مشکل در بسیاری از موارد ریشههای عصبی یا ساختاری دارد؛ برای مثال در نوزادان نارس یا نوزادانی که دچار آسیب مغزی شدهاند.
تفاوت آن با کولیک و بیقراری این است که مشکلات معمولی و گذرا لزوماً با ایمنی راه هوایی ارتباط ندارند، اما اختلال بلع یک مشکل ایمنی و عملکردی در فرآیند بلع است.
چه علائمی هنگام شیر خوردن میتواند زنگ خطر باشد و والدین باید به آن توجه کنند؟
در ابتدا باید مکیدن اولیه نوزاد بررسی شود. سرفه و خفگی مکرر هنگام شیر خوردن میتواند نشانه ورود شیر به راه هوایی باشد. تغییر رنگ نیز میتواند ناشی از کاهش اکسیژن در اثر انسداد راه هوایی باشد.
قطع شدن تنفس میتواند نشاندهنده ناهماهنگی در بلع باشد. خارج شدن شیر از بینی نیز ممکن است به نارسایی نرمکام یا ناهماهنگی بلع مربوط باشد.
همچنین اگر تغذیه بیشتر از ۳۰ تا ۴۰ دقیقه طول بکشد یا نوزاد دچار خستگی شدید شود، باید مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا تغذیه طولانی میتواند انرژی زیادی از نوزاد بگیرد.
کدام نوزادان بیشتر در معرض اختلالات بلع قرار دارند؟
نوزادان نارس، بهویژه نوزادانی که قبل از ۳۴ هفتگی متولد میشوند، در معرض خطر بیشتری هستند؛ زیرا هماهنگی مکیدن، بلع و تنفس در حدود ۳۲ تا ۳۴ هفتگی تکامل پیدا میکند.
نوزادان با وزن تولد پایین، نوزادانی که به دلیل نارس بودن، لولهگذاری، دستگاه تنفس یا بیماری زمینهای در NICU بستری بودهاند و نوزادانی که آسیب یا ناهنجاری عصبی دارند نیز در معرض خطر هستند.
آسیب ناشی از کمبود اکسیژن هنگام تولد، خونریزی مغزی، برخی سندرمهای ژنتیکی و ناهنجاریهای ساختاری دهان و حلق مانند شکاف کام و لب و همچنین بیماریهای مادرزادی قلبی و تنفسی از دیگر موارد هستند.
اگر اختلال بلع تشخیص داده نشود، چه پیامدهایی ممکن است برای نوزاد داشته باشد؟
ممکن است باعث ورود شیر یا مواد غذایی به راههای هوایی، مشکلات تنفسی، ذاتالریه و عفونتهای تنفسی مکرر شود.
از طرف دیگر، مشکلات تغذیه میتواند باعث وزنگیری نامناسب و کند شدن رشد شود. دریافت ناکافی مواد غذایی میتواند بر رشد مغز نیز تأثیر بگذارد. همچنین ممکن است کودک به دلیل تجربههای ناخوشایند هنگام تغذیه، دچار بیزاری یا مقاومت رفتاری نسبت به غذا خوردن شود.
نقش گفتاردرمانگر در بخش NICU چیست؟
گفتاردرمانگر آمادگی نوزاد برای تغذیه خوراکی را بررسی میکند و رفلکسهای مکیدن، بلع و تنفس را مورد ارزیابی قرار میدهد.
مداخلات مکیدن غیرتغذیهای و تغذیهای، تحریکات حسی دهان و تقویت رفلکس مکیدن انجام میشود. همچنین آموزش والدین و پرستاران درباره نحوه تغذیه و وضعیت مناسب قرارگیری نوزاد از وظایف مهم گفتاردرمانگر است.
ارزیابی گفتار و زبان کودک از چه سنی باید انجام شود و والدین چه زمانی باید نگران شوند؟
از حدود ۲۰ ماهگی، اگر درک و شناخت کودک متناسب نباشد یا کمتر از ۱۰ کلمه کاربردی داشته باشد، بهتر است ارزیابی انجام شود. اولین قدم نیز مشاوره و آموزش والدین است.
چطور میتوان تفاوت یک کودک دیرگو با کودکی که واقعاً دچار اختلال گفتار و زبان است را تشخیص داد؟
کودکان دیرگو معمولاً در تعداد کلمات و جملهسازی تأخیر دارند، اما درک، شناخت، بازی نمادین و تعامل اجتماعی آنها معمولاً مناسب است. این کودکان معمولاً تا سهسالگی شروع به صحبت کردن میکنند و در برخی موارد نیز سابقه خانوادگی دیرگویی وجود دارد.
در پنج سال اخیر، تعداد کودکانی که با تشخیص اختلال زبان رشدی مراجعه میکنند بیشتر شده است. به نظر من سبک زندگی مدرن، کاهش تعامل والد و کودک و استفاده زیاد از تلویزیون و تلفن همراه در سنین زیر دو سال در این موضوع مؤثر است.
در ۵۰ درصد کودکانی که دیرگو هستند، بعد از سهسالگی علائم آپراکسی دیده میشود و ممکن است وضوح و هماهنگی گفتار آنها کاهش پیدا کند. بنابراین بهتر است در این موارد حتماً با متخصص مشورت شود.
اگر کودک کلمات محدودی دارد، والدین چه اقدامی باید انجام دهند؟
اگر درک و شناخت کودک طبیعی باشد، از حدود ۲۰ ماهگی میتوان به مدت دو ماه با راهنمایی گفتاردرمانگر، روی تعامل و زبان در خانه کار کرد. اگر نتیجهای حاصل نشد، بهتر است کودک برای گفتاردرمانی مراجعه کند.
از دو سال و نیم نیز اگر کودک کلمات یا جملههای محدودی دارد یا اصلاً کلمه و جملهای نمیگوید، گفتاردرمانی ضروری است.
استفاده زیاد از موبایل، تبلت و تلویزیون چه تأثیری بر گفتار و زبان کودک دارد؟
استفاده از موبایل، تبلت و تلویزیون در این سنین میتواند باعث تأخیر در گفتار و زبان، کاهش توجه و تمرکز و ایجاد مشکلات یادگیری شود.
آیا دوزبانگی باعث تأخیر در گفتار میشود؟
خیر، دوزبانگی بهخودیخود باعث تأخیر گفتار و زبان نمیشود. ممکن است تعداد کلمات کودک در هر زبان بهتنهایی کمتر باشد، اما اگر مجموع واژگان دو زبان را در نظر بگیریم، معمولاً وضعیت متفاوت است و حتی ممکن است بیشتر باشد.
اگر کودک در هر دو زبان دچار تأخیر باشد، باید احتمال وجود اختلال زمینهای زبان بررسی شود.
به نظر من بهتر است مادر تا دو سال و نیم با کودک به زبان مادری صحبت کند و بعد زبان دوم را با تعامل باکیفیت وارد کند.
مهمترین نشانههای اولیه اوتیسم که والدین باید به آنها توجه کنند چیست؟
در حوزه ارتباط اجتماعی، محدود بودن تماس چشمی، پاسخ ندادن به اسم تا ۱۲ ماهگی، نداشتن اشاره کردن در ۱۴ تا ۱۸ ماهگی، پایین بودن اشتراک لذت و توجه و کم بودن بازی با همسالان از جمله نشانههایی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
در حوزه گفتار و زبان نیز نداشتن غان و صداهای ارتباطی، از دست دادن کلمات یا مهارتهایی که کودک قبلاً به دست آورده و ضعف در استفاده یا درک حرکات و اشارههای ارتباطی اهمیت دارد.
در حوزه رفتاری نیز حرکات تکراری، علایق محدود، حساسیتهای حسی غیرمعمول، نیاز شدید به روال ثابت و ناراحتی در برابر تغییر میتواند هشداردهنده باشد.
هیچ علامتی بهتنهایی تشخیص اوتیسم نیست و باید مجموعهای از نشانهها در حوزههای اجتماعی و رفتاری بررسی شود. پسرفت مهارتها نیز یک علامت هشدار مهم است و نیاز به ارزیابی سریع دارد.
آیا تأخیر گفتار بهتنهایی به معنای اوتیسم است؟
خیر. تأخیر گفتار بهتنهایی به معنای اوتیسم نیست و برای تشخیص باید سایر نشانههای اجتماعی و رفتاری نیز وجود داشته باشد. یک علامت بهتنهایی نمیتواند تشخیص اوتیسم باشد.
گفتاردرمانی در کودکان مبتلا به اوتیسم چگونه انجام میشود؟
در ابتدا روی ارتباطات پیشکلامی مانند توجه مشترک، اشاره کردن، تماس چشمی و دنبال کردن دستورها کار میکنیم و سپس روی استفاده اجتماعی از زبان تمرکز میشود.
مداخله زودهنگام، بهخصوص قبل از سهسالگی، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا انعطافپذیری مغز در این دوره بیشتر است. اگر کودک نتواند نیازهای خود را از طریق ارتباط بیان کند، ممکن است برای برقراری ارتباط به رفتارهایی مانند پرخاشگری متوسل شود.
مهمترین چالش فعالیت در مراکز اوتیسم زاهدان و بندرعباس چیست؟
یکی از مهمترین مشکلات، هزینه درمان و کمبود متخصص است. بسیاری از کودکان به دو تا سه جلسه گفتاردرمانی در هفته نیاز دارند و همین موضوع هزینه زیادی برای خانواده ایجاد میکند. از طرفی بیمهها در بسیاری از موارد هزینه گفتاردرمانی را پوشش نمیدهند.
این شغل از نظر جسمی و روحی نیز دشوار و خستهکننده است و بعضی از همکاران به دلیل فشار کاری، تعداد مراجعهکنندگان خود را کاهش میدهند یا حتی از این حرفه خارج میشوند.
در هرمزگان نیز تعداد فارغالتحصیلان این رشته کم است و بسیاری از افراد به سمت رشتههایی مانند پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی میروند.
وضعیت دسترسی به خدمات گفتاردرمانی در هرمزگان چگونه است؟
کمبود متخصصان توانبخشی حتی در بندرعباس نیز وجود دارد. در برخی شهرها یا متخصصی وجود ندارد یا تنها یک درمانگر فعالیت میکند.
برای مثال، در میناب و رودان با وجود جمعیت قابل توجه، گفتاردرمانگر وجود ندارد و این موضوع دسترسی خانوادهها به خدمات تخصصی را دشوار کرده است.
شما مخترع دستگاه تحریککننده عضلات خارجی در گفتاردرمانی هستید. ایده این دستگاه چگونه شکل گرفت؟
این دستگاه برای افرادی طراحی شده که به دلایل اکتسابی مانند آسیب مغزی و ضربه یا مشکلات رشدی مانند فلج مغزی و برخی سندرمها، دچار ضعف عضلات صورت، دهان، زبان، نرمکام، دستها یا پاها هستند.
در کنار تمرینات درمانی، این افراد به تحریکات حسی مانند تحریکات حرارتی سرد و گرم و همچنین ویبره نیاز دارند. بسیاری از درمانگران همچنان از روشهای سنتی مانند کیسه آب گرم، وسایل گرم، آب سرد، یخ یا دستگاههای ویبره استفاده میکنند.
هدف من این بود که یک وسیله مدرن طراحی شود که بتواند سه نوع تحریک مهم عضلانی را در یک دستگاه داشته باشد و کیفیت درمان را افزایش دهد. همچنین استفاده از دستگاه به جای یخ میتواند از ایجاد رطوبت و خیس شدن محیط درمان جلوگیری کند.
چه چیزی باعث شد به سمت اختراع و نوآوری بروید؟
این ایده از تجربههای بالینی من شکل گرفت. شرکت در جشنوارههای اختراع، مطالعه کتابهای مختلف و داشتن ذهن پرسشگر و خلاق نیز در این مسیر تأثیر داشت.
همیشه دوست داشتم با خلاقیت و نوآوری کاری انجام دهم که بتواند زندگی افراد را بهتر کند.
آیا این دستگاه وارد مرحله تولید شد؟
متأسفانه دستگاه در مرحله طراحی باقی ماند. شیوع کرونا، هزینه بالای تولید، نبود حمایت کافی و مشکلات مربوط به مالکیت فکری باعث شد امکان تولید آن فراهم نشود.
با این حال، هنوز هم همکارانم هر سال درباره دستگاه سؤال میکنند و تمایل دارند بتوانند آن را تهیه کنند.
والدینی که با توصیههای متفاوت و گاهی متناقض درباره وضعیت فرزندشان مواجه میشوند، باید چه کار کنند؟
اگر کودک از نظر حرکتی، شناختی یا درک و فهم متناسب با سنش رشد نکرده باشد، معمولاً در حدود دو سالگی تفاوتها بیشتر مشخص میشود. مراکز گفتاردرمانی و کاردرمانی میتوانند در این زمینه خانواده را راهنمایی کنند.
اگر مشکل رشد و وزنگیری همراه با تأخیر گفتار وجود داشته باشد، مراجعه به متخصص کودکان توصیه میشود. در صورت وجود مشکلات توجه و تمرکز، تأخیر حرکتی و گفتاری یا پسرفت مهارتها، مراجعه به متخصص مغز و اعصاب لازم است. در صورت وجود مشکلات رفتاری، پرخاشگری یا اختلال توجه نیز ممکن است مراجعه به روانپزشک ضروری باشد.
چرا مداخله زودهنگام اهمیت زیادی دارد و بهترین زمان برای شروع درمان چه زمانی است؟
هرچه مداخله زودتر انجام شود، بهتر است؛ زیرا انعطافپذیری مغز تا سهونیم سالگی بیشتر است. در مواردی مانند اوتیسم، اختلال بلع نوزادان، کمشنوایی و آسیبهای مغزی، بهتر است مداخله از زمان تشخیص آغاز شود.
در مورد مشکلات تلفظ از چهار سالگی و در آپراکسی از سه سالگی میتوان مداخله را آغاز کرد. مداخله زودهنگام میتواند به بهبود مهارتهای اجتماعی، افزایش اعتمادبهنفس و ایجاد ارتباط بهتر کودک با اطرافیان کمک کند.
به نظر شما مهمترین اشتباه والدین در مواجهه با مشکلات گفتار و رشد کودک چیست؟
یکی از اشتباهات مهم، اعتماد کردن به توصیههای سنتی یا مطالبی است که در شبکههای اجتماعی و از دوستان و اطرافیان دریافت میکنند و به همین دلیل مراجعه به متخصص را به تأخیر میاندازند.
بهتر است خانواده در صورت وجود نگرانی، ابتدا یک ارزیابی تخصصی انجام دهد و بر اساس نظر یک متخصص، مسیر درمان را دنبال کند. تأخیر در مداخله میتواند در آینده هزینههای بیشتری را به خانواده تحمیل کند.
و در پایان، اگر بخواهید سه «زنگ خطر» مهم را به والدین گوشزد کنید که نباید از کنار آنها ساده بگذرند و لازم است کودک را برای ارزیابی تخصصی نزد گفتاردرمانگر ببرند، این سه مورد چه هستند؟
اول، از دست دادن مهارتی که کودک قبلاً به دست آورده است.
دوم، پاسخ ندادن به اسم همراه با تماس چشمی محدود یا توجه نامتناسب با سن.
و سوم، نداشتن کلمه معنادار در حدود ۲۰ ماهگی.