کودک کار؛ زخمی که هنوز بر چهره جامعه دیده میشود

کودک کار مسئلهای نیست که تنها یک سازمان یا نهاد بتواند آن را حل کند، این پدیده ریشه در مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی دارد و مقابله با آن نیازمند همکاری گسترده همه بخشهای جامعه است.
میلیونها کودک در جهان هنوز از حق طبیعی آموزش، امنیت و کودکی محرومند و برای تأمین معاش در مشاغل مختلف فعالیت میکنند؛ پدیدهای که کارشناسان از آن به عنوان یکی از پیچیدهترین آسیبهای اجتماعی یاد میکنند و مقابله با آن را نیازمند حمایت همزمان از کودک و خانواده میدانند.
صدای فروش دستمال کاغذی پشت چراغ قرمز، نگاههای منتظر میان ازدحام خودروها و دستان کوچکی که زودتر از موعد با دغدغههای بزرگسالانه آشنا شدهاند، سالهاست به بخشی از زندگی شهری تبدیل شده است؛ کودکانی که باید در کلاس درس باشند اما فقر، آسیبهای اجتماعی و گاه شرایط نامساعد خانوادگی، آنان را به خیابان کشانده و از حق طبیعی کودکی محروم کرده است.
دوازدهم ژوئن، روز جهانی مبارزه با کار کودکان، فرصتی برای بازخوانی یکی از تلخترین آسیبهای اجتماعی جهان است؛ پدیدهای که با وجود دههها تلاش نهادهای بینالمللی و دولتها، همچنان میلیونها کودک را در سراسر جهان از آموزش، امنیت و فرصت رشد محروم کرده است.
کودک کار تنها به معنای اشتغال یک کودک برای کسب درآمد نیست، آنچه در ادبیات حقوقی و اجتماعی جهان به عنوان «کار کودک» شناخته میشود، فعالیتی است که مانع تحصیل، آموزش و رشد طبیعی کودک شود یا او را در معرض استثمار، خشونت و آسیبهای جسمی و روانی قرار دهد، به همین دلیل، بسیاری از سازمانهای بینالمللی این پدیده را یکی از مهمترین تهدیدها علیه حقوق کودکان میدانند.
بر اساس آمارهای جهانی، حدود ۱۶۰ میلیون کودک در سراسر جهان درگیر کار هستند؛ کودکانی که بسیاری از آنان به جای حضور در مدرسه، در مزارع، کارگاهها، خیابانها و مشاغل مختلف فعالیت میکنند، بخش قابل توجهی از این کودکان نیز در شرایط خطرناک و آسیبزا به کار گرفته میشوند و از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروم میمانند.
کارشناسان معتقدند: فقر مهمترین عامل شکلگیری کار کودک است، اما عوامل دیگری همچون بیکاری والدین، مهاجرت، مشکلات خانوادگی، ترک تحصیل، حاشیهنشینی و ضعف نظامهای حمایتی نیز در گسترش این پدیده نقش دارند، در واقع کار کودک بیش از آنکه یک انتخاب باشد، نتیجه مجموعهای از نابرابریها و آسیبهای اجتماعی است که کودکان را به نخستین قربانیان خود تبدیل میکند.
کودکی که پشت چراغ قرمز جا میماند
برای بسیاری از شهروندان، کودکان کار با چهرههایی شناخته میشوند که در تقاطعها و خیابانها به فروش کالاهای کوچک یا تکدیگری مشغول هستند، اما واقعیت این است که بخش بزرگی از کودکان کار هرگز دیده نمیشوند، بسیاری از آنان در کارگاههای غیررسمی، مزارع کشاورزی، مشاغل خانگی و محیطهایی فعالیت میکنند که از نگاه عموم پنهان است.
همین پنهان بودن، شناسایی و حمایت از این کودکان را دشوارتر میکند، در برخی موارد نیز کودکان در معرض انواع سوءاستفادهها، خشونت، بهرهکشی اقتصادی و آسیبهای جسمی و روانی قرار میگیرند؛ موضوعی که ضرورت مداخله نهادهای حمایتی را بیش از پیش آشکار میکند.
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که مقابله با کار کودک تنها از طریق اقدامات مقطعی امکانپذیر نیست، جمعآوری کودکان از خیابان بدون توجه به عوامل ریشهای این پدیده، نه تنها راهگشا نیست بلکه در بسیاری از موارد موجب بازگشت دوباره آنان به همان شرایط میشود.
از همین رو، رویکردهای جدید در حوزه حمایتهای اجتماعی بر توانمندسازی خانواده، آموزش کودکان، حمایتهای اقتصادی و مداخلات تخصصی متمرکز شده است؛ رویکردی که در سالهای اخیر در برنامههای سازمان بهزیستی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
مسیر حمایت از خیابان تا خانواده
در هرمزگان نیز مرکز ساماندهی کودکان کار و خیابان بهزیستی با هدف کاهش آسیبهای اجتماعی و حمایت از کودکان در معرض خطر فعالیت میکند؛ مرکزی که به گفته مسئولان آن، تلاش دارد با نگاهی علمی و چندجانبه، کودکان را از شرایط آسیبزا خارج کرده و زمینه بازگشت آنان به زندگی عادی را فراهم کند.
رئیس اداره اورژانس اجتماعی بهزیستی هرمزگان با تشریح فرآیند حمایت از کودکان کار و خیابان، تأکید کرد: رویکرد این مرکز صرفاً به جمعآوری کودکان از سطح شهر محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از اقدامات تخصصی برای شناسایی ریشههای آسیب، حمایت از کودک و توانمندسازی خانواده در دستور کار قرار دارد.
افسانه پورمحمود گفت: فرآیند پذیرش کودکان از مرحله شناسایی آغاز میشود؛ شناسایی که از طریق گشتهای سیار، معرفی از سوی شهروندان یا مراجعه مستقیم صورت میگیرد و پس از آن، تیمهای تخصصی شامل مددکاران اجتماعی و روانشناسان وضعیت سلامت، سن، شرایط خانوادگی و میزان آسیبپذیری کودک را بررسی میکنند تا نوع خدمات مورد نیاز مشخص شود.
به گفته وی، پس از انجام این ارزیابیها، مجموعهای از خدمات حمایتی برای کودک و خانواده ارائه میشود، مشاورههای فردی و خانوادگی با هدف شناسایی دلایل حضور کودک در خیابان و بهبود شرایط روحی و روانی او که یکی از مهمترین بخشهای این فرآیند است؛ چرا که بسیاری از کودکان علاوه بر مشکلات اقتصادی، با چالشهای عاطفی و خانوادگی نیز روبهرو هستند.
رئیس اداره اورژانس اجتماعی بهزیستی هرمزگان بر اهمیت آموزش در پیشگیری از تداوم این آسیب اجتماعی، از اجرای برنامههای آموزشی، تحصیلی و مهارتآموزی برای کودکان و نوجوانان تاکید و بیان کرد: فنی و حرفهای میتواند زمینه ورود قانونی و ایمن نوجوانان به بازار کار در سالهای آینده را فراهم کند و آنان را از بازگشت به چرخه آسیب دور نگه دارد.
پورمحمود همچنین حمایتهای درمانی و معیشتی را از دیگر محورهای فعالیت این مرکز عنوان کرد و گفت: ارائه خدمات درمانی، توزیع بستههای حمایتی و کمک به رفع برخی مشکلات معیشتی خانوادهها با هدف کاهش فشارهای اقتصادی و جلوگیری از بازگشت مجدد کودکان به خیابان انجام میشود.
وی بر این باور است که حل مسئله کودکان کار بدون توجه به وضعیت خانوادهها امکانپذیر نیست، از همین رو، بخش مهمی از برنامههای بهزیستی بر توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی خانوادهها متمرکز شده است تا زمینههای حضور کودکان در خیابان از میان برداشته شود.
رئیس اداره اورژانس اجتماعی بهزیستی هرمزگان در ادامه با اشاره به جنبههای قانونی حمایت از کودکان تصریح کرد: اولویت همواره بر جلب همکاری و رضایت والدین یا قیم قانونی است، اما در شرایطی که کودک در معرض خطر فوری قرار داشته باشد یا امکان دسترسی به خانواده وجود نداشته باشد، مداخلات حمایتی با هماهنگی دستگاه قضایی و بر اساس احکام قانونی آغاز میشود.
به گفته وی، پس از طی مراحل قانونی، کودکان متناسب با شرایط خود به مسیرهای حمایتی مختلف هدایت میشوند، کودکانی که خانواده آنان فاقد صلاحیت لازم برای نگهداری است، به مراکز شبانهروزی ارجاع داده میشوند و سایر کودکان نیز از خدمات آموزشی، درمانی، حمایتی و مهارتهای زندگی بهرهمند میشوند تا شرایط بازگشت ایمن آنان به محیط خانواده فراهم شود.
پورمحمود در عین حال بر اهمیت همکاری میان دستگاههای اجرایی، نهادهای حمایتی، تشکلهای مردمنهاد و خیران تأکید میکند و این تعامل را یکی از مهمترین عوامل موفقیت در ایجاد محیطی امن و پایدار برای آینده کودکان میداند.
مسئولیتی که بر دوش همه جامعه است
تجربههای موفق جهانی نشان میدهد هرجا حمایت از خانوادهها، توسعه آموزش، کاهش فقر و گسترش خدمات اجتماعی به صورت همزمان دنبال شده، آمار کودکان کار نیز کاهش یافته است، در مقابل، بیتوجهی به این عوامل موجب شده چرخه کار کودک همچنان در نسلهای مختلف تداوم پیدا کند.
روز جهانی مبارزه با کار کودکان یادآور این واقعیت است که کودکی نباید قربانی فقر، نابرابری یا آسیبهای اجتماعی شود. هر کودک باید فرصت آموختن، بازی کردن، رشد و ساختن آینده خود را داشته باشد؛ فرصتی که تحقق آن نیازمند مسئولیتپذیری همه نهادها و آحاد جامعه است.
شاید هنوز در بسیاری از چهارراهها بتوان کودکانی را دید که به جای کیف مدرسه، کالایی برای فروش در دست دارند، اما امید آنجاست که با توسعه حمایتهای اجتماعی، توانمندسازی خانوادهها و تداوم برنامههای حمایتی، مسیر این کودکان از خیابان به کلاس درس تغییر کند؛ مسیری دشوار اما ضروری برای ساختن فردایی امنتر و انسانیتر.